<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهرداد بخشی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_20029256</link>
        <description>عجیب اما واقعی: &quot; من می خوام و بهم داده میشه. تو هم بخواه تا بهت داده بشه.&quot;</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 21:46:18</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1913761/avatar/kQ9k0s.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهرداد بخشی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_20029256</link>
        </image>

                    <item>
                <title>حال خراب کن ها در زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20029256/%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%86-%D9%87%D8%A7-gp4hogrf3iwn</link>
                <description>توی پست قبل (دلایلی که ثابت میکنه حال بد اصلا وجود نداره) ثابت کردم که اصلا حال بد وجود خارجی نداره و اگه حالمون بد میشه برای اینه که حال خوبی که باید داشته باشیم رو نداریم. یعنی درواقع اون حال خوبی که لازمش داریم ، ازمون گرفته میشه و برای همین حالمون بد میشه.حالا توی این پست درمورد این حرف میزنم که چی میشه که حال خوب ازمون گرفته میشه؟ چه موقع و کی اینجوری میشه. یعنی چی میشه که اینجور میشه.یعنی یه جورایی ریشه این حال بدمون رو پیدا کنیم. و بعد از اینکه فهمیدیم که چه موقع و چرا و چطور حالمون بد شده و چی یا کی باعث شده که حالمون بد شده، اونوقت دنبال این باشیم که کارهایی انجام بدیم که حال خوبی که دنبالش هستیم، دوباره بهمون داده بشه.نابود کننده های حال خوب.قبل از این که بخواییم بدونیم چرا و چطور باید حال خودمون رو خوب کنیم، باید اول ببینیم که اصلا چرا و چه چیزی باعث شدن حال خوب ما ازمون گرفته شده و حالمون بد شده.توی دنیا هزاران چیز و هزاران مورد هست که ممکنه حال آدم رو بد کنه. اما همه ی این موارد توی دو تا گروه قرار میگیرند.حال خراب کن های بیرونیحال خراب کن های درونیخوب . اول بریم سراغ حال خراب کن های بیرونی. حال خراب کن های بیرونی، اون دسته از موارد و اتفاق هایی هستند که بیرون از جسم و فکرت اتفاق می افتند و اول روی جسمت و بعدش روی فکر و روح ات تاثیر میزارند. باعث میشن که حالت خراب بشه برای همین هم بهش میگیم حال خراب کن های بیرونی.مثلا، [بزرگ ترین و دردناک ترین حال خراب کن ها] شکست عشقی، مرگ یکی از عزیزان و دوستان صمیمی، از بین رفتن اموال و دارایی هات ، تصادف کردن و ضرر جانی دیدن، و ... هزار و یک اتفاق های بزرگ و کوچک دیگه.حال خراب کن های درونی [بزرگ ترین و دردناک ترین حال خراب کن ها] احساس گناه کردن بخاطر هر کار اشتباهی که ممکنه کرده باشی، مریض شدن ، خراب شدن عضوی از اعضای درونی بدن و... موارد بزرگ و کوچک دیگه.پس با این حساب چیزی که توی مراحل اول باید بهش توجه کنی اینه که : تو توی هر نوع فعالیتی که انجام میدی، این حال بد کن ها وجود دارند . وقتی میگم هر فعالیتی، یعنی توی هر فعالیتی. مثلا توی خوردن؛ خوابیدن؛ خرید کردن، توی ورزش کردن، توی عشق و عاشقی؛ حتی توی مسافرت همون، توی جشن و شادی هامون و توی هر چیزی که همین الان به ذهنت میاد ممکنه اتفاق هایی برات بیافته که حالت رو بد کنه. و همین طور توی مهمترین قسمت زندگی ات یعنی توی کسب و کار و راه های پول به دست اوردنت.اما از اونجایی که نمیشه درمورد همه ی این موارد بصورت تخصص وارد شد، پس من به ناچار یکی از این موارد بالا (مورد آخر) رو انتخاب کردم تا کمک کنم توی اون فعالیتها حال خودم و افراد خوب بشه. پس یعنی ، حالا من بیشتر روی حال خراب کن ها در کسب و کار حرف میزنم که اونهم توی سفر هست و بعدش براش راه حل ها و راه کارها و مثالهایی از حال خوب کن ها میارم.مورد اول اینه که باید ببینیم ریشه این حال بدمون چیه. باید اونو پیدا کنیم و از ریشه حلش کنیم. باید ببینی که آیا اون چیزی که حالت رو خراب کرده , از بیرون بوده یا از درون.مثلا ممکنه شکست عشقی شدیدی خورده باشی. یه شکست نابود کننده که حتی ممکنه تو رو از همه دنیا منتفر کنه و دست به کارهای بدی و ناخوشایندی بزنی، این یکی از بزرگترین ضربه ای هست که توی دنیا وجود داره.این مورد اونقدر دردناکه که اگه اون کسی که دوستش داری از دنیا بره؛ خیلی راحت تر از اینه که اون فرد هنوز زنده باشه بشه اونو بارها و بارها دید. اون هم در کنار فردی دیگه . دست توی دست یکی دیگه. و بد تر و سخت تر از این که اون عشقت از نزدکان و آشنایانت باشه و باز سختر اینکه اون فرد توی منطقه خودت و نزدیک خونه و زندگی خودت باشه و گاه و بیگاه مجبور باشی اونو ببینی، اما بدونی که هیچوقت بهش نمیرسی.این دقیقا حال و روز خود من بود. عشق من دختر عمه ام بود. خونه اشون سر کوچه، بیشتر از 15 سال دیوانه وار دوستش داشتم اما هیچوقت دوستم نداشت و هرچی سعی کردم که دوستم داشته باشه، باز هم دوستم نداشت و بالاخره با کسی دیگه رفت.خلاصه درد خیلی سخت و سنگینی هست که خودم این درد رو کشیدم. شدید، سخت و سنگین و نابود گر.اما باز هم الان حالم خوبه. الان که چند روزی هست که اون رو از دست دادم و مال فردی دیگه شده، باز هم حالم خوبه. البته نه به اندازه ی قبل و نه به اندازه ای که اگه پیشم بود حالم عالی میشد ، اما باز حالم خوبه و دارم کم کم تلاش میکنم تا کارهایی بکنم که بجای اون اتفاق وحشتناک ، اتفاق های خوب دیگه ای برام رقم بخوره تا شاید حالم بهتر و بهتر از الان شد. شاید قسمت من اینجوری بوده که اون شکست عشقی رو بخورم.بگذریم.این داستان رو گفتم تا بدونی که زندگی ادامه داره حتی اگه شدید ترین شکستها رو بخوریم و نباید جا بزنی. مباید خودت رو ببازی. نباید شکست رو قبول کنی. باید بلند بشی و روی پای خودت باستی.میدونم. اوایلش خیلی سخته. من هم به این راحتی ها که میگم و میشنوی نتونستم خودم رو جمع و جور کنم. خودم هم بارها تصمیمات عجیب و غریبی گرفتم و خواستم که کارهای وحشتناک و کثیفی انجام بدم اما هربار سعی کردم خودم رو قانع کنم که هیچ کدوم از اون کارها عاقلانه نیست. هیچکدوم از اون کارها منطق و درست نیست. هیچ کدوم از اون کارها خوب و شایسته و برازنده ی من نیست.بله. خودم هم بعد از چندین هفته تونستم خودم رو جمع و جور کنم و حالم رو کمی بهتر کنم تا بتونم به زندگی برگردم.حتی هنوز خیلی مونده تا بتونم واقعا یه لبخندی از ته دلم بزنم. هنوز قیافه ام درب و داغونه. هنوز دلم پر از درد و غمه. هنوز هم سخت ناراحت هستش. هنوز هم آتیش این درد داره دلم رو میسوزونه و ذوب میکنه اما من تلاش میکنم تا جلوی این غم رو بگیرم. به هر قیمتی که شده.  با اون تکنیک هایی که بلدم و قرار بود که به شما هم یاد بدم تا شما هم توی هر موقعیت ناراحت کننده ای گیر کرده بودید ازش استفاده کنید. اما انگار قبل از این که اون تکنیک ها رو به شما ها منتقل کنم و با شما به اشتراک بزارم، مجبور شدم باز هم خودم قبل از شما ازشون استفاده کنم تا حالم خوب بشه.اما این بزرگترین دردی که ممکنه کسی تجربه کنه و امیدوارم که هیچ کسی این درد رو تجربه نکنه. امیدوارم همه از همون اول وارد رابطه ای بشن که آخرش خوش باشه. فرقی نمیکنه پسر باشی یا دختر. آرزو میکنم که اولا هیچوقت همچین دردی رو تحمل نکنی و اگه قراره تحمل کنی خیلی کوتاه باشه که درد زیادی نکشی.درسته که بحث های اصلی من توی این پست و پست های بعدی بیشتر درمورد حال خراب کن فعالیت های پول درآوردن هستش اما این موارد و مواردی مثل مرگ عزیزهامون ممکنه که روی فعالیت های پول دراوردنمون هم تاثیر بزاره و کارمون رو به چالش بکشه. ممکنه توی بدترین لحظه هایی پیش بیاد که کلا ذهنت رو از مسیر اصلی ات منحرف کنه و تا مدتها ضرر های پولی زیادی بهت بزنه .درست همون اتفاقی که برای من افتاد. درواقع این شکست عشقی من دقیقا توی اولین روزهایی بود که من میخواستم شروع کنم به پست گذاشتن در بارهی حال خوب توی راه و فعالیت های پول در اوردن. همین باعث شد که من بیشتر از دو هفته بطور کلی دست به کیبرد نزنم. دو هفته شب و روز نه با کسی حرف میزدم و نه غذای درست و حسابی میخوردم.دوست داشتم فقط تنها باشم و فکر کنم و آروم باشم . بتونم توی اون تنهایی هام حال خودم رو خوب کنم.افراد دیگه دلشون برای حرف زدنهای من و شوخی ها و خنده های من تنگ شده بود ولی من مثل یه مردهی متحرک شده بودم. نه با کسی شوخی میکردم و نه میخندیدم. آخه قلب من شکسته بود و درد میکشیدم. چجوری با این حال و روز باید میخندیدم؟حالا با این اوضاع دیگه به هیچ وجه نمی تونستم بیام سراغ هیچ کاری بکنم و حتی نمیتونستم بیام سراغ ویرگول و پست گذاشتن توی ویرگول. کلا ذهنم تعطیل شده بود نمی تونستم تمرکز کنم و کاری بکنم.نکته الان اینه که مهم نیست حال خراب کن های بیرونی حالت رو خراب کردند یا حال خراب کن های درونی. مهم اینه که الان حالت خراب شده و باید هرچی زودتر یه فکری به حالشون بکنی.حالا این راه حل هایی که حال خوب رو به شما برمیگرونه چی هستش؟مورد اول اینه که: چه اونهایی که از بیرون حالت رو بد میکنند و چه اونهایی که از درون حالت رو بد میکنند، باید از خودت دور کنی و یا هرچی زود تر ازش دور بشی. مثل دور شدن از یه مار سمی. مثل دور شدن از آتیشاگه نمی تونی ازش دور بشی یا اونو از خودت دور کنی، پس باید نسبت بهش بی تفاوت بشی، باید بهش بی محلی کنی. نباید بهش اهمیت و ارزش زیادی بهش بدی. باید به اندازه ای که واقعا ارزش داره بهش اهمیت و بها بدی نه بیشتر. پس در هر صورت ما باید اون چیزهایی که[چه از درون و چه از بیرون] حالت رو بد می کنند رو از خودمون دور کنیم.اما چجوری بدونیم که چی حالمون رو خراب میکنه و باید کلا قیدش رو برای همیشه بزنی و چه چیزهایی هستن که فقط باید اونها رو انجام بدی تا حالت دوباره خوب بشه.ابن رو باید به احساساتت بسپری. احساساتت همه چیز رو بهت میگه. اولین و بهترین و کاربردی ترین کار همینه. ببینی وقتی داری اون کار و فعالیت رو انجام میدی آیا حست بهش خوبه، اگه هست میتونی ادامه بدی ولی اگه دیدی چندین بار انجامش میدی و در زمان انجام دادنش اصلا حس خوبی بهش نداری، باید بدونی که اون چیز اصلا مناسب تو نیست. پس اونو کلا بزارش کنار. اشتباه من رو توی عشق بازی هام نکن.وقتی فعالیتی رو چندین بار انجام میدی و حس خوبی بهش نداری اما بقیه میگن که اون مورد چیز معرکه ای هست، بهشون گوش نده. باید ازیه گوش بشنوی و از اون گوش دیگه ات بدی بیرون. درعوض فقط و فقط به ندای درونت گوش کن و به احساساتت گوش کن. یهنی اگه هرچی احساست گفت ، فقط همون رو قبول کن فقط همون رو. بله. فقط و فقط به حرف بقیه و به چیزهایی که ظاهرا فکر میکنی درسته توجه نکن. فقط و فقط به ندای درونت گوش کن. من بیشتر از 15 سال این تجربه رو داشتم اون هم توی عشق بازی که مقدس ترین کار دنیاست.ولی تو این تجربه رو نکن. سعی نکن زمان و عمرت رو برای چنین ریسک احمقانه ای بزاری. توی هیچ موردی.من اگه توی این 15 سال فقط یک بار به ندای درونم و به احساساتم گوش میکردم و بهش اهمیت میدادم و لجبازی نمیکردم ، الان خیلی زندگی بهتری داشتم. الان یک از موفق ترین افراد دنیا بودم.من هیچوقت در این مورد به ندای درونم گوش نکردم تا اینکه اون رفت دنبال زندگی خودش و من موندم تک و تنها با یه قلب شکسته و درب و داغون که بخاطر حماقت های خودم داغون شده بود.یعنی اگه اون تا آخر عمرش هم کسی پیدا نمیشد تا باهاش ازدواج کنه، من هم ممکن بود تا اخر عمرم بمونم تا دلش رو به دست بیارم غافل از اینکه اون اصلا من دوست نداشت و دوست هم نمیداشت چون هیچ حسی به من نداشت.هیچ حماقتی بالاتر از این توی دنیا نیست که احساساتت رو نادیده بگیری.بالاخره تصمیم گرفتم یه سری به سایت آقای محسن نجفی بزنم و حال دلم رو از درون خوب کنم. چون ایشون استاد من هستن و راه کارهایی کاملا کاربردی و عمیقی میدن برای خوب شدن حال خوب.بعد چند تا از مقالات ایشون رو که خوندم و کمی حالم بهتر شد. یکی از مقالاتش این بود.“به هیچکس جز خودت دل نبند ! خوبها که تا ابد عاشقانه کنارت میمانند ، به زور مرگ میروند ، بقیه نیز خود میروند !”وقتی وابسته ی کسی میشوید و همه ی وجود خود را به نام کسی میزنید ، اتفاقی که می افتد این است که به مرور زمان و هرچه زمان میگذرد ، وابستگی شما بیشتر و بیشتر شده و نهایتا ، روزی میرسد که همه ی وجود شما ، وابسته به یک نفر مشخص شده است و این مساله ، میتواند ریسک بسیار بزرگی باشد.نکته اول این است که حتی اگر میخواهید چنین کاری کنید ، دقت داشته باشید که چه کسی را برای این کار انتخاب کرده اید.همه ی وجود خود را به نام چه کسی میخواهید بزنید ؟ آیا صفاتی مانند وفاداری ، شخصیت با ثبات و یا سایر صفات را دارد ؟ پس از اینکه از این مساله مطمئن شدید ، میتوانید همه ی وجود خود را به نام او بزنید ! اما صبر کنید !آیا اگر او بهترین فرد دنیا باشد ، بازهم میتوان چنین کاری کرد ؟ یا مرگ وجود دارد ؟بله ، بنظر میرسد اینکه همه ی وجود خود را به نام کسی کنید و هرگز بخشی از وجودتان را برای خود نگه ندارید ، حتی اگر فرد مذکور ، بهترین باشد ، ریسک بزرگی است ! همانطور که میدانید ، قدرت نامحدود ، هرگز قصد ندارد باوری را به ذهن شما تزریق کند زیرا هیچ نگرش و باوری ،  لزوما درست نیست.باورها و نگرشها ، فقط یک پنجره متفاوت به یک واقعیت ثابت هستند.آیا اینکه عاشق خودم باشم و بخشی از وجودم را برای خودم نگهدارم ، با یک رابطه ایده آل ، در تضاد نیست ؟!اگر فرد مقابل ، عاشق شما باشد ، اصولا در این حالت ، دو نفر را خواهید داشت که عاشق شما هستند ! هم خود شما و هم فرد مقابل ! از طرف دیگر ، شما نیز عاشق فرد مقابل هستید و خود او نیز رابطه خوبی با خودش دارد ! بنابر این ، مشکلی با ساخت یک رابطه ایده آل وجود نخواهد داشت !باید یک جمله را بگوییم :“وقتی کسی با همه ی وجود با شما عاشقی میکند ، شجاعت این است که شما نیز همین کار را کنید ! اما هوشیار باشید که با قبول این مساله ، همه ی تعهد ریسک های احتمالی در آینده را نیز ، پذیرفته اید ! پس این کار را ، فقط با عشق ایده آل خود ، انجام دهید ! کسی که ویژگیهای ارزشمند مورد نظرتان را داراست !”خوب توی این پست درمورد حال خراب کن هایی توی زندگی حرف زدم و توی پست بعدی بیشتر درمورد حال خراب کن های راه های پول دراوردن حرف خواهم زد .</description>
                <category>مهرداد بخشی</category>
                <author>مهرداد بخشی</author>
                <pubDate>Sun, 25 Jun 2023 22:03:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درباره ی دقت مطالب تمام پستهام در ویرگول و... :</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20029256/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%8C-%D8%AF%D9%82%D8%AA-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85-%D9%BE%D8%B3%D8%AA%D9%87%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-%D9%88-iqmoiyqcnaz1</link>
                <description>وقتی توی تک تک پستهام برات حرف میزنم و اطلاعاتی میزارم، باید بدونی که این اطلاعات، اطلاعتی متفاوت از خیلی از اطلاعاتی هست که جاهای دیگه دیدی و خوندی. اطلاعاتی منحصر به فرد که اگه بهشون ایمان داشته باشی و اونها رو عمل کنی، 100% جواب میدن.پس وقتی در حال خوندن و شنیدن یک سری تئوریهای بدرد نخور که از کتابهای مختلف برات کپی پیست میشوند(مثل خیلی از افراد که آموزشهای شبیه این آموزش ها رو  میدن) نیستی !بلکه همه ی این مطالب از مطالعات خیلی خیلی زیاد و وسیع توی شاخه های مختلف علوم، نشات میگیرند و برای همینه که تضمین میکنم که اگه اونها رو تماما و مو به مو انجام بدی، بطور قطع به نتیجه میرسی.تاکید می کنم که این اطلاعات قصه هایی جالب و هیجان انگیز نیستند که من برات تعریف کنم و تو خوشت بیاد و وقتت رو بگذرونی و تفریح کرده باشی. بلکه بیشتر اونها کاملا حقیقی هستند . کاملا واقعی و حقیقی. و دلیلش هم  اینه که من فقط با حقیقت کار دارم و فقط دنبال حقایق هستم چون گاهی ممکنه برای یادآوری کردن بعضی مسائل به خودم، بیام از همین مطالب خودم استفاده کنم چون اولا خودم اونها رو نوشتم و دوما میدونم چی هستند و باور و ایمان کامل دارم که درست هستند و اگه اونها رو مو به مو انجام بدم، من رو به خواسته هام میرسونند.پس برای همینه که من فقط و فقط به حقیقت ها اهمیت میدم و به هیچ چیز دیگه ای غیر از بیان حقیقت اهمیت نمیدم.پس، اکثر این مطلبی که پست کردم و باز هم پست خواهم کرد، درحقیقت کاملا عملی هستند که بارها و بارها بصورت تجربی امتحان و تایید شده اند.یکی دیگه از دلایلی که دارم این اسرار رو توی ویرگول و ... پست میزارم برای اینه که به خودم قول دادم که تاجایی که بتونم به خودم و به مردمی که دنبال حال خوب و پول و مال و دارایی خوب و زیاد هستند، کمک کنم تا اونها هم مثل خودم به این خواسته هاشون برسند. برای همین هم خودم و هم هرکس دیگه ای که بخواد حال خوبی داشته باشه و هم بتونه پول و دارایی خوبی به دست بیاره، میتونه به این پستها سر بزنه، مطالب مورد نیازش رو پیداکنه، انتخاب کنه، مطالعه کنه ، بره انجامشون بده  و نتیجه های اونها رو هم بگیره.اما ممکنه در آینده من همین مطالب و مطالب با ارزشتر دیگه ای رو[که توی پست ها نزاشتم و نمیزارم] توی یه پکیج و بسته ای جمع کنم و اونها رو قیمت گذاری کنم تا برید و اونها رو خریداری کنید. دلیل این کارم هم اینه که انسان زمانی که بهای یه چیزی رو بده ، بعدش براش اهمیت و ارزش خیلی زیادتری قائل میشه و قدر و منزلتش رو بیشتر میدونه بعدش میگه :&quot;من برای این مورد فلان مقدار پول دادم پس باید حتما ازش استفاده کنم. نباید بزارم پولم حدر بره.&quot;،پس ، برای همین کمربندش رو محکم میکنه و تلاش میکنه تا حتما از اون چیزی که بهاش رو داده استفاده کنه و اینجوری میشه که بطور خودکار اون اطلاعاتی که خریداری کرده رو به کار میگیره  و  بعد نتیجه اونها هم بعد از اون خود به خود پیدا میشه.برای همینه که من مجبورم برای نتیجه گرفتن شما بعضی از این اطلاعات رو پولی کنم. مورد بعداینکه . تا زمانی که اونها رو انجام ندی نمیتونی نتیجه اونها رو بگیری.اما مورد بعدی اینه که آیا اونها رو انجام خواهی داد؟ من نمیدونم که آیا انجامش میدی یا نه ولی باید بدونی که انجامش بدی یا انجامش ندی تصمیم خودته. </description>
                <category>مهرداد بخشی</category>
                <author>مهرداد بخشی</author>
                <pubDate>Sat, 17 Jun 2023 20:44:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلایلی که ثابت میکنه : «حال بد » وجود نداره!!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20029256/%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%AE%D9%88%D8%A8-iaew3lektha8</link>
                <description>هیچوقت اون روزی که اون اتفاق وحشتناک برام افتاد و حالم رو بدجور ناجور بد کرد، فراموش نمی کنم.اون روز خیلی داغون شده بودم. درحدی بود که از دنیا بریده بودم. از همه کس و همه چیز. دیگه هیچ چیزی برام مهم نبود. از همه چیز و همه کس ناامید شده بودم حتی از خدا. داشتم به حد جنون میرسیدم. چند بار خواستم خودکشی کنم و از این زندگی لعنتی خلاص بشم. از این زندگی پر از غم و درد. از این زندگی رقت بار.از خونه ترد شده بودم. اعتبارم رو پیش همه از دست داده بودم. تبدیل شده ودم به یه آدم تنفر برانگیز. غم  و غصه و ناراحتی شده بودند بختک های زشت و بی ریخت و بد ترکیبی و افتاده بودند روی من و قصد هم نداشتند از روی این تن به فنا رفته ، بلند بشن. انگار کنگر خورده بودند و لنگر انداخته بودند روی من آس و پاس و بیچاره.اون روزهای آخر دیگه همه ی این بدبختی ها رسیده بودند به اوج خودش. روزها اینجوری می گذشت. سخت و خفقان انگیز. از اون طرف هم نه اون بدبختی دست از سر کچل من برمیداشت و نه خودم می تونستم خودم رو از شر این بدبختی لعنتی خلاص کنم.چند روز که گذشت و تصمیم گرفتم که فقط مثل مرده ها زندگی کنم. مثل یه مرده ای که دربو داغون شده بود . مرده ای که انگار یه تریلی هیجده چرخ ، بیست و دو بار از روش رد شده بود و یه غلتک ده تُنی هم 25 بار بدنش رو له و اورده کرده بود. بدجور ناجور، درب و داغون. اما باز هم جون داشتم. بازهم حرکت میکردم. بازهم نفس می کشیدم. بازهم زنده بودم. سگ جون تر از هر سگ جونی بودم. خوب توی این حالت می خواستم یه جورهایی خودم رو به چیزی مشغول کنم. مشغول بشم تا وقت بگذره و آروم آروم نابود بشم و از بین برم. توی همون حالت تصمیم گرفتم که وارد اینترنت بشم و شروع کنم به سرچ کردن چیزهایی که دوست داشتم درموردشون چیزهایی بدونم. ساعت ها توی اینترنت الکی چرخ میزدم و وقتم رو بیخودی تلف میکردم. همیجا بود که  یکهو با خودم گفتم :&quot; تا کی؟! تا کی باید اینجوری زندگی کنم؟! کاش یه راهی بود. به معجزه ای که من از این دنیای مردها نجات بده. از این زندگی تاریک نجات بده. از این زندگی کوفتی نجات بده. کاش. کاش. &quot;چندین دقیقه ای توی همین فکرها بودم و اون خواسته هایم رو تجسم میکردم. بعد از چندین دقیقه یواش یواش خوابم برد و پای لپ تاپ خوابیدم. وقتی از خواب بلند شدم دوباره همه اون فکرها به ذهنم برگشت. دوباره اون دردها. اون عذابها. اما لابه لای همین افکار یکهو فکری توی ذهنم ظاهر شد که داشت می گفت: &quot;توی اینترنت بگرد و ببین که آیا برای این دردی که مثل خره افتاده به جونت و روح و ذهن و جسم و جانت رو درگیر کرده و داره نابودت میکنه ، درمانی پیدا میشه یا نه. ببین آیا کسی میتونه کمکت کنه که از این منجلاب بیرون بیایی یا نه. و...&quot;بعد بلافاصله دستهام بطور ناخودآگاه به سمت کلیدهای کیبرد رفت و سرچ کردم:&quot; درمان شکست عشقی چیست؟&quot;.بعد از چند ثانیه ، چند تا سایت بالا اومد. من هم اونها رو تک تک باز میکردم و مطالب اونها رو میخوندم که یکهو مطالب یکی از سایتها به شدت توجهم رو به خودش جلب کرد. برای چندین دقیقه قفل شدم روی اون سایت و سعی کردم با دقت بالاتری اون مطالب رو بخونم.مطالب اون سایت داشت دقیقا همون اتفاق هایی رو که برای من افتاده بود رو میگفت. تازه اونجا بود که فهمیدم مشکل کار من از کجاست. فهمیدم که چرا  دختری که دیوانه وار دوستش داشتم، جواب رد به من داد.فهمیدم که از کجا داشتم ضربه میخوردم. فهمیدم که تمام اون دردها، بدبختی ها، ناراحتی ها و غم ها و نگرانی هایی که داشتم بخاط فقر و نداری هستش. اون فقر و نداری بود که من و از چشم همه کس انداخته بود و همه کس رو ازم دور کرده بود. اونقدر دور دور شده بودم از افرادی که عاشقانه دوستوشون داشتم اما نمیتونستم از 100 کیلو متری اونها رد بشم. حتی توی اون حالت هم از خجالت آب میشدم ولی حتی زمین هم قبولم نمی کرد و اجازه نمی داد برم توش و از چشم همه محو بشم.تازه فهمیدم چه بلایی سرم اومده که خودم خبر نشدم. بعد دنبال راه حل هایی برای حل کردن این مشکل گشتم. و دیدم که اتفاقا راه حل هایی هم برای حل کردن این مشکل گفته که به نظر میرسه باید کاربردی باشه. باخودم گفتم بزار اون راه حل ها رو امتحان کنم ببینم چی جواب میده.کم کم که داشتم اون راه حل ها رو امتحان میکردم دیدم که اون راه حل ها جواب میده و دردها و ناراحتی های من رو کم کم داره خوب میکنه. بعد تصمیمی گرفتم با دقت و شدت بیشتری اون کارها رو انجام بدم تا نتایج بیشتری بگیرم.بعد کم کم حالم بهتر شد و تونستم تا حدودی از اون حال بد بیرون بیام و زندگی ام رو بهتر کنم.حالا از اون روزها چند سالی میگذره و من فهمیدم که برای زندگی کردن چقدر حال خوب داشتن مهم و اساسی هستش.الان دیگه خیلی خوب میفهمم که همه ما لازم داریم که حالمون رو خوب کنیم. برای همین هم خودمون رو به آب و آتیش میزنیم تا حالمون رو خوب کنیم. خودمون رو به در و دیوار میزنیم که حالمون رو خوب کنیم. به هرچیزی و هر کاری چنگ و دندون می زنیم و خودمون رو می کُشیم تا بلکه یه کمی حالمون خوب بشه.حالا اگه بتونیم همیشه و همه جا حال خودمونو خوب کنیم، دیگه نور علی نور میشه. اونوقت میتونیم یه نفس راحت بگشیم. یه کمی زنده باشیم. یه کمی زندگی کنیم.اما ما باید از این هم بیشتر بخواییم. خیلی بیشتر. !!! حال خوب بیشتر. توی مدت زمان بیشتر.یعنی اگه حالمون خوب شده و الان حالمون خوبه ، باز باید دنبال این باشیم که حالمون رو بهتر کنیم. و اگه حالمون بهتره، باید حالمون رو بهترتر کنیم. خلاصه باید توی این زمینه هم مثل خیلی از چیزها، مدام درحال پیشرفت باشیم. باید مدام بیشتر از قبل حال خوب رو بخواییم.اما برای خوب کردن حالمون، باید چه کارهایی بکنم؟!!خوب. من اینجام تا بگم که چجوری باید حالمون رو خوب کنیم. پس بیا شروع کنیم. اما قبل از اینکه درمورد راه های خوب کردن حالمون حرف بزنم باید چند تا مورد مهم رو بگم.مورد اول اینه که افرادی هستن که دارن سعی میکنند به مردم کمک کنند تا حالشون رو خوب کنند. البته که نیت اونها خوب و خیر هستش اما مساله اینه که چیزیهایی که اونها میگن و کارهایی که ازت میخوان انجام بدی تا حالت خوب بشه، کاملا درست نیست و بعضی از حرفهاشون ناقصه. بعضی حرفهاشون درست جواب نمیده و بعضی از حرفهاشون هم اون جواب هایی که میخوای رو نمیده . یعنی اطلاعات و آموزش هاشون یه جورهایی ضعف داه یا سطحی و موقتی هستن. یا اینکه ممکنه حالت رو خوب می کنند اما فقط بطور موقت.مثلا برای اینکه حال افراد رو خوب کنن، میان و میگن: &quot; تو باید بری سفر، بری خرید ، بری سُنا و جکوزی، جشن و عروسی هم بدک نیست. فیلمهای بامزه و طنز نگاه کنی، آهنگهای شاد و آرامش بخش گوش کنی، کاریکاتور ببینی، یوگا کار کنی، نرمش و ورزش کنی وووو &quot; هزار و یک کار اینچنینی بهت معرفی میکنن و میگن برو حالشو ببر. تو دیگه از این به بعد بهترین حال دنیا رو خواهی داشت.خلاصه کلی از این ایده ها و نظرهایی که میدن تعریف و تمجید و پشتیبانی و حمایت میکنن و تو رو به سمت اون کارها هدایت میکنن جوری که انگار دربرابر غم ها ضِد ضربه میشی.اما باید بگم که این کارها خوبه اما موقتیه. اینها فقط یه جورایی مسکن هستن. درست مثل فردی که توی جاده تصادف میکنه و پایش میشکنه. خوب توی اون لحظه های اول که هنوز اورژانس نرسیده بالای سرش تا ببره به بیمارستان و عمل کنند، درد پاهاش، پدرش رو درمیاره. وقتی که اورژانس میرسه بالای سرش، اون داره از درد به خودش می پیچه و مامور اورژانس برای اینکه دهن اون بیمار رو ببنده، یعنی نزاره بیشتر از این داد بزنه و فریاد بکشه، میاد و از توی وَک و وسایلش، یه آمپول ناز و خفن بیرون میاره تا بزنه به این آدم پا شکسته تا دردش آروم بشه.اما این آمپول فقط یه مسکنه براش و موقتا دردش رو کم کرد ولی هیچوقت بطور عمیق و بطور کلی دردش رو از بین نمیبره. پس، دکتر جون ما میدونه که این فقط موقتیه و با این چیزا اون آدم خوب نمیشه بلکه باید درد رو از ریشه حل کنه. یعنی اون فرد باید بره و عمل جراهی بشه تا پاش خوب بشه. برای همین لنگش رو میگیره و میندازه توی آمبولانس و بی بو بی بو کنان میره تا خودش رو برسونه به بیمارستان و اون آدم پا شکسته رو عمل جراحی کنه تا خوب بشه و بعد از چند مدت کلا درد و غمش کلا از بین بره.حالا قصه ی حال خوب روح و روان ما هم مثل همون داروی مسکن برای اون مرد پاشکسته است. این روشهای که بالا که گفتم برای آدمی که حالش خوب نیست و کلا خرابه، یه جورایی فقط مُسَکنه و فقط برای یه مدتی دردش رو آروم میکنه اما همینکه اثر اون مسکن بپره، دوباره اون درد رو حس میکنه و دوباره دادو فریادش بالا میره.پس . تا اینجا به این نتیجه رسیدیم که این روشهای بالا بیشتر مسکن هستن و نمی تونن حال ما رو واقعا و عمیقا خوب کنند.برای اینکه ما بتونیم کلا این بدحالی و درد و غم هامون رو از بین ببریم باید یه کارهای دیگه بکنیم.اما اون کارها چی هستن؟!!من توی این فایل و توی فایل های بعدی تک تک اون کارها رو اسم میبرم و درموردش توضیحاتی میدم. پس همچنان که تا اینجا با ما بودی، باز هم با ما باش تا اون موارد مهم و کاربردی رو بهت بگم.مورد اول که باید بدونی اینه که:اولا اصلا غم و اندوه و حال بد ، وجود خارجی نداره.!!حالا بزار به روش انیشتن برات ثابت کنم که این غم و اندوه اصلا وجود نداره.اول بزار داستان انشتن رو برات تعریف کنم:“روزی یک استاد دانشگاه تصمیم گرفت تا میزان ایمان دانشجویان اش را بسنجد . او پرسید: آیا خداوند , هرچیزی راکه وجود دارد , آفریده است؟دانشجویی شجاعانه پاسخ داد : بلهاستاد پرسید: هرچیزی را ؟!پاسخ دانشجو این بود: بله ; هرچیزی را.استاد گفت: دراین حالت , خداوند شر را آفریده است . درست است ؟ زیرا شر وجود دارد .برای این سوال , دانشجو پاسخی نداشت و ساکت ماند .ناگهان , دانشجوی دیگری دستش را بلند کرد و گفت:استاد ممکن است از شما یک سوال بپرسم؟ آیا سرما وجود دارد؟استاد پاسخ داد: البته, آیا شما هرگز احساس سرما نکرده اید؟دانشجو پاسخ داد: البته آقا, اما سرماوجود ندارد. طبق مطالعات علوم فیزیک, سرما, نبودن تمام و کمال گرماست و شیء را تنها درصورتی می توان مطالعه کرد که انرژی داشته باشد و انرژی را انتقال دهد و این گرمای یک شیء است که انرژی آن را انتقال می دهد . بدون گرما اشیاء بی حرکت هستند, قابلیت واکنش ندارند ; پس سرما وجود ندارد . ما لفظ سرما را ساخته ایم تا فقدان گرما را توضیح دهیم .دانشجو ادامه داد : وتاریکی ؟استاد پاسخ دا د : تاریکی وجود دارد .دانشجو گفت: شما باز هم در اشتباه هستید آقا! تاریکی , فقدان کامل نور است. شما می توانید نور و روشنایی را مطالعه کنید اما تاریکی را نمی توانید مطالعه کنید. منشور نیکولز, تنوع رنگ های مختلف را نشان می دهد که در آن طبق طول امواج نور , نور می تواند تجزیه شود . تاریکی , لفظی ست که ما ایجاد کرده ایم تا فقدان کامل نور را توضیح دهیم.و سرانجام دانشجو ادامه داد: خداوند, شر را نیافریده است . شر , فقدان خدا در قلب افراد است. شر فقدان عشق, انسانیت و ایمان است. عشق و ایمان مانند گرما و نور هستند . آنها وجود دارند و فقدانشان منجر به شر می شود.نام این دانشجو آلبرت انیشتین بود”خوب. این دو تا مورد یعنی سرما وتاریکی که انیشتین ثابت کرده که وجود ندارند، میشه فهمید که همه ی چیزهای منفی و بد که ما ازش متنفریم و دوست نداریم توی زندگیمون باشه، هم در اصل وجود خارجی ندارند.حتی از دیدگاه دینی هم ما معقدیم که خداوند خودش تمام و کمال موجودی مثبت هست و همه مثبت ها رو خلق کرده. چون این ذات خداوند هستش که فقط مثبت ها رو خلق کنه .مورد بعد اینه که توی هیچ دین و مذهبی نگفته که خداوند منفی ها شر رو خلق کرده و فقط گفتند که مثبتها و خوبی ها رو خلق کرده.مورد بعدی اینه که کسی که خودش سراپا مثبت هست که دیگه نمیاد چیزهای منفی و شر رو خلق کنه و خودش رو موجودی بَد و شر ساز جلوه بده .حالا یه سوال ازت بپرسم. اگه خداوند شر رو خلق کرده بود آیا تو اونو موجود خوبی می دونستی و پرستشش میکردی، آیا دوست داشتی خدای تو خدایی باشه که شر رو درست کرده تا تو رو توی دردسر و بدبختی بیندازه؟ اصلا این حرف ها با عقل و منطق جور درمیاد؟پس با این حساب باید بگیم خداوند سلامت و حال خوب و خوب بودن رو خلق کرده و غم ها و ناراحتی ها هم که منفی هستن در نبود سلامتی ها و حس وحال خوبمون پیدا میشن.حالا اگه میگن خداوند افراد رو به شر و بدیها گرفتار میکنه منظور اینه که خوبی ها و حس های مثبت و خوب رو که به اون بندها رو ازشون میگیره و میگه حالا برید بدون اون خوبیها ببینم میخوایید چه غلطی بکنید.پس. درکل ما حال بد و حال خراب نداریم بلکه فقط حس و حال خوب رو نداریم برای همین حالمون در نبود حس و حال خوب، بد میشه.مثل آدم پولداری که پولهاش رو ازش گرفته باشند. اون آدم پولدار، بدون پول، فقیر میشه و دیگه ثروتمند نیست. اون دیگه فقیره.اون فرد با فقرش نمیتونه چیزی بخره  و به خواسته هاش برسه.  اما اگه بهش پول بدن تا دوباره پولدار بشه، اونوقت میتونه با ثروتش هرچیزی که خواست رو بخره.پس فقر درنبود پول به وجود میاد و خود فقر اصلا قدرتی نداره چون اصلا وجود خارجی نداره که قدرت داشته باشه.نتیجه گیری:پس . توی این پست ما این نکته رو فهمیدیم که حال بد، وجود نداره و فقط حال خوب وجود داره ولی اگه حال ما بده برای اینه که ما حال خوب که شامل شادی، سلامت هست رو نداریم و ازمون گرفته شده و باید اونها رو بشناسیم؛ پیدا کنیم و دوباره به دست بیاریم اونوقت بدی حالمون از بین میره و ما حالمون خوب و خوش میشه.حالا اگه ما همیشه این کار رو بکنیم، همیشه حالمون خوبه. اونهم از نوع عمیق و واقعی و لذت بخش.</description>
                <category>مهرداد بخشی</category>
                <author>مهرداد بخشی</author>
                <pubDate>Sat, 17 Jun 2023 14:09:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از تولید تا رشد دادن محصولات در سفر برای کارآفرین ها( قسمت یازدهم)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20029256/%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D8%A7-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85-hdyzpdfzab6q</link>
                <description>کارهایی که دوست داری و کارهایی که دوست نداری.خوب. توی بحث های قبل تا به اونجایی رسیدیم که قرار شد شروع کنی به تولید کردن و محصولات خودت رو تولید کنی.اما اینجا یه مساله ای پیش میاد و اون هم اینه که وقتی شروع میکنی به تولید کردن محصولاتت، باید فعالیت ها و کارهای مختلفی انجام بدی تا بتونی یه محصول رو تولید کنی. حالا اون فعالیت ها و کارهایی که باید انجام بدی چیه؟!فعالیت اول : فعالیت هایی که عاشق انجام دادنش هستی و اصلا بخاطر همین فعالیت عشقت به اون فعالیت هاست که تصمیم گرفتی وارد گود بشی و شروع کنی به تولید کردن یک محصول.خوب . تا اینجا مشکلی نیست و همه چی خوبه. تو محصولی رو تولید میکنی و برای تولید کردنشون هم با انگیزه و عشق داری کارمیکنی و خیلی خوشحال و شاد و شادابی. اما ناگهان توی مسیرت مجبور میشی برای اینکه محصولت همه ی مراحل تولید رو پشت سر بزاره و یه محصول باکیفیت و عالی به دست بیاد، فعالیت هایی انجام بدی که اصلا دوستش نداری.نمیدونم به چه دلیلی . به هزار و یک دلیل حوصله انجام دادن اون کارها و فعالیتهایی که دوتشون نداری والان سر راهت سبز شدن رو نداری و میگی: « کاش میشد که یه جورایی از شرش خلاص میشدم».اولش دنبال اینی که یه جوری دورش بزنی و انجامش ندی. اما هرکاری میکنی نمیشه چون این روند تولید اون محصول هست و باید انجامش بشه تا اون محصول کامل بشه. بدواون کارها و فعالیتها روال و روند توولید کردن اون محصولات عقب می افته و اون محصول تولید نمیشه.اما تو از اون مرحله و از اون کار خیلی خوشت نمیاد. حوصله انجام دادنش رو نداری . دوست نداری ریختش رو ببینی. دوست نداری حتی درموردش بشنوی. چِندِشِت میشه وقتی میبینی و یا درموردش میشنوی و از اینکه مجبوری اون کار رو انجام بدی مو به تنت سیخ میشه. تنت میلرزه و عرق سردی روی پیشونی ات میشینه.اصلا از ریخت و قیلافه ی اون فعالیت و کارها متنفری اما برای اینکه کارت راه بیافته مجبوری انجامش بدی. اصلا یه جور ناجور بهت چسبیده و ولت نمیکنه و باید انجامش بدی تا از شرش خلاص بشی. اگه بخوایی به عقب بیاندازی تا بعدا انجامش بدی باز اوضاع بدتر از الان میشه .خلاصه از دست اون کارها حالت گرفته میشه . بدخلق و عصبی میشی و دوست نداری اونموقع اونجا سر تولید کردن اون محصولت باشی . یه کمی بعد میشی شبیه برج زهرمار. با یه مَن عسل هم نمیشه خوردت.اما چکار میشه کرد. آش کشک خالته. بخوری پاته، نخوری پاته. باید یه جوری اون کار رو انجام بدی و از شرش خلاص بشی. اما چطوری میتونی اونو انجام بدی که هم زیاد حالت رو نگیره و هم به خیر و خوشی تموم بشه بره پی کارش؟!میدونم حتما همچین روزگاری به سراغت میاد همونطور که توی کارها و شغلهای من اومده و رفته و باز هم خواهد اومد و خواد رفت.حالا میخوام توی این پست درمورد اون حرف بزنم.درباره ی اون دسته از کارهایی که ازش متنفری و دوست نداری توی کسب و کارت باشه.خوب . بزار یه خبر خوش بدم و اون هم اینه که این روزها هم هرچقدر که سخت و کشنده باشه باز میگذره و میره تموم میشه میره پی کارش.هروقت همچین روزهایی سر راهت سبز شد فورا این داستان رو یادت بیار و بعد میبینی که چقدر آروم میشی و دیگه از دست اون کارهایی که دوست نداری عصبی نمیشی و درعوض دنبال اینی که اون کارها رو حتما انجام بدی و تا کارت راه بیافته.داستانی که باید این موقع یاد خودت بیاری اینه:[]در زمان‌های قدیم پادشاهی قدرتمند زندگی می‌کرد که وزیران خردمند زیادی را در خدمت داشت. روزی این پادشاه با نارضایتی وزیران خود را فرا خواند و به آن‌ها گفت:«احساس بسیار عجیبی دارم. دوست دارم انگشتری داشته باشم که حال مرا همواره یکسان نگاه دارد. روی نگین این انگشتر باید شعاری حک شده باشد که وقتی ناراحت هستم مرا خوشحال کند و در عین حال هنگامی که خوشحال هستم و به این شعار نگاه می‌کنم مرا غمگین سازد.»وزیران خردمند همگی به فکر فرو رفتند و شروع به مشورت با یکدیگر کردند. آن‌ها پس از مشورت با هم نتوانستند به نتیجه برسند و به نزد یک استاد صوفی رفتند و از او درباره چنین انگشتری درخواست کمک کردند. این مرد صوفی از قبل چنین انگشتری را همراه خود داشت. او تنها انگشتر را از انگشت خویش بیرون آورد و آن را به وزیران داد و به آن‌ها گفت:«انگشتر را به پادشاه بدهید اما به او بگوئید که تنها در شرایطی که احساس می‌کند دیگر نمی‌تواند هیچ چیز را تحمل کند می‌تواند انگشتر را باز کند و از شعار آن آگاه شود. به هیچ‌وجه نباید از سر کنجکاوی به این شعار نگاه کند زیرا در این صورت پیام نهفته در این شعار را از دست خواهد داد. این شعار همیشه در انگشتر هست ولی برای درک کامل آن به لحظه‌ای بسیار مناسب نیاز است.وزیران انگشتر را به پادشاه دادند و او از این دستور صوفی اطاعت کرد.کشور همسایه به قلمرو پادشاه حمله کرد و بر ارتش او پیروز شد. لحظات بسیاری از ناامیدی اتفاق افتاد که پادشاه دوست داشت انگشتر را باز کند و پیام حک شده بر آن را بخواند ولی چنین کاری نکرد زیرا احساس کرد که اگر چه در حال از دست دادن مملکت خویش است ولی هنوز زنده است. دشمن تا نزدیکی قصر او پیش رفت و او برای نجات جان خویش از قصر خارج شد و با چند نفر از نزدیکانش فرار کرد. دشمن در حال تعقیب کردن او بود و او می‌توانست صدای پای اسب‌های دشمن را بشنود که هر لحظه نزدیک می‌شدند. ناگهان متوجه شد جاده‌ای که در آن در حال فرار است به یک دره منتهی می‌شود. دشمن پشت سر او بود و هر لحظه به او نزدیک‌تر می‌شد. او نه می‌توانست به عقب بازگردد و نه در پیش رویش جایی برای فرار کردن کردن داشت. پادشاه به آخر راه رسیده بود و مرگش حتمی بود. ناگهان بیاد انگشتر خویش افتاد. انگشتر را از انگشتش بیرون آورد. آن را باز کرد و شعار روی آن را خواند:«این نیز بگذرد...»ناگهان آرامشی عمیق وجود پادشاه را فرا گرفت. «این نیز بگذرد» و البته چنین هم شد. دشمن که در تعقیب پادشاه بود و به او خیلی هم نزدیک شده بود راهش را عوض کرد و به سوی دیگری رفت. پادشاه که پشت تخته سنگی پنهان شده بود حالا صدای پای اسب‌ها را می‌شنید که از او دور می‌شدند. او از خستگی مفرط به خواب رفت و در طی ده روز توانست دوباره ارتش شکست خورده‌اش را گرد آورد. به دشمن حمله کند. کشورش را پس بگیرد و به قصر خویش بازگردد.حالا مردم کشورش از این فتح مجدد شاد بودند و جشن گرفته بودند. همه جا صدای موسیقی رقص و پایکوبی می‌آمد. پادشاه بسیار خوشحال و مسرور بود و از شادی در پوست خود نمی‌گنجید ناگهان دوباره انگشتر را به خاطر آورد آن را باز کرد و شعار حک شده را خواند:«این نیز بگذرد»بعد از این داستان این جمله رو چند بار به خودت بگو:این نیز بگذرد.و بعد روی اون تمرکز کن.خوب بعد از این کار حالا برو دنبال کارهایی که دوت نداری و انجامشون بده چون اونها هرچقدرهم بد، چندش آور، کسل کننده ، حوصله سر بر و ... باشند بازهم میگذرد .بقول اون اون پادشاه : «این نیز بگذرد»حالا بریم ادامه ی بحثمون. اینکه چجوری باید کارهایی که دوستشون داری و دوتشون نداری رو انجام بدی.یک نکته:چه کارهایی که انجام میدی رو دوست داشته باشی و چه دوست نداشته باشی باید یکی از کارهای زیر رو انجام بدی.اگه کارهات رو خودت انجام میدی ، اگه که عجله نداری اون کار رو هرچی زودتر تمومومش کنی و وقت و حوصله کافی برای انجام دادنش داری خوب مشکلی نیست. [[ البته مشکل که هست چون تو داری زمانت رو مصرف میکنی برای این کار پس چه بهتر که زودتر از اینها به موفقیت های بیشتر برسی. ]]اما اگه عجله داری میخوایی از زمان و عمری که خدا بهت داده بیشتری استفاده رو ببری و زودتر به پول و دارایی و ثروت برسی باید نکات زیر رو درنظر داشته باشی.نکته اول اینکه نباید انتظار داشته باشی که همه ی کارهات رو توی یک روز انجام بدی و تمومش کنی. هرچقدرهم که عجله داشته باشی و دوست داشته باشی که اون کارهات زود انجام بشه و زود تموم بشه باز باید توی کارهات یه جاهایی یه اندازه هایی صبور باشی و صبوری به خرج بدی. مخصوصا اگه کارهات برای مشتری ها و مخاطب هات، حساس و حیاتی هستش.چون اگه عجله کنی احتمالش خیلی زیاده که بین راه اشتباهی بکنی یا اینکه چیزی رو کم بزاری و نادیده بگیری.  اونوقت توی همچین حالتی محصول و کارهات خراب خواهد شد. مخصوصا اگه حجم کارهات زیاد هم باشه مسلما احتمال اشتباه وخرابی محصولات بالاتر میره.مورد بعد که میخوام بگم درمورد حجم کارهاست.حجم کارها و نحوه ی انجام دادن اونها:اگه حجم کارت زیاده و میخوایی که زودتر و با کیفیت بالا و خوب انجام بشه ، میتوی از این راه حل ها استفاده کنی.· از نیروی کار انسانی ، انرژی و سرمایه و زمان افراد دیگه کمک بگیری· از نیروی کار ربات ها(انرژی و زمان رباتها و ماشین ها) و ماشینالات استفاده کنی.اینها از راه هایی هستن که کمکت میکنه تا کارهات رو زودتر تموم کنی.درمورد انجام دادن کارها با هر حجمی موارد زیر رو انجام بده.مورد اول اینه که قورباقه ات رو قورت بدی. نه. منظورم این نیست که بری قورباقه ات رو قورت بدی [البته اگه قورباقه داری] یا اینکه بری یه قورباقه ای از بازار بخری و اونو قورت بدی؟منظورم اینه که [همونطور که توی کتاب «قورباقه ات رو قورت بده » توضیح داده] بچسبی و همه  کارهات رو تموم کنی و بزاری اش کنار.البته این برای اون دسته از کارهایی هستش که کوچیک هستن و میشه توی زمان های کم تمومش کرد. اما برای کارهای بزرگتر باید کار دیگه ای بکنی.کار دیگه اینه که تصور کنی اون کاری که الان داری یه فیل بزرگه که نیتونی اونو مثل قورباقه قورتش بدی و بخوری . بلکه باید اونو تیکه تیکه کنی و به تیکه های کوچکتری به اندازه ی یه قورباقه و یا بچه قورباقه تقسیم بندی کنی. حالا میتونی اونو شروع کنی به خوردن.اما یه نکته اینجا باید حواست باشه و اون هم اینه که بین هر کاری یه استراحت کوتاه بزنی به رگ تا هم یه نفسی تازه کنی و هم چیزی که خوردی رو هزم بشه و هم عاصابت که داغون شده کمی آروم بشه.راه حل بعدی.اینه که چه که کارهایی انجام میدی، قورباقه باشه و چه یه فیل، باید هم استراحت کنی و هم بعدش بری سراغ کارهایی که دوست داری و دوباره که اعصابت آروم شد بری سراغ ادامه ی فیل خوردن و الی آخر.البته این بستگی به روحیه و تیپ شخصیتی خودت داره.نکته ی مهم دیگه:لجبازی نکن سعی نکنی به هر قیمتی شده اون کار رو انجام بدی و تمومش کنی مخصوصا وقتی که کار جلو نمیره و عصبی شدی از دست اون کار.این کارت نتیجه ی عکس خواهد داد و با شدت بیشتری اعصابت رو به هم بریزی و درب و داغونش میکنه. تاجایی که ممکنه به مال و اموال و خودت و حتی به جسم و جان و روح و ذهنت صدمه میزنی.من این اشتباه رو بارها کردم ، تو نکن.</description>
                <category>مهرداد بخشی</category>
                <author>مهرداد بخشی</author>
                <pubDate>Tue, 16 May 2023 13:52:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از تولید تا رشد دادن محصولات در سفر برای کارآفرین ها( قسمت دهم)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20029256/%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D8%A7-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%87%D9%85-i7xy0ly6b9nw</link>
                <description>توی پست قبل درمورد طراحی کردن و مراحل طراحی کردن محصولات حرف زدم و توضیح دادم که چرا و چطور باید یه محصول رو قبل از تولید کردن طراحی کنی . الان میخوام درمورد تولید کردن محصولات حرف بزنم. در اصل ما دو مدل تولید کردن داریم.مدل اول: تولید کردن محصول از روی طراحی هایی که از اون محصولات داریممدل دوم: تولید فیالبداهه یک محصول بدون طراحی و بدون هیچ تصویری از اون محصول.تولید محصول از روی طراحی :خوب . توی مدل اول تو محصول مورد نظرت رو تو ذهنت تجسم کردی و بعد اونو روی کاغذ اوردی، حالا نوبت به این میرسه که اون طرح رو به واقعیت تبدیل کنی. یعنی با کمک ابزارهای کار مخصوص و مواد اولیه مخصوص ، از روی اون طرح یک یا چند نسخه ی واقعی اش رو تولید کنی.حالا چرا توی مرحه اول فقط یکی یا چندتا از اون محصول رو تولید کنی؟! برای اینکه اونها رو تست کنی تا ببینی آیا اون محصول به درد مشتری خواهد خورد یا نه؟ آیا کار میکنه؟ آیا همون چیزیه که تصور میکردی؟ آیا نیاز یا مشکلی از مشتری هات رو حل میکنه یا نه؟ آیا میتونه رویای مشتریهات رو برآورده کنه یا نه و ....این کار رو برای بار اول خودت باید انجام بدی. یعنی خودت رو جای مشتری خودت میزاری (فرض میکنی که خودت مشتری اون محصول هستی ) و اون محصول رو استفاده میکنی تا ببینی همون چیزی هست که فکر میکردی یا نه. حتی باید بیشتر و سختگیرتر تز مشتری تستش کنی. مثل یه مشتری سختگیر که دوت داره اون محصول یه محصول همه چی تموم باشه. یه محصول منحصر به فرد و عالی باشه. درجه یک بازار باشه.باید اینجوری تستش کنی. پس باید اون محصول رو از همه جهت تستش کنی.  همه جوره  اونها رو تست کنی و اگه دیدی جواب داد و به دردت خورد پس احتمالا به درد مشتری ها هم خواهد خورد. بعد از این کار برای اطمینان بیشتر بهتره که یک یا دو یا چند مورد از بهترین نسخه ای که داری رو بطور رایگان به دست مشتری های واقعی برسونی و ازشون بخواهی که اونها هم اون محصول رو استفاده کنن و بعد توضیح بدن که آیا به دردشون میخوره یا نه. اگه اشکالی داره و یا کم و کاستی ای داره  و اگه لازمه بهتر بشه ، براتون بگن که چی و چرا و چقدر لازمه که اون عیب و  ایرادهاش برطرف بشه. بعد اگه مشتری های اولیه ات از محصولت راضی بودن میتونی از اون محصول بیشتر و بیشتر تولید کنی و به مشتری های بیشتری بفروشی بدی تا اونها هم علاوه بر اینکه اون محصول رو میخرند تا واقعا نیازهاشون رو برطرف کنن و مشکلاتشون رو حل کنن، میزان رضایت خودشون از اون محصولات رو براتون بگن. یعنی از اون مشتری ها هم بخواهی که اگه هر عیب و ایرادی توی محصولاتت دیدن بهت بگن و اگه عیبی نبود پیشنهادهایی برای بهتر شدن اگه دادند، بگن و بعد با کمک اون اطلاعات محصولاتت رو بهتر از قبل کنی و به بازار بدی. باید باز خورد چیزی که تجربه کرده اند رو بهتون برگردونن. اینجای کار باید خودتون رو آماده هرواکنشی از طرف مشتری هاتون بکنی. انتقاد، شکایت، ایده و پیشنهاد یا شاید تشویق و تحسین و هر واکنش دیگه و حتی بی تفاوتی و یا بد گویی و سرکوب شدن محصول.خلاصه اینجوری خیلی راحت میتونی محصولاتت رو روز به روز و مرحله به مرحله بهتر و با کیفیت تر از قبل کنی.اما اینجا باید یه کاری بجز طراحی کردن اولیه اون محصولت بکنی و اون هم اینه که بعد از طراحی کردن محصول اولیه هر موردی که از محصولت انتظار داری رو جایی یادداشت کنی و بعد اونها رو روی محصولت تست کنی. علاوه بر این مواردی که خودت میدونی، مواردی که مشتری هات از محصولت انتظار دارند رو هم توی اون لیستت بنویسی تا توی تولید کردن محصولات بعدی اونها رو هم مد نظر داشته باشی. پس . بیا و لیستی از خواسته ها و انتظارهای خودت از محصولی که داری رو بنوس و ببین اونها توی محصولی که طراحی کردی و چند نمونه از اون رو  تولید کردی هست یا نه.اگه هست خوبه. اما اگه نیست خوب پس باید دوباره بری سراغ طراحی ات و اونو  مطابق با نظرات اضافه شده ی خودت و مشتری هات بهتر کنی. یا اینکه میتونی بطور مستقیم بری سراغ خود نمونه های محصولاتی که ساختی و اون نظرات و پیشنهاد ها رو توی اون محصولات بدی تا اون چیزی از آب در بیاد که مد نظر مشتری هات هست.بعد اگه اشکالی توی محصولات نبود میری مرحله بعد اما اگه هنوز مشکل داشت باید برگردی و اون اشکالات رو برطرف کنی و تا جایی این کار رو ادامه بدی که اکثر مشتری هات از محصولت راضی باشن.نکته:این رو همیشه یادت باشه که هیچوقت همه ی مردم از محصولت راضی نخواهند بود و ممکنه افرادی پیدا بشن که به دلایلی از محصولت ناراضی باشند.مثلا توقعشون خیلی زیاد تر از چیزیه که شما درست کردین و از اون طرف هم شما نمی تونید فعلا به اون توقعات اونها جواب بدی و رفع کنی . یا افرادی که عمدا میخوان توی سر محصول بزنن و دلسردت کنن. مریض اند دیگه . کاری اش نمیشه کرد. یا افرادی پیدا میشن که از رقیب پول میگیرند تا از محصول شما بدگویی کنن و ....خوب تو به اینها کاری نداشته باش. تو فقط نیمه ی پر لیوان رو ببین. درصد رضایت بیشتر مشتری ها رو ببین. و تعداد مشتری ها رو.اما اون محصولات رو چجوری باید تولید کنی؟چطور محصولت رو تولید کنی خوب . اینکه محصولت رو چطور باید درست کنی، باید با کمک همون ابزارکار و اون مواد اولیه و اون مواد مصرفی ای که قبلا درموردش توضیح دادم و بعد هم از روی طراحی ای که روی کاغذ کشیدی انجام بدی.البته باید یه سری کارها رو هم انجام بدی تا اون محصولات رو درست کنی. یه سری کارهای تخصصی و یه سری هم کارهای عمومی.در مورد کار های تخصصی نمیتونم توی این پست توضیح بدم چون این کارها یه سری کارهای فنی هستن که مخصوص هر کسب و کاری هستن. و از طرف دیگه چون کسب و کارها زیاد هستن و هر کسب و کاری هم کارهای تخصصی مخصوص به خودش رو داره پس نمیشه درمورد اون کارها و فعالیت ها توی یه پست عمومی (یعنی همین پستی که الان داری میخونی )  توضیح داد.اما من توی این پست [که یه پست عمومی هست]، کارها و فعالیت های عمومی رو که برای تولید کردن محصولات لازمه رو توضیح میدم.مورد اول اینه که برای تولید کردن محصولت اصلا عجله نکن. صبور باش و آروم آروم جلو برو.صبور که باشی خیلی کارهات زودتر جلو میره. شاید تعجب کنی اما این یه واقعیته. این یه بحث مفصل داره که  با صبور بودن توی کارها سرعت کارها بالا میره اما فعلا این رو بدون و بحث درمورد ارتباط صبور بودن و با پیشرفت سریع چی هست،  بمونه برای یه پست جداگونه .کار بعدی اینه که باید آرامش داشته باشی . آرامش داشته باش.مورد بعد اینه که برو دنبال یاد گرفتن مباحث تخصصی درمورد تولید کردن محصولاتی که داری. باید اطلاعات تخصصی ات رو درمورد تولید کردن محصولاتت بالا ببری. چون این کار می تونه کمکت کنه سریع تر و بهتر بتونی محصولاتت رو تولید کنی.برو سراغ افراد و کتابها و مقالات و ... منابع تخصصی برای تولید کردن محصولاتت. وقتی بری سراغ اونها و از اونها کمک بگیری اونو قت آرامش پیدا میکنی چون بیشتر استرس و نگرانی های ما - زمان تولید کردن هر محصولی - وقتی بیشتر میشه که اطلاعات کمی از نحوه ی تولید کردن و نحوه ی تبلیغ و فروش اون محصول داریم. بنابراین وقتی اطلاعات ما درمورد تولید و تبلیغات و فروش یه محصولی بالا بره اونوقت آرامش بیشتری هم بهمون دست میده.و....اما تولید فیالبداهه یعنی چی؟! تولید فی البداهه:تولید فی البداهه یعنی بدون اینکه بیایی و شکل و قیافه ی محصول رو توی ذهنت تجسم کنی و بعد اونو روی کاغذ بکشی، بیایی و بدون هیچ پیش زمینه ای محصولی رو تولید کنی.حتما میگی مگه اینجوری هم ممکنه. البته که ممکنه. توی دنیا افرادی رو داریم که فی البداهه دارند محصولات خودشون رو تولید میکنن. مثلا بیشتر افرادی که توی رشته هایی مثل هنر و ادبیات فعالیت میکنن و و الان شغلهایی هنری و ادبی دارند گاهی اوقات و یا بیشتر اوقات فی البداهه و بدون طرح و نقشه قبلی محصولاتشون رو تولید میکنن. اما این چجوری اتفاق می افته.مثلا عکاس ها. من خودم بعضی اوقات عکسی میکنم و اتفاقا مواقعی عکس هایی گرفتم که ناگهانی بوده. یعنی داشتم دوربینم رو چک میکردم که یکهو دستم رفته روی دکمه ی دوربین و عکس گرفته و اتفاقا عکس خیلی جالبی هم شده. یادم میاد همین چند وقت پیش یه شب داشم توی تاریکی شب توی یه کوچه  فلش گوشی ام رو چک میکردم ببینم چقدر نور داره و توی تاریکی شب چجوری عکس میگیره و همون موقع هم یه عکس برای تست گرفتم و بعد دیدم اون عکس تستی گرفتم، اتفاقا عکس خیلی جالبی شد.یا تا به حالا شنیدی که میگن فلانی شعرهای فی البداهه میگه. این رو هم من خودم چندین بار انجام دادم. یعنی چند بیت شعر گفتم توی جمع که بیتهای اولش کاملا فی البداهه بوده .یا اینکه ممکنه توی تولید یه محصول شیمیایی و یا .... بطور اتفاقی موادی رو باهم ترکیب کنی و بعد ببینی که چیزی ازش ساخته شد که اصلا تصورش رو هم نمیکردی.اما موضوعی که هست این ساخت محصول های یکهویی و ناگهانی یا همون فی البداهه ها، خیلی کم پیش میاد و از بین اون محصولات هم تعداد کمیشون ممکنه به یه محصول خوب و به درد بخور تبدیل بشه. از طرف دیگه ما نمی تونیم منتظر بمونیم تا یه محصول یکهیی رو تولید کنیم که اون هم چیزی باشه که مشتری پسند کنه و بخوادش یا اینکه نمیتونیم کلی زمان و پول و مواد اولیه خودمون رو برای تولید کردن محصولات فی البداهه مصرف کنیم تا اینکه یه محصولی فی البداهه خوبی درست کنیم. پس باید بیشتر دنبال طراحی کردن محصولات خوب باشیم و بعد هم دنبال تولید کردن اون محصول از روی اون طراحی ها باشیم.البته هیچ ایرادی نداره که هراز گاهی محصولاتمون فی البداهه باشه و یا حتی میتونیم محصولاتی که با کمک طراحی تولید میکنیم رو فی البداهه تغییراتی توش انجام ببدیم تا محصولی منحصر به فرد و جدید به دست بیاریم.خلاصه اینکه ذهنت رو باز بزار. بزار ذهنت آزاد باشه تا هرجایی که دوست داره پرواز کنه . هر کاری دوست داره انجام بده و کاملا انعطاف داشته باش توی تولید کردن ها.خشک و متعصبی نباش. اینجوری بهتره.حتی اگه محصولت چیزی باشه که لازم باشه قواعد و قانونی رو توش رعایت کنی، باز هم اونو میتونی تا حدودی تغییراتی سطحی و جزئی بهش بدی.حالا همه چیز آماده است فقط باید شروع کنی. شروع به تولید کردن محصول و ایبنجاست که باید زمان ، انرژی و مقداری هم پول و سرمایه ی اولیه بزاری وسط و شروع کنی به عمل کردن.اینجا باید عملگرا باشی و عمل گرایی خودت رو نشوت بدی و ثابت کنی. باید پشتکاری خودت رو هم ثابت کنی . اینها رو باید انجام بدی تا اون محصولت ساخته بشه.چون :به عمل کار برآید، به کاردانی نیست. و  حواست باشه که :عالم بی عمل به چه ماند؟ به زنبور بی عسلاما بعد از تولید کردن محصولات باید چکار کنی؟در این مورد توی پست بعدی حرف میزنم. پس همچنان [مطالب] ما رو دنبال کنید.</description>
                <category>مهرداد بخشی</category>
                <author>مهرداد بخشی</author>
                <pubDate>Fri, 12 May 2023 18:42:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از تولید تا رشد دادن محصولات در سفر برای کارآفرین ها( قسمت نهم)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20029256/%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D8%A7-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D9%86%D9%87%D9%85-yxqzbhnzqqs3</link>
                <description>مرحله ی اول: طراحی کردن محصولتوی پست قبل گفتم که برای تولید کردن باید برای تولید کردن محصولاتت نباید به دولت یا افراد دیگه وابسته باشی و ازشون انتظار زیادی داشته باشی بلکه روی پای خودت باستی.حالا توی این پست میخواییم شروع کنیم به ایستادن روی پای خودمون.اما قبل از همه باید ببینیم که قبل از تولید کردن یه محصول باید چکار کنیم. یکی از اون کارهایی که قبل از تولید کردن یه محصول باید انجام بدیم اینه که باید طرحی از اون محصول برای تولید کردن داشته باشیم. یعنی یه طرح و شکلی از اون محصولی که میخواییم تولید کنیم رو توی ذهنمون داشته باشیم و بعد اون طرح  و عکس  روی کاغذ بکشیم. اما چرا قبل از تولید کردن یه محصول باید طرحی از اون داشته باشی و اون رو رویی کاغذ طراحی کنی. اصلا طراحی کردن یا نکردن یه محصول چه فرقی باهم داره و آیا اصلا واقعا لازمه که محصولی رو که میخوایی تولید کنی رو طراحی کنی و یا طرحی از اون رو داشته باشی یا نه.خوب سوال اول این بود که آیا طراحی کردن یه محصول لازمه یا نه. جواب اینه که بله. چون بدون طراحی کردن محصول، هیچوقت نمیدونی که میخوایی چی تولید کنی؛ حالا چه اونو فقط توی ذهنت داشته باشی و چه روی کاغذ کشیده باشی.دراصل:&quot;هیچ محصولی توی دنیا تولید نشده مگر اینکه تصویر و طرحی از اون محصول توی ذهن یه فردی بوده.&quot; یا به عبارت دیگه : تا زمانی طرح و تصویری توی ذهن نیاد هیچ چیزی به وجود نمیاد. &quot;پس  چه بخوایی و چه نخوایی قبل از تولید کردن یک محصول، طرحی از اون رو باید داشته باشی. حالا چه اونو رو فقط توی ذهنت داشته باشیم و روی کاغذ نکشیده  باشی و چه اون رو با جزئیات زیاد روی کاغذ بکشی.اما چیزی که خیلی مهمه اینه که سعی کنی طرحی که از اون محصول توی ذهنت هست رو حتما روی کاغذ بیاری . اما چرا؟! چون این کار مزیت های خیلی زیادی داره که چند موردش رو میگم:یکی از اون مزیت هاش اینه که اینجوری ذهنت آزاد میشه و بعد میتونی به چیزهای دیگه فکر کنی. چون اگه چیزی که توی ذهن هست رو روی کاغذ نیاری ممکنه بعدا افکار دیگه بیان سراغت و کمک کمک جای طرح اون محصول رو فراموشش کنی.مزیت دومش اینه که اگه اون طرح رو روی کاغذ کشیده باشی اونوقت دیگه اون طرح و با هرجزئیاتی  رو دیگه فراموش نمیکنی چون حالا روی کاغذ هستش. در دسترست.مزیت بعدی اینه که ، بعد از اینکه اون طرح روی کاغذ اومد و ذهنت آزاد شد، میتونی جزئیات بیشتری به اون طرح اضافه کنی و اون طرح رو بهتر و جذاب تر  از روز اولش کنی.مزیت بعد اینه که میتونی چند تا کپی از اون طرح بگیری و جایی مخفی کنی تا اگه طرح توی ذهنت رو فراموش کردی و یا طرح اصلی روی کاغذ رو گم کردی [یا هر بلایی دیگه ای سر طرح اصلی اومد] ؛ اونوقت طرح کپی شده اون رو داشته باشی و بتونی کارتولید محصول  رو طبق روال قبل ادامه بدی.مزیت بعد اینه که اون طرحی که روی کاغذ کشیدی رو میتونی بدی به افراد دیگه تا اینکه اونها اون طرح رو به محصول تبدیل کنن و خودت بری دنبال کارهای مهم تر دیگه .یا اینکه اگه خودت نبودی تا کار تولید محصولت رو ادامه بدی، افراد دیگه بتونن بجای تو محصولات رو تولید کنن و کارت لنگ نمونهو....پس، می بینی که پیاده کردن طرح توی ذهن؛ روی کاغذ چقدر مهمه . برای همین سعی کن حتما طرحی که برای تولید محصولت رو توی ذهنت داری رو حتما روی کاغذ بیاری. (بکشی)اینجاست که لازمه تا وارد بحث طراحی کردن محصولت بشی.طراحی کردن میتونه خود محصول اصلی باشه یا بسته بندی محصولت باشه و یا نحوه ی ارائه دادن محصولت و یا هر چیز دیگه ای. [[ذهنت رو کامل باز بزار تا ایده های بیشتری وارد ذهنت بشه .]]اما چه موقع اهمیت طراحی کردن محصولاتت بیشتر مشخص میشه؟ زمانی که پای رقیب های دیگه در میون باشه. یعنی مثلا تو یه محصولی رو میخوایی تولید کنی که همین الان توی بازار هم نمونه های اون هست و یا زمانی که محصولی جدید و نوع اختراع کردی و ساختی ولی بعد از مدتی افرادی اومدن و از روی اون محصول ات کپی برداری کردن و  حالا رقیبت شدن. پس وقتی که افراد و یا شرکت‌های رقیب، محصولی مشابه محصول تو دارند و  بخش قابل توجهی از بازار رو هم به‌دست گرفته‌اند، محصولات تو ممکنه که با عدم محبوبیت نزد مصرف‌کنندگان مواجه بشه. یعنی هنوز کسی اونها رو نمی شناسه و مورد قبول کسی نیست. هنوز مردم با دید شک و تردید به محصول تو نگاه میکنن. اما اگه بخوایی تو برنده ی بازار بشی باید کارهایی رو انجام بدی که محصولاتت بیشتر به چشم بیاد. یکی از این کارها تغییر دادن و بهتر کردن باطن و ظاهر اون محصول هستش. این کار هم با کمک طراحی کردن باید انجام بدی. مورد بعد تبلیغ نویسی کردن برای اون اون محصول هستش که توی پستهای بعد بیشتر درموردش حرف میزنم. مورد بعد هم تبلیغات و بازار یابی کردن اون محصولات هستش که در باره این موضوع هم توی پستهای بع مفصل بحث میکنم. اما بریم سر بحث طراحی کردن محصول: اگه بتونی توی محصولاتت اونقدر تغییر ایجاد کنی که با محصولات رقیب رقابت کنه و بهتر باشه اونوقت تو میتونه بازار رو در دست بگیری. این کار رو هم فقط و فقط با تغییر دادن تراحی های اون محصول انجام بدی. البته این را هم باید بدونی که باید همیشه به روز باشی چون همونطور که تو محصولاتت رو بهتر از رقیبها کردی همونطور هم اونها ممکنه رقیبهات کارهایی روی محصولاتشون بکنن تا دوباره بازار رو به دست بگیرند.درهر صورت رقابت باید تا ابد ادامه داشته باشه و برای همین همیشه باید به روز باشی و حرکت رقیبهات رو هم زیر نظر داشته باشی تا به محض اینکه خواستن ازت جلو بزنند ، بتونی تو پیشدستی کنی و یا زشون بهتر باشی.البته به نظر من این تکنیک زیاد جالب نیست ولی تکنیکی هستش که سالیان سال افراد دارن ازش استفاده میکنن و جواب هم داده و خواهد داد. اما من تکنیک جالبی رو میدونم که خیلی قویتر از این تکنیک هست و میخوام اون رو با شما درمیون بزارم. تکنیک اینه که بجای تمرکز کردن روی محصولات رقیب ها ، روی محصولات خودت تمرکز کن ویعنی بجای اینکه روی محصولات رقیب هات تمرکز کنی و بخوایی روی طراحی اون محصول تمرکز کنی و و اونو بخوایی تغییر بدی ، بجاش روی محصولات خودت تمرکز. روی طراحی های محصولات خودت تمرکز کن و فقط و فقط به تغییر دادن و رشد دادن طراحی های اون محصولات توجه کن. فقط به محصوئولات خودت توجه و تمرکز کن و مدام اونو رشد بده و بهتر از قبل بکن . اینجوری درصد موفقیت و رشدمحصولاتت بیشتر از محصولات افراد دیگه میشه.این تکنیه که من خیلی دوستش دارم و همیشه بهترین تکنیک ها بوده. البته این تکنیک راه ورش های خودش رو داره چون اگه ندونی چجوری باید از این تکنیک استفاده کنی و چطور محصولات خودت رو به روز تر از قبل کنی ؛ اونوقت هیچوقت نمیتونی پیشرفت کنی و  همیشه درجا میزنی چون فکر میکنی که محصولی که همین الان داری دیگه آخرشه. دیگه بهترین هستش و بهتر از این نمیشه درحالی که اینطور نیست چون رقیب هات دارند تو رو زیر نظر میگیرند و دنبال این هستن که محصولی بهتر از محصول تو بسازند –هرچند که از روش های قدیمی و معمولی برای رقابت استفاده میکنن و از تکنیک   رقابت با خود استفاده نمیکنند ولی بالاخره این نشون میده که هر محصولی توی دنیا میتونه بهتر از قبلش باشه و مهم نیست که کی داره روی اون کار میکنه و کجا و چه موقع داره روش کارهایی انجام میشه تا بهتر از قبل بشه-اما راهش چیه که قبل از اینکه رقیب هامون محصولات ما رو به روز کنن ما خودمون مدام محصولات خودمون رو به روز کنیم و جلو بریم و اونقدر از رقیبهامون دور بشیم که  تا کسی به گرد پامون نرسه.راه حل این مورد توی بازخورد گرفتن از مشتری هامون هست. توی شکایت ها و پیشنهادها و انتقادهای مشتریهامون از محصولمون و یا از بسته بندی یا حتی از نحوه ی ارائه محصول هامون.بله. شما باید همیشه و هر روز از مشتری هات که محصولاتت استفاده میکنن بخوایی که بازخوردهاشون رو بگن. باید به هر روشی که شده از زیر زبون مشتری هات حرف بکشی. با دادن هدیه یا اشانیون و هر امتیاز دیگه ای که مشتری تشویق بشه تا درمورد محصولی که استفاده میکنه نظر بده. پیشنهاد و انتقادهاش رو بگه. آزاد باشه که هرچی میخواد درباره محصولاتت بگه.این راهی هست که خیلی بهتر و سریع تر کمکت میکنه تا محصولاتت رو به روز تر و بهتر از قبل کنی.بعد یه اتفاق جالب که این وسط ممکنه بیافته اینه که رقیب هات میان تا محصولات الان تو رو آنالیز کنن و تصمیم بگیرند تا بهتر از اون رو بسازند و بعد ، بعد از کلی تلاش و تحقیق و برسی یه تغییراتی توی محصولات میدن و شروع میکنن به ساختن یه نسخه ی بهتر از اون. حالا این وسط تو هم داری یه نسخه بهتر از نسخه ی قبلی خودت میسازی.جالب شد نه. بله هر دوی شما دارید نسخه ی بهتر از نسخه ی قبلی می سازید اما به نظرت محصول کدوم یکیتون بهتر میشه؟ محصول اون رقیب ها یا محصول شما؟مسلما محصول شما . به چند دلیل.دلیل اول اینکه شما محصولی رو می سازید که مناسب با نیاز مشتری هاتون هست چون خودشون درخواست دادن که اون محصول چجوری ساخته بشه درحالی که اون پیشنهادها رو رقیب های شما ندارند و نمیدونن . دوم اینکه تمرکز شما روی محصول خودتون بیشتر از تمرکز اون رقیبها روی محصول شماست[ وقتی که  رقیب هاتون دارن روی محصول شما کار میکنن تا از محصول شما بهتر بشه] و همین باعث میشه شما قوی تر از اونها باشی. چون تمرکز رقیب چند جا پراکنده است. روی محصولات تخصصی خودش و ی همین طور روی کپی برداری و بهتر کردن از محصولات شما  حالا  همین پراکندگی تمرکز اون رقیب ها باعث میشه هیچ کدوم از محصولاتش خوب و با کیفیت از آب در نیاد. و همین یکی از اشکالات مهم توی تولید کردن محصولات هست. اما تمرکز شما خیلی دقیق تر و متمرکز تر از رقیب روی محصولات خودتون هست و این بهتره.این یه راه حل خیلی کاربردی و مهم هست که خیلی از تولید کننده ها نمیدونن و یا اگه میدونن ، روش کار نمیکنن و انجامش نمیدن اما اگه تو از این روش استفاده کنی روزی می رسه که به جایی میرسی که دست هی چرقیبی بهت نمیرسه و تو ستاره ی بازار میشی.هرچند اوایل کار ممکنه که کمی سخت باشه و چالش های زیادی داشته باشی. اما به مرور زمان چنان قدرتی خواهی داشت که خودت هم باورت نمیشه.اما یه نکته جالب دیگه اینه که تولید کردن به این روش خیلی راحت تر از مدل مرسوم و قدیمی هست. از مدلی که خودت بخوایی توی محصول دیگران تغییراتی ایجاد کنی تا یه محصول خوب و با کیفیت و مشتری پندی بیرون بدی.چون توی اینحالت تو داری از چندین نفر کمک میگیری و خیلی سریع تر و راحت تر محصولی تولید میکنی که میدونی هم خیلی کاربردی هست و به درد مشتری میخوره و هم میدونی چجوری درستش کنی که با کیفیت باشه.خوب از بحثمون زیاد دور نشیم. بحثمون درمورد طراحی کردن محصولات بود. پس ما با کمک مشتری هامون سعی میکنیم اطلاعات کافی رو برای طراحی کردن یه محصول کاربردی و مشتری پسند تولید کنیم.اما کنار این کمک گرفتن از مشتری ها و استفاده کردن از نظرها و پیشنهادهاشون ، خودمون هم بهتره که توی طراحی کردن محصولمون اطلعاتمون رو بالا ببریم. با این کار موفقیتمون بیشتر از حالت معمولی میشه. چون آشنایی با روش‌های اصولی طراحی محصول و به‌کار گرفتن اونها توی فرایند تولید، تا حد زیادی از ریسک کارت کم میکنه و و فرصتی برای سرمایه‌گذاری مطمئن تر میده. به روند ساخت محصول جدید برای ارائه کردن به مشتری ها، طراحی محصول  میگن .مورد بعد اینه که کی باید محصولی که قراره طراحی بشه و طراحی کنه.خودمون یا افرادی دیگه مثلا کارمندهای شرکتمون یا افرادی که کارشون طراحی کردن محصولات ی هست که ما قراره تولید کنیم.خوب. راستش رو بخوای این مورد چند تا راه داره.  اول اینکه خودمون اگه طراحی بلدیم و میتونیم محصولاتمون رو طراحی کنیم و بعد هم تولید کنیم.مورد بعد اینه که با کمک یه کارشناس طراحی همکاری کنیم . یعنی نصف یا درصدی از کار طراحی رو ما خودمون انجام بدیم و باقی اش رو از افراد کارشناس طراحی کمک بگیریم.مورد بعد اینه که همه ی کار طراحی رو به تیم کارشناسهای طراحی بدیم و خیال خودمون رو راحت کنیم.. اما درمورد کارشناسهای طراحی من اطلاعاتی رو از اینترنت گرفتم که فعلا اون رو بدون هیچ کم و زیادی براتون منتشر میکنم. اما اگه لازم شد و شما دوستان خواستید، اطلاعات بیشتری در مورد طراحی کردن محصولات در اخیارتون میزارم.سایت چطور: نوشته ی فرنوش دانشور به‌روزرسانی: اردیبهشت 1396کارشناس طراحی محصول برای خلق این محصولات با هنر، علم و فناوری سروکار دارند. در حال حاضر با کمک ابزارهای دیجیتالی و تکنیک‌های توسعه‌یافته و روبه‌رشد نیاز به تشکیل تیم‌های بزرگ کاهش یافته و امکان شبیه‌سازی محصول قبل از ساخت آن فراهم شده است.در این مقاله نگاهی می‌اندازیم به:فرایند طراحی محصولمراحل طراحی محصولشیوه‌های طراحی محصولعوامل مؤثر بر طراحی محصولملاحظات لازم در طراحی محصولنمونه‌هایی از طراحی محصولات موفق.۱. فرایند طراحی محصولهر تیم طراحی شیوه‌‌ی متفاوتی برای طراحی و توسعه‌ محصول در پیش می‌گیرد. فرایندی که کوبرگ (Koberg) و باگنل (Bagnell) پایه‌ریزی کرده‌اند نشان می‌دهد که چگونه ایده‌های طرح شده را به محصول فیزیکی تبدیل کنیم. این فرایند از شناخت صورت‌‌مسئله آغاز می‌شود و با گذر از مراحل ایده‌پردازی و ساخت نمونه‌های اولیه، در نهایت به خلق محصول منتهی می‌شود. این قاعده از همان شیوه‌ی رایج تولید در کنار ارزیابی انتقادی برای تشخیص اصلاحات لازم پیروی می‌کند.این روش سه مرحله دارد؛ ممکن است لازم باشد مراحل دوم و سوم در طول فرایند چند بار تکرار شوند.تجزیه‌ و تحلیلدر آغازِ فرایند لازم است روی حقایق و ارقامِ موجود، تحقیقات گسترده‌ای صورت گیرد. سپس باید از طریق این داده‌ها بهترین راه ممکن را برای حل مشکلِ موجود بیابیم. به‌عبارت دیگر، در اینجا دو مرحله پیشِ رو داریم:پذیرش مشکل: طراحان در قبال پروژه و یافتن راه‌حل برای مشکلات موجود مسئولند. با بهره‌گیری از منابع موجود می‌توان دست‌یابی به این هدف را به بهترین نحو تضمین کرد.تجزیه‌ و تحلیل: در این مرحله تیم طراحی شروع به تحقیق و جمع‌آوری داده‌های مرتبط برای یافتن راه‌حل می‌کند.ایده‌‌ی کلی?به محض اینکه مشکل و راه‌حل‌های مناسب مشخص شدند باید راه‌حل نهایی انتخاب و به‌تفصیل تعریف شود. همچنین جوانب مختلف راه‌حل مورد نظر باید به‌گونه‌ای پیاده شود که پاسخگوی نیازهای مشتری باشد. یکی از گام‌های اولیه‌‌ی این مرحله «تعریف» است:تعریف: در این گام تیم طراحی مشکل یا مشکلات اصلی را شناسایی می‌کنند و با تعریف مشکل و اهداف مورد نظر، اطلاعات مورد نیاز این مرحله را فراهم می‌کند. این کار با فعالیت‌هایی همچون حذف عوامل فرعی و یافتن عاملی که نیازمند اعمال تغییر است، انجام می‌شود.ترکیبدر این مرحله راه‌حل‌ها به ایده تبدیل و بهترین‌ آن نشانه‌گذاری شده است. این ایده‌ها نمونه‌های اولیه را تشکیل می‌دهند که محصولات حقیقی بر مبنای آنها ساخته خواهد شد. این مرحله به چهار گام تقسیم می‌شود:ایده‌پردازی: در این مرحله ایده‌ها و راه‌حل‌های مختلف بال‌وپر می‌گیرند. زمانی می‌توانید بهترین مجموعه ایده‌ها را گردآوری کنید که در برابر ایده‌های مختلف موضع‌ نگیرید و بدون تعصب داوری کنید.انتخاب: از میان ایده‌های ارائه شده، باید ایده‌ای که بهترین نتیجه را در پی دارد، انتخاب شود. در این گام می‌توان برنامه‌‌ی تولید را طراحی کرد.اجرا: در این گام نمونه‌‌ی اولیه تولید می‌شود و برنامه‌‌ی طرح‌شده به‌طور آزمایشی اجرا می‌شود.ارزیابی: در نهایت باید نمونه‌ی اولیه آزمایش شود و اصلاحات ضروری صورت بگیرد. اگر روند عملکرد نمونه‌‌ی اولیه بر اساس پیش‌بینی‌های انجام شده بود، می‌توان به اجرای ایده‌های تکمیلی پرداخت.۲. مراحل طراحی محصولگذشته از مراحل گسترده‌ای که در بخش قبل به آنها اشاره شد، برای طراحی یک محصولِ موفق می‌توان طی یک سری اهداف سازمان‌یافته به پیاده‌‌سازی مراحل جزئی نیز پرداخت.خلاصه‌ طرح?خلاصه طرح با تشریح هدف اصلی و تعیین مشکلات، ما را هدایت می‌کند. بنابراین تیم طراحی می‌تواند آن را به عنوان نقطه‌ی شروع در نظر بگیرد. در هر صورت، خلاصه طرح، به تنهایی اطلاعات مفیدی در زمینه‌ی نحوه‌ی آغاز فرایند طراحی در اختیار ما قرار نمی‌دهد.شرح طرح محصول (PDS)شرح طرح محصول قدم بسیار مهم و اساسی است که اغلب نادیده گرفته می‌شود و به‌درستی درک نمی‌شود، در این گام مسائل به‌تفصیل شرح داده می‌شوند. پیش از کار کردن روی ابداع راه‌حل باید درک عمیقی از مشکل معین شده داشته باشیم. اطلاعات این بخش باید پس از گفت‌وگو با مشتری، تحلیل‌گر بازار و در نظر گرفتن رقبای موجود گردآوری شود. در گام‌های بعدی تیم طراحی باید برای دریافت راهنمایی‌های کارامد به این اطلاعات رجوع کند.طرح ایده‌ی کلی?حال تیم طراحی با کمک اطلاعات به‌دست آمده از مرحله‌ی قبل، راه‌حل را آغاز می‌کند. در این مرحله طراحی بیشتر به صورت مفهومی است؛ با داشتن جزئیاتی از اجزای اصلی به استقبال مرحله‌ی بعد می‌رویم. جزئیات مورد نظر در این مرحله به نوع محصول در حال طراحی بستگی دارد، بنابراین درک زیروبم جوانب مرتبط با محصول مهم است. این جوانب ممکن است فعالیت‌هایی مانند تولید، فروش و هزینه‌های تولید را نیز در برگیرد. این درک اولیه از ارزش زنجیره دوباره‌کاری و کارهای مضاعف را کاهش می‌دهد یا به‌کلی از میان می‌برد.در این مرحله شناخت ایده‌ی کلی و ارزیابی آن ضروری است. از میان ایده‌های متعدد، هرکدام از محصولات که نیازهای مشخص شده در مراحل قبل را فراهم می‌کند، مشخص و سپس آنها را ارزیابی می‌کنیم تا بهترین گزینه‌ی پیشِ رو را بیابیم.انتخاب ایده‌ی کلیدر این مرحله ممکن است لازم باشد تیم طراحی از مشورت افراد بیشتری برای بررسی جزئیات ایده‌های به‌دست آمده از مراحل قبل استفاده کند. در این خصوص بهترین گروهی که می‌توان از نظرات آنها بهره برد، شامل کارشناسانی از شاخه‌های مختلف است که در زمینه‌ی ارائه‌ی ایده‌ها و راه‌حل‌های خلاقانه بسیار مؤثر خواهند بود. شایسته است که همه‌ی افراد را به مطرح کردن ایده‌هایشان تشویق کنیم و به این ترتیب احتمال نو‌آوری را افزایش بدهیم.ارزیابی ایده‌ی کلیاز میان این ایده‌های بالقوه، طرح باید به‌گونه‌ای انتخاب شود تا آن دسته از خصوصیات محصول که در مراحل قبل حاصل شد، برآورده شود. این سنجش مقدمه‌ای است برای تصمیمات آینده در رابطه با طرح نهایی. در اینجا دوباره باید گروهی از کارشناسان مختلف گردهم جمع شوند تا همه‌ی زوایای طرح منتخب ارزیابی شود. اکنون ایده‌ای که به حلِ مشکلِ مشخص‌شده از همه نزدیک‌تر است و بیشترین نیازهای طرح را پاسخگوست، جزء به جزء گسترش می‌یابد.طرح جزئی?در این مرحله ایده‌ی نهایی انتخاب شده است. پیچیدگی‌ها ساده شده‌اند و ایده با جزئیات، ابعاد و خصوصیات ضروری طراحی شده است. احتمالا در این مرحله تولید یکی از نمونه‌های اولیه برای آزمایش محصول اصلی لازم باشد. در این مرحله بسیار مهم است که تیم طراحی با واحدهای دیگر نظیر تولید و محاسبات همکاری نزدیک داشته باشند تا از اجرای صحیح جوانب عملی تولید و عرضه اطمینان حاصل کند.پایان دادن به تکرار مراحل طراحی محصولمعمولا مراحل فوق چندبار تکرار می‌شوند. اما با پرسیدن این سؤال‌ها می‌توان دفعات تکرار مراحل بالا را کاهش داد:تولید: آیا می‌توانیم محصول را با امکانات موجود بسازیم؟فروش: آیا می‌توانیم آنچه را مشتری می‌خواهد، تولید کنیم؟خرید: آیا اجزای مورد نیاز فراهم است یا باید آنها را سفارش بدهیم؟هزینه: ساخت این طرح برای ما چقدر هزینه دارد؟حمل‌ونقل: آیا ابعاد مختلف محصول برای شیوه‌های حمل‌ونقل موجود مناسب است؟ آیا به شیوه‌ی خاصی از حمل‌ونقل نیاز است؟تجزیه: محصول در اواخر عمرش چگونه تجزیه خواهد شد؟۳. انواع طراحی محصولاکثر محصولات طراحی‌شده در دو دسته‌ی اصلی قرار می‌گیرند:تقاضا-نوآوری کششیتقاضا-کشش زمانی اتفاق می‌افتد که طرح یک محصول مستقیما بتواند در موقعیتی از بازار مفید واقع شود. طرح جدید در جهت حل مشکلِ طرح موجود کار می‌کند. این رویداد هنگام تولید محصول جدید یا تغییر محصول موجود اتفاق می‌افتد.اختراع-نوآوری فشاریبا پیشرفت علم و فناوری، نوآوری پدید می‌آید و این نوآوری در مسیر تحقیق یا طرح خلاقانه‌ی محصولی جدید رشد می‌کند.۴. عوامل مؤثر بر طراحی محصولهزینه?یکی از بزرگ‌ترین عوامل مؤثر بر طراحی محصول هزینه‌ی تولید است که شامل هزینه‌های مواد اولیه و نیروی انسانی است. این هزینه‌ها روی سیاست‌های قیمت‌گذاری تأثیر می‌گذارد که باید با ارزش محصول نزد مشتری هم‌خوانی داشته باشد.تطابق با نیازها و ویژگی‌های انسانمحصول باید کاربرپسند باشد و با عملکرد خود موجب آسایش شود. شاید لازم باشد با توجه به معیارهای انسانی تغییراتی کوچک و بزرگ در طراحی محصول ایجاد شود تا محصول پاسخگوی نیازهای اساسی باشد.مصالح و مواد اولیهاینکه مواد مورد نیاز به‌راحتی قابل دسترسی باشند، در طراحی محصول موضوع مؤثری است. علاوه بر آن لازم است از پیشرفت‌های جدید در زمینه‌ی فناوری غافل نباشید.نیازهای مشترییک عامل تأثیرگذار مهم و مشخص در طراحی محصول، مشتری و نیازهای اوست. تسخیر مشتری طی مراحل نظری و برنامه‌ریزی به‌اندازه‌ی برانگیختن او در برابر هرگونه نمونه‌ی اولیه ضروری است. حتی اگر نیاز به استفاده از یک فناوری پیشرفته و اضافه کردن قابلیتی هیجان‌انگیز به محصول موجب کاهش علاقه و همچنین ایجاد احساسات منفی در مخاطب می‌شود باید از آن چشم‌پوشی کرد.شهرت کارخانهشهرت کارخانه مایه‌ی افتخار است، البته به همین علت ممکن است لازم باشد طراحی خاص یک محصول یا ترکیب رنگ و قابلیت‌های آن با توجه به این شهرت تعیین شود. شاید لازم باشد نماد شرکت برای اهداف به‌خصوصی به شیوه‌ای ظریف و نامحسوس یا واضح و آشکار روی محصول درج شود. شاید لازم باشد قابلیت‌هایی که شهرت کارخانه به آنها وابسته است در طراحی پیاده شوند.زیبایی شناسیبسته به موقعیت شاید لازم باشد محصول مطابق مد روز یا با شکل معینی ظاهر شود تا ظاهر محصول بیانگر فناوری آن باشد. همچنین ممکن است این امر روی فرایند پیش‌بینی شده‌ی تولید محصول نیز تأثیرگذار باشد.مدگرایش‌ها و مد رایج هم روی طراحی برخی محصولات تأثیر دارند. در طراحی محصول باید در نظر گرفته شود که مشتری‌ها خواستار به‌روزترین محصولات هستند.فرهنگاگر محصول برای بازاری با فرهنگ به‌خصوص طراحی می‌شود، باید در طول فرایند طراحی محصول این موضوع را به یاد داشته باشید. محصولی که در یک فرهنگ مقبول است ممکن است در فرهنگ دیگری توهین‌آمیز تلقی شود و برای مخاطبی با فرهنگ متفاوت جذاب نباشد.کاراییمحصول قرار است چه مشکلاتی را برطرف کند؟ کارایی و نحوه‌ی استفاده‌ی محصول روی طراحی آن تأثیر می‌گذارد.محیط‌زیست?یکی دیگر از ملاحظات لازم هنگام طراحی محصول تأثیر آن روی محیط‌زیست است. امروزه اغلب مشتری‌ها بیش از پیش از معضلات محیط‌زیست آگاه هستند و به آن اهمیت می‌دهند. قابل بازیافت بودن مواد به‌کار رفته، نحوه‌ی تجزیه‌ی محصول پس از پایان عمرش و نحوه‌ی تجزیه‌ی بسته‌بندی آن از مواردی هستند که باید در نظر داشته باشید.۵. ملاحظات ضروری در طراحی محصولطراحی محصول فرایند پیچیده‌ای است. زیرا هرکدام از سرمایه‌گذاران توقع متفاوتی از محصول دارند. نمونه‌هایی از توقعات پیچیده‌ای که باید در طراحی محصول لحاظ شوند به این صورت هستند:صرفه‌ی اقتصادی?هدف بخش تولید این است که محصول با حداقل هزینه‌های ممکن تولید شود تا سود حاصل از آن به حداکثر برسد و فروش محصول تضمین شود. محصولی که به ناچار با هزینه‌های زیادی تولید شده است قیمت بالاتری خواهد داشت و مشتری‌ها را فراری می‌دهد. این معضل اغلب به طراحی مجدد محصول و کاهش کیفیت آن می‌انجامد.قیمت، ظاهر و شهرتمشتری همیشه دنبال محصولی معروف، کاربردی و در عین حال زیبا و جذاب است. همچنین می‌خواهد قیمت محصول معقول باشد. گاهی ممکن است ظاهر در برابر کارایی اهمیت چندانی نداشته باشد، اما اگر چندین محصول مشابه دیگر در بازار موجود باشد ظاهر محصول عامل برتری آن خواهد بود.کاراییباید به بازده و کارایی محصول هم به‌اندازه‌ی کافی توجه شود. مسلما محصول قبل از هر چیز باید به میزان ذکر شده بازده داشته باشد. شاید مخاطب محصول را تحت تأثیر خصوصیات جانبی یا ظاهر دل‌فریب آن خریداری کند، اما رضایت خاطر و بقای فروش تنها زمانی اتفاق می‌افتد که محصول بیشترین بازده را داشته باشد.تعمیر و نگهداری?طراحان محصول، تولیدکنندگان و کارگران تعمیر و نگهداری، محصولی را که از قطعات کوچک‌تر ساخته شده است بیشتر می‌پسندند. هرچه قطعات محصول کارکرد مستقل‌ و ساده‌تری داشته باشد، محصول منعطف‌تر خواهد بود؛ بنابراین در صورت نیاز به طراحی مجدد می‌توان به جای تغییر دادن کل طرح، قطعات اصلی را تغییر داد؛ تولیدکننده به‌سادگی می‌تواند عوامل مشکل‌ساز را بدون ایجاد تغییر در کل فرایند تولید به‌سادگی اصلاح کند و نیازی نخواهد بود کارگران تعمیر و نگهداری همه‌ی قطعات را از یکدیگر جدا کنند و در زمان تعمیر و اصلاح صرفه‌جویی می‌شود.</description>
                <category>مهرداد بخشی</category>
                <author>مهرداد بخشی</author>
                <pubDate>Wed, 10 May 2023 21:32:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از تولید تا رشد دادن محصولات در سفر برای کارآفرین ها( قسمت هشتم)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20029256/%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D8%A7-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85-ezasvsuip3rg</link>
                <description>قبل از تولید کردن محصولات:قبل از اینکه برم سر بحث باید یه مطلبی رو بگم.این پست های که توی ویرگول میزارم درواقع قسمتهایی از یک پکیج بزرگ درورد کسب و کار و کارآفرینی هستن. یعنی بعضی از مطالب بین پست شماره های قبل و این شماره از پست هستن که صلاح دیدم فعلا اون مطالب رو توی ویرگول منتشر نکنم. ولی بعدا همه اون اطلاعات رو توی یه کتاب الکترونیکی(PDF) برات آماده میکنم و لینکش رو هم توی ویرگول و جاهای دیگه میزارم. اما فعلا توی این پست درمورد بحث مهم مراحل تولید حرف میزنم.حالا میرم سراغ بحث اصلی یعنی تولید کردن مراحل تولید کردن محصولات.مورد اول اینه که اصلا چرا باید محصولی رو تولید کنیم .خوب. اگه ما محصولی تولید کنی اونوقت میتونی  اون رو بفروشی و درعوض پول بهت داده بشه.خوشبختانه چند سالی هستش که توی کشور به شدت دارن به تولید اهمیت میدن [البته این رو قبول دارم که هنوز در حد یه شعاره ولی انشالله بهتر میشه و به واقعیت نزدیکتر میشه]. مخصوصا به تولید داخلی.این یعنی اینکه دولت خیلی بیشتر از قبل از تولید کردن حمایت میکنه چون تولید کردن باعث رشد و قوی شدن کشور میشه پس دولت برای اینکه خودش قوی تر بشه مجبوره که از تولید داخلی حمایت کنه وگرنه کلاهش پس معرکه است.خلاصه همایت از تولید اهمیت خیلی زیادی داره که اگه دولت این کار رو بیشتر کنه ، بیشتر هم اهمیت اون مشخص میشه.نکته:البته این رو هم بگم که نه از این دولت و نه هیچ دولتی نباید توقع داشته باشی که بیاد  مفت و مجانی کمک ها و حمایت های مالی کنه. چون دولت که خودش پول زیادی نداره بخواد به همه ی تولید کننده ها کاملا کمک کنه.این یه نکته ی خیلی مهمه که متاسفانه خیلی از افراد بهش توجه نمیکنن و بعد که باهاش مواجه میشن و تجربه اش میکنن اونوقت شکت میخورند و از کار تولید و از تولید دست میکشن و برای همیشه از کار تولید کردن دلسرد میشن.نکته اینه که وقتی میگیم دولت حمایت میکنه یعنی اینکه بعضی از کارهای اداری تولیدات رو راحت تر میکنه و یا ممکنه براتون یه جورهایی تبلیغات کنه و یا اینکه برنامه های دیگه ای برای حمایت داشته باشه و میتونی روی خیلی از حمایت های دیگه که دولت براش پیشبینی کرده؛ حساب کنیدر هر صورت این نکته رو همیشه یادت باشه که:&quot; بیشتر باید روی پای خودت واستی و تا روی کول(پشت) یکی دیگه.&quot;اگه میخوایی از قانون حمایت از تولید بیشتر بدونی اینجا رو کلیک کن یا به آدرس زیر بروhttps://rc.majlis.ir/fa/law/show/1148732اما اگه بتوی توی تولید کردن موفق بشی و بتونی محصولاتت رو تولید کنی و به بازار بدی، و اتفاقا محصولاتت هم مورد قبول افراد زیادی قراره بگیره ، بعد میبینی که سود خیلی زیادی ازاون محصولاتت میبری. چون وقتی افراد زیادی محصولاتت رو قبول کنن، پس تو مشتری های زیادی خواهی داشت و هرچی مشتری هات زیادتر باشه ، بیشتر محصول میفروشی و فروشت بالا میره و وقتی فروشت بالا باشه، سود تو هم بیشتر میشه. به همین راحتی.اما اینجا ممکنه با یه مشکل اساسی روبه رو بشی و اون هم اینه که محصولاتت رقیب های سرسختی داشته باشن که از محصولات تو بهتر باشن. پس اینجاست که تو لازم داری یه کارهایی انجام بدی که محصولت از محصولات رقیبها بهتر و با کیفیت تر باشه یا اینکه یه مزیت هایی بیشتر از اونها داشته باشه تا بتونی توی بازار روی دستشون بزنی.مراحل تولید چندین مرحله داره که مهمترین و اساسی ترین اونها رو اسم میبرم و توی پست های بعدی درمورد تک تک شون حرف میزنم.</description>
                <category>مهرداد بخشی</category>
                <author>مهرداد بخشی</author>
                <pubDate>Wed, 10 May 2023 19:19:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از تولید تا رشد دادن محصولات در سفر برای کارآفرین ها( قسمت هفتم)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20029256/%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D8%A7-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85-fq2zs6ls8ykn</link>
                <description>مورد اول: تهیه کردن مواد اولیه برای تولید کردن محصولها:مواد اولیه موادی هستند که در تولید اولیه یا تولید کالا استفاده می شوند. مواد اولیه همانند نیروی کار و سرمایه از عوامل تولید هستند.باید مواد اولیه برای تولید کردن محصول هات رو تهیه کنی. بدون مواد اولیه تولید کردن امکان نداره . چون هر محصولی برای اینکه تولید بشه به مواد ی نیاز داره که بهش میگن مواد اولیه. پس هر محصول برای تولید شدن به مواد اولیه نیاز داره. آخه بدون مواد ولیه میخوایی چی رو تولید کنی.اگه میخوایی بدونی که مواد اولیه چیه باید بگم. مواد اولیه یک ماده فرآوری نشده یا کمی فرآوری شده هست که قراره خودش برای تولید شدن مواد دیگه استفده بشه. ، درواقع خودش مواد‌اولیه اون محصول یا کالا هستش چه اون محصول و کالا خام باشه و از هیچ ماده ای درست نشده باشه (اولین ماده ی خام توی طبیعت به باشه) و چه از مواد دیگه تولید شده باشه. مثل سنگ های معدنی، روغن طبیعی، محصولات کشاورزی یا ... را ماده اولیه میگن.بزار اینجوری بگم: که هر کالا یا محصولی یا ماده ای که بطور مستقیم توسط مصرف کننده ی نهایی (انسان یا حیوان یا گیاهاه ها) استفاده نمیشه، خودش مواد اولیه هستش.به عبار دیگه هر کارخانه یا کارگاهی که محصولی را تولید می کنه چه آن محصول مصرف کننده نهایی داشته باشه یا اینکه برای تولید محصول نهایی دیگه به کارگاه یا کارخانجات دیگه فروخته بشه؛ خودش به ماده اولیه برای تولید نیاز داره.مثالا، لاتکس طبیعی که از درخت به دست میاد رو درنظر بگیر. این یه ماده ی طبیعی هست که توی طبیعت به دست میاد. حالا همین مواد رو برای ساختن چندین محصول نهایی مثل، تشک، دستکش، بادکنک، کش لاستیکی، کفش تنیس و غیره استفاده میکنن.انواع مواد اولیه چیست؟اما چیزی که باید بدونی اینه که تمام مواد اولیه ها برای کارگاه ها و کارخونه ها یا مواد خام توی طبیعت هستن و یا از ترکیب مواد خام توی طبیعت درست شدن.حالا همه ی مواد هایی که کاملا بصورت خام توی طبیعت هستن به 3 گره زیر تقسیم میشن.بر پایه گیاه/درخت  – موادی مانند سبزیجات، میوه ها، گل ها، چوب، رزین، لاتکس از گیاهان و درختان به دست میاد.بر پایه حیوانات – موادی مانند چرم، گوشت، استخوان، شیر، پشم، ابریشم همگی از حیوانات به دست میاد.بر پایه معدن – موادی مانند مواد معدنی، فلزها، نفت خام، زغال سنگ و غیره از استخراج زمین به دست میاد.جدای از این، توی یک واحد تولیدی، ماده‌اولیه رو به ۲ دسته اصلی تقسیم می کنندسته ی اول. مواد‌اولیه مستقیم:موادهای خامی که توی طبیعت هستن درواقع مواد اولیه مستقیم هم به حساب میان. بعد از اون مواد خام توی طبیعت محصولاتی تولید میشه که مصرف کننده ی نهایی میخره و بطور مستقیم استفاده میکنه.مثلا چوب یه ماده خام مستقیمی هستش که باهاش مبلمانی مانند صندلی، میز، تخت و غیره می سازند و بعد افراد اونها رو میخرن و ازش مستفاده میکنن.یا مثلا چرم حیوانها که ازش کیف، کفش، کیف و غیره میسازند و افراد میخرند و استفاده می کنن. و....دسته ی دوم . مواد‌اولیه غیرمستقیم:اما گاهی ما از مواد اولیه مستقیم مواد و محصولاتی رو میسازیم که که نمیشه بطور مستقیم ازش استفاده کرد و باید از اونها برای اختن یه محصولات دیگه و یه چیزهای دیگه استفاده کنیم. این نوع مواد که از مواد خام درست شدن ولی بطور مستقیم به دت مصرف کننده ی نهایی نمیرسند ، درواقع مواد اولیه غیر مستقیم هستن.به عبار دیگه، ماده اولیه غیرمستقیم موادی هستن که توی ساخت محصول دیگه به کار میرند و یا برای کامل کردن محصولات دیگه ازشون استفاده میشه.مثلاً از چسب، میخ، لاک و غیره برای ساخت مبلمان چوبی مانند صندلی، میز، تخت و… استفاده می‌شه و غیره . همه این مواد تولید شده از مواد اولیه مستقیم ، مواد های اولیه غیر مستقیم هستن. یا مثلا  حلقه‌های فلزی، زیپ‌ها، چسب، پارچه آستر، رنگ‌ها و غیره مورد استفاده در ساخت کیف‌های چرمی، کفش‌ها و کیف‌ها همگی ماده های اولیه غیرمستقیم هستند.اهمیت مواد اولیه:از تعریف های بالا مشخص شد. که برای اینکه یه محصول نهایی رو تولید کنی و به دست مشتری های نهایی برسونی ماده های اولیه لازم داره که بعد از فرآوری و کارهایی که روش انجام میدیم، به کالای نهایی تبدیل میشه.اما اینکه ما می دانیم مواد اولیه چیه و چقدر مهمه کافی نیست!! ما باید بدونیم مواد اولیه هایی که لازم داریم تا باهاشون محصولاتمون رو درست کنیم رو از کجا، کی و چقدر بخریم. کجا، چطور و تا چه زمانی باید انبار کنیم و نگه داریم.اینجاست که مدیریت کردن موجودی انبار به ذهن می رسه. چون محصولات نهایی که می فروشی از این مواد ساخته میشند. بنابراین همیشه باید دقت  کنیکه به اندازه ی کافی توی انبار مواد اولیه ات موجودی داری و همیشه باید بدانی مواد اولیه را از کجا بخری.مواد اولیه رو کجا، چطور و تا چه زمانی باید انبار کنیم؟من تی پستای قبل درمورد ابزار کار، نحوه مراقبت کردن و نگه داری کردنشون توضیح دادم . حالا انبار و نگه داری کردن مواد اولیه هم شبیه همون ابزار کار هستش.درواقع باید یه جا و مکان مخصوص برای مواد اوله ات آماده کنی. البته باید انبار مواد اولیه جدا از انبار و محل نگه داری ابزار کارت باشه.اما اگه مجبور بودی که هر دو رو کنار هم نگه داری حد اقل بین اون محل ها دیوار یا پرده ای بکش و اونها رو ازهم جدا کن چون تو باید مواد اولیه همیشه تمیز نگه داری تا بتونی ازش محصولی تمیز بسازی. اما اگه قرار باشه انبار ابزار کارت هم توی انبار مواد اولیه ات باشه اونوقت بخاطر رفت و آمدهای زیادی که برای برداشتن و استفاده کردن از ابزار کارت داری؛ ممکنه محیط انبار مواد اوله هم الوده بشه. مثلا گرد و خاک و یا چربی های روی ابزار کار و لباس کارت روی مواد اولیه هم بشینه و این اصلا خوب نیست.پس سعی کن انبار مواد اولیه ات رو از هر چیز غیر از خودش جدا کنی. حتی از انبار محصوات تولید شده ات - که بعدا درموردش موفصل بحث میکنم- هم جدا کن.مورد بعد اینه که مواد اولیه هات رو مرتب توی قفسه یا گوشه های انبارت بچین مخصوصا اگه تنوع مواد اولیه ات زیاد بود چون توی این حالت راحت تر میتونی مواد اولیه ای که لازم داری رو پیدا کنی.مورد بعد که خیلی خیلی باید بهش توجه کنی اینه که بیشتر اوقات مواد اولیه ها تاریخ انقضا دارن و یا تاریخ مصرف دارن و اگه به موقع اتفاده نشن و وارد تولید نشن خراب میشن و بعد به محصولات نهایی هم آسیب میزنن و اونها رو هم خراب میکنن. پ مراقب تاریخ مصرف اونها باش. برای این کار بهتره که انبارت رو قفسه بندی و یا قسمت بندی کنی و بعد مواد اولیه های که تاریخ های مصرف متفاوتی دارند رو از هم جدا کنی و بعد اون موادی که قبلا خریدی و یا تایخ مصرفش نزدیک تره رو اول مصرف کنی(محصول تولید کنی) بعد بری سراغ اون مواد اولیه ای که تاریخ مصرف بیشتری داره.یه راه حل جالب برای اینکه حتی نیاز نباشه انباری برای مواد اولیه هات تهیه کنی و نخواد که هزینه ی انبار داری بدی. راه حل اینه که مواد اولیه ات رو به محض اینکه خریدی وارد تولید کنی. یعنی. فقط هروقت که میخواستی محصولاتت رو تولید کنی همون موقع بری و از بازار مواد اولیه ات رو بخری و بیاری و باهاش محصولاتت رو تولید کنی. این جوری دیگه نمیخواد مواد اولیه ات رو بخری و انبارش کنی.توی این حالت دیگه نمیخواد هزینه ی اجاره انبار و هزینه ی انباردار(دستمزد کارگر انبار) و... بدی و نگران گذشتن تاریخ مصرف مواد اولیه ات هم نیستی و همیشه به روزترین و جدید ترین تاریخ های مواد اولیه رو میتونی از بازار تهیه کنی.البته این بستگی به نوع شغل و محل زندگیت و بازار مواد اولیه و تورم و رکود اقتصادی و غیره داره . باید خودت ببینی که آیا این کار بیشتر به نفعت هست یا انبار کردن مواد اولیه. بقول معروف: صلاح کار خویش، خسروان دانند.مواد اولیه را از کجا، کی و چقدر بخریم؟اینکه مواد اولیه ات رو از کجا باید بخری، باید ببینی که شغت چیه و چه مواد اولیه ای لازم داره و بعد طبق اون بری و ببینی که اون مواد اولیه کجا گیر میاد و از اونجا بخری. باید ببینی بازار اون مواد اولیه ات کجاست . خوب اگه نمیدونیی بازار مواد اولیه ات کجات و از کجا باید بخری، میتونی بری از اینترنت کمک بگیری و یا از افرادی که خبر دارن اون مواد اولیه رو از کجا میشه خرید بپرسی.خلاصه این دیگه کار خودته. یا اگه مامور خردی داری باید اونو راهی بازار کنی تا برات پیداش کنه.اما اینکه کی و چه موقع باید اون مواد اولیه رو بخری: هروقت که لازم داشتی بخری بهتره چون اینجوری اولا میتونی همیشه جدیدترین و تازه ترین مواد اوله بازار رو بخری و از اونطرف هم محصولاتت بهتر و باکیفیت تر و حتی به روزتر میشه. و همچنین دیگه شاید لازم نباشه انبار هم بکنی.چقدر باید بخری:بهتره به اندازه درخواست مشتری هات برای محصولات نهایی،مواد اولیه بخری. به اندازه ای که از مشتری سفادش گرفتی یا میدونی محصولی که تولید میکنی حتما خیلی زود مشتری ها میان سراغش و یا براش مشتری پیدا میشه. و اگه قرار بود محصول بیشتری تولید کنی اونوقت مواد اولیه بیشتری بخر وگرنه زیاد نخر و انبار نکن چون ممکنه مشتری برای محصولاتت پیدا نشه و یا دیر به دیر پیدا بشه و بعدش مواد اولیه ات توی انبار بمونه و تاریخ مصرفش تموم بشه و بعد کلی ضرر میکنی.پس به اندازه بخر. نه خیلی کم که نتونی محصول زیادی باهاش تولید کنی و مشتری هات رو از دست بدی و نه خیلی زیاد که روی دستت(توی انبار) بمونه و تاریخ مصرفش بگذره و خراب بشه.</description>
                <category>مهرداد بخشی</category>
                <author>مهرداد بخشی</author>
                <pubDate>Tue, 02 May 2023 11:25:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از تولید تا رشد دادن محصولات در سفر برای کارآفرین ها( قسمت پنجم)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20029256/%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D8%A7-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85-cnlyjccs8wg8</link>
                <description>به روز بودن ابزار تولید:قبل از اینکه شروع کنی به تولید کردن محصول بهتره ببینی که ابزارهای کارت قدیمی هستن یا جدید و به روز چون همونطور که میدونی دنیا داره روز به روز، به روز میشه پس بهتره که ما هم سعی کنیم روز به روز ، به روز باشیم.البته قبول دارم که گاهی با همون ابزارهای قدیمی هم میشه محصولات خوب و حتی محصولات به روزی درست کرد اما این رو هم میدونم که هرچی ابزار کار به روزتر باشه؛ شانس موفقیتش توی تولید کردن محصولات بیشتره. من به این موضوع ایمان کامل دارم چون خودم هم بارها با چشمای خودم دیدم و هم بارها خودم تجربه اش کردم.یادم میاد قبلا برای تولید کردن محتوا؛ لپ تاپ و گوشی قدیمی ای که داشتم برای تولید کردن محتوا کمی باهاشون مشکل داشتم چون محتوایی که باهاشون تولید میکردم، زیاد جذاب و با کیفیت نبود. از محتوایی که با اونها درست میکردم لذت نمی بردم چون یه کمی توی ذوق میزد و کیفیت پایینی داشت. خیلی دوست داشتم وقتی رو که برای تولید کردن محتوا میزارم حداقل با یه دستگاه پیشرفته تر و قوی تر باشه. از طرف دیگه می دونستم مردم هم دنبال محتواهایی هستن که با دستگاهای به روز و قوی تولید شده باشه. یعنی علاوه بر محتواهای با کیفیت و اثرگذار، میخوان محتواها با سیستم های قوی و با کیفیت تر درست شده باشه. پس . هرچی ابزارهای کار به روزتر و جدیدتر باشه تولید کردن محصولات هم بهتر میشه چون خود تولید کننده ی اون محصول هم از کارکردن با اون ابزارهای به روز و پیشرفته - که سرعت و دقت تولید کردن بالایی هم داره - بیشتر لذت میبره و این باعث میشه که انگیزه ی بیشتری برای تولید کردن محصولات داشته باشه.از طرف دیگه دنیا مدام داره جدید و به روز میشه و مردم هم مطابق به روز شدن دنیا، به روز میشن و توقعشون هم به مرور بالامیره. پس اینجاست که اگه محصولات تو با کیفیت نباشه و بعدش هم به روز نباشه، مشتری های زیادی رو از دست میدی. وقتی مشتری هات رو کم کم از دست بدی اونوقت کسب و کارت هم کم کم روبه نابودی میره و میمیره. بعد میبینی که یا کلا ورشکست کردی و یا از دنیا عقبی و توی بهترین حالت ممکنه سرجای خودت درجا بزنی درحالی که چند برابر بیشتر از بقیه زمان و انرژی میزاری و کار میکنی اما همیشه مشتری ها به سمت افراد دیگه میرن. اما قبل از اینکه ادامه ی بحث رو برات توضیحبدم بزار یه نکته ی خیلی خیلی خیلی مهم رو بگم: نکته خیلی مهم: درسته که ابزار به روز کمک میکنه تا محصولات به روز تری تولید کنی؛ اما اگه محصولات تو به روز باشه ولی کیفیت خوبی نداشته باشه، بازهم شکست میخوری. چون همیشه کیفیت حرف اول رو میزنه. به این جمله ای که میخوام بگم خوب توجه کن. ««&quot; محصولاتی که با ابزار قدیمی تولید شده باشند اما باکیفیت باشند ، خیلی بهتر و ارزشمند تر از محصولاتی هستن که با کیفیت نباشند ولی با به روزترین و مدرن ترین و قوی تروین و بهترین  ابزارهای دنیا تولید شده باشند&quot;»»پس قبل از اینکه دنبال به روز بودن ابزار کار باشی، اول ببین که آیا محصولاتی که درست میکنی کیفیت بالایی داره و میتونه مشکلات مردم رو برطرف کنه یا نه. میتونه مسایل مشتری هات رو حل کنه یا نه. میتونه نیازهای مردم رو برآورده کنه یا نه. اگه میتونه ، بعد میتونی بری سراغ تولید کردن اون محصولات با ابزارهای به روز تر و قوی تر و مدرن تر. میتونی بری سراغ هزینه کردن ابزار کار به روز و مدرن و قوی. توی این حالت هست که هزینه کردنت الکی نخواهد بود و پولهای بیزبونت برباد نخواهد رفت. حالا که مطمئن شدی که محصولاتت با کیفیت هست و نیارزهای مردم رو هم برآورده میکنه، میتوی به فکر رقابت کردن با افراد دیگه باشی. یعنی محصولات[با کیفیت ] خودت رو با ابزارهای کار به روز تولید کنی و بدی به بازار.پس . تو ، هم مجبوری که محصولات با کیفیت و اثرگذار تولید کنی و هم اونها رو  به روز و مطابق با سلیقه مشتری هات تولید کنی.باید که با دنیا همآهنگ باشی و برای این کار باید از ابزارهای به روز و جدید برای تولید کردن محصولاتمون استفاده کنی. برای همینه که خیلی اِسرار میکنم که از ابزارهای به روزی استفاده کنی. باید ابزار کارت به روز باشه. باید مناسب با نیازها روز جامعه تولید کنی وگرنه از دنیا عقب میمونی. از بازار اعقب میمونی. و ورشکست میکنی.پس برای هماهنگ بودن با نیازهای دنیا بهتره که ابزار کارت رو به روز کنی.اما به روز کردن ابزار کاریعنی چی ؟یعنی ابزاری رو تهیه کنی برای تولید کردن محصولاتت که از ابزارهای قبلی ات و ابزارهایی که الان داری ، قوی تر، سریع تر و بهتر باشه و امکانات بیشتری داشته باشه و بشه باهاش محصولات باکیفیت تر و بهتری درست کرد.خوب باید این نکته رو بگم که اگه تو میتونی با همون ابزارهای قدیمی ات محصولات خوب و عالی و به روزی درست کنی که مشتری ها عاشقش باشند و انگشت به دهان بمونن، مشکلی نیست. چون برای مشتری اصلا مهم نیست که تو با چه ابزار کاری محصولات رو تولید میکنی. اصلا براشون مهم نیست که آیا اون ابزارهای کار قدیمی بودن یا جدید و به روز. اونها فقط وفقط و فقط خود اون محصول تولید شده رو میخوان و اگه ببینن که خیلی خوب و عالی هست و میتونن ازش استفاده کنن، خوب اونو میخرند و ازش استفاده میکنن.پس میتونی با خیال راحت از همون ابزارهای قدیمی استفاده کنی و قرار نیست حتما اونو به روز کنی اما اگه بتونی از ابزارهای به روز استفاده کنی اوقت سرعت و دقت کارت بالاتر میره و مشتری های بیشتری میتونی بگیری. فقط خوب مراقب اون ابزار کارت باش و بهش رسیدگی کن. ازش به اندازه ی توانش استفاده کن و فشار زیادی بهش نیار تا همیشه برات کار کنه و بتونی با رقبات رقابت کنی. همیشه تمیز نگه اش دار و به محض اینکه خواست مشکلی براش پیش بیاد اونو به تعمیرکار نشون بده .نکته بعد که باید بدونی اینه که وقتی میگم باید همیشه ابزار کارت به روز باشه، افرادی پیدا میشن که تصور میکنن که باید مدام و هر ماه، هر هفته و یا حتی هر روز باید ابزار کارخودشون رو به روز کنن. نه . اصلا منظور من این نیست که تا هر ماه، هر هفته و یا حتی هر روز ابزار کارت رو به روز کنی. بلکه منظور من اینه که ببینی که آیا اون ابزار کاری که الان داری به روز هست یا نه.ممکنه تو ابزار کاری داشته باشی که مال چند سال قبل باشه اما هنوز هیچ ابزار جدیدتری از اونی تولید نشده و یا فقط همون مدل و با همون امکانات داره تولید میشه و وارد بازار میشه و چیز به روز و جدیدی بهش اضاف نشده. پس توی این حالت اون ابزار کاری که الان داری هنوز ابزار کار به روز به حساب میاد.اما اگه احساس کنی که اون ابزار کاری که الان داری کمی کهنه شده و عمر خودش رو کرده و بهتره یه نو و تازه از اون رو دوباره بخری، دیگه میل خودته. اما توی این حالت تو فقط اون ابزار کار رو تازه کردی ولی به روز نکردی مگه اینکه اون ابزار کاری که جدید می خری تغییرات جرئی ای کرده باشه و کمی از نسخه ی قبلش بهتر و قشنگ تر شده باشه. در این صورت به روز شده اما نه خیلی زیاد. نه اونقدری که چشم گیر و مهم باشه.پس، به روز کردن ابزار کار، به شرایط و موقعیت هایی خاصی نیاز داره و گاهی ممکنه هر چند سال یک بار هم نیازی نباشه که اونها رو به روز کنی و گاهی هم ممکنه که چندهفته یک بار و حتی چند روز یک بار بخوایی ابزار کارت رو به روز کنی .این «به روز کردن ابزار کار» به شرایط شغل و محل و دورانی که توش هستی و .... بستگی داره. باید ببینی که شغل و کسب و کارت چیه، مشتری هات کیا(چه کس هایی) هستن، توقه و خواسته هاشون چیه؟ انتظارشون از شما و  محصولات شما چیه؟ توی چه دوره و زمونه ای زندگی میکنی و ...</description>
                <category>مهرداد بخشی</category>
                <author>مهرداد بخشی</author>
                <pubDate>Mon, 01 May 2023 01:16:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از تولید تا رشد دادن محصولات در سفر برای کارآفرین ها( قسمت چهارم)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20029256/%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D8%A7-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-e4dz1nynl9li</link>
                <description>تعمیر و تعویض کردن ابزارهای کار خراب شده.بعد از بحث شناختن ابزار کار و نحوه ی استفاده کردن و نگه داری کردن از ابزار کار حالا میخوام درمورد نحوه ی تعمیر کردن ابزار کارهایی که خراب شدند؛ حرف بزنم.توی پست قبل توضیح دادم که ابزارهای کار ممکنه وسط کارکردن خراب بشن و باید مراقب اونها باشی. توی این موقع باید ببینی که آیا اون ابزارهای کار رو میشه درست کرد یا نه. اگه بشه اونو درست کرد باید ببینی که اگه درست بشه آیا میتونه مثل قبل کار کنه یا نه. یعنی اگه درست بشه میتونی باهاش مثل قبل کار کنی یا نه چون قراره بابت تعمیر اون ابزار کار هزینه بپردازی پس باید ببینی که آیا ارزش داره براش هزینه کنی و تعمیرش کنی یا نه.به عبارت دیگه اگه بعد از تعمیر کردن اون ابزار کار باز بشه مثل قبل ازش استفاده کرد پس ارزش تعمیر کردن داره وگرنه بهتره که بی خیال تعمیر کردنش بشی حتی اگه تعمیر کردنش هیچ هزینه ای نداشته باشه چون نمیتونه مثل قبل کارهات رو راه بیاندازه و حتی ممکنه بزنه کارهات رو هم خراب کنه و بهت ضرر هم بزنه.اما اگه بخوایی که تعمیرش کنی ولی هزینه ی تعمیر کردنش خیلی بالا باشه به نظر من بهتره که بجای تعمیر کردن اون بری و با اون پول، یه نمونه ی نو و تازه ی اونو بخری چون اینجوری حداقل مطمئنی که ابزار جدید مشکلی نداره و سالمه و میتونی با خیال راحت ازش استفاده کنی.پس بهتره که خوب حساب و کتاب کنی و ببینی که کدوم یکی برات بهتره. تعمیر کدن اون ابزار کار یا کنار گذاشتنش و خریدن یک نمونه ابزارکار جدید.خوب مورد بعد اینه که گاهی اوقات ممکنه وسط کار یکدفعه اون ابزارهای کاربرای همیشه از کار بیافته و دیگه به هیچ وجه هم نشه اونو تعمیر کرد یا اگه تعمیرش هم بکنی به هیچ وجه مثل سابق نشه. اینجاست که یه راه بیشتر نداریم و اونهم اینه که باید اون ابزارکار رو با یک نمونه ی جدید تعوض کنی.اما یه نکته ی جالب:اگه روزی قرار شد ابزار کارت رو با یه نمونه ی جدید عوض کنی و یه ابزار کار جدید بگیری، قبلش تحقیق کن ببین آیا یه نمونه ی به روز شده از اون ابزار کار توی بازار اومده یا نه و یا حتی بین آیا دستگاهی توی بازار هست که هم بتونه کارهای اون ابزار کار رو انجام بده وهم کارهای بیشتری رو بشه باهاش انجام داد. خلاصه یه ابزار کار به روز و جدید.اگه اومده بود، بهتره که اونو بگیری و ازش استفاده کنی حتی اگه مجبور بشی هزینه ی زیاد تری رو بابش بدی.البته این یه پیشنهاده و هیچ اجباری درکار نیست.</description>
                <category>مهرداد بخشی</category>
                <author>مهرداد بخشی</author>
                <pubDate>Sat, 29 Apr 2023 22:26:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از تولید تا رشد دادن محصولات در سفر برای کارآفرین ها( قسمت سوم)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20029256/%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D8%A7-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%B3%D9%88%D9%85-mwq9qvkiwrur</link>
                <description>نگاری و مراقبت کردن از ابزار، تجهیزات و امکانات تولید محصولات.توی قسمت قبل درمورد ابزار تولید محصولات حرف زدم اما الان درمورد این میخوام بگم که اون ابزار، تجهیزات و امکانات تولید محصولات تولید؛ نیاز دارند که نگه داری بشن تا بتونیم همیشه محصولاتی رو با بهترین کیفیت و بالاترین کیفیت تولید کیم.مرحله: نگه داری کردن ازمکان تولید، ابزار تولید و انبار(محل نگه داری از ابزارهای تولید و مواد اولیه و مواد مصرفی تولید)· نگه داری کردن از مکان تولید کردن محصولات.· نگه داری کردن از مواد اولیه محصولات برای تولید کردن.· نگه داری کردن از ابزارکار برای تولید کردن محصولات.· نگه داری کردن از ابزار و تجهیزات و امکانات مصرفی برای تولید کردن محصولات.· نگه داری کردن از محل نگه داری(انبار) مواد اولیه محصولات برای تولید کردن، ابزار برای تولید کردن محصولات و ابزار مصرفی برای تولید کردن محصولات.حالا سوال اینه که چرا باید از ابزارهای کارمون نگه داری و مراقبت کنیم؟ دلیل این کار چیه؟یکی از دلایش اینه که اون ابزار کار رو دزد نبره چون تو با کمک اون ابزار کار، محصولات درست میکنی و اون محصولات رو میفروشی تا پول به دست بیاری. پس باید اون ابزارکار رو همیشه داشته باشی تا بتونیم ازش استفاده کنی و محصولاتی که میخوایی رو درست کنی.نتنها باید اون ابزار کار رو داشته باشی بلکه باید اون رو همیشه و بیشتر اوقات در دسترست  باشه تا سریع و به موقع بتونی برداری و ازش استفاده کنی و کارت لنگ نشه. تا کارت سریع تر جلو بره و سریع تر موفق بشی.مورد دوم اینه که گاهی اوقات افرادی قصد دزدی کردن اون ابزار کار رو ندارند اما برای مدتی لازمش دارن برای همین ممکنه بیان و اون ابزار رو بردان و بخوان تا استفاده کنن و بعد بیارن بزارند رجایش اما گاهی ممکنه درست زمانی که اون ابزار کار رو لازم داری؛ بیایی و ببینی که اون ابزار کارها سر جایش نیست. اینجاست که نمیتونی کارهای خودت رو جلو ببری و کارت لنگ میشه. بعد از دست اون کسی که اون ابزار رو برداشته کلی عصبانی میشیم و حتی ممکنه بری و باهاش درگیر بشی.اما چرا کاری کنی که باز آرد پشیمانی؟ چرا ابزاری که خیلی لازمش داری رو از دسترس افراد دور نکنی تا مجبور نشی کار خودت رو لنگ کنی؟توی این حالت گاهی اوقات ممکنه مجبور باشی که برای اینکه دوباره اون ابزار کار رو داشته باشی تا کارت رو جلو ببری، بری و یه نمونه دیگه از اون ابزار کار رو بخری و اینجوری کلی پول باید برای ابزاری بدی که قبلا هم اون ابزار رو خریده بودی و بابتش پول هم داده بودی.یا ممکنه مجبور بشی بری از اکسی که اون ابزار کار رو داره، قرض بگیری که توی این حالت هم باید به اون فرد کلی رو بزنی و التماسش کنی تا ابزار کار خودش رو برای مدتی بهت قرض بده تا تو کارت رو انجام بدی و اون هم ممکنه رک و روراست بهت بگه نه و دست رد به سینه ات بزنه. اما چرا؟ چرا باید برای چیزی که خودت اونو داشتی الان باید به افراد دیگه التماس کنی که اون ابزار رو بهت قرض بدن و بعد هم جواب نه بشنوی و خرد بشی؟!شاید هم افرادی گیر بیان که اون ابزار رو موقتا لازم نداشته باشن اما با کلی منت اون ابزار رو بهت بده و بعد براش وقت معین کنه و بگه خیلی زود برش گردون چون لازمش دارم. بعد درست وسط کارت بیاد سراغش و ازت بگیره و باز هم کارت لنگ بشه و باز هم روز از نو روزی از نو.خلاصه سعی کن از ابزار کارت خیلی خوب نگه داری کنی تا به این مشکلات دچار نشی.حالا سوال اینه که چطور باید از اون ابزار، تجهیزات و امکانات تولید محصولات نگه داری و مراقبت کنیم؟چطور باید از اون ابزار، تجهیزات و امکانات تولید محصولات نگه داری و مراقبت کنیم؟اولین و مهمترین مورد اینه که باید از اون ابزار درست استفاده کنیم. یعنی هر ابزاری مخصوص برای انجام دادن کاری خاص درست شده پس اونها رو فقط و فقط توی جا و موقعیتهای خاص خودش استفاده کنیم.مورد بعد اینه که هر ابزار و تجهیزاتی توان خاصی دارن پس نباید به اون ابزار بیشتر از حد توانش فشار بیاریم تا کارخودمون رو جلو بیاندازیم چون اینجوری باعث میشه اون ابزار نتونه اون فشار رو تحمل کنه و خراب بشه و از کار بیافته. اونوقت نت نها کارخودمون جلو نمیره بلکه لنگ میمونه و عقب می افته. پ بهتره با آرامش بیشتری با ابزا کار، کار کنیم و زیاد بهش فشار نیاریم.مورد بعد اینه که اون ابزار رو صحیح و سالم نگه داری. یعنی اونها رو جای مطمئن و خوبی بزاری تا خطری تهدیدش نکنه. مثلا اونها رو جایی بزاری که چیزی روی اونها نیافته که اونها رو بشکنه یا له کنه. یا اونها رو جایی توی ارتفاع نامناسب نزاری که از بلندی بیافته و بشکنه و یا له و لورده بشه و آسیب ببینه.مورد بعد اینه که اون ابزار رو همیشه و یا بیشتر اوقات تمیز نگه داری. اینجوری عمر اون ابزار بیشتر میشه چون کثیفی هایی که توی ابزار کار هست ممکنه باعث بشه که یا به دستگاه آسیب برسه و یا به خومون.مثلا ابزار کارهایی که برقی هستن اگه تمیز نشه ممکنه اون جرم ها و کثیفی ها بیشتر و بیشتر بشه و دستگاه رو به مرور از کار بیاندازه و سرعت اونها رو کند کنه و یا باعث بشه قسمتهای دیگه ی دستکاه آسیب ببینه یا اینکه باعث بشه دستگاه خوب و رون کار نکنه و اینجوری سرعت کارمون رو پایین بیاره.یا مثلا توی ابزار وتجهیزات ساده ممکنه چرب و روغنی و کثیف بودنشون باعث بشه زمانی که داریم باهاشون کار میکنیم مدام از دستمون لیز بخوند و نزارن درست کار کنیم و در کمترین حالت روی مُخ رزه میره . در بدترین حالت هم ممکنه کارمون اونجوری که میخوایی پیش نره و حتی باعث آسیب رسیدن به بدسو بدنمون بشن.مود بعد اینه که اون ابزار کار رو به هیچ کسی قرض ندیم حتی برای چند ساعت مخصوصا ابزار کارهای خیلی مهم و پر کاربرد و یا ضروری چون اونها واجبات کارمون هستن و بدون اونها کارمون جلو نمیره. و اگه ما اونها رو به افراد دیگه قرض بدیم تا کارشون راه بیافته درواقع به خودمون ضرر زدیم.البته این کار ممکنه که ثواب مادی داشته باشه اما این ثواب یه ثواب خیلی کوچیکه و با این کار ما اونوقت وقتی خودمون نتونیم کارمون رو انجام بدیم از ثواب های بیشتر و بزرگتر و البته ثواب های واجب جا میمیمنویم چون ما با کار کردن خودمون به افراد نیازهاشون رو برطرف میکنیم و ثواب بیشتری میبریم و با درامدی که از اون کارها به دست میاریم و باهاش مشکلات و مسائل و نیازها خونواده و خودمون رو برطرف میکنیم ثواب های بزرگتری رو انجام میدیم.پس از قرض دادن ابزارکار خود مخصوصا ابزارهای کار واجب جدا خودداری کن.یه سوال خیلی مهم: چطور بفهمیم دستگاهی داره شروع به خراب شدن میکنه و قبل از خراب شدن کامل جلوش رو بگیریم؟خوب . این یه نکته خیلی خیلی مهم هست که اکثر افراد بهش توجه نمیکنن و همین باعث میشه که ابزارهای کار خیلی زود خرابی هاشون بیشتر و بیشتر بشه و درنهایت بطور کلی از کار بیافتن و اینجوری به اون فرد هم ضررهای زیادی برسه. اما یه راه حل خیلی کلیدی رو بهت میگم که اگه به موقع انجامش بدی خیلی موقع ها چولی ضررهای خیلی زیادی رو میگیری و با کمترین هزینه ابزار کاری که درحال نابود شدن هستن رو از نابودی کامل و قبل از موعود نجات میدی.نکته اینه که به محض اینکه دیدی اون ابزار کارت صدایی جدید ازش بلند شد بدون که این یه نشونه است که داره هشدار میده که من الان یه مشکلی دارم و اگه هرچی زود تر به دادم نرسی من رو به نابودی میرم.پس وال از همه بایید بدونی که دستگاهی که باهاش کار میکنی آیا موقع کارکردن صدایی از خودش داره یا نه. اگه صدایی نداره که هیچ اما اگه صدایی داره، اون صدا چجوریه. باید اون صدا رو خیلی خوب بشناسی و بدونی که اون صدا طبیعی هستش اما هر صدایی بجز اون صدا اگه از اون ابزار دربیاد حتما داره چیزی خبر میده و میخواد چیزی بگه.پس حواست به صداهایی که از اون ابزار کارها موقع کارکردن باهاشون بیرون میاد توجه کن. و صداهایی بجز اون رو مشکوک بدون. اون صداها دارن خطری رو اعلام میکنن. بعد اون ابزار کار رو به تعمیرکارها نشون بده تا ببینن که چرا اون صداها زمان کارکردن از اون ابزار ها بیرون میاد.اونها بهت خواهند گفت که دلیل این صداهای جدید چیه وچکار باید کنی تا اون صداهای جدید رفع بشه و خطر هم برطرف بشه.تمام موارد بالا درمورد لباس کار و خود میطو مکان کار و فعالیتت هم صادقه و باید اونها رو هم تمیز و پاک نگه داری چون اونه هم مثل ابزار کار وسیله هایی برای کسب درآمد و پولت هستن.بحث بعد درمورد ابزار کهنه و قدیمی و خراب شده هستش.برای اون ابزار باید به فکر یه تعمین اساسی و یا بهتر از این، به فکر یه جایگذین باشی. و اون هم به روز.درمورد به روز کردن ابزار توی پست بعد(قسمت بعد) بحث میکنم.</description>
                <category>مهرداد بخشی</category>
                <author>مهرداد بخشی</author>
                <pubDate>Sat, 29 Apr 2023 22:17:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از تولید تا رشد دادن محصولات در سفر برای کارآفرین ها(قسمت اول)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20029256/%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D8%A7-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%A7%D9%88-mgr6d0grslfb</link>
                <description>چیزهایی که یه کارآفرین باید همه جا اونها رو  حتی توی سفرهای کاری(کار در سفر):خوب قبل از اینکه درمورد چیزهایی که یه کارآفرین باید همه جا اونها رو داشته باشه، بزار چندتا یادآوری مهم از اطلاعات پست های قبل بکنم. توی پستهای قبل یعنی توی پستهایی مثل مدلهای کار کردن خویش فرماها و کارفرماها در سفر (1) مدلهای کار کردن خویش فرماها و کارفرماها در سفر (2) توضیح دادم که هر کسب و کاری رو میتونی توی سفر هم انجامش بدی. یعنی هم بری سفر و گشت و گذار و هم توی سفرهایی که رفتی، کار کنی و پول به دست بیاری. و گفتم که توی اون سفرهای کاری(کار در سفر)، هر کسی( هرکارآفرینی) میتونه اون کارها روهم بصورت نزدیک کاری و هم به صورت دورکاری انجام بده.وقتی میگم «هر کاری» یعنی هر کاری. یعنی هر تولیدی و هر کار خدماتی ای که فکرش رو بکنی و هرکاری که وجود داره. بله. هرکاری رو میشه توی سفر هم انجام داد یا اونها رو مدیریت کرد.اما توی این پست و توی پستهای بعدی، من بیشتر درمورد کارها و فعالیت های تولید کردن یک محصول حرف میزنم. درمورد فعالیت های تولیدی و نحوه ی تولید کردن محصولات حرف میزنم. یعنی توی این پست میخوام فقط و فقط درمورد این حرف بزنم که یه کارآفرین وقتی میخواد توی سفرهاش بجز تفریح کردن و خوشگذرونی ، محصولات مورد نظرش رو تولید کنه، چطوری باید این کار رو بکنه.مورد اول آمادگی برای کارآفرینی کردن: قبل از هر چیزی یه کارآفرین باید پی(پیه) کارآفرینی رو به تنش بماله و آماده ی کارآفرینی بشه چون کار و فعالیت کارآفرینی با فعالیت های کارگری و کارمندی خیلی فرق میکنه. دنیای کارآفرینی با دنیای کارگری و کارمندی ، زمین تا آسمون تفاوت داره. خوب. همه کارآفرینها این کار رو کردن. اونها پیه کارآفرینی رو به تنشون مالیدن و دل به دریا زدن و وارد میدان شدن. بگذریم از اینکه که توی کارآفرینی هم شکست داریم و هم موفقیت و خیلی از کارآفرینها تا حالا شکست هم خوردن و هم موفقیت هایی به دست اوردن.پس اگه تو یه کار آفرینی حتما این تجربه رو داشتی و با پوست و گوشت و استخونت درک کردی که دنیای کارآفرینی چقدر با دنیای کارمندی و کارگری فرق داره؛ البته اگه قبلا کارمندی و کارگری رو تجربه کرده باشی فرق این دو دنیا و این دو محیط رو بهتر میفهمی. ولی اگه هنوز یه کارمند و یا کارگری و هنوز وارد دنیای کارآفرینی نشدی و هنوز کارآفرین نیستی، یا تازه دنبال اینی که بخوایی پات رو توی کفش کارآفرین ها بکنی، باید خودت رو آماده وارد شدن به این دنیای جدید و رنگارنگ و جالب بکنی. البته من اطلاعاتی که توی این پست ها میزارم اولا،  تجربه های خودم و اطلاعاتی که از دنیای کارآفرینی دارم به اندازه ی سر سوزنی از تمام اطلاعات و تجربه های دنای کارآفرینی هست. دوما من هم وقت نمیکنم که تمام اون اطلاعات و تجربیات خودم از کارآفرینی بگم.پس دنیای کارآفرینی دنیای خیلی بزرگ  هستش. دریای پهن آوری هست که هیچوقت به انتهاش نمیرسی.پس با این حساب یه کارآفرین برای اینکه توی این دنیای کارآفرینی موفق بشه باید یه سری چیزها رو داشته باشه. حالا اون کارآفرینی که میخواد سفر های زیادی بکنه و هم توی سفر از سفر کردن لذت ببره و هم توی سفر کارهای خودش رو انجام بده و پول و اعتبار و شهرت به دست بیاره  یه کمی کارش بیشتر میشه چون باید اطلاعات و توانایی های چیزهای خیلی بیشتری از یه کارآفرین عادی[کارآفرینهایی که فقط توی محل کار خودشون کار میکنن وزیاد سفر نمیروند] داشته باشه.خوب من توی این پست لیستی از چیزهای مهمی که کارآفرین ها لازم دارن رو برات لیست میکنم و بعد توی یه فرصت مناسب(توی پست های بعدی)؛ درمورد هرکدوم از اون موارد مفصل توضیح میدم.لیست چیزهایی که یه کارآفرین باید توی سفرهای کاری اش همیشه با خودش داشته باشه:لیست مواردی که یه کارآفرین باید داشته باشه. اولین و مهمترین چیز اینه که یه کارآفرینی که بیشتر اوقات به سفر کاری میره، داشته بشه؛ عشق و علاقه هستش. عشق و علاقه و شور و اشتیاق زیاد علاقه ی اول: علاقه و شور و اشتیاق زیاد به کار و شغل خودش: بعنی یه کار آفرین باید علاقه و شور و اشتیاق زیادی به کار خودش دشته باشه وگرنه اون کارآفرین توی کارش زیاد موفق نمیشه. البته این مورد هم برای اون کارآفرینهایی هست که توی محل کارشون هستن و سفر نمیکنن و هم برای اونهایی که دوست دارن مسافرت کنن مناسب هست.علاقه دوم: علاقه و شور و اشتیاق به سفرکرد و مسافرت رفتن. یعنی اون کارمندی که شیدا عاشق کار و شغلش هست، باید علاقه و شور و اشتیاق زیادی به سفر کردن و مسافرت کردن داشته باشه وگرنه توی سفرهاش زیاد نمیتونه کار کنه و چیز زیادی از سفرهاش به دست نمیاره . اما این مورد برای اون کارآفرینهایی که توی محل کارشون هستن و سفر نمی کنن مناسب نیست و فقط برای اون کارآفرین هایی مناسب هست که دوست دارن مسافرت کنن هست.پس اولین و مهمترین مورد برای وارد شدن به دنیای کارآفرینی – چه برای  تولید محصول و چه برای خدمات دادن -  اینه که به کارآفرینی محصول عشق و علاقه داشته باشی.پس قبل از تولید کردن محصولات(کارآفرینی توی تولید کردن محصولات) برای تولید کردن هر محصولی به علاقه و عشق و اشتیاق نیاز داری .مورد دوم اینه که « به عمل کار برآید به کار دانی نیست ». فقط اینکه بدونی باید چکار کنی تا بتونی محصولی باکیفیت درست کنیف کافی نیست. باید برای اینکه واقعا محصولی باکیفیت به دست بیاری، بلند شی و دست به کار بشی و عمل کنی.مورد بعد اینه که باید پشتکار داشته باشی و تلاش کنی. این مورد هم یه جورهایی مکمل عمل کردنه اما تفاوت های زیادی باهم دارنمهارت و توانایی انجام دادن کارهااطلاعات لازم و حداقلی درباره ی کار و بازارکار خودش...قدرت ریسک پذیریتحمل شکست خوردنتحمل انتقاد و شکایت شدنشهرتاعتبارسرمایه اولیهزمان آزادابزار کارمواد اولیهمحصولاخلاق خوب و برخورد خوب با هرکسی که توی بازار کار خودش ارتباط دارهتبلیغ کردنهرزینه برای تبلیغ کردنمشتریدنبال بازخورد گرفتن از مشتری: باید عاشق گرفتن بازخورد از مشتری باشه/به روز بودنتلاش برای نصحیحی اشکلات وعیب های محصولاتش و کارمندهاش و خودش :اول از همه باید اصلاح کردن رو از خودش شروع کنه و قبل از همه خودش خودش رو اصلاح کنه..خوب یه کارآفرین بعد از داشتن این چیزها باید بتونه از اونها توی کارهاش استفاده کنه. خوب من توی پستهای بعدی میخوام تاجایی که میتونم برات توضیح بدم که از اون چیزها کجا و چطور باید استفاده کنه تا موفق بشه و پول و سود خوبی به دست بیاره.خوب توی پست بعدی درمورد میخوام درمورد ابزار و امکانات و تجهیزات لازم برای کار وکسب مفصل تر توضیح بدم.اما چرا من درمورد این مورد دارم بحث رو شرع میکنم، دلیل خیلی مهمی داره که اگه الان بگم متوجه اون نمیشی اما اگه خودت همراهم باشی و تمامی پت هاو مطالب من رو دنبال کنی متوجه این موضوع میشی.</description>
                <category>مهرداد بخشی</category>
                <author>مهرداد بخشی</author>
                <pubDate>Fri, 28 Apr 2023 22:10:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از تولید تا رشد دادن محصولات در سفر برای کارآفرین ها( قسمت ششم)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20029256/%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D8%A7-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-q8aus0yomrhy</link>
                <description>توی پست های قبل توضیح دادم که برای تولید کردن هر محصولی توی سفر؛ به چند تا مورد مهم نیاز داری.[ البته فرقی نمیکه کجا محصول تولید میکنی. توی محل کار، یا توی خونه و یا توی سفر. این موردها برای همه محصولها و توی همه زمانها و توی همه مکان ها جواب میده.] و تعدادی از اون موردها رو هم لیست کردم و توضیحات کوتاهی هم درموردشون گفتم.همونطور که گفتم، اولین و مهمترین مورد برای وارد شدن به دنیای تولید محصول و تولید کردن هر محصولی اینه به تولید کردن محصول عشق و علاقه داشته باشی.پس با این حساب قبل از همه برای تولید کردن هر محصولی به عشق و اشتیاق نیاز داری .مورد دوم این بود که « به عمل کار برآید به کار دانی نیست ». فقط اینکه بدونی باید چکار کنی تا بتونی محصولی باکیفیت درست کافی نیست. باید برای اینکه واقعا محصولی باکیفیت به دست بیاری، بلند شی و دست به کار بشی و عمل کنی.میدونی کسی که میدونه ولی عمل نمیکنه مثل چیه؟ مثل زنبور عسلی هست که میدونه چجوری باید عسل تولید کنه اما عسل تولید نیکنه. بقول سعدی : یکی را گفتند: عالم بی‌عمل به چه ماند؟ گفت: به زنبور بی‌عسلمورد بعد اینه که باید پشتکار داشته باشی و تلاش کنی. این مورد هم یه جورهایی مکمل عمل کردنه اما تفاوت های زیادی باهم دارن. و..... الی آخر.اما یکی از موارد مهمی که توی این پست درموردش حرف میزنم ابزار و لوازم و امکانات کار و کسب هستش. یعنی برای تولید کردن هر محصولی به ابزار و تجهیزات و امکانات لازم نیاز داری.در مورد انواع ابزار کار و حتی درمورد لباس کار توی پست قبل (از تولید تا رشد دادن محصولات در سفر برای کارآفرین ها( قسمت دوم)) توضیحاتی دادم اما توی این پست درمورد انواع محصولات تولیدی حرف میزنم و درمورد مراحل تولید.توی تولید کردن هر محصولی برای اینکه اون محصول با کیفیت بالا تولید بشه، کامل بشه و به دست مشتری نهایی برسه، اتفاق های زیادی میافته.بعد از پایان تولید کردن هر محصول :کنار محصول تولید شده، دور ریزهایی هم به وجود میادمحصول تولید شده ممکنه ناقص باشهمحصول تولید شده ممکنه ناقص نباشه اما ضعیف باشه یعنی درجه 3 و بالاتر باشهمحصول تولید شده ناقص نباشه اما ضعیف باشه یعنی درجه 2 باشهمحصول تولید شده ممکنه کامل و بی نقص و درجه 1 باشهدور ریزی: هر محصولی بدون استثنا دور ریز داره. اما این دور ریزی ها ممکه هرمقداری باشه. گاهی ممکنه زیاد و یا خیلی کم باشه. شاید به اندازه ی سر سوزن . اون هم بالاخره دور ریز به حساب میاد. البته این مورد به چند عامل بستگی داره. مثلا ممکنه دستگاه تولید محصول درست تنظیم نشده و یا اینکه ....مورد بعد محصول ناقص : توی تولید کردن محصولات ممکنه یک محصولی ناقص تولید بشه مخصوصا اوایل کار تولید کردن و مخصوصا اون زمانهایی که کارافرین تازه وارد بازار کار شده و زیاد توی تولید کردن محصول خودش وارد نیست.توی این حالت اون محصول به هیچ وجه بطور مستقیم قابل فروش نیست. یعنی نمیشه اون محصول رو به مشتری داد چون ناقص هستش و مشکلات و نیازهای مشتری رو برطرف نمیکنه چون که عیب این محصولات اساسی هستش. بیشتر این عیب ها ، عیب های داخلی و کاربردی هست حتی اگه ظاهر و قیافه اش هیچ مشکلی نداشته باشه.مورد بعد محصولات درجه 3 و بالاتر: توی این مورد یه محصول تولید میشه اما اون محصول کمی عیب های کوچیک [ و البته بیشتر عیب های ظاهری] داره ولی مثل مورد قبل نیست که نشه ازش استفاده کرد. یعنی باز هم میشه ازش استفاده کرد. به عبارت دیگه این مورد چیزی مثل مورد قبل هست اما فرقش اینه که این محصولات رو میشه استفاده کرد ولی محصولات ناقص قابل اتفاده نیستن . چون - همونجور که توضیح دادم- بیشترین عیب های این محصولات عیب های ظاهری هستش و میشه یه جورهایی اون عیب ها رو نادیده بگیری ولی توی ذات و باطن اون محصول عیب زیادی نیست.بخاطر همین هم قیمت های این محصولات خیلی کم هست تا فقط کار بعضی از مشتری ها رو راه بیاندازه. مثلا نصف قیمت محصولات درجه یک و کامل و با کیفیت و یا کمتر از نصف قیمت.مورد بعدی محصولات درجه 2: این مورد هم مثل مورد درجه 3 هست اما با این تفاوت که عیب و نقصهای ظاهریاش خیلی کمتر هتسش و برای همین میشه اون رو با قیمت بالاتری فروخت. از نصف قیمت بالاتر و تا سه چهارم قیمت محصول اصلی و کتمل و قابل استفاده .مورد بعدی محصولات درجه 1: اما توی محصولات درجه 1 محصولی تولید میشه که یا هیچ عیب و نقصی نداره و یا اونقدر عیب و نقص هاش کم و ناچیزه که به چشم نمیاد.به این محصولات ، محصولات درجه یک میگن.نکته: علاوه بر تولید کردن محصولات، خیلی از افراد هستن که خدمات تولید میکنن. به عبارت دیگه ما خدمات رو هم تولید میکنیم. یعنی تولید کردن فقط مخصوص محصولات نیست بلکه افرادی که کسب و کارهاشون ، کسب و کارهای خدماتی هست هم درواقع بیشتر اوقات و یا گاهی اوقات دارند خدمات خودشون رو تولید میکنن و بعدش اونها رو ارائه میدن(می فروشن).پس تولید کردن فقط مخصوص محصولات و کالاها نیست و خدمات هم تولید میشن.برای آماده سازی و ارائه دادن خدمات هم دقیقا مثل تولید کردن محصول هاست. یعنی آماده سازی خدمات و خدمات دادن مواردی مثل: خدمات آماده شده ، دور ریز خدمات، خدمات ناقص ، خدمات درجه 3 و بالاتر ، خدمات درجه 2 و خدمات درجه 1 داره اما من توی این پست و پست های بعدی فقط درمورد محصولات حرف میزنم.برای تولید کردن محصولات با ابزار کار مخصوصش، لازمه کارهایی رو انجام بدی که توی پست های بعدی(قسمت های بعدی) بیشتر درموردش حرف میزنم.</description>
                <category>مهرداد بخشی</category>
                <author>مهرداد بخشی</author>
                <pubDate>Mon, 24 Apr 2023 20:38:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از تولید تا رشد دادن محصولات در سفر برای کارآفرین ها( قسمت دوم)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20029256/%D8%A7%D8%A8%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%AA%D8%AC%D9%87%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AA-%D9%84%D8%A7%D8%B2%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%AA%D9%88%DB%8C-%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-rffmf6mcw8ev</link>
                <description>توی این قسمت درمورد ابزار و تجهیزات لازم برای انجام دادن کارها توی سفرهای کاری حرف میزنم.یکی از چیزهایی که باید بدونی اینه کههر کسب و کاری نیاز به ابزارهایی داره تا بتونیم راحت تر انجامش بدیم. حالا توی این پست میخوام درمورد ابزار و تجهیزات کسب و کارهات توی سفرهای کاری؛حرف بزنم. یعنی مورد مهم که توی این پست درموردش بحث میکنم اینه که با ابزار کار مخصوص سفرها و نحوه کار کردن با اون ابزار کار توی سفرهات آشنا بشی.خوب . دو مورد توضیحات هست که باید درمورد ابزار و امکانات کار توی سفرهای کاری ات بدونی.· مورد اول: مورد اول اینه که با ابزار کاری که توی محل کارت هست ولی میتونی اونها رو توی سفرهای کاری ات هم با خودت ببری و توی سفرها هم از اونها استفاده کنی، آشنا بشی .· مورد دوم : مورد دوم اینه که اون دسته از ابزار و امکانات کاری که مجبوری توی محل کارت زیاد بهش نیاز نداشتی تا باهاشون کارهات رو انجام بدی اما توی سفرهای کاری ات لازم داری تا با خودت ببری و توی سفرهای کاری ات مجبوری ازشون استفاده کنی [ مخصوصا توی دورکاری توی سفر هات] آشنا بشی.پس باید اون ابزار کار و امکانات کار رو بشناسی و ازشون استفاده کنی.ابزار کار و تجهیزات انجام دادن کارها توی سفرهای کاری:ابزار کار و تجهیزات انجام دان کسب و کارها، ابزاری هستن که با کمکشون کارهای خودمون رو توی کسب و کار و شغلمون انجام میدیم.اما این ابزارها و تجهیزات کسب و کار چی هستن؟برای اینکه ابزارها و تجهیزات کسب و کار رو معرفی کنم اول باید درباره ی شغلها و کسب و کارها حرف بزنم. خوب . اما اینجا یه مساله ای هست.مساله اینه که من نمی تونم اسامی تمام شغلهای دنیا رو اسم ببرم و برات لیستش کنم و بعد ابزارهای کار اون شغلها رو هم اسم ببرم و درمورد کار کردن با اونها حرف بزنم. چون شغلها توی دنیا خیلی زیاد هستن و لیست کردن ابزار کار تک تک شغلها اونقدر وقتگیر و زمان بره که میتونم بگم غیر ممکنه که بتونم اسم تمام اون شغلها بنویسم و ابزار و امکانات اون کسب و کارها و شغل ها رو لیست کنم.پس برای همین من هم هیچ شغل خاصی رو اسم نمی برم و ابزار کار اونها رو لیست نمی کنم اما بجای این کار می خوام بطور کلی توضیحاتی درمورد شغل ها و کسب و کارها و ابزار و امکانات اون شغلها بدم که به درد همه افراد و همه ی شغلها بخوره.مورد اول که باید درمورد این ابزار و تجهیزات کار بدونی اینه که این ابزار و تجهیزات کار، هر چیزی ممکنه باشه. از یه سوزن گرفته تا بزرگترین هواپیمای باربری همه و همه ابزار و تجهیزات کسب و کار شغل به حساب میاد.مورد بعد اینه که هر کسب و کار و شغلی ابزار کار و تجهیزات لازم و مخصوص خودش رو داره. یعنی شغل و کسب و کار خلبانی ابزار و تجهیزات مخصوص خودش رو داره و دامداری هم ابزار کار و تجهیزات مخصوص خودش رو. یا مثلا شغل کشاورزی ابزار و تجهیزات مخصوص خودش رو داره و پزشک مغز و اعصاب هم ابزار کار و تجهیزات مخصوص خودش رو. یا ملوانی ابزار و تجهیزات مخصوص خودش رو داره و شغل سئو سایت هم ابزار کار و تجهیزات مخصوص خودش رو و ... .مورد بعد اینه که ابزارکار هر کسب و کار و شغلی با ابزار کار شغل دیگه فرق میکنه.مثلا ابزار کار شغل های کشاورزی با ابزارهای کار خیاطی کاملا فرق میکنه و یا ابزار کار تبلیغ نویسی با ابزار کار سئو کردن سایت ها هم تفاوتهای زیادی داره. یا ابزار کار شغل های تولید نانو با ابزارهای کار نگهبانی دادن کاملا فرق میکنه و یا ابزار کار فیلمنامه نویسی با ابزار کار راهسازی هم تفاوت های زیادی داره و...مورد بعد اینه که برای اینکه با ابزار کار اون شغلها آشنا بشی و بشناسی شون، باید خودت بری و اون شغل ها رو انتخاب کنی و بعد ابزارهای اونها رو از نزدیک ببینی و اونها رو بشناسی.مورد بعد اینه که کاربرد اون ابزارها رو بشناسی. یعنی اینکه اون ابزار برای انجام دادن چه کارهایی خوب هستن و برای چه کارهایی به درد میخورند و مناسب هستن و برای چه کارهایی مناسی نیستن.مورد بعد اینه که بدونی اون ابزارها رو چطوری و از کجا باید تهیه کنی. به هر نحوی. یعنی چه اونها رو بخری و چه از کسی بهت داده بشه و چه خودت اون ها رو بسازی در هرصورت یه جورهایی اونها رو تهیه میکنی.مورد بعد اینه که حواست باشه مهلت استفاده از اون ابزارها چقدره. یعنی هر ابزار کاری یه عمری داره. یه تاریخ استفاده داره. باید تاریخ استفاده از اون ابزار ها رو بدونی و باید تا قبل از تاریخ مصرف اونها، ازشون استفاده کنی.مورد بعد اینه که چطوری با اون ابزار و امکانات کار کنی.اگه تو الان شغل داری؛ حتما ابزارهای کار اون شغل رو هم میدونی چی هستن و چجوری باید باهاشون کار کنی. خوب اگه هم هنوز تازه اول راهی و کامل اون ابزار و امکانات کارشون رو نمی شناسی عیبی نداره چون گذر زمان همه چی رو درست میکنه. البته منظورم این نیست که تو هم بیکار بشینی و هیچ تلاشی نکنی تا اون ابزار و امکانات و نحوه ی کار کردن با اون ابزار رو یاد نگیری بلکه باید بری سراغ شناختن اون ابزار کار و یاد گرفتن نحوه ی کار کردن با اونها. بعد توی این حالت گذر زمان کم کم همه چیز رو یاد میگیری.پس زیاد نگران نباش که اون ابزار کار و نحو ه کار کردن با اونها رو یاد بگیری چون همه چیز درست میشه کافیه بخواهی تا درست بشه و کمی هم تلاش کنی .اما اینجا یه راهنمایی میکنم که چجوری میتونی ابزار کار و نحوه ی کار کردن با اون ابزار کار رو بشناسی.1» بطور مستقیم از افراد آگاه درمورد کسب و کارت استفاده کن. یعنی برو سراغ افرادی که توی اون کسب و کار هستن . از افرادی که توی اون کسب و کار هستن بپرس. اونهایی که وارد هستن2» بطور مستقیم از افراد آگاه درمورد کسب و کارت استفاده کن: یعنی از کتاب ها و مقالاتی که ابزار اون کسب و کارت رو معرفی کرده استفاده کن. حتما کتاب ومقاله و یا مطلبی درمورد کسب و کارت نوشته شده . اونها رو پیدا کن و اونها رو مطالعه کن.البته فیلم و عکس نوشته و یا اینفو گرافیک هم ممکنه درمورد کسب و کارت پیدا کنی و اینجوری کارت راه بیافته.اینها راه هایی بودن که میتونی ازشون کمک بگیری و ابزارهای کسب و کارت رو بشناسی و نحوه ی کار کردن با اون ابزارها رو یاد بگیری. با این کار موفقیتت توی اون کسب و کار خیلی خیلی بالا میره. بیشتر از 60 یا 70 درصد.بعد از اینکه اون ابزار کارت رو شناختی و نحوه کار کردنشون رو هم یاد گرفتی، نوبت به این میرسه که تلاش کنی توی کارهات موفق بشی.اما مورد بعد:مورد بعد زمان استفاده کردن از ابزارها و امکانات هستش. اینکه چه زمانهایی و توی چه موقعیت هایی باید از اونها استفاده کنی. توی شب یا روز. توی تاریکی یا توی روشنایی و توی چه جاهایی و چه مکانهایی و ...مورد بعد: لباس کار.لباس کار هم یه جورهایی ابزار کار محصوب میشه اما بیشتر اوقات ما اون رو جدا از ابزار کار میدونیم. اما همونطور که هرشغلی ابزار کار مخصوصی داره، همون طورهم هر شغلی لباس کار مخصوص داره. پس حتما سعی کن توی هر شغل و کسب و کار و شغلی بودی، لباس کار مخصوص اون شغل رو داشته باشی و بپوشی.چرا تاکید میکنم حتما لباس کار بپوشی چون اولین و مهمترین مساله پوشش تو توی کارهاست. فرقی نمیکنه چه شغلی داری ، باید توی هر شغلی که بودی لباس کارت رو حتما بپوشی. یه دلیلش اینه که از خطرهای کاسب و کار در امان باشی و لباس این کار رو برات میکنه. همیشه این شعار معروف یادت باشه که میگن: «اول ایمنی بعد کار». و یا مثلا یکی دیه از دلایلش اینه که مشتری ها و ارباب رجوع های کسب و کارت؛ بهتر بشناسندت و راحت تر بیان سراغت و دلایل زیاد دیگه داره که جای بحثش اینجا نیست.اما این لباس های کاری چیه؟لباس کار توی بیشتر شغلها شامل پیرآهن، شلوار و کمربند، کفش و جوراب هستش. اما بعضی از شغلها لباس کار بیشتری دارن مثلا دستکش، کلاه ایمنی، عینک، ماسک و حتی دماغ بند و ...مورد بعد جنس؛ رنگ، اندازه و سایز و مدل لباس کارهاست. جنس، رنگ، اندازه و سایز و مدل لباس کارها هم باهم فرق میکنه.و مورد آخر: مکان و محل کار کردن توی سفرهای کاری.بله. محل کار. شاید برات عجیب باشه و بگی که محل کار که ابزار کار نیست. بله. محل کار ابزار کار نیست اما باید بدونی که محل کار هم جزو تجهیزات و امکانات کاری به حساب میاد چون ماهیت فیزیکی داره و یه جورهایی از چیزهایی و از مادیات درست شده و بهمون کمک میکنه تا توی اون نقطه بشینیم و با ابزار کار، محصولات خودمون رو تولید کنیم.خوب برای اینکه کارها راحت تر جلو بره باید اونو توی محل و مکانی خاص انجام بدی. این محل و مکان خاص زمانی که توی محل کار باشی کاملا مشخصه اما توی سفرها چطور؟توی سفرها، تو خودت باید محل و مکانی خاص رو برای تولید کردن محصول مورد نظرت نتخاب کنی طبق شرایط و موقیت هایی که تولد کردن اون محصول نیاز داره.مثلا  برای خیاطی کردن باید یه جای ثابت و تقریبا خلوت باشی تا بتونی محصول خوبی تولید کنی. به عبارت دیگه  نمیتونی برای خیاطی کردن بری توی کوچه و خیابون و یه پارچه دست بگیری و بخوایی هم قدم بزنی و هم با نخ و سوزن بیافتی به جون پارچه و بخوایی خیاطی یا گل دوزی و ... کنی . یا برای تولید کردن کتاب های صوتی نمیتونی بری سر چهار راه بشینی و شروع کنی به تولید کردن کتابهای صوتی چون اونجا پر از سرو صداست و کتاب صوتی نیاز داره که یه جایی آروم و بی سرو صدا باشی. و ... یا هر کاری که دقت بالایی نیاز داره نمیتونی توی شولوغی اونو انجام بدی.اما برای محتوا تولید کردن میتونی هرجایی بری و هروقت که خواستی توی بدترین شرایط محتوا تولید کنی حتی اگه خطر مرگ تحدیدت میکنه. مثلا توی سیل و زلزله گیر افتاده و قراره بمیری هم میتونی محتوا تولید کنی . البته به شرطی که این خطر مرگ خیلی جدی نباشه و چند درصد امید به زندگی و نجات از مرگ داشته باشی وگرنه اگه 100% توی خطر باشی که دیگه اولین کار اینه که جون خودت رو برداری و فرار کنی و بری وگرنه وقتی که زنده نباشی و شانس زنده بودن هم نداشته باشی که دیگه نمیتونی محتوا تولید کنی.حالا سوال اینجاست که چجوری باید ابزار های کار خودت رو بشناسی و چجوری باید ازشون استفاده کنی تا بتونی کارهای خودت رو جلو ببری.یه توضیح کوتاه درمورد این سوالها میگم.درمورد سوال اول: سوال اول این بود که چطوری باید ابزارهای کار خودت رو بشناسی؟ جواب اینه که باید اول باید بدونی شغل و کسب و کارت چیه. یعنی الان کسب و کاری داری یا نه. اگه الان شغل و کسب و کاری داری، چیه؟ اگه شغل یا کسب و کاری نداری ، باید بدونی که چه کسب و کارو شغلی رو انتخاب کردی و یا بعدا میخوایی داشته باشی.بعد از اینکه شغل و کسب و کار خودت رو شناختی، باید ببینی که اون شغل و کسب و کار چه ابزار کاری لازم داره. چون هر شغل و کسب و کاری ابزار کار مخصوص خودش رو داره. پس تو باید فقط دنبال همون ابزارهایی بری که اون کسب و کار لازمش داره.اما این کار رو باید چطور انجام بدی؟ این کار رو میتوی به چند روش زیر انجام بدی.اول: از اینترنت. راحت ترین و سریع ترین راه برای شناختن اون ابزارهای کار اینه که بری توی اینترنت بگردی دنبال ابزار کار مخصوص شغل خودت. مثلا توی قسمت جستوجو بنویسی ابزار کار ....(فلان) شغل و کسب و کار. بعد میبینی که سایتهای خیلی زیادی بالا میاد که درمورد ابزارهای کار مخصوص اون شغل و کسب و کار اطلاعات زیادی نوشتن و گفتن.دوم: از افرادی که اون کسب و کار رو همین الان دارن انجام میدن بپرسی. از همکارهات و یا افرادی که با اون کسب و کارها آشنایی زیادی دارن و خوب میشناسن.سوم: از کتابهایی که درمورد اون شغلها و کسب و کارها نوشته شده.جواب سوال دوم:سوال دوم این بود که چجوری باید از اون ابزار کار مخصوص، استفاده کنی تا بتونی کارهای خودت رو جلو ببری.برای این که بدونی چجوری باید از اون ابزارهای کار چجوری استفاده کنی تا توی کارهات موفق بشی، باید مثل آشناشدن با اون ابزارکار، از افرادی که بلد هستن از اون ابزار استفاد کنن، بپرسی یعنی:اول: از اینترنت . یعنی برای اینکه بفهمی چجوری باید از اون ابزارهای کار استفاده کنی، باید توی اینترنت بگردی دنبال نحوه ی استفاده کردن از ابزار کار مخصوص شغل خودت.مثلا توی قسمت جستوجو بنویسی چجوری میتونم از.....( فلان ابزار کار ) توی شغل و کسب و کارم استفاده کنم. بعد میبینی که سایتهای خیلی زیادی بالا میاد که درمورد نحوه ی استفاده کردن ابزارهای کار مخصوص شغل و کسب و کار خودت اطلاعات زیادی نوشتن و گفتن.دوم: از افرادی که اون کسب و کار رو همین الان دارن انجام میدن بپرسی. از همکارهات و یا افرادی که با اون کسب و کارها آشنایی زیادی دارن و خوب میشناسن درمورد نحوه ی استفاده کردن.....( فلان ابزار کار ) بپرسی.سوم: از کتابهایی که درمورد اون شغلها و کسب و کارها نوشته شده درمورد نحوه ی استفاده کردن.....( فلان ابزار کار ) بخونی.حالا سوال بعدی اینجاست که چجوری میتونی اون کارها رو با کمک ابزار کاری که داری، به بهترین شکل انجام بدی.درمورد جواب این سوال سرفرصت و توی پست های بعدی درموردش حرف میزنم. اما توی پست بعدی میخوام درمورد نحوه ی نگه داری کردن از ابزار کار هامون حرف بزنم.</description>
                <category>مهرداد بخشی</category>
                <author>مهرداد بخشی</author>
                <pubDate>Fri, 14 Apr 2023 23:49:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدل های کار کردن خویش فرماها و کارفرماها توی سفر(2)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20029256/%D9%85%D8%AF%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%AE%DB%8C%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%87%D8%A7-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%87%D8%A7-%D8%AA%D9%88%DB%8C-%D8%B3%D9%81%D8%B12-fqghxkfjlm5r</link>
                <description>قبلا توی پست قبل یعنی مدل های کار کردن خویش فرماها و کارفرماها توی سفر(1) توضیح دادم که افرادی که خویش فرما و کارفرماها هستن، به دو مدل میتونن توی سفرهای که میرن، هم از سفرهاشون لذت ببرند و هم کنار ش پول به دست بیارند و بعد هم اون مدلها رو معرفی کردم و گفتم که: &quot; یکی از مدل هاش اینه که توی سفر هم درست مثل زمانی که توی محل کارت «نزدیک کاری» میکنی، توی سفر هم «نزدیک کاری» کنی. و مدل دومش اینه که توی سفر «دورکاری کنی».&quot;بعد در مورد هر دو مدل انجام دادن کسب و کار توی سفر مفصل توضیح دادم و در آخر هم قرار شد که در مورد مدل های «نزدیک کاری» و مدل «دورکاری » توی شغل و کسب و کار خارج از شغل و کسب و کار اصلی ات بحث کنم و توضیح بدم. درواقع یه جورهایی «نزدیک کاری» و مدل «دورکاری »توی شغل و کسب و کار دوم و سوم.خوب توی این پست درمورد هر دو مدل «نزدیک کاری» و «دورکاری» توی شغل و کسب و کار دوم و سوم توی سفر برای خویش فرما و کارفرماها بحث میکنم.مدل اول: نزدیک کاری (انجام دادن کارها بصورت حضوری) توی سفر برای شغل دوم و سوم، خویش فرما و کارفرماهاشاید الان تعجب کردی و میگی: &quot;مگه میشه یه خویش فرما و کارفرما بتونه هم کار اصلی خودش(خویش فرمایی و کارفرمایی ) کنه و هم وقت کنه که سفر کنه و حتی توی اون سفرها کار دیگه ای بکنه و پول بیشتری به جیب بزنه. &quot;البته حق داری چون اکثر افراد خیال میکنن که یه خویش فرما و کارفرما هیچوقت نمیتونه همچین کاری بکنه و شاید تو هم این جملات و این حرفها رو شنیدی و باور نمیکنی همچین کاری بتوی بکنی و ممکنه خیال کنی که نزدیک کاری فقط برای زمان هایی هست که خویش فرماها و کارفرماها توی محل کارشون باشن و هرروز همون جا؛ کار کنند و نتایج کارشون رو به ارباب رجوع ها و مشتری هاشون تحویل بدهند. اما خبر جالب و خوب اینکه تو میتونی هم زمان که یه خویش فرما و کارفرما هستی، سفرهای زیادی بکنی و حتی توی اون سفرهات پول و سود خوبی هم به دست بیاری.پس توی این پست با من همراه باش تا تو رو با واقعیت های جدید و جالبی آشنا کنم. واقعیت جالب درمورد اینکه تو می تونی - درست مثل زمانی که توی شرکت و یا سازمان خودت داری «کار» میکنی - توی سفرها هم  «کار» کنی.البته راه های پول درآودن فقط اینها نیستن و راه های زیادی هست که میتونی ازشون پول و سود خیلی خوب و زیادی به دست بیاری که توی پست های دیگه بیشتر درموردش حرف میزنم. اما الان فقط درمورد این مدل و این روش دارم حرف میزنم. پول به دست اوردن توی سفر با انجام دادن یه کار و فعالیت جدا از شغل اصلی ات برای مشتری های جدید.خوب.قبل از اینکه درمورد این موضوع مفصل حرف بزنم میخوام درباره ی فلسفه سفر کردن رو مختصر و مفید توضیح بدم.سفر کردن یعنی جابه جا شدن از یک نقطه به نقطه ی دیگهپس با این حساب، سفر کردن یه چیز عجیب و یا یه کار سخت و شاقی نیست. سفر کردن به راحتی جابه جا شدن از یک نقطه به نقطه ی دیگه است حتی اگه اون جا به جا شدن فقط یک قدم باشه. با این تفاسیر رفتن از یک اتاق به اتاق دیگه توی خونه و یا از داخل خونه به حیاط خونه و یا کوچه و خیابون هم سفر کردن به حساب میاد.پس قرار نیست حتما ما چند تا شهر یا استان یا کشور رو جابه جا بشیم تا بگن سفر کردیم. ما همینکه فقط یک قدم جابه جا بشیم هم سفر کردیم.حالا با این مقدمه بریم سر بحث اصلی خودمون.مثلا اگه تو یه کار آفرین(خویش فرما و کارفرمای) یه کارگاه، شرکت و یا سازمان باشی، درواقع هروقت که از خونه تا کارگاه، شرکت و یا سازمانت میری، یه جورهایی داری سفر میکنی.جالب اینه که تو هر روز بارها و بارها داری این سفر ها رو انجام میدی. هم توی رفتن از خونه به محل کار و هم برگشتن از محل کار به خونه. یه نکته ای که باید بدونی اینه که هروقت که داری سفر میکنی درواقع داری کلی زمان، انرژی و هزینه های پولی و مالی مصرف میکنی.پس سفر کردن پر از هزینه و بها است که میتونی ازشون استفاده ی بهتری هم بکنی بجای اینکه اونها رو الکی و بی مورد هدر بدی و هیچ چیزی هم گیرت نیاد.البته که سفر کردن باعث میشه روحیه ات کلی عوض بشه و سود های زیادی هم داره اما مساله ای که اینجا میخوام درموردش بحث کنم اینه که چطور بتونیم از این زمان، انرژی و هزینه هایی که توی اون سفرها(رفت و آمد بین خونه تا محل کار) مصرف میکنیم، برای به دست اوردن پول و سود استفاده کنیم و پول و سود خوبی به جیب بزنیم.اینجوری از اون سفرمون بیشتر از قبل به نفع خودمون استفاده می کنیم چون اینجوری پول بیشتری نسبت به زمان های قبل به دست میاریم.حالا چرا باید این کار رو بکنیم؟ چون ممکنه پول و دستمزدی که از کار خویش فرمایی و کارفرمایی ات می گیری کفاف زندگی ات رو نده و بخوایی که پول بیشتری دربیاری. پس اینجاست که باید به فکر راه های بیشتر برای پول به دست اوردن باشی. یعنی به فکر این باشی که از یه راه دیگه پول دربیاری.اگه تو الان توی همچین وضعیتی هستی، پس این پست رو تا آخر بخون چون این پست برای توست.حالا اینجاست که باید از اون جابه جا شدن هایی که از خونه تا محل کار انجام میدی استفاده رو ببری و توی اون جابه جا شدن ها (سفر ها) هم پول به دست بیاری.توی اول این پست گفتم که توی سفرها میتونی به دومدل کار کنی: نزدیک کاری توی سفر و دورکاری توی سفر.یعنی یکی از مدل های کارکردن خویش فرما و کارفرماها توی سفر نزدیک کاری هستش.اما خود این نزدیک کاری هم باز خودش چند تا حالت -از نظر کارکردن - ممکنه داشته باشه:حالت اول نزدیک کاری توی سفرها برای راه های درآمدی دوم و سوم و بیشتر.نزدیک کاری توی سفرها یعنی اینکه کاری که قراره انجام بدی تا ازش پول و سود خوبی به دست بیاری، باید مستقیم و حضوری باشه. یعنی وقتی رفتی سفر همونجا و توی سفرها برای افرادی کار کنی که به کمک شما(به توانایی ها، مهارت ها و اطلاعات و ... شما) نیاز دارن. این حالت میشه نزدیک کاری توی سفر.خوب این نزدیک کاری ها خودش چند حالت داره:حالتِ اول نزدیک کاری توی سفرها:حالت اولش اینه که ممکنه کاری(راه درآمدی) که به عنوان راه درآمدی دوم  و سوم انتخاب کردی و داری انجامش میدی کاملا شبیه شغل اصلی ات باشه. یعنی دقیقا شبیه همون شغل خویش فرمایی و کارفرمایی ات باشه.خوب من الان نمیدونم شغل و کسب و کار تو چیه و توی چه شغل و کسب و کاری ، خویش فرما و یا کارفرما هستی و این رو فقط خودت میدونی.حالت دوم نزدیک کاری توی سفرها:حالت دومش اینه که ممکنه کاری(راه درآمدی) که به عنوان راه درآمدی دوم  و سوم انتخاب کردی و داری انجامش میدی تا حدودی شبیه شغل اصلی ات باشه. یعنی یه تفاوتهایی با شغل خویش فرمایی یا کارفرمایی ات داشته باشه و یا اینکه توی همون حوزه باشه.باز هم اینکه اون کاری که شبیه کار و شغل خویش فرمایی یا کارفرمایی ات هست رو من نمیدونم و فقط خودت میدونی.حالت سوم نزدیک کاری توی سفرها:حالت سومش اینه که کاری که قراره توی سفر انجام بدی تا ازش پول به دست بیاری، هیچ ربط و یا هیچ شباهتی به شغل خویش فرمایی یا کارفرمایی الانت نداشته باشه.برای پول دراوردن به این روش و با این حالات، شغل ها و کسب و کارها و راه های درآمدی زیادی وجود دارن. درمورد این شغل ها و کسب و کارها توی مقالات بعدی بیشتر اسم می برم. اما چند مورد از اونها رو برای نمونه اینجا میگم:آرایشگریخیاطیآموزش دادنمشاوره دادنطراحیتبلیغ کردنبازاریابیفروشندگیو....پس توی این حالت ها اون خویش فرمایی یا کارفرمایی ات بطور موقت برای مدتی که اونجا توی سفر هست، برای مشتری ها و ارباب رجوع هات کار میکنی و بیشتر نتیجه کارها هم فقط برای خودت هستخلاصه این مدل کارهایی که خویش فرما یا کارفرمایی میره توی سفر و کارهایی رو انجام میده و همون موقع هم نتایج و دستمزد و پول و سود اون کارها رو می گیره رو نزدیک کاری توی سفرها میگن.پس همه اون سفرها که یه خویش فرمایی یا کارفرمایی [بطور موقت] برای مشتری یا ارباب رجوع کار میکنه، یه جورهایی میشه نزدیک کاری توی سفر.اما دور کاری برای یه خویش فرما یا کارفرما چیه؟حالت اول : دورکاری توی سفرها برای خویش فرماها و کارفرماها.دورکاری(انجام دادن کارهای غیر حضوری) توی سفر برای کارسازها(خویش فرماها یا کارفرماها).دورکاری یعنی اینکه اگه یک خویش فرماها یا کارفرماها ممکنه کاری(راه درآمدی) که به عنوان راه درآمدی دوم  و سوم انتخاب کرده و داره انجامش میده، توی سفرها کار کنه و نتایجی رو که از کارکردن توی سفرهای کاری به دست میاره رو به اون نقطه ای که فرد میخواد(درخواست میده) بفرسته.این فرستادن نتایج کارها ممکنه بصورت پست، یا اینترنت و یا هر راه دیگه ای باشه. به عبارت دیگه این کار رو توی دوران قدیم که خبری از اینترنت نبود با کمک پست انجام میدادن . البته هنوز هم خیلی از افراد این کار رو با پست انجام میدن اما الان دیگه اینترنت و فضاهای مجازی اومده و کار رو راحت تر و سریع تر کرده و خیلی از افراد دارن این کار رو با اینترنت انجام میدن و روز به روز هم استفاده کردن از این روش بیشتر و بیشتر میشه.به این مدل کار کردن و فرستادن نتایج کارها به نقطه ای که اون افراد میخواد رو میگن «دورکای» .حالا اگه به یه سفر کاری رفته باشی و نتایج کارهایی که انجام میدی رو یه جورهایی به دست مشتری ها برسونی درواقع تو دورکاری کردی.برای پول دراوردن به این روش با این حالات هم ، شغل ها و کسب و کارها و راه های درآمدی زیادی وجود دارن. درمورد این شغل ها و کسب و کارها توی مقالات بعدی بیشتر اسم میبرم. اما چند مورد از اونها رو برای نمونه اینجا میگم:آموزش دادنمشاوره دادنطراحیتبلیغ کردنبازاریابیفروشندگیو .....حتی کسب و کارهایی مثل خیاطی، گلدوزی؛ شیرینی پزی و .... رو هم میتونی دورکاری کنی.حالا این کار رو باید چجوری انجام بدی؟1. تو میتونی این کارها رو ساعت های قبل از رفتن به سر کار اصلی انجام بدی. یعنی هر روز چند ساعت زود تر از خواب بلند بشی و کارهایی که قراره برای افراد خاصی دورکاری کنی رو انجام بدی بعد نتیجه های اون کارهات رو با پست یا اینترنت به دست اون افراد(مشتری هات ) برسونی.2. یا اینکه توی زمان هایی مثل ساعت هایی که از خونه به محل کار میری، توی ماشین و یا مترو و.... کارهای دورکاری ات رو انجام بدی و بعد - مثل مثال قبل - نتیجه های اون کارهات رو با پست یا اینترنت به دست اون افراد برسونی.3. یا اینکه توی زمانهایی مثل ساعت های که به تعطیلات هفتگی و یا ماهانه بری تفریح و سفر رفتی، توی اون سفرها و تفریح هاتت کارهای اون افراد خاص یا اون مشتری ها و ارباب رجوع ها رو انجام بدی و بعد نتیجه های اونها رو با کمک پست یا از طریق اینترنت و یا اینکه هروقت فرصت کردی به دست اون افراد برسونی.همه اینها کار و فعالیت های دورکاری هستن که تو توی سفرهای کوتاه و بلند انجام میدی.خوب . تا اینجا من توی این پست درمورد نزدیک کاری و دور کاری هایی حرف زدم که خویش فرماها یا کارفرماها برای ارباب رجوع ها و مشتری های خارج از شغل و کسب و کار و رواه درآمدی خارج از کار خیش فرمایی یا کارفرمایی انجام میدادن.ادامه دارد.....</description>
                <category>مهرداد بخشی</category>
                <author>مهرداد بخشی</author>
                <pubDate>Wed, 12 Apr 2023 23:22:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدل های کار کردن خویش فرماها و کارفرماها توی سفر(1)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20029256/%D9%85%D8%AF%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%87%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7-%D8%AA%D9%88%DB%8C-%D8%B3%D9%81%D8%B11-auatvb2elira</link>
                <description>نزدیک کاری (انجام دادن کارها بصورت حضوری ) توی سفر برای کارفرماها.قبلا توی پست راه های پول درآوردن [بطور کلی] توضیح دادم که افرادی که خویش فرما و کارفرما هستن، یه جورهایی کارساز یا کارآفرین هستن. حالا توی این پست میخوام درمورد این حرف بزنم که اگه تو یه  خویش فرما و یا یک کارفرما  هستی، اگه یه روزی بخوایی به سفر بری، به چه مدل هایی میتونی توی سفرها، هم از سفر کردن لذت ببری و هم کار کنی و پول و سود به دست بیاری.انواع مدل های پول به دت آوردن توی سفر:مدل اول: مدل اول اینه که نزدیک کاری کنی. یعنی توی سفر  هم درست مثل زمانی که توی محل کارت «نزدیک کاری» میکنی، «نزدیک کاری» کنی.مدل دوم: دورکاری. مدل دومش اینه که توی سفر «دورکاری کنی».خوب . بزار کمی بیشتر درمورد این دو مدل پول دراوردن («نزدیک کاری» و «دورکاری») توی سفر توضیح بدم. مدل اول: نزدیک کاری (انجام دادن کارها بصورت حضوری توی سفر برای کارآفرین ها (خویش فرماها و کارفرماها))شاید از خوندن یا شنیدن این جمله تعجب کرده باشی و بگی مگه میشه توی سفر هم کار کنیم و پول دربیاریم؟!! تازه اون هم نزدیک کاری؟! . چون اکثر افراد خیال میکنن که فقط زمان هایی که توی محل کارمون توی مغازه، دفترکار، کارگاه، شرکت و سازمان خودمون باشیم باید نزدیک کاری کنیم و هرروز همونجا کار کنیم و نتایج کارمون رو هم همونجا ببینیم.اما خبر جالب و خوب اینکه توی سفر هم می تونی - درست مثل زمانی که توی محل کارت توی مغازه، دفترکار، کارگاه، شرکت و سازمان خودت، «نزدیک کاری» میکنی - «نزدیک کاری» کنی.اما قبل از هرچیزی بزار کار کردن توی سفر رو مختصر و مفید با یه مثال؛ توضیح بدم. ببینیم اصلا کار کردن توی سفر چیه و چه جوریه؟!مثلا اگه تو یه کارآفرینی؛ مثلا یه مغازه داری و فقط خودت تنها کار میکنی و یا صاحب یه مغازه بزرگ یا کارگاه، شرکت و یا سازمان بزرگی هستی، ممکنه برای انجام دادن یه سری از کارها بخواهی یا مجبور باشی به بیرون از محل کارت بری تا اون کارها ور انجام بدی. به این بیرون رفتن از محل کار برای انجام دادن اون کارها؛ میگن «کار در سفر» البته «سفر کاری» هم بهش میگن.البته این رو هم قبلا توی پست های قبلی توضیح دادم که یه کارآفرین *برای خودش کار میکنه*، و وقتی برای خودش کار میکنه، زمانش هم دست خودشه و آزاده هروقت دوست داشت کار کنه و هروقت هم دوست نداشت کار نکنه.پس یه کارآفرین می تونه زیاد به سفر بره و توی اون سفرها هم پول های خوبی در بیاره چون یه کارآفرین هم وقت و زمان داره و تمام یا بیشتر وقت و زمانش هم دست خودشه تا به سفر بره یا نه.البته من قبول دارم که بعضی از کارآفرینها مشکلات و مسایلی توی زندگیشون دارن که درگیرش هستن و وقت و زمانی برای سفر کردن ندارند و باید وقت و انرژی و سرمایه خودشون رو برای حل کردن اون مشکلاتشون بزارند. اما من الان درمورد مشکلات و مسائلی که ممکنه یه کارآفرین داشته باشه و باعث بشه که وقت برای سفر رفتن نداشته باشه، حرف نمی زنم. من توی این پست دارم درمورد روزها و زمان های عادی و معمولی یه کارآفرین حرف میزنم. زمانهایی که مشکلاتی نیست یا خیلی کم و ناچیزه. اما اگه تو الان توی این شرایطی، امیدوارم که هرچی زودتر مشکلاتت حل بشه و بتونی روی سفرکردن و پول دراوردن توی سفرها تمرکز کنی.من هم تلاش میکنم توی یه پست جدا راه حل هایی برات آماده کنم تا بتونی ازش استفاده کنی و مشکلاتت رو حل کنی. اما توی این پست بحث ما برای کارآفرین های بدون مشکل یا با مشکلات کم و ناچیز هست.حالا برگردیم سر بحث اصلی خودمون.قبل از هر چیز میخوام چندتا نکته بگم که بدونی توی این پست دقیقا میخوام درمورد چی بحث کنم.نکته ی اول: کارآفرین ها سه گروه هستن.گروه اول: خویش فرماها یا همون خود اشتغالها: این افراد کسایی هستن که تک نفره کار میکنن. یعنی این افراد کسایی هستن که - به دلایلی - همه ی کارها رو خودشون به تنهایی انجام میدن. اونها فقط از جسم و هوش خودشون استفاده میکنن یا در بهترین حالت از ماشین های ساده(ابزار کار و امکانات ساده) استفاده میکنن.من خویش فرمایی(خود اشتغالی) رو [توی پست های دیگه]، به چند دسته و چند قسمت تقسیم کردم و درموردش مفصل توضیح دادم. اینجا بطور خلاصه معرفی میکنم.1. خویش فرمای بدون ماشین: این افراد، افرادی هستن که از هیچ ابزار کار و امکاناتی استفاده نمی کنن. مثل افراد بارکش که با جسم خودشون کار میکنن.2. خویش فرمای ماشینی(با ماشین): این افراد، افرادی هستن که از ماشینها(ابزار کار و امکانات) استفاده می کنن. بیشتر افراد خوش فرما(خوداشتغال) این مدلی کار میکنن. اما همین افراد خودشون به چند دسته تقسیم میشن. خویش فرماهایی با ماشین های معمولی. خویش فرماهایی با ماشین های هوشمند.· خویش فرماهایی با ماشین های معمولی(با ماشین های بدون هوش مصنوعی) باز همین افراد خودشون به چند دسته تقسیم میشن.1» خویش فرماهایی با ماشین های معمولی ساده. این نوع ماشینها درواقع ابزار ها و امکاناتی هستن که ازیک یا دو قسمت ساده درست شدن. توی تمام شغلها از این مدل ماشین های ساده وجود داره. مثل: آچارها، چاقوها. پیچ گوشتی ها، تبر، مداد و خودکار و ... 2»خویش فرماهایی با ماشین های معمولی پیچیده.این نوع ماشینها ابزار ها و امکاناتی هستن که بیشتر از سه  قسمت ساده درست شدن. یعنی اجزای سازنده اونها بیشتر از سه تیکه باشه. توی بیشتر شغلها از این مدل ماشین های ساده وجود داره. مثل: موس،دریل،  و...· خویش فرماهایی با ماشین های هوشمند(با ماشین های باهوش مصنوعی) باز همین افراد خودشون به چند دسته تقسیم میشن.1» خویش فرماهایی با ماشین های هوشمند ساده. این نوع ماشینها ابزار ها و امکاناتی هستن که نه تنها بیشتر از سه  قسمت ساده درست شدن بلکه قدرت این رو هم دارن که خیلی از کارها رو بطور اتوماتیک انجام بدن.  توی بعضی شغلها از این مدل ماشین های ساده وجود داره. مثل: گوشی موبایل، کامپیوتر و ...2» خویش فرماهایی با ماشین های هوشمند پیچیده. این نوع ماشینها ابزار ها و امکاناتی هستن که مثل ماشین های هوشمند ساده نه تنها بیشتر از سه  قسمت ساده درست شدن بلکه قدرت این رو هم دارن که خیلی از کارها رو بطور اتوماتیک انجام بدن.  توی بعضی شغلها از این مدل ماشین های ساده وجود داره. مثل: ربات های کامپیوتری (با هوش مصنوعی پیچیده ) و...گروه دوم: کارفرماها: این افراد کسایی هستن که چند نفر یا چندین و چند نفر[از یک نفر تا هزاران نفر] رو [مستقیم و غیر مستقیم] استخدام میکنن تا کارهاشون رو انجام بده. یعنی تک نفره کار نمی کنن و همه ی کارها رو خودشون به تنهایی انجام نمی دن بلکه قسمتی یا بیشتر کارهاشون رو میدن افراد دیگه  انجام بدن. یه جورایی گروهی کار میکنن.خود این کارفرمایی خودش به چند دسته تقسیم میشه.· 1»» کارفرماهای با نیروهای کار مستقیم: یعنی افرادی رو بطور مستقیم و دائمی استخدام میکنن و کارمند و یا کارگر دائمی شون میشن.· 2»» کارفرماهای با نیروهای کار غیرمستقیم: یعنی افرادی رو بطور مستقیم و دائمی استخدام نمی کنن و کارمند و یا کارگر دائمی شون نمی شن بلکه فقط هروقت نیاز داشتن تا کارهاشون رو افراد دیگه ای انجام بدن اونوقت از افرادی که دوست دارن دورکاری بطور موفقت کار کنن کمک میگیرن تا کارهاشون رو انجام بده· 3»» کارفرماهای با نیروهای کار مستقیم و نیروهای کار غیرمستقیم: یعنی هم افرادی رو بطور مستقیم و دائمی استخدام میکنن و کارمند و یا کارگر دائمی شون میشن و هم افرادی که دوست دارن دورکاری بطور موفقت کار کنن کمک میگیرن تا کارهاشون رو انجام بده .خود این سه تا دسته هرکدومشون باز به چند قسمت تقسیم میشه.1. کارفرماهای کوچیک: این گروه از کارفرماها بیشتر کارها رو خودشون انجام میدن و فقط قسمت کوچکی از کار رو به افراد دیگه میدن.2. کارفرماهای متوسط: این گروه از کارفرماها قسمت زیادی نزدیک به نصف از کارها رو خودشون انجام میدن و باقی قسمت ها کار رو به افراد دیگه میدن.3. کارفرماهای بزرگ: این گروه از کارفرماها بیشتر کارها رو به افراد دیگه میدن و فقط قسمت کوچکی از کار رو خودشون انجام میدن.4. کارفرماهای خیلی بزرگ : این گروه از کارفرماها همه ی کارها رو به افراد دیگه میدن و خودشون فقط نتیجه اون کارها رو نظارت میکنن.من کارِ کار فرمایی رو هم مثل گروه خویش فرماها [توی پستهای دیگه ] به چند دسته و چند قسمت تقسیم کردم و درموردش مفصل توضیح دادم. اینجا بطور خلاصه معرفی میکنم.1. کارفرمای بدون ماشین: این افراد، افرادی هستن که افرادی رو استخدام می کنن که از هیچ ابزار کار و امکاناتی استفاده نمی کنن. مثلا افراد بارکش رو انتخاب می کنن تا اونها با جسم خودشون کار کنن و ...2. کارفرمای ماشینی: این افراد، افرادی هستن که افرادی رو استخدام می کنن که از ابزار کار و امکاناتی استفاده کنن. بیشتر افراد کارفرما این مدلی کار میکنن اما همین افراد کارفرما خودشون به چند دسته تقسیم میشن. کارفرمای با ماشین های معمولی . کارفرمای با ماشین های هوشمند.· خود کارفرماهای با ماشین های معمولی (بدون هوش مصنوعی) . هم به چند دسته تقسیم میشن. 1» کارفرماهای با ماشین های معمولی ساده 2» کارفرماهای با ماشین های معمولی پیچیده· خود کارفرماهای با ماشین های هوشمند(با هوش مصنوعی)  هم به چند دسته تقسیم میشن. 1» کارفرماهای با ماشین های هوشمند ساده 2» کارفرماهای با ماشین های هوشمند پیچیدهدرمورد افرادی که بطور کارفرمایی کار میکنن توی پستهای بعدی حرف خواهم زد.حالا بریم ادامه بحث اصلی :اگه یادت باشه من اول این پست گفتم که این سفرهای کاری دو مدل داره: نزدیک کاری توی سفر و دورکاری توی سفر.یکی از مدل های کارکردن کارآفرین ها توی سفر نزدیک کاری هستش.اما خود این نزدیک کاری هم باز خودش چند تا حالت -از نظر کارکردن - ممکنه داشته باشه:حالت اول از نزدیک کاری توی سفر برای کارآفرین ها:حالت اولش اینه که اون کارآفرین ها برای خود مغاره ، کارگاه، شرکت و یا سازمان خودش کار میکنه.توی این حالت اون اون کارآفرین (خویش فرما(خود اشتغال) یا کارفرما) باید کار و تلاش بکنه و همه ی نتیجه کارهایی که توی اون سفر به دست میاره رو برای خودش برمیداره.توی این سفر اگه به عنوان یه خوداشتغال باشی، بیشتر اوقات ممکنه به صورت تنهایی یا همراه چند نفر از دوستانی که مثل خودت خوداشغال هستن یا حتی شاید کارآفرین هستن؛ به سفر کاری(کار در سفر) بری.اما اگه یه کارآفرین باشی ممکنه به صورت تنهایی یا همراه چند نفر از دوستانی که خوداشغال هستن یا حتی شاید مثل خودت کارآفرین باشن؛ به سفر کاری(کار در سفر)  بری. و یا حتی ممکنه چند تا از کارمندها یا کارگرهای خودت رو هم با خودت به اون سفر کاری ببری تا کنارت کار کنن و  از نزدیک اون نتیجه کارهای رو که برای کارگاه، یا شرکت و یا سازمانت لازم هست رو ابه دست بیاری.پس توی این حالت هرکسی که به عنوان یه کارآفرین(خود اشتغال، کارفرما) بطور موقت برای مدتی که اونجاست، برای افراد (ارباب رجوع و یا مشتری ها) کار میکنه و بیشتر نتیجه کارها هم فقط برای خودش و یا برای مغازه، کاگاه، شرکت و سازمان و .... خودش هست.حالت دوم از نزدیک کاری توی سفرهای کاری برای آرافرین ها :یه جورایی این نزدیک کاری میتونه فعالیت و کار اشتراکی باشه بین شرکت و یا سازمان خودش با شرکت یا سازمان افراد دیگه و یا اینکه بیشتر برای شرکت و یا سازمان خودش باشه و درصدی از نتایج هم برای اون شرکت یا سازمان میزبان.و....خلاصه این مدل کارهایی که کارآفرین میره توی سفر کاری و کارهایی رو انجام میده و همون موقع هم نتایج و دستمزد و پول و سود اون کارها رو می گیره رو نزدیک کاری توی سفرهای کاری میگن.پس همه اون سفرهای کاری که یه کارآفرین میره، یه جورهایی میشه نزدیک کاری هست چون به سفر میره تا کارهایی رو از نزدیک انجام بده و نتیجه های اون رو با خودش به مغازه، کارگاه، شرکت یا سازمان خودش برگردنهاما دور کاری برای یه کارآفرین چیه؟دورکاری(انجام دادن کارهای غیر حضوری) توی سفر برای کارسازها(خویش فرماها  و کارفرماها).دورکاری یعنی اینکه اگه یک خویش فرما یا کارفرما توی سفرهای کاری کار کنه و نتایجی رو که از کارکردن توی سفرهای کاری به دست میاره رو به اون نقطه ای که ارباب رجوع ها یا مشتری هاشون میخواد بفرسته.این فرستادن نتایج کارها ممکنه بصورت پست، یا اینترنت و یا هر راه دیگه ای باشه. به عبارت دیگه این کار رو توی دوران قدیم که خبری از اینترنت نبود با کمک پست انجام میدادن . البته هنوز هم خیلی از افراد این کار رو با پست انجام میدن اما الان دیگه اینترنت و فضاهای مجازی اومده و کار رو راحت تر و سریع تر کرده و خیلی از افراد دارن این کار رو با اینترنت انجام میدن و روز به روز هم استفاده کردن از این روش بیشتر و بیشتر میشه.به این مدل کار کردن و فرستادن نتایج کارها به نقطه ای که ارباب رجوع و مشتری رو میگن «دورکای» .اما همیشه قرار نیست حتما دلیلی داشته باشی که به سفرهای کاری بری تا اونجا دورکاری بکنی. تو ممکنه یکهو تصمیمی بگیری که بدون دلیل به سفر کاری بری و خودت به اختیار خودت برای کارگاه، شرکت یا سازمانت دورکاری کنی. توی این حالت دورکاری؛ تو اون کارهایی که میتونی بیرون از محل کارت انجام بدی رو می بری و بیرون از محل کارت انجامش میدی و نتیجه اش رو به ارباب رجوع یا مشتری هات می رسونی.مثلا کارهای محل کارت(مغازه، کارگاه ، شرکت یا سازمانت) رو توی خونه، یا توی سفر انجام میدی و نتیجه های اون رو بصورت پست و یا اینترنتی به دست ارباب رجوع یا مشتری هات میرسونی. به اون آدرسی که ارباب رجوع یا مشتری ازت میخواد.حالا اگه موفق بشی که این کار رو بکنی، توی این حالت داری دورکاری میکنی.البته این بستگی به این داره که مشتری هات چه زمانی ازت کار بخواد. البته اکثر ارباب رجوع یا مشتری ها دنبال این هستن که کارهاشون خیلی زود تر جلو بره و مهم نیست که اون کار ها داخل محل کارت انجام بشه یا بیرون از محل کار. اون کسی که مسول انجام دادن اون کارهاست توی محل کار ، کارهاش رو انجام بده یا بیرون از محل کار مگر اینکه نتیجه ای باشه که فقط باید حتما توی محل کار و با ابزارهای قوی تر انجام بشه تا بهتر از آب دربیاد. توی این حالت ها باید خیلی با احتیاط انجام بشه.حالا این دورکاری ها رو باید چجوری انجام بدی؟تو میتونی این کارها رو ساعت های قبل از رفتن به سر کار انجام بدی. یعنی هر روز چند ساعت زود تر از خواب بلند بشی و کارهایی که قراره برای ارباب رجوع یا مشتری انجام بدی رو انجام بدی. بعد نتیجه های اون کارهات رو با دستای خودت ببری و به ارباب رجوع یا مشتری بدی. توی این حالت تو هم دورکاری انجام      دادی و هم خودت به عنوان مامور پست نتیجه های دورکاری ات رو به دست ارباب رجوع یا مشتری رسوندی.یا اینکه توی زمانهایی مثل ساعت هایی که از خونه به محل کار میری، توی ماشین و یا مترو و.... کارهات رو انجام بدی و بعد - مثل مثال قبل - نتیجه های اون کارهات رو با دستای خودت ببری و به ارباب رجوع یا مشتری بدی. توی این حالت تو هم دورکاری انجام دادی و هم خودت به عنوان مامور پست نتیجه های دورکاری ات رو به دست ارباب رجوع یا مشتری رسوندی.یا اینکه توی زمانهایی مثل ساعت های که به تعطیلات هفتگی و یا ماهانه بری تفریح و سفر رفتی، توی اون سفرها و تفریح هاتت کارهای شرکت یا سازمانت رو هم انجام بدی و بعد نتیجه های اونها رو با کمک پست      یا از طریق اینترنت و یا اینکه هروقت برگشتی به شرکت خودت، اونوقت بطور شخصی به دست ارباب رجوع یا مشتری برسونی.همه اینها کار و فعالیت های دورکاری هستن که تو توی سفرهای کوتا و بلند انجام میدی.خوب البته فقط یک 1% کارآفرین ها دنبال انجام دادن دورکاری هستن این افراد به شدت خیلی عاشق کار کردن هستن مخصوصا عاشق کار و شغلی که الان دارند.اما همه این کارها بستگی به این داره که شغل و کسب و کارت چیه. آیا میشه اونو دورکاری هم انجام داد یا نه.خوب . تا اینجا من توی این پست درمورد نزدیک کاری و دور کاری هایی حرف زدم که خویش فرماها و کارفرماها برای ارباب رجوع یا مشتری های خودشون توی اون شغل و یک کسب و کاری اصلی ای که همین الان دارند، انجام میدادن. اما توی پست بعدی میخوام درمورد نزدیک کاری و یا دورکای هایی حرف بزنم که هیچ ربطی به شغل اصلی اون خیش فرما و کارفرماها نداره و یا اگه هم ربط داشته باشه، کاملا جدا از اون شغل اصلی و فعلی اون فرد (خیش فرما و کارفرماها) باشه.یه جورهایی شغل دوم و کسب و کار دوم یا سوم اون فرد(خویش فرما و کارفرماها) باشه.</description>
                <category>مهرداد بخشی</category>
                <author>مهرداد بخشی</author>
                <pubDate>Wed, 12 Apr 2023 20:32:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدل های کار کردن کارمند ها و کارگر ها توی سفر(2)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20029256/%D9%85%D8%AF%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1-%D9%87%D8%A7-%D8%AA%D9%88%DB%8C-%D8%B3%D9%81%D8%B12-ow02jwxyvmbx</link>
                <description>قبلا توی پست قبل یعنی مدل های کار کردن کارمند ها و کارگر ها توی سفر(1) توضیح دادم که افرادی که کارمند و کارگر هستن، به دو مدل میتونن توی سفرهای که میرن، هم از سفرهاشون لذت ببرند و هم کنار ش پول به دست بیارند و بعد هم اون مدلها رو معرفی کردم و گفتم که: &quot; یکی از مدل هاش اینه که توی سفر هم درست مثل زمانی که توی محل کارت «نزدیک کاری» میکنی، توی سفر هم «نزدیک کاری» کنی. و مدل دومش اینه که توی سفر «دورکاری کنی».&quot;بعد در مورد هر دو مدل انجام دادن کسب و کار توی سفر مفصل توضیح دادم و در آخر هم قرار شد که در مورد مدل های «نزدیک کاری» و مدل «دورکاری » توی شغل و کسب و کار خارج از شغل و کسب و کار اصلی ات بحث کنم و توضیح بدم. درواقع یه جورهایی «نزدیک کاری» و مدل «دورکاری »توی شغل و کسب و کار دوم و سوم.خوب توی این پست درمورد هر دو مدل «نزدیک کاری» و «دورکاری» توی شغل و کسب و کار دوم و سوم توی سفر برای کارمندها و کارگرها بحث میکنم.مدل اول: نزدیک کاری (انجام دادن کارها بصورت حضوری) توی سفر برای شغل دوم و سوم، برای کارمندها و کارگرهاشاید الان تعجب کردی و میگی: &quot;مگه میشه یه کارمند و یا یه کارگر بتونه هم کار اصلی خودش(کارمندی یا کارگری ) کنه و هم وقت کنه که سفر کنه و حتی توی اون سفرها کار دیگه ای بکنه و پول بیشتری به جیب بزنه. &quot;البته حق داری چون اکثر افراد خیال میکنن که یه کارمند یا کارگر هیچوقت نمیتونه همچین کاری بکنه و شاید تو هم این جملات و این حرفها رو شنیدی و باور نمیکنی همچین کاری بتوی بکنی و ممکنه خیال کنی که نزدیک کاری فقط برای زمان هایی هست که کارمندها یا کارگرها توی محل کارشون باشن و هرروز همون جا؛ کار کنند و نتایج کارشون رو به کافرما و رئیس و بالاسری هاشون تحویل بدهند. اما خبر جالب و خوب اینکه تو میتونی هم زمان که یه کارمند یا کارگری، سفرهای زیادی بکنی و حتی توی اون سفرهات پول و سود خوبی هم به دست بیاری.پس توی این پست با من همراه باش تا تو رو با واقعیت های جدید و جالبی آشنا کنم. واقعیت جالب درمورد اینکه تو می تونی - درست مثل زمانی که توی اون شرکت و یا سازمان داری «کار» میکنی - «کار» کنی.البته راه های پول درآودن فقط اینها نیستن و راه های زیادی هست که میتونی ازشون پول وسود خیلی خوب و زیادی به دت بیاری که توی پست های دیگه بیشتر درموردش حرف میزنم. اما الان فقط درمورد این مدل و این روش دارم حرف میزنم. پول به دست اوردن توی سفر با انجام دادن یه کار و فعالیت مثل کار کارمندی و یا کارگری.خوب.قبل از اینکه درمورد این موضوع مفصل حرف بزنم میخوام درباره ی فلسفه سفر کردن رو مختصر و مفید توضیح بدم.سفر کردن یعنی جابه جا شدن از یک نقطه به نقطه ی دیگهپس با این حساب، سفر کردن یه چیز عجیب و یا یه کار سخت و شاقی نیست. سفر کردن به راحتی جابه جا شدن از یک نقطه به نقطه ی دیگه است. حتی اگه اون جا به جا شدن فقط یک قدم باشه.با این تفاسیر رفتن از یک اتاق به اتاق دیگه توی خونه و یا از داخل خونه به حیاط خونه و یا کوچه و خیابون هم سفر کردن به حساب میاد.پس قرار نیست حتما ما چند تا شهر یا استان یا کشور رو جابه جا بشیم تا بگن سفر کردیم. ما همینکه فقط یک قدم جابه جا بشیم هم سفر کردیم.حالا با این مقدمه بریم سر بحث اصلی خودمون.مثلا اگه تو یه کارمند و یا کارگر یه کارگاه، شرکت و یا سازمان باشی، درواقع هروقت که از خونه تا اون کارگاه، شرکت و یا سازمان میری، یه جورهایی داری سفر میکنی.جالب اینه که تو هر روز بارها و بارها داری این سفر ها رو انجام میدی. هم توی رفتن از خونه به محل کار و هم برگشتن از محل کار به خونه. یه نکته ای که باید بدونی اینه که هروقت که داری سفر میکنی درواقع داری کلی زمان، انرژی و هزینه های پولی و مالی مصرف میکنی.پس سفر کردن پر از هزینه و بها است که میتونی ازشون استفاده ی بهتری هم بکنی بجای اینکه اونها رو الکی و بیمورد هدر بدی و هیچ چیزی هم گیرت نیاد.البته که سفر کردن باعث میشه روحیه ات کلی عوض بشه و سود های زیادی هم داره اما مساله ای که اینجا میخوام درموردش بحث کنم اینه که چطور بتونیم از این زمان، انرژی و هزینه هایی که توی اون سفرها(رفت و آمد بین خونه تا محل کار) مصرف میکنیم، برای به دست اوردن پول و سود استفاده کنیم و پول و سود خوبی به جیب بزنیم.اینجوری از اون سفرمون بیشتر از قبل به نفع خودمون استفاده میکنیم چون اینجوری پول بیشتری نسبت به زمان های قبل به دست میاریم.حالا چرا باید این کار رو بکنیم؟ چون ممکنه پول و دستمزدی که از کار کارمندی و یا کارگری میگیری کفاف زندگی ات رو نده و بخوایی که پول بیشتری دربیاری. پس اینجاست که باید به فکر راه های بیشتر برای پول به دست اوردن باشی. یعنی به فکر این باشی که از یه راه دیگه پول دربیاری.اگه تو الان توی همچین وضعیتی هستی، پس این پست رو تا آخر بخون چون این پست برای توست.حالا اینجاست که باید از اون جابه جا شدن هایی که از خونه تا محل کار انجام میدی استفاده رو ببری و توی اون جابه جا شدن ها (سفر ها) هم پول به دست بیاری.توی اول این پست گفتم که توی سفرها میتونی به دومدل کار کنی: نزدیک کاری توی سفر و دورکاری توی سفر.یعنی یکی از مدل های کارکردن کارگرها و یا کارمندها توی سفر نزدیک کاری هستش.اما خود این نزدیک کاری هم باز خودش چند تا حالت -از نظر کارکردن - ممکنه داشته باشه:حالت اول نزدیک کاری توی سفرها هستش.نزدیک کاری یعنی اینکه کاری که قراره انجام بدی تا ازش پول و سود خوبی به دست بیاری، باید مستقیم و حضوری باشه. یعنی وقتی رفتی سفر همونجا و توی سفرها برای افرادی کار کنی که به کمک شما(به توانایی ها، مهارت ها و اطلاعات و ... شما) نیاز دارن.خوب این نزدیک کاری ها خودش چند حالت داره:حالت اول نزدیک کاری توی سفرها:حالت اولش اینه که ممکنه کاری که میکنی کاملا شبیه شغل اصلی ات باشه. یعنی دقیقا شبیه همون شغل کارمندی یا کارگری ات باشه.خوب من الان نمیدونم شغل و کسب و کار تو چیه و توی چه شغل و کسب و کاری ، کارمند یا کارگری و این رو فقط خودت میدونی.حالت دوم نزدیک کاری توی سفرها:حالت دومش اینه که ممکنه کاری که میکنی تا حدودی شبیه شغل اصلی ات باشه. یعنی یه تفاوتهایی با شغل کارمندی یا کارگری ات داشته باشه و یا اینکه توی همون حوزه باشه.باز هم اینکه اون کاری که شبیه کار و شغل کارمندی یا کارگری ات هست رو من نمیدونم و فقط خودت میدونی.حالت سوم نزدیک کاری توی سفرها:حالت سومش اینه که کاری که قراره توی سفر انجام بدی تا ازش پول به دست بیاری، هیچ ربط و یا هیچ شباهتی به شغل کارمندی و یا کارگری ات نداشته باشه.برای پول دراوردن به این روش و با این حالات، شغل ها و کسب و کارها و راه های درآمدی زیادی وجود دارن. درمورد این شغل ها و کسب و کارها توی مقالات بعدی بیشتر اسم میبرم. اما چند مورد از اونها رو برای نمونه اینجا میگم.آرایشگریخیاطیآموزش دادنمشاوره دادنطراحیتبلیغ کردنبازاریابیفروشندگیو....پس توی این حالت ها اون کارمند و کارگر بطور موقت برای مدتی که اونجا توی سفر هست، برای افراد دیگه کار میکنه و بیشتر نتیجه کارها هم فقط برای همون افراد هستو....خلاصه این مدل کارهایی که کارمند میره توی سفر و کارهایی رو انجام میده و همون موقع هم نتایج و دستمزد و پول و سود اون کارها رو می گیره رو نزدیک کاری توی سفرها میگن.پس همه اون سفرها که یه کارمند ویا یک کارگر [بطور موقت] برای کسی دیگه کار میکنه، یه جورهایی میشه نزدیک کاری توی سفر.اما دور کاری برای یه کارمند و یا کارگر چیه؟حالت دوم: دورکاری توی سفرها برای کارمندها و کارگرها.دورکاری(انجام دادن کارهای غیر حضوری) توی سفر برای کاریاب ها(کارمندها و کارگرها).دورکاری یعنی اینکه اگه یک کارمند یا کارگر، توی سفرها کار کنه و نتایجی رو که از کارکردن توی سفرهای کاری به دست میاره رو به اون نقطه ای که فرد میخواد(درخواست میده) بفرسته.این فرستادن نتایج کارها ممکنه بصورت پست، یا اینترنت و یا هر راه دیگه ای باشه. به عبارت دیگه این کار رو توی دوران قدیم که خبری از اینترنت نبود با کمک پست انجام میدادن . البته هنوز هم خیلی از افراد این کار رو با پست انجام میدن اما الان دیگه اینترنت و فضاهای مجازی اومده و کار رو راحت تر و سریع تر کرده و خیلی از افراد دارن این کار رو با اینترنت انجام میدن و روز به روز هم استفاده کردن از این روش بیشتر و بیشتر میشه.به این مدل کار کردن و فرستادن نتایج کارها به نقطه ای که اون افراد  میخواد رو میگن «دورکای» .حالا اگه به یه سفر کاری رفته باشی و نتایج کارهایی که انجام میدی رو یه جورهایی به دست کارفرما برسونی درواقع تو دورکاری کردی.تو توی دورکاری ها دنبال اینی که خودت به اختیار و درخواست خودت برای اون فرد( یا اون کارفرمای کارگاه، شرکت یا سازمان) دورکاری کنی.برای پول دراوردن به این روش با این حالات هم ، شغل ها و کسب و کارها و راه های درآمدی زیادی وجود دارن. درمورد این شغل ها و کسب و کارها توی مقالات بعدی بیشتر اسم میبرم. اما چند مورد از اونها رو برای نمونه اینجا میگم.آموزش دادنمشاوره دادنطراحیتبلیغ کردنبازاریابیفروشندگیو .....حتی کسب و کارهایی مثل خیاطی، گلدوزی؛ شیرینی پزی و .... رو هم میتونی دورکاری کنی.حالا این کار رو باید چجوری انجام بدی؟تو میتونی این کارها رو ساعت های قبل از رفتن به سر کار انجام بدی. یعنی هر روز چند ساعت زود تر از خواب بلند بشی و کارهایی که قراره برای افراد خاصی دورکاری کنی رو انجام بدی بعد نتیجه های اون کارهات رو با پست یا اینترنت به دست اون افراد برسونی.یا اینکه توی زمانهایی مثل ساعت هایی که از خونه به محل کار میری، توی ماشین و یا مترو و.... کارهات رو انجام بدی و بعد - مثل مثال قبل - نتیجه های اون کارهات رو با پست یا اینترنت به دست اون افراد برسونی.یا اینکه توی زمانهایی مثل ساعت های که به تعطیلات و یا مرخصی های هفتگی و یا ماهانه بری تفریح و سفر رفتی، توی اون سفرها و تفریح هاتت کارهای اون افراد خاص یا اون کارفرماهای شرکت یا سازمان رو انجام بدی و بعد نتیجه های اونها رو با کمک پست یا از طریق اینترنت و یا اینکه هروقت فرصت کردی به دست اون افراد برسونی.همه اینها کار و فعالیت های دورکاری هستن که تو توی سفرهای کوتاه و بلند انجام میدی.خوب البته فقط یک 1% کارمندها دنبال انجام دادن دورکاری هستن چون میخوان وقتی به خونه میرن و یا میخوان به سفر برن، کارهای که دوست دارن ازش پول بیشتری به دست بیارن رو انجام بدن .اما همه این کارها بستگی به این داره که شغل و کسب و کارت چیه. آیا میشه کنار اون کسب و کار اصلی و الان اونو دورکاری های غیر کاری ات رو هم انجام داد یا نه.اما از این به بعد توی پست های بعدی، من درمورد دورکاری های کنار و همزمان با شغل های کارمندی و کارگری زیاد بحث نمیکنم و بیشتر بحثم روی کارهای کارآفرینی (کارسازی) هستش چون شغل های کارآفرینی(کارسازی) قابلیت رشد دادن دارن و آزادی خیلی زیادتری داره و میشه توی اون تنوع به خرج داد. البته چالش های زیادی هم دارن. مثلا ریسک های زیادی داره.خوب . تا اینجا من توی این پست درمورد نزدیک کاری و دور کاری هایی حرف زدم که کارمندها و کارگرها برای کارفرماها و رئیس های خارج از شغل و کسب و کار و رواه درآمدی خارج از کار کارمندی و کارگری انجام میدادن.اما توی پست بعدی میخوام درمورد نزدیک کاری و یا دورکای هایی حرف بزنم که فقط برای کارفرماها هستش.</description>
                <category>مهرداد بخشی</category>
                <author>مهرداد بخشی</author>
                <pubDate>Thu, 06 Apr 2023 22:44:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدل های کار کردن کارمند ها و کارگر ها توی سفر(1)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20029256/%D9%85%D8%AF%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1-%D9%87%D8%A7-%D8%AA%D9%88%DB%8C-%D8%B3%D9%81%D8%B1-sxhemngmuwi4</link>
                <description>قبلا توی پست راه های پول درآوردن [بطور کلی]   توضیح دادم که افرادی که کارمند و کارگر هستن، یه جورهایی کاریاب هستن. حالا توی این پست میخوام درمورد این حرف بزنم که اگه تو یه کارمند و یا کارگر(کاریاب) هستی، اگه یه روزی قسمت بشه که به سفر بری، چه مدلی میتونی توی سفر، هم از سفر کردن لذت ببری و هم کار کنی و پول و سود به دست بیاری. خوب. یکی از مدل هاش اینه که توی سفر هم درست مثل زمانی که توی محل کارت «نزدیک کاری» میکنی، توی سفر هم «نزدیک کاری» کنی. مدل دومش اینه که توی سفر «دورکاری کنی».خوب توی این پست درمورد هر دو مدل («نزدیک کاری» و «دورکاری»)  بحث میکنم. مدل اول: نزدیک کاری (انجام دادن کارها بصورت حضوری توی سفر برای کاریاب ها. (کارمندها و کارگرها))شاید از خوندن یا شنیدن این جمله تعجب کرده باشی و بگی مگه میشه توی سفر هم نزدیک کاری داشته باشیم؟! چون اکثر افراد خیال میکنن که نزدیک کاری فقط برای زمان هایی هست که توی محل کار باشن و هرروز همون جا؛ کار کنند و نتایج کارشون رو به کافرما و رئیس و بالاسری هاشون تحویل بدهند. اما خبر جالب و خوب اینکه توی سفر هم می تونی - درست مثل زمانی که توی اون شرکت و یا سازمان داری «نزدیک کاری» میکنی -  «نزدیک کاری» کنی. اما قبل از هرچیزی بزار سفر کاری رو مختصر و مفید با یه مثال؛ توضیح بدم. مثلا اگه تو یه کارمند و یا کارگر یه کارگاه، شرکت و یا سازمان باشی، ممکنه کارفرما ازت بخواد که برای انجام دادن یه سری از کارها به بیرون از محل کارت بری. به این بیرون رفتن از محل کار برای انجام دادن اون کارها میگن «سفر کاری» البته این رو هم قبلا توی پست های قبلی توضیح دادم که کارمند برای یکی دیگه کار میکنه، و وقتی برای یکی دیگه کار میکنه، زمان آزادی نداره پس نمی تونه زیاد هم به سفر بره و پول در بیاره چون سفر کردن اول از همه به زمان و وقت نیاز داره و کارمند هم وقت و زمانی نداره چون تمام یا بیشتر وقت و زمانش برای کارفرماها هست نه برای خودش. و اگه هم بره سفر، اون سفرهاش فقط سفرهای کاری هست که از طرف کارفرما فرستاده میشه تا بره برای اون شرکت، کارگاه و یا سازمان کار کنه.حالا اول این پست گفتم که این سفرهای کاری دو مدل داره: نزدیک کاری توی سفر و دورکاری توی سفر. یکی از مدل های کارکردن کارگرها و یا کارمندها توی سفر نزدیک کاری هستش. اما خود  این نزدیک کاری هم باز خودش چند تا حالت -از نظر کارکردن -  ممکنه داشته باشه:حالت اول نزدیک کاری توی سفرهای کاری:حالت اولش اینه که برای خود اون کارگاه، یا شرکت و یا سازمانی باشه که اون کارمند و یا کارگر دارن توش کار میکنن. توی این حالت اون اون کارمند و یا کارگر  باید کار و تلاش بکنن و نتیجه کارهایی که تی اون سفر کاری میکنن رو به اون رئیس و یا کارفرمای خودشون تحویل بدهند. توی این سفر بیشتر اوقات یک نفر به عنوان ناظر هم کنار اون کارمند و یا کارگر باید باشند تا از نزدیک اون نتیجه ها رو  که برای کارگاه، یا شرکت و یا سازمان لازم هست رو از اون کارمند و یا کارگر ها بخواهند و دریافت کنن. مثلا :ممکنه کارمند یا کارگرها به سفر کاری بروند ولی بیشتر اوقات خود کارفرما هم کنار اون کارمند و کارگر به اون سفرهای کاری بره تا خودش از نزدیک کارکردن و تلاشهای کارمند و اون کارگر ش و نتیجه هایی که به دست میاره رو ببینه. یا ممکنه اون کارفرما کسی رو بجای خودش همراه اون کارمند و یا کارگرها بفرسته به فر های کاری تا اون جانشینها از نزدیک کارکردن و تلاشهای اون کارمند و اون کارگرها و نتیجه هایی که به دست میارند رو ببینه. این افراد جا نشین کار فرما و یا رئیس کارگاه، شرکت یا سازمان ممکنه ، مدیر، معاون و یا یه سرکارگر ها باشه و یا فردی قابل اعتماد از بین همون کارمنها و کارگرها. یا اینکه ممکنه فردی بیرون از کارگاه و یا سازمان باشه. و یا اینکه از  همون محل کار و اون جایی که اون کارمندها و کارگرها رفته اند برای کار کردن ، باشه. و یا هرکسی دیگه ....حالت دوم نزدیک کاری توی سفرهای کاری:حالت دومش اینه که ممکنه کارفرما و یا رئیس اون کارگاه ، شرکت و یا سازمان، کارمندها و کارگرهاش رو برای کارکردن به نفع پولی و مالی خودش اون کارگار نفرسته بلکه اون کارمند ها و یا کارگرها رو برای اون شرکت و یا سازمانی یا برای کارفرماها و یا رئیسهای دیگه ای بفرسته تا برای اونها کار کنن و خودش فقط درصد کمی از اون تلاشهای کارمندهاو کارگرهاش به دست بیاره . اما کنار این درصد کم، منفعت های زیادی هم میبره. مثلا اعتبارش رو بالاتر می بره، فرصتی به کارمندا و کارگرهاش میده تا استعداد و توانایی و اطلاعات و تجربه های خودشون رو بالا ببرند و در آینده از اون توانایی و اطلاعات و تجربه ها به نفع خودش و سازمان و سیستم خودش استفاده کنه و...پس توی این حالت اون کارمند و کارگر بطور موقت برای مدتی که اونجاست، برای کارفرمای دیگه کار میکنه و بیشتر نتیجه کارها هم فقط برای همون شرکت و سازمانی هست که براش کار میکنه نه برای شرکت و یا سازمان اصلی خودش. یه جورایی این نزدیک کاری میتونه فعالیت و کار  اشتراکی باشه بین اون شرکت و یا سازمان با شرکت یا سازمان اصلی خودشون. و یا اینکه بیشتر برای شرکت و یا ازمان خودشون باشه و درصدی از نتایج هم برای اون شرکت یا سازمانی میزبان.یا اصلا میتونه توی محل دیگه ای باشه که هیچ شرکت یا سازمانی نیست و همه ی نتایجی که به دست میاره برای شرکت خوشون باشه و نتیجه اون کار رضایت مشتری هایی از شرکت یا سازمانشون باشه.و....خلاصه این مدل کارهایی که کارمند میره توی سفر کاری و کارهایی رو انجام میده و همون موقع هم نتایج و دستمزد و پول و سود اون کارها رو می گیره رو نزدیک کاری توی سفرهای کاری میگن.پس همه اون سفرهای کاری که یه کارمند به دستور کارفرما [و البته همراه خود اون کارفرما و یا نماینده ای ازطرف اون کارفرما]، میره، یه جورهایی میشه نزدیک کاری چون به سفر میره تا کارهایی رو از نزدیک انجام بده و نتیجه های اون رو با خودش به کارگاه یا سازمان برگردنهاما دور کاری برای یه کارمند و یا کارگر چیه؟دورکاری(انجام دادن کارهای غیر حضوری) توی سفر برای کاریاب ها(کارمندها و کارگرها).دورکاری یعنی اینکه اگه یک کارمند یا کارگر، توی سفرهای کاری کار کنه و نتایجی رو که از کارکردن توی سفرهای کاری به دست میاره رو به اون نقطه ای که کارفرما میخواد(دستور میده) بفرسته. این فرستادن نتایج کارها ممکنه بصورت پست، یا اینترنت و یا هر راه دیگه ای  باشه. به عبارت دیگه این کار رو توی دوران قدیم که خبری از اینترنت نبود با کمک پست انجام میدادن . البته هنوز هم خیلی از افراد این کار رو با پست انجام میدن اما الان دیگه اینترنت و فضاهای مجازی اومده و کار رو راحت تر و سریع تر کرده و خیلی از افراد دارن این کار رو با اینترنت انجام میدن و روز به روز هم استفاده کردن از این روش بیشتر و بیشتر میشه.به این مدل کار کردن و فرستادن نتایج کارها به نقطه ای که کارفرما میخواد رو  میگن «دورکای» . به عبارت دیگه دورکاری یه چیزی برعکس نزدیک کاریه. اما یه تفاوتهایی هم باهم دارند.یکی از اون تفاوتها اینه که توی دورکاری هیچ ناظری کنار اون کارمند و یا اون کارگر نیست تا از نزدیک روی کارهای اونها نظارت کنه و از نزدیک بگه چکار بکنند و چکار نکنند و امر و نهی کنه. حالا اگه به یه سفر کاری رفته باشی و نتایج کارهایی که انجام میدی رو یه جورهایی به دست کارفرما برسونی درواقع تو دورکاری کردی.اما همیشه قرار نیست حتما به سفرهای کاری فرستاده بشی تا اونجا دورکاری بکنی. تو ممکنه به سفر کاری فرستاده نشی اما دنبال این باشی که خودت به اختیار و درخواست خودت برای اون کارگاه، شرکت یا سازمانت دورکاری کنی. توی این حالت دورکاری؛ تو اون کارهایی که میتونی بیرون از محل کارت انجام بدی رو می بری و بیرون از محل کارت انجامش میدی و نتیجه اش رو به رئیس و یا کارفرما می رسونی. مثلا کارهات رو توی خونه، یا توی سفر انجام میدی و نتیجه های اون رو بصورت پست و یا اینترنتی به دست کارفرما میرسونی. به اون آدرسی که کارفرما ازت میخواد.حالا اگه موفق بشی که این کار رو بکنی، توی این حالت داری دورکاری میکنی.البته این بستگی به این داره که تو اجازه این کار رو داری که کارهای کارگاه رو بیرون از کار انجام بدی یانه. یا بهت گیر نمیدن بابت این کار و میتونی بیرون از محل کار این کار رو بکنی یا نه.البته اکثر کارفرماها دنبال این هستن که کارهاشون خیلی زود تر جلو بره و مهم نیست که اون کار ها داخل محل کار انجام بشه یا بیرون از محل کار. اون کارمندی که مسول انجام دادن اون کارهاست توی محل کار ، کارهاش رو انجام بده یا بیرون از محل کار مگر اینکه اطلاعات محرمانه و سری ای در کار باشه که نباید بیرون از محل کار بره تا دست هرکسی نیافته. توی این حالت ها یا اصلا اجازه ی بیرون بردن هیچ ابزار و اطلاعاتی رو نداری و یا باید خیلی با احتیاط انجام بشه. پس اگه اجازه داری و میتونی، اونوقت میتونی این کار رو بکنی وگرنه نمی شه.حالا این کار رو باید چجوری انجام بدی؟تو میتونی این کارها رو ساعت های قبل از رفتن به سر کار انجام بدی. یعنی هر روز چند ساعت زود تر از خواب بلند بشی و کارهایی که قراره برای کارفرمات انجام بدی رو انجام بدی. بعد نتیجه های اون کارهات رو با دستای خودت ببری و به کارفرمات بدی. توی این حالت تو هم دورکاری انجام دادی و هم خودت به عنوان مامور پست نتیجه های دورکاری ات رو به دست کارفرمات رسوندی. یا اینکه توی زمانهایی مثل ساعت هایی که از خونه به محل کار میری، توی ماشین و یا مترو و.... کارهات رو انجام بدی و بعد - مثل مثال قبل - نتیجه های اون کارهات رو با دستای خودت ببری و به کارفرمات بدی. توی این حالت تو هم دورکاری انجام دادی و هم خودت به عنوان مامور پست نتیجه های دورکاری ات رو به دست کارفرمات رسوندی. یا اینکه  توی زمانهایی مثل ساعت های که به  تعطیلات و یا  مرخصی های هفتگی و یا ماهانه بری تفریح و سفر رفتی، توی اون سفرها و تفریح هاتت کارهای شرکت یا سازمان رو هم انجام بدی و بعد نتیجه های اونها رو  با کمک پست یا از طریق اینترنت و یا اینکه هروقت برگشتی به شرکت، اونوقت بطور شخصی به دست کارفرمات برسونی.همه اینها کار و فعالیت های دورکاری هستن که تو توی سفرهای کوتا و بلند انجام میدی.خوب البته فقط یک 1% کارمندها دنبال انجام دادن دورکاری هستن چون میخوان وقتی به خونه میرن و یا میخوان به سفر برن، کارهای شرکت و سازمان رو هم بصورت داوطبلانه انجام بدن .اما همه این کارها بستگی به این داره که شغل و کسب و کارت چیه. آیا میشه اونو دورکاری هم انجام داد یا نه.اما من درمورد شغل های کارمندی زیاد بحث نمیکنم و بیشتر بحثم روی کارهای کارآفرینی (کارسازی) هستش چون این شغل ها قابلیت رشد دادن دارن و آزادی خیلی زیادتری داره و میشه توی اون تنوع زیادی انجام داد. البته چالش های زیادی هم دارن. مثلا ریسک های زیادی داره.خوب . تا اینجا من توی این پست درمورد نزدیک کاری و دور کاری هایی حرف زدم که کارمندها و کارگرها برای کارفرماها و رئیس های خودشون توی اون شغل و یک کسب و کاری اصلی ای که همین الان دارند، انجام میدادن. اما توی پست بعدی میخوام درمورد نزدیک کاری و یا دورکای هایی حرف بزنم که هیچ ربطی به شغل اصلی اون کارمند و کارگر نداره و یا اگه هم ربط داشته باشه، کاملا جدا از اون شغل اصلی و فعلی اون فرد (کارمند و یا کارگر) باشه.یه جورهایی شغل دوم و کسب و کار دوم یا سوم اون فرد(کارمند و یا کارگر) باشه.</description>
                <category>مهرداد بخشی</category>
                <author>مهرداد بخشی</author>
                <pubDate>Mon, 03 Apr 2023 18:55:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راه های پول درآوردن [بطور کلی]</title>
                <link>https://virgool.io/newdima/%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D9%84-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D8%B7%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%84%DB%8C-kyatsdgtiefh</link>
                <description>به دست اوردن پول راه هایی داره که برای به دست اوردنش باید اون راه ها رو بدونی. به این راه های به دست اوردن پول میگن: «راه های درآمدی».پس برای به دست اوردن پول باید راه های درآمدی رو بدونی. اون راه های درامدی رو کمی جلوتر توضیح میدم. اما قبل از اون باید چند مورد رو برات روشن کنم.مورد اول اینه که فقط دونستن اینکه از چه راه هایی میشه پول به دست اورد کافی نیست. یعنی فقط با دونستن اون راه های درآمدی بهت پول داده نمیشه بلکه برای اینکه بهت پولی داده بشه ؛ باید کاری روانجام بدی و فعالیتی بکنی. یعنی باید - توی دنیای واقعی- عملا وارد میدون بشی و دست به کار بشی و فعالیت هایی انجام بدی تا بعدش [توی اون راه های درآمدی] بابت کارها و فعالیت هایی که کردی [و میکنی و خواهی کرد]، بهت پول داده بشه.این فعالیت هرچیزی میتونه باشه . اما توی این پست من فقط اون راه های درآمدی ای رو معرفی میکنم که مثبت هستن و تو هم بهتره که اون کارها و فعالیت هایی که مثبت هستن رو انجام بدی وگرنه عواقب منفی اون کارها به عهده ی خودته.مورد بعد اینه که بعضی از اون فعالیت ها و کارها رو ممکنه فقط یکی دو بار انجام بدی و درعوضش پول و سود خوبی هم بهت داده بشه. اما باید بدونی که این کارها و فعالیت هایی که فقط یکی یا دو یا چند بار انجامش میدی و قصد نداری اونو ادامه بدی، یه جورایی موقتی هستش و به این نحوه ی پول به دست اوردن میگن راه درآمدی. فقط همین.اما اگه تصمیم داشته باشی که اون راه های درآمدی رو بارها و بارها امتحان کنی و فعالیت های لازم رو بارها و بارها توش انجام بدی و زمان زیادی(مثلا چندین سال) طول بکشه و یا حتی بخوایی اونو تا آخر عمرت بارها و بارها تجربه کنی، اونوقت به این راه درآمدی و کارها و فعالت هایی که بارها و بارها انجام میدی میگن: «شغل» و یا «کسب و کار».یعنی اگه همون کارهایی که موقتی انجام میدی رو اگه بارها و بارها تکرارش کنی میشه شغلت. میشه کسب و کارات.نکته ی بعد اینه که: تو میتونی راه درآمدی زیادی داشته باشی تا پول و سود به دست بیاری اما شغل و کسب و کار نه!!!. چون همه ی راه های درآمدی نیاز دارن که براش زمان، انرژی و حتی سرمایه زیادی خرج کنی تا پول و سود ازش به دست بیاری اما این زمان و انرژی و سرمایه برای کسب درآمد ها یکسان نیست و مختلف هستش و گاهی لازم نیست زمان و انرژی ای بزاری تا پول و سود خوبی به دست بیاری و فقط کافیه کمی پول و سرمایه بزاری و پول و سود زیادی بهت داده بشه اما کسب و کار وشغل ها که یکی از راه های درآمدی هست، اینجوری نیستن.به عبارت دیگه اگه بخوایی از طریق شغل و کسب و کارها [ که زیر مجموعه ی راه های درآدی هست] پول و سود به دست بیاری اونوقت باید هر سه مورد زمان و انرژی و سرمایه ی زیادتری رو هزینه کنی چون – همونطور که گفتم- شغل و کسب و کارها زمان و انرژی و سرمایه ی زیادی لازمه تا انجام بشن و به نتیجه(پول و سود) برسی. اینجاست که نمیتونی شغل های زیادی رو انتخاب کنی تا روشون کار کنی چون تو زمان و انرژی و هزینه ی زیادی نداری تا این کار رو بکنی.پس سعی کن فقط یکی دو شغل و کسب و کار داشته باشی و نه بیشتر  هرچی روی یک شغل تمرکز کنی موفقیتت بیشتر و بیشتر میشه. که این هم داستان و بحثش خیلی طولانی و بعدا مفصل درموردش حرف میزنم.البته راه هایی هست که علاوه بر اینکه میتونی راه های درآمدی زیادی رو انتخاب کنی و انجامش بدی و پول و سود خوبی به دست بیاری، حتی میتونی شغل های زیادی رو داشته باشی و پول های زیادی هم ازش به دست بیاری اما در باره این راه ها بعدا مفصل توضیح میدم.مورد بعد اینه که این شغل ها خیلی زیاد هستن برای همین من نمی تونم تمام اونها رو توی این پست معرفی کنم. اگه هم بتونم یه کتاب چندصد هزار صفحه ای میشه پس باز هم نمیشه توی یک پست اونها رو معرفی کنم.اما این شغل ها رو میشه گروه بندی کرد و من چند تا از گروه های شغل ها رو معرفی میکنم. به این گروه بندی مشاغل، گروه بندی هشت گانه مشاغل میگن.گروه بندی شغل ها:1. امور آموزشی و فرهنگی و هنری (شامل کلیه مشاغل معلّمی ، تدریس ، تولید ادبی و هنری ، روابط عمومی ، تبلیغات ، مطبوعات و رسانه ها ، و … )2. اداری و مالی (شامل کلیه مشاغل حسابداری ، حسابرسی ، اداری ، مالی ، بیمه ، بانکداری ، بورس ، آمار اقتصادی و …)3. امور اجتماعی (شامل کلیه مشاغل پژوهش های میدانی روان شناسی و جامعه شناسی و علوم سیاسی و روابط بین الملل و تحلیلگری و آمار اجتماعی و مشاوره و علوم تربیتی و …)4. بهداشتی و درمانی (شامل کلیه مشاغل پزشکی و دندان پزشکی و پیراپزشکی و پرستاری و مامایی و داروسازی و کاربری سیستم های جدید در درمان و بهداشت و تولید داروها و واکسن ها و …)5. خدمات (شامل کلیه مشاغل دلّالی و واسطه گری و فروشندگی و بازرگانی و توزیع کالا و خدمات و ورزش و توریسم و سرگرمی و تغذیه و ساخت و ساز بنا و حرفه های اصلاح و تعمیر و …)6. کشاورزی و محیط زیست (شامل مشاغل کشت و داشت و برداشت محصول و پژوهش های مربوط به هر مرحله ، پرورش انواع جانوران سودمند و مطالعات وابسته ، دامپزشکی ، گیاه شناسی ، مطالعات جنگل و آب و هوا ، بیابان زدایی ، و …)7. فنی و مهندسی (شامل کلیه مشاغل سخت افزار و نرم افزار صنعت و تکنولوژی ، اختراع و تولید صنعتی ، کارگری صنعت ، کارگاه ها و آزمایشگاه ها ، و …)8. فرآوری داده ها (شامل کلیه مشاغل مربوط به اطلاع رسانی ، کتابداری ، تولید نرم افزارهای اطلاعاتی ، گسترش اطلاعات ، شبکه اینترنت ، انتقال و تلفیق اطلاعات ، ارزیابی داده ها ، حفاظت داده ها ، و … )اما همونطور که دیدی، هر کدوم از این گروه ها شغل های خاص خودشون رو دارن و هرکدوم از اون زیرمجموعه ها رو برای پول در اوردن انتخاب کنی، میتونی به چند روش اونها رو انجام بدی. یعنی هر کروم از اون شغلها و فعالیت ها و کسب و کارها رو به چند روش میشه انجام داد. اون روش ها اینها هستن.روش های انجام دادن شغلها:کاریابی· کارمندی· کارگری2.  کارآفرینی(کارسازی )· خویش فرمایی یا خود اشتغالی (راه اندازی شغل و کسب و کار شخصی)· کارفرمایی  (صاحبان کسب و کارهای بزرگ و خیلی بزرگ(استفاده کننده ها از کارمندها، خویش فرما ها و کارآفرین های دیگه))· سرمایه گذاری کردنکار یابی یعنی اینکه بری دنبال راه درامدی هایی که از طریق کار و شغل هست بگردی و پیدا کنی و انجام بدی.همونطور که قبلا گفتم: این کاریابی ها شامل دو گروه « کارمندی » و « کارگری » هستشروش دوم کارآفرینی و کارسازی هست. یعنی اینکه خودت بری و راه درآمدی ای رو دست و پا کنی و بسازی و شروع کنیی به انجام دادنش و انجامش بدی.شکلهای انجام دادن راه های درآمدی [شغلها و کسب و کارها]:هرکدوم از این هشت گروه شغل و راه درامدی بالا  چه به شکل کاریابی و چه به شکل کارسازی انجام بشه، به چند شکل میتونه باشه: اون شکل ها عبارت اند از:1. تولید کردن:2. خدمات دادن:3. آموزش دادن:4. مشاوره دادن:یعنی اگه تو وارد هر کدوم از اون شغلهای هشت گانه بشی و هرکدوم از اون مراحل انجام دادن کارو کسب ها رو انتخاب کنی تا انجام بدی؛ باز نیاز داری تا مراحلی رو برای انجام دادنش طی کنی.مراحل انجام دادن کارها و شغل ها:مثلا توی قسمت تولید کردن مراحل زیر رو لازمه انجام بدی:· تهیه ی مواد اولیه(مواد خام)· انبار داری مواد اولیه (مواد خام)· تولید محصولات جدید· انبار داری محصولات تولید شده(مواد تولید شده جدید)· تبلیغات محصولات تولید شده(مواد تولید شده جدید)· خدمات برای محصولات تولید شده(مواد تولید شده جدید)· فروش محصولات تولید شده(مواد تولید شده جدید)یا مثلا توی قسمت خدمات دادن مراحل زیر رو لازمه انجام بدی:· خدمات دادن توی تهیه ی مواد اولیه(مواد خام)· خدمات دادن توی انبار داری مواد اولیه (مواد خام)· خدمات دادن توی تولید محصولات جدید· خدمات دادن توی انبار داری محصولات تولید شده(مواد تولید شده جدید)· خدمات دادن توی تبلیغات محصولات تولید شده(مواد تولید شده جدید)· خدمات دادن توی خدمات برای محصولات تولید شده(مواد تولید شده جدید)· خدمات دادن توی فروش محصولات تولید شده(مواد تولید شده جدید)و یا مثلا توی قسمت آموزش دادن مراحل زیر رو لازمه انجام بدی:· آموزش دادن درباره نحوه ی تهیه ی مواد اولیه(مواد خام)· آموزش دادن درباره نحوه ی انبار داری مواد اولیه (مواد خام)· آموزش دادن درباره نحوه ی تولید محصولات جدید· آموزش دادن درباره نحوه ی انبار داری محصولات تولید شده(مواد تولید شده جدید)· آموزش دادن درباره نحوه ی تبلیغات محصولات تولید شده(مواد تولید شده جدید)· آموزش دادن درباره نحوه ی خدمات برای محصولات تولید شده(مواد تولید شده جدید)· آموزش دادن درباره نحوه ی فروش محصولات تولید شده(مواد تولید شده جدید)· آموزش دادن درباره نحوه ی خدمات دادن توی تهیه ی مواد اولیه(مواد خام)· آموزش دادن درباره نحوه ی خدمات دادن توی انبار داری مواد اولیه (مواد خام)· آموزش دادن درباره نحوه ی خدمات دادن توی تولید محصولات جدید· آموزش دادن درباره نحوه ی خدمات دادن توی انبار داری محصولات تولید شده(مواد تولید شده جدید)· آموزش دادن درباره نحوه ی خدمات دادن توی تبلیغات محصولات تولید شده(مواد تولید شده جدید)· آموزش دادن درباره نحوه ی خدمات دادن توی خدمات برای محصولات تولید شده(مواد تولید شده جدید)· آموزش دادن درباره نحوه ی خدمات دادن توی فروش محصولات تولید شده(مواد تولید شده جدید)· و غیرهو همینطور توی قسمت مشاوره دادن مراحل زیر رو لازمه انجام بدی:· مشاوره دادن درباره نحوه ی تهیه ی مواد اولیه(مواد خام)· مشاوره دادن درباره نحوه ی انبار داری مواد اولیه (مواد خام)· مشاوره دادن درباره نحوه ی تولید محصولات جدید· مشاوره دادن درباره نحوه ی انبار داری محصولات تولید شده(مواد تولید شده جدید)· مشاوره دادن درباره نحوه ی تبلیغات محصولات تولید شده(مواد تولید شده جدید)· مشاوره دادن درباره نحوه ی خدمات برای محصولات تولید شده(مواد تولید شده جدید)· مشاوره دادن درباره نحوه ی فروش محصولات تولید شده(مواد تولید شده جدید)· مشاوره دادن درباره نحوه ی خدمات دادن توی تهیه ی مواد اولیه(مواد خام)· مشاوره دادن درباره نحوه ی خدمات دادن توی انبار داری مواد اولیه (مواد خام)· مشاوره دادن درباره نحوه ی خدمات دادن توی تولید محصولات جدید· مشاوره دادن درباره نحوه ی خدمات دادن توی انبار داری محصولات تولید شده(مواد تولید شده جدید)· مشاوره دادن درباره نحوه ی خدمات دادن توی تبلیغات محصولات تولید شده(مواد تولید شده جدید)· مشاوره دادن درباره نحوه ی خدمات دادن توی خدمات برای محصولات تولید شده(مواد تولید شده جدید)· مشاوره دادن درباره نحوه ی خدمات دادن توی فروش محصولات تولید شده(مواد تولید شده جدید)· و غیرهتوی موارد بالا هرکدوم از مراحلش رو باید بلد باشی و بعد باید بتونی انجامشون بدی.برای یاد گرفتن مراحل انجام دادن موارد بالا لازمه که یاد بگیری چطور باید اون کارها رو انجام بدی . برای یاد گرفتن تمام موارد بالا میتونی دو کار انجام بدی؛· تجربه کردن: یعنی مستقیما وارد اون کار بشی و با آزمون و خطا اون کار رو انجام بدی و تربه کنی و بعد اینجوری اون کار رو یاد بگیری.· استفاده از تجربه ها و اطلاعات دیگران : یعنی از تجربه های اونهایی که قبلا اون کارها رو تجربه کردن و یا درموردش اطلاعات دارن و بلدش هستن اسفاده کنی.پس باید آموزش ببینی یا از کسی که بلد هست مشاوره و راهنمایی بخوایی.وقتی که اونو یاد گرفتی اونوقت اونو انجامش بدی تا توی دنیای واقعی به نتیجه برسی.فکر کن تو الان یه شغل و کسی و کاری رو از بین اون گروه های شغلی و زیرمجموعه هاش انتخاب کردی.خوب تو الان میتونی اون شغل رو به روش های بالا انجام بدی چون هر کسب و کار و شغلی توی دنیا اون روش رو حتما داره.مثلا به شکل کاریابی( کارمندی و یا کارگری) میتونی انجام بدی یعنی بری جایی که اون کار رو انجام میدن و دنبال کسی میگردند که کمکشون کنه تا اون کار رو براشون انجام بده. وقتی تو این کار رو برای اونها انجام بدی یعنی داری اون کاری رو که انتخاب کردی رو به شکل کاریابی(کارمندی یا کارگری) انجام میدی.یا ممکنه که خودت اون کار رو بخوایی تنهایی انجام بدی چون این جوری هم میشه اما باید موقعیت و شرایط انجام دادنش رو داشته باشی و فقط اینکه انتخاب کردی که انجامش بدی کافی نیست.یا اینکه موقعیت و شرایط ابن رو داری که اون کار رو خودت راه اندازی کنی و حتی افرادی رو به عنوان کارمند یا کارگرهایی که دوست دارن اون کار رو بکنن؛ استخدام کنی تا اون کار رو انجام بدن.خوب اگه این کار رو بکنی اونوقت یه کارفرین شدی که برای افراد دیگه (کارمند یا کارگرهات) کار و کسب و راه درآمدی هم جور کردی و هم خودت پول به دست میاری و هم اون افراد (کارمند یا کارگرهات).یا شاید موقعیت و شرایط این رو داشته باشی که بتونی توی همون کار سرمایه گذاری کنی و دیگه لازم نباشه که خودت هم کار کنی و پولت برات کار کنه.اما مورد بعد اینه که باید اون راه های درآمدی و اون شغل و کسب و کار رو انتخاب کنی و انتخاب کنی که چه شکلی و چجوری انجامش بدی. اما برای انتخاب کردن اونها هم لازمه که براساس فکتورها و عوامل درونی و بیرونی و... درمورد خودت و اون کسب و کار؛ رعایت کنی.این فاکتورها برای انتخاب کردن اون راه های درآمدی و شغلها و ... باید بر اساس فاکتورهایی مثل علاقه، تونایی و استعداد و مهارت هات و ... باشه وگرنه اون انتخابت ، انتخاب درستی نیست.همین طور درمورد عوامل بیرونی و اون روشهایی رو که میخوایی پول و درآمد به دست بیاری رو باید بر اساس موقعیت و شرایط انتخاب کنی وگرنه توی اون شغل شکست میخوری و با سر میخوری زمین.مثلا اگه پول خیلی زیادی نداری ، پس نمیتونی توی اون شغل سرمایه گذاری کنی و یا کارفرمایی کنی و فقط باید خیش فرما بشی و بصورت شخصی و تک نفره کار کنی و کم کم بری پله های بالا تر و اگه هیچ پولی هم برای راه اندازی اون کسب و کار بصورت شخصی نداری مجبوری که اون کار رو بصورت کارمندی و کارگری (کاریابی و کار برای دیگران (کارآفرین های اون حوزه )) انجام بدی و کم کم هم تجربه و اطلاعات رو توی اون کار و شغل بالا ببری و هم پول جمع کنی و هم موقعیت های اجتماعی و ... رو آماده کنی تا کم کم وارد پله های بالاتر یعنی خیش فرمایی (کارآفرینی برای خودت ) و کارفرمایی ( کارآفرینی برای دیگران) بشی و حتی بالاتر بری.حتی جاهایی که میخوایی پول و سود به دت بیاری و یا کسب و کارت رو راه اندازی کنی رو هم خودت میتونی انتخاب کنی و کارهات رو انجام بدی.جاهایی که میتونی کارهات رو انجام بدی:توی محل کارتوی خونهتوی سفرحالا باید ببینیم که راه درآمدی ای که الان داری و یا دنبالش هستی، رو کجا داری انجامش میدی و یا کار و کسب و شغلی که که میخوایی داشته باشی دوست داری کجا انجامش بدی.توی محل کار، توی خونه و یا توی سفرخوب. من  از الان به بعد توی پست های دیگه بیشتر درمورد راه های درآمدی و کسب و کارها و شغلهایی که میشه توی سفر اونها رو انجام داد یا مدیریت کرد بحث میکنم.پست هایی مثل:چطور توی سفر پول در بیاریم راه های درآمدی دوم و سوم و بیشتر در سفر </description>
                <category>مهرداد بخشی</category>
                <author>مهرداد بخشی</author>
                <pubDate>Tue, 28 Mar 2023 15:56:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور کارهایی که توی شغلم دوست ندارم رو انجام بدم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20029256/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AA%D9%88%DB%8C-%D8%B4%D8%BA%D9%84%D9%85-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%B1%D9%88-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%AF%D9%85-z7qg9veozy0p</link>
                <description>این سوالیه که اکثر افراد توی کسب و کارها و شغل هایی که عاشانه دوستش دارن از خودشون می پرسن. افرادی که مجبورن کارهایی رو توی اون کسب و کارهایی که دوستش دارند بکنن که دوستش ندارند انجامش بدن، .توی هر کار و کسبی که هستی، برای اینکه به نتیجه برسه و توش موفق بشی باید کارها و فعالیتهای متفاوت و زیادی انجام بدی. حالا ممکنه همه ی اون کارها و فعالیتها رو دوست نداشته باشی و بهشون علاقه ای نداشته باشی. اما آیا باید اون کارها رو ول کنی به امون خدا و انجامشون ندی؟خوب . معلومه که نه چون اگه این کا رو بکنی،اما تو نمیتونمی اونها رو انجام ندی اونوقت کار و کسبت ناقص میمونه و به نتیجه ای که دنبالشی، نمی رسی.پس این نکته رو هم یادت باشه که وقتی میگم باید به کارت علاقه داشته باشی به این معنی نیست که فقط کارهای رو که توی کسب و کارت دوستش داری رو انجام بدی و کارهایی که دوستش نداری رو انجام ندی. تو برای اینکه کارهات به نتیجه برسه باید همه ی کارهایی که لازمه تا انجام بدی تا کسب و کارت موفق بشه رو انجام بدی.اما این کار ممکنه یه کمی برات سخت باشه. از انجام دادنش وحشت کنی، یا موقع انجام دادنش گیج و سردرگم بشی و یا شک کنی که درست و کامل انجامشون دادی یا نه و همه ی این اتفاقها ممکنه تو رو از اون کار دلزده کنه.اما راه حل چیه؟من چند تا راه حل میگم:اگه میشه افرادی رو استخدام کن تا اون کارها رو برات انجام بدن.اگه نمی تونی افرادی رو استخدام کنی تا اون کارها رو اجام بدن ، اون کارهایی که دوست نداری رو برون سپاری کن.اگه این کارها رو هم نمیتونی انجام بدی اون کارها رو قسمت بندی کن و اونها رو ذره ذره انجام بده اما همزمان به فکر واگذار کردن و یا برون سپاری کردن اونها باش.خلاصه تا جایی که میتونی کاری کن که از شر انجام دادن مستقیم اونها خلاص بشی و به جای خودت، افراد دیگه و یا حتی ماشین ها و ربات ها اون کار رو انجام بدن.کاری کن که خودت فقط اون فعالیت ها و کارهایی که دوست داری و توشون مهارت، استداد و توانایی داری رو انجام بدی نه کارهای دیگه رو.از همین الان سعی کن یاد بگیری که به دیگران اعتماد کنی و کارهات رو به صورت گروهی انجام بدی وگرنه هیچوقت نمیتونی با سرعت پیشرفت کنی.</description>
                <category>مهرداد بخشی</category>
                <author>مهرداد بخشی</author>
                <pubDate>Fri, 24 Mar 2023 12:57:52 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>