<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علوم انسانی⚖️</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_20363135</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 02:40:17</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>علوم انسانی⚖️</title>
            <link>https://virgool.io/@m_20363135</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چرا مسلمانان افرادفاسد را پیشوای خود انتخاب میکنند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20363135/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B3%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-udm0ayt5lxzl</link>
                <description>علی بن حسین مسعودیعادت تاریخی و زخم کهنه: چرا همیشه فاسدان را به رهبری برمی‌گزینیم؟علی بن حسین مسعودی، تاریخ‌نگار برجسته قرن چهارم هجری، در شاهکار خود «مروج الذهب و معادن الجوهر» سخن تکان‌دهنده‌ای را به نسل‌های پس از خود به امانت گذاشته است: «از عادت عامه مسلمین این است که همیشه افراد فاسدی را به عنوان پیشوا انتخاب می‌کنند.»این جمله، فراتر از یک مشاهده تاریخی ساده، به مثابه آینه‌ای است که جامعه مسلمانان را در طول قرن‌ها به تماشای خود فرامی‌خواند. اما ریشه این «عادت» دردناک در کجا نهفته است؟ پاسخ را باید در نخستین حلقه جدایی مسیر رهبری از آرمان‌های اصیل جستجو کرد: سقیفه بنی ساعده.سقیفه، که با شعار «از میان ما شما و از میان شما ما» شکل گرفت، نقطه عطفی بود که معیار «صلاحیت» را تحت‌الشعاع «مصلحت» قرار داد. در آنجا، نه فضیلت اخلاقی، نه علم بی‌کران و نه وصایت الهی، که معیارهایی چون سن، قبیله و دوراندیشی سیاسی ملاک انتخاب شد. این رویداد، سنتی را بنیان نهاد که در آن «زمینه‌چینی» و «دست‌به‌دست‌کردن قدرت» بر «شایسته‌سالاری» و «نصب الهی» پیشی گرفت.این عادت ناپسند، محدود به یک برهه خاص نشد. در دوران امویان، خلافت به پادشاهی موروثی تبدیل شد و خلفایی چون یزید بن معاویه، که به فساد اخلاقی و سیاسی او اشارات تاریخی فراوان است، بر مسند قدرت تکیه زدند. عباسیان نیز اگرچه در آغاز با شعار عدالت خواهی آمدند، ولی به سرعت در گرداب فساد اداری و اخلاقی غوطه‌ور شدند.در دوران معاصر نیز این چرخه معیوب ادامه یافته است. در بسیاری از کشورهای اسلامی، حاکمانی بر سر کار آمده‌اند که اولویت آنان نه خدمت به مردم، که تثبیت قدرت و پر کردن جیب‌های خود و اطرافیانشان بوده است. آنها با ایجاد دیوانسالاری‌های فاسد، سرکوب منتقدان و توزیع رانت، توانسته‌اند این «عادت عامه» را به شکلی نوین زنده نگه دارند.اما چرا این چرخه تکرار می‌شود؟ به نظر می‌رسد ترکیبی از عوامل این وضعیت را دامن زده است:1. عوامل سیاسی: ایجاد رعب و وحشت، از بین بردن نخبگان منتقد و جایگزینی آنان با چاپلوسان.2. عوامل فرهنگی: ترویج جهل و خرافه در میان توده‌ها و دور نگه داشتن آنان از آگاهی سیاسی.3. عوامل اقتصادی: ایجاد فقر و وابستگی معیشتی مردم به حاکمان، تا آنجا که انتخاب «نان» بر انتخاب «وجدان» ارجحیت می‌یابد.در نهایت، سخن مسعودی یک حکم قطعی تاریخی نیست، بلکه هشداری است برای همه نسل‌ها. این عادت شوم، یک جبر تاریخی نیست، بلکه نتیجه مجموعه‌ای از انتخاب‌ها و سکوت‌هاست. شکستن این چرخه نیازمند «بیداری عامه» است؛ بیداری که در آن مردم به جای تن دادن به «شرایط موجود»، «شرایط مطلوب» را طلب کنند و به یاد آورند که سرنوشت آنان در گرو انتخاب‌هایی است که انجام می‌دهند یا انجام نمی‌دهند. تنها با نقد گذشته و مسئولیت‌پذیری در حال می‌توان امید داشت که این عادت تلخ، به تاریخ بپیوندد.---موفق باشید .</description>
                <category>علوم انسانی⚖️</category>
                <author>علوم انسانی⚖️</author>
                <pubDate>Mon, 25 Aug 2025 20:04:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>5 علت شکست قیام مختار ثقفی و علویان که کمتر کسی میداند</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20363135/5-%D8%B9%D9%84%D8%AA-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%AB%D9%82%D9%81%DB%8C-%D9%88-%D8%B9%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%87-%DA%A9%D9%85%D8%AA%D8%B1-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%AF-ggdihyoqgquj</link>
                <description>مختار بن ابوعبید ثقفی ، فردی بود که به خون خواهی حسین(ع) در کوفه قیام نمود و به مدت ۱۸ ماه حاکم بیشتر مناطق عراق بود ، که سرانجام حکومت و قیام اش توسط زبیریان سرنگون شد.ما به 5 علت این که چرا قیام مختار ثقفی نابود شد می پردازیم1_خیانت یاران و نزدیکاندر پیش از جنگ خازر اختلافی بین عبیدالله بن حر جعفی و ابراهیم بن مالک اشتر نخعی پیش آمد که باعث شد عبیدالله بن حر بهمراه مردان قوم و قبیله اش از قیام مختار جدا گردند و به زبیریان بپیوندند.زمانی که مختار ابراهیم بن مالک اشتر را به کوفه خواند تا او را به مصاف زبیریان بفرستد ابراهیم قبول نکرد و به مختار یادآوری کرد که با مختار فقط برای جنگ با امویان عهد بسته بود و نه جنگ با زبیریان که چندین بار مختار به ابراهیم پیغام داد و او را به جنگ با زبیریان خواند ولی ابراهیم قبول نکردو همچنین گفته شده ابراهیم از کسانی بود که از اهمیت دادن زیادی مختار به ایرانیان و موالیان ناراضی بود . این عمل اولین پیشگام شکست قیام مختار بود.2_اهمیت مختار به موالیانمختار با اینکه پدرش و برادرش در جنگ با ایرانیان و ساسانیان کشته شدند ولی از اولین کسانی بود که در قیام و حکومت خود بسیار به موالی و ایرانیان اهمیت می داد و از آنان دفاع می نمود که گفته شده ۲۰ هزار از سپاه مختار رو ایرانیان (تورکان آذری و دیلمیان) تشکیل می دادند که فرمانده آنها ابوعمره (کیان) بود که یکی از مهم سرداران قیام مختار بود و به فرماندهی شرطه های کوفه گماشته شد و گفته شده قاتل عمر بن سعد و شمر بن ذی‌الجوشن بوده !! همین باعث شد بسیاری از اعراب و قبایل کوفه و عراق و عرب از بیعت با مختار سرباز زنند و حتی برخی قبایل عرب با او بیعت شکنند !!3_ کشته سرداران دولت و سپاه و لشگر مختارزمانی که سپاه مختار 4 تن از مهم ترین سرداران خود را از دست داد و دولت و حکومت و قیام به شدت تضعیف شداولین آنها یزید بن انس اسدی بود که از فرماندهان شجاع و با تدبیر نظامی قیام مختار بود و بعد از اینکه در خازر دو بار سپاه ابن زیاد رو شکست داد بدلیل بیماری درگذشت .دومین آنها کیان بود که بعد از اینکه بن شمیط توسط ابن وهب تحریک شد تا موالیان را پیاده به میدان بفرستد ، بهمراه یاران خود پیاده به مصاف سپاه زبیریان رفت که بعد از جنگی بلند مدت خود و یارانش شهید شدندسومین آنها عبدالله بن کامل شاکری بود که فردی شجاع و دلاور و شناخته شده در بین کوفیان بود و فرمانده گروه ضربت قیام مختار بود ؛ بعد از اینکه در مذار توانست ضربات زیاد و مهلکی به سپاه زبیریان وارد کند و بسیاری را کشت ؛ ناگهان نیروهای جناح چپ به فرماندهی مهلب به با تمام قوا به او هجوم آوردند و بن کامل با گروهی از یَمَنیان در میدان نبرد در برابر زبیریان تنها ماند و با گروه خود به قدری با زبیریان جنگید که تا به شهادت رسید .چهارمی هم احمر یک شمیط و از سربازان قدیمی صفین بود وی بسیار دلاور و جنگاور و باتدبر در امور نظامی بود که ولی توسط ابن وهب تحریک شد و موالیان به قصد اینکه از میدان نبرد نگریزند آنها را پیاده به میدان جنگ فرستاد که باعث شد بسیاری از ایرانیان کشته و شهید بشوند . او بدلیل این کار بسیار خود و ابن وهب را سرزنش نمود ، مدتی بعد از کشتار ایرانیان او بهمراه عده از یارانش به جنگ با زبیریان در میدان نبرد رفتند ولی چون زبیریان با تاکتیک‌ نظامی و قدرت و تعداد بیشتر به مصاف بن شمیط و سپاهش رفتد توانستند بن شمیط را که بسیاری از زبیریان را کشت و دلاورانه جنگید را بکشند و او را شهید کنند.البته سرداران دیگری هم بودند که در حرورا کشته شدند مانند : عمر بن عبدالله نهدی و مالک بن عمر نهدی و سلیم بن منقذ کندی . روحشان قرین رحمت و با حسین(ع) محشور شوند .4_کشتار گسترده ایرانیانپیشتر هم عرض کردیم که ابن وهب بن شمیط را تحریک کرد تا موالیان و ایرانیان را پیاده به بفرستد و همین باعث شد موالیان شکست بخورند و زخمی های در بین آنان سلاخی و شکنجه در همان میدان شوند که همین اصلی ترین عامل شکست قیام مختار بود که اگر موالیان سواره به میدان می‌رفتند شاید کشته نمی شدند که هیچ و شاید پیروز می شدند و زبیریان را به عقب می‌راندند .5_ خیانت کوفیانمختار که جنگ را به کوفه کشاند و چند نبرد هم در کوچه های جنوبی کوفه و حتی میدان کوفه با زبیریان کرد در همین حین کوفیان رنگ عوض کردند و از زبیریان حمایت نموده و و با قیام مختار به مخالفت نمودند که البته این تازگی ندارد و رنگ عوض کردن کوفیان در تاریخ حتی پیش از مختار هم اثبات شده بود .زمانی بعد از 4 ماه محاصره کاخ دارالاماره کوفه مختار تصمیم گرفت که با تمام یاران و قوای خود به زبیریان حمله کند تا حصار محاصره بشکنند و از کوفه فرار کنند تا قوای خود را تقویت و قوی تر کنند تمام یاران مختار از جنگ پیکار در کنار و پشت او سر باز زدند و تصمیم گرفتند ار مقابل مصعب تسلیم شوند و فقط ۱۹ نفر از یاران او تصمیم گرفتند در کنار او بجنگند که بعد از شهادت مختار همه آنها که تعدادشان ۶ الی ۷ هزار بود توسط مصعب گول خورده و همگی آنها را سر از تن‌شان جدا کردند .1می‌پردازیم</description>
                <category>علوم انسانی⚖️</category>
                <author>علوم انسانی⚖️</author>
                <pubDate>Sat, 26 Jul 2025 13:11:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>علی واقعا چه کسی که بود ؟ بی تعصب و محققانه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20363135/%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D8%A7-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%D8%B9%D8%B5%D8%A8-%D9%88-%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-m1ebhchpryre</link>
                <description>تمثال چهره علی بن ابی‌طالب علی بن ابی‌طالب، پسرعمو و داماد پیامبر اسلام، از برجسته‌ترین شخصیت‌های تاریخ اسلام و از نخستین ایمان‌آورندگان به پیامبر بود. او نخستین امام در تشیع و چهارمین خلیفه در سنت اهل‌سنت به شمار می‌رود. علی علاوه بر جایگاه دینی، در عرصه‌های اندیشه، عدالت، و شجاعت نیز شخصیتی برجسته است. شاید بتوان گفت علی یکی از مرموزترین افراد در تاریخ بشریت است؛ شخصیتی که در عین حضور پررنگ در تاریخ، همچنان لایه‌هایی ناشناخته از زندگی، تفکر و عملکردش باقی مانده است. همین پیچیدگی، او را همواره موضوعی جذاب برای پژوهش‌های تاریخی، دینی و فلسفی ساخته است.ما نیز قصد داریم در این مقاله طولانی به معرفی اجمالی علی بپردازیم .زندگینامه و معرفی علیعلی بن ابی‌طالب در سال ۶۰۰ میلادی در مکه و در خاندان بنی‌هاشم، یکی از شریف‌ترین قبایل قریش، دیده به جهان گشود. پدرش ابوطالب، از بزرگان قریش و حامی سرسخت پیامبر اسلام بود، و مادرش فاطمه بنت اسد از زنان مؤمن و محترم مکه به شمار می‌رفت. علی دوران کودکی خود را در خانه محمد گذراند و از همان سال‌های نخست با تعالیم اخلاقی و توحیدی اسلام آشنا شد. نوجوانی او در سایه‌ی فضای پرتنش مکه و ظهور اسلام شکل گرفت، و همین امر او را به یکی از نخستین و جوان‌ترین پیروان محمد تبدیل کرد.در یکی از حساس‌ترین لحظات آغاز دعوت اسلام، علی با فداکاری‌ای بی سابقه، در بستر محمد خوابید تا نقشه ترور قریش را ناکام گذارد، اقدامی که نشانه‌ای از ایمان و وفاداری عمیق او بود. او در سال ۶۲۲ میلادی، هم‌زمان با هجرت محمد به مدینه، خود نیز به آن شهر مهاجرت کرد. اندکی پس از استقرار در مدینه، علی با فاطمه، دختر محمد، ازدواج کرد؛ پیوندی که یکی از مهم‌ترین و نمادین‌ترین ازدواج‌های تاریخ اسلام به شمار می‌آید. حاصل این ازدواج فرزندانی چون حسن، حسین، زینب و ام‌کلثوم بودند که هر یک در تاریخ اسلام نقشی برجسته ایفا کردند. پس از هجرت به مدینه در سال ۱ هجری قمری، علی که همواره در کنار محمد بود و نقش مهمی در تحکیم پایه‌های نخستین جامعه اسلامی ایفا می کرد و او در جنگ بدر (۲ هجری)، احد (۳ هجری) و خندق (۵ هجری) از فرماندهان اصلی سپاه مسلمانان بود و شجاعتش زبانزد یاران شد. علی در بدر با نبرد تن‌به‌تن با بزرگان قریش، جایگاه نظامی و قدرت خود را تثبیت کرد. در جنگ خندق نیز با کشتن عمرو بن عبدود، روحیه سپاه اسلام را تقویت کرد. این حضور مداوم در میدان‌های نبرد نشانگر جایگاه ویژه علی در میان یاران محمد و تعهد بی‌قید و شرطش به آرمان‌های نوپای اسلام بود.علی از نخستین حافظان و قاریان قرآن بود و بسیاری از معارف قرآنی و علوم دینی را مستقیماً از محمد آموخته بود. او نه‌تنها آگاه‌ترین یاران محمد به آموزه‌های اسلام شمرده می‌شد، بلکه بسیاری علی را حافظ رازهای باطنی قرآن می‌دانستند. علی بیش از هر فردی به سنت محمد پایبند بود و در زندگی فردی و سیاسی‌اش تلاش می‌کرد کوچک‌ترین انحرافی از اصول اسلام رخ ندهد. در قضاوت، به شدت سخت‌گیر و بی‌تعارف بود و عدالت را حتی در برابر خویشان خود بی‌ملاحظه اجرا می‌کرد. همین ویژگی‌ها، او را به نماد عدالت در تاریخ اسلام و الگوی بی‌بدیلِ زمامداری بر اساس حق و انصاف بدل ساخت.در سال ۱۰ هجری قمری، در بازگشت از حجةالوداع، محمد در منطقه‌ای به نام غدیر خم توقف کرد و در میان جمعیت بزرگی از مسلمانان، دست علی را بالا برد و گفت: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه». این واقعه از نگاه بسیاری به عنوان اعلام جانشینی علی تلقی شد، هرچند برداشت‌ها و روایت‌ها درباره آن متفاوت است. با مرگ محمد در سال ۱۱ هجری قمری، جامعه مسلمانان با چالشی جدی روبرو شد: مسئله خلافت و جانشینی. در سقیفه بنی‌ساعده، جمعی از انصار و مهاجرین ابوبکر را به عنوان خلیفه برگزیدند، بی‌آنکه علی و بنی‌هاشم حضور فعال در آن جلسه داشته باشند. همین مسئله، زمینه‌ساز یکی از مهم‌ترین و طولانی‌ترین اختلافات در تاریخ اسلام شد. علی با وجود مخالفت اولیه، در نهایت برای حفظ وحدت مسلمانان از درگیری مستقیم خودداری کرد، اما مسئله جانشینی همچنان محور اختلاف میان شیعه و سنی باقی ماند.پس از رحلت محمد و آغاز خلافت ابوبکر، علی از فعالیت‌های سیاسی کناره‌گیری کرد و بیشتر به عبادت، تعلیم و کشاورزی در مدینه پرداخت. او در هیچ‌یک از فتوحات نظامی دوران خلفای سه‌گانه حضور نداشت و برخلاف بسیاری از صحابه، نقشی در گسترش نظامی خلافت نداشت. اگرچه در برخی منابع به حضور حسن و حسین در فتح طبرستان اشاره شده، اما با توجه به سن آنان که در آن زمان کمتر از ده سال بود، این گزارش‌ها بیشتر جنبه نمادین یا سیاسی دارد. علی در این دوران ترجیح داد سکوت و کناره‌گیری را با حفظ کرامت و اصول خود همراه کند. این رفتار، بازتابی از اختلاف او با خلفا و از وفاداری او به عدالت، و پرهیز از مشارکت در اقداماتی بود که با معیارهای سخت‌گیرانه‌اش از اسلام هماهنگ نبودند.پس از کشته شدن عثمان در سال ۳۵ هجری قمری و در پی فشار مردم مدینه، علی با اکراه خلافت را پذیرفت، در حالی‌که شرایط سیاسی و اجتماعی بسیار آشفته بود. او با شعار بازگشت به سنت محمد و عدالت اسلامی، دست به اصلاحاتی گسترده زد، از جمله برکناری والیان متهم به فساد که در زمان عثمان منصوب شده بودند. علی در مسائل مالی بسیار سخت‌گیر و عدالت‌خواه بود؛ بیت‌المال را به‌طور مساوی بین مسلمانان تقسیم می‌کرد و هیچ امتیازی برای قریش یا نزدیکانش قائل نبود. در قضاوت نیز با قاطعیت و بی‌تعارف عمل می‌کرد، حتی اگر طرف مقابل از بستگانش بود. این رفتار بی‌تساهل و پاک‌دستانه، هرچند در اصول اسلامی ریشه داشت، اما با منافع بسیاری از اشراف و اصحاب قدرتمند در تضاد بود. همین امر باعث شد برخی گروه‌ها از جمله اشراف قریش، نسبت به او بیزار شوند و علیه او موضع بگیرند. علی در دوره‌ی خلافتش با سه جنگ داخلی بزرگ (جمل، صفین و نهروان) مواجه شد که بنیان حکومت او را به لرزه انداخت. با این‌حال، او تا پایان عمر از اصول خود کوتاه نیامد، هرچند بهای سنگینی برای آن پرداخت. در زمان خلافت علی (۳۵–۴۰ هجری قمری)، بسیاری از مناطق امپراتوری اسلامی دچار آشوب، ناامنی و شورش شدند، از جمله فارس، کرمان، و دیگر نواحی شرق ایران. این شورش‌ها اغلب ناشی از:نارضایتی مردم محلی از فرمانداران عرب و مالیات‌های سنگین،ضعف مرکز به‌دلیل جنگ‌های داخلی (جمل، صفین، نهروان)،تحریک برخی قبایل یا باقی‌مانده‌ی نفوذ ساسانیان یا مخالفان خلافت علی.واکنش علی به شورش‌ها:علی سعی کرد سیاست کشتار گسترده یا سرکوب خونینِ کورکورانه را در پیش نگیرد.او نمایندگانی کاردان و اهل عدالت و خطیب را برای رسیدگی به این مناطق می‌فرستاد، مانند کمیل بن زیاد، زیاد بن ابیه، و دیگران.در نامه‌هایی که در نهج‌البلاغه نیز آمده، علی به کارگزارانش توصیه می‌کند:&gt; «مبادا به بهانه‌ی شورش، خون بی‌گناهی ریخته شود. عدالت را بر شمشیر مقدم بدارید.»(گرچه به اشتباه در فضای رسانه بی سند محکم تاریخی رواج پیدا کرده است که کمیل بن زیاد مردم فارس و کرمان رو غرق در خون کرده و آرامگاه کوروش را خراب کرده است) شرح جنگ جمل :جنگ جمل در جمادی‌الثانی سال ۳۶ هجری قمری در نزدیکی بصره رخ داد و نخستین جنگ داخلی میان مسلمانان بود که پس از کشته شدن عثمان و آغاز خلافت علی به وقوع پیوست. این جنگ میان علی و گروهی به رهبری عایشه، طلحه و زبیر شکل گرفت؛ به‌بهانه خون‌خواهی عثمان، اما در واقع با انگیزه‌های سیاسی و اعتراض به سیاست‌های عزل و نصب علی. به‌گزارش منابعی چون تاریخ طبری و الکامل فی التاریخ ابن اثیر، علی پیش از آغاز جنگ بارها تلاش کرد با گفت‌وگو از درگیری جلوگیری کند، اما درگیری در نهایت آغاز شد. در این نبرد، سپاه علی پیروز شد، طلحه و زبیر کشته شدند و عایشه محترمانه به مدینه بازگردانده شد. شهر بصره، که پیش‌تر به‌دست مخالفان علی افتاده بود، دوباره به سلطه حکومت مرکزی او بازگشت و فرمانروایی آن به کارگزاران علی سپرده شد. با وجود پیروزی نظامی، جنگ جمل شکافی عمیق در جامعه اسلامی ایجاد کرد و اولین جنگ داخلی مسلمین و برادرکشی در اسلام بود  و اتحاد مسلمانان را برای همیشه تضعیف نمود. همچنین این جنگ زمینه‌ساز نارضایتی‌های بیشتر و گام بلندی به‌سوی جنگ بزرگ‌تر صفین با معاویه بود.شرح جنگ صفین و حکمیت :جنگ صفین در سال ۳۷ هجری قمری میان علی بن ابی‌طالب، خلیفه وقت، و معاویه بن ابی‌سفیان، والی شام و از بستگان عثمان، در منطقه‌ای به نام صفین در نزدیکی رود فرات رخ داد. این جنگ، که منابع معتبری چون تاریخ طبری، الکامل ابن اثیر و شرح نهج‌البلاغه ابن ابی‌الحدید آن را با جزئیات ثبت کرده‌اند، نتیجه نپذیرفتن بیعت از سوی معاویه و درخواست او برای قصاص قاتلان عثمان بود. درگیری شدید و طولانی میان دو سپاه روی داد و هنگامی که سپاه معاویه در آستانه شکست قرار گرفت، با حیله عمرو بن عاص قرآن‌ها را بر سر نیزه‌ها کردند تا جنگ متوقف شود و موضوع به داوری گذاشته شود. علی با وجود مخالفت، به‌دلیل فشار گروهی از یارانش، به حکمیت تن داد. نمایندگان دو طرف، عمرو بن عاص برای معاویه و ابوموسی اشعری برای علی، تعیین شدند، اما حکمیت نتیجه‌ای روشن به نفع علی نداشت و بر ابهام سیاسی افزود. این رخداد باعث تضعیف موقعیت علی در میان هوادارانش شد و گروهی از سپاهیانش که از حکمیت ناراضی بودند، منشعب شده و خوارج را تشکیل دادند. از نظر سیاسی، صفین نه‌تنها پیروزی‌ای برای هیچ‌یک از طرفین نبود، بلکه مشروعیت خلافت علی را نزد برخی ضعیف کرد و فرصت را برای معاویه فراهم ساخت تا ادعای خلافت را تقویت کند. حکمیت، که قرار بود راه‌حل باشد، خود به یکی از عمیق‌ترین شکاف‌های سیاسی در تاریخ صدر اسلام انجامید.شرح جنگ نهروان :جنگ نهروان در سال ۳۸ هجری قمری میان علی بن ابی‌طالب و گروهی از یاران پیشینش موسوم به خوارج رخ داد که پس از ماجرای حکمیت در جنگ صفین از او جدا شده بودند. این گروه، که پیش‌تر از حامیان علی بودند، پس از پذیرش حکمیت او را متهم به «کفر» دانسته و شعار معروف «لا حکم إلا لله» (حکم از آنِ خداست) را سر دادند. منابع معتبر تاریخی مانند تاریخ طبری، الکامل فی التاریخ و نهج‌البلاغه گزارش داده‌اند که علی پیش از درگیری، با آنان گفت‌وگو و نصیحت کرد و تنها پس از آنکه آنان به کشتار مردم بی‌گناه در مسیرها و شورش‌های مسلحانه دست زدند، فرمان مقابله نظامی داد. در نبرد نهروان، سپاه علی با قدرت وارد عمل شد و اکثریت خوارج کشته شدند، تنها شمار اندکی گریختند که بعدها دست به ترور زدند. نتیجه این جنگ، پایان تهدید خوارج در سطح نظامی بود، اما اندیشه و جریان آنان تا سال‌ها در گوشه و کنار باقی ماند. یکی از پیامدهای مستقیم این جنگ، افزایش فشار روانی و سیاسی بر علی بود، چرا که بخشی از جامعه اسلامی، جنگ با خوارج را جنگ با «مؤمنان اهل عبادت» می‌دانستند. مهم‌تر از همه، یکی از بازماندگان این نبرد به نام عبدالرحمن بن ملجم، اندکی بعد، علی را در محراب کوفه ترور کرد. نهروان، اگرچه از نظر نظامی پیروزی برای علی بود، اما از نظر سیاسی نشانه‌ی عمیق‌تر شدن تفرقه در امت اسلامی بود....در سال‌های پایانی خلافت علی، حکومت او به‌ شدت دچار آشوب و نافرمانی شد؛ برخی مناطق چون مصر و بخش‌هایی از خراسان عملاً از کنترل او خارج شده بودند و تهدید معاویه از شام روزبه‌روز جدی‌تر می‌شد. پس از جنگ نهروان، بازماندگان خوارج همچنان در خفا فعالیت می‌کردند و علی را «خارج‌شده از حکم خدا» می‌دانستند. در شب نوزدهم رمضان سال ۴۰ هجری قمری، یکی از آنان به نام عبدالرحمن بن ملجم، در مسجد کوفه هنگام نماز صبح با ضربه شمشیر زهرآلود به سر علی، او را به‌شدت مجروح کرد. علی دو روز بعد، در ۲۱ رمضان، درگذشت و پیکرش در نجف دفن شد. مرگ او پایان دوره‌ای از خلافت بود که با عدالت‌طلبی و پایبندی بی‌سابقه به اصول همراه بود، اما درگیر آشفتگی‌های شدید سیاسی و داخلی شد.پایان زندگینامه علیعلی در عرفان و تصوف :علی بن ابی‌طالب در میان عارفان و صوفیان، جایگاهی یگانه دارد و به‌عنوان سرسلسله معنوی تقریباً تمام طریقت‌های صوفیه شناخته می‌شود. اکثر سلسله‌های صوفی، نسبت خود را از نظر سلوک و معرفت به علی می‌رسانند و او را سرچشمه حقیقت باطنی اسلام می‌دانند. عارفان بزرگ و شاعران اهل ادب مانند عطار نیشابوری، سنایی غزنوی، کسایی مرزوی ، ابن یمین ، نظامی گنجوی، سعدی، حافظ، ناصرخسرو، شاه نعمت‌الله ولی، مولوی و حتی فردوسی در آثار و دیدگاه‌های خود، بیش از هر شخصیت دیگری به ستایش علی پرداخته‌اند. آنان علی را نماد علم، عدل، شجاعت و عرفان دانسته‌اند و او را الگویی برای سلوک معنوی و انسان کامل معرفی کرده‌اند. در نگاه عرفا، علی نه‌فقط یک رهبر سیاسی یا دینی، بلکه مظهر اسرار و اسماءالهی و باطن حقیقت محمدی است.همچنین دانشمندان و فیلسوفانی همچون شیخ بهایی و میرداماد و خواجه‌ نصیرالدین طوسی و ابن سینا به ستایش علی در آثارشان پرداخته اند .به عنوان مثال ابن سینا :علی در میان اصحاب محمد (هم دوران خود ) به مانند باطن در مقابل و در میان ظواهر بود.جایگاه علمی علی : علی بن ابی‌طالب از منظر تاریخی و روایی، یکی از آگاه‌ترین چهره‌های صدر اسلام در علوم مختلف دینی و عقلی به شمار می‌رود. او در علم کلام، نطق، فصاحت، بلاغت، تفسیر قرآن و فن قضاوت چنان تسلطی داشت که بسیاری از بزرگان آن زمان در برابر دانش او اظهار شگفتی می‌کردند. خطبه‌های او، به‌ویژه آنچه در نهج‌البلاغه گرد آمده، گواه روشن بر عمق اندیشه، قدرت بیان و بلاغت بی‌نظیر اوست. در قضاوت نیز، پیامبر اسلام بارها از دقت و عدالت او تمجید کرده و او را «داناترین در میان شما در قضاوت» خوانده بود. همچنین در منابع تاریخی و روایی، از علم پیشگویی علی بسیار یاد شده؛ او بارها از حوادث آینده خبر داده بود، از جمله ظهور خوارج، شهادت خود، و حتی وضعیت حکومت‌های بعدی. بسیاری از معاصرانش، از جمله دشمنانش، به تحقق این پیش‌بینی‌ها اذعان می‌کردند و آن را نشانه‌ای از دانش فراتر از عادی او می‌دانستند. برخی متون روایی، این علم را «علم لدنی» یا «علمی الهام‌شده» توصیف کرده‌اند که علی از طریق نزدیکی به محمد به آن دست یافته بود.جایگاه نظامی علی : با مطالعه تاریخ عرب و حتی سراسر تاریخ جهان، به‌روشنی می‌توان دریافت که علی بن ابی‌طالب در فنون نظامی، جنگ‌های تن‌به‌تن، شجاعت و قدرت بدنی بی‌همتا بود. او در نبردهای سرنوشت‌سازی چون بدر، احد، خندق، خیبر، جمل، صفین و نهروان نقشی تعیین‌کننده داشت و همواره در خط مقدم می‌جنگید. بسیاری از منابع تاریخی، او را قهرمان بی‌رقیب میدان‌ها و نماد شجاعت اسلامی معرفی کرده‌اند. رشادت‌های او نه‌تنها باعث پیروزی سپاه اسلام می‌شد، بلکه الهام‌بخش نسل‌های بعد بود.جنگ بدر : علی در جنگ بدر در یک دوئل مبارزه تن به تن ولید بن عتبه که جنگجوی شجاع و دلاور قریش بود را کشت به نوشتهٔ سید محمدحسین طباطبایی در تفسیر المیزان به نقل از کتاب الارشاد شیخ مفید، شیعه و سنی متفقند که سی‌وپنج نفر از سپاه مکه به دست علی کشته شده‌اند. علاوه بر این افراد دیگری نیز هستند که در خصوص مشارکت علی در کشتن آن‌ها اختلاف وجود دارد. در جنگ احد :در جنگ احد در صحنه‌ای در نبرد تن به تن علی بن ابی‌طالب بر طلحة بن ابی‌طلحة پهلوان و پرچمدار قریش پیروز شد . محمد از هر طرف مورد هجوم دسته‌هایی از لشکر قریش قرار گرفت. هر دسته‌ای که به او حمله می‌آوردند علی به فرمان محمد به آن‌ها حمله می‌برد و با کشتن بعضی از آن‌ها باعث پراکندگی آن‌ها می‌شد. در روایتی دسته‌ای که برای کشتن محمد هجوم می‌آوردند پنجاه نفر بودند و علی در حالی که پیاده بود آن‌ها را متفرق می‌ساخت. ابن ابی الحدید می‌نویسد: هنگامی که غالب یاران محمد پا به فرار نهادند فشار حمله دشمن به سوی او بالا گرفت. دسته‌ای از قبیله بنی کنانه و گروهی از قبیله بنی عبد مناف که در میان آنان چهار قهرمان نامور بود به سوی پیامبر هجوم آوردند. در این هنگام علی پروانه وار گرد وجود پیامبر می‌گشت و از نزدیک شدن دشمن به او جلوگیری می‌کرد. وی در این جنگ در حالی که بسیاری از مسلمانان از جنگ با کفار گریخته بودند در کنار و برای محافظت از محمد جنگید تا اینکه تا اخرین لحظه جنگ بیش از ۹۰ زخم برداشت .در جنگ خندق (احزاب)در این جنگ، پنج تن از سپاه مکه به نام‌های عمرو بن عبدود، عکرمة بن ابوجهل، هبیرة بن وهب، نوفل بن عبدالله و ضرار بن خطاب موفق شدند از خندق بگذرند. در نبردهای تن به تن، عمرو بن عبدود به دست علی بن ابی‌طالب کشته شد. نوفل بن عبدالله پس از گذشت از خندق، سقوط کرد و سنگباران شد که در آن میان علی وارد خندق گشت و او را در آن میان کشت .در جنگ خیبر :در جنگ خیبر علی حارث بن ابی زینب و برادر بزرگتر او مرحب بن ابی زینب یهودی را که قوی ترین جنگجویان و پهلوانان یهود بودند را کشت ،  سرانجام پس از کشته شدن تعدادی از مسلمین به دست تیراندازان، علی بن ابی‌طالب به درب قلعه خیبر هجوم برد و در قلعه را با دو بازوی خود از جای درآورد و مسلمانان وارد قلعه شدند و آنجا را به تسخیر خود درآوردند.در جنگ حنین :در این جنگ همانند جنگ احد بسیاری از مسلمانان بجز افراد اندک و خود علی پا به فرار گذاشتند ، علی که از جان محمد مراقبت می‌کرد در ابتدا پهلوان تنومند هوازن که ابوجرول نام داشت را کشت و بعد ۴۰ نفر از رزم آوران هوازن را کشت و بعد جنگجویی از قبیله خثعم که بسیار هماوردجویی می کرد ولی هیچ مسلمانی جرعت پاسخ گویی به او را نداشت را در مبارزه ای کشت و کمی بعد در اطراف دژ طائف نافع بن غیلان را کشت که باعث شد همراهان نافع پا به فرار بگذارند و برخی هم اسلام بياورند در جنگ جمل :در جنگ جمل علی با این که فرمانده قشون کوفه بود در جنگ حضوراً شرکت می‌کرد و ابراز شجاعت می‌نمود. در مدت ۳ روزی که آن جنگ به درازا کشید چند بار دیده شد که سراپای علی خون آلود است و از شمشیرش خون می‌چکد. افسران و مبارزان طرفدار لشکر عایشه (قشون بصره) از علی می‌ترسیدند و در هر نقطه که خلیفه حمله‌ور می‌شد از او دور می‌شدند تا کشته نشوند. پس از این که جنگ جمل با پیروزی خلیفه به پایان رسید، علی چند روز در میدان جنگ ماند و آنگاه وارد بصره شد.در جنگ صفین : علی فرمانده ای نظامی در صفین بود و سپاهیان را چیدمان می کرد ولی با اینکه نزدیک به شصت سال سن داشت و محاسن او سفید شده بود ولی همچون جوانی های خود مبارزه می نمود . ابن ابى الحدید گوید: على هر رزمجوى دلاورى را که می‌کشت تکبیر می‌گفت و در لیلة الهریر شماره تکبیراتش به ۵۲۳ رسید و معلوم گردید که ۵۲۳ نفر از ابطال نامى را در آن روز و شب کشته است . (کشف الغمه ص ۷۳)در جنگ نهروان : جنگ خوارج آخرین جنگی بود که علی در آن حضور داشت و آخرین جنگ عمر او و حکومت او بود . در بحارالانوار گفته شده که علی خود فرمانده خوارج را که عبدالله بن وهب راسبی نام داشت رو کشت ........................................................................علی همچنان فردی عجیب و مبهم و مرموز در تاریخ هست و بحث و مناقشه درباره اون هنوز زیاد  هست .پیروز موفق باشید ✌️👋.منابع : لالانی، ارزینا آر. (۱۳۸۱). نخستین اندیشه‌های شیعی: تعالیم امام محمدباقر. ترجمهٔ فریدون بدره ای. تهران: نشر و پژوهش فرزان روز. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۳۲۱-۴۱۱-۱.تقی‌زاده داوری، محمود (۱۳۸۵). تصویر امامان شیعه در دائرةالمعارف اسلام «ترجمه و نقد». ج. ۱. قم: مؤسسه شیعه‌شناسی. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۴ دسامبر ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۶ ژوئن ۲۰۱۴.حسن‌زاده آملی، حسن (۱۳۶۵). هزار و یک نکته. قم: مرکز نشر فرهنگی رجاء. شابک ۹۶۴-۶۲۸۶-۴۰-۲.رضوی، سید محمد (۱۳۸۳). «نگاهی به کتاب غررالحکم و جواهرالکلم». سفینه (۴): ۸۹–۷۸.کتانی، عبد الحی. نظام الحکومة النبویة. بیروت: دارالارقم بن ابی الارقم.لباف، علی (۱۳۸۵). مظلومی گمشده در سقیفه. منتظری مقدم، حامد (۱۳۸۷). «بررسی کاربردهای لقب «امیرالمؤمنین» در بستر تاریخ اسلام». تاریخ در آیینه پژوهش (۱۷): ۵۲–۱۲۷.قرشی، باقر شریف (۱۳۹۳). دانشنامه امام امیرالمؤمنین علی علیه السلام. ترجمهٔ صالحی، محمد. قم: دارالتهذیب. مرتضی عاملی، جعفر (۱۳۸۸). الصحیح من سیرة الامام علی علیه السلام. بیروت: مرکز الاسلامیه للدراسات.محمد باقر مجلسی ؛ مجموعه کتاب های بحارالانوار همچنین کتاب هایی مانند : نهج‌البلاغه،  صحیفه علویه ، الکامل فی التاریخ،  تاریخ طبری ، سیره ابن هشام هستند .</description>
                <category>علوم انسانی⚖️</category>
                <author>علوم انسانی⚖️</author>
                <pubDate>Wed, 23 Jul 2025 08:04:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بعد از مرگ مختار چه شد ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20363135/%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%DA%86%D9%87-%D8%B4%D8%AF-hnthydn9i5m0</link>
                <description>مختار بن ابی‌عبیده ثقفی از چهره‌های برجسته‌ی تاریخ اسلام و از قبیله‌ی ثقیف بود. او پس از واقعه‌ی کربلا با شعار «یالثارات الحسین» در کوفه قیام کرد. مختار خود را نماینده‌ی محمد بن حنفیه معرفی نمود و هدفش انتقام از قاتلان امام حسین (ع) بود. او موالی (غیر عرب‌ها) را به حکومت وارد کرد و با حمایت آنان قدرت گرفت. فرمانده نامدارش، ابراهیم بن مالک اشتر، نقش مهمی در پیروزی‌های نظامی داشت.مختار به‌مدت ۱۸ ماه بر بیشتر مناطق عراق حکومت کرد. در این مدت با بنی‌امیه در خازر و با بنی‌زبیر در نبردهای مذار و حرورا جنگید. سرانجام، در کوفه و در کاخ دارالاماره به محاصره افتاد. او همراه با 19 تن از یاران وفادارش از کاخ بیرون آمد و با شجاعت فراوان با سپاه کوفه و بنی زبیر جنگید تا اینکه خود و یارانش در همان موقع که در سال ۶۷ هجری قمری در موقعی که خود ۶۷ سال سن داشت به شهادت رسیدند .بعد از مرگ مختار ، مصعب بن زبیر حاکم کوفه شد و ۶۰۰۰ الی ۷۰۰۰ نفر از نیروهای مختار که تسلیمشده بودند و می خواستند از مصعب امان بگیرند توسط مصعب در اقدامی عجیب که دستور داده بود همه گردن زده بشوند کشته شدند و بعد ابراهیم بن مالک اشتر نخعی با نیروهای خود از موصل به کوفه آمد و با مصعب بن زبیر بیعت کرد و سپهسالار و مشاور نظامی مصعب بجای مهلب شد و مهلب برکنار شد و به امارت موصل حاکم گشت . در همین موقع عبیدالله ابن حر توسط مصعب زندانی گشت ولی با وساطت برخی از زندان آزاد گشت . ابن حر از اینکه مصعب او را زندانی کرده بود و از اینکه چرا ۷۰۰۰ هزار نفر رو گردن زده بود بسیار از مصعب خشمگین بود و از اینکه چرا مختار و قیام او را ترک کرده بود و به بنی زبیر پیوسته بود بسیار محزون و ناراحت و پشیمان گشته بود . او بهمراه ۳۰۰ نفر از مردان و جنگاوران خود و قبیله خود که جمع کرده بود و پس از تکریت به کوفه حمله کرد و کار را بر مصعب بن زبیر دشوار ساخت. سرانجام عده‌ای از سپاهیانش متفرق شدند و او از بیم اسارت، در سال ۶۸ق، خود را برای نجات به فرات انداخت ولی غرق شد.در همین حال زائدة بن قدامه ثقفی به نیروی ۵۰۰ الی ۱۰۰۰ نفری که مختار از سپاه خود در جنگ حرورا در اطراف کوفه گماشته بود پیوست و فرمانده آنان گشت و با آنان به شام رفت و با عبدالملک بن مروان بن حکم اموی خلیفه شام پیوست و با آن بیعت کرد تا به جنگ با زبیریان رود . ۵ سال بعد یعنی در سال ۷۲ هجری قمری عبدالملک بن مروان ، حجاج بن یوسف بهمراه زائدة بن قدامه که هر دو از قبیله ثقیف بودند و انگیزه زیادی برای جنگ با مصعب و انتقام خون مختار که نسبت خونی و قبیله ای با آنان داشت رو داشتند و مخصوصا زائده که پسر عموی مختار بود را با لشگری حدودا و تقریبا نزدیک به ۳۵ هزار نفر را به عراق برای جنگ با مصعب بن زبیر فرستاد و لشگر مصعب هم کمتر از ۲۰ هزار بود و جنگی بین آنان منطقه ای بنام دیرالجثالیق که در نزدیکی رود دجله بود رخ داد .در آغاز نبرد، مصعب جناح راست سپاه خود را به عبدالله بن مطرف طائی و جناح چپ را به ابن معمر تمیمی سپرد. در مرکز، خودش مستقر بود. حجاج نیز سپاه شام را در صفوفی منظم با پشتیبانی سواره‌نظام نیرومند آرایش داد و با خطبه‌ای شدیداللحن نیروهایش را تحریک کرد.ابتدا درگیری با حمله سواره‌نظام شام آغاز شد و جنگی سخت شکل گرفت. ابراهیم بن مالک اشتر که زمانی از سرداران مختار بود و پس از مرگ مختار با زبیریان همراه شده بود، در میانه نبرد توسط نیروهای خودش محاصره شد و کشته شد .با مرگ ابراهیم، ستون اصلی سپاه مصعب فروپاشید. بسیاری از قبایل بصره‌ای و کوفی از ترس یا بی‌اعتمادی، صحنه را ترک کردند. مصعب در حالی که تنها مانده بود، تا پایان جنگید تا اینکه از روی اسب با تن و پیکری زخمگین بر روی زمین افتاد و در نهایت، زائده بن قدامه ثقفی که در جناح راست سپاه بود و بالا سر مصعب آمد و زمانی که او را دید و فهمید که مصعب است با شمشیر او را کشت و سرش را از تنش جدا کرد و بر سر نیزه زد و بعد فریاد یا الثارات‌المختار رو سر داد و بعد حجاج فرمانده کل عراق گشت و زائده از سرداران و افراد مهم دولت حجاج و بنی امیه شد و باری دیگر عراق به زیر سلطه ثقیف رفت و حجاج وقتی متوجه شد که مصعب بن زبیر بعد از مرگ مختار که تن بدون سر او را در بالای دیوار کنار مسجد کوفه نصب نموده حجاج ثقفی دستور داد که پیکر مختار را به پایین آورده و دفن کنند چون خوش ندارد که پیکر هم قبیله ای خود را در آنجا ببیند .بعد از مسلط شدن بنی امیه بر عراق در ذی قعده سال ۷۲ق، حجاج بن یوسف پس از شکست مصعب و دریافت نیروی کمکی۵۰۰۰ نفری، وارد مدینه شد و حاکم زبیری مدینه رو اخراج و برکنار کرد و به سوی مکه رفت و در بئر میمون اردو زد. سپس در ذی‌حجه همان سال، محاصره مسجدالحرام و عبدالله بن زبیر را آغاز کرد که حدود شش تا هشت ماه به طول انجامید. حجاج با نصب منجنیق، کعبه را هدف قرار داد و بخشی از آن را ویران کرد، در حالی که زبیریان تنها به آب زمزم دسترسی داشتند. فشار اقتصادی و نظامی شدید، عبدالله را به ذبح اسب‌ها برای تغذیه یارانش واداشت. در این شرایط، برخی نزدیکانش پیشنهاد صلح دادند اما او نپذیرفت. با شدت گرفتن محاصره و اعلام عفو عمومی، بیشتر یاران و حتی پسرانش تسلیم شدند. سرانجام عبدالله بن زبیر در جمادی‌الاولی سال ۷۳ق و زمانی که ۷۳ سال داشت کشته شد و مکه به دست امویان افتاد.حال هم حجاز و هم عراق و هم شام و دیگر سرزمین های تحت اسلام زیر سلطه حکومت امویان بودند و باری دیگر امویان خلافت کل قلمروی اسلام را بدست گرفتند.زبیریانجنگید تا اینکه در نبردی نابرابر به شهادت رسید.</description>
                <category>علوم انسانی⚖️</category>
                <author>علوم انسانی⚖️</author>
                <pubDate>Tue, 15 Jul 2025 00:48:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>5 تن از شجاع ترین سرداران جنگجوی ایران در پیش از اسلام</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20363135/5-%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AC%D8%A7%D8%B9-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%86%DA%AF%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-cy4jrz4i6zbm</link>
                <description>1_ رستم فرخزادرستم فرخزادرستم فرخزاد، از خاندان اشرافی فرخ‌هرمز و سردار بزرگ ایران در اواخر دوران ساسانی بود. او در زمان یزدگرد سوم به منصب سپهسالاری رسید و مسئولیت دفاع از مرزهای ایران در برابر سپاه مسلمانان را به‌عهده گرفت. رستم مردی خردمند، شجاع، منظم و بسیار محبوب در میان سربازان بود. شاهکار اصلی او در نبرد قادسیه (سال ۶۳۶ میلادی) رقم خورد، جایی که با سپاهی سنگین، در برابر ارتش خلیفه دوم ایستاد. با وجود اختلاف داخلی، تفرقه سیاسی، و ضعف شاهنشاهی، رستم با نظم دقیق و تاکتیک‌های کلاسیک ساسانی سپاه ایران را فرماندهی کرد. او شخصاً در میدان حاضر بود و حتی پیشنهاد صلح را نپذیرفت چون معتقد بود که با عزت باید جنگید. رستم در نبرد های تن‌به‌تن با سرداران عرب جنگید و پیوسته به صفوف آنان حمله میبرد و آنها را بهم میریخت وی در آخر کشته شد که درباره مرگش داستان های زیادی نقل شده ؛ مرگش نقطه‌عطف سقوط ساسانیان شد. نامش در تاریخ به‌عنوان آخرین مدافع بزرگ ایران باستان ثبت شده است.2_ سورنا (رستم سورن پهلو)رستم سیستانیرستم سورنا (نرسا سورن پَهلَوه)، سردار بزرگ اشکانی و نجیب‌زاده‌ای از خاندان سورن، در سدهٔ اول پیش از میلاد می‌زیست. او در جوانی به مقام سپهسالاری ارتش شاهنشاهی اشکانی رسید و از نظر قدرت بدنی، تدبیر جنگی، و شجاعت فردی در تاریخ ایران کم‌نظیر بود. مهم‌ترین شاهکار سورنا، نبرد کاره (حرّان) در سال ۵۳ پیش از میلاد بود، جایی که با نیرویی کمتر، سپاه قدرتمند روم به فرماندهی کراسوس را شکست داد. او با تاکتیک‌های نوین همچون تیراندازان سواره و شبیخون‌های پی‌درپی، ارتش روم را از هم پاشید و کراسوس را کشت. این پیروزی، نه‌تنها انتقام حمله‌های روم را گرفت، بلکه قدرت نظامی اشکانیان را به رخ جهان کشید. سورنا در عین جوانی، از لحاظ سیاست، دیپلماسی و جلال نظامی درخشان بود. با وجود این خدمات، به‌دلیل حسادت مهرداد دوم، به دستور شاه کشته شد. نامش به‌عنوان قهرمانی اسطوره‌ای در تاریخ ایران باقی ماند.4_ بهرام چوبین (بهرام گور)بهرام گور، پادشاه ساسانی (حکومت: ۴۲۰–۴۳۸ میلادی)، فرزند یزدگرد یکم بود و با حمایت امپراتور روم شرقی به پادشاهی رسید. او به سبب عدالت، نجابت، هنر‌دوستی و دلاوری در شکار و جنگ، در میان مردم بسیار محبوب بود. لقب «گور» را از مهارت خارق‌العاده‌اش در شکار گورخر با نیزه گرفت و داستانی ادبی از شجاعت او در مبارزه با دو شیر درنده قدرتمند بجا مانده است. بهرام در میدان های نبرد نیز شاهکاری از خود برجای گذاشت . همچنین او قوم خزر و هیاطله را در مرزهای شرقی ایران شکست داد و امنیت آن نواحی را تثبیت کرد. همچنین با آرام‌سازی شورش‌های داخلی و کنترل اشراف سرکش، پایه‌های قدرت ساسانیان را محکم کرد. او مردی پهلوان‌منش بود که به موسیقی، شعر، معماری و رفاه مردم نیز اهمیت می‌داد. داستان‌های عاشقانه و شکارهایش در شاهنامه و ادبیات فارسی جاودانه شده‌اند. بهرام در دوران شکوه و رفاه درگذشت و به‌عنوان پادشاهی شجاع و دادگر در تاریخ ایران ماندگار شد.4_ بهرام چوبینزمانی که بهرام چوبین مدتی پادشاه ایران بودبهرام چوبین، از خاندان مهران و یکی از بزرگ‌ترین سرداران دوره ساسانی، در سده ششم میلادی می‌زیست و به شجاعت، هوش نظامی و توان رزمی شهرت داشت. او قدی بلند، بازوانی نیرومند و مهارتی بی‌نظیر در تیراندازی، شمشیربازی و سواری داشت. شاهکار بزرگ او، شکست سنگین خاقان ترک در شرق ایران بود که با سپاهی اندک، سپاه عظیم دشمن را نابود کرد و سر خاقان را برای شاه فرستاد. محبوبیتش آن‌قدر بالا رفت که خسرو پرویز از ترس نفوذش او را برکنار کرد. بهرام پس از آن شورش کرد و مدتی پادشاه ایران شد تا اینکه شکست خورد و به ترکان پناه برد. در نهایت به‌دست همان خاقان جدید ترک به قتل رسید. او نماد سرداری دلیر و پرغرور بود که تا واپسین دم، سرنوشت ایران را با شمشیر و دلاوری رقم زد. نامش در تاریخ ایران به‌عنوان جنگاوری افسانه‌ای جاودانه مانده است5_آریوبرزنمبارزه آریوبرزن با لشگر مقدونیآریوبرزن، سردار دلیر ایرانی از خاندان هخامنشی، در سده چهارم پیش از میلاد می‌زیست و در زمان حمله اسکندر مقدونی، فرماندهی بخشی از ارتش ایران را برعهده داشت. او از سوی داریوش سوم مأمور دفاع از دروازه پارس (احتمالاً تنگه‌ای در نزدیکی امروزی یاسوج یا کوه‌های زاگرس) شد تا مانع ورود اسکندر به قلب ایران شود. شاهکار تاریخی او، نبرد در کوه‌های پارس است که در آن با سپاهی اندک، چندین روز راه را بر ارتش اسکندر بست و در خط مبارزه بین دو لشگر با سرداران مقدونی شجاعانه مبارزه و پیکار می کرد . با وجود خیانت یک چوپان که مسیر پنهانی را به اسکندر نشان داد، آریوبرزن تا واپسین نفس جنگید و شجاعانه کشته شد. او با خون خود، وفاداری‌اش به ایران را اثبات کرد. نامش به‌عنوان نماد مقاومت و دلاوری در برابر دشمنان خارجی در تاریخ ایران جاودانه مانده است. امروزه بسیاری از ایرانیان او را قهرمانی ملی می‌دانند.روحشان شاد و یادشان جاوید و گرامی .ممنون که تا آخر این پست با ما همراه بودید.</description>
                <category>علوم انسانی⚖️</category>
                <author>علوم انسانی⚖️</author>
                <pubDate>Sun, 13 Jul 2025 18:49:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شباهت خدایان یونان و سیارات منظومه شمسی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20363135/%D8%B4%D8%A8%D8%A7%D9%87%D8%AA-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D9%85%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%B3%DB%8C-xfnaxgea6kdo</link>
                <description>سیاره نپتون که مربوط به نپتون خدای روم و پوسایدون خدای آب و دریا و اقیانوس های در یونان هست.این سوال عجیبه — و واقعاً در مرز بین اسطوره، اخترشناسی و شاید حتی تئوری‌های ماورایی قرار می‌گیره.یونانیان باستان (و بعدها رومی‌ها) نام سیارات را بر اساس خدایانشان انتخاب کردند. اما نکته‌ی عجیب، دقیقاً همینه که گفتی:ویژگی‌های آن سیارات، به شکل مرموزی با شخصیت آن خدایان هماهنگ است.برای مثال:پلوتو (هادس): خدای جهان زیرزمینی، تاریکی، سکوت و اسرار مرگ. و پلوتو سیاره‌ای بسیار دور، تاریک و سرد است.مارس (آرس): خدای جنگ، و سیاره‌ای سرخ‌رنگ که شبیه خون است.زهره (ونوس): خدای عشق و زیبایی، و یکی از درخشان‌ترین اجرام آسمانی.مشتری (ژوپیتر): پادشاه خدایان، و بزرگ‌ترین سیاره منظومه شمسی.حالا پرسش ، عمیق‌تر از اینه که فقط بپرسیم «چرا این نام‌ها را گذاشتند؟»حالا پرسش ما اینه که:&quot;چطور ممکنه این همه هماهنگی بین ویژگی‌های کیهانی و شخصیت‌های اسطوره‌ای وجود داشته باشه؟ آیا فقط تصادفه؟&quot;اینجا چند دیدگاه ممکنه:1. تطبیق بعد از شناخت: شاید این شباهت‌ها به‌مرور زمان ساخته یا &quot;بازتفسیر&quot; شده باشند. مثلاً وقتی ویژگی‌های سیاره کشف شد، بعدها گفته شد که &quot;چه جالب، مثل فلان خداست&quot;.2. درک شهودی کیهان‌شناسان باستان: برخی باور دارند که تمدن‌های باستانی به نوعی &quot;حس ششم&quot; یا ارتباط شهودی با کیهان داشتند — چیزی که ما هنوز رمزگشایی‌اش نکرده‌ایم.3. نظم پنهان یا هم‌زمانی (Synchronicity): ایده‌ای که توسط کارل یونگ مطرح شد: وقتی دو چیز به شکلی معنادار با هم رخ می‌دهند، بدون اینکه رابطه‌ی علت و معلولی داشته باشند. شاید نام‌گذاری‌ها و ویژگی‌های سیارات، نوعی هم‌زمانی کیهانی باشه.4. تئوری‌های فرازمینی یا اطلاعات ازدست‌رفته‌ی باستانی: برخی نظریه‌پردازان باور دارند که دانشمندان یا موجوداتی در گذشته دانشی فراتر از تصور ما داشتند — دانشی که ما فقط سایه‌هایی از اون رو در اسطوره‌ها و نام‌گذاری‌ها می‌بینیم.پس در نهایت... شاید &quot;تصادفی&quot; بودن، راحت‌ترین پاسخ باشه.ولی اگه یه ذهن کنجکاو و داستان‌پرداز داشته باشیم، اون وقت شاید بپرسیم:آیا کهکشان، قصه‌اش رو از طریق اسطوره‌ها برامون گفته، فقط ما هنوز بلد نیستیم درست بخونیمش؟ممنون که تا اینجا همراه ما بودید ،  امیدوارم این مقاله براتون مفید بوده باشه .</description>
                <category>علوم انسانی⚖️</category>
                <author>علوم انسانی⚖️</author>
                <pubDate>Tue, 13 May 2025 13:46:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطوری از نظر منطقی و فلسفی خدا میشود ثابت کرد ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20363135/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%DB%8C-%D9%88-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%DB%8C-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-fjvdji9atbkj</link>
                <description>اثبات وجود خداوند از نظر فلسفی و منطقی یکی از موضوعات مهم و پیچیده در تاریخ تفکر بشری است که فیلسوفان و متفکران بسیاری به آن پرداخته‌اند. در ادامه به بررسی برخی از مهم‌ترین براهین فلسفی و منطقی برای اثبات وجود خدا و دیدگاه‌های فیلسوفان مختلف می‌پردازیم:### براهین فلسفی و منطقی برای اثبات وجود خدا:1. **برهان علیت (علت و معلول)**:   - این برهان بر این اصل استوار است که هر چیزی که وجود دارد، باید علتی داشته باشد. این زنجیره علل نمی‌تواند تا بی‌نهایت ادامه یابد و باید به یک علت نخستین برسیم که خود نیاز به علت ندارد؛ این علت نخستین خداوند است.   - فیلسوفانی مانند ابن‌سینا و توماس آکویناس از این برهان استفاده کرده‌اند.2. **برهان نظم**:   - این برهان بر مشاهده نظم و هماهنگی در جهان استوار است. وجود این نظم نشان‌دهنده یک طراح هوشمند است که جهان را به این شکل آفریده است.   - ویلیام پیلی و بسیاری از فیلسوفان الهی از این برهان دفاع کرده‌اند.3. **برهان وجودی (آنسلم)**:   - این برهان توسط آنسلم کانتربری مطرح شد و بر این اصل استوار است که تصور وجود خداوند به‌عنوان موجودی کامل، خود دلیلی بر وجود اوست؛ زیرا وجود در واقعیت از وجود در ذهن کامل‌تر است.4. **برهان اخلاقی**:   - این برهان بر اساس وجود اصول اخلاقی جهانی است. وجود این اصول اخلاقی نشان‌دهنده یک منبع الهی است که این اصول را تعیین کرده است.   - ایمانوئل کانت از این برهان دفاع کرده است.5. **برهان معجزه**:   - این برهان بر اساس وقوع معجزات است که به‌عنوان نشانه‌هایی از وجود خداوند تلقی می‌شوند. معجزات به‌عنوان وقایعی که قوانین طبیعی را نقض می‌کنند، به وجود یک قدرت فراتر از طبیعت اشاره دارند.### دیدگاه فیلسوفان:1. **ابن‌سینا**:   - ابن‌سینا برهان وجوب و امکان را مطرح کرد که بر اساس آن خداوند به‌عنوان موجود واجب‌الوجود معرفی می‌شود؛ یعنی موجودی که وجودش ضروری است و نمی‌تواند وجود نداشته باشد.2. **توماس آکویناس**:   - آکویناس پنج برهان برای اثبات وجود خدا ارائه داد که شامل برهان حرکت، برهان علت، برهان امکان و وجوب، برهان درجات کمال و برهان نظم می‌شود.3. **ایمانوئل کانت**:   - کانت برهان اخلاقی را مطرح کرد و معتقد بود که اصول اخلاقی جهانی نشان‌دهنده وجود خداوند است.4. **دکارت**:   - دکارت برهان وجودی را مطرح کرد و معتقد بود که تصور وجود خداوند به‌عنوان موجودی کامل، خود دلیلی بر وجود اوست.5. **سهروردی**:   - سهروردی به شهود و نور به‌عنوان ابزار شناخت خداوند تأکید داشت و معتقد بود که حقیقت خداوند از طریق اشراق قابل درک است.6. **صدرالمتألهین**:   - صدرالمتألهین برهان حرکت جوهری را مطرح کرد و معتقد بود که حرکت در ذات اشیاء به سوی کمال، نشان‌دهنده وجود خداوند است.### نقدها و چالش‌ها:- برخی فیلسوفان مانند دیوید هیوم و برتراند راسل به نقد براهین فلسفی برای اثبات وجود خدا پرداخته‌اند و معتقدند که این براهین نمی‌توانند به‌طور قطعی وجود خدا را اثبات کنند.- هیوم برهان نظم را نقد کرد و معتقد بود که نظم موجود در جهان می‌تواند نتیجه فرآیندهای طبیعی باشد.این موضوع همچنان یکی از مباحث پرچالش در فلسفه است و دیدگاه‌های مختلفی درباره آن وجود دارد. </description>
                <category>علوم انسانی⚖️</category>
                <author>علوم انسانی⚖️</author>
                <pubDate>Tue, 15 Apr 2025 21:53:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرق فلسفه اشراق و مشاء و حکمت متعالیه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20363135/%D9%81%D8%B1%D9%82-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D9%82-%D9%88-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%A1-%D9%88-%D8%AD%DA%A9%D9%85%D8%AA-%D9%85%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%87-rhvixje9f2p8</link>
                <description>فلسفه‌های اشراق، حکمت متعالیه و مشاء سه مکتب برجسته در تاریخ فلسفه اسلامی هستند که هر یک با روش‌ها و مبانی خاص خود به تبیین حقیقت و شناخت جهان پرداخته‌اند. در ادامه به تفصیل به اشتراکات و تفاوت‌های این سه مکتب می‌پردازیم:### اشتراکات:1. **پذیرش خداوند به‌عنوان مبدأ هستی**: هر سه مکتب خداوند را به‌عنوان سرسلسله موجودات و مبدأ همه چیز قبول دارند و نظام هستی را بر اساس یک سلسله مراتب وجودی تبیین می‌کنند.2. **توجه به عقل و استدلال**: هر سه مکتب به اهمیت عقل و استدلال در شناخت حقیقت تأکید دارند، هرچند روش‌های متفاوتی را برای این شناخت به کار می‌گیرند.3. **هدف مشترک**: هدف نهایی هر سه مکتب رسیدن به سعادت و کمال انسانی است که در ارتباط با شناخت حقیقت و نزدیکی به خداوند تعریف می‌شود.4. **توجه به مسائل متافیزیکی**: هر سه مکتب به مسائل بنیادین فلسفی مانند وجود، ماهیت، علیت و شناخت می‌پردازند.### تفاوت‌ها:1. **روش‌شناسی**:   - **فلسفه مشاء**: این مکتب که به ابن‌سینا و ارسطو نسبت داده می‌شود، بر استدلال عقلی و منطقی تأکید دارد و روش آن مبتنی بر تحلیل و برهان است.   - **فلسفه اشراق**: سهروردی، بنیان‌گذار این مکتب، علاوه بر عقل، به شهود و نور به‌عنوان ابزار شناخت توجه دارد. او معتقد است که حقیقت از طریق اشراق و نور درک می‌شود.   - **حکمت متعالیه**: صدرالمتألهین شیرازی در این مکتب ترکیبی از عقل، شهود و وحی را به‌عنوان روش شناخت معرفی می‌کند و به نوعی جامعیت در روش‌شناسی دست یافته است.2. **اصالت وجود یا ماهیت**:   - **فلسفه مشاء**: در این مکتب، بحث اصالت وجود یا ماهیت به‌طور مستقیم مطرح نشده است.   - **فلسفه اشراق**: سهروردی به اصالت ماهیت معتقد است و وجود را امری اعتباری می‌داند.   - **حکمت متعالیه**: صدرالمتألهین اصالت وجود را به‌عنوان اصل بنیادین پذیرفته و آن را محور تحلیل‌های فلسفی خود قرار داده است.3. **نگاه به مفاهیم فلسفی**:   - **فلسفه اشراق**: مفاهیم فلسفی بیشتر اعتباری و ذهنی تلقی می‌شوند و سهروردی بر نور و اشراق به‌عنوان حقیقت تأکید دارد.   - **حکمت متعالیه**: مفاهیم فلسفی به‌عنوان واقعیات وجودی تحلیل می‌شوند و صدرالمتألهین به وحدت وجود و حرکت جوهری توجه ویژه‌ای دارد.4. **نگاه به سعادت و کمال**:   - **فلسفه مشاء**: سعادت در این مکتب بیشتر به شناخت عقلی و عمل به فضایل اخلاقی وابسته است.   - **فلسفه اشراق**: سعادت از طریق شهود و ارتباط با نور الهی حاصل می‌شود.   - **حکمت متعالیه**: سعادت در این مکتب به شناخت وجودی و اتحاد با حقیقت مطلق مرتبط است.5. **حرکت جوهری**:   - این مفهوم در فلسفه مشاء و اشراق مطرح نشده است، اما در حکمت متعالیه به‌عنوان یکی از اصول بنیادین شناخته می‌شود. صدرالمتألهین معتقد است که حرکت در ذات و جوهر اشیاء وجود دارد و این حرکت به سوی کمال است.6. **نگاه به وحی و دین**:   - **فلسفه مشاء**: بیشتر بر عقل و استدلال تأکید دارد و وحی را به‌عنوان منبعی مستقل از فلسفه در نظر می‌گیرد.   - **فلسفه اشراق**: به نوعی ارتباط میان فلسفه و عرفان قائل است و وحی را به‌عنوان منبعی مکمل می‌پذیرد.   - **حکمت متعالیه**: وحی، عقل و شهود را به‌عنوان منابع مکمل یکدیگر در شناخت حقیقت می‌پذیرد.این تفاوت‌ها و اشتراکات نشان‌دهنده عمق و تنوع در تفکر فلسفی اسلامی است. </description>
                <category>علوم انسانی⚖️</category>
                <author>علوم انسانی⚖️</author>
                <pubDate>Tue, 15 Apr 2025 21:49:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی کارنامه نظامی علی بن ابی طالب</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20363135/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D9%86-%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8-rpdjxcqdkzfw</link>
                <description>سلام و عرض ادب ؛ بنده قصد دارم که در این مقاله طولانی حماسه ها و جنگ های علی بن ابی طالب یکی از شجاعترین جنگجویان تاریخ بشریت را مورد بررسی قرار بدهم.معرفی اجمالی علیعلی ابن ابی‌طالب(ح. ۲۳ پیش از هجرت – ۴۰ قمری)امام اول تمامی شاخه‌های مذهب شیعه، خلیفهٔ چهارم از خلفای راشدین اهل سنت، و نیز پسرعمو و داماد محمد بود. او فرزند ابوطالب و فاطمه بنت اسد، همسر فاطمهٔ زهرا و پدر حسن، حسین، محمد حنفیّه، زینب و ام کلثوم است. وی از سال ۳۵ تا ۴۰ هجری، کم‌تر از پنج سال به‌عنوان خلیفه بر خلافت اسلامی، حکومت کرد. او در میان طیف وسیعی از مسلمانان از جایگاه برجسته‌ای برخوردار است.1_شجاعت علی بن ابی طالب علی از آنجایی برادر زاده حمزة بن عبدالمطلب (جنگجوی شجاع عرب ) بود ، شجاعت او را به ارث برده بود . از نمونه شجاعت های او می شود به تموم جنگهای او اشاره نمود که چگونه با سنی کم با نامداران عرب در جوانی مبارزه می کرد . به عنوان مثال حنظله بن ابی سفیان فردی را استخدام کرد تا شبانگاه به حمله کند و او را بکشد ولی آن فرد در همان شب بدست علی کشته شد و این اولین نمونه شجاعت علی در زندگی اش بود .2_ قدرت بدنی علی صادق می گوید : فاطمه بنت اسد، مادر علی می‌گوید: هنگامی که علی مقداری رشد کرد، من او را با پارچه پهنی محکم بستم و در گهواره قرار دادم، ولی او با دستان و دندان‌های خود آن را شکافت. سپس او را در دو پارچه پیچیدم، آن دو پارچه را نیز شکافت. به تعداد قطعات می‌افزودم و او همه آنها را پاره می‌کرد، تا جایی که وی را در هفت قطعه که یکی از آنها از جنس چرم و یکی نیز از جنس ابریشم بود پیچیدم، ولی او همه آنها را شکافت….[۱]۲. عمر خطّاب می‌گوید: زمانی که علی در گهواره بود، ماری را دید که قصد نیش زدن آن حضرت را دارد. دستان علی بسته بود، ولی او تلاش نموده و دست خود را خارج نموده و با آن گردن مار را گرفت و چنان فشرد که انگشتانش به داخل بدن مار فرو رفته و مار در چنگ آن جان سپرد. وقتی مادرش سررسید و مار را در دست فرزند دید، فریاد زده و از مردم کمک خواست. مردم نیز جمع شدند. آن‌گاه مادر علی ، خطاب به وی گفت:‌ «‌کَاَنَّکَ حَیْدَرَهٌ[۲] ؛ گویا تو یک شیر خشمگین هستی!»[۳]۳. جابر جعفی می‌گوید: دایه علی زنی بود از بنی‌هلال که خود نیز کودکی داشت که یک سال از علی بزرگ‌تر بود. روزی دایه، این دو طفل را در خیمه گذاشته و به دنبال کار خود رفت. فرزند دایه از خیمه خارج شده و خود را به سر چاهی که در نزدیک خیمه بود رسانید. علی نیز با او همراه بود. دراین موقع پسرک به چاه نزدیک شده و با سر به داخل چاه واژگون شد. در همین لحظه، علی که از او کوچک‌تر بود، او را گرفته و همان‌طور آویزان نگاه داشت. علی با دندانش یک دست و با دستش یک پای آن کودک را گرفته بود و آن‌قدر نگاه داشت، تا این که مادرش سررسید و کودکش را گرفت و با صدای بلند فریاد زد: ای مردم! بیایید و ببینید که این چه کودک مبارکی است که جان کودک مرا نجات داد. مردم جمع شدند در حالی که از قدرت و هوش علی  شگفت‌زده شده بودند. [۴]۴.  علی در سنین نوجوانی بود که با مردان نیرومند و پهلوان، کشتی می‌گرفت و همه آنها را به زمین می‌زد. مردان قد‌بلند و قوی‌هیکل را به روی دست بلند می‌کرد و در هوا نگه داشته و آن‌گاه به سوی خود کشیده، به زمین می‌زد و گاه با یک دست از قسمت نرم شکم آنها گرفته و آن‌ها را به هوا بلند می‌کرد و بعضی اوقات خود را به اسبی که در حال دویدن بود رسانده و وقتی با آن برخورد می‌کرد، آن را به عقب می‌راند.[۵]۵. بسیار اتفاق می‌افتاد که آن حضرت سنگ بزرگی را از قلّه کوه برداشته و با یک دست آن را گرفته به پایین می‌آورد. آن‌گاه آن را پیش روی مردم می‌‌گذاشت، ولی حتی سه مرد نیرومند نمی‌توانستند آن را ازجای خود تکان بدهند. و همچنین هرگاه علی ساق دست کسی مثل (خالد بن ولید)را می‌فشرد، از شدت درد نمی‌توانست نفس بکشد.۶. او در جنگ خیبر درب قلعه خیبر را که چندین هزار جنگجو یا چهل مرد نیرومند نتوانستند از جا بلند کنند او خود به تنهایی با دو انگشت دست خود از جا کند و او را به چهل وراع آنورتر در هوا پرت نمود.۷. او در جنگ صفین در حالی که ۵۷ سال داشت سنگی بزرگ و عظیم را از جا برداشت تا اینکه از زیر آن برای لشکریانش آب جاری شد .3 _ مهارت رزم آوری و جنگاوری و شمشیرزنی به نوشتهٔ سید محمدحسین طباطبایی در تفسیر المیزان به نقل از کتاب الارشاد شیخ مفید، شیعه و سنی متفقند که سی‌وپنج نفر از سپاه مکه به دست علی کشته شده‌اند. علاوه بر این افراد دیگری نیز هستند که در خصوص مشارکت علی در کشتن آن‌ها اختلاف وجود دارد.[۱۲]همچون ولید بن عتبه که وى مردى دلاور، پر جرأت، قوى دل و چابك بود.در جنگ احد در صحنه‌ای در نبرد تن به تن علی بن ابی‌طالب بر طلحة بن ابی‌طلحة پیروز شدند. محمد از هر طرف مورد هجوم دسته‌هایی از لشکر قریش قرار گرفت. هر دسته‌ای که به او حمله می‌آوردند علی به فرمان پیامبر به آن‌ها حمله می‌برد و با کشتن بعضی از آن‌ها باعث پراکندگی آن‌ها می‌شد. در روایتی دسته‌ای که برای کشتن محمد هجوم می‌آوردند پنجاه نفر بودند و علی در حالی که پیاده بود آن‌ها را متفرق می‌ساخت. ابن ابی الحدید می‌نویسد: هنگامی که غالب یاران محمد پا به فرار نهادند فشار حمله دشمن به سوی او بالا گرفت. دسته‌ای از قبیله بنی کنانه و گروهی از قبیله بنی عبد مناف که در میان آنان چهار قهرمان نامور بود به سوی پیامبر هجوم آوردند. در این هنگام علی پروانه وار گرد وجود پیامبر می‌گشت و از نزدیک شدن دشمن به او جلوگیری می‌کرد. گروهی که تعداد آنان از پنجاه نفر تجاوز می‌کرد قصد جان پیامبر کردند و تنها حملات علی بود که آنان را متفرق می‌کرد. اما آنان باز در نقطه‌ای گرد می‌آمدند وحمله خود را از سر می‌گرفتند نخستین کسی که مسئولیت پرچمداری قریش را به عهده داشت طلحة بن طلیحه بود. وی نخستین کسی بود که با ضربات علی از پای درآمد. پس از قتل او پرچم قریش را افراد زیر به نوبت به دست گرفتند و همگی با ضربات علی از پای درآمدند. با کشته شدن این افراد، سپاه قریش فرار کردند و از این راه نخستین پیروزی مسلمانان با فداکاری علی به دست آمد.[۱۳]مفید در ارشاد از صادق نقل می‌کند که پرچمداران قریش نه نفر بودند وهمگی، یکی پس از دیگری، به دست علی از پای درآمدند.ابن هشام در سیره خود علاوه بر این افراد از افراد دیگری نام می‌برد که در حمله نخست با ضربات علی از پای درآمدند.[۱۴]در این جنگ، پنج تن از سپاه مکه به نام‌های عمرو بن عبدود، عکرمة بن ابوجهل، هبیرة بن وهب، نوفل بن عبدالله و ضرار بن خطاب موفق شدند از خندق بگذرند. در نبردهای تن به تن، عمرو بن عبدود که بعد از کشته شدن حمزه در احد فی الحال او به قهرمان و پهلوان قریش تبدیل شده بود به دست علی بن ابی‌طالب کشته شد. نوفل بن عبدالله پس از گذشت از خندق، سقوط کرد و سنگباران شد که طلب مبارز کرد که در آن میان علی وارد خندق گشت و او را در آن میان کشت.جنگ خیبرعلی در جنگ ابتدا به جنگ حارث الیهودی سردار شجاع خیبر رفت و او را بکشت و بعد برادر حارث یعنی مرحب بن ابی زینب قویترین جنگجو و پهلوان قلعه خیبر که ملقب به غول خیبر بود که به پاس انتقام خون برادرش از قلعه بیرون و به سمت علی شتافت ، ولی او هم همانند برادر خود توسط علی کشته شد. جنگ جملجنگ جمل دوران خلافت علی بن ابی طالب روی داد. این جنگ میان عایشه و پیروانش با علی درگرفت. جنگ با پیروزی علی پایان گرفت.در جنگ جمل علی با این که فرمانده قشون کوفه بود در جنگ حضوراً شرکت می‌کرد و ابراز شجاعت می‌نمود. در مدت ۳ روزی که آن جنگ به درازا کشید چند بار دیده شد که سراپای علی خون آلود است و از شمشیرش خون می‌چکد. افسران و مبارزان طرفدار لشکر عایشه (قشون بصره) از علی می‌ترسیدند و در هر نقطه که خلیفه حمله‌ور می‌شد از او دور می‌شدند تا کشته نشوند. پس از این که جنگ جمل با پیروزی خلیفه به پایان رسید، علی چند روز در میدان جنگ ماند و آنگاه وارد بصره شد.[۱۵]جنگ صفینجنگ صفین دوران خلافت علی بن ابی طالب روی داد. این جنگ میان سپاه معاویه با علی درگرفت. جنگ به حکمیت کشید.علی در صفین ۱۳ نفر از پهلوانان سپاه معاویه را کشت . در لیلةالهریر سربازان معاویه زوزه می‌کشیدند به همین دلیل نام این شب لیلةالهریر گردید. هریر در عربی به معنای زوزه است.[۴][۵]ابن ابى الحدید گوید: على هر رزمجوى دلاورى را که می‌کشت تکبیر می‌گفت و در لیلة الهریر شماره تکبیراتش به ۵۲۳ رسید و معلوم گردید که ۵۲۳ نفر از ابطال نامى را در آن شب کشته است . (کشف الغمه ص ۷۳)جنگ نهروان جنگ نهروان در دوران خلافت علی بن ابی طالب روی داد. این جنگ میان خوارج با علی درگرفت. جنگ با پیروزی علی پایان گرفت. علی در این جنگ فرمانده شجاع و دلیر خوارج به نام عبدالله بن وهب راسبی را کشت.(بحارالانوار)جنگ حنین از بی‌نظیرترین صحنه‌های جنگ، دلاوری علی بن ابی‌طالب بود که با شمشیر خود (ذوالفقار) پهلوان  نیرومند هوازن یعنی ابوجرول و تعداد زیادی از رزم آوران کفار را کشت.4_ استقامت و مقاومت علیعلی بسیار استقامت و مقاومت بالایی داشت به طور مثال او در جنگ احد ۹۰ زخم برداشت و در صفین کف پای او تیر خورد . گفته شده در بدن او قسمتی نبود که زخم نداشته باشد .5_ هیبت و شهرت وهوش علی جوانمردی و صدای رسا و فصاحت علیعلی از آنجایی که فصاحت و بلاغت بسیار زیادی داشت همواره با رجزهایش در دل دشمنانش ترس می‌افکند و در منابع آمده که او صدایی و فریادی به مانند شیر داشت به طوری که در زمان فتح مکه او با فریادش یکی از پهلوانان پر آوازه زمان جاهلیت را از جنگ با خود فراری داد . روزی در صفین علی در میان جنگ به دنبال عمرو عاص افتاد و عمروعاص می‌دانست که راه فراری وجود ندارد تصمیم گرفت خود را عریان کند و علی از شرم و حیا از کشتن او صرف نظر کرد و نزدیک به او نشد و او رها نمود . در جنگ خندق پس از آنکه سخنی بین او عمرو عبدود رد و بدل شد و بعد وقتی که عمر به پشت سرش نگاه نمود همان موقع علی ضربتی به پای چپ عمر زد و همان موقع درگیری سخت و طوفانی بین آنها رخ داد و علی پیروز میدان شد و زمانی که به او گفتند که تو تقلب کردی ، علی در پاسخ آنها گفت من اسم این کار را می‌گذارم سیاست و هوش و نبوغ در جنگ . گفته شده علی در جنگهایی مثل صفین دست دشمنانش را میشکست و آن‌ها را نمیکشت تا دوباره آنها نتوانند بر علیه علی شمشیر بکشند .ممنون که تا آخر این مقاله همراه ما بودید ❤️🙏🌹.</description>
                <category>علوم انسانی⚖️</category>
                <author>علوم انسانی⚖️</author>
                <pubDate>Thu, 19 Sep 2024 10:21:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کریم جنگاور در جمل</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20363135/%D8%B4%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%DB%8C%D8%B9-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%AC%D9%85%D9%84-rlblb9ghmxa1</link>
                <description>شبسم الله الرحمن الرحیمامام حسن مجتبی(ع) از آنجایی که فرزند رسول اکرم(ص) و امیرالمؤمنین علی(ع) بودند بسیار شجاع و دلیر بودند و مانند امیرمؤمنان قدرت بدنی و رزم آوری بسیار زیادی داشتند ، یکی از مهمترین داستان های شجاعت ایشان در جنگ جمل هستش .اول : شجاعت های فردی امام حسن مجتبی1. ارشاد شیخ مفید:&gt; «حسن بن علی علیه‌السلام در روز جمل در رکاب پدرش جنگید و با شمشیر خود به دشمن حمله برد... از پیشاپیش صفوف عبور می‌کرد و چون شیر خروشان ضربه می‌زد.»📖 ارشاد مفید، جلد 1، صفحه 309---2. الفتوح، ابن اعثم کوفی:&gt; «حسن بن علی در سپاه پدرش بود، و او در حمله‌ی اول، بر سواران طلحه و زبیر تاخت... بسیاری از ایشان را زمین‌گیر کرد.»📖 الفتوح، ج 3، ص 1023. شرح نهج‌البلاغه، ابن ابی‌الحدید (از علمای اهل‌سنت):&gt; «در جنگ جمل، علی بن ابی‌طالب فرزندش حسن را در خط مقدم گماشت، و او در جنگی سنگین با سربازان زبیر روبه‌رو شد و دلاوری بسیار نشان داد.»4. تاریخ طبری:&gt; طبری اشاره می‌کند که امام حسن (ع) یکی از حاملان پرچم بود و در اوایل درگیری، رزم فعّال داشت5. تاریخ یعقوبی:&gt; «حسن بن علی در جنگ جمل همچون یک جنگجوی ماهر می‌جنگید...»📖 تاریخ یعقوبی، جلد 2🟢 ۱. اهمیت شتر عایشه در نبرد جملدر جنگ جمل (سال 36 هجری، 656 میلادی)، عایشه همسر پیامبر (ص) در میدان جنگ حضور داشت و بر شتری قدرتمند سوار بود که زخامت ویژه‌ای داشت. این شتر به عنوان نقطه کانونی و سعادت‌آور سپاه دشمنان علی (ع) در نظر گرفته شده بود .شیخ مفید هم نقل می‌کند سپاه دشمن اطراف شتر را گرفته بودند و هرگز نمی‌خواستند اجازه دهند که شتر سقوط کند .🟡 ۲. دستور علی (ع) و نقش یاران امامامام علی (ع) فهمید تا این شتر ایستاده‌است، معرکه پایان نمی‌گیرد. ایشان به یاران خود فرمودند به سراغ شتر روند و او را از پای دربیاورند و خیلی ها رفتند و با محافظان شتر درگیر شدند و کشته شدند و حتی مالک اشتر نخعی سپه سالار سپاه امام به سراغ شتر رفت ولی بعد از جنگی تن به تن با عبدالله بن زبیر که جنگجوی بی باک سپاه عایشه بود و خود او هم مجروح شد زخم هایی برداشت و مجبور شد به اردوگاه برگردد . امام با مشاهده این وضع ، لذا او به محمد بن حنفیه (پسرش) گفت که نیزه‌اش را بردارد و شتر را هدف قرار دهد. محمد نیزه را ب داشت و حملات هجومی بسیاری کرد اما نتوانست، زیرا کمانداران بسیار و شجاع ترین افراد داخل سپاه عایشه به محافظت از عایشه پرداخته بودند و به مبارزه با جناب محمد می پرداختند و نمی گداشتند ایشان بیشتر به سمت شتر پیش بروند .🔴 ۳. ورود امام حسن (ع) و افتخار دلاوریوقتی محمد موفق نشد، امام علی (ع) نیزه را از او گرفت و به امام حسن (ع) داد. حسن (ع) با دلیری بی‌مانند به میان دشمن زد، نیزه را فرود آورد و موفق شد شتر را از پای درآورد. بر نیزه‌اش اثر خون شتر باقی ماند .این کار موجب فرو ریختن روحیه سپاه دشمن شد؛ برخی گفته‌اند پس از آن، جنگ بسرعت به پایان رسید .مقام شامخ محمد حنفیه حفظ شد؛ علی (ع) بلافاصله او را دلداری داد و گفت:&gt; «تو پسر منی، او پسر پیامبر است»این بود از کسی یک لشگر بسیارقوی را شکست داد و کاری را که مالک اشتر نخعی و محمد حنفیه که دو تن از جنگجویان نامور و پهلوانان تنومند عرب بودند و نتوانستند انجام دهند را انجام داد و این داستان نشان داد حسنین (ع) به غیر از صفات اخلاقی و معنوی جنگاوران به نامی مثل پدر خود بودند.</description>
                <category>علوم انسانی⚖️</category>
                <author>علوم انسانی⚖️</author>
                <pubDate>Fri, 27 Jan 2023 06:40:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قوی‌ترین و شجاعترین جنگجویان تاریخ اسلام</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20363135/%D9%82%D9%88%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%B4%D8%AC%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%86%DA%AF%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-dwf4vyakvd3s</link>
                <description>1 _ علی بن ابی طالب علیه السلام علی بن ابیطالب یا حضرت علی (ع) اولین کسی هستند که به اسلام روی آوردند و همچنین از ایشان به عنوان قدرتمندترین  و شجاعترین مرد تاریخ اسلام یاد می شود . ایشان زور و بازوی بسیار زیادی داشتند به عنوان مثال مثل از جا کندن درب قلعه خیبر به تنهایی یا خفه کردن یک مار در زمانی که نوزادی بیش نبودن ، همچنین ایشان به غیر از زور و بازوی زیاد و دلاوری بسیار در شمشیر زنی مهارت داشتند به طوری که در جوانی خود شجاعترین و قوی ترین جنگجویان عرب را به هلاکت می‌رساندند . از جمله : عمرو بن عبدود و مرحب و حارث خیبری و ولید بن عتبه هست همچنین علی بن ابیطالب علیه السلام در جنگ احد و بدر بسیاری از کفار را به هلاکت رساندند و بخاطر این همه شاهکار درخشان از حضرت علی (ع) به عنوان قویترین فرد تاریخ در تاریخ اسلام یاد می کنند 2 _ حمزة بن عبدالمطلب علیه السلام حمزه سیدالشهدا (ع) عموی محمد پیامبر اسلام و امام علی هست و اگر می خواهید بدانید حمزة بن عبدالمطلب چقدر شجاع و دلیر است فقط باید بدانید که علی بن ابی طالب علیه السلام یعنی شجاعترین مرد تاریخ اسلام شجاعتش را از حمزه (ع) به ارث برده و همچنین تنها کسی بودند که قبل از امام علی و اولین کسی بودند که لقب اسدالله را داشتند و قویترین مرد تاریخ اسلام در زمان خود بودند و در بین قریش به  قدرتمندی و شکار شیر معروف بودن و اگر حضرت حمزه نبودند شاید اسلام هیچ وقت اعتبار نمی‌گرفت و همچنین ایشان عملکرد بسیار خوبی در جنگ احد و مخصوصا بدر داشتند و ایشان در جنگ بدر بسیاری از بزرگان و پهلوانان مکه و قریش و کفار را به هلاکت می‌رساندند و به قلب سپاه کفار می‌زدند و همه ی کفار را می کشتند و همچنین ایشان شکارچی  و کمانداری و شمشیرزنی بسیار قهار بودن . حضرت حمزه علیه السلام بعد از حضرت علی علیه السلام قویترین مرد تاریخ اسلام هستن. عباس بن علی (ع)حضرت عباس علیه السلام  یا معروف به ابوفاضل یکی از فرزندان کوچک حضرت علی بودند و از نظر شهامت و زور و بازو و شمشیرزنی بسیار به امیر مؤمنان شباهت داشتند و تقریبا هیچ کسی حریفشان نبود و ایشان با اینکه چهارده سال سن داشتند ولی در جنگ صفین بسیار خوش درخشیدند . شاهکارهای ایشان در جنگ صفین: کشتن ابن شعثاء و پسرانش،  ترسیدن مالک اشتر از ایشان . همچنین ایشان در سن 35 سالگی هم در کربلا بسیار خوش و خوب درخشیدند. مثل کشتن مارد و کشتن افراد زیادی از لشگر ابن زیاد هست . حسن بن علی (ع)حضرت حسن بن علی (ع) هم یکی از فرزندان امام علی علیه السلام هستند . و فرزند ارشد حضرت علی هستن . ایشان هم مانند حضرت عباس بسیار به پدر خود شباهت دارند و در زور و بازو و شهامت و شمشیر زنی مانند پدر خود هستند و همچنین به ایشان شیر جمل هم می گویند . شاهکارهای ایشان در جنگ جمل : کشتن تعداد زیادی از افراد سپاه عایشه و اسیر کردن او ، بعضی ها ایشان را هم رده حضرت عباس می‌دانند.5 _ عمرو بن عبدود عمرو بن عبدود یا عمر بن عبدالعامری شجاعترین و قویترین فرد در زمان خود بود و به او فارس یل یل می گفتند که به معنی کسی است که با هزار سوار برابر است و او را قویترین و شجاعترین پهلوان قریش و عرب می دانستند و همچنین در آن زمان عمرو باتجربه ترین جنگجو بود . شاهکارهای عمرو شامل شکست دادن گروهی از راهزنان و بلند کردن یک کره شتر با یک دست و استفاده کردن از آن به عنوان سپر است .6 _ مرحب الیهودی مرحب الیهودی یا خیبری از قویترین جنگجویان یهود آن زمان بود و به شوالیه خیبر هم معروف بود ،مرحب چنان هیبتی داشت که هیچ کس جرات نبرد با او را نداشت .7 _ جعفر بن ابیطالب حضرت جعفر بن ابی طالب یا معروف به جعفر طیار از قویترین و شجاعترین افراد قریش بودند و برادر بزرگتر امیرمؤمنان حضرت علی علیه‌السلام بودند و 10 سال از آن حضرت بزرگتر بودند و به قدری شجاع بودن که به ذوالجناحین معروف بودند و یکی از 3 فرمانده اصلی مسلمانان درجنگ موته بودند .8 _ مالک بن حارث نخعی شجاعترین و قویترین و بهترین یار امام علی علیه‌السلام کسی نیست جز مالک بن حارث یا معروف به مالک اشتر نخعی،  کسی که  در راه امام علی علیه السلام جانفشانی های بسیاری کرد و بسیار شجاع و پر دل بود . شاهکارهای مالک اشتر شامل کشتن پهلوان سپاه رومیان در جنگ یرموک و کشتن یکی از پهلوانان سپاه معاویه در جنگ صفین و به تنهایی بهم ریختن آرایش نظامی یکی از لشگر های معاویه در جنگ صفین است . همچنین حضرت علی علیه السلام او را شمشیری از شمشیر های خدا معرفی کرده اند .9 _ هاشم بن عتبههاشم بن عتبه معروف به مرقال یا تیزپا یکی از شجاعترین و قویترین و باهوش ترین یاران امیرمؤمنان علی (ع) بود . پدرش عتبه پسر ابی وقاص و برادر سعد بن ابی وقاص  و عموی عمر سعد بود . و همچنین عتبه از سرسخت ترین دشمنان اسلام و پیامبر بود به طوری که در جنگ احد دندان پیامبر (ص) را شکست ولی هاشم اینطور نبود و از یاران خوب پیامبر و حضرت علی بود . در سیاست جنگ و استراتژیک‌های نظامی از نوابغ بود و همچنین او به قدری شجاع بوده که یک بار یک شیر درنده و بزرگ را با چند ضربه شمشیر کشت .10 _ زبیر بن عوام زبیر پسر دایی پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س) بود . زبیر از یاران خوب و ثروتمند پیامبر بود . گفته شده که او اولین کسی بود که برای اسلام شمشیر کشید و به او لقب سیف الاسلام را داده بودن و او به قدری ثروتمند و با نفوذ بود که حتی معاویه هم ازش حساب میبرد . و همچنین زبیر بسیار شجاع بود چون دایی خونی اش حضرت حمزه سیدالشهدا (ع) بودند ، او شجاعت آن حضرت را به ارث برده بود ، البته پدرش هم یعنی عوام بن خویلد بن اسد جنگجو و شجاع بود و مادرش صفیه هم از فدایان پیامبر اسلام بود . شاهکارهای زبیر شامل کشتن یاسر خیبری و تنهایی حمله کردن به یکی از قلعه های مستحکم مصر است.ممنون از اینکه تا آخر پست با ما بودید ❤️ .</description>
                <category>علوم انسانی⚖️</category>
                <author>علوم انسانی⚖️</author>
                <pubDate>Tue, 20 Dec 2022 16:58:27 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>