<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های هیچیسم</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_20604992</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 16:54:49</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2639380/avatar/3Msydb.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>هیچیسم</title>
            <link>https://virgool.io/@m_20604992</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تحول</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20604992/%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-z8tve7opusvy</link>
                <description>نمیدونم برای کسی پیش اومده یا نه ولی از تغییر الانم خیلی ناراحت بودم ولی همزمان حس ارامش خاصی داشتمدلیلش هم اینه که برای اولین بار خودم بودم حرف خودم رو زدم و جالب اینجاست به مذاق خیلیا خوش نیومد همیشه همرنگ دوستام بودم حرف حرف اونها بود  همیشه نقش همراه کننده داشتمبرای اولین بار سعی کردم خودم باشم و ناراحتیمو اعلام کنم درسته اینجا شاید ارتباطت با ادمها کم بشه ولی حس خوب خود بودن باعث میشه فراموش کنی که دیگه با اون ادمها در ارتباط نیستی این تحول در شخصیته</description>
                <category>هیچیسم</category>
                <author>هیچیسم</author>
                <pubDate>Wed, 08 Jan 2025 17:08:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پذیرش</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20604992/%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%D8%B4-kdwdcdlyizpq</link>
                <description>پذیرفتن خیلی مهمهحتی پذیرش غمافسردگیتنهاییموقعی که می پذیری یعنی تونستی قضیه رو هضم کنیو از اینجا به بعد باید مسیرتو پیدا کنی و تو محکومی به ادامه دادن ادامه دادن مسیر گذشتهمسیر یه ثانیه قبلو امیدواری به این مسیرفقط کمی با خودت مهربون باش</description>
                <category>هیچیسم</category>
                <author>هیچیسم</author>
                <pubDate>Sat, 08 Jun 2024 00:16:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تنهایی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20604992/%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-klix0ilhvvzs</link>
                <description>تنهاییتقریبا 2 هفتس که سردرگمم تحمل خودمو ندارمتحمل خونوادمو ندارمحس میکنم فلج شدمتوانایی انجام هیچ کاریو ندارمفقط اینو میدونم از تنهایی خسته شدم هیچ وقت فکر نمیکردم به این نقطه برسم ولی رسیدم همیشه از تنهاییم لذت میبردم  الان از تنهایی متنفرم</description>
                <category>هیچیسم</category>
                <author>هیچیسم</author>
                <pubDate>Sun, 26 May 2024 21:36:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عقب موندم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20604992/%D8%B9%D9%82%D8%A8-%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%85-cevy8kavtrdb</link>
                <description>من با دیروز  و روزهای قبلم فرق دارم فکرم رو میگم  که خب روی  رفتار و طرز حرف زدن و شخصیتمم تاثیر میزاره به یه سری  عقاید و افکار و برنامه های و اهداف کاری و زندگی  اعتقاد پیدا کردم  و شاید هم  سن و سالام  چند سال پیش زودتر از من به اینها رسیده باشن که من الان رسیدم بعضی جاها میگم حیف چرا از قبل طرز فکرم اینجوری نبود  همش خودمو مقایسه میکنم و یه جوری حس پشیمونی دارم ولی هی خودمو اروم میکنم که اقتضای سنه و هر انسانی با انسان دیگه متفاوته ولی از اینکه هدف داشته باشی   طرز فکر جدید داشته باشی و فکر کنی که درست ترین فکر  یا درست ترین هدفه  ولی  مانعی برای رسیدن داشته باشی  اینجاس  که ادم دیونه میشه  به هر دری میزنی که بشه ولی نمیشه ولبی من از این نشدن ها خسته شدم حس میکنم خیلی دارم عقب میفتم </description>
                <category>هیچیسم</category>
                <author>هیچیسم</author>
                <pubDate>Thu, 27 Jul 2023 15:06:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>#یک_روز_جای_من</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20604992/%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D9%85%D9%86-d375dowejahz</link>
                <description>ما چند تا خانواده  در کنار هم توی خونه زندگی میکردیم  هر خانواده یه اتاق داشت  مرد سالاری و از این حرفابود بچه که بودم  شب ادراری خیلی داشتم جوری بود که مامانم  از بس هر روز پتو و فرش و لباس میشست خستش شده بود و من استرس اینو داشتم که نکنه فردا صبح باز از خواب بیدارشم و خودمو خیس ببینم الانم اینارو با حس عجیبی مینویسمگذشت و گذشت و صبر مامانم تموم شد ویه روز منو کتک زد و قاشق روی گاز داغ کردو  روی دستم گذاشت و دستم رو سوزوند دقیقا نمیدونم چند سالم بود 4-5- یا 6 سال ولی تا الان الان توی ذهنمه  الانم اشک توی چشمام جمع شدهتا الان درد داغی رو دارمتا الان گریه هامو یادمهتا الان ناراحتی و قهر کردنم با مامانم تو این سن کمو میبینمالان که بزرگ شدم و اوون تصاویر جلوی چشممه و هزرگاهی به مامانم میگم چرا اینکارو کردی جوابش با گریه کردن اینه که ببخشید و حلالم کن نمیدونستم چجوری درمانت کنم بخاطر شرایط اون موقع اون خونه و روزهای بارونی و خشک نشدن به موقع فرش و پتو و لباس عاجز مونده بود#یک_روز_جای_من </description>
                <category>هیچیسم</category>
                <author>هیچیسم</author>
                <pubDate>Fri, 07 Jul 2023 11:38:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پریودی خر است</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20604992/%D9%BE%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-ctnbokps9tnq</link>
                <description>پریودی خر است#پریود روز اول پریودی خیلی چندش و سخت و مزخرفهروز اول شکم دردحالت تهوعپادردکمردردشب زنده داریبی اشتهاییبی اعصابیو در نتیجه مرخصی گرفتن و نرفتن به سر کارکاش روز اول پریودی هر ماه رو خانم ها مجاز بودن تو خونه بمونن و استراحت کنند</description>
                <category>هیچیسم</category>
                <author>هیچیسم</author>
                <pubDate>Fri, 30 Jun 2023 22:25:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پریودی  خر است</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20604992/%D9%BE%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-hym7wjigr6oe</link>
                <description> روز اول پریودی  خیلی چندش و سخت و مزخرفهروز اول شکم درد حالت تهوعپادرد کمردردشب زنده داری بی اشتهایی بی اعصابی و در نتیجه  مرخصی گرفتن و نرفتن به سر کار  کاش  روز اول پریودی  هر ماه  رو خانم ها مجاز بودن تو خونه بمونن و استراحت کنند </description>
                <category>هیچیسم</category>
                <author>هیچیسم</author>
                <pubDate>Fri, 30 Jun 2023 22:22:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خسته م</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20604992/%D8%AE%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D9%85-wmilcqcf7w1e</link>
                <description>خسته تر از خستم تا وقتی که سر کار باشم اونقدر  درگیر کار میشم  از خودت غافل میشم تا و.قتی که روز تعطیلی و استراحت برسه با اینکه کلی کار شخصی عقب مونده دارم  از لباس شستن بگیر تا..... یه حس تنهایی عجیبی میاد سراغم  حس افسردگی خاص  حس خیلی مزخرفیه  همش میزم تو فکر  .تو رویا .گذشته  . حال و حتی اینده  همش  نگرانم  از تنهایی اینده  نگرانم از مسیری که مشخص نیست و مشخص هست . از برنامه اینده ای که مشخصه ولی بازم مشخص نیست و من از مشخص بودنش راضی نیستم و دوست دارم تغییرش بدم ولی نمیتونم خیلی بده تو این دنیا باشی ولی ذهنت یجای دیگستو من خستم</description>
                <category>هیچیسم</category>
                <author>هیچیسم</author>
                <pubDate>Sat, 24 Jun 2023 22:27:44 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>