<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های هنگامه اهورا</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_20807410</link>
        <description>مدیر سایت اندیشکده جهانی کلمه گرایان ایران...تألیف: فرارمان دو جلدی چشم های یلدا</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 21:27:39</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/693003/avatar/WIcgP1.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>هنگامه اهورا</title>
            <link>https://virgool.io/@m_20807410</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مقاله «فراشعر جامع پست مدرن» به قلم دکتر آرش آذرپیک و نیلوفر مسیح_ دوازدهمین کنفرانس بین‌المللی گرجستان_ پارت ششم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20807410/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%A2%D8%B1%D8%B4-%D8%A2%D8%B0%D8%B1%D9%BE%DB%8C%DA%A9-%D9%88-%D9%86%DB%8C%D9%84%D9%88%D9%81%D8%B1-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD-%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%B4%D8%B4%D9%85-b8qolhyxxgoz</link>
                <description>پذیرفته شده در دوازدهمین کنفرانس بین‌المللی زبان، ادبیات، تاریخ و تمدن/ گرجستان، دانشگاه ابن‌سینا/ ۲۵ شهریور ۱۴۰۳با توجه به نگرش مکتب اصالت کلمه در مورد فراشعر هم‌افزایی براساس نگرش جنس سوم، دیالکتیک ادراکی، مراقبه‌ی شناور نمود می‌یابد. مراقبه‌ی شناور یعنی در تقید یک ساحت از روان برای نوشتار نیست در حال که سورئال و پست‌مدرن شدیداً خودآگاهانه و به صورت تصنع شعر را بیان و شاعر تبدیل به شاعر مکانیک می‌شود از این رو خودآگاهانه‌نویسی تنها متکی به یک ساحت از درون است. بنابراین مراقبه‌ی شناور خودآگاهانه‌نویسی و ناخودآگاهانه‌نویسی را به چالش می‌کشد. فراروی در شعر و فراشعر یعنی فراسیستم شعر و فراشعر در خود کلمه است از این لحاظ بخشی از شعر می‌تواند گزاره‌های و بخشی دیگر می تواند در شعر به مثابه‌ی سیستم از خود هنر شعر فراروی می‌کند. از لحاظ محتوایی نیز فراشعر فرافمنیستی، فرااومانیستی، فراسنت، فرامدرن، فراپست‌مدرن عمل می‌کند. از تجلیات فرااومانیست می‌توان به زمین‌سوژه‌گی (شعر طبیعی) و از شاخصه‌های فرااومانیسم به اخلاق عمیق‌گرا اشاره کرد.انواع شعر پست‌مدرنشعر پست‌مدرن در مکتب اصالت کلمه دارای شاخه‌های متعدد و متنوعی می‌باشد که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد.1)	هم‌نویس:هم‌نویسی در دو ساحت شعر و فراشعر گسترش یافته اشت، و در واقع هم‌نویسی نوعی از فراشعر پسامدرن در دهه‌ی هفتاد خورشیدی است که توسط آرش آذرپیک پیشنهاد و در کارگاه‌های ادبی ایشان تجربه شد. در این شعر تجربی، یک ساحت روایت‌گون با چند کاراکتر به عنوان ساحت ثابت هم‌نویسی و دو الی چندین تن می‌توانستند در این شیوه_ که در ذات خود گونه‌ای بداهه‌نگاری امپرسیونیستی را نیز سامان می‌دهد_ مشارکت داشته باشند هر کس می‌توانست مسئولیت یک تا دو کاراکتر را بر عهده بگیرد و به دیالوگ‌نویسی و پیش‌بردن روایت اثر پرداخته شعر را در حادثه‌های روایی و چالش‌هایی که در هنگامه‌ی مواجهه‌ی کاراکترها پیش می‌آمد، پیش می‌برد. و غالباً یکی از جمع‌هم‌نویسان نقش پیش‌برنده‌ی روایتی برای هم‌افزایی کاراکترها را بر عهده داشت که همین کاراکتر یعنی کاراکتر هم‌افزا سبب می‌شد این نوع شعر اجرایی متن‌محور به فراشعر فرائیستی نزدیک و حتی تبدیل شود. پیشتر نقش کاراکترهای زنانه را هم‌نویس مؤنث و کاراکترهای مردانه را هم‌نویس مذکر برای تحقق شعر اجتماع‌مند بی‌واسطه بر عهده دارد. اما در ساحت حرفه‌ای‌تر نقش مذکر را هم‌نویس مؤنث و نقش مؤنث را هم‌نویس مذکر بر عهده می‌گرفت. و اگر به عنوان مثال یک مذکر نقش یک بانو را در متن داشته اما جهان زنانه‌نگر را نتوانسته اجرا کند کاراکتر زن حق دارد به نویسنده‌ی هم‌افزاکننده اعتراض کند که فلان دیالوگ‌ها ظاهراً زنانه‌نگرند اما زاییده‌ی جهان مردانه‌ست و همین روند و شوند برای انواع طبقه‌های اجتماعی و نژادی و... نیز می‌تواند اعمال شود. از این رو غالب بر نوددرصد کتب و آثار دهه‌ی هشتادِ فرائیست‌ها که به صورت‌های مختلفِ کتب و نشر در نشریه‌ها و وبلاگ‌ها و...درآمده در واقع برایند هم‌نویسی دو الی چند نفر بوده‌اند. گاهی این هم‌نویسی به پیشنهاد آذرپیک با حضور کاراکتر هم‌افزا بین شاگردان داستان‌نویس و شاعر رخ می‌داد که خود زمینه‌ساز فرافرم نگاری در سیستم‌های فراشعر نویسی شد. سیستم‌های هم‌نویسی به گونه‌ای جدی در کارگاه علمی‌_ادبی دانشگاه پیام‌نور اسلام‌آبادغرب شاکله‌ای آکادمیک به خود گرفت و با جمعیتی مدام متغیر و گسترده ادامه یافت. از تکنیک‌های مشخص و ابداعی آذرپیک در ساختن شعر، تمرین گروهی در تبدیل یک الی دو جمله کامل و بلند معمولی و گزارشی با تغییر همه جانبه و آشنایی‌زدایانه‌ی محور جانشینی تمام ارکان جمله (اسم و فعل‌ها و...) بر بنیان خوشه‌های بی‌ربط معنایی برای کشف افق‌های خلاقانه و ایجاد رابطه‌ی بین کلمات و افعال نامرتبط و دیگر این که فضای فراشعر هم‌نویسانه تن به فضای داستانی ندهد تکنیک‌هایی دیگر نیز به کار برده می‌شد که می‌تواند در کار و اثر هر جمع هم‌نویس متفاوت و گسترده‌تر باشد. از دیگر پیشنهادها یا تکنیک‌ها در نگرش و نگارش هم‌نویسانه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: 1) نامستقیم‌گویی شاعرانه و دخل و تصرف در واقعیت و ابهام‌مند کردن گزاره‌ها 2) خاکستری بودن و استحاله‌مند شدن جهان هر کاراکتر بنابر وضعیت‌ها، موقعیت‌ها، رویکردها و حادثه‌ها3) به کمینه رسانیدن فضای صفت‌سازی و شفافیت ایماژیک و عدم تزاحم و ترافیک تصویری در عین ایهام شاعرانه 4) به هم ریختن فضای مکانشی_ زمانشی و حتی نگرگاه کاراکترمند به مکان و زمان 5) روایت را با پایان‌های باز از فضای خطی خارج کردن 6) توجه به تکنیک‌های ریز و درشت و جزیی‌نگری با توجه به آن که در عین انتزاعی بودن و تصرف و دگرگون کردن واقعیت، اصل ایماژیستی بر بنیان کلمات ذات و ابژکتیو قرار می‌گیرند 7) به کمینه رسانیدن تشبیه و استعاره‌مند شدن متن 8) کوتاه بودن جمله‌ها 9) به حداقل رسانیدن بهره‌گیری از فعل‌ها و حذفشان به قرینه‌های مختلف لفظی و معنوی یا قطع جمله برای جمله‌ی دیگر به اقتضای روایت و به مصدر تبدیل‌کردن افعال 10) تأکید بر کلمات کلیدی حتی با برهم ریختن شکل خطی دستور زبان. (آذرپیک، 1400)علاوه بر این پست‌مدرن بیش از آن که به فرد التفات داشته باشد به گروه پرداخته زیرا گروه نه فرد است و نه جمع همانند ان‌جی‌اوها که در جامعه وجود دارد اما خود نه جامعه محسوب می‌شود و نه فرد  و اغلب سخن از گروه به میان می‌آورد. تمام فلاسفه تا پیش از ظهور دکارت دو سطح 1) فرد و 2) عالم امر یا امر متعالی می‌گذشت اما در گفتمان مدرن امر متعلی جای خود را به فرد‌گرایی و جمع‌گرایی می‌دهد که هدفشان ارائه‌ی کلان‌روایت‌ نیست بلکه قصدشان ایجاد کنش اجتماعی می‌باشد. کنش‌های اجتماعی مانند جمع‌آوری زباله در کوه دماوند و... که نوعی هم‌گرایی اجتماعی محسوب می‌شود. لذا هدف پست‌مدرن‌ها نه ایجاد خرده‌روایت و نه ایجاد کلان روایت است تنها به دنبال کنش‌های اجتماعی هستند. این در حالی است که تم و غایت ایدئولوژیک تشکیل خرده‌روایت است و گروه شکل نمی‌دهد. شعر گروهی ساحت کاراکتری ندارد و محتمل است که در آن، مکان و اشیاء بازیگر وکاراکتر متن شوند. و از این رو برای از میان برداشتن فاصله‌ی ذهنی که ساحت عرفی، ایدئولوژیک و... را در بر می‌گیرد. شعر گروهی به معنای یک شعر مکانیکی نیست اما تمام تمام مکاتب پیش از جامع‌گرایی تقلیل‌گرا بوده‌اند.    2)	شعر تردید: در ساحت شعر زبانی می‌توان از دو نوع بازی زبانی یاد کرد؛ 1) بازی زبانی نحوستیز، 2) بازی زبانی صرف‌گریز نتیجه‌ی این بازی‌های زبانی نیز به دو رویکرد منجر شد 1) بازی زبانی برای معناگریزی، 2) بازی زبانی برای اشتراک معنایی. در بازی زبانی معناگریزی با حمله به یک کلان‌روایت، به سخره گرفتن، تحقیر و تصغیر درصدد است تا خرده‌روایت‌هایی را به متن بکشاند که در اوج به فقدان معنا و تخریب زبان منجر می‌شود اما همین بازی زبانی برای اشتراک معنایی در شعر تردید اتفاق می‌افتد. اقتدارزدایی از گفتمان را در راستای تلاش برای اقتدار بخشی به معنایی دیگر می‌داند بنابراین در جهان شعر تردید، تردید برای مشارکت معنا و متن گفتگویی، فضا را از لحاظ دستوری و نگارشی چنان تغییر می‌دهد که خواننده را به تکمیل متن فرا می‌خواند و در خواننده تردید به وجود می‌آورد و نویسنده یک فضای اغلب دستوری را برای خواننده به وجود می‌آورد تا شگردهای نگارشی را برای تکمیل شعر توسط خواننده فرابخواند. اینجاست که خواننده با نویسنده و تردیدش هم‌تردید و و هم‌نویس بیرون از متن، خواهد بود. از این رو نوعی هم‌نویسی خواننده‌محور در متن شکل می‌گیرد. در این نوع نوشتار متن ذاتاً و تعمداً جهان بینامتنی تعمدی ایجاد می‌کندکه از ویژگی‌های شعر تردید است. بنابراین فضای تردید هم در نگرش و نگارش شکل‌ می‌گیرد. و حالتی از مفهوم معلق، معنایی معلق که منعطف است و به هر سو می‌رود غایتش مشخص نیست و درصدد است تا یک فضای بینابین ایجاد کند که هنوز تبدیل به متن مکتوب نشده است. در این راستا جریان سیال ذهن محور تداعی آزاد اما شعر تردید محور تردید یک روایت می‌باشد که هنوز در فضایی معلق است و تبدیل به روایت کانونی نشده است. زمان و مکان وجود دارد اما در فضایی قرار دارد که شک و تردید وجود دارد و تکلیف نویسنده با خودش مشخص نیست نیمی شک، نیمی یقین، در این نوع نوشتار شک معلق و یقین معلق مترادف‌اند و هر آن ممکن است به یکدیگر تبدیل شوند. بنابراین در شعر تردید چندین فضا شکل می‌گیرد. لذا شعر تردید یک فضای تکمیلی بر اساس شک‌محوری متن است به منظور اشتراک تردید با مخاطب تا خواننده:1) شک معلق،  تکلیف آن را مشخص می‌کند2) ایمان معلق را به سرانجام برساند یا تبدیل به متن شود. 3) در ساحت معلق باقی بماند و خواننده نیز سرگردان باشد. یا در این مشارکت از فضای دستوری کمک می‌گیرد تا تردید را نشان دهد. مثلا کلمات بریده بریده، جملات ناتمام، آوردن کلماتی که نشان از نوعی پرسش ذهنی فرویدی دارد یعنی متعلق به ساحت ناخودآگاه است. به این ترتیب که شخص صحبت می‌کند اما ذهنش درگیر انجام کار دیگری است. به عنوان مثال فرد در مورد سیاست صحبت می‌کند اما شخص مقابلش در مورد پخت غذا می‌پرسد و مشخص می‌کند که قصدش سیاست نیست لذا چندین نوع سوژه در فرم تردید وجود داردالف) سوژه‌ی فرمیک شعر تردید، این سوژه در شعر تردید به صورت بریده بریده صحبت می‌کند و استرس را در سوژه به نمایش می‌گذارد ناخوداگاه چیز دیگری می‌خواهد اما در مورد چیز دیگری حرف می‌زند. در این رویکرد اگو در دیسکورس سوپر‌اگو قرار دارد اما نهاد چیز دیگری مثل غریزه، خشم، ترس، و.. را موجودیت می‌بخشد و خود را به صورتی در متن می‌نمایاند. این امر کاملاً تعمدی بین دو امر پارالل در شعر تردید رخ می‌دهد. بنابراین در شعر تردید یک امر ریشه در نهاد دارد و امر دیگر در سوپراگو ریشه دارد. مثلاً اگر فردی به جای جمله «ترانه‌ای از دهان مبارک تراوش کرد» بگوید، «ترانه‌ای از حلقومش بیرون جهید» کلمه‌ی حلقومش منشاء نهادی و ریشه در خشم و تنفر دارد. ب‌)	در نوع دوم شعر تردید فرد در یک فضا در یک موضوع و در یک مضمون صحبت می‌کند صحبت‌ها پر از پرش است. بدین صورت که فرد در مورد موضوعی حرف می‌زند که ناخودآگاه با آن موافق و همراه نیست. این نوع شعر تردید اغلب در بیان دستوری جملات رخ می‌دهد و نوعی اضطراب دستوری را شکل می‌دهد. جملات ناتمام، کلماتی که جای خودشان در جمله نیستند، عدم یک دست بودن زبان، پرش معنایی در همان موضوع، ایجاد ریز بحث‌هایی وسط متن که در مورد موضوع اصلی است اما از یک ریز بحث به ریز بحث دیگر ذهن پرش دارد. به عنوان مثال شعری را تصور کنید که موضوع آن رومانتیک و عاشقانه است اما فرد چون درگیر مسائل سیاسی روز است ریزبحث‌ها، کلمات یا گزاره‌هایی در مورد انتخاب رئیس جمهور و قانون نشر کتاب و ... مطرح می‌شود. که نشانگان درک شعر تردید می‌باشند. لذا در شعر تردید با دو کلیدواژه‌ی موضوع و منظور مواجه هستیم. موضوع ممکن است بحث‌هایی کلی، علمی، عامه‌پسند و... باشد اما منظور بیان احساس عاطفی به شخص دیگر است. استرس، احساس ترس، شرم و انواع احساسات فرد را از مستقیم‌گویی بر حذر می‌دارد و شحص در لوای ریزبحث‌هایی متنوع منظور اصلی خود را بیان می‌کند. به گونه‌ای که اگر فرد مقابل راه تأیید و ایجاب را در پیش نگرفت، شخص بتواند به دفاع از خود بگوید تفسیر و برداشت اشتباهی داشته است. لذا در فرد ایجاد تردید می‌کند که آیا منظور را درست متوجه شده است یا خیر. و در لفافه به ضرب‌المثل «به در بگو که دیوار بشنوه» اشاره دارد. در مثالی تاریخی زلیخا پیش از مواجهه عاشقانه با یوسف داستان یکی از زنان مصر را بیان می‌کند که به برده‌ی خویش دل باخته است و اینگونه در قالب کنایه درصدد بود یوسف را متوجه‌ی علاقه خود به یوسف کند.  ج‌)	در نوع سوم شعر تردید شاعر یا نویسنده، موضوعی را با مخاطب یا خوانشگر در میان می‌گذارد. و به آن‌ها می‌گوید که در این زمینه تردید دارد. و فضای تردید را با کاراکترها یا با خوانشگر در میان می‌گذارد. د‌)	در نوع دیگر شعر تردید شاعر یا نویسنده در نوشتن یا ننوشتن شعر تردید دارد و آن را با مخاطب به اشتراک می‌گذارد. شک و دو دلی نویسنده غلبه می‌کند و متن نوشته نمی‌شود یا اطمینان نویسنده غلبه می‌کند و شعر نوشته می‌شود، یا خواننده شعر را ادامه می‌دهد همه چیز در دایره‌ی تردید و ابهام است.</description>
                <category>هنگامه اهورا</category>
                <author>هنگامه اهورا</author>
                <pubDate>Sat, 25 Oct 2025 16:36:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مقاله «فراشعر جامع پست مدرن» به قلم دکتر آرش آذرپیک و نیلوفر مسیح_ دوازدهمین کنفرانس بین‌المللی گرجستان_ پارت پنجم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20807410/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%A2%D8%B1%D8%B4-%D8%A2%D8%B0%D8%B1%D9%BE%DB%8C%DA%A9-%D9%88-%D9%86%DB%8C%D9%84%D9%88%D9%81%D8%B1-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD-%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85-cgbovn1zxoxp</link>
                <description>پذیرفته شده در دوازدهمین کنفرانس بین‌المللی زبان، ادبیات، تاریخ و تمدن/ گرجستان، دانشگاه ابن‌سینا/ ۲۵ شهریور ۱۴۰۳تفاوت شعر جامع پست‌مدرن و فرائیستی  با توجه به تعریف جامعیت در فراشعر پست‌مدرن و فرائیستی می‌توان به این امر اشاره داشت که جهان پست‌مدرن انسانی با خصوصیات و ویژگی‌های پست‌مدررنیسم و جهان فرائیستی انسانی با ویژگی‌های فرائیستی تربیت می‌کند. بنابراین انسان پست‌مدرن در عصر رسانه انسانی جامع اطلاعات و جامع بین ذهن و زبان و عین است اما انسان فرائیستی با فراروی از ساحت‌های ذهن و زبان و عین آن‌ها را در خود به هم‌افزایی می‌رساند مغالطه‌ای در فهم جهان فلسفه‌ی غرب وجود دارد که در پی آن شناخت‌شناسی کانت جدا از هستی‌شناسی دکارت در نظر گرفته شده، کانتی‌ها می‌گویند دوران هستی‌شناسی، جهان‌شناسی و وجودشناسی به پایان رسیده و اپیستمه‌ آن‌ها را بیان شده است با این پیش‌فرض فلسفی می‌خواهیم ببینیم اپیستمولوژی سیستم‌های فراشعر فرائیستی چگونه است: هستی‌شناسی شاعرانه دگرآفرینی و تصرف‌آفرینی عدم‌آفرینی و انعکاس‌آفرینی و... با توسل به ابزارها، بدایع و آرایه‌ها و... چگونه جهان واقع را تصرف می‌کند.  1)	سیستم تصرف‌گرا: با توجه به نگرش سیستم تصرف‌گر، رومانتیسم مبالغه و اغراق می‌کند زیرا به حس و عاطفه اصالت داده و برای بیان حواس به مبالغه متوسل شده و در عاطفه تصرف می‌کند یا تصرف سمبولیستی که در آن فرد به دلیل عدم درک جهان واقع به نشانه‌شناسی متوسل می‌شود که نوعی تصرف شهودگرایانه در طبیعت و ادبیات است مانند تمثیل و استعاره، هنجارگریزی و هنجارآفزایی و... همه تصرف‌آفرینی هستند.  2)	در انعکاس‌آفرینی مانند رئالیسم، ناتورالیسم و خیلی از اشعار ایماژیستی مانند هایکو، انعکاس جهان واقع در شعر و داستان رخ می‌دهد.  3)	دگرگون‌آفرینی: دگرگونشی‌هایی مانند کوبیستی‌ها می‌خواهند پدیدار را از تمام ساحت‌ها ببینند با توجه به این نگرش، این مؤلفه در شعر شکل گرفت. دگرآفرینی مانند اولتراییسم که جهانی دیگر را خلق می‌کند. پدیدار را در شکلی دیگر بیان می‌کند.   4)	عدم‌آفرینی که تشکیل شعر آنیمیشنی می‌دهد. ساحت‌هایی که خود زبان در زبان شعرآفرینی می‌کند مانند دادائیسم که در آن تخیل و تصرف و دگرگونش و انعکاس وجود ندارد، عدم‌آفرینی شکل می گیرد. لیتریسم، شعر آبستره، شعر زبان و... که آواها، دستورزبان، ساحت دیداری کلمه و... خودارکان زبان را برای شعر آفرینی مطمح نظر قرار می‌دهد. شعرهای زبانی می‌باشند. (آذرپیک و همکاران، 1402) نخستین ساحت انضمامی کلمه‌محوری در شعر، فراروی است. یعنی هم‌افزایی آوایی، همراهی ساحات و امکانات شعر‌های زبانی و بیانی انضمامی‌ست زیرا با مصداق و مانیفست بیان می‌شود هر گونه آرایه، بدایع، عناصر و موسیقی و... اشکالی از شعر بیانی و قاعده‌کاهی و قاعده‌افزایی زبانی هستند. استعمال ارکان و ماتریال زبان در شعر کلاسیک نیز  رخ داده به عنوان مثال در خیلی از اشعار از ارکان آوایی زبان در کنار پتانسیل‌های بیانی استفاده شده در واقع شعر مولانا نوعی شعر جامع فراگفتار است.  لنگ و لوک و خفته شکلو بی ادب                     سوی او می‌غیژد و او را می‌طلب (مولانا، 1373)  چون خود شعر تمام ساحت کلمه‌محوری و هستی‌شناسی شعری نیست فراشعرنویس به سمت سایر پتانسیل‌های کلمه (جهان هنری کلمه) یا امکانات وجودی فراروی می‌کند. امکانات وجودی در جهان هنر انضمامی‌اند مانند کتاب مقدس که زبانی هنری‌ای از همه‌ی تمدن‌هاست، یا مانند تورات، شعر و داستان و تاریخ و تعلیم و... به هم‌افزایی رسیده و تمام امکانات وجودی در انضمام است. کلمه‌محوری دو ساحت دارد: 1) با هستی‌شناسی کلمه از امکانات بهره می‌گیرد هستی‌شناسی شاعر شعرنگرانه می‌شود و فرد با هستی‌شناسی شعری به این امکانات وجودی می‌نگرد و هر نوع حرکت و نوشتاری فراشعر محسوب می‌شود. یعنی فرد فراتر از زمان و مکان به این امکانات وجودی می‌نگرد و نه محصور در زمان و مکان و ... و فرد فرازمان و فرامکان از این امکانات وجودی بهره می‌گیرد زیرا خود را محصور در زمان شعر امروز و شعر دیروز می‌کند. 2) داستان‌نویس نیز داستان‌نگرانه به این امکانات وجودی می‌نگرد زیرا این انضمامی نگرشی_نگارشی فرد است که سیستم‌های مولتی‌فونیک و پولی فونیک مرکزافزا و ... همه نیز جزء امکانات وجودی هستند.  3_فرامتن: قید شعری و داستانی ندارد، هستی‌شناسی جامع نیز ندارد و هدف تولید متن هنری است بنیان فرامتن هستی‌شناسی شعری و داستانی ندارد ممکن است هستی‌شناسی هنری زندگی نامه باشد ساحات شعر بیانی  فرافرم، فراروایت، فراتصویر، فراساختار، در همه‌ی این کلیدواژه‌ها فرا به معنای غیرروایت یا روایت‌زدایی نیست این ساحت‌ها با شاخصه‌هایی چون ساختار، فرم و زبان و... روبه روست و اپیستمولوژی علمی ارائه می‌دهد. در این تعریف ساختار به معنای constraction  سوسوری نیست ساختار به معنای هر سازه‌ای در شعر می‌باشد. بنابراین ساختار روایت فرم، عروض، محتوا و ... را در بر می‌گیرد.  هر امکانی یک سازه است. بنابراین ساختار، محتوا، روایت، فرم، ایماژ، عروض و ... تمام امکانات را در بر می‌گیرد. و هر امکاناتی یک سازه است. از یک طرف با مکاتب ادبی و سیستم‌ها مواجه‌ایم و از طرف دیگر با ارکان و امکانات کار روبه رو هستیم. بنابراین چندین هستی‌شناسی شاعرانه، داستانی و غیرهستی‌شناسی هنری وجود دارد: 1)	در فرامتن نویسنده در قید هستی‌شناسی شاعرانه و داستانی نیست بلکه تنها از امکانات و ارکان برای نگارش متنی غیرشعری / غیرداستانی بهره می‌برد. زیرا همه‌ی این امکانات ساحت‌هایی از کلمه یا ساحات تعینی وجود لوگوس یا وجود بی‌پایان کلمه‌اند. همچنین نویسنده ظرفیت‌های موجودی را به رسمیت می‌شناسد و آن‌ها را در اختیار دارد. اما از لحاظ ادبیت در تقید نیست. 2)	 در متون تاریخی، فرد هستی‌شناسی غیر از شعر و داستان نمی‌بیند اما در تقید هستی‌شناسی شعری و داستانی خود را محدود نمی‌کند و تنها از امکانات بهره می‌برد بنابراین این فرد تاریخ‌نویس و این متن تاریخی است.  3)	متن عریان، اما در متن عریان نویسنده به سمت فراهستی‌شناسی و فراامکانات وجودی فراروی می‌کند در متن عریان فرد از لحاظ هستی‌شناسی در تقید نیست اما در فراشعر از لحاظ ظرفیت وجودی در تقید نیست. و تنها از لحاظ هستی‌شاعرانه در تقید است. 4)	 فراداستان، در فراداستان نویسنده از لحاظ ظرفیت‌های موجودی در تقید نیست اما از لحاظ هستی‌شناسی داستانی در تقید است. در نهایت نویسنده در متن عریان از لحاظ هستی‌شناسی و ظرفیت‌های موجودی در تقید نیست. گفته شد فراشعر جامع تمام‌ پتانسیل‌های شعری و داستانی و نمایشنامه و... و هم‌افزایی این پتانسیل‌ها است. اما آیا هم‌افزایی و جنس‌سوم هم‌پوشانی معنایی دارند یا هر دو، دو لفظ متفاوت برای یک فرایند هستند؟ </description>
                <category>هنگامه اهورا</category>
                <author>هنگامه اهورا</author>
                <pubDate>Sat, 25 Oct 2025 15:42:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مقاله «فراشعر جامع پست مدرن» به قلم دکتر آرش آذرپیک و نیلوفر مسیح_ دوازدهمین کنفرانس بین‌المللی گرجستان_ پارت چهارم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20807410/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%A2%D8%B1%D8%B4-%D8%A2%D8%B0%D8%B1%D9%BE%DB%8C%DA%A9-%D9%88-%D9%86%DB%8C%D9%84%D9%88%D9%81%D8%B1-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD-%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-nzlcrjogrgo1</link>
                <description>پذیرفته شده در دوازدهمین کنفرانس بین‌المللی زبان، ادبیات، تاریخ و تمدن/ گرجستان، دانشگاه ابن‌سینا/ ۲۵ شهریور ۱۴۰۳انواع جامعیت1) جامعیت در پست‌مدرن، دارای شاخصه‌هایی چون سوژه‌‌ی فروپاشیده، و عدم غایت‌مندی‌ست به عنوان مثال اگر فضای شعر با معانی جهان درگیر شود و غایت‌مندی و تک‌ساحتی بودن و قطعیت را به چالش کشد شعر فراگفتار در فضای پست‌مدرن خلق می‌شود.2) جامعیت مدرنیستی، سیستم‌مند و ایده‌مند3) جامعیت سنت، تابع تناسب و توازن و تقارن و الگوهای متعین پیشینی4) جامعیت در فرائیسم، عدم هر گونه نگاه سلبی‌نگر، تجربه‌ی تمام فضاها و ساحات کلمه، به گونه‌ای که فرد را از تجربه‌ی عین، ذهن و زبان بر حذر نمی‌دارد و محدود نمی‌کند. چنانچه شعر آزاد قلم را از یافته‌های شعر سنتی منع می‌کرد و آن‌ها را حذف کرد. ذهن، عین و زبان سه امکان وجودی لوگوس شعری هستند. که بنابر ظرفیت موجودی قلم و نوع نگارش شاعر، انواع فراگفتار رقم می‌خود. (آذرپیک، 1399)جامعیت در فراشعر فرائیستیجامعیت در فراشعر فرائیستی تابع اصل «وحدت در کثرت و کثرت در وحدت» است اما نگرش ملاصدرا وجودگرایانه و غالباً در حیطه‌ی ماوراءالطبیعه می‌باشد. مکتب اصالت کلمه با توسل به اصل تشکیک موجودی در ساحت جهان محسوس و دگرسوژه‌ها در حیطه‌ی ماوراءالطبیه وارد نمی‌شود. در ساحت وجودگرایی صدرایی نمی‌توان مقوله‌سازی انجام داد زیرا وجودگرایی به نوعی فراروی از موجودگرایی می‌باشد از این رو سیستم فراشعر خودافزایی در عین و حین هم‌افزایی و هم‌افزایی در عین و حین خودافزایی است. نظریه‌ی تشکیک موجودی در مکتب اصالت کلمه ساحت صلب شده‌ی فلسفه‌ی صدرایی است؛ تشکیک وجودی رابطه‌ی بین صادر و مصدرست در حالی که تشکیک موجودی کاربردی‌ست و می‌تواند در مورد روانشناسی، جامعه‌شناسی اقتصاد و ادبیات و... مقوله‌بندی کند. مقوله و تفکر در فلسفه یکی نیست برخلاف فلسفه‌ی ملاصدرا، فلسفه‌ی سهروردی، ابن‌رشد، ابن‌سینا و فارابی دارای مقوله‌بندی است و می‌توان برای مقوله‌بندی از آن‌ها بهره برد. تشکیک موجودی از الهیات وجودگرایی صدرایی فراروی کرده و در هرم تشکیک مادرمائیک و انواع خودآگاه‌ها و ناخودآگاه‌های جمعی_فردی هفتگانه نمود می‌یابد. ساختار، فرم، محتوا، زبان در فراشعر هر یک دارای تشکیک موجودی‌اند. (آذرپیک و مسیح، 1402)جامعیت در فراشعر پست‌مدرندر فراشعر پست‌مدرن جامعیت از کل گشتالتی پیروی می‌کند. در این راستا اگر چه هر یک از اجزای یک مجموعه‌ی بصری می‌تواند معنای واحدی داشته باشد اما همگی بخشی از یک کل هستند که ذهن آن را درک می‌کند. این کل مجموعه‌ای از اجزا است که بدان‌ها معنای کاملی می‌بخشد. چنان که سیف (1387) می‌گوید معنی گشتالت در روان‌شناسی آن است که کل از اجزای تشکیل‌ دهنده‌ی آن بیشتر است. یعنی کل دارای خواص و ویژگی‌هایی است که در اجزای تشکیل‌دهنده‌ی آن یافت نمی‌شود و از خیلی جهات، کل تعیین کننده‌ی خصوصیات اجزائی است که در اجزای تشکیل دهنده آن یافت نمی‌شود و از خیلی جهات، کل تعیین‌کننده‌ی خصوصیات اجزاء است و نه برعکس. (سیف، 1387) در جامعیت گشتالتی موجود در فراشعر پست‌مدرن، اجزاء هیچ هویت مستقل و نیمه‌مستقلی ندارد و با توجه به کل معنا می‌یابد. کل گشتالتی بیشتر در غزل مینی‌مال و در شعر جامع پست‌مدرنیستی نیز کل از نوع گشتالت است اما در غزل ماکسی‌مال (فراشعر کلاسیک) در تفکر جامع‌گرا تشکیک موجودی نمود می‌یابد.در شعر جامع پست‌مدرن، تنها بازی زبانی بازگو نمی‌شود بلکه جهان عین و ذهن نیز باید شک‌محور و دارای فرم فروپاشیده باشد، در زبان نیز دیگر جزمیت وجود ندارد و فرم سیال مدام عوض می‌شود مثلاً در میانه‌ی شعر عاشقانه از بی‌وفایی حرف می‌زند و تغزل حاصل تغزل عاطفه‌ی شکاک است از این رو تغزل نیز تبدیل به تغزل پست‌مدرنیستی می‌شود. لذا در نگرش پست‌مدرنیسن، جهان ذهن و زبان و حتی عین نیز از هم فروپاشیده می‌شود و تنها یک بدن باقی می‌ماند بدنی که از هم فروپاشیده است. در این رویکرد از ذهن و عین و زبان تقدس‌زدایی می‌شودو به این ترتیب از مکان مقدس، انسان مقدس، و باورها و اعتقادات و ععواطف نیز تقدس‌زدایی می‌شود. بنابراین در شعر پست‌مدرن دستور، دیگر یک قاعده‌ی جزمی و نظم آفرین نیست بلکه از دست.ور، نحو، موسیقی کلمات و حتی از جوهره‌ی گفتاری و نوشتاری کلمات نیز تقدس‌زدایی می‌شود. و تنها برای انسان پست‌مدرن یک چیز باقی می‌ماند و آن تن اوست. تن نیز در اختیار نظام‌ سرمایه‌سالار جهانی و اندیشه‌های مطرح آن است که از جمله می‌توان به صنعت زیبایی و انواع جراحی‌های زیبایی اشاره کرد. بدین ترتیب ذهن ذاتاً یک چیز را به جای مقدسات جایگزین می‌کند در سینما، سلبریتی‌ها، در هنر انواع اشعار وابسته به گفتمان قدرت یا ساده و دم‌دستی، در فلسفه، اغلب نگرش‌های رسانه‌محور و... این نگرش‌ها و این افراد فرزند و برآیندجامعه‌ی سرمایه‌سالار هستند. ایده و آرمان در این نگرش‌ها دارای ذهنی از هم فروپاشیده و تمام این ایدآل‌ها بدنمند خواهد بود. که بازیچه‌ی سرمایه‌سالاری می‌باشند. از این رو ذات جهان سرمایه‌سالار درصدد است تا تن را ارزشمند جلوه دهد به عنوان مثال هیچ‌کس را قیم تن افراد نمی‌داند، هنگامی که یک اندیشه در ذهن و زبان تعریف نشده باشد تن ارزشمند و قیمتی خواهد بود. و در بازارهای مختلف به فروش می‌رسد.</description>
                <category>هنگامه اهورا</category>
                <author>هنگامه اهورا</author>
                <pubDate>Sat, 25 Oct 2025 14:09:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مقاله «فراشعر جامع پست مدرن» به قلم دکتر آرش آذرپیک و نیلوفر مسیح_ دوازدهمین کنفرانس بین‌المللی گرجستان_ پارت سوم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20807410/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%A2%D8%B1%D8%B4-%D8%A2%D8%B0%D8%B1%D9%BE%DB%8C%DA%A9-%D9%88-%D9%86%DB%8C%D9%84%D9%88%D9%81%D8%B1-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD-%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%B3%D9%88%D9%85-wax9vv5falja</link>
                <description>پذیرفته شده در دوازدهمین کنفرانس بین‌المللی زبان، ادبیات، تاریخ و تمدن/ گرجستان، دانشگاه ابن‌سینا/ ۲۵ شهریور ۱۴۰۳تحلیل داده‌هاتعریف جامعیتجامع نیز از کلمه‌ی جامعیت و جامع‌پذیری مشتق شده، برای جامعیت تعاریف و توصیفات بسیاری آمده است، از جمله، وسط بودن، کامل بودن، همه چیز را در بر گرفتن، جمع دو یا چند چیز، فراگیری، عموم، کلیت، عام‌گرایی و... و در برخی موارد جامع و کامل مترادف دانسته شده که امری اشتباه است. اما در لغت جامعیت از واژه‌ی «جمع» مشتق شده و به معنای نزدیک شدن چیزی به چیز دیگر است. (راغب،1402) از این رو جامعیت سه مؤلفه‌ی هدف، قلمرو، و روش را پوشش می‌دهد. در این نوشتار نیز جامعیت از کل و کلی فلسفی و روانشناسی تبعیت می‌کند و غالباً کل یا جامعیت گشتالت، وحدت و کامل بودن در بسیاری از موارد به اشتباه مترادف یکدیگر دانشته می‌شوند.انسان کامل، انسان جامع!در عرفان انسان کامل مورد نظر و توجه است که بنابر نظام فلسفی کهن بین علت و مدلول باید تجانس و هم‌جنسی موجود باشد. نگرش‌های عرفان‌گرایانه اغلب ریشه در عوالم دو‌گانه‌ی ارسطویی دارد و در این گزینه می‌اندیشد که عالم ملکوت نمی‌تواند مستقیماً انعکاس‌دهنده‌ی عالم محسوسات باشد. اینجاست که سهروردی بیان می‌کند «ارباب انواع زمین را خلق کرده است.» از این رو سوژه‌ی انسان کامل جامعیت ساحات جبروتی، ملکوتی، و ناسوتی می‌باشد. و انسان کامل نتیجه‌ی ارتباط این سه ساحت است و از جنس هر سه استلذا می‌تواند حلقه‌ی اتصال آن‌ها باشد. در واقع در کتب عرفانی انسان کامل جمیع اسماء و صفات الهی است. اما انسان رخداد نیست و مخلوق است مخلوقی که جمیع صفات و اسماء الهی در او تعین پیدا نکرده‌اند.جامعیت انسان کامل در فرائیسم انسان ماورایی نیست بلکه موجودی انضمامی‌ست و مقدس نیست که ظرفیت موجودیخود را برای تعین امکانات وجودی تا آنجا که در توانش اوست گشوده است و ساحات تشکیلی دارد؛ اما جامع هستند اما یک‌شکل و همتراز نیست. لذا کاملاً انضمامی است. (آذرپیک، 1400)جامعیت سه ساحت عین و ذهن و زبان را در جهان انسان در بر گرفته است که تغییر محتوای آن ساحات انفسی، آفاقی و کلامی می‌باشد. از این رو نگاه سلبی به هیچ از ساحات انسانی ندارد. و نکارمند، تصغیرمند و تک ساحتی نیست زیرا تعین چند عاملی فقط در ساحت ذهن رخ می‌دهد. در حالی که ذهن خود ساحاتی دارد. بنابراین اگر تصور شود که تعین چندعاملی تنها در ساحت ذهن انسان جامع نیست و در رخدادها و وضعیت‌های دیگر رخ می‌دهد. بعد از اینکه دکارت مبحث سوژه و ابژه با وام‌گیری از ذهن و عین ابن‌سینا اندیشه‌ی بشری را به ذهن‌گرایان و عین‌گرایان تقسیم کرد.ذهن‌گرایان مانند ایدئالیست‌ها، شبه مارکسیست‌ها، هگلیانیست‌ها، عین‌گراها مثل ماتریالیست‌ها، پوزتیویست‌ها، رئالیسم و ناتورالیسم چون به استقلال مستقل از ذهن باور دارند. انسان جامع انسانی‌ست که تمام ظرفیت‌های موجودی و امکانات وجودی را قلمرو و ساحت انسانی خود تلقی کند. پس عالم انسانی خود را در یک یا دو ساحت محدود نمی‌کند. (همان)ذهن‌گرایان معتقدند آنچه در بیرون است نتیجه‌ی فرایند ذهنی ماست، از سوی دیگر لاکان می‌گوید ناخودآگاه امری بیولوژیکی نیست بلکه امری شدیداً زبانی‌ست از این رو انسان جامع به سه ساحت، ذهن، زبان و عین اصالت می‌دهد زیرا زبان‌گرایان ، فقط به ذهن محدود نشده‌اند (زبان‌گرایان) معتقدند همه چیز جعل زبان است و عین‌گراها تنها به تن محدود نشده‌اند که جهان را مستقل از ذهن در نظر بگیرند. این در حالی است که زبان علاوه بر جعل کشف نیز می‌کند یعنی عین مستقل از زبان نیز وجود دارد. لذا:• ذهن‌گرایی، مشاهده فرایند و برآیند ذهن است.• عین‌گرایی عین مستقل از ذهن• زبان‌گرایی، عین و ذهن فرایند و برایند زبان است.• اما هر سه ساحت ظرفیت موجودی «من»‌انند برای تبلور امکانات وجودی، و هر یک مستقل از دیگری نیست. هم‌افزایی یعنی هر یک مستقل هستند اما هر سه با هم جامعیت انسان را می‌سازند. زیرا انسان فرایند و برآیند ظرفیت‌های موجودی برای نمود امکانات وجودی است که سبب می‌شود فرد بر زمین مسلط شود. (آذرپیک، 1402)از این رو بر اساس این سه نگرش چندین نوع مکتب ادبی نیز شکل گرفته است از جمله:1) از جمله مکاتب وجودی می‌توان هایکو و ایماژیسم اشاره کرد که به عینیت مستقل از ذهن باور دارند.2) مکاتبی که عینیت را قلمرو ذهن می‌دانند مثل سمبولیسم، سورئالیسم3) مکاتب زبان‌گرایی عین و ذهن را مجعول زبان دانسته و کشف نمی‌دانند.بنابراین انسان جامع در پست‌مدرن در سه ساحت عین و ذهن و زبان نسبی است عدم قطعیت در ساحت هستی‌شناسی سوژه‌ی پست‌مدرن رخ می دهد و دارای هویت وضعیتی است. هویت وضعیت‌مدار در پست‌مدرن ثابت نیست، غیر تاریخی نیست در واقع سوژه یا فرد تابع وضعیت است. مانند وضعیت افراد در شرایط بحرانی، به علت اینکه بحران مدام در حال تغییر است جامعیت در پست‌مدرن جامع نسبی است. و مدام از یک شاخه به شاخه‌ی دیگر تغییر وضعیت می‌دهد و سوژه‌ای سیال است. (همان)در وضعیت‌ هویت‌مدار تئوری سیال ذهن مطرح می‌شود. و سوژه ثابت نیست بلکه فروپاشیده است و تکیه‌گاه مذهبی، معنویف ملی، هویتی و... ندارد بنابراین انسان پست‌مدرن در وضعیت‌های مختلفی دست و پا می‌زند و فرد تابع شناسای وضعیتی می‌شود که در آن قرار دارد. در هر فردی یک «من» پریشان وجود دارد که در جهان ذهن و زبان و تن موجود است اما این من در جهان ذهنی‌اش پر از ابهام و زبان هم مبهم است.و با انسان در وضعیت فرایی کاملاً متفاوت است زیرا انسان در وضعیت فرایی به وضعیت آشناست و از آن به شناخت رسیده است لذا هر زمان که ممکن باشد از آن فراروی می‌کند و دیگر ساحت‌ها را خواهد شناخت.گسست در باورها و عواطف انسان پست‌مدرن در عین و اجتماع نمود می‌یابد و گسست در عینیت در زبان و ذهن نمود می‌یابد. و ذهنیت گسسته‌مند را در باورها، اعتقادات و عواطف و احساسات، معنویت، باور، ارزش و آرمان فرد دچار فروپاشیدگی می‌شود. و در نتیجه به گسست از الگوهای پیشینمنجر می‌شود لذا گسست عامل فروپاشیدگی در سوژه است. اما جهان مدرن و سنت جهان پیوست است پیوست به یک ملت، به یک قومیت، به یک مذهبف و...گسست باورها را دچار فروپاشیدگی می‌کند و به تبع جامعه نیز دچار گسست می‌شود و ابژه هم فروپاشیده می‌شود. و متن از لحاظ فرم، ساختار، زبان، محتوا، و .. فروپاشیده می‌شود.پس در انسان جامع پست‌مدرن سوژه‌ی شکاک شکل می‌گیرد و شک محور فردیت را شکل می‌دهد. اما انسان در وضعیت پیوست دچار شک دکارتی می‌شود لذا سوژه‌ی پست‌مدرن، سوژه‌ی وفادار آلن بدیویی نیست بلکه سوژه‌ی شکاک نسبت به خود و اطراف ناوفادار و ناباور است.</description>
                <category>هنگامه اهورا</category>
                <author>هنگامه اهورا</author>
                <pubDate>Sat, 25 Oct 2025 13:56:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مقاله «فراشعر جامع پست مدرن» به قلم دکتر آرش آذرپیک و نیلوفر مسیح_ دوازدهمین کنفرانس بین‌المللی گرجستان_ پارت دوم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20807410/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%A2%D8%B1%D8%B4-%D8%A2%D8%B0%D8%B1%D9%BE%DB%8C%DA%A9-%D9%88-%D9%86%DB%8C%D9%84%D9%88%D9%81%D8%B1-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD-%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-zokfxkfeo6ja</link>
                <description>پذیرفته شده در دوازدهمین کنفرانس بین‌المللی زبان، ادبیات، تاریخ و تمدن/ گرجستان، دانشگاه ابن‌سینا/ ۲۵ شهریور ۱۴۰۳مقدمه شعر دهه‌ی هفتاد تا پیش از شعر جامع فراگفتار که توسط آرش آذرپیک مانیفست آن در نشریه‌ی «بیستون» صفحه‌ی ادبی «گل صد برگ» منتشر شده بود در دو گفتمان شعر زبان و شعر بیان خلاصه می‌شود. یعنی گروهی بر ویژگی‌های زبانی در شعر (براهنی و شاگردانش) و گروهی بر ویژگی‌ بیانی (نیمایی‌سراها، سپیدسراها و...) تأکید داشتند. اما شعر جامع فراگفتار با بیان اصل جامعیت که از کل گشتالتی تبعیت می‌کرد درصدد بود نوعی شعر جامع ویژگی‌های بیانی و زبانی را خلق نماید. فراشعر پست‌مدرن نیز که زیر شاخه‌ای از شعر جامع فراگفتار می‌باشد بر خصوصیت جامعیت تأکید دارد. پس می‌توان گفت فراشعر پست‌مدرن جامع صداهای غیرمرتبط با یکدیگر، جامع خورده‌روایت‌های سرگردان در متن، جامع تصاویر غیرمرتبط، دیالوگ‌های سرگردان، تصاویر معلق، انواع معناگریزی، معناپرهیزی، عدم غایت‌گرایی، سوژه‌ی فروپاشیده، ابژگی‌زبان که در خلال آن شاعر و سوژه نیز ابژه می‌شود. این در حالی است که فراشعر فرائیستی با تبعیت از اصل هم‌افزایی در عین و حین خودافزایی و خودافزایی در عین و حین هم‌افزایی اصل جامعیت گشتالتی که در ان ساختار حاصل جامعیت و ارتباط اجزا با یکدیگر است را سامان می‌دهد. فراشعر فرائیستی حاصل اصل وحدت در کثرت و کثرت در وحدت می‌باشد. از این نظر جامعیت و وحدت دو کلید واژه‌ی متفاوت و متمایز و هر دو حاصل دو نگرش متفاوت در دو دوران تاریخی و فرهنگی متفاوت می‌باشند. حال این سؤال مطرح می‌شود که چرا دو ژانر فراشعر دارای تمایزات اصولی و فلسفی متفاوت هستند ؟ و دلیل این تفاوت‌ها چیست؟ این پژوهش درصدد است که جامعیت در فراشعر پست‌مدرن و فراشعر فرائیستی را بررسی کند. بیان مسأله در اواخر دهه‌ی هفتاد که دو گفتمان غالب سیمینی و براهنی در شعر مدرن و پست‌مدرن شکل گرفت، گفتمان دیگری متولد شد که در روزنامه‌ها و جراید اعلام حضور کرد که فراتر از کشمکش میان زبان‌گرایان و بیان‌گرایان، در طرف جامعیت میان زبان‌گرایی و بیان‌گرایی در شعر و خاصه در فراشعر ایستاد. از این رو فراشعر پست‌مدرن از لحاظ زبان، ساختار، محتوا و فرم تابع اصل جامعیت‌گرای گشتالت و فراشعر فرائیستی به تابعیت از نگرش جنس‌سوم و هم‌افزایی به اصل فلسفه‌ی وجودی ملاصدرایی با عنوان «وحدت در کثرت و کثرت در وحدت» روی آورد. هر چند نمی‌توان تأثیر نگرش‌های پست‌مدرن و مکتب اصالت کلمه بر این دو نوع فراشعر را نادیده گرفت. زیرا هر یک در خودآگاه و ناخودآگاه جمعی_فردی هفتگانه در دوره‌های متفاوت پست‌مدرنیستی و فرائیستی تابع اندیشه، رسانه، زمان و مکان و زمان و نژاد و جنسیت متفاوتی بوده‌اند به گونه‌ای که زمان و مکان و سوژه و ابژه و... در دو دوره تعاریف متفاوت و متضادی دارند. و می‌توان گفت که فراشعر پست‌مدرن مشرقی حاصل تفکر و دوران پست‌مدرنیستی و فراشعر فرائیستی متعلق به دوران فرائیستی است. در این پژوهش ضمن بیان تعریف اصل جامعیت، ویژگی‌دوران‌های نگرشی حاکم بر جهان را بررسی خواهیم کرد.     پیشینه‌ی پژوهش در مورد ژانر فراشعر تا به حال کتب و مقالات بسیاری به رشته‌ی تحریر در آمده، از جمله، «چشم‌های یلدا و کلمه کلید جهان هولوگرافیک» (1396)، «واژه‌ها از زبان گریخته‌اند» (1402)، «جنبش ادبی 1400» (1400) و ... همچنین در این راستا می‌توان از مقالاتی چون فراشعر پست‌مدرن در شعر دهه‌ی هفتاد (1403)، فراشعر پست‌مدرن و انسان در وضعیت آیکونیکال (1402) و...نام برد اما تا به حال در مورد «اصل جامعیت در فراشعر» نوشتاری منسجم منتشر نشده است. از این رو این نوشتار از جمله نخستین پژوهش‌هایی‌ست که به این موضوع پرداخته است. پرسش‌های پژوهش 1_اصل جامعیت در فراشعر به چه صورت است؟ 2_آیا جامعیت در فراشعر پست‌مدرن و فراشعر فرائیستی متفاوت است؟  3_جامعیت در فراشعر تحت تأثیر چه عواملی می‌باشد؟ </description>
                <category>هنگامه اهورا</category>
                <author>هنگامه اهورا</author>
                <pubDate>Sat, 25 Oct 2025 13:36:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مقاله «فراشعر جامع پست مدرن» به قلم دکتر آرش آذرپیک، نیلوفر مسیح_ دوازدهمین کنفرانس بین‌المللی گرجستان_ پارت نخست</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20807410/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%A2%D8%B1%D8%B4-%D8%A2%D8%B0%D8%B1%D9%BE%DB%8C%DA%A9-%D9%86%DB%8C%D9%84%D9%88%D9%81%D8%B1-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD-%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA-tinjlndbrcej</link>
                <description>پذیرفته شده در دوازدهمین کنفرانس بین‌المللی زبان، ادبیات، تاریخ و تمدن/ گرجستان، دانشگاه ابن‌سینا/ ۲۵ شهریور ۱۴۰۳فراشعر جامع پست‌مدرنآرش آذرپیکArashazarpei5858@gmail.comپروین احمدیniloufarmasih@gmail.comچکیده جامعیت یکی از شاخصه‌های فراشعر پست‌مدرن است که در دهه‌ی هفتاد در آثار شاگردان آذرپیک نمود یافت، جامعیت به معنای کامل بودن نیست تنها جامع ویژگی‌های زبانی و بیانی شعر است. از این رو جامعیت نقطه‌ی عطفی است که مرزهای فراشعر پست‌مدرن و فراشعر فرائیستی از یکدیگر متمایز می‌کند. با توجه به این که با تعاریف متعددی از کل مواجه هستیم می‌توان کل موجود در فراشعر پست‌مدرن مشرقی را حاصل نگاه گشتالتی به کل و فراشعر فرائیستی را تابع اصل وحدت در کثرت و کثرت در وحدت دانست. این نوشتار به روش توصیفی_تحلیلی درصدد است ضمن ارائه تعاریفی از کل، ماهیت جامعیت در فراشعر پست‌مدرن و فراشعر فرائیستی را مشخص و عناصر جامع‌گرایی را در فراشعر بیان می‌نماید. با مشخص کردن ویژگی‌های هر دوران تاریخی، سنت، مدرن، آنتی‌مدرن، پست‌مدرن و فرائیستی بیان کند که هر کدام از انواع فراشعر بیانگر یک دوره‌ی تفکری چه خصوصیاتی می‌توانند داشته باشند. در نتیجه آن که فراشعر پست‌مدرن با توجه به دوران پست‌مدرن شاخصه‌های پست‌مدرن را نمود بخشیده و فراشعر فرائیستی نیز توانسته شاخصه‌های متفاوت‌تری را نمود ببخشد.   کلمات کلیدی: شعر دهه‌ی هفتاد، فراشعر، جامعیت، پست‌مدرن، آنتی‌مدرن</description>
                <category>هنگامه اهورا</category>
                <author>هنگامه اهورا</author>
                <pubDate>Sat, 25 Oct 2025 13:29:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>غزلواژه‌ی ۶ به قلم هنگامه اهورا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20807410/%D8%BA%D8%B2%D9%84%D9%88%D8%A7%DA%98%D9%87-%DB%8C-%DB%B6-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85-%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%B1%D8%A7-lcncmgnp2ymp</link>
                <description>غزلواژه سبکی پیشتاز در غزل دهه­ ی هفتاد است که به پیشنهاد آرش آذرپیک به عنوان نخستین شاخه­ ی کلاسیکِ ژانرِ جهانشمولِ واژانه توسط هنگامه اهورا اعلام حضور کرد.زندگی، برگ برگ، عقل، شهودنه سفر، نه صنم، نه مهمانیمحو خیام، حافظِ سعدیهمکلام عبید زاکانیجهشی، یک کلاس، شش ماههمومن علم، قبله، دانشگاهزندگی پاره پاره، آخر سردکترای علوم انسانیدر به در، کار، هیچ اندر هیچماه در ماه، پیچ اندر پیچصندلی صندلی، شکمبارهمغز خالی، زگیل پیشانیقرض، تحقیر، آبروریزانمدرکش کوزه کوزه آویزاننان خشکیده، ضایعات شهردکترای علوم نیسانی.</description>
                <category>هنگامه اهورا</category>
                <author>هنگامه اهورا</author>
                <pubDate>Mon, 14 Apr 2025 15:31:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>غزلواژه‌ی ۵ به قلم هنگامه اهورا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20807410/%D8%BA%D8%B2%D9%84%D9%88%D8%A7%DA%98%D9%87-%DB%8C-%DB%B5-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85-%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%B1%D8%A7-knkw6axtwzeg</link>
                <description>غزلواژه سبکی پیشتاز در غزل دهه­ ی هفتاد است که به پیشنهاد آرش آذرپیک به عنوان نخستین شاخه­ ی کلاسیکِ ژانرِ جهانشمولِ واژانه توسط هنگامه اهورا اعلام حضور کرد.چای، لبخند، چارقد، باباشرم، حسرت، جواب رد، بابانامه، گل، اشک، کوچه، همسایهترک تحصیل، گل، لگد، بابانامه، نخ، سنگ، نیمه‌شب، پرتابعاشقی خام، نابلد، بابابرق چاقو، حیاط خون‌آلودنامه‌ها پاره، یک جسد، بابا.</description>
                <category>هنگامه اهورا</category>
                <author>هنگامه اهورا</author>
                <pubDate>Mon, 14 Apr 2025 15:25:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>غزلواژه‌ی ۴ به قلم هنگامه اهورا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20807410/%D8%BA%D8%B2%D9%84%D9%88%D8%A7%DA%98%D9%87-%DB%8C-%DB%B4-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85-%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%B1%D8%A7-f3zyx8jqds0x</link>
                <description>غزلواژه سبکی پیشتاز در غزل دهه­ ی هفتاد است که به پیشنهاد آرش آذرپیک به عنوان نخستین شاخه­ ی کلاسیکِ ژانرِ جهانشمولِ واژانه توسط هنگامه اهورا اعلام حضور کرد.«لعنتی!»، مشت، لب‌گزان، فرمان، بوت شیک زنانه، شب، بورانباک خالی، لگد، «کمک!»، گریان، بوت شیک زنانه، شب، بورانزوزه‌ی گرگ، زن، «کمک!»، سرما، بوق ماشین، صدای دندان‌هاگوش کر، پنبه‌دانه‌ها رقصان، بوت شیک زنانه، شب، بورانخودرو تابوت، جاده گورستان، کاج‌ها رژه‌ی کفن‌پوشانیک شبح، لب کبود، زن، هذیان، بوت شیک زنانه، شب، بورانخواب یک کاسه سوپ، شومینه، رقص آتش، کتاب، موسیقیعطر دمنوش، بوسه، رژ، فنجان، ناگهان باز زوزه، شب، بورانخواب ماه‌عسل، شنا، ساحل، اسکله، لنج، موج، شن‌بازیمنقل سرخ، جوجه‌ها چرخان، ناگهان باز زوزه، شب، بورانمرد، ترسان، دوان‌دوان، ماشین، نبض، سیلی، نفس، بغل، پالتوناله، زن، خسته، دوش جنگلبان، بوت شیک زنانه، شب، بورانردپاها، قدم‌قدم سنگین، برف یکریز، کورسو، روزهمرد، سرفه، نفس‌زنان، لنگان، بوت شیک زنانه، شب، کلبهتخت، یک کاسه سوپ، شومینه، رقص آتش، شراب، زن، هشیارقفل در، مرد، خنده، زن، لرزان، بوت شیک زنانه، شب، کلبهجیغ، سیلی، «کمک!»، لگد، خنده، چشم وحشی، «کمک!»، لگد، حملهپنبه‌ی برف، گوش کر، شیطان، بوت شیک زنانه، شب، کلبهجیغ، بطری، زمین، شکستن، زن، شیشه، رگ، خودزنی، هراسان، مردملحفه، پاره، سرخ، زن بی‌جان، بوت شیک زنانه، شب، کلبهگرگ و میش، آسمان کدر، جنگللرزش کیسه، دوش جنگلبان.</description>
                <category>هنگامه اهورا</category>
                <author>هنگامه اهورا</author>
                <pubDate>Mon, 14 Apr 2025 15:22:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>غزلواژه‌ی ۳ به قلم هنگامه اهورا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20807410/%D8%BA%D8%B2%D9%84%D9%88%D8%A7%DA%98%D9%87-%DB%8C-%DB%B3-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85-%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%B1%D8%A7-x9xzjlevcdpa</link>
                <description>غزلواژه سبکی پیشتاز در غزل دهه­ ی هفتاد است که به پیشنهاد آرش آذرپیک به عنوان نخستین شاخه­ ی کلاسیکِ ژانرِ جهانشمولِ واژانه توسط هنگامه اهورا اعلام حضور کرد.مه، هوا گرگ و میش، باران، منمنتظر، نارفیق، میدان، مننق نق خانواده، هق‌هق تندساعت پنج، راهبندان، مننعره، شرخر، زنان همسایهخانه، تب، گیسوی پریشان، منریزش کوه،‌کرنش دیوارچک برگشت‌خورده، زندان، من️️️***تو ستون، تو په‌راو، تو آغوششب، زریوار، گل، مریوان، من.</description>
                <category>هنگامه اهورا</category>
                <author>هنگامه اهورا</author>
                <pubDate>Mon, 14 Apr 2025 14:49:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>غزلواژه‌ی ۲ به قلم هنگامه اهورا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20807410/%D8%BA%D8%B2%D9%84%D9%88%D8%A7%DA%98%D9%87-%DB%8C-%DB%B2-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85-%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%B1%D8%A7-cwqd6e9vsn9z</link>
                <description>غزلواژه سبکی پیشتاز در غزل دهه­ ی هفتاد است که به پیشنهاد آرش آذرپیک به عنوان نخستین شاخه­ ی کلاسیکِ ژانرِ جهانشمولِ واژانه توسط هنگامه اهورا اعلام حضور کرد.آلبومی پاره‌پاره، خاکستر، شعله‌ها، اشک، دود، شومینهاولین عکس: ساحل بندر، شعله‌ها، اشک، دود، شومینهصفحه‌ی بعد: هلهله، چوپی، سفره‌ی عقد، تاج گل، شاباشپنجمین عکس: هدیه، انگشتر، شعله‌ها، اشک، دود، شومینههمقدم، کافه، کیک، نسکافه، لاله‌زار، عاشقی، غزل، بوسهگنج قارون، گوزن‌ها، قیصر، شعله‌ها، اشک، دود، شومینهصفحه‌ی بعد: طعنه، نازایی، پول رمال‌ها، دعا، دکترآخرین عکس: دلبری دیگر، شعله‌ها، اشک، دود، شومینهگیس جوگندمی، فشار خون، تخت خالی، اتاق‌ها خاموشپاکتی زرد، قرص خواب‌آور، شعله‌ها، اشک، دود، شومینهساعت خواب‌رفته، زن، آغوش، یک عروسک، طنین لالاییچشم بی‌پلک، خیره، لب، تیره، خانه‌ای سرد، بی در و پیکر.</description>
                <category>هنگامه اهورا</category>
                <author>هنگامه اهورا</author>
                <pubDate>Mon, 14 Apr 2025 14:40:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>غزلواژه‌ی ۱ به قلم هنگامه اهورا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20807410/%D8%BA%D8%B2%D9%84%D9%88%D8%A7%DA%98%D9%87-%DB%8C-%DB%B1-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85-%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%B1%D8%A7-m7v0noptkuxh</link>
                <description>غزلواژه سبکی پیشتاز در غزل دهه­ ی هفتاد است که به پیشنهاد آرش آذرپیک به عنوان نخستین شاخه­ ی کلاسیکِ ژانرِ جهانشمولِ واژانه توسط هنگامه اهورا اعلام حضور کرد.قدم­ قدم، نم باران، دو هم­سفر، یک چترسکوت، خنده، خیابان، دو هم­سفر، یک چترنسیم، خش­ خش پاییز، کفش سردرگمغروب، خسته، شتابان، دو هم­سفر، یک چترپیام، زنگِ پیاپی، دوباره رد تماسقفس­ شکسته، گریزان، دو هم­سفر، یک چترشب، اسکناس مچاله، دکان سمساریکلید، خانه­ ی ارزان، دو هم­سفر، باران.</description>
                <category>هنگامه اهورا</category>
                <author>هنگامه اهورا</author>
                <pubDate>Mon, 14 Apr 2025 14:30:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شعر فراگفتار (ژانر زبانه) به قلم آریو همتی، از کتاب «آنتولوژی زبانه‌نویسان ایران» گردآورنده: دکتر آسو اوستا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20807410/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A7%DA%AF%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%DA%98%D8%A7%D9%86%D8%B1-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85-%D9%85%D8%AD%D8%AF%D8%AB%D9%87-%D9%87%D9%85%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A2%D9%86%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D9%88-%D8%A7%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7-fqppewk6lmak</link>
                <description>شعر فراگفتار (شعر جامع) یعنی هم‌افزایی شعر زبانی و شعر بیانی در یک اثر که برای نخستین بار در شعر دهه‌ی ۷۰ توسط آرش آذرپیک پایه‌گذاری شد.داد از نهاد جمله‌ای درآمد که تو را در قید امروز نوشتم تو خودت صبورانه شعرم را خواندی نه ثانیه به مداد کوچکم خیره شدی و با لبخندی ملایم گفتی: «ممنونم» اما نگفتی من باید کجا می‌نوشتمت که زمین زیر پایم نلرزد و ساعت با شنیدن آن عقربه‌هایش مچاله نشود اجازه بده قید همه چیز را بزنم در نوشتن تو!</description>
                <category>هنگامه اهورا</category>
                <author>هنگامه اهورا</author>
                <pubDate>Sun, 06 Oct 2024 20:48:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شعر فراگفتار (ژانر زبانه) به قلم مهدیه همتی، از کتاب «آنتولوژی زبانه‌نویسان ایران» گردآورنده: دکتر آسو اوستا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20807410/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A7%DA%AF%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%DA%98%D8%A7%D9%86%D8%B1-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%87-%D9%87%D9%85%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A2%D9%86%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D9%88-%D8%A7%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7-pyxhqowxoc2j</link>
                <description>شعر فراگفتار (شعر جامع) یعنی هم‌افزایی شعر زبانی و شعر بیانی در یک اثر که برای نخستین بار در شعر دهه‌ی ۷۰ توسط آرش آذرپیک پایه‌گذاری شد.بهار آمد کفشدوزک عطر گل را بویید گل خندید خورشید روی دیوار قصه‌ی عشق نوشت.</description>
                <category>هنگامه اهورا</category>
                <author>هنگامه اهورا</author>
                <pubDate>Sun, 06 Oct 2024 20:42:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شعر فراگفتار (ژانر زبانه) به قلم شبنم هاشمی، از کتاب «آنتولوژی زبانه‌نویسان ایران» گردآورنده: دکتر آسو اوستا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20807410/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A7%DA%AF%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%DA%98%D8%A7%D9%86%D8%B1-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85-%D8%B4%D8%A8%D9%86%D9%85-%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A2%D9%86%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D9%88-%D8%A7%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7-bgzzggnlvp7h</link>
                <description>شعر فراگفتار (شعر جامع) یعنی هم‌افزایی شعر زبانی و شعر بیانی در یک اثر که برای نخستین بار در شعر دهه‌ی ۷۰ توسط آرش آذرپیک پایه‌گذاری شد.تمام دهکده می‌گویند نزدیک خانه‌ی آن شاعر دیوانه نرو سه سال حرف همه را باور کردم اما اکنون پشت به تمام کلمات جهل به قدم زدن‌های تو خیره‌ام و می‌دانم در اصطبل بی‌سقف تو چه می‌گذرد خود پرواز چهارنعلِ هفت اسب بالدار را گرداگرد تو دیده‌ام در غروب می‌دانم شعرهای تو وقتی می‌نویسند از گربه‌هایی که آشیانه‌آشیانه دانه می‌ریزند برای پرنده‌ها و مرغانی که سطر آسمان را زیر خط خانگی بودن عاشقانه پنهان کرده‌اند هیچ گاه از خواب و خیال نگفته‌ای فقط در آینه مدام می‌گویم: «چرا سه سال از زندگی‌ام را نزیسته‌ام؟!»</description>
                <category>هنگامه اهورا</category>
                <author>هنگامه اهورا</author>
                <pubDate>Sun, 06 Oct 2024 19:33:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شعر فراگفتار (ژانر زبانه) به قلم مریم نوروزعلی، از کتاب «آنتولوژی زبانه‌نویسان ایران» گردآورنده: دکتر آسو اوستا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20807410/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A7%DA%AF%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%DA%98%D8%A7%D9%86%D8%B1-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A2%D9%86%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D9%88-%D8%A7%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7-z5lrvaxkgtst</link>
                <description>شعر فراگفتار (شعر جامع) یعنی هم‌افزایی شعر زبانی و شعر بیانی در یک اثر که برای نخستین بار در شعر دهه‌ی ۷۰ توسط آرش آذرپیک پایه‌گذاری شد.کابوس‌ها را دیگر از جهان رؤیاها دیپورت کرده‌اند به حوالی کوچه‌ی خرداد جنوبی پلاک چهار نمی‌گویند در این محل خانواده‌ و پرونده‌ها نفس می‌کشند قوطی قرص‌های خواب خالی‌تر از رختخواب من که خیره‌ام به دری که تنها جای کلیدش را زیر گلدان دم در فقط تو می‌دانی و کسی که این شعر را می‌خواند چه می‌شود اگر آدرس گم‌شده‌ام را منتشر کنم روی کتاب شعرم و بفرستم برای تمام مراکز این شهر الا این پزشک قانونی لعنتی که گوشی‌ام را سوزاند از بس تماس می‌گیرد.</description>
                <category>هنگامه اهورا</category>
                <author>هنگامه اهورا</author>
                <pubDate>Sun, 06 Oct 2024 19:29:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شعر فراگفتار (ژانر زبانه) به قلم سولماز نصرآبادی، از کتاب «آنتولوژی زبانه‌نویسان ایران» گردآورنده: دکتر آسو اوستا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20807410/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A7%DA%AF%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%DA%98%D8%A7%D9%86%D8%B1-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85-%D8%B3%D9%88%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%B5%D8%B1%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A2%D9%86%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D9%88-%D8%A7%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7-thyqomfo4vmz</link>
                <description>شعر فراگفتار (شعر جامع) یعنی هم‌افزایی شعر زبانی و شعر بیانی در یک اثر که برای نخستین بار در شعر دهه‌ی ۷۰ توسط آرش آذرپیک پایه‌گذاری شد.دستم ریخته روی سگرمه‌های غروب انگشت‌هایم را باد جمع می‌کند توی ماضی بعید «ایستاده‌ام» پشت پنجره است پنجره پشت سار پشت صف خط‌هایی پا نمی‌کشند از پیاده/سار تا برسم دستم گذشته کار از کار و این تعقیب بی‌سرانجام پوست سفر را تکه پاره خالی شده از دست‌ام! این همه خاموشی زائر کدام فاصله است؟! که لاف بی‌معجزه‌ام کلمه سیر نمی‌کند لحاف را جلو می‌کشم خواب مانده ساعت.</description>
                <category>هنگامه اهورا</category>
                <author>هنگامه اهورا</author>
                <pubDate>Sun, 06 Oct 2024 19:21:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شعر فراگفتار (ژانر زبانه) به قلم بهرام نامداری، از کتاب «آنتولوژی زبانه‌نویسان ایران» گردآورنده: دکتر آسو اوستا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20807410/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A7%DA%AF%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%DA%98%D8%A7%D9%86%D8%B1-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85-%D8%A8%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A2%D9%86%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D9%88-%D8%A7%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7-zyentkv3wzc3</link>
                <description>شعر فراگفتار (شعر جامع) یعنی هم‌افزایی شعر زبانی و شعر بیانی در یک اثر که برای نخستین بار در شعر دهه‌ی ۷۰ توسط آرش آذرپیک پایه‌گذاری شد.به کاهدانم می‌زنی و به آتش می‌کشی‌اش تا از دل خاکسترش سوزنی را بیابی که روزگاری قلبم را به قلبت دوخت کجاست دستی که آب را بر آتشم بنویسد؟</description>
                <category>هنگامه اهورا</category>
                <author>هنگامه اهورا</author>
                <pubDate>Sun, 06 Oct 2024 19:15:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شعر فراگفتار (ژانر زبانه) به قلم لیلا نامداری، از کتاب «آنتولوژی زبانه‌نویسان ایران» گردآورنده: دکتر آسو اوستا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20807410/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A7%DA%AF%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%DA%98%D8%A7%D9%86%D8%B1-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85-%D9%84%DB%8C%D9%84%D8%A7-%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A2%D9%86%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D9%88-%D8%A7%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7-pffmkebfv8sw</link>
                <description>شعر فراگفتار (شعر جامع) یعنی هم‌افزایی شعر زبانی و شعر بیانی در یک اثر که برای نخستین بار در شعر دهه‌ی ۷۰ توسط آرش آذرپیک پایه‌گذاری شد.از پشت کامپیوتر تکان نمی‌خورد   بی‌خبر از جهان اتفاق  بی‌خبر از  باغ و درخت و انارها  بی‌خبر از مرغ همسایه که روزگاری غاز می‌خواندش آهای یک نفر پروانه بنویسد پایان پیله را.</description>
                <category>هنگامه اهورا</category>
                <author>هنگامه اهورا</author>
                <pubDate>Sun, 06 Oct 2024 19:12:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شعر فراگفتار (ژانر زبانه) به قلم شهریار میرزاپور، از کتاب «آنتولوژی زبانه‌نویسان ایران» گردآورنده: دکتر آسو اوستا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_20807410/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A7%DA%AF%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%DA%98%D8%A7%D9%86%D8%B1-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%BE%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A2%D9%86%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D9%88-%D8%A7%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7-hasf9mx6avno</link>
                <description>شعر فراگفتار (شعر جامع) یعنی هم‌افزایی شعر زبانی و شعر بیانی در یک اثر که برای نخستین بار در شعر دهه‌ی ۷۰ توسط آرش آذرپیک پایه‌گذاری شد.در دوردست‌ها آسمانی‌ست که بارانش سبز می‌رویاند در دوردست‌ها امواج می‌رقصند پرنده‌ها بر کوه‌ها و شاخه‌ها می‌خوانند من مچاله‌ای که ویلچر هم مرا پرت می‌کند مدام چای داغ هنوز عادت نکرده نسوزاندم و تو  تویی که می‌نویسمت با تمام اخم‌ها با تمام بر سر زدن‌ها در سرزدن‌های همیشه‌ات در پرانتزی خود را کنار من قفس نوشته‌ای کسی نمی‌داند آن دوردست‌ها دو سطر بعدِ همین پنجره است.</description>
                <category>هنگامه اهورا</category>
                <author>هنگامه اهورا</author>
                <pubDate>Sun, 06 Oct 2024 19:07:44 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>