<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های منیره سادات جارچیان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_21520037</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 06:35:18</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2370064/avatar/2hP4Xy.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>منیره سادات جارچیان</title>
            <link>https://virgool.io/@m_21520037</link>
        </image>

                    <item>
                <title>معرفی کتاب خدمتکار و پروفسور</title>
                <link>https://virgool.io/@m_21520037/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%81%D8%B3%D9%88%D8%B1-rvrmtkynaysr</link>
                <description>خدمتکار و پرفسور نوشته یوکو اوگاوا( ۱۹۶۲) ریاضیدان و نویسنده ژاپنی است که نشر آموت با ترجمه کیهان بهمنی چاپش کرده است.رمانی لطیف درباره روابط انسانی با دستمایه های ریاضیات و بیسبال که اینجا گویی سمبل زندگی هستند ؛ کار و تلاش، خستگی ناپذیری، امید هر روزه و هر باره برای پیروزی بر حریف و مسئله.پروفسور پیر، ریاضیدانی که بر اثر تصادف حافظه ای ۸۰ دقیقه ای دارد، خدمتکار و پسر کوچکش، توجه و مهربانی های کوچک و جذاب در روابط آنها و روابط بین اعداد رمان را سر و شکل می دهد.شما به خواندن درباره غریبه هایی دعوتید که پس از مدتی دلبسته هم می شوند و تبدیل به خانواده ای. هر چند پرفسور آنها را پس از ۸۰ دقیقه دیگر به یاد نمی آورد جز از راه یادداشتی سنجاق شده بر کتش ولی او همیشه در خاطر آنها می ماند و به یاد آورده می شود و زندگی می کند.او حافظه اش را از دست داده اما انسانیت، تشخص،قیود و ریاضیات را نه.زیبایی های روابط انسانی و روابط اعداد.</description>
                <category>منیره سادات جارچیان</category>
                <author>منیره سادات جارچیان</author>
                <pubDate>Sat, 29 Apr 2023 17:51:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاب آوری وجود</title>
                <link>https://virgool.io/@m_21520037/%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-s0i1ea8bqhxd</link>
                <description>اینطور آمده است که پرسیدن از پاسخ دادن مهمتر است. پرسش های درست زندگی را می سازند و به کنه وجود آدمی رسوخ می کنند و او را به فکر وا می دارند. و انسانی که به عمق می رود چگونه زندگی را تباه می کند؟ چطور روحش را درگیر روزمرگی و مرگی آهسته و جانکاه می کند؟ حتی سرگشته دریاهای معنا بودن، بهتر از تباهی بی معنایی است که هر که به قدر وسع خود بجوید و چه باک اگر نرسد که در راه است: رهرو معنای وجود. و « راه» و « رفتن» خود معنا می سازد که ایستادن و ماندن، مرداب است؛ باتلاقی است که به حضیض می کشاند، حال آنکه سیر کردن در آفاق و انفس به پیش می برد که بالا می کشد اگر دلی بینا و بی زنگار، مسافر را همراه باشد. و به غیر از دل چه همراهانی سزاوار است این راه را؟ در دین اسلام آمده بعد از پیامبران برای انسان پیامبری درونی و معنوی به ویژه گذاشته شده است که همانا عقل باشد که خرد بهتر از هر چه ایزد بداد! این عقل که منشا علوم بسیاری است و از نشانه های پروردگار عالم در نظر برخی از کارکرد اصلی خود که دیدن، فهمیدن و سنجیدن است دور شده و بیمارگونه به سوی علم زدگی حرکت کرده و پیامدش انکار خدا و به دنبال آن بی معنایی و پوچی است.در کتاب « درباره معنی زندگی » اثر ویل دورانت(۱۹۸۱_۱۸۸۵) تاریخ نگار، فیلسوف و نویسنده آمریکایی سوالی مهم و چالش برانگیز پریده شده. اینکه برای چه به زندگی ادامه می دهید؟ زندگی چه مفهومی دارد؟ مایه دلخوشی انسان چیست و گنج نهفته زندگی در کجاست؟ پاسخ ها، کتاب را سر و شکل می دهند و بسیاری حاکی از آن که کار و تلاش و پیشرفت یا امرار معاش خود و خانواده معنای زندگی آنهاست یا کار و زندگی می کنند همچون حیوانات، مثل مرغی که بر تخمش می نشیند و به طور غریزی کاری را که باید انجام می دهد. برخی نیز عشق و روابط خانوادگی یا اینکه در خدمت مردمان بودن را معنای وجود خود می دانستند. ادوین آرلینگتون رابینسون شاعر آمریکایی می نویسد: اگر کسی ماتریالیست باشد یا معتقد به فلسفه ماشینی می توانم تصور کنم که برای او هیچ راه فراری از باور به بیهودگی وجود ندارد... نمی دانم چنین بی معنایی ای واقعیت دارد یا نه، فقط می دانم که ناتوانی فطری ام در باور به آن، واقعیت دارد.در واقع همانطور که در کتاب هم آمده: « ما در اینجا با چیزی به مراتب عمیق تر از کاهش ثروتمان، یا حتی مرگ میلیون ها انسان مواجهیم؛ این خانه ها و خزانه های ما نیستند که خالی اند، قلب های ماست که خالی است.»ویل دورانت با اینکه در پیری از خدای روی گردانده اما باز می نویسد که خدا سرچشمه زندگی است.زندانی محکوم به حبس ابد می نویسد که زندانی بودن موجب بدبختی نیست و آیا همه کسانی که آزادند خوشبخت هستند؟ و من اضافه می کنم تا زندان کدام باشد. زندان بی باوری و بی اعتمادی به نشانه های معناداری جهان و زندگی، آری زندانی این زندان بدبخت است.دورانت می نویسد:« اگر کسی بخواهد به زندگی خود معنی ببخشد، باید هدفی بزرگتر از وجود خودش و پایدارتر از زندگی خودش داشته باشد.»« در نهایت بزرگترین پرسش این است که آیا انسان ها می توانند زندگی بدون خدا را تاب بیاورند؟»این مطلب را برای چالش کتابخوانی طاقچه ۱۴۰۲ نوشته ام.</description>
                <category>منیره سادات جارچیان</category>
                <author>منیره سادات جارچیان</author>
                <pubDate>Mon, 17 Apr 2023 06:10:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ادامه پست قبلی، لیست</title>
                <link>https://virgool.io/@m_21520037/%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%82%D8%A8%D9%84%DB%8C-%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%AA-zus7xazkersz</link>
                <description>پیشنهاد می کنم پلک ماهی رو بخونید./ شرق بهشت از جان استاین بک، واقعا عالی!/ نیایش های چرنونیل، درباره این واقعه فاجعه بار و انسانهای آسیب دیده. درد آور بود/۹ مرد موفق، ۹۰ رمز موفقیت از کتابهای کسب و کار  از انتشارات شبکه/ سال های سگی از ماریو بارگاس یوسا. این کتاب هم عالی هست!/ برف های کلیمانجارو از همینگوی. زود بگویم که سالها پیش کتابی از ایشون موندم به نام در زمان ما که ۱۶ داستان کوتاه بود که با داستانک های شروع می شد و بسیار ساختار این کتاب جذاب بود طوری که می شد داستانک ها وداستانها  رو،یعنی همه رو با هم دید و به هم ربط داد. دوست دارم دوباره بخونمش!/ و اما چند داستان کوتاه: مردی که مدام با چترش بر سرم می گویید از فرناندو سورنتینو/ گرگ و میش غروب از موتور هیو مونرو ؛ هر دو رایگان و در مطالعه در وقت اضافه در طاقچه. در واقع من هم کتاب فیزیکی می خونم هم کتاب الکترونیک و کمی هم صوتی( خیلی کمتر)/ چند کتاب هم شروع کرده بودم که هنوز تموم نشده: کشتن کتابفروش از نیماژ/ بعد از جنگ: گزارش‌های مستند/ بیشعوری/ خدمتکار و پرفسور از نشر آموت/ هیولای دریایی از پل استر از نشر ماهی/ محدودیت صفر از نشر کتیبه پارسی/ تاریخ سری جنایت های استالین از الکساندر آرلوف/ وقتی چند تا کتاب با هم دست می گیری همین میشه که کتابها نصفه می مونند? اما در سال جاری کتابهای منبع کنکور ارشد ادبیات نمایشی رو باید بخونم.</description>
                <category>منیره سادات جارچیان</category>
                <author>منیره سادات جارچیان</author>
                <pubDate>Fri, 14 Apr 2023 06:25:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لیست کتابهای ۱۴۰۱ و نقشه راه ۱۴۰۲</title>
                <link>https://virgool.io/@m_21520037/%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B1-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B2-t9jm87bqo4ns</link>
                <description>بالاخره لیست کتاب هایم آماده شد و این اولین باری است که چنین لیستی تهیه می کنم. باشد که هر سال پر بار تر باشد!باید بگم که  داستان های علمی تخیلی رو  خیلی دوست دارم و چون زمان نوجوانی از ژول ورن نخوندم پارسال این کار رو انجام دادم :ناخدای پانزده ساله/ ماجراهای آفریقا / جزیره اسرار آمیز/ و از هربرت جورج ولز کتاب ماشین زمان و همین جا بگم که در همان نوجوانی از کانون پرورش فکری  کتاب کوه های سفید رو خوندم که خیلی دوست داشتمش. جلد دوم و سوم اون شهر طلا و سرب و برکه آتش نام داره که دوباره می خواهم این سه جلد رو بخونم. چند سال پیش یه کتاب از نویسنده سولاریس، یعنی استانیسلاو لم خوندم به نام شکست ناپذیر که خیلی جذاب بود. در زمان جنگ سرد نوشته شده  و داستان در سیاره ناشناخته ای در جریان است. این کتاب چاپ تمام است و از نشر افق و من از کتابخونه گرفتمش. اگر دوباره چاپ بشه می خرمش./روح پراگ از ایوان کلیما از نشر نی و با ترجمه خشایار دیهیمی. چند جستار با موضوعات مختلف از قبیل خود شهر پراگ، جنگ جهانی دوم و اردوگاه های کار، ادبیات، فرهنگ و کافکا.../ مدام در خاطرم هستی از پری دژآلود و نشر حدیث قلم که در ادامه کتاب دیگر ی از همین نویسنده به نام اندیشه ها نمی میرند هستش. این دو رمان جالب از یه داستان اصلی و داستانهایی در دل اونها شکل کرفته، اجتماعی و پر ماجراست./ حالا کالاها وقت هست از ای. ال. دکتروف که مجموعه ای از داستانهای کوتاه جالب و در بعضی موارد تکان دهنده از خوی پلید بعضی انسان هاست مثل داستان خانه ای در دشت./ اسما و بانوی صورتی پوش از اریک امانوئل اشمیت از نظر دات. از زاویه دید یه بچه نوشته شده با دوازده نامه به خدا./ خیابان میگل از و. س. ماژول و با ترجمه مهدی غبرایی از نیماژ. ساختار رمان به شکل بخش های ست و زندگی افرادی را که در این خیابان ساکن هستند، می کاود و یک کل به دست می دهد از این خیابان، خیلی جذاب بود با همه ناکامی های سیاه پوستان این خیابان!/ ۸۱۴۹۰ تا کتاب آلبر شمبون است که ماجراهای واقعی از اردوگاه کار آلمانی هاست ./ شازده حمام که پنج جلد دارد و من فقط یک جلدش را خوانده ام. خاطرات آقای پاپلی یزدی که خیلی پرمایه و جذاب است./ نان، جنگ و کلارک گیبل از شهین دخت بهزادی و نشر مروارید. این کتاب هم خاطرات آقای زندگی نویسنده است بسیار شیرین و خواندنی./ آواز گوسفندها از مهدی رضایی که مجموعه داستان کوتاه است، گاهی نمادین و سیاسی./ سامسای عاشق از موراکامی/ عشق و معدن از حمید رضا رضوانی اول که باز هم شرح خاطرات و زندگی نامه است./ پلک ماهی از حامد حبیبی که داستان های کوتاه سورئالیستی است. ‌‌‌‌‌‌‌‌</description>
                <category>منیره سادات جارچیان</category>
                <author>منیره سادات جارچیان</author>
                <pubDate>Fri, 14 Apr 2023 06:00:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درباره کتاب «امید» گزین گویه های آنتوان چخوف</title>
                <link>https://virgool.io/@m_21520037/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF-%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D9%86-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%86%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%86%D8%AE%D9%88%D9%81-ybi2nat85jsa</link>
                <description>وحید کیان گزین گویه های چخوف را در کتابی به نام «امید» گردآوری و ترجمه کرده است. کتاب دو زبانه است.چخوف آشنای همگان است، از مشاهیر ادبیات روسیه که در اوکراین به سال۱۸۶۰ چشم به جهان گشوده و در سال ۱۹۰۴ در مسکو به خاک سپرده شده.و اینجا برای شما به معدودی از این جملات اشاره می کنم تا در نگاه او به زندگی سهیم شویم.او می گوید: تشنه که باشی و به نظر بیاید می توانی همه اقیانوس را بنوشی، یعنی ایمان؛ قصد نوشیدن که کنی و فقط یکی دو جرعه بنوشی، یعنی علم.و اینکه آدمی همه باور اوست.با پای علم تا کجا می توان رفت و با ایمان تا کجا؟ و با هر دو چطور؟ و اگر آدمی باور است چرا به زندگی، به آینده، به نیکی، به شادی و به یکدیگر امید نداشته باشیم؟ به اینکه با باور به توانایی و طلای وجود خود، آینده را خواهیم ساخت و طراحی نو در می اندازیم. ایمان چون نیرو محرکه ای است که ما را به جلو خواهد برد و سرنوشت را خواهد ساخت. در قرآن این کتاب آسمانی آمده است که هیچ قومی تغییر نمی کند مگر خود خواسته باشد و تغییر را ایجاد کند و این همان است: قدرت ایمان و باور.چخوف در گفتگویی می آورد: لیوبف آندریونا:« هنوز دانش آموزی؟»ترافیمف:«انتظار دارم تا آخرین روز عمرم دانش آموز بمانم.»و در جای دیگر می نویسد: نه تنها از نکته های مثبت زندگی، بلکه از بدی های آن هم می آموزیم.و مردمانی که به زندگی امیدوارند همیشه در حال آموختن هستند حتی از بدی ها! چه نگاه مثبتی در این کلام نهفته است. گویی به روی مثبت اتفاقات بد هم نظر دارد که بی حکمت نیستند و ما را چون معلمی سرشار از شادی دانستن می کنند و این دانایی توشه راه برای زندگی بهتر می شود.توامان و بی وقفه در محضر خداوندیم و چخوف می نویسد: فقط خدا می تواند موفقیت را از شکست بدون خطا تشخیص دهد. و این یعنی تنها نیستیم و گرمی وجود او ما را در پناه خود می گیرد و قضاوت نهایی با اوست پس چرا خود را در به ظاهر بن بست های زندگی، شکست خورده و ناکام ببینیم؟ زیرا همیشه فرصت دوباره ای هست و این به برداشت و نگرش ما به اتفاقات و ماجراهای زندگی بستگی دارد و به راستی که خطای بزرگ و فاحش همانا ناامیدی است.او می نویسد: به نظر می آمد تا دقیقه ای دیگر راه حلی بیابند با این حال برای هر دو آن ها روشن بود که هنوز راه بسیار تا پایان پیش روست، راهی بسیار طولانی. این را هم می دانستند  که هنوز سخت ترین و  پیچیده ترین بخش این راه تازه دارد آغاز می شود.آری امید تلاش  را چون خون در رگهای مان به جریان می اندازد و زندگی دوباره می دهد. آری امید خود زندگی است هر چند که راه سخت و ناهموار باشد. امید پست افسردگی ها رابه خاک می مالد و چهره ها را گلگون می کند پس به امید زندگی، به امید امید!این متن رو برای چالش کتابخوانی طاقچه نوشته ام.فروردین۱۴۰۲</description>
                <category>منیره سادات جارچیان</category>
                <author>منیره سادات جارچیان</author>
                <pubDate>Wed, 05 Apr 2023 03:42:30 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>