<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های آرین آزمائی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_22559957</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 17:58:30</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3103363/avatar/kSaTqi.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>آرین آزمائی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_22559957</link>
        </image>

                    <item>
                <title>فروش تا جذب تیم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_22559957/%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%AA%D8%A7-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-%D8%AA%DB%8C%D9%85-ddygwgwfqomz</link>
                <description>مقدمهتا اینجای داستان تو مثلا یک فروشگاه اینترنتی راه انداختی که توی فروشگاهت داری مثلا تابلوهای نقاشیتو میفروشی که میتونی برای شروع بازیمون قسمت های قبلی مثل عملیات تا اولین فروش و راه اندازی کسب و کار دیجیتال رو بخونی.بیا بهش فکرکن. تو اولین فروشت رو داشتی و یک عالمه کار کردی و یک عالمه چیز جدید یادگرفتی. چون محتوای دیگران رو دیدی بلدی محتوای متوسط یا حتی خوب بسازی. چون حسابدار نداشتی یادگرفتی باید ریز مخارجت رو در بیاری. یادگرفتی محصول خوب درست بکنی و یادگرفتی مشتری‌هارو راضی نگه داری و یادگرفتی از چه کانالی باید مشتری بگیری.چرا جذب نیروبیا به این فکر کنیم که تو داری یکسری نقش بازی میکنی. نقش سوشال مارکتر رو بازی میکنی، نقش حسابدار رو بازی میکنی، داری سعی میکنی محاسباتت رو انجام بدی و داری سعی میکنی محصولات رو برای مشتری پست بکنی و جواب کاربرهارو میدی.اما اگر تا ابد بخوای همه کارهارو خودت انجام بدی، نمیتونی هیچ کدومش رو جلو ببری. به دوتا نکته فکرکن. اول اینکه تو بیزینست رو کوچیک شروع کردی و نباید حداقل تا سال اول ازش سود کنی. شانس بیاری ضرر ندی. دومین نکته اینه که تو مثل همه آدم‌های دنیا تو یکسری کارها تخصص داری و تو خیلی از کارها تخصص نداری و مهم اینه که به خیلی از کارها علاقه هم نداری.باید بپذیری کارهایی که توش خوب نیستی و کارهایی که توش خوب نیستی و کارهایی که بهشون علاقه نداری باعث میشه انرژی زیادی ازت گرفته بشه. اگر همین انرژی رو داشته باشی میتونی چندتا کار باهاش بکنی.استراحتاستراحت باعث میشه بتونی خودت رو رفرش بکنی. میتونی حال بهتری داشته باشی، بهت تمرکز میده و در نهایت باعث میشه بتونی به چیزای بزرک تر فکر بکنی. از طرفی استراحت اگر زیاد بشه بهت حس ناکافی بودن میده که باعث میشه بتونی هروقت نیاز شد بیشتر کاربکنی.افزایش تولیدخیلی ها در کمال ناباوری مشکلشون اینه که نمیتونن یک کاری رو بیشتر انجام بدن. معمولا بزرگترین مشکل صاحبین کسب‌وکار مشکل مشتریه اما خیلی وقت‌ها همین آدم‌ها نمیدونن چطوری میتونن تولیدشون رو افزایش بدند. حتی ممکنه تولید یا خدماتشون رو بیشتر بکنند اما کیفیتشون رو پایین بیارن یا اصلا نتونن کیفیتشون رو بالا ببرند.افزایش فروشانصافا یکی از وقت‌گیرترین کارهایی که میکنید اینه که دنبال مشتری میگردید. تولید محتوا، صحبت‌های مرتبط، نتورکینگ و ... کارهاییه که شما انجام میدید تا بتونید مشتری پیدا بکنید. و خب اگر این کارهارو نکنید میتونید پول بیشتری دربیارید.فرآیندسازیضبط ویدیوهای اینستاگرام شما میتونه توی یک روز انجام بشه. اما شما برای هر کدومش یک عالمه زمان میزارید. اگر ضبط ویدیوتون رو توی یک روز انجام بدید 29 روز وقت دارید پول دربیارید. حتی ممکنه بخواید محتوای دو ماهتون رو توی دو روز بگیرید اما این فقط یک فریم از فرآیند سازیه.در نتیجه نیاز دارید نیرو بگیرید. اما نباید بدون محاسبات دلتون رو به دریا بزنید. بیاید این مسیر رو با هم طی کنیم.گام های ابتدایی برای جذب نیروقدم اول اینه که یک خودکار و یک کاغذ بردارید و محاسبه کنید این ماه چقدر سود کردید. اگر این سود بالای حقوق وزارت کار بود به جذب نیرو فکر بکنید. اگر نه هنوز زمان جذبتون نرسیده.به فرض مثال که سود شما بالای حقوق وزارت کاره.قدم دوم اینه که بیاید محاسبه کنید هر کدوم از فرآیندهاتون چقدر هزینه داره. ممکنه یک دوستی داشته باشید که حاضره اون کار رو براتون با کمترین قیمت ممکن انجام بده ولی نیازه قیمتش رو داشته باشید. مثلا بگید من یک دوستی دارم که سوشال مارکتره و حاضره با ده پونزده تومن برام جواب کاربرهام رو میده، محتوام رو ضبط میکنه و منتشرش میکنه.قدم سوم اینه که بیاید بگید من به چی علاقه دارم و تو چی خوبم. ممکنه شما یک نفرو بشناسید که بتونه سوشالتون رو با ده پونزده تومن انجام بده اما ممکنه سوشال علاقه شخصیتون باشه پس نیاز دارید یک نفری رو استخدام بکنید که بتونه محاسبات مالیتون رو براتون انجام بده.پس منطقا قدم چهارم اینه که یک برآیند مشترک از قیمت نیازمندی هاتون و یک لیست از علاقه مندی هاتون درست بکنیدقدم پنجم اینه که از دوستانتون که میدونید آدم‌های شاخی هستند، بخواید تا در زمان خالیشون کمکتون بکنن. این رو بدونید، کسانی که در تیم منابع انسانی جذب و استخدام انجام میدن، فروشنده‌های سازمان به شما هستند. در نتیجه یکی از جاهایی که شما باید از مهارت فروشتون استفاده بکنید زمانیه که میخواید آدم استخدام بکنید.یک نکته ای تجربه شخصی منه که مهمه باهاتون به اشتراک بزارم. باور کنید برای این نکته هزینه زیادی رو پرداخت کردم. وقتی انقدر تیم کوچیکه و بیزینس خودتونه سعی کنید اخلاق و میزان کارکردن اون شخص رو با هم درنظر بگیرید اما اگر بین یک آدمی موندید که میزان کار کردنش شیشه و اخلاقش ده هست، و یک آدمی که اخلاقش شیشه و کارکردنش ده هست، اونی که کار کردنش دهه رو بگیرید.آدم‌ها ممکنه فرشته باشند اما کار نکنند. یواش یواش از دستشون ناراحت میشید. یواش یواش، اخلاق‌های خوبش رو فراموش میکنید و تبدیل میشه به کسی که نه کارکردن بلده نه به نظر شما اخلاق خوبی داره. امیدوارم بابتش هزینه زیادی نپردازید.برای جذب، ممکنه نیازباشه از متد های HR ای استفاده کنید. دوستامون از منابع انسانی از متد STAR استفاده میکنند که معنیش میشه وضعیت (situation) اون آدمه در چه وضعی بوده. وظیفه (Task) اون آدمه قبلا چه خرده وظایفی رو انجام داده. تحلیل (Analysis) یعنی خودتون و آدمه به یک تحلیل وضعیت مشترک برسید در مورد اون موقعیت و اون وظایف. و در آخر نتیجه (Result) یعنی با اون آدم، به یک نتیجه مشترک برسید و این کاررو در مورد یک چیز دیگر از اول شروع کنید.یک جذب موفقبرای جذب نیرو مخصوصا در اسکیل کوچک مهمه که شخصی که استخدامش میکنید، DNA سازمان شما رو براتون بسازه در نتیجه باید طرف باشعور باشه. به بیان کتاب بازیکن تیمی ایده آل از آریانا قلم یک بازیکن باید سه خصوصیت کلیدی داشته باشه.باید باهوش باشه. یعنی بفهمه و شمارو درک بکنه، باید توان تحلیل داشته باشه و بتونه هوش خودش رو کنترل بکنه. نیروی باهوش ممکنه کمک بزرگی بهتون نکنه اما قطعا از نیرویی که باهوش نیست آسیب میبینید.باید پرولع باشه. یعنی باید سعی کنه رشد کنه و شمارو با خودش رشد بده. یک آدم پرولع، برای آینده خودش هم که شده کار بیشتری میکنه تا شما رو به چشم یک نقطه روشن در رزومه خودش معرفی بکنه و تایید شمارو به عنوان مدیر یک کسب و کار داشته باشه.باید فروتن باشه. باید بفهمه زحماتش، چرخ دنده های رشد بوده. باید بفهمه آدم‌های دیگه هم دارند زحمت میکشند. آدمی که فروتن نیست به خودش و دیگران آسیب میزنه. فکر میکنه فقط خودش درخشیده و اونوقت زحمت شما و بقیه دوست‌هاش رو زیر سوال میبره.خوندن این کتاب در کنار جذاب بودن داستانی که تعریف میکنه میتونه دید شما رو نسبت به فضای کارتون و همچنین به جذب و استخدام بازتر بکنه.جمع بندیبرای خودتون وقت آزاد بخرید. اینکه شما مدیریت یک کسب و کار هستید نباید باعث بشه که عمرتون صدمه ببینه. اگر میخواید کمی Try Hard باشید هم باید بدونید، اولین قدم توسعه کسب و کارتون اینه که بتونید خودتون رو جدی بگیرید و مازاد بر اینکه تیم سایزتون روی جدی بودن کارتون تاثیر مستقیم میزاره، باعث میشه روی چیزهای بهتری تمرکز بکنید.</description>
                <category>آرین آزمائی</category>
                <author>آرین آزمائی</author>
                <pubDate>Mon, 30 Dec 2024 22:25:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عملیات تا اولین فروش</title>
                <link>https://virgool.io/@m_22559957/%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-w3lz1eievybe</link>
                <description>مقدمهدوستان من سلام.هفته گذشته  توی مقاله راه‌اندازی کسب و کار دیجیتال درباره این صحبت کردیم که قبل از راه‌اندازی یک بیزینس، مخصوصا دیجیتال، باید به چه مواردی فکر بکنیم. که هزینه‌ها، درآمد، سود و نیروی انسانی اولیه کسب‌وکار شما رو شامل میشد. این هفته درباره این صحبت میکنیم که چه مسیری رو باید طی بکنید تا به اولین درآمدتون برسید.محصول چیهاول از همه باید به این فکر کنید که چه خدمات یا محصولی میخواید ارائه کنید؟ یک چیزی که باید توجه کنید که محصول یا خدماتتون باید حداقل کمتر درمارکت ارائه بشه. مثلا شاید از اولین بیزینس هایی که به ذهنتون میرسه اما مثلا لباس یک مشکلی داره. اگر بتونید بهترین کیفیت رو ارائه بدید، به مشکل اسکیلینگ بر میخورید. مثلا شمایی که 100 تا لباس میبرید برای فاز اولتون، قراره از کسی که 1000 تا لباس میبره شکست بخورید.اگر 1000 تا لباس ببرید قراره به کسی که تو تولید آشنا داره شکست بخورید. اگر تو تولید آشنا پیدا کنید از کسی که مغازه داره شکست میخورید. اگر همه این کارهارو بکنید از کسی که میتونه بهترین نخ رو ارزون بخره عقب‌تر میمونید. اگر همه این کارهارو بکنید بازهم متاسفانه متاسفانه از کسی که نخ رو قاچاقی میاره شکست میخورید. بعد تازه معمولا آدم ها از یک پیج اینستا لباس رو میبینند، میرن لباس رو میبینند اما میرن حضوری ازش میخرند.بهترین کار ممکن اینه که بیزینستون درش از خلاقیتتون استفاده بشه یا مثلا از تواناییتون دراون استفاده بشه. مثلا اگر بتونید آنلاین شاپی داشته باشید که بتونید تابلوهای نقاشیتون رو توش بفروشید، قیمت محصولاتتون رو دراصل دارید خودتون قیمت نهایی محصول رو تایین میکنید.در نتیجه بهش فکرکنید که چه کارهایی هست که میتونید به بهترین شکل انجام بدید و اینکه چه کاری اصطلاحا دست توش کمه.قفسه یا شلف چیهبهروز فروتن مدیرعامل بهروز، در یک پنل گفت برای لانچ محصولاتش، از فامیل هاش خواسته برن دم مغازه‌ها و بهشون بگن سس بهروز دارید؟ مغازه‌ها خب طبیعتا میگفتن نه. فامیل‌های آقای فروتن میگفتن آقا بیارید توروخدا. بعد از اینکه چند وقت میگذشته ویزیتور بهروز میومده بهش میگفته سلام من ویزیتور سس بهروزم سس بهروز میخواید؟ این باعث میشد مغازه دار فکر بکنه که اگر بگه نه کلی سود از دست بده.توی FMCG یک اصطلاحی داریم که میگه شلف بگیری بردی. یعنی اگر محصولت فقط توی قفسه مغازه‌ها قرار بگیره بازی FMCG رو بردی. مردم توی مغازه قیمت دونه‌دونه محصولات رو چک نمیکنن، فقط محصول مورد نظرشون رو میخرن.شما باید شلف رو تو صنعت خودتون پیدا بکنید. توی فضای کسب‌وکار کشور کاربرها الان هزاران هزار انتخاب دارند اما به شکل عجیبی فقط به کسی بها میدن که جلوی چشمشونه و برای کسی Earned Media میشند که اونها رو توی کسب‌وکارش دخیل میکنه.در نتیجه شما باید بهش فکر بکنید که چیکار میتونید بکنید که به درست ترین شکل ممکن تو چشم آدم‌ها قرار بگیرید. بهش فکر بکنید که چه لحنی مناسبتونه. این رو توی مقاله های بعدیم حتما میگم.عملیات چیهعملیات مجموعه کارهاییه که شما میکنید و جزو استراتژی محسوب نمیشه. بعضی کارها خلاقانه است که در کتگوری Creative طبقه بندی میشن اما شما باید یکسری کارهای روتین رو با به‌روز ترین فرآیندهای ممکن انجام بدید که به تعریف ساده به این‌ها عملیات میگن. عملیات یکی از بزرگترین شاخصه‌هاش اینه که بهینه سازی میشه. یعنی شما میتونید ذره ذره عملیاتتون رو با سرعت و کیفیت بالاتری انجام بدید.یکی از بزرگترین تله‌هایی که برای راهبری کسب‌وکارتون وجود داره اینه که روی استراتژی زیاد باقی بمونید. معمولا استراتژی برای آدم ها جذاب‌تره سر همین طرف میخواد مثلا آنلاین شاپ فروش فیجت راه بنداره میشینه به اندازه دیجی‌کالا برای خودش پروسه تعریف میکنه. حتی اگر این کار رو هم بکنید اوکیه اما مشکل اینه که قسم میخورم 99 درصد آدم‌هایی که این کار رو میکنن حتی هیچوقت عملیاتشون رو شروع نمیکنن.ما آدم‌ها کاری که توش بهتریم رو بیشتر انجام میدیم. تعریف استراتژی زیاد و بیهوده به ما میفهمونه که اون شخص، تواناییش تو انجام عملیات کمه و سر اینه که ازش فرار میکنه. این اصلا چیز بدی نیست، فقط نیاز داره اگر میخواید با این آدمه کار بکنید حتما در نظر داشته باشید که باید حجم بیشتری از عملیات رو بپذیرید.حالا میدونیم که عملیات بخش مهمی از هر بیزینسیو استراتژی و عملیاتش تشکیل میده. درباره استراتژی قطعا یک مقاله جامع‌تر مینویسم اما به طور کل، ما باید استراتژی رو به دست بیاریم و بعد از اون مستقیم وارد عملیات بشیم تا جایی که نیاز باشه یکبار سرمون رو از کارمون برداریم و دوباره بهش نگاه بکنیم. اما قدم های اول کار ما چیه؟اولین قدم: شناخت بازاررقبای خودتون رو رصد بکنید. اگر بیزینستون روی وبسایتتون قراره بچرخه، مثلا قراره سایت موزیک داشته باشید و بنر بفروشید. مثلا اگر قراره کانتنت توش منتشر کنید یا مثلا پلتفرم‌های فروش آنلاین طلا، صرافی‌های ارزدیجیتال، از ابزارهایی مثل Similarweb استفاده کنید تا بتونید ببینید رقباتون چقدر ورودی دارن. این ارقام دقیق نیست اما تو مقایسه تقریبا دقیق هستند. مثلا اگر شما 100 هزار ورودی وبسایت دارید، میزنه 60 هزارتا ورودی داشتید اما برای رقیبتون رو که میزنه 120 هزارتا ورودی داشته اگر بره توی گوگل آنالیتیکسش متوجه میشه که تقریبا 200 هزارتا ورودی داشته.باید همه چیز رو مشاهده کنید. دوبرابر گفته‌هاتون بشنوید و دو برابر شنیده‌ها ببینید و این باعث میشه بتونید بفهمید بهترین شکلی که میتونید محصولتون رو ارائه بکنید چیه؟ ممکنه شما فکر کنید مثلا مارکت لیدر این محصول، داره اینجوری کارانجام میده ولی من بیام یک شکل دیگری کار انجام بدم که خب این بیخودترین کاریه که میتونید بکنید.95% بیزینس‌ها امروزه شکست میخورن و دلیلش همین نگاه‌های دیستراپتیو و بالا به پایینه. مارکت لیدرها تمام عمرشون رو دارن میزارن، با بیشترین و بهترین کیفیت بتونن خدمات مورد نیاز مشتری رو بهش بدن. سعی کنید خودتون کاربرشون باشید تا صرفا مشکلاتشون رو ادجاست و اوپتیمایز کنید نه اینکه بگید من کلا بازی رو عوض میکنم.باید توی یک استیت بزرگتر، بسنجید که کاربرهای ما کاربرهای مارکت لیدرمون هم هستند. پس اگر من محصولم دیگه کلا یک چیز دیگری باشه کاربر من وقتی تفاوت مجموعه من و اونها رو میبینه مجموعه من رو ترک میکنه. از طرف دیگه، مثلا فلان شرکت بزرگ نمیتونه یک دفعه‌ای لاین دایرکت سیلز یا فروش مستقیم راه بندازه چون هزینه­اش تو اول مسیر از منفعتش بیشتر میشه پس این نقطه مطلوب شما میتونه باشه.دومین قدم: شروعاول برآورد هزینه کنید، برآورد هزینه یعنی قیمت تک تک محصولاتی که میخواید بخرید رو داشته باشید. میتونید اگر میخواید از بازار و به شکل عمده خرید کنید هم برید از دیجی‌کالا، با سلام، ترب و پلتفرم‌های رایج قیمت محصولات رو حدودی دربیارید و هرچقدر تخفیف گرفتید رو سود خودتون بدونید. این برآورد هزینه باید تا لحظه‌ای انجام بشه که مشتری در خونش رو باز میکنه و محصول شمارو از جعبه‌اش در میاره.آگاه باشید خرید خوب به اندازه فروش خوب برای رشد کسب و کار شما واجبه.برای خودتون محصول تهیه کنید. مثلا اگر قرار شد همون تابلوی نقاشی بفروشید و تنها این کار رو انجام بدید، باید برای خودتون بوم و اینها خریداری بکنید. همه هزینه‌هارو یادداشت بکنید، بر تعداد محصول نهایی تقسیمشون بکنید و روند قیمت گذاری محصول رو انجام بدید.اگر میخواید برای فروش اولیه‌اتون یک تخفیف بزرگ قائل شید و هیچ سودی از محصولتون نبرید، باز هم محصولتون رو ارزون نفروشید. این باعث میشه پوزیشنینگتون خراب بشه. مثلا اگر عرف مارکتتون 30% مارجینه شما 20 درصد مارجین برای خودتون محاسبه کنید تا بتونید 7% بیشتر رو هزینه تبلیغاتتون بکنید، قیمت رو نشکنید و در آخر بتونید خودتون رو همزمان پوزیشن هم بکنید.به فکر پکیجینگتون باشید. اینکه محصول نهایی چطور به دست مشتری شما میرسه، از اینکه چه محصولی به دست مشتری میرسه مهم تره. هزینه پکیجینگ اونقدر روی پروداکت شما تاثیر منفی نمیزاره اما روی نرخ بازخریدتون چرا.قدم سوم: شلف بگیریدزمانی که تاچ پوینت‌های رقباتون رو میبینید و اونها رو رصد میکنید، اتفاقی که می‌افته اینه که مثلا میبینید چنل‌های اصلی فعالیت رقبای شما، وبسایت و اینستاگرامشونه. شلف‌های شما ممکنه پولی و یا ممکنه مجانی باشند. بعضی شلف‌ها مثل اینستاگرام، مجانی‌اند. بعضی‌از اونها مثل وبسایت مقدار کمی هزینه دارند و بعضی از اونها مثل تبلیغات انبوه هزینه زیادی برای شما دارند.خیلی خوبه که بخواید بترکونید و تو همه‌جا باشید، اما باید بسنجید که آیا زمان کافی برای مدیریت اونها دارید یا نه. اگر به شما باشه، دوست دارید توی کل جهان فقط بنر شما وجود داشته باشه. البته بگم ممکنه بگید من اینقدر جاه‌طلبی ندارم و اگر ندارید برای مدیریت اجرایی بیزینستون مناسب نیستید. بگذریم.اما هزینه بنرها و بیلبوردها باعث میشه بهش فکر کنید که آیا من زمان و شرایطش رو دارم که بتونم انقدر هزینه بکنم؟ باید در نظر داشته باشید درست به همون اندازه‌ای که مخارجتون تاثیر میزاره روی درآمدتون زمانتون درست به همون اندازه یا حتی بیشتر تاثیر مستقیم روی موفقیتتون داره.در نتیجه مهم‌ترین وتاثیر مدارترین تاچ پوینت­های رقباتون رو آنالیز کنید و برای خودتون پیاده­سازی بکنید. حالا ممکنه از خودتون بپرسید که این صحبت‌ها خیلی کلی بود و من دقیقا باید چه &quot;اقداماتی&quot; انجام بدم این زیر خیلی سریع براتون میگم:· چنل‌های رقباتون رو آنالیز بکنید.اگر اونها توی تلگرامشون هرروز محتوا میزارن و توی اینستاگرامشون یک روز درمیون نشون میده تلگرامشون مهم‌تره و در نتیجه شما هم باید تلگرامتون رو جدی تر بگیرید.· چند تا رقیب رو دنبال کنید.تعداد رقبایی که دنبال میکنید رو افزایش بدید. این باعث میشه دید درستی نسبت به محتوای اونها داشته باشید.· به محتوای رقبا اهمیت بدید.اونها رو دونه دونه ببینید تا بدونید چیکار کردند که شما بهش فکر نکردید. شما هم همونکارو بکنید تا محتواتون دیده بشه.· از اطرافیانتون کمک بگیرید.انتخاب شما درباره محصولتون، حاصل نیازسنجی شماست. در نتیجه محصولی که انتخاب کردید، قطعا به درد خیلی‌ها میخوره. ازشون بخواید ازتون محصولتون رو بخرن. اینجوری میتونید اولین خرید هاتون رو داشته باشید اما نکته‌ای که خیلی مهمه اینه که بهش عادت نکنید. سرویس دادن به اطرافیانتون باعث تنبل شدنتون میشه. همیشه سعی کنید اولین مشتری‌های کسب و کارتون یونیک باشند.تا اینجا یاد گرفتیم به بی‌اصول ترین شکل ممکن، اولین محصولاتمون رو بفروشیم. خوشحال میشم بتونم هر روز این مسیر رو براتون شفاف‌تر بکنم.</description>
                <category>آرین آزمائی</category>
                <author>آرین آزمائی</author>
                <pubDate>Sat, 21 Dec 2024 23:15:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راه اندازی کسب و کار دیجیتال</title>
                <link>https://virgool.io/@m_22559957/%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-f5iqcpbixakl</link>
                <description>چرا باید این مقاله رو بخونم؟امروزه با توجه به تبلیغات گسترده ای که در حوزه کسب‌وکار وجود داره و حجمه تبلیغ بزرگی که در فضای سوشال وجود داره تعداد آدم‌هایی که سعی در راه‌اندازی کسب‌وکار شخصیشون دارند هرروز درحال بیشتر شدنه. در این مقاله سعی دارم با ارائه یک تاپیک قضاوت‌گر سعی کنم تا ذهن آدم‌هایی که میخوان صدشون رو برای این مسیر بزارن به چالش بکشم تا شاید تصمیم درست‌تری بتونن بگیرن.چرا کسب و کار شخصیباید اول فکر کنیم هدفمون از ره‌اندازی کسب‌وکار شخصیمون چیه؟ به پول بیشتری نیاز داریم؟ قدرت بیشتری میخوایم یا حتی نمیخوایم به کسی جواب پس بدیم؟در رابطه با کسی که نمیخواد به کسی جواب پس بده تاپیک‌های خیلی زیادی بازشده که هیچکدوم بسته نشده پس من هم نمیخوام بهش بپردازم. اولین خصوصیت یک کارآفرین موفق جسارت اونه. میل به داشتن آتوریتی و طغیان‌گری اونه که اصلا باعث میشه دست به خلق یک کسب‌وکار بزنه و ممکنه اگر این خصوصیات رو دارید و کسی شمارو نقد بکنه در اصل جلوی رشدتون رو بگیره.بنده در مطالعات خودم نسبت به انسان‌ها متوجه شدم که اگر بخوام آدم‌هارو بر اساس مدل MBTI در نظر بگیرم، بیشتر کارآفرین‌ها P تایپن ولی بهترین مدیرعامل ها معمولا ENTJ ها INTJ هان، یعنی در لول راه اندازی یک کسب‌وکار، ESTPها، ENFPها، INTPها و... سردمداران راه اندازی کسب‌وکار های موفق هستند اما آدم‌های محاسبه‌گر در جلو بردن همون کسب‌وکار‌ها میتونن بیشتر بدرخشند.اما باید در نظر داشته باشیم که میل به داشتن قدرت و قدرت‌طلبی دلیل خوبی برای راه‌اندازی یک بیزینس نیست، اگر شما خودتون رو در کار غوطه ور نکنین نمیتونین چالش‌های منابع انسانیتون رو حل بکنید و این شروع زلزله اول سازمانتونه.اما اگر احساس میکنید که از راه‌اندازی بیزینس شخصیتون هدف مالی دارید بقیه مقاله رو با من بیاید.نیازهای اولیهبسنجید بیزینستون چقدر به پول احتیاج داره. ممکنه بگید به پول احتیاج نداره و فقط بیشتر کار میکنم اما این واقعیت نداره. شما قطعا ضعف‌هایی دارید و این ضعف ها کارهایی هستند که توشون کاملا متخصص نیستید و در دایره علاقه‌مندی شما جا نمیگیرن و زمان و انرژی زیادی از شما میگیرن، در صورتی که خیلی وقت‌ها اون ها در دایره علاقه‌مندی آدم های دیگه هستند. یعنی من آرین آزمائی، در این استیت زندگیم و با توجه به حجم درونگرایی اکنونم نمیتونم از خودم فیلم بگیرم یک چیزی رو توضیح بدم، در صورتی که این ممکنه علاقه شخصی خیلی‌ها باشه.در نتیجه شما نیاز به تیم سازی دارید و اگر به تیمتون پول و موفقیت های کوچیک نرسونید، اون آدم‌ها ازتون سرد میشن و یواش یواش میرن، هر چقدر‌هم که شما مدیریت بلد باشید، هر چقدرهم که قوی باشید و هر چقدر که روی برند شخصیتون تمرکز کنید باز آدم این موفقیت‌ها و پولتونه که باعث میشه آدم‌ها کنارتون بمونن.هزینه تبلیغات رو کنار بگذارید. این تبلیغات به جز اینکه اساس کسب و کار شما رو میسازه، برای تیم شما هم هست و این یعنی اینکه تیم شما زمانی که تبلیغات شمارو در جایی خارج از مجموعه شما میبینند تازه احساس میکنند که کارتون جدیه.خلاصه ماجرا: هرچقدر هم که بتونید کارتون رو جلو ببرید به پول احتیاج دارید.هزینه های عملیاتیتون رو برآورد کنیددر بیزینس‌های سنتی بیشترین تمرکز باید روی لوازم، Cash Flow و تعداد فروش شما باشه شما باید بتونین روی رویه فروشتون مدیریت داشته باشید تا بتونین مثلا پونصد میلیون تومن جنسی که دارید رو سریعتر به پول تبدیل کنید. شما جنس رو تو روز میفروشید و تو سه ماه تصویه میکنید. و این وسط با سرمایه‌گذاری و بازگشت پولتون میتونید خلق ارزش بکنید اما در کسب‌وکار دیجیتال بزرگترین هزینه شما تیمتونه.شما برای راه اندازی بیزینستون نیاز به محتوا دارید، نیاز به پلتفرم دارید. نیاز به مدیا دارید، دیتا میخواید و حتی نیاز دارید بتونید مشتری جذب کنید. شما میتونید چند شاخص اصلی از کارتون رو جلو ببرید اما انجام دادن همه این کار‌ها مخصوصا در نقطه اوپتیمومشون قطعا از توانتون خارجه. معمولا اگر آدم هایی رو پیدا کردید که چند‌تا از اسکیل‌های مکمل همدیگه‌رو داشتید میتونید تیمتون رو با سه نفر هم شروع بکنید اما همین آدم ها هزینه دارند.انتخاب دفتر، انتخاب لوازم و تجهیزات‌کار و انتخاب این موارد به تعداد نیروهای شما بستگی داره. شما باید با استاندارد آمریکایی، ده متر فضا در اختیار نیروی خودتون قرار بدید و با استاندارد اروپایی، هشت متر باید فضا برای هر کارمند قائل بشید. این فضا، شامل میز اون آدم‌ها نمیشه و شامل تمام فضای دفتر و حتی روف یا فضای استراحت نیروی شما میشه.در نتیجه به طور میانگین حقوق یک کارمند سی‌درصد مبلغی هست که شما به اون شخص اختصاص میدید. در نتیجه از هزینه کردنتون برای نیروی خوب نترسید. در یک نقطه‌ای همه ما متوجه میشیم که حضورآدم‌های درست در بیزینسمون میتونه باعث سودده تر شدن اون بیزینس بشه.اما اینها همه هزینه‌های شماست. باید بدونید هزینه عملیاتی 70% هزینه‌های بیزینس شماست.مزیت رقابتی شما چیست؟الان اگر بخواید ایجنسی داشته‌باشید، هزاران ایجنسی هست که رقبای شما تلقی میشند. اگر بخواید صرافی ارزدیجیتال بزنید بیشتر از دویست تا صرافی رقیب شما هستند. اگر بیزینس حوزه اقامت بخواید داشته باشید تقریبا پنجاه رقیب بزرگ دارید و حتی اگر فروشگاه آنلاین بزنید رقیبتون دیجی کالاست که آدم‌ها توش برای اینکه بتونن کارشون رو سر وقت تحویل بدند، تند راه میرن!ممکنه به ترکیب فرآیندها فکر کنید. فکر کنید که مثلا من سئو میکنم، مشاوره مدیریت میدم و خلاصه همه کار میکنم. ببخشید قرار نیست با این سیستم موفق بشید. توی سئو با جت سئو مقایسه میشید. توی مشاوره مدیریت با افراد بزرگ این حوزه مقایسه میشید و این باعث میشه هیچ توجهی به سمت شما جلب نشه که هیچ، بلکه آسیب هم ببینید.اول نگاه کنید که کجا میتونید بهترین کیفیت رو ارائه بدید. حتما شنیدید که مردم بابت شکمشون هزینه میکنند اما این تصور از اساس غطله. مردم بابت غذا هزینه نمیکنند. این بیزینس مدل توی بازار هم حتی ممکنه جواب نده. آدم‌ها بابت تجربه‌شون هزینه میکنند. کاسب های بازار هم از شرف الاسلامی و مسلم غذا میگیرند چون به دنبال بهترین تجربه‌شون از غذای بازارن.شاید دقت کرده باشید که بیزینس هایی که ساندویچ ارزون به مشتری میدن هم جدیدا در حد بقای خودشون مشتری دارند. اما جایی مثل آورین لانژ یا اسکای‌لانژ روزانه هزاران مشتری داره. مشتری دنبال بهینه‌ترین تجربه خودشه. مهم نیست قیمتتون چقدره مهم اینه که آیا بهترین کیفیت ممکن رو میتونید برای مشتریتون بسازید یا نه. هر بیزینسی که توش میتونید بهترین تجربه ممکن رو بسازید بیزینسیه که براتون مناسبه.بهترین تاچ پوینتتون رو پیدا کنیداگر حوزه تخصصیتون پرفورمنسه و کسب و کارتون B2B هست. از دانش آنالیز داده پرفورمنستون استفاده کنید نه تبلیغاتش. نیچ ترین حالت رو برای کسب و کارتون پیدا کنید. محتوای درستی برای بیزینستون تولید کنید و سعی کنید در درست ترین قفسه‌ها قرار بگیرید. کسب و کار شما مهمه که برونگراست یا درونگرا. این مورد رو اول درباره خودتون و سپس درباره بیزینستون موظفید بسنجید.بیزینس شما باید حرف برای گفتن داشته باشه. بیزینس شما باید متشکل از هزاران لایه از خودتون و آدم‌هایی باشه که برای شما کار میکنند. شما با کشیدن زیباترین نقاشی دنیا به سرمایه نمیرسید. شما با فروختن زیباترین تابلوی نقاشی دنیا سرمایه‌دار میشید. اصول کسب‌وکارتون رو روی مشتری بسازید. به جای اینکه یک نخ از بیزینستون به مشتری وصل کنید، بیزینس رو در اطراف مشتری بسازید.صدای شما از طریق تاچ پوینت‌های هاب و اسپوک‌هاتون به مشتری میرسه پس یکی از مهم‌ترین اصول کسب و کارتون همینه. اگر بیزینستون سنتی بود جایی که مغازتون رو میساختید مهم‌ترین بخش کار شما بود.معادله صرفه دارید؟به این فکر کنید که من ارزشم در بیزینس های دیگه و به عنوان کارمند اونها چقدره؟در قدم بعدی فکر کنید عملیاتتون چقدر هزینه بره؟ یعنی چند نیروی انسانی نیاز دارید؟ چقدر وسایل احتیاج دارید؟ چقدر هزینه تبلیغات اولیه شماست.بعد از محاسبه تمام این موارد شما به این نتیجه میرسید که هزینه اولیه راه‌اندازی بیزینستون در حالت حداقلی و بوت استرپی در حدود یک میلیارد تومنه. میتونید با کمتر هم شروع کنید اما در مقاله بعدی خودم بهش میپردازم. حالا بگید، من خودم ارزشم ماهی مثلا 50 میلیون تومان در ماه هست. این رقم باید واقعی باشه. باید سنجشتون به مارکتتون بسته باشه نه عددی که خودتون فکر میکنید اونقدر ارزش دارید.بعد از محاسبه این مورد باید در نظر بگیرید که من میخوام یک میلیارد تومان هزینه کنم که حدودا اگر سرمایه گذاری کنم ماهی 2 تا 3 درصد بهم بازگشت سرمایه میدن و میشه مثلا 30 میلیون تومان. خودم هم 50 میلیون تومان میتونم حقوق بگیرم که جمعا 80 میلیون تومان درآمد من میشه. بسنجید آیا این کسب و کار پتانسیل داره که ماهی 80 میلیون تومان بهتون خروجی بده؟ این چه زمانی اتفاق می‌افته؟ یعنی تا چه تاریخی میتونید به این درآمد برسید و ماه هایی که با این عدد تفاوت درآمد دارید رو به عنوان ضرر حساب کنید.بسنجید که اگر کسب و کارتون شخصی باشه چقدر درآمد کسب میکنید و آیا 24 ساعت کار کردن برای این رقم ارزشمنده یا خیر. بسنجید که آیا میتونم در ازای این مبلغ خودم رو ماسکه کنم تا در کنار تیم مارکتینگ درونگراتر باشم و صحبت‌هاشون رو تحلیل بکنم و در کنار تیم مالی برونگراتر باشم تا بتونم باهاشون ارتباط برقرار کنم یا خیر.سخن پایانیبا دید باز وارد بیزینستون بشید. مستندات آماده کنید. به مشتری فکرکنید. بدونید که رویا پردازی خام شما رو از هدفتون دورمیکنه. با آمادگی به میدان جنگ رفتن کار درست تری نسبت به داشتن نیت خوب برای جنگ هست.پر از موفقیت باشید.</description>
                <category>آرین آزمائی</category>
                <author>آرین آزمائی</author>
                <pubDate>Sat, 14 Dec 2024 19:07:16 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>