<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نگار</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_22859794</link>
        <description>نگار هستم:)</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 05:51:46</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4870925/avatar/ZDc9MD.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>نگار</title>
            <link>https://virgool.io/@m_22859794</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بدرقه آقا کوچولو</title>
                <link>https://virgool.io/@m_22859794/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%82%D8%A7-%DA%A9%D9%88%DA%86%D9%88%D9%84%D9%88-a3nbehe5uvyx</link>
                <description>آقا کوچولوسلام کوچولوی من.امیدوارم الان که دیگه تو این دنیا نیستی، جات خوب باشه و آزاد باشی.امیدوارم بتونی پرواز کنی و بری به جاهایی که دوست داری.امیدوارم توی اون دنیا دیگه نه درد بکشی و نه دیگه بترسی.پرنده ریزه میزه ی من، کوچولوی نوک نارنجی من، امیدوارم دور از همه آدما تو آرامش زندگی کنی.معذرت می خوام که دستای من انقدر برات کوچیک که بود که آزارت داد، انقدر تنگ بود که قدرت نفس کشیدن رو ازت گرفت.منو ببخش که هنوز هم می تونم اون ضربان تند قلب پاکت رو حس کنم.منو ببخش که نتونستم برات کاری بکنم.منو ببخش که اونقدر که باید بهت بها ندادم و برات وقت نزاشتم.شرمندم که توی دستای خودم پرواز ابدیت رو شروع کردی.امیدوارم الان آروم باشی برکت زندگیم.تو رفتی و تمام دردای زندگیم رو با خودت بردی. ولی غم نبودن تو تا ابد تو دستام و روی قلبم و جلو چشام می مونه.بعد تو دیگه کسی نمی تونه با آواز خاصش منو جذب خودش کنه. تو خاص ترین صدای دنیا رو داشتی آقا کوچولوی من.نه، نه. نمی تونم باور کنم که دیگه توی این دنیا نیستی.نمی تونم باور کنم که دیگه اون صدارو نمی شنوم، دیگه اون چشمای معصوم رو نمی بینم، دیگه تو وجود نداری.منو ببخش کوچولو.منو ببخش...برای آخرین بار بهت شب بخیر میگم کوچولوی دوست داشتنی من.خوب بخوابی پسر مامان.همیشه به یادت می مونم فرشته نازم.سفرت بخیر کوچولو 🖤</description>
                <category>نگار</category>
                <author>نگار</author>
                <pubDate>Tue, 26 May 2026 00:50:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هیاهوی سکوت (پارت 1)_ غار نشین</title>
                <link>https://virgool.io/@m_22859794/%D9%87%DB%8C%D8%A7%D9%87%D9%88%DB%8C-%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%AA-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA-1%D8%BA%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%86-ke2vwdqs8isf</link>
                <description>تنهایی برام سخت بود.همش دنبال یه آدم بودم که باهاش حرف بزنم. یه آدم غیر از خانواده ام.تجمع رو دوست داشتم، دوست داشتم برم جاهای شلوغ.از سکوت متنفر بودم و سعی می کردم همیشه اطرافم پر از سر و صدا باشه.یک آدم اجتماعی خوش برخورد، کسی که زود اعتماد می کرد و زود دست دوستی می داد، زود درِ دلش رو باز می کرد و حرف  می زد، آدمی که کاملا با من الان فرق داشت.اما دنیا منِ اون زمان رو، منِ پر انرژیِ پر از شور و شوق رو تنها گذاشته بود.صبح ها به تنهایی بیدار می شدم و شب ها به تنهایی می خوابیدم.تمام روزم، هر ساعت و هر دقیقه ام مال خودم بود.دوستانم کتاب ها بودند و هم صحبت هایم فیلم هایم.صبح تا شب در خانه و به دور از هرنوع انسانی بودم. یک غار نشین.این روند زندگی برایم دلچسب نبود. به زور تحمل می کردم. دنبال راه فراری بودم برای ترک این زندگیِ بدون ماجرای خسته کننده.اما چی شد یک دفعه...؟!همه چیز در یک چشم برهم زدنی تغییر کرد.چطور این شش سال گذشت.هیچ چیزِ منِ الان،  شبیه منِ اون زمان نیست.من و اون آدم با هم غریبه ایم.دیگه نه من اون رو میشناسم و نه اون من رو.اون یک آدم بود و من یک آدم دیگرم.اون دختر، جوان ناکامی بود که در شانزده سالگی جان خودش را از دست داد. کسی برایش عزاداری نکرد، کسی بر جنازه اش اشک نریخت. رفت و فراموش شد.ومن، دختری که بعد از او، در کالبد او، به زندگی ادامه دادم.نمی دانم این چندسال اخیر چطور گذشت، من چطور انقدر تغییر کردم؟راهم درست بود، پشیمان نیستم. انتخاب هایم درست بود، قرار نیست برگردم و چیزی را در زندگی ام تغییر دهم.به یک شب تصمیم گرفتم همه چیز را پشت سر بگذارم و آدم جدیدی شوم.آن شب....</description>
                <category>نگار</category>
                <author>نگار</author>
                <pubDate>Thu, 21 May 2026 13:41:00 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>