<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امین ساما</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_22894317</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 01:37:21</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3250840/avatar/lvbVpt.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>امین ساما</title>
            <link>https://virgool.io/@m_22894317</link>
        </image>

                    <item>
                <title>یادداشت ششم _ چگونه توانستم زودتر بخوابم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_22894317/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%B4%D8%B4%D9%85-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%B2%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8%D9%85-xmqmymmdohqo</link>
                <description>    در طول دو روز گذشته راه‌های مختلفی را برای داشتن خوابی راحت و آسوده امتحان کردم. برخی جواب دادند و برخی ندادند. صادقانه بگویم، تعداد قابل توجهی از راه حل‌های اینترنتی یا به درد نمی‌خورند یا حداقل بر روی من جواب ندادند. به هر حال در ادامه راه‌های مختلفی که خودم استفاده کردم را برایتان می‌نویسم.خواب مثلا آسوده    راه حل اول _ خسته کردن بدنمشغول کردن بدن و خسته کردن آن از نظر من بهترین راه برای داشتن یک خواب راحت است. با فعالیت زیاد و انجام دادن کارهایی که مدتی است که پشت گوش می‌اندازیم می‌توانیم کار زیادی از بدن کشده و آن را خسته کنیم.راه حل دوم _ دوغنوشیدنی مورد علاقه من دوغ است. عاشق دوغ هستم بخصوص اگر محلی باشد. دوغ به واسطه طبع سردی که دارد بدن را خواب آلود می‌کند. البته حواستان باشد که زیاده روی نکنید که دوغ زیاد خطرناک است.راه حل سوم _ بستن اینترنت این هم یک مورد بسیار اساسی است. اغلب اوقات سری به پیامرسان هایم می‌زنم تا جویای برخی اخبار یا حال دوستان شوم و وقتی که به خودم می‌آیم می‌بینم که ساعت دو بامداد شده است. راحت می‌توانم بگویم که خاموش کردن اینترنت خودش نیمی از راه آسوده خوابیدن است.دلایل و عوامل زیادی برای داشتن یک خواب آسوده و کافی موثر هستند اما شخصا به این سه مورد بیشتر از همه اعتماد دارم. اگر راه حل‌های دیگری می‌دانید خوشحال می‌شوم با من به اشتراک بگذارید و اگر هم مانند من برایتان سوال است می‌توانید سری به نظرات همین پست بزنید تا شاید جوابتان را بیابید.سپاسگزارم که تا اینجا همراه من بوده‌اید. اگر این مطلب کاربردی برایتان داشته خوشحال می‌شوم با یک کمک مالی کوچک از طریق همین لینک به من انگیزه‌ی بیشتری برای ادامه دادن و نوشتن یادداشت‌های بیشتر بدهید.امین ساما</description>
                <category>امین ساما</category>
                <author>امین ساما</author>
                <pubDate>Sun, 19 May 2024 13:52:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادداشت پنجم _ مهم ترین عامل در تغییر سبک زندگی که کاش زودتر می‌دانستم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_22894317/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B4-%D8%B2%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D9%85-gynxsatuwvam</link>
                <description>    چند ماهی می‌‌شود که به فکر تغییر سبک زندگی‌ام افتاده ام ولی هربار شکست می‌خورم. دلم می‌خواهد رژیم بگیرم، ورزش کنم و از وقتم بهترین استفاده را ببرم ولی هربار بعد از چند روز یا شکست خورده‌ام یا بدنم ضعیف شده است. تا اینکه همین دیروز متوجه یک عامل مهم شدم که تا الان به خوبی رعایت نکرده بودم.خواب کافی    در طول این یک سال و نیمی که به سرکار میرم زندگی‌ام از نظم خود افتاده است. نمیتوانم به همه ی کارهایم برسم. اغلب اوقات فرصت صبحانه خوردن ندارم. برای ناهار و شام پرخوری می‌کنم یا تغذیه سالمی ندارم. رسیدگی به بهداشت فردی‌ام کم شده است و مقدار حال و حوصله‌ام نسبت به قبل کمتر شده است. متوجه شدم فقط یک چیز بر تمام این مشکلات تاثیر دارد.    خواب کافی و به موقع. دوستان صادقه بگویم خواب خیلی خوب است. خواب فوق العاده است به شرطی که به مقدار کافی باشد و صد البته به موقع. حداقل خودم که به این موضوع اعتقاد دارم؛ چون هرطور که فکرش را می‌کنم اگر بتوانم زمان خواب خودم را مدیریت کنم می‌توانم تا حد قابل توجهی از مشکل نداشتن نظم در تغییر سبک زندگی‌ام را رفع کنم. بگذارید با مثال برایتان تعریف کنم.    فرض می‌کنم من امشب ساعت ده شب به رخت خواب بروم و تا فردا صبح ساعت 5 بخوابم. اول اینکه خواب کافی داشته‌ام کمتر دچار خستگی می‌شوم. از آنجا که من دویدن صبحگاهی را بیشتر از سایر ورزش‌ها دوست دارم ساعت پنج و ربع به خیابان می‌زنم تا بتوانم حدود دو یا سه کیلومتر بدوم. هنگامی که از دویدن برگردم ساعت تقریبا شش صبح شده است که در این وقت سال نانوایی‌ها شروع به پخت نان می‌کنند. پس از گرفتن یک دوش و خوردن صبحانه حالا ساعت شش و چهل دقیقه شده است که باز هم مقداری وقت تا رفتن به سرکار دارم. با داشتن فقط یک خواب کافی من می‌توانم تا حد قابل توجهی از مشکلات سبک زندگی‌ام را رفع کنم. با داشتن صبحانه مقوی و داشتن فرصت برای ایجاد وعده‌های کوچک و سبک، مشکل تغذیه را هم حل می‌کنم. همین.    خب تا اینجا فهمیدیم که مشکل ما چیست و اگر آن را رفع کنیم چه نکات مثبتی برای ما درپیش خواهد داشت. بعد از این سوال این است که چگونه بتوانیم زودتر بخوابیم و بدن را به ‌آن عادت دهیم؟ حقیقت خودم هم زیاد نمی‌دانم ولی تحقیق می‌کنم تا برای یادداشت بعدی که احتمالا فردا بنویسم بتوانم راه‌های مناسبش پیدا  کنم و به شما نیز بگویم.    اگر راه‌هایی برای سحرخیز شدن و داشتن خواب به موقع و کافی می‌دانید خوشحال می‌شوم با من به اشتراک بگذارید و اگر هم نه سری به نظرات این یادداشت بزنید تا شاید بتوانید راه حلی پیدا کنید.    خیلی سپاسگزارم که تا اینجا مطالعه کردید و با من همراه بودید. ممنونتان خواهم بود اگر از این یادداشت بهره بردید اندک مقداری کمک مالی از طریق این لینک دونیت برایم انجام دهید تا بتوانم به یادداشت نوشتنم ادامه بدهم.    امین ساما</description>
                <category>امین ساما</category>
                <author>امین ساما</author>
                <pubDate>Tue, 14 May 2024 18:13:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادداشت چهارم _ چرا توییتر را به اینستاگرام ترجیح می دهم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_22894317/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D9%88%DB%8C%DB%8C%D8%AA%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%DB%8C%D8%AD-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D9%85-b6oyfbnen0fw</link>
                <description>پلتفرم X یا همان توییتر سابقمن همیشه طراحی‌ها و نوشته هایم را در اینستاگرام منتشر می‌کردم. بازخورد متوسط و رو به پایینی می‌گرفتم ولی امیدوار کننده بود. تا اینکه تقریب یک سال پیش توییتر را نصب کردم و طراحی‌هایم را در آنجا منتشر کردم. تفاوت‌های قابل توجهی در میزان بازخورد‌ها وجود داشت که در ادامه می‌نویسم.    در توییتر به واسطه پیام محور بودنش گفت‌و‌گو با دیگران راحت‌تر است. همین موضوع باعث می‌شود پیام‌های بیشتری با دیگران رد و بد کرد و صمیمیت بیشتری نسبت به اینستاگرام در آن ایجاد می‌شود. همین موضوع باعث می‌شود که فرآیند جذب و صحبت با مشتری آسوده تر شود.    مورد دیگر کم بودن محتوای تصویری نسبت به محتوای متنی است. این ویژگی باعث می‌شود که با محتوای تصویری اغلب کمی بیشتر بازخورد پیدا کرد.     توانایی ریتوییت کردن هم یکی از مهمترین ویژگی‌های این برنامه است که باعث می‌شود اشتراک گذاری محتوای شما نسبت به اینستاگرام توسط دیگران بیشتر باشد حتی کسانی شما را دنبال نمی‌کنند. برای مثال من یک عکس از طراحی‌ام را در اینستاگرام پست کردم و در مدت دو روز تنها 23پسند گرفت و 4بار به اشتراک گذاشته شد درحالی که همان پست در توییتر با دنبال کنندگان کمتر در همان مدت دو روز بیش از 70بار پسنیده شد و 14بار به اشتراک گذاشته شد.    در کل اگر نویسنده هستید و یا طراح، یا هرکاری که خیلی نیاز به محتوای ویدیویی ندارد به نظرم توییتر بهترین جا برای شروع انتشار کارهایتان است بخصوص اگر دنبال کنندگان کمی داشته و اول راه باشید.    نظر شما چیست؟ کدام پلتفرم را برای انتشار محتوای خود انتخاب می‌کنید؟ خوشحال می‌شوم برایم بگویید. اگر از مطالعه‌ی این یادداشت لذت بردید یا چیز جدیدی به دانسته های شما اضافه کرد سپاسگزار شما خواهم بود که از طریق این لینک دونیت اندک مقداری حمایت مالی از طرف شما کسب کنم تا بتوانم با انگیزه‌ی بیشتری به نوشتنم ادامه بدهم.    امین ساما </description>
                <category>امین ساما</category>
                <author>امین ساما</author>
                <pubDate>Mon, 13 May 2024 10:47:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادداشت سوم _ توهم گرانی</title>
                <link>https://virgool.io/Sakkoo/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%B3%D9%88%D9%85-%D8%AA%D9%88%D9%87%D9%85-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-yqxvnj2qkk5y</link>
                <description>    من در یک فروشگاه لبنیات مشغول به کار هستم و روزانه با مشتریان زیادی سر و کار دارم. یکی از مواردی که روزانه با آن ها مواجه میشوم مشکل توجیه قیمت برای مشتری است. تقریبا کار نسبتا سختی است حداقل برای اما در این یادداشت قرار است به این موضوع فکر کنیم که دقیقا چرا این اتفاق می افتد.    قیمت شیر در فروشگاه ما نزدیک به یک سال است که افزایش یافته است. درست در تاریخ 8/3/1402 ما قیمت شیر ر از 15هزارتومان به 20هزارتومان افزایش دادیم و تا الان که من درحال نوشتن این یادداشت هستم قیمت شیر همین باقی مانده است. درکنار شیر، ماست و سرشیر و... نیز تا الان ثبات قیمت داشته اند.    در طول این یکسال، من به مشتریان زیادی لبنیات فروخته ام که بخش بزرگی از آنان مشتریان دایمی و هفتگی ما هستند. گاهی اوقات پیش می آید که مشتری برای قیمت اجناس متعجب می شود. چطور؟ به این شکل که با خودش حساب می کند و می گوید ای بابا باز هم ماست را گران کرده اید؟ و این درحالی است که قیمت ماست ثابت است و یکسال نزدیک به قیمت فعلی خود بوده است.    در واقع، مشتری با خودش فکر می کند ماست را چند روز قبل 40هزارتومان خریده و حالا دارد با 45هزارتومان می خرد پس حتما گران شده در حالی  که چند ماه است با همان قیمت 45هزارتومان خریداری می کند. ولی باز هم مشکل این نیست. مشکل وقتی است که این اتفاق چندین بار برای یک فرد میفتد و این افراد هم بخش بزرگی از مشتریان را تشکیل می دهند.    همچنین، من در هنگام جمع کردن حساب مشتری قلم به قلم قیمت محصولات را برایشان نام می برم و می گویم اما سری بعد که همان افراد به سراغ خرید کردن می آیند از شنیدن قیمت ها کرک و پر هایشان می ریزد درحالی که قیمت ها همان قیمت های هفته ی پیش است. اینجاست که کار من سخت می شود و من ناچارم برای مشتری توضیح بدهم که مدت زیادی است اجناس به همین قیمت هستند ولی اغلب اوقات مشتری قبول نمی کند و می گوید چرا اینقدر تند تند گران می کنید (آه پسر حتی الان که این را می نویسم سر درد میگیرم) و این موضوع واقعا برایم مایه شگفتی است.    من دانش کافی در زمینه ی اقتصاد و روان شناسی اقتصاد ندارم ولی تا جایی که افکارم زور دارند نام چنین مشکلی را بیماری توهم گرانی گذاشتم. شاید هم اشتباه باشد نمیدانم. به هر حال من سواد کافی ندارم و خوشحال می شوم که ایرادات این یادداشت را برایم بگویید و اگر چیزهایی بیشتری به ذهنتان می رسد خوشحال می شوم که برایم بنویسید.    اگر شما هم چنین تجربیاتی در شغل خود دارید سپاس گزارتان می شوم که با من به اشتراک بگذارید شاید که توانستیم راه مناسبی پیدا کنیم.    اگر مطالعه ی این یادداشت برایتان مفید بود یا چیزی به دانسته هایتان افزود خوشحال می شوم در حق من با اندک کمک مالی از طریق این لینک دونیت کمکی کرده تا بتوانم به یادداشت نوشتن برای شما و به خالی کردن دانسته هایم در اینجا ادامه بدهم.    امین ساما</description>
                <category>امین ساما</category>
                <author>امین ساما</author>
                <pubDate>Mon, 13 May 2024 00:05:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادداشت دوم _ رهایی از آرت بلاک</title>
                <link>https://virgool.io/@m_22894317/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%A9-nazggrfljo3v</link>
                <description>    امروز تقریبا می توان گفت که در معرض آرت بلاک بودن قرار دارم. درچنین مواقعی خیلی کلافه می شوم و حس و حال چیزی را ندارم.     دیشب متوجه شدم یکی از عمده دلایل آرت بلاک شدن داشتن اعتیاد به هورمون استرس یا همان کورتیزول است. کورتیزول علایمی مانند چک کردن مداوم موبایل، نرسیدن به بهداشت فردی به دلیل نداشتن وقت یا حوصله، نداشتن خواب کافی و... دارد.    پس اول از همه باید بر روی کاهش این هورمون کار کنیم و سپس به مشکل آرت بلاک شدن بپردازیم.    برای کاهش سطح کورتیزول 10 روش وجود دارد که در زیر این خط می نویسم:    1. داشتن خواب کافی و باکیفیت    2. نوشیدن آب کافی و هیدراته نگه داشتن بدن    3. داشتن رژیم غذایی مناسب و پرهیز از مصرف قند و چربی زیاد    4. پرهیز از مصرف کافیین (آن حرف مناسب را پیدا نکردم) در شب    5. گذراندن 20 دقیقه از وقت خود به پیاده روی در خارج از خانه    6. موسیقی    7. طبیعت گردی    8. دوری از اخبار منفی (اخبار خاورمیانه)    9. محدود کردن شبکه های اجتماعی    10. صحبت با انسان های خوش ذوق و غیر سمی    شخصا به عنوان کسی که تقریبا نیمی از این موارد را انجام می دهم می توانم بگویم که جواب می دهند. حال می رسیم به آرت بلاک شدن. من چون این روزها در وضعیت سختی قرار دارم سعی می کنم که سریع این موضوع را حل کنم و به کارم ادامه بدهم.    اول اینکه تعدادی اسکچ تباه میزنم. اسکچ هایی فاجعه. صرفا برای اینکه دستم از قلم نیفتد. خیلی اعصاب خوردی دارد. ممکن است کلافه شوم و بارها فحاشی کنم ولی باز هم ادامه می دهم. چون من وقت برای این توقف هنری ندارم. پس مهم است که ادامه بدهم. در چنین مواقعی بعد از 7 الی 10 اسکچ ناموفق یا تباه بالاخره این حس درونم زنده می شود که بالاخره می توانم طراحی کنم.    گاهی هم می نویسم. نوشتن خیلی خوب است دوستان. گاهی فقط نیاز داریم کمی ذهنمان را خالی کنیم تا دیر در پریشانی و کلافگی به آرامش برسیم. کاری که همین الان درحال انجامش هستم. از موارد و مشکلات روزمره خود بنویسید. از اینکه چه چیزی اعصابتان را خراب کرده است. از اینکه اگر الان از سرکار به خانه برگردم یا به اتاقم بروم چه کاری دوست دارم انجام بدهم و...    امیدوارم مطلب و یادداشت امروز برایتان مفید بوده باشد. اگر تا اینجا یادداشتم را خوانده اید سری به نظرات بزنید شاید مطالب مفیدی پیدا کردید و یا اگر نظری دارید که می تواند بیشتر به ما کمک کند خوشحال می شوم با من به اشتراک بگذارید.    اگر از مطالعه این یادداشت لذت بردید خوشحال میشوم که از من از طریق این لینک دونیت کمک مالی هرچند کوچک اما ارزشمندی برایم محبت کنید. امیدوارم بتوانم با یادداشت هایم برایتان مفید واقع شوم.    هنرمند و نویسنده شما، امین ساما</description>
                <category>امین ساما</category>
                <author>امین ساما</author>
                <pubDate>Sat, 11 May 2024 12:04:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادداشت اول - سردرگم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_22894317/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D9%85-kitmm3sdkn6w</link>
                <description>من امین هستمیک نوجوان 20 ساله که با وجود 13ساعت کار هنوز هیچ کاری از دستش برنیامده است.من هنرمند هستم و طراحی هایی انجام می دهم. نمیدانم. بعضی از طراحی هایم تباهند و برخی هم فوق العاده. به هرحال چیزهایی را می کشم. الان که این یادداشت را می نویسم 10 روز با یک مشکل بزرگ به نام پول پیش خانه فاصله دارم. هدفم این است که طراحی هایم را از طریق سایت های مختلف به عنوان مرچ و... به فروش بگذارم ولی هنوز تایید نشده اند. از طرفی دچار یک سردرگمی بزرگ شده ام و نمیدانم که باید چکار کنم.یادداشتم در اینجا درواقع آخرین امیدم است. نمیدانم. امیدوارم کسانی این یادداشت را بخوانند و من را راهنمایی کنند تا بفههم دقیقا باید چکار کنم تا از این مشکلات بیرون بیایم.من تقریبا از این به بعد هر روز در اینجا یادداشت خواهم نوشت. یادداشت هایی روزانه از اتفاقات، افکار و مواردی که برایم پیش می آیند خواهم نوشت. امیدوارم نوشته هایم به دردی بخورند. اگر تا اینجا خوانده اید نظری بدهید یا نظرات را بخوانید شاید که حرف ها و اندیشه های مفیدی پیدا کردید.در آخر خواهشی که از شما دارم این است که از طریق این لینک اندک مقداری حمایت مالی یا همان دونیت برایم انجام دهید که بسیار سپاسگزارتان خواهم بود و امیدوارم بتوانم با نوشته هایی شاید مفید برایتان جبران کنم.دوست دار و نویسنده ساده ی شماامین ساما</description>
                <category>امین ساما</category>
                <author>امین ساما</author>
                <pubDate>Fri, 10 May 2024 21:52:53 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>