<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های m_24431223</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_24431223</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 06:43:42</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/950262/avatar/8UPsSy.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>m_24431223</title>
            <link>https://virgool.io/@m_24431223</link>
        </image>

                    <item>
                <title>شیردهی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_24431223/%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%AF%D9%87%DB%8C-zwmbnflnvrlv</link>
                <description>خب به سلامتی الان مادر شدید و اولین چالشی که باهاش مواجه میشید شیردهی هست. در کلاس زایمان اگر شرکت کرده باشید یک جلسه هم شیردهی شاید باشه داخلش. ولی این کجاو نینی واقعی کجا. چند نکته در شیردهی بگم. یک مساله ای هست که دهن نوزاد باید به سینه شما latch بشه. این baby latch رو سرچ کنید از قبل، ویدیوهای خوبی هست که میتونید یاد بگیرید. ولی وقتی نینی به دنیا امد و حس کردید سیر نمیشه (یعنی مرتب به سینه شما آویزون بود و رها نمیکرد یا پوشکش کم خیس میشد یا نقطه نارنجی رنگی توی پوشک دیده شد که نشان از کم آبی شدید هست، یا بیحال بود یا .... ) حتما از مشاوره حضوری استفاده کنید سریعتر. در مورد لکه نارنجی و بی حالی به پزشک کودکتون مراجعه کنید. ممکنه پزشک بگه مقطعی شیر با شیشه بدید. خب حواستون رو جمع کنید چون بعدا میتونه خیلی راحت سینه شما رو پس بزنه. این اتفاق افتاد برای من و با کلی تلاش و صبوری تونستم باز به سینه برگردونمش... حالا این بماند که چطور .. نکته بسیار بسیار بسیار مهم در شیردهی اینه که اجازه ندید کسی حرفهای منفی (به ویژه درباره شیر شما) بهتون بزنه. من از اول مادرم توی بیمارستان مرتب میگفتن نوک سینه ات خوب نیست و بچه نیمتونه بگیره و این خیلی به من استرس وارد کرد. بدونید حتما پستان شما برای کودک شما مناسبه. اصلا اگر این فرم پستان مناسب نبود، در انتخاب طبیعی حذف شده بود. مهم اینه شما بدونید چطور وضعیت پستان و نوزاد رو قرار بدید و چطور به دهان نوزاد ببرید. حتما موفق میشید. یک خاطره هم از خودم بگم. همیشه شبها با استرس بیدار میموندم وسرچ میکردم چی برای شیردهی خوبه. همه چیز رو تست میکردم ولی بازم شیرم کم بود. تا اینکه یک روز دوستی به من گفت بابا بیخیال باش. تنها چیز مهم اینه. یک غذای بی ربطی هم گفت (خورشت قیمه!!!). بعد که من شروع کردم شبها بیشتر بخوابم شیرم بیشتر شد واقعا. و فهمیدم استرس و بی خوابی مهمترین علت کم بودن شیرم بوده. تمرکز شما رو ی چیزهای مثبت باشه مامان جون. البته من قبل از اینکه راحت تر بشم نسبت به قضیه، از قرص و قطره شیرافزا هم استفاده میکردم که فکر کنم مفید بود ولی به شدت قند خونم رو پایین می آوردو پرخور شده بودم. *** یک نکته مهم هم در شیر دهی این هست که نوک پستان رو چرب نگه دارید که ترک نزنه. من پماد هیدرودرم که خیلی هم ارزان هست استفاده کردم. کافیه بعد از هر بار شیردهی نوک پستان رو چرب کنید و  قبل از شیردهی با پنبه تمیز کنید. من به توصیه مشاور شیردهی سوتین نمیپوشیدم (دلیلش رو نمیدونم شاید جلوگیری از احتقان شیر باشه). که بعد فهمیدم همین مالش نوک پستان به لباس باعث بدتر شدن خشکی میشه و از ۷ ماهگی شروع کردم بپوشم. برای حفظ فرم سینه هم میتونید ورزشهایی انجام بدید ولی ایننو بدونید بدن شما بعد از شیردهی و بارداری عمراَ بدن قبلی نمیشه. اگر وزن خودتون رو هم برگردونید بعد از دو سه سال (بطور متوسط دو سه سال طول میکشه )‌ جای ترک ها و افتادگی پستان ها جبران نخواهد شد. همچنین در مورد احتقان شیر در پستان و ماستیت پستان مطالعه کنید که فقط باهاش آشنا باشید. وقتی بخصوص اوایل نوزاد درست شیر نمیخوره پستان ها سنگین میشه و شیر گیر میکنه در پستان. با شیردهی موفق، این مشکل رفع میشه. مشاوره شیردهی توصیه میکنم ... در روزهای اول تولد نوزاد! در شیردهی مراقب رژیم غذایی خودتون باشید. پرخوری بیخود نکنید و با توصیه ماما تغذیه مناسب داشته باشید. من ماست و پنیر معمولا هر روز میخورم و گهگاه قرص کلسیم میخورم و در آزمایش خون میزان کلسیم بدنم مناسب هست. راستی با سزارین ممکنه شیر با تاخیر جاری بشه و برای همین باید شیرخشک بدید چند روز اول. از مشاوره شیردهی در کل بپرسید که اگر مجبور شدید شیر خشک بدید چه کار کنید که به شیشه عادت نکنه نوزاد. من نظری ندارم البته و توصیه میکنم خودتون جویا بشید. یک دستگاهی هست که من استفاده کردم البته هزینه اش زیاده به اسم شیردهی کمکی (sns) مارک مدلا که شاید بشه استفاده کرد. برای من این فایده رو داشت که با استفاده از این ( و البته چیزهای دیگه) نوزادم رو که پستان نمیگرفت و فقط شیشه میخورد را به پستان برگردونم. این دستگاه sns مدل ایرانی هم شاید داره ولی شنیدم که لوله های ضخیم داره که نوزاد بخصوص اگر ظریف یا نارس باشه نمیتونه استفاده کنه. </description>
                <category>m_24431223</category>
                <author>m_24431223</author>
                <pubDate>Sat, 05 Jun 2021 00:41:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بارداری، زایمان طبیعی و سزارین</title>
                <link>https://virgool.io/@m_24431223/%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%DB%8C-%D9%88-%D8%B3%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%86-pxr4swqsangw</link>
                <description>خب این پست هم تجربه شخصی من هست و اصلا پست کاملی نیست. ولی بهر حال... دوران بارداری من خیلی خوب گذشت. ویار نداشتم و چون از دو سال قبل از بارداری مرتب باشگاه میرفتم بدنم قوی بود و دچار کمردرد و ... نشدم. توصیه ام به همه هم همین هست که بدنی که زیر فشار بارداری و زایمان میبریدش بدن آماده ای باشه. توی دوران بارداری هم من نرمش میکردم مرتب و مدت کوتاهی که نرمش رو قطع کردم (بدلیل پزشکی) دچار کمردرد شدم که باز مجدد با نرمش خوب شد. نرمش هایی که با ماما یا پزشک شما هماهنگ شده عالی هستند دریغ نکنید از خودتون. ویار در بارداری میتونه خیلی اذیت کنه. چند تا از دوستان من ویار بسیار شدیدی در بارداری داشتند در حدی که از ماههای اول تا انتهای بارداری هر چیزی میخوردند به استفراغ منجر میشد و حتی اواخر بدلیل فشاری که میاورد به مجاری حلق، استفرراغ حاوی خون. اینها به نان خشک و پنیر و بسیکوییت های ساده بارداریشون سپری شده. اینم یکی ازمواردی هست که باید هر کسی بدونه. نمیدونم چند در صد آدمها میتونند چنین واکنش شدیدی داشته باشند. چه زایمان طبیعی و چه سزارین بدن آماده ای میخواد. خیلی ها رو دیدم که بعد از تولد نوزاد، بدلیل ضعیف بودن ماهیچه ها بلافاصله یا بعد از چند ماه دچار کمردرد شدید شدند. بازم میگم هر موقع شروع کنید دیر نیست فقط مهم اینه که از شخص قابل اعتماد و آگاهی حرکت ها رو بگیرید. شرکت در کلاس بارداری رو من به همه توصیه میکنم چون کمک میکنه دید واقع بینانه ای نسبت به زایمان پیدا کنیم و همچنین رابطه با افرادی که در شرایط مشابه خودمون هست میتونه بهمون کمک کنه (حداقل به تیپ آدمی مثل من کمک کرد). یک اخطار مهم بدم:‌ توی این کلاسهای زایمان یک نکات چرندی هم گفته میشه. مثلا برای افزایش هوش جنین بیاید هر روز با جنین صحبت کنید، توی شکمتون چراغ قوه بندازید که نور سلول های مغزیشو تحریک کنه!!!! و یک مشت چرند دیگه. اینا رو از این گوش بگیرید از اون گوش بدید بیرون. جنین شما قراره راحت و خوشحال اونجا لم بده نه اینکه با مرتب حرف زدن و کتاب خوندن (منظورم به هدف جنین هستا... وگرنه اگر در زندگی روزمره برای یک بچه ی دیگه تون قصه میگید اشکالی نداره - کلا زندگی عادیتون رو بکنید)، یا تابوندن نورو کارهای عجیب غریب آزار ببینه. در این مورد حرف من نیست و اگر مایل بودید پیام بدید تا یک روانشناس بسیار عالی که آسیبهای این مساله را بررسی کرده به شما معرفی کنم. زندگی عادیتون رو بکنید! همچنین کلاسهای چرند بعدی مثل ماساژ نوزاد و ... هم بیخیال بشید. اینها همه روشهایی هستند برای. پول گرفتن از شما. ممکنه در کوتاه مدت روی نوزاد اثر خوبی بگذارند ولی اثر بلندمدت مخربی دارند. از ما گفتن بهرحال. یک قسمت خیلی بد در دوران بارداری تستهای غربالگری هست. خیلی نادقیق و مسخره و مرتب به مادرها استرس وارد میشه. در این حد بگم که آزمایشگاه اشتباه به دوستم گفته بود جنین مرده  (البته این میزان از حماقت واقعاً نادره ولی میخوام بدونید هر چیزی این افراد گزارش کردند لزوما درست نیست) :-|‌ که بعد از کلی گریه زاری در سونو این جواب چرت رد شده بود. اگر به ۳۵ سال رسیدید، بخصوص جواب این تستها به شدت بخاطر سن شما بایاس میشه و مثلا ریسک یک سری بیماریها مثل سندروم داون در جنین شما صرفا بدلیل سن شما بالا گزارش میشه. اگر در زایمان ۳۵ سال یا بیشتر دارید و وضعیت مالی خوبی دارید توصیه میکنم از اول به پزشکتون بگید که آزمایش cell free DNA براتون بنویسه که خیلی زودتر نتیجه رو با دقت خیلی خیلی بالا میگیرید و دچار استرس بعدی نمیشید. تستهای غربالگری نا دقیق و تست مایع آمنیوتیک آسیب زننده هست. با یک cell free DNA خودتونو راحت کنید. پزشکان معمولا میگن چنین تستی وجود داره ولی پزشک من نگفت و خیلی به من فشار وارد شد. پزشک و مامای همراه خوبی انتخاب کنید. خوب از نظر علمی مهمه ولی بیشتر از اون از نظر اخلاقی. شما به یک فرد همدل وخوش اخلاق نیاز دارید. بعضی پزشک های زنان انقدر بی اعصابند که حتی حوصله صرف زمان برای زایمان طبیعی ندارند و سریع سزارین میکنند. حتی در طول ویزیت ها کلی انرژی منفی به شما میدن. پزشک من انقدر بداخلاق بود که من از ترسم دو هفته مونده به زایمانم پزشکم رو عوض کردم و بسیار از این تصمیمم راضی هستم. همچنین کسی که پیشش سونوگرافی میرید آدم مثبت و خوبی باشه ... اولین تجربه سونوی من افتضاح بود . پزشک محترمی که به دلیل وجود فیبروم کلی منو دعوا کرد و گفت چرا قبل از بارداری مراجعه نکردی تویی که انقدر فیبروم بزرگ داری!!! طوری منو ترسوند که تو راه تا خونه گریه میکردم. انقدر پولکی بود که حتی کارت نمیکشید و باید پول نقد میدادیم. همه رو ردیف میکرد که خیلی سریع ویزیت کنه و پول بیشتری بگیره. پزشک خوب و آرومی بعدش پیدا کردم که فقط با وقت قبلی نوبت میداد ولی با کمال آرامش، دو دستگاه داشت که وقت کافی برای تعویض لباس و ... به مراجع داده بشه. اجازه میداد پدر بیاد داخل (قبل کرونا) و خلاصه خیلی خیلی خوش برخورد و مثبت و البته کارش خوب بود. همه جا این برخورد مناسب به نظرم مهمه :-)زایمان طبیعی فیزیولوژیک (بدون بی حسی) بدون داشتن مامای همراه  و آمادگی قبلی رو من اصلا توصیه نمیکنم. حتی من هم که با مامای همراه بود بسیار به نظرم تجربه عجیب و غیر قابل تصور دردناکی بود. ولی خب مدیریت شد چون مامای همراه خیلی خوبی داشتم. توی زایمان هم خیلی خیلی کمک کرد و یک جایی که بدلیل پر بودن مثانه جلوی راه جنین گرفته شده بود، با گذاشتن سوند به من خیلی کمک کرد. مامای بیمارستان مدام میپرسید دستشویی داری و من میگفتم نه!!! درحالیکه مثانه ام پر بود و اصلا حسش نمیکردم تو ی اون شرایط. مامای همراه معمولاً مداخله فیزیکی نمیکنه ولی در این مورد فکر میکنم سهل انگاری اونا رو دید خودش سوند گذاشت برای من . البته مامای بیمارستان هم باید همراهی کنه و دست مامای همراه رو باز بگذاره.  خلاصه که بیمارستانو مامای همراه خیلی مهم هستند. به نظرم لازم نیست اتاق خیلی خفن و تزیین شده ای باشه (من هیچ آپشن خاصی نداشتم جز اتاق خصوصی)... فقط و فقط پزشک و مامای خوش اخلاق هستند که میتونند اون موقع به شما کمک کنند. همراهی همسر هم که عالیه اگر دلشو داره و میتونه حامی باشه. اگرم دلشو نداره که شاید نباشه بهتره. همراهی کسی که کامنت اضافه نده و فقط همدل و همراه باشه. توصیه من اینه که قبل از اینکه برید بیمارستان، توصیه های بهداشتی مراقبت پس از زایمان را از پزشک و ماما بدقت بپرسید. پزشک من بعد از زایمانم یک سری چیز سریع گفت و همچنین گفته بود چهار روز بعد بیا معاینه که من در اون حالت تازه زایمان کرده فراموش کردم و فکر کردم یک هفته بعد گفتن. و باعث شد محل بخیه عفونت کنه که خیلی اذیت شدم. همچنین اگر زایمان طبیعی با بخیه دارید، برای شستشو محل زحم حتما توصیه ها رو رعایت کنید و حتما و حتما و حتما بعد از هر بار دستشویی رفتن با سشوار خشک کنید (بعد از شستن با سرم آب نمک). همچنین بتادین میگن بده ولی بتادین حل شده در آب به نظر یک پزشکی که من بعدا بهش مراجعه کردم خوب بود و همین نجاتم داد. البته من بتادین رو مستقیم میزدم ولی محض احتیاط به شما میگم با بتادین محلول در سرم بشورید روزی یک بکه ار... عفونت این ناحیه میتونه خیلی اذیت کننده و در موارد بسیار نادر خیلی هم خطرناک باشه. اشتباهی که من کردم این بود که چون بلد نبودم سینه رو به نوزاد بدم، نوزادم سیر نمیشد و من ساعت ها روی تخت مینشستم و شیر میدوشیدم یا همیشه به حالت نشسته روی تخت بودم . حدس میزنم عرق کردن زیاد باعث شد عفونت کنم.سزارین هم که من تجربه شو ندارم ولی حتما به توصیه های پزشکتون گوش بدید. چیزی که شنیدم اینه که پزشکان توصیه به راه رفتن میکنند و شما باید اینو جدی بگیرید و با وجود دردی که دارید باید به توصیه گوش بدید و اینجوری خیلی سریع حالتون بهتر میشه. راستی بعد از زایمان طبیعی یک ماساژی روی شکمتون میدن که خون اضافه رحم خارج بشه . این دردناکه ولی تحمل کنید. ازش نترسید ولی آماده باشید. بسیار مفیده برای سلامتی رحم شما. در سزارین این درد زیاد وجود نداره چون بی حس هستید. ++ توصیه میکنم پست مربوط به شیردهی رو حتما بخونید. همچنین قبل از زایمان درباره زردی نوزاد مطالعه داشته باشید. + یک کتابی هست که به فارسی هم ترجمه شده به اسم (نوزاد رها شده از بند پوشک). به شدت توصیه میکنم قبل از اومدن نینی (چون فرصت دارید و بهتره از اول بدونید) یا بعدش حتی  بخونینش. من از هشت ماهگی این روش رو دارم انجام میدم و البته فشاری هم به خودم و نوزادم وارد نمیکنم ولی خیلی تجربه خوبیه بخصوص که تابستون داره میشه و فرزند من به گرما حساسه.  خلاصه که:‌  we go pooshakLess :))+‌ در مورد پوشک رفاه و دیجیکالا معمولا تخفیف های خوبی دارند. فرزند من با مای بیبی و بارلی راحته. بارلی ارزونتره ولی این شهری که ما هستیم گیر نمیاد زیاد. یک برندی به اسم بیبی کینگ هست که پلاستیک داره و برای بچه ای که بدنش به پلاستیک حساسه فاجعه هست.+ یک مدل پوشک شورتی داره مای بیبی، که در مسافرت و وقتی مجبورید توی ماشین نوزادتون رو عوض کنید عالیه. برا ی مصرف روزمره هم گرون هست هم کش بالاش گرمتر هست.</description>
                <category>m_24431223</category>
                <author>m_24431223</author>
                <pubDate>Sat, 05 Jun 2021 00:19:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تصمیم بچه دار شدن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_24431223/%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85-%D8%A8%DA%86%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%D9%86-nlk3q5plj8nv</link>
                <description>شاید خیلی از ما بطور اتوماتیک فکر کنیم خوبه بعد از مدتی که از ازدواج ما میگذره بچه دار بشیم. مادرهای زیادی هم معمولاً در اطراف دیدیم. تجربه من اینه که برای گرفتن تصمیم یا برای آماده شدن برای این مسئله خوبه چند تا کار انجام بدیم:‌+ اول اینکه با تعداد خوبی از مادرها، چه کسانی که نوزاد دارند یا بچه ی بزرگتر، چه افرادی که از نظر شرایط و شغل شبیه ما هستند و چه متفاوت، مصاحبه کنیم. از مصاحبه منظورم گفتگو هست ولی هدفمند. اینکه چطور بوده این تجربه براشون،  به خصوص چه سختی هایی وجود داره، چه چیزایی رو بعد از گذشت چند سال فهمیدن مثلا خوب بوده میدونستند، و ... اینجوری یک دید واقعی تری نسبت به مساله پیدا میکنید. یکی از ضرباتی که من به شخصه خوردم این بود که دید واقعی به ماجرا نداشتم. + اینکه بدونید فرزندیکه به دنیا بیاد زندگیتون رو بسیاااار تغییر میده. دیگه نمیتونید بگم پشیمون شدم. و رابطه ی شما با همسرتون هم خیلی تحت تاثیر قرار میگیره. اوایل تولد فرزند یک مدلی سخته، بزرگتر که بشه مدلش فرق میکنه. ما قبلا با هم سریال میدیدیم کلی صحبت میکردیم... الان واقعا حسرت یک تفریح دو نفره به دل من مونده. بخصوص که ما اینجا فامیل نداریم که مثلا فرزندم پیش خانواده من یا همسر بمونه و ما بتونیم یک تایم دو نفره داشته باشیم. الان اون زمان ها واقعا نایاب شدند در زندگی ما. ببینید با این تغییر چطور میتونید مواجه بشید. +‌ درک خوبی از روحیات خودتون داشته باشید. چقدر آماده هستید حداقل برای یک سال اول، بعد از یک زندگی آرام (اگر آرام بوده باشه تازه!)‌ مواجه بشید با یک فشار کاری زیاد، با اینکه فضای شخصی تون رو از دست بدید (یعنی از دست بدیداااا. در این حد که دیگه مسواک و دستشویی تونم نیمه کاره بمونه همیشه)، بخصوص بی خوابی و اینکه بارها و بارها هر شب مجبور بشید بیدار بشید به نوزاد شیر بدید یا آرومش کنید. +‌ درک خوبی از خصوصیات همسرتون داشته باشید (یعنی ایشون داشته باشند و با هم گفتگو کنید). چقدر تحمل منزل بهم ریخته داره. اصلا چقدر همکاری میکنه. چقدر ممکنه بی خوابی اذیتش کنه و چقدر میتونه این قضیه رو مدیریت کنه. بچه داری حداقل برای من که شاغل هم هستم نیازمند کمک همسرم هست. + صادقانه به رابطه خودتون و همسرتون نگاه کنید. ببینید چقدر همدلانه هست این رابطه، چقدر تا بحال از شما ایراد گرفته شده و بهتون برچسب زده شده و شما متقابلا چقدر این کار رو در رابطه با همسر انجام دادید. چقدر به همدیگه احترام گذاشتید، چقدر تونستید درباره مسائلی که اختلاف دارید صحبت کنید و به یک نقطه مشترک برسید (بدون ایجاد کدورت). + برای فرزند پروری انتخاب های زیادی پیش روی شما قرار خواهد گرفت. از نام فرزند گرفته تا اینکه چطور غذا بخوره، اصلا معیارهای فرزند سالم چیه؟‌ چقدر اسباب بازی داشته باشه، چقدر بغل بشه، چطور بخوابه؟‌ بزرگتر که بشه هم روابط اجتماعی و مذهب و .... پس بدونید که اگر شما یا طرف مقابل انعطاف پذیر نباشید فاتحه رابطه تون خونده هست. بازم در مورد آقایانی که زحمت میکشند شراکت میکنند این بیشتر مشکل ایجاد میکنه. برای مثال شما ممکنه مرتب مجبور باشید این حرف را بشنوید که چرا بچه غذا نمیخوره؟‌ چرا این مدلی غذا میدی؟‌ چرا انقدر بغل میکنی؟‌ و وو. ... +  بعضی آقایان که کلاً کار منزل کمکی نمیکنند در مورد اونها خب مساله این میشه که کلی کار میریزه سرتون. ولی در مورد آقایانی که کمک میکنند، ببینید که چقدر انعطاف دارند. چرا کمک میکنند؟‌ از سر مهربونی؟‌ یا از سر احساس وظیفه و به اجبار درونی خودشون که خوشحالشونم نمیکنه؟؟ دسته دوم بیچاره تون میکنند. چون مرتب کمک میکنند ولی چون خسته میشن مرتب هم غر میزنند. تا جایی که صدمه ای که غر زدنشون میزنه از نفع کمکشون بسیار بسیار بیشتر میشه. + ببینید آیا کسی هست به شما کمک بکنه؟ حالا نمیگم کسی بیاد همیشه داخل زندگی و فضای خصوصی شما. ولی کسی باشه به شما سر بزنه بعضی روزها، یا شما برید اونجا گاهی. هم حال و هوای فرزندتون عوض میشه هم خودتون خستگی تون در میره. اگر مثل من دور باشید از خانواده و در یک شهری که امکانات چندانی هم نداره، دهنتون رسماً سرویسه. تنها چیزی که اینجا منو نجات داد اوایل، محوطه چمن و درختی بود که نزدیک خونه هست و هر روز نوزادمو میبردم بیرون. + ‌آیا شرایط مالی شما اجازه میده زندگی رو با فرزند بدون تنش ادامه بدید؟‌ البته چیزی که من خودم روش تاکید دارم اینه که آدم چیزی که غیر ضروری هست رو نخره. خودم هیچ سیسمونی ای نخریدم و فقط طبق نیاز هر ماه برای فرزندم خرید میکنم. ولی باید در نظر داشت که مثلا پوشک ماهی حدود ۵۰۰ الی ۷۰۰ تومن حداقل در شرایط جاری (که مثلا مای بیبی بسته ای ۱۳۴ تومن هست) بهتون هزینه اضافه میکنه. حالا شیر خشک و چیزای دیگه هم هست که فرزند من اصلا استقبال نکرد و برای ما مساله ای نشد در کل. + اینو بدونید که بدن شما بعد از زایمان هیچ وقت بدن قبلی نمیشه. در برخی موارد شکم پر از ترک میشه (شاید دیده باشید) که البته با چرب کردن با روغن زیتون یا کرم های تجاری میتونه احتمالش کمتر بشه. ولی به شخصه دیدم کسی که همه رو هم استفاده کرده و لی افتضا ح پر از ترک شده شکمش. وزن شما بطور متوسط بعد از دو سه سال برمیگرده به وزن عادی. ولی فرم سینه هاتون هم بعید میدونم دیگه برگرده به حالت قبل. همچنین اگر سزارین کنید جای عمل باقی میمونه. +‌ در مورد پوشک رفاه و دیجیکالا معمولا تخفیف های خوبی دارند. فرزند من با مای بیبی و بارلی راحته. بارلی ارزونتره ولی این شهری که ما هستیم گیر نمیاد زیاد. یک برندی به اسم بیبی کینگ هست که پلاستیک داره و برای بچه ای که بدنش به پلاستیک حساسه فاجعه هست. + یک کتابی هست که به فارسی هم ترجمه شده به اسم (نوزاد رها شده از بند پوشک). به شدت توصیه میکنم قبل از اومدن نینی بخونینش. من از هشت ماهگی این روش رو دارم انجام میدم و البته فشاری هم به خودم و نوزادم وارد نمیکنم ولی خیلی تجربه خوبیه بخصوص که تابستون داره میشه و فرزند من به گرما حساسه.  خلاصه که:‌ we go pooshakLess :))اینا رو گفتم یهو ممکنه همه چیزم ببینید و یهو یه اتفاقی بیوفته که شما پیش بینی نکردید. مثل همین کرونا. پس با این همه چالش، یه غوز بالا غوزی هم به زندگی تون اضافه میشه. پی نوشت:‌ درباره خواب، خیلی ها توصیه میکنند از روشهای آموزش خواب (sleep training) استفاده بشه که من به شخصه بعد از خوندن چند مقاله بر ضد این مساله تصمیم گرفتم اصلا از این روش استفاده نکنم. البته اوایل مشتاق شدم ولی هم همسر مخالف بود هم اینکه یک با یک بار تست بسیار خفیف دیدم پسر من اذیت میشه. حالا لینک مقاله ای که خوندم رو براتون میذارم اگر پیدا کردم. ولی یک صفحه اینستاگرام خیلی خوب که به من کلی آرامش داد اینه آیدیش و از اینم میتونید ایده هایی بگیرید. بیشتر صفحات درباره فرزند پروری همسو هستند و این جزء معدود صفحات مخالف جریان هست. برای همین مخالف این رو راحت پیدا خواهید کرد. ایدی اینستاگرام این صفحه:islagracesleepاین نوشته تجربه من هست و به شما پیشنهاد میکنم خیلی آگاهانه عمل کنید. مسایل دیگری هم حتما هست که من اطلاع ندارم. </description>
                <category>m_24431223</category>
                <author>m_24431223</author>
                <pubDate>Sat, 05 Jun 2021 00:01:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مادرانه بدون فیلتر</title>
                <link>https://virgool.io/@m_24431223/%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D9%81%DB%8C%D9%84%D8%AA%D8%B1-lqjmse3slirr</link>
                <description>مادر بودن از نظر بسیاری از خانمها خیلی زیبا و جذاب به نظر میرسه. اکثر ما وقتی مادری رو میبینی نوزادی در آغوششه یا مادری را با پسر یا دخترش میبینیم حس خوبی بهمون دست میده. خلاصه این غریزه در بسیاری از ما وجود داره. من بعنوان کسی که دکتری داره، مدتها کار کرده، و چند سالی هست شغل ثابت استاد دانشگاه دارم، تجربه شخصی خودمو از این داستان مینویسم. قطعا تجربه من دید کاملی نسبت به این قضیه به شما نخواهد داد. ولی حداقل شاید گوشه ای از این دنیا رو برای افرادی روشن کنه و باعث بشه تجاربی که من داشتم برای کسی مفید باشه. امیدوارم این نوشته ها باعث بشه دیگرانی با مطالعه بیشتر و آگاهی بیشتر در این راه قدم بگذارند. </description>
                <category>m_24431223</category>
                <author>m_24431223</author>
                <pubDate>Fri, 04 Jun 2021 23:28:53 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>