<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Alis</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_24570805</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-07 18:08:36</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>Alis</title>
            <link>https://virgool.io/@m_24570805</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اسمان ابی درون تو(:</title>
                <link>https://virgool.io/@m_24570805/%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86-%D8%AA%D9%88-kidbdalndusv</link>
                <description>وقتی بهت نگاه می کنم صدای تپش قلبم بالا میره تاپ تاپ تاپ تاپدرست نمی تونم تمرکز کنم وقتی چشم توچشم میشیم دیگه نمیتونم چشم ازت بردام  چشمای عسلیت منو توخودش غرق می کنه با تو زندگی برام معنا داره تا وقتی که تو باشی قلبم میتپهولی اگه نباشی صداش خاموش میشه تاریکی تمام قلبم رو میگیره وتبدیل به سنگ میشه بعد هیچ احساسی نخواهم داشت کلمات برایم بی معنی می شوند با جود تو همه چیز برایم معنا دار است حتی رنگ ها ،حس و احساسات ،زندگی و عشق من درون آسمان ابی تو پرواز می کنم .</description>
                <category>Alis</category>
                <author>Alis</author>
                <pubDate>Thu, 08 Dec 2022 13:03:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دنیایی پشت آینه:)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_24570805/%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D9%87-y94yxvzbll9e</link>
                <description>به طرف اینه رفتم می دانستم دنیایی دیگر پشتش وجود دارد دنیایی که فقت خودم و خودمم اشکام سرازیر شده من همیشه تنها بودم روی زمین نشستم با دوزانو خود را بغل کردمولی تنهایی بد دردیه دردی که انگار داده تمام وجودم رو میخوره انگار توی چاه خیلی عمیق افتادم منتظر نوری هستم که دستم بگیره و با خودش ببره نجات پیدا کنمعذاب میکشم انگار یکی با یه خنجر به قلبم وارد می کنه دردش غیر قابل تحمله دلم می خواد پرواز کنم به جایی که هیچکس دستش دیگه بهم نرسه احساس بوچی عجیبی دارم ولی قدم قدم انگار دارم به دنیای پشت اینه میرسم جایی که دوستی دارم که منو بغل کنه کسی که دستمو بگیره کسی که بهم انگیزه بده کسی که بخواد با من پرواز کنه.</description>
                <category>Alis</category>
                <author>Alis</author>
                <pubDate>Thu, 08 Dec 2022 12:36:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی کن:)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_24570805/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%86-cem6jtphp41t</link>
                <description>بعد از این همه احساس بی خاصیت بودن و درد و رنج  دلم می  خواست تغییر بدم  هم خودم هم این زندگی رو تصمیم به عوض شدن کردم به خودم رسیدمکار پیدا کردم بیشتر به درس هام اهمیت دادمبیشتر به دوستام اهمیت دادم (نه) گفتن رو یاد گرفتم تجربه کسب کردم منم قبل از این که پی ببرم که ضعیف نیستم همیشه خودم روسرزنش می کردمو دیگه زندگیم برام مهم نبود فکر می کردم ارزو هام و اهدافم فقط یک رویایی هستش که هیچ وقت بدستشون نمیارم این زندگی خیلی کوتاه حداقل بعد از مرگم خوشحال باشم هیچ احساس پشمونی و کاشکی رو نداشته باشم فقت می خوام بگم تسلیم نشو و به زندگیت ادامه بده این زندگی هنوز چیز های قشنگش رو بهت نشون نداده.اگه ازم بپرسن خوشحالی یعنی چی ؟بهشون میگم دیدن خوشحالی کسانی که دوستشون  دارم بود کنار  کسایی که پیششون احساس خوبی دارم .زندگی کردن فقت بخش کوچکی از این دنیای بزرگه .</description>
                <category>Alis</category>
                <author>Alis</author>
                <pubDate>Thu, 08 Dec 2022 01:17:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نم نم باران :)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_24570805/%D9%86%D9%85-%D9%86%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-kjkgt81pwr09</link>
                <description>در حال کتاب خواندن بودم که ...صدای بارش نم نم باران به گوشم رسید احساس عجیبی بود به طرف پنجره رفتم از پشت پنجره اسمان را نگاه کردن خورشید پشت ابر ها قایم شده بود بارش نم نم باران قطره قطره به پنجره بر خورد می کرد صدای دلنشینی داشت بهترین لذت دنیا تصمیم گرفتم برم تویه حیاط تا بتوانم باران را از نزدیک ببینم بیرون رفتم به اسمان نگاه کردم قطره های باران به صورتم برخورد می کرد احساس سر زنده بودن کردم دلم می خواست برقصم رفتم زیر باران خیس شدم ولی ارزشش رو داشتکلی لذت بردم کلی زیر باران خوشگذراندم مثل این میموند که تمام درد رنج هایم تموم شده بود .</description>
                <category>Alis</category>
                <author>Alis</author>
                <pubDate>Thu, 08 Dec 2022 00:55:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روز گوه ا/ت</title>
                <link>https://virgool.io/@m_24570805/%D8%B1%D9%88%D8%B2-%DA%AF%D9%88%D9%87-%D8%A7%D8%AA-pvwdjwfkzff2</link>
                <description>سلام اسم من ا/ت است.من یک زندگی کاملا گوهی دارمیه روز کاملا افتضاح مثل هروز من ۱۷ سالمهو تو یه یک کافینت کار میکنم اولش زیاد خوب نبود  ولی بعد راه افتادم به دلیل مدرسه که میرم  به صاحب کارم گفتم یک شیفت میام یعنی شیفت عصر  قبول کرد و کار کردم ماه اول بهم ۵۰۰ داد لامصب خیلی رومخمه دلم می خواد جرش بدم تا الانم خیلی بهش احترام گذاشتم یه روز میگه بیا یه روز میگه نیا انگار دستمال کاغذی چیزی هستم من اعتراض دارم _&#x27;_&#x27;_ دهنم سرویس شد انقدر کار کردم بعد ۵۰۰ قرار شد اگه این ماه بهم حقوق کم داد برم  یه جا دیگه کار کنم   اوفففف اینم از امروز گوه مون *_* تا یه روز گوه دیگه خداحافظ :)</description>
                <category>Alis</category>
                <author>Alis</author>
                <pubDate>Tue, 06 Dec 2022 18:20:01 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>