<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های فاطمه اسدی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_24623646</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 08:40:00</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>فاطمه اسدی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_24623646</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خلاصه ی فصل ۸ و ۹ از کتاب Soft Skills</title>
                <link>https://virgool.io/@m_24623646/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DB%8C-%D9%81%D8%B5%D9%84-%DB%B8-%D9%88-%DB%B9-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-soft-skills-si0bazy9zzyl</link>
                <description>فصل ۸ : Why you need to be specialize ( چرا شما باید متخصص باشید )زمانیکه به یک وکیل نیاز داشته باشید، برایتان مهم است که دقیقاً وکیلی که انتخاب می‌کنید در چه زمینه‌ای کار می‌کند ، مثلاً وکیل طلاق است یا مالیات یا حوادث یا ...در دنیای برنامه‌نویسی هم به همین صورت است، اگر شما خودتان را توسعه دهنده‌ی جاوا یا c++ معرفی کنید ، درست نیست، خیلی گسترده است و دقیقاً مشخص نمی‌کند که شما چه کاره هستید و چه کاری از شما بر برمی‌آید.زمانیکه تخصص داشته باشید ممکن است اینطور به نظر بیاید که تعداد مشتری‌های کمتری دارید اما در واقعیت زمانیکه در یک چیز تخصص زیاد نداشته باشید عملاً مشتری کمتری خواهید داشت زیرا مشتری ترجیح می‌دهد کسی که در یک چیز تخصص داشته باشد را استخدام کند.هرچقدر سطح تخصص عمیق تر باشد، تعداد فرصت‌های شغلی کمتر می‌شود ، برای مثال زمانی که توسعه دهنده‌ی جاوا باشید ۵۰۰ فرصت شغلی دارید اما زمانیکه توسعه دهنده‌ی وب جاوا باشید ۲۵۰ فرصت شغلی دارید . درست است که این عدد کمتر شده است اما باز هم شانس بدست آوردن شغل در این تعداد زیاد است. در نظر داشته باشید که شما فقط به یک شغل نیاز دارید.یکی از اولین موضاعاتی که برای تخصصی شدن باید درنظر بگیرید، این است که به کدام شاخه از توسعه‌ی نرم افزار علاقه دارید ، front یا back یا middle . البته شما می‌توانید هر سه را انتخاب کنید و به عنوان برنامه‌نویس full-stack فعالیت داشته باشد اما باید دقیقاً مشخص کنید در چه زمینه ای و با چه زبانی فعالیت می‌کنید، برای مثال برنامه نویس full-stack وب با استفاده از #c و sql server.حوزه‌های تخصص در برنامه نویسی عبارت‌اند از : ۱. Web development stack ۲. Embedded system۳. Specific operating system ۴. Mobile development ۵. Framework۶. Software systemبسیاری از متخصصین نرم افزار در مورد تخصصی شدن موافق هستند اما در مورد چگونگی آن ، سوال می‌پرسند ، چند گام برای تعیین تخصص را در ادامه بررسی می‌کنیم: ۱. نقاط حساس شرکت فعلی یا قبلی خود را درنظر بگیرید، آیا می‌توانید به فردی تبدیل شوید که در آن نقاط، تخصص داشته باشد!۲. آیا نوع خاصی از تخصص در شرکتتان وجود دارد که کسی دوست نداشته باشد آن را انجام دهد و یا فاقد افراد ماهر باشد!۳. در کنفرانس‌ها و گروه‌های کاربردی، بیشتر چه موضوعاتی مطرح می‌شود!۴. بیشتر به چه نوع سوالاتی در stack overflow و یا گروه‌های کاری پاسخ می‌دهید!نگران نباشید با تخصصی شدن تقاضای بیشتری خواهید داشت البته که بعداً هم می‌توانید تخصص خود را عوض کنید.زمانیکه تخصصی شدن مطرح می‌شود برخی مقاومت می‌کنند، تخصصی شدن به این معنا نیست که نباید مهارت‌های متنوعی داشته باشید، با اینکه ممکن است متناقض به نظر برسد اما هیچکدام به تنهایی خوب نیستند.اگر مجبور بودید بین این دوحالت انتخاب کنید، بهتر است ابتدا در یک موضوع متخصص شوید سپس آن را گسترش دهید، بدین صورت نسبت به تغییرات و به‌روز رسانی‌ها انعطاف بیشتری خواهید داشت ، چرا که مطالعه‌ی تغییرات یک موضوع راحت تر از به روز بودن در چند موضوع مختلف است. در پایان پیشنهاد می‌کنم انواع مختلفی از تخصص‌ها را لیست کنید و به این فکر کنید که در حال حاضر تخصصتان چه چیزی است و اگر تخصصی ندارید در چه زمینه‌ای می‌توانید متخصص شوید ! همچنین می‌توانید به یک سایت بازاریابی مراجعه کنید و بررسی کنید آیا متخصص شدن شما را محدود می‌کند یا فرصت‌های شغلی بیشتر و مفیدتری را در اختیارتان قرار می‌دهد!فصل ۹ : Types of companies you can work for? ( انواع شرکت‌هایی که شما می‌توانید در آن کار کنید؟ )به طور کلی شرکت ها را می‌توان به سه دسته‌ی کوچک ، متوسط و بزرگ دسته بندی کرد. برای انتخاب شرکت ، اگر فقط به حقوق و مزایا توجه کنید، تصمیم گیری راحت‌تر است اما در دراز مدت احتمالاً محیط کار برای شما مهم‌تر خواهد بود .- شرکت‌های کوچک و استارتاپی (Small companies and startups) بسیاری از شرکت‌های کوچک، استارتاپی هستند . در این شرکت‌ها ممکن است چند مسئولیت داشته باشید برای مثال ممکن است هم درگیر تست باشید هم درگیر UI . البته این کار تاثیر بیشتری خواهد داشت هم تاثیرات مثبت خودشان را بیشتر نشان می‌دهند هم تاثیرات منفی. یکی دیگر از مزایای کار کردن در شرکت های کوچک، پتانسیل بالا برای پاداش و ارتقای شغلی می‌باشد، درواقع در این شرکت‌ها تغییر پوزیشن و مدیر شدن نسبت به شرکت‌های بزرگ راحت تر است.از معایب کار کردن در شرکت‌های کوچک این است که ممکن است فقط اینطور نباشد که بنشینید و کد بزنید ، ممکن است مجبور شوید نقش‌های دیگری را هم ایفا کنید ، همچنین اشتباهات شما بسیار تاثیر گذار هستند، بعلاوه پایداری این شرکت‌ها کمتر است و ممکن است شرکت منحل شود.برخی از افراد کار کردن در این شرکت‌ها را مثل لاتاری می‌بینند و حاضر هستند با حقوق کم و زمان زیاد در این شرکت‌ها کار کنند و زندگی‌شان را برای این شرکت‌ها بگذارند، این اصلاً درست نیست. اگر هیجان و سرعت بالای کار در شرکت را دوست دارید ، پیشنهاد می‌کنم شرکت‌های کوچک را تجربه‌ کنید.- شرکت‌های متوسط (Medium size companies)این شرکت‌ها بسیار زیاد و رایج هستند ، شرکت هایی که مدتی است به‌وجود آمده‌اند و به سودآوری هم رسیده‌اند اما انگیزه‌‌ای برای ورود به ۵۰۰ ثروت برتر ندارند. در این شرکت‌ها شما ثبات بیشتری حتی نسبت به شرکت‌های بزرگ خواهید داشت زیرا همانند شرکت‌های بزرگ به صورت دوره‌ای تعداد زیادی از نیروهای خود را تعدیل و دوباره سازماندهی نمی‌کنند. ساعت کاری در این شرکت‌های به طرز دیوانه‌واری کمتر است ؛ همچنین در این شرکت‌ها سرعت تغییر آهسته است و ممکن است شما روی فناوری پیشرفته کار نکنید!- شرکت‌های بزرگ (Large companies)شرکت‌های بزرگ با یکدیگر متفاوت‌اند، اما به طور کلی در این شرکت‌ها فرآیند‌ها و رویه‌ها، ثابت و مشخص‌اند و تعداد زیادی خط قرمز وجود دارد درنتیجه نمی‌توانید خیلی برخلاف جهت حرکت کنید و انگار در یک منطقه‌ی کوچک از پادگان در حال کد زنی هستید .در این شرکت‌ها راحت‌تر می‌توانید زیر رادار و کنترل نباشید و آزادی بیشتری وجود دارد ، از این رو می‌توانید از این شرایط برای آپدیت کردن دانش ، یادگیری تکنولوژی‌های جدید و حتی کار کردن روی پروژه‌های دیگر استفاده کنید.یکی دیگر از معایب شرکت‌های بزرگ این است که شما سخت‌تر می‌توانید توجه مدیران را به مهارت و توانایی‌هایتان جلب کنید.تفاوت شرکت‌های توسعه‌ی نرم افزار با شرکت‌هایی با توسعه‌دهندگان نرم افزار : شرکت‌های توسعه‌ی نرم افزار، احترام بیشتری برای توسعه‌دهندگان نرم افزار قائل می‌شوند و از نظر تکنولوژی کمی پیشرفته‌تر هستند، البته این موضوع لزوماً به این معنا نیست که جای بهتری برای کار باشند اما متفاوت و خوب هستند!تفاوت دیگر این دو شرکت در برخورد با متدولوژی  Agile هست، به این صورت که این متدولوژی‌ها باید از بالا به پایین (در سطح مدیریت ) دیده شوند و شرکتی که هدفش توسعه‌ی نرم افزار نیست، نمی‌تواند کل روند خود را بخاطر اینکه برخی توسعه‌دهندگان معتقدند این روند بهتر است، تغییر دهد.همه‌ی موارد گفته شده در این فصل کلی بودند و ممکن است هر شرکت با شرکت دیگری متفاوت باشد و موارد استثنا وجود داشته باشد، در کل بهتر است، پیش از رفتن به یک شرکت، با برنامه‌نویسان آن شرکت صحبت کنید و با حس بهتر و آگاهی بیشتری وارد آن شرکت شوید!در پایان پیشنهاد می‌کنم زمان بگذارید و فکر کنید چه نوع شرکتی را برای کار کردن بیشتر ترجیح می‌دهید و چه اندازه شرکت، با محیط کاری شما مطابقت دارد! همچنین فهرستی از شرکت‌های منطقه‌ی خود و یا شرکت‌هایی که قبلاً در آن کار کردید، را تهیه کنید و بررسی کنید هر شرکت جزو کدام دسته است!</description>
                <category>فاطمه اسدی</category>
                <author>فاطمه اسدی</author>
                <pubDate>Mon, 12 Aug 2024 19:26:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه ی فصل ۶ و ۷ از کتاب Soft Skills</title>
                <link>https://virgool.io/@m_24623646/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DB%8C-%D9%81%D8%B5%D9%84-%DB%B6-%D9%88-%DB%B7-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-soft-skills-ntlwanpqlgrl</link>
                <description>فصل ۶ : How to hack the job interview ( چگونه مصاحبه‌ی شغلی را هک کنید )سریع ترین راه برای قبول شدن در یک مصاحبه، این است که مصاحبه کننده از قبل با شما آشنا شده باشد و شما را دوست داشته باشد، برای مثال وبلاگتان را دیده باشد. این موضوع بسیار تاثیر گذار است به طوریکه برخلاف باور عمومی، اکثر مصاحبه شوندگان بر اساس دانش غیر فنی استخدام می‌شوند تا دانش فنی. آقای John Solnmez آخرین شغل خود را به اینصورت بدست آورد ، شرکتی را با توجه به ویژگی های موردنظرش انتخاب کرد و پس از تحقیق، متوجه شد افراد مصاحبه کننده در وبلاگ‌هایشان بسیار فعال هستند ، در نتیجه با نوشتن نظر و پرسیدن سوال در وبلاگشان با آنها ارتباط گرفت و در نهایت با پیشنهاد بسیار بالا در این شرکت استخدام شد ، مثال دیگر، فردی است که با رفتن به باشگاه مدیران توانست در شرکت موردنظرش استخدام شود. باید روابط گسترده‌ای داشته باشید، با شرکت در گروه‌های مرتبط، ارائه دادن ، فعالیت در یوتیوب یا لینکدین و یا دعوت برای قهوه ، می‌توانید دایره‌ی روابط خود را وسیع‌تر کنید.البته باید توجه داشته باشید روش درستی را در پیش بگیرید ، هیچ فردی دوست ندارد احساس کند، مورد سوءاستفاده قرار گرفته است .از روش درست استفاده کنید و نترسید ، شما در حال ایجاد ارتباط و پیدا کردن دوست هستید.اگر فرصت زیادی برای ایجاد روابط نداشته باشید و همین الآن نیاز به شغل جدید داشته باشید ، از مصاحبه کنندگان بخواهید قبل از مصاحبه یک جلسه‌ی پیش مصاحبه برایتان اختصاص دهند ، با این روش در مصاحبه‌ی اصلی، شما را می‌شناسند و احتمالاً دوستتان خواهند داشت.جدای از موارد فنی که باید برای بهبودش تلاش کنید،  باید برای بهبود اعتماد به توانایی خود در انجام کاری که به شما محول شده‌است، نیز تمرکز کنید‌.باید از لحاظ فنی ثابت کنید واقعاً صلاحیت دارید اما اگر بتوانید مصاحبه کنندگان را متقاعد کنید که اجازه نمی‌دهید هیچ مانعی شما را متوقف کند ، نه تنها دوستتان خواهند داشت بلکه شانس بسیاری برای استخدام خواهید داشت. اگر بتوانید در مصاحبه‌ی خود جمله‌ی طلایی زیر را برسانید، احتمال زیادی برای استخدام خواهید داشت : &quot; من نه تنها از آن دسته افرادی هستم که به تنهایی متوجه می‌شوم چه کاری باید انجام شود بلکه نحوه‌ی انجام آن را می‌فهمم و آن را انجام می‌دهم‌.&quot;از همین الآن شروع کنید، ابتدا دانش فنی خود را بهبود ببخشید و سپس تلاش کنید با افراد شرکت‌های مختلف ، مخصوصاً مصاحبه کنندگان ارتباط ایجاد کنید.فصل ۷ : The three software developer career paths  ( ۳ مسیر شغلی برای یک برنامه نویس ) ممکن است افراد نزدیکتان تا انتهای دوران کاری خود، مانند کارمند کار کنند ، شما مجبور نیستید حتما همین راه را بروید، راه‌های دیگری نیز وجود دارد . به طور کلی برای ادامه‌ی مسیر شغلی ، ۳ راه مختلف وجود دارد که در ادامه بررسی می‌کنیم.۱. کارمند اولین و ساده ترین راه برای یک برنامه نویس ، کارمندی است. باتوجه به اینکه شما قرارداد با دستمزد مشخص دارید، در نتیجه ثبات شغلی بیشتری خواهید داشت. داشتن مرخصی با حقوق و استفاده از کمک‌های احتمالی بیمه‌ی درمانی ، شرایط رفاهی بیشتری برای شما مهیا خواهد کرد. اما در این مسیر شما آزاد نیستید، هرکاری که علاقه دارید، انجام دهید. تسک ها و کارهایتان برای شما مشخص شده‌است و همچنین به خاطر شرایط کارمندی از لحاظ مالی سقف قرارداد خواهید داشت.  ۲. مشاور مستقل زمانیکه به طور همزمان برای چند کارفرما کار کنید و به صورت پروژه‌ای یا پاره وقت قرارداد داشته باشید ، انگار شرکت خودتان را دارید و دیگر رابطه‌ی کارفرما-کارمند نخواهید داشت.در این مسیر شما آزادی بیشتری در انجام کاری که دوست دارید، خواهید داشت و می‌توانید پروژه های جدید و متنوع، با تکنولوژی‌های مختلف انجام دهید و در بسیاری از زمینه‌ها با تجربه شوید، همچنین با توجه به اینکه می‌توانید همزمان چند پروژه داشته باشید، درآمدتان می‌تواند بیشتر از حالت کارمندی باشد. اما پیدا کردن این مدل شغل ها کمی دشوارتر است، همچنین شما برای پیدا کردن پروژه، جلسه با کارفرمایان و از این دست موارد وقت و هزینه پرداخت می‌کنید.هنگامی که شما به صورت مشاور مستقل کار می‌کنید، درست است که رابطه کارفرما و کارمند وجود ندارد اما درواقع شما به جای کار کردن با یک رئیس درحال کار کردن با چند رئیس هستید و این، از معایب کار به این صورت است.۳. کارآفریناین راه سخت‌ترین، چالشی‌ترین و اما پر درآمد ترین راه می‌باشد.یک کارمند یا مشاور مستقل به ازای هر ساعتی که کار می‌کند مبلغی را دریافت می‌کند، اما یک کارآفرین ابتدا یک محصولی را تولید می‌کند و پس از ارائه به بازار،  بازده و نتیجه‌ی تلاش هایش را می‌بیند.یک کارآفرین آزادی بیشتری دارد ، می‌تواند در حوزه‌ی علاقه‌ی خود کار کند و رئیسی ندارد، اما این راه بسیار خطرناک است و در واقع شما به عنوان کارآفرین عملاً تنها هستید ، همچنین لازمه‌ی این مسیر توانایی و مهارت بسیاری است و ممکن است شما روزهای بسیار طولانی کار کنید . انتخاب هر مسیر کاملاً به شخصیت هر فرد بستگی دارد و البته بعداً هم می‌توانید این راه را تغییر دهید.در پایان پیشنهاد می‌کنم یک لیست از برنامه نویسانی که در هر شاخه فعالیت می‌کنند، تهیه کنید و اگر قصد دارید مشاور یا کارآفرین شوید حتماً با فردی که در این مسیر بوده، ملاقات کنید؛ بسیاری از افراد دقیقاً نمی‌دانند در حال وارد شدن به چه مسیری هستند ، این ملاقات می‌تواند بسیار کمک کننده باشد.</description>
                <category>فاطمه اسدی</category>
                <author>فاطمه اسدی</author>
                <pubDate>Thu, 08 Aug 2024 13:26:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه ی فصل اول تا پنجم از کتاب Soft Skills</title>
                <link>https://virgool.io/@m_24623646/soft-skill-chapter1-ma6aheskwxip</link>
                <description>فصل ۱ : Career (حرفه)Earl Nightingale : &quot;بزرگترین اشتباهی که یک برنامه نویس میتواند انجام دهد، این است که باور داشته باشد که برای فرد دیگری کار می کند ، بدین صورت دیگر امنیت شغلی نخواهد داشت ... باید به یاد داشته باشیم که شرکت ها صاحبان شغل ها هستند و ما برنامه نویسان صاحب حرفه ی خود.&quot;تعداد کمی از برنامه نویسان هستند که حرفه ی خود را مدیریت می کنند، این افراد هدفی داشته اند که با دقت و برنامه ریزی به هدفشان رسیده اند.برای موفق شدن در دنیای رقابتی امروز باید فراتر از رزومه نوشتن عمل کنیم و به همه جوانب فکر کنیم و تصمیم بگیریم  چه کاری را چگونه و در چه زمانی انجام دهیم. در ادامه قرار است یاد بگیریم که چگونه این مهارت را کسب کنیم و در خود پرورش دهیم.فصل ۲ : TREAT YOUR CAREER LIKE A BUSINESS (با شغل خود مانند یک بیزینس برخورد کنید)فرض کنید درحال تماشای یک آتش بازی رنگارنگ و زیبا هستید ناگهان یک منور به بالا اوج میگیرد و بعد هیچی ... دقیقا در لحظه ای که انتظار داریم صدا و تصویر زیبایی را مشاهده کنیم در آسمان محو می شود .شما دوست دارید در حرفه ی خود به چه صورت باشید ؟ بدون صدا و توجه ، به بالا رفته و بعد به آرامی به پایین برگردید یا مانند منوری باشید که با صدا و توجه بسیار، به بالا میرود؟ یکی از اشتباهاتی که یک برنامه نویس تازه کار انجام می‌دهد این است که به حرفه ی خود به چشم یک buisiness نگاه نمیکند ، اگر این طرز نگاه را نداشته باشیم و عادت کنیم مثلا ماهانه مبلغ مشخص و منظمی را که به عملکردمان بستگی ندارد بگیریم با یک کارمند عادی چه فرقی داریم ؟؟ به خودمان نگاه کارمندی نداشته باشیم بلکه کارفرما را مشتری ای برای کسب و کار و حرفه ی خود بدانیم. حال این کسب و کار چه فاکتور هایی دارد اولین فاکتوری که یک کسب و کار دارد، محصول یا سرویسی است که ارائه می‌دهد . ما برنامه نویسان اغلب محصولمان ،قابلیت پیاده سازی یک ایده است ؛ به این صورت که ایده ی کارفرما را به صورت محصول دیجیتالی تحویل می‌دهیم.همانطوری که به کیفیت کدزنی و حرفه ی خودمان اهمیت می‌دهیم و برای بهبودش تلاش می‌کنیم به بهبود کسب و کارمان هم باید توجه کنیم باید به گونه ای آن را ارائه دهیم که مشخص شود چه تفاوتی با بقیه داریم...برای این منظور چند کار را میتوانیم انجام دهیم :‌۱- به سرویسی که ارائه می‌دهیم فکر کنیم و تمرکز کنیم و راه های بازاریابی اش را بررسی کنیم. ۲- راه های بهتر شدن این سرویس را بررسی و اعمال کنیم. ۳- محصولمان را خاص تر کنیم . ۴- روی تخصصی شدن محصولمان تمرکز کنیم ( به عنوان یک برنامه نویس داشتن یک مشتری خوب برایمان کافی است)درمورد این موضوع فکر کنید که چگونه می‌توانید سرویسی که ارائه می‌دهید را منتشر کنید، اکثر برنامه نویسان با نوشتن رزومه و ارسال آن به شرکت ها دنبال شغل میگردند؛ اما آیا این بهترین کار است ؟؟در شرکت های بزرگ و موفق می دانند که چگونه مشتریان خود را وادار کنند تا به آنها مراجعه کنند ، آنها بیرون نمی روند و یک به یک مشتریان خود را دنبال نمیکنند! دقیقا نکته همینجاست که باید خارج از چهارچوب فکر کنیم . بهترین راه برای جذب مشتری چیست و چگونه میتوان محصول خود را به خوبی ارائه دهیم؟پاسخ این دو سوال است که باعث می‌شود همانند منوری پر سروصدا به اوج برویم!فصل ۳ : HOW TO SET GOOD CAREER GOALS? (چگونه برای حرفه‌ی خود هدف تعیین کنیم ؟) اکثر انسان ها یا هدف ندارند یا نمی‌توانند برای یک بازه‌ی طولانی هدفی تعیین کنند ، ممکن است بترسند که نکند آن مسیر را دوست نداشته باشند یا آن مسیر درست نباشد، به همین دلیل همه‌ی مسیر ها را باز می گذارند. اگر هدف نداشته باشیم با اولین پیشنهاد سرکار می رویم و تا زمانیکه اخراج نشویم یا موقعیت بهتر پیش نیاید، همانجا می مانیم ! هدف نداشتن یک تصمیم است ، درواقع تصمیم می گیریم کاری نکنیم ؛ یک هدف غیر بهینه از تصادفی زندگی کردن ، بهتر است.فصل ۴ : Developing your people skills  (توسعه‌ی مهارت‌های مردمی خود)نمی‌توانیم این دید را داشته باشیم که ما فقط یک گوشه می‌نشینیم و کد می‌زنیم ، باید یاد بگیریم و بلد باشیم که چگونه با همکاران خود ارتباط درست بگیریم.در ادامه چند نکته را باهم مرور می‌کنیم: - Everyone wants to feel importantهمه‌ی افراد دوست دارند حرف‌هایشان شنیده شود و این حس مهم بودن را داشته باشند، زمانیکه یک همکار دیگر با ما صحبت می‌کند، اگر سریع ایده‌ی او را رد کنیم و ایده‌ی خودمان را مطرح کنیم، دیگر در مقابل حرف ما شنوا نیست و احساس بی اهمیت بودن ، می‌کند. پس برای اینکه بخواهیم حرف خودمان خوب شنیده شود، ابتدا باید شنونده‌ی خوبی باشیم.- Never criticizeتجربیات و مطالعات نشان می‌دهند، تعریف و تمجدید و پاداش همیشه بهتر از انتقاد و ایراد گرفتن جواب می‌دهد.اگر رئیس هستید حتما به این موضوع دقت کنید و اگر رئیس نیستید به این موضوع فکر کنید که در آینده آن را درنظر داشته باشید.- Think about what the other person wantsباید سعی کنیم از زاویه‌ی دید خودمان خارج شویم و موضوع را از زاویه‌ی دید طرف مقابلمان ببینیم، به اینصورت احساس ارزشمندی و اهمیت متقابل پیش می‌آید و از انتقاد جلوگیری می‌کند.- Avoiding arguments در یک بحث قرار نیست همه‌ی افراد منطقی برخورد کنند، گاهی متقاعد کردن طرف مقابلمان ممکن است سخت باشد، در اینصورت اصلا مشاجره نکنیم!آقای Dale Carnegie در کتاب How to Win Friends and Influence People اشاره می‌کنند : &quot;من به این نتیجه رسیده‌ام که فقط یک راه خوب برای بحث کردن وجود دارد و آن راه، جلوگیری از بحث کردن است ، همانطور که از مار و یا زلزله دوری می‌کنید از بحث کردن هم دوری کنید. &quot;اگر در مورد چگونگی انجام کاری با طرف مقابلمان اختلاف داریم ، ببینیم که آیا این موضوع، آنقدر برایمان مهم است که بخاطر آن بمیریم یا خیر؟! اگر مهم نبود ، بهتر است از موضع خود پایین بیاییم ، این کار احترام و اعتبار خوبی را برای آینده به ارمغان می‌آورد.- Frame controlیکی از مفاهیم بسیار مهم برای تعامل با دیگران ، فهمیدن مفهوم frame است.در واقع frame، درک ما از جهان و آنچه می‌بینیم و باور داریم حقیقی است ، می باشد و به طور مشابه frame طرف مقابل، همین گونه تعریف می‌شود.زمانی که با شخص دیگری وارد مکالمه می‌شویم، frame هایمان با هم برخورد می‌کنند و در نهایت یکی از frame ها پیروز می‌شود . باید تلاش کنیم در این تعاملات frame پیروز را داشته باشیم.این مهارت، باید با احتیاط به‌کار گرفته شود، نباید آن را در تعاملات عادی خود با همکاران داشته باشیم، بلکه زمانی به کارمان می‌آید که بخواهیم اعتبارمان را حفظ کنیم و یا کسی قصد تضعیف ما را داشته باشد، برای مثال زمانیکه معلم یک کلاس و یا مدیر یک تیم باشیم، بسیار کارایی دارد.در ادامه، کتاب افراد سمی را معرفی می‌کند، افراد سمی کسانی هستند که به زندگی نگاه منفی دارند و از هر فرصتی استفاده می‌کنند تا موجب تنزل اطرافیان خود شوند، از این افراد باید دوری کنیم و در تعاملات مجبوری کاملاً بی احساس و سرد برخورد کنیم.فصل ۵ : Creating an effective resume ( ایجاد یک رزومه‌ی کارآمد)برای نوشتن رزومه‌ی خود باید وقت و انرژی کافی اختصاص دهید. یک بروشور تبلیغاتی ، میزان قابل توجه‌ای هزینه اختصاص داده‌است تا مشتری‌ای جذب کند که هزینه‌ای ۱۰۰ دلاری پرداخت کند ، حال آیا برای جذب کارفرمایی که قرار است سالانه بین ۶۰ تا ۸۰ هزار دلار پرداخت کند ، نباید میزان قابل توجه‌ای هزینه اختصاص دهید؟ یکی از دلایلی که باعث می‌شود رزومه‌تان عالی نباشد، این است که شما یک رزومه نویس حرفه ای نیستید ، در نتیجه بهتر است برای این منظور یک رزومه نویس حرفه‌ای استخدام کنید. ویژگی هایی که یک رزومه نویس باید داشته باشد : ۱. با مهارت برنامه نویسی آشنا باشد.۲. خروجی‌های مطلوبی را از قبل داشته باشد.باید دقت کنید که حتماً همه‌ی اطلاعاتی که یک رزومه نویس نیاز دارد را در اختیارش قرار دهید، این اطلاعات باید دقیق و درست باشند.زمانی که یک رزومه نویس استخدام می‌کنید، باید از او این انتظارات را داشته باشید : ۱. نوشتن متنی خوب و جذاب برای تبلیغ خدمات شما به بهترین نحو ممکن۲. ارائه‌ی یک قالب بصری زیبا و جذاب متناسب با خدمات شماحتی اگر معتقد هستید حتما خودتان باید رزومه‌ بنویسید، پیشنهاد می‌کنم حتما برای اصلاح و بهبود آن فردی را استخدام کنید.باید فراتر رفت و فقط به ارسال سنتی رزومه بسنده نکرد.باید رزومه‌ی خود را داخل linkedIn و یک فضای آنلاین بارگذاری کنید تا در صورت نیاز لینک آن را در اختیار دیگران قرار دهید.رزومه باید منحصر به فرد باشد ، می‌توانید با کمک گرفتن از یک گرافیک کار ، آن را بهبود دهید ، مثلاً فردی که در حوزه‌ی بازی سازی فعالیت دارد، می‌تواند رزومه‌ی خود را به گونه‌ای طراحی کند که مانند یک بازی باشد.اما اگر به هر دلیلی خودتان خواستید رزومه‌تان را بنویسید چند نکته را در نظر بگیرید : ۱. رزومه ی خود را برای دسترسی افراد دیگر، به صورت آنلاین بارگذاری کنید.۲. رزومه‌تان منحصر به فرد باشد.۳. به صورت ارزیابی عمل - نتیجه باشد ، به این صورت که چه کارهایی را انجام داده‌اید و چه نتایجی را در پی داشته‌است.۴. برای جلوگیری از هرگونه غلط املایی و یا نگارشی آن را ویرایش کنید. در پایان پیشنهاد می‌کنم رزومه‌ی خود را به یک کارشناس رزومه نویس بفرستید و نظر ایشان را در مورد رزومه‌ی خود جویا شوید ، همچنین می‌توانید خروجی رزومه‌های حرفه‌ای را ببینید و با رزومه‌ی خود مقایسه کنید.</description>
                <category>فاطمه اسدی</category>
                <author>فاطمه اسدی</author>
                <pubDate>Sat, 27 Jul 2024 19:27:08 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>