<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های فریبا عطش</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_25026008</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 23:45:01</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>فریبا عطش</title>
            <link>https://virgool.io/@m_25026008</link>
        </image>

                    <item>
                <title>#چالش کتابخوانی طاقچه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_25026008/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-lkwxckdyzry1</link>
                <description>راههای برگشتن به خانه/ آله خاندرو سامبرا/ ونداد جلیلی/ نشر چشمه« راههای برگشتن به خانه» ، قصه پر غصه شیلی ست در دوران های پر تکرار استبداد. اینکه شیوه حاکمیت بر جامعه، چگونه عشق و خرد و دوستی و همبستگی و زیبایی در زندگی افراد را بدل به « هیچ» می کند. نه حتی چیزی در خور نوشتن.غبار اندوه ، به گونه ای سوگوارانه، بر تمام فضای داستان پاشیده است ، حتی در ماجراجویی‌های کودکانه بچه ها.چند مفهوم هست که نیازمند کنکاش عمیق ترند در ویرانه های زمان و مکان:خانه و راههای برگشتن به آن: خانه جایی ست که در آن احساس امنیت و آرامش می کنیم. جایی که  به هم عشق می ورزیم و بالندگی زندگی را به تماشا می ایستیم و در سایه محبت و اعتماد جایی برای نسل‌های بعد باز می کنیم. راوی در پی بازگشت به خانه است. می کوشد با واکاوی خاطرات و دوباره چیدنشان کنار هم ، خانه را بازیابد. اما خانه در گذر زمان به مفهومی  دور ، دست نایافتنی، ویران از حادثه ها و باز نساختنی بدل شده است.بازگشت به خانه، شاید اشاره داشته باشد به بازسازی امیداز دست رفته، که در سایه ستم پایدار زمانه، ناممکن می نماید.زلزله:راوی همان ابتدا شبی را به تصویر می کشد که زلزله شهر را لرزانده و مردم بیرون خانه ها چادر زده اند. زلزله شهر را ویران کرده است. ویرانی تهدیدی ست پیوسته جاری در گذر لحظه ها، زاینده ی وحشت و بی اعتمادی.شکستها وگسستهای حاصل از زلزله، عمیق و ویرانگر، نه بافت شهر را ، بلکه پیوند میان انسانها را هم می گسلد و آنها را سالها ، بلکه نسلها از هم دور می کند.زلزله شاید نماد تنش و فروپاشی ساختهای انسانی و عاطفی و اجتماعی هم باشد.گم شدن: راوی قصه گم شدنش را در شش هفت سالگی روایت می کند. مادر نگران و عصبانی اش را توصیف می کند و پدرش را که به او می گوید سرانجام توانسته سختی را پشت سر بگذارد. «گم گشتگی» ریسمانی ست که مهره های کوچک و بزرگ قصه را به بند کشیده است. گم گشتگی در عشق ، زندگی؛ هراس، تنهایی...و کشف رازهای مدفون در دل زمان که در گذر سالیان،فاش خواهند شد. نه یکباره که تدریجی. گویی از ابتدا آن جا بوده اند و سالها همان جا خواهند ماند. و فقط آدمیان را ناگزیر این سو و آن سو به دنبال خویش می کشند. </description>
                <category>فریبا عطش</category>
                <author>فریبا عطش</author>
                <pubDate>Fri, 06 Sep 2024 11:16:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>#چالش کتابخوانی طاقچه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_25026008/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-bxvgiyi4izts</link>
                <description>جایگاه ما در جهان هستی( تئوری همه چیز: مبدأ و سرنوشت عالم)/ استفن هاوکینگ/ صالح خواجه دلویی/ نشر کوله پشتیاستفن هاوکینگ را نخستین بار در فیلم« نظریه همه چیز» شناختم. آنچه در او مرا به تحسین واداشت، تلاش خستگی ناپذیرش برای درک جهان هستی و اراده خدشه ناپذیرش برای ارزشمند زیستن در این جهان بود. دلیل انتخاب این کتاب، بی تردید، آشنایی بیشتر با ذهن شگفت انگیز و شیوه اندیشیدنش به انسان و جهان و هستی بوده است. بی آنکه بخواهم درباره نفوذ اندیشه مترجم در کار ترجمه اشاره کنم، باید بگویم در تمام مدتی که کتاب را می خواندم، آن آیات قرآن که به انبساط جهان اشاره می کند( ۴۷ ذاریات و آیات دیگر)، در ذهنم نقش می بست. شگفتا ! چه جهانی ست جهانی که درآن زندگی می کنیم!کتاب جایگاه ما در جهان هستی، مجموعه سخنرانیهای هاوکینگ است در کنفرانس‌های مختلف علمی.نخست درباب اندیشه های پیدایش جهان سخن به میان می آورد. از آغاز تا به امروز. آشنایی با فکر و اندیشه و باور مردمان در باب آفرینش جهان در اعصار گوناگون، بی آنکه درستی و نادرستی اش را در نظر آوریم،حس کنجکاوی و شگفت زدگی را در ما به اوج می رساند.هاوکینگ در سخنرانی دیگرش به توصیف جهان در حال انبساط می پردازد و سیر تاریخی و علمی این اندیشه را به تفصیل شرح می دهد.مدلهای سه گانه « فریدمان» ، که در این مبحث توضیح داده می شوند، بی اندازه جذاب و جالب توجه اند.او سپس به توضیح سیاهچاله ها می پردازد و تاریخچه علمی کشف سیاهچاله ها و نظریاتی را که درباره آنها مطرح است، شرح می‌دهد.هاوکینگ درباره سرنوشت جهان هم صحبت می کند و از مدل های که می توانند آینده جهان هستی را ترسیم کنند سخن می گوید.او درباره زمان و جهت زمان و « پیکانهای زمان » نیز حرف می زند و هر یک را جداگانه توضیح می دهد.و در پایان، درباره « نظریه همه چیز» صحبت می کند: نظریه ای کامل و واحد که بتوان به مدد آن همه چیز را توضیح داد. آیا دست یافتن به چنین نظریه ای امکان پذیر است یا ما در پی سراب هستیم؟من اگر جای مترجم بودم، برای آنکه کتاب را برای مخاطب عام فهم پذیرتر کنم، معادل انگلیسی اصطلاحات فیزیک را همراه با توضیحاتی دقیق و شفاف در پاورقی می آوردم تا هم دسترسی مخاطب را به مطلب ساده تر کنم و هم مسیر درک مطلب را برای او هموار گردانم.</description>
                <category>فریبا عطش</category>
                <author>فریبا عطش</author>
                <pubDate>Wed, 28 Feb 2024 10:14:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>#چالش کتابخوانی طاقچه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_25026008/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-qnfcjddae6vn</link>
                <description>مصائب عشق/ آلن دو باتن/الناز عظیمی/ انتشارات رخداد کویر« مصائب عشق» کتابی ست درباره یک ارتباط دو طرفه صمیمی؛قطور نیست، ولی عشق را مفصل توضیح می دهد.نویسنده به سان جراحی زبردست، لایه رویین عشق را می شکافد تا کمک کند بفهمیم در آن جهان زیرین چه می گذرد، بفهمیم چرا بزرگترین منبع شادی، عمیق ترین غم‌ها را می آفریند!!!!!« مصائب عشق» تلاشی ست برای آگاهی بخشی و ارتقای مهارتی عاطفی. تلاشی برای پاسخ به پرسشهای فراوانی درباره « رابطه با دیگران» که مارا گیج و سردرگم و آشفته و درمانده می کند:_ چرا در روزهای آغازین این فرد بی نقص روبروی ما، مارا چنین به وجد می آورد🥰 و حالا حتی نمی توانیم با او سر یک میز صبحانه بخوریم؟😠_ آیا ذهنمان، ایده آل گرایانه، کوشیده است ما را فریب دهد یا به فراموشی دچار شده ایم؟😳_ چرا علیرغم اینکه همدیگر را دوست می داریم، هم را سخت آزار می دهیم؟ 😞_ آیا انتخابمان اشتباه بوده است؟ چه چیزی آن آتش سوزان نخست را به سردی و خاموشی کشانده است؟🤔_ آیا دل تنگ دوران مجردی هستیم و آزادی بیشتری می خواهیم؟😣_ چرا مسائل جزئی مثل انتخاب کانال تلویزیون، ناگهان این قدر اهمیت یافته و رابطه را دچار تنش کرده است؟🤕_ قرار بود عشقمان دلچسب باشد، چرا هر روز بدتر از دیروز می شود؟😶_ صداقت از رابطه حذف شده است؟😥_ چرا این قدر احساس تنهایی می کنم؟😱_ انتظاراتمان از هم چگونه ما را در مسیر زندگی پیش برده و به اینجا کشانده است؟😨_آیا نیاز است درباره « دوست داشتن» آموزش نظام مند و موشکافانه ای دریافت کنیم، همچنانکه درباره راندن هواپیما یا جراحی مغز؟🙄_ آیا باید به رابطه پایان دهیم یا رابطه را ادامه دهیم؟🥴آلن دو باتن می کوشد در این کتاب به این پرسشها پاسخ دهد.او در « مدرسه زندگی» تلاش می کند به ما در جهت فهم خودمان و بهبود روابطمان در حوزه کار و اجتماع کمک کند، تا به آرامش برسیم و از زندگی بیشتر لذت ببریم.</description>
                <category>فریبا عطش</category>
                <author>فریبا عطش</author>
                <pubDate>Mon, 29 Jan 2024 11:15:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>#چالش کتابخوانی طاقچه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_25026008/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-pbwavpru0hhj</link>
                <description>مرگ با تشریفات پزشکی(آنچه پزشکی درباره مردن نمی داند)/ آتول گاواندی/ حامد قدیری/ انتشارات ترجمان علوم انسانیپیری، بخش پایانی زندگی ما در این دنیا، چگونه سپری خواهد شد؟ زمانی که از فشار خون، دیابت، تاری دید، کم شنوایی، ضعف قلب، بی اشتهایی و کم حوصلگی رنج می بریم، زمانی که بی هیچ علتی، مدام زمین می خوریم و  قادر به حفظ تعادل خود به هنگام راه رفتن نیستیم، زمانی که به خاطر ابتلا به سرطان، مجبور به تحمل دردهای طاقت فرسا می شویم و دخالت پزشکی دردمان را بیشتر می کند، زندگی چگونه سپری خواهد شد؟خانواده و جامعه چگونه با ما برخورد خواهند کرد؟نیاز ما به دیگران چگونه برطرف خواهد شد ؟پزشکی، از آن رو که مستقیما با بیماریها و ناتوانیها سر و کار دارد، در این بخش از زندگی ما، دخالت مستقیم داشته است.اما علیرغم حضور پیوسته در این عرصه، از درک بسیاری مسائل که نوع انسان در دوران پیری با آن ها روبروست، بازمانده است.درآغاز، کهنسالان را در نوانخانه‌ها نگه می داشتند. مکانهایی به غایت آلوده و نابه سامان که آدمیان آنجا مذبوحانه میان مرگ و زندگی دست و پا می زدند. پس از آن آسایشگاهها به وجود آمدند. جایی که انسانها از بیشترین و با کیفیت ترین خدمات پزشکی برخوردارند، اما از ارتباط با دیگران، داشتن استقلال در تصمیم گیری و انتخاب سبک زندگی خاص خود باز داشته می شوند:« در غیاب خانواده گسترده و در دسترس، سالمندان می مانند و هویتی نهاد زده، کنترل شده و تحت نظارت.سالمندان می مانند و راه حلی پزشکی برای مسائل ترمیم ناپذیر. سالمندان می مانند و زندگی ای که امنیت دارد، اما خالی از دغدغه ها و خواسته های آنان است.»پس از آسایشگاهها، خانه های حمایتی تأسیس شدند. جایی که کهن‌سالان بتوانند درباره درمان و نوع درمان به انتخاب و تصمیم گیری دست زنند و زندگی خودشان را داشته باشند.وجود این موسسات و ارائه خدمات اختیاری به کهنسالان، زمینه گفتگوی دشواری را فراهم کرده است که همیشه از آن گریزانیم: گفتگو درباره لحظات آخر زندگی، درباره مرگ، درباره چیزهایی که دوست داریم در آن لحظه ها اتفاق بیفتد و چیزهایی که رنجمان می دهد. این گفتگوی اجتناب ناپذیر، گذر از کهنسالی و مواجهه با مرگ را آسان تر می کند هم برای سالمندان و هم بازماندگان.مطالعه کتاب مرگ با تشریفات پزشکی توصیه می شود به پزشکانو فرزندان،کسانی که می توانند با ایجاد تغییر جزئی در زاویه دید خود، لذتی بس عظیم رابه سالمندان هدیه کنند: لذت شاد و راحت زیستن حتی در بحبوحه رویارویی با مرگ.</description>
                <category>فریبا عطش</category>
                <author>فریبا عطش</author>
                <pubDate>Tue, 02 Jan 2024 10:58:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>#چالش کتابخوانی طاقچه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_25026008/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-y6xkwq5yklrl</link>
                <description>جنون قدرت و قدرت نامشروع در باب فاشیسم، توتالیتاریسم و کاپیتالیسم/ دکتر محمد رضا سرگلزایی/نشر قطرهسیاست به زبان ساده، مبحثی ست که در مقالات کوتاه کتاب مورد بررسی قرار می گیرد. به گفته نویسنده، نگاه چند وجهی به قدرت و حکومت، پای بسیاری علوم دیگر را به حوزه سیاست می کشاند و به مخاطب در درک وضعیت جوامع کمک می کند.نویسنده در مقالات نخستین به مدد روانشناسی و ادبیات می کوشد استبداد، توتالیتاریسم و فاشیسم را به زبانی گویا و همه فهم توصیف کند: او داستان ضحاک را از شاهنامه نقل می کند و رابطه میان اسطوره ها و حکومت ها را مورد بازبینی قرار می دهد.از تکرار تاریخ و تکرار الگوی قربانی- دشمن- نجات دهنده صحبت می کند و بر آنچه طی اعصار بر مبنای این الگو اتفاق می افتد، تاکید می ورزد. درباره « برادران کارامازوف» اثر داستایوفسکی صحبت می کند، شخصیت‌ها ی داستان را پردازش می کند و می کوشد مذهب اوباش و فاشیسم را در قالب این رمان برجسته توضیح دهد:« فاشیستها نیاز به پرهیزکاری، پارسایی، درون نگری و ارتباط شخصی با الوهیت ندارند. همه آیین مذهبی در مناسک جمعی و یا شور و غلیان هیجانات صورت می گیرد: مراسم رژه و گردهمایی‌های عظیم خیابانی، تکان دادن پرچمها، به بازو بستن بازوبندهایی که عضویت در آیین پیشوا را نشان می دهد... اوباش کسانی هستند که فاقد هویت فردی و نظام ارزش درونی اند. نه تمایل به پارسایی و انضباط دارند نه توان درون نگری و گوشه نشینی و اعتکاف. پس برای چنین کسانی که همیشه دچار احساس گناه و احساس حقارت عمیق بوده اند، مذهب فاشسیت ها نور امید و رستگاری ست: به جای سکوت، شعار بدهید. به جای تنهایی برای شما اعتکاف گروهی برگزار می کنیم و به جای ارتباط درونی با الوهیت یک ارتباط جمعی با پیشوا را به شما پیشنهاد می کنیم. فاشیستها به اوباش اعتماد به نفس می دهند. به آنها وعده تعمید و رستگاری می دهند و این همان چیزی ست که اوباش به آن نیاز دارند. فاشیستها لشکر اوباش را بسیج می کنند و با کمک آنها نخبگان را سرکوب می کنند. مردم در نظام‌های فاشیستی تنها به « اطاعت از فرامین» و « ستایش پیشوا» فرا خوانده می شوند. « جنایت » بدل به « تکلیف » می شود.»نویسنده در بخشهایی از کتاب، جریان فمینیسم را توضیح می دهد و آن را در سه سطح مجزا  توصیف می کند.با تکیه بر محتوای اساطیر، انواع فرهنگها را برمی شمارد( زئوسی، آپولونی، دیونیزوسی، آتنایی) و شیوه مدیریت و حکومت در هر یک از این فرهنگها را شرح می دهد. می کوشد چگونگی فعال شدن بدترین قابلیتهای انسان را در این فضاها توضیح دهد و علت عقبگرد در زمینه توسعه را شناسایی کند.کتاب جنون قدرت و قدرت نامشروع، با معرفی مختصر و قابل فهم اصطلاحات سیاسی و اجتماعی مخاطب را به آگاهی نسبی از وضعیت جوامع می رساند و او را برای درک نظامی که در آن زندگی می کند، به جستجو و کاوش بیشتر و عمیق تر وامی دارد.</description>
                <category>فریبا عطش</category>
                <author>فریبا عطش</author>
                <pubDate>Mon, 04 Dec 2023 09:13:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>#چالش کتابخوانی طاقچه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_25026008/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-iumbwjogshlu</link>
                <description>فرزندم چه کاره شود؟ / حمید رضا رضوانی اول/ نشر آرسس«فرزندم را چه طور در مسیر درست زندگی قرار دهم؟»این کتاب، پاسخی ست به این پرسش مهم.به گفته نویسنده، پدران و مادران تا حدودی در راه شناخت استعداد فرزندان و هدایت آنها تنها هستند چرا که برنامه منسجم و مدونی در این زمینه وجود ندارد و طرح هایی هم که در آموزش و پرورش انجام می گیرد، ناقص، غیر حرفه ای و غیر علمی ست و پاسخگوی نیازها نمی تواند باشد. نویسنده بر این نکته تاکید دارد که اگر افراد متخصص در پستهای غیر تخصصی شان به کار گرفته شوند، جامعه رشدی نخواهد داشت و براحتی از هم فرو خواهد پاشید.ما در مقام پدر و مادر چه راهکاری پیش رو داریم؟نویسنده پس از معرفی تست استعداد یابی جانسون اوکانر که استعدادهای دوازده گانه را در حوزه های مختلف معرفی می‌کند ، پدران و مادران را متوجه اهمیت نقش شخصیت فردی و آموزش و پرورش در مسیر رشد کودک می سازد.نویسنده برای حرکت در این مسیر دوازده گام را برمی شمارد. بیشتر این گامها در حوزه کاری والدین تعریف شده اند . مطالعه این گامها ، کمک شایانی ست به شناخت مسیر و کمک به رشد سالم کودک.در این کتاب، داستانهای شگفت انگیزی ست که می تواند به شما در پرورش استعداد فرزندتان کمک کند.نویسنده به زبانی ساده و صمیمی ،شما را در مسیر رشد همراهی می کند.امید که کودکانی مهربان، قوی ، کارآمد و پرتلاش پرورش دهیم.</description>
                <category>فریبا عطش</category>
                <author>فریبا عطش</author>
                <pubDate>Wed, 15 Nov 2023 08:47:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>#چالش کتابخوانی طاقچه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_25026008/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-hukogpme4ges</link>
                <description>رستگاری در تاریکی/ جول اوستین/ هنگامه خدا بنده/ نشر شادن پژواکجول اوستین، کشیش بزرگی ست. با کلامش آرامش را ذره ذره در جان آدمی می ریزد. کتابهایش تو را به یاد کلام خداوند در قرآن می اندازد: با دنیایی از امید و نیکی و آرامش تو را تا رسیدن به « پایان شکوفا» یت، همراهی می کند.رستگاری در تاریکی، نام یکی از کتابهای بی نظیر جول اوستین است. او در این کتاب از « فصلهای تاریک زندگی» صحبت می کند: زمانی که از همسرت جدا شده ای، عزیزی را از دست داده ای، سلامتت به خطر افتاده است، کسب و کارت نابه سامان است، در شرایط نامساعد مالی هستی، فرزندت دشواریهایی را در زندگی ات به وجود آورده و...از خود می پرسی: این اتفاقات بد ، برکتش کجاست؟؟؟جول اوستین زاویه نگاه ما را به وقایع زندگی مان تغییر می دهد. او می کوشد با بیان اندیشه های نو ما را از تنگنای تاریک زندگی رهایی بخشد.او باور دارد دانه در نور جوانه نمی زند در اعماق تاریک زمین است که قوه درونی اش صورت واقعی به خود می گیرد و زمینه سبز شدنش را فراهم می آورد:« دانه ای که در خاک شده، دفن نشده،  بلکه کاشته شده و ثمر خواهد داد. فصل تاریکی موقتی ست. رشد در فصلهای تاریک رخ می دهد و ... خداوند مشکلات را نازل نمی کند بلکه از آنها بهره می برد تا مارا به بهترین پایان خودمان برساند.»جول اوستین، ایمان راستین را نه در شروع کار و پایان آن، بلکه در میانه راه ، تعریف می کند. او اعتقاد دارد اگر به دنبال چراها باشیم ، اگر نگاهمان را به زندگی تغییر ندهیم در همان نقطه ای که هستیم گیر خواهیم افتاد. او نمی خواهد ما به تاریکی عادت کنیم بلکه می خواهد سرور و لذتمان از زندگی را از بین نبریم.جول ، داستان پولس و موسی و ابراهیم را بازگو می کند: خداوند مشکلاتشان را رفع نکرد، نقصانشان را برطرف نکرد تا قدرت الهی اش رادر ضعف آنها نشان بدهد و آنهارا به پایان شکوفایشان برساند.جول ، داستان یوسف و ایوب را بازگو می کند و از دل قصه های کهن، حقایق روشنی را که برای زندگی امروز به آن نیازمندیم، بیرون می کشد. او در کتاب رستگاری در تاریکی، ما را به دوباره دیدن و دوباره فکر کردن فرا می خواند و جایگاه ارزشمندمان را در هستی نشانمان می دهد.کتابهای دیگر برای مطالعه بیشتر</description>
                <category>فریبا عطش</category>
                <author>فریبا عطش</author>
                <pubDate>Wed, 01 Nov 2023 08:35:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی مهرماه طاقچه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_25026008/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-lg5hlol5svru</link>
                <description>(کتابهایی درباره فلسفه)همه می میرند/سیمون دو بوار/مهدی سحابی/ نشر نو« فوسکا»، پادشاه شهر کوچک « کارمونا» در ایتالیاست. او ایده های بزرگی در سر دارد.هدفش بزرگتر کردن و آبادتر کردن قلمرو خویش است. در این میان ، افقهای جدیدی در برابر چشمانش پدیدار می شوند: باید جهان را به دست گیرد و سرنوشت آدمیان را دگرگونی بخشد.اما برای حکومت بر جهان، زندگی بیش از اندازه کوتاه است. پس باید در پی زندگی جاوید بود.فوسکا، معجون حیات جاوید را می یابد و آنرا لاجرعه سر می کشد.اینک حیات تا ابد ادامه خواهد داشت.*صدها سال می گذرد.فوسکا هم قدم با تاریخ، جنگها و ویرانیها و دغلکاریها و کشورگشایی ها و دوستی ها و اتحادها و شورشها و نومیدیها و کشتارهای وسیع را تجربه می کند.از خود می پرسد:انسان به کجا می خواهد برسد؟ کدام ارزشها را فدای اهداف خویش خواهد کرد؟ جایگاه او در زندگی کجاست؟ آیا حیاتش چون گوهری ارزشمند است یا چون کفی بر اقیانوس در عرصه گیتی ناپدید خواهد شد؟ کاری که او باید برای خود و جهان انجام دهد چیست؟فوسکا، عشق را هم در گذر سالها تجربه می کند.با کاترینا و زنان دیگری از دوران‌های متفاوت. و فرزندانی به دنیا می آورد. او شاهد مرگ زن و فرزندان خویش است و خود هرگز پیر نمی شود.عشق برای او که حیاتی جاودانه دارد، رفته رفته معنای خویش را از دست داده و به او و دیگرانی که دوستشان می دارد، آسیب زده است.برای چه عشق بورزد؟ برای چه زندگی کند؟ چگونه زندگی کند؟به نظر می رسد مرگ با همه تلخی و دردناکی اش، حیات انسانی را از موهبت‌های ارزشمندی بهره مند ساخته است.بدون مرگ، زیستن دشوار خواهد بود. مرگ به خودی خود انسان را در رقم زدن سرنوشت باشکوهش یاری می کند. و بدون مرگ زندگی چه رنگی خواهد داشت ؟فوسکا اینک با روژین مواجه شده است: بازیگر تئاتری که طرفداران زیادی هم دارد. دغدغه اش شهرت است و دوست داشته شدن. و برای نیل به این هدف، گاهی کارهایی انجام می دهد که خارج از مسیر انسانی ست. هم نشینی او با فوسکا، افکارش را دچار تغییرات شگرفی می کند.برای همسفر شدن با فوسکا در سفر تامل برانگیز تاریخی اش و یافتن پاسخ پرسشهای فلسفی که ذهن هر انسان عادی را درگیر می کند با او همراه شوید. همه می میرند  کتاب راهنمای شماست در این سفر.</description>
                <category>فریبا عطش</category>
                <author>فریبا عطش</author>
                <pubDate>Sat, 07 Oct 2023 16:22:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سه تا کتاب خوشمزه?</title>
                <link>https://virgool.io/@m_25026008/%D8%B3%D9%87-%D8%AA%D8%A7-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%85%D8%B2%D9%87-rjq3mcy2ob6c</link>
                <description>خرگوش گوش داد/ کوری دورفلد/رضی هیرمندی/نشر پرتقال« خرگوش گوش داد» ، ماجرای پسرکی به نام تیلور است که روزی تصمیم می گیرد چیزی بسازد. یک چیز تازه و مخصوص و معرکه.اما...ناگهان همه چیز زیر و رو می شود...وای...تیلور حالا غمگین است. دوستان تیلور، مرغ و خروس و فیل و شترمرغ و کانگورو همه می آیند و سعی می کنند به تیلور کمک کنند.خرگوش هم می آید. اما او ایده متفاوتی دارد. کاری را انجام می دهد که دیگران نکردند. خرگوش گوش داد با ورود به دنیای زیبای کودکی، با تصاویری جذاب و دلنشین، مهارت ارتباط موثر را به کودک آموزش می دهد.***موش سر به هوا/فرهاد حسن زاده/ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان« موش سر به هوا»، داستان هفت موش است که باهم سفر می کنند... موش هفتمی کمی سر به هواست.خیلی چیزها را فراموش می کند.از بقیه جا می ماند. دیر به غذا می رسد و گرسنه می ماند...ناگهان عقابی بزرگ بالای سر موشها ظاهر می شود. می خواهد موشها را شکار کند که ناگهان...موش سر به هوا، هم قصه است، هم بازی، هم سرگرمی، با تصویرهای زیبا و رنگهای شاد برای کودک دلبندتان.***تو بی نظیری/ مکس لوکیدو/ لیلا کاشانی وحید/ نشر مهرسا« تو بی نظیری »، داستانی ست که در شهر آدم کوچولوهای چوبی اتفاق می افتد.آدمکها را نجاری که بالای تپه زندگی می کند ساخته است.پانچلو، آدمکی چوبی که در همین شهر زندگی می کند، حس خوبی نسبت به خودش ندارد. دیگران هم مدام او را به خاطر رفتارهایش سرزنش می کنند. روزی پانچلو تصمیم می گیرد برای دیدن نجار به بالای تپه برود... تو بی نظیری، قصه ای ست برای تقویت اعتماد به نفس، درک تفاوت‌ها و تجربه زندگی ای شیرین تر.</description>
                <category>فریبا عطش</category>
                <author>فریبا عطش</author>
                <pubDate>Sun, 03 Sep 2023 10:55:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_25026008/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-sfpdl63wl1iv</link>
                <description>کتابخانه نیمه شب/ مت هیگ/محمد صالح نورانی زاده/ کتاب کوله پشتینورا سید، زمانی در مسابقات کشوری شنا روی سکو ایستاده، در دانشگاه فلسفه خوانده، اما حالا پیانو درس می دهد و در یک مغازه لوازم موسیقی کار می کند. دو روز پیش از ازدواجش با مردی به نام دن، پشیمان شده و مراسم ازدواج را به هم زده است.مادرش را از دست داده ، برادرش برای پیدا کردن شغلی دیگر از این شهر رفته. نورا تنهاست. تنها و افسرده.امروز هم از کار اخراج شده.همسایه اش به او گفته که برای خرید داروهایش به نورا نیاز ندارد. و شاگرد نورا هم دیگر کلاس نمی آید.ولتر، گربه نورا، در خیابان مرده است.نورا به این نتیجه رسیده که با ماندنش ، زندگی را برای دیگران بد می کند.فکر می کند دیگر چیزی برای ارائه به دیگران ندارد. فکر می کند می توانسته شناگر، موسیقی دان، فیلسوف، محقق، خوشحال و مودب باشد اما حتی نتوانسته گربه ای را به خوبی نگه دارد. نورا فکر می کند هر حرکتش اشتباه است و هر تصمیمش فاجعه. هر روزش عقب نشینی از آن کسی ست که در تصوراتش از خود ساخته بوده . پس فقط یک راه حل می ماند: خودکشیولی او حتی نمی تواند بمیرد: او در مرز میان این جهان و جهان دیگر معلق می ماند، در فضایی شبیه کتابخانه.در این کتابخانه نورا می تواند زندگی های دیگری را تجربه کند. زندگیهایی که حسرتش را داشته است. او شغلها و موقعیتهای متفاوتی را تجربه می کند، آدمهای دیگری را می شناسد، افکار و احساسات متفاوتی دارد.او مدام به کتابخانه رفت و آمد می کند. آخرین بار که بر می گردد، میفهمد اتفاقی در حال رخ دادن است.سقف کتابخانه در حال فرو ریختن است. کتابها دارند در آتش می سوزند: همه زندگیهایی که تجربه کرده و نکرده.کتابخانه دارد نابود می شود؟نورا دارد می میرد؟همین لحظه نورا مهمترین تصمیم زندگی اش را می گیرد...کتابخانه نیمه شب، داستان همه ماست. کمک می کند زندگیهایی را که دوست داریم، از سر بگذرانیم و بعد... بهترین تصمیم را بگیریم.</description>
                <category>فریبا عطش</category>
                <author>فریبا عطش</author>
                <pubDate>Sat, 26 Aug 2023 06:00:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_25026008/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-ygjzyxntf7fz</link>
                <description>تولستوی و مبل بنفش/ نینا سنکویچ/لیلا کرد/ کتاب کوله پشتینینا خواهرش، آن ماری، را از دست داده است.غم سوگ بیش از آن است که بتواند تاب بیاورد.با این اندوه بزرگ نمی‌تواند روبه رو شود. پس می گریزد: زندگی نابه سامان او، دشواری های رویارویی با مرگ این عزیزترین عضو خانواده، را به خوبی بازتاب می دهد.نینا در برهه ای از زمان، وقتی درد و رنج به منتها درجه خود می رسد، به ناگاه چشم باز می کند، خویشتن را باز می یابد و تصمیمی بزرگ می گیرد.مرگ، خواهرش را از او گرفته است ولی نینا زندگی را انتخاب می کند. او به ادبیات پناه می آورد.برنامه می ریزد: میخواهد یک سال تمام هر روز ، یک کتاب بخواند.این تجربه منحصر به فرد، او را با زندگی های دیگر، آدمهای دیگر، دنیاهای دیگر آشنا می کند.دیدش را وسعت می بخشد و می فهمد تا زنده هست ، برای آموختن و لذت بردن از زندگی وقت هست. نینا کتاب می خواند، نظراتش را درباره کتابها مکتوب می کند یادداشتهایش را در وبلاگش با دیگران به اشتراک می گذارد و در این اثنا، خاطرات زندگی خودش و خانواده را مرور می کند. نینا خانواده خوبی دارد، در این برنامه یکساله همراهی اش می کنند. درس‌هایی که نینا می آموزد، مختص شخص خودش نیست،فراگیر و تعمیم پذیر است به زندگی کل بشریت. اگر مایلید در این سفر شگفتی ساز  و پر لذت با نینا همراه شوید، مطالعه کتاب تولستوی و مبل بنفش را از دست ندهید.</description>
                <category>فریبا عطش</category>
                <author>فریبا عطش</author>
                <pubDate>Sun, 06 Aug 2023 13:20:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_25026008/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-f15lhyvskhrl</link>
                <description>قلب زیبای بابور/جمشید خانیان/کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانانقلب زیبای بابور، داستانی ست درباره جستجو و عشق و صلح.بابور، پسرکی که سفرش را به دریا، از آنجا که پدر سفر را ناتمام گذاشته است، آغاز می کند؛ در پی یافتن «حزبا»: مرواریدی درخشان در دل آبهای تاریک و عمیق.راوی داستان بابور و قلب زیبای او را که در آرزوی صلح و دوستی می تپد، بازگو می کند.شیوه روایت ، صمیمانه و خودمانی ست. ساده و بی تکلف. این شیوه روایت، خاص مردمان خطه جنوب است، وقتی تو را که غریبه ای، چون دوستی هزار ساله،به فنجانی چای دعوت می کنند و برایت قصه می گویند.داستان هم در جنوب اتفاق می افتد. در روستایی ساحلی.خیال و خواب و خاطره، گذشته و حال و آینده به هم می پیوندند تا حقیقت را باز آفرینند.راوی از هر دری سخن می گوید: تکه های جادویی کتابهایی را که خوانده است کنار هم می چیند تا با جادوی رنگارنگ قصه خویش مسحورمان کند: از شازده کوچولو حرف می زند، جوجه اردک زشت، آلیس در سرزمین عجایب ، ماهی سیاه کوچولو، فندق شکن و شاه موشان، الیورتوییست ، پینو کیو... حرفهای آشنای ماندگار را باید قاب گرفت و جلو چشم گذاشت تا از یاد نروند. این همان کاری ست که راوی انجام می دهد.راوی و بابور در سفری شگفت انگیز ، عشق را و صلح را و زیبایی را تجربه می کنند.قلب زیبای بابور، داستان رازی ست نهان در قلب پسرکی مهربان و شجاع: حزبا،مرواریدی درخشان در دل صدفی در اعماق. خوابی عجیب، سفر در خاموشی. رویای بیداری.</description>
                <category>فریبا عطش</category>
                <author>فریبا عطش</author>
                <pubDate>Fri, 28 Jul 2023 18:59:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_25026008/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-neu0n50cdpjp</link>
                <description>جاده/ کورمک مک کارتی/ سمانه تیموریان/نشر روزگار/« جاده» ، داستان سفری توان‌فرسا ست برای رسیدن به مقصدی دور: جایی که بشود در آن گرما و نور و عشق یافت.پدر و فرزندی در امتداد جاده ای که تا جنوب ادامه می یابد، در برف و باران و باد همگام با هم حرکت می کنند. فضا تاریک و سرد و هولناک است.همه چیز در غباری از خاکستر فرو رفته است. روشنایی نیست. نور روز، در خاکستری که هوا و زمین را انباشته است، گم می شود. صدایی نیست. گرما نیست. پدر ، نومید و خسته، در پناه عشق فرزند ره می سپرد. همسرش را از دست داده است. پسرک ضامن زنده ماندن اوست:« اگر او کلام خدا نیست، پس خدا هرگز سخن نگفته است.»پدر می کوشد پسرک را در کنار خویش نگاه دارد: زنده، ایمن، سلامت؛ در پناه عشق؛ در بحبوحه هجوم مرگ و نیستی بر جهان.پدر و فرزند در جاده ره می سپرند با چرخ دستی کوچکی که وسایل مختصر خویش را در آن همراه می برند.هرجا بایستند، به دنبال غذا می گردند. قحطی ست. خانه ها سوخته و غارت شده بر جای مانده اند.پدر و پسر می کوشند خویشتن را از دید آدم خواران، راهزنان، پنهان دارند. «با خویش آتش دارند» ، هنوز می توانند امیدوار باشند.گفتگوی مختصری که میان پدر و پسر شکل می گیرد، بازتاب کور سوی امید است در آن فضای تاریک دهشتناک: «حالا می تونی برام قصه بخونی؟»پسرک می ترسد. پدر می کوشد مجابش کند که همه چیز روبراه است.در دل خطر ره می سپرند، پدر در پناه پسر، پسر در پناه پدر، هر دو در پناه عشق.پدر می کوشد از پسرک محافظت کند. پسرک می خواهد که مهربان بماند، حتی نمی تواند با دزدها، با کسانی که به آنها آسیب می زنند بی مهری کند.از کشتن متنفر است. عذاب می کشد. پدر را وا می دارد غذایشان را با دیگران قسمت کنند. پسرک ، نه امید پدر، که امید جهانی ست که زندگی از آن رخت بسته است. پسرک این  تاریکی وهم آلود را در اطرافش حس می کند. در کردار و گفتار پدر هم. اما از ترسهایش، از خواب‌هایش، چیزی به پدر نمی گوید. پدر می داند میانشان چیزی در حال رخ دادن است: سنگین و سخت و نادیدنی. چیزی از جنس فاصله...با این حال تنگ در آغوش هم، مراقب هم، هم پای هم می مانند.این سفر تا کجا ادامه خواهد داشت؟چگونه ادامه خواهد یافت؟ زنده خواهند ماند؟ پاسخ این سوالات را در «جاده» خواهید یافت، وقتی هم پای این پدر و فرزند در تاریکنای ژرف زمین گام بردارید و ویرانی های زمین و زمانه را وحشت زده به تماشا بنشینید. پاسخ این سوالات را در «جاده» خواهید یافت، وقتی هم پای این پدر و فرزند در تاریکنای ژرف زمین گام بردارید و ویرانی های زمین و زمانه را وحشت زده به تماشا بنشینید. پاسخ این سوالات را در «جاده» خواهید یافت، وقتی هم پای این پدر و فرزند در تاریکنای ژرف زمین گام بردارید و ویرانی های زمین و زمانه را وحشت زده به تماشا بنشینید.</description>
                <category>فریبا عطش</category>
                <author>فریبا عطش</author>
                <pubDate>Thu, 29 Jun 2023 22:20:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_25026008/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-t65tfpfithsn</link>
                <description>جعبه پرنده/جاش ملمرمن/ فاطمه جابیک/نشر میلکان از همان صفحه نخست ، ترس را در واژه واژه داستان حس می کنیم. اضطراب، قطره قطره در ذرات تن می نشیند و به اعماق راه می یابد.فضا، تیره،عجیب، وهم آلود و سرشار از ابهام است. زندگی هست، اما در دایره ای محدود؛ در قفس؛ مثل یک پرنده. ذهن مدتهاست که در اسارت است: چشم نمی تواند ببیند. دیدن، دریافتن  و ترسیدن و خویش و دیگران را به کشتن دادن است.در اطراف ما چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟داستان در دو خط زمانی تعریف می شود:خط اول: مادری با دو کودک می کوشد از فضای ترس آلودی که در آن است، بگریزد و خویش را به پناهگاهی امن برساند.سفر او در قایق روی رودخانه همراه با دو کودک ست که آموخته اند تنها از حس شنوایی و لامسه برای شناخت جهان اطراف استفاده کنند.خط دوم: ماجرای پیش از تولد بچه‌هاست: زمانی که زمین مورد هجوم موجودات ناشناخته قرار گرفته است.موجوداتی که حضورشان زندگی را برای ساکنان زمین ، تلخ و دشوار و دردناک کرده است.آنها کیستند؟ انسانهایی از کرات دیگر؟ موجودات فرا زمینی؟ واقعی اند یا زاییده تخیل آدمی؟ چه هیبتی دارند؟ اینجا چه می کنند؟در این میان، جمعی چند نفره ، که همین مادر و دو کودک را هم درمیانشان می‌بینیم، می کوشند با اجتناب از رویارویی با این موجودات عجیب، با احتیاطی همه جانبه به زندگی در کنار هم ادامه دهند. می توانند؟ زنده می مانند؟ روزگارشان چگونه خواهد گذشت؟داستان ، پر تعلیق و پر کشش، در هر لحظه ، در حالی که نفست را در سینه حبس کرده ای،و قلبت از هیجان به سینه می کوبد، تو را با موقعیتی ترس آلود مواجه می کند. مجبور می شوی چشمهایت را فراموش کنی و برای شناخت جهان اطراف به حسهای دیگرت تکیه کنی.عجیب اینکه از در کنار هم قرار گرفتن همین حسها، تصاویری خلق می شود که بدیع، عجیب و در نوع خود بی نظیر است.می توانی جهان را بدون چشمهایت تصور کنی؟ شاید... اگر تنها راه نجات ، ندیدن باشد...بدون اینکه ببینی آیا می توانی به آنچه می شناسی ، اعتماد کنی؟ داوری ات درست است؟ زندگی بدون دیدن چگونه شکل می گیرد؟داستان جعبه پرنده هر لحظه تو را با پرسشی چالش برانگیز مواجه می سازد، پرسشی که لاجرم برای یافتن پاسخش، نظم و قواعد دنیای درون و بیرونت را بر هم می زند. چشم بستن و در آغوش خطر افتادن، همان تجربه عجیبی است که در کتاب جعبه پرنده ، با آن روبرو خواهید شد.</description>
                <category>فریبا عطش</category>
                <author>فریبا عطش</author>
                <pubDate>Tue, 30 May 2023 11:21:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه#</title>
                <link>https://virgool.io/@m_25026008/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-nhjp40hmmtyi</link>
                <description>کلیدهای مقابله با اضطراب در کودکان و نوجوانان/ کاتارینا ماناسیس/فرناز فرود/ نشر صابرین.     اول: چرا نشر صابرین؟نشر صابرین کتابهایی را در زمینه مسائل زوجین، فرزند پروری، مهارتهای فردی و اجتماعی برای زندگی سالم تر و بهتر انتشار داده است. اغلب این کتابها، کاربردی است و بر مبنای تحقیقات علمی نوشته شده است. این کتابها که جای خالی بسیاری آموزه ها را به ویژه در حوزه آموزش و پرورش کشور ما پر می کنند، با مثال‌هایی از زندگی های واقعی و با توضیح دقیق و موشکافانه مسائل مهم، راه را برای تجربه زندگی بهتر و با کیفیت تری هموار می کنند. گاه اتفاق افتاده که مطالعه یک کتاب از این مجموعه، جای ساعتها مشاوره برای حل مشکلات روزمره زندگی را گرفته است. تنوع موضوعات ارائه شده، نگاه علمی به مسائل و کمک به مخاطب در تشخیص مشکل و به کارگیری راه حلهای مختلف و متناسب با نیاز، از ویژگیهای ممتاز کتابهای نشر صابرین است.دوم:چرا کودک و نوجوان؟کودکی و نوجوانی ، زمان طلایی رشد و البته تغییرات بنیادی است.بسیاری از مهارتها را اگر در این دوران بیاموزیم، دیگر مجبور نیستیم مشکلاتمان را چون باری گران بر دوش،تا بزرگسالی با خویش حمل کنیم. اگر راه و روش درست زیستن را در همین سنین کم به کودکانمان بیاموزیم، در نسل آینده ، شاهد خشونت و آسیب کمتری خواهیم بود.آموزش، در این سالهای طلایی رشد، در بالفعل کردن پتانسیلهای موجود ، اهمیت فوق العاده دارد.هر چه زودتر برای ایجاد تغییرات اساسی در خود و فرزندانمان تلاش آغاز کنیم، لذت زندگی را عمیق تر و طولانی تر تجربه خواهیم کرد.سوم: چرا اضطراب؟اضطراب در سالهای اخیر گریبانگیر بسیاری از ما شده است و در میان همه اقشار اعم از فقیر و غنی، بی سواد و تحصیلکرده، بیمار و سالم، کودک و بزرگسال گسترش یافته و آسیبهای جدی در حوزه فردی و اجتماعی را در پی داشته است.کتاب کلیدهای مقابله با اضطراب در کودکان و نوجوانان ما را با بحث « اضطراب» و چگونگی رویارویی با آن آشنا می کند.درباره کتاب:بیشتر بچه ها چند روز یا چند هفته پس از رویدادی ترسناک، آن را پشت سر می گذارند. اما ترسی که ماهها و حتی سالها کودک را اسیر خود نگه می دارد، غیر عادی ست. کودک مضطرب نسبت به سایر کودکان حساس تر است. حساسیت‌هایش در سخت خو گرفتن به شرایط تازه و تغییرات، مدرسه رفتن، تنها خوابیدن، دوست یابی، صحبت در جمع و نگرانی درباره رویدادهای آینده مشهود است. اگر اضطراب مانع از شرکت کودک در فعالیتهای لذت بخش و مناسب سنش شود، در خواست کمک از متخصصان ضروری است.آیا اضطراب بر توانایی کودک در رویارویی با چالش های متعارف مربوط به رشد  اثر دارد؟آیا کودکان در طی رشد، اضطراب را کنار می گذارند یا مضطرب تر می شوند؟ چگونه به کودکانمان کمک کنیم سازگار شوند؟اضطراب به چه شکلهایی در کودک بروز پیدا می کند؟راهکارهای مقابله با اضطراب چیست؟چه زمانی کودک نیازمند دارو است؟چه داروهایی در درمان اضطراب موثرند؟خانواده ، مدرسه، و کسانی که با کودک مضطرب سر و کار دارند چگونه می توانند از کودک حمایت کنند؟اینها پرسش هایی است که در کتاب کلیدهای مقابله با اضطراب در کودکان و نوجوانان پاسخ داده می شود.به امید روزهای بهتر در دنیایی زیباتر.</description>
                <category>فریبا عطش</category>
                <author>فریبا عطش</author>
                <pubDate>Sat, 13 May 2023 06:05:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>#چالش کتابخوانی طاقچه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_25026008/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-p9edhlczvhlh</link>
                <description>۳۵ کیلو امیدواری/ آنا گاوالدا/ آتوسا صالحی/ نشر افق/ با صدای هومن خیاط/ رادیو گوشه:فرایند یادگیری در ما به دو طریق صورت می گیرد: استقرا و استنتاج. اما چه تفاوتی میان این دو هست؟ استقرا یعنی با به کار گیری الگوهای متنوع به یک نتیجه مشخص برسیم. یعنی حرکت از جز به کل.استنتاج یعنی قانونها را بدانیم ، روابط را تعریف کنیم و بعد آنها را در الگوهای متنوع پیاده کنیم.یعنی حرکت از کل به جز. شما به چه شیوه ای مطالب را به ذهن می سپارید؟ کتابها را که ورق بزنیم ، چگونگی کاربرد این دو شیوه را بهتر می فهمیم. بعضی کتابها، مثل کتابهای موفقیت، خودشناسی و ... مطالب را به صورت استنتاجی وارد مغز ما می کنند.یعنی فرمول ارائه می دهند و بعد ما باید تلاش کنیم آن فرمول را در ابعاد مختلف زندگیمان به کار بگیریم. اما داستان ، رمان، شعر، برعکس عمل می کنند. نمونه ها را ارائه می دهند و مغز ،ناخودآگاه، قوانین را از لابلای مثالها کشف می کند. اگر شما هم مثل من ترجیح می دهید از شیوه استقرایی برای یادگیری استفاده کنید، کتاب ۳۵ کیلو امیدواری، کتاب خوبی برای تجربه امیدواری و لذت بردن از زندگی با تمام سختیهایش خواهد بود.۳۵ کیلو امیدواری، از آن دسته کتابهاست که با نقل داستان پسرکی ۱۳ ساله ، مخاطب را در جریان مشکلات او قرار می دهد و راه حلها و راهکارهای مقابله با ناامیدی را عمیقاً در ذهن مخاطب می نشاند. از آنجا که پیوندی عاطفی میان شخصیت داستان و مخاطب شکل می گیرد، خواننده می تواند با دل سپردن به داستان، رازهای زندگی را -که شاید در هیچ کتاب دیگری به صورت قانون نوشته نشده باشد- ناخودآگاه کشف کند. به علاوه صدای گیرایی هومن خیاط و افت و خیزهای موجود در لحن او به هنگام قصه گویی، احساس راوی را سریعتر به مخاطب منتقل کرده و به این ترتیب پیمودن این راه را برای خواننده هموارتر می گرداند.درباره کتاب: گریگوری پسرک ۱۳ ساله ای ست که از مدرسه متنفر است.پدر و مادرش عاشق هم نیستند. دعوای آنها همیشه از گریگوری و نمره های بد او شروع می شود.گریگوری به خوبی از اوضاع و احوال نابه سامانش در خانه و مدرسه آگاه است: او کودک شادی نیست. دکترها گفته اند از مشکل عدم تمرکز رنج می برد. مدرسه برایش جذابیتی ندارد. بوی مدرسه- بوی گچ و کفشهای کهنه ورزشی- حالش را بد می کند. انجام تکالیف ، خواندن ، نوشتن، حفظ کردن، برایش شکنجه است. نفسش را بند می آورد. سرش گیج می رود. احساس دل به هم خوردگی دارد. غذا خوردن برایش عذاب است. شکمش سفت می شود...ظاهراً خاطره خوش سالهای کودکی- زمانی که به مدرسه نمی رفت- و عشق به ماری- معلم کلاس دومش- که گفته بود او انگشتهای جادویی و قلبی از طلا دارد و کتاب« هزار کاردستی برای دستهای کوچک تو» را به او هدیه داده بود، آن قدر ها پررنگ نیست که بتواند بر زندگی تاریک و سراسر نومیدی گریگوری نوری بتاباند. گریگوری تجسم نومیدی، ناتوانی، کاهلی و بی هدفی است. اگرچه گاهی برای رهایی از تنش و فشارهای درون و بیرون، به دلقک بازی و حتی ساختن کاردستی پناه می آ‌ورد، اما نمی تواند خود را از گردابی که هر لحظه او را بیشتر در خود فرو می برد، بیرون بکشد.گریگوری سرانجام از مدرسه اخراج می شود.پدر بزرگ لئو، تنها کسی ست که گریگوری دوستش دارد.او کارگاهی دارد که گاهی گریگوری را با خودش به آنجا می برد.یک بار پدربزرگ به او گفته بود:«... تو شجاع و با اراده ای. چون موقع کار کردن دیدمت. خیلی راحته که بگی من به هیچ دردی نمی خورم و هیچ کاری هم نکنی.من از کارت سر در نمیارم. من نمیتونم آدمهای تنبلی که تو خودشون فرو می رن، تحمل کنم. تو زندگی همیشه غمگین بودن از شاد بودن آسونتره.ولی من از آدمایی که آسون ترین راه رو انتخاب می کنن، خوشم نمیاد. شاد باش . هرکاری میتونی بکن...»دیدار با پدربزرگ، کارکردن با او ، صحبت کردن با او،کم کم به گریگوری انگیزه ای می دهد که برای داشتن زندگی ای که شایسته اوست، بجنگد. تلاش او، او را با نیروهای نادیدنی درونش آشنا می کند. این بخش از زندگی او که آمیخته با دشواریها، تنهاییها و از دست دادنهاست، سرانجام با قرار گرفتن در مسیری به سمت امید و روشنایی، دگرگون می شود. برای باز پیمودن مسیری که گریگوری رفته است و تجربه آن چه او آموخته، کتاب ۳۵ کیلو امیدواری را مطالعه بفرمایید.</description>
                <category>فریبا عطش</category>
                <author>فریبا عطش</author>
                <pubDate>Tue, 18 Apr 2023 11:56:16 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>