<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های LordSAT</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_25911949</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 08:12:42</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4828915/avatar/ECR6TJ.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>LordSAT</title>
            <link>https://virgool.io/@m_25911949</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خلق</title>
                <link>https://virgool.io/@m_25911949/%D8%AE%D9%84%D9%82-aoge2vm73fyz</link>
                <description>خلقت آدم اثر مایکل آنژخلق به معنای ساختن تمام جزئیات است تا تبدیل به تمامیت شود.همانند گل و خشتی که انسان می‌شود؛ ذره ذره، تا نزدیک شدن و تبدیل شدن به یک مخلوق.اما این صرفاً قدرتی ماورایی یا الهی نیست، خلق شیوه های مختلفی دارد اما تفاوت اما با ساختن تفاوت عمده.و تفاوت این دو مسئله به روحیه که دمیده میشه در هیچ.تکرار میکنم که خلق از هیچ بوجود میاد.ما با مونتاژ یک پاره آهن میتونیم یک لیوان آهنی بسازیم.اما وقتی که روی کاغذ خطوط رو کنار هم میزاریم و منظره یا انسانی رو میکشیم، در واقع از هیچ خلقی کامل کردیم، همون‌طور که گفتم ذره ذره از هیچ تا نزدیک شدن به جزئیات و تبدیل شدن به خلق.خلق و پروسه انجامیدن اون، و درنهایت مخلوق در این دنیا مقدسه.این کاری که ما علل خصوص در هنر انجام میدیم، و باید انجام بدیم؛ به همون دلایلی که ذکر کردم.اما در این راه یکسری چیزها به ما اجازه ی اینکار رو نمیده، و جلوی خلاقیت مارو میبنده.از نظر من خلاقیت در یک هنرمند چیزی نیست که از بین رفتنی باشه، همچنین کسب کردنی و بدست اوردنی نیست، بلکه از خودتون به جایی یا به سمت کسی رفته. و شما باید اون رو پس بگیرید.پس از دست دادن خلاقیت از مهم ترین دلایل الهام گرفتن و خلق نکرده محسوب میشهچرا که خلق با خلاقیت در هم آمیخته و از یک خانواده هستند و بسته شدن شم خلاقیت از بزرگترین دلایل جلوگیری از خلق کردن هستدر ادامه به چندتای اونها اشاره می‌کنیم:الهام گرفتن از اساطیر خودمون:در اصل این خودمونیم که با به وجد اومدن و تحت تأثیر قرار گرفتن اساطیر خودمون جلوی خلاقیت خودمون رو می‌بندیم؛ بعضی از اونها واقعاً خالق های بزرگی هستند و برخی تنها اساطیر ذهنی ما هستند؛ برای خلق کردن باید اونهارو یک گوشه بزاریم و به خودمون و درون خودمون بپردازیمفضا، مکان، و اتمسفرگاهی فضایی که ما خودمون رو توی اون قرار می‌دیم و خودمون رو توی اون حل میکنیم خیلی باعث جلوگیری و بسته شدن شم خلاقیت ما میشه.البته منظورم از فضا و اتمسر «صرفا» خونه یا محل کار و جاهایی که شما رفت و آمد دارید نیست؛ مهم تر از اون فضاهایی همسان با هنر شماست که شما خودتون رو در اون قرار میدید.به عنوان مثال شما یک نوازنده ی طرفدار موسیقی متال هستید، و مرتبا خودتون رو در این موسیقی، آلبوم های معروف و گوش دادن به آرتیست ها غرق میکنید، هر کدوم ما بهترین هارو برای خودمون انتخاب میکنیم، و این باعث میشه موقعی که میخواید گیتار بزنید مرتبا مثلاً به آثار متالیکا فکر کنید، و ناخودآگاه شروع کنید به نواختن یا همون آکورد ها و ریف ها یا تحت تأثیر همون ها اثر خودتون رو خلق کنید.شما باید فاصله ی خودتون رو با فضای الهام بخش بصورت جدی حفظ کنید، تا بتونید خلاقیت خودتون رو دوباره بدست بیارید آثار خودتون رو خلق کنید.نداشتن تحقیقات و تجربه ی کافیبعد از ۱۱ سال فعالیت هنری به این نتیجه رسیدم که ایگوی هنری جلوی پیشرفت، خلاقیت رو میگیره و آخر با سر میخوری به زمین.غرور جلوی پیشرفت شمارو میگیره، شما باید شکست بخورید تا موفق شید، و به ایده آل های خودتون نزدیک شید.همچین به تمامی آرتیست های عزیز در زمینه ی موسیقی پیشنهاد میکنم حتماً تئوری موسیقی رو مطالعه کنید و یاد بگیرید.دانش در زمینه ی هنری به شما کمک میکنه تا جهان شما بزرگتر شه، اونموقع دیگه نیاز نیست ملودی رو بصورت شنیداری از چند نفر یاد بگیرید، یا از کسی الهام بگیرید و با دریایی بزرگ از ساختن آشنایی دارید، که منتظر خالق خودشه.خلق کار هرکسی نیست چون هنر کار هرکسی نیست.البته یک دلیل دیگه هم هست که خلق مال هرکسی نیست و اون ایده آل بودن اون هست، بی نقص بودن.از طرفی هم شاید خلق کار هرکسی نیست چون کار هیچکسی نیست.کار ما تنها نزدیک شدن و نزدیک بودن هست.نزدیک شدن به بی نقص بودن،به خالق بودن، و نزدیک شدن ساخته های ما به مخلوق بودن.اگه تا آخرش خوندی، ممنونم.دوستان پست قبلی ای که من نوشتم ایمپرشن نسبتا بالایی گرفت، ممنون میشم اگه تا آخرش خوندید پست رو لایک کنید تا ببینم چه مقدار ازین افراد تا آخر مطالب من رو مطالعه میکنن.بدرود</description>
                <category>LordSAT</category>
                <author>LordSAT</author>
                <pubDate>Mon, 20 Apr 2026 11:35:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا نباید الهام بگیریم و چرا الهام بخش ها باید وجود داشته باشند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_25911949/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%A7%D9%85-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D9%88-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%AF-bwbbaasjxn3y</link>
                <description>Influenceاین اولین چیزی که میخوام اینجا بنویسم.صبحت ما کاملاً حول و محور مبحث «الهام» هست.اینکه اول از همه الهام چیه؟و خیلی مهم تر از اون فرق اون با کپی چیه؟و به صورت ریشه ای؛ به این بپردازیم که چرا ما برای کارهای هنری و غیر هنریمون الهام میگیریمو بعد از اون می‌پردازیم به اینکه چرا بنظر شخصی من ما در این عصر نباید الهام بگیریم و چرا به همون اندازه وجود الهام بخش ها ضروری هستند و حتی دوباره از نظر من باید تعدادشون، بیشتر از این چیزی که هست باشه.قبل از شروع باید بگم چون این مبحث یکم طولانیه برای فهم و شیرینی بیشتر مسئله بنده این رو دو صفحه ش میکنم.پس شروع میکنیم.اول از همه الهام چیه؟ و فرق اون با کپی چیه؟الهام، به معنی تأثیر پذیری ما از الگوها، ساختارها و شاخص های گروه یا فردی هست.به عنوان مثال فردی علاقه مند به آثار ونگوک هست، شاخص‌های رنگی، سورئالیسم و نحوه ی طراحی و فضاسازی ونگوک هست.وقتی این فرد با نگاهی عمیق به این شاخصه ها و الگوها و ساختار ها میتونه الگویی رو در هنر فردی و شخصی خودش، و اون هم به شیوه ی خودش خلق کنه.ما میگیم این فرد الهام گرفته.اما کپی چیه؟تکرار دوباره ی یک اثر هنری یا الگوهای اون رو در هر قالب و در هر حد کوچیک یا بزرگی کپی میگن.اکثریت هنرمندان این روزه کپی میکنند تا الهام؛یا بهتره بگیم، کپی میکنن تا اینکه هنری رو جلوه بدن، چونکه مسئله ی خلق با ساختن کاملاً متفاوت هست و خلق به اثری گفته میشه که صفر تا صد از خودش ساخته شده، مثل موسیقی خنیاگران.خلق چیزیه که داره در امروزه از بین بره، و از مهم ترین دلایلش رو صنعتی شدن هنر، ترند و وایرال ها، مسخ اجتماعی و سایبری(در برگه ای به مسخ اجتماعی یا Mascul Society می‌پردازیم) نام برد.کار راحته، دیدن یک فیلم یا گوش دادن به یه موزیک، و بازسازی اون به شیوه ی شخصی برای عرضه وایرال شدن به مدت زمان کم، درآمد زایی و ویو خوردن تا مزخرف شدن اون عرضه و بعد تکرار همین.البته این پروسه راجب همه صدق نمیکنه، این فقط راجب کپی کار ها بود؛و الآن بایستی پرداخت به مبحث اینکه چرا هنرمندان الهام میگیرن و نباید بگیرن؟از بچگی به ما یاد داده شده که کارهارو برای یاد گرفتن و انجام دادن از بزرگترامون یاد بگیریم؛ فردی مثل پدر، مادر یا عمورو الگوی خودمون قرار بدیم و این در ناخودآگاه ما حک شده که ما حتماً باید در هر اموری الگو داشته باشیم، که هنر هم ازین مسئله جدا نیست.اما تأثیر الهام، تکرار میکنم که مخصوصاً در این عصر به دلایل ذکر شده اصلاً بازدهی خوبی نداره؛ نه تنها برای ما، بلکه مخصوصا برای بقای هنر و آیندگان ما.تصور کنید که یه جوون علاقه مند به بازیگری هستید، در دنیایی که از وقتی شما توش اومدید بازیگری نوین منقضی شده، نه که نیست، ولی کاملا صنعتی و مارکتیه، با ته مونده ی خیلی کمی از هنر در اون. اما شما یک جوون فوق العاده علاقه مند به هنر و بازیگری هستید و میخواید یه اثر هنری خلق کنید و آخرین هنرمند در بازیگری که شما میتونید به اون رجوع کنید بهروز وثوق هست.متود های بازیگری نوین با متود های کلاسیک دو موج کاملا متفاوت هست، شمای برفرض ۱۸ ساله نمی‌تونید به کسی مراجعه کنید که متود هاش با نسل شما همخوانی نداره.اینجا به یه بن بست در تمام تصورهایی که ساختیم میخوریم؛ اینکه دیگه هنری وجود نداره که شما ارائه ش بدید، آنها ذوقی در شما هست که معلوم نیست در این فضا میتونید حتی به اون پی ببرید یا نه.چونکه حال ایده های نوین و خلق مرده ، تمام نسل های شما الهام کردن و بعد از مدتی، اون الهام الگوی اصلی خودش رو از دست میده و چیزی نمی‌مونه.در عصر امروزی؛ Influencer ها یا همون الهام بخش ها، در کمترین سن از جوان امروزی ۳۰ سال بزرگترن. که این فاصله ی سنی باید در بیشترین حالت ۱۰ سال باشه.«به همین دلیله که ما نباید دیگه الهام بگیریم بلکه باید الهام بخش باشیم. باید الگوهای خودمون رو بسازیم»؛و شاید این حرف بتونه توجیه کننده ی هردو استدلال تیتر باشه؛چرا نباید الهام بگیریم؛و اهمیت الهام بخش ها چی می‌تونه باشه.و همچنان نقش مهم مارو برای آیندگان، بیشتر از هر نسلی میرسونه.در برگه ی بعدی راجب خلق و اینکه چطوری الهام بگیریم بدون اینکه کپی کنیم صحبت خواهیم کرد، که فکر میکنم جاش خالی مونده توی این بحث.اگر تا اینجا حرفامو خوندی، ممنون.بدرود</description>
                <category>LordSAT</category>
                <author>LordSAT</author>
                <pubDate>Sun, 19 Apr 2026 11:13:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اول از همه؛ من کیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_25911949/%D9%85%D9%86-%DA%A9%DB%8C%D9%85-sizzs7snyhn0</link>
                <description>سلام به تو. اسم من کوینه، یا حداقل میتونی من رو کوین صدا کنی. حدود بیست سالمه؛ یه لیریکالیست، نویسنده و گرافیست که به علت اعتیاد شدیم به محتوا و اطلاعات ، و البته نوشتن!همچنین ملی شدن اینترنت اینجا هستم.تا الآن کارم خوندن محتوا بوده ولی زین پس اینجا شروع میکنم به نوشتن، البته مفید تر از قبل، سعی میکنیم اینجا از چیزایی که کاملاً ازشون اطلاع دارم بنویسم و تأثیرگذار باشم.چون از محتواهای زرد و بی تاثیر متنفرم و ما قرار نیست اینجا به اینجور چیزها بپردازیم، اگرچه؛ که قصد دارم به مفید ترین و زیباترین شکل ممکن، به سرگرمی بپردازم.از محتواهایی که این مدت قراره بنویسم میشه به موسیقی، شعر و ادبیات، فلسفه و نقد اجتماعی اشاره کرد. البته این تمام محتواهای ما نیست. امیدوارم لذت ببری و لطفاً «اگر از مطلبی خوشت اومد یه کامنت بزار» بخاطر اینکه دارم برای این محتوا وقت بزارم و اگر کسی لذت میبره می‌خوام اون رو بروز بده، تا مخاطب های خودم رو بشناسم.بدرود</description>
                <category>LordSAT</category>
                <author>LordSAT</author>
                <pubDate>Sat, 18 Apr 2026 15:34:16 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>