<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سیاوش کران</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_26159226</link>
        <description>پژوهشگر زبان</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 09:29:02</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2457563/avatar/ahgUWK.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سیاوش کران</title>
            <link>https://virgool.io/@m_26159226</link>
        </image>

                    <item>
                <title>زبان سوتی سیلبو گومِرو</title>
                <link>https://virgool.io/@m_26159226/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%88%D8%AA%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%84%D8%A8%D9%88-%DA%AF%D9%88%D9%85%D9%90%D8%B1%D9%88-v0hey74dnzfx</link>
                <description>تا حالا در مورد زبان سوتی چیزی شنیدین؟ یا اصلاً می‌دونستین همچین زبانی هم وجود داره؟ احتمالاً سیلبو یکی از همین‌هاست. تو این مقاله می‌خوام در موردش صحبت کنم.مقدمهدر عصر اینترنت، دنیای دانش عجیب شده است. چیزهایی هستند که همه می‌دانند و چیزهای دیگری که هیچ‌کس چیزی درباره‌ی آن‌ها نمی‌داند. میان این دو، راهرویی وجود دارد که از طریق آن، بعضی « حقایق سرگرم کننده » با موفقیت عبور می‌کنند. هر چه دانشی جدیدتر و شگفت‌انگیزتر باشد، فرد به داشتن آن بیشتر افتخار می‌کند و از انتقال آن خوشحال‌تر می‌شود. مشکل این است که برخی از این دانش‌ها، کلاً اشتباه هستند.یکی از ایده‌های دریافتی که چند سالی در جریان است و هر از گاهی با مستند یا ویدئوی یوتیوب ترند می‌شود، مربوط به زبان‌شناسی است. معمولاً علم زبان آن‌قدر جذاب نیست که خبرهای جعلی در موردش تولید شود. به همین دلیل، من با اشتیاقی دوچندان می‌خواهم به زبان سیلبو بپردازم.سیلبو چیست ؟طبق گفته‌ها و شنیده‌ها، سیلبو زبانی است که در جزایر قناری برای برقراری ارتباط از دره‌ای به دره‌ی دیگر به کار می‌رود. اگر سیلبو بیشتر از بقیه شناخته شده است، به این دلیل است که این « زبان » بدون هم‌خوان و واکه است که این دو با نت‌های سوت جایگزین شده‌اند.واقعیت زباندر واقع، مفهوم زبان، انتزاعی است و تعریف واقعی آن غیرممکن است. اگر از یک زبان‌شناس بپرسید زبان چیست؟ احتمالاً همچین جوابی خواهید شنید : « خیلی پیچیده است ». بنابراین، از دیدگاه زبان‌شناسی این موضوع مورد بحث است. با این حال، برای انسانهای معمولی، زبان به طور کلی عبارتست از : « یک ساختار مستقل، پیچیده و جامع، که به همه این امکان را می‌دهد که همه‌چیز را واضح و بدون ابهام بیان کنند. »اما برای سیلبو این فرض درست نیست. حالا چرا ؟!تاریخچه‌ی سیلبوزبان سیلبو گومِرو قبل از ورود شهرک‌نشینان اسپانیایی در قرن پانزدهم میلادی در جزایر قناری وجود داشت. گویشوران آن گوآنچه‌ها بودند، قومی نزدیک به بربرها که تمدن و زبان‌شان در حال حاضر از بین رفته است. این زبان گوآنچ است که در دره‌های قناری به صورت سوت ادا می‌شود تا در مسافت‌های طولانی در کوه‌ها و دره‌ها، ارتباط راحت‌تر صورت گیرد. در واقع، معمولاً سیلبو در فواصل 2 تا 3 کیلومتری شنیده می‌شود.بنابراین، سیلبو هیچ‌گاه زبانی کامل و تمام‌عیار نبود : زیرا این زبان، صرفاً بازتولید زبان گوآنچ به شکل سوت بود. در قرن‌های بعدی، زبان گوآنچ از بین رفت، اما سیلبو توسط زبان اسپانیایی پذیرفته و با آن سازگار شد.سیلبو گومرو یک روش ارتباطی خاص است که معمولاً در لاگومرا، واقع در جزایر قناری گویش می‌شود. شکلی از زبان اسپانیایی است که در آن ارتعاش تارهای صوتی با صدای سوت بلند با هدف برقراری ارتباط از راه دور در زمین‌های شیب‌دار جایگزین می‌شود.آندره کلاساگر بخواهیم دقیق‌تر بررسی کنیم، سیلبو به یک گونه‌ی کاربردی گوآنچ و اسپانیایی تبدیل شد.گونه‌ی کاربردی، مانند زبان محاوره‌ای یا رسمی، شکلی از زبان است که در یک موقعیت کلامی خاص گویش می‌شود و مربوط به یک گویش در یک منطقه جغرافیایی خاص و یا یک ساختار زبانی مستقل نیست.‌سوت‌زن سیلبو گومروزبان‌های سوتیحدود 70 مورد از این زبان‌ها در سرتاسر جهان وجود دارد، مثلاً در کوشکوی ترکیه، جایی که ترکی سوتی یا « زبان پرندگان » (ثبت شده در فهرست میراث ناملموس یونسکو در سال 2017)، و یا در منطقه اوبون فرانسه که بئارنی‌ها حضور دارند، یافت می‌شود.همه زبان‌های سوتی شناخته شده، توسعه‌ای از زبان شفاهی هستند و در اکثر موارد، امکان برقراری ارتباط در کوه‌ها را فراهم می‌کند. با این حال، سیلبو یکی از معدود زبان‌های سوتی (اگر نگوییم تنها زبان) است که پایه‌ای مفصلی دارد و نه عروضی؛ یعنی الگوهای تولید، هم‌خوان‌ها و واکه‌ها را به جای لحن و آهنگ آن‌ها بازتولید می‌کند.سوت زدن به اندازه‌ی صحبت کردن ارتباط موثری را برقرار نمی‌کند و زبان‌های سوتی نیاز به اغماض دارند. مثلاً سیلبو واج زیادی ندارد. به طور کلی اینگونه پذیرفته شده است که سیلبو دارای 4 یا 5 معادل واکه و 5 تا 10 معادل هم‌خوان بسته به تجزیه و تحلیل است. زبان اسپانیایی 5 واکه و 19 هم‌خوان (18 هم‌خوان در جزایر قناری) دارد که دلالت بر « فشرده سازی» واج‌ها دارد.برای مثال، برخی از تحلیل‌ها نشان می‌دهند که هم‌خوان‌های R L N Ñ D و همچنین Y و LL با هم ادغام می‌شوند؛ R بعد از هم‌خوان، از بین می‌رود و ...این فشرده‌سازی دایره‌ی بیان سیلبو را در مقایسه با زبان اسپانیایی محدود می‌کند. مثلاً درآمیختگی صداها، منجر به تولید هم‌آوا (هموفون) می‌شود حتی اگر میزان این فشرده‌سازی با قطعیت تعریف نشده باشد. همچنین برخی افراد در کل زندگی‌شان قادر به سوت زدن نیستند. بنابراین سیلبو به همه افراد این امکان را نمی‌دهد که همه‌چیز را واضح و بدون ابهام بیان کنند.شگفتی‌های دیگر سیلبوسیلبو را نباید به عنوان یک نسخه‌ی فرومایه از اسپانیایی دید. زبان‌های سوتی، نادر و در خطر انقراض، در بیست سال گذشته بسیار مورد توجه علم بوده‌اند و دارای ویژگی‌هایی هستند که تنها به « تلفظ » آن‌ها مربوط نمی‌شود.مثلاً در سیلبو، پیش از نام شخصی که مخاطب قرار می‌گیرد، واکه‌ی A می‌آید. اینچنین، « Bernardo » در سیلبو تبدیل به « a Bernardo » می‌شود. این مساله را می‌توان از نظر علم صرف، به عنوان یک حرف ندا (که در زبان اسپانیایی وجود ندارد)، یا از نظر موسیقایی ابزاری برای « کوک شدن » دانست.مطالعه‌ی آکوستیک سیلبو دقت فوق‌العاده‌ای در بازتولید هم‌خوان‌ها و واکه‌های اسپانیایی و همچنین پدیده‌های عروضی و واج‌گونه‌ای (آلوفونیک) که مختص آن است را نشان می‌دهد.حتی گویش‌های مختلفی هم از آن وجود دارد : بعضی تمایزات تنها در برخی سوت‌زنی‌ها مشاهده می‌شود (مانند تمایز بین واکه‎‌های کامی یا تفاوت O و A، کلمه‌ی « por » در سیلبو می‌تواند به « par » تبدیل شود). گاهی این گویش‌ها به طور کامل قابل درک نیستند که می‌تواند باعث سردرگمی شود.یادگیری سیلبو از سال 1999 در لاگومرا اجباری شد. از سال 2009 نیز در میراث ناملموس یونسکو ثبت شده است.نتیجه‌گیریشاید بتوان گفت که سیلبو در اصل یک زبان است (که از نظر زبان‌شناسی غیرقابل انکار است، زیرا مفهوم واژه‌ی « زبان » مبهم است)، باید مراقب معنای ضمنی آشنای واژه‌ی « زبان » بود که در این مورد خاص بسیار گمراه‌کننده است. سیلبو یک ساختار مستقل و کامل نیست و به همه‌ی افراد این اجازه را نمی‌دهد که همه‌چیز را واضح و بدون ابهام بیان کنند.اما در اینجا افراط جایز نیست و باید به شناخت آن بسنده کرد. مثلاً بجای صحبت در مورد « زبان سوتی » بهتر است گفته شود که جایی وجود دارد که بجای صحبت کردن، افراد زبان اسپانیایی را با سوت ادا می‌کنند.</description>
                <category>سیاوش کران</category>
                <author>سیاوش کران</author>
                <pubDate>Sat, 19 Aug 2023 02:34:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاریخچه، تلفظ، تکامل : همه چیز درباره R زبان فرانسه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_26159226/rfrancais-yu16pfpabhio</link>
                <description>همیشه تلفظ صدای R در زبان فرانسه، به خاطر صدای خاصش، برام مایه‌ کنجکاوی بود، و حتی میتونه باعث سردرگمی غیرفرانسه‌زبانان بشه.شاید به نظر فرانسوی‌ها، این صدا شبیه صدای R در زبان آلمانی باشه. اما آیا واقعاً اینطوریه؟ من قصد دارم در این مقاله به این سوال هم جواب بدم. اما قبل از هر چیز، باید توجه داشت که در این مقاله منظور از فرانسه، عمدتاً زبان فرانسه‌ معیار است.مقدمه مهمبرای توضیح صدای R، ابتدا به تعریف هم‌خوان می‌پردازیم:هم‌خوان (صامت یا حرف بی‌صدا)، صدایی است که از انسداد یا اختلال در جریان هوا در جایی میان چاکنای و لب‌ها ایجاد می‌شود. هم‌خوان‌های مختلف، بسته به نحوه‌ی بیان (شیوه تولید) و همچنین نقطه‌ی بیان (جایگاه تولید) ایجاد می‌شوند. به‌عنوان مثال، صدای T(/t/) و صدای P(/p/) شیوه تولید یکسانی دارند. با توجه به اینکه هر دو هم‌خوان انسدادی هستند، اما جایگاه تولیدشان متفاوت است (یکی دندانی و دیگری لبی است). برعکس، صدای T (/t/) و صدای S(/s/) شیوه تولید یکسانی ندارند (یکی انسدادی است و دیگری سایشی)، اما از نظر جایگاه تولید، یکسان هستند (هر دو هم‌خوان دندانی هستند). از آنجایی که شیوه‌ها و جایگاه‌های مختلف تولید، نزدیک یکدیگر هستند، هم‌خوان‌ها می‌توانند در طول زمان تغییر کنند و منجر به تکامل واج شوند.سیر تکاملی یک صدا، معمولاً به دلیل تغییر در شیوه تولید و یا جایگاه تولید آن است. اگر این سیر در R فرانسه تا این اندازه متفاوت است، به این دلیل است که این دو تغییر به طور متوالی در مورد آن اعمال شده است.از R لاتین تا R رومیلاتین یک هم‌خوان لرزشی لثوی واک‌دار بود و مانند R دوبل زبان اسپانیایی در  « Perro » تلفظ می‌شد. «لرزشی»، شیوه تولید و «لثوی» جایگاه تولید این R است.بشنوید :  تلفظ « Perro » توسط مرد اسپانیاییاین صدا معمولاً در زبان‌های اسپانیایی، ایتالیایی یا پرتغالی، پس از یک مرحله‌ی ساده‌سازی، تبدیل به یک هم‌خوان زَنِشی شده است، یا همان R لرزشی کوتاه، مانند کلمه « Pero » در اسپانیایی یا کلمه « Manera » در ایتالیایی. به این R، اصطلاحاً «R لرزشی» نیز گفته می‌شود که این نام‌گذاری اشتباه است، زیرا تنها یک «ضربه» شنیده می‌شود، در حالی‌که R لرزشی چندین ضربه تولید می‌کند.بشنوید : تلفظ « Pero » توسط مرد اسپانیاییدر زبان فرانسه، R لرزشی لاتین چند مرحله‌ی دیگر از سیر تکاملی خود را طی کرده است.در جستجوی R فرانسه (قرن 15 تا 17 میلادی)از قرن پانزدهم تا هفدهم میلادی، R فرانسه که تا آن زمان به صورت /r/ ادا می‌شد، تکامل شگفت‌انگیزی را آغاز کرد که طی یک دوره، صدای R به صدای /z/تبدیل شد... بله، صدای Z ! در دوره‌ای دیگر، طی یک مرحله‌ی میانی بین /r/ و /z/، صدای R تبدیل به /ð/ شد که همان صدای TH در زبان انگلیسی در کلمه‌ی « the » است. گاهی نیز صدای R تبدیل به صدای L(/l/)  می‌شد.با این‌حال، در این دوران «صحیح صحبت کردن» رواج یافت و گرامر از اعتبار زیادی برخوردار شد. بر این اساس، با تبدیل R به /z/، زبان، زبان کوچه بازاری، و در نتیجه سرخورده و پست تلقی می‌شد. نخبگان پاریسی در آن زمان بر روی R لرزشی (در حالت تصحیح افراطی) اصرار داشتند، زیرا که به نظر آن‌ها اینگونه اصیل‌تر و خالص‌تر  می‌بود. اما مشکل آنجا بود که R لرزشی قدیم /r/ در جامعه رنگ باخته بود و زمانی که حتی بزرگان فرهیخته سعی کردند تا این صدا را بازتولید کنند، نتوانستند. در نتیجه، R دیگری از دل آن پدید آمد و به جای آن گسترش یافت.با توجه به ظهور R پشتی نرم‌کامی در جامعه فرهیخته پاریس قرن هفدهم، به نظر می‌رسد که این محافل در تلاش بودند تا R سنتی را که در حال ناپدید شدن بود، احیا کنند. اما موفق نشدند تا نوک زبان را طوری به‌دقت بلرزانند تا ارتعاش لازم ایجاد شود. در نتیجه، این انتهای زبان است که بطور ناخودآگاه به لوزه کامی نزدیک می‌شود تا حرکت تولیدیِ نوک لغزان را جایگزین کند.ژرژ استراکاتکامل اول : R ملازی لرزشی (قرن 17 تا امروز)این جهش واج‌شناختی نسبتاً قابل‌توجه در گویش پاریسی، قبل از اینکه در قرن نوزدهم در بیشتر نقاط فرانسه گسترش یابد، در قرن هفدهم رخ داد. به دنبال این جهش، R فرانسه شیوه تولید خود را تغییر نداد و همچنان یک هم‌خوان لرزشی باقی ماند؛ یعنی با ارتعاش یک اندام آواساز در برابر اندام دیگر تولید شد، اما جایگاه تولید آن تغییر کرد و از یک هم‌خوان لرزشی لثوی، تبدیل به هم‌خوان لرزشی ملازی شد؛ یعنی به جای تولید این لرزش از طریق نزدیکیِ نوک زبان به سخت‌کام، از برخورد زبانک به پشت زبان ارتعاش به وجود می‌آید.بشنوید :  تلفظ « Rat » توسط مرد فرانسویبشنوید : تلفظ « Rat » توسط مرد فرانسوی (هم‌خوان R در اینجا بی‌واک است)این هم‌خوان جدید، تغییری در فهم زبان فرانسه به وجود نیاورد، زیرا همان لرزش را داشت. اما با این حال، یک نوآوری بزرگ بود. این R لرزشی ملازی، تا قرن نوزدهم معیار باقی ماند و بسیاری از بردارهای معیار (با توجه به ظهور فرهنگ لغت‌های روزافزون!) همچنان آن را در قرون بیستم و بیست‌و‌یکم معیار می‌دانستند. به‌علاوه، این R هنوز هم در میان بسیاری از گویشوران وجود دارد، هرچند تا حد زیادی با آن R که به دنبال تکامل دوم ظاهر شد، جایگزین شد.تکامل دوم : R ملازی سایشی (قرن 19 تا امروز)هم‌خوان‌های لرزشی نیاز به تلاش کلامی قابل‌توجهی دارند و به طور طبیعی با گذشت زمان تضعیف می‌شوند. این تقلیل در زبان فرانسه، تبدیل هم‌خوان لرزشی ملازی به هم‌خوان سایشی ملازی را به دنبال دارد. همان‌طور که متوجه شدید، این بار شیوه تولید تغییر کرده است : دو هم‌خوان جایگاه تولید یکسانی دارند، اما نوع‌شان فرق می‌کند. ضمناً متوجه خواهید شد که در اینجا هیچکدام از لرزش‎های یک هم‎خوان به‌اصطلاح «لرزشی» شنیده نمی‌شود.بشنوید : تلفظ « Riz » توسط مرد فرانسویهر یک از این تکامل‌ها، تفاوت صدای کوچکی ایجاد کرده‌ است : دو R اول که در زبان فرانسه به کار گرفته شد، یک واجگاه مشترک داشتند، درست مثل دو R آخری. اما این واجگاه مشترک دیگر یکسان نیست و R کاملاً جهش یافته است.در عرض چند قرن، R لاتین که برای بیش از هزار سال در زبان فرانسه دوام یافته بود، به طور کامل «تحریف» شد. R سایشی، دیگر یک هم‌خوان لرزشی نیست و حتی کمتر از قبل لثوی است. با این حال هنوز یک چیز مشترک با R لاتین دارد : هر دو هم‌خوان از نوع ر-گونه هستند، به عبارت ساد‌ه‌تر «از نوع R». اما باز برای چه مدت زمان دیگری قرار است اینگونه باقی بماند؟R فرانسه امروزیما در طلوع سومین تکامل R فرانسه قرار داریم، حتی شگفت‌انگیزتر از باقی تکامل‌ها که ممکن است آخرین وجه اشتراک بین R فرانسه و R لاتین (که همان هم‌خوان‌های ر-گونه هستند، و یا هم‌خوان‌های بسیار کوتاه) را از بین ببرد. در واقع، تکامل یک زبان هرگز متوقف نخواهد شد. خلاصه، R فرانسه‌ی روزگار ما، یک هم‌خوان بسیار ناپایدار و تغییرپذیر است که تاکنون تجربه‌ی واریانت‌های محیطی زیادی را دارد؛ یعنی وابسته به صداهایی است که اطراف آن را احاطه کرده‌اند. ناگفته نماند که دو R تولید شده در هر یک از دو تکامل که در مقاله بررسی شد، هنوز همزمان با هم وجود دارند؛ به عنوان مثال، R معمولاً بعد از /t/، /p/ یا /k/ به [χ] تبدیل می‌شود. چنانچه کلمات « Proie »، « Trois » و « Croix » را تلفظ کنید، متوجه خواهید شد که صدای آن‌ها قوی‌تر از تلفظ کلمه « Roi » است.بشنوید : تلفظ « Croix » توسط مرد فرانسویدر میان انبوه واریانت‌ها، یکی هم هست که برای برخی گویشوران، ویژگی ر-گونه را از Rحذف می‌کند. حتی گفتن آن نادیده گرفته می‌شود، زیرا در حالت شدید، آن را به واکه (مصوت) تبدیل می‌کند. آنقدرها هم که فکر می‌کنید، عجیب نیست. هنگامی که هم‌خوانی در مدت زمان زیادی استفاده می‌شود و یا به اصطلاح «فرسایش می‌یابد»، این انسداد یا اختلال در جریان هواست که تضعیف می‌شود و گاهی تا جایی پیش می‌رود که بطور کامل ناپدید می‌گردد. با این حال، اگر مقدمه را خوانده باشید، می‌دانید که دقیقاً همین انسداد یا آشفتگی است که صدا را به هم‌خوان تبدیل می‌کند و بدون آن، صدا، واکه‌ای بیش نیست!این واریانت دارای دو شکل اصلی است :R ناسوده («سایش» کم)این شکل از R، از تبدیل R سایشی ملازی به یک هم‌خوان ناسوده ملازی تشکیل می‌شود. هم‌خوان ناسوده، هم‌خوانی است که آشفتگی بسیار کمی در جریان هوا ایجاد می‌کند؛ مانند /w/ در « oui » یا /j/ در « yeah ». به آن « نیم‌واکه » نیز گفته می‌شود، زیرا تقریباً در مرز بین آنچه هم‌خوان را از واکه مشخص می‌کند، قرار دارد. اما R هنوز هم یک هم‌خوان ر-گونه است، اما در حالت افراطی.بشنوید : تلفظ « Reine » توسط مرد فرانسویاین صدا هیچ نشانه‌ی آوایی اختصاصی ندارد؛ لذا مانند بالا، می‌توان آن را به روش‌های مختلف با حرکت‌گذاری نوشت.R آوازی («سایش» زیاد)در آن سوی مرز هم‌خوان و واکه، R فرانسه یک واکه‌ پیش‌باز مرکزی است. همه اصطلاحات فنی تغییر می‌کنند، اما باز هم تفاوت‌های آکوستیک (شدت صدا) ناچیز است.این صدا به طور اتفاقی ادای حرف A در زبان فرانسه است. تنها تفاوت آن، این است که A فقط یک واکه است، در حالی که R آوازی یک نیم‌واکه است که بخش دوم یک واکه مرکب را تشکیل می‌دهد. این واریانت، عموماً محیطی است، یعنی R به شرطی تبدیل به واکه می‌شود که بعد از واکه دیگری قرار گیرد. این دو واکه با هم یک واکه مرکب (آواگروه) را تشکیل می‌دهند. در این صورت، « Père » تقریباً به « Péa » تبدیل می‌شود. این شکل از ادای R در محیط یکسان در زبان آلمانی نیز معیار است، مثلاً  تلفظ « Der » می‌شود /dɛɐ̯/، یا همان « Déa ».بشنوید :  تلفظ « Der » توسط زن آلمانیتکامل سوم R فرانسه ؟در این گوناگونی انواع R، بدیهی است که زبان فرانسه جهش بعدی خود را آغاز کرده است. در واقع، ما درون این جهش قرار داریم بدون اینکه از آن آگاه باشیم. اکنون انتخاب بر اساس دو عامل انجام خواهد شد : محیط صدا (یعنی صداهایی که آن را احاطه کرده‌اند) و انواع گویش. در واقع، صدای R، بسته به اینکه کجای کلمه باشد، تغییرات یکسانی نخواهد داشت. در زیر، در مورد تغییر آن پس از واکه، به عنوان مورد خاص، صحبت خواهیم کرد. قوانین تکاملی برای محیط‌های دیگر متفاوت خواهند بود. به عنوان مثال :در انتهای کلمه پس از هم‌خوان واک‌دار (گویش‌های بلژیکی گاهی اوقات « Poudre » را [put] تلفظ می‌کنند، یعنی « Poute » با R حذف شده).در انتهای کلمه پس از یک هم‌خوان بی‌واک (مثلاً در « Ministre »، غالباً R از طریق ادغام با /t/ به صورت [ministχ] تقویت می‌شود).بشنوید : تلفظ « Ministre » توسط زن فرانسویبنابراین، می‌توان گویش‌های تلفظ R را در سده‌های آینده به خوبی پیش‌بینی کرد :مثلاً کلمه « Père » بسته به منطقه‌ی جغرافیایی می‌تواند به شکل‎های « Péa » یا « Pya »  (آواسازی)، « Pè » و یا حتی « Pèè » (کوتاه‌شدگی R با/بدون کشش جبرانی واکه)، یا حتی حفظ R ر-گونه و یا تقویت آن، ادا شود. زیرا همان‌گونه که بنیان‌گذار گفتار درمانی فرانسه می‌گوید :چندشکلی R نشان می‌دهد که این هم‌خوان ناپایدار و در حال تکامل است.سوزان بورِل-مِزونیتمامی این تحولات حدس و گمان هستند، اما غیرممکن نیستند و امیدوارم شما هم مثل من هیجان‌زده باشید تا انتخاب نسل‌های بعدی را ببینید.چرا زبان فرانسه، R را از زبان آلمانی گرفت ؟!اینطور نیست. زیرا « R فرانسه » چندان هم که فکر می‌کنیم فرانسوی نیست. در بخش‌های بزرگی از اروپای غربی، از R پس‌کامی استفاده می‌شود که زبان‌های فرانسوی، آلمانی، هلندی، دانمارکی، سوئدی و نروژی از جمله‌ی آن است. حتی در نورثامبریا (منطقه‌ای در شمال انگلستان کنونی) این R وجود داشته است، در جایی که یک ویژگی گویشی زبان انگلیسی بود که به نام نورثامبرین شناخته شده و به زبان امیلیان در ایتالیا به کار رفته است.بنابراین اگر این گزاره درست باشد که R پس‌کامی اساساً ژرمنی است، زبان فرانسه آن را از آلمانی نگرفته است. در بسیاری از نقاط اروپا این R به طور مستقل ظاهر شد و نفوذ آن به دنبال زبان‌های معتبر بود. حتی این احتمال وجود دارد که R پس‌کامی آلمان‌ها، به دلیل اعتبار فرانسوی‌های پاریسی گسترش یافته باشد.جمع‌بندیبه منظور اجتناب از نوشتن یک مقاله ده هزار کلمه‌ای، چند نکته پایانی را هم به عنوان جمع‌بندی بررسی می‌کنیم:اگر درست باشد که زبان فرانسه، تنها زبان رومی است که در ابرگویش غالب آن (یعنی کشور فرانسه اروپایی) تقریباً به صورت انحصاری از R (لرزشی یا سایشی) استفاده می‌شود، اغراق‌آمیز است که اگر بگوییم این تنها زبان رومی است که آن را به کار می‌گیرد : مثلاً در زبان پرتغالی برزیل و همچنین در برخی نقاط کشور پرتغال دیده شده است. در سایر زبان‌ها مانند ارمنی نیز وجود دارد.سایر ابرگویش‌های فرانسوی (به ویژه ابرگویش‌های مغربی و آمریکایی-کانادایی) گاهی اوقات اشکال مختلف R را به کار می‌برند. به طور کلی، فرانسوی مغربی یک هم‌خوان سایشی ملازی بی‌واک (/χ/) را جایگزین آن می‌کند و بعضی گویش‌های کانادایی مانند فرانسوی اونتارین، هنوز هم از R «قدیمی» /r/ استفاده می‌کنند.لاتین دستخوش تغییرات زیادی در زبان‌های گوناگون رومی شده است که من به آن‌ها نپرداخته‌ام!گاهی صداهای دیگری برای R غیر از آن‌هایی که ذکر شد نیز در خاک فرانسه استفاده می‌شود.منابع1. Straka, Georges. “CONTRIBUTION A L’HISTOIRE DE LA CONSONNE R EN FRANÇAIS.” Neuphilologische Mitteilungen, vol. 66, no. 4, 1965, pp. 572–606. JSTOR, www.jstor.org/stable/43342245. Accessed 28 June 2020.2. Is the origin of the way that the letter “R” is pronounced (uvular fricative) in French and German historically related? And what is its origin?, Quora</description>
                <category>سیاوش کران</category>
                <author>سیاوش کران</author>
                <pubDate>Fri, 19 May 2023 02:34:48 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>