<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد اوتاک</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_26442912</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 07:46:21</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1465075/avatar/k8a7b1.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمد اوتاک</title>
            <link>https://virgool.io/@m_26442912</link>
        </image>

                    <item>
                <title>فریب پدر</title>
                <link>https://virgool.io/@m_26442912/%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%D9%BE%D8%AF%D8%B1-hwryhazl1yzs</link>
                <description>با گذشت اتفاقاتی که در قسمت قبل (۱۹) افتاد ، ما قاعدتا منتظر شروع رمبلینگ و هجوم تایتان های داخل دیوار  به سمت مارلی بودیم ، اما ظاهرا داستان ، قصد دارد تا ما را بیشتر با گذشته ی وارثان تایتان مبارز و چگونگی بدست آوردن تایتان بنیانگذار توسط پدر ارن ، گریشا یاگر ؛ آشنا کند ‌.راهنمای ارن برای رسیدن به همچین خاطرات ارزشمندی ، برادر ناتنی او یعنی زیک یاگر است که با کمک قدرتی که در صحرای مسیر بدست آورد ( با کمک یمیر فریتز از غل و زنجیر آزاد شد ) ارن را با خود به سفری به گذشته اش برد . سفری که بسیاری از حقیقت ها را برای ارن و زیک افشا کرد ...ارن و زیک اولین مکانی که شروع کننده ی این اتفاقات بود ، شیگانشینا است . جایی که پس از ازدواج گریشا یاگر با کارلا ، پسری چشم به جهان گشود که میتوانست دنیا را به آتش بکشد .صحنه هایی از خانه ی پدری ارن را میبینیم که همراه با زیک به آنجا رفته‌اند و عشق و علاقه ی شدید گریشا به پسر را در آن شرایط میبینند ؛ که چگونه از تولد پسرش شادمان است و سر از پا نمیشناسد . 
همه ی ما به یاد داریم که چگونه گریشا با فرزند نخستش زیک ، رفتار میکرد . او بخاطر موقعیتی که در آن زمان داشت و جزء اصلاح طلب های آزادی خواه بود ، به زیک ، بخاطر اینکه در ارتش مارلی نفوذ کند و قدرت یکی از ۹ تایتان را بدست آورد ، سخت میگرفت ، برای او پدری نمیکرد ، همواره او را تحقیر میکرد و از او به عنوان یک برده ، کار میکشید . او هیچگاه درک نکرد که پسرش ، نیاز به محبت و حمایت پدرانه دارد ، او فقط به دنبال این بود که زیک یک جنگجوی مارلیایی شود و موجب کمک به حزب آزادب خواه الدیایی شود ؛ تا گریشا به همراه دوستانش بتوانند دوباره الدیا را احیا کنند .زیرزمین خانه ی گریشا یاگردر این قسمت او را چندین بار در حال افسوس خوردن از اینکه چرا به ارن انقدر محبت و توجه میکند در حالی که حتی در دوران کودکی او ، یک لبخند ساده از پدرش ندیده بود .گریشا هم از این بابت ناراحت بود و همواره آزرده‌خاطر بود که چرا در حق او کم گذاشته است ؟! او حتی در عالم خواب و رویا هم از زیک طلب بخشش دارد و او را به یا  میاورد .از این مرور خاطرات ، حقایقی در باره ی این دکتر آرام و خونسرد فهمیدیم : که مثلا او یک دکتر ساده نبود و برای دست یابی به یک موقعیت خوب و ارتباط با اعضاب خاندان سلطنتی ، با سوء‌استفاده از شغل خود ، به معالجه ی افراد مهم ممکلت میپرداخت و با این راه ، از مکان کلیسای قدیمی اعضای خاندان رایس با خبر شد . او مرد خطر بود ، با اینکه میدانست با ورود به این ماجرا ، پای زن و بچه اش را هم وسط میکشد ، اما این خطر را به جان خرید و شبانه به سمت کلیسای سلطنتی راه افتاد .اما در هنگام کشف دریچه ی ورودی معبد ، ناگهان از این تصمیمش منصرف شد . دلیلش هم ساده بود : او یکبار خانواده ی خود را از دست داده ، دیگر حاظر به تحمل چنین رنجی نیست و ارن و کارلا برایش اهمیت بیشتری دارند تا این موضوع .در راه که او به خانه برمیگشت ، ارن و زیک هم با او همراه بودند و در عجب از اینکه چرا او به اعضای کلیسا حمله نکرد ؟! مگر میشود گذشته تغییر کند ؟ این جمله ای بود که زیک با تعجب به ارن میگفت .پس از مرور چند خاطره ی دیگر که مربوط به خیلی وقت پیش میشد ، ارن از ذات و خلق‌وخوی خود برای زیک میگوید : &quot;من کسی هستم که اگر فردی بخواهد آزادی مرا بگیرد ، آزادی اش را از او میگیرم&quot;  .چند فلش بَک به فصل ۱ داشتیم : از نحوه ی حفاظت ارن از میکاسا و سرزنش شدنش توسط گریشا و دیگری گفتن رویای ارن به خانواده اش که خواهان پیوستن به گروه شناسایی است و سرزنش شدنش توسط مادرش که با نمایش کلید معروفی که شخصیت ها را ۳ فصل دنبالش کشیده بود ، به پایان رسید . پس از اینکه گریشا ، خانه را به مقصد معبد خاندان رایس، ترک کرد ، به سراغ آنها رفت تا با حاکم دیوار ها صحبت کند و او را از خطر حمله ی  تایتان ها خارج دیوار مطلع کند و از او درخواست کمک کند . در تمامی این مدت ارن و زیک با او همراه بودند .پس از دلیل و برهان آوردن های فراوان از سوی گریشا و انکار و عدم رضایت فریدا رایس ، عرق سردی بر پبیشانی گریشا نشست . چون فریدا معتقد بود که : &quot;گناهان الدیایی ها با فرار و مخفی شدن ، بخشیده نمیشود . ما باید گناهان خودمان را بپذیریم و تاوانش را با مجازات شدن ، پس دهیم &quot; .پس از مشاجره ی لفظی که بین گریشا و فریدا صورت گرفت ، او قصد حمله به خاندان سلطنتی را داشت و میخواست یکبار برای همیشه این جنگ را پایان دهد ، اما او یک قاتل نبود ! با دیدن فرزندان لورد رایس ، به گریه افتاد و گفت : من نمیتوانم بچه بکشم .   ارن که به همراه زیک از نزدیک شاهد ماجرا بود ؛ قیافه ی حق به جنانبی گرفته بود و نفرت از چهره اش مشخص بود . نفرتی آتش حاصل از آن ، برای سوزندان کل دنیا کافی بود . زیک هم با حیرت به ماجرا نگاه میکرد : &quot;مگر میشود گذشته تغییر کند ؟! در این زمان ، گریشا اعضای خاندان سلطنتی را سلاخی میکند . پس چرا الان پشیمان شده &quot; ؟ و اما ارن ، این مار خوش خط و خال که ضعف و ناتوانی پدرش را در به قتل رساندن اعضای خانواده ی رایس دید ، حسابی اعصبانی شد و برای تغییر اوضاع و تسلط به شرایط ، به سمت پدر ، حرکت کرد  ...او با یاد آوری به گریشا که باید انتقام خواهر ، دینا فریتز ( همسر سابق گریشا ) و ارن کروگر و دیگر اعضای حزب آزادی خواه را بگیرد . او به پدرش همان جمله ی معروف ارن کروگر را گفت که : &quot; این بازیه است که خودت شروع کردی گریشا &quot; .گریشا که با حرف های ارن ، تحریک به حمله ی مجدد به اعضای خانواده ی رایس شده بود ، با چاقویی که به همراه داشت ، خود را زخمی و سپس همانطور که زیک گفته بود ، تمامی اعضای خاندان سلطنتی را سلاخی کرد و به پس از به آتش کشیدن کلیسا ، با تایتانش ، از آنجا گریخت .پس از اینکه او از فرم تایتانی‌اش خارج شد ، با حالتی سردرگم و بسیار ناتوان به سمت آسمان فریاد میزد : &quot; ارن ، دیدی ؟ راضی شدی ؟ من تمامی اعضای خاندان سلطنتی را به جز پدرشان به قتل رساندم ، راضی هستی&quot;  ؟ چرا همه چیز را بهم نشان نمیدهی ؟سپس زیک را دید و کلی از گذشته و اشتباهاتش در قبال او یاد کرد و از او طلب بخشش خواست و او را صمیمانه در آغوش گرفت گریشا و فرزند اولشسپس ، گریشا درباره ی قدرت ارن به زیک گفت که او میتواند خاطرات آیندگان وارثان تایتان مبارز را ببیند و از سرنوشت آنها مطلع شود . لازم به ذکر است که او همین اطلاعات را درباره ی تایتان مبارز به فریدا در معبد گفت و او هم اضحار کرد که تا کنون چیزی از اطلاعات این تایتان نمیدانسته . آنجا هم زیک شگفت زده از ارن برای این حرف ها توضیح میخواهد ولی ارن از جواب دادن طفره میرود تا اینکه از زبان پدرش میشنود .تصویری محو از ارن مشاهده میکنیم که ظاهرا هر آنچه که خواسته از این سفر بدست آورده و قصد دارد تا دوباره زیک را دور بزند و نقشه ی خودش را عملی کند . بعد صحنه ای مبینیم که دیگر این رویا پایان می پذیرد و زیک از آن بیدار میشود او ارنی را میبیند که قصد انتقام را دارد و با اطلاعاتی که از گذشته بدست آورده ، کار های زیاری دارد  . چه کسی جلودار این فرزند خشمگین گریشا است ؟ کسی که پدر خودش را هم فریب داد تا آینده را بر تصمیم خودش رقم بزند ...</description>
                <category>محمد اوتاک</category>
                <author>محمد اوتاک</author>
                <pubDate>Thu, 03 Feb 2022 22:55:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جنگ نابرابر</title>
                <link>https://virgool.io/@m_26442912/%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1-qtwxxmnx5npn</link>
                <description>پس از قسمت هیجان انگیز هفدهم که برای آمدنش ، گردن میشکوندیم ، نوبت به قسمت دوم از این پارت بود که منتشر شود و نتیجه ی جنگ بین این غول های خمشگین را مشخص کند . قسمت ۱۷ ، پس از درگیری نیروهای الدیایی با مارلی و ورود تایتان ها به این نبرد ، در نهایت به گفت و گوی بین آرمین و میکاسا بر سر اینکه آیا به کمک ارن برویم یا نه ، به اتمام رسید .میکاسا اکرمندرگیری سنگین ارن یاگر و راینر براون که پس از آخرین نبرد بین این دو وارث ، در لیبرو اتفاق افتاد ؛  از حوادثی بود که در این دو قسمت اتفاق افتاد و در آخرهم در جنگ تن به تن ، ارن با تایتان مبارزش ، توانست بر راینر غلبه کند و ارو را حسابی مجروح کند .ناگفته نماند که ارن دشمن تازه ، سِمِج و اعصاب خودکنی به نام گالیارد پیدا کرده که ظاهرا از شکستش توسط ارن و قطع شدن دست و ماهایش ، درس عبرت نگرفته و نا آرام تر از هر زمان ، به سمت ارن هجوم میاورد ولی ارن یک بار دیگر به ما ثابت کرد که تایتان آرواره ، حریف قابلی برای او نیست و به راحتی او را مانند یک حشره ، زیر دست و پایش ، له میکند .از دیگر وقایای این جنگ بین دو نسل     ( مارلی و الدیا ) میتوان به جنگ تن به تن ۴ تایتان از اعضای خانواده ی ۹ تایتانه ی یمیر فریتز ، اشاره کرد که بدین شرح بودند : تایتان های مارلیودو برادر ناتنی یاگر البته که زیک ، مدتی بعد به این جنگ بزرگ ، رسید که ارن با راینر و گالیارد در حال مبارزه بود و از قدرت تایتان پتک جنگی ( خواهر ویلی تایبر ) بر علیه این دو جنگجوی مارلی استفاده میکرد .تیغه های یخی تایتان پتک جنگی  اما در این جنگ نابرابر ( دو به یکی ) ، هر چقدر هم که در تاکتیک های فردی ، ماهر باشی و قدرت همه ی تایتان ها را هم داشته باشی ، باز هم مقابل دو نفر ، درمانده میمانی و توانایی مقاومتت را از دست میدهی !چه برسد به ارن یاگر که با آن ضربه ی محکم تایتان زره پوش به وسیله ی تا تیغه های خودش حسابی از پای در آمد :ولی با آمدن تایتان وحشی و حضور آن در صحنه ی جنگ ، ورق را به نفع برادران یاگر تغییر داد .همه سربازان مارلیایی ، با ظهور تایتان وحشی ، لرز بر اندامشان افتاد و خود را بازنده ی این میدان دیدند .در حالی که ارن با زخم های خود ، به سمت زیک ، حرکت میکرد ؛ تایتان های آرواره و زره پوش ، قصد حمله به ارن و جلوگیری از تماس این دو با هم را داشتند ؛ تایتان وحشی با پشتیبانی خوبی که داشت ، از ارن در برابر این دو مزاحم محافظت کرد .محافظت از ارن با پرتاب سنگدر حالی که ارن داشت آرام آرام به سمت برادرش حرکت میکرد ، و خیالش از بابت این دو مزاحم کمی راحت شده بود ، گبی و کلت برای نجات فالکو ، به سمت زندان الدیا حرکت کردند ؛ آن هم زمانب که پارادایس را آتش ، فرا گرفته بود .پارادایس در آتشصحنه ای بسیاز زیبا از این پارت که خیلی از منتقدین ، آنرا ستایش میکردند ؛ مبادله ی مسالمت آمیز یک گروگان مارلیایی توسط یک فرمانده ی ارشد الدیایی با برادرش که نشانه ی وجود صلح نسبی بین این دو نسل و تفکرات غلط مارلی نسبت به این افراد بود !با ورود واحد ۱۰۴ به این میدان ، اوضاع کمی بهتر میشود و یک آرامش نصفه ای را به ارن میدهد که راه برای رسیدن به تایتان وحشی ، آسان تر شده . دوستان میکاسا و آرمین ، پا به پای همدیگر به جنگ با سربازان مارلی میروند و در عین حال نگران دوست دوران بچگی‌شان هستند که گویا قصد نابودی تدریجی نسل الدیا را دارد .در نهایت ، هنگامی که همه چیز برای شروع غرش ، آماده بود و تمامی سربازان ، خیال میکردند که ارن به زیک رسیده و همه چیز رو به پایان است ؛ با حمله ی پنهانی اسنایپر زره تایتان ارابه توسط ژنرال ماگات ، به هم ریخت .ژنرال ماگاتاو که دید دو تایتان آرواره و زره پوش از اینکه تایتان مبارز را بکشند ، ناتوان مانده اند و یکی یکی از پای در آمده اند ، خود به سراغ زیک رفت و او را به شدت مجروح کرد و از بالای دیوار ها به پایین پرت کرد .اکنون که به نظر میرسد زیک دیگر به آخر خط خود رسیده و دیگر قدرت ادامه دادن به این جنگ را ندارد ، همه ، به این صحنه نگاه میکنند که سرنوشت این دو برادر چه میشود .آیا ارن به زیک میرسد ، با یکدیگر تماس برقرار میکنند ، ارن غرش میکند و رامبلینگ شروع میشود ؟یا با ضربه ی کاری ژنرال ماگات به تایتان وحشی ، عمر او را خاتمه داده و نقشه ی ارن یاگر و برادر ناتنی اش را ناکام گذاشته ؟همه و همه در قسمت بعدی ( ۱۹ ) مشخص میشود .منتظر ما باشید ...</description>
                <category>محمد اوتاک</category>
                <author>محمد اوتاک</author>
                <pubDate>Sat, 29 Jan 2022 20:59:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جنگ بین دو وارث</title>
                <link>https://virgool.io/@m_26442912/%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88-%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AB-orbbkzztio5h</link>
                <description>تمامی نبرد های بین ارن و راینر در طول این ۴ فصل  در دنیای سینما و هالیوود : مرد عنکبوتی و ونوم ، بتمن و جوکر ، مرد آهنی و تانوس ، ثور و لوکی ، اسکورپیون و ساب زیزو ، هری پاتر و ولدمورد و ...  و در دنیای انیمه : ایزوکو میدوریا و باکوگو ، کانکی کن و تسوکیاما ، شیل فانتوم هایو و آلیس ترانسی ، جابامی یومکو و کیراری ، سایتاما و گارو و ...همه این زوج های قهرمان و ضد قهرمان ، همواره و همواره در مقابل هم بوده اند و ما برای دیدن دوباره ی جنگ میان این زوج ها ، لحظه شماری میکنیم ؛ اما وقتی از این زوج ها سخن میگوییم ، اوتاکو ها فقط یک زوج را میشناسند و آن هم ارن یاگر و راینر براون هست . دو فرد با دو قدرت متفاوت و اما یک ریشه ، دو فرد با دو انگیزه ی متفاوت ، دو فرد با شرایط متفاوت زندگی و دو فرد که آینده ی سرزمینش را بر دوش خودش میداند . اما برای نجات و محافظت از سرزمین مادری خود ، باید یکی را از صفحه ی روزگار محو کند ؛ اما آن یک نفر کیست ؟ کدام یک از این دو جنگجو زیر تیغ دیگری میرود ؟ پایان این جنگ ، با مرگ چه کسی مشخص میشود ؟ ارن یاگر یا راینر براوناولین تقابل ارن و راینراولین دیدار این دو تایتان برای جنگ با یکدیگر ، در قسمت ۹ فصل ۲ صورت گرفت که راینر و دوست دوران بچگی اش برتولت هوور ، قصد دزدیدن ارن و برگرداندن تایتان بنیانگذار به مارلی بود که در حین جنگ سخت و وحشتناکی بین تایتان مبارز و تایتان زره پوش رخ داد ،ارن و راینرکه برنده ی آن با کمک تایتان عظیم الجثه ، تایتان زره پوش شد و آنها موفق به دزدیدن ارن و حرکت به سمت جنگل شدند .پس از اینکه گروهان مکتشفین به فرماندهی اروین اسمیت ، توانستند ارن را از چنگ این دو تایتان مارلیایی در بیاوردند ، ارن برای محفظت از میکاسا در برابر تایتان خندان ( مادر زیک یاگر ) توانست برای اولین بار ، قدرت غرش ( توانایی کنترل کامل تایتان های خالص ) را فعال کند ، و از آن برای نجات خود و میکاسا استفاده کند و راینر و برتولت و یمیر را در بد مخمسه ای گیر بیندازد .در همینجا ، فصل ۲ به اتمام میرسد و راینر و دوستانش به سمت مارلی حرکت و ارن و واحد ۱۰۴ را با سوالات گوناگونی در مورد کنترل تایتان ها رها میکنند .         رورارویی دیگر این دو جنگجو ، مربوط به قسمت های ۱۵ تا ۱۷ فصل ۳ میشود که در این جنگ ، چیز های زیادی تغییر کرده است : ارن ، توانایی سخت سازی بدنش را بدست آورده ، نیزه های رعد ، به کمک ارن میایند و در نهایت تکنیک های مبارزه ای ارن ، بهتر و پخته تر از فصل ۲ شده است . راینر هم دست خالی به این میدان مرگ نیامده است ! راینر اینبار به غیر از برتولت هوور ، همرزمان دیگر هم دارد که در این جنگ اورا همراهی میکنند : تایتان وحشی ( زیک یاگر )  تایتان ارابه ( پیک فینگر ) جالب است بدانید که این دو تایتان ، همان دوستان دوران بچگی راینر در لیبرو هستند که پس از ۶ سال از اعزام راینر و دوتا از جنگجو های دیگر به جزیره ی پاردایس ، همدیگر را میبینند . در واقع راینر پس از شکستی که از ماموریت خود در پایان فصل ۲ خورد ، به مارلی گریخت تا آنجا برایش تصمیم بگیرند . سران و فرماندهان ارشد حکومت مارلی هم به راینر یک فرصت دیگر دادند که تایتان بنیانگذار را به خانه برگردانند و اینبار ، دوتن از اعضای واحد آموزشی سابق خود ، یعنی زیک یاگر و پیک فینگر را هم با خود به پارادایس ببرد تا شانس برد بیشتری داشته باشد .فرماندهان برتر مارلیاکنون ، در شیگانشینا ، جنگی سخت بین ارن و راینر شکل گرفته که آنها به شدت به مبارزه تن به تن مشغول شده اند .ارن اینبار حسابی بروی سخت سازی بدنش ، حساب کرده و از آن برای این جنگ طاقت فرسا استفاده میکند .پس از اینکه ارن به همراه دوستانش ، راینر را زمین گیر میکند ، برتولت وارد بازی میشود و با تبدیل شدن به تایتان عظیم الجثه و ایجاد توده ی انفجاری عظیمی ، تمامی سربازان داخل مرز شیگانشینا را نابود میکند . پس از این ، آنها دیگر فرصتی برای نبرد با همدیگر پیدا نکردند و راینر به کمک زیک و تایتان ارابه ، از شیگانشینا گریخت و شکست خود را پذیرفت . این شکست او، به قیمت از دست دادن یکی از قدرتمند ترین تایتان های خانواده ی ۹ نفره ی یمیر ، منجر شد و تایتان عظیم الجثه را از ارتش مارلی محروم و به گروه مکتشفین اضافه کرد .چشم های خود را ببندید ، ۴ سال بعد ، چشمان خود را باز کنید و نگاه کنید و ببینید که چه مشاهده میکنید ؟آیا این راینر همان راینر ۳ فصل پیش است ؟!  معاون فرمانده ، راینر براون او دیگر آن راینر سابق نیست ؛ اکنون او برای هر ثانیه از به یاد آوردن خاطرات جنگ در شیگانشینا ، عذاب میکشد و هروز آروزی مرگ میکند . حتی کار او به خودکشی هم رسید که با دخالت فالکو ، ناکام ماند .خودکشی ناکام راینر براوناو دیگر به دنبال انتقام از ارن و درگیر شدنش با شیطان الدیایی ( لقبی که ویلی تایبر به ارن یاگر داد ) نیست . تنها چیزی که میخواهد یک زندگی دور از حاشیه و جنگ است و به گفته ی خودش ، آروزی مرگی با آرامش دارد .او حالا با مشکلات روانی پسا جنگی خود مواجه است  از وضعیت ارن در این موقع ، سخن بگوییم ؛ او کجاست ؟ مشغول چه کاری است ؟ چه بلایی بر سر دوستان او آمده است ؟ هدفش بعد از گذشت این ۴ سال تغییر کرده است ؟ و ....او ارن است . ارن یاگر ، فرزند یمیر ، جانشین الدیا و وارثی که تنها خون سلطنتی ندارد ولی از هیچ تلاشی برای رسیدن به دنیای ایده‌آل خود فروگذار نمیکند . کسی که ناخواسته قدرت تایتان بنیان گذار را بدست آورده و انگیزه ی جدید در فصل ۴ پیدا کرده است .قصدی که تفاوت بسیاری با ۳ فصل قبل دارد .ارن یاگر در ۲۰ سالگی اش حالا او دیگر نمیخواهد فقط تایتان ها را از بین ببرد ؛ او میخواهد نسل الدیا را با یک اُتونوزی هوشمندانه ، به طور کامل ریشه‌کن کند . هدف او ، استفاده از قدرت تغییر ساختار سلولی تایتان بنیانگذار بر القاب یمیر ، برای جلوگیری از تولید مثل الدیاییان و انقراض تدریجی نسل یمیر است .او برای عملی کردن این نقشه ی ، نیاز به فردی با خون سلطنتی دارد و تنها فرد در دسترس ارن ، برادر ناتی‌اش ، زیک یاگر است که باید برای دیدن او به صورت ناشناس و مخفیانه به ارتش مارلی نفوذ کند . برای همین خاطر ، ظاهرش را تغییر میدهد ،ارن در مارلی و شبانه از پارادایس میگریزد و به عبور از دریا ، به سمت مارلی پیش میرود .تایتان مبارزاو برای مبارزه با راینر به لیبرو نیامده ، برای ارتباط با زیک و در میان گذاشتن نقشه‌اش با او آمده ، اما ناگهان مجبور به جنگ با راینر میشود .ارن و راینر در لیبرواو اینبار در نبرد با این دشمن قدیمی خود ، پیروز میشود و راینر عقب نشینی میکند . ارن ، بهای این پیروزی را با از دست دادن تایتان آرواره پرداخت کرد و همراه با افراد گروه شناسایی به خانه برگشت .نجات گالیارد توسط راینرارن پس از برگشت به پارادایس ، دیگر فرصت فکر کردن به راینر را نداشت و مشغول درست کردن گروهی از متحدین خود به نام یگریست ها شد؛ و با همفکری با زیک قصد فعال کردن غرش را دارد .دو روی سکهدر همین حین راینر براون ، برای نجات جنگجو های آینده ی حکومت مارلی ، یعنی گَبی براون و فالکو گرایس ، دست به کار میشود و قصد حمله ی عافلگیرانه ای به پارادایس را دارد .در  شبیخون غافلگیرانه ارتش مارلی به القاب الدیایی در جزیره ی پارادایس ، ارن یاگر و راینر براون فرصتی دوباره برای  دست و پنجه نرم کردن با هم پیدا کردند و هردوی آنها برای نجات نسل خود ، حاضرند دست به خون یکدیگر ، آلوده کنند .اینبار ۵ سال از اتفاقات فصل ۳ گذشته است ؛ هردو شخصیت ، هدف خودشان را از زندگی را پیدا کرده اند و برای دست یابی به هدفشان ، حاضرند این جنگ صد ساله را با فدا کردن خودشان ، پایان دهند .همه چیز ناگهانی تغییر کرده است : ارنی که از ۳ فصل گذشته ، انتقامجو تر ، بیرحم تر و خشمگین تر از هر زمان برگشته ، و به دنبال نابودی تمامی مرد جهان به دست رابملینگ است ؛ و از سوی دیگر ، راینری که تمام خواسته اش از این دنیای نفرین شده ، پایان جنگ بین مارلی و الدیا و دنیایی پر از آرامش است .خلاصه ، سرتان را درد نیاورم ، داستان این دو وارث ، سرِ دراز دارد ...</description>
                <category>محمد اوتاک</category>
                <author>محمد اوتاک</author>
                <pubDate>Wed, 19 Jan 2022 23:14:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>غرش در راه است ...</title>
                <link>https://virgool.io/@m_26442912/%D8%BA%D8%B1%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-aq450ryjoe5i</link>
                <description>بررسی اوپنینگ پارت دوم فصل ۴ حمله به تایتان ها پس از گذشت یک سال از انتشار اولین قسمت از فصل ۴ ، حالا با قسمت هفدهم ، روبرو هستیم که انتظار به نمایش گذاشتن درگیری ها و نبرد های سنگین شخصیت ها با یکدیگر را از استدیوی ماپا داریم .متاسفانه پارت اول این فصل ، به مذاق خیلی از طرفداران خوش نیامد و یکی از دلایل آن ، کوتاه نمودن صحنه های درگیری و جنگ بین تایتان ها و خلاصه سازی در روایت داستان بود . به عنوان مثال ، وقایای قسمت اول فصل ۴ ، باید حداقل در ۳ قسمت روایت میشد ولی سازندگان ، آن را فقط در ۲۳ دقیقه جای دادند و از خیلی از درگیری ها و جزئیات ، عبور کردند .مثال دیگر در قسمت های ۶ ، ۷ و ۸ بود ؛ سه قسمت فوق العاده سنگین برای انیماتور ها و سه قسمت هیجانی برای علاقه مندان که طراحان تا جایی که ممکن بود از صحنه های مهم و سنگین ، فرار کردند و به ساده ترین شکل ممکن ، این سه قسمت را طراحی کرده اند ( به عنوان مثال ، کشف راز تایتان پتک جنگی توسط ارن در مانگا ، در دو جلد کامل صورت گرفت ، ولی در انیمه ، فقط در ۱۰ دقیقه که واقعا زمان کم و خلاصه شده ای است صورت گرفت .) اما ظاهرا این استدیوی نوپا ، برای پارت ۲ ، تصمیمات جدی تری گرفته و اعلام کرده که علاقه مندان را سر ذوق خواهد آورد .با انتشار قسمت ۱۷ ( که بررسی اش را هم گذاشته ام ) ما شاهد اوپنینگ این پارت هستیم که نوع طراحی ، نوع روایت داستان ، نوع موسیقی و میزان هیجانی بودن درگیری ها را به نمایش گذاشته است . آهنگ متن این اوپنینگ ، روایتی انتقام جویانه و وحشیانه از داستان را دارد که نشان از خشم ارن میدهد . متن این اوپنینگ گویای صحبت های ارن است که به دشمنانش میگوید : غرش ، غرش در راه است ...ارن بعد از بلعیدن تایتان پتک جنگی ، رنگ چشمش تغییر کرد که نشانه ی قدرت این تایتان در بدن اوست ما ، ارن را در حال آماده شدنش برای جنگ میبینیم ، به همراه میکاسا و آرمین آرمین در زنداناکنون ما شاهد اتفاق عظیمی که در کل این ۴ فصل ، منتظرش بودیم ، هستیم : بله درست حدس زدید ، غرش (رامبلینگ ) پدیده ای است که ارن در آن تایتان های داخل دیوار را بیدار و برای نابود سازی دنیا لشکر میکشد .هجوم تایتان ها به بیرون از پارادایس در صحنه ای کل تایتان های عظیم الجثه ، پرادایس را ترک میکنند ؛ما تصویری از ارن و برادر ناتنی اش ( زیک یاگر ) را میبینم که در مقابل هم اما پشت هم ایستاده اند و پس زمینه ای که ارتباط بین خون و وارثان تایتان های آنها را نشان میدهد . اولین تصویر رسمی از این پارت را مشاهده میکنیم که لوگوی حمله به تایتان ها در میان اقیانوس نمایش داده میشود .پارت دوم فصل ۴تفاوت بین این تصویر و تصویر پارت اول در این است که پارت اول ، لوگو را میان ابر ها نشان داده است و به هجوم هوایی مارلیایی ها به پارادایس اشاره دارد ، ولی این پارت به هجوم تایتان های داخل دیوار به سمت مارلی برای نابودی آنها ، اشاره دارد .پارت اول فصل ۴در اولین صحنه ، تصویری از ارنی را میبینیم که دیگر از دشمن نمیترسد ، دیگر به همرزمانش دست کمک دراز نمیکند و دیگر منتظر اجازه برای خطر کردن نیست ، او تصمیمی مسمم و اراده ای قوی دارد که خود ، آن را اینگونه توصیف میکند :من به جلو حرکت میکنم ، تاجایی که دشمنانم را نابود کنم .ارن در فصل ۴متن اوپنینگ همزمان با تصاویر ، از زبان ارن توضیح میدهد : تنها چیزی که میخواستم ، این بود که کار درست را انجام دهم .ارن بروی دیوارها  همیشه میخواستم از تو محافظت کنم ، هیچگاه نمیخواستم چاقو بدست بگیرم ....اشاره به قسمت ۶ فصل اول که ارن برای محافظت از میکاسا ، چاقو بدست میگیرد و به سمت قاتلان پدر و مادر میکاسا ، حمله ور میشود و آنها را به قتل میرساند .بعد از این صحبت های ارن خطاب به میکاسا ، ما صحنه هایی از نبرد در شیگانشینا را میبینیم که بین ۴ تایتان داستان ، صورت میگیرد :تایتان مبارزتایتان ارابهتایتان آروارهتیتان زره پوش تایتان وحشی ( جانور )جنگ بین ارن و راینر هم از قسمت های نفس گیر و به نوعی نوستالژیک برای مخاطبان قدیمی این مجموعه است .ارن و راینردر صحنه ای ، ما بالاخره بعد از مدتی طولانی ، آنی لئونهارت را میبینیم که ظاهرا از الماس یخی اش ، بیرون آمده است . هاجیمه ایسیاما ( خالق و طراح حمله به تایتان ها ) از پرنگ بودن نقش آنی در این پارت میگوید : هواداران خیلی وقت است که منتظر آنی هستند ؛ بهشان قول میدهم که نقش اساسی و پررنگی را در فصل ۴ خواهد داشت .تایتان مونث  آرمین هم که در قسمت ۱۸ فصل ۳ صاحب و وارث تایتان عظیم الجثه شد .  ( کاپیتان لیوای ، سرم تایتانی را بجای فرمانده اروین ، به آرمین تزریق کرد و او هم ، برتولت هوور را بلعید و تایتان عظیم الجثه را بدست آورد . )تایتان عظیم الجثهدر قسمت ۷ فصل ۴ ، ارن تایتان پتک جنگی را شکست داد و با خوردن خواهر ویلی تایبر ،  تایتان خاندان تایبر را برای خودش کرد . قدرت پتک جنگی در دست ارنو ما باز هم مسیر را میبینم که ارن کروگر ، از آن به منشا حیات یاد میکند و زیک هم به همین خاطر ، توانایی تبدیل القاب یمیر به تایتان را دارد .درخت حیاتما در همین لحظه ، از اوپنینگ ، میشنویم که : آنهارا از دست دادم . من مبارزه میکنم برای آینده ...تصویر مردم مارلی از دیدن تایتان های عظیم الجثه که برای نابودی آنها قیام کرده اند .تصویری قدیمی از اعضای واحد ۱۰۴ ، که برای نجات ارن از دست راینر در فصل ۲ ، بر روی دیوار ها صف بسته اند .وما باز هم این سه همبازی دوران خوش کودکی را میبینیم که برای بازی ، به سمت درختی میدوند .ارن ، میکاسا و آرمین از ان جمع ۳ نفره ، فقط ارن میماند و اینکه گذر زمان ، چگونه شخصیت و اهداف اورا تغییر داده است .ارن در ۱۵ سالگی ارن در ۲۰ سالگی ( هنگام نفوذ به مارلی )اکنون هدف و انگیزه ی او ، برگزاری مهمانی از خون و جنازه است که دنیا فراموشش نکند ؛  هدف اون غرش است رامبیلنگ در چشم ارن ارنی که ما از آن یاد میکنیم ، دیگر پسر بچه ی بی اعصاب و بی فکری نیست که برای پیروزی ، متکی دوستان و همرزمانش باشد ، او یک ارن خشگیم اما در نهایت خونسردی ، فوق العاده زیرک است که از تبعیض ۱۰۰ ساله ی الدیایان خسته شده و با شروع غرش ، دنیا را به عقب میراند .فریاد ارن ممون که تا اینجا همراهمان بودید ، اگر دوستان مایل باشند بررسی اندینگ این پارت را هم میگذارم .</description>
                <category>محمد اوتاک</category>
                <author>محمد اوتاک</author>
                <pubDate>Tue, 18 Jan 2022 21:21:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>این آخرین جنگ من است</title>
                <link>https://virgool.io/@m_26442912/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-nxzv9rpmxded</link>
                <description>بررسی اوپنینگ و پارت اول فصل ۴ حمله به تایتان ها بعضی از انیمه ها ، تمرکزشان را روی طراحی انیمه و سکانس های سنگین یا به اصطلاح ، آرک های سخت و پرهزینه ، میگذارند و اگر باب میل مخاطب نباشد ، ضرر سنگینی را متحمل شده اند . هیچ کدام از آنان نمیدانند که میتوان جای این همه هزینه و دستگاه های پرخرج CJ را با یک موسیقی متن حماسی و ساده گرفت . استدیوی ماپا از ابتدا مارا با جدی گرفتن موسیقی هر بخش انیمه ، غافل گیر کرد و از ابتدای پارت اول ، به مخاطبانش ، فهماند که به موسیقی متن ، ارزش خاصی قائل است . خب ... بیراه هم نمیگفت ، موسیقی متن پارت اول انیمه ی حمله به تایتان ها ، جزء شاهکار های موسیقی حماسی در بین انیمه های اکشن قرار گرفت و در سایت معتبر  lMMC  مورد استقبال بسیاری از موسیقدان ها و موزیسین های مطرح دنیا قرار گرفت . همچین موسیقی اوپنینگ و اندینگ انیمه هم مورد تشویق و دلگرمی خیلی از طرفداران قرار گرفت و ما را با تفکرات ارن بیشتر آشنا کرد . به هر حال در تمامی اوپنینگ ها و اندینگ های فصل ۴ ، این ارن است که با ما سخن میگوید و مارا از اهدافش و گاهی هم از اندوه های دورنش آگاه میسازد . از اولین فصل انیمه ی حمله به تایتان ها ، ما شاهد افشاگری های زیادی در اوپنینگ و اندینگ ها بوده ایم ( چه در استدیوی ویت و چه ماپا ) . این یک ویژگی این مجموعه است که بسیاری از آثار کنونی ، از این ویژگی حتی چیزی هم نمیدانند . اوپنیگ ها و اندینگ ها ، دریچه هایی برای وارد شدن ما به قسمت های پایانی و گذشته ی این دنیای نفرین شده است . بررسی های این اوپنینگ ها و اندینگ های فصل های قبلی ( ۱ تا ۳ ) توسط نویسندگان سایت های معتبر دیگر انجام شده و ما هم نمیخواهیم به آنها بپردازیم ، چیزی که مهم است ، زمان حال است و بس ....اوپنینگ پارت اول فصل ۴ حمله به تایتان ها ، حرف های زیادی برای گفتن دارد . قبلا ، از موسیقی محشر این اوپنینگ حرف زده ایم ، پس دیگر نیازی به بازگویی آن نداریم . در اولین صحنه ، ما لوگوی این انیمه را در میان ابر ها میبینیم فصل آخرچیزی که در این اوپنینگ فراوان است ، انفجار های مهیب و متعدد است که نشان از وجود درگیری و نبرد های عظیم و طولانی میان شخصیت ها است . نابودی پایگاه دشمن توسط نیروهای مارلی ( قسمت ۳ فصل ۴)تبدیل تایتان عظیم الچثهنابودی ناوگان دشمن توسط زیک یاگر ( قسمت ۱ فصل ۴ ) صحنه ای را مشاهده میکنیم که به حمله ی اسلحه های تایتانی توسط زیک در قسمت ۱ فصل ۴ بر سر نیروهای متحد شرق میانه مربوط است .سقوط تایتان های خالص بر سر نیروهای شرق میانه  صحنه ای دیگر ، مربوط به قسمت ۱۴ فصل ۴ میباشد که ساکنین روستای کُنی اسپیرینگر در آن به وسیله ی گاز حاصل از مایع نخاعی زیک ، مسموم و به تایتان تبدیل شدند .از همه جالب تر و البته راز آلود تر ، متن این اوپنینگ است که از زبان ارن میشنویم . زندگی را باید زندگی کرد . بیایید زندگی جدیدی را در تاریکی شروع کنیم تا زمانی که روشنایی پایان راه را نشان دهد . ( منظور این عبارت ، خطاب به ساکنین پارادایس است که در تاریکی به سر میبرند و منتظرند که ارن ، باز نور روشنایی را به آنها هدیه دهد . ولی آنها نمی دانند که ارن با نقشه ی عقیم سازی یا اوتونوزی الدیا ، میخواهد نسل آنهارا از بین ببرد . ) جمله ی بعدی ارن اینگونه است : ای چهره های پلید و ای نفرین های روی زمین  ، این آخرین جنگ من است ...فرشتگان ، با چهره هایی شیطانی نقش بازی میکنند . منظور ارن در این عبارت ، این است که بسیاری از وارثان تایتان ها ، انسان های خیرخواهی هستند که مردم آنها را مانند شیاطین میبینند . ارن هم خودش  را در این گروه میداند و میگوید که هرکار وی به نفع ساکنین الدیا است ولی ارتش و فرماندا زاکری ، او را شیطان میخوانند و با اون میجنگند و نیت او را پلید میدانند .در تصویر ، ما ارتش مارلیایی را میبینم که آماده به خدمت هستند .ارتش مارلی صحنه ای را میبینیم که به قسمت ۱۶ فصل ۴ اشاره دارد و به حرکت در آمدن کشتی های هوایی بر سر آسمان پاردایس پرداخته است .  جمله ی بعدی : کودکان ، به سکه هایشان میچسبند و عقل هایشان را دور میریزند که اشاره به شروع رامبلینگ ( غرش ) و رسیدن آن به مرز های مارلی و نابودی ساکنان آنجا بدست تایتان های مطیع ارن ( تایتان های داخل دیوار ها ) غرشو ما شاهد نابودی ارتش لدیا و مارلی با هم هستیم که ارن همه را نبود میکند سربازان الدیاییسربازان مارلیاییجمله ی بعدی : ویرانی و بازآفرینی (نابودی و احیا ) شما دشمنان واقعی هستید که اشاره به اینکه روزگار ، چهره های تاثیرگذار و مفید را میمیراند و انسان های پست و خطرناک برای مردم را به زندگی باز میگرداند . ( منظور از ویرانی ، خانواده ی رایس از جمله فریدا رایس و منظور از احیا ، بخشیدن قدرت ارن کروگر به گریشا یاگر و در واقع احیای تایتان مبارز است .ویرانی ( نابودی خانواده ی رایس از جمله فریدا رایس ) بدست گریشا یاگرما صحنه هایی از یک جنگ پایان یافته را میبینیم که بارانی شدید بر سر آنها میریزد و در آن ویرانی های زیادی دیده میشود و ارن با فریاد میگوید : جنگ ... جنگ من ... جنگ من آرامش بعد از طوفانو در این هنگام میبینیم که ارن بر سر یک تایتان عظیم الجثه نشسته و با دو تایتان دیگر ، به سمتی خیره شده و ظاهرا از آن طرف ، کمک میخواهند ، در این هنگام هم خطاب به آنها ، میگوید : هیولا ها ، هیولا ها ، هیولا ها در آخر کار ، این رنگ سفید پس زمینه ، میتواند به این اشاره کند کا پایانی خوش و آرام در انتظار ارن است .همانطور که گفتم ، در اوپنینگ ها و اندینگ ها ، راز های بیشماری نهفته که طدفداران به آنها ، ایستراگ میگویند .اگر فرصتی داشتم و دوستان مایل بودند ، بررسی اندینگ های فصل ۴ را هم میگذارم .</description>
                <category>محمد اوتاک</category>
                <author>محمد اوتاک</author>
                <pubDate>Tue, 18 Jan 2022 19:21:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک نفر ، یک ارتش</title>
                <link>https://virgool.io/@m_26442912/%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%81%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4-ia4w7g7ii7eg</link>
                <description>بررسی قسمت ۱۷ فصل ۴ حمله به تایتان هاو بالاخره منتشر شد ، قسمتی که بخاطرش که خون دل هایی که نخوردیم و چه بی‌تابی هایی که نکشیدیم ؛ اثر معروف استدیوی ماپا که دارد وارد نیم فصل دومش میشود و رو به پایان پیش میرود . کی فکرش را میکرد که ۱۵ سال پیش ، فردی به نام هاجیمه ایسیاما در دل توکیو ، مانگایی را به تصویر بکشد که در سرتاسر جهان ، نامش بر سر زبان ها باشد و حتی ما ایرانی ها نیز از شنیدن نام این اثر ، ذوق مرگ شویم ؟!حاشیه گویی بسه ... بریم سراغ ارن و دوستانش که در قسمت قبل ( قسمت ۱۶ ) مارا با میدان جنگی که یک سوی آن ارتش مارلی و یک سوی آن ، ارن با غولی ۳ منظوره که قابلیت سخت سازی ، فعال کردن رامبلینگ ( کنترل تایتان های درون دیوار) را دارد و درست کردن سلاح و موانع یخی و حفر تونل در زیر زمین با یخ ؛ تنها گذاشتند و یک سال تمام مارا فراموش کردند . بعد از کلی صبر بالاخره در ۱۹ دی ماه امسال اولین قسمت از پارت دوم فصل ۴ منتشر شد که قلب هواداران را به شدت منقلب کرد و آنها را با سوالات گوناگونی رها کرد .مرور این قسمت انیمه را با مرور اتفاقات قسمت قبل شروع میکنیم ، جایی که ارن با قطع شدن پاهایش توسط گالیارد به تایتان تبدیل میشود و به سمت راینر برای شروع جنگی عظیم ، خیز بر میدارد.صحنه ی تبدیل ارن در انیمه صحنه ی تبدیل ارن در مانگادر شروع قسمت ۱۷ ، ما در جنگل ، فرمانده هانجی را میبینیم که جسد نیمه جان کاپیتان لیوای را در آغوش گرفته و مانع تحویل آن به یگریست ها میشود .لیوای در آغوش هانجیدر همین هنگام زیک که پس از منفجر شدن نیزه ی رعد ، از هم پاشیده بود ، با قامتی استوار و چهره ای حیرت زده به سمت جمعیت خیره میشود .در همین لحظه هانجی ، لیوای را برای فراری دادن از دست ماموران فلوک ، به رودخانه میاندازد و از همانجا فرار میکنند. اکنون ما یگریست ها ، فرمانده ی دومشان را هم زنده پیدا کرده اند ، برای ملحق کردن آن به ارن یاگر ، برادر کوچکترش ، دست به کار میشوند و به سمت شیگانشینا راه میفتند .در آن هنگام ، ارن و گالیارد در حال جنگ با یکدیگر هستند و سربازان مارلیایی ، مانند مور و ملخ از کشتی های هواییشان فرود میایند تا انتقام لیبرو را از دیو صفتان پارادایس بگیرند .راینر براون ، در حال فرود بر شیگانشینابا درگیری بین ارن و گالیارد و کمک گالیارد به پیک برای تبدیل شدن او به تابتان ارابه و سپس گریختن گَبی و تایتان ارابه از مهلکه ، ارن به آسمان تسخیر شده ی شهرش نگاه میکند و خود را برای جنگی سخت آماده میکند .ارن یاگر در فصل ۴ همچنان که گروهی از یگریست های بلند مرتبه و اصلی به همراه ارن برروی پشت بام ساختمان فرماندهی هستند ، با خواهش های یلنا ، معاون ارن در سازماندهی گروه یگریست ها ، برای مانع جنگیدن ارن با سه تایتان آن هم به صورت همزمان و تنها ، ارن با لجبازی های همیشگی اش ، به سمت میدان جنگ میدود و همین امر موجب میشود تا یلنا ، ارتش الدیایی را برای کمک به ارن به منطقه بفرستد .در همین حین ، که ارن و راینر به سمت یکدیگر میدوند تا جنگ نهایی بین خودشان را شروع کنند در هماک لحظه ، که فرمانده ماگات ، در حال بررسی وضعیت نیروهایشان است ، گَبی از نقشه ی زیک و ارن برای شروع رامبلینگ خبر میدهد و پیک هم با تجهیز کردن خود به سلاح متحرک ، به جنگ میپیوندد .گبی و فرمانده ماگات مبارزه ی سختی بین ارن و راینر در حال انجام است که هر لحظه میتواند سرنوشت هر یک را برایش مشخص کند ، باخت با مرگ در این مسابقه تفاوتی ندارد ... ارن همزمان که قابلیت های تایتان پتک جنگی را در مبارزاتش استفاده میکند ، گالیارد هم به مهلکه اضافه میشود و کار ارن دوچندان میشود .تایتان گالیارد ، خشمگین تر از هر زمانپس از نبرد تن به تن بین راینر و ارن ، تایتان ارابه با هدف قراردادن سر تایتان مبارز ، آسیب جدی به اون وارد میکند .صحنه ی تیر خودرن تایتان مبارز در انیمه صحنه ی تیر خودرن تایتان مبارز در مانگاپس از این شکست ارن و افتادن آن بخ دست راینر ، اون با کمک یکی از تیغه ها یخی ارن ، تایتان ارن را به بدترین شکل ممکن ، شکنجه میکند .در حین فرو کردن آن تیغه ی یخی در کالبد تایتانی ارن ، راینر از ارن خواهش میکند که این جنگ ها را به پایان برساند . او به ارن و یادآوری میکند که در این راه چه سختی ها که نکشیده و چه عذاب هایی که ندیده . هدف  خودش را میگوید که فقط میخواهد جنگ تمام شود .  ارن در حال زجر کشیدن است ، به طوری که سربازان مارلیایی از شنیدن فریاد های ارن ، وحشت میکنند  .همانطور که ارن دارد جبهه را واگذار میکند ، آرمین در زیر زمین در حال متقاعد کردن همرزمانش از جمله میکاسا برای کمک به دوست دوران بچگی اش ، هست. اون با پرسیدن این سوال که : میکاسا ، به ارن کمک میکنی ؟ میکاسا را به فک فرو برد  چهره ی میکاسا در فصل ۴و در نهایت همه برای کمک به تایتان بنیانگذار به سمت سطح زمین حرکت میکنند .باید دید که آیا ارن میتواند از چنگ راینر فرار کند و با کمک دوستانش ، پارادایس را از ارتش مارلی پاک کند یا خیر ؟ممنون که مارا تا اینجا همراهی کردید ، اگر دوستان مایل بودند ، بررسی قسمت های دیگر را هم قرار میدهم .</description>
                <category>محمد اوتاک</category>
                <author>محمد اوتاک</author>
                <pubDate>Tue, 18 Jan 2022 16:24:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پارادایس در آتش</title>
                <link>https://virgool.io/@m_26442912/%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AA%D8%B4-hirhhfglc1wm</link>
                <description>اولین پوستر رسمی پارت دومهمزمان با انتشار چپتر ۱۳۹ مانگای حمله به تایتان ها ، هاجیمه ایسیاما طراح این مانگای ژاپنی پرطرفدار ، خطاب به علاقه مندان انیمه ی این مجموعه ، نوید ساخت پارت دوم فصل ۴ حمله به تایتان ها را داد و تاریخ انتشار آن را به صورت مبهم ، در زمستان امسال اعلام کرد ولی از زمان دقیق انتشار آن ، صحبتی نکرد و این موضوع به مذاق طرفداران این انیمه ی ژاپنی خوش نیامد پس از کلی حاشیه و افشاگری های فراوان از سوی برخی طرفداران مبنی بر سینمایی یا سریالی بودن پارت دوم این مجموعه ، بلاخره در شهریور ماه امسال ، از سوی شرکت ماپا ( سازنده ی فصل ۴ انیمه ی حمله به تایتان ها ) تایید شد که این شرکت برای پارت دوم  ، خواب های زیادی دیده و دوست ندارد پایان این مانگا ر در یک  فیلم سینمایی ۱ ساعته جای بدهد و مانند پارت اول ، دارای تعداد ۱۲ الی ۱۸ قسمت است که تعداد دقیق آن بستگی به زمان باقی مانده تا تاریخ انتشار دارد که کارکنان ما به خصوص انیماتور های ما به شدت مشغول ساخت و ریزه کاری های آن هستند . آنها نمیخواهند فاجعه ی پارت اول تکرار شود و تمرکز ویژه ای بر جزئیات و روایت داستانی  این انیمه دارند .پس از کلی انتظار ، یک هفته مانده به پخش این انیمه ، تریلری از پارت دوم فصل ۴ حمله به تایتان ها  منتشر شد که تا حدودی برای تیم سازنده وقت بخرند و با آرامش ، دور از فضای حاشیه و نقد ، به کامل شدن این مجموعه بپردازند .تریلری که با فضا و تِم انتقام ارن و خونریزی های او در این مسیر شروع شد ...در صحنه های اول تریلر ، با شاهد نبرد بین ارن و راینر هستیم که هردو برای این جنگ لحظه شماری کرده بودند  .این بار ارن را خشمگین تر از هربار میبینیم و ظاهرا از آخرین نبرد خود با راینر ، درس های زیادی گرفته و آماده ی انتقام است . نفرت و خشمی که در چشم های تایتانی ارن معلوم است ، نشان دهنده ی اینست که او دیگر یک پسر بچه ی ۱۵ ساله نیس که فقط به دنبال نابودی باشد ؛ او خود را ناجی الدیا میداند ، در حالی که او با کشتاری که در لیبرو ( قسمت های ۶ و ۷ پارت اول ) راه انداخت ، میکاسا  اورا هیولا خطاب کرد و گفت که تو حتی به غیر نظامی ها هم رحم نکردی ارن ...  تو حتی بچه ها را هم به قتل رسوندی ...تصویری از یک شیطان تمام عیار برای هم مارلی و هم الدیا که خود را ناجی و جانشین یمیر میداند .این بار که ارن تهدیدی برای الدیا نیز به حساب می آید ، جنگجویان واحد ۱۰۴ به همراه دیگر سربازان برای کمک و سپس متوقف کردن دوست و همرزمشان ارن ، دست به کار میشوند .طرفداران همچنان نگران سلامتی کاپیتان لیوای هستند ؛ پس از اینکه یکی از سلاح های رعد در حالی که به زیک وصل شده بود ، ناگهان منفجر شد ، لیوای با شدت به آسمان پرتاب شد و دیگر از او خبری نشد . تا این که فرمانده هانجی و گروه اکتشاف برای پیدا کردن لیوای وارد جنگل شدند و با جسد نیمه جان لیوای ، برخورد کردند . اما دقیقا معلوم نیس که آیا لیوای مرده است یا زنده ؟و اما آنی لئونهارت ....دختر مرموزی که داستان ، آن را برای ما هر قسمت مرموز تر و گذشته اش را تاریک تر نشان میدهد . از آخرین باری که ارن آنی را شکست داد ، اتفاقات زیادی افتاده ، اما تاکنون کسی نمیداند که آنی میتواند چه سرنوشتی در فصل ۴ داشته باشد ؟آیا او از یک خانواده ی سلطنتی است ؟ آیا اون قدرتی بیتشر از یک تایتان را دارد ویا آیا اون توانایی کنترل کامل تایتان های خالص را دارد یا نه ؟ همه و همه در این فصل مشخص میشود .آرمین ، شخصیت باهوش و دوست داشتنی این انیمه که دیگر آن چهره ی شاداب و امیدوار همیشگی را ندارد و نگران آینده ی دوست دوران بچگی اش است که چرا قصد نابودی الدیا و جلوگیری از تولید مثل این نسل را دارد ؟او هیچ وقت فراموش نمیکند که ارن چگونه به میکاسا بی احترامی کرد و خودش را با مشت و لگد ، شکنجه داد ، اون کتک های محکم ارن را هیچ وقت فراموش نمیکند .... هیچ وقت ...ساکنین الدیا برای فهمیدن ارتباط بین ارن و زیک سخت در تلاشند و باید همزمان با مارلیایی ها هم بجنگند .اما در آن طرف میدان ، ارن و راینر سخت مشغول جنگ با هم هستند و برای انتقام از یکدیگر خود را به خاک و خون میکشند .در همان هنگام که ارن و زیک درحال مبارزه هستند ، زیک یاگر ، در بالای دیوارها به سمت کشتی های هوایی ارتش مارلی ، سنگ پرتاب میکند تا آنها را منهدم کند .ناگفته نماند که یلنا ( شخصیتی ضد مارلی که عضو یگریست ها شد )بخاطر نفرتی که از ارتش مارلی دارد ، از روی ذوق و تلافی به سمت آسمان چشم دوخته و از دیدن کشتی های آتش گرفته که به سمت دیوارها سقوط میکنند و منفجر میشود ؛ لذت میبرد .در این سو مبارزه ی بین مکتشفین ( سربازان الدیایی ) و ارتش مارلی همچنان ادامه دارد و میکاسا ، آرمین ، جان و کونی ، با تایتان آرواره و ارابه در حال جنگ هستند . تایتان ارابه هم در حال نجات  گَبی  از روی پشت بام هست .صحنه ای از ارن را میبینیم که از جسد تایتانی اش خارج شده و از چنگال راینر فرار میکند ، و آنطرف هم زیک نقش بر زمین شده و ارن را صدا میزند .در حالی که ارن به سمت زیک میدود ، گَبی نیز اسلحه ای نیز بدست گرفته و به سمتی نشانه رفته که ناگهان صدای شلیک میاید .....بعد از آن ،  ما صحنه ای  از مانگا به صورت رنگی مشاهده میکنیم که در آن ، فضای به آتش کشیده شده ی  میدان جنگ و خون هایی که ریخته شده را به نمایش در آمده است که در آن تصویر بسیار محو از یک انسان که به  سمت آتش و دود میدود و ظاهرا سرش آسیب و دچار خونریزی شده است میبینیم .بعد از این صحنه ، ما یک دختر بچه ای با لباس ساده و کهنه میبینیم که در احتمال میدهند به حوادث اخیر ارتباط داشته باشد ولی همچنان نقش معیینی برای  این فضا ندارد و باید منتظر روایت خود داستان درباره‌اش باشیم .از اینجا به بعد ما تکه هایی از مبارزات شخصیت ها قبل از صحنه ی دویدن ارن به سمت تایتان وحشی ( جانور ) را میبینیم ، خشم گالیارد از ارن و زیک و زمینگیر شدن زیک و سقوط آن از بالای دیوار به پایین ، اتفاقات مهم این صحنه ها است .داستان ، ما را با شخصیتی هم عقیده و هم پیمان ارن یاگر آشنا میکند که ظاهرا با هم همفکر و هم نظر هستتددو روی سکهکه با اتصال سر های خود به همدیگر ، جرقه ای بوجود می آید که میتواند شروع کننده ی خیلی چیزها باشد .در صحنه ای هم ، از قدرت تبدیل انسان ها به تایتان ها به وسیله ی ارتباط آنها با مسیر ( راهی که نه تایتان را به همدیگر در نقطه ای وصل میکند )  میبینیم که با فریاد زیک ، شروع و با تبدیل شدن تمامی الدیایی هایی که از مایع نخاعی زیک خورده اند ، به پایانی تلخ میرسد .در صحنه های آخر این تریلر راز آلود ، ما با همان دختر بچه ای مواجه هستیم که انگار در صحرایی بزرگ و  بی‌کران ، به سمت منشاء نوری راه میرود .همان منشاء نوریی که ارن کروگر ، از آن به عنوان منشاء حیات نام برده بود .در آخرین صحنه هم ، تصویری از ارن را که موفق به پیدا کردن آن منشاء شده را نشان میدهد .ممنون که با ما همراه بودید ، اگر فرصتی شد و شما مایل بودید ، بررسی قسمت به قسمت این سری از انیمه ی حمله به تایتان ها ( قسمت های پارت دوم فصل ۴ ) را برایتان میگذارم .</description>
                <category>محمد اوتاک</category>
                <author>محمد اوتاک</author>
                <pubDate>Tue, 18 Jan 2022 12:08:49 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>