<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های one human</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_26449893</link>
        <description>idc.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-08 16:26:44</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>one human</title>
            <link>https://virgool.io/@m_26449893</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بخشی جدید.</title>
                <link>https://virgool.io/@m_26449893/%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-cpatixrwisxe</link>
                <description>سلام از وقتی اون نوشته های قدیمی رو می خونم هیچی عوض نشده راستش اوضاع ؟ خوب یکم بهتر شده جدیدا با یکی اشنا شدم که منو درک می کنه اون خیلی باحاله من باهاش کلی حرف می زنم و باهم دیگه وقت می گذرونیم (جدا از اینکه 2000 کیلومتری باهم دیگه فاصله داریم ) رابطم با خانوادم بهتر نشده احتمالا بدتر هم شده چیزایی زیادی هست که باید عوض بشن راستش ... جدیدا توی روابطم با دوستامم خیلی تعامل می کنم من با افراد زیادی دوست نیستم و اوناییم که باهاشون دوستم ادمای خوبی نیستن راستش همین امروز فهمیدم که هرکسی هم که باهاش دوستم بهم حس ناکافی بودن میده خیلی چیزا عوض شده چیزای جدیدی یاد گرفتم دیگه مثل قبل به حرفای خانوادم اهمیت نمیدم انگار یجوری از روزمرگیم شده اینا حس خاصی راجبش ندارم راستشو بخوایید دختری که باهاش اشنا شدم همیشه بهم میگه قوی باش من خیلی خوشحالم حمایتشو دارم اون هیچوقت منو تحقیر نمیکنه هر روز هرچقدر به زندگیم فکر می کنم چیز خوبی توش نیست به جز اون دختر. امیدوارم اینو بخونی مافین :)) </description>
                <category>one human</category>
                <author>one human</author>
                <pubDate>Mon, 04 Sep 2023 22:59:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انتقام.</title>
                <link>https://virgool.io/@m_26449893/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D9%85-w1jxc1rrcmcr</link>
                <description>کسی این نوشته هارو نمیخونه و من فقط برای خودم مینویسمشون خوب اینم یجورایی خوبه و باحال ... توی این مدت دردای زیادی کشیدم. هیچکس منو حمایت نکرده  در تمام مدت من تنها بودم و تنهایی اشک میریختم. راستش خیلی ناراحتم خیلی از همه گله دارم حتی از خدا هم گله دارم حالم از تمام ادما بهم میخوره هیچکس واقعا بهت امید نداره من و حتی خانوادمم نمیخوان. مادرم اسمشو باید بزارم مادر؟ میگه اگه یه گاو داشته باشیم از تو فایده بیشتزی داره یا میگه دختر فلانی اینجوریه دختر فلانی اونجوریه ... جدیدا با یکی کات کردم ومشکلات روحیم واقعا بد بود تا صبح خواب نداشتم و اگر میخوابیدم بالا میوردم و همونی که بهش میگید مادر .. بهم میگفت ازت جات بلند شو و منو بخاط تنبلی کلی فحش میداد و کتک میزد بابامم از اون بدتره یه اشغاله هر موقع من و مادم بحثمون میشه میگه یک کلمه دیگه حرف بزنی جوری میزنمت که بمیری اوه شایداینا تو سرنوشت منه شایدم نمیدونم... هیچ ایده ای ندارم توی تمام زندگیم کارشون تحقیر کردن و فحش دادن به من بوده همیشه با نگاه های بدی نگاهم میکنن من نمیتونم مثل بقیه دوستام بعضی وقتا برم بیرون یا حتی لباسامم خانوادم انتخاب میکنن .. واقعا خستم و تنها سوالم اینه زندگیم چرا انقدر سخته؟ امروز یه تصمیمی گرفتم خانوادم منو خیلی ناراحت  کردن..وافعا خیلی بارها قلبمو شکوندن ازشون متنفرم.                                    اما من نمیزارم این شکلی بمونه و هرجور شده انتقام میگیرم با سرکار رفتن - مهاجرت کردن - یا هر چیز دیگه ای که  بشه باید تقاصشو بدن تقاص تمام کارایی که باهام کردن حرفایی که بهم زدن همشو باید برگردونن.                    4 فروردین - 1402 </description>
                <category>one human</category>
                <author>one human</author>
                <pubDate>Fri, 24 Mar 2023 12:41:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نمی دانم !</title>
                <link>https://virgool.io/@m_26449893/%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%85-smovvmfqqnrh</link>
                <description>سلام شماهم جمله هایتان را با سلام شروع میکنید ... شاید به نظر یک بچه بیام و درسته من یه بچم اینجا تنها جاییه که میتونم حرف بزنم از وقتی متولد شدم زندگی خاصی نداشتم ادم خاصی هم نبودم خانواده اطرافیان خاصی هم نداشتم من فقط یه بچم توی این جهان بزرگ و اره این سخته معام ریاضیم میگفت احساس بدبختی نکنید اما من میکنم همیشه که نه اما گاهی این حسو دارم ! میدونید من واقعا نمیدونم چیکار کنم افکارم بشدت زیادن اما جورین که نمیتونن نوشته بشن هرچقدر سخت تلاش میکنم بیشتر خسته میشم توی درس خوب نیستم توی ورزش خوب نیستم توی هنر خوب نیستم توی موسیقی هم خوب نیستم ارزوهای بزرگی وجود داره اما الان تنها ارزوی من شاگرد اول شدنه بچگانه بنظر میاد نه؟ بایدم اینطور باشه چون من یه بچم خلاصه که من کافی نیستم و نبودم به اندازه کافی فرزند خانوادم نیستم و به اندازه کافی دوست نیستم و به اندازه کافی دانش اموز نیستم رویاهای بزرگ من از همین الان شروع میشن از همین حالا از همین لحظه توی کتاب کیمیاگر نوشته بود ( اگر چیزی را از اعماق وجود بخواهی تمام کائنات هم دست میشوند تا رویای تو تحقق یابد ! )                            07-02-2023  -  راه گم کرده !</description>
                <category>one human</category>
                <author>one human</author>
                <pubDate>Tue, 07 Feb 2023 13:50:44 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>