<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد خیرخواه</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_26693824</link>
        <description>علاقه‌مند به مارکتینگ‌‌ و بازاریابی محتوایی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 15:49:58</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1185938/avatar/VgYlmY.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمد خیرخواه</title>
            <link>https://virgool.io/@m_26693824</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نصب اپلیکیشن در کمپین‌های مارکتینگ؛ سیگنال اعتماد در بازارهای در حال توسعه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_26693824/app-install-as-a-trust-signal-m3q4eqbapzaq</link>
                <description>در اکثر داشبوردهای مارکتینگ، نصب اپلیکیشن یک KPI ساده به نظر می‌رسد. عددی که بالا می‌رود یا پایین می‌آید و معمولا کنار شاخص‌هایی مثل CPC، CPA و CPI قرار می‌گیرد. اما هرچه بیشتر روی بازارهای در حال توسعه کار کرده‌ام، بیشتر به این نتیجه رسیده‌ام که این نگاه، بخش مهمی از واقعیت را نادیده می‌گیرد.در برخی بازارها، نصب اپلیکیشن صرفا یک رفتار دیجیتال خوشایند تیم مارکتینگ و ذینفع‌ها نیست؛ یک تصمیم روانی است. این تفاوت شاید در نگاه اول چندان مهم به نظر نرسد، اما می‌تواند نحوه طراحی کمپین‌ها، تعریف KPIها و حتی ارزیابی موفقیت یک کسب‌وکار را تغییر دهد.در ادامه این مطلب، قصد دارم تجربه‌ای کوتاه در جریان کمپین اخیری که در بازار افغانستان ران کردیم با شما به اشتراک بگذارم. در این کمپین که با هدف افزایش یوزر فعال (ثبت نام در پلتفرم) انجام شد، با نتیجه‌ای مواجه شدیم که دوباره این فرضیه را برای من پررنگ کرد؛ در حالی که هدف اصلی کمپین فروش کوتاه‌مدت نبود، رشد قابل توجهی در App Install و  New Users و Returning Users مشاهده شد. این رشد غافلگیرکننده باعث شد دوباره به این سوال فکر کنم:آیا نصب اپلیکیشن یک شاخص آگاهی از برند است یا یک شاخص عملکردی؟آیا در برخی بازارها مانند افغانستان که اعتماد -به ویژه به بیزنس‌های آنلاین- یک تنگنای ذهنی بین بیزینس و مخاطبش است، باید آن را به عنوان یک شاخص اعتماد در نظر گرفت؟نصب اپلیکیشن؛ Awareness یا Business Outcome؟در بسیاری از بازارهای بالغ یا حتی نیمه بالغ مانند ایران، نصب اپلیکیشن معمولا در میانه قیف قرار می‌گیرد.کاربران هر روز با چندین برند مواجه می‌شوند و خرید و سرویس‌های آنلاین بخشی از زندگی روزمره آن‌هاست. فرآیندهای پرداخت جا افتاده‌اند و اعتماد به پلتفرم‌های آنلاین از قبل وجود دارد. در چنین فضایی، نصب یک اپلیکیشن تصمیم بزرگی نیست؛ کاربران به راحتی نصب می‌کنند، امتحان می‌کنند و در صورت نارضایتی حذف می‌کنند.اما این منطق در همه بازارها صادق نیست. در بازارهایی که اقتصاد دیجیتال هنوز در حال شکل‌گیری است و یک اکوسیستم آنلاین به معنای آن‌چه‌ که ما می‌شناسیم وجود ندارد، رفتار کاربران تفاوت‌های معناداری دارد. کاربر قبل از نصب یک اپلیکیشن ناشناس سوالات زیادی در ذهن خود مرور می‌کند:آیا این برند واقعی است؟آیا محصولی که نمایش می‌دهد واقعا وجود دارد؟اگر پول پرداخت کنم چه اتفاقی می‌افتد؟آیا کسی پاسخگو خواهد بود؟آیا این اپلیکیشن ارزش اشغال کردن حافظه گوشی من را دارد؟در چنین شرایطی، نصب اپلیکیشن دیگر تنها یک اقدام فنی نیست، بلکه به معنای عبور کاربر از یک مانع ذهنی است.به همین دلیل تصور می‌کنم در این نوع بازارها، نصب اپلیکیشن را نمی‌توان صرفا در لایه Awareness یا Business Outcome قرار داد. این شاخص در واقع در لایه‌ای میان این دو قرار می‌گیرد؛ لایه‌ای که می‌توان آن را Trust Signals نامید.چرا نصب اپلیکیشن می‌تواند نشانه اعتماد باشد؟برای درک بهتر موضوع، فکر می‌کنم باید به ماهیت نصب اپلیکیشن نگاه کنیم.وقتی کاربر یک تبلیغ را مشاهده می‌کند، هزینه‌ای پرداخت نمی‌کند. وقتی وارد وب‌سایت می‌شود، تعهد خاصی ایجاد نمی‌شود، اما نصب اپلیکیشن داستان متفاوتی دارد.شاید مهم به نظر نرسد، اما در بازارهای بکر و در حال توسعه که هنوز قدیمی‌بودن دیوایس یک چالش اساسی است، کاربر باید تصمیم بگیرد که بخشی از حافظه گوشی خود را به یک برند اختصاص دهد، در واقع باید به آن اجازه حضور دائمی روی دستگاه شخصی خود را بدهد. این تصمیم، به ویژه در بازارهایی که هنوز اعتماد عمومی به کسب‌وکارهای آنلاین شکل نگرفته، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.به همین دلیل است که بسیاری از کاربران ممکن است چندین بار از وب‌سایت بازدید کنند اما هنوز برای نصب اپلیکیشن آماده نباشند.در واقع نصب اپلیکیشن را می‌توان اولین سرمایه‌گذاری کاربر روی برند دانست؛ سرمایه‌گذاری کوچکی که پیش از خرید اتفاق می‌افتد.مدل سه‌لایه‌ای سنجش کمپین در بازارهای کم‌اعتمادیکی از اشتباهات رایج در ارزیابی کمپین‌ها، تمرکز مستقیم روی خروجی‌های تجاری مانند فروش است. این رویکرد در بازارهای بالغ ممکن است منطقی باشد، اما در بازارهایی که اعتماد به کسب‌وکارهای آنلاین هنوز در حال شکل‌گیری است، بخشی از واقعیت را نادیده می‌گیرد.فکر می‌کنم بهتر است کمپین‌ها را در چنین بازارهایی، در سه لایه بررسی کنیم:Awareness &amp; Attention | جایی که برند مشاهده و وارد دایره توجه مخاطب می‌شود. شاخص‌هایی مانند Reach، Impressions و Video Views در این لایه قرار می‌گیرند.Trust Signals | لایه‌ای که معمولا کمتر به آن توجه می‌شود. در این مرحله مخاطب فقط برند را نمی‌شناسد، بلکه به تدریج به آن اعتماد می‌کند. برای کسب‌وکارهای اپ‌محور، نصب اپلیکیشن یکی از مهم‌ترین شاخص‌های این لایه است. افزایش کاربران بازگشتی (Returning Users)، رشد ترافیک مستقیم (Direct Traffic) و توسعه کانال‌های ارتباطی نیز می‌توانند نشانه‌های شکل‌گیری اعتماد باشند.Business Outcome | خروجی نهایی کسب‌وکار شامل ثبت‌نام، سفارش، خرید و درآمد در این لایه قرار می‌گیرد.نکته مهم این است که در بسیاری از بازارهای در حال توسعه، کاربران مستقیما از آگاهی به خرید نمی‌رسند. آن‌ها ابتدا باید از مرحله اعتماد عبور کنند.به همین دلیل، نصب اپلیکیشن را نه یک شاخص Awareness می‌دانم و نه یک Business Outcome کامل بلکه بسیاری از کسب‌وکارهای اپ‌محور، اولین نشانه قابل اندازه‌گیری اعتماد کاربر به برند است.اعتماد چگونه ساخته می‌شود؟من فکر می‌کنم اگر اعتماد را صرفا نتیجه کیفیت محصول بدانیم، اشتباهی را مرتکب شده‌ایم که اکثر تیم‌های مارکتینگ مرتکب می‌شوند: &quot;یوزر آوردیم، محصول جذبش نکرد&quot;. واقعیت این است که کاربران قبل از تجربه محصول (یو ایکس، پرفرمنس، قیمت، فیچر و ...)، به سیگنال‌های بیرونی اعتماد می‌کنند.در کمپین اخیری که تجربه کردیم هم بخش مهمی از استراتژی بر همین موضوع استوار بود. ما صرفا تلاش نمی‌کردیم پیام تبلیغاتی بیشتری به مخاطب نمایش دهیم. هدف این بود از منابعی استفاده کنیم که خودشان حامل اعتماد هستند.برای مثال، از اینفلوئنسرها استفاده کردیم (محدود) که از نظر من فقط یک کانال توزیع محتوا نیستند، آن‌ها یک لایه انتقال اعتماد هستند.زمانی که یک مخاطب بارها نام یک برند را از طریق افراد مورد اعتماد خود می‌شنود، مقاومت ذهنی او کاهش پیدا می‌کند. در چنین شرایطی احتمال اینکه از مرحله مشاهده محتوا عبور کند و به مشاهده سایت یا نصب اپلیکیشن برسد، افزایش پیدا می‌کند.به زبان ساده‌تر، بسیاری از کاربران ابتدا به اینفلوئنسر اعتماد و سپس بخشی از آن اعتماد را به برند منتقل می‌کنند.همین موضوع را می‌توان درباره فعالیت مستمر در شبکه‌های اجتماعی نیز مشاهده کرد. افزایش انگیجمنت، دیده‌شدن مکرر و حضور فعال در کانال‌های مختلف، صرفا باعث افزایش Reach نمی‌شود؛ بلکه به مرور زمان احساس آشنایی ایجاد می‌کند و برای ما در دنیای مارکتینگ، آشنایی یکی از پیش‌نیازهای اعتماد است.البته ذکر این نکته لازم است که واژه اینفلوئنسر نباید به هر قیمتی وارد فرایند ارسال پیام برند به مخاطب شود. انتخاب اینفلوئنسر حساس است و باید با کمی وسواس انجام شود. چهره‌ای متناسب با مخاطب هدف انتخاب کنید که شخصیت قابل اعتمادی دارد. حتی به نظر من، رفتن سراغ میکرو اینفلوئنسرها بسیار مهم‌تر است. یا سراغ فروشنده‌هایی بروید که در سوشال مدیا فعالند، حتی اگر پایگاه مخاطب کمی دارند. از آنجایی که موضوع ساخت اعتماد است، حضور میکرواینفلوئنسرها و فروشنده‌ها شما را به واقعیت زندگی مخاطب نزدیک‌تر می‌کند.آیا کمپین‌ها باید نصب اپلیکیشن را هدف اصلی خود قرار دهند؟پاسخ کوتاه من: خیر! اما نباید آن را نادیده گرفت.مشکلی که در بسیاری از کمپین‌های نصب اپلیکیشن مشاهده می‌شود این است که تمام موفقیت کمپین به CPI گره می‌خورد. در نتیجه تیم‌ها به دنبال ارزان‌ترین نصب ممکن می‌روند.عبارت&quot; ما باید یک کمپین نصب اپلیکیشن ران کنیم&quot; از آن جمله‌های سطحی است که متاسفانه معمولا در جلسات با حضور همه افراد اثرگذار بیزنس شنیده می‌شود و از نگاه به عددهای نهایی تعداد نصب یا GMV یا مقایسه با رقبا نشات می‌گیرد. تجربه ران کردن چنین کمپینی را در مدت حضورم در تیم مارکتینگ یکی از بیزنس‌های فعال در حوزه گردشگری به عنوان لید بازاریابی محتوایی داشته‌ام. حوزه‌ای پر رقابت با حضور غول‌هایی مثل علی بابا و فلایتیو و فلای تو دی؛ در نهایت این شیوه تفکر تحمیلی به تیم مارکتینگ، به جز یک هایپ مقطعی در افزایش یوزر و نصب اپ چیزی عاید بیزینس نشد.این رویکرد معمولا منجر به حجم بالایی از نصب‌های کم‌کیفیت می‌شود؛ نصب‌هایی که چند روز بعد Uninstall می‌شوند و هیچ ارزش تجاری واقعی ایجاد نمی‌کنند.در مقابل، اگر نصب اپلیکیشن را به عنوان یک سیگنال اعتماد در نظر بگیریم، نگاه ما تغییر می‌کند. در این حالت سوال اصلی دیگر این نیست که چند نصب گرفته‌ایم، سوال اصلی این است که چه تعداد از کاربران حاضر شده‌اند به برند اعتماد اولیه کنند.این تفاوت ظاهرا کوچک، نحوه طراحی کمپین را کاملا تغییر می‌دهد. در چنین شرایطی تمرکز کمپین باید بر ساخت آگاهی، ایجاد اعتبار، حضور مستمر و تولید سیگنال‌های اعتماد باشد. نصب اپلیکیشن نیز به عنوان نتیجه طبیعی این فرآیند ظاهر می‌شود.شاید KPI اشتباه را اندازه‌گیری می‌کنیمدر حال حاضر به این نتیجه رسیده‌ام که تعداد نصب اپلیکیشن به تنهایی (دقت کنید، به تنهایی) معیار مناسبی برای ارزیابی موفقیت نیست. آنچه اهمیت دارد کیفیت این نصب‌هاست.اگر کمپینی بتواند هزاران نصب ایجاد کند اما بخش عمده کاربران ظرف چند روز اپلیکیشن را حذف کنند، نمی‌توان از موفقیت واقعی صحبت کرد و باید به دنبال ریشه یابی برویم.در مقابل، حتی اگر تعداد نصب کمتر باشد اما بخش بزرگی از کاربران باقی بمانند، بازگردند و به تدریج وارد مراحل بعدی فانل شوند، ارزش بسیار بیشتری ایجاد شده است. شاید بهتر است بیشتر به فکر نصب مبتنی بر اعتماد باشیم تا صرفا بالا رفتن یک عدد که نشان دهنده مجموع دانلود است.دلیلم این است که نصب مبتنی بر اعتماد حاصل یک تبلیغ جذاب نیست، بلکه نتیجه شکل‌گیری یک رابطه اولیه میان کاربر و برند است. حالا در چنین حالتی، اگر مارکتینگ مطمئن باشد که در کنار افزایش ویو، افزایش یوزر جدید، افزایش Returning User و افزایش سبد خرید شاخص نصب اپلیکیشن هم بالا برده، منطقی‌تر است که بگوید &quot;یوزر آوردیم، محصول جذبش نکرد&quot;؛ حتی در اینصورت هم اخلاق حرفه‌ای حکم می‌کند که تیم مارکتینگ بر اساس دیتا، پیشنهاد ارائه دهد، نه اینکه خودش را کنار بکشد.در پایاندر بازارهای در حال توسعه مثل افغانستان یا ایران (برخی حوزه‌ها)، مسیر تبدیل کاربر به مشتری معمولا طولانی‌تر از چیزی است که در داشبوردها مشاهده می‌کنیم.پیش از خرید، پیش از ثبت سفارش و حتی پیش از ثبت‌نام، مرحله مهم‌تری وجود دارد: شکل‌گیری اعتماد. برای بسیاری از کسب‌وکارهای اپ‌محور، نصب اپلیکیشن اولین نشانه قابل اندازه‌گیری این اعتماد است.شاید به همین دلیل باشد که نصب اپلیکیشن را نباید تنها یک KPI مارکتینگ یا یک شاخص عملکردی در نظر گرفت. در بسیاری از بازارها، نصب اپلیکیشن اولین باری است که کاربر تصمیم می‌گیرد به برند شما فرصت بدهد و هر کسب‌وکاری که در حال ساخت اعتماد است، باید این لحظه را بسیار جدی بگیرد.</description>
                <category>محمد خیرخواه</category>
                <author>محمد خیرخواه</author>
                <pubDate>Fri, 05 Jun 2026 12:09:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۵ اشتباه مهلک در کپی رایتینگ | پادکست</title>
                <link>https://virgool.io/@m_26693824/%DB%B5-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87-%D9%85%D9%87%D9%84%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%BE%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-khw3v4c3fzxp</link>
                <description>در این قسمت از پادکست کپی رایتینگ و تولید محتوا (ام‌کی پادکست) رفتم سراغ ۵ اشتباه مهلک در‌کپی رایتینگ و هر یک را به‌صورت جداگانه بررسی کردم.وقتی نوشتن یک‌ متن تبلیغاتی‌ را شروع می‌کنیم، “نوشتن” تنها قسمت بیرونی از کوه یخ است. در حالی که دانش بازاریابی و شناخت مخاطب و ده‌ها باید دیگر، این کوه یخ را تشکیل داده است. در واقع هرچه که از دیده پنهان است یک متن عادی را به سمفونی‌ واژه‌های پر فروش تبدیل می‌کند.اگر در حوزه کپی رایتینگ و بازاریابی محتوایی (Content Marketing) فعال هستید، بهتر است از اشتباهاتی که در این پادکست به آن‌ها اشاره کردم دوری کنید. این اشتباهات ساده اتفاق می‌افتند و اصولا چون ساده هستند، جدی گرفته نمی‌شوند.</description>
                <category>محمد خیرخواه</category>
                <author>محمد خیرخواه</author>
                <pubDate>Thu, 15 Aug 2024 23:43:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گزارش جامع بازاریابی محتوایی در سال 2024+فایل PDF</title>
                <link>https://virgool.io/@m_26693824/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-2024%D9%81%D8%A7%DB%8C%D9%84-pdf-kyr2ybr9veen</link>
                <description>درباره گزارش بازاریابی محتوایی سال 2024گزارش پیش روی شما ماه مارس 2024 در مجله فوربز ادوایزر (Forbes Advisor) با عنوان Content Marketing Statistics for 2024 منتشر شده است. این گزارش به حال‌وهوای حوزه بازاریابی محتوایی در سال 2024 پرداخته و مرجع خوبی برای درک اکوسیستم Content Marketing است.از جمله مهمترین آمار ارائه‌شده در این گزارش پرداختن به جزئیات بازاریابی محتوایی برای کسب‌وکارهای B2B و B2C است. همچنین، علاوه‌بر تحقیق و بررسی نظرات فعالان این حوزه، از منابع مختلفی همچون لینکدین، هاب‌اسپات، سمراش و ده‌ها منبع دیگر استفاده شده است.من این گزارش را برای شما ترجمه و خلاصه بعضی از قسمت‌های مهم آن را در این صفحه منتشر کرده‌ام. امکان دانلود فایل PDF گزارش برای مطالعه جزئیات بیشتر از انتهای همین صفحه فراهم شده است.بعضی از مهم‌ترین قسمت‌های گزارش1. در بیش از یک سوم از کسب‌وکارها، ۱۰ تا ۲۹ درصد از بودجه متعلق به بازاریابی محتوایی است.داده‌ها نشان می‌دهد در حالی که کسب‌وکارها تمایل دارند از مزایای بازاریابی محتوایی بهره‌برداری کنند، یک رویکرد محتاطانه از تخصیص بیش از حد بودجه جلوگیری می‌کند.فعالیت در رسانه‌های اجتماعی و ساخت جامعه (Community) بیشترین سهم از سرمایه‌گذاری را دارند.با اختصاص بیشتر بودجه‌های بازاریابی محتوایی به رسانه‌های اجتماعی و ساخت جامعه‌ای از مشتریان، واضح است که کسب‌وکارها در فضاهایی سرمایه‌گذاری می‌کنند که بستر گفتگو و تعامل پویا برقرار است. این پلتفرم‌ها جایی هستند که برندها می‌توانند با مصرف‌کنندگان در لحظه تعامل کنند و یک جامعه‌ با نقاط مشترک را حول محصولات یا خدمات خود ایجاد کنند.این ها صرفا بخشی از این گزارش ارزشمند هستند. تنها نسخه ترجمه فارسی این گزارش از لینک زیر به صورت رایگان قابل دریافت است.دانلود گزارش بازاریابی محتوایی 2024</description>
                <category>محمد خیرخواه</category>
                <author>محمد خیرخواه</author>
                <pubDate>Thu, 15 Aug 2024 23:12:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی بهترین منابع برای یادگیری کپی رایتینگ</title>
                <link>https://virgool.io/@m_26693824/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%BE%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-idphymbxmkxb</link>
                <description>خوشبختانه منابع یادگیری کپی رایتینگ محدود نیست، چون این مهارت با بهتر است بگوییم هنر، در فصل مشترک ادبیات، روانشناسی، بازاریابی، فروش و خلاقیت قرار گرفته است، علومی که هیچ انتهایی ندارند و همین باعث شده تا برای یادگیری تبلیغ نویسی هم محدودیتی وجود نداشته باشد.در این مطلب، به شما بهترین منابع یادگیری Copywriting و تولید محتوا را معرفی می‌کنم.بهترین وبسایت‌ها برای یادگیری کپی رایتینگبسیاری احتمالا فکر می‌کنند که با ظهور قدرتمند هوش مصنوعی، احتمالا استفاده از هنر کپی رایتینگ یا مراجعه به وبسایت‌های مرجع در این حوزه کم شود. چون هوش مصنوعی می‌تواند برای شما نام برند انتخاب کند، تگ لاین و اسلوگان بنویسد یا حتی ایده برای نوشتن سناریو بدهد. خب شاید درست باشد و حتی خود کپی رایترها هم از این ابزارهای هوش مصنوعی استفاده کنند. خود من این کار را انجام می‌دهم و عاشق بازی با پرامپت‌ها و دیدن پاسخ هوش مصنوعی هستم. اما سوال اینجاست؟ آیا مثلا Chat GPT می‌تواند اصول اولیه را، آن‌طور که وبسایت‌های مرجع آموزش می‌دهند به شما آموزش دهد؟ من فکر نمی‌کنم! بنابراین، پیشنهاد می‌کنم وبسایت‌هایی که در این بخش معرفی کرده‌ام را در مرورگر خود Bookmark کنید.thedailyegg.com | وبسایت دیلی اِگوبسایت The Daily Eggوقتی به حرفه‌ای بودن علاقه داشته باشید، پیش از هر چیزی باید طرز فکر خود را حرفه‌ای کنید. وب‌سایت دیلی اِگ به شما یادگیری این طرز فکر و اطلاعات به‌روز و مرتبط با این حوزه را در اختیارتان قرار می‌دهد. در این وبسایت مقالات زیادی وجود دارد، اما پیشنهاد من برای شروع، مقالات زیر است:🔸 راهنمای کپی رایتینگ برای تازه‌واردها🔸 بهترین کال‌تو‌اکشن‌ها🔸 چگونه با ۹ قدم، بهترین عنوان‌ها را بنویسیمcopyblogger.com | وبسایت کپی بلاگروبسایت کپی بلاگر (Copyblogger)کپی بلاگر جزو اولین وبسایت‌هایی است که وقتی قصد دارید وارد حوزه تولید محتوا یا کپی رایتینگ شوید، اسمش به گوشتان می‌خورد. این وبسایت مانند وبسایت قبل، انگلیسی زبان است و تنها یک هدف را دنبال می‌کند: آموزش نوشتن محتوایی که بفروشد!اگر قصد داشتید سری به این سایت بزنید (که توصیه می‌کنم حتما این کار را انجام دهید)، با این 3 محتوا شروع کنید:🔸 ملزومات کپی رایتینگ از صفر تا صد🔸 ۱۰ راه برای نوشتن کپی خیلی خوب🔸 ۷ چیز که نویسنده‌ها برای بقا نیاز دارند!greatcontent.com 
وبسایت Great Contentوبلاگ این وبسایت نکات ارزشمندی را به‌خصوص برای سئوکپی‌رایترها بیان کرده است. اگر دوست دارید در نگارش بهینه برای SEO هم دستی بر آتش داشته باشید، این وبسایت را در لیست خود قرار دهید. از طرف دیگر، آموزش بازاریابی محتوایی هم از جمله مزیت‌های این وبلاگ است.در‌گام‌های اول با این ۳ محتوای عالی شروع کنید:🔸 چگونه یک محتوای خوب با دید SEO بنویسیم؟🔸 کشف علم پشت پرده در هنر داستان‌سرایی🔸 داستان‌‌سرایی، رازی در تولید محتوا که متخصصان SEO آن را نادیده می‌گیرند.در ادامه یک وبسایت فارسی را به شما معرفی خواهم کرد. اگر دوست دارید از منابع فارسی هم برای یادگیری تبلیغ نویسی استفاده کنید، این وبسایت گزینه‌ خوبی است. البته لازم به توضیح است که وبسایت‌هایی مانند فرادرس، یودمی ایران و غیره نیز دوره‌هایی برای آموزش کپی رایتینگ برگزار می‌کنند، اما از آنجا که من تجربه شرکت در آن‌ها را ندارم، توصیه‌ای هم بابت خرید دوره یا شرکت در آن‌ها نمی‌کنم.مدرسه نویسندگی | madresenevisandegi.comمدرسه نویسندگی (madresenevisandegi.com)همانطور که از اسم این وبسایت پیداست، بستری است برای یادگیری نویسندگی و تولید محتوای متنی. در این وبسایت، مقالات پرشماری وجود دارد تا شما را راهنمایی کند، اما اگر قصد جدی برای تبدیل شدن به یک کپی‌رایتر را دارید، می‌توانید دوره کپی‌رایتینگ این وبسایت را تهیه کنید. مدرس این دوره آقای شاهین کلانتری است و با توجه به تجربه ایشان در حوزه تبلیغ‌نویسی و نگارش خلاقانه، قطعا دست پر از این دوره خارج می‌شوید.اگرچه هم در وب فارسی و هم در وب انگلیسی، وبسایت‌های خوب زیادی وجود دارند، با این‌حال برای شروع این لیست چهارتایی انتخاب‌های قابل قبولی هستند.اگرچه هم در وب فارسی و هم در وب انگلیسی، وبسایت‌های خوب زیادی وجود دارند، با این‌حال برای شروع این لیست چهارتایی انتخاب‌های قابل قبولی هستند.بهترین کانال‌های یوتیوب برای یادگیری کپی رایتینگاحتمالا شما هم موافقید که یوتیوب یکی از بهترین منابع یادگیری است. من آن را مثل یک دانشگاه می‌بینم و همیشه اولین منبعی است که برای یادگیری به آن مراجعه می‌کنم. کانال‌هایی که در ادامه به شما معرفی کردم، از نظر من جزو بهترین‌ها هستند. فرقی ندارد که حرفه‌ای هستید یا آماتور، همیشه ارتباط خود را با محتوای این کانال‌ها حفظ کنید.The Alex Cattoni YouTube Channelکانال یوتیوب الکس کاتونی (Alex Cattoni)خانمی پرانرژی و کاریزماتیک که محتواهای جذابی درباره کپی رایتینگ، ترندها، شیوه‌های نوشتن موثر ضبط ومنتشر می‌کند. الکس برای من الهام بخش بوده و هست؛ او به تبلیغ نویسی دیدگاه متفاوتی دارد و همیشه به‌روزترین محتوا و موضوعات را برای شما آماده می‌کند.الکس کاتونی داستان جالبی هم دارد. او تحصیلات خود را در زمینه حقوق رها کرد تا به زمینه مورد علاقه‌اش یعنی کپی رایتینگ بپردازد و خب، می‌بینیم که خوشبختانه موفق بوده و بسیاری را نیز به این حوزه علاقه‌مند کرده است. همچنین، پیج اینستاگرام الکس هم به اسم copypose اطلاعات جالبی دارد و توصیه می‌کنم آن را دنبال کنید.The Dan Lok YouTube Channel
کانال یوتیوب دن لاک (Dan Lok)به جرات می‌گویم که نیازی نیست همیشه برای شرکت در دوره‌های آموزشی از قبیل تبلیغ نویسی، یو ایکس رایتینگ یا بازاریابی محتوایی زیاد هزینه‌ کنید. صرفا با چند کتاب خوب، یک دوره آفلاین که مسیر را به شما نشان دهد و یوتیوب عزیز، نیازتان را برطرف کنید.کانال یوتیوب دن لاک یکی از آن کانال‌هاست که باید دنبال کنید. درسته که ممکن است حواشی زیادی اطراف این مرد باشد، اما اگر هدف شما یادگیریست، بهتر است به حواشی توجه نکنید.دن لاک در کانال خود صرفا به آموزش کپی رایتینگ نپرداخته و این خوب است. چون شما دید بازتری نسبت به کسب و کار پیدا می‌کنید و صرفا قسمت هنری و نگارشی کپی رایتینگ را مدنظر قرار نخواهید داد.بهترین پادکست‌ها برای یادگیری کپی رایتینگمن عاشق پادکست هستم. آن‌قدر که کاملا از روی علاقه‌ام به این چهارچوب محتوایی پادکست خودم را با نام “ام کی پادکست” و با موضوع آموزش کپی رایتینگ ضبط کردم. به همین دلیل، در این قسمت تصمیم گرفتم که به شما پادکست‌های مناسب برای یادگیری کپی رایتینگ را معرفی کنم.The Hot Copy Podcast
پادکست Hot Copyدر ابتدا باید بگویم که چاشنی این پادکست انگلیسی زبان لهجه استرالیایی و جذاب مجریان آن است. بلنیدا ویور (Belinda Weaver) و کیت تون (Kate Toon) دو کپی رایتر مشهور، مجریان پادکست جذاب Hot Copy هستند.این پادکست یک مرجع مهم برای یادگیری تکنیک‌های تبلیغ نویسی، صحبت با متخصصان بازاریابی محتوایی و نگاه به دنیای Copywriting از دید افرادیست که با برندهای بزرگ و کوچک کار کرده‌اند. این پادکست به بررسی روش‌های کسب درآمد از طریق نویسندگی، SEO Copywriting و شیوه‌های مذاکره برای جذب پروژه هم می‌پردازد.The Copywriter Club Podcast
پادکست The Copywriter Clubدر وبسایت رسمی این پادکست، هدف اصلی این بیان شده است:ما میخواهیم به شما کمک کنیم به کسب وکار خود بزرگ‌تر نگاه کنید، به بزرگی یک دایناسور T-Rex!محتوای این پادکست به شما کمک می‌کند که درباره رازهای موفقیت، شکست، یادگیری و … کپی رایترهای دیگر بیشتر بدانید و این در حالیست که میزبانان شما در این پادکست، یعنی Rob و Kira خودشان تجربه خوبی در دنیای بازاریابی محتوایی و نگارش خلاقانه دارند و این باعث می‌شود حرف‌های زیادی برای گفتن داشته باشند.در پایاندر انتهای این مطلب باید بار دیگر به این نکته اشاره کنم که یادگیری کپی رایتینگ فقط و فقط به تلاش و پشتکار شما بستگی دارد. بدین معنی که شما نمی‌توانید صرفا با شرکت در یک دوره یا خواندن یک کتاب خود را یک کپی رایتر بدانید. کارکردن با تیم‌های مختلف، داشتن دیدگاهی فراتر از دنیای نگارش و واژه‌ها، توانایی تحقیق و رسیدن به پرسونای نهایی مشتری و ده‌ها باید دیگر شما را به کپی رایتری تبدیل می‌کند که می‌تواند به یک کسب و کار برای فروش ببیشتر کمک کند.برای مطالعه مطالب بیشتر درباره کپی رایتینگ و بازاریابی محتوایی به وبسایت mkcopywriter.com سر بزنید.</description>
                <category>محمد خیرخواه</category>
                <author>محمد خیرخواه</author>
                <pubDate>Fri, 05 Apr 2024 13:59:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب آموزش کپی رایتینگ | دانلود نسخه الکترونیک رایگان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_26693824/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%DA%A9%D9%BE%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%AA%D8%B1%D9%88%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86-giq0wj4rwoxl</link>
                <description>در این محتوا به شما درباره کتاب الکترونیک رایگان آموزش مقدماتی کپی‌رایتینگ که به‌تازگی تدوین کردم توضیحاتی رو ارائه دادم.🔸این کتاب برای چه کسانی مناسبه؟اگر قصد دارید در مورد کپی رایتینگ و این مسیر شغلی بیشتر بدونید، با اصول پایه اون آشنا بشید و چند مثال و تکنیک کاربردی رو یادبگیرید، این کتاب می‌تونه شروع خوبی باشه.🔸این کتاب به چه سرفصل‌هایی پرداخته؟این کتاب در مجموع ۸ بخش داره:✅ مقدمه‌ای بر کپی‌رایتینگ✅ چرا یادگیری کپی‌رایتینگ مزیت است؟✅ انواع کپی‌رایتینگ✅ ویژگی‌های کپی‌رایتر✅ فرایند کپی‌رایتینگ✅ چند نکته برای نوشتن متن تبلیغاتی موثر✅ معرفی چند مرجع یادگیری کپی‌رایتینگهمچنین، در کتاب موارد تعاملی مثل معرفی پادکست، مقالات و ارائه مثال و تمرین هم وجود داره.شیوه دانلود کتاب آموزش کپی‌رایتینگهمونطور که گفتم این کتاب رایگانه و می‌تونید از طریق لینک زیر به صفحه دانلود کتاب دسترسی داشته باشید: https://mkcopywriter.com/free-copywriting-ebook/ خوشحال می‌شم که نظراتتون رو با من در میان بگذارید.</description>
                <category>محمد خیرخواه</category>
                <author>محمد خیرخواه</author>
                <pubDate>Wed, 27 Mar 2024 15:41:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استوری تلینگ (داستان‌سرایی) به زبان ساده</title>
                <link>https://virgool.io/@m_26693824/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-q92xzvfghyyu</link>
                <description>از امپراطوری‌های باستانی مثل هخامنشیان تا برندهای بزرگ امروزی مثل ای‌کیا و استارباکس، همه برای نشان‌دادن نقاط قوت و کنار زدن رقبایشان به داستان سرایی متوسل می‌شوند.در این‌مطلب با من همراه باشید تا کمی بیشتر درباره استوری‌تلینگ به شما توضیح بدهم.داستان سرایی یا استوری تلینگ (Storytelling) چیست؟استوری تلینگ نه یک مهارت و چهارچوب مشخص، بلکه یک هنر است که حد و مرزی ندارد و می‌توان آن را راه نجات برندهای بزرگ، به‌خصوص در سرازیری بحران قلمداد کرد.در تعریفی ساده از داستان‌سرایی، می‌توان گفت که استوری‌تلینگ توانایی استفاده از واقعیت، روایت و ترکیبی از هر دو است که هدف آن، برقراری یک ارتباط مثبت با مخاطب است. البته یک مرز باریک بین داستان‌سرایی و بازار‌گرمی و صرفا نوشتن درباره یک موضوع وجود دارد، که باید آن را به‌خوبی تشخیص دهید.اینفوگرافیک | استوری تلینگ در یک نگاهچرا استوری تلینگ اهمیت دارد؟اگر بخواهیم‌کمی عمیق‌تر شویم، استوری تلینگ را می‌توان یکی از ارکان اصلی بازاریابی درونگرا یا Inbound marketing دانست. روشی که به قول معروف، امتحانش را پس داده و با استفاده از آن می‌توانید به مشتریان کمک کنید که برند شما را بهتر و راحت‌تر بشناسند.&quot;بازاریابی درونگرا نوعی از انواع بازاریابی است که از بازاریابی محتوایی، بهینه‌سازی تجربه جستجو (SEO) و سوشال مدیا و سایر موارد استفاده می‌کند.&quot;به همین دلیل است که استوری تلینگ اهمیت زیادی پیدا می‌کند، چون شما می‌توانید از آن در هرجایی که استفاده کنید و فقط کمی تا تاثیرگذاری آن و افزایش فروش منتظر بمانید!حالا بیایید باهم دلایل اهمیت داستان‌سرایی را مرور کنیم.انتقال مفاهیم پیچیده به روش ساد‌ه‌تروقتی به مفهوم انتقال پیام پیچیده با روش ساده فکر‌ می‌کنم، اولین نمونه فاخر آن شاهنامه است. فردوسی بزرگ با تلفیقی از هنر ادبیات پارسی، خلاقیت، تخیل و ملی‌گرایی ایرانی توانست ایرانیان را در یک برهه پیچیده و حساس تاریخی درباره شرایط و تهاجم فرهنگی علیه کشورشان بیدار کند.شخصیت‌پردازی، نسبت‌دادن صفات فرا انسانی، فراز و فرود در خط روایی و کلام شعرگونه، باعث شد تا داستان‌سرایی فردوسی بی‌نقص و شنیدنی باشد.در دنیای بازاریابی دیجیتال امروز هم دقیقا شاهد چنین رفتاری از برندها هستیم. برای مثال، شرکت اپل هیچوقت درباره مشخصات تراشه‌هایی که در مک بوک استفاده کرده یا نوع لنزی که آیفون ۱۴ را از رقبایش متمایز کرده در تبلیغات خود استفاده نمی‌کند، بلکه صرفا می‌گوید “متفاوت فکر کن” و تمام شخصیت برند خود را حول داستان سادگی در استفاده، بهره‌گیری از نهایت تکنولوژی و امنیت می‌گرداند.در حرفه کپی‌رایتینگ هم دقیقا همین‌گونه از استوری‌تلینگ استفاده می‌شود. کپی‌رایترها با استفاده از خلق داستان یا درگیری مخاطب در یک خط روایی، سعی می‌کنند آن‌ها را به خرید یا عضویت (انجام یک اقدام) ترغیب کنند.ایجاد اتحاد بین انسان‌هاوقتی بین انسان‌ها یک احساس مشترک وجود داشته باشد، طوری که به آن‌ها درباره این حس یادآوری شود، می‌توانید به‌راحتی دور هم جمعشان کنید و داستان خود را موثرتر بیان کنید. احساساتی مثل خشم، پیروزی، ناامیدی، شکست و … همه باعث می‌شوند حس مشترک بین انسان‌ها بیشتر دیده شود.برای مثال، کوکاکولا چندین کمپین موفق با موضوع به‌اشتراک گذاشتن شادی اجرا کرد و با زبان بی‌زبانی خودش را یک نوشیدنی معرفی کرد که در لحظات خوش کنار مردم یا عاملی برای ایجاد چنین لحظاتی است.الهام‌بخش بودن و انگیزه‌دادنوقتی صحبت از الهام‌بخش بودن می‌شود یاد فیلم راکی ۱ میفتم. یاد روزهایی که روزانه ۴ ساعت تمرینات بوکس داشتم و شاید هفته‌ای ۵ بار این فیلم را تماشا می‌کردم. داستان فیلم ساده است؛ یک فرد (راکی) که قهرمان قصه است دچار مشکل می‌شود (زندگی‌سطح پایین، فقر و بی‌هدفی) و با کمک مربی قدیمی‌اش که راهنمای اوست، از تنها شانس زندگی‌اش استفاده می‌کند و قهرمان بوکس سنگین وزن جهان می‌شود.داستان این فیلم الهام‌بخش بسیاری از ورزشکاران از جمله خود من برای شروع ورزش طاقت‌فرسایی مثل بوکس بود. یک فرد از محله‌های پایین شهر با حداقل امکانات به قهرمان بوکس جهان تبدیل می‌شود.بله، این جادوی داستان‌سرایی است. داستان می‌تواند برند شما را الهام بخش کند. کاری که با رولز رویس کرد تا الهام‌بخش افرادی باشد که قصد دارند زندگی لوکسی تجربه کنند.در‌کل، الهام‌بخش بودن، شما را به مشتریانتان در هر سگمنت و دسته‌ای، صمیمی‌تر و نزدیک‌تر‌ می‌کند.اگر دوست دارید درباره داستان سرایی بیشتر بدانید، حتما به وبسایت من به آدرس mkcopywriter.com سربزنید. در آخرین مقاله‌ام درباره استوری‌تلینگ، چند مثال از برندهای معروفی مثل ردبول و نشنال جئوگرافیک که از این روش استفاده می‌کنند زده‌ام.فرایند استوری تلینگ1.شناسایی مخاطبباز هم بهتر است یک مثال از زندگی واقعی بزنم. در صحبت با اطرافیان یا رفقا، حتما به این نکته توجه کرده‌اید که هرکس خلق وخو واخلاق متفاوتی دارد. بنابراین، احتمالا در ارتباط با هرکس، مرزهای مشخصی دارید. با بعضی‌ها صمیمی‌تر هستید و خودمانی‌تر برخورد می‌کنید و با بعضی دیگر کمی محتاط‌تر هستید، فاصله را حفظ می‌کنید و هر موضوعی را با آن‌ها مطرح نمی‌کنید. اما دلیل این رفتار چیست؟ به‌نظر من تنها دلیلش این است که شما شناخت نسبی یا حتی کامل از مخاطب یا فرد رو به روی خود دارید.فرایند استوری تلینگبرای بیان داستان هم همین قانون حاکم است. یعنی، بهتر است قبل صحبت با مخاطب از طریق استوری تلینگ، بدانید قرار است برای چه کسی از تکنیک داستان سرایی استفاده کنید. سعی کنید یک دید کلی از اخلاق، شرایط اجتماعی، سطح توقع و نیاز مخاطب خود به دست آورید و سپس برای او داستانی نزدیک به شرایط و شخصیتش تعریف کنید. به بیان دیگر بهتر است “پرسونای” مخاطب خود را بشناسید. مفهومی مهم که به‌نظر من تولید محتوا یا بازاریابی محتوایی بدون شناخت آن عملا هدردادن بودجه وزمان است، یک تلاش بیهوده برای انداخت تیری در تاریکی.پرسونا نماینده‌ای از کاربران یا مخاطبان است که بر اساس تحقیقات و داده‌های واقعی شکل گرفته است. این نمایندگی به شما کمک می‌کند که به جای تمرکز روی گروهی از کاربران، روی یک فرد خاص تمرکز کنید. این باعث می‌شود بهتر بتوانید نیازهای واقعی، تجربیات، رفتارها و اهداف کاربران خود را درک کنید.2. تعیین هدف از روایت داستانوقتی قصد دارید از طریق ارائه یک داستان با مخاطب حرف بزنید بهتر است هدف خود را مشخص کنید. برای چه هدفی می‌خواهید از استوری تلینگ استفاده کنید؟ قصد ارائه یک محتوای آموزشی دارید که یک مزیت از برند شما را عنوان می‌کند؟ یا دوست دارید در انتها محصول خود را بفروشید؟هدف داستان باید با قصد و نیت مخاطب شما هم مسیر باشد. در حوزه بهینه سازی تجربه جستجو (SEO) مفهومی به اسم Search Intent وجود دارد. به بیان ساده این مفهوم بیان‌گر این است که هر محتوایی که به قصد بهینه سازی صفحات نوشته می‌شود باید بر اساس Intent مخاطب یا همان قصد وهدفش از سرچ کردن نوشته شود.برای مثال، اگر من عبارت “خرید فیلتر یخچال” را سرچ می‌کنم، دوست ندارم محتوایی که می‌خوانم درباره انواع یخچال و انواع موتور یخچال به من توضیح دهد و سپس سراغ فیلتر یخچال برود. همین اصل را به داستان سرایی هم می‌توان تعمیم داد (شاید هم بالعکس)، شما با توجه به قصد و نیت اصلی مخاطب‌تان (که با نیاز و دغدغه‌هایش رابطه مستقیم دارد) باید داستان خود را خلق کنید.3. مشخص‌کردن نوع داستانداستان‌سرایی درباره انتقال احساس و تاثیرگذاری از طریق احساسات است.به همین دلیل، اینکه بدانید بهتر است از طریق بیان چه نوع داستان و با چه لحنی قصد دارید روی مخاطب خود تاثیر بگذارید بسیار مهم است.اکنون لازم می‌دانم که شما را با مفهومی به نام “پلات” در داستان‌سرایی آشنا کنم تا بدانید که این سبک و سیاق‌های مختلف، چه تفاوتی دارند و چگونه می‌توانید از آن‌ها برای بهترشدن قصه استفاده کنید.چگونه استوری تلینگ را بیاموزیم؟دورانی که برای کنکور درس می‌خواندم، یک معلم زبان داشتم که اشراف خوبی روی زبان انگلیسی به خصوص زبان کنکور داشت. هر وقت از اون می‌پرسیدیم که بهترین کتاب برای یادگیری زبان کدام است در پاسخ می‌گفت برای تقویت زبان فرقی ندارد؛ از کتاب داستان سیندرلا تا کتاب‌های شکسپیر یا گوش دادن به اخبار، همه به شما کمک می‌کنند، تنها اتفاق مهم استمرار در یادگیری و تمرین است.به نظر من درباره یادگیری استوری تلینگ هم می‌شودچنین رویکردی داشت. کتاب‌ها و منابع زیادی برای یادگیری آن وجود دارند و از نظر من همه آن‌ها عالی هستند. مطالعه شاهنامه، رمان‌های جدید، تماشای آثار فاخر سینما و حتی موسیقی کلاسیک و در نهایت، سعی و تلاش برای نوشتن داستان یا طراحی یک سناریو بر اساس استوری تلینگ، از شما یک قصه‌گوی ماهر می‌سازد.</description>
                <category>محمد خیرخواه</category>
                <author>محمد خیرخواه</author>
                <pubDate>Fri, 16 Feb 2024 22:05:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تفاوت کپی رایتینگ با تولید محتوا + فایل صوتی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_26693824/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%DA%A9%D9%BE%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%D9%81%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C-zzpuifa2ekwy</link>
                <description>در حوزه‌های بازاریابی محتوایی و دیجیتال مارکتینگ، آگاهانه یا نادانسته، دو تخصص copywriting و content writing به اشتباه با هم گرفته می‌شوند. بدین معنی که از یک کپی رایتر توقع ورود به حوزه تولید و نگارش محتوا را دارند و از یک نویسنده محتوا، انتظار خلق تگ لاین و تسلط به خلق شعار برند!این در حالیست که این دو حوزه از نظر هدف، نوع بیان، زبان و غیره، با یکدیگر تفاوت‌های بسیار دارند که در این پادکست به آن پرداخته‌ام. البته، اگر خیلی اهل پادکست نیستید، امکان مطالعه نسخه متنی این تفاوت را در ادمه همین مطلب دارید. https://castbox.fm/episode/قسمت-دوم-|-تفاوت-کپی‌رایتینگ-با-تولید-محتوا-id5623043-id641509760?utm_source=website&amp;utm_medium=dlink&amp;utm_campaign=web_share&amp;utm_content=%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA%20%D8%AF%D9%88%D9%85%20%7C%20%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA%20%DA%A9%D9%BE%DB%8C%E2%80%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF%20%D8%A8%D8%A7%20%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF%20%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-CastBox_FM کپی رایتینگ و تولید محتوا دو مفهوم مهم در بازاریابی محتوا هستند. هر دو به نوشتن متن برای کسب و کارها مربوط می‌شوند، اما رویکردهای متفاوتی با یکدیگر دارند.به بیان ساده، کپی رایتینگ به نوشتن متن برای متقاعد کردن یا تشویق مخاطب به انجام یک اقدام خاص اشاره دارد. مقصود از این اقدام خاص می‌تواند فروش یک محصول یا خدمات، ثبت‌نام برای اشتراک وبلاگ یا دانلود یک کتاب الکترونیکی (E-Book) باشد.از Copywriting اغلب در تبلیغات، لندینگ پیج‌ها، ایمیل‌های بازاریابی و سایر فرمت‌های محتوایی در مارکتینگ استفاده می شود.از سوی دیگر، تولید محتوا به ایجاد هر نوع محتوای متنی گفته که برای اهداف بازاریابی یا ارتباطی ایجاد شده است گفته می‌شود. مقالات وبلاگ، پست‌های رسانه‌های اجتماعی (Social Media)، کتاب‌های الکترونیکی، اینفوگرافیک‌ها و موارد دیگر باشد. هدف تولید محتوا، ارائه ارزش به مخاطبان و ایجاد آگاهی از برند است.هدفهمانطور که در بالا ذکر شد، هدف کپی رایتینگ، ترغیب مخاطب به انجام یک اقدام خاص است. کپی رایترها برای رسیدن به این هدف از تکنیک های مختلفی استفاده می کنند.طول محتواکپی رایتینگ اغلب کوتاه و مختصر است. این به این دلیل است که کپی رایترها می خواهند توجه مخاطب را جلب کنند و آن‌ها را به اقدام ترغیب کنند. برای مثال پیامک‌های تبلیغاتی بهتر است تا توسط یک کپی رایتر نوشته شوند.تولید محتوا می‌تواند کوتاه یا طولانی باشد. این به این دلیل است که تولید کنندگان محتوا می‌توانند از انواع مختلفی از محتوا استفاده کنند و هدف آن‌ها نیز می‌تواند ارائه ارزش به مخاطبان و ایجاد آگاهی از برند باشد.لحنکپی رایتینگ اغلب لحنی قوی و متقاعدکننده دارد. این به این دلیل است که کپی رایترها می‌خواهند مخاطب را به اقدام ترغیب کنند. کپی رایترها اغلب از کلمات و عبارات قدرتمند، مانند “وقت کمه، همین‌حالا ثبت نام کنید” یا “این تور دیگه تکرار نمی‌شه” استفاده می‌کنند.تولید محتوا این قابلیت را دارد که لحنی رسمی، دوستانه یا آموزشی داشته باشد. این به این دلیل است که تولید کنندگان محتوا می‌توانند از انواع مختلفی از محتوا استفاده کنند و هدفشان ارائه ارزش به مخاطبان و ایجاد آگاهی از برند باشد. کانتنت رایترها اغلب از لحنی استفاده می‌کنند که با مخاطب هدف آن‌ها ارتباط برقرار می‌کند.برای مثال لحن نگارش محتوای بلاگ برای سایت گیم و سرگرمی با یک وبسایت تولید صنایع برودتی بسیار متفاوت خواهد بود.زبان بیانکپی رایتینگ اغلب در تبلیغات، صفحات فرود، ایمیل های بازاریابی و سایر فرمت های محتوای بازاریابی استفاده می شود. این به این دلیل است که کپی رایترها می خواهند مخاطب را به اقدام ترغیب کنند و این فرمت ها معمولاً برای این منظور مناسب هستند. بنابراین، از زبانی مستقیم استفاده می‌کنند و سعی دارند با ارزش دادن به مخاطب و دست گذاشتن روی نیاز آن‌ها رساندن پیام اصلی مبنی بر برطرف‌کردن این نیاز، احتمال فروش محصول یا سرویس را تقویت کنند.این درحالی است که کانتنت رایترها لزومی برای خطاب قرار دادن مخاطب خود ندارند و تولید محتوا می تواند در هر فرمت محتوایی استفاده شود. بهتر است بدانید که نوع بیان، شاید مهمترین تفاوت کپی رایتینگ و محتوانویسی محسوب شود. چرا که مستقیم با احاساست و عواطف مخاطب در ارتباط است.</description>
                <category>محمد خیرخواه</category>
                <author>محمد خیرخواه</author>
                <pubDate>Wed, 07 Feb 2024 17:06:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>5 تکنیک کپی رایتینگ سوشال مدیا؛ راز اینفلوئنسرها + ویدیو</title>
                <link>https://virgool.io/@m_26693824/5-%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D9%BE%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%B3%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%81%D9%84%D9%88%D8%A6%D9%86%D8%B3%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88-wzoytitwnpja</link>
                <description>بعد از بررسی چندین اینفلوئنسر ایرانی و غیر ایرانی در اینستاگرام، لینکدین و توییتر تصمیم گرفتم تجربه و نتایج بررسی‌هایم را به‌عنوان بهترین روش‌ها را برای استفاده از کپی رایتینگ در سوشال مدیا معرفی کنم. تکنیک‌هایی که اینفلوئنسرهای موفقی مثل مثل نیل پتل هم از آن استفاده می‌کنند.1.تجربه شما ارزشمند است، بیشتر از آن بگوییدهمیشه باورپذیری و اعتمادکردن به تجربه افراد آسان‌تر بوده است. درواقع شما با به اشتراک گذاشتن تجربیات خود، بخشی از داستان زندگی‌تان را با سایرین به اشتراک می‌گذارید . حتما می‌دانید که داستان (با هر موضوع و پیامی) همیشه علاقه‌مندان خودش را دارد. برای مثال، یک نمونه از اینفلوئنسرهای موفق در این زمینه که با ساده‌ترین شکل ممکن تجربیات خود را از مهاجرت و زندگی در آمریکا به اشتراک می‌گذارد، اکانت اینستاگرامی mohammad_explains@ است. محمد تجربیات خود را خیلی ساده در مسیر رفتن به محل کار یا خرید با مخاطبانش به اشتراک می‌گذارد.این سبک از محتوا در لینکدین به فرم دیگری بسیار محبوب هستند. تجربیاتی که افراد در مصاحبه‌های کاری، انجام پروژه‌ها، استفاده از ابزارها و غیره دارند، همیشه آموزنده و با ارزش است.مزیت این تکنیک در این است که به اشتراک گذاشتن تجربه نیازی به دانش زیادی در کپی رایتینگ ندارد و می‌توانید با دانستن بعضی از روش‌های پایه در نوشتن تیتر جذاب و رعایت اصول نگارشی، با سبک خودتان بنویسید یا ویدیو ضبط کنید.2. مخاطب را خوب بشناسیددرباره این تکنیک یک قانون وجود دارد: اگر ندانید برای چه کسی محتوا تولید می‌کنید، برای دیوار نوشته‌اید!در واقع در هر سبکی از کپی رایتینگ، شناخت مخاطب هدف جزو مهم‌ترین قدم‌های شماست که به تاثیرگذار بودن کپی شما کمک می‌کند. بنابراین، درباره مخاطبتان خوب تحقیق کنید، علایقش را بشناسید و به نیازش پی ببرید.چطور مخاطب هدف را بشناسیم؟برای تحقیق درباره مخاطب هدف و شناخت نسبی پرسونای آن‌ها، باید در جایی باشید که آن‌ها هم حضور دارند. مثلا شرکت در نمایشگاه‌ها، ایونت‌ها و رویدادهایی هرچند کوچک به شما کمک می‌کند تا تجربه منحصربه‌فردی از برخورد نزدیک با مخاطب‌تان داشته باشید.راه‌های شناخت مخاطببیایید مطلب را با یک تجربه شخصی از این تکنیک ادامه دهم. زمانی که به عنوان مدیر دیجیتال مارکتینگ در صرافی ارز دیجیتال بیداَرز فعالیت داشتم، با مشکل تبدیل پایین در لندینگ‌ها و سوشال مدیا مواجه بودیم. بعد از شرکت در نمایشگاه الکامپ 1401 تهران و ارتباط بیشتر و نزدیک با اهالی واقعی دنیای کریپتوکارنسی، درک بهتری از نیاز و دغدغه کاربران پیدا کردیم. از طرف دیگر، تصمیم گرفتم که با مشخص کردن یک فرآیند در ارتباط با تیم محصول و پشتیبانی، ارتباط خود را از طریق نظرسنجی و گزارش‌های دوره‌ای با مخاطب بیشتر از قبل کنیم. این تغییرات که همه در راستای شناخت بهتر از مخاطبمان بودیم باعث شد تا با توجه به نیاز آن‌ها به‌دنبال توسعه محصول و رساندن پیام برند در کمپین‌های تبلیغاتی و بازاریابی محتوایی باشیم. در نتیجه، کپی رایتینگ در شبکه‌های اجتماعی، وبسایت و تبلیغات را هم‌مسیر با این موارد تغییر دادیم که خوشبختانه تغییر مثبت و محسوس بود.یکی دیگر از راه‌های مناسب برای شناخت مخاطب هدف، رصد کردن رسانه‌های اجتماعی مانند  اِکس (توییتر سابق) است. جامعه هدف شما (کامیونیتی) درباره نیازها، دغدغه‌ها و تجربه‌هایش انتقادهای و موارد مهمی را پست می‌کند. انتقادهایی معمولا تند و کوبنده که برای درک نیازشان عالی است.تجربه استفاده خوب از توییتر را در صرافی تترلند داشتیم. در تیم بازاریابی محتوایی، توییتر بصورت روزانه رصد می‌شد. این کار علاوه‌بر کمک به سوشال لیسنینگ (Social listening)، به شناخت مخاطب هدف و در نتیجه کپی رایتینگ در شبکه های اجتماعی، به تیم کمک می‌کرد.ازجمله دیگر راه‌ها برای شناخت مخاطب هدفتان که به هدفمندتر شدن کپی رایتینگ کمک می‌کند مشارکت در بحث‌های کلاب هاوس، گروه‌های فیس بوک و تلگرامی است.پس از تمام این موارد، نظرسنجی در لینکدین هم بسیار عالی است. نظرسنجی‌های لینکدین به شما کمک می‌کند تا با نگرش افراد متخصص یا حداقل آشنا به حوزه هدفتان آشنا شوید. برای مثال من در نظرسنجی زیر قصد داشتم تا از دنبال کنندگان صفحه‌ام در لینکدین متوجه شوم که کدام دسته از متخصصان به استفاده از کدام نرم افزار مدیریت پروژه تمایل دارند. بعد از اتمام نظرسنجی متوجه شدم که نویسنده‌ها، دیزاینرها و فعالان حوزه محتوا با ترلو و برنامه‌نویس‌ها با جیرا میانه بهتری دارند. همچنین بر خلاف انتظارم، فهمیدم که نرم‌افزارهای مدیریت پروژه ایرانی هم مثل “میزیتو” طرفداران زیادی دارند.3.از ترندها عقب نمانید!صحبت درباره ترندها هم ساده است و هم پیچیده؛ ساده است چون باید با آن‌ها پیش بروید و به قولی روی موج سوار شوید. از طرفی پیچیده است چون باید بدانید که کدام ترند متناسب با برند را (شخصی یا شرکت) انتخاب کنید. دقت کنید که منظور من از ترند، صرفا استفاده از میم‌ها یا آهنگ‌هایی که هر چند وقت یک بار در شبکه‌های اجتماعی مثل اینستاگرام همه‌گیر می‌شود نیست. در اینصورت خیلی لزومی به استفاده از کپی رایتینگ در شبکه‌های اجتماعی ندارید، چون مخاطب اهل این رسانه‌ها خوب می‌داندکه موضوع یک میم ترند چیست و نیازی به جلب توجهش با کپی رایتینگ ندارید. منظور من از ترند، مواردی است که به برند شما ارزش ببخشد، چیزی که بتوانید ارتباط مثبتی بین آن و برندتان برقرار کنید. بگذارید با مثال پیش برویم.یکی از موضوعات ترند چند وقت اخیر که با مرگ جورج فلوید رخ داد، موضوع black lives matter بود. شاهد بودید که برندهای زیادی هر یک با توجه به نیازها و پیام هدفش، از این ترند استفاده کرد.همچنین، می‌توان به جنگ اوکراین هم اشاره کرد. جنگی که جای مانور زیادی برای برندها داشت و هر برند با هر نیتی از این آب گل آلود ماهی گرفت. اینفلوئنسرهای زیادی هم با دو موضوعی که گفتم همراهی کردند و بسیاری محبوب شدند و خیلی‌ها منفور شدند.در کشورمان هم چنین موضوعی در شهریور سال 1401 پس از ماجرای مهسا امینی رایج شد. اینفلوئنسرهایی که با این موج همراهی کردند، محبوب‌تر شدند و آن دسته که به قول معروف، یکی به نعل و یکی به میخ زدند، با ریزش فالور مواجه شدند.از موارد دیگر می‌توان به سقوط صرافی FTX، استعفای مدیرعامل بایننس و سایر مسائل از این دست اشاره کرد. اینفلوئنسرها با تحلیل این موارد و شفاف‌کردن مسائل با استفاده مناسب از کپی رایتینگ در شبکه‌های اجتماعی، به رشد مخاطبان خود در سوشال مدیا دامن زدند.4.پرداختن به یک موضوع جذاب، طوری که کس دیگری به آن نپرداخته!یادم می‌آید وقتی که کمتر یک سال پیش تب هوش مصنوعی داغ بود، تمام فعالان این حوزه در اینستاگرام یا سایر رسانه‌های اجتماعی به این می‌پرداختند که بدون تخصص از هوش مصنوعی پول در بیاورید. یکی از خنده‌دارترین‌هایی که با بازدید میلیونی هم روبه‌رو شده بود، بلاگری بود که  ایده می‌داد با استفاده از ChatGPT یک کتاب الکترونیکی بنویسید، بعد از نگارش با Canva آن را دیزاین کنید و پس از تکمیل، آن را در آمازون بفروشید. همه‌چیز این ایده روی کاغذ بی‌نقص است، درست مثل پولدار شدن با شبکه سازی در شرکت بادران!در همین برهه که همه محتوای کلیشه‌ای می‌ساختند، عده‌ای هم بودند که آموزش‌هایی درباره استفاده‌ منطقی از هوش مصنوعی برای تحقیق کلمات کلیدی در SEO، دیجیتال مارکتینگ، برنامه‌ریزی اسپرینت‌ها در متد اسکرام و حل مساله ارائه می‌کردند.5.استفاده از تکنیک “کاری که همه انجام می‌دهند اشتباه است!”یکی از تکنیک‌هایی که در کپی رایتینگ شبکه‌های اجتماعی جواب می‌دهد، استفاده از روشی است که من اسمش را “نقض شیوه محبوب” گذاشته‌ام. یعنی شما به نفی درستی یا نبودن لزوم برای انجام کاری اشاره می‌کنید که اکثریت آن را انجام می‌دهند. البته باید دقت کنید که برای این کار، باید دلیل منطقی و قابل ارائه داشته باشید. برای مثال، نیل پتل در ویدیوی زیر به این موضوع اشاره می‌کند که با وجود فراگیری تولید محتوا با هوش مصنوعی، کسی آن‌را نمی‌خواند و برای این ادعایش دلایل کافی بر اساس آمار و ارقام دسته اول ارائه می‌کند. https://www.linkedin.com/feed/update/urn:li:activity:7153050467147657216 با استفاده از این تکنیک می‌توانید علاوه‌بر جلب توجه مخاطب، اعتماد آن‌ها را با محتوای خوب جلب کنید.سخن آخرسعی کردم در این محتوا با توجه به تجربیات فعالیت در سوشال مدیا، بهترین روش‌ها برای استفاده از کپی رایتینگ را بیان کنم. برای مطالعه مطالب بیشتر درباره آموزش کپی رایتینگ و بازاریابی محتوایی می‌توانید به وبسایت من مراجعه کنید. </description>
                <category>محمد خیرخواه</category>
                <author>محمد خیرخواه</author>
                <pubDate>Thu, 01 Feb 2024 22:42:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کپی رایتینگ یعنی چی؟ کپی‌رایتر دقیقا چیکار می‌کنه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_26693824/%DA%A9%D9%BE%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%DB%8C%D8%B9%D9%86%DB%8C-%DA%86%DB%8C-%DA%A9%D9%BE%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%B1-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7-%DA%86%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%87-utg01f4hehfu</link>
                <description>نگاهی به مهارت پول‌ساز کپی‌رایتینگ (تبلیغ‌نویسی)ردبول بهت باااال می‌ده!مزمز، مزه‌های بدون مرز!امرسان؛ زیبا، جادار، مطمئنو هر شعار تبلیغاتی یا جمله به یادماندنی دیگری که باعث شده شما یک کالا را خریداری کنید، عضو یک خبرنامه شوید یا حتی یک پیج اینستاگرامی را دنبال کنید، همه زاده ذهن یک کپی‌رایتر هستند. شاید به‌نظر ساده برسند، اما برای نوشتن هر یک از این شعارها یا عنوان‌های جذاب، روزها زمان سپری شده تا به شکل یک پیام تبلیغاتی دربیاید.اگر اهل دنیای تولید محتوا یا دیجیتال مارکتینگ باشید، احتمالا با واژه کپی رایتینگ آشنایید و حداقل در یکی دو جلسه کاری این عنوان شغلی به گوشتان خورده.با اینکه این مهارت و جایگاه شغلی در دنیا غریبه نیست، اما متاسفانه در ایران هنوز هم با مفاهیمی مثل Copyrigh اشتباه گرفته می‌شود!اما Copywriting یعنی چی؟ با من همراه باشید.کپی رایتینگ چیست؟ کپی رایتینگ هنر استفاده از کلمات برای ایجاد محتوای تأثیرگذار و متقاعدکننده است. کپی رایترها با استفاده از مهارت‌های نویسندگی، می‌توانند محتوای تأثیرگذار و متقاعدکننده‌ای را برای بازاریابی و فروش بنویسند و مخاطبان را به انجام اقداماتی مانند خرید محصول، ثبت نام در یک خبرنامه یا بازدید از یک وب سایت تشویق کنند. این محتوا می‌تواند شامل موارد مختلفی مانند تبلیغات چاپی، تبلیغات تلویزیونی، تبلیغات آنلاین، محتوای بازاریابی و غیره باشد.کپی رایترها در انواع مختلف رسانه‌ها فعالیت می‌کنند که می‌توان آن‌ها را در موارد زیر خلاصه کرد:تبلیغات چاپی، مانند آگهی‌های روزنامه و مجلهتبلیغات تلویزیونی و رادیوییتبلیغات آنلاین، مانند تبلیغات بنری، ایمیل‌های بازاریابی و پست‌های رسانه‌های اجتماعیمحتوای بازاریابی، مانند مقالات وبلاگ، کتاب‌های الکترونیکی و صفحات فرودیک کپی‌رایتر‌ حرفه‌ای چه مهارت‌ها و ویژگی‌هایی دارد؟مهارت‌های نویسندگی قویکپی رایترها باید بتوانند به طور واضح، مختصر و تأثیرگذار بنویسند. آن‌ها باید این توانایی را داشته باشند تا از زبان و ساختارهای گرامری مناسب استفاده کنند و خوانندگان را با محتوای خود جذب کنند.درک مخاطب هدفکپی رایترها باید توانایی درک مخاطب هدف خود را داشته باشند. آن‌ها باید بدانند که مخاطب هدف آن‌ها چه کسانی هستند، چه نیازها و خواسته‌هایی دارند و چگونه به محتوای آن‌ها واکنش نشان می‌دهند.در دنیای کپی رایتینگ چه خبره؟ ام کی پادکست، نگاهی نزدیک‌تر به دنیای کپی رایتینگ و بازاریابی محتواییدانش بازاریابیکپی رایترها یا تبلیغ‌نویس‌ها، باید با اصول بازاریابی آشنا باشند و بدانند که چگونه از محتوای خود برای دستیابی به اهداف بازاریابی استفاده کنند.کپی رایتینگ با تولید محتوا چه فرقی دارد؟تبلیغ نویسی، تنها یک جنبه از تولید محتوا است. تولید محتوا شامل انواع مختلفی از محتوا مانند مقالات، کتاب‌های الکترونیکی، ویدیو و غیره است. در حالی که کپی رایتینگ، تنها به محتوای تبلیغاتی و بازاریابی اشاره دارد.تبلیغ نویسی و تولید محتوا دو مهارت مکمل یکدیگر هستند. یک کپی رایتر حرفه‌ای باید با اصول تولید محتوا نیز آشنا باشد تا بتواند محتوای تأثیرگذار و متقاعدکننده‌ای تولید کند.تفاوت‌های اصلی کپی‌رایتینگ و تولید محتوا در یک نگاهکپی رایتینگ در برندینگوقتی صحبت از برندینگ می‌شود، چشمان من برق می‌زند. درست همان اندازه که به مارکتینگ و تحلیل داده ها علاقه دارم، عاشق برندینگ و سرو کله زدن با مسائلی مثل شخصیت برند، هویت سازمان، انسجام در کلام و طراحی و تحلیل رقبا هستم.به نظر من ساخت برند درست مثل کشاورزی است. صاحب کسب و کار (تیم برندینگ یا مارکتینگ) باید مثل یک کشاورز از محصول خود، از همان مراحلی که مانند یک بذر آسیب پذیر است مراقبت کنند تا زمینش به بار بنشیند و محصول دهد.اگر قصد داشته باشیم از دید کپی رایتینگ به برندینگ نگاه کنیم، باید موضوع را با مفهوم هویت کلامی پیش ببریم. ساخت برند یعنی ساخت هویتی در ذهن مخاطب و مردمی که ممکن است با محصول یا سرویس شما سروکار داشته یا نداشته باشند. مثلا ممکن است هر کسی توانایی خرید یک رولزرویس فانتوم را نداشته باشد، اما اکثر مردم این برند لوکس را می‌شناسند.وقتی در مسیر ساخت برند قدم می‌گذاریم، انسجام در جای‌جای نقاط تماس شما با مخاطب باید مشخص باشد. انسجام در طراحی لوگو، فونت، پالت رنگی، المان‌های طراحی، سبک دیزاین، نوع لحن، ارتباط واحد پشتیبانی، سبک لباس پوشیدن کارکنان شعبه‌های حضوری و ده‌ها فاکتور مهم دیگر، همه در ایجاد و حفظ انسجام تاثیرگذار هستند. کپی رایتینگ در برندینگ با مبحث هویت کلامی ارتباط بسیار بیشتری دارد. در واقع هویت کلامی و تصویری از هم جدا نیستند و همگی حول محوری به نام هویت و شخصیت برند شکل می‌گیرند.انسجام در برندینگ به معنای استفاده از یک زبان و لحن واحد در تمام نقاط تماس برند با مخاطب است. این شامل طراحی لوگو، فونت، پالت رنگی، المان‌های طراحی، سبک دیزاین، نوع لحن، ارتباط واحد پشتیبانی، سبک لباس پوشیدن کارکنان شعبه‌های حضوری و ده‌ها فاکتور مهم دیگر می‌شود.»کپی رایتینگ زمانی در برندینگ شما تاثیر دارد که یک کپی رایتر یا تیمی از آن‌ها با شکل دادن به هویت کلامی شما، چهارچوبی را مشخص می‌کنند که شما طبق آن می‌توانید در هر سطح و رسانه‌ای از یک روند مشخص برای نگارش پیروی کنید.برای ایجاد یک هویت واحد، برند شما باید در پست‌های بلاگ، رسانه‌های اجتماعی، رسانه‌ها و غیره فعالیت موثر داشته باشد. از سوی دیگر اجزایی نظیر نام برند، شعار برند، ماموریت و چشم‌انداز، پیام برند، داستان برند و واژگان خاص برند شما، همگی مواردی هستند که باید از یک وحدت رویه در چهارچوب گایدلاین برند نوشته شوند. نقش کپی رایتر به‌عنوان یکی از اعضای موثر در تیم برندینگ شما این است که استراتژی و سیاست‌ها را در قالب کلمات و در این چهارچوب گایدلاین، با کمک واژه‌ها به خوراک محتوایی تبدیل کند.در پایاندر مجموع، کپی‌رایتینگ یک مهارت‌ است که هر کسب و کاری فارغ از مقیاسی که دارد به آن نیاز خواهد داشت. اگر شما هم صاحب یک کسب و کار هستید و قصد دارید برای جذب مشتری بیشتر، هوشمندانه هزینه کنید، حضور یک کپی‌رایتر را در تیم خود جدی بگیرید.</description>
                <category>محمد خیرخواه</category>
                <author>محمد خیرخواه</author>
                <pubDate>Sat, 20 Jan 2024 17:47:33 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>