<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سآر نامی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_26786656</link>
        <description>از جمادی مردیم و نامی شدیم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 01:58:04</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4804335/avatar/IwmhoQ.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سآر نامی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_26786656</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ورود به ویرگول</title>
                <link>https://virgool.io/@m_26786656/%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-ad8jvk3ifazf</link>
                <description>سلام امروز عصر اردیبهشت سال ۴۰۵ ساعت 15:50دقیقه در حالی که همچنان در روزهای سخت هستیم من با این صفحه آشنا شدم و ورودمو اعلام میکنم ؛)خب مثل اینکه خیلی کوتاهه این متنپس جونم براتون بگه من از سال ۹۷  هستش که این سایت رو به خوبی می‌شناسم و همیشه دوست داشتم که کاربری بسازم ولی با فراز و نشیب زیاد اخلاقی و فکری و‌‌.... روبه رو شدم ... فکر کردم الان وقتشه پس.... سلام</description>
                <category>سآر نامی</category>
                <author>سآر نامی</author>
                <pubDate>Sat, 09 May 2026 14:25:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحلیل من از عشاق شهرزاد</title>
                <link>https://virgool.io/@m_26786656/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D8%B4%D8%A7%D9%82-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-ix5igs6cbpub</link>
                <description>سلام:)))))نمیدونم چیشده ۲ ماهه تحلیلگر شدم‌‌..منو تحلیل روابط ؟؟؟در این روز های بی نتی به همه چیز پناه آوردم شروع کردم به چنگ انداختن به همه چیز .. شایدم همه کس:)یکیش همین سریال شهرزاد...این بار نشستم بی طرف.. و دقیق تماشا کردم این اثر فتحی روخیلی از نظراتم برگشت خیلی چیزها پر رنگ تر شدو.....به خیلی نتايج رسیدم که الان خدمتتون عارض میشم:اینکه شهرزاد و فرهاد از بچگی باهم بودن... همبازی بودن و بعد از اون عاشق.. عشقشون بیشتر به وابستگی متصل شده بود یعنی حداقلش ۳۰ درصد از وابستگی متشکل شده بود.. وگرنه این‌همه عشق نافرجام.... حتی عشق شیرین هم بخشیش وابستگی بود چون دختر عموی قباد بود...شاید اگر پدر شهرزاد و فرهاد .. خدمت گذار بزرگ آقا نبودن... شاید اگر .... نمیدونم..شاید درگیر زمانه.. جبر ...خانواده.. عقاید.. و.....شاید باید از همون اول آذر و فرهاد باهم ...شهرزاد و قباد....شیرین و عبدلی......حتی مریم و بابک :)))) ناگفته نمونه مریم و بابک زوج مورد علاقم بودن و هستند و خواهند بود :)))))) ... (گوگولیااا :)به هر حال..همشون عاشق بودن.. فرهاد فقط یکم بی دست و پا بود گاهییی دردسر می‌ساخت ولی بازم از حق نگذریم پای عشقش موند اونم.. حتی بنظرم آدم امنی بود*..... راستی .. دلیل اینکه گفتم عشقشون با وابستگی همراه شده بود.. این بود که اگر عشقشون خیلیی آتشین بود شاید.. شهرزاد.نمیتونست برای قباد هزارو یک شب بخونه...فرهاد با آذر داخل کافه قرار نمیذاشت.. از مرگ آذر انقدر اشفته نمیشد...حال شیرین با صابر بهتر نمیشد...و....این بود نظر مننازنازیاااپ ن : نمیدونم چرا فرهاد باید هیت بگیره😭پ ن ۲ : در ضمن من روانشناس رابطه نیستم صرفا نظرمو گفتم:))))پ ن:در ضمن من روانشناس رابطه نیستم صرفا نظرمو</description>
                <category>سآر نامی</category>
                <author>سآر نامی</author>
                <pubDate>Fri, 08 May 2026 16:12:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گمشده!لطفا مرا پیدا کنید</title>
                <link>https://virgool.io/@m_26786656/%DA%AF%D9%85%D8%B4%D8%AF%D9%87%D9%84%D8%B7%D9%81%D8%A7-%D9%85%D8%B1%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-l9uoibf472na</link>
                <description>بزارید ماجرا رو از اول تعریف کنم...من از بچگی خیلی خودم رو فراموش میکردم...به همین خاطر خیلی خودمو گم میکردم....همیشه خودمو جا میزاشتم.. نمیدونم چرا ... همیشه هم بابتش توسط دیگران به جز پدر و مادرم مورد مواخذه قرار میگرفتم.._آخه بچه کجایی.._کجا سیر میکنی.._ساری ناراحت نشیااا خیلی ملویی بس کن اینکار روو....حالا خوبیش این بود پیدا میکردم خودمو سریع...ولی الان چندسالیه یکی با بیل هم به سرم بکوبه خودمو پیدا نمیکنم...خیلی عجیبه...یه جوری خودمو گم کردم که هر چقدر فکر میکنم نمیدونم کجام ..اصلا الان حالم خوبه..؟؟ سردمه.. گرممه؟؟شاید ترسیده باشم اصلا...نمیدونم..شاید قهر کرده باهام ...آخه راستش من خیلی باهاش بد رفتار میکردم..هم با روحش هم با جسمش...انقدر بهش گرسنگی میدادم که خوب و بی نقص باشه...انقدر جلوی آینه بهش می‌گفتم ازت متنفرم..البته حق میدم بهش..خلاصه نمیدونم... باید خیلیی دنبالش بگردمشماهم خودتونو گم میکنید؟؟؟اصولا کجا پیدا میشید؟؟؟</description>
                <category>سآر نامی</category>
                <author>سآر نامی</author>
                <pubDate>Wed, 06 May 2026 16:30:13 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>