<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Zahra.shahrad.bajestani</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_26802801</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 07:15:39</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/621144/avatar/bzTGKt.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Zahra.shahrad.bajestani</title>
            <link>https://virgool.io/@m_26802801</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مرگ انار</title>
                <link>https://virgool.io/@m_26802801/%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%B1-nocdzuwradeo</link>
                <description>دردل کویر زیبای کشورمان ایران، در شهرستان ها و روستاهای زیادی مردم به کار کشاورزی سنتی مشغول هستند . یکی از شهرستان های این منطقه بجستان هست که از تاریخی بسیار کهن و پربار، برخوردار است . دراین شهرستان کهن، از دیر باز کشت انار و زعفران ، زردآلو ، زرشک و توت بسیار رایج بوده است . و همه‌ی این محصولات، با کیفیتی عالی کاشت و داشت و برداشت می شده و حتی به کشورهای دیگر هم صادر می شده است انارهای این منطقه،  به پوست نازکی و پرآبی، معروف هستندو  به غیرازتازه خوری آن که بسیار لذت‌بخش هست، از این محصول، درتهیه رب انار مخصوص و لواشک انار استفاده می شود . از پوست آن هم، برای رنگ آمیزی و حتی تهیه سوخت زمستانه استفاده می شود.محصول مهم و استراتزیک دیگر این منطقه، زعفران است.  که درنوع خود بی نظیرو بسیار مرغوب است. این محصول که گران ترین ادویه جهان به شمار می رود در صنعت خوراکی و دارویی کشور سهم به سزایی دارد و هر ساله با صادرات آن مقدار قابل توجهی ارز به کشور تزریق می‌شود.از قدیم الایام، خانواده ها ی این دیار اعتقاد به داشتن فرزند زیاد داشته اند وداشتن فرزند زیاد را مایه خیرو برکت می‌دانستند. معمولا، فرزندان از حدود سه یا چهار سالگی درکنار بزرگترها، به کشاورزی و دامداری مشغول می شدند و از همان ابتدای کودکی، باعشق و علاقه، درانجام این کارها تبحرزیادی، می‌یافتند و با این کار نقش مهمی را در به ثمر رساندن محصولات مرغوب ایفا می کردند وبدین گونه باعث رونق چرخه اقتصادی درمنطقه می‌شدند.واین چرخه ادامه داشت تا این که:کم کم با بوجود آمدن شهرنشینی و توسعه خدمات اجتماعی و ار تباطی و بوجود آمدن دانشگاه‌ها ورشته های اسم پر کن آن‌ها، جوانان به سمتی دیگر کشیده شدند.جوانان، به جای در دست داشتن بیل و کلنگ و نفس کشیدن در هوای باغهای سرسبز بجستان، کتاب و قلم به دست گرفتند و راهی شهرها ی دورونزدیک،  شدند  و از خانواده و شغل آبا و اجدادیشان فاصله زیادی گرفتند .آوای دهل شهر نشینی، که از دور شنیدنش، خوش بود، به گوش آنان رسید و کم کم به شغل های دیگری، تن دادند و  این باعث شد که کار کشاورزی و دامداری منطقه به دست پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها، بیفتدکه حالا مسن تر و کم توان تر شده بودند. شغل، کم زحمت کارمندی و درآمد راحت کارگری و زرق و برق شهر ها باعث جذب جوانان روستایی ودورافتادن آن‌ها ازکشاورزی و دامداری، باعث افتادن شکاف بزرگی بین تولید و صادرات محصولات مرغوب کشاورزی شد .حالا  دیگر در خنکای صبحگاهی و گرگ و میش روزهای سرد آبان ماه، که فصل برداشت محصول زعفران هست، چشم هیچ جوانی قادر به دیدن زیبایی خیره کننده بی بدیل رنگ بنفش گلبرگهای زعفران ومزارع زیبای آن نیست. دیگر در مهرماه در کوچه باغهای شهرستان، وسط درختهای سبز انار که پراز این محصول با ارزش و با رنگهای قرمز خیره کننده است، هیچ جوانی را نمی‌یابی که با عشق گذشته آن یاقوت های سرخ را در جعبه بچیند وراهی بازار کند. پیر مردها و پیرزنها ی میان‌سال، ولی کهنه کار مجبورهستند خودشان را به هر زحمتی که هست به باغستانها برسانند و از  دخترکها ی نوجوان و زنان بی سرپرست و بد سرپرست، که جویای کار هستند، استفاده کنند تا محصول نه چندان مرغوب، در جعبه ها چیده شود و به قیمتی بسیاراندک به دست دلالان غیربومی به جاهای دیگرفرستاده شود. دوباره که به کوچه باغها نگاهی می اندازی میبینی که دیوارهای گلی آن‌ها براثر فرسایش در حال ریختن است . درختان انار مانند بچه یتیمهایی که سایه پدر مادر برسرشان نیست درحال خشکیده شدن هستند . دیگر از همهمه و سرو و صدای خنده و صحبت وشور جوانی وخاطرات عاشقانه درمیان درختان انار و در کوچه باغها خبری نیست و تقریبا همه افراد قدیمی منتظرند که رونق گذشته این باغها و خاطرات شیرین آن ها را با خود به گور ببرند.پیازهای زعفران توسط اهالی کشورها وشهرهای دیگر ازکشاورزانی که دیگر خودشان نمی توانند کشاورزی کنند، به صورت انبوه خریداری می شود و دراقصی نقاط جهان غیراز بجستان به گل می نشیند.</description>
                <category>Zahra.shahrad.bajestani</category>
                <author>Zahra.shahrad.bajestani</author>
                <pubDate>Wed, 05 May 2021 08:32:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زن دربحران</title>
                <link>https://virgool.io/@m_26802801/%D8%B2%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-n2kifotx6zov</link>
                <description>? به نام خدازن دربحرانشاید به جرات بتوان گفت، که بشر ازهمان زمان اولیه خلقت درمعرض بحران‌های فراوانی بوده وهست و خواهد بود.ازجمله، بحران‌های انسانی که شامل بحران‌های روحی و جسمی می‌شود و بحران‌های غیرانسانی (طبیعی) از قبیل: سیل، زلزله، تصادفات، مشکلات قومی و قبیله‌ای، جنگ‌ها، اختلافات و... بوده است.نقش زن دربحران درجامعه:زنان به خاطر خصوصیات اخلاقی و جسمانی خاصی که آفریده شده اند، نقش رهبرمحوری درجامعه دارند و این محور بودن چه به عنوان یک زن یا همسر و یا مادر ویا کارمند و....درهمه جا مشهود است.خصوصیاتی ازقبیل ریزبین بودن، مهربان بودن، جستجوگربودن، صبور بودن، تحمل داشتن و...باعث شده است که زن درکانون بحران‌ها قرار بگیرد.آیا مردان بیشتر درمعرض بحران هستند یا زنان؟اگر بخواهیم مقایسه‌ای بین زنان و مردان درمورد کمتر یا بیشتر آسیب دیدن آن‌ها دربحران‌ها داشته باشیم، درنگاه اول، به نظر می‌رسد که مردان بیشتر دستخوش بحران هستند ولی وقتی عمیق‌تر به این مسئله نگاه می‌کنیم وآن را به خوبی واکاوی می‌کنیم، می‌بینیم که بحران‌های زندگی بانوان بسیار فراتر است و شاید که اصلا به چشم نیاید و جدی گرفته نشود.به نمونه‌های ازاین بحران‌ها را دراینجا اشاره می‌کنیم:بحران‌هایی، ازجمله بی‌عدالتی و نابرابری درمقابل قانون، که برای زنان درهمه دنیا بوده است. خشونت برعلیه زنان و مورد سوء استفاده قرار گرفتن آن‌ها به طرق مختلف، از قدیم الایام تا به امروز نیز ادامه داشته است.درقدیم، وجود و نقش زنان را به عنوان یک انسان شرافتمند جدی نمی‌گرفتند و اکثر اوقات حقوقش را پایمال می‌کردند، تا جایی که دربرخی اقوام، زن را ضعیفه می نامیدند که این صفت به او تحمیل شود وهمچنان درضعف خود باقی بماند. این امر دربسیاری اوقات باعث استثمار زنان از طرف جامعه مردان می شد. اکثر زنان از قدیم در مقابل بی‌عدالتی‌ها چشم پوشی و سکوت کردند و توانایی‌های خود را بروز ندادند. (متاسفانه هنوز هم درجاهایی از دنیا این رسم ادامه دارد)بحران‌هایی برای یک زن:بحران بلوغواقعیت این است که یک بانو از همان اوان نوجوانی بغیر از بحران نوجوانی و بلوغ، با بحرانی به نام عادت ماهیانه روبرو می‌شود که تمام ذهن و جسم او را درگیر مسائل مختلف و ناشناخته‌ای می‌کند که باعث اذیت و آزار او می‌شود. هنوزاین بحران به پایان نرسیده بحران بلوغ و اثبات خودش در جامعه و خانواده پیش می‌آید.او باید در نقش محصل، دانشجو، کارمند، کارگر یا یک مادر خودش را به جامعه اثبات بکند. دراین میان گاهی ازدواج ناخواسته نیز بر او تحمیل می‌شود. او باید به هر صورت، ازدواج کند گاهی به خواست خود وگاهی به اجبار اطرافیان، که این ازدواج، شروع بحران‌های جدید است.بحران ازدواج - طلاقزن باید بتواند در کنار مردی غریبه وناشناخته، لانه‌ای ازعشقی ساختگی یا واقعی بسازد و زندگی مشترکش را با تمام کم و کاستی‌ها آغاز کند و با مشکلات بزرگی که در زندگی مشترکش پیش آمده کنار بیاید. این کاربسی سخت و طاقت فرساست. گاهی هم این بحران به بحران سخت‌تری به نام طلاق متصل می‌شود که این بحران می‌تواند یکی از سخت ترین دوران زندگی یک زن باشد.بحران فرزند دارشدنگاهی هنوزدرگیر بحران همسرداری است و با آن کنار نیامده که باید با بحران مادر شدن دست و پنجه نرم کند که این خود یکی از بحران‌های خاص و پیچیده روزگار است.حال او باید در درون خودش فرزندی را بپروراند و ازجسم و روح و روان خودش مایه بگذارد تا فرزندی متولد شود و پا به این جهان لایتناهی بگذارد.او باید بتواند در زمانی که والدین، خانواده، همسر و فرزندانش مشکلاتی دارند درکنارشان باشد و آن‌ها را رهبری کند.وحتی درمواقعی که جامعه درگیر مشکلی هست، بتواند از خود گذشتگی  وصبرداشته باشد و دست و پای محکم و اراده قوی که بتواند با آن‌ها دست و پنجه نرم کند.زن‌ها بایدعلم خود را به روز کنند تا بتوانند درتربیت نسل جدید حرفی برای گفتن داشته باشند و با آن ها همراه شوند. زیرا با بوجود آمدن اینترنت و فضای مجازی شکاف بزرگی بین نسل قدیم و جدید بوجود آمده است که این امر باعث بحران جدیدی دربین خانواده ها شده است.بحران زندگی اجتماعی:نمونه های بسیاری از زنان فداکار و حماسی در طول تاریخ داریم. دراین جا فقط به نمونه خیلی کوچکی اشاره می‌کنم.به طورمثال: در بحران‌های سیاسی می‌توانیم ازبانو گاندی یاد کنیم که با انقلاب بزرگی درکشورهند، مردم را ازوابستگی به شرق و غرب و از فقری بزرگ نجات داد.در حوزه شعروشاعری اززنده یاد مرحومه، پروین اعتصامی یاد می‌کنیم. دیوان او پراز درس زندگی است.نمونه دیگر، پرستاری که در جنگ‌های طولانی توانست سنگ صبوری برای بسیاری از مردمی که از زخم خوردگان جنگ بودند، باشد به نام فلورانس نایتینگل که به تنهایی در میدان جنگ و دربین مجروحین حضور داشت و زخم‌های آنان را درمان می‌کرد و مرهمی برتنهایی و دردشان شد.در طول تاریخ اسلام نیزمی توانیم از حضورپررنگ حضرت خدیجه (س) یادکنیم که با صبر و گذشت و بخشیدن ثروت خودش، دین اسلام را به جهان معرفی کرد.از بانو حضرت زهرا (س) که با ازخود گذشتگی و صبر فراوان درکنار پیامبر(ص) و حضرت علی (ع) بحران های زمان را تحمل کرد و به تبلیغ دین و آیین اسلام پرداخت.و زنانی مانند، حضرت زینب (س) وبانوام البنین که با گذشت و بردباری و تقدیم کردن عزیزان خود با بحران های سیاسی و اجتماعی زمان خود مقابله کردند.درطول تاریخ زنانی نیز بوده اند که با بحران های بسیاری دست و پنجه نرم کردند ولی هیچ نام  ونشانی از آن‌ها نیست وغریب و گمنام باقی مانده اند.درایران، نقش مهم زنان در فعالیت‌های اجتماعی از کسی پوشیده نیست و همه نقش مثمر ثمر زنان رادر خیریه‌های خود جوش یاهمان ngo)) ومراکز بهزیستی و صلیب سرخ و هلال احمر دیده ایم که دراین میان، زنان از خود گذشتگی‌های قابل تاملی درزمان بحران های اجتماعی دارند. مخصوصا دربحث پشتیبانی ازایتام و خانواده‌های فقیر که برکسی پوشیده نیست.در طول جنگ تحمیلی نیز بانوانی را داشتیم که با رشادت و دلیری درجلوی دشمن غاصب ایستادگی کردند و چه بسا که تعدادی ازآن‌ها نیزبه مقام شهادت نیزنائل شدند.نقش زنان در زمان کرونا:کرونا این پدیده و بحران قرن 21 که زندگی عادی مردم کل دنیا را مختل کرده است و متاسفانه دربین اکثرمردم  شیوع پیدا کرده است، باعث شد تا زنان را بیشتر درگیر کند، چرا که زن محور اصلی خانواده است. زیرا یک زن، چه درزمان سلامتی و چه درزمان بیماری باید از خود مراقبت کند و درزمانی که افراد خانواده هم درگیر هستند باز او هست که باید نقش سنگ صبورو نگهدارنده  را داشته باشد. اوباید مراقب روح و روان افراد خانواده نیزباشد و این نقش بسیار پررنگ و مهمی درجلوگیری از اشاعه وسرایت بیماری کووید 19 را دارد.زنان بزودی پی به اهمیت و خطر این بیماری بردند و یاد گرفتند که چگونه از خودشان درمقابل این ویروس حفاظت کنند. زیرا شیوع بیماری به قدری سریع است که کادر درمان را خسته کرده پس او باید با انجام یک سری از کارها به کمک کادر بهداشت رفت و مهمترین آن ها دور نگه داشتن خانواده از ابتلا به این ویروس منحوس است.حالا باید بیشترمراقب بهداشت و تغذیه خانواده باشند. پس با دادن آموزش خود مراقبتی به افراد خانواده و تهیه غذاهای سالم و مقوی به داد خانواده برسند. رعایت اصول ایمنی و بهداشتی را هم باید خودش انجام بدهد و هم به افراد خانواده آموزش بدهد.معضل دیگری که زنان دراین بحران دارند این است که بخاطر بحث قرنطینه و ماندن افراد درخانه، او باید برای اوقات فراغت آن‌ها و آموزش‌های از راه دور و اختلافات کوچک لفظی که گاهی براثرماندن درخانه بوجود می آید برنامه ای داشته باشد.  مقابله با این بحران برای زنان بسیار نفس گیر شد. او باید بتواند به کاهش استرس افراد خانواده کمک کند تا قدرت بدنی وایمنی افراد کاهش پیدا نکند.زن با نقش بزرگی که به نام مدیریت تغذیه و خوراک در خانواده دارد می‌تواند با در نظر گرفتن رژیم مناسب برای افراد خانواده و افراد بیماروغیر بیماربه آنها کمک کند که کمتر درگیر این بیماری بشوند و اگر هم درگیر شدند، بیماری آنها به زودی بهبود پیداکند.او در این زمان باید ظرفیت عاطفی خودش را بالا تر ببرد و بتواند فضای مفرح و مناسبی برای خانواده ایجاد کند که دچار بحران های روحی و روانی نشوند.پس هرزن باید ظرفیت عاطفی و هیجانی خودرا بالابرد تا درگذر از بحران‌های سخت و طاقت فرسای زندگی خودش به سلامت عبور کند.وظایف زنان درمقابله با بحران‌های اجتماعی را می‌توانیم به این دسته‌ها تقسیم کنیم:· تلاش برای بالابردن سطح ایمنی خود· تلاش برای داشتن جسمی سالم· تلاش برای هدایت خانواده به سوی رشد و تقویت جسمانی· تلاش برای حفظ سلامتی روحی و روانی خود و افراد جامعه· تلاش برای به روز کردن اطلاعات خود· تلاش برای بدست آوردن اطلاعات درست درمورد تغییرات دنیای اطراف· تلاش برای شناخت آسیب‌های اجتماعی و نحوه برخورد با آن· تلاش برای شناخت قوانین مدنی و کمک به اجرای آن همراه با مسئولین مربوطه و مددکاران اجتماعی· تلاش برای به دست آوردن بهترین راه حل‌ها برای مقابله با بلایای طبیعی وغیر طبیعیودر پایان از مسئولین و دست اندر کاران حوزه زنان خواستار حمایت هرچه بیشتر ازاین قشرکارآمد جامعه را دارم. امیدوارم درآینده دیگر شاهد بی عدالتی‌ها و نابرابری‌ها درموردآنان نباشیم.من الله توفیقارادتمندشهراداردیبهشت 1400</description>
                <category>Zahra.shahrad.bajestani</category>
                <author>Zahra.shahrad.bajestani</author>
                <pubDate>Wed, 05 May 2021 08:26:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دنیای نوشتن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_26802801/%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-crnggswr2wis</link>
                <description>قسمت دوم ...تااینکه احساس علاقه شدیدی  به خواندن کتاب های روانشناسی و تربیت کودک کردم  و به دنبال ورود به دنیای آموزش در مدارس نوشته هایم کم کم رنگ تربیتی گرفت و منجر به تربیت در قالب داستان گردید و این پروسه ادامه داشت. در خیال خودم به دنبال تاسیس کارخانه ای بودم که برای کودکان تولید اسباب بازی داشته باشم .اما یک روز به خودم آمدم وبه خودم نهیب زدم که اسباب بازی برای سرگرمی کودکان است توهدفت  والاتر از اینهاست و پس از ساعتها تفکر، تصمیم گرفتم بجای تولید اسباب بازی برای بچه ها، تولید قصه برای بهترشدن حالشان بکنم. پس به قصد بهتر و زیباتر شدن دنیای کودکان شروع به نوشتن داستان های تربیتی کودکان کردم. به خاطر دارم از زمانی که مادرشدم، از روشهای غیرمستقیم تربیتی استفاده می‌کردم ویکی از این روش‌ها گفتن قصه هایی برای آن‌ها بود که خودشان در دنیای آن قصه وجود داشتند و نتیجه کارهایشان را درآن می‌دیدند. پس همین روش شد اصول قصه گویی من، برای کودکان و نوجوانان جهان.....ادامه دارد.دنیای قصه ‌های تربیتی کودکان ونوجوانان</description>
                <category>Zahra.shahrad.bajestani</category>
                <author>Zahra.shahrad.bajestani</author>
                <pubDate>Sat, 06 Feb 2021 08:19:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دنیای نوشتن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_26802801/%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-xkyj8u2pd02t</link>
                <description>چرانویسندگی را انتخاب کردم؟انسان همیشه به دنبال پیشرفت و روبه جلو رفتن و ماندگار شدن است.من نیز ازاین قاعده مستثنی نیستم .از اوان کودکی تنهایی هایم رابانوشتن پرکردم.هرگاه که شاد یا غمگین بودم به گوشه ای خزیدم و با حرکت قلم برروی کاغذ تمامی گره های فکری ام را برروی آن پاشیدم و ذهنم را تخلیه کردم واین گونه شد که همه مرا انسانی صبور و کم حرف خواندند. علاقه به نوشتن موجب شد تا دل نوشته های زیادی داشته باشم. که بعدها سفرنامه ها نیز به آن اضافه شد و این موجب شد که تعداد دفاتر من بیشترازپیش بشود. گاهی حرفهایی راکه باید به فرزندانم بزنم بخاطر این که خدای نکرده از من نرنجند برروی کاغذ می‌آوردم و ذهنم را تخلیه می‌کردم و این ماجرا ادامه داشت تا اینکه........پایان قسمت اول </description>
                <category>Zahra.shahrad.bajestani</category>
                <author>Zahra.shahrad.bajestani</author>
                <pubDate>Sat, 06 Feb 2021 06:20:46 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>