<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های فرهاد زمانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_27208798</link>
        <description>من یک تئوریسین هستم که با تلفیق دانش علمی و خرد معنوی حقایق وجودی رو میتونم اثبات کنم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 05:19:45</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1719648/avatar/k7CZno.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>فرهاد زمانی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_27208798</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بودن یا شدن مساله دقیقا همین است قسمت اول</title>
                <link>https://virgool.io/@m_27208798/%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7-%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-da5aj9y07r4j</link>
                <description>نمیخوام به سبک روانشناسی حرف بزنم چون در حیطه ی دانش و آگاهی من نیست اما در هرکدام از ما هم مرد وجود دارد هم زن ...اما نشانه ی زن بودن ربطی به خلقیات و روحیات نداره زنی که در ما وجود دارد بودن را میطلبد و در لحظه زندگی کردن و از زندگی لذت بردن و در مقابل اون مردی که در ما وجود دارد (شدن) را نیازمند است ...به تناسب اگر هرکدام خواسته هایش براورده نشود از طریق یک واکنش درونی و بیرونی با بروز یکسری ناهماهنگی ها طغیان میکند ...حال اگر ما مرد باشیم بر بودن مستولی تریم و کمبود آن مارا از تعادل کمتر خارج میکند و اگر زن باشیم کمبود به شدن و ارتقاء وجودی ...در هرحال اگر ریشه یابی کنیم همه چیز زندگی ما دستخوش حرکت در هر یک از مسیرهاست برای بودن باید به رها سازی بپردازیم و به سکوت مطلق برسیم و برای شدن باید لحظه به لحظه با قبل فرق کنیم و رو به به ورزی گام برداریمدر نوشتارهای بعدی بیشتر در موردش حرف میزنم به درود ?</description>
                <category>فرهاد زمانی</category>
                <author>فرهاد زمانی</author>
                <pubDate>Tue, 02 Aug 2022 23:17:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یکی از شعرهایم از زبان ابلیس</title>
                <link>https://virgool.io/@m_27208798/%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%B9%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%B3-nki3jsm2zxmr</link>
                <description>قصه ی ابلیس :من آن رانده شده محکوم احکام خداوندم ...که نام من نهاد ابلیس ، از یارب  جدا ، بندم ...نبودش ماجرا اینگونه من بیهوده محکومم ...سراسر تهمتی بوده ،  که من بیهوده بد نومم ...و تو انسان ! ای اشرف به هر مخلوق در عالم ...بدان عرش خدا امروز ، میلرزد زتو ، نز من  ...همه دیدن هزاران سال سجده سوی حق کردم ...چه کس دیدش که من فرمان ،... ز او یکبار رد کردم ؟فقط آنروز در عرشش ، که خلقت کرد آدم را ...به سجده امر دادش او همه مخلوق عالم را ...نکردم سجده و هرگز ، پشیمان نیستم در دل ...ولیکن تا به امروزه ، به حکمش سوختم باطل ...فقط یک پرسشی دارم : خدایا من گنهکارم ؟منی که جز به سوی تو ، نکردم سجده و خوارم ؟تو خود گفتی : بدان ابلیس ، جز سویم به هر چیزی ...ببینم سجده افتادی .. شوی از من ، جدا روزی ...خدای من کجا ! آدم کجا ! یارب بگو آخر ؟پس از سجده نمیکردی نگاهم همچو یک کافر ؟من آن رانده شده محکوم احکام خداوندم ...بهانه بود آن سجده ... چه میکردم ؟ نمیکردم ؟</description>
                <category>فرهاد زمانی</category>
                <author>فرهاد زمانی</author>
                <pubDate>Thu, 21 Jul 2022 00:26:02 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>