<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Arousha</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_27470019</link>
        <description>با بال شکسته پر کشیدن هنر است..??</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 14:05:15</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2616190/avatar/PMf5LG.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Arousha</title>
            <link>https://virgool.io/@m_27470019</link>
        </image>

                    <item>
                <title>باید از نو سبز شوم...!</title>
                <link>https://virgool.io/Sakkoo/%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%88-%D8%B3%D8%A8%D8%B2-%D8%B4%D9%88%D9%85-vkfkb4zdfpip</link>
                <description>امشب شب عجیبیه،دلیلش رو نمیدونم ولی حدودا سه سال پیش من چنین حال و هوایی رو داشتم و تجربه کردم و راستش این حال و هوا رو دوست دارم حتی با وجود بغض گیر کرده توی گلوم...شبی پر از دلتنگی و حسرت هست برای مندلتنگ کسی که فرسخ ها از من دوره اما نامش ثانیه ها در قلبم زمزمه میشه و حسرت فرصت های از دستم رفته و برنمیگردهآره من نباید حسرت گذشته رو بخورم و نگران آینده باشم.باید توی حال زندگی کنم حتی با وجود دلتنگی و بیقراری عمیقی که دارم!باید بخاطر عشق از چیزی که همیشه بودم خارج شم!دیگه بسه معمولی بودندیگه بسه دلتنگیدیگه بسه حسرتدیگه وقت تلاش و لذت بردن و زندگی کردن هست?ایمان دارم که قراره این جوونه ی کوچولو به زودی سبز بشه و رشد کنه?خیلی اتفاقی و کاملا یهویی طلبید که اینجا تراوشات ذهنی خودم رو بنویسم و بعد ها بگردم ببینم که چطور این دختر کوچولو بزرگ شده:)من از امشب دیگه عضوی از ویرگول هستم?طلارو </description>
                <category>Arousha</category>
                <author>Arousha</author>
                <pubDate>Fri, 30 Jun 2023 23:30:08 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>