<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امین کاوه</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_27734204</link>
        <description>کارشناس مدیریت ریسک</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-07 21:12:26</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>امین کاوه</title>
            <link>https://virgool.io/@m_27734204</link>
        </image>

                    <item>
                <title>گرانی انرژی: سلاح خاموش پوتین بر شقیقه‌ی اروپا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_27734204/%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B1%DA%98%DB%8C-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4-%D9%BE%D9%88%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B1-%D8%B4%D9%82%DB%8C%D9%82%D9%87-%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7-khklxj7ldsmk</link>
                <description>احتمالاً قیمت بالای انرژی در زمستان گذشته نسبت به کووید 19 عامل مرگ تعداد بیشتری از شهروندان اروپایی بوده است. بر اساس مدل سازی انجام شده توسط اکونومیست قیمت بالای انرژی موجب مرگ 68،000 نفر شده است.اکونومیست، 10 می‌2023پس از حمله‌ی روسیه به اوکراین در فوریه 2022،  منابع تأمین انرژی روسیه به شکل سلاحی در خدمت ولادیمیر پوتین درآمد و با قطع صادرات به اروپا موجب افزایش قیمت‌ها شد. گرچه هزینه‌های عمده فروشی انرژی در کل قاره‌ی اروپا کاهش داشت اما قیمت برق و گاز مصرفی در مقایسه با دو سال قبل به میزان سرسام آور 69% افزایش داشته که این میزان برای زمستان گذشته 145% بوده است.قیمت بالای انرژی می‌تواند به قیمت جان افراد تمام شود. قیمت‌ها باعث می‌شود تا افراد تمایل کمتری به گرم کردن خانه‌ها داشته باشند و زندگی در سرما، خطر مشکلات تنفسی و قلبی را افزایش می‌دهد. در ماه نوامبر، مجله‌ی اکونومیست پیش‌بینی کرد که گرانی برق ممکن است در زمستانی معتدل موجب مرگ 22،000 تا 138،000 نفر شود.که متأسفانه این پیش‌بینی صحیح از آب درآمد.برای ارزیابی مرگ و میر زمستان گذشته در مقایسه با زمستان قبل، اکونومیست از سنجه‌ی متداول افزایش مرگ و میر استفاده کرده است. با مقایسه‌ی میزان مرگ و میر واقعی با اعداد مورد انتظار هفته‌های مشابه طی سال‌های 2015 الی 2019 مشاهده شده است که تعداد مرگ و میر در اروپا بیش از میزان مورد انتظار بوده است. در 28 کشور اروپایی بررسی شده، بین ماه نوامبر 2022 و فوریه‌ی 2023 به میزان 149،000 مورد افزایش مرگ و میر مشاهده شد که معادل 7.8% افزایش بوده است.ممکن است عوامل متعددی این افزایش را توجیه کنند. در میان فوت شدگان زمستان گذشته، نزدیک به 60،000 نفر به دلیل کووید 19 جان خود را از دست داده‌اند. احتمالاً این بیماری به صورت مستقیم یا غیرمستقیم عامل تعداد زیادی از این افزایش مرگ و میرها بوده است اما اینکه تنها عامل آن باشد بعید به نظر می‌رسد. بین ماه مارس 2020 و سپتامبر 2022 گزارش رسمی مرگ و میر بر اثر کووید در این 28 کشور، 79% افزایش تلفات را شامل می‌شد. زمستان گذشته این میزان به 40% رسید.آب و هوا نیز بر تعداد کشته‌ها تأثیر داشته است. سرمای یکباره‌ی ماه دسامبر با افزایش مرگ و میر همراه شد. یک درجه سانتی گراد کاهش در میانگین دما طی دوره‌ای سه هفته‌ای با 2.2% افزایش تعداد کل مرگ و میر همراه بوده است. با این حال زمستان گذشته از میانگین سال‌های 2015 تا 2019 معتدل تر بوده است پس صرفاً سرمای هوا را نمی‌توان عامل افزایش مرگ و میر دانست.کل مرگ  و میر با عوامل غیر از کووید در مقایسه با قیمت انرژی  | زمستان 2022-2023 | اندازه دایره‌ها=جمعیتبه نظر می‌رسد قیمت بالای انرژی تأثیر خود را گذاشته است. با بررسی هر یک از کشورها مشخص می‌شود، کشورهایی که بیشترین میزان مرگ و میر را داشتند اغلب بیشترین میزان افزایش در هزینه‌های سوخت را هم از سر گذرانده بودند. محققان اکونومیست برای تفکیک هزینه‌های انرژی از کووید و تغییرات دمایی، مدلی آماری ساخته‌اند. در این مدل بافت جمعیتی کشورها، تعداد مرگ و میر ناشی از کووید پیش از زمستان گذشته و سابقه‌ی عدم گزارش تعداد واقعی مرگ و میر‌ها نیز لحاظ شده است.برآورد می‌شود که افزایش قیمتی حدود 0.1 یورو به ازای هر کیلووات ساعت (حدود 30% میانگین قیمت سال گذشته‌ی برق) با افزایش مرگ و میر هفتگی هر کشور به میزان 2.2% ارتباط داشته است. در صورتی که قیمت برق زمستان گذشته برابر با هزینه‌ی آن در سال 2020 می‌بود، بر اساس مدل اکونومیست انتظار می‌رفت در کلِ اروپا 68،000 مورد مرگ و میر کمتر باشد که معادل 3.6% کاهش است.اگر دولت‌ها در بازارهای انرژی مداخله نمی‌کردند ممکن بود مرگ و میر در اروپا بیشتر نیز باشد (گرچه قیمت پایین باعث افزایش تقاضا و بروز مشکلاتی در سایر مناطق جهان شد). با استفاده از داده‌های اندیشکده‌ی انرژی واسا[1]، میزان مرگ و میر در صورت عدم کاهش هزینه‌های انرژی به دلیل سقف‌های قیمتی اعمال شده یا کاهش مالیات فروش برآورد شده است. بین 23 کشور بررسی شده، این مدل برآورد می‌کند که یارانه‌ها جان 26،600 نفر را نجات داده است. با کاهش قیمت‌های عمده فروشی انرژی و افزایش دما شاید تهدید به طور موقت رفع شده باشد اما بر اساس شواهد موجود سلاح آقای پوتین کشنده بوده است.[1] VaasaETT</description>
                <category>امین کاوه</category>
                <author>امین کاوه</author>
                <pubDate>Fri, 19 May 2023 18:05:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درک نااطمینانی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_27734204/%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%85-gpobqkyj0if1</link>
                <description>متن مصاحبه‌ی مایکل کلاین از پادکست EconoFact با نیکلاس بلوم از دانشگاه استنفوردمنتشر شده در 19 فوریه 2023  ترجمه شده توسط امین کاوهمایکل کلاین:من مایکل کلاین هستم، سردبیر EconoFact، انتشارات تحت وب بی‌طرف دانشکده فلچر دانشگاه تافتس. در EconoFact ما حقایق مهم و تحلیل‌های مشخصی را در مورد مسائل اقتصادی و سیاست‌های اجتماعی در کشور به تبادل نظر می‌گذاریم و آثار اقتصاددانان پیش‌رو در کشور را منتشر می‌کنیم. می‌توانید از آدرس www.econofact.org اطلاعات بیشتری در مورد ما کسب کنید.در ماه ژانویه‌ی 2002 در پاسخ به سؤال طرح شده در کنفرانس خبری از وزیر دفاع، دانلد رامسفلد در مورد فروش سلاح به گروه‌های تروریستی توسط عراق پاسخی داد که مشهور شد: «دانسته‌هایی دانسته وجود دارند، همان چیزهایی که می‌دانیم، می‌دانیم. ندانسته‌های دانسته‌ای هم هست، همان موضوعاتی که ما [می‌دانیم] نمی‌دانیم. اما ندانسته‌هایی ندانسته این نیز هستند، چیزهایی که نمی‌دانیم که نمی‌دانیم.» اهمیت نااطمینانی یا همان ندانسته‌های دانسته و ندانسته‌های ندانسته، در رویارویی‌های نظامی روشن است. نااطمینانی در علم اقتصاد نیز اهمیت دارد. این مفهوم بر تصمیم‌گیری افراد در مورد اینکه چه چیزی را به چه مقدار خرید کنند، تصمیم شرکت‌ها در مورد اینکه چه زمانی و در چه چیزی سرمایه‌گذاری کنند و اینکه نیروی جدیدی استخدام کنند یا خیر و بر انتخاب دولت‌ها در مورد مسائل مربوط به سیاست‌های مخارج و مالیات تأثیر می‌گذارد. اما چطور می‌توان نااطمینانی را اندازه گیری کرد؟ و با این سنجه‌ها می‌توان تأثیر نااطمینانی بر بروندادهای اقتصادی را نشان داد؟ در ژانویه‌ی 2020 کریستالینا جئورجیوا، مدیر صندوق بین المللی پول گفت: «از نظر من موضوع غالب در ابتدای دهه‌ی جدید افزایش نااطمینانی است».یکی از اقتصاددان‌هایی که در زمینه سنجش نااطمینانی فعالیت و تأثیر اقتصادی آن را مشاهده کرده است، مهمان امروز ما پروفسور نیکلاس بلوم از دانشگاه استنفورد است. نیک به گفتگوهای EconoFact مجدداً خوش آمدی.نیکلاس بلوم:از اینکه من را دعوت کردید ممنونم. خوشحالم که دوباره اینجا هستم.مایکل کلاین:نیک، چه چیزی باعث شد به سنجش نااطمینانی و تعیین اثر اقتصادی آن را بیاری؟نیکلاس بلوم:تا حدی تصادف بود. یادم هست وقتی این کار را شروع کردم حدود سال‌های 1994 تا 1996 بود و در دانشگاه آکسفورد روی پایان نامه‌ی کارشناسی ارشدم کار می‌کردم. به خاطر دارم دیکسیت و پیندیک‌ کتابی داشتند با عنوان سرمایه‌گذاری در شرایط نااطمینانی که با کمال تعجب گرچه خیلی هم فنی نوشته شده بود اما تقریباً توی فرودگاه بود که مشتاق شدم بخوانمش. بیشتر به مسائل نظری پرداخته بود و داده‌ای نداشت. از سر اتفاق، دوست دختر آن زمان و همسر فعلی من در Bank of England کار و بازارهای اختیار معامله را بررسی می‌کرد و آنجا داده‌های زیادی در مورد تلاطم ضمنی و نااطمینانی داشت من هم که بال درآورده بودم آستین‌ها را بالا زدم و گفتم عجب موضوعی می‌شود برای تز دکترا.مایکل کلاین:فکر کنم کتاب دیکسیت و پیندیک، تنها کتاب فرودگاهی بوده که در آن در مورد لم ایتو بحث شده.نیکلاس بلوم:بله، فوق العاده است. راستش با چندتا ناشر در مورد کتابی با موضوع نااطمینانی، دورکاری، مدیریت و چند موضوع دیگر از کارهایم صحبت کردم و گفتم «دوست دارم کتابی بنویسم که به این اندازه موفق باشه.» پاسخشان این بود: «اول اینکه فکرش را هم نکن، آن کتاب ستاره است و دوم این که آن کتاب پر است از محاسبات ریاضی». اصلاً نمی‌دانیم چرا این کتاب اینقدر در کتاب فروشی فرودگاه‌ها پرطرفدار شده.مایکل کلاین:بله فکر می‌کنم اکثر افرادی که کتاب را خریدن بعد از نشستن روی صندلی از دیدن آن همه فرمول محاسبات احتمال جا خورده باشند. قبل از اینکه سراغ نتایج تحلیل تجربی نااطمینانی برویم بگذارید به این بپردازیم که علم اقتصاد در مورد نااطمینانی چه چیزی برای گفتن دارد و به بحثمان چهارچوب بدهیم. اول اینکه اقتصاددان‌ها در مورد ماهیت نااطمینانی چه چیزی گفته‌اند؟نیکلاس بلوم:برای شروع بحث نقل قول اول شما خیلی بجا بود. فرانک نایت در سال 1921 گفت که می‌شود دو چیز را در نظر گرفت. نااطمینانی شناخته شده، که به آن گفت ریسک که راستش را بخواهید امروز به آن فقط نااطمینانی می‌گویند به موقعیتی اطلاق می‌شود که تابع توزیع احتمال چیزی مشخص باشد. مثال خوبی برای این دسته زمانی است که سکه‌ای را به هوا پرتاب می‌کنیم اگر سکه معمولی باشد می‌دانیم که 50% احتمال شیر و 50% احتمال خط داریم. دوم چیزی که در آن زمان به اسم نااطمینانی معرفی کرد که امروز به آن «نااطمینانی نایت» گفته می‌شود و شما از توزیع احتمال چیزی اطلاع ندارید. برای مثال اینکه در تاریخ تمدن بشر چه تعداد سکه تولید شده از این نوع نااطمینانی است.  پاسخ این سؤال این است که من از کجا بدانم، تعداد سکه‌ها از زمان امپراطوری رم تا الان غیر قابل شمارش است. و این شبیه به همان صحبت است که می‌دانیم ندانسته‌های ندانسته و ندانسته‌های دانسته وجود دارند اما چیزهایی هستند که ما نمی‌توانیم تابع توزیع احتمالی آن‌ها را به دست بیاوریم. بعضی اوقات در ادبیات موضوع به آن حالت ابهام هم گفته می‌شود.مایکل کلاین:به نظر من هم ابهام عبارت مناسبی است. چرا ابهام یا نااطمینانی برای برون‌دادهای اقتصادی اهمیت دارند؟نیکلاس بلوم:زمانی اهمیت پیدا می‌کنند که می‌خواهید برای چیزی در آینده تصمیم‌گیری کنید و اگر اشتباه کنید هزینه در پی دارد. پس احتمالاً بهترین مثال شرکت‌هایی هستند که به جذب نیرو یا سرمایه‌گذاری فکر می‌کنند. اگر شرکتی باشید که قصد دارد کارخانه‌ی جدیدی احداث کند یا مثلاً وال مارت باشید و تصمیم داشته باشید شعبه‌ی فروشگاه جدیدی افتتاح کنید و مکان اشتباهی را برای آن انتخاب کنید برگشتن از این تصمیم هزینه‌های زیادی روی دستتان خواهد گذاشت. جذب نیرو را در نظر بگیرید [آن هم شرایط مشابهی  دارد]. پس وقتی هر کدام از ما، شرکت‌هایی که دنبال جذب نیرو یا سرمایه‌گذاری هستند، یا ما مصرف کننده‌ها که قصد خرید کالاهای بادوام داریم مثل خرید خانه یا خودرو یا ماشین لباسشویی، تصمیم‌هایی می‌گیریم که اگر اشتباه باشند برگشتن از آن‌ها هزینه در پی  دارد. پس نااطمینانی ما را محتاط می‌کند و تمایل به اقدام کردن را کاهش می‌دهد. اگر کاری مثل خرید به فنجان قهوه از استارباکس باشد خواهید گفت جهنم الضرر نهایتاً می‌شود 3 دلار (که احتمالاً الان 5 دلار است [و البته امروز دلار 60 هزار تومان را برای اولین بار رد کرد]. تصمیمی که درد زیادی در پی ندارد و کم اهمیت است. اما برای تصمیم‌گیری‌ها، سرمایه‌گذاری‌ها، استخدام نیرو، خرید کالاهای بادوام و … اشتباه کردن موجب آسیب‌های قابل توجهی می‌شود.مایکل کلاین:خوشبختانه وقتی از استارباکس قهوه می‌خرید آنقدرها در مورد کیفیتش نامطمئن نیستید اما ممکن است در مورد افرادی که جذب می‌کنید نامطمئن باشید. اینکه فرد مورد نظر واقعاً مشکل را حل خواهند کرد یا نه و … درست می‌گویم؟نیکلاس بلوم:بله این هم مسئله‌ی دیگری است. اگر ما شرکتی باشیم مثل وال مارت و بخواهیم در مورد اینکه یک شعبه جدید فروشگاه را افتتاح کنیم یا خیر تصمیم بگیریم شاید هزینه‌ای معادل 10 میلیارد دلار داشته باشد و به نظرم اگر اشتباه کرده باشیم شاید فقط بتوانیم 2 میلیاردش را زنده کنیم. زمین را می‌توانیم بفروشیم اما تمامی ساختمان‌ها تقریباً بی‌استفاده خواهند بود. این شرکت‌ها در مورد روند‌های خورده فروشی با نااطمینانی‌های عظیمی مواجه می‌شوند. روندهای خرید آینده به سمت آنلاین شدن است یا خرید حضوری یا چه کسی در آنجا زندگی خواهد کرد؟ یا همانطور که گفتی کیفیت ساخت فروشگاه و کارکنان آن چطور می‌شود؟ پس وال مارت می‌گوید «سود برآوردی میانگین من اینقدر است اما من به حاشیه اطمینان هم نیاز دارم. باید چیزی داشته باشم که اغلب به آن می‌گویند اختیارهای واقعی (Real Options). نه تنها باید از آن سود بالاتری بدست آورم بلکه باید نااطمینانی را هم در قیمتم لحاظ کنم.»مایکل کلاین:پس نیک، طبق شاکله بندی تو از موضوع ما دوست داریم بدانیم که تأثیر نااطمینانی بر بروندادهای اقتصادی کمند یا زیاد اما برای رسیدن به این شناخت نیاز است که نااطمینانی اندازه گیری شود. تو در تحقیقاتت این کار را چطور انجام دادی؟نیکلاس بلوم:از نظر من و سایرین احتمالاً سنجه‌های موجود سه دسته‌اند. اولین سنجه که من در ابتدا با آن شروع کردم و شاید قدیمی‌ترین سنجه باشد از بازارهای مالی به دست آمده است. مثلاً اگه نگاهی به S&amp;P500 بیاندازید اگر هر روز افت و خیز داشته باشد فکر می‌کنید که اوضاع نااطمینانی بالایی  دارد. تلاطم ضمنی بیان کمی پیشرفته‌تر این مفهوم است. قیمت‌های اختیار معامله در مدل بلک-شولز  معکوس می‌شوند و برآوردی از بازار به دست می‌آید. پس این گروه اول بود و مربوط به ابزار مالی می‌شد که [سنجه‌های آن] یا تلاطم بازار  سهام یا تلاطم ضمنی است.گروه دوم داده‌های پیمایش است به این صورت که به طور میدانی از ده‌ها هزار شرکت و فرد نظرسنجی می‌کنید. این روش دشوارتر است و در این روش از شما می‌پرسند «همین الان چقدر اطمینان دارید؟ کم، متوسط، زیاد، خیلی زیاد؟» اینکه این سنجه‌ها چقدر کمی هستند خیلی مشخص نیست. من کارهایی در این زمینه در آمریکا و انگلیس انجام داده‌ام. از شرکت‌ها خواستم تا فروش را در بازه‌های مختلف پیش‌بینی کنند و به هر بازه احتمال‌های ذهنی تخصیص دهند. مشکل داده‌های پیمایشی هزینه بر بودن جمع آوری آن‌ها است و همینطور اینکه عقب رفتن در زمان [در قضاوت ذهنی] دشوار است. سومین گروه از سنجه‌ها از متن‌هایی به دست می‌آیند که احتمالاً روزنامه مشهورترین منبع آن است. می‌شود فقط متن‌ها را به دنبال کلمه نااطمینانی جستجو کرد. شاید فکر کنید این کار بیش از حد ساده اندیشانه باشد پس می‌توان به فاصله‌ی ده کلمه از کلمه‌هایی مانند کسب و کار یا اقتصاد یا رشد یا کلمه‌ای مربوط به سیاست‌هایی خاص را به دنبال نااطمینانی جستجو کرد.مایکل کلاین:پس این‌ها سنجه‌هایی برای آمریکا و انگلیسند اما برای طیف گستره‌تری از کشورها هم سنجه‌هایی ایجاد کرده‌ای.نیکلاس بلوم:بله. روزنامه را می‌توان در کشورهای مختلفی استفاده کرد اما نمی‌توانید سطوح را با یکدیگر مقایسه کنید. می‌شود روزنامه‌های فرانسه، آلمان و انگلیس را جستجو کرد اما امکان مقایسه سطوح [نااطمینانی] وجود ندارد زیرا ساختار روزنامه‌های متفاوتند. من در پروژه‌ای با IMF از اکونومیست استفاده کرده‌ام. اکونومیست گزارش‌های ماهانه‌ی کشوری دارد که هر ماه برای 140 کشور گزارش می‌دهد و حدود 30 صفحه است. این گزارش‌ها خیلی ساختار استانداردی دارند و در آن‌ها تعداد دفعات تکرار نااطمینانی را جستجو می‌کنیم. اتفاقاً کار خوبی از آب درآمد. مثلاً در آمریکا اگر همبستگی نااطمینانی را با حجم [معامله‌ی] سهام یا پیمایش‌های میدانی  محاسبه کنید نتایج با هم جور می‌شوند. در کشورهای در حال توسعه بیشترین میزان تکرار نااطمینانی وجود دارد. با مطالعه گزارش می‌بینیم که بیشتر در مورد سیاست، سیاست داخلی، وضعیت سیاسی و جنگ بحث می‌شود و گاهی اوقات در مورد تأثیر سیاست خارجی. کشورهای درآمد متوسط تعداد تکرار متوسط است و در کشورهای توسعه یافته مانند آمریکا و اروپا کمترین میزان تکرار مشاهده می‌شود. پس برای من کمی عجیب است که بخش اعظم ادبیات موضوع به سنجش نااطمینانی در آمریکا می‌پردازد که به نسبت در بستر جهانی وضعیت باثبات‌تری دارد.مایکل کلاین:پس وقتی شاخص‌های متعددی برای یک موضوع داشته باشیم تمایل داریم مطمئن شویم که بین این شاخص‌ها اتفاق کلی وجود دارد یا خیر. آیا این شرایط برای این سنجه‌ها وجود دارد یا هر کدام مسیر جدایی می‌روند و تصویر متفاوتی از رویدادها ترسیم می‌کنند؟نیکلاس بلوم:به طور کلی بله. حدس می‌زنم همبستگی حدود 0.5 باشد و بستگی دارد که نظر شما چه باشد. که لیوان نیمه پر است یا نیمه خالی. بله به نظر من تغییرات [مقادیر] این سنجه‌ها قطعاً هم راستا است. نمونه‌هایی نشان خواهم داد که نمودار اشاره‌ی روزنامه‌ها به تلاطم بازار سهام و نظر سنجی از شرکت‌ها در یک راستا حرکت می‌کنند اما ابعاد آن‌ها با هم خیلی متفاوت است. مثلاً در زمان همه‌گیری کووید، [اشاره ی] روزنامه‌ها 400% تا 500% رشد کرد در حالی که [شاخص] تلاطم بازار حدود 200% تا 300% رشد داشت و نااطمینانی ذهنی شرکت‌ها دو برابر شد. پس می‌بینید که تفاوت زیادی وجود داشت. در زمان دیگری تفاوت‌های جالبی در مورد دونالد ترامپ وجود داشت. پس از انتخاب دونالد ترامپ در نظرسنجی‌ها و بازارهای مالی سنجه‌های [نااطمینانی] افزایش زیادی نداشتند اما اشاره‌ی روزنامه‌ها افزایش یکباره‌ای داشت. پس قطعاً دونالد ترامپ در صدر اخبار بوده و روزنامه‌ها خیلی در مورد نااطمینانی صحبت کرده بودند. اما در سایر سنجه‌ها افزایش قابل ملاحظه‌ای مشاهده نشد.مایکل کلاین:نیک برگردیم به موضوع اول بحثمان. طبق تعریف دیدگاه نایت در مورد ابهام و چیزی که تو به آن دیدگاه تابع توزیع احتمال شیر یا خط گفتی، به نظرت این سنجه‌ها ابهام را می‌سنجند یا نااطمینانی را؟نیکلاس بلوم:به نظرم بیشتر نااطمینانی را می‌سنجند، صرف نظر از جهش‌های خیلی زیادی که دارند و در  آن زمان ابهام یا به عبارتی نااطمینانی نایت را می‌سنجند. بیشتر اوقات شما بالا و پایین رفتن [مقادیر] را مشاهده می‌کنید. مثل وقتی که دولتی تصمیم می‌گیرد سیاستی را اعلان کند یا قیمت نفت یا اوپک کاری کرده یا شرکتی نتایج جدید را اعلان می‌کند. اما از طرف دیگر وقتی مقادیر جهش‌های بزرگ دارند مثلاً در زمان 11 سپتامبر یا شروع بحران مالی جهانی، شروع همه‌گیری کووید و … حس نااطمینانی نایتی یا ابهام وجود دارد چون برای مثال در 11 سپتامبر در دو سه روز اول کسی نگفت مسئولیت ماجرا با کیست. بن لادن در ابتدا مسئولیت ماجرا را بر عهده نگرفت. و در حمله‌های [تروریستی] سیاه زخم کسی نمی‌دانست چه خبر شده است. در زمان همه‌گیری در ابتدا سخت می‌شد گفت که از طریق تماس منتشر می‌شود یا از طریق هوا یا میزان کشندگی آن چقدر است. از نظر من جهش‌های بزرگ در [سطح سنجه‌های نااطمینانی] همان افزایش ناگهانی نااطمینانی نایت است اما تغییرات کوچکتر بیشتر نشانگر نااطمینانی قابل سنجش است.مایکل کلاین:و به نظر من عقلانی است که چون این رویدادها در هر نسل شاید یک بار رخ دهد یا حتی در طول حیات انسان یک بار تجربه شود شاخص دیگری برای مقایسه آن‌ها وجود ندارد. پس در زمان کووید یا 11 سپتامبر یا بحران لمان، افراد چهارچوب مرجعی [برای ارزیابی موقعیت] ندارند و به نظر می‌رسد با تعریف تو از نااطمینانی و ابهام همخوانی داشته باشد.نیکلاس بلوم:بله قطعاً. با چرخه‌ی کسب و کار خیلی تناسب دارد. فکر کنم باب هال، همکارم در دانشگاه استنفورد بود که در مورد چیزی که نظریه‌ی آنا کارنینا در مورد رکود نام گرفته صحبت کرد. اگر به دوره‌های رشد توجه کنید تقریباً همه به هم شبیه‌اند اما به قول کتاب [آنا کارنینا] «خانواده‌های خوشبخت همه شبیه به همند اما هر خانواده‌ی بدبخت، [به شیوه ی] خود بدبخت است» و رکود در آمریکا و جهان به کلی با یکدیگر متفاوتند. پس اگر به رکود آمریکا توجه کنید همه‌گیری، 11 سپتامبر، بحران مالی و اوپک را می‌بینید. پس دوره‌های نزول به نظر ناشی از رویدادهای نامنتظره بوده‌اند و به قول تو هر کدام با دیگری متفاوت است. مشابه آن‌ها را ندیده‌ایم یا به ندرت مشاهده شده‌اند و جهش‌های یکباره‌ای در نااطمینانی ایجاد کرده‌اند. به نظر من در دوره‌های رشد عادی نااطمینانی کمتر و شرایط پیش‌بینی پذیرتر است. در نااطمینانی دوره‌های رکود و به ویژه در ابتدای دوره، اتفاق بزرگی باعث بروز آن می‌شود و میزان نااطمینانی جهش یکباره‌ای پیدا می‌کند و در این دوره‌ی ابتدایی نااطمینانی از نوع نایتی یا ابهام است.مایکل کلاین:پس منظورت این بود که این اطلاعات را از کشورهای مختلف جمع و در این اطلاعات الگوهایی در مورد میزان کم یا زیاد نااطمینانی در بین این کشورها مشاهده کرده ای؟ آیا می‌توان گفت در  کشورهایی که این ویژگی یا آن ویژگی را دارند میزان نااطمینانی یا ابهام بالاتر یا پایین‌تر است؟نیکلاس بلوم:چیز جالبی که مشاهده شده اینه که اگر به سطح دموکراسی توجه کنید به نظر می‌رسد دموکراسی‌ها به طور متوسط نااطمینانی کمتری دارند. هر چه کشورها کمتر دموکراتیک باشند و سطح یکه سالاری در آن‌ها بالاتر باشد نااطمینانی هم بیشتر می‌شود. اما تا به سطح بسیار بالای یکه سالاری برسید کمی کاهش پیدا می‌کند و پس از مدتی دوباره زیاد می‌شود. به نظر من دلیلش این است که دموکراسی‌ها نوعی آشوب قابل پیشبینی‌اند. انگلیس تلاطم‌های زیادی را پشت سر گذاشته است. دولت‌ها می‌آیند و می‌روند و افت و خیز وجود دارد اما تقریباً می‌توان گفت چه اتفاقی می‌افتد. هر چه به سمت رژیم‌ها یکه سالارتر حرکت می‌کنیم اوضاع برای مدتی با ثبات است اما بعد از مدتی انقلاب یا کودتا رخ می‌دهد یا رهبر رژیم فوت می‌کند و آشوب مطلق و غیرقابل پیش‌بینی اتفاق می‌افتد.پس یک عامل ساختار سیاسی است و دموکراسی کمی قابل پیشبینی‌تر است. این نظام‌ها از نتایج نادر اجتناب می‌کنند. چیز دیگری که در مورد آن قبل‌تر صحبت کردیم میزان توسعه یافتگی است که به نظر می‌رسد در کشورهایی که توسعه یافته‌تر و کارآمدترند مانند شمال اروپا، آمریکا، ژاپن، استرالیا، نیوزیلند و … نااطمینانی به طور متوسط کمتر است. اتفاق‌هایی که به نظر داده‌های پرت می‌رسند در این نظام‌ها به ندرت روی می‌دهند. به نظر من محرک دیگر سیاست است و نمی‌گویم که آمریکا و اروپا در سیاست بی نقص بوده‌اند اما به هر صورت از برخی سیاست‌ها به ویژه در کشورهای یکه سالارِ در حال توسعه که مشاهده کرده‌اید چه اتفاقات وحشتناکی در جریان است، پیش‌بینی‌پذیرتر و معقول‌تر بوده‌اند. پس دولت ها، [ساختار] دولت و حاکمیت اهمیت فراوانی در این موضوع دارد.مایکل کلاین:پس یکی از مزیت‌های سنجه‌های نااطمینانی که اشاره کردی به‌روز بودن آن‌ها است. در مورد الان چطور؟ آیا در دوره‌ی نااطمینانی زندگی می‌کنیم؟نیکلاس بلوم:بله. به نظرم نقل قول از IMF خیلی به جا بود. تقریباً وضعیت حال حاضر 7 از 10 است. اگر به گذشته نگاه کنیم سال‌های 1990 میزان نااطمینانی به نسبت پایین بود. به نظر من ماهایی که حدود سال‌های 1973 به دنیا آمده ایم شرایط آن سال‌ها را به خاطر داریم. اخیراً میزان نااطمینانی افزایش داشته. سال 2008 جهش زیادی داشت. واضح است که سال 2020 هم رشد یکباره‌ای داشت. به نظر می‌رسد که نااطمینانی به صورت روندی افزایشی رشد می‌کند البته با افت و خیزهایی که دارد. از نظر من یکی از دلیل‌های آن سیاست است به ویژه در اروپا و آمریکا که در ده سال گذشته قطبی‌تر،  تهاجمی‌تر و خصمانه‌تر شده است. شاید جهانی شدن هم تأثیر داشته است. اما به نظر من شاخص‌های ما روند رو به بالای ضعیفی داشته‌اند. کمی دشوار است بین بدشانسی و روند تمایز قائل شد اما اگر رگرسیون بگیرید حتماً رشد را به صورت چشمی مشاهده می‌کنید. به خصوص در سال‌های 2008 و 2020.مایکل کلاین:نیک با بررسی تأثیر این سنجه‌ها بر اقتصاد به چه نتایجی رسیدی؟نیکلاس بلوم:این کار را می‌توان در سطح بنگاه، مشتریان یا سطح ملی انجام داد. در کل به نتیجه‌ی یکسانی می‌رسید. زمانی که میزان نااطمینانی بالاست، سرمایه‌گذاری کسب و کارها افت می‌کند. پس بیشترین میزان کاهش مربوط به سرمایه‌گذاری، خرید تجهیزات کارخانه، رایانه و … می‌شود. شاید نامنتظره نباشد. این‌ها تصمیم‌های پرهزینه‌ای هستند که بازگشت از آن‌ها دشوار است. کاهش میزان استخدام هم مشاهده می‌شود. بنگاه‌های اقتصادی درنگ می‌کنند، محتاط می‌شوند و می‌گویند «واقعا لازم است که این نفر اضافه را استخدام کنیم؟ شاید صبر کردیم تا اوضاع مشخص‌تر شود.» و آن وقت است که در سمت مصرف کننده کاهش بزرگی در مخارج مشاهده می‌شود به ویژه در کالاهای بادوام مصرفی. کریستینا رومر مقاله مشهوری دارد که در آن نشان داده است که در رکود بزرگ صد سال قبل، هزینه گرد در زمینه‌ی کالاهای بادوام کاهش عظیمی داشته است. در آن زمان کالای با دوام خودرو بود اما افرا هنوز مواد غذایی و پوشاک می‌خریدند. پس در کل سرمایه‌گذاری کم شد، خرید کالای بادوام کم شد، استخدام کمی کاهش داشت و همه‌ی این‌ها موجب بروز رکود شد.مایکل کلاین:به نظرتو تأثیر نااطمینانی و خروجی‌های اقتصادی به طور نظام مند بین کشورها و کسب و کارهای مختلف متفاوت بوده؟نیکلاس بلوم:البته که بین کشورها تفاوت داشته. طبق یافته‌های ما این ضربه به کشورهای در حال توسعه تأثیر دوچندانی داشته. نه تنها میزان نااطمینانی بالاتر بوده بلکه واکنش این کشورها به نااطمینانی هم شدیدتر بوده. و شاید یکی از دلایلش این باشد که این کشورها از نظر مالی استواری کمتری دارند. از نظر اقتصادی هم استواری کمتری دارند. اگر شرکتی در یکی از کشورهای در حال توسعه باشید شاید [به اندازه‌ی کشورهای توسعه یافته] حاشیه اطمینان مالی و جریان نقدینگی نداشته باشید و تأثیر بیشتری بپذیرید. از دیدگاه بنگاه‌های اقتصادی آن‌هایی بیشترین تأثیر را [از نااطمینانی] می‌گیرند که افق دید بلندمدت‌تری دارند و فعالیت‌های غیرقابل بازگشت بیشتری انجام می‌دهند و بیشتر [منظور] تحقیق و توسعه است. پس اگر به تحقیق و توسعه فکر می‌کنید و پروژه‌ی پنج ساله‌ای دارید و پس از سه سال جایی به مشکل برخورد کنید امکان فروش پژوهش نیمه کاره را نخواهید داشت. پس  تصمیمی کاملاً غیر قابل برگشت خواهد بود و در قبال شرایط بازار بسیار حساسیت بالایی خواهید داشت. این یکی از دلایلی است که باعث می‌شود ثبات محرک رشد شود و چون ثبات مشوق سرمایه‌گذاری است، تحقیق و توسعه را هم رونق خواهد داد و در سطح فردی نیز سرمایه‌گذاری در آموزش را رواج می‌دهد. پس بله، به نظر می‌رسد [دیدگاه] بلندمدت، تحقیق و توسعه و سرمایه‌گذاری بیشترین تأثیرپذیری را دارند.مایکل کلاین:توصیه‌ی عملی خاصی برای شرکت‌ها و افراد برای مصونیت در قبال آثار نااطمینانی داری؟نیکلاس بلوم:بله توجه آن‌ها را به سؤال اول تو در مورد نااطمینانی جلب می‌کنم. مقاله‌ای در نشریه کسب و کار هاروارد منتشر کردیم و در آن گفته بودیم «می‌توان در سه مرحله اقدام کرد» اول توجه به سیاست‌ است. از گفتن آن متنفرم اما سیاست اهمیت بیشتری پیدا کرده است. به برگزیت در انگلیس یا ترامپ در آمریکا توجه کنید، سیاست واقعاً بر کسب و کار تأثیر می‌گذارد. دوم اینکه برای انعطاف‌پذیری هزینه کنید. منظورم این است که اگر ملک می‌خرید باید در نظر داشته باشید که قراردادهای وام‌ کوتاه‌مدت‌تری ببندید یا به جای خرید اجاره کنید. هر سال گران‌تر می‌شود اما به این معنی است که می‌توانید از آن خارج شوید. به جای استخدام دائم، کارمندان پیمانی را به کار بگیرید، به جای خرید تجهیزات، اجاره کنید. مثلاً به جای اینکه بلیط‌های بازی را برای کل فصل خرید کنید بازی به بازی خرید کنید زیرا گرچه ارزان‌تر تمام می‌شود اما با خرید بلیط‌های کل فصل انعطاف پذیری خود را از دست می‌دهید. پیشنهاد من این است که در شرایط نااطمینانی برای انعطاف‌پذیری بیشتر هزینه کنید. سومین اقدام نیز برنامه‌ریزی سناریو است. در زمان همه‌گیری یا در [بحران] 2008 شرکت‌هایی که واکنش سریع‌تری داشتند منفعت بالایی بردند. و یکی از راه‌های واکنش سریع برنامه ریزی سناریویی است. [...]مایکل کلاین:دولت‌ها چطور؟ دولت‌ها در مواجهه با نااطمینانی چه کار می‌توانند انجام دهند که کارایی بهتری داشته باشند؟نیکلاس بلوم:به نظرم دولت‌ها عقب بنشینند و با ثبات بمانند. اصلی‌ترین کار دولت‌ها این است که تلاش کنند نااطمینانی کمتری ایجاد کنند. مقاله‌ای با استیو دیویس و اسکات بیکر دارم که در آن سنجش نااطمینانی را بررسی و مشاهده کرده‌ایم که  30 تا 40 درصد نااطمینانی را دولت‌ها ایجاد می‌کنند. می‌توانی تصور کنی که چرا. مواردی نظیر اینکه دولت به جنگ تجاری با چین می‌رود یا خیر؟ آیا [مقررات] حداقل حقوق را اجرا می‌کند؟ آیا مجوز فلان خط لوله را صادر خواهد کرد؟ و تمامی این‌ها نااطمینانی بسیار زیادی ایجاد می‌کند. سطح محلی را نیز باید در نظر داشت یعنی جایی که زندگی می‌کنیم. لذا از نظر من [دولت‌ها] در تمام سطوم می‌توانند کارهایی انجام دهند که عالی است مثل استقلال بانک مرکزی، که باید برای ایجاد موقعیت پولی پایدار تلاش کند.مایکل کلاین:نیک پژوهش‌های تو نااطمینانی ما در مورد نااطمینانی را کمتر کرد. از اینکه امروز پیش ما بودی ممنونم.</description>
                <category>امین کاوه</category>
                <author>امین کاوه</author>
                <pubDate>Tue, 28 Feb 2023 19:18:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقشه‌ی جدید غول‌های نفتی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_27734204/%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87-%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%BA%D9%88%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%81%D8%AA%DB%8C-a1clv3efszze</link>
                <description>غول های نفتی سود 150 میلیارد دلاریشان را کجا خرج می کنند؟بررسی شده در فارکست اکونومیستترجمه از اکونومیست توسط امین کاوهاواخر جنگ جهانی دوم فرانکلین دی رزولت در گردهمایی شومی شرکت کرد که در تعیین خط سیر چند دهه بعد مسائل ژئوپلتیک جهانی مؤثر بود. نه این گردهمایی، کنفرانس یالتا نبود. بلافاصله پس از آنکه رزولت، چرچیل و استالین جهان را به دو سپهر نفوذ مجزا تفکیک کردند، رئیس جمهور آمریکا در سکوت [رسانه‌ای] در یکی از کشتی‌های نیروی دریایی آمریکا با عبدالعزیز بن سعود، پادشاه عربستان سعودی دیدار کرد. پادشاه پذیرفت تا در ازای حفاظت از خودمختاری سعودی‌ها در سرزمین مقدس امتیاز دسترسی به نفت این کشور را به شرکت‌های نفتی آمریکایی اعطا کند.در امتداد بهره‌برداری دیرینه‌ی شرکت نفت ایران و انگلیس (BP فعلی) از مخازن نفتی ایران، اتحاد سعودی-آمریکا، محوری نفتی را پدید آورد که نگاه غول‌های نفتی غرب را به خلیج فارس و پس از آن به سایر نقاط جغرافیایی دوردست جلب کرد. تا ده‌ها سال پنج شرکت از بزرگترین شرکت‌های نفتی بخش خصوصی (اکسون موبیل و شورون آمریکا، BP و شل انگلیس و توتال انرژی فرانسه) از آمریکای جنوبی تا سیبری مشغول به حفاری بوده‌اند. اکنون دگرگونی عوامل ژئوپلتیک، اقتصادی و محیط زیستی نگاه این شرکت‌های عظیم را نه به شرق یا غرب بلکه هر چه بیشتر به سمت شمال و جنوب معطوف می‌کند.این نظم جدید زمانی طرح شد که طی دو سال متوالی شکست رکوردهای قیمت انرژی حساب‌های بانکی این غول‌های نفتی از درآمد لبریز شده بود (نمودار زیر). در روز دوم فوریه شل سود خالص سالانه مربوط به 2022 را 42 میلیارد دلار اعلام کرد که بیش از دو برابر مبلغ سال قبل و بالاترین میزان سود طی قرن اخیر به عنوان شرکتی دولتی بود. اکسون موبیل سود خالص خود را 56 میلیارد دلار اعلام کرد و در این رقابت در رتبه‌ی بالاتری ایستاد. بر اساس گزارش‌ها، سود خالص رقیب هموطن این شرکت، شورون، دو برابر شده و به مبلغ 37 میلیارد دلار رسیده بود. شرکت‌های BPو توتال انرژی نیز به ترتیب در 7 و 8 فوریه گزارش‌های مشابهی منتشر کردند.سر جمع این 5 شرکت غول آسا سال گذشته حدود 150 میلیارد دلار سود کسب کردند و در سال 2023 نیز ممکن است به همین میزان سودآوری داشته باشند. بخش بزرگی از این سود هنگفت به جیب سهامداران خواهد رفت: در ژانویه اکسون موبیل اعلام کرد که در کل 35 میلیارد دلار را طی سال جاری و آتی در جیب صاحبان خود خواهد گذاشت. بخشی از این سود صرف بازپرداخت دیون خواهد شد. با این حال بخش اعظمی از مبالغ باقی مانده مجدداً ‌سرمایه‌گذاری می‌شود.پس از چندین سال اجتناب از ‌سرمایه‌گذاری در حوزه‌ی نفت و گاز که نتیجه‌ی تخریب تقاضا پس از همه‌گیری و سیاست‌های سخت گیرانه‌ی محیط زیستی بود، شرکت‌های نفتی بزرگ مجدداً برای کشف نفت و استخراج آن هزینه می‌کنند. شرکت مطالعاتی S&amp;P مخارج سرمایه‌ای کل این صنعت در بالادست را با احتساب ‌سرمایه‌گذاری‌های شرکت‌های بزرگ بخش خصوصی و شرکت‌های ملی نفت در سال گذشته 450 میلیارد دلار برآورد کرد که نسبت به 350 میلیار دلار ‌سرمایه‌گذاری سال 2020 (کمترین میزان ‌سرمایه‌گذاری در 15 سال گذشته) افزایش چشمگیری داشته است. احتمالاً این مبلغ برای سال جاری بیشتر هم باشد.جابجایی در راستای طول جغرافیاییکل این سرمایه‌گذاری در مکان‌های سابق و همیشگی انجام نمی‌شود. به گفته‌ی ادوارد مورس از بانک سیتی گروپ، شرکت‌های عظیم نفتی غرب «تغییر فکری بنیادینی» را از سر می‌گذرانند. شرکت‌های آمریکایی از نواحی دوردست و پر از ریسک‌های سیاسی که زیرساخت‌های لازم برای رساندن پاک محصولات هیدروکربنی به بازار را ندارند در حال عقب‌نشینی هستند. رقبای کمتر ریسک‌گریزِ اروپاییِ آن‌ها نیز از برخی پروژه‌های خود در آمریکا روگردان شده‌اند تا در طرح‌های توسعه‌ای جدیدی در آفریقا ‌سرمایه‌گذاری کنند که ظرفیت سازگاری با محیط زیست بیشتری دارند. در هر دو حالت، نتیجه‌ی کار، تغییر آرایش کسب‌وکار نفت در امتداد طول جغرافیایی است.پیامد این تغییر تفکر برای غول‌های نفتی آمریکایی کاهش علاقه به بیرون از قاره آمریکا است. اکسون موبیل مانند اغلب شرکت‌های غربی پس از تجاوز روسیه به اوکراین از این کشور خارج شد. این شرکت از کشور‌هایی نظیر کامرون، چاد، گینه استوایی و نیجریه هم یا خارج شده یا قصد دارد در آینده از آن‌ها خارج شود. شورون پروژه‌هایی را در انگلیس و دانمارک (همچنین برزیل) واگذار کرده و امتیازهای خود در اندونزی و تایلند را تمدید نکرده است.جیمز وست از بانک تأمین کننده سرمایه‌ی اورکور، انتقال مبالغ هنگفتی از مخارج سرمایه‌ای شورون و اکسون موبیل به آمریکای جنوبی و ایالات متحده‌ی آمریکا را گزارش کرده است. اکسون موبیل به تازگی در حوزه‌های نفتیِ تازه کشف شده‌ی گویان ‌سرمایه‌گذاری سنگینی انجام داده است. شورون قصد دارد امسال بیش از یک سوم مخارج سرمایه‌ای خود را به سمت نفت شیل آمریکا هدایت و 20% از آن را در خلیج مکزیک ‌سرمایه‌گذاری کند. در ماه گذشته نیز با کسب اجازه از رئیس جمهور بایدن تجارت نفت خام با ونزوئلا را به میزانی محدود از سر گرفته است، کشوری با نظامی دیکتاتوری که مدت مدیدی در لیست مغضوبین ایالات متحده قرار داشته است.غول‌های نفتی اروپا نیز در حال کاهش سطح تعاملات خود با شرق و غربند. مانند اکسون موبیل، BP و شل نیز از روسیه خارج می‌شوند و به ترتیب دارایی‌های خود را به میزان 25 میلیارد دلار و 5 میلیارد دلار مستهلک[1] می‌کنند. شل نیز از شر دارایی‌های نفت شیل خود در تگزاس خلاص شده و بنا بر گزارش‌ها بخشی از دارایی‌های خود در خلیج مکزیک را به فروش گذاشته است. BP نیز دارایی‌های خود را از نفت مکزیک خارج می‌کند و انتظار می‌رود از آنگولا، آذربایجان، عراق، عمان و امارات متحده عربی خارج شود. توتال انرژی نیز از سکوهای نفتی کانادا عقب نشینی می‌کند.در عوض، چشم طماع اروپا مانند رقبای آمریکایی آن‌ها به سمت جنوب دوخته شده است. کلادیو دسکالزی[2]، یکی از مدیران ارشد شرکت نه چندان بزرگ نفتی اِنی ایتالیا، از اروپا خواست تا برای جایگزینی انرژی روسیه به آفریقا توجه کند. از نظر وی این «محور جنوب-شمال» دسترسی اروپا را به سوخت‌های فسیلی متداول و نیز جایگزین‌های پاک‌تری مانند انرژی‌های تجدیدپذیر و هیدروژن (که از طریق کشتی و خط لوله قابل انتقال به شمال است) تقویت می‌کند. در بیست و هشتم ماه ژانویه، اِنی اعلان کرد که قراردادی به مبلغ 8 میلیارد دلار برای گاز طبیعی با شرکت ملی نفت لیبی امضا کرده است (که شامل مبلغی برای جمع‌آوری و ذخیره‌ی کربن نیز می‌شود). شل و شرکت دولتی اکوینورِ نروژ [استات اویل سابق] برای احداث ترمینال مایعات گازی (LNG) در شرق آفریقا با تانزانیا قراردادی به مبلغ 30 میلیارد دلار امضا کرده‌اند. توتال انرژی در پروژه‌های گاز موزامبیک و آفریقای جنوبی ‌سرمایه‌گذاری کرده است.دو دلیل اصلی برای این تغییر آرایش وجود دارد. اولین دلیل، دغدغه‌ی اصلی امریکایی‌ها است که به ریسک و بازدهی برمی‌گردد. مدیران نفتی در دوره‌های قبلیِ رونقِ قیمت نفت، به قولی «همچون دریانوردان مست» پول خرج می‌کردند. ‌سرمایه‌گذاری بیش از حد و کنترل هزینه‌ی ناکافی در سال‌هایی که همه به دستپاچگی افتاده بودند به هدر رفتی عظیم و تولید اضافه منجر شد. در سال‌های قبل از همه‌گیری کووید19 پروژه‌های نفتی از دریای خزر تا حوزه‌ی پرمین[3]میلیاردها دلار را به باد دادند. ده‌ها میلیارد دلار دیگر نیز در قالب ارزش سهام دود شد و به هوا رفت.این روز‌ها سرمایه‌گذاران از مدیران مالی انتظار انضباط سرمایه‌ای بسیار بیشتری دارند و مدیران نفتی نیز این فرمان را رعایت می‌کنند. مصارف سرمایه‌ای کل این صنعت گرچه اخیراً افزایش یافته اما از اوج 800 میلیارد دلاری خود در سال 2014 فاصله‌ی زیادی دارد. پولی که غول‌های نفتی صرف می‌کنند نیز با عقلانیت بیشتری به کار گرفته می‌شود. بخش اعظم این پول در ‌سرمایه‌گذاری‌های «زودبازده[4]» صرف می‌شود که طی 5 سال به بازدهی می‌رسند نه 10 سال یا بیشتر از آن. به گفته‌ی جولی ویلسون از شرکت مشاوره‌ی وودمکنزی[5]: «از سال‌های 1990 تا الان در این صنعت بوده‌ام و هیچ وقت تا این حد تأکید بر کارایی را ندیده بودم». این تأکید بی‌سابقه بر کارایی به معنی ریسک‌پذیری کمتر در مناطق نامساعدی مانند قطب یا نواحی عمیق اقیانوس است و همچنین افزایش تعداد پروژه‌ها در حوزه‌های قضایی کمتر ناشناخته‌تری که [به نسبت] سیاست‌ها و ویژگی‌های زمین شناختی ساده‌تری هم دارند.برای شرکت‌های آمریکایی البته هیچ کجا خانه نمی‌شود. این شرکت‌ها شناخت خوبی از آمریکای جنوبی نیز دارند. حیاط خلوت‌های کمتر شناخته شده‌ی شرکت‌های آمریکایی مانند گویان که شایعه‌ی قدیمی منابع غنی نفتی آن تازه در سال 2015 تأیید شد نیز خلاف تصور از ابعاد گوناگون ریسک سیاسی کمی دارند. [از طرفی] سیاستمداران کشورهایی که منابع نفتی آن‌ها به تازگی کشف شده در ترسیم چشم انداز خود محتاط‌ترند. این کشورها مسیر همتایانِ یکه‌سالار[6]خود را در کشورهایی که به نفرین منابع دچار شده‌اند و تصوری از آینده‌ی بدون نفت ندارند انتخاب نکرده‌اند. در نتیجه برای رساندن سریع‌تر محصولات هیدروکربنی خود به بازار شرایط مطلوب‌تری را به شرکت‌های نفتی پیشنهاد می‌دهند؛ اکسون موبیل در گویان فقط طی دو سال از اکتشاف دریایی به تولید رسید.کشورهای آفریقایی که اغلب تلاش می‌کنند روابط معقولی با قدرت‌های استعماری گذشته‌ی خود حفظ کنند نیز به دلایل مشابه برای اروپا جذابیت دارند. شرکت‌های اروپایی پس از عقب نشینی از آمریکا به دلیل سوء شهرت و عدم پشیمانی این کشور [از رفتار گذشته] نسبت به روابط خود با صنعت نفت آمریکا احساس خوبی ندارند. در سال 2021 توتال انرژی به دلیل مخالفت گروه لابی‌کننده‌ی مؤسسه نفت آمریکا (API) با یارانه‌ی خودروهای برقی، قیمت‌گذاری کربن و قوانین سخت‌گیرانه‌تر برای انتشار متان که یکی از گازهای گلخانه‌ای بسیار قوی است از این مؤسسه خارج شد.شرکت‌های اروپایی با این کار به فشار فزاینده‌ی مصرف‌کنندگان، سیاست‌گذاران و سرمایه‌گذاران به منظور کربن‌زدایی از پرتفوی واکنش نشان می‌دهند (دلیل عمده‌ی اروپا برای خوشه بندی جغرافیایی[7]). این کشورها به دنبال مکان‌های جدید برای ‌سرمایه‌گذاری می‌گردند زیرا این نوع ‌سرمایه‌گذاری که از آخرین فناوری‌ها بهره می‌برد در مقایسه با دارایی‌های قدیمی که بر زیرساخت‌های پرنشت‌تر و مستهلک متکی هستند، کارایی بیشتر و انتشار کربن کمتری دارد. علاوه بر این شرکت‌های نفتی به خصوص در اروپا دیدی فراتر از سوخت‌ها فسیلی دارند. جیمز تامسون از بانک جی پی مورگان متوجه شده که دیگر همبستگی سابق بین قیمت نفت و مصارف سرمایه‌ای در زمینه‌ی نفت و گاز برای 11 غول انرژی بخش خصوصی از بین رفته است؛ پدیده‌ای که وی تا حدی آن را ناشی از سرازیر شدن پول در پروژه‌های کم کربن می‌داند.تعداد این پروژه‌ها به ویژه در میان شرکت‌های اروپایی رشدی انفجاری داشته است و بسیاری از این پروژه‌ها در همان مناطقی تعریف شده‌اند که عملیات هیدروکربنی جدید این شرکت‌ها در حال انجام است. در ماه مه گذشته اِنی با شرکت نفت دولتی الجزایر به نام سوناتراک قراردادی برای توسعه‌ی هیدروژن سبز از منابع‌تجدیدپذیر منعقد کرده است. BP نیز همین کار را با موریتانی شروع کرده و توتال انرژی نیز از تولید انژی‌های‌تجدیدپذیر در آفریقای جنوبی حمایت کرده است. شل سال گذشته با نگاهی به شمال حدود 2 میلیارد دلار در ازای نِیچر انرژی پرداخت که تولید کننده‌ی گاز طبیعی «بازگشت پذیر» [8]در دانمارک است و از اقلامی مانند پسماند کشاورزی استفاده می‌کند. اُسوالد کلینت، تاجر شرکت برنسشتاین پیش‌بینی کرده است که «دوران ادغام‌های غول آسا» در انرژی‌های سبز به رهبری غول‌های نفتی اروپا شروع خواهد شد. فقط در سال گذشته غول‌های نفتی 22 قرارداد تجدیدپذیر منعقد کرده‌اند که مجموع مبالغ 5 مورد از بزرگترین این پروژه‌ها به 12 میلیارد دلار می‌رسد. آقای کلینت معتقد است که در سال 2030 غول‌های اروپایی ممکن است تا حدود نیمی از مصارف سرمایه‌ای خود را به پروژه‌های کم کربن اختصاص دهند.ادغام عمودیهنوز تا تکمیل تغییر آرایش شمال-جنوب غول‌های نفتی مسیری طولانی باقی مانده است. BP هنوز در خلیج مکزیک ‌سرمایه‌گذاری‌هایی در دست انجام دارد و در ماه دسامبر نیز خرید 4.1 میلیارد دلاری آرکیا[9] را تکمیل کرد که شرکتی آمریکایی است و RNG تولید می‌کند. اکسون موبیل نیز [‌سرمایه‌گذاری خود را] در پروژه‌های گاز موزامبیک دو برابر کرده است. شورون یکی از پروژه‌های نفتی خود در قزاقستان را گسترش داده و بر اساس گزارش‌ها، مذاکرات خود را با دولت الجزایر در مورد مخازن عظیم نفت شیل این کشور از سرگرفته است. اما هر چه می‌گذرد این اقدامات بیشتر شکل استثناء به نظر می‌رسند تا قاعده. آینده‌ی اکتشاف انرژی احتمالاً ناب‌تر، سبز‌تر و تا حد بسیار بیشتری در راستای طول جغرافیایی خواهد بود.[1] Write down[2] Claudio Descalzi[3] Permian basin[4] shortcycle[5] Julie Wilson of Wood Mackenzie[6] Autocrat[7] Geographical sorting[8] “renewable” natural gas (RNG)[9] Archaea</description>
                <category>امین کاوه</category>
                <author>امین کاوه</author>
                <pubDate>Thu, 23 Feb 2023 18:38:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ناوگان تاریک</title>
                <link>https://virgool.io/@m_27734204/%D9%86%D8%A7%D9%88%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9-uu4xup2seewb</link>
                <description>روسیه چگونه در سطح صنعتی تحریم‌های نفتی را دور می‌زند؟ترجمه از اکونومیستبررسی شده در فارکست اکونومیستترجمه امین کاوهاز زمان شروع جنگ اوکراین، بنگاه‌های اقتصادی اروپایی که زمانی بر معامله، حمل و بیمه‌ی نفت روسیه سیطره داشتند تمایل خود را نسبت به بازار نفت روسیه از دست داده‌اند. بازیگران تازه وارد مرموزی که جایگزین این بنگاه‌ها شده‌اند به فروش نفت خام روسیه کمک کرده‌اند. این شرکت‌ها نه در ژنو بلکه در هنگ کنگ یا دوبی قرار دارند. بسیاری از این بازیگران تا کنون تجربه‌ی تجارتی شبیه به فروش نفت را نداشته‌اند [و با حضور این کنشگران جدید] نظام انرژی جهان پراکنده‌تر، چندتکه‌تر و خطرناک‌تر می‌شود.نیاز روسیه به این زنجیره‌ی تأمین جایگزین که از ابتدای شروع جنگ پدیدار شده پس از اجرای بسته‌ی تحریمی غرب در پنجم دسامبر 2022 تشدید شده است. تمهیدات در نظر گرفته شده در این بسته‌ی تحریمی واردات دریایی نفت خام توسط اروپا را ممنوع می‌کند و تنها در صورتی به روسیه اجازه‌ی استفاده از شرکت‌های خدمات لجستیک و بیمه‌ای غربی را می‌دهد که محموله‌ی آن‌ها قیمتی زیر 60 دلار به ازای هر بشکه داشته باشد. از پنجم فوریه‌ی سال جاری تحریم‌های بیشتری بر سوخت دیزل و سایر محصولات پالایشی این کشور اعمال خواهد شد که موجب خواهد شد  این مجاری پنهان جدید همچنان اهمیت حیاتی خود را حفظ کنند.اکونومیست با گروهی از واسطه‌گران بازار نفت مصاحبه و شواهد موجود را در طول زنجیره ارزش بررسی کرده است تا با ارزیابی تأثیر تحریم‌ها آنچه را در آینده رخ می‌دهد درک کند. با توجه به یافته‌های ما، غرب در این زمینه ناکام مانده و روسیه جان به در برده چرا که این ساختار تأمین مالی و حملِ «در سایه» استوار و گسترده بوده است. زمانی که مجموعه تحریم‌های جدید به اجرا گذاشته شوند این بازار خاکستری نه تنها ناپدید نخواهد شد بلکه پابرجا و مستعد گسترش خواهد بود.صادرات روسیه که سال گذشته بیش از 10% حجم تجارت جهان را شامل می‌شد پس از آتش توپخانه تحریم اروپا در دسامبر آسیب دید. اما دو ماه بعد به همان حجم صادرات ماه ژوئن رسید. مقدار نفت روی دریا که در زمان جهش بازار افزایش می‌یابد نیز به میزان نرمال بازگشته است. همانطور که انتظار می‌رفت چین و هند بخش اعظم محموله‌های تحریمی را جمع‌آوری کرده‌اند. با این حال مایه‌ی شگفتی است که حجم محموله‌هایی که مقاصد ناشناس دارند جهش داشته است. نفت روسیه که زمانی به سادگی ردیابی می‌شد اکنون از مجاری در سایه انتقال می‌یابد.بخشی از تجارت کماکان با استفاده از شرکت‌های حمل دریایی یونانی، شرکت‌های بیمه‌ی انگلیسی و بانک‌های هلندی و ژاپنی انجام می‌شود که از گذشته بر صنعت حاکم بوده‌اند. به لطف سقف قیمتی که از دسامبر توسط غرب به اجرا گذاشته شده است این مجاری به حیات خود ادامه داده‌اند. در این ماه همزمان با درنگ بنگاه‌های اروپا برای بررسی امور اداری ضروری برای شرایط جدید، سهم صادرات نفت خام روسیه به غرب توسط این شرکت‌ها از 60% به 13% کاهش پیدا کرد. با به پایان رسیدن ماراتن حقوقی این سهم به 36% درصد رسیده است اما به نظر می‌رسد مجدداً افت پیدا کند. در تاریخ اول ژانویه بزرگترین شرکت‌های بیمه‌‎ی پوششی جهان که شرکت‌های بیمه را بیمه می‌کنند تصمیم گرفتند که از پوشش حمل و نقل از بنادر روسیه خودداری کنند. اکنون شرکت‌های بیمه‌ی غربی می‌بایست یا از این کسب و کار خارج شوند یا از هزینه‌های اضافه‌ی ناشی از افزایش ریسک بگذرند.در سوی دیگر این طیف، تجارتِ «سیاه» قرار دارد که توسط تولید کننده‌هایی مانند ایران و ونزوئلا آزموده شده است. ‌نفت‌کش‌های از رده خارجی که تا نیم قرن از عمرشان گذشته است با خاموش کردن فرستنده‌های خود به سمت مشتریان ناشناس حرکت می‌کنند. این کشتی‌ها در برخی موارد طی یک سفر چندین بار تغییر نام و تغییر رنگ می‌دهند. اغلب این کشتی‌ها در ترمینال‌های پر تردد، ترانزیت می‌کنند و محموله هایشان با سایر محموله‌ها مخلوط می‌شود و شناسایی آن‌ها را دشوار می‌کند. به تازگی چندین ‌نفت‌کش بزرگ که قبلاً در خلیج[فارس] لنگر انداخته بودند در حال بارگیری از کشتی‌های کوچکتر روسی در جبل الطارق شناسایی شده‌اند. به نظر می‌رسد عمان و امارات متحده‌ی عربی که در ده ماه ابتدایی سال 2022 بیش از مجموع مقادیر سه سال قبل از آن نفت روسی دریافت کردند مقادیری از محموله‌های دریافت شده را مخلوط و به اروپا صادر کرده‌اند. مالزی نیز دو برابر بیش از توان تولید خود به چین صادر می‌کند. احتمالاً بخش اعظم آن نفت ایران است اما ناظرین کشتی‌رانی حدس می‌زنند که چند محموله روسی نیز در این میان گنجانده شده باشد.مادامی که شرکت‌های روسی می‌توانند به صورت قانونی نفت خود را به بیشتر کشورهای جهان بفروشند به نظر می‌رسد ضرورتی برای استفاده از این مجاری دشوار وجود نداشته باشد. با این حال سهم صادرات ناشی از این مجرا گرچه ناچیز اما در حال افزایش است. در عوض بخش عمده‌ی نفت خام روسیه از طریق شبکه‌های خاکستری انتقال می‌یابد که سقف قیمت را رعایت نمی‌کنند و در عین حال غیر قانونی نیز نیستند زیرا از لجستیک غیر غربی استفاده می‌کنند و دریافت کننده‌ی آن‌ها کشورهایی غیر از تحریم کنندگان‌اند. این عملیات پراکنده و مبهم بر سه رکن اصلی استوارند: گروه جدیدی از معامله‌گران،ناوگان تانکری گسترده و در حال رشد و منابع مالی جدید.طیف‌های متعدد خاکستریقبلاً نفت خام روسیه توسط بازوهای معاملاتی تولید کنندگان روس در خارج از این کشور به فروش می‌رفت که به غول‌های نفتی و بازرگانان سوئیسی تعلق داشتند. مقر بیشتر این شرکت‌ها اغلب در ژنو قرار داشت. اما به نظر می‌رسد بسیاری از این شرکت‌ها به مکان‌های دوستانه‌تری نقل مکان کرده‌اند. رابین میلز از شرکت مشاوره‌ی قمر انرژی اعتقاد دارد که پس از آغاز جنگ، بیش از 30 شرکت از تشکیلات تجاری روسیه (برخی تحت نام‌های جدید) دفاتری در دوبی افتتاح کرده‌اند. با کناره‌گیری تجار غربی، بازیگران تازه واردی برای فروش به هند، سریلانکا و ترکیه پدیدار شده‌اند. بیشتر این بازیگران سابقه‌ی معامله نفت روسیه یا به طور کلی فروش نفت را نداشته‌اند. ناظران داخلی گمان می‌کنند که بیشتر این شرکت‌ها خط مقدم شرکت‌های دولتی روسیه‌اند.این گروه مرموز، ناوگان خاکستری گسترده‌ی یاد شده را هماهنگ می‌کند. از زمانی که اتحادیه اروپا تحریم لجستیک را مد نظر قرار داد بازار ‌نفت‌کش‌های دست دوم به شدت رونق گرفته است. بر اساس اعلام یکی از دلالان کشتی به نام SSY سال گذشته حدود 200 کشتی حمل نفت خام دست به دست شده که حدود 55% از سال 2021 بیشتر بوده است. بیشتر این کشتی‌ها «افرامکس» و «سوئزمکس» بوده‌اند که حداکثر ظرفیت آن‌ها 1 میلیون بشکه است و فقط این کشتی‌ها برای پهلوگیری در بنادر روسیه به اندازه کافی کوچکند. تقاضا برای افرامکس به اندازه‌ای بالا بوده است که تعدادی از آن‌ها به تازگی به قیمت 30 میلیون دلار فروخته شده‌اند که میانگین قیمت خرید چین برای خرید کشتی‌های ابرنفتکش با ظرفیت حمل 2 میلیون بشکه توسط چین در سال گذشته بوده است.ناوگانی که روسیه می‌تواند برای دور زدن سقف قیمتی از آن استفاده کند اکنون به 360 کشتی می‌رسد که معادل 16% ظرفیت ‌نفت‌کش‌های نفت خام جهان است. راید لانسون از شرکت تحلیل داده کپلر عنوان کرده است که با روگردانی تمامی شرکت‌های غربی از نفت روسیه، ناوگان در سایه برای حفظ سطوح فعلی جریان صادرات نفت خام روسیه کافی است. با این حال بسیاری از این کشتی‌ها بیش از دو دهه عمر دارند و مسیرهای بسیار طولانی را طی می‌کنند. در حالی که نفت خام از دریای سیاه کمتر از یک هفته به اروپا می‌رسد برای رسیدن به چین 45 روز زمان نیاز دارد.با رونق کسب و کار، واسطه‌ها مجبور شده‌اند برای سرمایه گذاری و بیمه‌ی عملیات خود تأمین کنندگان مالی جدیدی پیدا کنند. اینکه بتوان بدون مسدود کردن سرمایه و با استفاده از خطوط اعتباری قابل دستیابی و نامحدودِ بزرگ‌ترین بانک‌های جهان، نفت را معامله کرد سال‌ها دغدغه‌ی اساسی این کسب و کارها بوده است. در مورد نفت روسیه که اکنون بانک‌های غربی تمایل خود را نسبت به آن از دست داده‌اند این امکان از بین رفته است. در عوض به نظر می‌رسد معامله‌ی در سایه از اعتبار دولت روسیه تغذیه می‌کند و واسطه‌ها پس از دریافت وجه محموله، بهای آن را پرداخت می‌کنند. بانک‌های کشورهای حاشیه خلیج [فارس] نیز به صورت فزاینده‌ای تأمین اعتبار کرده‌اند. برخی از ناظرین محلی اعتقاد دارند زمانی تصمیم به مشارکت گرفتند که ادناک، غول انرژی دولتی امارات متحده عربی در ماه نوامبر شروع به دریافت نفت خام روسیه کرده بود.تهیه‌ی بیمه نیز دشوارتر شده است. فقط شرکت‌های حمل نفت به حفاظت از محموله‌ها و کشتی‌های خود نیاز ندارند. مقامات بنادر که مسیرهای عبور مانند تنگه‌ی بسفر را کنترل می‌کنند نیز در قبال هزینه و آسیبی که ممکن است کشتی‌ها به افراد، دارایی‌ها یا محیط زیست وارد کنند به بیمه‌های حفاظت و غرامت (P&amp;I[1]) نیاز دارند. مسئولیت ناشی از نشت نفتی ممکن است به حدی بزرگ باشد که 90% پوشش P&amp;I جهان توسط مجموعه‌هایی متشکل از مالکان کشتی‌ها ارائه می‌شود که اغلب در لندن قرار دارند و حق بیمه‌ها را تجمیع می‌کنند. به گفته‌ی اولریچ کادو از شرکت بیمه‌ی آلمانی الیانز، خارج از جهان غرب هیچ یک از بازارهای خصوصی توان توسعه‌ی شبکه‌های امنیتی مشابه را ندارند.با این حال برای این موضوع نیز راهکارهایی پیدا شده است. به نظر می‌رسد از ماه دسامبر شرکت‌های روسی که اغلب در کسب و کار کشتی‌رانی تازه‌کارند برای ارائه‌ی بیمه‌های محموله و کشتی پیش قدم شده‌اند. احتمال دارد که نوعی پوشش P&amp;I نیز با همان کیفیت سوأل برانگیز توسط دولت روسیه ارائه شده باشد. متخصصان بیمه حدس می‌زنند که برخی از بنادر کشورهایی که از نفت روسیه منتفع می‌شوند (به ویژه هند) سطح پوشش الزامی برای ‌نفت‌کش‌های ورودی را کاهش داده‌اند.معامله‌ی خاکستری هنوز جای رشد دارد. به گفته‌ی شرکت تحلیل داده‌ی کایروس، هند و چین می‌توانند نفت خام بیشتری از روسیه خریداری کنند چرا که مخازن آن‌ها کمتر از دو سوم پر شده‌اند و به اعتقاد این شرکت نفت خام خریداری شده توسط این کشورها، پالایش و بعضاً به اروپا فروخته می‌شود و به طور پنهان ذخیره نمی‌شود. جیوانی سریو از شرکت معاملاتی ویتول اشاره کرده است که در روز سوم ماه ژانویه، سهم صادرات محصولات پالایشی چین در مقایسه با سال گذشته نزدیک به 50% افزایش یافته که شاید پیش درآمدی بر خرید نفت خام بیشتر از روسیه و فروش محصولات پالایشی به خارج از کشور باشد.از طرفی ممکن است مشوق‌های رعایت سقف قیمتی تضعیف شوند. ولادیمر پوتین در ماه دسامبر طی فرمانی فروش به طرف‌هایی که به این قوانین پایبند بوده‌اند را ممنوع اعلام کرد. ادبیات استفاده شده در این بیانیه شدیدالحن نیست و راه را برای موارد استثناء باز گذاشته است و بسیاری باور دارند که سخت گیرانه اجرا نخواهد شد. اما فرمانی که در اول فوریه تنفیذ شد ممکن است کماکان برخی خریداران را به تجدید نظر ترغیب کند.صاحب نفتکش‌، ملوان، سرباز، جاسوسافزایش قیمت ممکن است چشم انداز را به شکل قابل ملاحظه‌ای تغییر دهد. امروز برنت که شاخص بین المللی نفت خام است به قیمت 83 دلار معامله می‌شود که از میانگین 100 دلاری سال گذشته پایین‌تر است. موضع دست پایین روسیه در مذاکرات و هزینه بالای حمل دریایی به این معنی است که گرید نفت خام اورال حتی قبل از اعمال سقف قیمتی نیز با تخفیف فروخته می‌شده است. در نتیجه یک بشکه نفت خام اورال که از غرب روسیه جریان دارد و بخش اعظم صادرات آن را تشکیل می‌دهد زیر سقف قیمتی 60 دلاری فروش می‌رود. این بازارِ مساعد، شرایط را برای کسانی که از قوانین تبعیت می‌کنند آسان می‌کند. با این حال بسیاری از تحلیل گران باور دارند که بازگشت تقاضای چین به شرایط عادی و سرمایه‌گذاری ضعیف در منابع جدید تأمین نفت ممکن است نفت برنت را تا نیمه‌ی دوم 2023 به 100$ برساند. در چنین سناریویی قیمت اورال نیز جهش خواهد داشت. برخی خریداران احتمالاً به جای دردسرهای مقرراتی به معاملات در سایه بازگردند.دور جدید تحریم‌های مربوط به محصولات پالایشی نیز معاملات در سایه را تقویت خواهند کرد. در ماه دسامبر اروپا روزانه یک میلیون تن سوخت دیزل و محصولات پاک پالایشی خریداری کرده است که معادل 55% از صادرات روسیه است. روسیه اکنون مجبور است به دنبال خریداران جدید باشد. چین و هند تقاضای کمی برای محصولات پالایشی دارند و بازار جهانی چند تکه شده است. از این رو بهترین گزینه‌های روسیه احتمالاً بازارهای کوچک‌تر برزیل و مکزیک است که با صادرات بیشتر امریکا به اروپا شاهد کاهش میزان عرضه خواهند بود. با این حال ناوگان حمل این محصولات کوچک است و مسیرهای طولانی این کمبود را تشدید می‌کنند. تمامی این موارد حاکی از آن است که روسیه نخواهد توانست بخش اعظم نفت پالایش شده‌ی خود را بفروشد و در عوض تا حد توان نفت خام خود را به بازارهای خاکستری می‌خوراند.رشد معاملات خاکستری برای روسیه مزیت‌هایی دارد. این کار بخش اعظم صادرات روسیه را از کنترل میانجی‌های غربی خارج می‌کند و شفافیت قیمت‌گذاری را کاهش می‌دهد. غرب برای تخمین قیمت‌های اورال بر اساس اندک معاملات انجام شده در ردگیری هزینه‌ها به دردسر افتاده است. بر اساس اظهارات سرگی واکولنکو، از مدیران سابق نفتی روسیه که اکنون در اندیشکده‌ی موقوفه‌ی کارنگی فعالیت می‌کند، اطلاعات گمرک هند در ماه نوامبر (آخرین اطلاعات در دسترس) حاکی از آن است که این کشور نفت را با تخفیف‌های بسیار کمتری نسبت به گزارش‌های ارائه شده در آن دوره خریده است. واسطه‌های بازار خاکستری که هزینه‌هایی مانند حمل را متحمل می‌شوند، مجاری هدایت ارزی خاصی را در اختیار حساب‌های شرکتی خارجی قرار می‌دهند که احتمالاً کرملین بتواند بر آن‌ها اعمال نفوذ کند.در این میان دور زدن تحریم‌ها توسط روسیه برای سایر بخش‌های جهان پیامدهای ناخوشایندی خواهد داشت. یکی از این پیامدها شکاف بیشتر معاملات نفتی در راستای مرزهای مشخص ژئوپلتیکی است. در ماه دسامبر چند غول نفتی غربی از جمله اکسون مبیل و شل اظهار کردند که با نفتکش‌هایی که نفت روسیه را حمل کرده باشند قراردادی منعقد نخواهند کرد و ضاحبان نفتکش را مجبور به جبهه‌گیری کرده‌اند. پیامد دیگر این وضعیت، افزایش ریسک کسب و کار تجارت نفت است. بخش رو به گسترشی از نفت جهان توسط بنگاه‌هایی حمل می‌شود که هیچ شهرتی ندارند و از کشتی‌های مستهلک استفاده می‌کنند که موجب طولانی‌تر شدن و افزایش اتفاقات پیش بینی نشده به ازای هر حمل و نقل می‌شود. در موارد بروز حادثه شرکت‌های بیمه ممکن است توان یا تمایل پوشش خسارت را نداشته باشند. متحدان اوکراین دلایل خوبی برای رهایی از نفت روسیه دارند اما این به معنی نرفتن دود آتش آشوب به چشم ساحل نشینان متحد نیست.[1] protection and indemnity</description>
                <category>امین کاوه</category>
                <author>امین کاوه</author>
                <pubDate>Mon, 20 Feb 2023 15:01:26 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>