<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های زهره علوی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_28272319</link>
        <description>بازیگر
دانشگاه هنر</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 05:07:07</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3315103/avatar/tFE096.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>زهره علوی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_28272319</link>
        </image>

                    <item>
                <title>گروتسک چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_28272319/%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AA%D8%B3%DA%A9-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-xfsroco9qblq</link>
                <description>گروتسک:گروتسک در لغت به معنی تناقض‌دار،عجیب وغریب،بی تناسب می‌باشدگروتسک، در اصل به شیوهٔ آرایش دیوار و سقف سردابه (گرُتو)های پیدا شده در ویرانه‌های رم باستان گفته می‌شد. در این تزئینات، شکل‌های خیالی آدمیان، جانوران، گل‌ها و گیاهان در طرحی متقارن، به‌ هم بافته شده‌اند. این اصطلاح در سده‌ی شانزدهم میلادی رواج پیدا کرد و در مورد شکل‌های کژنما و اغراق‌آمیز، ترسناک یا مضحک-به خصوص در مجسمه‌سازی- به‌کار برده شد. محمّد سیاه‌قلم از معدود نگارگران ایران قدیم است که طرح‌هایی در این شیوه دارد.عناصری که در یک اثر گروتسک قابل تشخیص است :الف) ناهماهنگی ب) خنده آوری و خوفناکی ج) افراط و اغراقد) نابهنجاریتوضیح نسبی و مختصر:الف) ناهماهنگی :بارزترین خصیصۀ گروتسک ، عنصر ناهماهنگی است . این ناهماهنگی میتواند از کشمکش ، برخورد ، آمیختگی ناهمگونها یا از تلفیق ناجورها ناشی شده باشدب) خنده آوری و خوفناکی :همۀ کسانی که در خصوص گروتسک نوشته اند ، آن را با مضحکه و هراس درآمیخته اند . عده ای که گروتسک را نوعی کمدی می دانند ، آن را در ردۀ بورلسک ( نوعی تقلید در ادبیات انگلستان که به منظور سرگرمی و تفریح ، عیبی را با استفاده از کلماتی پرمعنا و سنگین بزرگنمایی میکنند ) و انواع دیگر مضحکۀ عامیانه طبقه بندی کرده اند .دیگرانی که بر کیفیت خوفناک گروتسک تکیه دارند ، آن را مرز دنیای رازها و خارق العاده ها دانسته و به دنیای ماوراءالطبیعه سوق میدهند . متن گروتسک نباید به گونه ای باشد که در سرانجام ، اثری مضحک و تفریحی از کار درآید یا مخاطب بپندارد که با مضحکه روبروست و نفس اثر را که وحشت و نفرت مجسم است جدی نگیرد . البته باید دقت نمود تنها در اثر کشمکش عنصرهای متضاد است که تاثیر ویژۀ گروتسک حاصل میشود .ج) افراط و اغراق :گروتسک دارای طبعی افراطی است و عنصر اغراق و زیاده روی از خصایص بارز آن است ، بدین جهت اغلب از روی اشتباه با فانتزی و خیال پردازی همردیف شمرده میشود . دنیای گروتسک با تمام عجایب آفرینی ، همان دنیای آشنای ماست و از خیال پردازی بسیار دور است . دنیای گروتسک حقیقی ، مستقیم و بی پرده است و همین است که آن را قدرتمند میسازد . اگر اثر در دنیایی خیالی و بدون اشاره به دنیای واقعی خلق شود ، دیگر گروتسکی وجود نخواهد داشت .د) نابهنجاری :نابهنجاری ، منشاء مضحکه و وحشت و انزجار است . واکنشهای معمول که نسبت به گروتسک نشان داده میشود ( احساس نشاط و انزجار ، خنده و ترس ، جاذبه و دافعۀ همزمان ) ، حاصل مواجهه با نابهنجاری شدید است . شاید بخاطر همین ماهیت نابهنجار گروتسک و نحوۀ عرضۀ مستقیم و افراطی این نابهنجاری است که آن را به عنوان مطلبی عذاب دهنده و نفرت انگیز ، توهین به عفاف و طغیانی علیه حقیقت و هنجار محکوم میکنند .&lt;توضیح دقیق تر در ادامه&gt;#مهدی جلینی#محسن سنگ سفیدی#هادی قلیچی پور#خون مردگی#تئاتر#زهره علوی#سید محمد امین قریشی</description>
                <category>زهره علوی</category>
                <author>زهره علوی</author>
                <pubDate>Mon, 10 Jun 2024 12:20:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سبک کلاسیک</title>
                <link>https://virgool.io/@m_28272319/%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C%DA%A9-qv2kbembfg6i</link>
                <description> 📷کلاسیک کلمه کلاسیک صفتی است که ریشه آن واژه لاتینی کلاسیکوس (classicus) و به معنی درجه اول است. به تدریج این واژه برای سخن گفتن از نویسندگان درجه اول جامعه استفاده شد، یعنی کسانی که نوشته‌های آن‌ها در کلاس‌های درس تدریس می‌شد. وقتی این کلمه را به‌طور دقیق استعمال کنند و از آن اراده اصطلاح ادبی خاصی را نکرده باشند به معنی اثری است که به عنوان نمونه و مظهر کامل مورد قبول همگان باشد و وقتی نویسندگان کلاسیک یا هنر کلاسیک گفته می‌شود، مقصود نویسندگان یا هنری است که تمام ادوار آن‌ها را پسندیده و نمونه شناخته‌اند. به‌طور کلی نیمهٔ دوم قرن شانزدهم، دوره‌ای بود که در آن برای نخستین بار آیین ادبی جامعی برای خلق آثار ادبی به وجود آمد. این آیین و قواعد که دارای اصولی بودند که حتی تا پایان قرن هجدهم نیز ارزش و اعتبار خود را از دست نداد، در آغاز قرن هفدهم مایهٔ ایجاد مکتب کلاسیسیسم گردید. صفت کلاسیک برای اولین بار در دورهٔ رنسانس برای تعیین نویسندگان درجه اول به کار برده شد، ولی در واقع این رمانتیکها بودند که با مشخص کردن حدود و ویژگی‌های جنبش هنری-فرهنگی‌شان، معنای امروزی واژهٔ کلاسیک را به آن بخشیدند. کلاسیسیسم با شروع رنسانس در ایتالیا ظهور کرد. پس از مدتی شهرهای مختلف ایتالیا به خصوص شهر فلورانس به مهدهایی برای گردهم‌آیی هنرمندانی اومانیست چون میکل آنژ، رافائل و برونِلِسکی به منظور تحقیق، جمع‌آوری و تقلید از آثار یونانیان و رومیان باستان گشت. این سبک به تدریج میان هنرمندان و نویسندگان متداول شد به طوری که در نیمهٔ دوم قرن هفدهم به یک جنبش بزرگ تبدیل شد که در فرانسه در دورهٔ سلطنت لویی چهاردهم و با پشتیبانی ریشولیو به اوج خود رسید و در مقابل جنبش باروک قرار گرفت. *ویژگی‌ها* کلاسیسیسم را می‌توان مکتب سنت‌گرایی در ادبیات و هنر به ویژه تقلید از نویسندگان یونان و روم باستان دانست. از دیدگاه کلاسیک‌ها، هنر اصلی شاعر و نویسنده این است که اصول و قواعدی را که پیشینیان در آثار خود آورده‌اند، به‌طور کامل رعایت کند تا اثر او بتواند صفت زیبا به خود بگیرد. کلاسیسیسم در درجهٔ اول به دنبال آفرینش ایده آل و کمال زیبایی و دلنوازی با الهام از هنر باستانیان است. در واقع کلاسیسیک‌ها به دنبال ایجاد ایده آل تعادل، توازن، تقارن، هم‌آهنگی و هارمونی، ظرافت و رعنایی، منطق، روشنی، واقع‌گرایی و نزاکت در آثار خود هستند. باید توجه داشت که کلاسیسیسم بر خلاف سبک هم‌عصر خود، باروک و بعدها رمانتیسیسم که مبتنی بر احساسات و خیالات هستند، بر پایهٔ عقل و منطق استوار است. هم‌چنین کلاسیسیسم به زنده کردن عادات و رسوم باستانیان و تطابق دادن آن‌ها با عقاید مسیحی و قوانین کلیسا می‌پردازد. کلاسیک‌ها، با دیدی وحدت‌گرا به دنبال نظم و سادگی هستند که در واقع به اثر لیاقت ادبی یا هنری می‌بخشند. کلاسیسیسم استقرار، ثبات، ژرفی و عمومیت را برتری می‌دهد و می‌کوشد حقایق عمومی را که منتظره هستند و باعث غافل‌گیری مردم نمی‌شوند بنماید؛ بنابراین به جلوهٔ ایده آل حقیقت و زیبایی می‌پردازد. همچنین به دنبال ایجاد وحدت و یک‌دستی در اثر است. روشنی و گویایی آثار کلاسیک از ویژگی‌های مهم آن‌هاست، به طوری که خطوط، سبک و ویژگی‌های ظاهری اثر باید به گونه‌ای باشند که به تنهایی توجه بیننده را به خود جلب نکنند و او بتواند به عمق اثر دست یابد؛ بنابراین دکور و آراستگی تنها وسیله‌ای برای دل‌انگیز و زیبا ساختن فضا است، و اهمیت عمق به مراتب بیش‌تر می‌باشد. هنرمند کلاسیک معتقد است که همه چیز گفته شده‌است ولی هیچ چیز کاملاً درک نشده‌است، بنابراین، حقایق باید در هر دوره تکرار شوند؛ بنابراین کلاسیک‌ها تقلید از هنرمندان پیشین یونان و روم را عار نمی‌دانند و آثار آنان را در خور تعمق و تفکر می‌دانند و معتقدند که این آثار چیزهای تازه‌ای برای خوانندگان خود دارند. ارسطو، فیلسوف یونانی در کتاب بوطیقا، هنر را تقلید از طبیعت می‌داند و معتقد است که تفاوت هنرها در نوع تقلید است. همچنین گتشد نقاد آلمانی می‌گوید: «طبیعت انسان و قدرت ذهن او همان است که دو هزار سال پیش بوده است، بنابراین راه التذاذ شعری هم باید همان باشد که باستانیان به درستی انتخاب کرده‌ اند.» تئاتر کلاسیک در قرن هفدهم در فرانسه متحول شد و به اوج شکوفایی خود رسید. نمایش‌نامه‌نویسان فرانسوی با رجوع و الهام از قوانین یونانیان و رومیان به تعیین قوانین تئاتر کلاسیک پرداختند. *قوانین تئاتر کلاسیک* 📷قوانین وحدت کنشی باید رعایت شوند. 📷قوانین مربوط به نزاکت باید رعایت شوند، به طوری بینندگان دچار شوک نشوند. به‌طور مثال نمایش خشونت یا رابطهٔ فیزیکی در صحنه مجاز نیست، و درصورت لزوم باید در بین پرده‌ها انجام گیرد. البته چند استثنای مشهور چون مرگ دون ژوآنِ مولیر، فدر، و اورست در آندروماکِ راسین نیز وجود دارد.📷نمایش‌نامه باید سازنده و آموزنده باشد. 📷تأثیرات در این مکتب باید موافق با اصول عقلی باشد. 📷 قهرمانان و نشانه‌ها باید دارای صفات نیکو باشند. 📷 نمایش‌نامه باید در عین تقلید از پیشینیان تازگی داشته باشد و در بینندگان تأثیر کند. البته اهمیت این قوانین در تراژدی بسیار بیش‌تر بود، به طوری که در صورت عدم رعایت این قوانین، به خصوص دو قانون اول صفت کلاسیک به اثر تعلق نمی‌گرفت. به این ترتیب، شکسپیر که این قوانین را دائماً زیر پا می‌گذاشت کلاسیک محسوب نمی‌شود، در حالی که مولیر اغلب یک نمایش‌نامه‌نویس کلاسیک شمرده می‌شود، هرچند کمدیهای او به شدت تحت تأثیر باروک قرار دارد. از بزرگ‌ترین نمایش‌نامه‌نویسان کلاسیک می‌توان ژان راسین و سپس پییر کورنی را نام برد. ویکتور هوگو از اولین نمایش‌نامه‌نویسان فرانسوی بود که این اصول را شکست. موضوعات تراژدی های کلاسیک افسانه ای یا اسطوره ای یا تاریخی و شخصیت‌های آن‌ها قهرمان هستند. این شخصیت‌ها همگی انسان‌های عالی‌مقام، همچون پادشاه و درباریان و نجبای بلندمرتبه هستند. تراژدی‌های کلاسیک دارای سبکی سنگین هستند و به نظم نوشته می‌شوند و وزن آن‌ها ۱۲تایی می‌باشد. با وجود این که اغلب تراژدی‌ها به تلخی به پایان می‌رسند، ولی پایان غمگین از ویژگی‌های اصلی تراژدی نیست و برخی از تراژدی‌ها همچون سید کورنی پایانی خوش دارند. طبق قوانین ارسطو تراژدی‌ها باید در بینندگان هراس و حس ترحم ایجاد کنند. *کمدی* از آن‌جا که در دورهٔ کلاسیک کمدی گونه‌ای فرعی محسوب می‌شد، قوانین مشخصی برای آن تعیین نشد. مولیر برای بخشیدن حالتی نجیب و باوقار به کمدی اغلب قوانین تراژدی را بر روی نمایش‌نامه‌هایش اعمال کرد و به همین علت کلاسیک‌ترین کمدی‌نویس این دوره محسوب می‌شود. برخلاف تراژدی که کشمکش‌های درونی شخصیت‌های عالی‌مقام و نجبا را به تصویر می‌کشد، کمدی به توصیف ماجراهایی که در طبقات اجتماعی متوسط یا پایین (تاجران، بورژوازی، پیشخدمتان،...) رخ می‌دهد می‌پردازد و هدف اصلی آن نمایاندن نقص‌های جامعه است. به این منظور کمدی‌نویسان دورهٔ کلاسیک از سبکی عامیانه استفاده می‌کردند. کمدی براساس خنده و به منظور سرگرمی اجرا می‌شود و معمولاً با پایانی خوش همراه است. با این وجود استثناهایی چون دون ژوآن مولیر دارای پایانی تلخ هستند. *رمان* با وجود این که نوشتن رمان در قرن هفدهم رواج زیادی نداشت و اغلب رمان‌ها توسط نویسنده‌هایی ناشناس منتشر می‌شدند، نوآوری‌های جدیدی در این زمینه دیده می‌شود. رمان‌های کلاسیک، اغلب تحت تأثیر جریان‌های پرسیوزیته نیز در این عصر تحولات زیادی می‌کند. از رمان‌های کلاسیک معروف می‌توان آثار مادام دو لافایت (به فرانسوی: Madame de La Fayette) به‌ویژه دوشیزهٔ کلِو (به فرانسوی: La Princesse de Clèves) را نام برد. 📷پس در جمعبندی برای مختصری از تئاتر کلاسیک : تئاتر کلاسیک به اثری اطلاق می شود که از هر حیث سرمشق باشد و الهامی از داستان های اساطیری ملل،افسانه های یونانی و غیره باشد. در حقیقت تئاتر کلاسیک آثاری است که از یونان قدیم برای دنیای معاصر به ارث رسیده و نمایشنامه هایی چون : ” زن فنیقی ” و ” ایرانیان ” اثر آشیلوس و ” هلن ” اثر اوری پید” الکترا ” و ” زنان تراخیس ” و ” آنتیگون ” اثر سوفوکل را باید جزو نمایشنامه های کلاسیک شمرد.    در قرن هفدهم میلادی در اروپا نویسندگانی بودند که به سبک قدما، پیس می نوشتند ولی طرز اجرای آنها با هم فرق می کرد. مهمترین این نمایشنامه نویسان عبارت بودند از : راسین،کرنی و مولیر که از مکتب یونان تقلید می کردند و نمایشنامه هایی را به وجود آوردند که تماماً در زمره ی آثار کلاسیک تئاتر جهان است.          در نمایشنامه های کلاسیک همیشه صفات برازنده و عالی بشر از قبیل : شجاعت، بخشش،مهربانی،نجابت و نیکوکاری بر رقبای خود که جهل و نادانی و پستی باشد،پیروز می شدند.</description>
                <category>زهره علوی</category>
                <author>زهره علوی</author>
                <pubDate>Mon, 10 Jun 2024 12:16:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ملودرام</title>
                <link>https://virgool.io/@m_28272319/%D9%85%D9%84%D9%88%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-enemtwgkd4dx</link>
                <description>واژه Melodrama از یك واژه فرانسوی قرن نوزدهم به نام mélodrame نشات گرفته است. این واژه، خود از دو بخش مشتق شده. واژه یونانی melos μέλος به معنی آواز یا عضو. (مقایسه كنید با واژه ملودی melody كه از واژه یونانی μελωδία melōdia به معنای آواز خواندن نشات گرفته است). بخش دوم drame، نشات گرفته از زبان لاتین پس از دوره كلاسیك است (كه درنهایت آن هم به یك واژه یونانی كلاسیك drama δράμα برمی‌گردد و به معنای طرح نمایشی است.)‌ لفظ ملودرام از سده پنجم پیش از میلاد مسیح كاربرد پیدا كرده ‌است. ملودرام یك ژانر فرعی از ژانر اصلی درام محسوب می‌شود. مشخصه فیلم‌های ملودرام، طرح آن‌ها برای جذب كردن و بالا بردن عواطف مخاطبان است. آن‌ها به طور كلی به گسترش كاراكترهای كلیشه‌ای، تعاملات و تم‌های بسیار احساسی وابسته هستند. فیلم‌های ملودراماتیك تمایل به استفاده از طرح‌هایی دارند كه اغلب با بحران‌های احساسات انسانی، رابطه عاشقانه یا دوستانه شكست خورده، مشكلات خانوادگی ادامه‌دار، تراژدی، بیماری، اختلال روانی یا دشواری‌های فیزیكی و احساسی سروكار دارند. قربانیان، زوج‌ها، شخصیت‌های پرهیزگار، قهرمانان و سردمداران رنج‌كشیده (كه معمولاً قهرمانان زن هستند) در ملودرام‌ها ارائه و معرفی می‌شوند این افراد معمولاً تحت فشارهای اجتماعی، تهدید، سركوب، ترس‌ها، حوادث غیرمحتمل و یا مشكلات با دوستان، جامعه، كار، عشق، یا خانواده هستند. قالب ملودراماتیك به شخصیت اجازه می‌دهد تا با وجود مشكلات خود كار و تلاش كند و با استقامت مداوم، اعمال فداكارانه و شجاعت ثابت‌قدم بر مشكلات فائق آید.</description>
                <category>زهره علوی</category>
                <author>زهره علوی</author>
                <pubDate>Mon, 10 Jun 2024 12:09:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تراژدی چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_28272319/%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%98%D8%AF%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-hqb96iajmcq1</link>
                <description>📷 تراژدی (terazedi)، نوعی نوشته یا نمایشی است که موضوعی غم‌انگیز دارد و غالباً بدبختی‌ها، شکنجه‌های جسمی و روحی و خیانت را نشان می‌دهد، تراژدی ریشه در آداب مذهبی یونان باستان دارد و به وسیله تسپیسِ ایکاریایی معرفی شد و نام خود را از تروگوس یعنی بز، و اویدیا یعنی سرود گرفته‌است. تراژدی بر عکس کمدی نزاع بین خدا و یا شاهان و شاهزادگان است. تم چیره در این طور نمایشی تقدیر و ناتوانی انسان در برابر ارادهٔ خدایان است؛ پایان تراژدی کلاسیک به مرگ قهرمان یا پایان ناخوشایند دیگری پایان می پذیرد. 📷و به زبان ساده‌تر و عامیانه تراژدی واقعه‌ای است که پایانش پیشامد دشوار و حادثه غمباری اتفاق می‌افتد📷 📷 پیدایش و تاریخچه تراژدی: تراژدی نخست به وسیلۀ مردم یونان و پس از حماسه‌سرایی و اشعار غنایی به وجود آمد. اصولاً تراژدی از مراسم مذهبی دیونیسوس ناشی گشت؛ زیرا نیایش و پرستش خدا در این مذهب چنان بود که مطالب و شیوه‌های تازه و جالبی در اشعار غنایی وارد می‌شد که از آن جمله: ستایش و تهییج احساسات و تناوب در ناله‌ها و آوازهای سرورانگیز است؛ مانور و زوم تراژدی از اول شروعش روی مسائل عشقی و جنگی بوده است که بیشتر دارای نتایج دردناکی میشود، و در چنین همایش‌هایی صحنه های داستان به صورتی طراحی می شود که انعکاس بدبختی ها و رنج های آن روح خواننده را به شدت منقلب سازد. 📷 اجزای تراژدی: 📷افسانه مضمون / میتوس (هسته داستان یا پلات/ طرح - ترتیب اتفاقات و اعمال) 📷سیرت / اتوس (شخصیت قهرمان یا کاراکتر) 📷گفتار / لکسیس ( کلام یا اثر کلام در تراژدی) 📷اندیشه / دیانویا ( حرف یا نتایج اعمال قهرمان) 📷منظر نمایش / اوپسیس (صحنه و دکور صحنه) 📷آواز / ملوس ( آواز کر یا دسته‌جمعی) اگر برای تراژدی بخواهیم معادلی امروزی در نظر بگیریم، نه واژه‌ی تئاتر یا نمایش، بلکه واژه‌ی اپرا مناسب ترین واژه است. زیرا گردآورنده‌ی هنرهای گوناگونی چون آواز - رقص - نمایش و شعر است. 📷 ویژگی بارز تراژدی: یکی از مختصات تراژدی این است که مانند حماسه‌ها همیشه همراه با پیش‌گویی و پیش‌بینی است،به عنوان مثال در داستان رستم و اسفندیار پیش‌گویی بر عهدۀ جاماسب است و اوست که مرگ اسفندیار را به دست رستم پیش‌گویی می‌کند. بخواند آن زمان شاه جاماسب را 📷📷📷 همان فال گویان لهراسب را</description>
                <category>زهره علوی</category>
                <author>زهره علوی</author>
                <pubDate>Mon, 10 Jun 2024 12:02:17 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>