<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ری‌رآ 🌱</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_28415448</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 12:33:09</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3387055/avatar/UnswIS.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ری‌رآ 🌱</title>
            <link>https://virgool.io/@m_28415448</link>
        </image>

                    <item>
                <title>The End</title>
                <link>https://virgool.io/@m_28415448/the-end-lu5gl508aku2</link>
                <description>شده تمام کنی، آغاز نشده هایت را؟تو پایانِ تمام شروع های جوانی من بودی!پاییزِ عاشقی زود گذشت با ذوق حضورت خیابان‌های باران زده را رد میکردم و تو را کنارم تصور.امّا زود گذشت.و مانده بر دلم حسرت همان&#039;&#039;خیابان هایی&#039;&#039; که باهم گز نکرده ایم؛دست سردی که بین دستانت گرم نشدهآغوشی که نصیبم نشد و بوسه هایی که همانجا در خوابم مانده اند.&#039;&#039;خیلی زود گذشت&#039;&#039;همانطور که بهار و فراغ هم زود آمد!  چند روز است موی سرم امان داده و نمی‌ریزد.شاید این آرامبخش ها کارشان را خوب بلدندچون فکر تو کم شده و تشویش تنم کمتر.پایان شروع های جوانی می‌ناممتچون بعد از هبوط تو؛مختصر گریه میکنم.پای اسب سرکشی هایم شکستهرام شده ام و ساکتباب دلِ مادرم!دیگر با مشت گلوی بالشت را نمی‌کوبم.با تمام ترسم، دیدن دوباره ی تو خواسته ی من بود؛بدانم قلبم هنوز جرئت میکند اسمت را فاش کند؟ صورتم سرخ میشود؟ دست‌پاچه و کم حرف می‌شوم؟؟هیچکدام!- بازی‌تمام‌شده‌بود!امّا در واقع؛ این تو بودی که تمام شده بودی چشم‌هایم.و شروع داستان من قرین است با اینکه؛  .یک‌شَبی.تو.شروع‌نَشُده.تَمام.شُدی(:🥲🤍ʳᵃˢʰⁱⁿᵃᵐ@Sarzamin_ghalamHa0_0</description>
                <category>ری‌رآ 🌱</category>
                <author>ری‌رآ 🌱</author>
                <pubDate>Thu, 14 May 2026 21:22:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شفق!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_28415448/%D8%B4%D9%81%D9%82-wcnfr1t7nda7</link>
                <description>شادابم گمان کنم شفق از کوچه ی ما رد شده ای زخم هایم همه در بهبودی چه کنم یارم، بر روی تنم رد شده ای!اشک های دیده از بیخبریست او چه می‌داند که از چشم دلم رد شده ای!می‌شود آوار این حسرت سرتاینکه یک وقت دوبار از مهر من رد شده ای...🥲🤍ʳᵃˢʰⁱⁿᵃᵐ</description>
                <category>ری‌رآ 🌱</category>
                <author>ری‌رآ 🌱</author>
                <pubDate>Thu, 14 May 2026 13:11:12 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>