<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Shayan Morshedi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_28446930</link>
        <description>برنامه‌نویس بلاک‌چین، تریدر و هولدرهای بازار رمزارزها، سرمایه‌گذار NFT و متاورس، نویسنده، معمار، بنیان‌گذار هلدینگ BlockChain DT</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 08:53:44</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/901918/avatar/Ly7tWG.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Shayan Morshedi</title>
            <link>https://virgool.io/@m_28446930</link>
        </image>

                    <item>
                <title>طرح و آرک خوب برای نوشتن یک رمان عالی...</title>
                <link>https://virgool.io/@m_28446930/%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D9%88-%D8%A2%D8%B1%DA%A9-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C-mrlv0hslqykm</link>
                <description>احتمالاً شنیده اید که یه داستان، آرک ضعیف یا برعکس پیچیده ای دارد. آرک روایی (narrative arc)که به آن آرک داستان (story arc) نیز می گویند در ادبیات داستانی و غیر داستانی به ساختار و شکل یک داستان اشاره دارد. این آرک یا قوس از وقایع موجود در داستان شما (دنباله ای از رویدادهای پیرنگ) تشکیل شده است و قله ها و نقاط هموار داستان و در نتیجه سرعت داستان را تعیین می کند. اگر می خواهید خوانندگان خود را از ابتدا تا انتهای داستان مجذوب کنید و نتیجه گیری رضایت بخشی را ارائه دهید، وجود یک آرک داستانی خوب بسیار لازم است. آرک داستانی چیست؟ آرک داستانی اصطلاحی است که پیشرفت کامل داستان را توصیف می کند. هر داستان دارای یک آغاز نسبتاً آرام، میانه ای که در آن تنش و کشمکش های شخصیتی به اوج می رسند و پایانی که در آن به کشمکش ها خاتمه داده می شوند است. به عنوان یک مثال ساده از آرک داستانی: پسری با دختری ملاقات می کند، پسر در تصاحب عشق دختر شکست می خورد، پسر دوباره دختر را بدست می آورد. این یک مثال بسیار ساده بود. اضافه کردن پیچیدگی به آرک اصلی داستان همان چیزیست که یک داستان را از دیگری متمایز می کند، حتی اگر ظاهراً با همان ایده ها سر و کار داشته باشد. می توانید آرک داستانی را به مشابه یک نمایشنامه دراماتیک در نظر بگیرید. در نهایت شما باید در سه پرده داستان خود را ارائه دهید. در پرده اول، صحنه را تنظیم کرده و مخاطبان خود را با شخصیت ها و فضای داستان آشنا می کنید و بذر کشمکش ها را در داستان می کارید. در پرده دوم، شخصیت های شما در پاسخ به کشمکش ها و شرایط رشد و تغییر می کنند. آنها در جهت حل مشکل بزرگ قدم بر می دارند. معمولاً کشمکش ها به اوج خود می رسند. در پرده سوم، شخصیت ها مشکل بزرگ را حل می کنند و داستان تمام می شود. تفاوت آرک داستان روایی و پیرنگ در چیست؟ در حالی که پیرنگ از رویدادهای مجزایی تشکیل شده است که داستان شما را شکل می دهند، آرک داستاندنباله ای از آن وقایع است. تصور کنید که خلاصه ای از هر صحنه از رمان شما بر روی یک برگه نوشته شده باشد: کل این برگه ها پیرنگ داستان شماست، اما ترتیبی که به این برگه ها می دهید آرک داستان است. توجه به آرک داستان یک نکته ضروری است. ممکن است صحنه شماره 1 شما در واقع متعلق به گره گشایی باشد یا بیش از حد صحنه هایی را بر اساس کشمکش های درونی پشت سر هم ارائه دهید و به کشمکش های بیرونی نپردازید. دقت در مرتب کردن صحنه های پیرنگ داستان به یک آرک داستانی منسجم کمک می کند تا خوانندگان شما بتوانند داستان را دنبال کنند و انتظاراتی را در آن ها بوجود می آورد که می توانید بنا به صلاحدید خود برآورده کنید. اگر پیرنگ اسکلت داستان شما باشد، آرک داستان ستون فقرات آن است و همانند یک خط مرکزی پیشرفت پیرنگ را از ابتدا تا انتها مشخص می کند. منظور از آرک شخصیت (character arc) چیست؟ آرک داستان برای داستان همان چیزیست که آرک شخصیت برای یک شخصیت محسوب می شود. آرک داستان در مقیاس بزرگ به پیرنگ می پردازد، در حالی که آرک شخصیت، سفر درونی یک شخصیت را در طول پیرنگ ترسیم می کند. وجه تمایز دیگر: در حالی که آرک داستان بیرونیست، آرک شخصیت درونیست و هر شخصیت اصلی (و گاه ثانوی) یک آرک فردی را پشت سر می گذارد. آرک داستان و آرک شخصیت بخشی از یک رابطه همزیستی هستند. هر بخش از پیرنگ در داستان باید شخصیت های شما را به اهداف و خواسته های آنها نزدیک تر یا دورتر کند. شرایط و کشمکش هایی که شخصیت های شما با آن روبرو می شوند بخشی از آرک داستان است، اما نحوه برخورد شخصیت ها با چالش ها و تغییراتی که در نتیجه آن چالش ها در آن ها بوجود می آید، متعلق به &quot;آرک شخصیت&quot; است. برای مطالعه بیشتر در زمینه توسعه شخصیت ها در داستان می توانید به لینک ارائه شده مراجعه کنید. نحوه ساختاربندی آرک داستان در این مطلب به سه پرده ای که آرک داستان را تشکیل می دهند اشاره شد. اگر سعی کنید پیشرفت داستان را در ذهن خود تجسم کنید، چیزی همانند یک هرم به ذهنتان خواهد آمد. هرم فریتاگ (Freytag’s Pyramid) در سال 1863، گوستاو فریتاگ، رمان نویس آلمانی قرن نوزدهم، از یک هرم برای مطالعه الگوهای مشترک در پیرنگ های داستان ها استفاده کرد. وی این ایده را مطرح كرد كه هر آرک، پنج مرحله دراماتیک را پشت سر می گذارد: زمينه چيني یا مقدمه، واقعه اوج گیرنده (کنش صعودی)، نقطه اوج، واقعه فرود آینده (کنش نزولی) و گره گشایی.    هرم فریتاگ یک ابزار مفید است که ساختار بسیاری از داستان ها را آشکار می کند و بنابراین در بخش هایی بعدی این مقاله از این چارچوب استفاده خواهیم کرد. زمينه چيني یا مقدمه (exposition) زمينه چيني یا مقدمه چینی همان شروع کتاب شما یا پرده اول آرک داستانی شماست. در این مرحله داستان را شروع می کنید، شخصیت های خود را معرفی کرده و بذر کشمکش های داستان را می کارید و اطلاعاتی که به مخاطبان خود ارائه می دهید به اندازه ایست که خواننده از آنچه اتفاق می افتد در داستان باخبر باشد. در اینجا مختصراً به آنچه خواننده باید از مقدمه چینی داستان شما استخراج کند آورده شده است: شخصیت ها. شخصیت های داستان چه کسانی هستند؟ چگونه می توانید بین آنها تفاوت قائل شوید؟ فضاسازی. داستان شما در کجا صورت می گیرد؟ فراموش نکنید که فضاسازی شامل زمان نیز می شود. چه زمانی داستان شما اتفاق می افتد؟ چه دوره زمانی؟ حال و هوای داستان. لحن داستان را در مقدمه چینی داستان چگونه تنظیم خواهید کرد؟ عاشقانه ای که به دلیل حمله بیگانگان فضایی ناگهان به داستانی فرعی تبدیل می شود، خوانندگان را سردرگم می کند و طبقه بندی ژانر کتاب شما را دچار مشکل می کند. اندازه مقدمه چینی به کتاب شما بستگی دارد. مقدمه چینی رمان &quot;کنت مونت کریستو&quot; هزاران کلمه است، در حالی که پی.جی. وودهاوس در رمان هایش زمانی را برای گذر از مقدمه چینی هدر نمی دهد. به یاد داشته باشید که بجای گفتن نشان دهید و مقدمه چینی را با ارائه اطلاعات بیش از حد اشتباه نگیرید. خوانندگان فقط درصورتی علاقه مند به دانستن اطلاعات هستند که این اطلاعات توجه شان را از پیرنگمنحرف نکند. اگر می خواهید داستانی جذاب بنویسید باید بین اقدامات و اطلاعات تعادل بوجود آورید. واقعه اوج گیرنده (کنش صعودی rising action) معمولاً واقعه اوج گیرنده تحت تأثیر یک محرک اصلی برانگیخته می شود (که به آن رویداد برانگیزنده (inciting incident) نیز می گویند. این همان لحظه ای است که رومئو ژولیت را می بیند، یا لحظه ایست که خواهر کَتنیس در رمان &quot;بازی‌های گرسنگی&quot; انتخاب می شود. هر شرایطی که باشد، محرک اصلی رویدادی است که باعث تشدید یک سری از وقایع می شود و بقیه داستان را به حرکت در می آورد. از آنجایی که در مقدمه چینی، شخصیت ها و کشمکش های (conflicts) داستان شما مشخص شده است، اکنون وظیفه واقعه اوج گیرنده است که به موارد زیر بپردازد: شخصیت ها را بسط دهید و در عین حال اجازه دهید روابط بین شخصیت ها تقویت شود. کشمکش را افزایش داده و تنش را تقویت کنید. در رمان &quot;قتل در قطار سریع‌السیر شرق&quot; اثر آگاتا کریستی، هر اتفاقی پس از آنکه هرکول پوآرو پا به قطار می گذارد تا زمان قتل رَچِت، بخشی از واقعه اوج گیرنده داستان است. در این کتاب، این مرحله دو کارکرد دارد: نه تنها باعث افزایش حس تعلیق (suspension) می شود، بلکه توالی وقایع نیز روابط و انگیزه های مظنونان را برای خواننده آشکار می کند. نحوه پاسخگویی شخصیتهای شما به شرایط تغییر یافته در این مرحله، اطلاعات بسیاری را درباره آنها ارائه خواهد داد. نقطه اوج (climax) یک نقطه اوج خوب بر پایه چیزهایی که از قبل ارائه شده یعنی خط های داستانی، انگیزه ها و آرک های شخصیت ها بنا می شود و همه را با هم یکی می کند. این همان لحظه ایست که حقیقت را برای شخصیت اصلی (قله آرک شخصیت) آشکار می کند و رویدادی است که در آن پیرنگ برای رسیدن به آن پرداخته شده است (قله آرک داستان). وقتی سفرهای بیرونی و درونی به هم می رسند آغاز یک نقطه اوج تأثیرگذار است. بنابراین نقطه اوج یکی از مهمترین قسمت های آرک داستان شماست. در حالی که شروع داستان و مقدمه چینی، منجر به فروش رمان می شود، اما این نقطه اوج است که فروش رمان بعدی را تضمین می کند. واقعه فرود آینده (کنش نزولی falling action) مسلماً داستان بعد از رسیدن به نقطه اوج متوقف نمی شود. بلکه باید همانطوری که بالا رفته تا به نقطه اوج برسد پایین نیز بیاید. فرض کنید که در رمان &quot;هری پاتر و سنگ جادو&quot;، درست هنگامی که هَری پس از شکست کوییرل بیهوش می شود، داستان تمام شود. اما در واقع داستان اینگونه ادامه می یابد که هَری به هوش می آید و با دامبلدور صحبت می کند و این برای ما رضایت بخش است. به همین ترتیب، می توانید ثمره رنج های شخصیت اصلی را به خواننده نشان دهید. این مرحله را به عنوان پُلی بین نقطه اوج و گره گشایی تصور کنید. در این جا نکاتی که در این مرحله از آرک داستانی باید مورد ملاحظه قرار گیرد، ارائه می شود: شخصیت های داستان شما نباید به این دلیل که شما به نقطه اوج داستان رسیده اید از حرکت بایستند. کلمه &quot;کنش&quot; یا &quot;واقعه&quot; به همین دلیل وجود دارد. معمولاً، این مرحله ایست که نویسندگان به فیصله دادن سایر پیرنگ های فرعی داستان می پردازند. در کمدی های شکسپیر، این مرحله ایست که همه با خوشحالی با شریک زندگی مناسب خود جفت می شوند. گره گشایی (Denouement) به عنوان مثال در داستان &quot;غرور و تعصب&quot; الیزابت بنتو آقای دارسی با هم نامزد می شوند و در داستان &quot;موبی دیک&quot; اسماعیل از دریا نجات می یابد و خوانندگان نفس راحتی می کشند. گره گشایی در واقع به معنای پایان کتاب است. به عنوان مثالی از عملکرد این مرحله، رمان های کارآگاهی قدیمی را در نظر بگیرید. در گره گشایی این چنین رمان هایی، کارآگاه همه را در یک اتاق جمع می کند و هویت قاتل را فاش می کند و همه چیز را توضیح می دهد. به همه سوالات پاسخ داده می شود و داستان بسته می شود و خواننده می تواند کتاب شما را با آرامش خاطر ببندد. آیا هرم فریتاگ با هر داستانی مطابقت دارد؟ رمانهایی بسیاری وجود دارند که برخلاف این روند کار می کنند. مثلاً در داستان&quot; در جاده&quot; اثر جک کرواک هیچ آرک داستانی وجود ندارد، در حالی که کتاب &quot;کشتن مرغ مقلد (کشتن مرغ مینا)&quot; اثر  هارپر لی احتمالاً دارای دو آرک (آرک های تام رابینسون و بو رادلی) است. کتاب &quot;محاکمه&quot; اثر فرانتس کافکا به جای یک نقطه اوج، به نقطه مقابل اوج (anti-climax) می رسد. این بدان معنی است که فضای بسیاری در آرک برای اکتشاف و آزمایش وجود دارد. عمل برخلاف انتظارات خواننده همیشه چیز بدی نیست، اما دور شدن موفقیت آمیز از روند مورد انتظار مستلزم درک کاملی از آرک داستان سنتی است. درواقع آنچه را که نمی توانید بسازید نمی توانید بشکنید. در پایان اینکه کاری که یک آرک داستانی قوی انجام می دهد شکل دهی به داستان است. برای افزودن ابعاد بیشتری به داستان می توانید از پیرنگ های فرعی (subplot) استفاده کنید. پیرنگ های فرعی به عنوان آرک های کوچک عمل می کنند، اگرچه همیشه باید به نوعی در آرک اصلی نقشی داشته باشند.   برای مطالعه بیشتر می توانید مطالب سایت در زمینه شخصیت پردازی در رمان، فضاسازی در داستان، زاویه دید را نیز در سایت بررسی کنید. اگر نویسنده هستید و می خواهید داستان های خود را به اشتراک بگذارید سایت &quot;فصل یک&quot; این امکان را فراهم کرده است که با عضویت در سایت و ورود به پنل کاربری اقدام به نوشتن داستان خود کنید. آموزش عضویت در سایت و مراحل نوشتن داستان در این لینک توضیح داده شده است</description>
                <category>Shayan Morshedi</category>
                <author>Shayan Morshedi</author>
                <pubDate>Mon, 17 May 2021 19:48:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیگ بنگ &quot; انفجار بزرگ &quot;</title>
                <link>https://virgool.io/@m_28446930/%D8%A8%DB%8C%DA%AF-%D8%A8%D9%86%DA%AF-%D8%A7%D9%86%D9%81%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-bpsclslbpgod</link>
                <description>به طور رایج تصور می‌شود که بیگ بنگ آغاز همه چیز بوده است: حدود 13.8 میلیارد سال پیش، جهان قابل مشاهده متولد شد و به چیزی که امروزه شاهد آن هستیم انبساط پیدا کرد. اما قبل از بیگ بنگ چه بود؟   ?به گزارش بیگ بنگ، پاسخ کوتاه: نمی‌دانیم. پاسخ طولانی: چیزهای زیادی می‌توانست وجود داشته باشد که هر کدام به شیوۀ خود دارای پیچیدگی‌های ذهنی خاصی است. در آغاز اولین چیزی که باید درک کنیم این است که بیگ بنگ واقعأ چه بوده است. شان کارول، فیزیکدان نظری در موسسه فناوری کالیفرنیا و نویسنده کتاب «تصویر بزرگ» منشأ حیات، معنا و خود جهان» گفت: «بیگ بنگ یک لحظه در زمان است» بنابراین، تصویر یک ذره‌ی کوچک ماده که ناگهان به خلأ منفجر می‌شود را دور بیندازید. به گفتۀ کارول، ممکن است جهان در لحظۀ بیگ بنگ به شدت کوچک بوده باشد. قطعأ هر چیزی در جهان ِ قابل مشاهدۀ امروز – یک کره با قطر تقریبی 93 میلیارد سال نوری حداقل حاوی 2 تریلیون کهکشان است. اما چیزهای زیادی در خارج از جهان قابل مشاهده وجود دارد که زمینی‌ها قادر به مشاهدۀ آنها نیستند، زیرا از لحاظ فیزیکی برای نور امکانپذیر نیست که ظرف 13.8 میلیارد سال خیلی دور سفر کرده باشد. به گفته‌ کارول، از این رو، این امکان وجود دارد که جهان در لحظۀ بیگ بنگ خیلی کوچک یا خیلی بزرگ بوده باشد زیرا هیچ روشی برای مشاهدۀ چیزهایی در گذشته که حتی امروزه قادر به مشاهده‌ آنها نیستیم وجود ندارد. تنها چیزی که واقعأ می‌دانیم این است که همه چیز خیلی خیلی متراکم بوده و این تراکم به سرعت کاهش پیدا کرد.   ?در نتیجه، واقعأ هیچ چیزی در خارج از جهان وجود ندارد زیرا طبق تعریف، جهان همه چیز است. بنابراین، در لحظه‌ی بیگ بنگ، همه چیز متراکم‌تر و داغ‌تر از الان بود اما «بیرون» بیگ بنگ بیشتر از چیزی که امروز می‌بینیم نبود. کارول گفت که می‌توانید یک نگاه الهی اتخاذ کرده و تصور کنید که می‌توانستید در خلأ بایستید و به جهان نوزاد سرگردان درست قبل از بیگ بنگ نگاه کنید ،اما این کار غیرممکن است. جهان در فضا انبساط پیدا نکرد بلکه خودِ فضا انبساط پیدا کرد. وی افزود: «مهم نیست شما در کجای جهان قرار دارید، اگر به 14 میلیارد سال پیش بازگردید، به نقطه‌ای به شدت داغ، متراکم و با سرعت در حال انبساط خواهید رسید.» هیچکس دقیقأ نمی‌داند که تا یک ثانیه پس از بیگ بنگ چه اتفاقی افتاده است، یعنی وقتی جهان به اندازه‌ای خنک شد که پروتون‌ها و نوترون‌ها با هم برخورد کرده و به هم چسبیدند. بسیاری از دانشمندان تصور می‌کنند که جهان در آن ثانیۀ اول، در فرآیند انبساط نمایی به نام تورم درگیر شده است. این کار تار و پود فضا-زمان را تشکیل داده و می‌تواند توضیح دهد که چرا ماده به این اندازه یکنواخت در جهان امروزی پراکنده شده است. قبل از بیگ بنگ این امکان وجود دارد که قبل از بیگ بنگ، جهان در کشش بینهایتِ یک مادۀ متراکم به شدت داغ درگیر بوده باشد که در یک حالت ثابت بوده و بدین ترتیب بیگ بنگ رخ داده است. این جهان ِ به شدت متراکم با مکانیک کوانتومی (فیزیک در مقیاس به شدت کوچک) اداره می شد، سپس بیگ بنگ لحظه‌ای را نمایش داد که فیزیک کلاسیک محرک اصلی تکامل جهان بود. از نظر استیون هاوکینگ، این لحظه تمام چیزی است که برایمان اهمیت دارد: قبل از بیگ بنگ، رویدادها غیرقابل اندازه‌گیری بودند و در نتیجه نمی‌توان آنها را تعریف کرد. هاوکینگ آن را فرضیۀ بدون مرز می‌نامند: او گفت که فضا و زمان محدود است، اما هیچ مرز یا نقاط آغاز و پایانی ندارد، همانطور که سیارۀ زمین محدود است، اما هیچ لبه‌ای ندارد. به گفته وی: «از آنجاییکه رویدادهای قبل از بیگ بنگ هیچ پیامد قابل‌مشاهده‌ای ندارند، می‌توان آنها را از نظریه خارج کرد و گفت که زمان در لحظۀ بیگ بنگ، آغاز شده است.» یا شاید چیز دیگری قبل از بیگ بنگ وجود داشته که ارزشِ پرداختن را داشته باشد. یک ایده این است که بیک بنگ آغاز زمان نبوده، بلکه یک لحظه از تقارن بوده است. در این ایده، قبل از بیگ بنگ، یک جهان دیگر وجود داشته که شبیه این جهان بوده، اما آنتروپی بجای آینده به سمت گذشته افزایش پیدا کرده است. به گفتۀ کارول، افزایش آنتروپی یا افزایش بی‌نظمی در یک سیستم ضرورتأ “پیکان زمان” نام دارد، بنابراین در این جهان آینه‌ای، زمان مخالف با زمان در جهان مدرن طی می‌شود و جهان ما در گذشته خواهد بود. طرفداران این نظریه همچنین بیان می‌کنند که خواص دیگر جهان در این جهان آینه‌ای منعکس شده است. برای مثال، فیزیکدان دیوید اسلوان در وبلاگ علمی دانشگاه آکسفورد نوشت: «عدم‌تقارن‌ در مولکول‌ها و یون‌ها (به نام کایرالیتی) در جهت‌های مخالفی با عدم‌تقارن‌ در جهان ما قرار دارند.»   ?یک نظریۀ دیگر در این زمینه بیان می‌کند که بیگ‌بنگ آغاز همه چیز نبوده است، اما فقط یک لحظه از زمان بوده که جهان از دورۀ انقباض به دورۀ انبساط تغییر پیدا کرده است. مفهوم «جهش بزرگ» بیان می‌کند که با انبساط، انقباض و مجددأ انبساط جهان، ممکن است بیگ بنگ‌های نامحدودی رخ داده باشد. مشکل این ایده‌ها این است که هیچ توضیحی برای علت یا چگونگی برخوردِ جهانِ در حال انبساط و بازگشت به حالت آنتروپی پایین وجود ندارد. کارول و همکارش جنیفر چن دیدگاهِ پیش از ‌بیگ بنگ خاص خودشان را دارند. در سال 2004، فیزیکدانان بیان کردند که شاید جهان فرزند یک جهان مادر بوده باشد که کمی از فضا-زمان از آن جدا شده باشد. کارول گفت که شبیه فروپاشی یک هستۀ رادیواکتیو به نظر می‌رسد: وقتی یک هسته فروپاشی می‌شود، یک ذرۀ آلفا یا بتا را بیرون پرتاب می‎کند. جهان والد نیز می‌تواند همین کار را انجام دهد، به استثناء اینکه به جای ذرات، جهان‌های نوزاد را شاید به طور بی‌نهایت به بیرون پرتاب می‌کند. این جهان‌های نوزاد جهان‌های موازی هستند و با یکدیگر تعامل برقرار نمی‌کنند یا بر هم تأثیر نمی‌گذارند.   ?ممکن است تمام این گفته‌ها توهم باشند – بخاطر اینکه دانشمندان هنوز راهی برای بازگشت به نوزادِ بیگ بنگ نیز پیدا نکرده‌اند. اگرچه به گفته‌ی کارول هنوز فضا برای کاوش وجود دارد. کشف امواج گرانشی ناشی از برخوردهای کهکشانی قدرتمند در سال 2015 این احتمال را به وجود می‌آورد که این امواج برای حل اسرار بنیادی دربارۀ انبساط جهان‌ها در آن ثانیه‌ اول قابل استفاده باشند. فیزیکدانان نظری نیز سعی کردند پیش‌بینی‌های دقیق‌تری دربارۀ عملکرد نیروهای کوانتومی مثل گرانش کوانتومی انجام دهند. کارول گفت: «ما حتی نمی‌دانیم به دنبال چه چیزی می‌گردیم، مگر اینکه یک نظریه داشته باشیم.»</description>
                <category>Shayan Morshedi</category>
                <author>Shayan Morshedi</author>
                <pubDate>Sat, 15 May 2021 19:23:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پولدار شدن از طریق اینترنت</title>
                <link>https://virgool.io/@m_28446930/%D9%BE%D9%88%D9%84%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-skhgdvididla</link>
                <description>چگونه از طریق اینترنت پولدار شویم در این مقاله قصد داریم شما را با تمامی تکنیک ها و راه های پولدار شدن از طریق اینترنت را آشنا کنیم. بی شک تا به حال کسب و کارهای اینترنتی زیادی را مشاهده کرده اید. از سایت های شخصی گرفته تا سایت های فروشگاهی و … . همچین برخی افراد در کسب و کار آنلاین خود اصلا وب سایت ندارند، و تنها از طریق یک سری روش های دیگر اقدام به درآمدزایی اینترنتی می کنند. قبل از فکر کردن به پولدار شدن باید بدانید چند نکته بسیار مهم وجود دارد. ابتدا نگاهی به خودتان بیندازید، در چه سنی هستید، چه تخصصی دارید، شغل فعلی شما چیه و … . باید همه این سوالات را خوب پاسخ دهید. درست است که کسب و کار اینترنتی نمیتواند کاری به سن و سال داشته باشد، اما برخی کسب و کار ها ، خارج از حوصله برخی افراد می باشد. تخصص شما اگر در رابطه با موضوع کار اینترنتی شما می باشد که خیلی عالی است. اگر نه که، شما دارید وارد زمینه ای می شوید که تخصصی در رابطه با آن ندارید. توجه داشته باشید که اکثر مدیران کسب و کارهای اینترنتی اصلا تخصصی نداشته اند، و امروزه موفق به پولدار شدن از طریق اینترنت شده اند.  ?چگونه از طریق اینترنت ثروتمند شویم راه های پولسازی در اینترنت اولین چیزی که با خواندن عنوان این پاراگراف به ذهن شما می آید چیست؟ لازم است بدانید که شغل اینترنتی به این شکل نیست که شما چند گزینه را تنظیم کرده و ذخیره را بزنید و شاهد میلیارد ها تومن پول باشید. کار اینترنتی و آنلاین برای رسیدن به درآمد نیاز به زمان دارد. البته توضیح این مورد خارج از حوصله این مقاله می باشد. من سعی خواهم کرد در بخش های دیگری موضوع مدت زمان رسیدن به درآمد اینترنتی و حتی پولدار شدن را کاملا توضیح دهم. پیدا کردن ایده های پردرآمد اینترنت اگر به میلیاردر شدن از طریق اینترنت فکر می کنید، باید یک ایده خلاقانه کسب و کار داشته باشید. همین ایده آینده کسب و کار شما را رقم خواهد زد. در چه زمینه ای می خواهید فعالیت کنید. فکر می کنید چه زمینه هایی و چه وب سایت هایی بیشترین درآمد را می توانند داشته باشند. و همچنین فکر می کنید در چه شغلی می توانید به بهترین شکل خودتان را ظاهر کنید. قبل از راه اندازی کسب و کار اینترنتی برای پولدار شدن از طریق سایت حتما تک تک این سوالات را به خودتان پاسخ دهید. توجه: شغلی که شما انتخاب می کنید، باید به آن علاقه داشته باشید. یعنی قبل از اینکه به درآمد آن فکر کنید، باید به اون زمینه علاقه زیاده داشته باشید. من الان می توانم به شما بگویم بیایید و در زمینه فلان، یک وب سایت اینترنتی راه اندازی کرده و شروع به درآمدزایی کنید. اما اگر هیچ علاقه ای به آن نداشته باشید، شما موفق نخواهید شد. اگر می خواهید بدانید به کاری علاقمند هستید یا نه، به این فکر کنید، اگر کاری که انجام میدهید، برای شما هیچ درآمدی نداشته باشد، باز هم همان کار را انجام می دهید. چند پیشنهاد ویژه مخصوص شما: 35 ایده پولساز کسب و کار 21 ایده پولسازی در اینترنت ایده های کسب درآمد دلاری نحوه پیدا کردن ایده های پرسود و پرطرفدار   ?پولدارهای اینترنتی ایران و خارج چه سایت هایی پردرآمد هستند؟ یکی از بزرگترین اشتباهات افراد در انتخاب شغل اینترنتی این است که دنبال سایت های پردرآمد هستند. جالب اینجاست هیچ تفاوتی برای آنها ندارد زمینه فعالیت سایت ها چه چیزی باشد. تنها هدف این افراد این است که پردرآمدترین کسب و کار اینترنتی را پیدا کنند. در نهایت اقدام به راه اندازی آن کار کنند. این موضوع مربوط به بخش قبلی هم می شود. باید به کاری که انجام میدهید علاقه داشته باشید. باید به کار خود عشق بورزید. آیا با وجود رقبای بزرگ می توان از طریق اینترنت پولدار شد؟ نگرانی اکثر افراد هنگام راه اندازی کار اینترنتی برای خود، فکر کردن به رقبای بزرگ می باشد. باید توجه داشته باشید که اصلا نیازی به نگرانی نیست، تنها کمی بیشتر باید تلاش کنید. شاید شما هم به این موضوع فکر کرده باشید، اگر فلان سایت که 5 سال پیش راه اندازی شده، امروز با این تعداد رقیب راه اندازی میشد، قادر به موفقیت نبود. باید به شما بگویم که در همین لحظه هزاران سایت در حال راه اندازی می باشند. هر کسی بتواند به بهترین شکل ممکن ظاهر هست، با وجود رقبای اینترنتی بزرگ، باز هم به موفقیت دست پیدا می کند.   ?راه های ثروتمند شدن در اینترنت راه های پولدار شدن از اینترنت وقتی اسم کسب و کار اینترنتی را می شنوید به چه چیزی فکر می کنید. یک لحظه با خود فکر کنید، من به شما می گویم “اینترنت” با شنیدن این کلمه یاد چه چیزی می افتید. ممکن است نظر هر کسی با هم متفاوت باشد. در رابطه با راهکارهای ثروتمند شدن از طریق اینترنت تحقیقی که انجام دادم، نتیجه جالبی داشت. شغل اینترنتی از طریق سایت کسب و کار پولساز از طریق اینستاگرام کسب و کار پردرآمد با تلگرام افراد زیادی بودند که می گفتند باید حتما سایت داشته باشیم. برخی از افراد می گفتند نمی دانیم سایت چیست، ولی میشه از طریق اینستاگرام، تلگرام اقدام به پولسازی در اینترنت کرد. شما تصور کنید کسی که بارها در سایت های مختلفی بوده ، میگوید اصلا نمیداند وبسایت چیست. اما خب پاسخ آنها برای پولسازی و پولدار شدن تقریبا هم درست است. چرا که امروزه افراد زیادی از طریق شبکه های اجتماعی و شبکه های رسانه ای و حتی پیام رسان های مختلف اقدام به کسب درآمد می کنند. دانلود آموزش کسب درآمد از طریق اینستاگرام همراه با ایده ها کسب درآمد از طریق تلگرام برای پولدار شدن از طریق اینترنت چه تخصصی باید داشته باشیم؟ سرتیتر این پاراگراف، سوال دیگری است که زیاد از من پرسیده می شود. ببینید اکثر کسب و کارهای اینترنتی که امروزه راه اندازی شده اند، نیاز به تخصص خواصی نداشتند. در میان اینها سایت ها، کانال های تلگرامی ، پیج های اینستاگرامی و … وجود دارد که افراد بر اساس تخصص خود اقدام به راه اندازی کسب درآمد اینترنتی کرده اند. بنابراین چه تخصص خاصی داشته باشید، چه نداشته باشیم، می توانیم یک شغل پردرآمد اینترنتی برای میلیاردر شدن داشته باشیم.   ?کار در منزل برای خانم ها و آقایان چرا اینترنت برای پولدار شدن بهترین گزینه است؟ اگر دوست دارید به یک میلیاردر خود ساخته تبدیل شوید، و از طرفی به کارهای اینترنتی و شغل آنلاین علاقه دارید، اینترنت برای شما بهترین انتخاب خواهد بود. یک مثال ساده، تصور کنید در یک شکل چه بزرگ چه کوچک، یک مغازه پوشاک فروشی دارید. تنها مردم محدوده ای که به مغازه شما نزدیک هستند از شما خرید می کنند. در حالی که وقتی کار شما اینترنتی باشد، کل جهان می توانند به وب سایت ، پیج و کانال تلگرام شما دسترسی داشته باشند. تصور کنید که از کلیه شهرهای ایران از شما خرید می شود. روزانه میلیون ها میلیون کاربر و مشتری وارد صفحه اینترنتی شما خواهند شد. درآمد کسب و کارهای آنلاین و اینترنتی، با کسب و کارهای سنتی زمین تا آسمان متفاوت است. زمان بازدهی و رسیدن به درآمد خیلی از دوستان سوال می کنند که چه زمانی به محله درآمد میرسیم. بازه زمانی دریافت بازخورد و رسیدن به مرحله پول درآوردن، همگی به شما بستگی دارد. اینکه چقدر زمان روی کسب و کار اینترنتی خود می گذارید. علاوه میزان تلاش شما و کارهایی که برای رشد کسب و کارتان می کند، ایده راه اندازی شده نیز بسیار اهمیت دارد. برخی از زمینه ها به دلیل داشتن رقبای کم در بازه زمانی کمی به مرحله فروش میرسند. مباحث مربوط به درآمدزایی و رسیدن به مرحله فروش روش های بسیار زیادی دارد. حال برخی روش های طبیعی وجود دارد که باید بازه زمانی رشد سایت خودش پیش برود تا به جایگاه مناسبی برس . برخی مدیران کسب و کار اقدام به تبلیغات از همان زمان شروع راه اندازی کار اینترنتی خود می کنند. کاملا مشخص است که با هزینه کردن می توان به راحتی از همان روزهای اول راه اندازی کار درآمدزایی اینترنتی داشت.   ?ایده های پولساز اینترنتی چه زمانی باید شروع به کار کنیم؟ برای پولدار شدن در اینترنت باید هر چه زودتر کار خود را شروع کنید. لازم است بدانید که در همین لحظه که شما در حال مطالعه مقاله میلیاردر شدن از طریق اینترنت هستید، سایت های زیادی در کل دنیا در حال راه اندازی شدن می باشد. حتی ممکن است ایده ای که در ذهن دارید به فکر کسی برسد و قبل از شما همان کار را راه اندازی کند. بنابراین کمترین زمان را هم نباید از دست بدهید. سرمایه لازم برای راه اندازی سایت پولسازی افراد اکثرا به دلیل لازم نبودن سرمایه به سمت شغل اینترنتی می آیند. البته لازم است بدانید که این دسته افراد شامل کسانی می شود که میخواهند از صفر شروع کنند. یک سری افراد هم هستند که سرمایه زیادی در دست داشته و قصد راه اندازی شغل اینترنتی را دارند. این دسته افراد با صرف هزینه زیاد می توانند در مدت زمان کمی سایت اینترنتی ، پکیج اینستاگرام یا کانال تلگرام خود را بالا بکشند. اگه سرمایه در دست داشته باشید، باید بدانید که با صرف هزینه نه چندان زیادی ، به راحتی کسب و کار خود را تبلیغ کرده و به درآمد برسید. اگر هم هزینه و سرمایه به هیچ عنوان ندارید و به اصطلاح از صفر می خواهید شروع کنید، اصلا جای نگرانی نیست. بزرگترین وب سایت های ایرانی و حتی کل دنیا ، از صفر شروع کرده اند.</description>
                <category>Shayan Morshedi</category>
                <author>Shayan Morshedi</author>
                <pubDate>Sat, 15 May 2021 18:51:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سن جهان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_28446930/%D8%B3%D9%86-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-rmsgv3mfrgqe</link>
                <description>تولد جهاناز آن‌جا که ابزار و ادوات کنونی به اخترشناسان امکان این‌ که به زمان تولد جهان بازگردند را نمی‌دهند، بیشتر آن‌چه ما در مورد نظریه مه‌بانگ می‌دانیم نتیجه‌ی فرضیات و مدل‌های ریاضیاتی هستند. با این حال، ستاره‌ شناسان می‌توانند «پژواک» انبساط را از طریق پدیده‌ای به نام تابش زمینه کیهانی ببینند. عبارت «نظریه مه‌بانگ» قدمتی ده‌ها ساله در بین اخترفیزیکدانان دارد اما محبوبیت عمومی آن از سال ۲۰۰۷ که برنامه کمدی با همین نام از شبکه CBS پخش شد، ترویج پیدا کرد. برنامه مورد نظر داستان زندگی شخصی و کاری چند محقق (شامل یک اخترفیزیکدان) را دنبال می‌کند. در لحظه اول تشکیل جهان، انبساط کیهانی با سرعتی بیشتر از سرعت نور رخ داده است. این ایده هیچ خللی در نظریه محدودیت سرعت انیشتین وارد نمی‌کند چرا که انیشتین بیان می‌دارد سرعت نور، بیشترین حد سرعت هر چیزی است که در کیهان حرکت می‌کند و این مورد شامل انبساط خود کیهان نمی‌تواند باشد. لحظه اول و تولد نور بر اساس تحقیقات ناسا، در لحظه اول آغاز جهان، دمای محیطی در حدود ۱۰ میلیارد درجه فارنهایت (۵.۵ میلیارد درجه سلسیوس) بوده است. کیهان شامل مجموعه‌ای از ذرات بنیادین مانند نوترون‌ها، الکترون‌ها و پروتون‌ها بوده است. همان طور که جهان سرد می‌شد، این عناصر دچار تلاشی یا ترکیب شدند.    سوپ اولیه غیر قابل رویت بوده است، زیرا نور قادر به عبور از درون آن نبوده است. ناسا در این رابطه اظهار داشته است: الکترون‌های آزاد ممکن است سبب پراکندگی نور (فوتون‌ها) شده باشند؛ همانند پراکندگی نور خورشید در ابرها که توسط قطرات آب رخ می‌دهد. اما با گذشت زمان، الکترون‌های آزاد با هسته جمع شدند و اتم‌های خنثی را به وجود آوردند. این رخداد به نور اجازه داد تا در زمانی در حدود ۳۸۰۰۰۰ سال بعد از مه‌بانگ شروع به درخشش کند.    نور اولیه که گاهی پس‌تاب مه‌بانگ نیز خوانده می‌شود با بیان صحیح تر، همان تابش زمینه کیهانی (CMB) است. این پدیده برای اولین بار در سال ۱۹۴۸ توسط رالف آلفر و دیگر دانشمندان پیش‌بینی شد، اما یافتنش، آن هم به طور تصادفی، ۲۰ سال دیگر زمان می‌طلبید. در ۱۹۶۵ آرنو پنزیاس و رابرت ویلسون، از آزمایشگاه تلفن بل در مورای هیل در حال ساخت گیرنده‌ای رادیویی بودند که مشاهده کردند دمای گیرنده بیشتر از حد انتظارشان بالا می‌رود. ابتدا آن‌ها گمان کردند این به هم ریختگی به خاطر کبوترها و مدفوع آن‌ها است. اما حتی پس از پاک کردن گیرنده و کشتن کبوترهایی که می‌خواستند گیرنده را آشیانه خود کنند، همچنان این اتفاق رخ می‌داد. در همان زمان، تیمی تحقیقاتی در دانشگاه پرینستون (به رهبری رابرت دیک) که سعی در یافتن مدارکی دال بر وجود CMB داشتند؛ دریافتند که پنزیاس و ویلسون به طور اتفاقی به این تابش دست یافته‌اند. هر دو تیم مقاله شان را در مجله اخترفیزیک در سال ۱۹۶۵ چاپ کردند. شناسایی سن جهان تابش زمینه کیهانی در بسیاری از ماموریت‌ها مشاهده شده است. یکی از شناخته شده ترین موارد ماموریت‌های این‌چنینی مربوط می‌شود به ماهواره کاوشگر تابش زمینه کیهانی ناسا (COBE) که آسمان را در دهه ۱۹۹۰ رصد می‌کرد.    ماموریت‌های متعدد دیگری قدم در مسیر COBE قرار دادند مانند: آزمایشات بومرنگ BOOMERanG (مشاهدات میلیمتریک پرتوهای فراکهکشانی و ژئوفیزیک از طریق بالون)، کاوشگر آنیزوتروپی میکروویو ویلکینسون ناسا (WMAP) و ماهواره پلانک آژانس فضایی اروپا. رصدهای ماهواره پلانک در سال ۲۰۱۳ منتشر شد، این اطلاعات با جزییات بسیار خوبی تابش کیهانی را تصویر کرده و مشخص ساختند جهان از آن چه قبلا تصور می‌شد (۱۳.۷ میلیارد سال) سن بیشتری دارد (۱۳.۸۲ میلیارد سال). اما از طرفی نقشه‌های حاصل موارد مبهم جدیدی را ایجاد کردند، مانند این که چرا نیمکره جنوبی کمی قرمزتر (گرم‌تر) از نیمکره شمالی است؟ در حالی که نظریه مه‌بانگ بیان می‌دارد که تابش زمینه کیهانی باید تقریبا مشابه باشد و اهمیتی ندارد از کجا بدان نگریسته شود.    همچنین آزمایشات بر روی تابش زمینه کیهانی سرنخ‌هایی به دانشمندان در مورد ترکیب جهان داده است. محققان گمان می‌کنند بیشتر کیهان از ماده و انرژی‌ای ساخته شده است که با ابزار مرسوم و کنونی قابل شناسایی نیست و عبارات ماده تاریک و انرژی تاریک نیز از همین‌جا منشا گرفته‌اند. تنها ۵ درصد از جهان از موادی مانند سیارات، ستاره‌ها و کهکشان‌ها تشکیل شده است. کیهان نه تنها انبساط پیدا می‌کند بلکه به موازات آن، سریع‌تر نیز می‌شود. این مساله بدین معنا است که زمانی می‌رسد که دیگر هیچ کسی قادر به دنبال کردن و رصد دیگر کهکشان‌ها، از زمین یا نقاط دیگری در کهکشان خودمان، نخواهد بود.   ? مجادلات بر سر امواج گرانشی از هنگامی که اخترشناسان قادر به تماشای آغاز جهان شدند، آنان همچنین به جستجوی مدارکی دال بر انبساط سریع کیهان پرداختند. بر طبق نظریات در لحظه اول تشکیل جهان، انبساط کیهانی با سرعتی بیشتر از سرعت نور رخ داده است. که البته این ایده هیچ خللی در نظریه محدودیت سرعت انیشتین وارد نمی‌کند چرا که انیشتین بیان می‌دارد سرعت نور، بیشترین حد سرعت هر چیزی است که در کیهان حرکت می‌کند و این مورد شامل انبساط خود کیهان نمی‌تواند باشد.    در سال ۲۰۱۴، اختر شناسان اعلام کردند توانسته‌اند به شواهدی از تابش زمینه کیهانی مربوط به حالت B که نوعی قطبش در نتیحه انبساط جهان و تولید امواج گرانشی است، دست یابند. تیم محققین این مدارک را به وسیله‌ی تلسکوپی در قطب جنوب به نام «تصویر‌برداری زمینه ی قطبش فراکهکشانی کیهان» (BICEP2) تهیه کردند. جان کوواچ محقق ارشد مرکز اخترفیزیک هاروارد اسمیتسونین در مارچ ۲۰۱۴ اعلام کرد: ما بسیار مطمئنیم سیگنالی که دیده‌ایم واقعی است و در آسمان وجود دارد. در ماه ژوئن، همان تیم تحقیقاتی اعلام کرد یافته‌هایشان ممکن است به واسطه قرارگیری غبار کهکشانی در مسیر میدان دیدشان تغییر کرده باشند. کوواچ در کنفرانسی مطبوعاتی اعلام کرد: نتایج اصلی تغییری نکرده است؛ ما اطمینان بالایی به نتایجمان داریم. اما اطلاعات جدیدی که از ماهواره پلانک به دست آمده است نشان می‌دهد در مورد غبار، پیش‌بینی‌های قبلی بسیار کمتر از واقع بوده‌اند. نتایج حاصل از رصدهای ماهواره پلانک در ماه سپتامبر به صورت آنلاین در اختیار قرار گرفت. در ژانویه ۲۰۱۵، محققان هر دو تیم که به صورت مشترک کار می‌کردند تایید کردند که بیشتر سیگنال دریافتی از Bicep، اگر نگوییم کل آن، تنها غبار ستاره‌ای بوده است. انبساط سریع‌تر، تعدد کهکشانی و ترسیم آغاز کیهان نه تنها انبساط پیدا می‌کند بلکه به موازات آن، سریع‌تر نیز می‌شود. این مساله بدین معنا است که زمانی می‌رسد که دیگر هیچ کسی قادر به دنبال کردن و رصد دیگر کهکشان‌ها، از زمین یا نقاط دیگری در کهکشان خودمان، نخواهد بود. در مدل «چند جهانی»، جهان‌های متعدد به مانند حباب‌هایی که در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. در اولین رخداد بزرگ تورم، بخش‌های متفاوتی از فضا-زمان با نرخ‌هایی متفاوت رشد کردند، که ممکن است منجر به ایجاد بخش‌های متفاوت، جهان‌های متفاوت، با احتمال بالقوه‌ی قوانین متفاوت فیزیک شده باشد. اخترشناس دانشگاه هاروارد آوی لویب می‌گوید: ما می‌بینیم که کهکشان‌های دوردست از ما فاصله می‌گیرند، اما سرعت آن‌ها متناسب با زمان در حال افزایش است. در نتیجه، اگر به اندازه کافی صبر کنید، نهایتا خواهید دید که کهکشانی در دوردست به سرعت نور خواهد رسید. معنای این رخداد این است که دیگر حتی نور نیز قادر نخواهد بود فاصله‌ی حاصل شده بین ما و آن کهکشان را پل بزند و ارتباطی برقرار کند. هنگامی که کهکشان مورد نظر نسبت به ما با سرعتی بیشتر از سرعت نور حرکت کند، دیگر راهی برای موجودات فرازمینی در آن کهکشان وجود ندارد که بتوانند از طریق آن با ما ارتباط برقرار کنند یا سیگنالی ارسال کنند که به ما برسد. بعضی فیزیکدانان همچنین پیشنهاد می‌دهند این جهانی که ما آن را تجربه می‌کنیم تنها یکی از تعداد بسیاری است. در مدل «چند جهانی»، جهان‌های متعدد در کنار یکدیگر وجود دارند، به مانند حباب‌هایی که در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. این نظریه پیشنهاد می‌دهد که در اولین رخداد بزرگ تورم، بخش‌های متفاوتی از فضا-زمان با نرخ‌هایی متفاوت رشد کردند، که ممکن است منجر به ایجاد بخش‌های متفاوت، جهان‌های متفاوت، با احتمال بالقوه‌ی قوانین متفاوت فیزیک شده باشد. آلن گاث فیزیکدان نظری از دانشگاه MIT در کنفرانسی مربوط به اکتشاف امواج گرانشی در مارچ ۲۰۱۴ گفت: سخت است بتوان مدل‌هایی از انبساط ساخت که منجر به چندجهانی نشوند. غیرممکن نیست و در نتیجه من فکر میکنم هنوز به انجام تحقیقات بیشتری نیاز است. اما بیشتر مدل‌ها منتج به چندجهانی می‌شوند و مدارک موجود در تایید انبساط، ما را به این سمت هدایت میکنند که ایده چندجهانی را جدی بگیریم. جهانی که ما می‌شناسیم چگونه شکل گرفته است؟ ممکن است در نتیجه شناخت وآگاهی ما نسبت به این مساله، این ایده حاصل شود که مه‌بانگ اولین دوره انبساطی نبوده است که جهان تجربه کرده است. بعضی دانشمندان بر این عقیده‌اند که ما در کیهانی زندگی می‌کنیم که چرخه‌های منظم انبساط و فروکش در آن صورت می‌گیرد و تنها اتفاقی که برای ما افتاده است، این است که در یکی از این فازها زندگی کنیم.</description>
                <category>Shayan Morshedi</category>
                <author>Shayan Morshedi</author>
                <pubDate>Sat, 15 May 2021 18:40:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درباره نوشتن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_28446930/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-quq7roeehtel</link>
                <description>?     استیون کینگ، نویسنده‌ی مشهور آمریکایی، بیش از ۵۰ عنوانکتاب نوشته و مردم زیادی را از سراسر دنیا مسحور نوشته‌های خود کرده‌ است. او در زندگی‌نامه‌اش، با عنوان «در‌ مسیر نویسندگی» نکات ارزشمندی را درباره‌ی بهتر نوشتن مطرح می‌کند. وی می‌گوید: « نمی‌توانم به دروغ بگویم که هیچ نویسنده‌ی بدی وجود ندارد. متأسفم (که این را می‌گویم) ولی تعداد زیادی نویسنده‌ی بد هم داریم.» اگر نمی‌خواهید یک «نویسنده‌ی بد» باشید، این ۲۲ نصیحت از زبان استیون کینگ را به یاد داشته باشید تا ببینید که چگونه نویسنده شویم.         ۱. به جای تلویزیون نگاه کردن، هر چه می‌توانید مطالعه کنید   ? اگر نویسندگی را تازه شروع کرده‌اید، تلویزیون باید اولین چیزی باشد که کنار می‌گذارید. به گفته‌ی کینگ تلویزیون «سمِ خلاقیتاست». نویسنده باید به درون خود و به دنیای تخیلاتش نگاه کند. برای این که بهتر بتوانید این کار را انجام بدهید باید تا می‌توانید کتاب بخوانید. کینگ هر جا می‌رود یک کتاب همراهش هست و حتی موقع غذا خوردن هم کتاب می‌خواند. او می‌گوید :«اگر می‌خواهید نویسنده شوید، دو کار هست که باید بیشتر از همه انجام بدهید: زیاد بخوانید و زیاد بنویسید.» در مورد هر موضوعی کتاب بخوانید و همین‌طور که پیش می‌روید، نوشته‌های خودتان را هم تصحیح و بازنویسی کنید.   ۲. برای شکست و انتقادی بیش از حد تحمل‌تان آماده شوید    کینگ نوشتن داستان را با گذشتن از اقیانوس آرام سوار بر یک وان حمام مقایسه می‌کند، چون به گفته‌ی او در هر دوی آنها «یک عالمه فرصت برای شک کردن به خودتان» وجود دارد. نه تنها خودتان به خودتان شک می‌کنید، بلکه دیگران هم به شما شک خواهند کرد. کینگ می‌گوید: «اگر دنبال نویسندگی (یا نقاشی، یا مجسمه‌سازی یا موسیقی…) بروید، بالاخره یک نفر پیدا می‌شود که این کار را در نظرتان کوچک و بی‌اهمیت جلوه بدهد.» گاهی باید حتی اگر حوصله هم ندارید به نوشتن ادامه بدهید. کینگ می‌نویسد: «اینکه یک کار را فقط به خاطر سخت بودنش، چه از لحاظ احساسی و چه تخیلی، کنار بگذارید اصلا خوب نیست.» و توصیه می‌کند که حتی وقتی شکست می‌خورید،مثبت‌اندیش باقی بمانید: «خوش‌بینی بی برو برگرد یک جواب دندان‌شکن به شکست است.» ۳. وقت‌تان را با تلاش برای راضی کردن مردم تلف نکنید   ? به عقیده‌ی کینگ، نویسنده نباید نگرانِ بی‌پروا حرف‌زدن باشد. او می‌گوید: «اگر می‌خواهید به صادقانه‌ترین شکل ممکن بنویسید، بدانید که دیگر عضویت شما در جامعه‌ی آداب‌دانان به پایان رسیده است.» کینگ اوایل از نوشته‌هایش شرمنده می‌شد، مخصوصا بعد از این که نامه‌هایی دریافت کرد که او را آدمی متعصب، جانی و حتی روان‌آزار (سایکوپت) می‌خواندند.       او در چهل سالگی متوجه شد که همه‌ی نویسندگانِ «محجوب» متهم شده‌اند که استعدادشان را هدر داده‌اند. کینگ به‌وضوح با این موضوع کنار آمده است. او می‌نویسد: «اگر شما نوشته‌های مرا ناپسند بدانید، من فقط می‌توانم شانه بالا بیندازم. همین است که هست!» شما نمی‌توانید همیشه همه‌ی خواننده‌‌هایتان را راضی نگه دارید، پس به توصیه‌ی کینگ عمل کنید و دیگر خودتان را به‌خاطر این موضوع نگران نکنید. ۴. در درجه‌ی اول برای خودتان بنویسید شما باید برای رضایت خاطر و لذت خودتان بنویسد. همان‌طور که کینگ می‌گوید: «من این کار را به خاطر لذت خالصی که در آن است انجام می‌دهم. و اگر شما بتوانید این کار را به‌خاطر لذتش انجام بدهید، همیشه نویسنده خواهید بود.» کورت وُنه‌گوتِ نویسنده هم، نظر مشابهی دارد: «موضوعی پیدا کنید که برای شما اهمیت دارد و قلبا احساس می‌کنید دیگران هم باید به آن اهمیت بدهند. تأثیرگذارترین و مسحورکننده‌ترین جنبه‌ی سبک نوشتاری شما هم همین توجهِ خالصانه است، نه بازی با کلمات.» ۵. سخت‌ترین موضوعات را برای نوشتن به چالش بکشید   ? کینگ می‌گوید: « مهم‌ترین موضوعات، همان‌هایی هستند که صحبت درباره‌شان از بقیه سخت‌تر است. از آنجا که کلمات، احساسات شما را کمرنگ می‌کنند از نوشتن این موضوعات خجالت می‌کشید.» بیشترِ نوشته‌های ارزشمند، نتیجه‌ی ساعت‌ها تفکرند. به نظر کینگ «نویسندگی، تفکر اصلاح شده است.» هنگام پرداختن به موضوعات دشوار، خودتان را عمیقا درگیر موضوع کنید. کینگ می‌گوید: «داستان‌ها را باید پیدا کنید، مثل فسیل‌هایی که در زمین مدفون شده‌اند. داستان‌ها یادگاری هستند، آثاری از یک دنیای کشف‌نشده که همیشه وجود داشته است.» نویسنده‌ها باید مثل باستان‌شناسان، هرچقدر که می‌توانند ذهن‌شان را برای پیدا کردن داستان حفاری کنند.   ۶. وقتی می‌نویسید، ارتباط‌تان را با دنیا قطع کنید   ? نوشتن باید یک کار کاملا محرمانه و شخصی باشد. میزتان را گوشه‌ی اتاق بگذارید و هر عاملی که ممکن است حواس‌تان را پرت کند، از تلفن گرفته تا یک پنجره‌ی باز، رفع کنید. به توصیه‌ی کینگ :«وقتی در بسته است بنویسید، وقتی در باز است بازنویسی کنید.» نوشته‌ی شما باید خصوصی بماند. نوشتن یک پیش‌نویس اولیه به گفته‌ی کینگ «یک کار کاملا خام و اولیه است، یکی از آن کارهایی که دوست دارم پشت درهای بسته انجام بدهم. چون داستان برهنه است و چیزی جز جوراب و زیرشلواری به تن ندارد.» ۷. متظاهر نباشید «یکی از بدترین بلاهایی که ممکن است سر نوشته‌تان بیاورید این است که لغات را بپیچانید و چون از کلمات کوتاه و ساده راضی نیستید، دنبال کلمه‌های طولانی و قلنبه سلنبه بگردید.» این نظر کینگ است. او این کار را با بزک کردن یک حیوان خانگی مقایسه می‌کند. در این صورت، هم حیوان و هم صاحبش معذب می‌شوند. همان‌طور که دیوید آگلیوی، تاجر سرشناس در یادداشتی به کارمندانش نوشته است: «هرگز کلمات تخصصی‌ای مثل بازتفهیم، تطورگرایی، فرمالیسم و اگزیستانسیالیسم و … را به کار نبرید. اینها نشانه‌های مشخص تظاهر و پرمدعا بودن هستند.» به‌علاوه، تا لازم نشده نمادها را به‌کار نبرید. کینگ می‌نویسد: «نمادها برای زیبا کردن و غنی کردنِ نوشته‌اند، نه برای تصنعی کردن آن.»   ۸. از به کار بردن قیدها و پاراگراف‌های طولانی خودداری کنید   ? همانطور که کینگ در کتاب خاطراتش چندین بار تأکید کرده‌ است :«قیدها دوست شما نیستند.» در واقع او معتقد است «راه جهنم از قیدها پوشیده شده است.» و آنها را به علف‌های هرزی تشبیه می‌کند که چمن‌های شما را خراب می‌کنند. قیدهای بعد از «او گفت»، بدترین قید‌ها هستند. بهتر است این عبارت‌ها ساده بماند و جز در موارد لازم به کار نرود. همچنین باید حواس‌تان به پاراگراف‌ها باشد که با جریان و آهنگ داستان هماهنگ باشند. کینگ می‌گوید:«اینکه پاراگراف‌ها چه شکلی هستند تقریبا به‌اندازه‌ی مطالبی که بیان می‌کنند مهم است.» ۹. زیادی خودتان را درگیر دستور زبان نکنید به گفته‌ی کینگ، در درجه‌ی اول به جذابیت یک نوشته بپردازید و بعد به رعایت نکات دستور زبانی آن. او می‌نویسد: «زبان یک نوشته لازم نیست همیشه شسته‌رفته و بی‌نقص باشد. هدف داستان‌ رعایت نکات دستور زبان نیست، هدفش جذب خواننده و سپس روایت داستان است.» باید کاری کنید که خواننده حتی فراموش کند که دارد داستان می‌خواند. ۱۰. در هنر توصیف، استاد شوید   ? کینگ می‌گویذ: «توصیف از تخیل نویسنده شروع می‌شود ولی باید در تخیل خواننده تمام بشود.» مسئله‌ی مهم به‌اندازه‌ی کافی نوشتن نیست، بلکه این است که بدانید گفته‌های‌تان را باید تا کجا محدود کنید. چیزی را که می‌خواهید خواننده ببیند در ذهن‌تان تصویرسازی کنید. بعد چیزی را که در ذهن‌تان می‌بینید به صورت کلماتی روی کاغذ پیاده کنید. او می‌گوید شما باید همه چیز را طوری توصیف کنید که «باعث شود دریافتنِ مطلب خواننده را تکان دهد..» کلید یک توصیف خوب، واضح بودن است؛ هم در مشاهده و هم در نوشتن. از تصاویر زنده و لغات ساده استفاده کنید تا خواننده خسته نشود. کینگ می‌گوید:«در بیشتر موارد وقتی خواننده کتابی را کنار می‌گذارد دلیلش این است که کتاب برایش «خسته‌کننده شده است». این خسته‌کننده شدن معمولا از آنجا سرچشمه می‌گیرد که نویسنده مسحور قدرت توصیف خودش می‌شود و اولویت را که حفظ جذابیت نوشته است فراموش می‌کند.» ۱۱. بیش از حد درباره‌ی فضای داستان اطلاعات ندهید کینگ می‌نویسد:« سخنرانی کردن درباره‌ی چیزهایی که می‌دانید، با استفاده از آنها برای قوی‌تر کردن داستان‌تان فرق دارد. دومی خوب است، ولی اولی نه.» مطمئن شوید جزئیاتی که درباره‌شان صحبت می‌کنید فقط به‌اندازه‌ای هستند که داستان‌تان را جلو ببرد و خواننده را برای خواندن ادامه‌ی داستانمشتاق کند. اگر لازم است تحقیق کنید، نگذارید اطلاعاتی که به دست می‌آورید داستان‌تان را تحت‌الشعاع قرار بدهد. تحقیقات به گفته‌ی کینگ «متعلق به دورترین نقطه‌ی پس‌زمینه‌ی داستان» است. ممکن است نتیجه‌ی تحقیقات‌تان برای شما بسیار جالب باشد و غرق در آن شده باشید، ولی یادتان باشد که خواننده بیشتر دلش می‌خواهد درباره‌ی شخصیت‌ها و داستان شما بداند.  ۱۲. از زندگی واقعی آدم‌ها بنویسید   ? کینگ می‌نویسد: «چیزی فراتر از اشتباهات نحوی و مشاهدات اشتباه پشت نوشته‌های بد نهفته است. نوشته‌ی بد ناشی از سرسختی احمقانه‌ی نویسنده برای خودداری از نوشتن درباره‌ی زندگی واقعی آدم‌هاست؛ واقعیت این است که حتی یک قاتل هم ممکن است بعضی وقت‌ها به یک پیرزن کمک کند تا از خیابان رد شود.» شخصیت‌های داستان شما بیش از هر چیز، برای خواننده اهمیت دارند. پس یادتان باشد تمام زوایای شخصیت آنها را برای خواننده آشکار کنید. ۱۳. ریسک کنید، احتیاط زیادی خوب نیست قبل از هر کار، لحن منفعلانه را کنار بگذارید، چون این بزرگترین مشخصه‌ی ترس است. کینگ می‌گوید:«من به این نتیجه رسیده‌ام که بیشتر نوشته‌های بد ریشه در ترس دارند.» نویسنده باید شانه‌هایش را عقب بدهد، چانه‌اش را بالا بگیرد و مسئولیت را بر عهده‌ی نوشته‌اش بگذارد. کینگ می‌گوید:«هر چیزی را که به ذهن‌تان می‌رسد امتحان کنید، مهم نیست چقدر خسته‌کننده و معمولی یا گستاخانه و عجیب و غریب باشد. اگر به درد خورد که خوب، وگرنه دور بیندازیدش.» ۱۴. بدانید که برای خوب نوشتن به دوپینگ نیازی نیست   ? کینگ می‌گوید:«این فکر که فعالیت خلاقانه به مصرف مواد روان‌گردانوابسته است از عجیب‌ترین افسانه‌های روشن‌فکرنمایانه‌ی دوران ماست.» به نظر او نویسنده‌هایی که از این مواد استفاده می‌کنند فقط معتادند و نه نویسنده. به عقیده‌ی کینگ «هر ادعایی درباره‌ی اینکه مواد مخدر و الکل برای به‌دست آوردن احساسات قوی‌تر لازم است فقط از آن مزخرفاتی است که هرکس برای متقاعد کردن خودش سر هم می‌کند.» ۱۵. از زبان خودتان صحبت کنید همانطور که کینگ می‌گوید :«هدف قرار دادن یک کتاب مثل هدف‌گیری با یک موشک زمین به هوا نیست.» وقتی با هدفی به جز تمرین، از سبک نویسنده‌ی دیگری تقلید می‌کنید آنچه به دست می‌آید چیزی نیست جز یک «بدل بی آب و رنگ». دلیلش این است که شما نمی‌توانید تجربه و احساس دیگران نسبت به حقیقت را بازسازی کنید، آن هم فقط با بررسی سطحی یک مشت کلمه و طرح کلی. ۱۶. نوشتن را نوعی تله‌پاتی بدانید   ? کینگ می‌گوید:« همه‌ی هنرها تا حدی وابسته به تله‌پاتی‌اند، ولی به نظر من نوشتن خالص‌ترین عصاره‌ی آن است.» یکی از مهم‌ترین عناصر داستان انتقال مفاهیم است. کار شما نوشتن کلمات روی کاغذ نیست، بلکه انتقال ایده‌های درون ذهن‌تان به خواننده است. به گفته‌ی کینگ «کلمات فقط واسطه‌ای هستند که از طریق آنها مفاهیم منتقل می‌شوند.» وُنه‌گوت هم در «توصیه‌هایی درباره‌ی نویسندگی‌»اش گفته است «کاری کنید که یک مخاطب ناشناس‌ بعد از خواندن داستان شما احساس نکند وقتش را تلف کرده است.» ۱۷. نوشتن را جدی بگیرید کینگ می‌گوید :«می‌توانید نوشتن را با نگرانی، هیجان امید یاناامیدی آغاز کنید؛ هر طور که به سراغ نوشتن می‌روید فقط با سهل‌انگاری نباشد.» او توصیه می‌کند که اگر نمی‌خواهید نوشتن را جدی بگیرید، بهتر است کتاب را کنار بگذارید و دنبال کار دیگری بروید. همانطور که سوزان سانتاگِ نویسنده می‌گوید :«داستان باید اعصاب آدم را تحریک کند. وقتی اولین خط داستان را در ذهنم می‌شنوم باید قلبم به تپش بیفتد. این ریسک مرا به لرزه می‌اندازد.»  ۱۸. هر روز بنویسید   ? کینگ می‌گوید :«من وقتی کار روی پروژه‌ای را شروع می‌کنم دیگر متوقف نمی‌شوم و سرعتم را هم کم نمی‌کنم، مگر این که واقعا مجبور شوم. اگر هر روز ننویسم شخصیت‌ها از ذهنم می‌گریزند… کم‌کم تسلطم را روی طرح داستان و روند آن از دست می‌دهم.» اگر نتوانید مدام بنویسید، هیجان اولیه‌ی ایده‌تان ممکن است به تدریج از بین برود. کینگ «بوسه‌ی مرگ» را لحظه‌ای می‌داند که نوشتن از دید نویسنده به یک کار روزمره تبدیل شود. بهترین توصیه‌ی او این است که «از هر کلمه‌ی آن لذت ببرید.» ۱۹. پیش‌نویس اولیه را در سه ماه تمام کنید کینگ دوست دارد روزی ۱۰ صفحه بنویسد. این طوری در یک دوره‌ی سه ماهه می‌تواند حدود ۱۸۰۰۰۰ کلمه بنویسد. او می‌گوید: «پیش نویس اولیه‌ی یک کتاب _حتی یک کتاب طولانی_ نباید بیشتر از سه ماه یا همان یک فصل، طول بکشد.» کینگ معتقد است اگر زیادی روی یک اثر متوقف شوید، شکل عجیب و بیگانه‌ای پیدا می‌کند.  ۲۰. وقتی نوشتن را تمام کردید، یک قدم بزرگ به عقب برگردید   ? کینگ پیشنهاد می‌کند که بعد از نوشتن داستان، شش هفته برای «بازخوانی و اصلاح» آن وقت بگذارید. در این مدت می‌توانید با ذهن باز به دنبال هر ناسازگاری یا مشکلی در طرح داستان یا شخصیت‌سازی بگردید و آنها را اصلاح کنید. او ادعا می‌کند که نویسنده هم به‌اندازه‌ی خواننده ممکن است در برداشت اولیه از یکی از شخصیت‌ها به اشتباه بیفتد. کینگ نوشتن و بازنگری نوشته را با طبیعت مقایسه می‌کند: «وقتی یک کتاب می‌نویسید مثل این است که هر روز به بررسی و شناسایی درختان می‌پردازید. و وقتی کارتان تمام شد باید عقب بایستید و (با دید کلی) جنگل را تماشا کنید.» به گفته‌ی کینگ، وقتی اشتباهات‌تان را پیدا می‌کنید «شرمندگی به خاطر آنها یا سرزنش خودتان ممنوع است. حتی بهترین نویسنده‌ها هم گاهی دچار اشتباه می‌شوند.» ۲۱.جرأت حذف کردن را داشته باشید نویسنده‌ها معمولا موقع بازخوانی برای حذف کلماتی که این همه برای نوشتن‌شان وقت گذاشته‌اند رنج زیادی می‌برند. ولی همانطور که کینگ توصیه می‌کند:«عزیزانتان را بکشید! عزیزان‌تان را قربانی کنید، حتی اگر این کار قلب نویسنده‌ی بدِ خودپسند درون‌تان را بشکند. عزیزان‌تان را بکشید!» هرچند شاید بازبینی و اصلاح برای‌تان سخت‌ترین بخش نوشتن باشد، اما باید بخش‌های خسته‌کننده و اضافی را حذف کنید تا سیر داستان همچنان هیجان انگیز به پیش برود. وُنه گوت در کتابش «توصیه‌هایی درباره‌ی نویسندگی» پیشنهاد می‌کند که «اگر یک جمله، هر چند هم عالی و بی‌نقص، موضوع مورد نظر شما را به شیوه‌ای تازه و مفید روشن‌ نکند آن را حذف کنید.» ۲۲.خانواده و سلامتی‌تان را حفظ کنید و از زندگی لذت ببرید   ? کینگ موفقیت‌ خود را مدیون دو چیز می‌داند: سلامتی فیزیکی و ازدواجش. او می‌نویسد:« یک بدن سالم و ارتباط پایدار با یک زن متکی به خود که هیچ توقعی از من یا هر کس دیگری ندارد، ادامه‌ی حیات کاری من را ممکن کرده است.»   داشتن یک تعادل قوی در زندگی‌تان مهم است تا باعث شود نوشتن، کل زندگی‌تان را تصاحب نکند. هنری میلر، نقاش و نویسنده در کتابش «۱۱ فرمان نویسندگی» توصیه می‌کند:« آدم بمانید! با مردم در ارتباط باشید، گردش بروید، اگر احساس کردید دوست دارید کاری بکنید، آن را انجام بدهید!»</description>
                <category>Shayan Morshedi</category>
                <author>Shayan Morshedi</author>
                <pubDate>Sat, 15 May 2021 17:57:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درباره جادو</title>
                <link>https://virgool.io/@m_28446930/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88-spqb82l0lirx</link>
                <description>عناصر جادو، قوانین جادو و انواع جادو]( قانون اول )توانایی نویسنده مبنی بر حل تناقضات موجود در جادو، کاملا وابسته به درک خواننده از جادوست!در گذشته نه چندان دور، ژانر فانتزی همواره مورد تخریب و نقد افراد نامدار در عرصه ادبیات قرار می‌گرفت و مهم‌ترین دلیل آن، استفاده از جادو در داستان‌ها بود. همانطور که جان کامپبل ( یکی از مهم‌ترین شخصیت‌ها در تاریخ ادبیات علمی-تخیلی و ویراستار نویسندگان نامداری چون آیزاک آسیموف ) میگوید:&quot;  ژانر علمی-تخیلی مبتنی بر قوانینی است که در امتداد توسعه‌ی آن، تبدیل به منطقی قابل فهم شده است. ( در حیطه‌ی همان جهان )اما فانتزی قوانین خود را از سر راه و از نا کجا میسازد. هر جایی که نویسنده نیاز به یک قانون جدید دارد، آن را به دنیای خود ( با استفاده از جادو ) اضافه می‌کند.&quot;نویسندگان فانتزی باید از این موضوع آگاه باشند که پیش از خلق جادو و اضافه کردن قوانین جدید، دنیای خود و جنس جادو را به طور کامل بشناسد.( جادوی ملایم )این نوع جادو مختص کسانی است که میخواهند خواننده را وارد مرموز اعجاب انگیز کنند. جایی که جادو معنا و مفهوم مشخصی ندارد و منجر به وقایعی شگفت انگیز و باور‌نکردنی می‌شود. یعنی خواننده و شخصیت‌های اصلی نمیدانند که جادو چیست و کار کرد آن به چه شکل می‌باشد.نکته‌ای که در استفاده از این جادو حائز اهمیت است این است که، این نوع جادو را نباید در حل مشکلات دخیل کرد. جادو باید مشکلات و کشمکش‌های موجود در داستان را پدید بیاورد، اما اینکه مشکلات مزبور را نیز با جادو حل کنید، ازجذابیت داستان کم می‌کند.( جادوی سنگین )جادوی سنگین دقیقا مقابل جادوی ملایم قرار می‌گیرد. هر چقدر که جذابیت جادوی ملایم به مرمز بودن و در لفافه بودنش است، جادوی سنگین با تعیین قوانین و و مشخص کردن نحوه استفاده از آن داستان را جلو می‌برد‌ این نوع جادو در واقع نوعی علم من درآوردی محسوب می‌شود که با در نظر گرفتن روش‌هایی منطقی می‌توان از آن استفاده کرد. برای نمونه، می‌توان به کیمیاگری در مانگا و انیمه‌ی فول متال آلکسمیت اشاره کرد.( جادوی میانه )بیشتر نویسندگان از جادوی میانه استفاده می‌کنند و عناصری از هر دو جنس سنگین و ملایم قرض می‌گیرند. علیرغم اینکه جنگ ستارگان مجموعه‌ای علمی-تخیلی است اما نیرو را می‌توان یک جادوی میانه محسوب کرد. در طول سه‌گانه‌ی اصلی، ما چگونگی کار کرد و حد و مرز فورس آشنا می‌شویم اما بر خلاف کیمیاگری با قدرت‌های اسپایدرمن ( مرد عنکبوتی ) که از اپتدا منبع‌شان مشخص است، فورس نیروی ناشناخته در سراسر کهکشان است و حتی خوره‌های جنگ ستارگان هم هنوز نمی‌دانند که فورس چیست و چرا بعضی از کاراکتر‌ها حساسیت بیشتری نسبت به فورس دارند. از خود بپرسید کدام یک از سه نوع جادو بیشتر با دنیای خیالی‌تان سازگار است. پیش از آنکه داستان‌تان را پیش ببرید، کاملا جنس جادوی خود را بررسی کنید.( قانون دوم )( محدودیت &gt; قدرت )سوپرمن را در نظر بگیرید. آن هم به عنوان قدرتمندترین شخصیت جهان خیال. احتمالا اولین چیزی بکه به ذهن‌تان می‌رسد، سیاهه‌ای از قدرت‌های سوپرمن است، مانند: پرواز کردن، چشمان لیزری، قدرت‌های فیزیکی بالا و خارق‌العاده و دید اکس-ری.اما صد‌ها شخصیت و قهرمان دیگر هستند که قدرت‌های مشابه و حتی بیشتر دارند. پس چه چیزی سوپرمن را از دیگران متمایز می‌کند؟جذابیت سوپرمن نه در قدرت‌هایش بلکه در محدویت‌هایش تهفته است. مردم کمیک‌های مرد فولادین را با هدف خواندن قدرت‌های ملال‌آور سوپرمن نمی‌خرند. اینکه چطور کال-ال با اخلاقیات و جهان بینی‌اش دست و پنجه نرم می‌کنند یا چرا با و جود این همه قدرت نقش یک خبرنگاری دست و پا چلفتی به نام کلارک کنت را بازی می‌کند؛ این‌ها چیز‌هایی هستند که او را منحصر به فرد می‌کنند.قرار دادن محدودیت برای جادو یا استفاده از جادو می‌تواند یکی از کلیدی‌ترین عناصر خلق یک روایت بی‌نظیر باشد.( تقلا )محدودیت در جادو باعث می‌شود که تقلا، بخش جدایی‌ ناپذیر از شخصیت باشد. انگ، ناجی موعودی بود که قرار بود توازن را به دنیا بازگرداند، اما مشکلی که بر سر راهش قرار داشت، این بود که باید طرز استفاده از چهار عنصر موجود در طبیعت را فرا می‌گرفت. محدودیتش این بود که نه تنها نوجوان است، بلکه روی هیچ یک از عناصر هم تسلط ندارد‌نویسنده موفق شد، درسه فصل تقلای انگ برای کسب تسلط بر قدرت بیشتر را به نحوی به تصویر بکشد، که خواننده دل زده نشود. پس جادو را به شکلی طراحی کنید که شخصیت‌هایتان برای ادامه راه مجبور به تلاش و تقلا باشند.مخاطب از دیدن تقلای شخصیت و سپس برقراری هم حسی، لذت بیشتری می‌برد تا از تماشای یک موجود بی‌نقص.( تنش )یک نویسنده ممتاز، با استفاده از جادو، کشمکش و تنش خلق می‌کند. تماشای سوپرمن درحال کتک زدن دشمن‌های عادی‌اش چندان جذاب نیست. اما اینکه کریپ تونایت استفاده کند یا یکی از عزیزانش را مورد هدف قرار دهد، باعث تولید هیجان می‌شود.محدودیت شما قادر به ساخت موقعیت‌های هیجان‌انگیز و نفس‌گیر می‌کند.( عمق )تصور کنید شخصیت شما قادر است پرواز کند. حالا به جادوی پرواز یک محدودیت اضافه کنید؛ مثلا او تنها زمانی می‌تواند پرواز کند که جانش در خطر است یا ماه کامل است. یا زمانی قادر به پرواز است که در موقعیت خطرناکی قرار گرفته است. ناگهان وجه‌ی روحی روانشناختی شخصیت راه خود را به پلات باز می‌کند. اینکه چطور باید اعصاب و روان خود را کنترل کند یا در موقعیت ناراحت‌کننده خوشحال بماند!حالا شما باید یک بُعد هجوم‌آمیز به داستان اضافه کنید. به عبارتی ایجاد محدودیت و رخداد‌ها در حدودی منحصر به فرد باز تعریف بشنود حتی وقتی نفس‌شان به شدت تکراری باشد !توجه داشته باشید، پیش از اضافه کردن محدودیت‌ها، تعامل آن را با دنیای خیالی‌تان بسنجید. محدودیت‌ها باید با منطق‌روایی داستان همخوانی داشته باشند و در خدمت پلات گرفته شوند.( قانون سوم )بیش از اضافه کردن ایده‌های جدید، هر آنچه دارید را بسط بدهید!یکی از معضلات فراگیر بین نویسندگان فانتزی و علمی-تخیلی، درگیری بیش از حد در ساخت جهان و اضافه کردن ویژگی‌های جدید است. بسیاری این موضوع را بیماری بیماری جهان سازی می‌نامند. اگر فقط به دنبال ساخت جهان‌های جدید و تخیلی هستید و نوشتن و داستان‌سرایی در اولویت قرار ندارد، نگران این موضوع نباشید؛ این به شما می‌گوید که باید این شغل را کنار بگذارید، این شغل برای شما نیست. به‌ خاطر اینکه در دنیای نویسندگی اولین اولویت شما باید نوشتن و داستان‌سرایی باشد. اما اگر می خواهید از راه نوشتن کسب درآند کنید، باید حسابی حواستان باشد که به این بیماری دچار نشوید.اولویت‌هایتان را در نظر بگیرید!ساخت جهان‌های گسترده و بزرگ مشکلی ندارد، اما اولویت برای شما همواره باید چگونگی تعریف داستان و نوشتن آن باشید. همه‌ی چیزهایی که در کنار این داستان قرار می‌گیرند، تنها ابزارهایی هستند که به شما در بهتر تعریف کردن داستان کمک می‌کند.بزرگتر به معنای بهتر بودن نیست!همواره به خاطر داشته باشید که بزرگتر به معنای بهتر بودن نیست! جادویی که چند حیطه‌ی مشخص و محدود دارد و نویسنده با عمق به آن می‌پردازد، به مراتب ارزشش از جادویی که هزاران کارکرد ریز و درشت دارد، بیشتر و بهتر است. چقزی که یک جهان حماسی فانتزی به یاد ماندنی می‌کند، قدرت‌های بی‌شمار موجود در آن نیست. اصلا قدرت‌ها به خودی خود اهمیتی ندارند؛ در عوض چگونگی تقابل و تعامل آن‌ها با فرهنگ، جامعه، اقتصاد و مهم‌تر از همه داستان است که باعث می‌شود، خواننده در کتاب شما غرق شود و آن را همیشه به یاد داشته باشد.( خط فکری‌تان را از &quot; می‌خواهم جادو‌های خفن جدید به داستان اضافه کنم &quot; به &quot; تم‌های مکرر در جادو چیست و چطور می‌توانم با همبستگی و ترکیب‌شان پلات را جذاب‌تر کنم &quot; تغییر دهید.بزرگ و حماسی فکر کردن هیچ ایرادی ندارد اما باید به همان اندازه عمیق فکر کنید‌!نوشته &quot; شایان مرشدی &quot;</description>
                <category>Shayan Morshedi</category>
                <author>Shayan Morshedi</author>
                <pubDate>Sat, 15 May 2021 17:52:49 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>