<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های هادی رستمی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_29243408</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-21 16:09:12</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/392341/avatar/KVcuz6.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>هادی رستمی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_29243408</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سریال پنج روز در بیمارستان مموریال؛ درامی دلخراش از تصمیمی که منجر به مرگ شد</title>
                <link>https://virgool.io/@m_29243408/%D9%BE%D9%86%D8%AC-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%85%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%84%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%AC%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%B4%D8%AF-xd0d5czhmfft</link>
                <description>«پنج روز در مموریال» به مانند دنیای یک فیلم ترسناک پسا آخرالزمانی می گذرد. اما متأسفانه، داستانی کاملاً واقعی از ویرانی انسانی است که طوفان کاترینا در اواخر تابستان 2005 در نیواورلئان به بار آورد.در آگوست سال 2005، آمریکا درگیر طوفان دریایی مخرب به نام «کاترینا» می شود که ایالت نیواورلئان و مناطق اطراف آن را درنوردید. این حادثه منجر به مرگ 1836 تن، آوارگی یک میلیون انسان و میلیاردها دلار خسارت شد، که یکی از ویرانگرترین بلایای طبیعی را در تاریخ اخیر ایالات متحده رقم زد.سریال Five Days at Memorial (پنج روز در بیمارستان مموریال) یک مینی سریال درام پزشکی هشت قسمتی است که بر اساس یک حادثه واقعی در نیواورلئان آمریکا رخ می دهد. شهری که دچار طوفان سهمگین «کاترینا» می شود و سیلاب کل شهر علی الخصوص اطراف بیمارستان مموریال را احاطه کرده و بیماران، کادر درمان و مردم پناهجو را در خود محبوس می کند.نسخه اصلی «پنج روز در بیمارستان مموریال» به نویسندگی  خانم شری فینک   این سریال بر اساس کتابی با همین عنوان به نویسندگی «شری فینک» توسط «جان ریدلی»، «وندی استانزلر» و «کارلتون کیوز» توسط کمپانی نام آشنای «اپل» ساخته شده است که از دیگر عوامل این سریال می توان به حضور ورا فارمیگا، چری جونز، کورنیلیوس اسمیت جونیور، رابرت پاین و ادپرو اودیه اشاره کرد که در این سریال درام نقش آفرینی می‌کنند.«پنج روز در بیمارستان مموریال» روایتگر پنج روز نفس­گیر از ماجرای تخلیه بیمارستان می باشد که در هر قسمت آن شاهد چالشی جدید برای مسئولین و کادر درمان بیمارستان هستید. در روزهای اول، سیل تازه وارد شهر شده و مردم شهر برای در امان ماندن از خطرات احتمالی به ساختمان بیمارستان پناه می آورند. همه به وضعیت پیش آمده عادت کرده بودند که ناگهان ماموران گارد خبر شکسته شدن آبگیرهای مسیر سیلاب را به مسئولین بیمارستان هشدار می دهند که هر آن امکان دارد طبقات زیرین ساختمان را در برگیرد. اوضاع زمانی از کنترل خارج می شود که با بالا آمدن سطح آب، برق شهر قطع شده و ژنراتورهای بیمارستان به علت آبگرفتگی از کار می­افتند و همین اتفاق باعث می شود که انتقال بیمارانی که به ونتیلاتور وصل هستند با مشکل مواجه می­شود، که این آغاز ماجرا است.از نظر جلوه های ویژه و القای شرایط محیط و بیمارستان میتوان به سازندگان این مجموعه نمره قبولی داد. صحنه های جاری شدن سیل در شهر و بلعیده شدن ساختمان ها ، خیابان ها و محیط اطراف به قدری خوب طراحی شده که ناخداگاه ذهن شما به هسته اصلی داستان یعنی بیمارستان جلب می شود که افراد داخل بیمارستان چطور با این چالش جدید روبرو خواهند شد. پس از قطع شدن برق اضطراری بیمارستان و از کار افتادن سیستم های خنک کننده وقتی شاهد جنب و جوش پرسنل بیمارستان با لباس های خیس از عرق هستید اگر در فصل زمستان به تماشای این سریال نشسته اید، شدت گرمای محیط را کاملا در منزل خود لمس خواهید کرد.سه قسمت پایانی سریال، حول محور کمیته حقیقت یاب و جمع آوری اسناد و مدارک تلخ ترین و حساس ترین روز حادثه یعنی روز پنجم معطوف است که از نظر داستانی و گیرایی نسبت به پنج قسمت ابتدایی کمتر شمارا تحت تاثیر قرار می­دهد. به نظر می رسید اگر سازندگان این سریال جهت تکمیل داستان به همین هشت قسمت بسنده نمی­کردند و با یک داستان سرایی قوی در بخش اتفاقات پس از تخلیه بیمارستان به سراغ فصل دوم می رفتند، میتوانستند اثری بیادماندنی تر و تکمیل تری را به بینندگان ارائه کنند.پنج روز در بیمارستان مموریال، ارزش وقت گذاشتن را دارد. من این سریال را دوست داشتم، هم از نظر شخصی، هم به عنوان یک اثر هنری در نوع خود، و هم از نظر حرفه ای، به عنوان نمایشی واقعگرایانه از مفاهیم مدیریت حادثه در عمل که پیشنهاد دیدنش برای علاقه مندان به این ژانرخالی از لطف نیست.</description>
                <category>هادی رستمی</category>
                <author>هادی رستمی</author>
                <pubDate>Wed, 04 Jan 2023 12:29:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی بازی Battlefield 1</title>
                <link>https://virgool.io/@m_29243408/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-battlefield-1-n5oa6vh6jhfc</link>
                <description>پس از موفقیت چشمگیری که بازی Modern Warfare از مجموعه‌ی Call of Duty با خود به همراه آورد، عناوین تیراندازی نظامی کوله‌بار خود را بستند و از میدان‌های نبرد جنگ‌جهانی دوم به درگیری‌های نظامی عصر مدرن پا گذاشتند. با سپری شدن چند سال از این اتفاق و اشباع شدن بازار از عناوین تیراندازی نظامی مدرن، اعضای استودیو DICE و شرکت EA به‌جای آن‌که همانند رقیب سرسخت خود یعنی اکتیویژن محل وقوع رویدادهای جدیدترین بازی‌شان را به خارج از جو زمین منتقل سازند، عقربه‌ها‌ی ساعت را به عقب بازگردانده و به سراغ جنگ‌جهانی اول رفتند. رویداد خونینی که برخلاف جنگ‌جهانی دوم تاکنون توسط طراحان بازی‌های تیراندازی اول‌شخص چندان مورد توجه و استقبال قرار نگرفته است. مجموعه‌ی این فعل و انفعالات ساخته شدن یکی از بهترین آثار تیراندازی اول‌شخص چند سال اخیر را موجب شده؛ اثری به‌نام Battlefield 1 که در متن پیش‌رو به بررسی آن خواهیم پرداخت.لورنس عربستانهمانند نسخه‌های همیشگی مجموعه‌ی بتلفیلد، در بتلفیلد۱ نیز تمرکز اصلی روندبازی بر تجربه‌ی بخش‌های چندنفره و آنلاین قرار دارد. با این‌حال همانند نسخه‌های اخیر این مجموعه شاهد وجود یک سناریوی داستانی تک‌نفره هم در این بازی هستیم. برخلاف بخش داستانی نسخه‌های پیشین مجموعه‌ی بتلفیلد که اغلب از روایتی یکپارچه و خطی بهره می‌بردند، سناریوی داستانی بتلفیلد۱ از ساختاری چند قسمتی برخوردار بوده و از شش بخش مجزا تشکیل شده است. بخش‌هایی که هر کدام از قهرمانان مختص به خود بهره می‌برند و رویدادهایشان در مناطق متفاوتی از جهان که درگیر جنگ جهانی اول بودند به‌وقوع می‌پیوندد. در این بخش‌ها شما به دفعات کنترل یکی از سربازان بی‌نام و نشان حاضر در میادین جنگ‌جهانی اول را بر عهده می‌گیرید و همراه با جنگ‌افزارهای قدیمی آن زمان به پیاده‌سازی اهداف مورد نظر یعنی آزادسازی نقاط تحت تصرف دشمن یا دفاع از یک منطقه‌ی استراتژیک خاص می‌پردازید. این مکانیزم هنگامی جذاب‌تر می‌شود که بدانیم در بخش داستانی بتلفیلد۱ از رویدادها و شخصیت‌های واقعی دوران جنگ‌جهانی اول استفاده شده است؛ از نبرد نفس‌گیر شهر کامبری فرانسه که در قسمت دوم بخش داستانی شاهد بازسازی گوشه‌هایی از آن هستیم تا ملاقات با توماس ادوارد لورنس (ملقب به لورنس عربستان) در قسمت پایانی این اثر که می‌توان آن را از جمله هیجان‌انگیزترین بخش‌های سناریوی داستانی این بازی لقب داد. در نگاه کلی می‌توان گفت که بخش داستانی بتلفیلد۱ ریزه‌کاری‌های موجود در روند بخش چند نفره‌ را با روایت‌های درگیرکننده و تاثیرگذار مجزا و چند قسمتی پیوند داده و تجربه‌ای جذاب را برای مخاطبان خود رقم زده است.البته آن‌چه که قدرت و استحکام بخش داستانی بتلفیلد۱ را موجب شده، به روایت چند قسمتی آن مربوط نمی‌شود و بیش از این موضوع به نگاه دقیق طراحان این بخش باز می‌گردد. در واقع این‌بار قرار نبوده بخش داستانی بتلفیلد۱ تنها محتوایی جانبی برای تکمیل بخش چند‌نفره‌ باشد و بهانه‌ای برای پربار جلوه دادن این بازی در نظر مخاطبان به‌شمار رود. این‌بار برخلاف رویه آشنای نسخه‌های اخیر مجموعه‌ی بتلفیلد، با قهرمان‌پروری‌های کاذب و شعار نجات جهان روبرو نیستیم؛ بلکه این‌بار آفت‌های اصلی و اساسی جنگ مورد توجه قرار گرفته‌اند و به گونه‌ای تاثیرگذار به آن‌ها پرداخته ‌شده است. در واقع چکیده‌ی مفهوم کلی بخش داستانی بتلفیلد۱ را در همان قسمت آغازین این بازی می‌توان مشاهده کرد. جایی که با از پا در آمدن هر سرباز، شما کنترل سرباز دیگری را بر عهده می‌گیرید و با قلع و قمع دشمنان به شیوه‌های مختلفی نظیر درگیری مستقیم یا استفاده از نفربرهای زرهی قدرتمند، همچنان در طول مرحله به پیش می‌روید. این روند آن‌قدر ادامه می‌یابد تا در پایان قسمت مذکور به این نتیجه برسید که برادرکشی و تخریب جهان به بهانه‌های مختلف چه کار عبث و بیهوده‌ای است.تاکتیکی‌تر از همیشهاساس بخش چندنفره‌ی بازی بتلفیلد۱، که می‌توان آن را مهم‌ترین بخش این بازی نیز لقب داد، بر مبنای همان ویژگی‌های آشنا و قدیمی مجموعه‌ی بتلفیلد پایه‌ریزی شده است. نبردهای گسترده‌ی تیمی و درگیری‌های وسیع گروهی همچنان حرف اول و آخر را در این بخش از بازی می‌زنند و در این میان تنها فضای اصلی حاکم بر این نسخه یعنی رویدادهای جنگ جهانی اول است که تغییراتی را در بخش آنلاین بازی بتلفیلد۱ به وجود آورده است. این تغییرات بیش از هر چیز خود را در ماهیت سلاح‌ها و جنگ‌افزارهای سبک و سنگین این بازی و مهم‌تر از همه نوع کاربرد آن‌ها نشان می‌دهد. دیگر هیچ خبری از مسلسل‌های خودکار، پهپادهای اتوماتیک و خمپاره‌اندازهای دستی در حین نبرد نیست و جای آن‌ها را سلاح‌های قدیمی رایج در نخستین دهه‌های قرن بیستم میلادی گرفته‌اند. امری که موجب شده کندی نسبی استفاده از این اسلحه‌ها در میدان نبرد بیش از پیش خودنمایی کند و تاثیرفراوانی را در روند این بازی از خود به‌جا بگذارد. این کندی را می‌توان در نوع استفاده از وسایل نقلیه نیز مشاهده کرد. به عنوان مثال در حین راندن وسایلی نظیر تانک‌های زرهی سنگین و ایجاد آتش‌بازی توسط آن‌ها باید بارها روند مبارزه را متوقف کرده و پس از استقرار در مکانی امن به تعمیر آن‌ها بپردازید.البته این موضوع را به هیچ‌وجه نمی‌توان نکته‌ای منفی قلمداد کرد؛ چرا که شرایط استفاده از جنگ‌افزارهای موجود در بتلفیلد۱ برای تمامی گیمرها یکسان است و سوای این امر نوع استفاده از این جنگ‌افزارها هم به خوبی در دل نبردها پیاده‌سازی شده تا تراز بسیار مناسبی را در این بخش از بازی شاهد باشیم. در مجموع می‌توان گفت که سلاح‌های موجود در گیم‌پلی بتلفیلد۱ اگرچه از تنوع نسبی کمتری نسبت به نسخه‌های پیشین این مجموعه برخوردارند، اما به لحاظ نوع کارایی بسیار متنوع طراحی شده‌اند و تمامی سلایق و شیوه‌های مبارزه را به‌خوبی پوشش می‌دهند. در واقع طراحان بتلفیلد۱ به‌جای گنجاندن طیف وسیعی از سلاح‌های مشابه که از نظر نوع کاربرد تفاوت چشمگیری با یکدیگر ندارند، تعداد سلاح‌های موجود در این بازی را، با توجه به زمان وقوع رویدادهای آن، محدودتر در نظر گرفته اما در عوض بر تنوع و میزان کارایی آن‌ها افزوده‌اند.سوای بخش‌ها یا مدهای آشنایی نظیر Domination، Conquest، Rush و شکل گروهی از حالت Death Match که در این بازی نیز حضوری پررنگ داشته و به همان قوت سابق توان سرگرم کردن مخاطبان مجموعه‌ی بتلفیلد را دارند، حداقل دو مد یا بخش جدید هم به بازی بتلفیلد۱ اضافه شده است. نخستین آن‌ها شکل تغییریافته‌ای از مد Capture the Flag به نام کبوتر جنگ (War Pigeon) است که شاید بتوان آن را در ردیف جذاب‌ترین و مفرح‌ترین مدهای بخش چندنفره‌ی این بازی قرار داد. مسلما یافتن گوشه‌ای خلوت در میدان جنگ برای نوشتن پیغام پشتیبانی روی کاغذ و بستن آن به پای یک کبوتر و پس از آن هم حفاظت از پرنده‌ی بی‌نوا به منظور عدم هدف قرار گرفتن آن توسط سربازان دشمن، لحظات پرتنش، هیجان‌انگیز و در عین‌حال کنایه‌آمیزی را رقم می‌زند. از این جهت که شما بیش از حفظ جان پرنده به فکر پیش بردن اهداف خود هستید. اما برای آن دسته از گیمرهایی که بیش از تفریح در پی تجربه‌ی نبردهای گسترده و نفس‌گیر گروهی هستند، مد جدید Operations می‌تواند انتخاب بسیار مناسب‌تری باشد. در این مد که می‌توان آن را ترکیبی هنرمندانه‌ از مدهای آشنایی نظیر Conquest، Rush و حتی Team Death Mach توصیف کرد، گروه مهاجم موظف به تصرف تدریجی مناطق چندگانه و استراتژیک دشمن یا همان گروه مدافع است. درگیری گسترده‌ای که در نهایت پای نیروهای کمکی قدرتمندی نظیر اسکادران‌هوایی یا قطار مرگ را هم به میدان نبرد باز می‌کند. شاید مد Operations را بتوان بهترین مد موجود در سناریوی چندنفره‌ی بتلفیلد۱ برای به نمایش درآوردن قدرت و توان کلاس‌های مختلف موجود در این بازی قلمداد کرد. اصلی‌ترین کلاس‌های موجود در بتلفیلد۱ مواردی نظیر Assault، Medic، Support و Scout را شامل می‌شوند. هر کدام از این کلاس‌ها از اسلحه‌های مجزایی بهره می‌برند و امکان استفاده از تجهیزات جانبی متفاوتی را در اختیار گیمرها قرار می‌دهند. این تفاوت و انحصار در مد Operations فرصت بیشتری برای عرض اندام یافته است و متمایز بودن کلاس‌های مختلف این بازی نسبت به یکدیگر را بیش از سایر مدها بازتاب می‌دهد. در مجموع اگر مواردی نظیر مدهای جدید بازی بتلفیلد۱ و کلاس‌های منحصر به فرد این بازی را کنار هم قرار دهیم و نوع استفاده از جنگ‌افزارهای قدیمی دوران جنگ جهانی اول را هم به آن اضافه کنیم به یک حقیقت بسیار ساده می‌رسیم. این‌ حقیقت که روند بازی بتلفیلد۱ نسبت به عناوین پیشین این مجموعه بسیار استراتژیک‌تر و تاکتیکی‌تر شده است.کبوتر صلحهنگام تجربه‌ی بتلفیلد۱ به کمک هدفون می‌توان جادوی صدای این بازی را به شکل کاملا ملموس‌تری حس کرد. می‌توان زوزه‌ی گلوله‌ای داغ و کمانه کردن آن بر سطح آهنین یک جان‌پناه را به وضوح شنید و از چند ثانیه بیشتر زنده ماندن در میدان نبرد لذت برد. میدان پرخون و آتشی که صدای ضجه‌های دردآلود سربازان زخمی و غرش خشمگین توپخانه‌ها از هر سوی آن به گوش می‌رسد و آوای هر کدام از اسلحه‌های موجود در آن سازی متفاوت را در گوش گیمر کوک می‌کند. این همهمه‌ی پرتنش اما خوشایند هنگامی تاثیر بیشتری بر مخاطب می‌گذارد که با صحنه‌هایی نظیر تکان خوردن پرچمی تکه‌پاره در باد یا به دام افتادن زنجیرهای یک تانک زرهی غول‌پیکر میان لایه‌های چسبناک گِل مردابی تنها تلفیق می‌شود. لحظات گذرایی که با کمی دقت در آن‌ها می‌توان قابلیت‌های فیزیک این بازی را به بهترین شکل ممکن نظاره کرد. این قابلیت‌ها در کنار دقت و توجه به طراحی جزییات محیط با استفاده از بافت‌های باکیفیت، شفاف و پرجزییات، رنگ و جلوه‌ای دوچندان می‌یابد. بخشی از این جزییات در پس‌زمینه‌های طراحی شده برای میادین نبرد و بخشی از آن‌ها هم در ریزه‌کاری‌های مربوط به طراحی مدل اجسام و شخصیت‌های این بازی در کنار کیفیت قابل توجه انیمیشن‌‌های حرکتی آن‌ها نهفته است. تغییر شکل ظاهری میدان نبرد به موجب فرو ریختن ساختمان‌ها در اثر بمباران یا تخریب سنگرها و جان‌پناه‌ها در پایان هر درگیری هم نشان از ارتقا یافتن میزان تخریب‌پذیری محیط بتلفیلد۱ نسبت به نسخه‌های پیشین این مجموعه دارد. به گونه‌ای که در بسیاری از موارد، پس از پایان یافتن نبرد یا در لحظات پایانی آن شکل کلی ساختمان‌ها یا آن دسته از اجسام موجود در محیط که از سنگ و آجر و چوب ساخته شده‌اند به کلی تغییر می‌یابد. موضوعی که حتی در مواردی بهره گرفتن از استراتژی‌های جدید در میدان مبارزه را به گیمرها تحمیل می‌کند. این مناظر تاثیرگذار هنگامی که با چشم‌اندازهای وسیع و پرجزییات نقشه‌های ده‌گانه‌ی بخش چندنفره‌ی این بازی و مواردی نظیر طراحی بی‌نقص و چشمگیر اسلحه‌ها و سایر جنگ‌افزارهای سبک و سنگین ترکیب می‌شوند به شایستگی هرچه تمام‌تر بر قدرت و استحکام گرافیک فنی و هنری بتلفیلد۱ مهر تایید می‌زنند. مهم‌تر از همه این‌که تمام جزییاتی که به آن اشاره شد را می‌توان به شکل کاملا روان و بدون مواجه شدن با افت‌فریم قابل‌توجهی تجربه کرد. مخلص کلام این‌که حین تجربه‌ی بتلفیلد۱ و قدم زدن در نقشه‌های مختلفی که از صحراهای بی آب و علف آسیا تا بیشه‌های سرسبز اروپا را در بر می‌گیرند، به‌ندرت می‌توان ایراد فنی مشاهده کرد یا با باگ گرافیکی آزاردهنده‌ای روبرو شد. در مجموع می‌توان گفت که طراحان بخش گرافیک و صدای این بازی یکی از بهترین تجربه‌های ممکن را برای هواداران عناوین تیراندازی اول‌شخص به ارمغان آورده‌اند.بتلفیلد۱ اثری است که در گام نخست برای جلب‌نظر هواداران بازی‌های چندنفره ساخته شده و در وهله‌ی بعد نیم‌نگاهی هم به دوست‌داران بازی‌های تک‌نفره دارد. با توجه به این رویکرد و با نظر به نمایش قدرتمندی که این بازی در بخش‌های مختلف خود ارایه کرده، نمی‌توان ایراد یا نقص خاصی را در آن مشاهده کرد. شاید تنها نقطه‌ ضعفی که بتوان برای این بازی در نظر گرفت کوتاه بودن زمان سناریوی داستانی آن باشد. در بخشی از سناریوی داستانی بتلفیلد۱ شما کنترل یک کبوتر نامه‌بر را به دست می‌گیرید و باید پیغام حمله را از خط مقدم به محل استقرار نیروهای خودی برسانید. این بخش از بازی فرصتی را برای مخاطب ایجاد می‌کند تا بتواند با فراغ‌بال و از فراز آسمان نگاهی دقیق به ندانم‌کاری و آتش‌افروزی بی‌دلیل انسان‌ها روی زمین بیاندازد. اگرچه بتلفیلد۱ در بسیاری از بخش‌های داستانی و چندنفره‌ی خود نبردهای نفس‌گیر و پرهیجان را بازتاب می‌دهد، اما پیام اصلی آن در همین سکانس هدایت کبوتر نامه‌بر نهفته است. پیام پاس داشتن صلح و دوستی و گریز از جنگ و خونریزی بی‌دلیل. شاید این مفهوم نمادین در هیچ‌کدام از نسخه‌های پیشین مجموعه‌ی بتلفیلد وجود نداشت و این موضوع ارزش‌های بازی بتلفیلد۱ در نزد مخاطب را دوچندان می‌سازد.نام لاتین بازی: Battlefield 1تهیه‌کننده: Electronic Artsسازنده: EA DICEسبک: تیراندازی اول‌شخصپلتفرم: Xbox One، PS4، PCامتیاز: ۵ از ۵</description>
                <category>هادی رستمی</category>
                <author>هادی رستمی</author>
                <pubDate>Wed, 17 Feb 2021 20:00:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ساخت سریال سرگذشت یک ندیمه برای فصل پنجم تایید شد</title>
                <link>https://virgool.io/@m_29243408/%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B5%D9%84-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85-%D8%AA%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%AF-%D8%B4%D8%AF-ozkesrjcqloi</link>
                <description>سریال سرگذشت یک ندیمه (the handmaid’s tale) یکی از تحسین برانگیزترین سریال های سال های اخیر، در حالی برای پخش فصل چهارم آماده میشود که ساخت فصل پنجم این سریال به تایید رسیده است.فیلمبرداری فصل چهارم سرگذشت یک ندیمه اوایل سال جاری به دلیل شیوع ویروس کرونا به تعویق افتاد، اما به تازگی مراحل ساخت فصل چهارم از سرگرفته شده و هم اکنون نیز ادامه دارد. در حالی که هنوز مراحل فیلمبرداری فصل چهارم به اتمان نرسیده، ساخت فصل پنجم این عنوان محبوب 10 دسامبر 2020 در لیست سرمایه گذاری دیزنی به چشم میخورد.بروس مایلر فیلمنامه نویس و تهیه کننده این سریال در بیانیه ای اعلام کرد که ما از hulu و mgm و همه طرفداران وفادارمان، کمال تشکر را داریم بخاطراینکه ما را برای ادامه این راه حمایت کردند و ما بسیار هیجان زده ایم که سال آینده با فصل چهارم میزبان خانه شما هستیم.در حالی که شبکه نمایش اینترنتی هولو جایی است که دیزنی بخش عمده ای از محتوای بزرگسالانه خود را در ایالات متحده نمایش می دهد، این سرویس در جاهای دیگر جهان قابل دسترس نیست، در این راستا هولو اعلام کرد که با راه اندازی قسمت بین المللی این شبکه، بخش های اعظمی از کشورهای سراسر جهان در ماه فوریه به این سرویس دسترسی خواهند داشت.زمان پخش فصل چهارم این سریال به طور رسمی تایید نشده است، ولی به نظر میرسد سال 2022 این سریال آماده پخش از شبکه اینترنتی هولو باشد.</description>
                <category>هادی رستمی</category>
                <author>هادی رستمی</author>
                <pubDate>Wed, 16 Dec 2020 17:27:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازی Ori به کمک جنگل های بارانی می آید</title>
                <link>https://virgool.io/@m_29243408/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-ori-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D9%85%DA%A9-%D8%AC%D9%86%DA%AF%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%AF-yzkyoxbscq9v</link>
                <description>سازندگان بازی Ori برای حمایت از محیط زیست، بخشی از فروش خود را به موسسه خیریه حفظ و نگهداری طبیعت با نام جنگل های بارانی اهدا می­کنند.اگر در فکر تجربه کردن بازیOri  هستید، حالا زمان مناسبی است برای خرید این عنوان. از هم اکنون تا ۱۳ دسامبر، اگر Ori را خریداری کنید، ۵ درصد از فروش این بازی به موسسه خیریه جنگل های بارانی Trust Rainforest تعلق می‌گیرد.جان م. گیبسون و آماندا وایت ناشران بازی افزودند؛ همانطور که ما برای انتشار Ori در نینتندو سوییچ با استودیوی مون همکاری داشتیم، فداکاری آنها در حفظ و نگهداری طبیعت به عنوان موجود زنده ما را تحت تاثیر قرار داد و ما نیز به دنبال آنها، تصمیم گرفتیم در این کار بزرگ و خیرخواهانه شرکت کنیم و هم اکنون از همکاری با این موسسه بسیار هیجان زده هستیم.نسخه‌های فیزیکی بازی Ori and the Blind Forest و Ori and the Will of the Wisps دارای شش کارت های هنری و یک آلبوم دیجیتالی از ساندترک های داخل بازی است که میتواند با قیمت 40 دلار از فروشگاه ها تهیه کنید. یا اگر طرفدار بزرگ این بازی هستید، می‌توانید با تهیه نسخه کالکتور این بازی روی کنسول های نینتندو سوییچ، اکس باکس و کامپیوترهای شخصی با ما همراه شوید؛ فقط به خاطر داشته باشید که نسخه های مذکور واجد شرایط کمک‌های خیریه هستند. از محتویات داخل نسخه کالکتور این بازی می توان به یک استند زیبای شیشه ­ای، کتابچه راهنما، آرت بوک، مجموعه کارت های هنری، بج لباس شبرنگ، آلبوم دیجیتالی از ساندترک های داخل بازی و جعبه شیشه ای شبرنگ اشاره کرد.برای شرکت در این امر انسان دوستانه نیازی نیست حتما نسخه فیزیکی آن را تهیه کنید چون با خرید نسخه دیجیتالی این بازی، شما نیز در این حرکت انسان دوستانه سهیم میشوید.</description>
                <category>هادی رستمی</category>
                <author>هادی رستمی</author>
                <pubDate>Wed, 16 Dec 2020 16:50:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پلی استیشن 5 شما را به کاوش فرهنگ‌های در حال نابودی جهان دعوت میکند</title>
                <link>https://virgool.io/@m_29243408/%D9%BE%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%B4%D9%86-5-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D9%88%D8%B4-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D9%86%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B9%D9%88%D8%AA-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF-zszhwkeat6mb</link>
                <description>گیم آواردز 2020 با پخش تریلی چشمنواز به مانند انیمیشن های هنری کمپانی های پیکسار و والت دیزنی، از ساخت یک بازی انحصاری خوش ساخت برای پلی ­استیشن 5 خبرداد.مراسم جوایز سالانه صنعت بازی‌های ویدیویی گیم آواردز2020 (The Game Awards) در ساعت ۳:۳۰ بامداد روز جمعه ۲۱ آذر ماه به صورت آنلاین برگزار شد. درجریان برگزاری این مراسم تریلرهای متعددی به نمایش درآمد، و در این بین استودیو scavengers که یک استودیو کوچک و مستقل بازی­ سازی است از جدیدترین ساخته خود به نام season رونمایی کرد. یک بازی ماجراجویی سوم شخص با سبک طراحی هنری و خیره­ کننده که ما را به جستجو و تحقیق درباره فرهنگ‌های درحال نابودی جهان دعوت میکند، فرهنگهایی که اجداد ما قرن­ ها در آن زندگی کرده اند.گیم پلی بازی حول دوچرخه ­سواری زن جوانی است که با سفر به سرزمین های اطراف و هم صحبتی با مردم محلی و گذشتن از بزرگراه های پوشیده از گیاه، مزارع و خرابه ها؛ درحال کاوش، جمع آوری و ثبت اطلاعات دردفتریادداشت و دوربین همراه خود است، تا از رخ­دادن فاجعه ای مرموز که باعث نابودی دنیا میشود، جلوگیری کند.این بازی به صورت انحصاری روی کنسول PS5 و همچنین رایانه های شخصی منتشر خواهد شد و تا کنون هیچ اطلاعاتی راجع به تاریخ عرضه این بازی منتشر نشده است.منبع: https://b2n.ir/376144 </description>
                <category>هادی رستمی</category>
                <author>هادی رستمی</author>
                <pubDate>Wed, 16 Dec 2020 13:21:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شکارچی هیولا بدلیل صحنه های نژادپرستانه از پرده سینماهای چین پایین کشیده شد</title>
                <link>https://virgool.io/@m_29243408/%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%86%DB%8C-%D9%87%DB%8C%D9%88%D9%84%D8%A7-%D8%A8%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D8%AF-j15svs4odv6j</link>
                <description>این فیلم بر مبنای سری بازیهای کپ­ کام (Capcom) ساخته شده است که بخاطر یک سکانس، مورد انتقاد تماشاگران چینی قرار گرفته و آن را توهین به خود می دانند.فیلم شکارچی هیولا (Monster Hunter) ساخته پل دبلیو اس اندرسون در حالی قرار است از 25 دسامبر در سینماهای ایالات متحده اکران شود که؛ اکران این فیلم در چین جنجال بزرگی به راه انداخته است.به گفته ورایتی، این فیلم یک روز پس از نمایش افتتاحیه، از پرده سینماهای چین پایین کشیده شد و در حال حاضر توسط نهادهای نظارتی این کشور سانسور می‌شود، زیرا «ده ثانیه از یک سکانس این فیلم از نظر مخاطبان محلی به عنوان توهین به چینی ها تلقی شده است.»فیلم شکارچی هیولا، با بازی میلا یوویچ Milla Jovovich بر اساس یک بازی‌ ویدئویی به همین نام ساخته شده است که روز جمعه 4 دسامبر به طور رسمی در سینماهای چین آغاز به­ کار کرد، ولی در­حال حاضر به ­دلیل وجود یک سکانس نژادپرستانه، اکران این فیلم متوقف شده است.ورایتی اظهار داشت که شکارچی هیولا در روز جمعه حدود 25٪ از کل نمایش چین را به خود اختصاص داده بود، که این رقم در حال حاضر به حدود .7٪ کاهش یافته است.در اطلاعیه­ ای که به سینماها ارسال شده، آمده است: « همه اکران‌های فیلم لغو شود و نسخه جدید فیلم با سانسور آن سکانس، برای آنها ارسال و با این تاکید همراه شد که نسخه قبلی اجازه ندارد حتی برای یک بار دیگر نمایش داده شود.» علی رغم این اطلاعیه، انتشار نسخه سانسور شده این فیلم به حالت تعلیق درآمده است.در پی این موضوع، کاربران چینی با هجوم به صفحه استیم (Steam) این بازی، آن را با صدها نقد منفی به باد انتقاد گرفتند.ظاهراً، سکانس مورد بحث، یک تبادل نظر گنگ و خنده دار بین دو شخصیت است که ناخواسته علاقه­ مندان سینمای چین را به این فکر انداخت که؛ این یک توهین است. «اشاره به یک شعار نژادپرستانه قدیمی در اهانت به آسیایی ها». ظاهراً ترجمه اشتباه این دیالوگ به زبان چینی باعث رخ­ دادن چنین اتفاقی شده است، ترجمه ای که «اشاره به یک گفتگوی محاوره ای چینی» دارد و باعث شد برخی بینندگان این سکانس را توهین بدانند.در این فیلم میلا یوویچ در نقش ناتالی آرتمیس، رهبر گروهی از سربازان ظاهر می‌شود که از دنیای خود به دنیای بازی Monster Hunter منتقل می‌شوند.از عوامل دیگر این فیلم میتوان به، تونی جا (Tony Jaa) بازیگر نقش هانتر و ران پرلمن (Ron Perlman) بازیگر نقش ادمیرال اشاره کرد.منبع خبر:  https://www.ign.com/articles/monster-hunter-pulled-from-chinese-theaters-over-offensive-slur </description>
                <category>هادی رستمی</category>
                <author>هادی رستمی</author>
                <pubDate>Mon, 07 Dec 2020 23:56:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا تابوی اقتباس های سینمایی بازیهای رایانه ای شکسته میشود؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_29243408/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AE%D8%B1%D9%87-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-zjhzxipladxf</link>
                <description>به بهانه توییت رسمی کمپانی HBO مبنی بر ساخت سریال &quot; آخرین بازمانده از ما &quot; نگاهی خواهیم انداخت به شکست های اقتباسی فیلم های سینمایی بازیهای کامپیوتری در گیشه های سینما و چشم امید گیمرهای جهان به ساخت سریال بازی مورد انتظارشان ، که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.سالهاست که صنعت بازی‌های رایانه‌ای در زندگی مردم جای خود را پیدا کرده ، دیگر نمی‌توان به آنها به چشم یک سرگرمی نگاه کرد. امروزه عکس بازی های رایانه ای را نمیتوان فقط بر روی جلد مجلات ، صفحات روزنامه ها دیوار کلوپ ها و یا اتاق های شخصی مشاهده کرد، بلکه بزرگترین بیلبوردها در آزادراه‌ها، تلویزیون های شهری، برج های بلند، ایستگاههای مترو، شبکه‌های تلویزیونی و تبلیغات محیطی ورزشگاه ها در سراسر جهان به این امر اختصاص داده شده است. همانگونه که مردم سراسر جهان سالها منتظر فیلم و سریال‌های محبوب خود به انتظار می‌نشیند در این بین سه میلیارد از جمعیت گیمر جهان به مانند طرفداران فیلم و سریال منتظر عنوان های جدید بازی های محبوب خود هستند که این رقم از جمعیت گیمرها در جهان نسبت به سال های گذشته پیشرفت بسیار چشمگیر داشته است.فیلم هایی که در چند سال اخیر با شکست مواجه شدنددر سالهای اخیر عنوان های محبوبی همچون مکس پین، هیتمن، شاهزاده ایرانی، فرقه اساسین، رزیدنت اویل و وارکرافت و چندین عنوان دیگر به روی پرده سینما رفت که نه تنها آورده برای ناشران و سازندگان خود نداشته اند، بلکه از سوی منتقدان و طرفداران بازی‌های ویدیویی طرد شدند.دلیل ناکامی فیلم هایی که با اقتباس از بازی های رایانه ای ساخته شدنداگر کمپانی رمدی (Remedy Entertainment) سازنده بازی تحسین شده مکس پین در سال 2001 میلادی به دلیل مشکلات مالی امتیاز ساخت فیلم را به کمپانی فیلمسازی فاکس قرن بیستم نمیفروخت و یا سازندگان فیلم از نویسنده و کارگردان بازی، سم لیک (Sam Lake)  کمک می‌گرفتند، شاید سرنوشت این فیلم به گونه ای دیگر رقم می خورد. حتی در فیلم شاهزاده ایرانی نیز خبرنگاری به نام بوستون گلوب می‌نویسد &quot; جای تاسف دارد که در ساخت این فیلم از هیچ ایرانی مشاوره گرفته نشده&quot;اگر بخواهیم عدم موفقیت این فیلم ها را ریشه یابی کنیم متوجه می شویم که در اکثر مواقع هیچ نظارتی بر ساخت این فیلم ها از سوی سازندگان بازی نشده و یا برعکس، سازندگان این فیلم ها هیچگونه مشورتی با کارگردان، نویسندگان و حتی تیم سازنده بازی نداشته و بر داستان سرایی و شخصیت پردازی خود تکیه کرده اند.شاید این مشکل هم ریشه در نوع قراردادی دارد که بین شرکت های سازنده بازی و سازنده فیلم بسته میشود.اگر کمپانی های بازی سازی، به خاطره های که ما از کاراکترها ، داستان ها و حتی لوکیشن های بازی در ذهن داریم ارزش قائل شوند باید بندهایی به قرارداد اضافه کنند که داستان بازی دستخوش تغییرات قرار نگیرد و در صورت ایجاد تغییرات در داستان اصلی ، باید این تغییرات به تکمیل کردن داستان و رمزگشایی نقاط مبهم بازی که به آنها کمتر توجه شده و یا بخاطر طولانی شدن بازی حذف شده محدود شود. با توجه به مثال های که در بالا آوردیم اگر کمپانی های بازیسازی نظارت مستقیم بر ساخت فیلم هایشان داشته باشند، دیگر شاهد شکست فیلم هایی که به اقتباس از بازیهای رایانه ای ساخته می شوند، نخواهیم بود.نور امید گیمرهادر اواسط اسفند ماه 1398 طرفداران پلی استیشن برای تجربه پارت دوم بازی مورد انتظار  “The Last Of Us” لحظه شماری میکردند که صفحه های اجتماعی کمپانی HBO  یکی از بزرگترین پخش‌کننده‌های شبکه‌های تلویزیونی کابلی در آمریکا  و ناتی داگ شرکت توسعه‌دهنده بازی‌های ویدئویی و سازنده بازی &quot;آخرین بازمانده از ما&quot; به صورت همزمان پستی را به اشتراک گذاشتند که مزین به لوگوی شبه نظامیان فایرفلایز بازی بود که خبر از ساخت سریال این عنوان محبوب را میداد. از دیگر آثار تولیدی کمپانی HBO میتوان به بازی تاج و تخت ، چرنوبیل ، وست وُرد ، آز ، بازماندگان ، دروغ های کوچک بزرگ اشاره کرد.اگر اهل تماشای فیلم و سریال باشید حتما اسم سریال چرنوبیل به گوشتان خورده و یا تماشا کرده اید، سریالی با فیلمنامه بسیار قوی و تاثیرگذار همراه با اتمسفر دنیای تاریک و آخرالزمانی که هر بیننده‌ای را به تماشای چندین و چند باره وا می‌دارد.در پی موفقیت های این سریال در سراسر جهان، آوازه عوامل ساخت این سریال بر سرزبان ها افتاد تا با مخابره شدن خبری با این تیتر &quot;خالق سریال چرنوبیل سریال آخرین بازمانده از ما را می‌سازد&quot; در اسفند ماه 1399 باعث شد که نور امیدی در دلهای بازیبازان جهان روشن شود که شاید باید به انتظار سریالی باشند که به چشمشان خوش بنشینند.آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داریدر حال حاضر که در حال نوشتن این مطلب هستم تعدادی از عوامل این سریال به صورت رسمی تایید و معرفی شده‌اند که از این میان می‌توان به حضور کریگ مازن خالق سریال چرنوبیل، نیل دراکمن نویسنده و کارگردان خلاق پارتهای اول و دوم بازی the last of us ، کارولین استراس تهیه کننده سریال های بازی تاج و تخت و چرنوبیل، ایوان ولز رئیس اصلی ناتی داگ، یوهان رنک کارگردان سریال چرنوبیل و نظارت مستقیم استودیو فیلم سازی پلی استیشن پروداکشن اشاره کرد که با حضور این گزینه ها، ساختن سریالی ناامیدکننده، ضعیف و بی رمق کار بسیار سخت و دشواری است .تا کنون هیچ یک از بازیگران این سریال معرفی نشده اند و اگر قرار بود شخصیت های بازی در سریال هم حضور داشته باشند و انتخاب تیم بازیگری این سریال برعهده شما بود چه بازیگرانی را برای چه کاراکترهایی انتخاب میکردید؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.</description>
                <category>هادی رستمی</category>
                <author>هادی رستمی</author>
                <pubDate>Wed, 25 Nov 2020 19:33:46 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>