<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های زهره منتظری هدش</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_29425362</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 12:18:30</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>زهره منتظری هدش</title>
            <link>https://virgool.io/@m_29425362</link>
        </image>

                    <item>
                <title>هنر جنگ دانشگاه سوهانک</title>
                <link>https://virgool.io/@m_29425362/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B3%D9%88%D9%87%D8%A7%D9%86%DA%A9-xgmp8pgk2zuu</link>
                <description>آشنایی با دفاع مقدس با تدريس استاد حسنوند كلاس دو شنبه 9:10 صبحدانشجو : زهره منتظری هدش موضوع : حملات شیمیاییفیلم با روستای مرزی رشحرمه  دی ماه سال 1395 برفی شروع میشود داستان فیلم از زبان معلم مالمال شرح داده میشود . پسر قادر عاشق هواپیما های جنگی بود  و با ذوق به انها خیره میشد تا اینک روزی یکی از هاوپیما های جنگی اخرین بمب به جا مانده را رها کرد در کنارناصر همه مردم قدرت تنفسشان کم میشود و ب سختی نفس میکشند پیمان معادی در نقش قادر یک مرد کرد بازی میکند ( پیمان معادی در این فیلم به طور عجیبی درخشیده است او در این فیلم از چهره آشنای همیشگی‌اش در دیگر فیلم‌ها، یعنی یک آدم معمولی پایتخت نشین که در موقعیت‌های انسانی پیچیده گیر می‌افتد، به خوبی فاصله گرفته و این بار در قامت یک مرد کرد ظاهر شده که باید همه آن معمولی بودن شهری را فراموش کند و تبدیل شود به اوستا قادر بنا در روستایی نزدیک سردشت.حتی سیگار کشیدن و راه رفتن این بازیگر در درخت گردو با دیگر فیلم‌هایش فرق می‌کند. لهجه کردی را نیز به خوبی فراگرفته و در ادای دیالوگ‌ها به هیچ وجه نمی‌لنگد. معادی در ایفای این نقش، اجرای مینیمال را برگزیده که نتیجه آن تلنبار شدن حس دردی است که کمر هر انسانی را می‌شکند.) مهدویان در &quot; درخت گردو &quot; تصمیم گرفته درباره بمباران شیمیایی سردشت فیلم بسازد، واقعه‌ای مربوط به جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۶۶. این فیلم به نویسندگی ابراهیم امینی و حسین حسنی، روایتگر داستان تلخ زندگی فردی رنج کشیده و اهل کردستان به نام قادر مولان پور است که خانواده‌اش درگیر فاجعه بمباران شیمیایی سردشت بودند. داستان فیلم در سه بازه زمانی سال‌های ۶۶، ۸۳ و ۹۵ روایت می‌شود.در بمبباران شیمیایی فرزندان قادر شیمیایی شدند انها را با اتوبوسی به تبریز منتقل کردند و دردناک ترین سکانس  این فیلم جایی بود که قادر سه فرزندش را در حمام زیر دوش اب برد  و انها جیغ میزدند و گریه میکردند از سوزش قادر یک کارگر ساده بود که زندگی ارام و عاشقانه اش نابود شد یکی از فرزندانش را از دست داد  بر اثر شیمیایی شدن ریه هایش این فیلم راجب ماجرای مهیب سر دشت و مرم مظلوم کرد است که خیلی از انها در این واقعه جان باختند  فیلم بر اساس یک ماجرای واقعی ساخته شده؛ اتفاق تلخی که برای یک خانواده حادث شده ولی در جزئیات تغییراتی حاصل شده است ولی وقایع اصلی که می‌بینیم اتفاق افتاده یعنی ممکن است درباره مکان، زمان و در جزئیات تغییراتی وجود داشته باشد.اگر بخواهیم اسم فیلم را تحلیل کنیم باید بگم : درخت گردو بعنوان درختی کهن نمادی است براصالت و پیشینه یک ملت (ملت کُرد) که مزار اسطوره هایش را هم به دامان گرفته استمعادى تمام انرژى و توانش را در میانه سکوت هایش جمع مى کند تا همه آن را در راهروى بیمارستان فریادى کند که مى گوید:سوختم!سوختم!سوختم! (شما هر سوختم را بى رمق تر از قبلى بر زبان بیاورید)درخت گردو از آن دست فیلم هایى است که باید چندبار دید تا بیشتر قادر و تمام آن لحظاتى که تجربه مى کند را درک کرد. اما همین بار نخست هم تأثیر خود را بر ذهن و جان مخاطب مى گذارد.نقطه ضعفی در این فیلم نیافتم و لذت بردم از بازی ها از نشان دادن واضح  وقایع حملات شیمیایی  با این فیلم ارتباط گرفتم و اشک ریختم پایان</description>
                <category>زهره منتظری هدش</category>
                <author>زهره منتظری هدش</author>
                <pubDate>Fri, 16 Jun 2023 23:55:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هنر جنگ دانشگاه سوهانک</title>
                <link>https://virgool.io/@m_29425362/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B3%D9%88%D9%87%D8%A7%D9%86%DA%A9-agfozqmelhry</link>
                <description>آشنایی با دفاع مقدس با تدريس استاد حسنوند كلاس دو شنبه 9:10 صبحموضوع تحقیق:تحلیل  و نقد فیلم ماجرای نیمروز و رد خوندانشجو : زهره منتظري هدش سازمان مجاهدین خلق ایران سازمان سیاسی اسلامگرا و چپگرا با ساختار شبهنظامی است. رهبری این سازمان با مسعود رجوی و مریم رجوی است. از سال ۱۳۸۲ زنده بودن مسعود رجوی در پردهٔ ابهام قرار دارد و در غیاب وی همسرش مریم رجوی عملاً رهبری این سازمان را برعهده دارد.از ۱۵ شهریور ۱۳۹۶ دبیرکل این سازمان زهرا مریخی است.سازمان مجاهدین پس از شکلگیری، به اقدام مسلحانه بر ضد دودمان پهلوی پرداخت. در سال ۱۳۵۱ سازمان امنیت و اطلاعات کشور (ساواک)، موفق به دستگیری رهبران اولیهٔ این سازمان شده و به حکم دادگاه نظامی وقت، به جُرم «اقدام علیه امنیت کشور، اعمال تروریستی (ترور اتباع ایرانی و آمریکایی)»، به اعدام، محکوم و برخی نیز زندانی شدند. در سال ۱۳۵۴ خورشیدی، برخی به رهبریِ تقی شهرام و بهرام آرام، اقدام به ترور و حذف اعضای مذهبی، از جمله، مجید شریف واقفی در بیرون زندان کردند و با بهدست گرفتن بخشی از سازمان، بیانیهٔ اعلام تغییر ایدئولوژی از اسلام به مارکسیسم را منتشر کردند. پس از آن، اعضای سازمان به دو دستهٔ: مارکسیست به رهبری تقی شهرام و بهرام آرام و نیز مسلمان به رهبری مسعود رجوی و موسی خیابانی، تقسیم شدند. پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران، بخش مذهبی سازمان مجاهدین خلق به رهبری موسی خیابانی و مسعود رجوی، فعّالیت خود را تحت عنوان جنبش ملی مجاهدین، اعلام کردند؛ ولی دربارهٔ اختلاف نظر با روحانیان وقت، از جمله روحالله خمینی، به مخالفت بر ضد نظام جمهوری اسلامی روی آورد. پس از تظاهرات ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و برکناری ابوالحسن بنیصدر، این سازمان، هدف خود را سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران عنوان کرد. اعضای سازمان مجاهدین، دو سال بعد از جنگ ایران و عراق، در سال ۱۳۶۱ به عراق رفتند و با همکاری ارتش عراق، اقدام به تشکیل بازویی نظامی به نام «ارتش آزادیبخش ملی ایران» کرد و در کنار ارتش عراق در جنگ بر ضد ایران، مشارکت کرد  این نیروی نظامی در طول جنگ ایران و عراق، از سوی خاک عراق، بیش از یکصد عملیات نظامی بر ضد مواضع نیروهای ایرانی شکل داد مهمترین عملیات نظامی سازمان در سال ۱۳۶۷ تحت عنوان فروغ جاویدان انجام شد و جمهوری اسلامی در واکنش به آن اعدام زندانیان سیاسی (تابستان ۱۳۶۷) همهٔ اعضای زندانی سازمان را که حاضر به برائت از سازمان و ابراز ندامت از اعمال خود نشده بودند را در زندانهای ایران اعدام کرد. اگرچه آمار دقیقی از تعداد اعدامشدگان منتشر نشده ولی گزارشگر ویژهٔ حقوق بشر سازمان ملل متحد تعداد آنها را ۱۸۷۹ نفر و دیگر منابع ۳۰۰۰ تا ۴۴۸۲ نفر تخمین زدهاند.این سازمان از سوی حکومت پهلوی، جمهوری اسلامی ایران و دولت عراق (پس از صدام) بهعنوان یک سازمان تروریستی شناخته شدهاست. برخی دولتهای غربی نیز این سازمان را حدود یک دهه در فهرست گروههای تروریستی قرار داده بودند؛ اما بعداً این سازمان را از این فهرست خارج کردند.در پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران، مجاهدین خلق این واقعه را به رهبر انقلاب (سید روحالله خمینی) و ملّت ایران تبریک گفتند و او را «امام» نامیدند. مسعود رجوی که مدتی پیش از انقلاب ۱۳۵۷ و سرنگونی شاه، در ۳۰ دی ۱۳۵۷ از زندان آزاد شده و ریاست سازمان مجاهدین را به عهده گرفته بود، به همراه موسی خیابانی به دیدار سید روحالله خمینی رفتند. مجاهدین با استفاده از فضای آزادتری که پدید آمده بود، با بالا گرفتن تب فعّالیتهای سیاسی همچون سایر احزاب بهسرعت رشد کرد. دیدگاهها و نگرشهای مختلف احزاب و گروهها پیرامون نوع حکومت پس از سرنگونی حکومت پهلوی، مطالبات قومی و درخواست فدرالیسم در میان برخی اقوام ایران، دخالت برخی دولتهای خارجی و نهایتاً ضعف نهادهای مدنی و فرهنگ فعّالیت دموکراتیک، تب شدید فعّالیتهای سیاسی در ایران پس از انقلاب را به سمت تنش و درگیری مسلحانه پیش برد. مرگ سید محمود طالقانی، باعث افزایش تنش میان دو طرف گردید، چرا که با توجّه به محبوبیت فراوان او در میان مجاهدین و مقبولیتش در بین روحانیون سنتی و دیگر گروههای مذهبی، دعوت او به آرامش ممکن بود کارساز واقع شود.[نیازمند منبع]پس از انقلاب سازمان مجاهدین خلق با نام رسمی «جنبش ملی مجاهدین» فعّالیت خود را آغاز کرده و در تراکتهای رسمی نیز خود را به همین نام میخواند.ماجرای نیم روز  مقدمهماجرای نیمروز فیلمی بود که تماشاگر مخالف خود با عقایدی ۳۶۰ درجه خلاف فیلم را هم پای فیلم مینشاند و نه تنها او را تا آخر خط میبرد که همدلیاش را هم برمیانگیخت. بعد از سالها فیلمی رسمی ساخته شده بود که مردم دوستش داشتند و سیمرغ بهترین فیلم از نگاه مردمی را هم از آن خود کرده بود. سدی که سالها در عرصه فرهنگ میان نگاه رسمی و مردمی (خصوصا طبقه متوسط) بلندتر شده بود را شکست. هوشمندی و شم سیاسی فیلمساز، شناخت درستش از عمومیت جامعه و روحیات زمانه و خلاقیت سینماییاش عامل اصلی این سدشکنی بود.ک فیلم ماجرای نیم روز به کارگردانی محمد حسین مهدویان در ماجرای نیمروز  و رد خون. در اول فيلم به اين پيام ميرسيم  که : بعد از انتخابات ریاست جمهوری در بهمن ۱۳۵۸کشور در دام اغتشاشات مختلف سياسي درگير شد . این مشكلات با بروز درگیری میان ابوالحسن بنی صدر وطرفداران  جمهوری اسلامی به رهبری دکتر بهشتیدر کشور فراگیر شد.در پی شدت این درگیری ها،مجلس شورای اسلامیدر ۲۶ خرداد ۱۳۶۰،طرح بررسی عدم کفایت بنی صدر راتصویب کرد،اما این پایان داستان نبود.سازمان مجاهدین خلق،بزرگترین گروه مسلح و مرموز حامی بنی صدر،مخالفت خود را با جمهوری اسلامیعلنی کرد و به این ترتیب،دوران بی سابقه ای ازخون و جنگ،در تاریخ معاصر ایران آغاز شد.داستان این فیلم با الهام از اتفاقات واقعی شکل گرفتهاما به دلیل ملاحظات امنیتی،اسامی بعضی از شخصیت ها تغییر یافته است.نکات کلیدی که در فیلم دستگیر مخاطب می شود، ب ترتيب :١ ترور شهید رجایی٢ ترور شهید بهشتی٣ فرار مسعود رجوی و بنی صدر به پاریس٤ نفوذی بودن بعضی از مقام های سیاسی و امنیتی٥ تشکیل و تقویت تیم های عملیاتی و اطلاعاتی٦ کشته شدن موسی خیابانی(از رده بالا های سازمان مجاهدین)و...رد خون:در ابتدای فیلم همانند قسمت اولپیامی برای مخاطب ظاهر می شود که بخشی از آن تکراری استپيام اين بخش : بعد از ممنوع شدن فعالیت مجاهدین در ایرانرهبر ان سازمان،تصمیم به خروج اعضايش از کشور گرفت.مقصد نهایی آن ها عراق بود نه ايران .کشوری که در برابر ایران میجنگید.۱۷ خرداد ۱۳۶۵ مسعود رجوی،رهبر سازمان،از پاریس به بغداد سفر کرد و با حمایت نظامیدولت وقت عراق،ارتش آزادیبخش ملی ایران رابرای جنگ با جمهوری اسلامی تاسیس کرد.در پی این تصمیم،بسیاری از اعضای سازمان،راضی یا ناراضی،در پادگانی به نام اشرف در حوالی بغدادساکن شدند.فیلم در معراج شهدا شروع  می شود،در حالی که صادق(جواد عزتي)به دنبال کسی است کهجسدش را به اشتباه در تابوت شهدا قرار داده اند...نکات مهم اين  فیلم:١-از وقتی مجاهدین به ارتش صدام پیوستند،پروسه جنگ به نفع عراق تغییر کرده.٢-اشاره به ازدواج های درون سازمانی و تشکیلاتیو قبول نداشتن ازدواج هایی که به قول خودشاندر دستگاه های آخوندی بر قرار شدهکه با این تفاسیر اگر زنی شوهر هم داشتمجبورش میکردند که با کس دیگری ازدواج تشکیلاتی کند ۳-اشاره به اسرای جنگی که از روی ناچاریکه اسیر عراقی ها نباشند و جان خود را به نحوینجات بدهند و عضو سازمان مجاهدین می شوند۴-درگیر شدن کمال(هادی حجازی فر) با شوهر زنیکه بخاطر جهل،از دکتر رفتن زنش جلو گیری می کرد..۵-کمال،برادری که در طول فیلم مدام یا آرزویمرگ خواهرش را می کند،یا در پی کشتنش استاما در لحظه آخر از کشتنش پشیمان می شود.۶-پیدا شدن سیما(بهنوش طباطبایی)خواهر کمالو همسر افشین(محسن کیایی) که همه فکر میکردنددر جنگ شهید شده اما جزو اسرایی بود کهبه مجاهدین در پادگان اشرف پیوسته بود.۷-حمله وحشیانه مجاهدین،کشتن افراد نظامی وغیر نظامی،به رگبار بستن اسرا و سوزاندن جنازه هایشانغیر نظامیه رگبار بستن اسرا و سوزاندن جنازه هایشانستن اسرا و سوزاندن جنازه هایشانبرای ایجاد ترس و وحشت.۸-مجاهدین برایشان مهم نیست که مردم درباره اینکه آنها در کنار دشمن میجنگند چه میگویند، چون اعتقاد دارن كه مردم از کسی که پیروز و موفق است سوال نمیکنند.۹- نبودن برخی از شخصیت هایی که در قسمت اولحضور داشتند که در این قسمت متوجه شهيد شدنشان ميشويم ۱۰ - حضور شهید صیاد شیرازی برای روبه رويي با مجاهدین۱۱- مجروهینی که از مجاهدین به جای ماندند وتوان همراهی ارتششان را نداشتند،خود را با نارنجکمنفجر کردند و قبل از مرگ،نام مریم و مسعود رابلند فریاد می زدند.۱۲- بازگشت سیما به ایران،دیدن فرزندش و دستگیر شدنش.و...چیزهایی که از فیلم دریافت کردم به عنوان بیننده ای بدون اطلاعات :تنها چیزی که میتوان گفت این است ک با تمام وجود از مجاهدین خلق دیکتاتور و ظالم متنفرم ک ننگشان با هیچ چیز پاک نمیشود و برای همه منفور اند ب امید سرنگونی انها ….</description>
                <category>زهره منتظری هدش</category>
                <author>زهره منتظری هدش</author>
                <pubDate>Fri, 16 Jun 2023 22:35:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هنر جنگ دانشگاه سوهانک</title>
                <link>https://virgool.io/@m_29425362/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B3%D9%88%D9%87%D8%A7%D9%86%DA%A9-y6wko5q681jo</link>
                <description>موضوع تحقیق / تحلیل فیلمی در رابطه با وداع و ایثاراستاد : اقای علی اکبر حسنوند دانشجو : زهره منتظري هدش وداع و ايثار فيلمي پر بار از نرگس ابيار فيلم شیار ۱۴۳ :نویسنده و کارگردان:نرگس آبیارتهیه‌کنندگی محمد حسین قاسمی و ابوذر پورمحمدیبازيگران : مریلا زارعی گلاره عباسی جواد عزتی مهران احمدی یدلله شادمانی و.....تركيبي از وداع و ايثار يك مادر و فرزند يك مادرکه هر روز مسیری طولانی را ميرودك براي فرزندش در معدنغذای گرم ببرد او عاشقانه پسرش را دوست دارد .در پايان فیلم ( شيار ١٤٣) متوجه می شویم که شیار ۱۴۳نام گودالی است در منطقه جنگی،که برای پيدايش مين ها و یافتن پیکر شهدای جنگ مورد كنكاش قرار ميگيرد .به گفته منتقدین این فیلم در آن زمان ( جنگ تحميلي )روایت متفاوتی از دفاع مقدس بوده است نرگس آبیار،داستان مادر شهیدی به نام اُلفَت را به تصویر میکشد (و اين كار هم بر اساس كتاب اختر و روز هاي تلواسه درست شده است  نوشته نرگس ابيار )که سخت در انتظار برگشتن فرزندش ب خانه است . این انتظار را از زماني ك الفت در جواني ب سر ميبرد تا ۱۵ سال بعد که سنش زياد ميشود و پير ميشود ،شاهد هستیم.بعد از ۱۵ سال،یونس ( پسر الفت ) به خواب یکی ازافراد گروه تجسس می رود و به او می گوید:نميخواي ب شيار ١٤٣ بياي و منو پيدا كني ؟ او خوابش را براي ديگران تعريف ميكند و اورا مسخره ميكنند و به او می گویند که در اثر پر خوري خواب پرپوچ ديده اما دوباره ان خاب تكرار ميشود و. برای بار دوم خواب يونس را ميبيند و زودبه چادر می آید تا آن را برای ديگران تعريف كند دوباره به او توجه نميكنن و می گویند که آن محدودهپر از مین است و باید از مين پاك شود تا بشود رفتان مرد كوتاه نميايد و اين كار ممنوعه را انجام ميدهد با كلي استرس به شیار ۱۴۳ رفته و در داخل گودال پیکر يونس را سخت پيدا ميكند طبق روايات شاهدان ،این داستان بر اساس واقعيت ميباشد .تحلیل فيلم شيار ١٤٣: در اين فيلم نقش الفت كه خانم مريلا زارعي هستند بسيار خوب و حرفه اي بازي ميكنند در اين نقش ( و مانند الماس ميدرخشند ) از زمان جواني تمام گفت گو ها خنده ها و شوخي هايش با يونس تا غم و غصه ها و چشم انتظاري هايش براي يونس چشم انتظاري اون وقتي مداوم او وقتي ميخواهد اسم پسرش را از راديو عراق بشنود .  ديالوگ هاي دلخراش مادرانه او : +هفت سال گذشته +روم نمیشه+چطور بغلش کنم؟چطور ممكنه ك مادري از روي خجالت نتوناند فرزندش را ب اغوش بكشد ؟ شايد از دوري باشد !این دلپاکی و سادگی و نجيب بودن این زن را نشان می دهدکه نرگس  آبیار به بهترین شکل ممکن آن توصيف كرده و نشان داده خانم نرگس آبیار به خوبی توانست نقش  الفت را همزمان زنيمهربان پر از عشق قدرتمند ساده لوح  نشان دهد.یدالله شادمانی در نقش تلفن چی ب دل من ننشست و بازي او را نپسنديدم و شايد سليقه شخصي من نبود !او ب شدت روي مخم راه ميرفت با حركات و رفتارش و خب من اين رو يك پوئن مثبت ميبينم چون هدف همين بود و نرگس ابيار ب خوبي توانسته يود نقش را ب اون بنشاند .من ب عنوان بيننده خواهر يونس برايم عجيب بود اينك خواهر يك شهيد انقدر خنثي باشد عجيب است و انتظار بيشتري از تاثير گذاري اون توي داستان داشتم .زماني كه پيكر بي جان و فقط چند تكه استخوان از او باقي مانده بود بعد از ١٥ سال برايش اوردند خيلي دردناك و غم انگيز بود  ( به شخصه من بار ها با ديدن ان صحنه از فيلم ب پهناي صورت اشك ريختم براي مادري ك جوان دسته گل اش تقديم ب وطن اش به خاكش كرده بود ) از پسري كه جوان و رعنا بوده اما حال فقط چند تكه استخوان خاك خورده از وجودش باقي مانده بود براي الفت …الفت استخوان ها را در اغوش گرفته بود و سکانس هایی از نوزادی یونس در اغوش الفت پخش شد و اون لالایی سوزناک ....اما باز هم الفت بايد با اين استخوان ها وداع ميكرد و انها را ب خاك ميسپرد اين سكانس در ذهن من تا ابد حك شد با بازي درخشان مريلا زارعي …برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن(مریلا زارعی)بايد گفت : از همه شهداي وطن و خانواده هايشان ممنونيم ك براي دفاع از وطن و خاكشان اينگونه خود را فدا كردند تا ابد و العمر قدردان انها هستم .«پایان»</description>
                <category>زهره منتظری هدش</category>
                <author>زهره منتظری هدش</author>
                <pubDate>Fri, 16 Jun 2023 21:30:47 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>