<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Ehsan Morshedloo</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_29440659</link>
        <description>مدیر اجرایی بازرگانی داخلی و خارجی،  مدرس دوره های زبان انگلیسی بازرگانی و مهارت های کاربردی در مذاکره، ارائه مطلب، متقاعدسازی و  مدیریت جلسات</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 12:19:28</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2598544/avatar/O3OJSt.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Ehsan Morshedloo</title>
            <link>https://virgool.io/@m_29440659</link>
        </image>

                    <item>
                <title>فروش پنهان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_29440659/%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86-rrzb7bvhmis8</link>
                <description>همه فروشندگان هنر پیشه اند: اولویت آن ها ترغیب و نه صداقت است. به همین دلیل کلمه ((فروشنده)) لکه ننگ و فروشنده خودروی دست دوم هم برای ما نمونه ی فردی دروغگو و متقلب است.فروش هم مانند هنرپیشگی وقتی بهترین کارایی را دارد که مشخص نباشد. به همین دلیل هر کسی که شغلش با توزیع مرتبط است، خواه در فروش، بازاریابی یا تبلیغات باشد عنوان شغلی او هیچ ربطی به توزیع ندارد. کسانی که تبلیغات می فروشند &quot;متصدی حساب مشتری&quot; نام دارند، افرادی که بطور مستقیم در فروش فعال هستند در واحد &quot;توسعه کسب و کار&quot; فعالیت می کنند، افرادی که شرکت می فروشند &quot;بانکدار سرمایه گذاری&quot; نامیده می شوند و کسانیکه خود را می فروشند &quot;سیاستمدار&quot; نام دارند. این باز توصیف دلیل خاصی دارد: وقتی چیزی به ما می فروشند هیچ یک از ما مایل نیستیم فروش را به ما گوشزد کنند.</description>
                <category>Ehsan Morshedloo</category>
                <author>Ehsan Morshedloo</author>
                <pubDate>Sat, 07 Oct 2023 10:37:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دروغ های بازار رقابتی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_29440659/%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D9%82%D8%A7%D8%A8%D8%AA%DB%8C-eyhtlsdguvkf</link>
                <description>دروغ های بازار رقابتیدروغ هایی همچون &quot;ما در کارمان بی همتا هستیم&quot; می تواند یکی از بزرگترین اشتباهاتی باشد که مرتکب شویم. اینکه بازارمان آنقدر محدود بدانیم که آن را تمام و کمال مال خودمان بدانیم، برای کسب و کارمان وسوسه ای کشنده است. اگر واقعیت های رقابتی را در نظر نگیریم و روی عوامل متمایز کننده ای تمرکز کنیم که در واقعیت هیچ اهمیتی ندارند، باید اطمینان داشت که کسب و کارمان جان سالم به در نمی برد.احسان مرشدلو  9 مهر سال 1402</description>
                <category>Ehsan Morshedloo</category>
                <author>Ehsan Morshedloo</author>
                <pubDate>Sun, 01 Oct 2023 09:34:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هفت پرسش کلیدی که هرکسب و کاری باید آن را پاسخ بدهد!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_29440659/%D9%87%D9%81%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%B1%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A2%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%A8%D8%AF%D9%87%D8%AF-cnlrrja6evvu</link>
                <description>هفت پرسش کلیدی که هرکسب و کاری باید آن را پاسخ بدهد1) پرسش مهندسیآیا می توانید به جای گام های آهسته و پیوسته گامی بلند در تکنولوژی برداریم؟شرکت ها باید روی محصولی ده برابر بهتر تمرکز کنند چون محصولاتی که نسبت به رقبا آهسته و پیوسته بهبود می یابند در چشم کاربر نهایی هیچ بهبودی ندارد. فناوری تسلا به قدری خوب است که سایر شرکت ها به آن متکی اند: شرکت دایملر از باتری تسلا، شرکت مرسدس از انتقال نیروی تسلا و تویوتا از موتور تسلا استفاده می کند. ولی بزرگترین دستاورد فناوری تسلا قطعه یا اجزای خوردو نیست بلکه قابلیت این شرکت در ترکیب اجزا و در نتیجه تولید محصولی برتر است.2) پرسش زمان بندیآیا الان زمان مناسبی برای شروع کسب و کارخاص تان است؟ورود به بازاری که حرکت کندی دارد می تواند راهبرد خوبی باشد به شرط اینکه برای مدیریت و تسخیر آن طرح معین و واقع بینانه ای داشته باشید.3) پرسش انحصارآیا کسب و کار خود را با سهم بزرگی از یک بازار کوچک آغاز می کنید؟مشتریان به هیچ گونه فناوری خاصی اهمیت نمی دهند مگر اینکه این فناوری مشکلی را به روشی بهتر برطرف کند. و اگر در یک بازار کوچک از پس احصاری کردن یک راه حل منحصر به فرد بر نیایید با رقابت سختی روبرو می شوید.4) پرسش کارکنانآیا مجهز به منابع انسانی مناسبی هستید؟مدیر عامل تسلا مهندس و یک فروشنده تمام عیاراست. بنابراین جای تعجبی ندارد اگر توانسته گروهی را گرد هم آورد که در هر دو زمینه عالی عمل می کنند.5) پرسش توزیعآیا راهکارجامعی دارید که هم تولید و هم توزیع را در بر بگیرد؟ممکن است شما در جلب نظر دولت و سرمایه گذاران استعداد فوق العاده ای داشته باشید ولی به مشتریان خود بی توجه لازم را نشان ندهید. بیشتر شرکت ها توزیع خود را دست کم می گیرند ولی تسلا آن را به قدری جدی گرفته که برآن شده که مالکیت زنجیره توزیع اش را خود در دست داشته باشد. هزینه های تسلا از این بابت بسیار بالاتر از نمایندگی های توزیع مرسوم است ولی در عوض این شرکت توانایی کنترل تجربه مشتریان خود را دارد، قادر است برندش را تقویت کند و در بلند مدت برای شرکت صرفه جویی های زیادی به بار آورد.6) پرسش دوام پذیریآیا جایگاهتان ظرف ده سال آینده قابل دفاع خواهد بود؟هر کارآفرینی باید طوری برنامه ریزی کند که در بازار هدفش آخرین بازیگر باشد. برای تحقق این هدف از خود بپرسید: جهان در 10 و 20 سال آینده چه شکلی خواهد داشت و کسب و کار من در آن چه نقشی خواهد داشت؟ در این زمینه تسلا نه تنها سرآمد بوده بلکه سرعتش بیش از هرکس دیگر است و ترکیب این دو عامل تسلطش بر بازار و فاصله گرفتن از رقبا را تضمین کرده است. برندی که طالب زیادی دارد نمایان ترین نشانه دستاورد تسلاست. 7) پرسش اسرار شرکتآیا فرصت منحصر به فردی که دیگران نادیده گرفته اند، شناسایی کرده اید؟تسلا می داند مد علاقه را به سمت فناوری پاک هدایت می کند. به ویژه ثروتمندان می خواهند طرفدار فناوری سبز جلوه کنند.این خودروها با نسبت دادن رانندگان شان با هنرپیشه های فعال محیط زیستی که همین خودروها را سوار می شوند، آن ها را معرکه و با کلاس نشان می دهد. بنابراین تسلا تصمیم می گیرد خودرویی تولید کند که در آن رانندگان احساس محشر بودن کنند. تسلا برند منحصر به فردی حول این راز ساخت که فناوری های پاک بسشتر یک پدیده اجتماعی هستند تا یک پدیده پدیده زیست محیطی.هر کسب و کاری خوبی باید حاوی پاسخ تک تک این پرسش ها باشد. اگر برای این پرسش ها پاسخ قانع کننده ای ندارید با بد &quot;اقبالی های&quot; زیادی روبرو شده و در نهایت شکست می خورید.آموزه هایی که از تجارت جابز و گیتس می گیریم این است که به بنیان گذاران نیازمندیم. ما باید بنیانگذارانی را که به نظر عجیب یا افراطی هستند را بیشتر تحمل کنیم. ما به افراد غیر عادی نیاز داریم تا شرکت را فرای تغییر آهسته و پیوسته رهبری کنند. آموزه ی این تجارب برای بنیان گذاران این است که هرگز نمی توان از شهرت و شاخص بودن لذت برد مگر پیه رسوایی و انگشت نما شدن را به تن مالید چون ممکن است همه چیز تغییر کند، پس مراقب باشید.به طور کلی به عنوان یک فرد هیچ وقت توانایی خودتان را بیش از حد ارزیابی نکنید. بنیان گذاران مهم اند نه به این دلیل که کار آنها ارزشمند است بلکه باعث می شوند همه کارکنان شرکت بهترین نسخه خود باشند.باور به اینکه خداوند در وجودتان خودکفایی الهی قرار داده نشان از شخصیتی قوی نیست بلکه براین دلالت دارد که فرد پرستش و تمسخر افراد را با حقیقت اشتباه گرفته است. بزرگترین خطا برای هر بنیان گذاری باور بیش از حد به خود و اسطوره دانستن خویش است طوری که دست به اشتباهات احمقانه بزند. ولی خطر نا محسوس دیگیری که به همین اندازه خطرناک است از دست دادن تمام حس اسطوره بودن و اشتباه گرفتن توهم و رویا با خرد است.</description>
                <category>Ehsan Morshedloo</category>
                <author>Ehsan Morshedloo</author>
                <pubDate>Sat, 30 Sep 2023 12:10:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا میتوان آینده خود را کنترل کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_29440659/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%84-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-wn6tq9rtcciz</link>
                <description>آیا میتوان آینده خود را کنترل کنیم؟نگرش نامشخص به آینده گویای ناکارآمدی دنیای امروز ماست. وقتی افراد برنامه ای مشخص برای اجرا نداشته باشند از قواعد مرسوم استفاده می کنند تا مجموعه ای از گزینه های مختلف برای خود ایجاد کنند. برعکس نگرش مشخص از عزم راسخ پیروی می کند. کسی که آینده را مشخص می داند به جای رفتن به دنبال چیزهای معمولی فراوان که می تواند او را &quot;همه کاره&quot; جلوه دهد، بهترین کار مشخص را می کند و فقط به آن یک کار می پردازد. به جای اینکه برای هم رنگ  شدن با جماعت خود را به آب و آتش بزند، تمام تلاشش را می کند در کاری مهم به استادی برسد و برای خودش انحصاری درست کند.کدام سمت وسوی بد بینی به آینده بایستیم؟ بدبینی که آینده را نامشخص می داند یا با  بدبینی که آینده را مشخص می داند.بدبینی که آینده را نامشخص می داند، نمی داند این افول اجتناب پذیری که انتظارش را می کشد دیر یا زود، سریع یا کند، ناگهانی یا تدریجی خواهد بود. یگانه کاری که از دستش بر می آید انتظار برای وقوع آن است بنابراین می خورد و می آشامد و دراین حین شاید ازدواج هم بکند. بدبینی که آینده را مشخص می داند، به پیش بینی آینده معتقد است، ولی از آنجاییکه تاریک و غم انگیز خواهد بود، باید خود را برای آن آماده کند. امروزه چینی ها بدبین ترین افرادی هستند که آینده را مشخص می دانند. تمام رهبران ارشد چین هنگام کودکی قحطی را تجربه کرده اند بنابراین بر این باور هستند که فاجعه دور از انتظار نیست.کدام سمت وسوی خوش بینی به آینده بایستیم؟ خوش بینی که آینده را نامشخص می داند یا با خوش بینی که آینده را مشخص می داند.خوش بینی که آینده را مشخص می داند آینده بهتر از زمان حال است به شرط اینکه برای بهتر شدن آن برنامه ای داشته باشید و برای تحقق آینده ای بهتر سخت کار کنید مانند دانشمندان، مهندسان، پزشکان و افراد اهل کسب و کار از قرن هفدهم تا سال های 1950 که دنیا را ثروت مند تر و سالم تر کردند و بیشتر از چیزی که حتی می شد تصور کرد، متوسط طول عمر را بالا بردند. خوش بینی که آینده را نا مشخص می داند، آینده بهتر خواهد بود ولی نمی داند این بهتر بودن مو به مو چگونه است، بنابراین برنامه خاصی برای آینده ندارد. او انتظار سودآوری از آینده را دارد ولی دلیلی نمی بیند برای این سودآوری طرح مشخصی داشته باشد. خوش بینی هایی که آینده را نامشخص می دانند به جای چند سال کار برای تولید محصولی جدید، محصولات موجود را تغییر می دهند.پیشرفت بدون برنامه ریزی چیزی است که آن را &quot;تکامل&quot; می نامیم. همه جا صحبت از ساخت &quot;شرکت نوپای کارآمد&quot; است که بتواند با محیطی که همواره در حال تغییر است &quot;انطباق&quot; یابد و در آن به تکامل برسد. به کارآفرین های تازه وارد گفته می شود که در دنیای کار آفرینی هیچ چیز از قبل معلوم نیست: قرار است گوش به مشتریان بسپاریم که چه می خواهند و هیچ چیزی به غیر از &quot;کمینه محصول پذیرفتنی&quot; نسازیم و با تکامل آن راه خود را به سوی موفقیت تکرار کنیم. هر کار آفرین بزرگی در ابتدا و قبل از هر چیز طراح است. بزرگترین طراحی جابز کسب و کار اوست. اپل برای تولید محصولات جدید و توزیع موثر آنها برنامه های چندین ساله مشخص در ذهن خود مجسم کرده و به اجرا درآورده است. &quot;کمینه محصول پذیرفتنی&quot; را فراموش کنید. از وقتی جابز اپل را در سال 1976 تاسیس کرد به این مهم پی برد که می توان جهان را با برنامه ریزی دقیق و نه با گوش دادن به باز خوردهای focus group یا تقلید از موفقیت های دیگران، تغییر داد.توجه تان باید فقط به کاری باشد که در آن شایستگی دارید، ولی قبل از آن باید در این باره که آیا این کار در آینده ارزش آفرین است یا خیر، خوب فکر کنید.</description>
                <category>Ehsan Morshedloo</category>
                <author>Ehsan Morshedloo</author>
                <pubDate>Wed, 27 Sep 2023 09:03:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چهار درس بزرگ که بایستی پایه های تفکر حاکم بر کسب و کارما باشند.</title>
                <link>https://virgool.io/@m_29440659/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%DA%A9%D9%85-%D8%A8%D8%B1-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%AF-uuyeuer2z6ow</link>
                <description>1) پیشرفت های آهسته و پیوسته داشته باشیم.زیاد نباید به دورنماهای با شکوه دل خوش کنیم. هرکسی که مدعی انجام کارهای بزرگ است باید به او شک کنیم و هر کسی میخواهد دنیا را عوض کند بهتر است متواضع تر باشد2) چابک و انعطاف پذیر باشیم.اسم رمز چابک بودن بی برنامه بودن است. بهتر است ندانیم کسب و کار ما در آینده به چه کارهایی روی میآورد، برنامه ریزی ذات مغرور و غیر قابل انعطافی دارد. در عوض کاری که ما انجام میدهیم اینست که ایده ها را به بوته آزمایش میگذاریم و تجربه های موفق را دوباره تکرار میکنیم، خودمان را در میدان عمل محک میزنیم و از معیارهای قابل لمس استفاده میکنیم.3) بهتر از رقبا عمل کنیم.ما هرگز به دنبال ایده ایی که هنوز زمان آن نرسیده نمیرویم و یگانه راه برای خلق کسب و کار واقعی مان را استفاده از مشتریانی میدانیم که از قبل وجود دارند، بنابراین شرکت خود را بر اساس بهبود محصول شناخته شده ای میسازیم که رقبای موفق مان در حال حاضر اراِئه می کنند.4) در ابتدا روی محصول تمرکز کنیم نه فروش.اگر محصول ما برای فروش به تبلیغات یا فروشنده حرفه ای دارد، فاقد ویژگی های یک محصول خوب است. تکنووژی از اساس با ایجاد و توسعه محصول سر و کار دارد نه توزیع آن.احسان مرشدلو          چهارم مهرماه 1402</description>
                <category>Ehsan Morshedloo</category>
                <author>Ehsan Morshedloo</author>
                <pubDate>Tue, 26 Sep 2023 10:15:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سنگ بنای داشتن کسب و کار موفق</title>
                <link>https://virgool.io/@m_29440659/%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D8%A8%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-bjnm6tmckspn</link>
                <description>هدف از نگارش این مطالب آشنا شدن با #چالش های آینده، مشکلات رقابت، سودمند سازی انحصار و رازهایی که در اطرافمان وجود دارند و میتوانند سنگ بنای شرکتی موفق شوند. برای ساخت آینده بهتر، داشتن طرح های مشخصی که ما را از صفر به یک میبرند لازم و ضروری است ولی مهم تراز آن آستین بالا زدن و عملی کردن آن طرح ها است.به نقل از پیتر تیل &quot;هیچ کس برای #نو آور شدن نمیتواند نسخه خاصی را تجویز کند. افراد موفق فرصت های واقعی را در مکان هایی دور از انتظار می یابند و نه با استفاده از نسخه ایی خاص، بلکه با تفکر درباره اصول بنیادین کسب و کار این کار را انجام می دهند. هر ایده ایی در دنیای #کسب و کار فقط یک بار شکوفا می شود. بطور مثال بیل گیتس بعدی سیستم عامل نخواهد ساخت؛ و مارک زاکربرگ بعدی شبکه اجتماعی جدیدی خلق نخواهد کرد. اگر به دنبال تقلید از چنین افرادی باشیم در واقع چیزی از کسب و کار یاد نگرفته ایم. . پیشرفت به دو شکل رخ میدهد. پیشرفت افقی یا عمودی. پیشرفت افقی یا گسترده که به معنای نسخه برداری از چیزهایی است که هم اکنون نیز وجود دارند یعنی رفتن از نقطه 1 به n. اما در پیشرفت عمودی یا متمرکز که به معنای انجام دادن کارهای جدید، یعنی حرکت از صفر به یک است. تصور پیشرفت عمودی دشوار است، چون مستلزم انجام کارهایی است که هنوز کسی انجام نداده است.در اینجا به دنبال پاسخ به پرسش هایی هستیم که برای موفقیت در کسب و کار شرکت وانجام کارهای جدید ضروری هستند. البته آنچه در اینجا تدوین شده است نه دستورالعمل و نه منبعی اطلاعاتی است، بلکه تمرینی برای نحوه تفکراست و این همان کاری است که ما به عنوان یک شرکت نوپا بایستی انجامش بدهیم.اولین گام برای تفکر صحیح، شک کردن به دانسته هایمان درباره گذشته است. هرچند این باورها در زمان خود اشتباه و بی پایه به نظر نمی رسیدند. وقتی این باورها از هم می پاشند آن را حباب می نامیم. هرچند پیامدهای تشکیل حباب پس از ترکیدن آن از بین نمی رود.احسان مرشدلو _ سوم مهر سال 1402</description>
                <category>Ehsan Morshedloo</category>
                <author>Ehsan Morshedloo</author>
                <pubDate>Mon, 25 Sep 2023 12:01:32 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>