<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های د. فرشاد جبروتی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_29622249</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 08:13:49</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2543257/avatar/qM5YMs.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>د. فرشاد جبروتی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_29622249</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ضرب المثل زبان تاتی کجل</title>
                <link>https://virgool.io/@m_29622249/%D8%B6%D8%B1%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%AB%D9%84-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D8%AC%D9%84-znkuen7wtqmn</link>
                <description>ضرب المثل های زبان تاتی روستای کجل۱-پُر گردِستار، پُر مُزانِه ( زیاد سفر کننده، بیشتر می داند)سفر آموزنده است.۲- هر كسي أشْتَنِشْ قَبْرِدَه مِنَهَنْدِه       ( هر كسي جوابگوي اعمالش است) هر كسي را در قبر خودش مي گذارند.۳- پاهارْ لَيْفِرْ قَدَه دُرازْ  آكَه                  ( به اندازه ي بود بايد نمود . به اندازه ي توان خود كار انجام بده.)پاي خود را به اندازه ي لحافت ، باز كن.۴-  راسْتَه پَهْلُو  هُووَرْ  بِيِه    ( راحت طلب)كسي كه عادت دارد به سمت راست بخوابد وكاري نكند.۵ -  آسْمانْدَ  آسْتارَه نُمانْدِه اَجَهَشْ آمانْدِه         ( ستمگر وظالم)در آسمان ستاره اي نماند كه به او نشان داد. ۶- ويْوَ نُمْزانِي يَهْ وَشْتَنْ  بِكَرِي يَهْ ماجِي يَهْ كَجِ بِنْ شَتِهْ   ( نا بلد )عروس نمي تواند برقصد ، مي گويد كف خانه كج است.۷- گَفْ گَفْ مُووَرِهْ      ( چيزي دنباله دار وتمام نشدني)حرف ، حرف مي آورد.۸- سُورَ  وَهْرْ كِي وُوارِسْتَ نِي يِهْ  ( هواي بسيار سرد )برف سرخ كه نباريده است.۹-   اَ جَهَ رُبارِ  تَشْنَ مِبَرِ وَ مُو وَرِ    ( خيلي زيرك و باهوش )او را به رودخانه تشنه مي برد ومي آورد.۱۰- اَژْ  گُرْدِشْ اَرَبَرْدِهْ           ( بسيار حريص و گرسنه)گرگ گرسنه را غورت داده است.چَشِشَهْ چِمْ چَهَ پَشْنَ يا      ( حريص وطمعكار) چشمش به دنبال اين وآن است.دَسْتِشَهْ پاهاكُشْ دُرازْ آقَرْدِسْتْ.  ( دست خالي برگشتن وبه هدف نرسيدن)دست از پا درازتر برگشت.اُوِّكُو  مُ  مِژَنِهْ  (  بسيار خسيس)از تخم مرغ مو  مي كند.آوْوِشْ نِيِهْ دانْ را مِگَرْدِهْ  ( ندار و بي چيز )آب ندارد به دنبال  غذا مي گردد.قَجَلَ  مَغْزِشْ  هَرْدِهْ    ( پر حرف  )مغز كلاغ را خورده است.رُو واسِ كُو پُرْ مُزانِهْ     ( حيله گر ومكّار  )از روباه بيشتر مي داند.هَرْ جُگايي آشِ  اَجُوَ  باشِ     ( سودجو  و منفعت طلب )هر جايي آشي باشد او نفر اول در آن جاست.داهانْ دَشْ مَرْجُوَ  نِمي سِيْ يَهْ  (  راز دار نبودن  )عدس در دهانش خيس نمي خورد. لِباسْ كُوشْ اِيْ رِيسِي باخُرْنِي صَدْ پَجِينَهَ اَرَنْبَشِنْدْ      ( بسيار فقير وبينوا )يك نخ بكشي صد تا پينه از لباسش مي افتد. كُو لُو  نِشْتِهْ سِگِ را مُورَمِهْ  ( ندار نگران داراست )كلوخ نشسته براي سنگ گريه مي كند.</description>
                <category>د. فرشاد جبروتی</category>
                <author>د. فرشاد جبروتی</author>
                <pubDate>Thu, 27 Nov 2025 16:46:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دانش</title>
                <link>https://virgool.io/@m_29622249/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-ivdu46sfxo1k</link>
                <description>به نام آنکه جان را فکرت آموخت   چراغ دل به نور جان بر افروختامروز سه شنبه اولین روز از فصل زیبای پاییز سال ۱۴۰۴ است که صدای زنگ تعلیم و تربیت در همه ی مدارس و دانشگاه ها به گوش می رسد، شروع سال تحصیلی نماد تابش نور عقلانیت بر تاریکی جهالت است، دانش و آگاهی سمبل معرفت در افق فکر و ذهن هر روشنفکر نو اندیشی هستند که دغدغه مند ساختن جامعه ای ایده آل با آزادی بیان  و تساوی حقوق  بر اساس ظرفیت های موجود  و تخصص های فردی  هستند.دانش، چراغ راه زندگی انسان دردمندی است که از نا آگاهی هم نوعان خود رنج می برد و درد می کشد و خون جگر می خورد تا بتواند جامعه ی انسانی را با سلاح علم مجهز کند و خورشید آگاهی را بر آن بتاباند و چراغ دانایی را در سرای هر دلی برافروزد و توانایی را در دانایی بیامیزد و معجونی از قدرت تفکر و تدبر بسازد و آن را منبع تغذیه ی خود آگاهی قرار دهد تا افراد هر جامعه ای درس خودشناسی را بیاموزند و توانمندی های خود را در بوته ی آزمایش قرار دهند و آنگاه با نگاهی باز بر امور زندگی خود بنگرند و شعار عدالت را سر لوحه ی زندگی قرار دهند و  بر کرسی گفتمان و پرسمان نقادانه تکیه دهند و زمام امور روز مره را با تکیه بر دانش به دست گیرند و زندگی را بر خود و دیگران گلستان کنند.خوشا بر آنان که  وجودشان چون شمعی فروزان در تاریکی های گمراهی، روشنایی بخش و هدایتگر است.مهر را باید قدر دانست که مهر آفرین است و دانایی بخش. قلم را باید ارج نهاد که تراوشات اندیشه را به بهانه ی آگاهی می نگارد تا ماندگار گردند.✍   : فرشاد جبروتی  ۱۴۰۴/۰۷/۰۱</description>
                <category>د. فرشاد جبروتی</category>
                <author>د. فرشاد جبروتی</author>
                <pubDate>Wed, 26 Nov 2025 23:50:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عشق</title>
                <link>https://virgool.io/@m_29622249/%D8%B9%D8%B4%D9%82-hewxg2mriqv9</link>
                <description>عشق، راه پر خون دارد.عشق جاده ای دوطرفه است که در امتداش دست اندازهای فراوان، انسان عاشق را  با سختیهای گوناگونی مواجه می کند تا او را کاملا بیازماید و رنجها را به او بنوشاند تا تلخی های داروی عشق را به جان بخرد و آنگاه که عطش مهر و محبت معشوق را در بند بند اعضای بدنش لمس کرد، به امید وصل هر تلخی برایش نوشدارویی شیرین خواهد بود که با کمال ذوق و شوق آنرا به کام خواهد چشید و آنگاه که طعم تلخی سختی را به شیرینی وصل عوض کرد، جان تازه ای می گیرد و بال می گشاید و چون کبوتری عاشق در آسمان عشق به پرواز در می آید و از شدت شادمانی سر از پا نمی شناسد، زیرا چون روح در بدن گشته و فاصله ای بین عاشق و معشوق نمانده تا غم دوری آنها را برنجاند، بلکه هر دو با طلوع خورشید عشق بیدارند و از غروبش بیمار.پس راز عشق و عاشقی واقعی را باید مشق نوشت تا برای روزگار ماندگار گردد و با ارزش. و  مولوی شیرین سخن چه زیبا فرموده است:عشق هایی کز پی رنگی بودعشق نبود عاقبت ننگی بودپس عشق از برای زندگان است و بس. چون که مردگان خبری از عشق ندارند، در نتیجه عشق برای آنان بی معنی است، عشق سمبل پویایی و تلاش و هیجان است که در وجود هر کسی رخنه کند او را بیدار و سرزنده نگه می دارد.زانک عشق مردگان پاینده نیستزانک مرده سوی ما آینده نیستعشق زنده در روان و در بصرهر دمی باشد ز غنچه تازه‌ترعشق آن زنده گزین کو باقی استکز شراب جان‌فزایت ساقی استعشق آن بگزین که جمله انبیایافتند از عشق او کار و کیاتو مگو ما را بدان شه بار نیستبا کریمان کارها دشوار نیست✍: فرشاد جبروتی ۱۴۰۴/۰۸/۰۶</description>
                <category>د. فرشاد جبروتی</category>
                <author>د. فرشاد جبروتی</author>
                <pubDate>Wed, 26 Nov 2025 23:47:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرار کن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_29622249/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86-plpvkktiba6v</link>
                <description>فرار کن قرار بگیرفرار کردن نماد تحرک و نشاط و فعالیت در زندگی است و نوعی از فرار  در زندگی روز مره لازم است که مقوله ای مبسوط دارد و با فرارهای دیگر متفاوت است، یعنی گاهی انسان به خاطر ورزش کردن فرار می کند و گاهی از ترسیدن رخدادی غیر منتظره فرار می کند که این نوع فرار کردن توأم با دلهره و نگرانی است و فکر می کند اگر در موقعیت عادی خود  قرار گیرد، احتمال سکته، مرگ و نابودی بیشتر و بیشتر خواهد بود، بنابراین فرار می کند تا جان سالم به در برد. اما فراری که به قرار منجر می شود، فرار به سوی خداوند است که قرار گاه دلهاست و این نوع فرار کردن زیباست و به آدمی شأن و منزلت می بخشد و به او آرامش و سکون می دهد، او را از هر نوع بیقراری می رهاند، به او نیرویی نامتناهی می دهد که در مقابل همه ی پدیده های ناهموار زندگی محکم و استوار می ایستد و فرارش به قرار می انجامد و  خداوند به خاطر آرامش روحی و فکری انسان در سوره ی ذاریات آیه ی  ۵۰ می فرماید:فَفِرُّوٓاْ إِلَى ٱللَّهِۖ إِنِّي لَكُم مِّنۡهُ نَذِيرࣱ مُّبِينࣱپس به سوی خداوند فرار کنید، همانا من برای شما از جانب او هشدار دهنده ای آشکار هستم.پس انسان از هر گونه دلتنگی، افسردگی، ناراحتی، نگرانی، غم و اندوه و از هر گونه وسوسه های شیطانی و از هر گونه شرک و گناه باید به سوی خداوند فرار کند تا قرار یابد. زندگی سراسر بیقراری و دلهرگی و ناموزونی است و این همه آشفتگی فکری و پریشانی ذهنی و نا آرامی روحی در زندگی دردی سترگ است که دارو و دوای آن  ذکر یاد و نام خداست که کانون قرار است و بس.« أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» رعد/۲۸بنابراین آرامش دلها در گرو یاد خداست که قرارگاه همیشگی برای انسانهاست.پس فرارها را باید به قرارها پیوند زد که ثمره اش خوشبختی و رستگاری است.✍🏻:  فرشاد جبروتی  ۱۴۰۴/۰۸/۱۶</description>
                <category>د. فرشاد جبروتی</category>
                <author>د. فرشاد جبروتی</author>
                <pubDate>Wed, 26 Nov 2025 23:45:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سجده</title>
                <link>https://virgool.io/@m_29622249/%D8%B3%D8%AC%D8%AF%D9%87-etrruol1ttal</link>
                <description>سجده کن و به خدا نزدیک شوسجده نماد فروتنی و خشوع در برابر معبود یکتاست که انسان مسلمان و مؤمن با اختیار و اراده و در کمال هوشیاری در برابر عظمت خدا سر به پیشگاهش فرود می آورد و  قله ی  پیشانی اش را بر دشت سجده گاهش می ساید و مانند خاک اظهار هیچ می کند و خود را در هنگام سجده از هر گونه کبر و خودخواهی تهی می بیند و با سجده کردنش با پروردگارش درد دل می کند و او را به بزرگی می ستاید. خداوند در کتابش فرموده: كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِب ۩ (19/ علق)سجده گاه بهترین و پاک ترین مکان برای دعا کردن است، چون انسان از غیر خدا  امید بریده و پشت نموده و فقط به خداوند یگانه روی آورده و تلفن قلبش به درگاه خداوند وصل شده که کانون اتصال است. سجده کردن  سمبل اظهار عجز و ناتوانی در برابر قدرت و بزرگی خداست که معدود انسان هایی قدر سجده ها را می دانند و در کمال پاکیزگی، دوست دارند با معشوق و مطلوب و مراد خود به راز و نیاز بپردازند تا راز دل خود را در نهایت سکوت با او در میان گذارند که دانا و شنواست، یعنی به نیازهای بنده اش آگاه است و آنها را می شنود و پاسخ می دهد.مثال انسان فروتن به قطره بارانی شبیه است که در برابر عظمت دریای لطف خدا، خود را هیچ می انگارد و به خاطر فروتنی اش ارزشمند می گردد و به مروارید گرانبها تبدیل می گردد که همه خریدارش می شوند. بنابراین بهترین خریدار انسان مؤمن سجده گزار، فقط خداوند متعال است که ارزش گوهرش را می داند و او را به درگاهش نزدیک تر می کند و از نعمت عزتش او را عزیز می دارد که آرزوی قلبی همه ی شیفتگان خداوند است.بنابراین ای انسان دور اندیش و خردمند و فروتن به سجده کردن روی آور تا به قرب الهی برسی و عزیز ش گردی.سجده رمز تواضع است که سعدی شیرین سخن در کتاب بوستانش چنین توصیفش می کند:یکی قطره باران ز ابری چکیدخجل شد چو پهنای دریا بدیدکه جایی که دریاست من کیستم؟گر او هست حقا که من نیستمچو خود را به چشم حقارت بدیدصدف در کنارش به جان پروریدسپهرش به جایی رسانید کارکه شد نامور لؤلؤ شاهواربلندی از آن یافت کاو پست شددر نیستی کوفت تا هست شدتواضع کند هوشمند گزیننهد شاخ پر میوه سر بر زمینبنابراین سجده تجلّی خلوص و تواضع در برابر قدرت بی انتهای خداوند متعال است که بر قدر و ارزش سجده کننده می افزاید و مقام و مرتبه اش را بالا می برد تا به درگاه حق برسد و از غریبی خودکامگی برهد و به قریبی خدا جویی بجهد. ✍:  فرشاد جبروتی   ۱۴۰۴/۰۸/۲۱</description>
                <category>د. فرشاد جبروتی</category>
                <author>د. فرشاد جبروتی</author>
                <pubDate>Wed, 26 Nov 2025 23:39:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زمان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_29622249/%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-eyhvb4ujcgbb</link>
                <description>به نام خداوند زمانتقویم رو میزی در جلو دیدگانم در کمین شکار عمرمان به انتظار نشسته، نام روزها را با رنگ سفید داخل مربع های آبی آسمانی به یدک می کشد تا واضح تر خوانده شوند، اما روز شمارها با اعداد مشکی مرتب نوشته شده اند، هر صفحه ی تقویم، اسم یک ماه را در مستطیلی قرمز رنگ به نمایش گذاشته که هر زمانی چشمم به  آن صفحه از تقویم می افتد، اندکی در فکر فرو می روم که روز شمار عمرمان نفس زنان به ناکجابادی جلو می رود تا به یک ایستگاه ثابتی برسد و دیگر تقویم عمرمان بسته شود.آری، زمان در گذر است و ما انسان ها غافل از عمر گران بهای خویش، زمان چون شمشیری برّان ریسمان عمرمان را می برد، بی آنکه متوجه باشیم، تار و پود ریسمان عمرمان به زوال می رود و می پوسد و دیگر آن استحکام و طراوت را ندارد.غفلت از گذر عمر، پشیمانی به بار می آورد که اندک انسانهایی ارزش لحظه به لحظه ی عمر خود را غنیمت می شمارند و از آن بهترین استفاده ها را می برند.گاهی برخی از افراد عمر را به طلا تشبیه می کنند که به نظر، درست نیست،  می توان  مقدار طلا را هر روز افزود ولی عمر را هرگز.از آنجایی که وقت بسیار ارزشمند است و چون گذشت هرگز برگشتی ندارد، بنابراین باید در استفاده ی درست از آن کوشید و بیهوده تلف نکرد.فردوسی حکیم درباره گذر روزگار چنین فرموده است:ز روز گذر کردن اندیشه کنپرستیدن دادگر پیشه کنبترس از خدا و میازار کسره رستگاری همین است و بسانسان باید در گذر روزمرّه زندگی، خوب بیندیشد و اگر رستگاری می خواهد باید خدا را بپرستد و از او بترسد و کسی را نرنجاند.حافظ شیرین سخن چه زیبا سروده است:  بنشین بر لبِ جوی و گذرِ عمر ببینکاین اشارت ز جهانِ گذران، ما را بستشبیه عمر  آدمی به آب روان که در جویباری جاری است، نماد گذر لحظه ها ی عمر انسان است که هرگز برگشتی ندارند.و عارف بزرگ، مولوی نیز به گذر عمر اشاره ای زیبا فرموده است که نشان از دقت و باریک اندیشی او به عمر گهربار انسان هاست.عمر بر اومید فردا می‌رودغافلانه سوی غوغا می‌رودروزگار خویش را امروز دانبنگرش تا در چه سودا می‌رودگه به کیسه گه به کاسه عمر رفتهر نفس از کیسه ما می‌رودمرگ یک یک می‌برد وز هیبتشعاقلان را رنگ و سیما می‌رودمرگ در ره ایستاده منتظرخواجه بر عزم تماشا می‌رودمرگ از خاطر به ما نزدیکترخاطرِ غافل، کجاها می‌رودتن مَپرور، زانک قربانیست تندل بپرور، دل به بالا می‌رودچرب و شیرین کم ده این مردار رازانک تن پرورد، رُسوا می‌رودچرب و شیرین ده ز حکمت روح راتا قوی گردد که آن جا می‌رودحکمتت از شَه صَلاح الدین رِسدآنکِ چون خورشید، یکتا می‌رود حکیم عمر خیام  درباره ی عمر آدمی چه زیبا سروده است: امروز ترا دسترس فردا نیستو اندیشه فردات به جز سودا نیستضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیستکاین باقی عمر را بها پیدا نیستیعنی زمان حال را باید غنیمت دانست و از آن بهترین استفاده را برد، چون کسی از فردا هیچ خبری ندارد که چه پیش خواهد آمد.بنابراین انسان خردورز همیشه به دنبال فرصت سازی است تا رشد کند و جامعه را به سوی شکوفایی ببرد، چون می داند بیشتر فرزندان آدم، فرصت سوز هستند و با سرگرمی های بیهوده، وقت و زندگی را به تباهی می کشانند.  ✍🏻: فرشاد جبروتی ۱۴۰۴/۰۸/۲۷</description>
                <category>د. فرشاد جبروتی</category>
                <author>د. فرشاد جبروتی</author>
                <pubDate>Wed, 26 Nov 2025 23:35:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدال تقوا، پاداش روزه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_29622249/%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%84-%D8%AA%D9%82%D9%88%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B4-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87-zdrq3svam9r3</link>
                <description>مدال تقوا پاداش روزهماه رمضان در  روزهای پایانی اش به ایستگاه شوال نزدیک می شود و توشه ی این یک ماه روزه داری مدال گرانبهای تقوا است که روزه داران راستین با تمام همّت سعی می کنند  این گوهر ارزشمند معنوی را کسب کنند، بنا بر فرموده ی خداوند متعال   يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ  (بقره/ ۲۱)عبادت خداوند مبنای دست یابی به تقوا است و این عبادت در اشکال متعدد مانند نماز، زکات، روزه، جهاد، حج و ... انسان را به مدال تقوا نزدیک تر می کند.در جای دیگر خداوند منان ثمره ی روزه را رسیدن به تقوا می داند  يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ( بقره/ ۱۸۳)اى افرادى كه ايمان آورده‌ايد! روزه بر شما مقرّر شده؛ همان‌گونه كه بر كسانى كه قبل از شما بودند مقرّر شد؛ تا پرهيزگار شويد.در آیه ی دیگر از قرآن خداوند عبادتی چون برپایی نماز و پرداخت زکات و اطاعت از پیامبر را مایه ی رحمت برای  مؤمنان می داند.وَ أَقِیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ ( نور/۵۶)بنابراین برپایی هر عبادتی که خداوند پسند است، منجر به تقوا اندوزی و پرهیزگاری می شود، پس لازمه ی به دست آوردن تقوا انجام عبادت های توحیدی است که مراد و مقصود تقرب به رضایت و خشنودی خداوند و رستگاری فرد عبادتگر است. خوشا به حال آن مسلمانی که با انجام عبادت های فرض شده، خود را با لباس تقوا می آراید و جزو متقین می شود که خداوند پرهیزگاران را دوست دارد.و سعدی علیه الرحمة چه زیبا فرموده:پرهیز گار باش که دادار آسمان      فردوس جای مردم پرهیزگار کرد✍🏻: فرشاد جبروتی  ۱۴۰۴/۰۱/۰۸</description>
                <category>د. فرشاد جبروتی</category>
                <author>د. فرشاد جبروتی</author>
                <pubDate>Sat, 14 Jun 2025 12:47:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در تمنّای وطن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_29622249/%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%85%D9%86%D9%91%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%B7%D9%86-vqaxnbjwxtmy</link>
                <description>در تمنّای وطنگاهی چنان شوق سترگی در صندوقچه ی ذهنم به پرواز در می آید که گویی مرا با تمام خاطرات کودکی ام  به آسمان وطنم می رساند تا از بوی خاکش مشامم عطر آگین گردد و از نوای شر شر آب زلال چشمه هایش گوشم را نوازش دهد و لحظه های شاد دوران کودکی ام را تداعی کند، هنگامی که دود تنور خانه های گلی چون واگن های قطار از هر گوشه ی روستا به حرکت در می آمد و حس سفر به فضا را در ذهن دوران کودکی بر می انگیخت و لذت تکرار نشدنی در کنار خانواده و بالأخص در کنار  مادر بودن را چون سرم تقویتی در جسم و جان قطره قطره می چکاند تا نشاط و طراوتی بر انگیزد و شادابی را دو چندان کند و حلقه های دورهمی را با چاشنی محبت مستحکم کند.وطن هر چند که از خیلی مزایاهای رفاهی شهری بی بهره بود اما ذره ذره خاکش سرشار از عصاره ی عشق، اخلاق، معرفت و احترام بود و گویا تمثال مهربانی بر دروازه اش آویخته اند.وطن را باید گرامی داشت و برای آبادانی اش از هیچ کوششی دریغ نورزید.✍🏻: فرشاد جبروتی ۱۴۰۴/۰۱/۲۲</description>
                <category>د. فرشاد جبروتی</category>
                <author>د. فرشاد جبروتی</author>
                <pubDate>Sat, 14 Jun 2025 12:18:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هیاهوی واژگان در اقلیم معنا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_29622249/%D9%87%DB%8C%D8%A7%D9%87%D9%88%DB%8C-%D9%88%D8%A7%DA%98%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%82%D9%84%DB%8C%D9%85-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7-mkev0h0o9ucu</link>
                <description>آیا زادگاهت کجل را می شناسی؟مطمئنم كه مرا می شناسید(اَوزانِستَن) چون با شما نه کج هستم و نه لج، ریشه در خاکم و شاخه در جانتان.فرزندان عزیزم گاهی دلم برایتان خیلی تنگ می شود، تپش قلبم چند برابر می شود، نمی پرسید:چرا؟ مهم نیست، نمی خواهم اوقات شیرین زندگی تان را بر خود تلخ کنید، امّا حس وطن دوستی تان را تحسین می کنم، با اینکه فرسخ ها از من فاصله گرفته اید، ولی می دانم همیشه به یادم هستید و تمام نقطه های وجودم را از شمالی ترین و بلند ترین نقطه ام، سرکو ( تج) تاجنوبی ترین  و پایین ترین نقطه ام جیرکو (زینه رو) به خاطر دارید و چه بسا در سراشیبی ها یم  رنج کشیده اید و عرق جبین ریخته اید تا لقمه عیشی برای زنده ماندن خود و خانواده تان  به دست آورید وچند روزی بیشتر در اعماق وجودم جای بگیرید و از گستره جانم رزق و روزی تان را کسب کنید.سحرگاهانم بسیار دیدنی و چشم نواز است، آنگاه که مژگان از دیدگان تان بر می چینید و در افق شرقی ام بر تلألؤ انوار طلایی خورشيد (أفتاو)  خيره مى شويد، جانی تازه می گیرید و برای بیرون کردن احشام تان ( پَس و بِز، وَلَد) از طویله (پاگاه) درنگ نمی کنید، و با عجله ساک مسافرتی (خورجین ) را که توشه سفر یک روزه تان به مزارع و باغات است، بر  پشت سم طلا هایتان می اندازید و با شوق و ذوق هر چه بیشتر به راه می افتید و باهزاران امید و آرزویی که از عمق جانتان نشأت می گیرد، به مقصد تان مزرعه (زمی)  یا باغ ( رَز) می رسید وشروع به کارهای روز مرّه تان که درو کردن علف (واش) یا گندم و جو و... است، می پردازید و برخی اوقات هم برای آرامش روان و اعصابتان نغمه ای سر می دهید یا صدایی آهنگین و زیبا (واوازگ)  از خود به گوش یکدیگر می رسانید و هم نوا با طبیعت (کَفشَن) می شوید، که گویا از مزامیر داوودی ارثی برده اید و با موسیقی طبیعت انس گرفته اید.و هنگام ظهر برای خوردن ناهار و استراحت نمودن، به زیر درخت زالزالک (سیرزَه) می روید و با همسایگان (همساقان)  جمع می شوید و با هزاران شکر خدایی از نعمتش که معجونی از ماست، خیار، آب و نمک ( دارَمَه)  است، با لبخندی ملیح و شیرین تناول می کنید و گاهی هم از فعالیت های همیشگی کشاورزی (کاسیبی) صحبت می کنید و خستگی در می کنید تا انرژی تازه ای به جسم خسته تان که زیر آفتاب سوخته و اندکی خمیدگی برایتان به ارمغان آورده، تزریق نمایید.آری من (کجل)  سراپا گوشم و هوشیار و از باهم بودن شما بسیار خوشحالم و به خود می بالم که فرزندانم و پاره های تنم شعار اتحاد و همبستگی سر می دهند تا با همت و غیرت مردانه شان مرا آباد (اواد)  کنند و زبان (زُو وان) فرهنگ و رسوم دیرینه ام را به نوادگانم که نسل های بعدی هستند برسانند تا خدای نکرده از صحنه روزگار محو  نگردم( گِین نابَشِم).امروز (اَرو وَ) که چشم باز کردم و عینک دور اندیشی بر چشمانم زدم، متوجه گروه ها و کانال های مجازی بی شماری شدم که  بااسمم شعارهای  همدلی و سازندگی  ساخته بودند، گویا جانی تازه (تاجَه) یافتم و نفس عمیقی کشیدم تا آبدیت (بروز) شوم و چشمانم را تیزتر (تیج) نمودم و چند سطری از نوشته های فرزندان دانایم (زانار) خواندم و پی بردم که چقدر برایشان باارزش هستم و با اینکه الآن بر من سکونت نگزیده اند، امّا از مسافت های بسیار دور بر من سلام می فرستند و گرمی سلام شان حرارت و انرژی مثبتی در سلول های بدنم ایجاد می کند و هر روز بهتر از دیروز (اَزیرَ) برای نوادگانم شناخته می شوم و این امر باعث می شود که در روزهای تعطیلی، شلوغ تر باشم، چون صدای گام های فرزندان دیروز و امروزم بیشتر شنیده می شود و می بینم که شوق دیدارشان برای من افزون شده، پس هر روز و همیشه منتظر آمدنتان هستم، لطفا مرا فراموش نکنید که دلم می شکند.آرزومندم با توسعه امکانتم چون آب، گاز، برق، تلفن، فیبر نوری، دکل مخابراتی قوی، اینترنت پر سرعت، سنگ فرش شدن کوچه ها، آسفالت شدن مسیر ارتباطی ام، داشتن درمانگاه مجهز ، برخورداری از نانوایی و ....فرزندانم به آغوشم بازگردند و مرا خوشحال تر نمایند.با آرزوی سلامتی وتندرستی و موفقیت های روز افزون برای فرزندانم. دوستدارتان کجلفرشاد جبروتی ۱۴۰۰/۸/۳</description>
                <category>د. فرشاد جبروتی</category>
                <author>د. فرشاد جبروتی</author>
                <pubDate>Tue, 23 May 2023 18:35:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آسمان اندیشه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_29622249/%D8%A2%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-eiva6ty6f7hu</link>
                <description>زندگی، هنرکده ی شناخت و تغییر است، بنابراین باید با آگاهی و هوشمندانه حقایق را شناخت و آنچه را ناممکن است به ممکن تغییر داد. تصمیم و اراده  دو بال پرواز پرنده ی اندیشه در آسمان خود آگاهی اند که باید با دقت به آنها فرصت شکوفایی بخشید.</description>
                <category>د. فرشاد جبروتی</category>
                <author>د. فرشاد جبروتی</author>
                <pubDate>Sun, 21 May 2023 22:03:10 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>