<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های soheil dourandish langaroodi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_30663297</link>
        <description>English translation student, informal English translator, author, Environmentalist &amp; green sustainable development supporter</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 17:45:19</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1085457/avatar/GZObHB.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>soheil dourandish langaroodi</title>
            <link>https://virgool.io/@m_30663297</link>
        </image>

                    <item>
                <title>پاکستان ، حرکت به سوی برق خورشیدی خصوصی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_30663297/%D9%BE%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%82-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5%DB%8C-ygmjrw2lgvsn</link>
                <description>فشارهای اقتصادی، قبض های نجومی برق و قطعی های گسترده ی بدون برنامه برق شهری قصه ی ناآشنایی برای ایرانیان نیست، همین مورد در همسایگان ما نیز کمابیش مشاهده می شود، در این میان اما مردمی فرودست اما به ستوه آمده از این وضعیت دست به نوعی دگرگونی گسترده اقتصادی زدند.مردم پاکستان از سال 1990 میلادی با مشکلات برق مواجه بودند اما درسالهای اخیر به طور گسترده اقدام به خرید پنل های خورشیدی کردند.پاکستان سال ۲۰۲۴ حدود ۱۷ گیگاوات پنل خورشیدی وارد کرده است؛ رقمی که بیش از ۲ برابر سال گذشته است و این کشور را به سومین واردکننده بزرگ پنل خورشیدی در جهان تبدیل می‌کند.«وقاص موسی»، رئیس انجمن خورشیدی پاکستان و مدیرعامل شرکت Hadron Solar، می‌گوید فراگیری انرژی خورشیدی پاکستان نتیجه عوامل بسیاری است که مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از: 1. کاهش شدید قیمت پنل‌های خورشیدی چینی، هم‌زمان با 2. افزایش نجومی قیمت برق. (منبع کلین پست)از سوی دیگر فعالان اقتصادی و کارخانجات پاکستانی نیز به فکر استفاده از این پنل های خورشیدی ارزان قیمت بجای استفاده از برق گران قیمت شبکه دولتی اسلام آباد افتاده اند طبق گزارشی کارخانه قند پاکستان هدف دارد تا نیروگاه خورشیدی ۲۰۰ کیلوواتی نصب کند (منبع خبرگزاری اقتصادی ایران)این در حالیست که پارلمان پاکستان نیز در 24 بهمن ماه سال 1394 (2015) در اقدامی نمادین از انرژی خورشیدی برای برگزاری جلسات خود استفاده کرد (منبع خبرگزاری جوان)</description>
                <category>soheil dourandish langaroodi</category>
                <author>soheil dourandish langaroodi</author>
                <pubDate>Mon, 21 Jul 2025 00:48:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آماده شدن ایرانیان برای جنگ</title>
                <link>https://virgool.io/@m_30663297/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%86%DA%AF-fymxphwqtbwk</link>
                <description>جنگ هیچگاه امری مورد پسند برای ایرانیان و جهانیان نبوده است اما آنچه ایران سال ۱۴۰۴ برایش آماده می شود چیزی جز جنگ کامل یا جنگ ترکیبی نیست.ایالات متحده آمریکا به رهبری دونالد ج. ترامپ به حاکمیت جمهوری اسلامی فرصت داده است تا یا پای میز مذاکره بر سر تمام آنچه ج.ا آن را «حیثیت حاکمیتی» می‌داند بنشیند یا آماده جنگی ویرانگر بشود که در چهار سناریو مطرح شده است.در یک گزاره «جمهوری اسلامی چند ماه فرصت دارد تا تسلیم شود» چیزی که سیدعلی خامنه‌ای و جناح های سیاسی - نظامی ج.ا به هیچ عنوان نمی‌توانند قبول کنند.ترامپ یک مذاکره غیر مستقیم و ناپایدار و آنچه او حداقلی می‌خواند نمی‌خواهد کاملاً برعکس او قصد دارد یک معامله بزرگ، رسانه‌ای و پایدار داشته باشد که جمهوری اسلامی را یک بار برای همیشه تبدیل به فرزند حرف گوش کن خاورمیانه کند.ما دیدیم که ترامپ با کانادا، پاناما، چین، اروپا و حتی منطقه شمال آفریقا چه برخوردی داشت؛ به آنها گفت یا تجارت مطلوب مدل آمریکایی یا تحریم و این کشورها مدل آمریکایی را انتخاب کردند. این نوع رفتار شاید مورد انتقاد دموکرات‌ها یا دیگر جمهوری‌خواهان باشد اما دقیقا در راستای منافع و سیاست های ایالات متحده است.جمهوری اسلامی و حامیان داخلی آن اعتقاد دارند که می‌توانند در یک درگیری نظامی برای بازه زمانی میان مدت و طولانی در مقابل آمریکایی‌ها دوام بیاورند اما شواهد گویای چیز دیگریست. ایالات متحده به تازگی روابط خود را با انگلستان تحکیم بخشوده و عضو کشورهای مشترک المنافع بریتانیا شده است. مشخصا درگیری نظامی میان آمریکایی‌ها و جمهوری اسلامی بدون دخالت قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی نخواهد بود از سویی تهدیدات چینی‌ها در تایوان برای آمریکایی‌ها حائز اهمیت نیست چون به سادگی می‌توانند از کارت های هنگ کنگ ، ماکائو، تبت و ترکستان شرقی استفاده کنند و روس ها هم که به واسطه جنگ اوکراین از یک قدرت جهانی تبدیل به یک قدرت منطقه ای شده‌اند علاقه ای به گسترش تنش با آمریکای ترامپ ندارند (مخصوصا اینکه درحال مذاکرات تجاری با وی هستند) بنابراین انگلستان ، فرانسه و اعراب در کنار محور آمریکا - اسرائیل آمادگی کامل دارند برای حمله به ایران جمهوری اسلامی که حالا ورق مهم خود یعنی نیابتی ها را نیز از دست داده است.آمریکایی‌ها نمی‌خواهند پای اعراب را در این مسئله به میان بکشند و این دقیقاً همان دلیلی است که ناوهای آمریکایی در خلیج فارس و دریای عمان جولان می‌دهند.ناو هوایی هری‌ ترومن کار حوثی‌ها را یکسره خواهد کرد و ناوهای دریایی حاضر در عمان کار بوشهر و خارک را تمام خواهند کرد. تکنولوژی هوایی و موشکی آمریکایی‌ها حداقل دو نسل از تکنولوژی ایرانی و روس بالاتر است، ما دیدیم در اوکراین سیستم هوایی آمریکا با روس ها چه کرد و حالا همان سناریو در جنوب و مرکز ایران تکرار خواهد شد.در سناریوی جنگ احتمالاً در وهله اول پایگاه‌های موشکی آجا و سپاه سپس سایت‌های هسته‌ای و در آخر پادگان‌های سپاه پاسداران و فراجا مورد حمله قرار خواهند گرفت.سیاست جمهوری اسلامی «نه مذاکره و نه جنگ» بود حالا جهان لیبرال به حاکمیت اسلامیست می‌گوید: «یا جنگ یا مذاکره» ، پاسخ جمهوری اسلامی مذاکره اما به شیوه خود بود چیزی که ویتکاف به آن جواب منفی داد.باور دارم ماه های آتی بسیار حیاتی خواهند بود یعنی از فروردین ماه ۱۴۰۴ تا آذرماه ۱۴۰۴ شاهد وقایع گسترده و دردناکی خواهیم بود. امیدوارم پروردگار حامی ایران و ایرانیان باشد.</description>
                <category>soheil dourandish langaroodi</category>
                <author>soheil dourandish langaroodi</author>
                <pubDate>Mon, 24 Mar 2025 17:46:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>şiir 2</title>
                <link>https://virgool.io/@m_30663297/%C5%9Fiir-2-xvxvuxtc8ph8</link>
                <description>Anne, beni unutYıllardır ölüydümKurşunla idam edilmemin parasını, senin saf vasiyetimde verdin, hatırlıyor musun?Anne, endişelenme, burada özgürümİsmail de buradaSiyavuş da öyleAnne, üzülmeÇünkü biz de üzülmüyoruzBurada hüzün anlamsızAnne, mutlu olHayatımızın ve ölümümüzün bir anlamı vardıGülümsebak bana mutlu ol</description>
                <category>soheil dourandish langaroodi</category>
                <author>soheil dourandish langaroodi</author>
                <pubDate>Wed, 12 Feb 2025 06:19:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>şiir 1</title>
                <link>https://virgool.io/@m_30663297/%C5%9Fiir-1-pjk3c3bhrqel</link>
                <description>Yönetici diyor ki, zirvede duruyoruzYalan söylemiyorRiya ve yıkım zirvelerindeYönetici diyor ki, biz özgürlüğüzAma mahkumları serbest bırakmıyorYönetici diyor ki, ilerledikAma komşum dün hastalıktan öldüYönetici diyor ki, düşman dışarıda Ama ben düşman görmüyorumNerededir bu zirve ki yönetici onun tepe noktasında duruyor?Ben sadece dağ cesedi görüyorumYönetici hala bilmiyorGerçek yönetici Allah’tır</description>
                <category>soheil dourandish langaroodi</category>
                <author>soheil dourandish langaroodi</author>
                <pubDate>Wed, 12 Feb 2025 06:09:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>&quot;بودجه بندی اضطراری&quot; چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_30663297/%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%AC%D9%87-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-ypfqteyixx7d</link>
                <description>صندوق مالی اضطراریصندوق مالی اضطراری برای پوشش دادن هزینه های غیرمنتظره یا اتفاقات خارج از برنامه [ آنچه هزینه های ناگهانی نامیده می شود] ایجاد می شود.این صندوق باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟جدایی از سیستم زندگی روزمره: صندوق مالی اضطراری باید جدا از سیستم زندگی عادی روزانه شما باشد / نباید در هزینه های روزمره از آن استفاده کرد؛ این جدایی به شما کمک می‌کند تا در مواقع اضطراری به راحتی به منابع مالی مورد نیاز دسترسی داشته باشید، بدون اینکه به برنامه‌های روزانه خود آسیب بزنید.شارژ مداوم: صندوق باید همواره شارژ شود / بعد از بار استفاده از صندوق اضطراری باید بلافاصله اقدام به شارژ مجدد نمود؛ یکی از اصول حیاتی در مدیریت صندوق اضطراری این است که پس از هر بار استفاده، بلافاصله اقدام به شارژ مجدد صندوق کنید. به این ترتیب، همواره مطمئن خواهید بود که در مواجهه با بحران‌های بعدی، منابع کافی در اختیار دارید.موجودی کافی: صندوق باید موجودی کافی برای شرایط غیرعادی داشته باشد / بین 3 تا 6 ماه هزینه زندگی باید در صندوق موجود باشد؛ این بازه زمانی به شما فرصت می‌دهد تا در صورت وقوع یک بحران بزرگ مانند از دست دادن شغل، بدون دغدغه مالی به دنبال راه‌حلی بلندمدت بگردید.دسترسی سریع: صندوق اضطراری باید در هر لحظه و به سرعت قابل دسترسی باشد. این بدان معناست که منابع مالی شما باید به شکلی باشد که در صورت بروز یک موقعیت اورژانسی، بدون تأخیر قابل استفاده باشند. مثلاً اگر نیاز به جراحی فوری یکی از اعضای خانواده پیش بیاید، باید بتوانید به سرعت از صندوق خود استفاده کنید.&quot;زندگی سراسر اتفاقات پیش بینی نشده و خارج از کنترل است؛ بنابراین داشتن پس انداز اضطراری نیاز مبرم هر فرد می باشد.&quot;سوالاتی که هر فرد باید از خود بپرسد بدین شرح است:آیا وضعیت همیشه به همین منوال خواهد بود؟- قطعا خیر. چه مقدار پول برای پس انداز کافی است؟ - حداقل پس انداز برای پوشش مخارج 6 ماه است.گرفتن وام های ریالی با توجه به تورم در ایران آیا اقدام درستی می باشد؟- بله؛ به شرطی که این سرمایه ریالی &quot;تبدیل&quot; شود؛ یعنی آن را تبدیل به ملک (ولو زمین های کوچک روستایی)، ارزهای خارجی (مانند دلار یا یورو)، طلا، اوراق بهادار و کالاهای با ارزش کنید.برای بودجه بندی درست و ایجاد صندوق اضطراری باید به چه نکاتی توجه کنیم؟1. اختصاص دادن یا ایجاد حساب بانکی جداگانه به صندوق اضطراری2. تقویت عادت به پس انداز در خود 3. گسترش روش های درآمدزایی 4. تبدیل روند پس انداز به یک سرگرمی هیجان انگیز 5. وفادار ماندن به عهد درونی و عدم برداشت غیرضروری از صندوق 6. بررسی مداوم موجودی حساب صندوق تأثیر صندوق اضطراری بر سلامت روانکاهش اضطراب و استرس مالی: یکی از بزرگ‌ترین عوامل اضطراب و استرس در زندگی بسیاری از افراد، نگرانی‌های مالی است. هنگامی که فرد مطمئن است که برای مواجهه با هزینه‌های غیرمنتظره پس‌اندازی دارد، این اضطراب‌ها به طور قابل توجهی کاهش می‌یابد. به عبارت دیگر، صندوق اضطراری به شما اجازه می‌دهد با آرامش بیشتری به زندگی روزمره خود ادامه دهید، زیرا می‌دانید که در صورت بروز بحران مالی، منابع لازم برای مقابله با آن را دارید.افزایش احساس امنیت و کنترل: داشتن یک صندوق اضطراری باعث می‌شود که افراد احساس کنند کنترل بیشتری بر روی وضعیت مالی خود دارند. این حس کنترل و امنیت در شرایطی که زندگی پر از عدم قطعیت‌ها و وقایع غیرمنتظره است، می‌تواند باعث تقویت اعتماد به نفس و بهبود سلامت روان شود. افراد احساس می‌کنند که در مواجهه با مشکلات مالی تنها نیستند و برنامه‌ای برای مقابله با آن‌ها دارند.جلوگیری از تصمیم‌گیری‌های عجولانه و پر استرس: در مواقع بحرانی، نبود یک صندوق اضطراری ممکن است فرد را به سمت تصمیم‌گیری‌های عجولانه و پر استرس مانند گرفتن وام با بهره بالا یا فروش دارایی‌ها در شرایط نامساعد سوق دهد. این تصمیمات نه تنها مشکلات مالی را بیشتر می‌کنند، بلکه فشار روانی بیشتری را نیز به همراه دارند. با داشتن صندوق اضطراری، فرد می‌تواند تصمیمات بهتری بگیرد و از پیامدهای منفی این گونه تصمیمات اجتناب کند.حفظ روابط اجتماعی و خانوادگی: مسائل مالی می‌توانند به شدت بر روابط خانوادگی و اجتماعی تأثیر بگذارند. نگرانی‌های مالی مداوم ممکن است باعث ایجاد تنش و اختلاف در روابط شود. داشتن یک صندوق اضطراری به کاهش این تنش‌ها کمک می‌کند، زیرا مشکلات مالی به سرعت و بدون نیاز به دخالت دیگران حل می‌شوند. این امر باعث می‌شود که روابط اجتماعی و خانوادگی سالم‌تر و پایدارتر باقی بمانند.تسهیل تمرکز بر اهداف بلندمدت: زمانی که افراد نگرانی کمتری درباره مسائل مالی روزمره دارند، می‌توانند با آرامش بیشتری بر روی اهداف بلندمدت خود مانند تحصیل، شغل، یا سرمایه‌گذاری تمرکز کنند. این تمرکز و آرامش ذهنی می‌تواند به بهبود عملکرد فرد در جنبه‌های مختلف زندگی و افزایش رضایت کلی از زندگی منجر شود.</description>
                <category>soheil dourandish langaroodi</category>
                <author>soheil dourandish langaroodi</author>
                <pubDate>Sat, 31 Aug 2024 01:32:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رکود تورمی در ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@m_30663297/%D8%B1%DA%A9%D9%88%D8%AF-%D8%AA%D9%88%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-ejke1oh1zfgd</link>
                <description>رکود تورمی (Stagflation) وضعیتی اقتصادی ست که در آن ترکیبی از رکود اقتصادی و تورم بالا وجود دارد.ولی اول بیاید اطلاعاتی از هر یک از این موارد کسب کنیم: 1. رکود اقتصادی : رکود اقتصادی دوره‌ای از کاهش فعالیت‌های اقتصادی در یک کشور یا منطقه است؛ در این دوره، تولید کالاها و عرضه خدمات کمتر می‌شود، شرکت‌ها سود کمتری کسب می کنند، درآمد مردم جامعه کاهش می‌یابد و نرخ بیکاری افزایش پیدا می‌کند. بنابراین &quot;رکود اقتصادی&quot; به شرایطی گفته می شود که رشد اقتصادی درحال کاهش و زیر 1 درصد در سال است (در شرایط رکود اقتصادی بسیاری از افراد شغلشان را از دست می‌دهند یا درآمدشان کاهش می‌یابد).شرایط رکودی عموما اثر خود را به شکل زیر نشان می دهد:تولید رونق نداشته و بسیاری از آنها ورشکست شده اند.مالکان صنایع تولیدی در پرداخت وام های اخذ شده مشکل دارند.شرکت ها توان پرداخت حقوق کارکنان خود را ندارند.خود دولت نیز به یک بدهکار تبدیل می شود که این مورد می تواند عمق رکود را بیشتر نماید.   مثال تاریخی برای رکود اقتصادی:دهه 1970 میلادی: یکی از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌های رکود تورمی در تاریخ معاصر در دهه 1970 میلادی رخ داد، زمانی که افزایش قیمت  نفت به رکود اقتصادی و تورم بالا در کشورهای توسعه‌یافته منجر شد. در این دوره، کشورهای مختلف با افزایش قیمت‌ها و کاهش تولید روبه‌رو شدند که مشکلات اقتصادی و اجتماعی زیادی ایجاد کرد.2. تورم : تورم به افزایش مداوم قیمت کالاها و خدمات  اشاره دارد؛ وقتی قیمت‌ها به طور کلی افزایش پیدا می‌کنند و ارزش پول کاهش می‌یابد، می‌گوییم &quot;تورم&quot; رخ داده است.برای محاسبه تورم، کالاهای مختلف را انتخاب می نمایند و در هرکدام تغییر قیمت  را محاسبه و در نهایت متوسط تمامی تغییرات قیمتی را بعنوان نرخ تورم اعلام می کنند.تورم نشانه ثبات و یا عدم ثبات اقتصادی در هر کشور است؛ تقریبا تمام کشورهای دنیا به جز تعداد کمی از آنها، تورم تک رقمی (یعنی زیر 10 درصد) دارند. عدم توجه به تورم می تواند، سرمایه گذاری ما را ناموفق کند و حتی محاسبات سود ناشی از فعالیت اقتصادی ما را تحت تاثیر قرار می دهد.ما زمانی میتوانیم بگوییم سود کرده ایم که سود حاصله از نرخ تورم بیشتر باشد.مفهوم رکود تورمی&quot;رکود تورمی&quot; به زبان ساده یعنی رکود حاکم بر اقتصاد جامعه که با افزایش  قیمت ها همراه باشد.زمانیکه کسادی در بازار وجود دارد به دلیل فروش نرفتن کالاها، فروشندگان ترجیح می دهند قیمت کالاهای خود را افزایش ندهند تا &quot;فروش حداقلی&quot; داشته باشند ، اما به ندرت شرایطی به وجود می آید که هم کالاها فروخته نمی شوند و هم قیمت محصولی که فروش کمی دارند افزایش می یابد.در این بازه زمانی به دلیل منفی بودن رشد، درآمد کل کشور کاهش می یابد و عموم مردم به سختی امرار معاش می کنند.سرمایه گذاری در دوران رکود تورمی با ریسک عدم سودآوری همراه است و اصطلاحا همه چیز &quot;قفل&quot; می شود.تاریخچه رکود تورمی زمانی تصور می‌شد که رکود تورمی غیر ممکن است تئوری‌های اقتصادی‌ای که پایه محافل سیاسی و آکادمیک در قرن بیستم بوده‌اند مدل‌های خود را بر اساس رکود تورمی مطرح کردند .به ویژه تئوری اقتصادی منحنی فیلیپس که بر اساس اقتصاد کینزی  توسعه یافته یاست اقتصاد کلان را به صورت یک رابطه جایگزینی بین تورم و بیکاری به تصویر می‌کشد اقتصاددانان در نتیجه رکود کلان و استیلای اقتصاد کینزی به خطرات تورم بیشتر توجه نمودند و این موضوع را مطرح کردند که بیشتر سیاست‌ها به گونه‌ای طراحی شده تا روند بیکاری  ناشی از کاهش یابد . در عین حال سیاست‌هایی طراحی شود که  بیکاری  ناشی از تورم کاهش یابد. گسترش رکود تورمی در کشورهای کمتر توسعه یافته در قرن بیستم نشان داده است که این موضوع مصداق ندارد. از آن زمان ثابت شده که تورم حتی در دوران رشد اقتصادی منفی یا رشد اقتصادی کند نیز می‌تواند به صورت پایدار باشد در ۵۰ سال گذشته رکود اعلام شده در آمریکا حاکی از افزایش سالانه در سطوح قیمت مصرفی به طور پیوسته بوده است دلایل رکود تورمی اقتصاددانان وافق نظر واقعی درباره علل رکود تورمی ندارند آنان چندین مبحث را برای توضیح بروز این موضوع مطرح کردند هرچند زمانی این توضیحات غیر ممکن تصور می‌شد زمانی که هزینه‌های حمل و نقل افزایش یافت تولید محصولات و انتقال آنها به مغازه‌ها پرهزینه‌تر شد قیمت‌ها حتی برای افرادی که شغل خود را از دست داده بودند افزایش چشم گیر داشت . سیاست‌های اقتصادی ضعیف و نقش آن در رکود تورمیتئوری دیگر درباره تاثیر تورم و رکود مربوط به تاثیر سیاست اقتصادی ضعیف است  زمانی که بازار دچار بی‌نظمی شدیدی باشد نیروی کار و کالاها در یک محیط تورمی باشند این موضوع می‌تواند دلیل احتمالی رکود تورمی تلقی شود برخی به سیاست‌های رئیس جمهور سابق آمریکا ریچارد نیکسون اشاره داشته‌اند که کشور آمریکا همانطور که می‌دانیم در دهه در سال ۱۹۷۰ با رکود مواجه بود این موضوع شاخص احتمالی دوره‌های بعدی رکود تورمی در آمریکا تلقی می‌شود نیکسون برای واردات مالیات اعمال نمود دستمزدها و قیمت‌ها را برای ۹۰ روز فریز کرد و تلاش کرد تا مانع از افزایش قیمت‌ها شود اما زمانی که کنترل‌ها برداشته شد قیمت‌ها با سرعت افزایش یافت و این موضوع منجر به هرج و مرج اقتصادی گردید مثال رکود تورمی دهه ۱۹۷۰ شاید نتواند به وضوح افزایش قیمت‌ها و بیکاری که در دوره‌های بعد اتفاق افتاد را توضیح دهد. نقش کاهش استاندارد طلا در رکود تورمی در برخی از تئوری‌ها به عوامل مالی که نقش عمده‌ای در رکود تورمی دارند اشاره شده است نیکسون به طور غیر مستقیم استاندارد طلا را از بین برد و سیستم برتون وودز را به ارمغان آورد تا نرخ تبادل ارز را کنترل کند. این تصمیم گیری نیکسون باعث شد که پشتوانه ارز برای کالاها از بین برود و دلار آمریکا و سایر ارزهای دنیا را در یک حالت دستوری قرار داد نتیجه این موضوع محدودیت‌های عملی بیشتر بر افزایش پول و بی‌ارزش شدن ارز بود.رکود تورمی در برابر رکود اقتصادیما از دهه ۱۹۷۰ به طور مداوم شاهد دوره‌های رکود اقتصادی  تورم پایدار در اقتصاد جهانی بوده‌ایم.حتی پیش از دهه ۱۹۷۰ نیز برخی از اقتصاددان‌ها از مفهوم رابطه ثابت بین تورم و بیکاری انتقاد کردند آنها چنین استدلال می‌کنند که مصرف کنندگان و تولید کنندگان رفتار اقتصادی خود را به گونه‌ای تنظیم می‌کنند تا سطح قیمت را در واکنش به تغییرات سیاست پولی افزایش دهند.در نتیجه افزایش قیمت در واکنش به سیاست پولی انبساطی بدون اهش بیکاری ایجاد خواهد شد در عین حال نرخ بیکاری  بر اساس شوک اقتصادی وارد شده به اقتصاد ا کاهش یا افزایش می‌یابد. این بدان معناست که تلاش برای شکوفایی اقتصاد طی دوران رکود می‌تواند صرفاً منجر به افزایش قیمت‌ها شود بدون آنکه رشد اقتصادی واقعی را در پی داشته باشد.به طور کلی رکود تورمی زمانی ایجاد می‌شود که یک شوک در عرضه ایجاد گردد این موضوع یک رویداد غیر منتظره است از جمله ماجرای اختلال در عرضه نفت یا کمبود اقلام ضروری که به طور نمونه در پاندمی کرونا اتفاق افتاد.رکود تورمی در ایران ایران سالهای اخیر (از 1386 تا کنون) نمونه زنده آنچه می باشد که Stagflation می تواند برسر یک سرزمین بیاورد، به گونه ای که مقامات حاکمیتی ایران نیز به این مسئله اقرار نموده اند.رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی آذربایجان شرقی: تورم و رکود مشکلات ساختاری اقتصاد ایران هستند، در واقع اقتصاد ایران مبتلا به رکود تورمی است. </description>
                <category>soheil dourandish langaroodi</category>
                <author>soheil dourandish langaroodi</author>
                <pubDate>Fri, 23 Aug 2024 16:40:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اولویت های ملی جوانان ایرانی چیست و چه باید انجام شود؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_30663297/%D8%A7%D9%88%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D9%88%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA-1-ykm2dc8qims6</link>
                <description>وقتی ما از اولویت های ملی یا National Priorities در ایران صحبت می کنیم متاسفانه دچار یک دوآلیسم می شویم چراکه اولویت های ملی نسل جوان ترقی خواه و نواندیش (نسل Z) با اولویت های ملی-مذهبی(شیعی) ج.ا و نسل پیر حامی آن کاملا متفاوت است.در اولویت های ملی نسل جدید شاید حرفی از ظلمی روا داشته شده به مسلمانان روهنگیا که فاقد ریشه فرهنگی- دینی خاص با ایرانیان و مردمان خاورمیانه اند نباشد اما در اولویت های ج.ا این مسئله وجود دارد، در اولویت های ملی نسل جدید شاید سوگند به کتاب آسمانی برای استاندار/شهردار شدن در استان ها/شهرها فاقد ارزش بوده و زیاد مسئله حیاتی نباشد ولی برای علمای مسلمان سنی و شیعه که پشتوانه های دینی ج.ا هستند این مسئله حائز اهمیت است، در اولویت بندی ملی نسل جدید محیط زیست و اینترنت حرف اول را می زنند اما نهادهای امنیتی ج.ا نگاه مثبتی به فعالان محیط زیست و دیجیتال ندارند، نسل جدید به دیپلماسی فعال نظامی و داشتن یک آرتش ملی گرای قوی بیشتر از  دیپلماسی نظامی نیابتی باور دارد، در اولویت بندی ملی این نسل حرفی از &quot;دین و لزوم وجود آن در دولت مرکزی و محلی ایران&quot; به چشم نمیخورد اما ج.ا نگران نفوذ افراد به گمان خود &quot;غیرمذهبی&quot; به سطوح فرمانداری ها، وزارتخانه ها، بخشداری ها و شهرداری هاست؛ بنابراین ما در ایران دو جناح بندی فکری داریم: حاکمیت و نسل جدید (نسل Z)داشتن صنایع پویای استراتژیک و منتخب(آنانیکه در توان سرزمینی ماست)،داینامیک بود عمران شهری و روستایی، حرکت به سوی کشاورزی متمرکز و فرامدرن ماشینی، تجارت با دولت های لیبرال مانند لیتوانی، ژاپن و اتریش، وجود آزادی های فردی متمایز با معیارهای اسلام شیعی مدنظر حاکمیت در جامعه و .. قطعا از اولویت های جمهوری اسلامی نیستند اما شاید در صف آنچیزهایی که نسل جوان و مدرن ایران میخواهد باشند. بعنوان یک جوان ایرانی آنچه برای من اهمیت دارد به شرح زیر است:حرکت به سمت تمرکز زدایی (در بخش اقتصادی-اجتماعی) اصلاح وضعیت نیروهای نظامی (که به معنای واقعی کلمه فاجعه است) و خرید تسلیحات نوین غربی و شرقی (از جمله در بخش ستون زرهی و هوابردها) بصورت قانونی و هویدا (برای مثال تانک های کره ای، هواگردهای آمریکایی و جنگنده های چینی، روسی و فرانسوی)ایجاد یک سیستم اقتصادی شبه صنعتی و شبه کشاورزی نوین (در ادامه دلیل اینکه باور دارم ایران باید هم بخش کشاورزی خود را سیو کند و هم بخش صنعتی را متذکر خواهم شد) تغییر قانون اساسی و ساختار سیاسی با استفاده از رفراندوم در تمامی بندها (من به مانند اصلاح طلبان یا اصولگرایان باور به این ندارم که با اضافه کردن یا کم کردن یک یا دو تبصره می توان تمامی مشکلات حقوقی موجود در قانون اساسی را تغییر بدهیم بلکه تمامی بندها باید بازنگری و تعویض [بازنویسی] ) شوندرسیدگی به وضعیت سیاسی-اجتماعی اقوامی که ریشه های مشترک با ایرانیان دارند (برای مثال: تالشان آذربایجان،کردهای عراق و ترکیه، بلوچان پاکستان، ترکان اویغور چین، مسلمانان چچن ایچرکا در روسیه، پارسیان زرتشتی هند و ...)ایجاد زمینه های مناسب برای یک جامعه سکولار و یک حکومت لائیک که در آن اصل تفکیک قوا و تضعیف قوا در صورت نیاز به دست قانون اساسی وجود داشته باشد یا بسان آنچه مصطفی آتاتورک در ترکیه انجام داد خلافت اسلامی (شیعی/سنی) را از حاکمیت ملی جدا کرد1) تمرکززدایی:به معنای برقراری ارتباط بدون وجود مرکزیت خاص است. در حالت غیرمتمرکز، برای برقراری ارتباط و انجام یک هدف، مجموعه درگیر به‌طور مستقیم با یکدیگر تعامل می‌کنند و واسطه یا نهاد مرکزی در بین مسیر قرار ندارند.ما انواع تمرکز زدایی داریم عزیزان که شامل موارد زیر است:1. تمرکز زدایی سیاسی (به انگلیسی Political Decentralization)2. تمرکز زدایی اداری (به انگلیسی Administrative Decentralization)3. تمرکز زدایی مالی (به انگلیسی Fiscal Decentralization)4. تمرکز زدایی اقتصادی (به انگلیسی Economic or Market Decentralization)اما در این قسمت نمیخوام به تمرکز زدایی بپردازم بلکه قصد دارم ابتدا سراغ ساختار نظامی امنیتی ایران برم2) اصلاح ساختار نظامی: انحلال آرتش، بسیج و سپاه پاسداران و تشکیل یک آرتش ایرانی غیرایدئولوژیک مدرن که هم توان انجام عملیات های نامنظم (آنچه اکنون سپاه قدس بدان مشغول است) را داشته باشد و هم از نظر تعداد تیپ های منظم کلاسیک حرفی برای گفتن در خاورمیانه قرن 21 (که ترکیه و مصر به ترتیب بزرگترین ارتش های آن را دارند) داشته باشد.این مسئله  امری لازم و ضروریست که باید انجام شود؛ خطاب به فرماندهان سیاسی-نظامی ایران باید گفت که آقایان شما باید برای تقویت پایه های نظامی دست به تغییرات بنیادین در چینش بزنید یا باید انتظار ریزش های گسترده و هرج و مرج در تمامی بخش ها را بکشید، این حرف من یک تهدید نیست یک هشدار است.من دارم به امیران و افسران حقیقتی را می گویم که خودشان بهتر از من آن را می دانند اما دوست ندارند باورش کنند؛ حقیقت اینکه با تانک های چیفتن و T-70 و کرار نمیتوان به جنگ مرکاوا و آبرامز رفت ما به سلاح های مدرن و در ابعاد انبوه نیازمندیم. همچنین این انشعاب در نیروهای نظامی کشور را ضعیف کرده، از یکسو اقتصاد ایران را درگیر بنگاه های خصولتی نزدیک به ارگان های نظامی-امنیتی ساخته و از سوی دیگر در سیستم نبرد این عدم هماهنگی نظامی هربار تلفات سنگینی به نیروها چه در داخل و چه در خارج مرزها وارد می سازد (بماند که ماجراجویی های غیرضروری خارجی و عدم تعامل داخلی با نیروهای مخالف مسلح به این تلفات افزوده). بی پرده می گویم که راه باریک مدرنیزاسیون آرتش از یکپارچه سازی نیروهای نظامی - امنیتی می گذرد و بس! هرآنچه غیر از این بعنوان دلایل عدم پیشرفت نظامی به یکدیگر میگوییم چیزی جز بهانه های عبث نیست.برای نشان دادن نسخه های موفق تاریخی مدرن سازی آرتش ها در طول تاریخ می توان به روند تبدیل امپراتوری آلمان به یک ابرقدرت نظامی اشاره کرد. امپراتوری آلمان متشکل از ۲۷ ایالت بود که بیشتر آن‌ها توسط دودمان‌های سلطنتی اداره می‌شدند. چهار پادشاهی، شش دوک نشین بزرگ، پنج دوک‌نشین کوچک، هفت شاهزاده‌نشین، سه شهر آزاد از اتحادیه هانزا و یک قلمروی شاهی، این ایالت‌ها را تشکیل می‌دادند.بررسی تاریخ نظامی آلمان، بیسمارک:لتون فون بیسمارک - صدراعظم آهنین آلمانآنچه بیسمارک انجام داد صرفا ایجاد وحدت سرزمینی از طریق لشکرکشی های مداوم نبود، وی اندیشه &quot;ژرمن&quot; را که در ژن، خون و رگان آلمانی زبان ها به حالت خفته بود بیدار کرد؛ روند این بیداری ابتدا با پیروزی بر دانمارک در 1864 سپس بر امپراتوری اتریش در 1866 و در نهایت بر امپراتوری فرانسه در 1871 تکمیل گردید.بیسمارک با جلب نظر انگلیسی ها که از عملکرد فرانسوی ها در طول جنگ ائتلاف اروپایی علیه مکزیک (1868-1862) ناراضی بودند و ایتالیایی ها که از حمایت ناپلئون سوم از کاتولیک ها و دخالتش در امورداخله کشورشان به ستوه آمده بودند، توانست امپراتوری فرانسه را به انزوا بکشاند و در نهایت آن را به گونه ای درهم بشکند که فرانسوی ها سیستم امپراتوری را کنار گذاشته و به سراغ برپایی جمهوری بروند.سیستم سیاسی او بر پایه دوری از تنش با روس ها بعنوان خطر شرقی و انگلیسی ها بعنوان قدرت دریاها، منزوی سازی فرانسه بعنوان خطر اصلی، محوریت آلمان بعنوان دولت مرکزی اروپا و تجارت فعالانه با تمامی ملت های اروپایی استوار بود؛ وی گرچه اصلاحات سوسیالیستی را در 1878 برای کاهش قدرت کلیسا کلید زد اما خود را وابسته به هیچ جناح سیاسی نمی دانست و همواره مرام سیاسی خود را &quot;خادم ملت ژرمن بودن&quot; معرفی می کرد. ببینید اینجا اولین مورد اختلاف پیش میاد:ما ایرانیان در میان سرداران سپاه پاسداران، امیران ارتش ج.ا و افسران اطلاعاتی، فردی را نداریم که خود را &quot;خادم مردمان ایرانی تبار&quot; بداند بلکه ایشان خود را &quot;خادم امت مسلمان (ترجیحا امت شیعی)&quot; می دانند. مفهوم مردمان ایرانی تبار: مردمانی که از نظر ژنتیکی نیای ایرانی دارند و به خانواده زبان های ایرانی (مثل بلوچی، اوستایی، اردو، تاجیکی و کوردی)  سخن می گویند.از دید امیران ارتش مسائل ملی مانند موضوع بلوچان ایرانی تبار پاکستان (اکثرا سنی) اهمیتی ندارد اما به مسلمانان روهینگیا در میانمار اهمیت نشان داده می شود، از قیام ملت مسلمان چچن حمایت نمیشه اما از قیام مسیحیان فلسطین حمایت کامل می شود! خب این مسئله خیلی حیاتیست؛ سرزمین ما ایران در قرن 21 هنوز یک &quot;بیسمارک&quot; در میان نیروهای نظامی-اطلاعاتی خود ندارد. تمام فرماندهان ارشد پساانقلاب 57 در ایران، از چمران گرفته تا صیاد شیرازی، هیچکدام مسئله &quot;خون و تبار&quot; براشون اهمیت نداشت در بهترین حالت میشه به متوسلیان اشاره کرد که در همان ابتدا توسط فالانژهای لبنان  دستگیر و بعدا مفقود الاثر شد (وی به احتمال زیاد کشته یا به اسرائیلی ها تحویل داده شده است).در وضعیت کنونی امیران سپاه پاسداران بیشتر به دنبال این هستند تا مجموعه اقتصادی &quot;خاتم الانبیا&quot; و مجموعه سیاسی-فرهنگی &quot;موج&quot; رو تثبیت کنند، خبری از توسعه نظامی نیست! تمرکزی در میان &quot;پیرمردها&quot; وجود ندارد، درخواستی برای دریافت سلاح های جدید خارجی با ارزش ثبت نمی شود و بدتر از همه &quot;پیرمردها&quot; با دو خائن همیشگی قرارداد خرید تسلیحات بسته اند.روسیه به تازگی قرارداد خرید سوخو ایران رو بلافاصله بعد از دخالت اسرائیل ملغی کرده و چین از تحویل تانک به ایران خودداری می کند، در چنین شرایطی چه لزومی دارد مدام وزیر دفاع کشور با همتایان روس و چینی دیدار داشته باشد وقتی جایگزین هایی مثل ایتالیا، فرانسه، ترکیه و هند موجود هستند؟نتیجه گیری: به &quot;یک&quot; ارتش متحد، ایرانی مسلک، مجهز به تسلیحات نوین نیاز داریم که درعین حال هم توانایی عملیات نظامی کلاسیک داشته باشد و هم توانایی عملیات های نامنظم در ابعاد گسترده در سراسر جهان را دارا باشد به &quot;بیسمارک&quot; نیاز داریم به یک &quot;مانیفیست&quot; غیردینی، غیر ایدئولوژیک و حرفه ای نیاز داریمبه مقبولیت جهانی برای انجام عملیات های ویژه نظامی در سطح جهانی نیازمندیم و  این امر تنها با دیپلماسی درست امکان پذیر است من باور دارم سرزمین ایران ابهت تهاجمی دهه 40 الی 50 و حتی شکوه تدافعی دهه 60 خود را در بخش نظامی بطور کامل از دست داده است.عملیات های موفق اپوزیسیون های محلی در استان های مرزی ایران {بسان جیش العدل، پژاک و سرمچاران بلوچ}سلاخی شدن فرماندهان سپاه قدس در سوریه و لبنان {که نمونه آخر آن کشته شدن 7 عضو ارشد سپاه پاسداران در کنسولگری می باشد}ترور افسران رده متوسط و پایین استخبارات توسط نیروهای برانداز در کلانشهرها {که اغلب با سلاح های سرد انجام می شود}ریزش در میان بدنه سپاه پاسداران بواسطه اوج گرفتن اعتراضات مردمیتروریستی اعلام شدن سپاه از سوی ایالات متحده امریکافعال شدن شاخه های نظامی براندازان از گروهک های سلطنت طلب گرفته تا چپ گراهاحملات هوایی و اطلاعاتی اسرائیل در داخل خاک ایران همگی نشانه هایی از زخم های عمیقی که بر پیکر بخش نظامی - امنیتی ج.ا خورده است؛ زخم هایی که با توجه به شواهد حالا حالاها قابل درمان نیست و روز به روز بر تعدادشان افزوده می شود.برنامه خرید اس - 400 و سوخو 35 ایده ی بدی برای آپدیت کردن توان پدافندی و ناوگان هوایی نیست اما معامله بر سر تجهیز کامل ارتش با تجهیزات روس ها؟بنظر می رسد امیران آجا و سرداران سپاه همچنان در خواب خرگوشی به سر می برند و متوجه خطر تهاجم نظامی محور اسرائیل/اروپا/آمریکا نیستند ؛ مخصوصا آنکه حالا کانادا ، فرانسه و آلمان نیز بواسطه جنگ اوکراین و سرنگونی هواپیمای اوکراینی به نظام جمهوری اسلامی به شکل یک خطر فعال (کاملا فعال نه صرفا بالقوه) می نگرند.تمام نشانه ها خبر از یک درگیری میان مدت یا طولانی مدت نظامی علیه منافع جمهوری اسلامی در خارج و داخل مرزهای ایران می دهد.بنابراین اجازه دهید در یک جمع بندی برای بخش اول بگوئیم که ایران به این موارد زیر نیاز دارد:حذف ایدئولوژی دینی از سیاست: این یعنی جایگزینی حکومت دینی با یک نظام جمهوری، مشروطه یا دموکراتیک که قوانین بر اساس اصول حقوق بشر و آزادی‌های فردی باشد. ایجاد قانون اساسی جدید: قانونی که حقوق فردی، برابری جنسیتی، آزادی بیان، و جدایی دین از سیاست را تضمین کند.نظام غیرایدئولوژیک: نیروهای نظامی و امنیتی نباید در سیاست دخالت کنند، بلکه باید تحت نظر دولت منتخب عمل کنند.آموزش سکولار: حذف آموزش‌های مذهبی از نظام آموزشی و جایگزینی آنها با علوم انسانی مدرن، فلسفه، حقوق و آزادی‌های مدنی. آزادی رسانه‌ها: حذف سانسور، تضمین آزادی بیان و ایجاد رسانه‌های مستقل برای ترویج اندیشه‌های مدرن و سکولار. برابری حقوقی: حذف تمام قوانین تبعیض‌آمیز (در مورد زنان، اقلیت‌های مذهبی و قومی).خصوصی‌سازی و کاهش فساد: قطع وابستگی نهادهای مذهبی به اقتصاد و ایجاد بازار آزاد رقابتی. حذف امتیازات ویژه نهادهای مذهبی: مانند وقف‌های گسترده، بنیادها و بودجه‌های خاص مذهبی. تنوع اقتصادی: کاهش وابستگی به نفت، توسعه فناوری، سرمایه‌گذاری خارجی، و ایجاد بسترهای اقتصادی پایدار. دموکراسی‌سازی: ایجاد نهادهای دموکراتیک، تشویق به احزاب مستقل، انتخابات آزاد، و نقش‌آفرینی مردم در حکومت. حقوق بشر: امضای تمام کنوانسیون‌های بین‌المللی مربوط به حقوق بشر و آزادی‌های اساسی. دیپلماسی فعال: کاهش تنش‌های بین‌المللی و توسعه روابط خارجی بر اساس منافع ملی، نه ایدئولوژی. مهاجرت معکوس: ایجاد زمینه‌هایی برای بازگشت ایرانیان متخصص که به دلیل حکومت دینی از کشور خارج شده‌اند. استفاده از تجربه کشورهای موفق: مانند ترکیه (دوران آتاتورک)، کره جنوبی، تایوان، و سنگاپور. حمایت از جنبش‌های مدنی: تشویق و حمایت از فعالان مدنی، رسانه‌های آزاد، و نخبگان فکری.</description>
                <category>soheil dourandish langaroodi</category>
                <author>soheil dourandish langaroodi</author>
                <pubDate>Thu, 16 Nov 2023 14:12:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاریخچه خون و خونریزی در ایران معاصر</title>
                <link>https://virgool.io/@m_30663297/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%D8%AE%D9%88%D9%86-%D9%88-%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-vbmrhdvxxxpf</link>
                <description>ایران در صدسال اخیر شاهد دو انقلاب بزرگ (انقلاب مشروطه / انقلاب بهمن 1357)، دو کودتای سیاسی(کودتای رضاشاه و کودتای آمریکایی 28 مرداد 1332)، یک کودتای اقتصادی(از 1382 تا 1384)، چندین انقلاب فرهنگی (انقلاب تکنولوژی، انقلاب ادبی معاصر و..) و ده ها شورش و قیام(اعتراضات  1396 تا 1401) بوده است؛ اما آنچه دهه 90 هجری شمسی را با دیگر دهه های پسا انقلاب 1357 متمایز می کند روند حرکت سیاسی - اجتماعی ایرانیان می باشد.ایرانیان دقیقا چه می خواهند؟این سوالی بود که میشل فوکو اندیشمند غربی منتقد کمونیسم (حداقل منتقد کمونیسم فرانسوی) تلاش کرد تا در دو مقطع زمانی (25 شهریور تا 2 مهر 57 و 18 تا 24 آبان 57)، در سفر خود به ایران پاسخ دهد (بعدا از با مصاحبه او کتابی چاپ شد با نام &quot;ایرانیان چه رویایی در سر دارند&quot; که پیشنهاد میکنم برای درک نوع دید خارجی ها از انقلاب 1357 بخوانیدش)، او پاسخ را اینگونه یافت:&quot;ایرانیان با قیام‌شان به خود گفتند: «ما به‌طور قطع باید این رژیم را تغییر دهیم و از دست این آدم خلاص شویم، باید کارکنان فاسد را تغییر دهیم، ما باید همه چیز را در کشور اعم از تشکیلات سیاسی نظام اقتصادی و سیاست‌خارجی تغییر دهیم اما به‌ویژه باید خودمان را تغییر دهیم؛ باید شیوه بودن‌مان و رابطه‌مان با دیگران، با ابدیت، با خدا و غیره کاملا تغییر کند و تنها در‌صورت این تغییر ریشه‌ای در تجربه‌مان است که انقلاب‌مان، انقلابی واقعی خواهد بود.»&quot;&quot;آنان با استفاده از «باور ملی» و «مذهب»، قیام کردند تا &quot;حق سلب پادشاه&quot; را بدست آورند، ایرانیان باور داشتند تا با ساقط کردن یک دیکتاتور و برپایی نوعی حکومت دینی می توانند به آرمانشهر اسلامی - شیعی خود دست یابند، به آرمانشهری پیشرفته، مقتدر و الهی.اما برای بهتر فهمیدن این تاریخچه ی پر از خون باید فلش بک بزنیم به گذشته:* کودتای 28 مرداد :در 28 مرداد 1332 مردم حامی دولت دموکراتیک و نیمچه سکولار ایران مصدق در مخالفت با نیروهای کودتا به خیابان آمدند در پاسخ آرتش شاهنشاهی به رگبار بستن مخالفان کودتا و شلیک توپ تانک ها به میان جمعیت بود. صحنه ای آشنا و روزمره در خاورمیانه اما آن زمان هم مثل حالا جوانان تسلیم نشدند، با وجود تلفات بالا مردم همچنان از مصدق حمایت می کردند و خیابان را خالی نکردند تا سرآخر خود مصدق برای جلوگیری از خونریزی بیشتر دستور عقب نشینی حامیانش را داد.ارتش کودتا با بیش 20 تانک بازهم نتوانسته بود حریف مردم دموکرات ایران شود این فضاحت در عمل به حدی بود که خبرنگاری به طعنه روز بعد حادثه نوشت: خوب موقعی مصدق تسلیم شد، وگرنه فضل‌الله زاهدی (نخست وزیر چند روزه) می‌خواست حمله هوایی کند!بنده این شجاعت و از جان گذشتگی را مسئله ای به شدت عجیب در میان ایرانیان می دانم، گفته می شود یکی جوانان هوادار مصدق که در جلوی خانه مصدق با ترکش گلوله تانک شکمش شکافته شده بود، فریاد زد:&quot;زنده باد آزادی / زنده باد مصدق&quot; و همان لحظه جانباخت؛ مردم جسدش را بر دست گرفته بودند و به کودتاچیان حمله می کردند. چندبار مردم از مصدق خواستند تا دستور بدهد بین ایشان اسلحه پخش شود اما مصدق برای جلوگیری از جنگ داخلی هربار این درخواست را رد می کرد.  اما پیش از کودتا هم مخالفان مصدق و دولت ملی ایران کم نبودند در 25 بهمن 1330 نیروهای فدائیان اسلام تلاش کردند تا حسین فاطمی معاون پارلمانی نخست وزیر دولت مصدق را ترور کنند اما موفق نشدند. حسین فاطمی در مورد ترور خود چنین می‌گوید :«برای جامعه و ملتی که می‌خواهد زنجیرهای گران بندگی و غلامی را پاره کند، این‌طور رنج‌ها و جان سپردنها و قربانی دادن‌ها باید امری عادی و بسیار ساده تلقی شود. تنها آتش مقدسی که باید در کانون سینهٔ هر جوان ایرانی برای همیشه زبانه بکشد این آرزو و آرمان بزرگ و پاک است که جان خود را در راه رهایی جامعه و نجات ملت خود از چنگال استعمار و فقر و بدبختی و ظلم و جور بگذارد»حتی وقتی که فاطمی اعدام می شود نیز این قشر کثافت زاده (خائنانی که زیر پرچم اسلام به هویت ملی ایرانیان در آن زمان حمله کردند را عرض میکنم)، با وقاحت از اعدام وی حمایت می کنند؛ Sir Sam) Falle) دبیر شرقی سفارت انگلیس در تهران در زمان کودتا می‌نویسد «... اعدام بی رحمانه، صرفنظر از غیرانسانی بودن آن، ممکن است در مورد مصدق عاقلانه نباشد ولی شاید برای فاطمی، اگر دستگیر شود، بهترین راه حل باشد. تا زمانی که اینگونه افراد زنده هستند و در ایران به سر می‌برند، همیشه خطر ضد کودتا وجود دارد، شدت عمل ضروری است…»فاطمی قبل از اعدام خود چنین گفته بود:«ما سه سال در این کشور حکومت کردیم و یک نفر از مخالفان خود را نکشتیم برای آنکه ما نیامده بودیم برادرکشی کنیم ما برای آن قیام کردیم که ایران را متحد کرده و دست خارجی را از کشور کوتاه کرده و معتقد بودیم اگر در گذشته بعضی از هم وطنان ما در اثر فشار اجانب تحت نفوذ آن‌ها قرار گرفته‌اند و منویات آن‌ها را اجرا کرده‌اند، بعد از آنکه به نهضت استقلال نائل شدیم رویه سابق را ترک خواهند گفت ولی افسوس که عاقبت گرگ زاده گرگ شود.»****حالا بعد از 42 سال از استقرار حکومت برآمده از انقلاب 1357 ایران،حاکمان کشور از خود می پرسند چرا هم غرور ملی خود را از دست داده ایم و هم اعتقاد مردمانمان را به باورهای مذهبی که برای آن در مبارزاتمان با پهلوی، جنگ داخلی با نیروهای چپ و ... کشته دادیم؟ چرا مردم از ما روی گردان شده اند و کمتر از نصف جمعیت کشور برایمان تحت عنوان حامی باقی مانده است؟  چرا جوانان در خیابان نیروهای امنیتی را با سلاح سرد مضروب می کنند؟ [1] [2] خبرگزاری ایرانا در 19 بهمن 1401 به نقل از دادستان کل کشور(محمد جعفری منتظری)، تعداد کشته شدگان نیروهای حکومتی جمهوری اسلامی را 90 نفر اعلام کرد؛ این در حالیست که پس از بهمن ماه نیز تعداد دیگری از نیروهای حکومت یا طرفدار حکومت ایران بدست مخالفین جمهوری اسلامی کشته شدند [1]در تمام دوران حیات جمهوری اسلامی این اولین بار است که تعداد کشته شدگان نیروهای جمهوری اسلامی در جریان اعتراضات به 3 رقمی شدن نزدیک شده است (البته آمار غیررسمی از کشته شدن 119 نفر نیروی حکومتی در جریان اعتراضات آبان 1398 نیز موجود است که قابل تائید و یا تکذیب نمی باشد)؛ موج حملات قهرآمیز به نیروهای حکومتی به قدری زیاد و گسترده شده که این نیروها بعضا خارج از زمان خدمت خود کشته می شوند.در میان تلفات این نیروها (تا پیش از بهمن 1401) اسامی افراد و فرماندهان میان رده و بالا رده هم به چشم میخورد مانند: سرهنگ دوم داوود عبداللهی (کشته شده در 10 مهر 1401 - شهرستان مریوان، استان کردستان)، سید حمیدرضا هاشمی معاون اطلاعات سپاه سلمان سیستان بلوچستان (کشته شده در 8 مهر 1401 - زاهدان، استان سیستان و بلوچستان)، ستوان یکم  مسلم جاویدی‌مهر (تیپ پیاده 277 نزاجا) (کشته شده در 30 شهریور 1401 - شهرستان قوچان، استان خراسان رضوی)، سرهنگ پاسدار نادر بیرامی رئیس اطلاعات سپاه شهرستان صحنه (کشته شده در 27 آبان 1401 - شهرستان صحنه، استان کرمانشاه)، سروان پاسدار علی نظری (کشته شده در 4 آبان 1401-شهرستان ملایر، همدان) و حسین اجاقی‌زنوز فرماندهٔ پایگاه علامه طباطبایی مسجد فاطمی تبریز (کشته شده در 30 شهریور 1401 - تبریز، آذربایجان شرقی)؛ تلفات بالا در میان نیروهای سپاه پاسداران، بسیج، نیروی انتظامی ج.ا و حتی ارتش نشانه ی چیزی جز وارد فاز خشونت شدن اعتراضات نیست.از سمت دیگر نزدیک به 600 نفر از شهروندان ایرانی در جریان این 9 ماه اعتراضات کشته و یا اعدام شدند و دوبرابر این تعداد آمار زخمی هاست (منبع هرانا).نتیجه گیری:دوستان و هموطنان ما در &quot;آستانه&quot; یک جنگ داخلی نیستیم بلکه &quot;درون&quot; آن هستیم و من دقیقا بسان اساتید بزرگ جامعه شناسی (افرادی مانند استاد محمدفاضلی و محسن رنانی) از این امر هراس دارم که اگر این وضعیت جنگی ادامه پیدا کند و حاکمیت ایران حاضر به تغییرات بنیادین نباشد در اینده بسیار نزدیک شاهد وقایعی باشیم که جنگ داخلی سوریه و لیبی، چیزی بیش از یک لالایی کودکانه در مقابلش نخواهند بود.سناریویی که از آن حرف میزنم مرزهای ایران را درمی نوردند و منجر به یک درگیری منطقه ای خواهد شد، طرفین به غیرنظامیان حمله خواهند کرد و جویبار خون راه خواهد افتاد؛ چچن و قره باغ و کوبانی به خاطره ها خواهند پیوست و برای قرن ها جهانیان از جنگ داخلی ایرانیان با یکدیگر سخن خواهند گفت.من بعنوان جامعه خوان (نه بیشتر و نه کمتر)، صادقانه از حاکمیت ج.ا  میخواهم دست از این لجبازی ویرانگر بکشد و در سیاست داخله و مفاد قانون اساسی فعلی تجدید نظر کرده و برای نجات ایران و ایرانیان از یک جویبار خون دست به سلسله تغییرات مناسب بزند. وضعیت فعلی ایران دستکمی از اوضاع  فوریه 2011 سوریه ندارد، اگر افسران نخسا  یا جناح های سیاسی ج.ا گمان دارند که با اعدام و ترور اعضای این جنبش نوین ترقی خواه و مدرنگرا  (که از دی ماه 1396بوجود آمده است)، می توانند این موج را از میان بردارند در اشتباه هستند. آقایان شما دیگر با گروهک های مسلح چپگرا طرف نیستید که با (وا اسلاما) بتوانید قشر مذهبی را علیهشان بسان دهه 1360 بسیج و اعضای کمونیست مخالفتان را فله ای اعدام کنید؛ شما با نوعی انتفاضه مواجه هستید آنهم از نوع گسترده (چه در ابعاد جغرافیای  و چه در ابعاد جمعیتی).آقایان شما با یک سازمان میتوانید بجنگید اما چگونه می خواهید با یک فرد به ستوه آمده که صبح از خواب برخواسته و ناگهان تصمیم می گیرد با نوعی تیزی نیروی شما را بکشد، بجنگید؟ (1)این حملات از سوی دشمنان سنتی شما مثل حدکا، کومله، ری استارت، تندر یا پ ک ک نیست بلکه مستقیما بدست افراد به ستوه آمده انجام می گیرد؛ محض رضای خدا دست از این لجبازی بکشید، بگذارید مردم انتخاب کنند و تغییرات لازمه صورت گیرد.سهیل دوراندیش لنگرودیفرزند ایران، تیرماه 1401سرزمین شهدا - تالش </description>
                <category>soheil dourandish langaroodi</category>
                <author>soheil dourandish langaroodi</author>
                <pubDate>Mon, 03 Jul 2023 17:23:26 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>