<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های عطیه.س</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_31267154</link>
        <description>شاید کمی نویسنده شاید کمی مادر شاید کمی همسر نویسنده کتاب رمان چاپی فرشته‌ای بدون بال رمان نیلوفرانه رمان ابرها هم می‌گریند رمان آنلاین یه عکس یادگاری</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 19:37:41</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2103356/avatar/qNuPEy.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>عطیه.س</title>
            <link>https://virgool.io/@m_31267154</link>
        </image>

                    <item>
                <title>معرفی کتاب شما عظیم‌تر از آنی هستید که می‌اندیشید!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_31267154/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-dzyymjzpv4os</link>
                <description>گردآورنده: مسعود لعلیناشر: بهار سبزتعداد صفحات: ۱۹۰موضوع: انگیزشی_روانشناسی_داستان کوتاهکتاب پیش رو با مضمون روانشناختی با استفاده از داستان کوتاه و کلمات قصار تهیه و گردآوری شده! حالا چرا داستان کوتاه یا جملات چند کلمه‌ای؟ می‌گم خدمتتون! با من همراه باشید. کتاب با جمله‌ای با فونت درشت از جناب &quot;اوشو&quot; با این مضمون شروع شده: تنها پرسش مذهبی درست این است:      《من کیستم؟》همین جمله موضع کتاب و نویسنده‌ش رو مشخص می‌کنه؛ یعنی آخر این کتاب قراره به یک حدی از خودشناسی و باور خودمون برسیم؛ پس میشه نتیجه گرفت این کتاب کمک می‌کنه تا انگیزه‌های مثبت رو در خودمون تقویت کنیم. کتاب در چند بخش مجزا نگارش شده: ۱_ خودشناسی، احترام و اعتماد به نفس۲_ دوستی با خدا۳_ زندگی۴_ عشق۵_ موفقیتمن وقتی برای اولین بار کتاب &quot;شما عظیم‌تر از آنی هستید که می‌اندیشید&quot; رو دست گرفتم، هر چی جلو‌تر رفتم سخت‌تر تونستم ازش دل بکنم! حالا می‌رسیم به سوال اولمون! چرا داستانک و جملات کوتاه؟ چون من بعد سالها که از خوندن این کتاب می‌گذره هنوز خیلی از اون داستان‌ها رو در ذهنم دارم. این یعنی نمی‌شه منکر تاثیر گذاری داستان‌های کوتاه در مغز و ذهن شد. بیاین یه مثال بزنم: اکثر داستان‌هایی که مادربزرگا تعریف می‌کنن کوتاه هستن و می‌شه با همین داستان‌ها تمام آموزه‌های تربیتی رو به خورد بچه‌ها داد. این کتاب اولین کتاب به شکل قصه درمانی و انگیزشی هست. نثر قصه های کتاب به اندازه ای ساده و قابل درکه که برای خواننده سخت باور کنه این اثر، راه حلی برای بزرگ ترین چالش های پیش روی انسان ها در بردارد؛ اما دقیقا همینطوره و در پس قصه های ساده و دلنشین کتاب، متوجه می شید که از چه قدرت های خارق العاده ای برخوردار هستید و در واقع &quot;شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید&quot;. داستان ها علاوه بر سادگی و سلیس بودن، بسیار کوتاه و در حد یک یا نیم صفحه و گاهی کمتر هستند اما این اثر به راستی ثابت کرده که کم گویی و گزیده گویی، در و گوهری است قیمتی که اگر از آن استفاده شود، به راحتی قادر به ارائه ی پیام اخلاقی و آموزشی‌ای خواهد بود که شاید یک کتاب چند جلدی از پس ارائه ی آن برنیاید. علاوه بر این به سبب کوتاه بودن قصه ها، خواننده راحت تر اون ها را به ذهن می سپرد و در زندگی روزمره ی خود از اون ها بهره می گیرد.من کتاب &quot;شما عظیم‌تر از آنی هستید که می‌اندیشید&quot; رو به همه کسانی که اهل کتاب هستند پیشنهاد می‌کنم و به جرأت می‌گم از جمله کتاب‌هایی هست که محاله به یک بار خوندنش قناعت کنید! بخشی از کتاب: شخصي سر کلاس رياضي خوابش برد.زنگ را زدند بيدار شد و با عجله دو مسأله اي را که روي تخته سياه نوشته شده بود يادداشت کرد و با اين«باور» که استاد آن را به عنوان تکليف منزل داده است به منزل برد و تمام آنروز و آن شب براي حل کردن آنها فکر کرد اما نتوانست هيچکدام را حل کند.او طي يک هفته تا جلسه بعد دست از کوشش برنداشت تا اينکه بلاخره يکي از آنها را حل کرد و با خود به کلاس برد!!!!!استاد با ديدن جواب مسأله به کلي مبهوت ماند زيرا آن دو را به عنوان دو نمونه از مسايل غير قابل حل داده بود؟؟؟!!!!!؟؟؟(نورمن وينسنت پيل) هم ميگه :هر فردي،خود را ارزيابي ميکندو اين برآورد مشخص ميکند که او چه ميشود.شما نميتوانيد بيش از آن چيزي بشويد که باور داريد ((هستيد)).نميتوانيد بيش از آنچه باور داريد ((ميتوانيد)) انجام دهيد.</description>
                <category>عطیه.س</category>
                <author>عطیه.س</author>
                <pubDate>Tue, 07 Feb 2023 23:54:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سری داستان‌های من</title>
                <link>https://virgool.io/@m_31267154/%D8%B3%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-lbqp2yoci8wd</link>
                <description>سلام می‌خوام بگم چی شد که فکر کردم می‌تونم نویسنده بشم?حدود سیزده ساله بودم که برای اولین  از صفحه‌ی جادویی یا همون تلویزیون کارتونی پخش شد به اسم بابا لنگ دراز. شخصیت اصلی این سریال دختری بود با موهای بافته که به دو طرف سیخ شده بود. جودی روحی بلند اما جسمی پر از سادگی و شیطنت داشت هیچ کس فکر نمی‌کرد این دختر پر دردسر بتونه موفقیتی در زندگی داشته باشه. اون زمان من هم دختری بودم هم سن و سال با جودی و البته موهایی که همیشه دو طرفم بافته شده بود و از فرط شیطنت‌های من هیچ کس دلش نمی‌خواست برم خونشون?روزی جودی تصمیم گرفت در یک مسابقه نویسندگی شرکت کنه و موفق هم شد که برنده بشه من چون به شدت خودم رو و شخصیتم رو شبیه به جودی می‌دیدم گفتم پس منم می‌تونم نویسنده باشم از همون زمان مثل جودی یه دفتر روز نویسی داشتم مثل جودی دکلمه میگفتم مثل جودی تیکه های ادبی میگفتم مثل جودی داستان کوتاه می‌نوشتم مثل جودی رویای نویسندگی داشتم و حتی مثل جودی عاشق بابا لنگ دراز خیالی خودم شده بودم خلاصه که جودی به لطف صدا و سیما و نصفه موندن سریال نمی‌دونم آخرش به رویاهاش رسید یا نه ولی من هنوز در تلاشم تا اون چیزی که از خودم در آینده ساخته بودم رو به دست بیارم. ?موفق باشید.</description>
                <category>عطیه.س</category>
                <author>عطیه.س</author>
                <pubDate>Mon, 23 Jan 2023 09:23:07 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>