<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امیر</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_31388141</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 19:15:45</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2644760/avatar/K5H94P.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>امیر</title>
            <link>https://virgool.io/@m_31388141</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه، خودشناسی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_31388141/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-urvy8i8gcmqs</link>
                <description>سلام، این متن را برای چالش کتاب خوانی طاقچه (شهریور ماه) می نویسم.کتابی که برای این ماه انتخاب کردم، کتاب خودشناسی نوشته آلن دو باتن و ترجمه محمد هادی حاجی بيگلو می باشد.این دومین کتابی هست که از آقای آلن دوباتن می خوانم. اولین کتابی که از ایشان خواندم کتاب &quot;آرامش&quot; بود، اون کتاب هم خیلی کتاب خوبیه، اگر دوست داشتین بخوانید.برگردیم به کتاب خودشناسی، کتابی کم حجم اما بسیار مفید و انسان ساز است.همان طور که از نام کتاب مشخصه، کتاب در زمینه خودشناسی است، که یکی از موضوعات و حتی شاید اصلی ترین موضوعاتی است که یک انسان برای رسیدن به آرامش و انسانیت باید به آن عمل کند.شناخت خود، یعنی رسیدن به آرامش، یعنی دوری از استرس، یعنی رهایی از سرگردانی و آشفتگی، یعنی پرهیز از خشم. دقیقاً همان چیز هایی که همه ما در طول زندگیمان به دنبالشان هستیم.البته، برای شناخت خودمان کار راحتی در پیش نداریم. در بخش اول این کتاب با عنوان &quot;از خود بی خبری&quot; اظهار شده که (گاه فهم دینامیک های سیاره ای در فضا برایمان ساده تر از درک سازوکاری است که در اعماق مغزمان در کار است)ما از ذهنی بی خبر هستیم که تمامی مشکلاتمان نشأت گرفته از ذهن می باشد. چرا که تفکرات و احساساتی حل نشده در ذهن و مغزمان باعث به وجود آمدن آن مشکلات شده است و اگر آن مسائل حل نشده را به حال خودشان رها کنیم بزرگ و بزرگ تر می شوند تا این که به این مشکلات بر می خوریم. مشکلاتی هم چون: عدم آرامش، استرس، خشم، سرگردانی و آشفتگی و… . (تقریباً هر گاه در کار درونگری تعلل کنیم هزینه بالایی خواهیم پرداخت.)ما باید برای رسیدن به خودشناسی با تفکراتمان و احساساتمان بجنگیم، چرا که این طرز تفکری که الان داریم حاصل تکاملی است، از میلیون ها سال گذشته. نمیتوانیم یک شبه به خودشناسی برسیم باید صبور باشیم و قدم به قدم پیش برویم تا به این مهم دست پیدا کنیم.در این کتاب کاملاً صریح آمده است که چگونه می توانیم آن تفکرات و احساسات را ردیابی کرده، پیدایشان کنیم و در انتها حل و کنار بگذاریم.در بخش های کتاب تمریناتی برای خودشناسی ارائه شده است. این تمرینات با سوالاتی ساده اما در عین حال عمیق پرسیده می شود.در اینجا بخش های کتاب را به طور خیلی خلاصه می نویسم:&quot;تعمق فلسفی&quot; بخش دوم: به ما کمک می کند وارد ذهنمان شویم و افکار و احساسات حل نشده را حل کنیم و کنار بگذاریم.&quot;هویت عاطفی&quot; بخش سوم: به ما کمک می کند شخصیتمان را در واکنش به رفتار مثبت و منفی دیگران بهتر بشناسیم.&quot;روراستی و طفره روی&quot; بخش چهارم: به ما کمک می کند با خودمان روراست باشیم و به خودمان دروغ نگوییم.&quot;قضاوت در باب خویشتن&quot; بخش پنجم: به ما کمک می کند ندای درونیمان را در راستای موفقیت و آرامش تغییر دهیم.&quot;شک گرایی عاطفی&quot; بخش ششم: شک گرایی عاطفی به معنای این می باشد که نسبت به عقاید و عواطف شدیدمان بسیار محتاط شویم.  (من حکیم نیستم به این دلیل که می دانم، بلکه حکیم هستم چون می دانم که نمی دانم) این جمله از سقراط که برای همین موضوع در کتاب آمده است، متوجهمان می کند که اگر خودشناسی را خوب انجام داده باشیم آخرش باید به این نتیجه برسیم که هیچی نمی دانیم.در انتها تشکر می کنم از این که وقت گذاشتید و این متن را تا آخر خواندید.توصیه می کنم کتاب &quot;خودشناسی&quot; را هم هر موقع، وقت داشتید بخوانید.</description>
                <category>امیر</category>
                <author>امیر</author>
                <pubDate>Sun, 03 Sep 2023 11:13:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه، وقتی نیچه گریست</title>
                <link>https://virgool.io/@m_31388141/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D9%86%DB%8C%DA%86%D9%87-%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA-keqhmy9io2re</link>
                <description>سلام، این متن را برای چالش کتاب خوانی طاقچه (مرداد ماه) می نویسم.کتابی که برای این ماه انتخاب کردم، کتاب وقتی نیچه گریست نوشته اروين د. یالوم و ترجمه ساناز علمی می باشد.به جرأت میتونم بگم این کتاب، یکی از بهترین کتاب هایی بوده که تا به حال خوانده ام.یکی از خصوصیات خوبی که این کتاب داره و خودم هم خیلی دوست داشتم این بود که، این کتاب به عنوان یک کتاب روانشناسی محسوب می شود، اما روانشناسی مطلق نیست. مطالبی که در مورد روانشناسی بیان می کنه در قالب رمان است. این موضوع می تونه برای کسانی که به کتاب های روانشناسی علاقه زیادی ندارند کمک بکنه مطالب مهم روانشناسی رو در قالب رمان بیاموزند. به خاطر همین خصوصیت، خودم هم ترغیب شدم کتاب های اروین د. یالوم رو بیشتر مطالعه کنم.در این کتاب، این فرصت رو پیدا می کنیم، در کنار بهترین دانشمندان جهان حضور پیدا کنیم و برای مدتی با آن ها زندگی کنیم. بزرگانی همچون، پرفسور فردریش نیچه، دکتر یوزف بروئر و دکتر زیگموند فروید.این کتاب، که شخصیت اصلی اون دکتر یوزف بروئر می باشد به تقاضای لو سالومه (معشوقه پیشین پروفسور نیچه) پاسخ مثبت می دهد. این تقاضا حاکی از این است که دکتر بروئر، پرفسور نیچه را برای درمان ترغیب کند، آن هم درمانی پنهانی که خود پرفسور از این درمان اطلاعی نداشته باشد.دقیقا در طول همین درمان است که ما می توانیم مطالبی بیاموزیم و ذهنمان را درمان کنیم، زندگی را بهتر بشناسیم و به معنای واقعی، انسان بودن را درک کنیم.وسواس فکری انسان را نابود می کند، مطالب این کتاب می تونه کمک شایانی به ما بکند برای کم کردن و یا حتی از بین بردن این وسواس، که اکثر ما در زندگی با این بیماری درگیر هستیم.همان طور که جسم ما بیمار می شود و برای درمان جسم، به پزشک مراجعه می کنیم، برای درمان ذهنمان هم باید همین کار را انجام بدهیم. این کتاب برای این کار مناسب می باشد، چرا که زمان مشاوره دکتر بروئر با پرفسور نیچه، این فرصت را به ما می دهد تا به حرف های آن ها گوش دهیم و توجه داشته باشیم به روش های درمانی آن ها، تا بتوانیم از آن مطالب به نفع خودمان استفاده کنیم. با آگاهی به این موضوع ما هم می توانیم به تدریج با هر دوی آن ها ذهنمان را درمان کنیم.از این کتاب می شه انسانیت را یاد گرفت. همه ما انسانیم اما اکثرمان انسانیت رو بلد نیستیم.خواندن این جمله در مورد خودپسندی، از اروین د. یالوم ميتونه جذاب باشه.&quot;خودپسندی، دارای زوایایی تند و خشن است و زشتی، تند مزاجی و دلتنگی را نشان می دهد&quot;.این جمله دکتر بروئر، که در مورد درست زندگی کردن است باید قابل توجه باشد.&quot;زندگی کردن، یعنی نخست اراده برای تحقق ضروریات و سپس، دوست داشتن آنچه اراده شده&quot;.تعبیر پرفسور نیچه در مورد ترس در شب هم ميتونه جالب باشه، که دوست دارم این موضوع را هم با شما دوستان به اشتراک بگذارم. این تعبیر به این شرح است که،&quot;نميدانم چرا ترس، شب ها به سراغ انسان می آید. بیست سال نادان بودم، ولی امروز می دانم که ترس، در تاریکی ایجاد نمی شود، بلکه مانند ستارگان، همیشه حضور دارد، ولی در نور روز، به چشم نمی آید&quot;.در انتها تشکر می کنم از این که وقت گذاشتید و این متن را تا آخر خواندید.توصیه می کنم کتاب &quot;وقتی نیچه گریست&quot; را هم هر موقع، وقت داشتید بخوانید.</description>
                <category>امیر</category>
                <author>امیر</author>
                <pubDate>Mon, 14 Aug 2023 13:12:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه، پیرمرد و دریا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_31388141/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7-afjzmpa5geu5</link>
                <description>سلام این متن را برای چالش کتاب خوانی طاقچه (تيرماه) می نویسم.کتابی که من انتخاب کردم، کتاب پیرمرد و دریا است. به نوشته ارنست همینگوی و ترجمه مهدی افشار.شخصیت اصلی این کتاب به نام سانتیاگو است. پیرمردی تنها، اما شجاع و دلیر. یک تنه به دریا میرود برای صید بزرگ ترین ماهی که تا به حال گرفته است.تصویر سازی بی نظیر نویسنده، این امکان را به شما می دهد، که در طول این سفر، خواننده به طور واضح، تمام وقایع را در این سفر ببیند و حس کند.در جایی از کتاب،  پیرمرد با این که اقرار می کند که آفتاب در طول عمرش چشمانش را آزرده است، اما همچنان آفتاب را چیز خوبی می داند. جای دارد این جا چند جمله ای را در رابطه با این موضوع اضافه بکنم. خیلی از ما اگر چیزی، کوچک ترین آزاری به ما وارد بکند، عصبانی می شویم و به زمین و زمان فحاشی می کنیم. که چرا آن چیز ما را آزرده است. ما باید در این بخش از پیرمرد بیاموزیم که صبر داشته باشیم، و با هر چیزی، در این دنیا مهربان باشیم. حداقل برای آرامش خودمان. در این دنیا چیزی نه خوبه، و نه بد. این خوب یا بد بودن هر چیز، از درک ما نسبت به آن موضوع است. بستگی به این دارد که چقدر توانسته ایم ذهنمان را مدیریت کنیم. ما باید مسئول تمام کار هایی که می کنیم باشیم، تا به آرامش برسیم. (وقتی مسئولیت کامل همه اتفاقات را به عهده می گیریم، به این معناست که می پذیریم خودمان باعث به وجود آمدن آن وقایع شده ایم. وقتی خودمان چیزی را به وجود آورده باشیم، قدرت تغییر آن را هم داریم. آدام خو)از این که پیرمرد از شکار ماهی، ابراز تاسف می کرد و از ماهی معذرت خواهی می کرد بابت شکارش، و به ماهی احترام می گذاشت رو خیلی دوست داشتم. این جلمه پیرمرد رو هم که به پسر زد رو دوست داشتم. و به نظرم باید لحظه ای به این جمله بیاندیشیم. ( به خاطر می سپارم و می دونم که تو مرا ترک نکرده ای؛ به خاطر این که در ترک من تردید داشتی.) یک کمی هم براتون از دیدگاه خودم که از کتاب داشتم براتون می نویسم. امیدوارم تا این جا خسته نشده باشید.ماهی بزرگ به مانند روز های گذشته در دریا شنا می کرد، و به دنبال شکار بود. بی آن که خبر از آن داشته باشد که زندگی امروز می خواهد آن روی دیگرش را به ماهی نشان دهد. یعنی به جای شکار کردن شکار شدن. و این به معنای پایان زندگی اش بود. آن هم به دست پیر مردی که از لحاظ جسته، بسیار کوچک تر از ماهی بزرگ و چندین و چند متری بود.اما هدف پیرمرد بزرگ تر از ماهی بود. پیرمرد باید به بقیه ماهی گیر ها ثابت می کرد که با این که پیره، اما از خیلی از جوان ها با انگیزه تر و پرتلاش تره. (هیچ چیزی وجود ندارد که ذهن بشر توانایی رسیدن به آن را البته با استفاده از استراتژی ها و محرک های صحیح نداشته باشد. آدام خو )پیر مرد در طول صید این ماهی بزرگ هیچ وقت نا امید نميشود، و حتی ناامیدی را گناه می داند، و از هر نا امیدی که به سراغش می آید یک امیدواری می سازد. هر چقدر سخت و پر تلاش، اما پیرمرد بعد از هشتادو چهار روز در دریا، موفق می شود ماهی را صید کند. اما در راه بازگشت به خانه، با حمله کوسه ها مواجه می شود، که موجب از دست دادن ماهی می شود البته بعد از جنگیدن با هفت، هشت کوسه.در انتها تشکر می کنم از این که وقت گذاشتید و این متن را تا آخر خواندید. توصیه می کنم کتاب، پیرمرد و دریا را هم هر موقع، وقت داشتید بخوانید.</description>
                <category>امیر</category>
                <author>امیر</author>
                <pubDate>Tue, 11 Jul 2023 13:18:49 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>