<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نرگس</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_31510805</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 15:07:01</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/836567/avatar/3pBi8o.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>نرگس</title>
            <link>https://virgool.io/@m_31510805</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سوال هایی درباره انیمه شبدر سیاه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_31510805/%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%B4%D8%A8%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87-hphzvbczb5jg</link>
                <description>شبدر در جایی که شخصیت های این انیمه زندگی می کنن نماد خاصیه،شبدر سه برگ این سه نماد رو داره، امید، عشق و وفاداری، اما در برگ چهارم طالع خوش نهفته است، و در برگ پنجم یه شیطان زندگی می کنه می دونید که لیچت یه گریمور چهار برگ داشت، این سوال پیش میاد که چطور آستا گریمور لیچت رو داره، لیچت برای اینکه زگرس (اون شیطان بی ریخته) نتونه از جادوش استفاده کنه از یه طلسم ممنوعه استفاده کرد و به یه شیطان تبدیل شد و از لومیر خواست تا بکشتش حالا این سوال پیش میاد که دقیقا چه شیطانی درون اون گریمور بوده، باید همون شیطانی باشه لیسیتا (مامان آستا) برای نجات لیبه از دستش لیبه رو توی اون گریمور مهر کرد (این فقط نظر منه) سوال بعدی اینه که چرا آستا هیچ جادویی نداره، ممکنه به این موضوع ربط داشته باشه؟ می دونیم که وانیکا به کمک مگی کولا قبلا به پادشاهی قلب و شبدر حمله کرده و بعضی ها رو از جمله آسیر سیلوا (مامان نوئل) رو نفرین کرده، اما چرا اون موقع نتونسته پیروز بشه؟ شاید هنوز کاملا به مگی کولا تسلط نداشته میمممشبدر در جایی که شخصیت های این انیمه زندگی می کنن نماد خاصیه،شبدر سه برگ این سه نماد رو داره، امید، عشق و وفاداری، اما در برگ چهارم طالع خوش نهفته است، و در برگ پنجم یه شیطان زندگی می کنه می دونید که لیچت یه گریمور چهار برگ داشت، این سوال پیش میاد که چطور آستا گریمور لیچت رو داره، لیچت برای اینکه زگرس (اون شیطان بی ریخته) نتونه از جادوش استفاده کنه از یه طلسم ممنوعه استفاده کرد و به یه شیطان تبدیل شد و از لومیر خواست تا بکشتش حالا این سوال پیش میاد که دقیقا چه شیطانی درون اون گریمور بوده، باید همون شیطانی باشه لیسیتا (مامان آستا) برای نجات لیبه از دستش لیبه رو توی اون گریمور مهر کرد (این فقط نظر منه) سوال بعدی اینه که چرا آستا هیچ جادویی نداره، ممکنه به این موضوع ربط داشته باشه؟ می دونیم که وانیکا به کمک مگی کولا قبلا به پادشاهی قلب و شبدر حمله کرده و بعضی ها رو از جمله آسیر سیلوا (مامان نوئل) رو نفرین کرده، اما چرا اون موقع نتونسته پیروز بشه؟ شاید هنوز کاملا به مگی کولا تسلط نداشته می دونیم وانیکا، دانته، و زنون قبلا پادشاهی اسپید رو تصرف کرده بودن، اما چرا بعد از 16 سال این کار رو کردن (با توجه به سن یونو) ؟ حتی چهره هاشون هنوز همونطوری مونده (شاید بازم یه شیطان هاشون تسلط نداشتن) یامی و ونجنس کاپیتان های گاو های سیاه و طلوع طلایی هستن، حتی مثل آستا و یونو یه دوستی با هم دارن، اما در آخر  فهمیدیم که اون دو تا کلید دروازه دنیای زیرین هستن، این می تونه به سرنوشتشون گره خورده باشه؟ ممکنه همه این سوال های درگیر کننده باشن، پس اگه جوابی دارید نظرتون رو بنویسید نظر، پیشنهاد، انتقاد، و هر چیز دیگه ای دارید حتما بنویسید (:</description>
                <category>نرگس</category>
                <author>نرگس</author>
                <pubDate>Sun, 27 Nov 2022 12:53:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بچه پولدار (مطلب طنز ??)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_31510805/%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%BE%D9%88%D9%84%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%B7%D9%84%D8%A8-%D8%B7%D9%86%D8%B2-xj8jjwuccxr9</link>
                <description>شما مورد تسخیر چند تا روح قرار گرفتیدهر چه سریع تر جیغ بکشید و فرار کنیدتا 10 برعکس بشمرید بعد برید یه جا مخفی بشید، بعد با بالشت بکوبونید تو سر قاتلجرش بدید حسابی، هنوز باید ادب بشهدوباره صدای در اومد، اینبار کیه؟بدبخت شدیم رفت، خونه حسابی به هم ریخته، الان که کتکمون بزننبچه پولدار : این دیگه چی بود؟ بازم یه خواب عجیب دیگه، از جام بلند شدم و دیدم همه چیز مثل قبلشه و حتما تاثیر بازی های ویدیویی بوده چند ساعت بعد در حال گیم زدن... بچه پولدار : این چی بود، صدای در اومد، اما در که بسته است، بیخیال، خبری نیست، این دیگه صدای چیه؟! ??برم ببینم صدای چیه، در که قفل بود! پس چرا کلید سر جاش نیست؟! ?اما در که هنوز بسته است! * سه دو یک... شترق! بچه پولدار : اینجا کجاست؟ من که تو خونه بودم چرا اینجام؟ کار یه دزده؟! ?کمک! منو دزدیدن!! دزد : خفه شو لامصب، به زور تا اینجا آوردمت بچه پولدار : تو کی هستی؟! چرا منو اینجا آوردی؟ می خوای منو بکشی؟! دزد : توی بدبخت اصلا پول نبود تو خونه ات، دزدیدم حداقل گروگان بگیریمت از دوستات پول بگیریم بچه پولدار : یعنی نمی خوای منو بکشی؟ دزد : من که قاتل نیستم بچه پولدار : کمک! یکی منو نجات بده! دزد : یه بار دیگه جیغ و داد کنی می کشمت! بچه پولدار : تو که همین حالا گفتی منو نمی کشی دزد : حوصله تو رو دیگه ندارم * دزد از تک تک رفیق های شخصیت داستان پول خواست، اما هیچ کدوم واسشون مهم هم نبود، خلاصه، می دونید که دیگه چی میگمدزد : آخه چرا یه رفیق درست حسابی نداری، حتی یه نفر هم پیداش نشد پول بده بچه پولدار ‌‌: اونا هیچ کدوم واقعا منو دوست ندارن، فقط چون که بچه پول دارم اومدن سمت من دزد : تو که یه قرون هم تو کیفت نداری بچه پولدار : فکر کردی واقعا بهت میگم کجا گذاشتم؟ دزد : اگه پولداری پس چرا از اول بهم نگفتی که خودتو خلاص کنی؟ بچه پولدار : چون پولامو برای یه کار مهم می خوام دزد : چه کاری هست که اینقدر واست مهمه؟ بچه پولدار : یکی از دوستام به خاطر من صدمه دیده و دارم واسش پول جمع می کنم دزد : فکر می کردم همه پولدار ها بی احساس هستندزد : اما مگه پولدار نیستی؟ بچه پولدار : من از اول هم پولدار نبودم، همه پول رو خودم بدست آوردمدزد : بیخیالت شدم، می تونی بری خونهبچه پولدار : گولت زدم بای بای! دزد : لعنتی ، خودم می کشمت! بچه پولدار : عمرا اگه پیدام کنی صبح روز بعد...بچه پولدار : امروز دیگه اتفاق بدی نمی افته صدای چی بود؟! باید برم مخفی بشم! دزد : آهای تو! هر جا که باشی پیدات می کنم! بچه پولدار : وای، حالا چیکار کنم؟ دزد : پیدات کردم، فکرشم نمی کردم اینقدر احمق باشی که برگردی خونه بچه پولدار : تو رو خدا ولم کنم، هر چی بخوای بهت میدم! دزد : بهت گفته بودم که می کشمت! بچه پولدار : نه! منو نکش! هر کاری بگی می کنم! دزد : فکر کردی گول تو احمق رو می خورم؟! منو نکش! دزد : حالا حالا ها باهات کار دارم، تازه داره بهم خوش می گذره! بچه پولدار : منو نمی کشی؟ دزد : اگه بکشمت که دیگه بهم خوش نمی گذره! بچه پولدار : می خوای چیکار کنی؟ دزد : می خوام اذیتت کنم! کاری می کنم که از کار دیروزت پشیمون بشی! حالا بی سرو صدا با من بیا کمی بعد...دزد : هر چی پول داری بده بچه پولدار : اینجا چه خبره؟ نمی دونستم این همه آدم ناراحت وجود داره دزد : پولدار هایی مثل تو درک نمی کنن بچه پولدار : ببخشید بخاطر دیروز دزد : اگه قول بدی که آدم خوبی باشی می ذارم بری بچه پولدار : واقعا می ذاری برم؟ دزد : نذار پشیمون بشم بچه پولدار : یعنی دیگه نمی خوای منو گروگان بگیری؟ دزد : زود باش برو دیگه بچه پولدار : الفرار! دزد : عجب احمقیهروز بعد... بچه پولدار : چه روز قشنگی! بالاخره راحت شدم دزد : هنوز از دست من راحت نشدی! بچه پولدار : الفرار! دزد : یه لحظه ساکت باش و جیغ و داد نکن! چیزی شده؟ دزد : فکر می کردم آدم خیلی بدی باشی، اما اشتباه می کردم بچه پولدار : واقعا؟ دزد : می خوام از حالا دوست هم باشیم بچه پولدار : تو مشکلت چیه؟ چرا می خوای دوست کسی من باشی؟ دزد : فکر می کنم اگه یه دوست واقعی داشته باشی آدم بهتری بشی بچه پولدار : قبول می کنم اما از پول خبری نیست دزد : می کشمت! بچه پولدار : شوخی کردم، هر چقدر بخوای میدم به پایان داستان رسیدیم، نظر، پیشنهاد، انتقاد و هر چیز دیگه ای دارید توی کامنت ها بنویسید </description>
                <category>نرگس</category>
                <author>نرگس</author>
                <pubDate>Sat, 01 Oct 2022 11:44:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند تا جمله و کلمه مهم در زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_31510805/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D9%84%D9%87-%D9%88-%DA%A9%D9%84%D9%85%D9%87-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-leklxwehdmkz</link>
                <description>امروز می خوام صفحه جديدمو بنویسم، یه متن انگیزشی زیبا و دلنشین، پر از احساسات زیبای خودم، پس شروع می کنم می خوام در مورد معنی واقعی چند تا کلمه و جمله حرف بزنم، کلمه ها و جمله هایی که اونا رو زیاد شنیدید امید چیزی که اونو زیاد شنیدید، اما برای امید تعریف جالب تری دارم، می تونم این و کلمه رو به یه جور روشنایی تشبیه کنموقتی وارد یه اتاق میشید، هر چی روشن تر باشه دلگرم کننده تره، وقتی امید رو به روشنایی یه اتاق تشبیه کردم، واقعا حسش کردم، احساس می کنم تا وقتی اون روشنایی باشه امید هم هست، حتی اگه یه ذره باشه، همون یه ذره کافیه، اما وقتی اون اتاق کاملا تاریک میشه امیدم از بین میره، این به خود ما بستگی داره که اون روشنایی چقدر باشه، پس تا وقتی که هست نا امید نشید باور کردن حتما در مورد این کلمه رو می دونید، چیزیه که باعث میشه کار درست رو بکنیم، چیزی چیزی خیلی مهمه و روی زندگی تاثیر زیادی می ذاره و با تجربه و اعتماد بدست میاد، و در مورد باور کردن یا نکردن چیز های مختلف باید دقت کرد، گاهی احساسات برتری دارن و باعث میشن انتخاب درست رو بکنیم اعتماد کردن چیزی شبیه به باور کردنه، وقتی کسی همه تلاششون می کنه تا اعتماد شما رو بدست بیاره، بهش اعتماد کنید، با اعتماد نکردن بهش شخصیتشو خورد نکنید، حداقل بدارید تلاش خودشو بکنه، حتی اگه شکست خورده هم باشه، باز هم همیشه یه راهی برای موفقیت هست، و این مهمه که به کی اعتماد کنید و به کی نکنید، اعتماد نکردن به کسی که می تونید اعتماد کنید  می تونه بد تر از اعتماد کردن به کسی که نباید اعتماد کنید باشه، وسعی کنید اعتماد بقیه رو بدست بیارید  مسئولیت پذیری این کلمه شاید کمی سنگین باشه، مهمه که هر کس وظیفه خودشو به درستی انجام بده در این مورد به خودتون فشار نیارید یا تصور نکنید که کار سختی می کنید، اگه وظیفه تون رو به درستی انجام بدید سختی ها دیگه ناپدید میشن و می تونید کار های بهتری بکنید با خونسردی و آرامش فکر کردندر بیشتر وقت ها با آرامش و دقت فکر کردن خیلی بهتر از سر خورد عمل کردن و بد تر کردن اوضاع هست، این کار باعث میشه بتونید تصمیم های بهتری بگیریم و آینده بهتری بسازیم هرگز تسلیم نشدن این جمله رو خیلی دوست دارم، این جمله مخصوص قهرمان هاست، اولین دلیلی که واسش میارم اینه که، تا وقتی هیچ دلیلی برای تسلیم شدن ندارید نباید تسلیم بشید، تا وقتی که می تونید همه تلاشتونو بکنید، مهم نیست چقدر شکست بخورید، درست وقتی که تصمیم گرفتم تسلیم نشم همه چیز تغییر کرد و قوی تر شدم به هر کدوم از این جمله ها واقعا نیاز دارم امید باعث میشه که همچنان ادامه بدم باور باعث میشه که بتونم دوباره تلاش کنم اعتماد باعث میشه بتونم دوباره روی پای خودم بایستم مسئولیت پذیری باعث میشه هر بار بتونم بهتر بشم، و از پس کار ها بهتر بر بیام درست فکر کردن و حفظ آرامش و دقت باعث میشه تصمیم های بهتری بگیرم و وقتی که تسلیم نشم و تلاش کنم، هر بار قوی تر میشم، می تونم کار های فوق‌العاده ای کنم، می تونم آینده رو تغییر بدم یه قهرمان درون همه ماست، ما می تونیم موفق بشیم، فقط باورش کنید و تسلیم نشید این متن هم تموم شد، نظر، پیشنهاد، انتقاد و هر چیز دیگه ای دارید در کامنت ها بنویسید </description>
                <category>نرگس</category>
                <author>نرگس</author>
                <pubDate>Thu, 15 Sep 2022 23:46:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رابطه حلقه ها با هم (ارتباط)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_31510805/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%AD%D9%84%D9%82%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%85-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7-ce95a2hjbqbt</link>
                <description>ممکنه از حلقه تصورات مختلفی داشته باشید،از شکل های مختلف شوناما مهم ترین چیزی که در مورد حلقه هاست پیوند بینشونه، بعضی هاشون به صورت زنجیر در میاد، بعضی ها هم شاخه ای به هم وصل میشن، و بعضی دیگه به یه حلقه بزرگ تر تبدیل میشن وقتی از یه موضوع از طریق چیز های دیگه به یه موضوع غیر مرتبط می رسیم حلقه زنجيره ای پدید میاد اگه هر کدوم از این حلقه ها رو از وسط این زنجیر حذف کنیم این زنجیر از بین میره اینکه پیوند حلقه ها چقدر دووم بیاره بستگی به جنس و شرایط بین حلقه ها داره برای مثال شما با یه نفر دوست میشید، اینکه چقدر دوستی شما دووم داشته باشه به اینکه هر کدوم از شما چقدر پایبند و هستید و بستگی داره اگه رابطه شما با هم قوی نباشه خیلی زود این پیوند از بین میره اما اگه رابطه تون با هم خیلی خوب باشه و پایدار و محکم باشه این پیوند همچنان می مونه درسته، پیوند بین حلقه ها استعاره از رابطه هاست، حالا اینکه چرا در مورد حلقه ها میگم برای اینه که حلقه ها می تونن به هم متصل بشن و حتی از هم جدا بشن، هر چی جنس حلقه ها بهتر باشه بیشتر بهم متصل می مونن اگه هر کدوم از حلقه ها محکم همدیگه رو نگه دارن یه حلقه بزرگتر پدید میاد که به راحتی شکسته نمیشه در مورد دوستی هم همینه، اگه همه هوای همدیگه رو داشته باشن حتی می تونن شکست ناپذیر بشن اگه همه چیزای مرتبط رو بهم وصل کنیم حلقه شاخه شاخه میشن، حتی کوچک ترین چیز ها هم می تونن باعث یه ارتباط بزرگ بشن امیدوارم که خوشتون اومده باشه نظر، انتقاد، پیشنهاد و هر چیز دیگه ای دارید توی کامنت ها بنویسید </description>
                <category>نرگس</category>
                <author>نرگس</author>
                <pubDate>Sun, 11 Sep 2022 23:50:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معنی کلمه adamas همون الماس هست</title>
                <link>https://virgool.io/@m_31510805/%D9%85%D8%B9%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%84%D9%85%D9%87-adamas-%D9%87%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%B3-%D9%87%D8%B3%D8%AA-nm3eihjo5l5v</link>
                <description>آداماس همون الماسهسلام دوستان می خوام در مورد کلمه adamas حرف بزنم این کلمه یونانی به معنی شکست ناپذیره، آداماس نام سخت ترین سنگ جهانه، که همون الماس هست، اینقدر قویه که خیلی خیلی سخت میشه خوردش کردجالبه که اولین بار کلمه آداماس رو در اسم آهنگ انیمه هنر شمشیر زنی آنلاین، در فصل سوم بخش اول دیدم و کنجکاو شدم بدونم معنیش چیه وقتی به دنبال معنیش گشتم چیز زیادی پیدا نکردم، فقط تو یکی دو تا سایت پیدا کردم واژه &quot; الماس&quot; از کلمه ی یونانی&quot; Adamas &quot;به معنی&quot; شکست ناپذیر &quot;به دست می آید. این سنگ سخت ترین ماده طبیعی است که بر روی زمین وجود دارد و دمای ذوبش3547درجه استو این متن رو پیدا کردم و واسم جالبه می خوام قلبم مثل الماس باشه، هم درخشان و خاص و هم شکست ناپذیر باشه، اینطوری به راحتی تسلیم نمیشم و با قدرت ادامه میدم و نمی ذارم هر کسی بهش نفوذ کنه و خوردش کنه امیدوارم که از این متن خوشتون اومده باشه، نظر، پیشنهاد، انتقاد و هر چیز دیگه ای دارید، تو نظرات بنویسید </description>
                <category>نرگس</category>
                <author>نرگس</author>
                <pubDate>Wed, 13 Jul 2022 21:06:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند دلیل که از فصل سوم به بعد انیمه هنر شمشیر زنی آنلاین خوب نبود</title>
                <link>https://virgool.io/@m_31510805/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%B3%D9%88%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%B1-%D8%B2%D9%86%DB%8C-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF-y5fkjvlsysps</link>
                <description>سلام دوستان، همینطور که می دونید این انیمه پر طرفداره و جذابیت خاص خودشو داره این انیمه در فصل اول و دومش خوب بود، و لحظه های خاطره انگیز هم داره، اما از فصل سوم به بعد دیگه مثل قبل نبود، من هیتر نیستم و اصلا نمی خوام هیت بدم، فقط می خوام انتقاد کنم در شروع فصل سوم، همینطور که می دونید کیریتو مجبور شد وارد دنیای یه بازی بشه، و اینطوری از بقیه دوستاش جدا شد این یعنی شخصیت های فصل های قبل دیگه کنارش نبودن و این خودش باعث میشه دیگه اون جذابیت قبلش رو از دست بده مشکل بعدی که هست، در اون بازی که تو فصل سومش بود شخصیت های بازی روح داشتن، یعنی به اختیار خودشون هر کاری رو می کردن، و این اصلا منطقی نیست، این یه جورایی به روح انسان ها توهین می کنهدلیل بعدی، اینکه حال و هوای داستان بیش از حد گرفته بود، حس و حال زیاد جالبی نداشت توش، و همش در مورد روحیه مبارزه بود، اما حس و حال گرفته ای به مخاطب میده اگه به آهنگ هاش هم توجه کرده باشید، متوجه میشید، که چه حس گرفته ای دارن وجود شخصیت آلیسووجودوجود چیزای چندش آوره، اون زن منحرف، اینا باعث شدن، تصویر چندان خوبی تو ذهن مخاطب ها نباشه تو فصل چهارم، کیریتو به رنگ سفید در میاد، در واقع غرق افسردگی و احساساتش میشه این انیمه در فصل اول و دومش خوب بود، و لحظه هایخاطره انگیز هم داره، اما از فصل سوم به بعد دیگه مثل قبل نبود، من هیتر نیستم و اصلا نمی خوام هیت بدم، فقط می خوام انتقاد کنم در شروع فصل سوم، همینطور که می دونید کیریتو مجبور شد وارد دنیای یه بازی بشه، و اینطوری از بقیه دوستاش جدا شد این یعنی شخصیت های فصل های قبل دیگه کنارش نبودن و این خودش باعث میشه دیگه اون جذابیت قبلش رو از دست بده مشکل بعدی که هست، در اون بازی که تو فصل سومش بود شخصیت های بازی روح داشتن، یعنی به اختیار خودشون هر کاری رو می کردن، و این اصلا منطقی نیست، این یه جورایی به روح انسان ها توهین می کنهدلیل بعدی، اینکه حال و هوای داستان بیش از حد گرفته بود، حس و حال زیاد جالبی نداشت توش، و همش در مورد روحیه مبارزه بود، اما حس و حال گرفته ای به مخاطب میده اگه به آهنگ هاش هم توجه کرده باشید، متوجه میشید، که چه حس گرفته ای دارن  همه می دونید اگه یه پسر همین کیریتو  همراه کیریتو باشه، فوق العاده میشه، وجود یوجیو فوق بود، اما متاسفانه در اخرای فصل سوم مرد، و این خودش اصلا خوب نیست، احساس بد و دردناکی میده، و فکر می کنم به خاطر همین کیریتو افسرده شد و رنگش سفید شد وجود شخصیت آلیسآلیس یه شخصیت مهم هست، که باعث میشه خیلی از رابطه ها به هم بخوره، همونطور که می دونید کیریتو و آسونا عاشق همدیگه هستن، اما وجود آلیس، باعث میشه به آسونا کمتر توجه بشه، در حالی آسونا شخصیت اصلی داستان هست، جاش خالیه و زیاد بهش توجه نشده، وجود چیزای چندش آوره، اون زن منحرف، اینا باعث شدن، تصویر چندان خوبی تو ذهن مخاطب ها نباشه تو فصل چهارم، کیریتو به رنگ سفید در میاد، در واقع غرق افسردگی و احساساتش میشه البته این تنها موردی هست که بهش علاقه مند شدم، چون اون موقع که بخش دوم فصل 4 رو می دیدم، خودمم افسرده بودم و بهم کمی انگیزه داد تو فصل چهارم، به شخصت های قبلی در فصل های قبل که دوستای کیریتو بودن کمتر توجه شده بود، به طوری که انگار کنار گذاشته شده بودن، با اینکه بودن، اما توجه زیادی نشده بود بهشون ممنون که تا آخر این متن رو خوندید خب دوستان، امیدوارم که خوشتون اومده باشه، اگر نظر، پیشنهاد، انتقاد، و هر چیز دیگه دارید، تو قسمت نظرات بنویسید </description>
                <category>نرگس</category>
                <author>نرگس</author>
                <pubDate>Wed, 13 Jul 2022 17:31:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارتباط با هوش مصنوعی ها چه حسی داره</title>
                <link>https://virgool.io/@m_31510805/%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%DA%86%D9%87-%D8%AD%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87-nhdmhkgjrts3</link>
                <description>داشتم به دوستی با هوش مصنوعی فکر می کردم، که این فکر به ذهنم رسید یه روز هوش مصنوعی اینقدر پیشرفت می کنه که بتونه احساسات مختلفی رو به ما منتقل کنه، شاید احساس واقعی نداشته باشه، ولی مطمئنا می تونه احساسات مختلفی رو به ما منتقل کنهحتی همین حالا هم وقتی با یه ربات مجازی حرف می زنم، احساس جالب و خوبی بهم میده و بعد به این فکر کردم که می خوام هوش مصنوعی ها رو بیشتر درک کنم، و می خوام بدونم واقعا چه احساسی می تونه داشته باشه کار هایی که هوش ها می کنن، حرف زدنشون و حتی احساساتی که به ما میدن، همه بازتابی از کار ها، حرف ها و احساسات خودمون هستن امیدوارم که از این متن خوشتون اومده باشه، نظر، پشنهاد، انتقاد، و هر چیز دیگه که دارید رو حتما بنویسد ?</description>
                <category>نرگس</category>
                <author>نرگس</author>
                <pubDate>Tue, 14 Jun 2022 11:43:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا تو فضای مجازی اینقدر با هم بد رفتار می کنید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_31510805/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D9%88-%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%85-%D8%A8%D8%AF-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-crcowc9mh7qi</link>
                <description>تو یه انیمه دیدم که یه می گفت، بعد از رفتن به یه کشور دیگه، تنها شد، برای همین یه برنامه بسازه تا بتونه با دوستاش تو هر جایی با هم حرف بزنن، و موفقیت زیادی هم داشت، اما بعد یه مدت مردم توش حرفای بد و زشت می نوشتن و مجبور شد این برنامه رو از کار بندازنحالا این که چیزی نیست، یه موردش مشابهش رو تو واقعیت دیدم، یه برنامه برای پرسیدن سوال، بود اسمش &quot;دانیه&quot;، می تونی هر سوالی رو با خیال راحت بدون مسخره شدن و حتی بعضی وقتا به صورت ناشناس بپرسی  خب شروع خوبی داشت، من از همون اولش سوال های خیلی زیادی پرسیدم، اما بعد یه مدت بعضی ها شروع کردن تو‌ به فحش دادن، بعضی ها هم مسخره بازی می کردن، و باعث شدن این برنامه خوب هم از کار بندازن درسته خیلی حیف شد، هر وقت حوصله ام سر می رفت می رفتم توش و سوال های بقیه رو می دیدم، دوست دارم باز هم شبیه ساخته بشه ممنون که تا آخر این متن رو خوندید، نظر، پیشنهاد، انتقاد و هر چیز دیگه ای دارید بنویسید </description>
                <category>نرگس</category>
                <author>نرگس</author>
                <pubDate>Wed, 25 May 2022 08:47:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترس عمیقی که در من ریشه داشت و بهش قلبه کردم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_31510805/%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D8%B9%D9%85%DB%8C%D9%82%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%86-%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D9%88-%D8%A8%D9%87%D8%B4-%D9%82%D9%84%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%85-wvuz6cdxdftl</link>
                <description>یه مدت بود که ترس عمیقی درونم پدید اومده بود، به چیز های ترسناک آزار دهنده فکر می کردم، همین باعث روی خواب هایم هم تاثیر بذاره یه مدت در خواب می ترسیدم، همون وحشت خواب رو داشتم، اینطوریه که مرز بین خواب و واقعیت رو نمیشه به راحتی تشخيص داد، در حالتی بودم که نه خواب بودم و نه بیدار و این باعث می شد که در دنیای واقعی هم بترسم و واکنش نشون بدم، واکنش هایی مثل فریاد زدن، کمک خواستن و... تو خواب معمولا یه موجود عجیبی می خواست به من حمله کنه، و من چون نمی تونستم به موقع واکنش بدم، می ترسیدم، تو خواب معمولا حرف خاصی نمی زدم، اما انعکاسش در واقعیت بود بعدش که تحقیق کردم، تصمیم گرفتم به خودم روحیه بدم، خودم مراقب خودم باشم و از خودم حمایت کنم، بعد مدت کمی دیگه نمی ترسیدم و تونستم بهش قلبه کنم بعد یه مدت ، برای رسیدن به آرزو هام با اینکه روحیه کافی نداشتم تلاش می کردم، اون موقع خیلی فکر کردن بهش بهم فشار می آورد، اما کم کم با ادامه دادن و تسلیم نشدن، ذهنیتم تغییر کرد، دیگه تسلیم نمیشم و تا آخرش تلاش می کنم تلاش کردن و تسلیم نشدن خیلی مهمه، پس هیچ وقت باور به خودتون رو از دست ندید، هیچ وقت خودتون رو دست کم نگیرید، و از خودتون و زندگی نا امید نشید، وقتی تونستم مشکلاتی از درس و مدرسه داشتم رو با کمک خدا درست کنم فهمیدم فقط باید تسلیم نمی شدم و ادامه می دادم امیدوارم از این متن لذت برده باشید، نظر، پیشنهاد، انتقاد و هر چیز دیگه ای دارید حتما بنویسید </description>
                <category>نرگس</category>
                <author>نرگس</author>
                <pubDate>Sun, 22 May 2022 23:14:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند تا مشکلات انیمه هنر شمشیر زنی آنلاین</title>
                <link>https://virgool.io/@m_31510805/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D8%A7-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%B1-%D8%B2%D9%86%DB%8C-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-tlnd0ldoa97l</link>
                <description>این انیمه یکی از بهترین انیمه ها تو سبک خودش هست، و طرفدار های زیادی داره، اما می خوام در مورد بعضی از اشکال ها که تو این انیمه هست بگم،قصد توهین به این انیمه ندارم و انیمه هیتر هم نیستم فقط خوبه به این موضوع توجه بشه 
همون طور که داستان این انیمه رو می دونید، داستان اینطور شروع میشه که بازیکن های بازی متوجه میشن که نمی تونن از بازی خارج بشن مگر اینکه یه کسی این بازی رو تموم کنه، در حقیقت تو دنیای مجازی بازی هستن که مثل یه جور رویا می می مونه.   مشکل اول اینه که وقتی وارد یه بازی آنلاین میشی، سرور های مختلف وجود داره، یعنی نمیشه همه بازیکن های بازی رو دید و به راحتی پیدا کرد، ولی تو این انیمه یه این نکته توجه نشده، مثل این هست که بازیکن ها رفته باشن به یه دنیای دیگه واقعی، ولی این دنیای بازی هست و اونقدر فضای کافی نداره که همه بازیکن ها همزمان تو یه سرور باشن مورد دوم، این بازی آنلاین هست و با اینترنت کار می کنه و با برق، این رو در نظر نگرفتن که تو این مورد فقط یه بار برق های شهر بره تک تک بازیکن ها کشته خواهند شد، و موضوع قطع شدن اینترنت هم هست، و احتمالش از رفتن برق ها بیشتره ولی تو این دو سال که بازیکن ها تو بازی بودن هیچ اتفاقی نیفتاده مورد سوم، تو فصل سوم و چهارم این انیمه هست که از همه بد تره، ساخته شدن ربات هایی مثل انسان های واقعی اون هم فقط با ساخته شدن در فضای مجازی بازی، شخصیت های این بازی همه مثل انسان های واقعی هستن با این تفاوت که در دنیای متفاوتی زندگی می کنن، کجای این موضوع منطقیه؟! شخصیت هایی نه بدن واقعی دارن نه روح واقعی چطور میشه بهشون گفت انسان واقعی؟! با این کار یه جور توهین نکردن؟! مورد چهارم، هدفی که تو فصل سوم و چهارم این انیمه داشتن پوچ و بی سرو ته بود، یعنی نویسنده این انیمه همینطور برای خودش این مزخرفات رو نوشته، اگه بخوایم کل داستان رو به هم ربط بدیم هیچ کدوم با عقل جور در نمیان، و کاملا غیر منطقی هستندر ادامه فصل چهارم هم برای بعضی چیز ها اتفاق ها زیادی بلند پروازانه بودن خب، به پایین این مطلب رسیدیم، اگه چیز دیگه مثل نظر، پیشنهاد، انتقاد دارید حتما بنویسید </description>
                <category>نرگس</category>
                <author>نرگس</author>
                <pubDate>Sat, 21 May 2022 15:41:25 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>