<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های deniz</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_32173091</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-08 05:49:54</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>deniz</title>
            <link>https://virgool.io/@m_32173091</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کرونا چهار هفته مهمان ما بود با همه مشکلاتش....</title>
                <link>https://virgool.io/@m_32173091/%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA%D8%B4-l3fflf6d8bez</link>
                <description>خیلی مراعات می کردیم هم خودم وهم همسرم .از سال 98 تا حالا کرونا نگرفته بودیم تا اینکه یه از خدا بی خبری به خاطر اشتباهش و رعایت نکردن مسایل بهداشتی و عدم فاصله با بقیه این ویروس منحوس به همسرم منتقل کرد.خلاصه با اینکه جوان هستیم وسیستم ایمنی بدنمون قوی بود ولی هردو ما سه هفته از کارو زندگی انداخت مخصوصا منو چون داشتم ویراستاری کتابم انجام میدادم که ثبتش کنم و بعدشم چاپ که کرونای ناخوانده من و همسرم یک ماه از کار و زندگی انداخت امیدوارم این ویروس هیچ وقت رنگ خونه هاتون نبینه و به زودی ریشه کن بشه .خواهشی که دارم اینه که اگه واکسن زدید تا دوهفته شما ناقل ویروس هستید از دیگران فاصله بگیرید و از ماسک های پارچه ای استفاده کنید و اگه کوچکترین علایم سرماخوردگی دارید سرکار نرید ممکن همه مثل جوان ها طاقت وبدن قوی نداشته باشند و یادمان بمونه شاید خدایی نکرده باعث اتفاقاتی بشیم که هیچ برگشتی ندارند.</description>
                <category>deniz</category>
                <author>deniz</author>
                <pubDate>Sun, 17 Oct 2021 15:20:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کمبوجیه و دختر فرعون اثر ابرس گئورگ ...قسمت دوم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_32173091/%DA%A9%D9%85%D8%A8%D9%88%D8%AC%DB%8C%D9%87-%D9%88-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%B9%D9%88%D9%86-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%B3-%DA%AF%D8%A6%D9%88%D8%B1%DA%AF-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-p9jxczhx8ria</link>
                <description>دختر فرعون متهم به ارتباط نامشروع با بردیا برادر کمبوجیه می شود و چون راهی نمی یابد تا بی گناهی خود را ثابت کند نامه ای مینویسد و در آن به اثبات بی گناهی خود می پردازداما حیف که شاه در متوجه بی گناهی همسرش میشود زمانی که کار از کار گذشته ونیتیت سم خورده است شاه بعد از روشن شدن قضیه واینکه نیتیت را با یک سوظن بیجا از دست داده رو به شرب خمر می آورد وبا نهایت جنون به جنگ با مصر می رودوجود فانس و راهنمایی او جلوی جنون شاه میگیرد واو را روشن میسازدتا رویه خود را تغییر دهد کمبوجیه به جنگ با مصر می رود و پسر آمازیس را سرنگون می کند و حکومت مصر رابه دست می آورد ودر نهایت برای جلوگیری از واگذاری حکومت به دست خاندان برادرش با آتوسا خواهر خود ازدواج میکند و این پایان رابطه خود با مادر است و در نهایت به خاطر حسادت های بیجا در نهایت جنون دوباره سر برآورده شده دستور قتل برادرش بردیا را صادر میکند ....فوق العاده بود و بسیار دردناک و غم انگیز برای بردیا </description>
                <category>deniz</category>
                <author>deniz</author>
                <pubDate>Tue, 21 Sep 2021 12:06:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کمبوجیه و دختر فرعون اثر ابرس گئورگ ...قسمت اول</title>
                <link>https://virgool.io/@m_32173091/%DA%A9%D9%85%D8%A8%D9%88%D8%AC%DB%8C%D9%87-%D9%88-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%B9%D9%88%D9%86-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%B3-%DA%AF%D8%A6%D9%88%D8%B1%DA%AF-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-v9yyzegx7x5n</link>
                <description>داستان این کتاب برمیگرده به امپراطوری کمبوجیه پسر کوروش بزرگ در دوره هخامنشیان و بیست وششمین سلطنت فرعون مصر به نام فرعون امازیس که در نوع خودش بی نظیره و خواندنی است.در زمان صلح ایران و مصر کمبوجیه خواستار دختر فرعون( که دختر واقعی فرعون هم نبوده اما هیچ کس از آن اطلاعی نداشته) میشود ونیتیت دختر فرعون به محض دیدار کمبوجیه یه دل نه صد دل عاشق ودلباخته کمبوجیه می شود کمبوجیه با دیدن رفتار و کردار نیتیت از حرمسرای خود و سوگلی خود فاصله میگیرد و ترجیح میدهد بعد از ازدواج با او حرمسرا را به شهر دیگری منتقل کند در این اثنی با همدستی و حسادت خواجه دربار وسوگلی شاه اتفاقی که نباید می افتد و ......</description>
                <category>deniz</category>
                <author>deniz</author>
                <pubDate>Sun, 12 Sep 2021 17:50:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چشمان ابوالهول ، رازهای دیگری از مصر ناشناخته</title>
                <link>https://virgool.io/@m_32173091/%DA%86%D8%B4%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%87%D9%88%D9%84-%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B5%D8%B1-%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87-li9eb9rf8a1x</link>
                <description>در مورد مصرهرچه بدانیم باز هم انگار هیچ نمیدانیم بامطالعه کتاب به این نتیجه میرسیم که مصرسرزمین عجایب هنوز هم در دل خودرازهایی را نهان دارد که با گذشت سالیان متمادی هنوز هم این اسرار مخفی مانده اند وبا عقل وهوش بشری قابل توصیف وعلت یابی نیست .در کتاب به این موضوع اشاره داردکه شاید مصرو اهرام آن ساخته و پرداخته دستی مافوق بشری از کرات دیگر باشد واین موضوع هنوز از نظر دانشمندان باستان شناسی رد نشده است و این امکان دارد که این سازه های عجیب رامعمارانی چون خود عجیب و ناشناخته ساخته باشند .دانشمندان باستان شناس به دنبال مقبره ها واهرامی بودند که امروزه هیچ اثری از آنها موجودنیست اما وجود دارند و تاریخ نویسانی چون هردوت از آنها مشخصاتی بی عیب و نقص ارایه کرده اند و همچنین مقبره هایی را کشف کرده اند که متعلق به جسدگاو غول پیکر آپیس بوده اما تاکنون هیچ مومیایی از آپیس یافت نشده است و یا لابیرنت گمشده که هرگز پیدا نشده ویا وجود کتیبه های که ثابت میکند قبل از اختراع برق توسط ادیسون آنها از برق و انرژی اطلاع داشتند و حتی یک باطری مصری هم کشف شده است .میشل دومونتانی میگوید :آقایان من از این بستان دسته ای گل چیده ام وهیچ برآن نیفزودم مگر نخی که گل ها را به هم پیوند می دهد.</description>
                <category>deniz</category>
                <author>deniz</author>
                <pubDate>Mon, 06 Sep 2021 13:07:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آبشوران نسلی از قدیم.....</title>
                <link>https://virgool.io/@m_32173091/%D8%A2%D8%A8%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%B3%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85-ip0sdc8aemjr</link>
                <description>یه کتابی هست به نام آبشوران نوشتهٔ علی‌اشرف درویشیان که در سال ۱۳۵۳ منتشر شد این کتاب مجموعه داستان های زیبایی داره که برای نسلی هست که الان در دوره میانسالی یا بزرگسالی به سر میبرند نسلی از گذشته که تمام کودکی اونها با کودکی و دنیای بچه های امروز فرق داره اما علاوه بر این مساله نویسنده به طرز تلخی نسبت به فقر، اختلاف طبقاتی، بی سوادی، فقر فرهنگی، خرافات، لاابالی گری،‌ تضاد جنسیتی،‌مردسالاری و ضدیت دین با علم به چالش کشیده می شود. به دلیل دید واقع گرایانه نویسنده اثر، خواننده به طرز عجیبی با شخصیت داستان همذات پنداری می کند بهتون توصیه میکنم بخونیدش .....</description>
                <category>deniz</category>
                <author>deniz</author>
                <pubDate>Fri, 03 Sep 2021 11:31:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آبی دور دست کجاست؟؟؟؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_32173091/%D8%A2%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D8%AA-g2mun66gyhjz</link>
                <description>سال‌های سال شیفته‌ی آبیِ دورترین کرانه‌ی چیزهای چشم‌رَس بوده‌ام، رنگ آفاق، رشته‌کوه‌های دور و هر چیزِ دوردست. آبیِ دوردست رنگِ یک حس است، رنگ تنهایی و رنگ حسرت، رنگ آن‌جایی که از این‌جا پیداست، رنگ جایی که خودت آن‌جا نیستی و رنگ جایی که هیچ وقت نمی‌توانی بروی، چون این آبی کیلومترها دورتر بر لبه‌ی افق ننشسته، بلکه در فاصله‌ی بین تو و آن کوه‌هاست. رابرت هَسِ شاعر نامش را «حسرت» می‌گذارد، «چراکه اشتیاق پر است از فواصل بی‌پایان». آبی رنگِ حسرتِ دوردست‌هایی‌ست که هیچ وقت به آن نمی‌رسی، حسرتِ دنیای آبی. کتاب نقشه هایی برای گم شدن از ربکا سولنیت کتابی که معنای آبی دور دست به چشم جان برای خواننده توصیف میکند نوشته های بالا قطعه ای از کتاب بود امیدوارم لذت ببرید.</description>
                <category>deniz</category>
                <author>deniz</author>
                <pubDate>Tue, 31 Aug 2021 15:22:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرنوبیل گذشته یا آینده ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_32173091/%DA%86%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%A8%DB%8C%D9%84-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%87-%DB%8C%D8%A7-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-bxq92gnk8shr</link>
                <description>نمیدونم چقدر از چرنوبیل اطلاعات دارید اما هرچی که بود به معنای واقعی کلمه فاجعه ای هولناک از خطای بشر که هنوزم از تعداد دقیق تلفات آن آماری در دسترس نیست در مورد این کتاب دارم یه داستان مینویسم استارت کار زدم امیدوارم خوب از کار دربیاد با چاشنی تخیل .درمورد چرنوبیل یه کتاب خوندم به نام صداهایی از چرنوبیل نوشته سوتلانا آلکسیویچ فوق العاده بود و این کتاب جایزه  نوبل ادبیات سال 2015 هم گرفته بهتون پیشنهاد میکنم بخونینش درسته که به تاریخ وایران تعلق نداره اما گاهی این کتاب ها باعث میشه بفهمیم که همه ما انسان هستیم ودرد وشادی  یه انسان در ورای دیگر این کره خاکی میتونه باعث درد وشادی ما در ورای دیگر باشه به این دلیل که همه ما انسان هستیم و بس.</description>
                <category>deniz</category>
                <author>deniz</author>
                <pubDate>Mon, 30 Aug 2021 17:37:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب اتاق مهمان اثر دریدا سی میچل</title>
                <link>https://virgool.io/@m_32173091/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D9%82-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%D8%B3%DB%8C-%D9%85%DB%8C%DA%86%D9%84-vf0qkiod4zyk</link>
                <description>در موردش توی اینستاگرام خوندم به کتابفروشی رفتم خریدمش و شروع به خوندنش کردم داستان در مورد دختری به نام لیزا هست که اتاقی در خانه ای که انگار اون خونه در پس ذهنش جا داره اجاره میکنه و شروع به زندگی میکنه ابتدا اتاق براش عادیه اما بعد از مدتی نامه خودکشی مردی را که قبلا در اون اتاق زندگی میکرده پیدا میکنه و داستان کم کم شروع میشه و اتفاقاتی براش میفتد که متوجه میشه این اتفاقات بی ارتباط باصاحب خانه هایش نیست یعنی جک ومارتا و.....درنهایت با سماجت و پیگیری و دنبال کردن نشانه ها به رازی عمیق در مورد والدین واقعی  خودش پی میبرد واینکه اون خانه اشنا متعلق به خانواده او بوده است و.....جالب بود برام تا حالا توی این ژانر کتاب نخونده بودم و واقعا جالب بودبرام طوری که با وجود مشغله فراوان 2روزه تمومش کردم و اینکه یه کتاب دیگه به نام لیست مهمانان هم توی این ژانر هست علاقه مندم اونم بخرم و بخونم اگه شما هم توی این زمینه ها مطالعه کردین ممنون میشم اسم کتاب هاتون برام بنویسید .</description>
                <category>deniz</category>
                <author>deniz</author>
                <pubDate>Sun, 29 Aug 2021 17:11:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب مغازه خودکشی معرفی شده توسط دکتر شکوری</title>
                <link>https://virgool.io/@m_32173091/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%BA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%B4%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%B4%DA%A9%D9%88%D8%B1%DB%8C-afbwawjevwja</link>
                <description> کتاب نخریدم نسخه اینترنتی خوندم کتاب جالبی بود در اوج ناامیدی حالتون عوض میکنه یعنی میگه ادم آینده میتونه خیلی بیشتر از ادم امروزی افسرده بشه و زودتربه ته خط برسه که خلاصی خودش از زندگی به همه چی ترجیح بده و وارد مغازه خودکشی بشه و وسیله مورد نیاز برای خودکشی خودش بخره و بره و خلاص بشه اما این وسط وجود یه پسربه نام آلن که اتفاقا پسر صاحب مغازه هست دید و فکر ادما عوض میکنه با حرفا و کارهاش هارمونی افراد بهم می ریزه و پنجره امید به همه نشون میده و دنیای سیاه شکست میده و.....من خوندمش و خیلی لذت بردم بد نیست گاهی با نوشته های فوق تخیلی روبه رو بشیم که هیچوقت به فکرمون خطور نمیکنه بهتره توخوندن هم جسارت به خرج بدیم ...</description>
                <category>deniz</category>
                <author>deniz</author>
                <pubDate>Thu, 26 Aug 2021 16:28:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا شروع کردم به خوندن ؟؟؟؟؟؟؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_32173091/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%86-ug7d9k8yz9gp</link>
                <description>شخصا یک سالی میشه که شروع به خوندن کردم تا قبل از اون علاقه ای به کتابهای داستانی وخارجی نداشتم تاریخ دوست داشتم و از سرزمین مصر وعجایب اون لذت میبردم اولین کتابی که منو تو خودش غرق کرد کتاب دو جلدی سینوهه از میکا والتاری بود بعدش کتاب جراح دیوانه اثر یورگن تور والد بودهردو کتاب هم ترجمه ذبیح اله منصوری که فوق العاده بود بعدش چندتایی رمان ایرانی خوندم ولی متاسفانه از رمان های ایرانی زده شدم الان یک سالی میشه خیلی جدی دارم کتاب میخونم و تونستم برای خودم یه چیزایی بنویسم اما متاسفانه بخاطر کرونا خیلی محدود شدم و امکان استفاده از کتابخونه های عمومی ندارم خوشحال میشم برام پیام بذارید و باهم کتاب به اشتراک بگذاریم .نوشته از عضو جدید ویرگول </description>
                <category>deniz</category>
                <author>deniz</author>
                <pubDate>Fri, 16 Jul 2021 21:34:41 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>