<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مرضیه اسکندری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_32213174</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 03:53:37</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3745555/avatar/kCmIY1.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مرضیه اسکندری</title>
            <link>https://virgool.io/@m_32213174</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تحریم‌های مردمی اسرائیل: ایستادگی علی‌رغم پنهان‌کاری</title>
                <link>https://virgool.io/@m_32213174/%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D9%84-%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B1%D8%BA%D9%85-%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-akkoct263h3l</link>
                <description>برچسب «جنگ این‌جا آغاز می‌شود» روی پرتقال‌های صادر شده از فلسطین اشغالیمقدمه:شرکت‌ها و نهادها ترجیح می‌دهند شرکای تجاری خود را پنهان کنند، خصوصاً اگر این شرکا متهم به جنایات جنگی و نسل‌کشی باشند. بی‌توجهی به این نکته می‌تواند با سهولت و سرعت حرکت‌های مردمی مقابله با اسرائیل از طریق تحریم را متوقف کند و بر زمین زند. این یادداشت به نقش شفافیت در توفیق حرکت‌های مردمی تحریم اسرائیل می‌پردازد. بسیاری از حرکت‌های مردمی تحریمی قدرتمند شفافیت روابط شرکت‌ها و نهادها با اسرائیل را در صدر مطالبات خود قرارداده‌اند. جنبش ضد سرمایه‌گذاری دانشجویی آمریکا و گروه‌های‌ حامی تحریم تکنولوژیک اسرائیل مانند نه به تکنولوژی برای آپارتاید از این جمله هستند[1].در دسامبر ۲۰۲۳ دانشجویان دانشگاه کلمبیا، حدود دو ماه پس از طوفان الاقصی، در نامه‌ای [2] خطاب به هیئت امنای دانشگاه از آن‌ها خواستند ارتباطات خود را با نهادها و شرکت‌های حامی اسرائیل قطع کند. این دانشجویان به ویژه بر اخراج سرمایه‌های این نهادها و شرکت‌ها از پروژه‌های تحقیقاتی متعدد در این دانشگاه تاکید کردند.[3] ۶ ماه بعد این دانشجویان به رهبران بزرگ‌ترین جنبش‌ دانشجویی معاصر در آمریکا تبدیل شدند. آوریل ۲۰۲۴ همبستگی دانشجویان در سراسر آمریکا با جنبش بایکوت، سرمایه‌زدایی، و تحریم (BDS) در حمایت از فلسطین را به خود دید. پلیس مجبور شد برای کنترل این خیزش خشونتی بی‌سابقه در برخورد با دانشجویان به کار برد. تجمعات دانشجویان در محوطه‌ی دانشگاه ممنوع شد. دانشجویانی که سعی می‌کردند علی‌رغم این ممنوعیت‌ها چادرهای‌شان خود را در محوطه‌ی دانشگاه برپا کنند، به سرعت و با خشونت از محوطه‌ی دانشگاه اخراج [4] و برای مدت نامعلومی از تحصیل معلق شدند. [5] بیش از ۳۰۰۰ دانشجو در سراسر آمریکا دستگیر، تعلیق، و ممنوع الاورود شدند. به موازات این اقدامات دانشجویان رسماً در رسانه‌ها به طرق مختلف تهدید می‌شدند. بحث‌ها بر سر این بود که دانشجویان معترض هرگز قادر نخواهند بود آن موقعیت اجتماعی و شغلی‌ای که معمولاً در انتظارِ فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌های الیت آمریکا است را به دست آورند. خانواده‌های این دانشجویان زیر بار پرداخت صدها هزار دلار شهریه رفته بودند [6]ولی حالا صاحبان بزرگ سرمایه پیش‌بینی می‌کردند [7] که فرزندان معترض‌شان حتی از تامین معاش خود نیز باز خواهند ماند. بسیاری از شرکت‌های آمریکایی، به محض اطلاع از سوابق اعتراضی آن‌ها به اسرائیل، هرگز آن‌ها را استخدام نخواهند کرد.جنبش دانشجوییِ تحریم اسرائیل بیش از دو دهه است که در دانشگاه‌های آمریکا و اروپا فعالیت می‌کند. مانند بسیاری از جنبش‌های مردمی تحریمی، دانشجویان متهم به خیال‌بافی درباره‌ی حمایت شرکت‌ها و موسسات از اسرائیل و جنایاتش در کرانه‌ی باختری و غزه شدند. با این حال دانشجویان آمریکایی عقب ننشستند. سر لیست مطالبات بسیاری از تحصن‌های دانشجویی افشای نام و ماهیتِ تمامِ انواعِ سرمایه‌گذاری در پروژه‌های تحقیقاتی، جوایز، بورسیه‌ها، و انواعِ متنوع دیگر دادوستدهای مالی دانشگاه با افراد و نهادهای خارجی بود. تمام کسانی که سیستم سرکوب و کشتار بی‌وقفه در کرانه‌ی باختری و غزه را از نزدیک دنبال کرده‌اند، از جمله دانشجویان، می‌دانند که چنین چیزی جز با حمایت‌های آکادمیک و فناورانه‌ی پیشرفته از اسرائیل ممکن نمی‌شده است. اگر چه دانشجویان موفق به برملا کردن سازوکار هم‌دستی دانشگاه‌های آمریکا با اسرائیل نشدند اما توجه عمومی را به این همدستی جلب کردند.در کنار حرکت تحریمی دانشجویان در آمریکا، گروه‌های دیگری تلاش می‌کردند توجه عمومی را به نقشِ استثناییِ شرکت‌های فناوری آمریکایی در تثبیت و گسترش سیستم سرکوب فلسطینیان جلب کنند. به عنوان مثال گروه نه به تکنولوژی برای آپارتاید که در سال ۲۰۲۱ تشکیل شد، خواستار توقف همکاری گوگل و آمازون با دولت اسرائیل تحت پروژه‌ی نیمبوس بود. در این پروژه گوگل پلت‌فورمی را برای اسرائیل طراحی می‌کند که بتواند آبشار اطلاعاتی که هر روزه برای زیر نظر گرفتن فلسطینیان جمع‌آوری می‌کند را ذخیر، طبقه‌بندی، و تحلیل کند. به عنوان مثال پهبادهای اطلاعاتی اسرائیلی که روزانه بر فراز غزه و کرانه‌ی باختری پرواز می‌کنند یا دوربین‌هایی که عبور و مرور فلسطینیان در ایست بازرسی‌ها‌ و حتی به خانه‌هایشان را پایش می‌کنند، یا داده‌هایی که از تلفن همراه فلسطینیان جمع‌آوری می‌شود، حجم عظیمی از داده‌ها را پدید می‌آورند. این اطلاعات بدون یک سیستم طبقه‌بندی امنیتی بی‌استفاده خواهد بود. این طبقه‌بندی‌ها پایه‌ی ده‌ها نوع مجوز امنیتی مختلفی است‌که برای کنترل همه‌ی جوانب زندگی فلسطینیان در کرانه‌ی باختری، از رفت و آمد گرفته تا کار و تحصیل، صادر می‌شود. استفاده‌ی این داده‌ها در تعیین اهداف بمباران در غزه -توسعه‌ی هوش مصنوعی Where is Daddy- بدون چنین زیرساخت‌های عظیم تکنولوژیک ممکن نبود. مهم‌ترین ویژگی این هوش مصنوعی، به گفته‌ی مقامات اسرائیلی، امکان بالابردن سرعت بمباران در غزه به اندازه‌ای که خارج از حیطه‌ی توانایی‌های صرفاً انسانی است.پس از طوفان‌الاقصی فعالیت‌های گروه‌های تحریمی مردمی نیز گسترده‌تر شد. نه به تکنولوژی برای آپارتاید در بیانیه‌های متعدد به افشای جنایات اسرائیل در غزه پرداخت. در این‌جا نیز، هم‌چون جنبش دانشجویی در آمریکا، با قدرت‌گرفتن جنبش تحریم مردمی علیه اسرائیل، ادعاها درباره‌ی بی‌ربط بودن فعالیت‌های شرکت‌های تکنولوژیک آمریکا به تقویت و توسعه‌ی سیستم سرکوب اسرائیل بالا گرفت. در آوریل ۲۰۲۴ دفتر پروژه‌ی نیمبوس گوگل در نیویورک و کالیفرنیا اشغال شد. [9] مطالبه‌ی اصلی این مهندسان و کارکنان از گوگل افشای طرح کلی پروژه‌ی نیمبوس بود. در این‌جا نیز جنبش تحریم مردمی با دیوارِ پنهان‌کاری هم‌دستان اسرائیل درباره‌ی ماهیت واقعی حمایت‌های تکنولوژیک‌شان مواجه شد. بیش از ۵۰ نفر از معترضان از کارشان اخراج شدند.[10]شرکت‌های حامی اسرائیل، به خصوص در ایامی که توجه عمومی به جنابات اسرائیل جلب شده است، تلاش می‌کنند با ابزارهای مختلف ارتباطات خود را انکار کنند. در کشورهای اسلامی، که به ویژه حمایت شرکت‌های غذایی از اسرائیل مورد توجه بوده است، همین سیاست پنهان‌کاری به چشم می‌خورد. در طی یک سال پس از آغاز حمله‌ی اسرائیل به غزه، فروش کوکاکولا در بنگلادش ۲۵ درصد کاهش داشته است. در واکنش به از دست رفتن بخشی از بازار خود در بنگلادش، کوکاکولا ویدئویی تبلیغی [11] در کانال خود در یوتیوب منتشر کرد. در این ویدئو کوکاکولا تلاش می‌کند حمایت‌های خود از اشغالگری اسرائیل را انکار کند. کوکاکولا خود را شرکت بسیار بزرگ و با سابقه‌ای معرفی می‌کند که در بسیاری از کشورهای دنیا خط تولید و فروش دارد و فلسطین (در واقع فلسطین اشغالی)‌ تنها یکی از آن‌هاست.واکنش کوکاکولا به از دست رفتن بازار خود در بنگلادش به ویژه قابل توجه است. بر خلافِ آن‌چه که ممکن است انتظار رود، پاسخِ کوکاکولا به عنوانِ یک شرکت تجاری بزرگ به کاهش ۲۵ درصدی فروش‌اش در کشوری با بیش از ۱۶۰ میلیون جمعیت، بستن دفاتر و کارخانه‌هایش در اراضیِ اشغالی با حداکثر ۷۵۰ هزار مستعمره نشین نیست. کوکاکولا در عوض دو استراتژی دیگر را در پیش می‌گیرد. این شرکت از یک طرف تلاش می‌کند که افکار عمومی بنگلادش را از ماهیت اشغالگرانه‌ی کارخانه‌هایش در کرانه‌ی باختریِ رود اردن منحرف کند. از طرف دیگر اعلام می‌کند که بخشی از شرکت‌های پرکردن بطری‌های نوشابه را به ترکیه منتقل‌ خواهد کرد. این استراتژی خود به تنهایی گویای راهبردهای فراتجاریِ یک شرکت تجاری و روابط‌اش با اسرائیل است. شرکتی که انتظار می‌رود منطق افزایش هر چه بیشتر سود بر تمام ملاحظات دیگرش رجحان یابد.[12]نمونه‌ی بالا به خوبی نشان می‌دهد که حتی پس از عمومی شدنِ حمایت شرکت‌ها از اسرائیل، آن‌ها می‌توانند این مساله را، با ابزارهای مختلف، به حاشیه ببرند. افشا و عمومی‌شدن حمایت یک شرکت یا نهاد از اسرائیل به خودی خود نمی‌تواند تبدیل به ابزاری برای فشار به آن شرکت برای توقف همکاری‌هایش شود. در ایران و پس از حمله‌ی اسرائیل به غزه در سال ۲۰۰۸، وزیر صنایع و معادن وقت به شرکت خوشگوار مهلت داد تا نوع دادوستدش با شرکت کوکاکولا در آمریکا را روشن کند. مدیر تجاری خوشگوار اعلام کرد که ماده‌ی اولیه- همان که کوکاکولا شربت می‌نامد- به واسطه‌ی شرکتی در هلند از شعبه‌ی اصلی در آمریکا وارد می‌شود.[13] در سال ۲۰۱۲، و در اوج اعمال تحریم‌های مالی و بانکی بی‌سابقه علیه ایران، مجله‌ی وال‌استریت تاثیر این تحریم‌ها بر بخش‌های مختلف ایران، از جمله صنایع غذایی، را بررسی کرد. [14] به گزارش این مجله و به نقل از سخنگوی کوکاکولا در آتلانتا و مدیر تجاری خوشگوار در مشهد، تحریم‌های مالی آمریکا هیچ اختلالی در دریافت شربت کوکاکولا در ایران و انجام پرداخت‌ها در آمریکا ایجاد نکرده‌ است.علی‌رغم افشای این اسناد در رسانه‌های رسمی و حاکمیتی، مردمی که در جلوی شرکت خوشگوار در مشهد اجتماع کردند‌ به سادگی و با اتهام مزدوری برای رقبای خوشگوار عقب رانده شدند. در سال اخیر و پس از مطرح شدنِ دوباره‌ی حضور کوکاکولا در ایران، این ارتباط با موضع رسمی مقامات دولتی [15] به سادگی انکار شد.بنابراین افشای اسناد همکاری شرکت‌ها با دولت اسرائیل، اگرچه گامی ضروری برای حرکت‌های مردمی تحریمی است، اما به تنهایی موفقیت این‌ حرکت‌ها را تضمین ‌نمی‌کند. به محض افشا و انتشار اسناد همکاری، شبکه‌ای از نهادهای قدرتمند و هم‌دست به میدان می‌آیند که می‌توانند به سادگی هر نوع سندی درباره‌ی همدستی شرکت‌های مورد هدف با اسرائیل را خدشه‌دار کنند و یا به حاشیه ببرند. این‌جا است که به خوبی روشن می‌شود تحریم شرکت‌ها و نهادهای حامی اسرائیل را نمی‌توان با پژوهشی در اسناد مالی، قراردادها، مواضع و سیاست‌های رسمی نهاد ها و شرکت‌ها و انتشار لیستی از آن‌ها آغاز کرد. لازمه‌ی هر چنین پژوهشی فشار هم‌زمان مردمی بر شرکت‌ها برای علنی کردن نوع مراودات‌شان با اسرائیل است. بدونِ فشار مستمر مردمی بر افشای مراودات شرکت‌ها و افراد با اسرائیل، نه هیچ وقت این مراودات احراز یا علنی خواهند شد، و نه حتی اگر عمومی شوند به ابزاری برای توقف آن‌ها تبدیل خواهند شد.[1] No Tech for Apartheid[2] https://www.finance.columbia.edu/sites/default/files/content/ACSRI/12.1.2023%20CUAD%20ACSRI%20Divestment%20Proposal.pdf[3] Divestment[4] https://www.ft.com/content/5e5dc6f2-7c79-44fb-9637-b5f52077d155[5] https://www.aljazeera.com/gallery/2024/4/30/photos-columbia-suspends-students-after-call-to-end-gaza-camp-unheeded[6] نگاه کنید به این مصاحبه CNN:https://youtu.be/JdpqIuvnr0k?si=rglpWP0ApoOY7yBy[7] https://youtu.be/JdpqIuvnr0k?si=d9YkBz-Q-8njFinb[8] http://notechforapartheid.com/[9] https://youtu.be/rz8Y2NSPpXo?si=z-NN1C6ulp3cnksX[10] https://www.aljazeera.com/news/2024/4/23/what-is-project-nimbus-and-why-are-google-workers-protesting-israel-deal[11] https://www.aljazeera.com/news/2024/6/12/coca-cola-ad-in-bangladesh-sparks-backlash-for-denying-ties-with-israel[12] سابقه‌ی شرکت کوکاکولا در حمایت از اسرائیل به دهه‌های پیش از این و به دهه‌ی ۶۰ میلادی باز می‌گردد. در دهه‌های آغازین پس از تاسیس اسرائیل، کوچاندن یهودیان به سرزمین‌های فلسطین مستلزم تامین غذا، سرپناه و شاید اساسی‌تر از همه‌ی این‌ها شغل بود. در واقع برخی از اقتصاددان‌ها معتقدند حقِ داشتن شغل، به خصوص در نظامات مدرن، اساسی‌تر از حق خوراک و سرپناه است. تامین شغل برای مستعمره‌نشین‌ها اهمیتی حیاتی در تشویق یهودیان به مهاجرت به سرزمینی بیگانه و در نتیجه توسعه‌ی اسرائیل داشته اشت.تولید شغل برای مستعمره‌نشینان تنها با تصاحب سرزمین، منابع، انتقال دانش و تکنولوژی، و سرمایه‌گذاری خارجی به فلسطین ممکن بود. تمام این تمهیدات با حمایت ویژه ی آمریکا از اسرائیل صورت گرفت. با سرمایه‌گذاری شرکت‌های آمریکایی نه تنها معاش مستعمره‌نشین‌ها تامین شد بلکه دانش و تکنولوژی لازم برای تبدیل اسرائیل به یک کشور توسعه یافته نیز فراهم شد. بنابراین ساده‌انگارانه است اگر تصور کنیم تاسیس کوکاکولا به فاصله‌ی کوتاهی از جنگ ۱۹۶۷، و ۱۹ سال پس از نکبت تنها با هدف گسترش بازار مصرف برای کوکاکولا بوده است. با همین ملاحظه است که اتحادیه‌ی عرب، به عنوان مهم‌ترین مدافع حقوق فلسطینیان در آن سالها، کوکاکولا را از سال ۱۹۶۷-۱۹۹۱ تحریم می‌کند. (https://www.tbsnews.net/features/panorama/why-are-people-so-mad-coca-cola-878046)[13] اخطار به شركت خوشگوار براي اتمام قرارداد با كوكاكولا:( https://www.asriran.com/fa/news/62492/%D8%A7%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D8%B1%D9%83%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%B4%DA%AF%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%8A-%D8%A7%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%25A)[14] https://www.wsj.com/articles/BL-SOURCEB-23643[15] https://www.khabaronline.ir/news/1847539/%D8%A8%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%B4-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D8%A8%D9%87%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D9%84%DB%8C-%25</description>
                <category>مرضیه اسکندری</category>
                <author>مرضیه اسکندری</author>
                <pubDate>Wed, 20 Aug 2025 11:00:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طنز و سفرنامه هم نمی‌توانند روایت نظامی ما از لبنان و فلسطین را تغییر دهند!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_32213174/%D8%B7%D9%86%D8%B2-%D9%88-%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D9%84%D8%A8%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%81%D9%84%D8%B3%D8%B7%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF-qhxnou9qihet</link>
                <description>کتاب الی سفرنامه شامات و حدود سرزمین‌های اشغالی 
 نوشته فائضه غفار حدادی لبنان کجاست؟ و چگونه حزب‌الله در آن بالیده است؟این سوالی است که  الی ... تلاش دارد با زبانی روان و طنز پاسخ دهد. این کتاب یادداشت‌های روزانه‌ی فائضه غفار حدادی از سفرِ کوتاهش به لبنان و دمشق است که در قالب یک کتاب منتشر شده است.جاذبه‌ی یادداشت‌های روزانه اغلب خوانندگان را با خود می‌کشاند. خواننده در  الی ...‌ با فراز و فرودهای مکرر مواجه است و پیوسته مشتاق است بداند رخداد بعدی چیست. از طرفی این کشش لازمه‌ی طرح موضوعِ مهجوری هم‌چون اشغال و جنگ در لبنان، سوریه و فلسطین در میان کتاب‌خوان‌های ایرانی است. اگر نویسنده می‌توانست زبانِ طنز خود را برای مخاطبِ عام‌تر به کار گیرد - نه منظر مخاطبانی که پیشاپیش بامقاومت در فلسطین و لبنان همراه هستند- قطعاً بهتر بود. در ایران، و در طی سالیان متوالی، مخاطبان همراهِ مقاومت کم‌تر شده‌اند.اما ضعفِ اصلی کتاب جای دیگری است. الی ... برای مخاطبان همراهِ خود نیز حرف چندانی ندارد. او همان مشاهداتی را روایت می‌کند که هر کسی که با علاقه به حزب‌الله لبنان به آن‌جا سفر کرده بود هم می‌دید. ما به ندرت با جامعه و مردمانی که این مشاهدات را رقم زده‌اند، از نزدیک آشنا می‌شویم.به عنوان یک نمونه به قصه‌ی دستانِ لرزانِ زنِ فروشنده‌ دقت کنید. در جایی از کتاب می‌فهمیم دستانِ زنِ فروشنده‌ی جوان پس از جنگ لبنان و اسرائیل دچار رعشه شده است. (۱۶۵-۱۶۶) او برای کنترل این لرزش مدام سیگار می‌کشد. این رعشه و این سیگار کشیدن می‌توانست فرصتی باشد برای نویسنده تا به عوارض روانیِ وخیمِ همسایگی و جنگ‌های مستمر با کشوری هم‌چون اسرائیل بپردازد. اما نویسنده با یک تحلیل و همدردیِ سطحی از آن عبور می‌کند.برای روشن شدن این نکته خوب است به بررسی همین موضوع، یعنی آسیب‌های روانیِ اسرائیل به همسایگانش، در کتاب کاپوچینو در رام‌الله بیندازیم. این کتاب یادداشت‌های روزانه‌ی سعاد العامری است که اتفاقاً، هم‌چون کتاب الی ...، با زبانی طنز و با نگاهی زنانه نوشته شده‌است. تروما و فشار روانی ناشی از اشغال بارها به گونه‌های مختلف در این کتاب توصیف شده است. به عنوان مثال در فصل «سلیم، به خانه خوش آمدی»، ما، همراه سعاد، فشار روانی اشغال را تجربی می‌کنیم. سفر همسر سعاد در هنگامِ حکومت نظامی اسرائیل در رام‌الله هم‌زمان با ایرادهای کودکانه‌ی مادرشوهر پیرش، بر روانِ سعاد سوهان می‌کشند. العامری به سادگی از کلیشه‌های متداول درباره‌ی فشارهای روانی جنگ عبور می‌کند و آن را در جای جای زندگی روزمره‌اش به ما نشان می‌دهد. فشارهای روانی مدام در زندگی افراد، اغلب علائم آشکاری هم‌چون لرزش ندارند. به همین دلیل سبک روزمره نویسی ابزار بسیار خوبی برای توصیف این فشارهای مدام و پیدا و پنهان است.[1] متاسفانه الی ...‌، به جز کشاندان خواننده با خود، بهره‌ی دیگری از این سبک نبرده است.الی ... در لبنان به دنبال پیوندهای میانِ ایران و لبنان نیز می‌گردد. اما روایتِ این پیوندها، هم‌چون مثال رعشه‌ی‌ دست‌ها، در آشکارترین بروزات متوقف می‌ماند. پیوند ما با لبنان عمدتاً پیوندی نظامی و حداکثر سیاسی ترسیم شده است. در جنوب و حتی شمال لبنان، و در دمشق، بیش از هر چیز دیگری حضور مستقیم و غیر مستقیم نظامی ایران به چشم می‌آید. مجسمه‌های بزرگ سرداران ما در جنوب لبنان است و آرزوهایشان در شمال لبنان. خودِ سرداران هم در دمشق‌اند! چنین تاکیدی بر بعد نظامی، به بهای نادیده گرفتن یا به حاشیه بردنِ بستگی‌های تاریخی، فرهنگی، دینی و تا حدی زبابیِ ما با این سرزمین‌ها، تنها می‌تواند به نگاه نظامی استعمارگرانی چون آمریکا شباهت یابد. نویسنده، حتی آن‌جا که با الفت‌های دینی ما، هم‌چون حرم حضرت زینب، روبه‌رو می‌شود، پیش از هر چیز سرداران نظامی ما را می‌بیند!فروکاستن تمام مشترکات و پیوندهای ما با شامات و فلسطین به همکاری‌های نظامی بسیار خطرناک است. از جمله این‌که با شکست و انحلال این همکاری‌ها، گویی تمامِ پیوندهای ما نیز می‌گسلد. این تصور همان چیزی است که امروز و با عقب‌نشینی حزب‌الله لبنان از مرز جنوبی با اسرائیل و سقوط بشار اسد در سوریه، ناامیدی فلج‌کننده را بر ایران مستولی کرده است. شکست‌های نظامی برای ما شکستی قاطع و تمام عیار می‌نمایند. وظیفه‌ی کتاب‌هایی چون  الی ... یادآوری و تقویت پیوندهای عمیق و ظریف فرهنگی و دینی است که هرگز با صرفِ شکست‌های نظامی از میان نمی‌رود.  الی ... فراموش می‌کند بگوید سده‌ها پیش از این سعدی در مسجد جامع بعلبک وعظ می‌گفته[2] و از سخنان بزرگان در دمشق[3] نقل می‌کرده است.به علاوه، اگر روزی زبان طنز و روزمره نویسی برای جلبِ توجهِ مخاطبِ بی‌علاقه به فلسطین لازم بود، امروز، و پس از فاجعه‌ی غزه،‌ این زبان تنها به تخفیف موضوع می‌انجامد. امروز دیگر حتی در کرانه‌ی باختری چالش فلسطینیان تهدید و ترومای اشغال نیست. جنگ اسرائیل در غزه، به طور وحشیانه‌ای به کرانه‌ی باختری، لبنان، و سوریه گسترده شده است. شکست حقیقی ما در تخفیف این جنگ و دم فرو بستن از روایت آن است.[1] در حقیقت سعاد العامری نخستین بار به عنوان یک روش درمانی به سراغ یادداشتهای روزانه رفت. این یادداشت‌ها بعدا تکمیل شد و به صورت کتاب کاپوچینو در رام الله منتشر شد.[2] کلیات سعدی، باب دوم، ص. ۸۶[3] کلیات سعدی، باب دوم، ص. ۸۸</description>
                <category>مرضیه اسکندری</category>
                <author>مرضیه اسکندری</author>
                <pubDate>Mon, 03 Feb 2025 10:26:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادداشتی بر کتاب «نام‌تشکیلاتی‌ام پروانه»</title>
                <link>https://virgool.io/@m_32213174/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%AA%D8%B4%DA%A9%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D9%85-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%87-bjv86avlwoau</link>
                <description>کتاب با موقعیتی شیطنت آمیز و در عین حال شیرین و صمیمی آغاز می‌شود. در لابه‌لای همین شیطنت‌ها و جزئیات شیرین زندگی رزمره، و از همان آغاز، احلام بشارات رنج‌هایِ مردمی در اشغال را برایمان می‌شمارد. صالحِ راننده با گلوله‌ی سربازان اسرائیلی و از پشت کشته شده، بَکرِ کوچک روی مین رفته و فلج شده، و پدرِ قهرمانِ کتاب کارگرِ باغ‌هایی است که روزی متعلق به خودِ فلسطینی‌ها بوده و حالا در اشغالِ اسرائیلی‌ها است. (۱۶-۷) در طولِ کتاب قلمِ روانِ بشارات با خواننده صمیمی می‌شود و سپس بی‌هیچ مقدمه‌ای، این‌جا و آن‌جا شروع می‌کند به نقلِ این رنج‌ها. همین تضاد و غافلگیری است که مَهابتِ اشغال را مکرر پیشِ روی خواننده می‌آورد.اشغال در ابتدا از زبانِ هم‌کلاسی‌های قهرمان داستانِ بشارات، توصیف و مذمت می‌شود. به تدریج و با بزرگ شدن قهرمان در طول داستان، صدماتِ اشغال به تدریج به او و خانواده‌اش نزدیک و  نزدیک‌تر می‌شوند. داستانِ بشارات خط‌های روایتِ متفاوتی را حولِ اشغال دنبال می‌کند. کشمکشِ میان بچه‌هایی که خود را به  ملی‌گرا و مزدورِ اسرائیل تقسیم می‌کنند، یگانگیِ همین بچه‌ها در برابرِ فلسطینیانِ ساکن در کشورهای دیگر، هم‌چون اردن، و بلوغ و زنانگی و پیوندِ آن با درکِ اشغال (به نظر می‌رسد آبرو فاجعه‌ای شبیه اشغالگری است (۴۲)). خط روایت آخر به ویژه خلاقانه و است و در ادامه به اختصار به آن خواهیم پرداخت.کتاب در لابه‌لای روایتِ پرکشش‌اش از دغدغه‌های یک نوجوان به سکوتِ ناگزیرِ مردمی گریز می‌زند که دست‌هایشان برای دفاع از خود در مقابل سرکوب‌گران خالی است. این سکوتِ ناگزیر با کیفِ سوالات بی‌پاسخ قهرمان پژواک می‌یابد. در بخشی از کتاب می‌خوانیم:آیا پدرم همان‌طور که میس و تالا سعی می‌کنند شیر فهمم کنند، با اشغال‌گران است؟ به عبارت دیگر، آیا پدرم مثل پدر و پدر بزرگ قهرمان است؟این سوال‌ها واقعا راه گلو را می‌بست. احساس کردم که سر و کیفم هر دو دارند منفجر میشوند. وقتی سعی کردم مطالبی که در سر گذشتند برای مادرم بازگو کنم، او گفت نباید به این مسائل فکر کنم. مردم همیشه اینگونه زندگی می‌کنند و بدترین وضعیت هرگز پیش نمی‌آید. اگر هر کسی بدون سبک سنگین کردن سخنش، شروع کند به وراجی کردن، اوضاع قاراشمیش می‌شود و همه‌جا اختلاف و درگیری پیش می‌آید و اشغالگران هم از این موضوع خوشحال خواهند شد. (۴۹)نویسنده سکوت فضای عمومی درباره‌ی اشغال را با تابوی گفتگوهای صریح درباره‌ی بلوغ و مسائل جنسی مقایسه می‌کند: «همین فرصتی بود تا بفهمم که بین عشق و آبرو و اشغالگری رابطه‌ای وجود دارد و به قول خانم عزت، معلم ریاضی‌مان، مخرج مشترک این سه آن است که همه‌شان به فاجعه ختم می‌شوند». (۵۲) قهرمانِ داستان از بطنِ مکالماتِ جسته و گریخته‌ی دوستانه و مشاهداتش بلوغ جنسی را می‌کاود. به طورِ مشابه، شرایطِ ظالمانه‌ی زندگی تحتِ اشغال نیز از خلالِ مشاهده‌ی رنج‌های اطرافیان و نه گفتگوهایی صریح و بی‌پرده در این باره درک می‌شود. خفگیِ اشغال را نمی‌توان،‌هم‌چون تابوی مسائل جنسی، با سوال و پاسخ‌های سرراست برای یک دخترِ نوجوان فلسطینی توضیح داد. این خفگی اگرچه تلخ است، اما سیاه نیست.گنگی و دشواریِ وضعیتِ سرکوب‌گرانه‌ی زندگی در کرانه‌ی باختری کم کم جای خود را به صلابت و استقامت روانی می‌دهد. بشارات از موعظه درباره‌ی ایستادگی و مقاومت به نوجوانان می‌پرهیزد. هیچ سخنی درباره‌ی چگونگی مقابله با وضعیت اشغال در کرانه‌ی باختری، و به خصوص مقابله‌ی نظامی در میان نمی‌آید. او در عوض مقاومت را به معنای نشکستن در مقابلِ رنج‌ها و در پیوند با بلوغ، بزرگسالی، و بزرگی، مفاهیمی که مورد علاقه و توجه نوجوانان است، تصویر می‌کند.</description>
                <category>مرضیه اسکندری</category>
                <author>مرضیه اسکندری</author>
                <pubDate>Sat, 04 Jan 2025 13:45:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رنگ و فقدان: یادداشتی بر کتاب دخترک ارغوانی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_32213174/%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D9%81%D9%82%D8%AF%D8%A7%D9%86-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D8%A7%D8%B1%D8%BA%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-kc9rsezlwmax</link>
                <description>‎⁨‎⁨«در درونِ قلبِ تمَام رنگِ غمی عمیق است که مثل رنگِ شفق خورشید طلوع و غروب می‌کند. این غم اشتیاقِ او به خانه‌ی قدیمی‌اش است» (۸-۱۰).تَمام، قهرمانِ داستانِ دخترک ارغوانی، نام شخصیتی واقعی- یک نقاش فلسطینی- است. او در کودکی و به دنبالِ وقوع نکبت، مجبور شد با خانواده‌اش شهرش یافا را ترک کند و به لبنان بگریزد. تَمام در این کتاب دوباره به خانه‌ی قدیمی‌شان در یافا بازمی‌گردد که حالا دیگر به بخشی از اسرائیل تبدیل شده است. این قصه‌ برگرفته از سفرنامه‌ی تَمام اکحل به فلسطین اشغالی است.قصه در ادامه به ما می‌گوید که غمِ از دست دادنِ خانه‌ی قدیمی غمِ بریده شدن از ریشه‌هاست: تمام «در آن‌جا فهمید عاشق نقاشی است» (۱۰).دو تصویرسازی به ویژه توجه ما را به خود جلب می‌کند. یکی تکرار تصاویری است که، در زمینه‌های متنوعی از رنگ‌ها، و از زاویه‌ی دیدِ روبرو و پشت سر، تَمام را پشتِ درهای بسته‌ی خانه‌ی قدیمی‌اش نشان می‌دهد. توالی این تصاویر در صفحات متعدد (۱۶-۲۵) بر مفاهیم غصب، رانده شدن، و فقدان تاکید می‌کنند. دیگری تصاویر کتاب از خانه‌ای است که حالا ساکنانش رانده شده و به تصرف اسرائیلی‌ها درآمده است. در شش صفحه‌ی متوالی (۳۲-۳۷) ما با صفحات بزرگ و به کل تاریکی مواجهیم که در گوشه‌اش تک خانه‌ای سفید و بی‌روح افتاده است. حالا که فلسطینیان از خانه‌هایشان رانده شده‌اند همه‌ی آن‌چه که برای ساکنان جدیدِ اسرائیلی باقی مانده جسدِ یک خانه است. فلسطینی‌ها روح زندگی را با خود از خانه‌هایشان برده‌اند. اسرائیلی‌هایی که این خانه را غصب کردند، بهای گزافی برای آن پرداختند. روحِ آن‌ها نیز همراهِ روح خانه از دست رفته است. دختر اسرائیلیِ ساکن در خانه تنها سایه‌ی تاریکی است که هیچ اثری از صورت و چشم‌ها در او نمانده است.متن قصه هم‌،‌هم چون تصاویر و رنگ‌ها با ظرافت و هنرمندی نگاشته شده‌است. به عنوان مثال روایتِ موجزِ ابتسام برکات، نویسنده‌ی قصه، از سختی‌های سفر فلسطینیان به سرزمین مادری‌شان را ببینید. عموماً ورود فلسطینیان به اسرائیل ممنوع است اما در موارد معدودی که این سفر ممکن شود با انواع و اقسام پروسه‌های اداری طولانی برای صدور مجوز استفاده از فرودگاه، مجوز استفاده از ماشین، مجوز ورود به شهرهای مقصد و میانی و غیره همراه است. برای توصیف این وضعیت ابتسام برکات به سادگی به کودک می‌گوید خانه‌ی تمام «... دور است. نکبت و شکست و هفتاد سال تاریکی آن شهر را از او دور ساخته است» (۱۲).جایِ دخترک ارغوانی در روایت‌های فارسی ما از زندگی فلسطینیان بسیار خالی است؛ روایت از دست رفتنِ خانه، وطن، و ریشه‌های هویتی. حتی در موارد اندکی که آوارگی و سرگردانی فلسطینیان را روایت کرده‌ایم، توجهِ ما معطوف به بی‌سرپناهیِ فلسطینیان بوده‌است و نه نابودیِ یک ملت. در کتاب چرا فلسطینی خانه ندارد سروده‌ی اقدس کاظمی می‌خوانیم «مرغ خانه دارد ... اسب خانه دارد ... فلسطینی خانه ندارد».یکی از ایده‌های مهم کتاب دخترک ارغوانی، نقاشی به عنوان ابزاری برای روایت رنج‌های کودکان، مقابله‌ با ترومای جنگ و آوارگی، و بالاخره مقاومت است. در واقع تعداد زیادی از قصه‌های فلسطین برای کودکان بر این ایده تکیه دارند. به عنوان چند نمونه می‌توان از این کتاب‌ها‌ نام برد: برگه‌های سفید، دیوهای سیاه، اثر محمد مهاجرانی؛ You Are the Colore, by Rifk Ebeid; Sitti&#039;s Bird: A Gaza Story, by Mallak Mattar. در همین راستا بعضی از انجمن‌ها و نهادهای حمایتی فرهنگیِ بین المللی و ایرانی از کودکان جنگ‌زده و آواره می‌خواهند زندگی‌ در شرایط جنگی را نقاشی کنند. این نقاشی‌ها ابزاری برای اِبراز و تسکین دردهای کودکان جنگ زده است. به علاوه، مجموعه‌ی این نقاشی‌ها میانجیِ بی‌تکلفی برای توصیفِ رنج‌های این کودکان برای دیگر مردمان است. در ایران کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مجموعه‌هایی از این نقاشی‌ها را به همراه قطعاتی از دلنوشته‌ها جمع‌آوری و منتشر کرده است. کتاب چه کسی طوفان را آرام خواهد کرد نمونه‌ای از این مجموعه‌هاست که نویسنده و تصویرگر آن خودِ کودکان هستند. کتاب دخترک ارغوانی ایده‌ی هنر به عنوان ابزاری برای مقاومت را خلاقانه، هم در قصه و هم در تصویر توسعه می‌دهد و از این جهت از کتاب‌های دیگر ممتاز است. با این حال تاکید بر هنر مقاومتی تا آن‌جا پیش می‌رود که انواع دیگر مقاومت بی‌معنا می‌شود. دخترک قهرمانِ قصه به جای پرتابِ سنگی که به دست می‌گیرد- نماد مقاومت فلسطینی- آن را نقاشی می‌کند.همان طور که در ابتدا اشاره شد، غمِ دخترک ارغوانی، غم بریده شدن از ریشه‌هاست. جنگ و اشغال پیوندهای هویتی او را قطع کرده است. از این جهت خوب است آن را با کتاب دیگری با همین ایده، لولا دختر جزیره مقایسه کنیم. لولا -در این جا به احتمال زیاد یک سیاه‌پوست آمریکایی- به خاطر جنگ از وطنش رانده شده است. اما او به دنبال بازگشت به وطن و ریشه‌های هویتی‌اش نیست. قصه‌ی جزیره، یا همان وطن، برای ساختنِ هویتِ لولا در وطنِ جدید گفته می‌شود. هویتِ او در این سرزمین جدید یک معمای هیجان‌انگیز است. قصه و رنگ‌ها هرگز از پویایی و نشاط باز نمی‌ایستند. برخلافِ لولا، هویتِ دخترک ارغوانی با بازپس‌گیری سرزمین و احیای زیستِ مادری‌اش گره خورده است. دخترک آواره فلسطینی به دنبال یافتنِ جایگاهی در جامعه‌ی میزبان نیست. تا وقتی که سرزمین مادری، و زیست موروثی غصب و نهی شده باشند، سرگردانی تنها هویت فلسطینیان است. کتاب دخترک ارغوانی از این جهت که توانسته است این سلب و سرگردانی را بازنمایی و بر آن‌ها، با تکرار تصاویر و توقف، تاکید کند، فوق‌العاده‌ است. در این‌جا پویایی و نشاطِ به دست آوردن اساساً جایی ندارد. در واقع نویسنده و تصویرگر جسارتی ستودنی در بیانِ موضوعات سخت برای کودکان دارند. ما از همان ابتدا، و پس از مقدمه‌ای بسیار کوتاه، با غمی که در دلِ تمام اکحل است آشنا می‌شویم. در طولِ داستان اگرچه رنگ‌ها مدام در حال موج‌زدن و تغییر هستند و قصه خیال‌انگیز و شاعرانه می‌شود اما هرگز از این غم جدا نمی‌شود.در مجموع، دخترک ارغوانی زبان و قالبی ظریف و دقیق برای روایت فلسطین برای کودکان انتخاب کرده است. موضوع کتاب با دیدی عمیق نسبت به مساله‌ی فلسطین انتخاب شده است. مخاطبان این کتاب کودکان بالای ۹ سال‌ هستند. با این حال عمق و هنرمندی کتاب باعث می‌شود که ابزاری قدرتمند برای معرفی مساله‌ی اشغال فلسطین به بزرگ‌تر‌های ناآشنا نیز باشد.</description>
                <category>مرضیه اسکندری</category>
                <author>مرضیه اسکندری</author>
                <pubDate>Sat, 04 Jan 2025 13:23:59 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>