<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سعیدنوابی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_32368215</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 10:52:33</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2599001/avatar/t07FNn.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سعیدنوابی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_32368215</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نقد و تحلیل فیلم ماجرای نیمروز2 ردخون</title>
                <link>https://virgool.io/@m_32368215/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B22-%D8%B1%D8%AF%D8%AE%D9%88%D9%86-bmhca5p3sx3j</link>
                <description>محمدحسین مهدویان به عنوان یک کارگردان مستند وارد سینما شد و همین قضیه  هم باعث شد که او حداقل در سطح ایران، کارگردان صاحب سبکی باشد. مهدویان  با ایستاده در غبار شناخته شده شد و مسیرش را با فیلم خوبی مثل ماجرای  نیمروز ادامه داد. عملکرد ضعیف لاتاری باعث شده بود بسیاری از مهدویان  ناامید شوند اما «ماجرای نیمروز: رد خون» بار دیگر توانایی‌های او را در  الهام گرفتن از وقایع تاریخی نشان می‌دهد.رد خون درباره اتفاقاتی است که در عملیات مرصاد رخ داد. عملیات مرصاد به  بعد از امضای صلح میان ایران و عراق برمی‌گردد. دولت صدام حسین با  پشتیبانی از گروه مجاهدین خلق که پایگاه آن‌ها در عراق قرار داشت، یک حمله  نهایی علیه ایران را ترتیب دادند که هدف آن نفوذ در خاک ایران و تسخیر  تهران بود. این عملیات در نهایت با شکست مجاهدین خلق و بسته شدن پرونده جنگ  هشت ساله به پایان رسید.در رد خون ما به دل ماجرای عملیات مرصاد سفر می‌کنیم. نیروهای ایران  متوجه می‌شوند که گروه مجاهدین خلق در جبهه‌های داخلی نفوذ کرده‌اند. برای  جلوگیری از رخ دادن این عملیات، ۲ مامور ایرانی به بغداد عازم می‌شوند تا  با کشتن عباس زریباف که فرمانده این عملیات بود، از رخ دادن این عملیات  جلوگیری کنند.مهدویان به خوبی توانسته فضای متشنجی که در عملیات مرصاد بین نیروهای  خودی و دشمن وجود داشته را به تصویر بکشد و با ریتم خوبی داستان فیلم را تا  انتها پیش ببرد. کاراکترهایی قسمت قبلی ماجرای نیمروز مثل صادق (جواد  عزتی) و کمال (هادی حجازی‌فر) بازگشته‌اند و هر کدام این بار فرصت بیشتری  برای شخصیت پردازی پیدا کرده‌اند.جواد عزتی که بیشتر به خاطر فیلم‌های کمدی شناخته می‌شود و حداقل در چند  سال اخیر در همین فیلم‌ها هم عملکرد خوبی نداشته، در ماجرای نیمروز در نقش  یک کاراکتر جدی می‌درخشد و با وجود آن که کاراکترهای مهم‌تری از او در  داستان رد خون وجود دارند، اما او به چهره اصلی این فیلم تبدیل می‌شود.  هادی حجازی‌فر هم در این فیلم بازی خوب خود در ماجرای نیمروز را تکرار  می‌کند و نشان می‌دهد که چرا او بعد از آن فیلم به عنوان بازیگر توانمند به  سینمای ایران شناخته شد.برای مثال شخصیت کمال که پیش از این او را به عنوان یک فرد عصبانی،  یک‌دنده و عملگر می‌شناختیم در این فیلم جلوه منطقی بیشتری پیدا می‌کند. در  واقع مهدویان در این فیلم او را بارها در دو راهی‌های مختلفی قرار می‌دهد و  انتخاب‌های کمال و تردیدی که او دچار آن می‌شود این شخصیت را به درجه  بالاتری از پختگی می‌رساند. البته چنین حکمی در مورد تمام کاراکترهای رد  خون صدق نمی‌کند، برای مثال مشخص است که شخصیت مسعود تنها به این خاطر که  در قسمت اول محبوب بوده، این بار هم در دل داستان گنجانده شده و نمی‌توان  دلایل منطقی برای حضور او در داستان پیدا کرد.در واقع اشتباه مهدویان در رد خون این است که به جای آن که سعی کند  مفاهیم را با استفاده از دیالوگ منتقل کند از یک سری شخصیت‌های تیپ مانند  استفاده کرده. برای مثال شخصیت به شخصیت مسعود توجه کنید. او به جز این که  نماینده گروهی از افراد ریاکار در جامعه باشد، هیچ نقشی در داستان فیلم  ندارد و همین قضیه را می‌توان به تعداد دیگری از کاراکترهای رد خون هم بسط  داد.در مقابل، رد خون در فضاسازی و ایجاد یک شرایط روانی درگیرکننده که  مخاطب را تا انتها نگه دارد، بسیار موفق عمل می‌کند. کارگردان این کار را  با قصه عاشقانه میان سیما و افشین به جریان انداخته است. در واقع تفاوت  عقیدتی میان سیما و افشین در تضاد با عشقی است که میان این دو کاراکتر وجود  دارد و همین جدال عشق و منطق میان این دو و درگیرهای ذهنی متفاوتی که این  کاراکترها برای احترام به عقایدشان یا وفادار ماندن به عشقی که دارند تجربه  می‌کنند، مخاطب را چندباری غافل‌گیر می‌کند؛ غافلگیری‌های جالبی که باعث  می‌شوند حس تعلیق در تمام لحظات فیلم وجود داشته باشد.مهدویان از کاراکتر سیما یک استفاده جالب دیگری هم می‌کند. در واقع او  دلیلی است که ما بیشتر با اتفاقات درون گروه مجاهدین خلق آشنا شویم و فضای  این گروه را قبل و در جریان عملیات مرصاد درک کنیم. همان‌طور که گفتم،  مهدویان مهارت بالایی در فضاسازی اتفاقات وقعی دارد و به همین دلیل تصویری  که او از این گروه و فضای حاکم بر آن ترسیم کرده،‌ از لحاظ سینماتوگرافی  واقعا قابل تحسین است.رد خون در بعضی از بخش‌های خود از پسوند اضافه «ماجرای نیمروز»‌ که در  اسم فیلم حضور دارد و کاراکترهایی که تنها به دلیل فروش بیشتر به فیلم  اضافه شده‌اند ایراداتی دارد اما بهتر از همه فیلم‌های مهدویان در ساخت یک  فضای اتمسفریک و ارائه یک داستان پر تنش موفق است و همین دلیل هم باعث  می‌شود که این فیلم را یکی از آثار خوب سینمای ایران طی سال ۹۸ بدانیم.نام سعید نوابینام استاد علی اکبر حسنوند</description>
                <category>سعیدنوابی</category>
                <author>سعیدنوابی</author>
                <pubDate>Sat, 17 Jun 2023 13:11:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و تحلیل فیلم شیار143</title>
                <link>https://virgool.io/@m_32368215/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D8%B1143-jajwxvhn5loc</link>
                <description>شیار  143 فیلمی است به کارگردانی و فیلم نامه نویسی نرگس آبیار که در سال 1392  اکران شده است. از دیگر فیلم های نرگس آبیار می توان به فیلم های اشیا از  آن چه در آینه می بینید به شما نزدیک ترند، نفس و شبی که ماه کامل شد اشاره  کرد.از  بازیگرانی که در فیلم شیار 143 به ایفای نقش پرداخته اند می توان به مریلا  زارعی، مهران احمدی، گلاره عباسی و جواد عزتی اشاره کرد. این فیلم جز پر  فروش های سینمای ایران محسوب می شود که توجه مخاطبان بسیاری را به خود جلب  کرده است.شیار  143 فیلمی در ژانر دفاع مقدس است و تنهایی ها و سختی های مادران شهید را  به تصویر می کشد. عنوان این فیلم برگرفته از منطقه ای جنگی است که امروزه  مین یابی می شود. داستان این فیلم درباره ی مادری به نام الفت است (با بازی  مریلا زارعی) که در روستای کرمان زندگی می کند. یونس پسر این مادر به جنگ  رفته اما برنگشته است. این مادر هیچ خبری از فرزندش ندارد و مدام منتظر  اوست و در زمانی که به انتظار فرزندش است روزهای سختی را سپری می کند.شیار  143 یکی از خبرسازترین و پر حاشیه ترین فیلم های سال 93 بود. به طوری که  بسیاری از کارگردانان مطرح و حتی چهره های سیاسی درباره ی آن اظهار نظر  کرده و از آن تمجید کردند.این  فیلم از جشنواره های مختلف داخلی و خارجی جوایز بسیاری را کسب کرد که از  جمله ی آن ها می توان به بهترین فیلم از نگاه تماشاگران، بهترین کارگردانی و  بهترین بازیگر زن برای مریلا زارعی در جشنواره ی فیلم مقاومت اشاره کرد.  مریلا زارعی برای این فیلم جایزه ی بهترین بازیگر جشن منتقدان سینمای ایران  را نیز دریافت کرد. شیار 143 در جشنواره های خارجی بوسان، فیلم صلح و  پاسیفیک نیز شرکت کرده است.نرگس  آبیار با این که فیلم های کمی را کارگردانی کرده است، اما در همین چند  فیلم نیز نشان داده است که از استعداد و توانایی زیادی در کارگردانی  برخوردار است. دو فیلم او یعنی شیار 143 و نفس از بهترین فیلم ها در حوزه  های خودشان محسوب می شوند و همواره سر و صدایی را در سینما برپا کرده اند.شیار  143 هم از لحاظ فیلم نامه قوی است و هم از لحاظ شخصیت سازی. شخصیت الفت در  این فیلم بی نظیر است و بازی عالی بانو مریلا زارعی نیز بر تاثیر گذاری آن  افزوده است. مریلا زارعی به بهترین شکل ممکن نقش یک مادر تنها و منتظر را  ایفا کرده است که در نبود فرزندش سختی ها و رنج زیادی را متحمل می شود.  آثار مخرب جنگ تحمیلی بر تمام زندگی این مادر سایه افکنده و این موضوع به  خوبی در فیلم مشخص است.غیر  از مریلا زارعی دیگر بازیگران فیلم نیز درخشان بوده اند. مهران احمدی که  مدت کوتاهی را در فیلم بوده است، عالی بازی کرده است و در نقش پدر یک شهید  نقش متفاوتی را خلق کرده است. گلاره عباسی و جواد عزتی نیز از سطح بازی های  خود فراتر رفته اند و با این فیلم نکته ی درخشان و مثبتی را در کارنامه ی  بازیگری خود به ثبت رسانده اند.فضای  این فیلم با درد و رنج همراه است و اتفاقات آن به کلی تکان دهنده هستند.  به خصوص دقایق پایانی فیلم که اشک هر انسانی را در می آورد. بازی مریلا  زارعی در این دقایق نیز به اوج خود می رسد و مخاطب را بر جای خود میخ کوب  می کند. نرگس آبیار در نشان دادن ترس، دلهره، درد، رنج و اثرات مخرب جنگ  تحمیلی بسیار موفق بوده است و این موضوع شیار 143 را به یکی از بهترین فیلم  های ژانر دفاع مقدس تبدیل کرده است. مفهوم انتظار نیز که یکی از اصلی ترین  مفاهیم فیلم است در شخصیت الفت به خوبی ظهور پیدا کرده است و هر مخاطبی را  تحت تاثیر قرار می دهد.نام:سعید نوابینام استاد:علی اکبر حسنوند</description>
                <category>سعیدنوابی</category>
                <author>سعیدنوابی</author>
                <pubDate>Sat, 17 Jun 2023 13:04:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و تحلیل فیلم درخت گردو</title>
                <link>https://virgool.io/@m_32368215/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%AA-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AC%D9%86%DA%AF-x2ntmfjj3l6h</link>
                <description>خلاصه داستان:این فیلم درباره بمباران شیمیایی سردشت توسط صدام حسین است. فاجعه تاریخی که سرنوشت بسیاری از انسان ها را برای همیشه تغییر داد.کارگردان:محمدحسین مهدویان: کارگردان پرکار سال های اخیر سینما که آثاری مانند «ایستاده در غبار» ،  «ماجرای نیمروز» و سریال «زخم کاری» را در کارنامه اش ثبت کرده است.نقد فیلم «درخت گردو»:محمدحسین  مهدویان در «درخت گردو» دوباره به سبک و سیاق فیلمسازی موردعلاقه خود  بازگشته و روایت «شبه مستند» از تاریخ را پیش گرفته است. واقعه‌ای که از آن به‌عنوان نخستین مورداستفاده از سلاح‌های شیمیایی در جنگ  یاد می‌شود. در این واقعه، بیش از  100 نفر کشته و حدود 8000  هزار نفر  نیز مجروح شدند که تا به امروز نیز عوارض استشمام گازهای شیمیایی در ریه  آن‌ها زندگی عادی‌شان را مختل کرده است. پرداختن به این سوژه ایده بسیار  بکری بود که محمدحسین مهدویان می‌توانست بر اساس آن فیلمی تأثیرگذار بسازد.  اما نتیجه کار چنان ناامیدکننده است که حتی مخاطب می‌تواند در میانه فیلم  از دیدن آن پشیمان شود.بزرگ‌ترین  مشکل فیلم «درخت گردو» قطعاً فیلمنامه است. فیلمنامه‌ای که در آن شخصیت‌ها  ساخته نمی‌شوند و تاکید فیلم بر نمایش زجر و درد قربانیان سلاح شیمیایی  است. به همین دلیل است که فیلم جدید مهدویان تبدیل به شکنجه مخاطب می‌شود  بدون آن که قصه در آن گسترش پیدا کند. «درخت گردو» قرار است حول محور شخصیت  قادر باشد. پدری که تمام اعضای خانواده‌اش را در بمباران شیمیایی  ازدست‌داده و به‌نوعی، زندگی برای او به پایان رسیده است. فیلم اما از این  موقعیت استفاده نمی‌کند تا درامی خلق کند و مخاطب را مجاب کند تا با او  همذات‌پنداری کند. مهدویان به‌جای پرورش شخصیت‌های داستان، آن‌ها را به حال  خود رها کرده و در عوض با استفاده از موسیقی و تصاویر اسلوموشن، قصد داشته  پیامش را به مخاطب انتقال دهد که نتیجه ناامیدکننده است.در  فیلم، قادر از بیمارستانی به بیمارستان دیگر می‌رود و زجر و ناله‌های  بسیار می‌شنود. این بخشی از واقعیت دردناک سردشت است که قطعاً می‌بایست در  فیلمی که درباره این واقعه ساخته می‌شود به تصویر کشیده می‌شد. اما زمانی  که فیلمی سینمایی درباره یک واقعه تاریخی ساخته می‌شود، قصه‌پردازی نیز  تبدیل به یک اصل می‌شود. مخاطب قطعاً پیش از تماشای فیلم از آنچه که در  سردشت گذشته اطلاع دارد و می‌داند که ابتدا و انتهای داستان به چه شکل  می‌گذرد. ازاین‌جهت، لزوم وجود قصه‌ای که بتواند در دل این فاجعه تاریخی  روایت شود حس می‌شود. شاید دراین‌خصوص اشاره به سریال «چرنوبیل» بتواند  مقایسه مناسبی باشد. در این سریال، فاجعه اتمی چرنوبیل در اکراین، پس‌زمینه  اصلی داستان بود اما قصه اصلی حول محور شخصیتی بود که می‌خواست دراین‌خصوص  افشاگری نماید. اتفاقی که در فیلم مهدویان رخ نداده و قادر صرفاً ناظر بر  رنج خانواده و مردمش هست و هیچ پیشرفت دیگری در فیلمنامه حاصل نمی‌شود.بااین‌حال،  بازی پیمان معادی در نقش اصلی یکی از نقاط قوت فیلم محسوب می‌شود. بازیگری  که در یکی از چالش‌برانگیزترین نقش‌آفرینی‌های دوران بازیگری‌اش موفق عمل  کرده و صحنه را از آن خود می‌کند. حضور مهران مدیری نیز یکی از علامت  سؤال‌های بزرگ فیلم است که احتمالاً به دلیل بازاریابی و تبلیغات از وجود  او در فیلم بهره‌مند شده‌اند. مهران مدیری بازی خوبی از خود ارائه داده اما  بااین‌حال، نتوانسته ارتباط عمیقی باشخصیت برقرار کند و صرفاً تجربه قبلی  بازیگری و اجرای او بوده که توانسته از سقوط شخصیت دکتر جلوگیری نماید.«درخت  گردو» علی‌رغم تمام ضعف‌هایی که دارد، هنوز سوژه مهمی دارد. رویداد تاریخی  پردرد و رنجی که تابه‌حال به‌اندازه‌ای که شایسته بوده به آن پرداخته نشده  و هرگز هم رنج مردمان سردشت در هیچ نقطه‌ای از جهان به رسمیت شناخته نشد.  شاید بهتر می‌بود که «درخت گردو» حتی مستند می‌بود و به طور کامل قصه را  فراموش می‌کرد تا اثری استاندارد و یکدست ساخته شود. این روایت شبه مستند و  قصه‌ای که حتی به یک خط هم نمی‌رسد و هرگز گسترش نمی‌یابد، نمی‌تواند از  «درخت گردو» اثری ماندگار بسازد. وضعیت فیلم زمانی بدتر می‌شود که بدانیم  مهدویان سعی کرده بخشی از مشکلات اساسی فیلمنامه و در واقع کمبود قصه را از  طریق راوی برطرف کند؛ ترفندی که مدت‌هاست از سینمای حرفه‌ای حذف شده اما  کماکان سینمای ایران با اشتیاق به سراغ آن می‌رود!نقد و تحلیل فیلم درخت گردو ساخته محمد حسین مهدویاننام:سعید نوابینام استاد:علی اکبر حسنوند</description>
                <category>سعیدنوابی</category>
                <author>سعیدنوابی</author>
                <pubDate>Sat, 17 Jun 2023 12:17:07 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>