<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های تیشه به ریشه</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_33274509</link>
        <description>اینجا انتظارِ مطالبِ غیرجنجالی نداشته باشید؛ ما تیشه به ریشه می‌زنیم  پس
نقطه؛ سرِ خطِ آگاهی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 07:33:46</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4805639/avatar/tvGdcu.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>تیشه به ریشه</title>
            <link>https://virgool.io/@m_33274509</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خالقان اسیر</title>
                <link>https://virgool.io/@m_33274509/%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B1-zg6qdnwe7ctw</link>
                <description>خوندن کتاب و یادداشتِ جملاتی خاص از اون کتاب، موردعلاقه‌ی منه. در مورد این کتاب، جمله‌ای که یادداشت شد :«باید خیلی شجاع باشی که بگویی درون تو چیزی هست که به آن شعور می‌گویند و تو می‌خواهی کارهایت را با خواستِ آن انجام دهی.»‌شاید باورش براتون سخت باشه، ولی زن‌های زیادی هستن که با این جمله همزادپنداری وحشتناکی دارن. چرا؟ ساده است، چون اونا زنن!‌پس اگه بخوایم این جمله رو به واقعیت زندگیمون ترجمه کنیم، می‌شه:باید خیلی شجاع باشی که زن باشی و بگویی درون تو چیزی هست که به آن شعور می‌گویند و تو می‌خواهی کارهایت را با خواستِ آن انجام دهی.این شعور و عقل نداشتن یا «عقلِ ناقص» داشتن، ناتوانی در گرفتن تصمیم برای خود و زندگی خود، هم وصله‌هایی هستن که مردا و بعضی زنای پشت‌کرده به خود، به‌زور به ما چسبوندن؛ و اینکه انتظار دارن اون رو بپذیریم و اعتراض نکنیم، این رو دردناک‌تر هم می‌کنه. آدمی که اعتراض نکنه؟ به‌نظرم این کاریه که انجام دادنش حتی برای گاوها هم سخته. حقیقتاً انتظار انجام این کار از زنا، با اون بدن ظریف و نحیف و «عقل ناقص‌شون» و زور و بازوی نداشتشون، زیاد نیست؟عجیب نیست که این آدما توسط زنا زاده می‌شن و موجود می‌شن و بعد، وقتی که توسط اونا قدرت گرفتن و بزرگ شدن، می‌خوان اونا رو کنترل کنن؟ انگارکه بهترازخودزنهابدونن که چی براشون خوبه یاچی بد. یا اینکه اوناروفاقد شعور بدونن و کاراشونو این‌جوری پیش ببرن؟البته که حق هر انسانیه که دنبال راحتی خودش باشه، اما واقعاً مجبوره برای راحتی خودش بقیه رو له کنه؟ و یا به چه قیمتی؟ نمی‌تونه بارِ زندگیش رو خودش به دوش بکشه و مسئولیت کارای شخصیش رو بپذیره؟ یا اینکه شاید این هم درجه‌ای از بلوغه که لازم نمی‌بینن بهش برسن و شاید براشون تصور اینکه می‌تونن با محترم شمردن بقیه هم راحت باشن، دشوارتر از حدِ لازمه.و یا احیاناً این مسئولیت‌پذیری خودش درجه‌ای از شعور نیست که خیلیا بهش نمی‌رسن و بعد بقیه رو فاقد اون می‌دونن؟چه می‌دونم... شاید برای یک‌سری‌ها محترم بودن سخت‌تر از سوءاستفاده‌گر بودنه.`#کتابخوان #نقد_کتاب #اوریانا_فالاچی #جامعه_شناسی #روانشناسی`.#زنان</description>
                <category>تیشه به ریشه</category>
                <author>تیشه به ریشه</author>
                <pubDate>Mon, 13 Apr 2026 16:44:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرابرای چیدن یک گل ،یک زن بایدبمیرد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_33274509/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%AA-%D9%85%D8%A7%DA%AF%D9%86%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%A7-tskbm0puyvu8</link>
                <description>اولین باری که این داستان رو تو جمعی خوندم، یکی از زن‌ها بدون هیچ نظری بلند شد و گفت دیرش شده و رفت. راستش این‌طور رفتن هم برای من جالب بود؛ چون من قبل از خوندنِ داستان گفته بودم که: «از من انتظارِ داستانِ غیرجنجالی نداشته باشین!»‌یکی از مردها در تفسیرِ داستان گفت: «داستان اشاره داره به این‌که برای رسیدن به هدف باید سختی بکشیم.» یا که منظورش این بود که «باید تاوان بدیم!» همین‌طور در ادامه اضافه کرد: «جمله‌ی پایانیِ داستان که می‌گه: برای چیدنِ یک گل، یک زن باید بمیرد، این تصورِ یه دخترِ خردسال از مرگِ اون زن روی درختِ ماگنولیاست.»‌آیا تقلاش رو برای فرار از «فهمیدنِ تفسیرِ درستِ داستان» به‌خوبی متوجه شدین یا نه؟ترس از فهمیدن؟ این هم جالبه!‌یکی از مردها هم خودش رو به هر کاری مشغول می‌کرد تا نشون بده داستان رو نشنیده؛ خب، بیاین برای این‌همه تلاشش احترام قائل بشیم!‌بماند که یکی دیگه از مردها، به‌محض این‌که گفتم می‌خوام داستانِ موردعلاقه‌ام رو که اتفاقاً خیلی جالب هم هست براتون تعریف کنم، به‌سرعت بلند شد و فرار کرد؛ انگار که ترسیده باشه. راستش هیچ‌وقت به ذهنم هم خطور نمی‌کرد چیزهایی که می‌خونم، ممکنه تا این حد ترسناک باشه !میگم شایدترس ازداستان نباشه ازچیزی باشه که داستان بی پرده نشون میده.شماچطور؟شماهم ازشنیدن داستان هایی که بوی خون وحقیقت میدن می ترسین؟#کتابخوان #نقد_کتاب #اوریانا_فالاچی #جامعه_شناسی #روانشناسی`.#زنان</description>
                <category>تیشه به ریشه</category>
                <author>تیشه به ریشه</author>
                <pubDate>Sun, 12 Apr 2026 13:30:18 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>