<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های imm_33758148</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_33758148</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 11:35:56</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>imm_33758148</title>
            <link>https://virgool.io/@m_33758148</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نظام طبقاتی، فقری که کم نمی شود</title>
                <link>https://virgool.io/@m_33758148/%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D8%B7%D8%A8%D9%82%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D9%81%D9%82%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%DA%A9%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-ofcrcdqtlf6e</link>
                <description>انسان موجود ضعیفی است. همیشه محتاج نیازهای روحی و فیزیولوژیک خودش است. از این نظر با همه موجودات دیگر برابر است، چرا که همه موجودات اسیر نیازهای شان هستند. مثل گله شیرها که گوره خری را می درند یا برای جفت گیری یا رهبر گله بودن باهم مبارزه خونین میکنند، شاید حتی تا سرحد مرگ.مبارزه برای کسب قدرت بیشتر و موقعیت بالاتر همیشه ادامه دارد.ولی چیزی که انسان را از سایر موجودات روی زمین وحشی تر و درنده تر کرده، این است که  هم نوعان خود را به بند میکشد، به بردگی میکشد و از آنها سوء استفاده میکند.قاچاق زنان و کودکان نمونه روشن از جنبه های پست و غیر انسانی آدمهاست. مشتری آنها طبقات ثروتمندی هستند که ثروت خود را از راه های نامشروع و غیر قانونی یا صرفا دلالی های بدون زحمت به دست می آورند.طبقات ثروتمند، طبقات فقیر را به بردگی میکشند و از همه مزایای آنها استفاده میکنند. افراد باهوش را به استخدام خود در میاورند. دختران زیبا را مال خود میکنند. منابع با ارزش را مالک می شوند.بردگی مدرن، زنان و دختران می توانند در چرحه بردگی مدرن به شدت آسیب ببینندفرار مغزها از شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ و از کشورهای فقیر به کشورهای پیشرفته. در حالی که نیروی انسانی یکی از بزرگترین منابعی است که می تواند موجب کاهش فقر شود.فرار مغزها و قاچاق انسان دو نمونه بارز از به بند کشیدن انسانها به صورت فکری و فیزیکی است که طبقات ثروتمند جهان، خواسته یا ناخواسته، نسبت به طبقات پایین تر انجام میدهند. این نظام دنیا است. نظام طبقاتی.نظامی که فرصت ها به شدت نا برابر هستند. حرف در این زمینه زیاد است و قلم من از بیان این مطالب ناتوان است ولی برای اینکه بهتر بتوانم یکی از ابعاد موضوع مورد نظرم را به شما بگویم، شما را دعوت میکنم تا بخش هفتم از کتاب &quot; هنر خوب زیستن&quot; نوشته رولف دوبلی، با عنوان &quot;لاتاری تخمدانی: چرا موفقیت هایتان را خودتان کسب نکرده اید&quot; را بخوانید. این نوشته را هرچند خیلی بی ارزش است، ولی به امید آگاهی دادن به خودم و دیگران در مورد نظام بی رحم روزگار به همه فرزندان مظلوم و محروم کشورم ایران تقدیم میکنم. همان ها که در فقر متولد می شوند و در فقر بزرگ می شوند و در فقری که فرصتی برای مبارزه با آن پیدا نمیکنند می میرند.</description>
                <category>imm_33758148</category>
                <author>imm_33758148</author>
                <pubDate>Mon, 15 Aug 2022 19:43:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رهگذار عمر</title>
                <link>https://virgool.io/@m_33758148/%D8%B1%D9%87%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D9%85%D8%B1-niq54dtuxzrf</link>
                <description>هر آدمی یک داستانی دارد، مثلاً از یک پدر و مادری به دنیا آمده،بعد بزرگ شده، بالغ شده،احتمالا عاشق شده،زندگی بیشتر آدمها به امید به دست آوردن چیزهایی مثل خانه و خانواده گذشته و شاید هم در حسرت به دست آوردن همان چیزها مانده،احتمالا برای توسعه شخصیت ش کارهایی کرده و یا در مسیرهایی قرار گرفته، با ایدئولوژی های آشنا شده یا پذیرفته یا رد کرده،در نهایت هم در اثر کهولت سن یا بیماری یا بلایای طبیعی یا غیر طبیعی مثل تصادف رانندگی از دار دنیا بیرون رفته.ولی چیزی که این مسیر تکراری را برای هر شخص دراماتیک میکنه اینه که برای هر آدمی به یک عنوان منحصر به فرد و یونیک بوده. شاید به همین خاطر هست که فکر کردن به این موضوع آدم را منقلب می کنه وگرنه، هزار هزار مثل ما آمده و رفته اند و بعد از ما هم خواهند آمد و این بازی ادامه دارد.Listen to Rahgozare Omr  رهگذار عمر /بابک افشار - تورج نگهبان -داریوش اقبالی-ناصر چشم آذر by khalatbari on #SoundCloudhttps://soundcloud.com/khalatbari/rahgozare-omr?ref=clipboard&amp;p=a&amp;c=0&amp;utm_source=clipboard&amp;utm_medium=text&amp;utm_campaign=social_sharingپی نوشت: علتش که این متن را نوشتم این است که دلم برای یک نفر خیلی تنگ شده، و نمی تونم باهاش تماس بگیرم. تو ایستگاه مترو هستم و به سختی جلوی گریه م را گرفته م. </description>
                <category>imm_33758148</category>
                <author>imm_33758148</author>
                <pubDate>Wed, 13 Jul 2022 18:07:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وسواس فکری، حسرت گذشته</title>
                <link>https://virgool.io/@m_33758148/%D9%88%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B3-%D9%81%DA%A9%D8%B1%DB%8C-%D8%AD%D8%B3%D8%B1%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%87-blkhxypgorji</link>
                <description> اگر یک روزی حسرت گذشته اومد سراغت، مثلاً با خودت گفتی:کاش اون خونه رو خریده بودمکاش اون سهم نفروخته بودمکاش باهاش بهتر رفتار کرده بودم، و چیزهایی مثل این، باید بگم که احساس حسرت گذشته خیلی سنگینه، ولی کمکی نمی‌کند. شاید یه اقدام درست می تونه این باشه که با خودمان فکر کنیم و حتی رو کاغذ بنویسیم چطوری به اون تصمیم رسیدیم. راهش هم همون تکنیک معروف هست: چرا؟ چرا؟ چرا؟ ....مثلاً اگر ۵ سال پیش خونه خریده بودم الان مستاجر نبودم.چرا نخریدم؟ پولم کافی نبود یا فکر نمی‌کردم اینقدر گرون بشه یا اولویت م چیز دیگری بود.با تکرار این روش برای حسرت‌ها ی گذشته میشه امیدوار بود از فکر کردن زیاد و وسواس فکری نجات پیدا کنید.</description>
                <category>imm_33758148</category>
                <author>imm_33758148</author>
                <pubDate>Tue, 14 Jun 2022 23:50:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در ستایش شکست ها</title>
                <link>https://virgool.io/@m_33758148/%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7-oispy71neos4</link>
                <description>آدم دوست داره همیشه برنده باشه. تو محیط کار همیشه ازش تقدیر بشه و ارتقاء بگیره،  تو روابط عاطفی از هیچ کسی نه نشنوه.تو معاملاتی که انجام میده همیشه سود کنه. تیمی که طرفدارش هست ببره،سهامی که خریده بره بالا،زمینی که خریده رشد کنه، خونه ش گرون تر بشه، هرکی باهاش مشکل داره شکست ش رو قبول کنه و اظهار شکست و پشیمونی کنه، و....ولی واقعیت این هست که زندگی پر از شکست هاست. فکر کنم به ازای هرکدوم از چیزهایی که بالا نوشتم یک طرف بازنده هم وجود داره. پس بهتره وقتی به برد فکر میکنیم به باخت هم فکر کنیم. همیشه نمیشه پیروز میدان بود. البته باختن و شکست خوردن تلخ هست ولی یه خوبی هم داره به نظرم و این هست که دید آدم رو واقع بینانه می‌کنه. یه جورایی آدم پخته میشه. اصلا ظرفیت ش میره بالا. انعطاف پذیر میشه. می دونه که این پیروزی آخر بازی نیست، با اون شکست هم دنیا تموم نمیشه. اگر هم بشه کاری ش نمیشه کرد. ذات بازی برد و باخت هست. فقط وقتی اصلا نمی بازی که دیگه بازی نمی کنی.</description>
                <category>imm_33758148</category>
                <author>imm_33758148</author>
                <pubDate>Sat, 11 Jun 2022 06:54:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شکست روند یا فرآیند در نقطه حساس</title>
                <link>https://virgool.io/@m_33758148/%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%DB%8C%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%87-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-nsphq6d2jgws</link>
                <description>دیدی یه وقتی با یه چیزی کاری نداری، دم دست ت هست. ولی تا بهش نیاز پیدا می‌کنی نیست میشه طوری که انگار هیچ وقت نبوده.حالا شده کار من، یه وامی هست که به نام من هست ولی قسطش رو یه نفر دیگه پرداخت می‌کنه از محل اجاره خونه. چند سال هست که قسط رو به موقع دادن.دست بر قضا یه وامی میخواستم بگیرم اخیراً، استعلام گرفتن گفتن از وام قبلی ت یک قسط معوق داری. به خاطر همین یک قسط کل فرآیند وام جدید متوقف شده.با یک بار شکست در روند پرداخت اقساط، یه ضربه مالی بهم وارد شدهنمی دونم چی بگم؟ شاید از بدشانسی من هست شایدم اینطوری بهتر شده،یادم میاد دو سال پیش یه وام گرفتم همه ش رو دادم سهام خریدم. هنوز بعد از دو سال به پولم نرسیدم.</description>
                <category>imm_33758148</category>
                <author>imm_33758148</author>
                <pubDate>Thu, 09 Jun 2022 14:32:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>علی دایی قهرمان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_33758148/%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-ekn6akgv0xzf</link>
                <description>وقتی قسمت سوم مصاحبه علی دایی با عادل فردوسی پور رو می دیدم، به خودم میگفتم علی دایی قهرمان هست. واقعاً چقدر انرژی مثبت داره.از شوخی های بامزه ش در مورد تکه کلامهای خودش تا شوخی با مهرداد میناوند خدابیامرز، و چقدر قهرمان با غیرت هست. وقتی بغض می‌کنه و میگه خدا هیچ پدری رو شرمنده زن و بچه ش نکنه.چقدر قهرمان با محبت هست که بعد از این همه سال مردم شهر خودش رو فراموش نکرده و تو سخت ترین روزهای زلزله کنار شون وایستاد.قهرمان حتی در مورد شکسته شدن رکوردش هم خیلی راحت و کول برخورد کرد و به رونالدو تبریک گفت.رونالدو هم از چامپیون تشکر کرده.به نظر من قهرمان هایی مثل علی دایی اعتماد به نفس یک ملت رو بالا می‌برند.افسوس که جای آدمهایی مثل علی دایی قهرمان تو کشور ما خالی شده.</description>
                <category>imm_33758148</category>
                <author>imm_33758148</author>
                <pubDate>Wed, 08 Jun 2022 05:51:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خیانت و مکافات</title>
                <link>https://virgool.io/@m_33758148/%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D9%88-%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%81%D8%A7%D8%AA-e7u5xc5btlxp</link>
                <description>اگر بخوای آرامش داشته باشی باید اوضاع و احوال درونی ت رو بشناسی و بدونی درون ت چه خبر هست؟ خودم رو مثال میزنم، گاهی فکر میکنم ناراحتم ولی فقط خسته هستم.گاهی فکر میکنم عاشق شدم ولی بعداً که دقیق میشم می بینم دارم آینده نگری میکنم یا خیلی خودخواه هستم.گاهی فکر میکنم دنیا به آخر رسیده و دپرس هستم ولی فقط دچار حوصله سر رفتن شدم.اینها ساده است ولی گاهی نمیشه تشخیص داد حس درونی چیه؟با تجربه محدودی که دارم فکر میکنم وقتی کسی مورد خیانت واقع میشه یا بهش دروغ میگن در حالی که خودش صادقانه برخورد کرده دچار یه احساسات پیچیده ای میشه که نه می‌دونه باید عصبانی باشه یا غمگین باشه یا به فکر انتقام باشه یا اصلا باید منطقی باشه و رویداد و تفسیر و احساس ش رو از هم تفکیک کنه.نمی دونم شما هم که این مطلب رو می خوانید دچار خیانت که عناوین مختلفی هم داره مثل دور خوردن یا سرکار گذاشتن یا مشابه این موارد داره، شدید؟ شما چکار میکنید که سرکار تون نزارن؟</description>
                <category>imm_33758148</category>
                <author>imm_33758148</author>
                <pubDate>Tue, 07 Jun 2022 11:02:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شب بیدار</title>
                <link>https://virgool.io/@m_33758148/%D8%B4%D8%A8-%D8%A8%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-p6ubxcfdru7n</link>
                <description>من شبها راحت نمی خوابم، شب‌های زیادی را به یاد دارم که نتوانستم بخوابم. شب‌های مهم و شب های معمولی،شب های معمولی مثل امشب که به خاطر خواب عصر گاهی خواب به چشمانم نمی آید، و فردا در اداره خسته خواهم بود. شب های مهم مثل شب کنکور و امتحان زبان که روز آزمون کاملا خسته بودم.بله ، احتمالا دلیل اصلی ش اضطراب است، و شب بیداری خیلی بد است و ناراحت کننده. ولی امشب چه شب آرامی است. انگار همه صداها را با تمام جزئیات می توان شنید و داستان آن را درک کرد. راستی هرچیزی در دنیا داستانی دارد؟ یا شاید ما برای اینکه به هرچیزی هویتی بدهیم داستانی برای ش می‌سازیم.صدای هواپیمایی در اعماق آسمان می آید، چه داستانی دارد، نمی‌دانم. شاید برخاسته به سفری طولانی یا شاید نزدیک شده به مقصد مسافران ش.   نسیمی می وزد، صدای برگ درختان را میشنوم که به هم می‌خورند. چه صدای قشنگی است. انگار تمام این صحنه طراحی شده که این نسیم بیاید بوزد برود.بالاتر از همه سیاهی های شب، بالاتر از همه بدبختی های روز، می آید با برگ درختان سبز بازی میکند و میرود. کجا میروی ای نسیم زیبا؟چقدر تو آرامش داری، مرا هم با خودت ببراما نسیم دور درخت چرخی میزند و به سمت من می آید، صورتم را نوازش میکند و میرود. شاید میگوید من نمی مانم، می روم. چون سبک هستم و عاشق رفتن. میروم و به تمام آنها که کنار پنجره ای منتظر ایستاده ند خودم را می‌رسانم و صورت شان را نوازش میکنم. به نسیم میگویم داستان تو چیست؟نسیم اما جوابی نمی‌دهد و میرود.نمی دانم کی و کجا ولی فکر میکنم من هم باید روزی نسیمی شوم که با برگ درختان بازی کنم و از اینجا بروم.</description>
                <category>imm_33758148</category>
                <author>imm_33758148</author>
                <pubDate>Tue, 07 Jun 2022 01:30:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرهنگ شفاف، سریال فرندزfriends</title>
                <link>https://virgool.io/@m_33758148/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%B4%D9%81%D8%A7%D9%81-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D9%81%D8%B1%D9%86%D8%AF%D8%B2friends-fkgokydnrihr</link>
                <description>سریال فرندز رو می بینم پیش خودم میگم چه فرهنگ شفافی دارن. چقدر راحت حرف هاشون رو به هم میزنن. بدون ترس و شرمندگی و چقدر خوبه که نیاز جنسی تعیین کننده رابطه نهایی دو نفر نیست.فرهنگ جامعه ما هم اصلاح شده ولی فکر کنم هنوز خیلی کار داره</description>
                <category>imm_33758148</category>
                <author>imm_33758148</author>
                <pubDate>Mon, 06 Jun 2022 14:17:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بعد از ناهار تو اداره</title>
                <link>https://virgool.io/@m_33758148/%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D9%88-%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87-d2flu7wkivir</link>
                <description>تو محیط کار بعد از ظهر و بعد از ناهار، تمرکز میاد پایین. به خصوص در محیط کار دولتی، اینجا بک گراند نویز یا سر و صدا زمینه زیاد میشه.یا گفتگو های غیر مرتبط با کار،اینجاست که کارمند اگر خسته هم باشد و خوابش بیاد آرزو می‌کنه کاش کارمند نبود.میخوام یه مدت به عنوان ناهار میوه بخورم شاید بهتر باشه</description>
                <category>imm_33758148</category>
                <author>imm_33758148</author>
                <pubDate>Mon, 06 Jun 2022 14:10:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مهاجرت دوستان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_33758148/%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-qxdtpwv8t18h</link>
                <description>هر روز که میری سر کار و بر می گردی خونه خبر مهاجرت یه نفر جدید رو میشنوی، ناراحت میشم بعدش خوشحال میشم. ناراحت میشم چون دیگه نمی بینمش خوشحال میشم چون فکر میکنم براش بهتر ه که از این کشور فرار کرده و زندگی بهتری در انتظار ش هست.ولی با رفتن بعضیا آدم بغض می‌کنه، من که اینطوری م. شاید م به خاطر حسرت اینکه اون تونست من نتونستم مهاجرت کنم. یه مقدار پیچیده است.</description>
                <category>imm_33758148</category>
                <author>imm_33758148</author>
                <pubDate>Mon, 06 Jun 2022 09:03:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گلگیرات سفید شدن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_33758148/%DA%AF%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%D9%81%DB%8C%D8%AF-%D8%B4%D8%AF%D9%86-bjnwk9jhiwha</link>
                <description>در مورد سفید شدن موها چه نظری دارید؟من قبلاً ناراحت می شدم از دیدن موهای سفید ولی الان دیگه اون حس ناراحتی رو ندارم. چون متوجه شدم که بخشی از مسیر سخت و پر رنج زندگی رو پشت سر گذاشته م. مثل راننده ای که از آینه های بغل به مسیری که تا اینجا اومده نگاه می‌کنه و یه مقدار خوشحال هست که بخشی از راه رو اومده و هنوز تو مسیر هست. یه مقدار هم حسرت میخوره کاش بهتر یا تندتر اومده بود. ولی در هر صورت بخشی از مسیر طی شده و برای ادامه مسیر سخت باید برنامه ریزی کرد.شاید به همین خاطر هست که بعضیا میگن گلگیرات سفید شدن</description>
                <category>imm_33758148</category>
                <author>imm_33758148</author>
                <pubDate>Mon, 06 Jun 2022 08:13:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جون بی ارزش و بی انگیزه ت</title>
                <link>https://virgool.io/@m_33758148/%D8%AC%D9%88%D9%86-%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D9%88-%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%AA-fsa6jgc8qtqd</link>
                <description>تو سریال قورباغه اپیزود 14 ، دقیقه 36 مونولوگی هست که صابر ابر اون رو میگه. به نظرم میشه بهش فکر کرد و شاید گاهی یکی از قواعد زندگی باشه.یک صحنه از اپیزود 14 سریال قورباغه میگه :تمام طول زندگی ت تلاش می کنی به کسی یا چیزی خاتمه بدی. مثل یه جنگجوسربازی زخمی که دست از نبرد بر نمیداره، اما همین که تموم میشه احساس بی پناهی میکنیاحساس میکنی بدترین دشمن ت، بهترین دوست ت بود. تنها کسی که داشتیتازه می فهمی اون کسی که آرزوی مرگش رو میکردی، بهترین کس بودتنها سر نخ برای رسیدن به آرزوهات...تو یه لحظه اون میره و  تو می مونی و جون بی ارزش ت.جون بی ارزش و بی انگیزه تاگر تفسیری در مورد این چند خط دارید خوشحال میشم بشنوم.</description>
                <category>imm_33758148</category>
                <author>imm_33758148</author>
                <pubDate>Mon, 06 Jun 2022 03:15:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تو که چشمات خیلی قشنگه...</title>
                <link>https://virgool.io/@m_33758148/%D8%AA%D9%88-%DA%A9%D9%87-%DA%86%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D9%82%D8%B4%D9%86%DA%AF%D9%87-mcze5p2pq0s1</link>
                <description>اگر به یک نفر ابراز علاقه بکنید : یا اون هم حس مشابه شما داره و یه جورایی به شما جواب مثبت میده که در این صورت رابطه میتونه در بعد زمان جلوتر بره و شاید تو ابعاد دیگه هم گسترش پیدا کنه و اوج بگیره یا عمق پیدا کنه. یا شاید هم یک آنی بوده و بعدش دیگه تموم میشه. یا شاید هم تو بعد زمان جلو بره ولی به هر دلیلی عمق پیدا نکنه یا اوج خاصی هم براش پیش نیاد.یک حالت دیگه هم می تونه عشق یک طرفه باشه. یک نفر از یک نفر دیگه خوشش میاد ولی طرف مقابل کلا حسی نداره. اونوقت یک نفر در زمان متوقف میشه. چون نمیتونه بدون طرف مقابل در طول زمان جلو بره.جالب هست که برای همه این حالت های وصال یا جدایی، کامیابی یا ناکامی عشقی، تو ادبیات شعری و موسیقیایی پاسخ های زیبایی داده شده. مثلا اخیراً آهنگ تو که چشمات خیلی قشنگه از مهر نوش برام خیلی جذابیت پیدا کرده. چون به خوبی تاثیر زیبایی چشم رو تو ایجاد یک حس عاشقانه توصیف کرده. https://soundcloud.com/reza3737/wrv62zfalsj1?utm_source=clipboard&amp;utm_medium=text&amp;utm_campaign=social_sharing امیدوارم لینک کار کنه!برای من باور کردنی نبود که اینقدر آدم می تونه تحت تاثیر زیبایی چشمها قرار بگیره.قطعا عکس تزئینی هست ولی انگار قاعده دنیایی که در اون زندگی میکنیم رو خوب بلد نبودم. یک قاعده ای از دنیا که فهمیدم اینه که آدم خیلی ضعیف هست. زیبایی چشمها می تونه آدم رو مجنون کنه. وقتی هم مجنون بشی از دور خارج میشی چون عقل ت دیگه به درستی فرمون نمیده. این چیزی هست که میشه تو زندگی روزمره هم دید. مثلاً کاهش تمرکز روی کار. البته دنیا قواعد دیگری هم دارد. از جمله این قاعده قدیمی که میگه گشنگی نکشیدی که عاشقی از یادت بره. یا عشق کیلویی چنده؟ </description>
                <category>imm_33758148</category>
                <author>imm_33758148</author>
                <pubDate>Mon, 06 Jun 2022 02:48:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خوبی های نوشتن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_33758148/%D8%AE%D9%88%D8%A8%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-wosno47wktck</link>
                <description>در مورد نوشتن و اثرات اون در زندگی چند مطلب خوندم از چند وبلاگ نویس معروف ایرانی که نگاه شون به  نوشتن و اثرات ش مثبت بود. البته برای آدمهایی که تنها زندگی میکنن و یا آدمهایی که در اطراف شون کسی نیست که بتونن باهاشون راحت و صمیمی صحبت کنند یا آدمهای اطراف شون اصولا ایده های اونها رو به درستی متوجه نمیشن، می تونم بگم که نوشتن یه روش ناگزیری هست. چون رو کاغذ آوردن یا رو صفحه کامپیوتر یا موبایل نوشتن تا حد زیادی بار اون موضوع رو از رو ذهن بر میداره. در واقع از ذهن میره رو کاغذ و می تونی ببنینی ش. مثلا یه مشکلی داری و مدام بهش فکر میکنی. تو ذهن تو اون مسئله می تونه خیلی بزرگ باشه و همه ذهن تورو اشغال کنه و نزاره که فکر کنی. ولی اگر همون مسئله رو روی یک برگ کاغذ بنویسی اون وقت متوجه میشی اون یک مسئله ای هست روی یک برگ کاغذ و اگر تو یه دفتر نوشته باشی ش میتونی دفتر رو ببندی تا چند دقیقه جلوی چشم ت نباشه. البته قبول دارم که همیشه موضوع به همین راحتی هم نیست. به خصوص وقتی درگیر یه موضوع مالی یا عاطفی بشی. پس می تونم بگم که خوبی نوشتن می تونه این باشه که :موضوع از فضای ذهنی ت خارج میشه. فضای ذهن آزاد میشه و میتونه بهش فکر کنه. با نوشتن یه مسئله میشه بهش از زوایای مختلف هم نگاه کرد. راستی وبلاگ نویس هایی که اشاره کردم و نوشته هاشون رو خونده بودم : محمدرضا شعبانعلی  یاور مشیرفر خواستم لینک بدم به سایت هاشون ولی متاسفانه موفق نشدم. </description>
                <category>imm_33758148</category>
                <author>imm_33758148</author>
                <pubDate>Mon, 06 Jun 2022 01:52:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرار از حوصله سر رفتگی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_33758148/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D9%88%D8%B5%D9%84%D9%87-%D8%B3%D8%B1-%D8%B1%D9%81%D8%AA%DA%AF%DB%8C-oxrojxqtsvof</link>
                <description>امروز رفتم بلوار کشاورز برای دوچرخه سواری، برای من روش خوبی هست برای فرار از روند کسل کننده زندگی و البته ورزش کمک زیادی میکنه که اضطراب رو از خودتون دور کنید.این من نیستم، ولی من هم با دوچرخه اشتراکی میرم دوچرخه سواریبلوار کشاورز جای خوبی هست برای دوچرخه سواری و پیاده روی. هرچند عده ای هستند که فکر میکنند با موتور سیکلت هم میشه اونجا تردد کرد. ایشون تازه موتورش رو کنار خودش پارک کرده. ولی بعضی ها میزارن وسط مسیر دوچه سواری یا باهاش مانور میدن. عکس از تو اینترنت برداشتم البته. خودم عکس نگرفتم به نظرم زیبایی بلوار کشاورز این هست که با وجود اینکه در دو طرف ش خیابون هست شما می تونید چند دقیقه ای زیر سایه درخت یا روی نیمکت چوبی بشینید. یعنی وسط تردد خودروها و سرعت زندگی روزمره شما این فرصت رو دارید که کمی به طبیعت و ریتم طبیعی زندگی آدمیزاد برگردید و لذت ببرید. وسط بلوار و بین دو سمت اون یک نهر آب هست که اگرچه معمولا تمیز نیست ولی احتمالا طراح یا سازنده این مسیر قصد داشته تا جای المان اصلی طبیعت در اثرش خالی نباشه. تصور اینکه وسط تهران، به عنوان یک پایتخت شلوغ، جایی هست که میشه برای لحظاتی متوقف شد و به جریان آب نگاه کرد خیلی ایده جذابی هست.این تصویر مال چند دهه پیش هست. به نظرم الان جریان آب نقش ش کمرنگ شده تو زیبایی بلوارهمونطور که گفتم برای قدم زدن هم جای خوبیهنمی دونم از بالای کدوم ساختمون این عکس گرفته شده. شاید بیمارستان ساسانالبته من در دوچرخه سواری گاهی خیلی جو گیر میشم و سعی میکنم با بقیه دوچرخه سوار های تو بلوار کورس بزارم که باید بگم کار درستی نیست. چون اونجا غیر از موتورسیکلت های مزاحم، خانواده و بچه هم تردد میکنن و با سرعت زیاد خطر تصادف ایجاد میشه.البته اکثر دوچرخه سوار ها معمولا رعایت می کنن و باید بگم من یه مقدار جوگیر میشم و امروز به خاطر همین جو گیری سعی کردم با سرعت زیاد خودم رو به یه دوچرخه سوار برسونم که ازم سبقت گرفته بود. وقتی بهش نزدیک شدم از عقب بهش برخورد داشتم و تعادلم بهم خورد و نقش زمین شدم. خوشبختانه اون تونست خودش رو نگه داره و من هم زود بلند شدم و به مسیرم ادامه دادم. عکس تزئینی هست ولی لطفا تو جاهای شلوغ جوگیر نشین مثل من</description>
                <category>imm_33758148</category>
                <author>imm_33758148</author>
                <pubDate>Mon, 06 Jun 2022 01:21:23 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>