<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Yoki</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_34318983</link>
        <description>دوست دار پیشولا 🐾🔥</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 01:36:59</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1337050/avatar/xtAPRG.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Yoki</title>
            <link>https://virgool.io/@m_34318983</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ای اقیانوس آبی در خودت سفر کن!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_34318983/%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%B3-%D8%A2%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%DA%A9%D9%86-gt8tkfqptd2x</link>
                <description>همیشه به اقیانوس که انگار تا لبه های خورشید مغرب راه می یافت فکر می کردم چه چیزی در انتهای این اقیانوس شگفت انگیز هست که حتی خورشید به آن عظمت و روشنایی فراوانش توانایی نشان دادنش به ما را ندارد؟ حتی اگر خورشید هم به غواصی در اعماق اقیانوس می رفت و ما را بی چراغ در دل تاریکی شب رها می کند باز هم هیچ چیز به جز خود اقیانوس نمی توانست پرده از اعماق وجود خود بردارد و از دل تاریکی ، رعب و وحشتی که تا اعماق وجودش را فرا گرفته بود بیرون بیاید.کاش می شد به اقیانوس بگویم که این همه در خود فرو رفتن و غرق شدن در میان افکارت برایت خوب نیست.اما او به گونه‌ای نقش بازی میکند و با امواجش می‌رقصد که همه حتی کسانی هم که از ناراحتی درونش خبر دارند، گمان می برند که او شاد ترین در دل طوفان است، هرگاه که می خواهد سخنی بگوید همه او را نادیده می گیند و گمان میبرند که صدای خروشان موج هایش از سر غرور و هیاهو است هیچ کس به حرفهایش گوش نمی دهد بجز وال ها و نهنگ ها ، کاش دوستهای بیشتری داشت. ای کاش کسی بود که چشمان اقیانوسی اش را واقعا درک می کرد که چه پر از غم است و یا موهای مواج سفیدش را برایش شانه میزد، کاش کمکش می کردند که از این همه ترسی که از دیگران دارد دست بکشد و او هم مثل آسمان شب ، در دلش که مانند اسمش پهناور است ستاره هایی درخشان روشن کند کاش می شد بیشتر شادی کنندکاش می‌شد قایقی بردارم و به کمک اقیانوس بشتابم، می رفتم و با او حرف می زدم و اشک هایش را پاک می کردم کاش می شد که به او بگویم:« اقیانوس غم هایت را ترک کن تو وسیع تر از هر چیزی هستی که من دیده ام تو میتوانی به تمام سرزمین های اقیانوسی که در اعماق تو تنها مانده اند سفر کنی.» کاش میشد من به جای اقیانوس بودم تا هر چه سریع تر به کشف کردن سرزمینهای تخیلی ام می رفتم و از تمام غم ها ترس ها و تاریکی هایی که تمام وجودم را فرا گرفته بود فاصله می گرفتمای اقیانوسی که در غم ها و ناامیدی های خود تنها مانده ای روح و قلب تو بزرگ تر و وسیع تر از هر اقیانوسی است.کسی که حتی خورشید به آن عضمت را در خط مغربی خود پنهان می سازدمن و شما از کجا می دانیم که خودمان همان اقیانوس نباشیم:) ؟فردا امتحان عربی دارم ولی نشستم دارم به چی ها فکر میکنم:/</description>
                <category>Yoki</category>
                <author>Yoki</author>
                <pubDate>Sat, 15 Nov 2025 22:31:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شاید این بار شروع</title>
                <link>https://virgool.io/@m_34318983/%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-svlt55in8pcs</link>
                <description>خیلی وقته که دوست دارم توی ویرگول فعالیت کنم ولی خودم هم نمیدونم چرا هر بار فقط تا خط شروع میرم و بعد از اون دیگه اضطراب نمیزاره شروع کنمالبته شاید درست نباشه هر اتفاقی که میوفته رو بندازم تقصیر اضطراب و چیز های دیگه دیگه کم کم دارم به این نتیجه میرسم که فقط خودمم که دارم جلوی ارتباطات هام با بقیه و اطرافیانم رو میگیرم یه جورایی احمقانس ولی خب این ما هستیم که انتخاب میکنیم که چه کارایی انجام بدیم « می‌دونم این چرت و پرت ها جاشون توی شروع نیست 😅»خوب این بار دیگه دارم جدی شروع میکنم البته امید وارم که این جوری باشهراستش من خیلی خیلی وقته که ویرگول رو میشناسم ولی زیاد این جا نیومد و هنوز درست و حسابی با فضا و حال و هوای ویرگول آشنایی ندارم، ولی در کل به نظرم جای باحال و فضای دوستانه ای داره و جای خیلی خوبی برای به اشتراک گذاریه افکار، فانتزی ها، عقاید، سناریو ها و هنر باشه « امیدوارم که این طوری باشه » در کل از این جا بودنم خوش حالم و امید وارم که مثل بقیه چیزا جا نزنم و سعی هم میکنم که این طوری باشهخوب حالا که این جاییم خوبه که یه کم هم خودم رو معرفی کنم و یه توضیح کوچولو و مختصر راجب به این که قراره چه چیز هایس بزارم بگمخوب من نیکی هستم یه دختر میشه گفت آروم ولی به قول بقیه کله شق که توی یه روستای کوچیک کنار شهر بزرگ شده و به قولی بچگیش با برادر دوقلوی شنگول تر از خودش مثل تارزان روی درختان گذشته و درحال حاضر هم علاقه‌ی بیش از حدی که به نقاشی داره رفته رشته‌ی انسانی تا روانشناسی / تاریخ بخونه « خودم هم تکلیفم با خودم مشخص نیست 😐» همچنین وی بیش از حد به حیوانات به خصوص گربه عشق می‌ورزید و آره دیگه، از این که اینجام و قراره که کلی باهام حرف بزنیم و بگو بخند با هم داشته باشیمخوب حالا چه چیزایی قراره بزارم ؟سوال خوبیه فقط هنوز زیاد بهش فکر نکردم 😅. نه خوب راستش من گاهی داستان می‌نویسم یا مثلاً چیز هایی که ذهنم رو به خودش مشغول می‌کنه رو می‌نویسم اگه شعر یا فیلم و داستان جالبی پیدا کردم هم معرفی شون رو می‌زارمحقیقتا من زیاد سلیقم به هم سن و سال هام نمیخوره یا حداقل اطرافیان هم سن سالم که این جوری هستن واسه همین هم بیشتر اگه چیزی هم نوشته باشم زیاد به بقیه نشون شون ندادم پس امیدوارم که به نظرتون جلب باشدامید وارم شما هم به اندازه من از سلام کردن خوشتون بیاددر کل میخواستم بگم سلام و بازهم امیدوارم که سلامم فقط سر سلام کردن قفل نشه و ادامه داشته باشه« چهارمین باره که دارم همین متن رو توی این دو ماه از اول می‌نویسم »این اردکی هم میگه سلام</description>
                <category>Yoki</category>
                <author>Yoki</author>
                <pubDate>Sat, 08 Nov 2025 22:25:31 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>