<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های یاسمن</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_35230992</link>
        <description>من یاسمن توسلی هستم و به نوشتن علاقه دارم  و کارم محتوانویسی هست</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 17:12:14</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/338271/avatar/S67ikI.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>یاسمن</title>
            <link>https://virgool.io/@m_35230992</link>
        </image>

                    <item>
                <title>شروع دوباره در ویرگول</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35230992/%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-isakks8fowlm</link>
                <description>شاید باور نکنید که من الان کاملا ناگهانی به ویرگول دوباره رسیدم. و الان بی مقدمه دارم می نویسم. من همیشه فکر می کردم هیچ وقت این فضا را ترک نمی کنم و همیشه نوشتن در ویرگول بخشی از زندگی من هست. چون نوشتن توی ویرگول یک حس آزادی به من می ده. اما ماه هاست که کار و فعالیتم من را از این فضا دور کرده . البته صادقانه بگم خودم هم وقت نگذاشتم و امروز بعد از مدت ها تصمیم گرفتم یک شروعی هر چند کوتاه داشته باشم شاید باید الان این زمان دوباره شروع کنم.روزمرگی های یک نویسنده محتواروزمرگی های یک نویسنده محتوامن عاشق نوشتن و بازی با کلمات و عبارت های جذاب هستم. اما گاهی حتی وقتی مشغول به کار هستم ذهنم آنچنان خالی از کلمات، عبارت ها و جمله ها می شود که انگار ذهنم فریاد می زنه، یکم آهسته تر. صبر کن من هم بیام. می دانید این فریادها چه موقع اتفاق می افته وقتی می خوام یک کلمه و عبارت مناسب پیدا کنم. اونجاست که لپ تاپ را کنار می گذارم و کمی ذهنم را از دنیای کلمات و عبارت ها رها می کنم به امید اینکه وقتی دوباره برمی گردم با ایده های ناب به کارم ادامه بدم. برای اینکار معمولا یک چای یا قهوه خودم را مهمون می کنم و با کمی موسیقی شاد فضای ذهنم را تغییر می دم تا مغزم سوخت کافی جذب کنه. مدت هاست به همین روش کار می کنم و کار کردن به صورت فریلنسری رو دوست دارم. اگرچه مشکلات خیلی زیادی داره اما هنوز دارم ادامه می دم.دغدغه های سبک زندگی فریلنسریدغدغه های سبک زندگی فریلنسریفریلنسری یک سبک زندگی هست که به رشد شخصیتی نیاز داره . فراموش نکنیم که رشد هم درد دارد. به قول معروف اگر فردی تصمیم می گیره که به این مسیر قدم بگذاره باید زره پولادین به تن کنه. و در نهایت بعد از پشت سر گذاشتن این پستی ها و بلندی ها و به قول معروف پوست کندن ها وقتی به عقب بر می گرده، حس خوبی رو تجربه می کنه. البته این نکته هم مهمه که در طی این  مسیر  باید به سیگنال های درونی هم  توجه کنه. اینکه واقعا مسیری که انتخاب کرده جواب می ده  یا حال خوبی نداره. چون فریلنسری نوعی خودمدیریت کردنه. و یک فریلنسر باید مسئولیت پذیری، انعطاف، نظم، برنامه ریزی و تعهد را در خودش تقویت کنه.خلاصه امیدوارم در هر مسیری هستید، واقعا رضایت درونی را داشته باشید. چون ما بیشتر وقت روز را با شغل مان می گذرونیم.</description>
                <category>یاسمن</category>
                <author>یاسمن</author>
                <pubDate>Thu, 14 Jul 2022 19:32:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سریال پیکی بلایندرز</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35230992/%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D9%BE%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%A8%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%D8%B1%D8%B2-hgxoj0xadrdt</link>
                <description>این سریال براساس یک داستان واقعی ساخته شده یک خانواده کولی و گنگستر در جنوب بیرمنگام انگلیس که بر محور رهبری تامی شلبی، میچرخد، هوش، اقتدار و ذکاوت، سه ضلع اصلی مثلث شخصیت تامی شلبی را تشکیل میدهد، او در اوج بحران چنان بر خود مسلط است که گویی اتفاقی پیش نیامده، و اقتدارش به چاشنی کاریزمای شخصیتش می افزاید.کی بلایندرزدرباره شخصیت تامی شلبیجالبترین ویژگی شخصیت تامی شلبی غیر از هوش و ذکاوتش  توجه به کانون خانواده است. خانواده برای او قبله عالم است و با چنگ و دندان از آن حمایت میکند. او با کمک خاله پالی باهوش استراتژی های هوشمندانه ای طرح ریزی میکنند تا حربه ای برای مقابله با دشمنانشان بسازند و همیشه در این کار موفق اند. گرچه تامی شلبی بارها از معتمدینش نارو میبیند و از اسب قدرت با بدترین شکل بر زمین می افتد، اما مجددا از زمین برمیخیزد و به مسیرش قدرتمندتر از قبل ادامه میدهد، و اینجاست که تحسین مخاطب را بر می انگیزد.تامی شلبیشاید نقطه تاریک این سریال، عادی بودن قتل، جرم و جنایت است، تامی در کنار برادران شلبی دست به هرکاری میزنند تا در راس قدرت باقی بمانند و از دادن رشوه به پلیس تا قتل های علنی هیچ عبایی ندارند. من فکر میکنم این سریال بدون کیلین مورفی در نقش تامی شلبی بی معنی است، تامی تلفیقی از همه چیزهاست، او گاهی سفید سفید است و گاهی میتواند به سیاهی شب تبدیل شود. با این وجود شخصیت او نکات برجسته قابل تاملی دارد که گوش مخاطب را باز میکند. در کل سریال بسیار جذاب است و به نظر من ارزش دیدن دارد، اگر به سریال های گانگستری علاقه دارید و دنبال یک سریال خاص هستید، حتما این سریال را ببینید.</description>
                <category>یاسمن</category>
                <author>یاسمن</author>
                <pubDate>Sat, 18 Sep 2021 21:47:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35230992/%D8%A2%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%B2%D9%87-%D9%88-%D9%85%D8%A7-%D8%AA%D8%B4%D9%86%D9%87-%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%85-zhh8xmnyopvg</link>
                <description>می خواهم درباره داستانی بگویم که من را با نویسندگی عمیقا پیوند زد، داستان من، حکایت این ضرب المثل است، آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم.نویسندگیقصه از جایی شروع شد که من تصمیم گرفتم، رشته مورد علاقم ادبیات و نوشتن را در عمیق ترین نقطه وجودم دفن کنم و وارد شغلی بشوم که آینده تضمین شده ای دارد، غافل از اینکه نمی توانستم آنچه را که جزیی از من هست همیشه نادیده بگیرم. بعد از مدتی جستجو، متوجه شدم که یکی از مشاغلی که می تواند این خواسته من را به خوبی پاسخ بدهد، شغل فروش و بازاریابی است، این گونه شد که من نوشته هایم را در صندوقچه دلم تنها گذاشتم و آن ها شدند یک خاطره که هر از گاهی سری به آن ها می زدم تا دمی به یاد گذشته لحظات خوبی را برای خودم تداعی کنم، البته این نبود که علاقه ای به فروش نداشته باشم، اتفاقا خیلی توانستم چیزهای زیادی از دنیای فروش و بازاریابی یاد بگیرم چون من کلا به یادگیری علاقه دارم، اما خب آنطور که می خواستم نشد، اصلا حواسم نبود که یواش یواش به فرسودگی شغلی می رسم، البته نشانه ها، کم و بیش سراغم می آمدند، و اطرافیانم این فرسودگی را در من روز به روز بیشتر می دیدند اما من آن ها را نمی دیدم .به نظر من  نشانه ها چراغ راه ما در مسیر زندگی هستند، و  راه را به ما نشان می دهند، و ندیدن آن ها ما را به عقب می کشاند. خلاصه من این مسیر را ادامه دادم  تا جاییکه از فرط خستگی و انرژی تلف شده، تصمیم گرفتم کاری کنم تا از این شرایط بیرون بیایم، این شد که خواستم نشانه ها را جدی تر ببینم، با کنکاش های بسیار، متوجه شدم که در این سال ها ترس،  دست و پای من را بسته بود و اجازه نمی داد که آنچه که باید ببینم، این شد که تصمیم گرفتم با آن ها مواجه بشوم، و فهمیدم  تا تغییر نکنی وارد مسیر درست نمی شوی باید  به ندای درونم گوش می دادم و آن مسیر را امتحان می کردم، بنابراین تصمیم گرفتم تمام سال های کاری ام را به خاطر علاقم به نوشتن کنار بگذارم و از اول شروع کنم، گرچه تصمیم سختی بود اما الان واقعا می فهمم که چقدر درست و به جا عمل کردم و از این بابت خدا را شاکرم.</description>
                <category>یاسمن</category>
                <author>یاسمن</author>
                <pubDate>Fri, 10 Sep 2021 19:51:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معنای درون ما چیست</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35230992/%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86-%D9%85%D8%A7-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-yho5nxifgd8o</link>
                <description>ما انسان ها همیشه در حال تلاش هستیم تا از روش های مختلفی به سطحی رضایت بخش از زندگی برسیم، به دنبال بهترین مدل ماشین و آخرین ورژن موبایل و لوکس ترین طلا، جواهرات و بهترین ویلا توی زیباترین نقطه دنیا با استخر و جکوزی هستیم و ... همیشه به دنبال عناصر بیرونی این دنیای مادی دنبال خوشبختی می گردیم، بلکه بتوانیم آنچه را می خواهیم به دست بیاوریم و کمی از آسوده زندگی کنیم، فارغ از این که بعد از به دست آوردن آن چیزها، نا امیدتر و خسته تر از همیشه، مثل بازی مار و پله به اول پله ها باز می گردیم، و  از همه چیز دل کنده می شویم، دیگر انرژی ادامه نداریم، چون همیشه این تلاش و جستجو بی فایده بوده.البته منظورم این نیست که زندگی لوکس، ارزشی ندارد اتفاقا برعکس، خواستن چیزهای لوکس لازم است زیرا ما از این طریق، سطحی از آسایش را کسب می کنیم اما کافی نیست.چقدر این فکر ها درون ذهن ما پرسه زدند....فکر می کنیم اگر از ایران برویم، مهاجرت کنیم، تازه زندگی رویایی مان آغاز می شود، فارغ از اینکه بعد از مهاجرت تازه با چالش های جدید مواجهه میشویم، و به گمانمان باز هم از این دنیا رو دست می خوریم،و با خود فکر میکنیم مگر ما چیزی جز آسایش می خواهیم؟چون تصورمان از مهاجرت یک چیز و حقیقت آن چیز دیگری بوده است، فکر می کردیم که تغییرات به این سادگی هاست در صورتیکه همه ما منحصر به فردیم و دلیل ندارد اگر مهاجرت کردن برای فردی خوب بوده برای ما هم خوب باشد به نظرم هر چیزی نیاز به تحقیق و بررسی دارد، وقتی بدون در نظر گرفتن خودمان اینکه چه چیزی من را خوشحال می کند و شرایط زندگی مان، تصمیمی گرفتیم، گرفتار این دغدغه ها می شویم،  فکر می کنیم این دنیا، به ما وفا ندارد، مگر ما چه چیزی جز شادی که حق مسلم مان هست از این دنیا طلب می کنیم؟حتی  حاضر نیستیم بهای چیزی را که می خواهیم بپردازیم، بله این دنیا قوانینی دارد و هر کسی که قوانین را بداند، می تواند به سرمنزل مقصود برسد.راهکار چیست؟همه ما مشکلاتی در زندگی داریم و داشته ایم، و این را بارها تجربه کردیم که به هر دری می زنیم به قول معروف یک جای کار باز می لنگد، به هر مسیری وارد می شویم، ناامیدتر از همیشه و پر از سئوالات و ابهامات در ذهنمان، بی هدف به دنبال جواب سئوال ها می گردیم، یا دست روی دست می گذاریم تا جریان زندگی ما را با خود ببرد. اگر بخواهیم معنایی برای زندگی در نظر بگیریم، اول باید به درون مان مراجعه کنیم، به قول حضرت حافظ سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد وان چه می خواست ز بیگانه تمنا می کرد.آنچه که ما همواره به نام خوشبختی به دنبالش هستیم، فقط می توانیم در درون مان جستجو کنیم ، اینکه من چه کسی هستم و چه چیزی می خواهم ؟ چه گذشته ای را پشت سر گذاشتم؟ و بعد از پرسیدن این سوالات، کمی به کودکی برگردیم هر چقدر سخت، تمام کوله بار زخم هایمان را باز کنیم و تک به تک مرور کنیم، این کوله بار سرشار از حسرت ها ، خشم ها، عقده ها، خود کم بینی هاو غیره درون نمان است، البته باید شجاعت رو به رو شدن با آن ها را حداقل یکبار در زندگی داشته باشیم، تا بتوانیم از آن به بعد تکلیفمان با خودمان روشن شود.راهنما کیست؟من فکر می کنم، انسان در طول زندگی که روی کره خاکی دارد، باید چراغ راه و یا راهنمایی موجه داشته باشد که او را به درونش رهنمون کند، تا به کمک او، غبارها را کنار بزند و صدای درون را بشنود، با شنیدن ندای درون و درست دیدن از پس غبارها، می توان زندگی واقعی را تجربه کرد،آن زمان است که می بینیم،آنچه که در بیرون تجربه می کنیم، فقط فقط حاصل برداشت ها و دنیای ذهنیمون است.جوینده یابنده است،اگر بخواهیم سر راه مان قرار خواهد گرفت</description>
                <category>یاسمن</category>
                <author>یاسمن</author>
                <pubDate>Sat, 21 Aug 2021 18:20:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فیلم پای چپ من و نبرد انسان با ناملایمات زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35230992/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%BE%D8%A7%DB%8C-%DA%86%D9%BE-%D9%85%D9%86-%D9%88-%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-cxsu7o5arkr5</link>
                <description>به نظر من بسیاری از آثار قدیمی ارزش چندین بار دیدن را دارند، یکی از فیلم های قدیمی که اخیرا اتفاقی دیدم و از آن لذت بردم، فیلم پای چپ من، به کارگردانی جیم شریدان است که  در سال 1989 ساخته شده این فیلم عشق بی کران مادری را توصیف می کند که خود را  به آب و آتش می زند تا مسیر موفقیت را برای پسر معلولش هموار کند او آنچنان مصمم جلو می رود که هیچ چیز جلودارش نیست، و فقر خانواده هم حتی نمی تواند مانع از این همه عشق شود، و پشتکار مادر، بذر امید به زندگی را در دل فرزند معلولش می کارد و یواش یواش او هم به زندگی اش از زوایه دیگری می نگرد، تا در نهایت با کشف درون خود، آثار بی همتایی را خلق می کند، به شما پیشنهاد می کنم حتما این فیلم روانکاوانه و درام را ببینید زیرا ارزش حداقل یک بار دیدن را دارد.فیلم پای چپ منماجرای فیلم پای چپ مناین فیلم ماجرای پسری معلول به نام کریستی به هنرنمایی دانیل دی – لوئیس  است که با فلج مغزی به دنیا می آید و با شرایط سختی زندگی می کند، کریستی به ضعف جسمی خود آگاه است و می داند که نمی تواند از مراحل زندگی اش مانند بقیه خواهر و برادران و هم سالانش لذت ببرد، او با غمی بی پایان، دوستانش را هنگام بازی در کوچه و خیابان تماشا می کند گویی تمام گلایه اش از روزگار را  پشت آن نگاه، نثار زندگی اش می کند، و در صحنه ای در نوجوانی، دورانی که مفهوم ارتباط و لذت با جنس مخالف را نسبت به سنش باید تجربه کند، با آهی سوزناک، قلبش را از  بوسه های عاشقانه دو دلداده در کنج دیوار کوچه، خالی می کند، او ناچار است مشتی بر دل سوزناکش بزند تا آنچه که قابل تغییر نیست، بپذیرد. اما با قدرت درونی اش روال زندگی اش را به سمت و سوی دیگری تغییر می دهد، زیرا نمی تواند به را حتی عواطف و احساساتش را مانند افراد دیگر بروز کندفیلم پای چپ منمفهوم عمیق و سختی به نام پذیرشمفهوم پذیرش یکی از مهم ترین و در عین حال سختترین مفاهیمی است که ما در لحظه به لحظه زندگی مان درگیرش هستیم و در نهایت یا تسلیم می شویم و می پذیریم که خیلی از چیزها در زندگی ما قابل تغییر نیست و درد پذیرش آن را به جان می خریم یا نه، آنقدر تا آخر عمرمان با آن می جنگیم و خسته و زخمی تر از همیشه ناچارا پرچم سفید صلح را بالا می بریم، البته برخی هم تا اخرین لحظه زندگی شان در حال جنگ هستند و به قول معروف جان جنگیدن دارند. اما ما در این مسیر قطعا نیاز به یک متخصصی داریم که ما را در این راه کمک کند، پذیرش مرگ عزیز، یا پذیرش معلول بودن فردی از ابتدای زندگیش کار ساده ای نیست. کریستی زمانی که بزرگترین نقطه ضعف زندگی اش را در آغوش می کشد، راه خود را پیدا می کند و او را در مسیر درست قرار می دهد، و می بینیم که یاد میگیرد با پایش نقاشی کند و از این طریق حرف ها، افکار و عواطفش را بروز می دهد.تغییر نگاه، فرصت های جدید را می آفریندعشق، صبوری و آرامش مادر، درس صبوری و پذیرش را به کریستی یاد داد، و باعث شد خشمی که از شرایط زندگی اش از کودکی با خود به دوش می کشد، فروکش کند و آرام تر شود و به کمک معلم، قدم به قدم تمرینات حرف زدن و حرکات مناسب ورزشی را شروع کند، وقتی کریستی به سن بزرگسالی رسید استعداد نقاشی را در وجود خود کشف کرد و تلاش او برای خودشکوفایی، شروعی متفاوت را در زندگی اش رقم زد تا کریستی بتواند از دریچه دیگری به زندگی نگاه کند. و این تغییر نگاه، اتفاقات مثبتی را به زندگی کریستی روانه کرد تا جاییکه او تصمیم گرفت کتاب زندگی شخصی اش را بنویسد، چاپ کتاب و آثار هنری اش با موفقیت فوق العاده مردم رودررو شد و در یک نمایشگاه از کریستی تقدیر شد و این موفقیت ها سبب شد تا خانواده به او افتخار کنند.</description>
                <category>یاسمن</category>
                <author>یاسمن</author>
                <pubDate>Fri, 23 Jul 2021 19:33:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کروئلا ابر شروری که پلید نبود</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35230992/%DA%A9%D8%B1%D9%88%D8%A6%D9%84%D8%A7-%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%BE%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF-dhjyvjvhubxy</link>
                <description>اگر به فیلم های فانتزی و استعاری دیزنی علاقه مند هستید، این فیلم را حتما ببیند که خالی از لطف نیست، کروئلا به نظر من  تلفیقی از شرارت های نه چندان جدی، شجاعت جنگیدن برای رسیدن به رویا را با فانتزی های جذاب به تصویر می کشد،. این فیلم در ردیف فیلم های نمادین و ابر شرورهای همتای جوکر قرار می گیرد که البته تفاوت های زیادی با یکدیگر دارند. استلا با بازی بی نظیر اما استون، دختری باهوش و با ظاهر و رفتاری عجیب است، که با دیگران تفاوت دارد، و به کارهای پیش و پا افتاده راضی نمی شود، او با آرزوی طراح لباس شدن، روزها را سپری می کند و این سودا اجازه نمی دهد، که در آتش انتقامش بسوزد، این نشان می دهد همیشه قدرت عشق بر شرارت غالب است.بررسی فیلم کروئلاپیام فیلم کروئلااینجا قصد ندارم همه فیلم را تعریف کنم ولی آنچه این فیلم را به نظر من جذاب می کند،تلاش و پشتکار استلا برای دنبال کردن  رویاهایش است، رویاهایی که در جایی فدای انتقام بی حد و حصرش می شود، اما باز به مسیر اصلی راه پیدا می کند. من کلا فیلم های فانتزی و نمادین دیزنی را دوست دارم، گاهی پیام داستان، با مفاهیم نمادین و استعاری، زیباتر منتقل می شود، و جالب اینکه در تمام این تیپ فیلم ها، می بینیم که هیچ شروری، از اول پلید نبوده، ما انسان ها، از ابتدا پاک و بی گناه به دنیا می آییم، و براثر حوادث پیرامون، تصمیم می گیریم که به شیطان، دست دوستی دهیم یا نه . البته کروئلا یا همان استلا، شخصیت خاکستری دارد او هم پلید هست هم نیست، و با شخصیت های پلید دیزنی مثل مالیفیسنت در زیبای خفته تفاوت زیادی دارد.فلسفه یین و یانگ، و جه سیاه و سفید انسانموهای سیاه و سفید کروئلا، نماد وجه خیر و شر درون انسان است که من را به یاد فلسفه یین و یانگ می اندازد و این جنگ درونی بین خیر و شر تا اخر زندگی مان در این دنیا با ماست.کروئلا در سکانس های مختلف فیلم، با با شعله های آتش انتقام دست به گریبان می شود،تا جاییکه برای انتقام از بارونس، به یک شرور واقعی تبدیل می شود، زیرا او را مقصر یتیم شدنش می داند. او زمانی که پی به ریشه خبیثی که از مادر به ارث برده، می برد، شعله کوچک درونش به آتشی هولناک تبدیل می شود.استلا می میرد و کروئلا به دنیا می آیدما در اول فیلم دختری به نام استلا را می بینیم که مدام در مدرسه آتشی را روشن می کند و یک خرابکاری به راه می اندازد و مدیر مدرسه از دست او در فغان است، او یک سگ دارد، اما حیوان آزار نیست، تغییرات او از زمانی شروع می شود که خود را مقصر مرگ مادر می بیند و به مرور با آشنایی با بارونس، پی به عامل قتل مادرش می برد و آنجاست که بذر سیاه انتقام در دلش رشد می کند و به مرور به دختری بی تفاوت و سنگدل تبدیل می شود.همانطور که آرتور فلک، جوکر را خلق کرد،در نهایت کروئلا آنچه که در ظاهر نشان می دهد، پلید نیست، و به نظر من یک دختر خشمگینی است که دوست دارد،پلید باشد، در حالیکه جوکر به معنای واقعی تاریکی را در آغوش می گیرد و به بدترین جنایت ها دست می زند. در کل من فکر می کنم ارزش دیدن دارد، چون هر کس می تواند، برداشتی آن داشته باشد.</description>
                <category>یاسمن</category>
                <author>یاسمن</author>
                <pubDate>Mon, 12 Jul 2021 18:40:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ضحاک مغزخوار ذهن ما کیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35230992/%D8%B6%D8%AD%D8%A7%DA%A9-%D9%85%D8%BA%D8%B2%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%B0%D9%87%D9%86-%D9%85%D8%A7-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA-dvfq2gamgzqz</link>
                <description>طعا برای شما هم اتفاق افتاده که بارها خواستید تصمیمی بگیرید یا کاری را انجام دهید اما انگار چیزی در حال خوردن مغزتان است و  همیشه این جور وقت ها کارش را با انرژی تمام انجام می دهد، اجازه این کار را به شما نمی دهد و در نهایت دست از پا درازتر، تصمیم گیری را به بعد موکول کردیدهر دفعه مثل یک چرخه معیوبی این داستان تکرار می شود، و یواش یواش از تصمیمی که می خواستید بگیرید مایوس شدید، اما آن چیز که اجازه نمی دهد که بتوانید درست تصمیم بگیرید چیست؟آفتی به اسم کمال گرایی همان ضحاک مغزخوار ذهن ماست که همیشه به قول معروف سره به زنگ ها از راه می رسد و با کلی سفسطه بافی هایی که استادش هست، کاری که می خواهد را به ما تحمیل می کند، در ادامه می خواهم راهکارهای کاربردی برای حل این مساله به شما معرفی کنمکمال گرایی1. بپذیرید که گرفتار کمال گرایی شدیدمنظور من این نیست که به خودتان برچسب کمال گرایی بزنید، زیرا برچسب زدن باعث می شود که  مساله را آنطور که هست نبینیم، و درگیر خودگویی های منفی بشویم. مهم ترین قدم برای درمان کمال گرایی پذیرش آن است، اینکه بپذیریم که در این موقعیت، نگاه کمال گرایانه و غیرواقع بینانه به موضوع داریم،بررسی کنید و ببینید چه عاملی باعث بروز کمال گرایی در شما شده است؟ و فکرتان را دنبال کنید.2. در لحظه به منتقد درونتان آگاه شویدزمانی که می خواهید کاری انجام دهید، به محض حضور منتقد درونتان، به آنچه در حال وقوع در مغزتان است،آگاه شوید و همان جا،سوت پایان جنجال ذهنی را بزنید، اوایل این کار، بسیار سخت است اما به مرور زمان و با تمرین و ممارست، می توانید به ذهن خود هوشیار شوید و همانجا گفتگوی ذهنی تان را قطع کنید3. از خودتان بپرسید آیا آنچه که فکر می کنم واقعیت است؟خیلی وقت ها اتفاق افتاده که شما مشغول انجام پروژه ای هستید، و به سختی کار می کنید تا پروژه به بهترین نحو انجام شود، اما بعد از ساعت ها تلاش، وقتی که کار تمام می شود، و نگاهی به آن می اندازید، از عملکرد خود راضی نیستید، اینجاست که منتقد درونتان، کار خود را به نحو احسن انجام می دهد، زیرا شروع به انتقاد از کارتان می کند، اصلا خوب نیست، افتضاح شده، کارفرما اصلا راضی نخواهد بود و شما را مجبور می کند که یا از کار انصراف بدهید یا از اول شروع کنید، این جاست که شما مشاهده گر گفتگوی مخرب ذهنی تان هستید، از خود باید سوال کنید که آیا فکری که در این لحظه می کنم واقعیت هست یا تفسیر ذهنی من است؟ این به شما کمک می کند که واقعیت را مشاهده کنیدکمال طلبی چیست4. از تصمیم گیری اشتباه نترسیدترس از شکست، بارزترین نشانه کمال گرایی در ماست. افراد کمال گرا از ازدواج اشتباه، تصمیم گیری اشتباه در شغل و زندگی می ترسند، بنابراین معمولا کاری انجام نمی دهند؛ در نتیجه همیشه حس ناامیدی و دلسری را با خود یدک می کشند، در نتیجه از زندگی و عملکرد خود راضی و خوشنود نیستند. اما شما می توانید به این مشکل غلبه کنید، راهکار این است که باهوشیاری، تفکر کمال گرایانه تان را زیر سئوال ببرید، و هنگام بروز اشتباه به خود به عنوان یک انسان حق اشتباه بدهید، اما این باور غلط را بررسی کنید که ایا همه تصمیمات ما اشتباه است؟5. بپذیرید که کامل و کافی هستیدبسیاری از ما به دلیل نداشتن عزت نفس و حس کامل نبودن خود را سرزنش می کنیم. شما کامل به دنیا آمده اید، فارغ از اینکه چه کارهایی را انجام می دهید، یا حتی چه اشتباهاتی را مرتکب می شوید، ارزشمند و لایق خوشبختی هستید، اما صدای منتقد درونی، شما را کافی نمی داند، این کار آسان نیست، اما قطعا با اراده و پشتکار می توانید بر آن غلبه کنید، وقتی منتقد درونی شما حمله می کند، تمرکزتان را از روی مشکل بر دارید و از خود بپرسید،آیا هیچ کس اشتباهی مرتکب نمی شود؟ اگر فردی اشتباهی انجام دهد این به این معنی است که خوب و ناکافی است ؟ این تمرین 30 روزه معجزه می کند، هر روز 3 مورد از توانمندی و ویژگی هایی تان را بنویسید، این موارد شما ویژگی های شخصیتی شما مثل سخاوت و مهربانی  و مهارت هایی مثل راننده حرفه ای و نوشتن است.6. از شکست هایتان پله بسازیدهمانطور که می دانید بسیار از افراد موفق، با پذیرفتن شکست هایشان به موفقیت های چشمگیری دست پیدا کردند، این تنها یک شعار نیست، آن را امتحان کنید، یکبار از مسیری که همیشه حرکت می کردید و شما را بی دستاورد کرده، وارد نشوید، مسیر جدید را انتخاب کنید تا معجزه را ببینید.</description>
                <category>یاسمن</category>
                <author>یاسمن</author>
                <pubDate>Fri, 30 Apr 2021 11:35:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه به برنامه ریزی روزانه متعهد عمل کنیم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35230992/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%AA%D8%B9%D9%87%D8%AF-%D8%B9%D9%85%D9%84-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-fiohbpwl4ftg</link>
                <description>احتمالا برای شما هم پیش آمده که برنامه روزانه خودتان را از روز قبل برنامه ریزی کرده اید و زمانی که می خواهید اجرا کنید، به هیچ کدام عمل نمی کنید، یا نصف برنامه را انجام میدهید و با حس و حال بد از انجام ندادن برنامه تان، روزتان را به پایان می برید، حتی خیلی از ما حین برنامه ریزی ، برنامه ورزش روزانه و جمع آوری کمد لباس ها هم به آن اضافه میکنیم، اما متاسفانه هیچ کدام انجام نمی شود، در ادامه می خواهیم به نکاتی بپردازیم که بتوانیم برنامه ریزی دقیق و واقع گرایی داشته باشیم تا بتوانیم به آنچه که برنامه ریزی میکنیم متعهد بمانیم.چگونه برنامه ریزی روزانه کنیم1. واقع گرا بودن برنامه ریزیخیلی از ما، برنامه ریزی میکنیم ولی برنامه را مطابق با شرایط زندگی و خودمان نمی چینیم. مثل یک قاتل ستمگر با چوب ایستادیم، بالای سر خودمان و انباری از کارها را روی سرمان خراب میکنیم، و به خودمان هم می گوییم اگر این ها را تا شب انجام ندهی، خودت می دانی ...... خوب معلوم هست که هیچ کدام انجام نمی شود، اما خوب میدانیم که این روش هیچ وقت برای ما کارساز نبوده که هیچ، مخرب هم بوده است. بهترین کار این است طبق هدفی که داریم ، برنامه ریزی سالانه داشته باشیم و آن برنامه را به بخش های کوچکتر، به صورت ماهیانه ، هفتگی و روزانه تقسیم بندی کنیم ، هر فردی با توجه به ارزش ها ، توانایی ها و خواسته هایی که دارد با فرد دیگر متفاوت است و شما براساس این معیارها و زمان بندی واقع بینانه باید برنامه ریزی کنید ،و براساس برنامه ریزی، اولویت بندی کنید و طبق آن پیش بروید.2. چک لیست روزانه داشته باشیدیکی از کارهایی که به اجرا کردن برنامه های روزانه مان کمک میکند ، داشتن چک لیستی از انجام کارهای روزانه است و مهم تر از آن، زمانی است که به انتهای روز رسیدیم و می بینیم که بیشتر کارهایی که نوشتیم تیک خورده است، و همین ، دلگرمی و متعهد بودن به برنامه ریزی مان را بیشتر میکندبرنامه ریزی روزانه3. کمال گرایی را رها کنیدکمال گرایی، یکی از نکاتی است که ما را از اجرای برنامه ریزی مان منع میکند، زیرا افراد کمال گرا تا کاری با معیارهای دقیق و ایده آل گرایانه خود تطبیق نداشته باشد، کاری انجام نمی دهند، واگر هم انجام بدهند راضی نیستند ، بهترین کار این است ، زمانیکه برنامه ریزی تان، براساس معیارهای واقع بینانه زمان بندی کردید ، آن را اجرا کنید و اگرحین انجام کار گرفتار وسواس فکری شده اید و ساعت ها درگیر کاری شده اید که بیش از حد طول کشید، با خود بگویید همین خوب است، کاری که انجام دادم براساس برنامه ریزی و معیارهای واقع بینانه انجام شده است و آن را رها کنید .4. زمانی را در طول روز  به خودتان اختصاص بدهیدبرای اینکه به برنامه ای که چیده اید پایبند بمانید باید به خود انگیزه بدهید. یعنی طوری برنامه ریزی کنید که مابین برنامه ای که تنظیم کردید ، فعالیت مورد علاقه تان را انجام دهید، البته ساخت یک عادت جدید به زمان نیاز دارد و بین 21 تا 66 روز طول می کشد تا عادت جدید در شما شکل بگیرد، و شما باید در طی این مدت صبور باشید5. به خودتان جایزه بدهید.پس از انجام برنامه ریزی ، یک روز خود به خودتان پاداش بدهید و خودتان را برای متعهد بودن به برنامه تان تشویق کنید.دقت کنید که عامل موفقیت های ما در زندگی بسته به همراهی کودک درون مان هست .نتیجه گیری اینکه با داشتن برنامه ریزی واقع بینانه و همراهی کودک درونمان می توانیم به همه اهدافمان برسیم.</description>
                <category>یاسمن</category>
                <author>یاسمن</author>
                <pubDate>Sun, 13 Dec 2020 13:37:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مصرف گرایی افراطی تکنولوژی و آفت ذهن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35230992/%D9%85%D8%B5%D8%B1%D9%81-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B7%DB%8C-%D8%AA%DA%A9%D9%86%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C-%D9%88-%D8%A2%D9%81%D8%AA-%D8%B0%D9%87%D9%86-sypnlkkp86uv</link>
                <description>امروز تصمیم گرفتم فارغ از متن های تحقیقاتی که می نویسم، گاهی اوقات آزادانه هم مطلب منتشر کنمو می خواهم درباره افراط گری انسان در عصر تکنولوژی صحبت کنم ، موضوعی که مدت هاست گریبانگیر انسان در عصر جدید شده است .منظورم از تکنولوژی، استفاده بی حد و حصر از موبایل، و اعتیاد به اپلیکیشن های بازی و شبکه های اجتماعی هست، کلا اعتیاد همین کار را میکند ، اعتیاد نیاز نیست فقط به سیگار یا مواد مخدر داشته باشیم، هر آنچه که مصرفش از حد و اندازه خارج شود ، اعتیاد به حساب می آید. اصلا بحث این نیست که تکنولوژی خوب نیست ، نه ، استفاده در حد تعادل و بهینه و مفید از تکنولوژی و رسانه اثرات مثبتی برای پیشرفت ما در همه جنبه های زندگی مان خواهد گذاشت، اما استفاده بیش از اندازه آن، عملکرد مخرب روحی و حتی جسمی بر انسان به جا می گذارد.اعتیاد به شبکه های اجتماعیاینکه کل فکر و ذهن و حواس مان در اختیار یک دستگاهی قرار دهیم که عنان مغز ما را با خود گرفته، این اسفناک هست ، همه ما این تجربه را داشته ایم که ناگهان به خود می آییم و می بینیم از این صفحه به آن صفحه در شبکه های اجتماعی مشغول هستیم  ، و این تکرار ، اثری جز حس بیهودگی برای ما نخواهد داشت . و متوجه نمیشویم که این حس و حال بد از  شنیدن مدام و مسلسل وار اخبار مرگ و میر و جنگ و بد بختی و هست که مدام در صفحات مختلف تکرار و تکرار می شود و به خصوص اگر موضوعی داغ روز باشد ، صفحات با آب و تاب بیشتر خبر را منتشر میکنند و ما هم که آماده زانوی غم بغل کردن هستیم. و بیشتر دل به این اخبار می سپاریم و روزها را همین گونه سپری میکنیم.حتی وقتی با دوستان و عزیزانمون دور هم جمع می شویم ، اصلا دیگر همدیگر را نمی بینیم، خیلی اوقات حین کار کردن با گوشی موبایل با هم صحبت میکنیم و همین حس بدی به مخاطب دست میدهد و حتی خودمان هم از آن دور همی هیچ چیز متوجه نمی شویم، حتی شاید سنگین تر از قبل به خانه برگردیم ، و غافل هستیم از اینکه انسان ذاتا موجودی است اجتماعی و دیده شدن و مورد توجه قرار گرفتن از اولین نیازهای انسان است.شبکه های اجتماعی و تنهاییمتاسفانه از خود غافل شدیم و در حلقه تکراری این عادت قرار گرفته ایم. بله ترک هر عادتی به اراده قوی نیاز دارد ، ولی این اراده، چیز غیرعادی و دور از دسترس نیست ، فقط باید یک روز با خود بنشینیم و به قول معروف کلاه مان را قاضی کنیم و ببینیم که این عادت، چه مزایا و چه مضراتی تا به حال برای ما به جا گذاشته است. آن زمان بهترین تصمیم را می گیریم.</description>
                <category>یاسمن</category>
                <author>یاسمن</author>
                <pubDate>Fri, 11 Dec 2020 15:40:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه شنونده اثر گذار باشیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35230992/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B4%D9%86%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-m9m6is2xipv4</link>
                <description>یکی از ویژگی های انسان های اثرگذار و موفق دراجتماع، شنوایی فعال و موثر است و این افراد در نگاه مردم بسیار جذاب و کاریزماتیک و قابل اعتماد هستند، این گونه افراد، مذاکره کنندگان موفقی در حیطه شغلی و عاطفی خود نیز هستند زیرا مهارت لازم برای شنیدن و درک کردن و آنالیز و بررسی گفته های طرف مقابل را دارند . در حقیقت اساس زندگی موفق در شنوایی موثر داشتن است، زیرا اصلی ترین پایه های ارتباطی ما در زندگی اجتماعی، برقراری صحیح ارتباط با دیگران است . ممکن است با تعجب بپرسید که توانایی شنیدن را همه دارند، پس چه تفاوتی بین افراد و دیگران وجود دارد ،دقیقا نکته مهم اینجاست که بین شنیدن وگوش دادن، فرسنگ ها تفاوت وجود دارد، در ادامه بیشتر در این باره شنوندگی فعال صحبت میکنیم.شنوایی فعالحضور در لحظهافراد کاریزماتیک ، زمانیکه کسی صحبت میکنند، تمام حواس و ذهن آن ها متمرکز به  صحبت های طرف مقابل است، و این ویژگی حس مهم بودن به طرف مقابل منتقل میکند، ممکن است بارها با این تجربه برخورد داشته باشید، که با شخصی صحبت کردید، ولی حواسش بیشتر به حواشی و آدمهای اطراف  و یا به ظاهر شما، بیشتر از کلامتان بوده است، و این حس ناخوشایندی را به شما القا کرده است، برای حضور در لحظه بودن باید تمام عوامل اختلال حواس را از خود دور کنید، یعنی زمانیکه با شخصی صحبت میکنید از تلفن همراه ، تلویزیون و غیره فاصله بگیرید .با زبان بدن کلام فرد را تایید کنیدزمانیکه فردی مشغول صحبت هست ، شما برای اینکه به او نشان دهید که به حرف هایش کاملا توجه دارید، سری تکان دهید، و تماس چشمی داشته باشید ، با این کار، هم تمرین میکنید که تمام تمرکز خود را به گوینده معطوف کنید و هم به طرف مقابل حس مورد توجه واقع شدن میدهید.گوش دادن طولانی مدت به یک شخص، ممکن است ابتدا طاقت فرسا باشد و انرژی زیادی از شما بگیرد ولی این مهارت هم مثل هر مهارتی نیاز به تمرین دارد.مهارت شنوایی موثرقضاوت و پیش داوری را از خود دور کنیدخیلی وقت ها اتفاق افتاده که زمانی شخصی حرف میزند، ما از گفتمان آن فرد، قضاوت های زیادی میکنیم و این قضاوت و پیشداوری باعث می شود که ما از لحظه این جا و اکنون جدا شویم و نتوانیم به خوبی مفهوم گفته های او را درک کنیم. ساده ترین راه این است که به سرعت با شنیدن اولین کلمه نتیجه گیری کنیم زیرا فکر کردن از نتیجه گرفتن بسیار سختتر است. پس بهتر آن است که هنگامی که فردی صحبت میکند ، تمام فکر و حواس خود را معطوف به کلمات بکنید و از برداشت شخصی خودداری کنید.وسط حرف گوینده اظهار نظر نکنیدوقتی وسط حرف طرف مقابل، نظر خودمان را ابراز میکنیم، به آن فرد این احساس دست می دهد که حرفی که می زند، اهمیتی ندارد،خب طبیعتا طرف مقابل هم علاقه ای به گوش کردن به ما نشان نمی دهد و اختلافات از همین جا شروع می شود. راهکار ساده این است که اجازه دهید کلام گوینده کامل تمام شود و بعد از مکث چند دقیقه ای ، نظر خود را بیان کنید.مهارت گوش دادناز گوینده سوال بپرسیدعادت به پرسیدن یکی از مهارت های موثر برای درک بهتر گفته های گوینده است ، زیرا هم تمرکزتان بیشتر می شود، هم گوینده این اطمینان را پیدا میکند که به گفته هایش علاقه نشان می دهید ، هر چقدر سوال تان دقیقتر و به جا باشد، ارتباط بین دو نفر بهتر برقرار خواهد شد.تفاوت گوش دادن و شنیدنگوش دادن فعال از مهم ترین بخش های گفتگوی بین دو نفره است، زیرا ارتباط دو سویه و درک صحیح بین دو نفر شکل میگیرد، هنگامی که ما گوش میدهیم ، تمام دقت و توجه ما به سمت گوینده است و کلمات را به خوبی می فهمیم ، اما زمانیکه می شنویم انگار از روی عادت می شنویم.</description>
                <category>یاسمن</category>
                <author>یاسمن</author>
                <pubDate>Mon, 30 Nov 2020 11:42:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهکارهای کلیدی برای ورزیدگی عضلات مغز و حافظه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35230992/%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B9%D8%B6%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%BA%D8%B2-%D9%88-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8%D9%87-bfs8nhrwiqc7</link>
                <description>آیا میدانستید که علاوه بر اینکه عضلات بدن ما به ورزش و ورزیدگی نیاز دارد، تا سالم باقی بماند، مغز ما نیز برای بقا باید تقویت شود؟بدن سالم به مغز سالم هم نیاز دارد، مغز و حافظه ما مانند بدن، با تمرین  در هر سنی ،جوان خواهد ماند.حافظه مانند اعضای دیگر بدن انسان باید کار کند تا سالم بماند، و فرسوده نشود. حافظه و مغز، بخش برقراری ارتباط، به خاطر سپردن و فعالیت های ذهنی ما را به عهده دارند   در ادامه به نکاتی می پردازیم که به تقویت مغز و حافظه کمک خواهد کرد .تقویت عملکرد مغز1. مواد غذایی موثر بر تقویت حافظهیکی از راه های تقویت مغز، استفاده از رژیم غذایی مناسب است. غذاهایی که میخوریم در افزایش عملکرد مغز ما بسیار موثر هستند. مصرف مواد غذایی سرشار از اسیدهای آمینه ، روغن امگا و مواد معدنی و ویتامین ها می تواند به کارایی بیشتر مغز کمک کند2. یادگیری مهارت جدیدتا به حال دقت کرده اید وقتی یک زبان جدید یاد میگیرید یا کلاس رقص می روید، یا شطرنج بازی میکنید، ساز جدیدی می نوازید، یا حتی مهارت های هنری مثل کوزه گری که با دست انجام می شود، یاد میگیرید چقدر در تازه کردن روحیه تان اثرگذار است؟ و احساس شادابی بیشتری در خود حس میکنید. پژوهشگران معتقدند اگر ما هر روز نیم ساعت از زمان خود را صرف یادگیری مهارت جدیدی کنیم ، در عرض یکسال به یک متخصص تبدیل خواهیم شد. یادگیری ، مغز را ورزیده و فعال نگه میدارد3. گسترش روابط اجتماعیمطالعات نشان می دهد افرادی که روابط اجتماعی بیشتری با دیگران دارند، کمتر به بیماری های مغزی و حافظه مثل آلزایمر مبتلا می شوند، علت آن هم این است که برقراری ارتباط به عهده مغز است، بنابراین ارتباطات بیشتر به عملکرد موثر مغز ما تاثیر گذار هست.4. اجتناب از تماشای تلویزیوناز کودکی ، بزرگسالان به ما هشدار داده اند که تماشای زیاد تلویزیون به مغز صدمه می زند. این گفته آن ها کاملا حقیقت دارد. مطالعات نشان داده ، تماشای طولانی مدت تلویزیون ، در یک پروسه زمانی، به ساختار مغز آسیب جدی وارد میکند، حتی از نظر رفتاری، اثرات مخربی بر فرد به وجود می آورد.5. مدیتیشن کردناسترس و اضطراب بر بخش های مهم مغز به نام پیش پیشانی که مسولیت تفکر را به عهده دارد، اثرات مخربی می گذارد ، و در طول زمان ، سلول های مغز را نابود میکند و حافظه را از بین می برد. مدیتیشن کردن یکی از راههای موثر در پیشگیری بسیاری از بیماری ها مانند استرس و افسردگی است، پس سعی کنید مراقبه کردن را به یک عادت روزانه تبدیل کنید ، زیرا مدیتیشن اضطراب و استرس را کاهش میکند و در نتیجه مغز عملکرد بهتری خواهد داشت،.6. موسیقی خوب گوش کنیدبراساس تحقیقات، گوش کردن یک موسیقی خوب و شاد به ترشح هورمون دوپامین ، (ماده شیمیایی در مغز که شادی آور است) منجر می شود . همچنین به کمک این هورمون مغز عملکرد خلاقانه تری در حل مسایل خواهد داشت.</description>
                <category>یاسمن</category>
                <author>یاسمن</author>
                <pubDate>Mon, 16 Nov 2020 19:38:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دانستنی هایی درباره تعیین هدف</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35230992/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%B9%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D9%87%D8%AF%D9%81-priyedjnpgvp</link>
                <description>انتخاب هدفانتخاب هدف ، بزرگترین دغدغه انساناین سوال، دغدغه خیلی از ما هست که نمی دانیم هدف ما چی هست ؟  شاید سال ها سردرگم، به زندگی خود ادامه دهیم تا عمر ما یکی بعد از دیگری سپری شود و وقتی از ما سوال می شود که آیا از زندگی خود راضی هستی؟ با بی انگیزگی و بی حوصلگی و ناامیدی سری به نشانه نفی تکان می دهیم . یکی از دلایلی که هدف مشخص نداریم این است که خود را لایق داشتن زندگی موفق نمی دانیم و متاسفانه همین نگرش، باعث می شود که فرسنگ ها از زندگی ایده آل خود عقب بیفتیم ، پس بهتر است قبل از اینکه هدف دقیقی داشته باشیم، تصویر ذهنی که از خود داریم، بازبینی و اصلاح کنیم و باور داشته باشیم که انسان ارزشمند و لایق بهترین ها هستیم.چرا داشتن هدف ، بسیار مهم است؟ممکن است وقتی از ما درباره هدف سوال میکنند، اولین چیزی که به ذهنمان برسد، شغل و کار یا تحصیل یا مهاجرت باشد .... در صورتیکه ما انسان ها برای به دست آوردن موفقیت و رضایت از زندگی باید در حوزه های مختلف به تعادل روحی برسیم. اینکه ما فقط در  یک زمینه مثلا کار و شغل موفق باشیم ، صرفا دلیل بر رضایت ما نیست . اگر بدانیم  در هر بخشی از زندگی چه عاطفی،چه سلامتی، چه خانوادگی،اجتماعی و معنا ... از زندگی چه می خواهیم دقیق تر و شفاف تر ما را به هدفمان نزدیکتر میکند و از زندگی رضایت بیشتری خواهیم داشتبرای اینکه بدانید که چه می خواهید، لیستی از خواسته هایتان را از گذشته تا کنون بنویسید . به ندای درونتان گوش بدهید، آنچه تپش قلب شما را تندتر میکند ، و باعث احساس شور و هیجان می شود، آن را دنبال کنید . این شور و هیجان ، انگیزه و شوق رسیدن به هدف را در ما چندین برابر میکند  زمانیکه این احساس را دنبال میکنید، یاس و ناامیدی از زندگیتان محو می شود و زندگی رنگ و بوی دیگری به خود می گیرد.هدف براساس چه معیارهایی تعیین می شود؟حال که این لیست را تهیه کردید، باید ببینیم چقدر با معیارهای هدف تطابق دارد . در ادامه ویژگی های هدف را بررسی میکنیم.1.مشخص و معین بودنبه این معنی که باید دقیق بدانیم که چه می خواهیم ، مثلا می خواهم  لاغر شوم.نامعلوم بودن هدف، ما را از خواسته مان دور میکند، اینکه بگوییم میخواهم لاغر شوم ، نامشخص استباید دقیقا بدانید که چه زمانی، چه مکانی،چه کسی و به چه چیزی می خواهید دست پیدا کنید.مشخص کنید که در طول 6 ماه می خواهم 20 کیلو وزن کم کنم.2. قابل اندازه گیری بودنهدف باید قابل اندازه گیری و قابل سنجش باشد، و معیاری برای اندازه گیری هدف وجود داشته باشد.  یعنی این که چقدر می خواهم لاغر شوم ؟ و تا چه بازه زمانی ؟مثلا میخواهم تا 6 ماه آینده 10 کیلو لاغر شوم ، وبرای رسیدن به این هدف چهار روز در هفته در باشگاه نزدیک خانه می دوم.برای اینکه بتوانید قابل اندازه گیری بودن هدف را شناسایی کنید، از خود این سوالات را بپرسید:1. چه مقدار ، چه تعداد، چه میزان  ؟2. چه زمان می توانم متوجه بشوم که به آن هدف رسیده ام؟3. قابل دستیابی بودناهداف باید دست یافتنی  باشند. مثلا شما نمی توانید 6 ماهه 50 کیلو وزن کم کنید ، چون قابل دستیابی نیست و زمانیکه هدفی غیرمنطقی تعیین میکنید در نهایت دچار ناامیدی می شوید.برای اینکه بتوانید قابل دستیابی بودن هدف را شناسایی کنید ، از خودتان این سوالات را بپرسید:1. آیا کسی غیر از من این هدف را دنبال کرده است؟2. آیا من ملزومات لازم برای به دست آوردن این هدف را دارم ؟ اگر نه چگونه باید کسب کنم؟4. واقع گرایانه بودناهداف باید با واقعیت مطابقت داشته باشند، مثلا هدف شما این است که در طول 6 ماه ، 20 کیلو وزن کم کنید. این هدف به طور کلی واقع بینانه هست ولی به شرایط زندگی هر فرد بستگی دارد. آیا  باتوجه به شرایط کاری و زندگی تان وقت این را دارید که برای این هدف تا 6 ماه آینده  برنامه ریزی کنید ؟برای اینکه بتوانید قابل دستیابی بودن هدف را شناسایی کنید ، از خودتان این سوالات را بپرسید:1. آیا این هدف واقع بینانه است ؟2. آیا زمان لازم برای دستیابی به این هدف را دارم؟3. آیا در وضعیت کنونی جامعه امکان پذیر هست ؟5. زمان بندی داشتنتعیین زمان باعث می شود شما بدانید که ابتدا و انتهای هدفتان چیست و میتوانید موفقیت تان را ببینید . برای مثال اگر شما زمان تصمیم بگیرید که 1 ماهه سیگار را ترک کنید با برنامه ریزی کردن روزی 1 نخ تا اخر ماه می توانید به هدف خودتان نزدیک شوید.در اخر باید بگویم هدف گذاری با این روش بسیار کارآمد هست . اگر در هر زمینه ای که هدف دارید از این روش استفاده کنید بسیار موثر و نتیجه بخش خواهد بود.</description>
                <category>یاسمن</category>
                <author>یاسمن</author>
                <pubDate>Sat, 07 Nov 2020 16:10:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>5 تکنیک جادویی برای داشتن حال خوب</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35230992/5-%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%AE%D9%88%D8%A8-xopkbedwbzvv</link>
                <description>به جرات می توانم بگویم که اولین و آخرین تکنیک جادویی  در ایجاد حال خوب ، فقط خودتان هستید ، شما تنها کسی هستید که می دانید از چه ناراحت شدید و درونتان چه می گذرد، فقط به صدای درونی که باعث ایجاد این حال بد شده آگاه نیستید. هر چه خودتان را بیشتر بشناسید ، بهتر می توانید متوجه بشوید که چطور حال خوبی داشته باشید. در ادامه می خواهیم درباره روش های جادویی حال خوب بیشتر صحبت کنیم.از خودتان سوال بپرسیدوقتی حالتان خوب نیست ، قدم اول،  پذیرش حال بد هست نه جنگیدن با آن. اینکه حالتان بد باشد و مدام خودتان را سرزنش کنید که حالتان چرا بد هست هیچ گره ای از ذهنتان باز نکردید .بلکه حال بد را تشدید کرده اید از خودتان سوال بپرسید، چه چیزی منرا آزار میدهد ؟؟.... ذهن به آنچه فکر میکند ،آگاه می شود. همیشه با سوال پرسیدن می توانید به وضعیت ذهنی خود، اگاه شوید، سوال پرسیدن مدام از حال خود، باعث میشود کمتر حال بد را تجربه کنید، یا اگر هم حال خوبی نداشتید، فاصله زمانی  که در این حال فرو می روید، کمتر می شود و راهکار مناسب را بلافاصله پیدا میکنید.حالا که به حال بد و علت آن پی بردید باید از خودتان بپرسید که چه چیزی را باید تغییر بدهم و یا چه کار باید بکنم تا حال خوبی داشته باشمنوشتن افکار روی کاغذافکار و احساسات تان را بنویسیدهمیشه نوشتن بهترین داروی درمانی ،آرامش درونی هست . نوشتن، تمام انرژی های منفی را از ذهن دور میکند و بهترین دوست برای تخلیه حال بد هست ، بدون قضاوت و در سکوت کامل به حرفهای ما گوش میدهد. زمانیکه می نویسید ، ببینید به چی دارید فکر میکنید ؟ یا چه فکری شما رو بهم ریخته کرده ؟آیا دارید خودتان رو سرزنش میکنید ؟یا توانایی هایتان را نادیده میگیرید . ... مثل یک مشاهده گر که یک فیلم سینمایی را تماشا میکند، کل وقایع ذهنی وگفتگوهای ذهنی تان را  با جزییات بنویسید.پیاده روی کنیدپیاده روی کردن باعث افزایش جریان خون به مغز می شود و در نتیجه به عملکرد بهتر مغز کمک میکند و حال خوب را تجربه میکنید.یه چیزی که دوست دارید، یاد بگیریدیادگرفتن چیزی که دوست دارید ، باعث می شود حس مفید بودن و توانمند بودن در شما بیشتر شود. وقتی کاری را به درستی یاد میگیرید ، اعتماد به نفس و حس توانمندی در شما افزایش پیدا میکند، و این نکته مهم را به یاد داشته باشید، زمانیکه چیزی را به خوبی یاد گرفتید، حتما خودتان را تشویق کنید.توانایی ها و نکات مثبتتان را بنویسیدیکی از معجزات باورنکردنی در ایجاد حال خوب، نوشتن لیستی از توانایی ها و نکات مثبتتان هست . البته به شرطی که هر کدام از مواردی که می نویسید عمیقا باور داشته باشید .</description>
                <category>یاسمن</category>
                <author>یاسمن</author>
                <pubDate>Tue, 03 Nov 2020 12:59:21 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>