<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Amir 812</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_35442015</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-22 18:51:18</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>Amir 812</title>
            <link>https://virgool.io/@m_35442015</link>
        </image>

                    <item>
                <title>پنج</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35442015/%D9%BE%D9%86%D8%AC-hkkktyjqyeum</link>
                <description>رهاچی میتونه رهام کنه چی میتونه به کل ببره تموم رنج هامو حتی برای چند ثانیه چی میتونه رهام کنه؟ واقعا راهایی چیه همونیه که فکرشو میکنم؟ همونی ک فک میکنم اگه باشه مث یه پروانه ک تاره از پیله بیرون اومدع حتی برای چند روز اونطور که دلم میخواد زندگی میکنم با تموم وجودم از بند بند بال هایی کهدمیزنم لذت میبرم واقعا رهایی چیه؟ واش یکی پیدا شع منو رها کنه</description>
                <category>Amir 812</category>
                <author>Amir 812</author>
                <pubDate>Sun, 03 May 2026 02:00:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چهار</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35442015/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-oo4zzaudoegm</link>
                <description>امروز ده اردیبهشته...نمیدونم چیزی هست که واقعا میخوام یا نه صرفا وقتی بهش خیره میشم یه چیزی تو دلم تکون میخوره نمیدونم دوست داشتنه،عشقه یا چیز دیگه ولی نه،از اینکه عشق نیست مطمئنم ولی اینکه دوست داشتن هست یا نه یا اینکه چیز دیگس یانه رو نمیدونم چیزی که میدونم ۴قط اینه که یه چیزی تو دلم تکون میخوره همین میدونم کافی نیست میدونم ممکنه نشه میدونم اصلا شاید اون نباشه ولی وقتی بهش خیره میشم حس میکنم هست حس میکنم میشه باشه حس میکنم دروغ نیست امیدوارم چیزی که اتفاق میوفته به صلاح باشه و اگه صلاحی توش نیست صلاحی توش بزاره و اتفاق بیوفته تایکی چیزی نیست که لشه به این سایت ازش بیرون اومد شاید به یکم نور نیازه یا یکم چوب که باهاش آتیش روشن کنیم حداقل یخ نکنیم بیش تر از این...اره فندک دارم مال قبلیاس...</description>
                <category>Amir 812</category>
                <author>Amir 812</author>
                <pubDate>Thu, 30 Apr 2026 02:10:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35442015/%D8%B3%D9%87-jkico68lzwwg</link>
                <description>جایی که هستم رو باور نمیکنمخیلی فاصله داره با جایی که میخواستم باشم غمگینه نگه نه؟ حتی غمگین تر از زخمی که جاش رو قلبم داره میخارونه اینکه چاره چیخ رو نمیدونم ولی اینکه باید یه فکری براش کنمو خوب میدونم فقط فکری نمونده همش خرج پول و قسط و خونواده و رنج گذشته و ترس آینده شده کاش یکی بود بهم نشون میداد چطوری باید یه فکر نو بخرم یا حداقل بهم یاد میداد چطوری قبلیو سرویس کنم یکم نونوار بشهپشه هم که اد میاد میشینه دو زخم کی میخواد یاد بگیره  زخم جای نشستن نیست بابا یکی به این بفهمونه چقد زبون نفهمه  اینفعلا که چشام بستس خوابم میاد اونجا بهتره همه چی آرومه تازه بعضی وقتل میرم اونجایی که باید باشم ولی به کسی نگیاا قو؟ باشه شب بخیر</description>
                <category>Amir 812</category>
                <author>Amir 812</author>
                <pubDate>Tue, 28 Apr 2026 03:40:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دو</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35442015/%D8%AF%D9%88-lvcrmgecmr27</link>
                <description>باز هم بی صدا یه گوشه نشستم، بدن اینکه کسیو ازیت کنم همه چی اروم بود ولی خودم همش داشتم ازیت میشدم یه صدایی در گوشم ویز ویز می‌کرد یه چیزای پرت و پلا ک خیلی واضح نبود همش می‌گفت تو بودی چه میدونم تقصیر تو بود نباید میرفتی فلان ولی اصن نمیدونم راجب چی داشت صحبت میکرد یا اینکه اصن کی بود یه لحضه به خودم اومدم دیدم دارن صدام میکنن ولی نمی‌دونستم کیه صدا خیلی دور بود فقط یادمه تموم تمرکزم سر ویز ویزا بود نه صدا دوره همش با خودم میگفتم خوابم یا بیدار! اصن فرقیقم داره؟ قشنگ تره مگه نه؟ چی دارم میگم همه چی خراب شد دوباره...نمیدونم شاید اصن راست می‌گفت شاید تقصیر منه ولی کاش حداقل میدونستم چقدر،چقدرش تقصیر منه؟ همش یا نصفش؟ اینجوری شاید ویز ویزه کمتر میشد...کی میدونه شاید دیدی اصن تقصیر من نبود و کلا قطع ش</description>
                <category>Amir 812</category>
                <author>Amir 812</author>
                <pubDate>Sun, 26 Apr 2026 03:00:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35442015/%DB%8C%DA%A9-xlm2f7bhapdc</link>
                <description>پریدم...دقیقا از همونجایی ترس داشت تموم وجودمو میلرزوند به خودم که اومدم هنوز زنده بودم،نمیدونم باید براش خوشحال باشم یا غمگین..........................................................................</description>
                <category>Amir 812</category>
                <author>Amir 812</author>
                <pubDate>Sat, 25 Apr 2026 01:20:51 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>