<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های BTS ♡☆Army</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_35518857</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 11:49:13</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3616893/avatar/d8qknt.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>BTS ♡☆Army</title>
            <link>https://virgool.io/@m_35518857</link>
        </image>

                    <item>
                <title>زیبایی عشق پارت ۲</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35518857/%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%DB%B2-z4ro92xrg3yt</link>
                <description>صبح که بیدار شدم دیدم جیمین مثل فرشته ها خوابه یجوری که بیدار نشه از تخت اومدم پایین هنوز تو شوک اتفاقات دیروز بودم اومدم بیرون دیدم جونگکوکدویدو از پشت بغلم کرد +د..داریچیکارمیکنی؟جونگکوک: امم.. هیچی تو برو منممیام.  رفتم دیدم جین داره آشپزی میکنه+سلام جیناا صبح بخیرجین: اوه بیدار شدی سلام رفتم دست و صورتم رو شستم نشستم رو مبل دیدم جین هم پیشم نشت و شروع کرد به حرف زدن خیلی حرف میزد و میگفت: صورت ورد واید هندسام من خیلی جذابه مگه نه؟ همش اینا رو میگفت 😑(از زبان جیمین) صبح پاشدم دیدم ا.ت نیست رفتم تو حال دیدم با جین گرم گرفتن و دارن حرف میزنن دستامو مشت کردم خیلی عصبی شده بودم 😡یهو ا.ت منو دید و گفت:  سلام جیمین صبحت بخیر ☺️نمیدونم چم شد همچی یادم رفت و سرخ شدنم رو حس میکردم دیدم یه دفعه تیهونگ هم اومد با صورت خواب الود یونتان هم پشتش داشت میومد که دیدم ا.ت پاشد انگار تیهونگ قریبه بود😶(از زبان ا.ت) یعنی باید به حرف اونروزش گوش کنم؟ پامیشم حالا خودش گفت(فلش بک به قبل خوابیدن) میخواستم بخوابم که تیهونگ اومد تو اتاق و گفت: ببین ا.ت از این به بعد خیلی رسمی با من رفتار میکنی فهمیدی؟(با عصبانیت) فقط پیش اعضا باشه؟ +چ... چرا؟ -دیگه حرف نزن فقط بگو باشه من بخواتر خودت میگم (با داد) +ب.. باشهدر حالت تعجب بغضم رو قورت دادم و رفتم بخوابم(پایان فلش بک) +سلام داداشی جونم صبح بخیر اومد نزدیکم و در گوشم گفت: منو پیش بقیه داداشی صدا نکن😒بعد گونم رو بو.سی.د و با صدای بلند گفت: صبح تو هم بخیر +چرا؟ مگه چیه؟ -هییس آروم تر همین که هس +میخوام داداش صدات کنم🥺خیلی عصبی به نظر میومد دستش رو آورد بالا بغضم شکست و گریه کردم یهو جیمین دست تیهونگ رو گرفت و گفت: آهاای درسته برادرشی ولی دلیل نمیشه که دست روش بلند کنی پس بس کن تیهونگ-فوضولیش به تو نیومده😡بدو بدو رفتم تو اتاق حاضر شدم برم یکم هوا بخورم که جیمین دستم رو گرفت گفت: منم میام🤗+اَ...اَما جیمین: اما نداره منم میامباشه ای گفتم و رفتم بیرون تا آماده شه..... </description>
                <category>BTS ♡☆Army</category>
                <author>BTS ♡☆Army</author>
                <pubDate>Fri, 27 Dec 2024 22:09:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رمان جدید (زیبایی عشق)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35518857/%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B9%D8%B4%D9%82-now1nzzmwbba</link>
                <description>اول از همه بگم که اول داستان انگار در مورد ا.ت و جیمینه ولی در مورد ا.ت و کوکه 💕توضیحات: اسم تو ا.ت هست تو 20 سالته (یه چیزی اسم کره ای بزارید چون شما کره ای هستید) تو یه دختر مهربون و ناز هستی که همیشه به بقیه کمک میکنه 💕 ا.ت:+ چشمات مشکیه و بادومی قدت 156 موهات هم خرمایه و تا کمرته اندام خوبی هم داری 💞تو خیابون بودی و داشتی از مملکت فرار میکردی که دنبالت هستن و میگن شماره ی کیم تهیونگ رو بده 😳(تو خواهر کوچیک تهیونگی) تو یه کوچه قایم شدی و گمت کردن، در همون لحظه گوشیت زنگ خورد اسم تهیونگ روش افتاده بود (تهیونگ:-) +الو داداشی سلام خوبی؟ -سلام ا.ت خوبم مرسی آجی میگم الان بیا کمپانی میخوام به عضا معرفیت کنم+ب.. باشه ولی چرا؟ -همینجوری آخه تو این همه مدت طولانی هیچکدوم از عضا تو رو ندیدن گفتم شاید بد نباشه معرفیت کنم +باشه اومدم بای-بای(از زبان ا.ت) بلخره رسیدم کمپانی به تهیونگ زنگ زدم فوری اومد پایین دستمو گرفت برد بالا -بچه ها این ا.ت خواهر کوچیکه ی منهجین: اوه چه خواهر زیباییشوگا: شبیه خودتههمه یه نظر دادن ولی جیمین همینجوری وایساده بود و داشت نگاهم میکرد برام عجیب بود رفتم جلوش و گفتم: سلام چیزی شده؟ جیمین: ها؟... ن.. نه ببخشید یهو جین گفت: بیاین غذا حاضره+جیمین بیا بریمدست جیمین رو گرفتم و رفتیم سر میز. (از زبون جیمین) وای چقدر خوشگله خدایا.. واقعا دستم رو گرفت؟ چ.. چی، چی دارم میگم یعنی... نه اصلا امکان نداره من عاشق شده باشم خب... اگرم شده باشم به تهیونگ میگم شاید درک کرد نه نه به شوگا میگم آره الان به شوگا میگمجیمین: یونگی.. یونگیشوگا: چیه؟ میایم بریم تو اتاق کارت دارمرفتیم تو اتاق به شوگا گفتم: یونگی.. میگم من.. ع.. عاشق شدم.... شوگا: چی؟ کجا؟کی؟ کیه؟ چرا؟ جیمین: یااا پسر نفس بگیر عاشق ا.ت شدم😐شوگا: ب... باشه اوکی👌کمکت میکنم😈جیمین: من منحرف شدم ولی باشه مرسی پسر☺️( از زبان تیهونگ) جیمین و شوگا رفتن تو اتاق بعد چند دقیقه اومدن بیرون یکم مشکوک میزدن تو همین فکرا بودم که یهو گوشیم زنگ خورد...</description>
                <category>BTS ♡☆Army</category>
                <author>BTS ♡☆Army</author>
                <pubDate>Fri, 27 Dec 2024 21:54:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فیک تک پارتی جونگ کوک</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35518857/%D9%81%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%DA%A9-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D8%AC%D9%88%D9%86%DA%AF-%DA%A9%D9%88%DA%A9-oorhpc5cmaxf</link>
                <description>توضیحات: تو ا.ت هستی 20 ساله و میکاپ آرتیسته جونگ کوک هستی من کوک رو تو فیکم 22 ساله تصور کردم و بریم سراغ تک پارتی
از زبان ا.ت امروز زود بیدار شدم چون کوکی اجرا داره و باید زود برم یه دوش 15 دقیقه ای گرفتم و لباس هامو پوشیدم و موهام رو باز گذاشتم و حرکت کردمعکس لباس وقتی رسیدم کوک نیومده بود پس نشستم تا بیاد که یهو یه پسر غریبه اومد تو اتاق و نشست (علامت ا.ت * علامت پسره_) *شما؟ _اوه ببخشید من فیلیکس هستم با کوک اجرا دارم و شما باید من رو هم میکاپ کنین *آها باشه یهو دیدم کوک اومد تو اتاق از زبان کوک اومدم تو اتاق دیدم فیلیکس داره با فیلیکس حرف میزنه حسودیم شد اون برای منه درسته بهش اطراف نکردم ولی نمیخوام به کسی نزدیک بشه 😡  اون من رو میکاپ کرد و داشت فیلیکس رو میکاپ میکرد که فیلیکس گفت: از نزدیک چقدر خوشگل تری.   دیگه خیلی خیلی عصبی شدم از زبان ا.ت بعد اجرا کوک اومد دستم رو گرفت بردم تو حیاط و گفت: به فلیکس زیاد نزدیک نشو یهو گوشیم زنگ خورد اسم داداشم افتاد روش جواب دادم گفت فردا مهمونی داریم بیا منم گفتم باشه (حوصله نداشتم که کامل توضیح بدم خلاصه کردم) کوک گرفت: کی بود؟ *اون..... کوک: صدای یه پسر بود بگو کی بود؟(داد و عصبی) بغض کردم و زدم زیر گریه 😭از زبان کوک دیدم گریه کرد قلبم ریخت نمیخواستم ناراحتش کنم بغلش کردم و گفتم ببخشید میشه بگی اون کی بود؟ *او.... اون داداشم ب.. بود کوک: وای ببخشید واقعا ـ*چرا رومن غیرت داری؟ کوک: امممم.... چزه من تورو.... دوست دارم قبول میکنی دوست دخترم باشی؟ *آ.. آره ا.ت رو بردم خونه و گفتم بیایم تو اتاق و... 🔞🔞🔞پایان ببخشید اگه بد شد بایی💎🌸</description>
                <category>BTS ♡☆Army</category>
                <author>BTS ♡☆Army</author>
                <pubDate>Sat, 21 Dec 2024 14:30:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ری اکشن بی تی اس وقتی...</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35518857/%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%DA%A9%D8%B4%D9%86-%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B3-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-yolwubyvqmnz</link>
                <description>ری اکشن: وقتی تو دعوا بهت آسیب میزنن و بیهوش میشی💔💔نامجون:(بغض کرده) بیبی پ... پاشو ببخشید من اشتباه کردم لطفاً 🖤جین: ا.... ا/ت پاشو پاشو تو نمیتونی این کارو با من بکنی پاشو دیگه اذیتم نکن 🥺(خب ا/ت اذیت نکن هندسام رو😐) شوگا: پیشی کوچولو پاشو لطفا من چیکار کردم..... ا/ت لطفا منو ببخش اگر منو نبخشی نمیتونم زندگی کنم ا/تتتت پاشو🙁جیهوپ: ا/ت سانشاینم (با گریه) پ... پاشو دیگه تو نمیتونی این کارو کنی 😭😭😭جیمین: ا/ت پاشو زود توروخدا ببخشید موچیت رو تنها نزار💔💔تهیونگ: عزیزم خوبی؟ پاشو من نمیتونم تحمل کنم برای من اینجو...اینجوری شدی پاشووووو 🖤کوک: ب.... ببین همه ی شیرموز هامو بهت میدم بیدار شو باشه؟ عشقم لطفا 😭💔لایک و فالو فراموش نشه بای 🌸🌸🌸 </description>
                <category>BTS ♡☆Army</category>
                <author>BTS ♡☆Army</author>
                <pubDate>Mon, 09 Dec 2024 15:27:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ری اکشن بی تی اس وقتی....</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35518857/%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%DA%A9%D8%B4%D9%86-%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B3-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-dgxk4x1kjqdp</link>
                <description> وقتی شب مست بودنو و ا. ت حامله ست و اونا تا حد مرگ اونو زدن و وقتی صبح بیدار میشن میبینن ا.ت افتاده و غرق درخونه (آخرین فرصتش برای بچه دار شدن بودنامجون:(اینقدر بغض کرده که نمیتونه چیزی بگه)جین: نه!ا.ت چرا پر خونی پاشو( باداد و کمی بغض)یونگی: (یادش اومد چیکار کرده) (باگریه): نه من اونموقع مست بودم منو ببخش ا.ت بخاطر بچت پاشو ا.تجیهوپ: نه! امکان نداره! من اینکارو با سانشاینم نکردم!(باگریه)جیمین:( فقط گریه زیاد میکنه و زنگ میزنه آمبولانس)تهیونگ یا وی: (زود با بغض میاد بغلت میکنه و میبرتت تو ماشین و میبرتت بیمارستان)جونگکوک: نه! ا.ت! تو که نمیخوای ... هق .... هق هق منو تنها بزاری؟.... هق هقببخشید دیگه اگه بد شد لایک یادتون نره و فالو🧸❤و رمان جدید در راه هست رمان قبلی از دوستم بود که دیگه ادامه نمیده💞🫰</description>
                <category>BTS ♡☆Army</category>
                <author>BTS ♡☆Army</author>
                <pubDate>Sun, 08 Dec 2024 12:40:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ری اکشن بی تی اس وقتی....</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35518857/%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%DA%A9%D8%B4%D9%86-%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B3-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-y1rr8tuooog7</link>
                <description>ری اکشن بی تی اس وقتی بعد دعوا میخوای باهاشون کات کنی🖤نامجون: اوففف بسه بیا آشتی کنیم سوییتی من طاقت دوریت رو ندارم 💔جین: واقعا دلت میاد با ورد واید هندسام کات کنی؟ 🥺شوگا: لطفا دیگه این حرف رو نزن هق نداری تو برای منی 😡جیمین:(بغض کرده) ن... نه لطفا م... من اشتباه کردم نروو 😭تیهونگ: یادت رفته؟ تو مال و انوال منی هق نداری بری 💔جانگ کوک: ب... ببین هرچی بخوای برات میخرم سر به سرم بزار شیر موزام رو ببر باشه؟ فقط نرو (با چشمای خیس) #army </description>
                <category>BTS ♡☆Army</category>
                <author>BTS ♡☆Army</author>
                <pubDate>Tue, 03 Dec 2024 13:57:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سناریو بی تی اس</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35518857/%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88-%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B3-sjkw8m1grjnj</link>
                <description>وقتی یه پسر دیگه رو بغل میکنی•°نامجون:غیرتی میشه و پسره رو میزنه°جین: میاد پیشت و میگه:تو لیاقت ورد واید هندسام رو نداری برو با همون•شوگا:میاد هم پسره رو میزنه هم تورو°جیهوپ:وقتی میری خونه بهت اهمیت نمیده و باهات قهر میکنه ولی چون دوست داره ولت نمیکنه•جیمین: به عنوان تنبیه میگه:بیبی گرل با این کارت شب سختی در راه داری°تهیونگ:میاد پسره رو تا میخوره میزنه و میگه:کسی اجازه ی نزدیک شدن به اموال من رو نداره•جونگکوک:میاد جلو پسره میبوست و میگه عزیزم با نامزد من کاری داری و دوباره بوس کوچیک رو لبات میزارهولی وقتی میرین خونه به سمت اتاق هدایتتون میکنه و.... بقیش با ذهن خودتون🤣🖤🤍🖤🤍🖤🤍👋🏻👋🏻#BTS </description>
                <category>BTS ♡☆Army</category>
                <author>BTS ♡☆Army</author>
                <pubDate>Tue, 03 Dec 2024 13:44:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ری اکشن بی تی اس اگه....</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35518857/%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%DA%A9%D8%B4%D9%86-%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B3-%D8%A7%DA%AF%D9%87-tdbfczeab9wv</link>
                <description>اگه بگی بچت رل داره...........ا/ت : نامجوننن نامجون : ها بله ا/ت : میدونی بچت رل داره؟  نامجون ا /ت شوخیت گرفته ا/ت : من کاملا جدی ام نامجون پشتشو به مبل میزنه و با صدای نه چندان راحتی میگه : ا/ت میدونی بچمون چه زود بزرگ شد؟ هییی زندگی ( این جناب به بزرگ شدن فرزند خویش افتخار میکند 😐👏)...........ا/ت: یه چی میگم شوکه نشو خوب.........بچت رل داره جین : هع یعنی یکی رو پیدا کرده که مثل باباش جذاب باشه  ا/ت : 😑 ( جذابیت خود را به رخ میکشد 😐 ) ...........ا/ت : یه چیزی میگم میدونم ناراحت میشی یونگی : چرا ا/ت : آخه بچمون رل داره یونگی : عب نداره یکی دیگه میاریم ذهن ا/ت : من دیگه رد دادم 😐 .......... ا/ت : یه چیزی بگم جی هوپ : بگو راجب چی هس ا/ت : خوبب،......بچمون جی هوپ : فهمیدم به سمت اتاق بچه میره ( این قسمت بچه تنبیه میشود پارت ۳ 😐 ) ......... ا/ت : جیمین جججییییمین جیمین : هوم بله ا/ت : خوب ببین بچمون...... جیمین : بچمون چی؟! ا/ت: رل داره جیمین : اوه یعنی چی یعنی به غیر از باباش عاشق کس دیگه ای شده ( جیمینی ناراحت نشو ت تو قلبشی 😊 تو قلب هممون ) ........ا/ت : تهیونگ میدونی شیرینی کوچولوت رل داره تهیونگ در حال خوردن شیرینی به شیرینیش نگاه میکنه: عع ببینم زوجت کجاست من دوتاتون رو بخورم ا/ت:تهیونگ😑 تهیونگ همچنان به خودن شیرینی ادامه میدهد ......... ا/ت : جونگ کوکککک جونگ کوک : چیه بگو کر شدم ا/ت : بچمون رل داره و اون وقت تو داری فیلم میبینی 😑 جونگ کوک : مشکل کجاست به هر حال میفهمه من چجوری عاشق مامانس شدم و........چقدر لذت بخشه ا/ت : امیدوارم آموزش نداده باشی😑 جونگ کوک : 😏👌</description>
                <category>BTS ♡☆Army</category>
                <author>BTS ♡☆Army</author>
                <pubDate>Sun, 10 Nov 2024 14:34:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عشق بی تی اس 7</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35518857/%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B3-7-ubeo4dpbjz5r</link>
                <description>فردا مامانت دوباره زنگ زد😐😐تو: الو....... مامانت: هو کی اینارو دیدی اونروز چهرشون همه جا بود😡😡😡😡نویسنده👈 (حتی رو کیبورد خود من😂) تو: هه چیکار کنم ایدل های معروفن😒😅😅مامانت گفت کی مسابقات تموم میشه؟؟ 😡تو: نمیدونم 😒😒مامانت: هووووووووو تموم شد کی بر میگردی😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😑😑تو مامان بر میگردم دیگه مگه میشه بر نگردم😑😑😐😐بعد یه کم جین اومد گفت مگه دستم بهش نرسه 😐😡😒😲تو: کی؟  چی؟ چرا؟ 😲😲😧😶😯😰جین اون تیهونگ. یه زره خونه رو بهش سپردم اومدم دیدم خونه مثل بمب منفجر شده بود جیمین اومده بود تو یخچال خوابیده بود!  جیهوپ تو آشپز خونه داشت یه سم درست میکرد شبیه لجن بود نامجون که همه چی رو شکسته بود از جمل بوفه😑کوک بیشتر از یه پک شیر موز خورده بود شوگا تا یک خواب بود خود ته هم داشت فیلم  هوارانگ میدید( احتمالا داشته جذابیت خودش رو تحسین میکرده😂😂❤) 😑😑😶😧😯😳😐😂😂😂چه اوضاعی😂😂</description>
                <category>BTS ♡☆Army</category>
                <author>BTS ♡☆Army</author>
                <pubDate>Sun, 10 Nov 2024 14:23:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عشق بی تی اس 5</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35518857/%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B3-5-fty9xin97wcf</link>
                <description>کوک بهت رسید شروع کرد به زدنت با بالشتتوهم هی میخندیدی شوگا هم تا رسید به کوک خوابش برد جین: یاع یاع یاع اون شیرموز هم جمع کنید 🤣🤣😐مامانت هم که اعصبانی بود اومد گفت: تو......... یدفعه اون یکی دوستت ا/ت زنگ در رو زد اومد تو و گفت:  هتلی که توش بودیم آتیش گرفته بود 😧😲😨😨بعد گفت: هتل تو کجا بود؟  تو باخوش حالی هم آدرس رو بهش دادی هم کلیدت رو بعد به مامانت گفتی که: دیگه هتل ندارم برم همین جا میمونم خداحافظ مامان😏😇مامانت با اعصبانیت رفت و گفت: دوباره بر میگردم😡😡🤬جین هم هنوز داشت میخندید(خنده شیشه پاک کنی) 😂تو گفتی بسه دیگه دو ساعته میخندی 😂😡جین گفت: یاع یاع یاع تو خونه هم اینطوری هستید خیلی باحالهتو: شما اینجا بودید خنده دار بود 😂😂😐😐کوک گفت: باید برای من شیرموز درست کنید زودددد😡😡😂تو: اخییی خودم برات درست میکنمکوک سرخ شد....... شوگا گفت: من بالشت جدید میخوام این همه پراش ریخته😐😡😂جیمین گفت: منم یه تابلو میخوام که نوشته باشه جیمین اینجاست که لهم نکنید😐😐😐😂جین گفت: هو خیلی خسارت زدی ها😐😐😡😂تو گفتی:  تقصیر خودته وایسادی هیی میخندی پارت هاش خیلی زیاده ببخشید دیگه بیشتر از10تا😅بای💞👋🏻</description>
                <category>BTS ♡☆Army</category>
                <author>BTS ♡☆Army</author>
                <pubDate>Sat, 09 Nov 2024 19:52:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عشق بی تی اس 4</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35518857/%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B3-4-jngc4rtx5upf</link>
                <description>چند روز بعد مامانت زنگ زد ایندفعه تماس تسویری توهم پیش جیهوپ بودی رفتی بیرون از خونه مامانت: هو کجایی؟ چرابیرونی امرز مسابقه نداری که😐😯😵😳هو: عه چیزه اومدم هوا بخورم تو خیلی گرم بودمامانت: باشه😒 هتل تو کجاس فم.. مامان چی😳مامانت: ما اومدیم کره 😍😧تو:  اما ماماناما نداره ما اومدیم🤩🤩تصمیمچجحکحججحجج ثوتصمیم گرفتی بگی هتل تکی بوده و هفت تا هم اتاقی داشتی😑😑😐🤣(خیلی احمقانه امرن باور کنن 🤣😐) مامانت: چی میگی بگو چی شده؟! 😳😳تو: عم خب من.......... همه چی رو گفتی😐مامانت عصبانی بود😡😡افتاد دنبالت 🤣🤣بعد قایم شدی جایی که رفتی زدی شیرموز کوک رو ریختی🤣( تو فاز نامجون بودی) کوک هم اوفتاد دنبالت بالشت شوگا رو از زیر سرش کشید بیاد بزندت😂😂شوگا هم اوفتاد دنبال کوک گفت  باشلتم رو بده تا زنگ نزدم به پلیس🤣🤣جیمین وست خونه خواب بود که کوک رفت روش جیمین هم عطرازش بلند شد گفت: هی درسته کوچیکم ولی دیگه باید ببینیم کوک گفت: برو بابا یکی شیرموز منو ریخته😡جیهوپ و جین و تیهونگ هم داشتن میخندیدننامجون هم داشت میرقصید که تو باغ نبود🤣🤣دیگه اوضاع خیلی بد بود 🤣😳😐🤬</description>
                <category>BTS ♡☆Army</category>
                <author>BTS ♡☆Army</author>
                <pubDate>Sat, 09 Nov 2024 19:28:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عشق بی تی اس 3</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35518857/%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B3-3-sgffiicbxlpu</link>
                <description>صبح که شد تو گفتی باید برای مسابقات برم زود برمیگردم جیمین گفت ما هم میایم😊😊 نامجون زد پس گردنش گفت ما بریم بیرون همه میریزن سرمون حق نداری بری بیرون😐😫یاد مامانت اوفتادی😫😂🤨گفتی چیزی نمیشه نامجون هم قبول کرد🤩🤩توراه دوستت که برای مسابقات اومده بود که از شانست آرمی بود رو دیدی اومد سمتت گفت او..... اون جیمینه؟ تو: آره😁خیلی ذوق کرده بود گفت کوک چی کجاس(بایسش کوکه) تو: خونس اون: تو تو خونشون زندگی میکنی!! آره😁😁همون موقه مامانت زنگ زد تو: وای مامانم نمیدونه پیش شمام جیمین جیمین: چی نمیدونه🤨😵مامانت: هو کجایی داری میری مسابقه +آ.. آره مامان نگران نباش😑😑جیمین: خب بریم هوتو: باشهرفتین جیمین بهتر از همه ترفداری میکرد😊😊همه به جیمین نگاه میکرد از بس که کیوت بود داشتین بر میگشتین که دوستت گفت: منم میام میخوام کوک رو ببینم😊😊تو: اماً.... جیمین:هو بزار بیاد گناه داره خب😁توهم قبول کردیرفتین خونه تا رفتین دوستت پرید پیش کوک کوک گفت: این کیه؟  دستت: من ساکورا هستم یه آرمی کوک: هوجذاب تر از توعه😒😒ساکورا: چی😳 هو تو توجه کوک رو جلو کردی😡😡تو: عه... چیزه نه😶هو😑😡😒 خب نمیدونم چی میگه مگه؟ میگه هو جذاب تر از منه😡😑عه خب من چیکار کنم😑😑😐شوگا گفت بیاید بخوابید دیگه زود خوابم میاد با تختم قرار دارم😂😯تو و جیمین رفتید تو اتاق که یه دفعه زلزله اومدکوک رفت پایین که ببینه دوباره تیهونگه که تبل میزنه یا زلزله 😂😂  داشت میرفت که یه دفعه زلزله شدید شد داشت میوفتاد که تو دستش رو گرفتی اون اومد پیشت که توهم داشتی میوفتادی که ب*غ*ل*ت کرد و نزاشت بیوفتی اما پات آسیب دیده بود بوردت تو اتاق جیمین  جیمین ترسید گفت چی شده اونم بغلت کرد بردت روی تخت زلزله که تموم شد جیمین پات رو باند پیچی کردتو از جیمین تشکر کردی و گفتی ببخشید که بهت زهمت دادم جیمین هم سرخ شد و گفت ا.. یراد ن.. داره</description>
                <category>BTS ♡☆Army</category>
                <author>BTS ♡☆Army</author>
                <pubDate>Sat, 09 Nov 2024 19:24:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عشق بی تی اس 2</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35518857/%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B3-2-cmkzbxqw8z3m</link>
                <description>جیمین بدش اومد که به کوک نگاه میکنی تو بعد یکم بعد به جیمین نگاه کردی گفتی م.. من کجام؟ جیمین یه پوست خندزد و گفت مارو نمیشناسی؟ توگفتی شناختن که اسم گروهتون فکر کنم بی تی اس بود چیز دیگه ای نمیدونم😐جیمین گفت: من جیمینم این هم شوگاس اون ترو تو خیابون دید این هم............تاهمه رو گفتجین گفت: من میرم غذا درست کنم تو گفتی من درست میکنم شما جونم رو نجات دادین منم جبران میکنم جین هم قبول کرد تیهونگ گفت: تو ایرانی هستی نه؟ میشه غذای ایرانی درست کنی؟ تو گفتی ب..... باشهبراشون قرمه سبزی درست کردی😋😋و خودت هم جلوشون وای سادی جین گفت چرا نمیشینی؟ تو گفتی لازم نیست من نمیخورم. جین رفت برات غذاکشید کنار کوک گذاشت و گفت بشین کوک غذا تو گلوش پرید جیمین زد پشتش و گفت مراقب باش تو نشستی شوگا داشت با سر میرف تو غذا که تو گرفتیش شوگا از خواب پرید🤣🤣یه دفعه صدای شلاق اومد تو خیلی ترسیدی شوگا گفت  چی شده تو از ترس جواب ندادی شوگا دوباره گفت تو گفتی م... من راستش تو یتییم خونه بودم این دفعه جیمین غذا پرید گلوش تو عدامه دادی اونجا ماروبا شلاق میزدنمون جاش هم هست روی دستم جین گفت فکر کردم خون مردگیه😐😐تو پاشودی و بشقاب هارو جمع کردی بعد جیمین گفت بیا اینجا بشین نشستی بعد گفتی من دیگه باید برم به هتل جیمین دستت روگرفت و گفت کجا؟ هتل نمیری اینجا بمون(با کیوتی) شوگا هم دو برابر او ن کیوتی گفت لطفاً نرو🥺🥺تو هم تاقت نیاوردی و گفتی باشه 😞😞گفتی من شب کجا بخوابم؟  جیمین و کوک باهم گفتن پیش من بقیه گفتن تو باید پیش جیمین بخوابی اونجا حوکم اتاق مهمان رو داره 😐🤣🤣جیمین در اون موقع 👈👈😑🙄😶😐🤤🤤🥰 خیلی خوش حال بود اماّ کوک نهرفتین بخوابینخب این پارت هم تموم شد بای🫰💞💕👋🏻</description>
                <category>BTS ♡☆Army</category>
                <author>BTS ♡☆Army</author>
                <pubDate>Sat, 09 Nov 2024 19:19:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عشق بی تی اس 1</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35518857/%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B3-1-hk6byqa4rea6</link>
                <description>دوباره یاد آوری کنم عکس تو👆🏻عشق بی تی اس  تو توی اتاقت بودی و مامانت اومد و گفت وای پاشو پاشو تو برای مسابقات بسکتبال قبول شدی باید بری کره🤩🤩تو: وای مامان کره واقعا 🤩🥰مامانت گفت: اونجا ما نیستیم حق نداری کاری کنی ها 🤬😡 تو دقیقا اون موقعه 👈👈🙄😶😑😐😫فردا با هواپیما حرکت کردی...... وقتی رسیدی هوا بارونی بود سرد دنبال هتل بودی ولی خیلی دور بود داشتی میرفتی که یه پوستر از بی تی اس دیدی تو بی تی اس رو میشناختی ولی فقت اسمشونه شنیده بودی از دوستت که یکدفعه از شدت سرما بی هوش شدی یه ماشین داشت رد میشد شوگا داشت از پنجره نگاه میکرد که تورو دید گفت ماشینو نگه دارید پیاده شد تورو بر داشت و اومد تو ماشین بقیه داشتن به شوگا نگاه میکردن که جیمین پرسید این کیه که آوردیش شوگا گفت اونجا اوفتاده بود گفتم چیزیش نشه خب رسیدین خونه شوگا گزاشتت روی تخت بقیه اعضا اومدن ببینن چی شده جیمین تورو که دید سرخ شد😐😐تو به هوش اومدی ترسیدیجیمین اومد جلو گفت خوبی؟ تو خجالت میکشیدی بهش نگاه کنی(توخیلی خجالتی بودی) به کوک که پشت جیمین بود نگاه کردی کوک هم سرخ شد (خلاصه بایه نگاه دو نفرو عاشق خودت کردی😶😐🤣) تا پارت بعد بای💞💞</description>
                <category>BTS ♡☆Army</category>
                <author>BTS ♡☆Army</author>
                <pubDate>Sat, 09 Nov 2024 19:15:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رمان بی تی اس (چند پارت)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35518857/%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B3-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%AA-djopujzzd0fo</link>
                <description>اول توضیحات: اسم تو توی کره هو هست؛ داستان بیشتر درمورد جیمین، تو، کوک و یکی از دوستای تو هست.    وقتی الامت (   ) اومد پیش نویس یا توضیح هست. بعضی جاها جنبه ی فان داره💞💞

عکس تو👆🏻👆🏻</description>
                <category>BTS ♡☆Army</category>
                <author>BTS ♡☆Army</author>
                <pubDate>Fri, 08 Nov 2024 22:16:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیوگرافی پارک جیمین</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35518857/%D8%A8%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DA%A9-%D8%AC%DB%8C%D9%85%DB%8C%D9%86-bkmhkraaoc3h</link>
                <description>پارک جیمین _اسم کامل: پارک جیمین(박지민)/(Jimin Park)_ اسم استیج: جیمین(지민)/(Jimin)_ تاریخ تولد : ۱۳ اکتبر ۱۹۹۵_زادگاه : شهر بوسان کره جنوبی_ موقعیت در گروه: لید وُکال، دنسر اصلی_ قد: ۱۷۳ سانتی متر_ وزن: ۶۱ کیلوگرم_ گروه خونی: A_ اعضای خانواده: پدر، مادر، برادر کوچکترفکت های جیمین Jimin :-او در بوسان، کره جنوبی متولد شد.– او برادر کوچکتر دارد– تحصیلات: دبیرستان هنر بوسان؛ دانشگاه global cyber در رشته تئاتر و فیلم (لیسانس)– جیمین آخرین عضوی بود که به BTS پیوست.– شماره مورد علاقه او ۳ است.– او فکر میکرد چاق است و بخاطر ظاهرش احساس نا امیدی میکرد بخاطر همین با رژیم و تمرین اندام خوبی رو ساخت.– رنگ مورد علاقه او آبی و سیاه است.– غذاهای مورد علاقه او عبارتند از گوشت خوک، اردک، مرغ، میوه ، kimchiو jjigae– او ترجیح می دهد آب و هوا آفتابی و سرد باشد.– او با اندام خوبش شناخته شده است.– Seunghee از گروه Oh My Girl می گوید که با جیمین و V دوست است.– او برای نشان دادن علاقه اش به بقیه اعضا ، آن ها را به شوخی میزند.– اگر موسیقی در حال پخش باشد او بدون توجه به مکان شروع به رقصیدن میکند.– رول مدل او TaeYang از BIGBANG است.– در خوابگاه جدیو او یک اتاق با J-Hope دارد.– در TC Candler “The 100 Most Handsome Faces of 2018” رتبه ۲۵ و در سال ۲۰۱۷ رتبه ۶۴ را کسب کرد.عکس های پارک جیمین : </description>
                <category>BTS ♡☆Army</category>
                <author>BTS ♡☆Army</author>
                <pubDate>Fri, 08 Nov 2024 21:48:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ری اکشن بی تی اس وقتی....</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35518857/%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%DA%A9%D8%B4%D9%86-%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B3-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-lp071jktcj4c</link>
                <description>سلام اومدم با ری اکشن بی تی اس میرین ایران  💓نامجون : یااا ا.ت میشه به خانوادت بگی من کره ایم؟!یکی میگه ژاپنی یکی میگه چینی بخدا من کره ایم😐💔جین :ا.ت نجاتم بده خانوادت مث کنه چسبیدن بهم البته حقم دارن تا حالا ورلد واید هندسام به این خوشکلی رو انقد از نزدیک ندیدن😎🤸‍♀️جیهوپ : من فکر میکردم من زیاد حرف میزنم ولی نه ماشالله هزار ماشالله مامان بزرگت دستای من رو از پشت بسته😂🤸‍♀️جیمین : ا.تتتتت ا.ت : جانم جیمین : جان من به عمت بگو دست از سرم بر داره مث کنه چسبیده بهم🥺 ا.ت : عمهههههههههه جیمین : اها افرین برو برو اخ جون بالاخره از دست این عمه ع. ن. ش نجات میدا میکنم😂🤸‍♀️تهیونگ : اسنسکمطتطخکسایحستیخثویوطتطجثنیتحثجیتمسمنیتیحمیحقتینوزنزحیتثحثجیحجیج ا‌.ت : وای تهیونگ‌میشه مث ادم حرف بزنی نمیدونم چی میگی😐💔 (بچم زیادی بهش فشار اومده رد داده🙂💔)شوگا : وای مامانت و خالت خیلی رو مخن تا ساعت 3 صبح ور ور بالا سر من زر میزنن ساعت 7 صبح میان میگن پاشو عزیزم زیاد خوابیدی:/ ای ک. و. ف. ت ول کنید بخوابمکوک : ا.ت جان من بیا از اینجا بریم تروخدا برگردیم کره اینا خیلی عجیبن ا.ت : ب..باشه کوک : اخ جون بالاخره از پیش این زامبی های ندید بدید میرم😂🤸‍♀️</description>
                <category>BTS ♡☆Army</category>
                <author>BTS ♡☆Army</author>
                <pubDate>Wed, 06 Nov 2024 22:42:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فکت از بی تی اس 💓🌹</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35518857/%D9%81%DA%A9%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B3-hdhtknik6ass</link>
                <description>فکت از بی تی اس 💗🌹فکت از جیمین: جیمین میگه بیشتر عکسای تو گالریش از بقیه ی اعضاس ت خودش(بچاره موچی😂) جیهوپ: جیهوپ اوایل به عنوان رقاص وارد شد ولی بعدش بیگ هیت بهش پیشنهاد داده رپر بشه و بیگ هیت علاوه بر رقص بهش خوندن رو هم یاد داد! ❤💕❤️‍🔥تهیونگ: تهیونگ 💖🍓 1. میخواد همه ی ارمی ها باهم دوست باشن😍 2. به نظرش جیمین کیوت ترین عضو گروه 😍 3. از دخترای مو بلند خوشش میاد 😍 (تهیونگ لاور ها موهاتون رو کوتاه نکنید 😂🌹💕) شوگا: اون مسئول درست کردن چیز هایی هست که نامجون میزنه خراب میکنه😂💗💗نامجون: پدر و خواهر نامجون اونو(جونی مینی)صدا میکنن😐😂💕💕جین: جین همیشه نامجون و با بچه دایناسور مقایسه میکنه😂💔(نامی چقدر چیز شکوندی 😂💎) خب تموم شد اومید وارم خوشتون اومده باشه چالش: اسم بایست رو چشم بسته بنویس  ج. چ: جیمیک(یه ن میزاشتم خوب بود😂😂) بای 💎💕💗🌹❤️‍🔥❤👋🏻</description>
                <category>BTS ♡☆Army</category>
                <author>BTS ♡☆Army</author>
                <pubDate>Wed, 06 Nov 2024 22:23:10 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>