<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های بهروز نصیبی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_35966101</link>
        <description>مهندس لوله کشی ساکن تهران...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 07:58:39</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1485959/avatar/mc0f6u.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>بهروز نصیبی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_35966101</link>
        </image>

                    <item>
                <title>داستان توافق</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35966101/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%81%D9%82-owagir8swz1r</link>
                <description>سال‌هاست که اقلیتی تمامیت‌خواه بر سرنوشت این سرزمین سایه افکنده‌اند؛ گروهی که گویی مأموریتی جز فرسودن توان ایران و ایرانی ندارند. شگفت آن‌که در تمام این سال‌ها، حتی در جنگهای اخیر، نه آسیبی به آنان رسیده و نه بهایی متناسب با عملکردشان پرداخته‌اند. گروهی که احتمالا همه ما آنها را میشناسیم.بعید نمی‌دانم روزی آشکار شود بسیاری از این افراد آگاهانه یا نا آگاهانه عامل بیگانه بوده اند و در مسیری گام برداشته‌اند که بیش از هر چیز به سود بیگانگان و به زیان منافع ملی ایران بوده است. آنان، در کنار دیگر جریان‌های جنگ‌طلب ــ چه در حاکمیت و چه در میان مخالفان آن ــ همواره بر طبل جنگ کوبیده‌اند و مواضعشان بارها و بارها با خواسته‌ها و اهداف دشمنان این کشور همسو بوده است. حالا یکی از چهره‌های شاخص همین جریان، اقای نبویان، گفته است: «ما روی سینه آمریکا نشسته بودیم که ناگهان آمدند و گفتند توافق شد.» پاسخ این ادعا روشن است: ما نزدیک به نیم‌قرن است به برکت امثال شما درگیر مذاکره، توافق، تنش، توافق دوباره و بازگشت به نقطه آغاز هستیم و خواهیم بود،آنچه برای مردم باقی مانده، نه پیروزی‌های اعلامی، بلکه هزینه‌هایی است که هر روز سنگین‌تر شده‌اند. اگر قرار باشد از موفقیت و شکست سخن بگوییم، پرسش‌های ساده‌ای وجود دارد:چه کسی توانست فرماندهان و چهره‌های کلیدی طرف مقابل را حذف کند و چه کسی نتوانست؟کدام طرف پایتخت و مراکز حساس دیگری را هدف قرار داد؟تلفات انسانی هر طرف چه میزان بوده است؟چه زیرساخت‌هایی نابود شده و در برابر آن چه دستاوردی حاصل شده است؟و از همه مهم‌تر، اقتصاد کدام کشور آسیب بیشتری دیده، ارزش پول کدام ملت بیشتر فروریخته و بار این بحران‌ها بر دوش چه مردمی سنگینی کرده است؟ با این همه، اگر ایران تا امروز پابرجا مانده است؛ اگر از طوفان‌های سهمگین عبور کرده و هنوز ایستاده، این دستاورد نه حاصل شعارهای پرطمطراق و نه نتیجه هیاهوی سیاست‌پیشگان بوده است. این سرزمین پیش از هر چیز مدیون نجابت و شرافت مردمی است که بارها ترجیح داده‌اند رنج بکشند، خون دل بخورند و سکوت کنند تا کشورشان گرفتار آشوب و ویرانی نشود. مدیون نظامیان و متخصصان و دانشمندانی است که با وجود همه گلایه‌ها، بی‌مهری‌ها و فشارها، اعتبار، توان، آبرو، شهامت و حتی جان خود را برای دفاع از ایران هزینه کرده‌اند؛ کسانی که از هر سو آماج انتقاد و دشنام بوده‌اند، اما در لحظه خطر از خاک این سرزمین دفاع کرده‌اند. مدیون مدیران کسب‌وکارهایی است که روشن ماندن چراغ بنگاه اقتصادی‌شان و نشاندن چند نفر بر سر سفره آن را بر هر انتخاب دیگری ترجیح داده‌اند؛ و با هر سختی و جان‌کندنی که بوده، سرمایه و نیروهای انسانی خود را حفظ کرده‌اند .مدیون مردمی است که جاده‌ها، شهرها، باغ‌ها، فرهنگ، محله‌ها و همه آنچه را که خانه و وطنشان نامیده می‌شود، بیش از هر جناح سیاسی و بیش از هر مدعی نجات کشور دوست داشته‌اند و برای حفظ آن صبوری کرده‌اند. و مدیون کسانی است که در روزهای سخت، به جای شرکت در نمایش ِ شبانه و شوهای تلویزیونی، برای کمک به آسیب دیدگان داوطلب شده اند ؛ از آواربرداری تا بازسازی دستی به یاری رسانده اند ...من کسی را میشناسم که در دی ماه برادرش را از دست داد و در روزهای جنگ سگ تربیت شده اش را به کمک هلال احمر برده بود. و این تنها یکی ست از بسیاران.وطن، میراث مشترک همه ماست؛ میزی برای کسب قدرت نیست. آنانی که منافع و جاه‌طلبی‌های خود را بر سرنوشت ایران ترجیح می‌دهند و بدتر از آن به سرنوشت ایران گره میزنند، دیر یا زود خواهند فهمید که آنچه این کشور را نگاه داشته، نه قدرت و وقاحت و طمع آنان، بلکه صبوری، فداکاری و عشق مردمی بوده است که هیچ‌گاه ایران را و یکدیگر را تنها نگذاشته‌اند و از زندگی و منافع خود برای ماندن ایران گذشته اند.....اگر چه شما آنها را به رسمیت نشناسید و نادیده بگیرید.شما ایران را خرج خودتان و اهدافتان میکنید و در هر بزنگاه به آسانی سر اسلحه تان را به هر سوی میچرخانید، برعکس ِ ما که در قرون متمادی خودِ ایران بوده ایم با همه بدی ها و خوبیهایمان، حتی اگر جایی دیگر زیسته باشیم.هرگز نمیرد آن‌که دلش زنده شد به عشقثبت است بر جریدهٔ عالم دوامِ مابهروز نصیبی ۲۲ خرداد ۱۴۰۵</description>
                <category>بهروز نصیبی</category>
                <author>بهروز نصیبی</author>
                <pubDate>Fri, 12 Jun 2026 17:00:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روزگار عجیب</title>
                <link>https://virgool.io/@m_35966101/%D8%B1%D9%88%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-twt9skmwv2vq</link>
                <description>این چند ماه اخیر، روزگار عجیبی بر ما می‌گذرد…دو حکومتِ حمله‌کننده به ایران، و به همان اندازه بستگان و وابستگانشان، خشنودند؛ چرا که گمان می‌کنند به همه اهداف خود رسیده‌اند، از آن فراتر رفته‌اند و همچنان نیز در مسیر پیشروی‌اند.حاکمیت، به‌ویژه بخش جوان‌تر و تندروتر آن، نیز خرسند است؛ زیرا سهمش از قدرت و رانت، به بهانه‌ی جنگ، فزونی یافته است. پس از سال‌ها کوبیدن بر طبل جنگ، سرانجام به مراد خویش رسیده و بیش از هر گروه دیگری، خود را برنده‌ی این وضعیت می‌پندارد.اپوزیسیون نیز خوشنود است؛ چرا که پس از سال‌ها زمینه‌سازی، لابی، کمپین‌های گوناگون، نامه‌نگاری و طومارنویسی، دیدار با رهبران، چانه‌زنی و رایزنی با مجامع مختلف، به تمامی آرزوهای خود دست یافته است. آنان توانسته‌اند هر مسیر بدیل را مسدود کنند و در کنار استمرار و تشدید سخت‌ترین تحریم‌ها، بزرگ‌ترین قدرت‌های نظامی جهان را به رویارویی با ایران بکشانند؛ رویارویی‌ای که بر کسی پوشیده نیست پایان آن به این زودی‌ها متصور نیست و راهی دراز و دشوار پیشِ رو دارد.دشمنان ایران نیز خشنودند؛ چرا که ایران بیش از هر زمان دیگری تضعیف شده، بی‌دفاع به نظر می‌رسد و رمق از پیکرش رفته است. مردمش زیر سنگین‌ترین فشارهای اقتصادی، سیاسی و نظامی قرار دارند و روشن نیست چه زمانی بتوانند دوباره قد راست کنند.در یک کلام، همه‌ی طرف‌های اثرگذار، به نوعی رضایت دارند؛ و هر یک خود را پیروز این میدان می‌پندارد…و چنین است که همگی دست به دست هم، وضعیتی شگفت و تلخ را رقم زده‌اند؛ هر کس از ظن خویش پیروز میدان است. امید که از برکت این همه «آرزوهای برآورده‌شده»، روزی در کوچه‌ی ما نیز عروسی برپا شود و اندکی آرامش و آسودگی نصیب ما مردم عادی گردد و کابوس‌هایمان پایان یابد.ما که پاسپورتمان مُهرِ عافیت و عاقبت‌به‌خیری ندارد، و دستمان نیز از سفره‌ی فساد اینان بی‌بهره مانده است؛ نه دشمن ایرانیم و نه هم‌داستانِ قدرت‌های بیرونی. ما همان‌هایی هستیم که در روزگار سخت، سقفمان را با یکدیگر قسمت می‌کنیم، سفره را اندکی بزرگ‌تر می‌چینیم، و دست در دست هم، در انتظار عبور آخرین توفان می‌مانیم.ما که نام ایران که می‌آید، نخست به یاد خودمان می‌افتیم؛ به یاد خودِ خودمان…بهروز نصیبیهجدهم خرداد ۱۴۰۵</description>
                <category>بهروز نصیبی</category>
                <author>بهروز نصیبی</author>
                <pubDate>Fri, 12 Jun 2026 16:57:40 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>