<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مبینا سبزعلیپور</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_36049653</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 14:17:33</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>مبینا سبزعلیپور</title>
            <link>https://virgool.io/@m_36049653</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نقش آلمان در جنگ ایران و عراق</title>
                <link>https://virgool.io/@m_36049653/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82-ayakunuxf2zg</link>
                <description>آلمان طی دوران جنگ تحمیلی ساخت تأسیسات «سعد ۱۶» و قطعات کارخانه شیمیایی سامره را در اختیار رژیم بعث عراق قرار داد و ضمن آن نیز در زمینه صنایع موشکی با بغداد همکاری کرد. یک سخنگوی وزارت اقتصاد آلمان غریی در اعترافات خود در این باره گفته اس: یک پروژه نظامی موسوم به «سعد - ۱۶» در عراق توسط شرکت‌های آلمانی تحت پوشش یک مؤسسه وابسته به دانشگاه انجام شده است.مجله «اشپیگل» چاپ آلمان ذیل یکی از گزارش‌های خود درباره جزئیات تجهیز رژیم بعث به سلاح‌های شیمیایی توسط آلمان نوشت: یک عراقی به نام علی قاضی گرفتار زندان صدام می‌شود که با وساطت رئیس‌جمهوری و وزیر امور خارجه آلمان از مرگ نجات پیدا می‌کند. پس از بازگشتش به آلمان با همکاری یک افسر عضو سازمان ضدجاسوسی آلمان غربی، ترتیب صدور یک کارخانه تهیه سلاح‌های شیمیائی به عراق داده می‌شود. به گزارش اشپیگل علی قاضی پس از بازگشت به آلمان بلافاصله با کمک یک عضو ارتش سازمان ضدجاسوسی آلمان در شهر هامبورگ شرکت صادرات و واردات تأسیس می‌کند و از طریق این‌ شرکت از «کنسرن معروف فورستای آلمان» وسائل یک کارخانه بزرگ تولید اسلحه شیمیایی را خریداری می‌کند. این کارخانه قادر بود سالیانه یک میلیون و هفتصد و شصت هزار تن مواد شیمیایی را به گازهای کشنده خردل و تابون مبدل سازد. بنابر این گزارش، صدور و حمل چنین کارخانه عظیمی به یک‌باره صورت نگرفته بلکه در قطعات و دفعات متعدد به واسطه ترکیه به عراق صادر می‌شد. ادو اولفکات، خبرنگار آلمانی روزنامه مشهور «فرانکفورتر آلگماینه» که در دوران جنگ تحمیلی خبرنگار اعزامی این روزنامه به مناطق جنگی عراق بود می‌گوید: مقامات آلمانی بسیار خرسند بودند که این گازها را برای استفاده علیه ایران به صدام داده‌اند.حال میخواهیم به عملیاتهایی اشاره کنیم که آلمان در آن شریک جرم بوده.در بمباران شیمیایی از سردشت تا فاو، عراق در طول جنگ ۳۵۰۰ بار به ایران حمله شیمیایی با اسباب اهدایی المان‌ها کرد که ۳۰ مورد از آن‌ها در مناطق مسکونی بوده است. ‬‬در یکی ا زحمله های بمباران شیمیایی سردشت، نیروی هوایی عراق در هفتم تیر سال ۱۳۶۶ با استفاده از سلاح شیمیایی در چهار منطقه کردنشین سردشت از توابع آذربایجان غربی،هزاران مصدوم بر جای گذاشت تا از شهری که ۱۲ هزار تن جمعیت داشت طبق آمار رسمی هشت هزار و ۲۵ تن مصدوم و از این تعداد ۱۳۰ تن در همان لحظات اولیه شهید شدند. در بمباران شیمیایی حلبچه که در ۲۵ اسفند ۱۳۶۶ توسط نیروی هوایی حکومت بعث عراق به‌نام عملیات انفال بر ضد ساکنان مناطق کردنشین عراق انجام گرفت، حدود پنج هزار تن از مردم حلبچه که غیرنظامی بودند کشته شدند و نزدیک به هفت هزار تا ۱۰ هزار نفر را زخمی کرد که اکثراً از غیرنظامیان بودند. صد‌ها تن دیگر بر اثر عواقب، بیماری‌ها و نقص جسم در هنگام تولد در سال‌ها پس از حمله کشته شدند. نام دولت آلمان در فهرست حامیان تسلیحاتی و شیمیایی صدام جنایتکار، برجسته است؛ آلمان سهم ویژه‌ای در تجهیز زرادخانه صدام متجاوز داشت و به همراه آمریکا، از بزرگترین تامین کنندگان تسلیحات شیمیایی و بیولوژیک صدام بود. چند سال پس از پایان جنگ تحمیلی، یک موسسه مرتبط با مسائل نظامی خاورمیانه در پاریس با نام «وزینتال» طی گزارش مبسوطی اعلام کرد که از ۲۰۷ شرکت طرف قرارداد با رژیم صدام برای تسلیح شیمیایی ارتش بعثی عراق، ۸۶ شرکت آلمانی بودند.همچنین در اسفند سال ۱۳۶۵ در میانه‌های جنگ، یک نشریه آلمانی با نام «اشترن» گزارشی از تسلیحات شیمیایی عراق و کارخانه صنایع شیمیایی این کشور در ۱۲۰ کیلومتری شمال بغداد، منتشر کرد. کارخانه‌ای به وسعت ۲۵ کیلومترمربع که در آن دو ردیف سیم خاردار بلند نصب شده و به وسیله موشک‌های زمین به هوا محافظت می‌شد.مبینا سبز علی پوردانشگاه آزاد تهران مرکزدرس آشنایی با دفاع مقدس شنبه 10:50استاد علی اکبر حسنوند</description>
                <category>مبینا سبزعلیپور</category>
                <author>مبینا سبزعلیپور</author>
                <pubDate>Fri, 27 Jan 2023 00:08:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مصاحبه با امیرمسعود بختیاری در رابطه با سال اول جنگ</title>
                <link>https://virgool.io/@m_36049653/%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%AC%D9%86%DA%AF-b1gz6s2whsy8</link>
                <description>در ابتدا باید به این اشاره کنیم که مسعود بختیاری(زاده ۲۵ آبان ۱۳۲۰ تهران) نظامی بازنشسته، مدرس دانشگاه و نویسنده ایرانی است که در خلال جنگ ایران و عراق از فرماندهان ارشد ارتش جمهوری اسلامی ایران بود و ریاست عملیات نیروی زمینی ارتش را برعهده داشت. بختیاری فعالیت در ارتش شاهنشاهی ایران را از سال ۱۳۳۸ آغاز کرد. او یکی از طراحان عملیات بیت‌المقدس بود.مجری: آیا گرفتاری و ضعف ارتش بود که باعث ناکامی و عدمموفقیت سال اول جنگ شد؟جناب مسعود بختیاری: چه کسی فرموده که ما در سال اول جنگ موفق نبوده ایم؟ما ظرف ۲ تا ۶ ماه اول جلوی ارتش عراق را گرفتیم .این اسمش موفقیت نیست! این موفقیت نیست که توانستیم ارتش عراق را قبل از اینکه به اهداف خود برسد ،در بیابان های خوزستان در کوه های ایلام و کردستان متوقف کنیم!؟ارتش عراق آیا آمده بود پشت کرخه و کارون بایسته یا در بیابان بایسته یا سر کوه های بازی دراز بایسته؟ .بلکه ارتش عراق در سال اول جنگ اهداف بلندی داشت و می خواست مسجد سلیمان ، بهبهان ، دوکوهه در خوزستان و خوزستان را جدا کند اما نتوانست. چرا که در مقابلش مقاومت شد.اگر این موفقیت نیست پس چیست ؟یکی از تعاریفی که امروزه در ادبیات نظامی از پیروزی می شود، این است که مانع از رسیدن دشمن به اهداف استراتژیک اش بشویم و ارتش ایران هم همین کار را کرد.من می گویم ارتش؛ و روی آن تاکید می کنم ،برای این است که نیروی بسیج مردمی فاقد سلاح و فاقد مهارت برای این کار بودند، سپاه پاسداران هم در آغاز همیطور بود.در واقع در آغاز جنگ، دو یا سه ماه بود که سپاه سازمان فرماندهی خود را کامل کرده و تا قبل از ان سپاه بصورت شورایی اداره میشد؛در ماه شهریور یا مرداد ۱۳۶۰ بود که آقای محسن رضایی به عنوان فرمانده کل سپاه انتخاب شد.آن زمان تعدادی از آن پنچ شش نفر اولی که شورای فرمانده را اداره می‌کردند،مخالف این بودند که سپاه وارد جنگ خارجی شود و می گفتند سپاه طبق قانون اساسی ،مامور امنیت داخلی است و لذا کسی که جلوی ارتش عراق را گرفت ارتش بود.و یک نکته ای که وجود دارد این است که ایثار و فداکاری و روحیه و انگیزه و هر چیز دیگری سر جای خودش ،اما آیا در مقابل تسلیحات مدرن تنها سینه ی باز و پر از احساس و دست خالی جواب گو بود؟یعنی وقتی ۱۹۲ فروند هواپیما از پایگاه عراق بلند می شود و بمب باران می کرد و توپخانه ی عراق آتش باران می‌کرد و نیروی زرهی عراق وارد می‌‌‌شدند ،آیا تنها با انگیزه خالی میشد کار کرد؟ نه ،بلکه نیروی مشابه خودش را لازم داشت ،نیروی هوایی لازم بود! که جواب نیروی هوایی عراق را بدهد و... لذا چه کسی این ها رو داشت؟ارتش و البته مهارت و تخصص استفاده از آن را داشت.عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ به ایران حمله کرد و در همان بعد از ظهر یعنی چهار ساعت بعد هواپیما های ایران پایگاه های شعیبه و کرکوک را بمب باران می کنند و روز بعدش در یک مهر ماه ایران با ۱۴۰ فروند به عراق حمله می کند و این شوکی که به صدام حسین وارد می شود باعث می شود اساسا تمرکزشان از هم فرو بپاشد و این مقاومت باعث می شود که در روز ششم جنگ صدام حسین تقاضای آتش بس بکند. مگر به اهداف خود رسیده بود؟نه،بلکه فهمیده بود جنگ را نمی برد.بنابراین اینکه شما می گویید عدم موفقیت ایران در سال اول جنگ... درست نیست بلکه ما می گوییم عدم موفقیتی در کار نیست، زیرا:اولا،ما مانع از پیشروی ارتش عراق شدیم .ثانیا، برتری نیروی هوایی ایران نسبت به نیروی هوایی عراق و نیروی دریای ایران در ۶۷ روز اول جنگ نسبت به نیروی دریایی عراق را که در صحنه ی جنگ از خلیج فارس خارج کرده و اسکله ی البکر و الامیه را منهدم کرده وصدور نفت عراق را قطع کرده ،در کنار این فتح تپه های الله الکبر ،فتح ارتفاعات میمک،فتح سر پل هایی در غرب رود خانه ی کرخه که زمینه سازی درباره فتح المبین می شود آیا این ها پیروزی نیست؟!مجری:این با نقشه های خود ارتش پیروزی نیست،یعنی ارتش نقشه طراحی کرده که تا در همان عملیات تا خود بصره برود؟جناب بختیاری: زنده باد. چرا طراحی کرده تا بصره؟برای اینکه مطابق توان خود حرکت می کند.شما اگر در تحلیل جنگ ایران و عراق، فضای انقلابی حاکم بر کشور ،اگر آن شور انقلابی و فضای هیجان زده را در تحلیل هایتان دخالت ندهید ،تمام تفسیرات و تعبیرهایتان یک پایش لنگ است ،بنابراین من زیر بار فشار افکار عمومی روی نقشه ام طرحی می کشم که سر فلش من می رود تا سر بصره اما فلش من از کرخه کور تا بصره خط چین شده که اینا همه معنی دارد ،یعنی اگر شد تا آنجا می روم.مجری:آقای امیر عبدالحسین مفید فرمودند که قبل از جنگ ایراد رو به فرماندهی و راس کار گرفتند در صورتی که شما الان می گویید ما در سال اول جنگ موفق بودیم ،در صورتی که فرماندهی تغییر نکرده یعنی همان فرماندهی بود.جناب بختیاری: من حرف ایشان را نقض نمی کنم من می گویم در آن شرایطی که ایشان به درستی تصویب کردند ما سال اول جنگ را بسته به شرایط موفق می دانیم .شما فکر می کنید موفقیت این است که ارتش عراق را از ایران بیرون کنیم در حالی که با چهار تا لشکری که در دست باقی مانده و چند سیاهی لشکر ،نمی توان ۱۲ لشکر عراقی را از خاک ایران بیرون کرد !مبینا سبز علی پوردانشگاه آزاد تهران مرکزدرس آشنایی با دفاع مقدس شنبه 10:50استاد علی اکبر حسنوند</description>
                <category>مبینا سبزعلیپور</category>
                <author>مبینا سبزعلیپور</author>
                <pubDate>Thu, 26 Jan 2023 23:54:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گردان دژ</title>
                <link>https://virgool.io/@m_36049653/%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DA%98-rui5b2pslfva</link>
                <description>گردان 151 پیاده دژ خرمشهر در سال ۱۳۴۹ تاسیس شد که شامل ۵ گروهان بود و بخشی از پوشش نیروی زمینی ارتش از خط مرزی شلمچه تا طلاییه را برعهده داشت و برای انجام این ماموریت به ۳۲ پاسگاه تقسیم شد. پس از پایان جنگ ایران و عراق تا امروز، گردان ۱۵۱ دژ پیاده هنوز به دفاع از حریم کشور اسلامی ایران مشغول است. مأموریت این گردان در زمان درگیری، انجام عملیات تأخیری و حفظ خطوط مرزی به مدت ۴۸ ساعت بود. برای کنترل مأموریت این گردان، دو پاسگاه یا دو دژ مرکزی در نظر گرفته شده بود، که یکی از آنها در شلمچه و دیگری در کوشک مستقر بود. فاصله دژهای ۳۲ گانه از یکدیگر، سه کیلومتر و استعداد هر دژ ۱۴ نفر نیروی انسانی شامل دو نفر افسر یا درجهدار و ۱۲ نفر سرباز، که همگی خدمه تفنگ ۱۰۶ میلیمتری و سلاحهای موجود بودند. سلاح سازمانی هر دو دژ یک قبضه تفنگ ۱۰۶ و یک دستگاه تانک، همچنین سلاح سازمانی دژهای مرکزی علاوه بر حداقل دو قبضه تفنگ ۱۰۶، یک دستگاه تانک، یک قبضه خمپاره ۸۱ میلیمتری و یک قبضه خمپاره ۱۲۰ میلیمتری بود و برای هر دژ نیز یک قبضه تیربار کالیبر ۵۰ میلیمتری اختصاص داده شده بود.گردان ۱۵۱ دژ که بخشی از لشکر ۹۲ زرهی اهواز بود، در هنگام شروع جنگ ایران و عراق، وظیفه حفاظت از مرزهای ایران در استان خوزستان، حد فاصل شلمچه تا کوشک را برعهده داشت. در واقع راه زمینی اصلی که یگانهای نیروی زمینی عراق قصد داشتند از طریق آن از نقطه مرزی شلمچه به سوی خرمشهر پیشروی و آن شهر را تصرف کنند، در محدوده استحفاظی و مأموریت این گردان قرار داشت. این دفاع یک ماه تمام و تا ۳۰ مهرماه ۱۳۵۸ ادامه یافت. گردان دژ که با حمله لشکر ۳ زرهی و تیپ ۳۳ نیروی مخصوص عراق روبه‌رو شده بود و همزمان با توپخانه و نیروی هوایی عراق، گلوله‌باران و بمباران می‌شد، ۳۰ شبانه روز در برابر نیروهای عراقی جنگید و از محدوده گسترده نوار مرزی و از جمله جاده ۱۷ کیلومتری شلمچه به خرمشهر دفاع کرد، تا مانع ورود نیروهای عراقی به خرمشهر شود. شدت درگیری گردان دژ با نیروهای عراقی در این ۳۰ روز چنان بود، که فقط در هفته اول جنگ، پنج بار فرماندهی این گردان به دلیل کشته یا مجروح شدن فرماندهان، تغییر کرد. نام آن پنج فرمانده که یکی پس از دیگری کشته یا مجروح شدند؛ سرهنگ جاموسی، سرگرد چهارمحالی، سرگرد شاهان، سروان کبریایی و ستوان گیوتاج بود، که این آخرین فرمانده در واقع پزشک گردان و افسر وظیفه بود، که در نبود فرماندهان بالاترش مجبور شد فرماندهی گردان را برعهده بگیرد. در این دفاع ۳۰ روزه از ۱۹ افسر گردان ۱۵۱ دژ، فقط یک افسر زنده ماند. مبینا سبز علی پوردانشگاه آزاد تهران مرکزدرس آشنایی با دفاع مقدساستاد علی اکبر حسنوند</description>
                <category>مبینا سبزعلیپور</category>
                <author>مبینا سبزعلیپور</author>
                <pubDate>Thu, 26 Jan 2023 23:48:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من باب جاسوسی سازمان مجاهدین خلق</title>
                <link>https://virgool.io/@m_36049653/%D9%85%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D9%84%D9%82-f9z6hfuiyxh9</link>
                <description>سازمان مجاهدین خلق(متشکل سال 1344 و پایه گذاری شده توسط محمد حنیف نژاد، سعید محسن، عبدالرضا نیک بین)، سازمان سیاسی اسلام‌گرا و چپ‌گرا با ساختار شبه‌نظامی است که با تغییر ایدئولوژی به مارکسیست، علیه نظام حکومت اسلامی، اقدام به قیام مسلحانه کرد(در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ ه‌.ش). این سازمان توسط مسعور رجوی و مریم رجوی رهبری میشد و با هدف کسب اطلاعات برای رژیم بعث عراق و توسعه نیروی انسانی خود اقدام به تضعیف روحیه اسرای ایرانی و حتی شکنجه جسمی و روحی آنان در زندان های رژیم بعث کرد. طولی نکشید که این سازمان با تکیه بر اهمیت تخلیه تلفنی، آغاز به جاسوسی برای صدام کرد و در این مسیر از حمایت سرسخت او برخوردار بود. فلذا اقدام به شکنجه ی سرسخت اسرای ایرانی کردند تا اطلاعاتی کسب کرده و آن را به رژیم بعث عراق انتقال دهند و یا در پی شکنجه، با استفاده از سلاح روانی فریب و تهدید، جذب نیروی جاسوسی جذب کردند. آنها حتی به شمایل رزمندگان ایرانی درآمده، لباسهایشان را بر تن میکردند و وارد جبهه ی اسلام میشدند و اطلاعات کسب شده را به رژیم عراق انتقال میدادند. همچنین در عملیاتهای مشترک بر علیه نیروهای نظامی کشور شرکت کرده و اقدام به تضعیف توان رزمی کشور کردند. از جمله ده ها مدرک این اقدامات منافقین، میتوان به کتاب (پایی که جا ماند_یادداشت‌های روزانه سیدناصر حسینی‌پور) اشاره کرد.نوشته: مبینا سبز علی پورکلاس: دفاع مقدس شنبه 10:50استاد: علی اکبر حسنوند</description>
                <category>مبینا سبزعلیپور</category>
                <author>مبینا سبزعلیپور</author>
                <pubDate>Thu, 26 Jan 2023 23:34:44 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>