<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد ☀️</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_36180808</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-06 07:21:20</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4868808/avatar/lJcOoj.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمد ☀️</title>
            <link>https://virgool.io/@m_36180808</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مست عشق</title>
                <link>https://virgool.io/@m_36180808/%D9%85%D8%B3%D8%AA-%D8%B9%D8%B4%D9%82-j7ckf4qifhes</link>
                <description>از مستی و جام و می مگو ، من مست عشقم ،  مست دیدگانش که صد ها حرف دارد! مست لبخندش که خود عالم عشق است! مست زلفان زیبایش که نور عشق است ، مست شیرینِ بیانش که خود بیداد عشق است ، مست جان شیرینش که همیار عشق است ، مست آن روح دلیرش که خود بی تاب عشق است .. مست کل وجودش که دلم بیتاب خویش است! آری که من مست یارم</description>
                <category>محمد ☀️</category>
                <author>محمد ☀️</author>
                <pubDate>Wed, 17 Jun 2026 22:30:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باز شکفتم...☀️</title>
                <link>https://virgool.io/@m_36180808/%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%DA%A9%D9%81%D8%AA%D9%85%EF%B8%8F-lyqhfno2xkls</link>
                <description>باز شکفتم! و باز سوختم‌!هزاران سال است که از نو همانند امید های واهیو توخالی از احساس سر از زیر خاک می شکافمو دنبال دردی به نام عشق میگردم!دردی که بار ها دچار شدمو بعد از مردن هزار‌ تکه  شد دلمو به بیکرانه ی خویش‌فرو رفتمو سیلاب غم شدمتا باز سر از نو در آرمو باز دچار وهم های سیاه و زیبا شومتا که دلم فرو ریزد و باز به خود آید افسوس که روز ها خوناب اشک ریختمو از خویشتن جدا گشتمو روز ها را هزار کردمتا دلم‌ به درد آید و در فکر یار همان یار بی وفا و بی حس که از روزگارم هیچ خبر نداشت ..نابود شومو بمیرم و‌باز با نور وهم آسوده گردمآری ! آری که عاشقی درد بزرگی ست و دیوانه گشتن دردی بزر‌گ تر ..</description>
                <category>محمد ☀️</category>
                <author>محمد ☀️</author>
                <pubDate>Wed, 17 Jun 2026 18:59:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چندی با تاریخ🌻</title>
                <link>https://virgool.io/@m_36180808/%DA%86%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-mgsxt4vytxkf</link>
                <description>این یه نقاشی از شاهدخت اشرف پهلوی خواهر محمد رضا شاه پهلوی هست که توسط یکی از نقاش های اروپایی کشیده شدهپرچم شیر و خورشید ریشه در تاریخ عمیق ایران داره ، اولین اثر از این نماد در حکومت ماد ها دیده شده و بعد اون هم در هخامنشیان  در مهری مربوط به اردشیر شاه دیده شده ، بعد از هخامنشیان در سکه های متعددی شیر و خورشید باز دیده میشه ، بعد از اسلام هم در حکومت ایلخانی و بعد از اون به طور رسمی در صفویان وارد پرچم ایران میشه و بعد از صفویان تا زمان شاهنشاهی پهلوی نماد رسمی ایران بود این سنگ نگاره هم در پاسارگارد منسوب به کوروش بزرگ ، شاه هخامنشی هست ، نقاشی های قدیمی از این سنگ نگاره هم گویای این بودن که کتیبه ای به خط عیلامی باستان در بالای سنگ نگاره قرار داشته و الان اثری ازش نیست ، یه چیز جالب سنگ نگاره این هستش که لباس کوروش بزرگ بابلی ، همراه با تاج مصری و بال های آشوری هست که نشون دهنده نمایندگی اقوام و ملل های مختلف جهان اون روز بوده </description>
                <category>محمد ☀️</category>
                <author>محمد ☀️</author>
                <pubDate>Wed, 17 Jun 2026 11:51:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لبخند زیبایت</title>
                <link>https://virgool.io/@m_36180808/%D9%84%D8%A8%D8%AE%D9%86%D8%AF-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AA-ltrw31ydukqh</link>
                <description>یار زیبایم! میدانی تا چه حد دوست دارم لبخند زیبایت را ببینم! آن تبسم زیبا که هزاران شهر عشق در آن نهفته است و تاریخ عشق را فریاد می‌زند! همان لب هایی که مرا در خموشی می‌برند و مستی را روانه ما می‌کند!  همان تبسم که تپش های قلبم را به سقف آسمان می برد ! ای جان من!  لبخند بزن ! که تنها امیدم دیدن لبخند توست! لبخند زیبایت چو فرهاد تیشه به ریشه های قلبم میزند و از  آن فواره عشق به برون  آید، و از این فواره گل های سرخ و بونه جوانه می‌زند!   آری  تَبَسُمَت عالم زیبایی ست که از هزاران بهشت برتر است ! آه ای یار اخم هایت را باز کن که لبخند تو کلید زیبایی های این گیتی است! </description>
                <category>محمد ☀️</category>
                <author>محمد ☀️</author>
                <pubDate>Wed, 17 Jun 2026 10:36:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ای عاشقان!بیدار شوید!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_36180808/%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D8%A8%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D8%AF-x7vtiusdg906</link>
                <description>به راستی چرا که عشق ز میان همه رفته؟ چرا همه با همه بد شدیم و همه ز هم‌ خسته ایم؟ چرا صدایمان در نطفه خفه می‌شود و جان ها به کف می آید؟ چرا همه چیز تیر و تار گشته؟ چرا یک نور و چراغ در این عالم دیده نمی شود؟ به چه چیز این شهر سرد خوشحال شویم؟ گُل ها‌همه مرده‌اند و رنگ ها همه سیاه گشته! نفرین بیداد، عشق را ز ما دور کرده و ما را به بیماری خشمگین مبدل ساخته! بیایید ای عاشقان ! بیایید تا با هم‌رنگ و نور را به این شهر سرد برگردانیم و گل ها را زنده کنیم ، بیایید تا یاسمن ها عطر های خود را در تمام شهر پخش کنند و ما را مست ز عشق کنند! بیایید تا با هم پیر مغان را فریاد زنیم و پیش چشمان او جام های عشق را روان کنیم ! بیایید تا دست در دست یکدیگر ندای عشق را سر دهیم و با هم عشق را بر جهان قانون کنیم!</description>
                <category>محمد ☀️</category>
                <author>محمد ☀️</author>
                <pubDate>Tue, 16 Jun 2026 23:39:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لحظه مستی❤️‍🩹</title>
                <link>https://virgool.io/@m_36180808/%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D9%85%D8%B3%D8%AA%DB%8C%EF%B8%8F%F0%9F%A9%B9-w0cqmvzttjmw</link>
                <description>ای لحظه زیبا و شیرین مستی! مرا در خود غرق کن و از این دنیا ببر ! که تاب این تاریکی و سرما را ندارم ! دیوانه ی عاقل گشته ام از این شهر سرد و تاریک! از این موجودات حریص! که هردم پاسخ محبت را با نفرین و طعنه می دهند !! عشق دیگر گمشده در این شهر و واژه ای غریبانه شده ، عشق چو‌ خوبی این روز ها گران شده  و  بس نایاب! از محبت مگو که در این بازار سیاه کسی خریدارش نیست ! ای مستی ! به تو نیازمندم! چرا که در این کویر سرد، تشنه آرامش و نوازش ام! یکرنگی همچو باران در صحرا نایاب شده و گوهری کمیاب در کوه نمک گشته! صد رنگی که هیچ،، هزار رنگی این روز ها داغ است و بازارش پرسود! پس تا میتوانی رنگین باش تا کامروا شوی!‌ ای مستی ! تا به  کی  التماست کنم که مرا از هوش گیری و به خواب گل ها بری؟ همانجا که همه یکرنگ و یکصدا چو کبوتر عاشق اند ، و یار ، دگر بی وفا نیست و محبت در سیمای همه دیده می‌شود! دلگیرم از یار شیرین عجولم! شاید که در دیار گل ها به هم پیوستیم ! و با چشمان هم خود را ذوب در عشق کردیم! و با دیدگان هم شب تاریک و سرد را به روزی پرفروغ از گرما تبدیل کردیم!   پس ای لحظه ی جان گشای مستی! از بهر  خدا هم که شده مرا در آغوش گیر و با خود به خواب بیداری ببر که زیبایی را در گرو مستی ات بینم و بی هوا گردم و با باران احساس عشق را همانند مِی نوش کنم!</description>
                <category>محمد ☀️</category>
                <author>محمد ☀️</author>
                <pubDate>Tue, 16 Jun 2026 23:15:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گشتی در تاریخ✨️</title>
                <link>https://virgool.io/@m_36180808/%DA%AF%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%EF%B8%8F-cgv8hwexajm4</link>
                <description>این سردیس شهبانو آتوسا هخامنشی ، دختر کوروش بزرگ و همسر داریوش بزرگ و مادر خشیارشا هست ، ایشون رو مورخان بانویی قوی ، مستقل، و جنگجو معرفی کردن و در تمام امور خردمندانه تصمیم می گرفت سمت چپ : شاهدخت اشرف پهلوی و سمت راست هم محمد رضا شاه پهلوی هست ، این دو خواهر و برادر دوقلو بودند و هر دو تأثیرات بسیاری در تاریخ کشورمان داشتند . محمد رضا شاه پهلوی یکی از شاهان ایران و خواهرش اشرف فعال حقوق زنان بود .این هم یه سنگ نگاره از یک محفل خصوصی بانو هخامنشی هست ، که دیدار بانو را با بانویی دیگر از درباریان به نمایش می کشد.این هم عکسی از امامزاده سید تاج الدین غریب (ع) در شیراز هست ، بقعه ای که بسیار زیبا و معنوی هست و از معماری منحصر به فرد پارسی و آذری استفاده شده ، تاریخ این امامزاده به قبل از صفویه می رسه اما ساخت اساسی بقعه در زمان قاجار بوده و در زمان پهلوی نیز تعمیرات اساسی به بقعه وارد می گرد ، نسب صاحب بقعه که دو. سید هستند یکی به حضرت عباس علیه السلام و دیگری به امام حسن مجتبی می‌خورد. </description>
                <category>محمد ☀️</category>
                <author>محمد ☀️</author>
                <pubDate>Tue, 16 Jun 2026 17:35:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وقتی که آمدی ..</title>
                <link>https://virgool.io/@m_36180808/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A2%D9%85%D8%AF%DB%8C-i9nubje8yaog</link>
                <description>زیبای من! وقتی که آمدی‌ زندگی ام پر رنگ ز رنگ عشق زیبایت شد ، تمام دنیا برایم معنای عشق پیدا کرد و ایزد را تنها در جادوی چشمانت می دیدم! همه اشک هایم ز بحر عشق تو ریخت و تمام خنده هایم ز زیبایی گل های سرخ گونه ات! تمام زندگی ام چهارچوبی در عشق زیبایت شد و تمام رویایم تو! گویی که این گیتی من در چشم های زیبایت خلاصه میشد. با دیدنت مست میشدم و با آغوشت ساغر می شکستم! تمام هستی ام آیه روشنی ست  که تو آن را بر روح من خواندی ، تو بودی ای عشق، که بر روحم دمیدی و تو هستی که مرا ز هم‌ میشکنی! با صدایت بند دلم را ز هم‌ تنیدی و با ندایت مرا به عرش بردی ، جان من ! بعد از عشقت تمام گل ها و زیبایی های این گیتی را آیتی ز تو می بینم ، و دوست دارم که تو  را بنگرم تا آنقدر با نگاهت مست شوم که هیچ چیز مرا ز آغوش گرمت بیدار نکند و بر روی شانه هایت به خواب مستی روم! </description>
                <category>محمد ☀️</category>
                <author>محمد ☀️</author>
                <pubDate>Tue, 16 Jun 2026 17:16:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دانی؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_36180808/%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-au0x0j2k502g</link>
                <description>آیا تو دانی که در چشم هایت چه حکایت است؟ و دانی که در چشم هایت چه عالمی نهفته؟ چشم هایت گیتی عشق و گل است که مرغان عشق را ز خود جا داده و قلب ها را ز خویش حیران کرده ، در چشم هایت دریایی نهفته که عالمی در آن سرگردانند و من غرق شده ی این دریایم، چنان غرق گشته که نفس از خویش بریده و به ملامت رسیده ام ، چنان جادوی  شهر (چشمانت) مرا بیمار کرد که درمانی بر راه ندیدم ، و(( این درد را به صد هزار درمان ندهم! )) ای یار ! ای که چشمانت چو الماس میدرخشد و حکایت ها را میدَرَد! مرا با چشمان خویش سیراب کن که تشنه ی چشمان شهلای تو‌ شدم و جان فدای راه  دو چشمت گشته ام و بر دیدار جامه ی عمل تن کن تا تو را با عشق اسبق بینم و روزگار را با عشق بگذرانم که عشق،، تنها در شهر جادوی چشمت معنا می‌شود </description>
                <category>محمد ☀️</category>
                <author>محمد ☀️</author>
                <pubDate>Tue, 16 Jun 2026 00:23:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز در تو !</title>
                <link>https://virgool.io/@m_36180808/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%88-jyfbixmouqqj</link>
                <description>یار من ! تو چون سپیده به روز های من دمیدی ،تو چون نور مرا غرق در خدا کردی ،تو چون آفتاب به روزگارم تابیدی ، تو چون مشک روزهایم را عطر آگین کردی ، تو چون فرشته با من دمیدی ، تو چون پیامبر پیام عشق دادی ،تو چون گل روزهایم را زیبا کردی،  تو چون آسمان مرا به عرش بردی ، تو چون جان در قلب من تپیدی ، تو چون آب مرا سیراب کردی و تو چون عشق ، عشق را  برایم معنا کردی! </description>
                <category>محمد ☀️</category>
                <author>محمد ☀️</author>
                <pubDate>Mon, 15 Jun 2026 17:33:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ای عشق! بیا!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_36180808/%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%A8%DB%8C%D8%A7-f2e65vunlgaq</link>
                <description>بیا عشق من ، بیا و روزگار را غرق در بهار کن ، بیا که دل بی تو مرده و غرق در گریه است ، بیا که چو ماهی در بند به دریای نورت نیازمندم! بیا که دیگر جان ندارم و بیتاب از روزگار خویش هستم!! بیا !! تو تنها بیا و با نگاهی مرا در هم بشکن! بیا ای ساقی! بیا و م را از این برزخ رها کن ، از این آتش رها کن ، بیا و مرا به نور زیبایت منور کن! یار من! بیا تا از چشمانت باده ای نوشم و در کنارت غرق در بهشت شوم! آنقدر مست از وجودت هستم که دوست دارم بی شرم نگاهت کنم و گونه ات را چو گل سرخ ببوسم ، زلفان زیبایت را برای دل میخواهم ، و دوست دارم که در شهر شانه هایت گم شوم ، بیا جان من! که دیگر جانی ندارم و بیتاب از این روزگار سرد هستم </description>
                <category>محمد ☀️</category>
                <author>محمد ☀️</author>
                <pubDate>Mon, 15 Jun 2026 14:09:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چشمه عشق❤️</title>
                <link>https://virgool.io/@m_36180808/%DA%86%D8%B4%D9%85%D9%87-%D8%B9%D8%B4%D9%82%EF%B8%8F-w57yhqaz5uee</link>
                <description>دلم خواهد که‌  کنار چشمه ای بنشینم و گذر آب  را با نوای مستانه اش  بشنوم ، دوست دارم که برگ ها دانه دانه به روی آب بیایند  و با آن ها همسفر چشمه شوم و آسمان آبی را به رنگ عشق بینم و ابر ها را چو رویا به یادگار دل سپارم ، سنگ های چشمه را یک به یک کنار زنم و گل های نیلوفری را به دل زنم ، در زیر آب روم و ماهی های سرخ را چو‌ گل  های سرخ ندای عشق دهم،  پیغمبر عشق شوم و با ماهیان به سمت ماه عشق پرواز کنم ، بال های خویش را به اوج‌گیرم و یار دل را ندا دهم ، به قصد جان روم و چشمان ماه را به چشمان خود بیاویزم و و گل های سرخ و بونه را به جام چشمان یار بیارایم. دست ماه را بگیرم و او را بوسه ای ز بحر عشق زنم </description>
                <category>محمد ☀️</category>
                <author>محمد ☀️</author>
                <pubDate>Sun, 14 Jun 2026 17:03:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عشق ما❤️</title>
                <link>https://virgool.io/@m_36180808/%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D9%85%D8%A7%EF%B8%8F-otbrxfxfwiby</link>
                <description>این عشق را دگر پایانی نیستو من در خورشیدتهمچو زمین امکه میلیون ها فاصله بین شان هست  اما زمین منبدون نورت به نابودی می گراید  از هم می پاشد و با تمامی ساکنانش نیست و نابود می‌شودمن همانند همان گل های آفتابی امکه تابستان را به عشق خورشید زنده اند و روح شان با تن خورشید دوباره زنده می‌شودوقتی فصل خزاناز راه می‌رسد می میرند و فرزندانش هم به دست ما انسان ها  از بین خواهند رفت من همانند گل هستمکه به عشق نور خورشید برومند می‌شود و سر به فلک می گشایدو نعره آزادی اشخواب دیوانه حالان را آشفته می‌سازد و شب ها در گلبرگ هایشپنهان می‌شود و آنگاه که خورشید رخ نما شود آنها هم نمایان شوند آری! که تو خورشید بی پایانروز های زیبای منی و من در انتظار نورتدل خواهم سپرد و با همه مشکلاتتتو را عاشقانه دوست میدارم</description>
                <category>محمد ☀️</category>
                <author>محمد ☀️</author>
                <pubDate>Sat, 13 Jun 2026 10:36:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عشق دل</title>
                <link>https://virgool.io/@m_36180808/%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%AF%D9%84-zrbc9xghypvr</link>
                <description>دل در طلب عشق بیداد شود و در کوی یار بیمار ، ندانم که مقصد در کدامین ره است و راستی در کدامین در، یار بیدار شود و دل بیتاب گردد ، جان به کف آید و دل به درد آید ، ندانم که یار از جان چه خواهد و از جان چه‌ پوید! از یار چه‌گوییم و از وی چه‌جوییم؟ چه‌گوییم که ناگفتنی ها بسی به از گفتنی هاست و گفتنی هابه از سُفتنی ها!</description>
                <category>محمد ☀️</category>
                <author>محمد ☀️</author>
                <pubDate>Sat, 13 Jun 2026 09:42:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من آنم...</title>
                <link>https://virgool.io/@m_36180808/%D9%85%D9%86-%D8%A2%D9%86%D9%85-q5josrmsbehx</link>
                <description>من آنم ، که دوست دارم‌ در نور وجودت غرق شوم و روح زیبایت را در اوج عرش بینم ، دوست دارم که عشق را با دستان نورانی ات بر روی جان بینم، دوست دارم که گل های سرخ را بر گونه ها و چشم هایم بیاویزی و بوسه های بی شرمت را بر لب هایم بیارایی ، دوست دارم که نهال روحت را در سینه ام بپرورانم و از  روی نورت آن را پیارایم</description>
                <category>محمد ☀️</category>
                <author>محمد ☀️</author>
                <pubDate>Sat, 13 Jun 2026 09:25:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ملکه صحنه✨️</title>
                <link>https://virgool.io/@m_36180808/%D9%85%D9%84%DA%A9%D9%87-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87%E2%9C%A8%EF%B8%8F-z777y5s40gr9</link>
                <description>☀️بانو شهره صولتی ☀️سلام به ویرگولی های عزیز! به امید خدا که حال دل تون همیشه خوب باشه و در کنار عزیزاتون همیشه خوشحال و سلامت باشین❤️در چند پست قبل در مورد دو اسطوره پارسی بانو هایده و مهستی فقید حرف زدیم و از خاطرات قدیما گفتیم .امروز تصمیم گرفتم که بیام با شما عزیزان در مورد ملکه صحنه : بانو شهره صولتی عزیز صحبت کنم دیگه تقریبا همه تون با اون آهنگ های شاد و پر انرژی ((یه بار سلامت میکنم ، دلمو به نامت میکنم)‌ و (پنجره ها رو وا کن) و (شب شب شعر و شوره ) و کلاغ دم سیاه آشنا هستین. از دهه ۶۰ تا الان این آهنگ ها پایه هر مهمونی و جشنی بودن از تولد ها بگیر تا عروسی و مهمونی های دور همی ! و بله خواننده همه این آهنگ ها هم همون خانوم مو طلایی و رقاص و پر انرژی وطنی مون یعنی شهره صولتی هست ، بانو شهره صولتی از اواخر دهه ۴۰ فعالیت خودش رو با برادر جذابش : شهرام صولتی آغاز کرد، خیلی زود به معروفیت رسید و آهنگاش تو هر مجلسی شنیده می‌شد، بانو شهره مشهور بود به این که تو موزیکاش انرژی زیادی داره و تیپ منحصر با فرد خودش رو داره و بخاطر همین هم به ملکه صحنه معروف شد ، بانو شهره بعد از ۱۳۵۷ به آمریکا مهاجرت کرد و همونجا هم فعالیت خودش رو دوباره از سر گرفت و نقطه عطف معروفیتش هم از همونجا بوآ،  با انتشار موزیک ویدیو های شاد و زیبا مثل طلوع و یواشکی تونست به شهرت زیادی برسه ، یه نکته هم که باید بهش توجه داشت اینه که اون موقع هر آهنگی این بزرگوار بیرون می‌داد،  به معروفیت خیلی زیادی می رسید، بانو شهره هیچ وقت فعالیتش رو متوقف نکرد و همیشه تو موقعیت های مختلف برای وطنش آهنگ های زیبا و شادی میخوند مثل آهنگ( خلیج فارسی خومونه )که اعتبار و هویت خلیج همیشه پارس رو به تمام مردم نشون میده ، بانو شهره اعتقادات مذهبی محکمی هم داره و چندین باز تو مصاحباتش گفته که اعتقاد بسیاری به امام رضا علیه السلام داره و اگه بیاد ایران اولین جایی که میره حرم رضوی هست ، و جالب تر این هستش که ایشون یه آهنگ هم درباره این امام بزرگوار خونده ، امیدوارم که تو مراحل زندگی شون همیشه موفق باشن و همیشه مثل یه ستاره تو فرهنگ و هنر ایران بدرخشن ، خدا نگهدارتون باشه و همیشه پاینده باشن</description>
                <category>محمد ☀️</category>
                <author>محمد ☀️</author>
                <pubDate>Sat, 23 May 2026 09:30:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ای که...</title>
                <link>https://virgool.io/@m_36180808/%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-hrhmv9lbpgfl</link>
                <description>ای که از حصار ها گریخته و جا مانده ای محفل خود را گرم کرده ای و عطر نفس هایت را ز ما پنهان داشتی روز های خویش را گذراندی و ما را نخواندی نگفتی که دیوانه ای ست در خزان که چشم به تو دوخته نگفتی که شاید این حقیر در انتظار توست و یک پیام تنها یک پیام که روزش از نو شودو فروغ در چشمانشتابان شودآری ! آری که من ذره ای از ذهنت را از آن خویش نکردم اما تو قلبم را چو سارقز آن خود کردی و مرا بیچاره و درمانده دل به حال خویش رها کردی</description>
                <category>محمد ☀️</category>
                <author>محمد ☀️</author>
                <pubDate>Sat, 23 May 2026 08:24:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جان من!</title>
                <link>https://virgool.io/@m_36180808/%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%86-kw1hg1klpfrx</link>
                <description>یار دل! آنچنان مست از رویت هستم که روحی در این جان نمانده،  رویت داستان های شهنامه و دیوان شمس را داد می‌زنند،  همان قصه های بلخی و شمس که در عشق جاودان شدند و مثنوی ها را با جان به یادگار گذاشتند،  روی تو در سیل عشق مرا به داستان تهمینه می برد و در همان جا موجاب روحت مرا به شهر دیدگانت می برند ، در آنجا که افسون شهرزادِ دیده های تو مرا مست و دیوانه می کند و با‌ لیلیِ نورت مرا ز خویش مجنون و بیمار می‌سازد, بگذار، بگذار  تا از این شهر افسون بیرون آیم و رخساره های زیبایت را بوسه ای از بحر عشق زنم..</description>
                <category>محمد ☀️</category>
                <author>محمد ☀️</author>
                <pubDate>Sat, 23 May 2026 08:13:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خدای عشق☀️</title>
                <link>https://virgool.io/@m_36180808/%D8%AE%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%B4%D9%82%E2%98%80%EF%B8%8F-poa47br3a0wm</link>
                <description>ای زیباترین اسوه هستی ای رب النوع عشق و زیباییای که چشمانت چو آتش ما را می‌سوزاند و رویت چو خورشید فروزان می‌شود وروزگار به عشق تو روز می‌شود و دیدگانم به دیده ات سیراب می‌شودای که شعله بر جانم میفروزی ای که چو ماه زیبای مایی ای که چو شمس عطش می نشانی ای که اسمت آسمان پاک است ای که نورت یار ما است بنشین ، که روزگارم نابود است بنشین که جانم بی تاب است بنشین که از رویت می  نوشمو باده به جانم رویدو جانم به بار آید که تو یارای ماییو در روزگار غم جانان مایی</description>
                <category>محمد ☀️</category>
                <author>محمد ☀️</author>
                <pubDate>Fri, 22 May 2026 23:34:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من آنم...</title>
                <link>https://virgool.io/@m_36180808/%D9%85%D9%86-%D8%A2%D9%86%D9%85-xeo6nwaiesnv</link>
                <description>کویر! خاک! خورشید! من آنمکه در زیر پا له می‌شود و تمام ذراتمبا قدم های سرد و خشمگین روانه به هر جا می‌شوند و دیوانه تر از قبلبا بادهای سرد به شهر و زمین های تاریک میخورمو باران احساسمرا در هم می‌شکند اما نور خورشید با عشق بر من می‌تابد و روزم را از نو می‌سازد و جانم جلا می یابد آری! همان خاکم در بیابان که تشنه از خورشیدمو این عشق را با تمام دردهایش در آغوش خویش میفشارمو روز و لحظه هایم را به امید دیدناین عشق می‌سازمکه این عشق چاره ساز روز های تلخ و شیرین و سرد و گرم من است و این عالم عشق را به این عالم فانی  نفروشمو در جان و دلماین عشق دگر پایان نمی یابد</description>
                <category>محمد ☀️</category>
                <author>محمد ☀️</author>
                <pubDate>Fri, 22 May 2026 22:34:46 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>