<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های یه انسان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_37239786</link>
        <description>زندگی از تصمیم هامون ساخته شده بیا با کمک هم تصمیمات بهتری بگیریم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 09:46:52</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1815886/avatar/H1VO7O.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>یه انسان</title>
            <link>https://virgool.io/@m_37239786</link>
        </image>

                    <item>
                <title>جهان خاکستری ها</title>
                <link>https://virgool.io/@m_37239786/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D8%A7-pvddpt5lamko</link>
                <description>من یه خاکستریم ، یه نقطه خاکستری درست انتهای جملات سیاهی که روی ورقه های سفید رنگ دفتر نقش بسته . اونم بر حسب تصادف !!!نه میتونم خودمو سفید بدونم نه سیاه . سردرگم بینشون تلوتلو میخورم و دور خودم میچرخم ‌ . میدونی ؟ عده کمی اینو با اعماق وجودشون حس میکنم یا شایدم من اینطور فکر میکنم . اما از میون افراد عمیق و احساس پیشه درونگرا  و سطحی و پرانرژی  برون گرا ،یه عده هم هستن که زیاد به چشم نمیان . مثل من ،یه نقطه خاکستری . چطور خودمون رو توصیف کنم ؟ این افراد مرموز و پنهانی رو ؟ که حتی به چشم هم نمیان ؟ ما نه اونقدر اجتماعی و خوش مشرب هستیم که کل روز رو با بگگو و بخند بگذرونیم نه اونقدر عمیقیم که بخوایم از پیله مغز پوسیدمون پروانه بیرون بکشیم . ما حد وسطیم ، حده وسط !!!! ( میتونید خشک ، یخ و هرچی دل تنگتون میخواد هم صدامون کنید ) گاهی دلم میخواد به خوبی مجری های طنز تلویزیون باشم ( البته خارجی هاش اونم یه عده خاصیش ) گاهی هم یه متفکر و فیلسوف ، هیچ ثباتی توش نمی‌بینم . انگار این دوتا رنگ دارن با دو موج مخالف هم سونامی ذهنی را میندازن یا چه می‌دونم ، دوتا جت که بر خلاف هم پرواز کردن و به هم میخورن و از آخرش چی میمونه ؟ هیچی ! یه ساحل خراب یا دوتا لاشه جت می‌دونم باید یکی رو انتخاب کنم ، اما هر دوش رو دارم و این چیز بدی نیست . بد اینه که صبح برنامت رو بر حسب مورد سفیدت میچینی و ظهر نشده مود سیاهته که باید اونو تموم کنه . متوجهی چی میگم دوست من ؟ شاید یه تعادل نیازه ، یه تعادل که هر دو رنگ رو در خودش جا بده ، یه شخصیت جدید . یه شخصیت خاکستری ساعت هفت دقیقه مونده به دو شبه و من تازه ذوق ادبیم فعال شده ، فکر میکنم ارتباط زیادی با دمای هوا داشته باشه آخه هر وقت سرد میشه دستم به نوشتن میره </description>
                <category>یه انسان</category>
                <author>یه انسان</author>
                <pubDate>Tue, 22 Oct 2024 01:54:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاثه کتاب شیوه گرگ از نگاه من</title>
                <link>https://virgool.io/@m_37239786/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%AB%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B4%DB%8C%D9%88%D9%87-%DA%AF%D8%B1%DA%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D9%86-znylaara0ol3</link>
                <description>جردن بلفورت ارائه دهنده سیستم خط مستقیم است ، این سیستم از یک خط افقی تشکیل شده که در ابتدای آن مشتریانی با اطمینان ۰ و در انتهای آن مشتریانی با اطمینان ۱۰۰ به سه اصل محصول ، فروشنده (شما ) و کل کسب و کار شما یا شرکت هایی که با آن همکاری میکنید است. وظیفه شما شناسایی مشتری هایی با درجه اطمینان حدودا بالای ۳۰ و افزایش سطح اطمینان آنهاست تا خرید کنند .شما باید قبل از ارائه فروش سطح اطمینان افراد را در ۳ مورد اصلی بالا ( محصول ، فروشنده و کل کسب و کار شما یا شرکت هایی که با آن همکاری میکنید) بالا ببرید .تکنیک های خط مستقیم ۱: لحنی دوستانه داشته باشید۲: از مخاطب اجازه بگیری و برای راهنمایی بهتر از آنان سوال کنید.۳ : مزایای محصول را برای مشتری بیان کنید ( باتوجه به سوال هایی که از آنها پرسیدید نیاز های آنان را شناسایی کنید و فقط مزایای مخصوص مشتری مورد نظر را بیان کنید )۴: کنش را پایین بیاورید (ریسک خرید را کم کنید)۵: درد مشتری را تجدید و بزرگ کنید.در صورت مخالفت مشتری از ترفند انحراف یا حلقه زدن استفاده کنید .مخالفت : بهانه های مشتری که در نبودن اطمینان به سه اصل اساسی بیان می‌شود.. و معمولا جملاتی از قبیل : باید با بقیه مشورت کنم ، الان پول ندارم ، و ... است.هنر انحراف : مثلا مشتری می‌گوید: الان پول ندارم فروشنده می‌گوید: بزار یک سوال ازت بپرسم ، به نظرت این قیمت برای همچین چیزی خوب نیست ؟ یا به نظرت این  محصول عالی نیست؟در مرحله بعد با توجه به پاسخ مشتری میزان کنش اون رو از ۱ تا ۱۰ درجه بندی میکنیم ( هرچه کنش به ۱۰ نزدیک تر بود یعنی مشتری رو خرید نکردن سرسخت تره(اگر ۱۰ بود کلا از بقیه ارائه صرف نظر کنید .اما اگر کنش پایین تر بود مثلا گفت خوبه ، عالیه ، بدک نیست و.....شما باید بلافاصله یک مزیت به درد بخور دیگه بهش بدی فروشنده می‌گوید: دقیقا : خرید خوبیه ، در واقع یکی از محاسن واقعیش اینه که .....و بعد سه حالت وجود دارد یا کلا نمی‌خرد یا باز مخالفت می‌آورد که شما در این حالت میتوانید باز هم از تکنیک انحراف استفاده کنید . ولی زیاده روی نکنید. اگر باز هم مخالفت کرد اجازه دهید و بعدا دوباره با بهبود ۳ اصل برای مشتری برگردید.و یا از شما خرید میکند🙌.نکته آخر فروش به خریداران قبلی به دلیل اعتماد پیشین به شما آسان تر خواهد بود.</description>
                <category>یه انسان</category>
                <author>یه انسان</author>
                <pubDate>Mon, 25 Dec 2023 22:54:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_37239786/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-igirjyzhthzv</link>
                <description>چند ساعت دیگه تا پایان نوزده سالگیم مونده و رسما وارد بیست سالگی میشم.جالب نیست که هر وقت هوا سرد میشه ذوق ادبی منم فعال میشه؟بگذریم هر سال که میگذره همه چیز بیشتر تو وهم فرو میره حتی بعضی وقتا هیچ امیدی نیست که به آدم دلگرمی بده همچی پوچه همه چی .نیومدم امروز آیه یاس بخونم حس و حال قدیما رو ندارماما زندگیم کلا تو تاریکی نمونده انگار روی خیلی چیزها کنترل پیدا کردم چیز هایی که یه زمانی آرزوشو داشتم توی اوایل دهه دوم زندگیم یا شایدم سوم نمیدونم !میخوام بدونم واقعا میخوام بدونم که ته همه اینا چی میشه هرچند که شاید همچی پوچ به نظر برسه . امید و کنجکاوی که منو زنده نگه داشته نمیخوام پیش اون یه آدم ضعیف به نظر برسم .آینده من بهم بگو تو کاری که شروع کردی موفق شدی یا نه؟</description>
                <category>یه انسان</category>
                <author>یه انسان</author>
                <pubDate>Thu, 23 Nov 2023 00:31:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پروسه یادگیری</title>
                <link>https://virgool.io/@m_37239786/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B3%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-r2cgskvf1ubn</link>
                <description>زندگی تازگیا یاد گرفتم که زندگی فقط روند یادگیری و امتحانه?جالبه نه؟!برخورد با افراد ، ترس،شادی ، غم همشون به ما چیزی یاد میدن و بعد با مشکل بعدی امتحانش هم پس میدیم و اگر چیزی بلد نباشیم باز یادمیگیریم و امتحان میدیم و این چرخه ادامه دارهاحساس بد هیچوقت تو زندگی از بین نمیره همونطور که تلخه ،شیرین هم هست.این احساس دو واکنش متفاوت رو در بر داره.یا آدمو فلج میکنه یا راهی برای پیشرفت باز میکنه.تقریبا با بیشتر احساسات کنار اومدم اما ترس یه چیز دیگست خیلی لذت بخشه که مثل چی بترسی و بعد انجامش بدیهیچ حسی مثل ایم نیستتنها مشکلش اینه که خیلی خسته میکنهواقعا خسته کنندستاما اگر اینطور نبود هر کس و ناکسی به جاهایی می‌رسید که لایقش نیست ، نه؟پس وقتی خوابت گرفت بیدار بمون ، دشمن تو همون کسیه که نمیزاری جلو بری</description>
                <category>یه انسان</category>
                <author>یه انسان</author>
                <pubDate>Thu, 16 Mar 2023 01:22:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تغییر</title>
                <link>https://virgool.io/@m_37239786/%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-fiy4ubrbcoxq</link>
                <description>اتفاق افتاد...تغییر رو میگم.من اون نیستم من گذشته،گذشت. الان میتونم کارایی انجام بدم که قبلا نمی تونستم.ترسم از تباهی کمتر شدهترسم از مرگ کمتر شدهحتی ترسم از تندباد ها هم کمتر شدهقبلا مدام احساس حقارت داشتم ،بعد کمی احساس ارزش میکردم ، بعد این دو به تعادل رسیدند ، و الان بیشتر وجودم حس ارزشمندیست یعنی روزی میرسه که این حس قالب بشه در ضمن الان یعنی چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۱ساعت دوازده و بیست و سه دقیقه بامدادمن حدودا ۱۰۰۰ کلمه انگلیسی رو یاد گرفتمیعنی میتونم تا تهش برم ؟من آینده،بهم کامنت کن</description>
                <category>یه انسان</category>
                <author>یه انسان</author>
                <pubDate>Wed, 08 Mar 2023 00:25:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قوانین بازی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_37239786/%D9%82%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-i2wn3u97w6rt</link>
                <description>قانون اول:کاری که به عقب انداخته بشه انجام نمیشه (همون موقع انجامش بده)قانون دوم:هر تصمیمی که الان میگیری زمینه به وجود اومدن تصمیم های دیگه هست (درست تصمیم بگیر)قانون سوم،مهمترین قانون:ترس منشاء خیلی کوچک و حقیر تر از اونی که فکر کنی داره (وقتی ترسیدی انجامش بده بعد خود واقعیش پدیدار میشه)قانون چهارم:قدرت باعث ترس میشه و این تنها زبانیه که تمام موجودات اونو بلدن و ازش پیروی میکننقانون پنجم:هیچ چیز مطلقا بد یا خوبی وجود نداره بلکه مهم اینه که چه کسی چجوری اونو انجام بده </description>
                <category>یه انسان</category>
                <author>یه انسان</author>
                <pubDate>Sat, 11 Feb 2023 01:43:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دشمنم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_37239786/%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86%D9%85-qlsj2ybi7mtx</link>
                <description>۱ با دوستاش خوب و با دشمنان بی رحم۲ جسور (ضعیف کش نیست)۳ از کارهای سخت نمیرسه و انجامش میده۴ اهل برنامه ریزیه چون کارای مهمی میکنه۵ افکار و احساساتش رو کنترل میکنه۶ کارهایی میکنه که براش سد داشته باشه۷ قوی و ورزشکاره۸ اون جذاب تعامل میکنه ۹ سر حرفش محکم وایمیسته۱۰ اهل وقت تلف کردن نیست و همه چیز رو سریع یاد میگیره۱۱ تصمیم گیری سریع و در عین حال با دقتی داره۱۲ قبل حرف زدن کمی سکوت میکنه۱۳ حرکات بدنش حساب شده و قدرتمنده۱۴ اون خطرناکه ۱۵ اون برای عزیزانش مثل ستونه اون امنیه </description>
                <category>یه انسان</category>
                <author>یه انسان</author>
                <pubDate>Mon, 06 Feb 2023 01:38:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من گیر کردم.</title>
                <link>https://virgool.io/@m_37239786/%D9%85%D9%86-%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%85-vot7fiixk2ia</link>
                <description>دارم روزهایی رو میگذرونم که تو گذشته گذروندم. فردا هم مثل روزیه که دیروز گذشت. و این چرخه باز ادامه دارهروز های تکراریمن این روز ها رو خیلی زندگی کردم، باید اعتراف کنم من گیر کردم. میخوام از این چرخه تکراری هرجورشده دربیام کسی راهی بلده؟ </description>
                <category>یه انسان</category>
                <author>یه انسان</author>
                <pubDate>Wed, 12 Oct 2022 02:42:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خدایی هست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_37239786/%D8%AE%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA-sxlkbeostugg</link>
                <description>              «آیا خدایی هست؟»  همین اول بزار به عنوان یه دوست ازت خاهش کنم تا آخر این مطلب رو بخونی و بعد نتیجه بگیری چون این مسئله یکی از مهمترین مسائل تاریخ و جهان بوده و هست. بیا یک بارم که شده بهش خاتمه بدیم. در زمان های گذشته اگر به دانشمندی میگفتی آیا به خدا باور داری میگفت:«معلومه که نه، من یه دانشمندم!» اما اگه الان از دانشمندان همین سوال رو بپرسید چی میگن؟ میگن:«معلومه که آره،چون من یه دانشمندم.» اما چیشد که نظر دانشمندان با پیشرفت علم صدوهشتاد درجه عوض شد؟ یکی از دلایلی که خیلی خیلی تاثیر داشت پیشرفت فوق العاده نجوم و کیهان شناسی بود که من میخوام با دلایل فوق علمی که دانشمندان برجسته دنیا با تلاش های بسیار و صرف عمرشون بهش رسیدند پاسخش رو بدم.(مطمئن باشید دلیلش رو با تاس انداختن نفهمیدم پس با دقت نوشته رو بخونید?? البته به غیر از یه بخشیش که مثاله) خب اگر میخوایم ببینیم خدا وجود داره یا نه بیاین ابتدا به دو سوال و دو قانون مهم فیزیک بپردازیم. قانون اول (علت و معلول) اگر علوم رو تو پایه راهنمایی خوب مطالعه کرده باشید میدونید که این قانون یعنی هر معلولی دارای علت است و معلول در نتیجه علت میاد.(برای مثال باد شاخه درخت رو تکون میده ، تکون خوردن شاخه معلوله و باد که باعث تکون خوردن شاخست علته.) قانون دوم(پایستگی انرژی) این قانون میگه انرژی هیچ وقت به وجود نمیاد و هیچ وقت هم از بین نمیره و فقط از شکلی به شکل دیگه تغییر پیدا میکنه.  همین دو تا قانون برای وجود خدا کافیه خب بریم واسه برسی اثر قوانین بر ماده  ?همه میدونن که تماااامممم چیز های اطراف ما از ماده تشکیل شده (کل دنیا ماده هست) به عبارت ساده تر ماده دارای جرم و حجمه و دنیا دارای زمان نیز هست.(یعنی زمان بر ماده اثر میزاره از ابتدا تا حال با گذر زمان دنیا تغییراتی رو به خودش دیده) خب تا پنجاه سال پیش دانشمندان فکر میکردن که جهان آغازی نداشته و از همان اول وجود داشته. اما با فرستادن تلسکوپ های فوق العاده پیشرفته به فضا و البته نظریه فیزیکدانان این باور رد شد.  دانشمندان دریافتند که جهان با یه انفجار بسیارررر بسیارررر بزرگ به وجود اومده.(همون بیگ بنگ خودمون) که این یعنی جهان آغازی داشته و عمر اون حدودا سیزده میلیارد و هشتصد میلیون ساله?. (شاید با خودتون بگید این یه فرضیست اما این فرضیه به احتمال خیلی زیادی درسته و توسط ناسا تایید شده) کسانیکه به خدا باور ندارند میگن چون خدا وجود نداره دنیا رو هم خدا به وجود نیاورده پس برای تشکیل جهان دو تا فرضیه دارن. جهان یه ماده پر چگال بوده و با انفجار به وجود اومدهجهان خود به خود و از هیج به وجود اومده                                   •••••                     ( فرضیه اول) (جهان یه ماده پرچگال بوده و با انفجار به وجود اومده.) بله، اونقدرا هم بیراه نیست. برخی دانشمندان معتقد اند که جهان قبل از بیگ بنگ یه ماده کوچک پر چگال بوده و انفجار باعث گسترش اون شده. طبق قانون اول (علت و معلول) این انفجار معلوله و حتما علتی داشته (اگر نه که منفجر نمیشد، درسته؟) خب پس از اینجا میشه گفت که علتی که این جهان بسیار بسیار بزرگ رو به وجود اورده حتما باید قدرتی بیشتر از خود جهان داشته باشه. (نظم) وقتی دبیرستان میرفتم یکی از بچه ها پرسید (خدا وجود داره؟ یه دلیل بیارید ولی لطفا نظم رو نگید اینکه نشد دلیل) البته اینو تازگیا باز شنیدم?میگفت نظم دلیل خوبی نیست! این پسرمون حتما نمیدونسته که کللللل جهان بر پایه نظمه، نظم یعنی همه چیز،  نظم یعنی وجود تو،خانوادت، نظم یعنی وجود راه شیری و کل عالم اگه نظم نبود چیزی هم نبود حالا میگی از نظم دلیل نیار؟ یعنی همچی رو بزاریم کنار و از هیچ دلیل بیاریم؟ میدونستی دانشمندان به این باور رسیدند که اگر ذره ای بی نظمی در جهان بود کل اون به نابودی کشیده میشد؟ اندازه گیری های دقیق، سرعت انبساط را به یک حد بحرانی بسیار نزدیک میکند، سرعتی که در طی آن، جهان از جاذبه خود خارج میشود.  و لذا،  برای همیشه انبساط میابد، اگر اندکی کندتر می بود، کائنات کاملا نابود میشد و اگر اندکی هم سریع تر می بود، ماده کیهانی مدتها پیش به کلی از هم فرو می پاشید.  بدیهی است که انفجار بزرگ صرفا انفجاری قدیمی نیست، بلکه، انفجاری است در غایت انتظام. اگر یک ثانیه پس از انفجار بزرگ، سرعت انبساط حتی کمتر از یک درصد هزار میلیون میلیون می بود، پیش از اینکه جهان به اندازه کنونی اش برسد،  دوباره از هم فرو میپاشید.(استفان هاوکینگ، تاریخچه مختصر زمان) اینا نمونه هایی از اهمیت نظم فقط در مبحث زمانه حالا بیاین ببینیم اگر یک پروتئین یا یک ساختار جزئی تغییر میکرد چی می شد! ?جالبه بدونید که در همین دنیای ما در زمان بیگ بنگ اگر یک عنصر دارای مقداری ناهماهنگی در ساختارش میشد باعث برهم خوردن کل عالم میشد.(در جریانید که تو جدول مندلیف تفاوت هر عنصر با عنصر قبلیش یک الکترون یا عدد جرمیشه) حالا اینم بماند که عالم دارای شاخه های کیهانیه که این شاخه های کیهانی دارای تریلیون ها کهکشانه و این کهکشان ها دارای میلیاردها ستاره و سیارست و این سیاره ها دارای میلیارد ها انسان،حیوان،گیاه و یا شاید موجودات دیگه ای باشه که در ساختار این موجودات میلیارد ها سلول وجود داره و ساختار همشون هم باید متعادل با شرایط محل زندگیشون باشه و هزاران نورون و چیز های دیگه باید به طور خاصی کنار هم قرار بگیرند تا انسان بشه یه موجود هوشمند نه یه حیوان!.کره ی زمین دارای حیات باشه و فاصله ی دقیقی با خورشید داشته باشه که اگر ذره ای کمتر یا بیشتر بود یا می سوخت یا منجمد میشد.  سیاره های مشتری و زحل و ماه جلوی برخورد بسیاری از شهاب سنگها و سیارک ها روبگیرند و همه اینها بخاطر نظم فوق العاده دقیقه. خب اگر به شما یه وبسایت پیشرفته یا یه ربات رو نشون بدن، چقدر احتمال میدید که این بر اثر یه سری تحولات (منظورم از تحولات یه چیزی مثل انفجار، فرسایش و...هست) به وجود اومده باشه!؟ هیچ ادمی با عقل سلیم نمیگه این با یه سری تحولات به وجود اومده و اولین چیزی که میاد تو ذهنتون اینه که به به یارو چه مخیه برا خودش دمش گرم. وقتی یه ربات به ذهنتون این رو تداعی میکنه که یه فرد باهوش اینو ساخته اونوقت یه عالم با این همه شگفتی شما رو مجاب نمیکنه که یه هوش بسیار زیادی پشت این قضیست؟ بله پس یه هوش قدرتمند دنیای ما رو طراحی کردهخوب بیاین ببینیم چقدر احتمال داره که این نظم شانسی و احتمالی باشه.(بیاین یکم تاس بازی کنیم برای راحتی شما) من یه تریلیون تاس یک میلیارد وجهی به شما میدم(توجه، توجه، تاس های معمولی دارای شش وجه است.) بعد به شما میگم یه میلیون بار همرو با هم بنداز و همش هم باید عدد یک بیاد.  این چقدر امکانش هست؟ یا بیاین یه بازی دیگه کنیم تا حالا با شن نقاشی کردید؟من به شما تمام شن های بیابون ها رو میدم و شما باید اونا رو توی یک بادکنک بزارید و بعد بادکنک رو بترکونید تا شن ها بریزه روی سطح زمین (  مثل بیگ بنگ که همچی رو پاشید???) و باید عکس دقیق نیکولا تسلا رو به من تحویل بدید. دقیقا مثل همیناحتمالا با خودتون میگید عجب شارلاتانیه این اصلا امکان نداره، خب به همون اندازه امکان داره این همه نظم اتفاقی به وجود اومده باشه. شاید باز عده ای با خودشون بگن حالا احتمالش هست یک تریلیون، تریلیون درصد اون تصویر یا اون تاس ها دربیاد.  خب اشکال نداره بیاین اینم بهتون بگم که دانشمندان معتقداند که انفجار فقط میتونه ذرات رو بپاشونه اما نمیتونه باعث به وجود اومدن ستاره ها و سیاره ها  یا بهتر بگم کهکشان ها بوده باشه اگر هم بتونه خیلی بیشتر از عمر بیگ بنگ به زمان نیاز داره،  تازه اگر بتونه. نظریه انفجار بزرگ بر ان است که جهان با تنها یک انفجار آغاز شده است.  با این حال انفجار فقط ماده را از هم می پاشد، در صورتی که انفجار بزرگ، به طور معجزه آسایی و با انباشته شدن ماده در راستای شکل گیری کهکشان ها تاثیر بر عکسی داشته.(سر فرد هویل، جهان هوشمند) خب پس کسی که در اثبات خدا نظم رو یه چیز عادی و بی اهمیت بدونه حتما خودش و شما رو به مسخره گرفته،  (انگار کل عالم رو نادیده گرفته بعد میگه بهم با یه چیزی ثابت کن خدا وجود داره??) نتیجه گیری بخش اول•یه نیروی فوق العاده زیاد باعث به وجود اومدن دنیا شده ✓•فقط یه ابر هوش میتونه دنیایی با این نظم به وجود بیاره✓عه چه تعریف آشنایی این که همون خدای خودمونه که تعریف کلیش تو تمام کتابهای ادیان هست. ??پس فرضیه اول با عنوان دنیا یه ماده چگال شده بوده بعد با انفجار به وجود اومده و ربطی به وجود خدا نداره،  رد شد. بریم سراغ فرضیه بعدی..                                    •••••                    (فرضیه دوم) جهان خود به خود و از هیچ به وجود اومدهباید اینو بگم که عده ای از خداناباوران اعتقاد دارند که جهان از هیچ به وجود اومده (میدونم قانون پایستگی رو نقص میکنه اما اینطور فکر میکنند.) خب برای اینکه بتونم راحت تر براتون توضیح بدم اجازه بدید از عکس استفاده کنم. عالم هستی از آغاز تا حالبریم واسه برسی?اون نوره که اونجا خودنمایی میکنه همون انفجار بزرگیه که میگن باعث به وجود اومدن عالم شده. و اگر دقت کنید می بینید که هرچه از انفجار به سمت راست پیش میریم مخروط بزرگتر میشه که یعنی جهان در حال انبساطه(همونطور که در قرآن داریم: وَ السَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ‏(ذاريات/ 47) و ما آسمان را با قدرت بنا كرديم و همواره آن را گسترش می بخشيم.  ) هرکدوم از اون خطوط عمودی هم یک میلیارد ساله (البته در این عکس باید سیزده تا خط می بود.) بیرون از مخروط هم هیچی نیست، وقتی میگم هیچی یعنی به معنای واقعی کلمه هیچی. اینو با فضای بین کهکشان ها و یا خلا اشتباه نگیرید. خب بیرون از فضای مخروطی یا همون عالم هیچی نیست. نه زمانی، نه ماده ای، هیچی(مغزتون درد گرفت نه؟ چون نه زمانی هست نه مکانی برای درک ما انسانها یکم سخته ) برای اینکه راحت تر متوجه ادامه متن پایین بشین باید اینو بگم که:(قوانین ماده نیستند بلکه چیزهایی اند که بر ماده اثر میگذارند.) خب،دانشمندان معتقداند که دنیا انرژیه و نمیتونه از هیچ به وجود اومده باشه (طبق قانون پایستگی)  ولی اگه یه شرط داشته باشه میتونه از هیچ مطلق به وجود اومده باشه. اونم اینه که باید یه قانون طبیعت پیش از به وجود اومدن دنیا وجود داشته باشه تا با اثراتی دنیا رو خلق کنه. خب نتیجه گیری بخش دوم•این یعنی قانونی که مادی نیست ولی قادره روی ماده(کل جهان) تاثیر بزاره✓•قبل از جهان و شروع زمان وجود داشته✓•قادره جهانی از هیچ مطلق خلق کنه✓عه، اینم که شد تعریف خدای خودمون تو کتابهای دینیاز هر قانونی بریم باز به وجود پروردگاری توانا میرسیم. البته دانشمندانی هم هستند که با وجود این همه دلیل بازم سرشون رو زیر برف کردن و وجود خدا رو انکار میکنند.(هرچند هم که خدا به قبول کردن یا انکار کردن  اونا نیازی نداره) از پیشتازان این افراد میشه به کلینتون ریچارد داوکینز زیست شناس معاصر اشاره کرد که البته دلیل خیلی خنده داریم واسه به وجود اومدن دنیا و رد اثبات خدا داره. این فرد در ابتدای مصاحبه با مجری، میگه که به اینکه یه موجود هوشمند این جهان رو به وجود اورده باشه اعتقاد نداره ولی وقتی مجری در انتهای برنامه باز میپرسه که پس چطور دنیا به وجود اومدت میگه امکانش هست که موجوداتی با دقت بسیار جهان ما رو کاشته باشن!!! ?این یارو حتما خیلی فیلم تخیلی نگاه میکرده. تازه مگه داوکینز به افریدگار هوشمند بی اعتقاد نبود؟ پس چیشد؟ اینم بگم که این فرضیه توسط دانشمندان رد شد. تازه وقتی ازش پرسیدند از کجا و کی یک خدا ناباور شدی گفت از ۱۶ سالگی و وقتی که با نظریه داروین اشنا شدم. جالبه بدونید که این فرد حتی دقیق از داروین اطلاعات نداشته،  وقتی مجری بهش گفت که داروین تو صفحه ۹۲ بیوگرافیش خودش رو خداباور معرفی کرده چون اعتقاد داشته جهان نمیتونه همینطوری به وجود اومده باشه،  قیافش دیدنی بود. میگفت این یه دروغه ?فیلم کاملش رو میتونید خودتون اینجا ببینید. https://www.aparat.com/v/9KQ1Iیه فرد دیگه ای میگفت که خدا وجود نداره چون با حواس پنجگانه نمیشه مشاهدش کرد. خب معلومه که نمیشه چون خدا مادی نیست.(در دلایل بالا گفتیم که چرا مادی نیست) تازه هرچی که با حواس پنجگانه قابل مشاهده نیست دلیل نمیشه که وجود هم نداشته باشه. اتم ذره سازنده بسیار بسیار کوچکیه که حتی با میکروسکوپ های فوق قوی هم نمیشه دیدش. پس ما انسانها چطور کشفش کردیم؟ معلومه با مشاهده غیر مستقیم نمیگم خدا رو حتما با مشاهده غیر مستقیم میشه اثبات کرد میگم چون ما نمیتونیم با حواس پنجگانه خدا رو حس کنیم دلیل نمیشه که خدا وجود نداشته باشه. درسته؟ خب بگیم حالا شاید خدایان ادیان دیگه جهان رو به وجود اورده باشن.  خدای ما مسلمونا (الله) با خدای اکثر ادیان یکیه یعنی همه مون به همون خدا اعتقاد داریم اما خب با ادیان دیگه یه سری تفاوت های جزئی هم داریم.  مثل مسیحیت یا یهودیت و... اما یه سری کلا یه خدای دیگه ای رو می پرستند مثل وایکینگ های زمان قدیم که خدایانی مثل زئوس،  تور و.... رو می پرستیدند که هر کدوم مسئول یه چیز بود. اما از یه خدا خیلی می ترسیدند،  اسم اون خدای گرگی بود. کار اون این بود که ماه و خورشید رو میدزدید و یا میخوردشون.(در زمان گذشته فکر میکردند ماه گرفتگی و خورشید گرفتگی بخاطر خدای گرگیه) اما ما الان میدونیم که گرفتگی خورشید و ماه به خاطر چیه. به نظرتون پرستش این خدا کار درستیه؟ نه، چون اصلا با علم جور درنمیاد.  عده ای هم گاو و گوسفند میپرستند که اونا کلا از ناحیه مغز تعطیل اند. شما برید تمام گاو ها رو الکی نابود کنید(البته این کار خیلی غیر انسانیه) عالم نابود میشه؟ شاید تو زمین یه سری اتفاقات بد بیفته اما کهکشان راه شیری ککش هم نمیگزه. خب حالا به نتیجه خوبی رسیدید؟ فقط بهش فکر کنید باور کنید ارزشش رو داره.  ممنون که این حجم از مطالب رو خوندی این یعنی تو برای کشف حقیقت وقت میزاری. ?خب بیاین با هم یه تصمیم بگیریممن به عنوان یه انسان در تاریخ سه شنبه ۱۹مهر ۱۴٠۱ ساعت بیست و سه و چهل و سه دقیقه تصمیم میگیرم ایمان به خدا رو در وجودم تقویت کنم.  خدایا بهم کمک کن تا پله های ترقی رو طی کنم.  لطفا در قسمت نظرات، نظرتون رو در مورد این متن بگید. ممنون</description>
                <category>یه انسان</category>
                <author>یه انسان</author>
                <pubDate>Wed, 12 Oct 2022 00:35:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای کی زندگی میکنی؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_37239786/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%DB%8C-etv4zi4vgmpj</link>
                <description>هممون اینو تو فیلم ها شنیدیم«به خاطر تو میمیرم» اما تا حالا از کسی شنیدی که بگه«به خاطرت زندگی میکنم؟» شاید برای اینه که مردن رو از زندگی کردن سخت تر میبینن. اما برای یک عاشق واقعا همینطوره؟ نهاصلا اینطور نیست. برای یک عاشق زندگی کردن بدون معشوق سخت تر از مردنه احتمالا به خاطر همینه که بعد از دست دادنش دست به خودکشی میزنن.(که این کار درستی نیست و من تاییدش نمیکنم) عشق های واقعی به زندگی کردن نور و شوق میبخشند نه تاریکی و غم عشق های پوچی که انسان دائم ترس از دست دادنش رو داره،  اینکه بره یا سرد بشه زندگی ادم رو به اتش میکشه. عشق (منظورم هرنوع از عشقیه، عشق به خدا،والدین و یا همسر و...) باید باعث قوی شدنت بشه،  باید بخاطرش ترسات رو کنار بزاری و با شجاعت براش زندگی کنی. زندگیت با فکربه اون باشه و اون فکر باعث پیشرفت تو نه اینکه باعث بشه تو از زندگیت بیوفتی بلکه باعث بشه بعد از هر شکست یه دفعه دیگه هم پاشیپس،تا حالا برای کسی زندگی کردی؟ منم برای یه نفر زندگی میکنم. امشب یه شب خاص برای اونه و من منتظرم تا اینکه یک روزی پدیدار بشه.                      (الهم عجل لولیک الفرج) </description>
                <category>یه انسان</category>
                <author>یه انسان</author>
                <pubDate>Thu, 06 Oct 2022 02:08:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تنها راز خوشبختی(از دیدگاه اکثر کتابهای روانشناسی)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_37239786/%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%DA%A9%D8%AB%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-v74e0szioanb</link>
                <description>توتمام اینا سوالاتی بود که تا سه چهار روز قبل مغزم رو درگیر کرده بود.(اگر پست اولم رو با عنوان«دارم چیکار میکنم؟» خوندی میدونی چی میگم) که ناگهان بهم وحی شد چرا \(^_^)/ شوخی کردم o(〃＾▽＾〃)o  اما واقعا خدا جوابم رو بهم داد. کتابهای زیادی میخونم و اگر شما هم مثل من طرفدار کتابهای موفقیت و روانشناسی باشید (راستی اون عنوان تیتر جعلیه من هرچقدر هم کتاب خونده باشم بازم اکثر کتابهای روانشناسی نمیشه) میدونید که تمام کتابهای روانشناسی حالا چه زرد چه رنگهای دیگه حول یک محورند و اون رازیه که الان قراره فاش (فوش نخونیش، نوشتم فاش یعنی آشکار) کنمش. (눈_눈) و اون چیزی نیست جز....           &quot;مسئولیت پذیری افراطی کل زندگیت&quot; اره قبول دارم سخته ولی واقعیه! وقتی میگم مسئولیت کل زندگیت یعنی از سیر تا پیاز زندگیت. الان با خودت میگی خب اگه یه نفر دیگه به زندگیم گند زده بازم مقصر منم؟ نکته فوق مهم: مقصر بودن با مسئول بودن کاملا متفاوته! بیشتر جاها میشنویم که میگن: اگه نمیتونی مقصر خودتی، اگه پولتو دزد برده،اگه اتشفشان جزایر ناکجا آباد فعال شده ، اگه خونواده ای نداری که پولدارن یا که درکت کنن، اگه خونت با طوفان نابوذ شده (نابوذ؟(ಡωಡ)) مقصر همشون تویی! اما محل تولدثروت خانوادهجنسیت افراد خانواده ای که توش متولد شدیم  خصوصیات ژنتیکی همشون تو زندگیمون تاثیر دارن اما هیچکدومشون دست خودمون نبوده. پس ما مقصر نیستیم ما مسعول هستیم. اگر کسی جدیدا یا قبلا به زندگیت گند زده تو مقصر نیستی! اما مسئول پاک کردن این گندی چون هیچکس نمیاد این گند رو پاک کنه. درستش هم همینه باید مسئولیت زندگیت رو قبول کنی چون تویی که تهش جزا یا پاداشش رو میگیری. کسی باهات بدرفتاری میکنه؟ مقصر اونه اما تویی که باید واکنش مناسبی نشون بدی.(منظورم واکنش خوب  و با روی گشاده نیست منظورم واکنش مناسب موقعیته حالا میخواد تند باشه یا آروم)    یادت باشه تو قراره سختی زندگی خودت رو تنهایی        بکشی پس فقط مسئول رفتار خودت باش! وقتی اینارو فهمیدم واقعا آروم گرفتم. دیگه فشار رفتار های بقیه روم نبود و فکر اینکه حتما من بدم که اونا اینطور میکنن دیوانم نمیکرد. امیدوارم به درد تو هم خورده باشه رفیق. بیا تصمیم امروزمون رو بگیریممن به عنوان یه انسان در تاریخچهارشنبه ۱۳مهر۱۴۰۱ ساعت سی و هفت دقیقه بامدادمسئولیت کل زندگیم رو به عهده میگیرم. پاورقی: دیشب این پست رو نوشته بودم اما گوشیم قاطی کرد همش پاک شد این شد که امروز گذاشتم شاید قسمت این بوده تا تو الان بخونیش (◔‿◔) اگه تجربه مشابهی داشتی تو قسمت نظرات ذهنتو خالی کن شاید راه حل درد یکی دیگه باشه (◠‿◕) </description>
                <category>یه انسان</category>
                <author>یه انسان</author>
                <pubDate>Wed, 05 Oct 2022 00:34:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی انقدر تکرار میشه تا درسش رو یادبگیری</title>
                <link>https://virgool.io/@m_37239786/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%AA%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%B4-%D8%B1%D9%88-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-mmsflxbqqfoe</link>
                <description>حماقت یعنی کاری یکسان را بارها و بارها انجام دهی و انتظار نتیجه ای متفاوت داشته باشی. دیروز تو پستی که نوشتم (عنوانش دارم چی کار میکنم؟ بود.) گفتم که از امروز کارهای مفیدی میکنم و تصمیمات بهتری میگیرم. اما الان؟ الان دارم به لیست کارهایی که کردم فکر میکنم و میبینم که بازم مثل گذشته رفتار کردم. حتی شاید بدتر.. \(^_^)/ ۱-یادگیری وبلاگ نویسی۲-دوازده ساعت کار کردن پشت دستگاه چسب۳-خوندن یه مقاله درمورد دیجیتال مارکتینگاینا تنها کارهای مهم امروزم بود. خیلی تکراری، مثل هر روز! هی میدونی یکی از بدترین احساساتم چیه؟ فکر کنم تو هم درکش کردی! و اون اینه که میدونم مشکلم چیه اما قدرت مقابله باهاش رو ندارم. میدونم که امروزم به خاطر این مثل روزای قبله چون همون کارای قبل رو کردم،  چون وقتی میخواستم استوری موشنم رو کامل کنم تنبلی کردم. وقتی میخواستم بلاگم رو بنویسم اهمال کاری کردم. و از اخرم این حس بد شد جزای کارم. این حس رو اولین بار نیست که تجربه میکنم. (-_(-_(-_- (-_(-_(-_-)_-) ــ هزاران بار ملاقاتش کردم.  اما زندگی خیلی باهوشه. تا درس نگیرم بازم این اتفاق میوفته تا درس نگیرم و تنبلی و اهمال کاری رو کنار نزارم احساس پوچ بودن یقم رو ول نمیکنه،  و روز های مثل این بازم تکرار میشه تا یه روزی نمره قبولی بگیرم (مشکلات اونقدر تکرار میشه تا ما راه حل رو یادبگیریم)تا حالا دردی رو حس کردی؟ عکس العملت چی بود؟ ازش درس گرفتی یا زخمی شدی؟ منم درس گرفتم یه تصمیم دیگهتا میتونم تنبلی و اهمال کاری نمیکنم. چون نمیدونم دفعه بعد که تو موقعیت تنبلی قرار گرفتم بعدش چطور باید با زخمی که از حس پوچی به وجود اومده کنار بیام. امروز دوشنبه ۱۱مهرماه ۱۴۰۱ ساعت دوازده و نه دقیقه قراره تنبلی رو کنار بزاریمبزن بریم ◕‿◕ اینم بگم میتونی تو قسمت نظرات پستهام با نوشتن تجربیات مشابه من روحت رو سبک تر کنی. اسمش باشه چالش نظافت ذهنهرچی که تو ذهنت مونده رو با نوشتن چند کلمه رها کن،  معجزه میکنه. ^_~ </description>
                <category>یه انسان</category>
                <author>یه انسان</author>
                <pubDate>Mon, 03 Oct 2022 00:34:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دارم چیکار میکنم؟</title>
                <link>https://virgool.io/lets-write/%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-%DA%86%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%85-tsmijnjz7lyp</link>
                <description>خسته بعد از دوازده ساعت کاری دراز کشیدم و حوصله ندارم. از کوچیکی نوشتن رو دوست داشتم اما به خاطرش خیلی مسخره شدم. اما تا چند دقیقه قبل یادم افتاد که اینجا میتونم بنویسم. برای آدمایی مثل من که به خاطر همچی مورد تمسخر قرار گرفتن سخته بخوان کاری رو بدون دغدغه انجام بدن.  ما شدیدا کمالگراییم. تا همین چند دقیقه پیش، درست قبل از اینکه تصمیم به نوشتن اولین مطلبم تو ویرگول کنم با خودم گفتم بزارم برای فردا تا آموزشش رو ببینم بعد بنویسم اما بعد با خودم گفتم....  دارم چیکار میکنم؟ یعنی همچی باید کامل باشه؟ بی نقص؟ همچین چیزی امکان ندارههیچکس بی نقص نیست.  اما دیگه این تو مغزم هک شده فکر میکنم اطرافیانم باعثش باشن. یادم میاد وقتی بچه بودم و جلوی کسی حرف اشتباهی میزدم،  حالا هرچقدرم که کوچیک بود.  بازم تحقیر میشدم به بدترین شکل. الان که تقریبا ۱۹ سالمه از اینکه اشتباه کنم میترسممیییترررسمماز اینکه جلوی جمع خراب بشماز اینکه ادم ضعیفی باشموای من واقعا دوست دارم بقیه مطیعم باشن این یه مریضیه نه؟ انگار تو مغزم حک شدهچندین و چند بار برای زندگیم برنامه ریختم اما تعداد خیلی کمی رو  به انجام رسوندم. اما این بار واقعا دلم میخواد تغییرش بدم... و این از الان شروع میشه امروز یکشنبه ده مهر ۱۴۰۱ شمسی ساعت یک و چهل و یک دقیقه صبح</description>
                <category>یه انسان</category>
                <author>یه انسان</author>
                <pubDate>Sun, 02 Oct 2022 01:45:13 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>