<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های عبد الله عبدی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_37327417</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 02:39:10</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>عبد الله عبدی</title>
            <link>https://virgool.io/@m_37327417</link>
        </image>

                    <item>
                <title>یاد مرگ و قیامت (63) یادآوری مرگ و قیامت باواسطه‌ی امر مصنوعی (2) تهيه كفن و در معرض ديد قرار دادن آن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_37327417/%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AA-63-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%B7%D9%87-%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%B1-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-2-%D8%AA%D9%87%D9%8A%D9%87-%D9%83%D9%81%D9%86-%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D8%B6-%D8%AF%D9%8A%D8%AF-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86-%D8%A2%D9%86-osfge6shciqp</link>
                <description>امام صادق علیه السلام فرموده‌اند:«مَنْ كَانَ كَفَنُهُ مَعَهُ فِي بَيْتِهِ لَمْ يُكْتَبْ مِنَ الْغَافِلِينَ وَ كَانَ مَأْجُوراً كُلَّمَا نَظَرَ إِلَيْهِ»«كسی كه كفنش با او در خانه‌اش باشد، از غافلين نوشته نمی‌شود و هر زمان كه به آن بنگرد، اجر می‌برد.»صاحب وسائل فرموده‌اند:«وَ الْأَحَادِيثُ فِي أَنَّ الْأَئِمَّةَ وَ خَوَاصَّ شِيعَتِهِمْ كَانُوا يُعِدُّونَ أَكْفَانَهُمْ كَثِيرَةٌ»«و احادیث در این باره که ائمه و خواص شیعیان آن کفن‌های خود را آماده می‌کردند بسیار است.»آری؛ پنبه‌ی غفلت را از گوش‌هایت بیرون كن. نگذار جو‌ّ حاكم بر محیط یا جو‌ّ حاكم بر جهان با به بازی گرفتن تخیلاتت، تو را از این امر متیقّن، غافل كند. اين لباس آخرت توست كه عنقريب ملبـّس به آن خواهی شد.«اِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعيداً وَ نَراهُ قَريباً»«به درستی كه آنها آن را دور می‌بينند، ولی ما آن را نزديك می‌بينيم.»خود كفن خود را تهيه كن. مراقب باش آن را از مال غصبی تهيه نكنی. قدری از تربت امام شهيد، حسين علیه السلام همراه آن كن و اگر می‌توانی در حاشيه‌‌ی كفن بنويس: فلان فرزند فلان شهادت می‌دهد به اينكه هيچ خدايی جز الله نيست و محمد رسول اوست و اميرالمؤمنين علیه السلام امام اول و. . . تا امام آخر را يك به يك اسم ببر. تا در آن مواقع بسيار سخت، كمكی برای تو باشد. و هميشه در نظر داشته باش كه بهترين زاد و توشه، تقوا و ترك محر‌ّمات و گناهان است. و هر چيز ديگری منهای اين، در آن عالم كاربردی و منفعتی فایده‌ای ندارد.</description>
                <category>عبد الله عبدی</category>
                <author>عبد الله عبدی</author>
                <pubDate>Sat, 13 Dec 2025 15:41:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یاد مرگ و قیامت (62) یادآوری مرگ و قیامت باواسطه‌ی امر مصنوعی (1) ساختن قبر مصنوعی و ارتباط با آن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_37327417/%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AA-62-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%B7%D9%87-%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%B1-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-1-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%86-%D9%82%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7-%D8%A8%D8%A7-%D8%A2%D9%86-foexwzrxwz1w</link>
                <description>   از بهترين، مؤثرترين و قابل لمس‌­كننده‌ترين امور به يادآورنده‏‏ی مرگ، ارتباط با قبر است. حالا اگر شد قبری که قبل از مرگ آن را برای خود مشخص کرده یا قبری که خود به طور نمادین درست کرده است. بسيار شنيده شده است كه بزرگان درگاه اله، از علما و نيز رزمندگان اسلام، در مكاني مناسب، شبه قبری مهيّا نموده و به خصوص شب­‌ها داخل آن شده و با خدای خويش راز و نياز می‌نمودند و خود را برای سكونت در جايگاهی تنگ و تاريک، تا روز قيامت آماده می‌ساختند.«هان ای خود را گم كرده كه چيزی جز شهوات تو را سیر نمی‌كند، ديری نمی‌پايد كه همه‌‏‏ی زندگيت به اين مكان تنگ و تاريک خلاصه می‌شود. اين­جا پايان كيـف‌های توست. اين­جاست مكانی كه روزگار، تو را به زميـن می‌زند. اينجاست كه عزيزترين عزيزانت تو را داخل آن نمـوده، به رويـت خاک ريخته، آنگاه برای هميشه رهايت می‌كنند. آيا مي‏شنوی اين صدا را؟:أ نَا  بَيْتُ  الْغُرْ بَةِ                     منم  خانه‏‏‌ی  غريبـی  أَنَا بَيْتُ الْوَحْشَةِ                      منم خـانه‌‏‏ی وحشتأَنَـا بَـيْـتُ الـدُّودِ                        منم  خـانه‏‏‌‌‌‌‌‌ی  كرم‌­هاأَنَـا            الْـقَبْرُ                       منم        قبــــــرأَنَا رَوْضَةٌ  مِنْ  رِيَاضِ  الْجَنَّةِ  أَوْ حُفْرَةٌ  مِنْ  حُفَرِ النَّارِمن باغی از باغ­‌های بهشت يا حفره‌ای از حفره‌های جهنم هستم.[1]   اين­جا تاريک است، با خود نور بياور. اين­جا غريبـی، مونسی با خود بياور. اين­جا لانه‏‏‌ی مارها و عقرب‌هاست، با خود دافعی بياور. اين­جا خانه‌‏‏ی فشارهای غير قابل تحمل است، راه گشايشی از آن­ها بجوی. اين­جا خانه‏‏‌ی همنشينی با کسی است که تجسم اعمال زشت توست، چاره‌ای بجوی. اين­جا خانه‏‏‌ی سؤال‌­هاست كه اگر بی‌پاسخ بمانند، گرزهای آتشين بر سرت كوفته خواهد شد. پس جواب‌­هايی مطمئن با خود همراه داشته باش.»امیر المؤمنین علیه السلام فرموده‌اند:«وَ اذْكُرْ قَبْرَكَ‏ فَإِنَّ عَلَيْهِ مَمَرَّك‏»«و قبرت را یاد کن که حتماً محل عبور توست.»یادم می‌آید زمان دفاع مقدس، رزمندگان اسلام که ارتباط عمیقی با خدا و معصومین علیهم السلام داشتند گاهی این کار را می‌کردند. قبری درست کرده و شب‌ها در آن مناجات می‌کردند. پرواز به سوی ملکوت بال پرواز می‌خواهد و آنها حب دنیا را و دنیا را همچون قفس می‌دیدند و برای خروج از این قفس و قدرت دادن به بال پرواز لازم می‌دیدند با یاد مرگ و معاد به خصوص با ارتباط با قبر اگر چه مصنوعی به خواسته‌ی خود برسند.1-    اصول كافي ج3  ص242</description>
                <category>عبد الله عبدی</category>
                <author>عبد الله عبدی</author>
                <pubDate>Wed, 10 Dec 2025 15:17:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یاد مرگ و قیامت (61) یادآوری مرگ و قیامت باواسطه‌ی امر واقعی (8) تأمل در رحلت اطرافیان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_37327417/%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AA-61-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%B7%D9%87-%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%B1-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-8-%D8%AA%D8%A3%D9%85%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%AD%D9%84%D8%AA-%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C%D8%A7%D9%86-xqjvyp3eoh3z</link>
                <description>بسیاری از ما به خصوص کسانی که قدری عمر کرده‌اند یک نگاهی که به خانواده و فامیل و همسایگان و دوستان و آشنایان می‌کنند می‌بینند بعضی از آنها از دنیا رفته‌اند. تأمل و تفکر کن در این که هر چند وقت یک بار یکی از آشنایان از دنیا می‌رود. مثل مرغی که مشتی دانه‌‌ی جلویش را یکی یکی برمی‌دارد و می‌خورد، به زودی نوبت ما هم می‌رسد.بابا طاهر گفته است:صدای چاوشان مردن آیوبه گوش آوازه‌ی جان کندن آیورفیقان می‌روند نوبت به نوبتوای آن ساعت که نوبت وا من آیواولین اتفاقی که بعد از مرگ عزیزی می‌افتد داغدار شدن است:امام علی علیه السلام فرموده‌اند:«ثَلاثٌ هُنَّ المُحرِقاتُ الموبِقاتُ فَقرٌ بَعدَ غِنىً وذُلٌّ بَعدَ عِزٍّ وفَقدُ الأَحِبَّةِ» «سه چیز انسان را می‌سوزاند و نابود می‌کند: فقر پس از غنا، خواری پس از عزت و از دست دادن دوستان.»اما عاقل و اندیشمند با مرگ عزیز به خود نهیب می‌زند که تو در صف انتظاری و به زودی تو انتخاب حضرت عزرائیل خواهی شد.و نیز حضرت فرموده‌اند:«عَجِبْتُ لِمَنْ نَسِيَ الْمَوْتَ وَ هُوَ يَرَى مَنْ يَمُوتُ»«در شگفتم از کسی که مرگ را فراموش می‌کند، در حالی که مردگان را می‌بیند.»مبادا ببینی کسی از خانواده یا فامیل یا همسایگان یا دوستان از دنیا رفته و تو نخواهی بیندیشی که روزی نوبت توست. کسی که مرگ دیگران بیدارش نکند، سکرات موت بیدارش می‌کند. کسی که نبیند بر پیشانی همه‌ی انسان‌ها نوشته: &quot;مرگش حتمی است.&quot; و نشنود که ندای مردگان را که می‌گویند و فریاد می‌زنند که: &quot;تو هم خیلی زود بعد از ما می‌میری.&quot; این شخص کور و کر است و در اسارت کامل شیطان کور و کر شده و می‌گویند کور و کر محشور می‌شود.مردی خدمت پیامبر صلی الله علیه و اله رسید و گفت: &quot;فلانی همسایه‌ی من اذیتم می‌کند.&quot; حضرت فرمودند:«اصْبِرْ عَلَى أَذَاهُ وَ كُفَّ أَذَاكَ عَنْهُ»«بر اذیتش صبر کند و تو او را اذیت نکن.»چیزی نگذشت که آن مرد آمد و به حضرت عرض کرد: &quot;ای نبی خدا! آن همسایه‌ی من مرد.&quot; حضرت فرمودند:«كَفَى بِالدَّهْرِ وَاعِظاً وَ بِالْمَوْتِ مُفَرِّقاً إِنَّكَ لَوْ رَأَيْتَهُ فِي قَبْرِهِ لَبَكَيْتَ عَلَيْهِ طُولَ عُمُرِكَ»‏«كافى است كه روزگار پند دهنده و مرگ جدا كننده باشد. تو اگر می‌دیدی او را در قبرش، در تمام عمرت بر او گریه می‌کردی.»یک روز او از ما جدا شد و یک روز ما از دیگران جدا می‌شویم. و خدا کنه مردم از مرگ ما غصه‌دار شوند نه شاد.ای آمده گریان ز تو خندان همه کساز آمدن تو گشته شادان همه کسامروز چنان باش که فردا که رویخندان تو به در روی و گریان همه کس</description>
                <category>عبد الله عبدی</category>
                <author>عبد الله عبدی</author>
                <pubDate>Sat, 06 Dec 2025 16:22:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یاد مرگ و قیامت (60) یادآوری مرگ و قیامت باواسطه‌ی امر واقعی (7) پیری</title>
                <link>https://virgool.io/@m_37327417/%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AA-60-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%B7%D9%87-%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%B1-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%DB%8C-ca2psjirzhmq</link>
                <description>این که جوان به پیری برسد هزار اما و شاید و اگر دارد.گفتم که به پیری رسم و توبه کنمآن قدر جوان مرد و یکی پیر نشدامام خمینی رحمة الله علیه فرموده‌اند:«گيرم كه انسان بتواند در ايام پيرى قيام به اين امر كند، از كجا به پيرى برسد و اجل موعود او را در سن جوانى و در حال اشتغال به نافرمانى نربايد و به او مهلت دهد؟ كمياب بودن پيران دليل است كه مرگ به جوانان نزديكتر است. در يك شهر پنجاه هزار نفرى، پنجاه نفر پير هشتاد ساله انسان نمی‌‏بيند.»علی ای حال پیری نصیب قطعی کسی است که جوانی را پشت سر بگذارد.«اللَّهُ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَ شَيْبَةً»«خدا شما را از ضعف آفرید سپس بعد از ضعف به شما نیرو و قوت داد. سپس بعد از قوت شما را مبتلا به ضعف و پیری کرد.»در روایات متعدد داریم که اگر سال‌ها از مرگ فرار کردی و به پیری رسیدی بدان اینجا دیگر فراری نیست. منزل آخر است. پیری علامت قطعی مرگ است.علی ای حال وقتی موها شروع کردند به سفید شدن بدان این اعلام ملکوتی به توست که دیگه بار سفر را ببند و آماده‌ی مرگ شو که به آن خیلی خیلی نزدیکی. و تو چه می‌دانی شاید همین الآن یا همین امشب مرگ برسد و برای همیشه از این دنیا بیرونت کنند. در این ثانیه‌های آخر حرکتی کن شاید بتوانی سرنوشت بد خود را تغییر دهی.امير المؤمنين علیه السلام فرموده‌اند:«الْمَشِيبُ رَسُولُ‏ الْمَوْتِ‏»«پیری رسول و پیک مرگ است.»خدا یه نامه داده که در آن نوشته شده مهلت تمام شد. آماده‌ای از دنیا سفر کنی به جهان آخرت؟ سفری که تا خدا خدایی می‌کند برگشت پذیر نیست؟ وَ رُوِيَ أَنَّهُ «لَمَّا دَنَا وَفَاةُ إِبْرَاهِيمَ ع قَالَ هَلَّا أَرْسَلْتَ إِلَيَّ رَسُولًا حَتَّى آخُذَ أُهْبَةً قَالَ لَهُ أَ وَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ الشَّيْبَ رَسُولِي»روايت شده است «زمانی كه مرگ ابراهيم علیه السلام نزديك شد، گفت: چرا كسی را نفرستادی از فرا رسـيدن مرگم مرا آگاه كند تا خود را برای مرگ آمـاده كنم؟ گفت: آيا ندانستی پيری فرستاده‏‏ی من بود؟»پیامبر اکرم صلی ‌الله‌ علیه ‌و آله فرموده‌اند:«مَثُلَ ابْنِ آدَمَ وَ إِلَى جَنْبِهِ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ‏ مَنِيَّةً إِنْ أَخْطَأَتْهُ الْمَنَايَا وَقَعَ فِي الْهَرَمِ‏»«آدمی در کنار خود ۹۹ عامل مرگ دارد. اگر از آن‌ها جان سالم به ‌در ببرد، به پیری می‌رسد.»یعنی از پیری قطعاً جان سالم به در نمی‌برد.امام علی علیه ‌السلام فرموده‌اند:«ثَمَرَةُ طُولِ‏ الْحَيَاةِ السُّقْمُ‏ وَ الْهَرَمُ»«حاصل زندگی طولانی، بیماری و پیری است.»همگام با پیری دائم دکتر و دارو و بیمارستان و ...... آخرش هم سردخانه.امام علی علیه ‌السلام فرموده‌اند:«كَفى بِالشَّيبِ نَذِيرًا»«موى سپید برای هشدار دادن بس است.»یعنی خدا وقتی به کسی بخواهد زنگ خطر را برای کسی به صدا در بیاورد و به او نزدیکی سفر آخرت را اعلام کند، موی سر و صورتش را سفید می‌کند. اولین تار موی سفید اولین هشدار.و در نهج‌ البلاغه فرموده‌اند:«فَهَلْ يَنْتَظِرُ أَهْلُ‏ بَضَاضَةِ الشَّبَابِ إِلَّا حَوَانِيَ الْهَرَمِ«آیا جوانانی که پوست نازک و با طراوت دارند جز خمیدگی دوران پیری را انتظار می‌کشند؟وَ أَهْلُ غَضَارَةِ الصِّحَّةِ إِلَّا نَوَازِلَ السَّقَمِو آیا کسانی که سلامتی در حد عالی دارند جز بارش بیماری را انتظار دارند؟وَ أَهْلُ مُدَّةِ الْبَقَاءِ إِلَّا آوِنَةَ الْفَنَاءِو آیا کسانی که مدتی بقاء دارند غیر از زمان نیستی و فنا را انتظار دارند؟مَعَ قُرْبِ الزِّيَالِانتظاری که در آن فراق از دنیا نزدیک است.‏ وَ أُزُوفِ‏ الِانْتِقَالِ     و تا انتقال از دنیا زمانی نمانده است.وَ عَلَزِ الْقَلَقِ    و همراه با بی‌قراری شدید هنگام مرگ وَ أَلَمِ الْمَضَضِ‏ و درد ناشی از مصیبتوَ غُصَصِ الْجَرَضِ  و فرو بردن آب دهان از غصه‏ وَ تَلَفُّتِ‏ الِاسْتِغَاثَةِ بِنُصْرَةِ الْحَفَدَةِ وَ الْأَقْرِبَاءِ وَ الْأَعِزَّةِ وَ الْقُرَنَاءِو نگریستن برای فریادرس طلبیدن و یاری گرفتن از افراد خانواده و خویشان و عزیزان و نزدیکانفَهَلْ دَفَعَتِ الْأَقَارِبُ‏ أَوْ نَفَعَتِ النَّوَاحِبُ‏پس آیا نزدیکان چیزی از مصیبت‌های مرگ از انسان می‌توانند دفع کنند و گریه‌های شدید نفعی دارند؟ وَ قَدْ غُودِرَ فِي مَحَلَّةِ الْأَمْوَاتِ رَهِيناًدر حالی که انسان دم مرگ در محله‌ی اموات رها و در آنجا حبس شده است.وَ فِي ضِيقِ الْمَضْجَعِ وَحِيداًو در تنگی قبر تنها گذاشته شدهقَدْ هَتَكَتِ الْهَوَامُ‏ جِلْدَتَهُمارها و عقربها پوستش را کنده‌اند‏ وَ أَبْلَتِ النَّوَاهِكُ‏ جِدَّتَهُ‏و پوسانده‌اند آن چیزهایی که می‌پوسانند تازگی‌هایش راوَ عَفَتِ‏ الْعَوَاصِفُ آثَارَهُ‏  بادهاى سخت آثارش را کهنه کردهوَ مَحَا الْحَدَثَانُ مَعَالِمَهُ‏     و حوادث زمانه نشانه‏‌هاى او را به نابودى كشيده وَ صَارَتِ الْأَجْسَادُ شَحِبَةً بَعْدَ بَضَّتِهَا بدن‌ها بعد از تازگی و طراوت نابود شده‌اندوَ الْعِظَامُ نَخِرَةً بَعْدَ قُوَّتِهَا   و استخوان‌ها پس از قوّت پوسيدهوَ الْأَرْوَاحُ مُرْتَهَنَةً بِثِقَلِ أَعْبَائِهَا       و جان‌ها در گرو بارهاى گناهان ماندهمُوقِنَةً بِغَيْبِ أَنْبَائِهَا                          و یقین به اخبار غیب کردهلَا تُسْتَزَادُ مِنْ صَالِحِ عَمَلِهَا                 آنجا از ارواح مردگان اضافه كردن عمل صالح نخواهندوَ لَا تُسْتَعْتَبُ‏ مِنْ سَيِّئِ زَلَلِهَا              و لغزش‌های بدش مورد رضایت واقع نشود أَ وَ لَسْتُمْ أَبْنَاءَ الْقَوْمِ وَ الْآبَاءَ وَ إِخْوَانَهُمْ وَ الْأَقْرِبَاءَ تَحْتَذُونَ أَمْثِلَتَهُمْ‏ وَ تَرْكَبُونَ قِدَّتَهُمْ‏ وَ تَطَئُونَ جَادَّتَهُمْ‏آيا شما زندگان، فرزندان اين مردم و پدران و برادران و خويشان ايشان نيستيد كه از رفتار آنان پيروى كرده، و به راه آنان می‌‏رويد و در جاده آنان قدم می‌‏گذاريد؟ (شما هم مثل آنان همین مسیر مرگ و قبر و پوسیدگی و .... را طی می‌کنید.)فَالْقُلُوبُ قَاسِيَةٌ عَنْ حَظِّهَا لَاهِيَةٌ عَنْ رُشْدِهَا سَالِكَةٌ فِي غَيْرِ مِضْمَارِهَا كَأَنَّ الْمَعْنِيَّ سِوَاهَا وَ كَأَنَّ الرُّشْدَ فِي إِحْرَازِ دُنْيَاهَاپس دل‌ها از به دست آوردن نصيب معنوى خود سخت است و از طلب هدايت و فلاح خود غافل است و در غير مسير اصلى راه پيماست. گويا مقصود حق غير ايشان است و انگار هدايت و نجاتشان در جمع آورى متاع دنياست.رسول خدا صلی الله علیه و اله فرموده‌اند:«إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى خَلَقَ مَلَكاً يَنْزِلُ فِي كُلِّ لَيْلَةٍ يُنَادِي يَا أَبْنَاءَ الْعِشْرِينَ جِدُّوا وَ اجْتَهِدُوا وَ يَا أَبْنَاءَ الثَّلَاثِينَ لَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا* وَ يَا أَبْنَاءَ الْأَرْبَعِينَ مَا ذَا أَعْدَدْتُمْ لِلِقَاءِ رَبِّكُمْ وَ يَا أَبْنَاءَ الْخَمْسِينَ‏ أَتَاكُمُ النَّذِيرُ وَ يَا أَبْنَاءَ السِّتِّينَ زَرْعٌ آنَ حَصَادُهُ وَ يَا أَبْنَاءَ السَّبْعِينَ نُودِيَ لَكُمْ فَأَجِيبُوا وَ يَا أَبْنَاءَ الثَّمَانِينَ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ وَ أَنْتُمْ غَافِلُونَ ثُمَّ يَقُولُ لَوْ لَا عِبَادٌ رُكَّعٌ وَ رِجَالٌ خُشَّعٌ وَ صِبْيَانٌ رُضَّعٌ وَ أَنْعَامٌ رُتَّعٌ لَصُبَّ عَلَيْكُمُ الْعَذَابُ صَبّاً»«همانا خدای تعالی خلق کرد فرشته‌ای را که در هر شب این چنین ندا می‌کند: ای فرزندان بیست ساله! جدیت و تلاش کنید و ای فرزندان سی ساله زندگانی دنیا شما را فریب ندهد و ای فرزندان چهل ساله! چه آماده کرده‌اید برای ملاقات با پروردگارتان و ای فرزندان پنجاه ساله! آمد نزد شما هشدار دهنده و ای فرزندان شصت ساله! شما زرع و گیاهی هستید که زمان چیدنش رسیده و ای کسانی که هفتاد ساله هستید! شما را برای کوچ صدا می‌زنند پس اجابت کنید و ای کسانی که به هشتاد سالگی رسیده‌اید! قیامت شما رسید در حالی که غافل هستید. سپس آن ملک می‌گوید: اگر نبودند بندگانی که رکوع کننده بودند و مردانی که خشوع می‌ورزیدند و کودکانی که شیرخواره هستند و چهارپایانی که می‌چریدند حتماً عذاب الهی سخت بر شما می‌بارید.»امام خمینی رحمة الله علیه این شخصیت بزرگ تالی تلو معصوم و طی طریق کرده و محو در آیات و روایات و محو در اسلام چنین فرموده‌اند:«در هر حال وقتی که انسان فرضاً به مقاصد خود برسد، آیا استفاده او چند وقت است؟ آیا قوای جوانی تا چند وقت برقرار است؟ وقتی بهار عمر رو به خزان گذاشت، نشاط از دل و قوّه از اعضا می‏‌رود. ذائقه[1]از کار می‌‏افتد. طعم‌‏ها درست ادراک نمی‏‌شود. چشم و گوش و قوه لمس و قوای دیگر، بی‏کاره می‏‌شوند. لذات به کلی ناقص یا نابود می‏‌شود[2]. امراض مختلفه هجوم می‏‌آورد. جهاز هضم[3]و جذب و دفع و جهاز تنفس، کار خود را نمی‏‌تواند انجام دهد. جز آه سرد و دل پر درد و حسرت و ندامت چیزی برای انسان باقی نمی‏‌ماند. پس مدت استفاده انسان از این قوای جسمانی، از بعد از تمیز[4]و فهم خوب و بد تا زمان افتادن قوا از کار یا ناقص شدن آن‏ها، بیش از سی چهل سال برای مردم قوی البنیه[5]و صحیح و سالم نیست، آن هم در صورتی که به امراض و گرفتاری‌‏های دیگر که همه روزه می‌‏بینیم و غافل هستیم بر نخورد.من عجالتاً برای جناب‌عالی فرض می‏‌کنم در عالم خیال که مایه ندارد صد و پنجاه سال عمر و فراهم بودن تمام بساط شهوت و غضب و شیطنت و فرض می‏‌کنم که هیچ ناملایمی[6]هم برای شما پیش آمد نکند و هیچ چیز بر خلاف مقصد شما نشود، آیا بعد از این مدت کم که مثل باد می‏‌گذرد، عاقبت شما چیست؟ آیا از این لذات چه ذخیره‏ای کردید برای زندگی همیشگی خود، برای روز بیچارگی و روز فقر و تنهایی خود، برای برزخ و قیامت خود، برای ملاقات ملائکه خدا و اولیاء خدا و انبیاء او؟ جز یک اعمال قبیحه منکَره[7] که صورت آن‏ها را[8]در برزخ و قیامت به شما تحویل می‏‌دهند که صورت آن‏ها را جز خداوند تبارک و تعالی کس دیگر نمی‏‌داند چیست.» خرما نتوان خوردن از این خار که کِشتیمدیبا نتوان کردن از این پشم که رِشتیمبر حرف معاصی خط عذری نکشیدیمپهلوی کبائر حسناتی ننوشتیمما کُشتهٔ نفسیم و بس آوخ که برآیداز ما به قیامت که چرا نفس نکُشتیمافسوس بر این عمر گرانمایه که بگذشتما از سر تقصیر و خطا درنگذشتیمدنیا که در او مرد خدا گِل نسرشته‌ستنامرد که ماییم چرا دل بسرشتیمایشان چو ملخ در پس زانوی ریاضتما مور میان بسته دوان بر در و دشتیمپیری و جوانی پی هم چون شب و روزندما شب شد و روز آمد و بیدار نگشتیماز سعدی[1].   حس چشایی[2].   یا اصلاً لذت نمی‏برد یا مثل سابق لذت نمی‏برد.[3].   دستگاه هضم، گوارش[4].   سنی که انسان خوب را از بد تشخیص می‏دهد.[5].   دارای بدنی سالم و نیرومند[6].   امر ناخوشایندی[7].   ناشایست[8].   حقیقت آنها را</description>
                <category>عبد الله عبدی</category>
                <author>عبد الله عبدی</author>
                <pubDate>Sat, 29 Nov 2025 15:58:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یاد مرگ و قیامت (59) یادآوری مرگ و قیامت باواسطه‌ی امر واقعی (6) زيارت قبور</title>
                <link>https://virgool.io/@m_37327417/%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AA-59-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%B7%D9%87-%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%B1-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-6-%D8%B2%D9%8A%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%82%D8%A8%D9%88%D8%B1-ry4a45waft3t</link>
                <description>وقتی یقین داری چاهی سر راهت هست که اگر مراقب نباشی در آن می‌افتی و به ذلت و فلاکت و هلاکت میفتی، عقل حکم می‌کنه خوب چشمانت را باز کنی و با دقت بنگری و همیشه در مواجهه با آن بهترین نوع آمادگی را داشته باشی. سفر به آخرت، آخرتی که چاه‌های زیادی از عذاب و ذلت و فلاکت دارد که هیچ کس یارای تحمل آن را ندارد ولی دور تا دور تو عواملی هست که نمی‌گذارند تو این عذابها رو ببینی و می‌خواهند بلکه اصرار دارند تو از حقایق مرگ به بعدی که یقیناً گرفتارش خواهی شد غافل بمانی، خودت باید دست و پا بزنی و این عوامل را کنار بزنی و عواملی که چشم خوابت را بیدار می‌کنند آن عوامل را در خود پدید بیاروی. یکی از این عوامل زیارت قبور است. وقتی قبری دیدی، به خودت الزام کن و به قلبت بفهمان دیر یا زود منزل تو تا برپایی قیامت اینجاست. هیچ کس نمیتواند از سکونت در این خانه طفره برود. رسول خدا صلی الله علیه و اله فرموده‌اند: «زُرِ الْقُبُورَ تَذْكُرْ بِهَا الْآخِرَةَ‏»«به زیارت قبور برو که تو را به یاد آخرت می‌اندازد.»امير المؤمنين علیه السلام فرموده‌اند:«أَبْلَغُ‏ الْعِظَاتِ‏ النَّظَرُ إِلَى‏ مَصَارِعِ‏ الْأَمْوَاتِ‏ وَ الِاعْتِبَارُ بِمَصَارِعِ الْآبَاءِ وَ الْأُمَّهَاتِ»«رساترين موعظه‏ها، نگريستن به مكان فرود مردگان (قبر) و عبرت گرفتن از محل انداختن پدران و مادران (قبر) است.»در وصاياي لقمان به فرزندش در جلسه‌ی قبل عرض کردیم که فرموده بودند:«وَ زُرِ الْمَقَابِرَ وَ تَذَكَّرِ الْمَوْتَ» «و به زيارت اهل قبور برو و مرگ را ياد كن تا خود را براي آن آماده كرده باشي.» امام على عليه السلام هنگام عبور از گورستان فرمود :«السَّلامُ علَيكُم يا أهلَ القُبُورِ أنتُم لَنا سَلَفٌ و نَحنُ لَكُم خَلَفٌ و إنّا إن شاءَ اللّه ُ بِكُم لاحِقُونَ أمّا المَساكنُ فَسُكِنَتْ و أمّا الأزواجُ فَنُكِحَتْ و أمّا الأموالُ فَقُسِّمَتْ هذا خَبَرُ ما عِندَنا فَلَيتَ شِعرِي ما خَبَرُ ما عِندَكُم ثُمّ قالَ  أما إنَّهُم إن نَطَقُوا لَقالوا وَجَدنا التَّقوى خَيرَ زادٍ»«سلام بر شما اى خفتگان گور. شما رفتيد و ما مانديم و اگر خدا بخواهد به شما خواهيم پيوست. در خانه ها[ى شما ]ديگران می‌نشينند و همسرانتان ازدواج كرده‌اند و اموالتان تقسيم شده است. اين خبرى است كه ما داريم. كاش مى‌دانستم شما چه خبر داريد. آن گاه فرمود: بدانيد كه اگر آنها زبان داشتند مى‌گفتند: ما تقوا را بهترين ره توشه يافتيم.» امام على عليه السلام در بازگشت از صفّين و هنگام نزديك شدن به گورستان كوفه فرمودند:«يا أهلَ الدِّيارِ المُوحِشَةِ و المَحالِّ المُقفِرَةِ و القُبورِ المُظلِمَةِ يا أهلَ التُّربَةِ يا أهلَ الغُربَةِ يا أهلَ الوَحدَةِ يا أهلَ الوَحشَةِ أنتُم لَنا فَرَطٌ سابِقٌ و نَحنُ لَكُم تَبَعٌ لاحِقٌ أمّا الدُّورُ فَقَد سُكِنَتْ و أمّا الأزواجُ فَقَد نُكِحَتْ و أمّا الأموالُ فَقَد قُسِمَتْ هذا خَبَرُ ما عِندَنا فَما خَبَرُ ما عِندَكُم ثُمَّ التَفَتَ إلى أصحابِهِ فقال : أما لَو اُذِنَ لَهُم في الكَلامِ لأَخبَرُوكُم أنَّ خَيرَ الزّادِ التَّقوى»  «ای اهل وادی وحشت‌انگیز و مکان بی‌آب و علف و قبرهای تاریک! ای اهل خاک! ای اهل غربت! ای اهل تنهایی! ای اهل وحشت و بی‌مونسی! شما جلو و سبقت گیرنده بر ما هستید و ما دنباله‌رو و ملحق به شماییم. خانه‌هایتان را دیگران ساکن شدند و همسرانتان را دیگران را آنها ازدواج کردند و اموالتان تقسیم شد. این خبری است که نزد ما است. پس چیست خبری که نزد شماست؟ سپس حضرت رو به اصحاب خویش کرده و فرمودند: اگر آنها اذن سخن داشتند به شما خبر می‌دادند که بهترین زاد و توشه تقوا است.»علی بن ابی حمزه می‌گوید از امام صادق عليه السلام پرسيدم : بر اهل قبور سلام بگويم؟ حضرت فرمود : آرى . عرض كردم : چگونه سلام گويم؟ حضرت فرمود :«السلامُ على أهلِ الدِّيارِ مِنَ المؤمنينَ و المؤمناتِ و المسلمينَ و المسلماتِ أنتُم لنا فَرَطٌ و إنّا بِكُم إن شاءَ اللّه ُ لاحِقونَ»«سلام بر ساكنان اين خانه‌ها، مردان و زنان مؤمن و مردان و زنان مسلمان. شما پيشروان ما هستيد و ما به خواست خدا به شما ملحق خواهيم شد.» رسول خدا صلی الله علیه و اله فرموده‌اند:«نَهَيْتُكُمْ عَنْ ثَلَاثٍ وَ أَنَا آمُرُكُمْ بِهِنَّ نَهَيْتُكُمْ‏ عَنْ‏ زِيَارَةِ الْقُبُورِ فَزُورُوهَا فَإِنَّ زِيَارَتَهَا تَذْكِرَة»«شما را از سه چیز سابق نهی نمودم اما الان شما را به آنها امر می‌کنم. شما را از زیارت قبور نهی کردم پس زیارت کنید آنها را که موجب تذکر شما می‌شود.» دریغا که بگذشت عمر عزیزبخواهد گذشت این دمی چند نیزگذشت آنچه در ناصوابی گذشتور این نیز هم در نیابی گذشتکنون وقت تخم است اگر پروریگر امید داری که خرمن بریبه شهر قیامت مرو تنگدستکه وجهی ندارد به حسرت نشستگرت چشم عقل است تدبیر گورکنون کن که چشمت نخورده‌ست مورسعدی</description>
                <category>عبد الله عبدی</category>
                <author>عبد الله عبدی</author>
                <pubDate>Sat, 25 Oct 2025 16:19:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یاد مرگ و قیامت (58) یادآوری مرگ و قیامت باواسطه‌ی امر واقعی (5) تشییع جنازه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_37327417/%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AA-58-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%B7%D9%87-%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%B1-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-5-%D8%AA%D8%B4%DB%8C%DB%8C%D8%B9-%D8%AC%D9%86%D8%A7%D8%B2%D9%87-magpqmtbegy6</link>
                <description>خیلی واضح است که تشییع جنازه انسان را به یاد مرگ و قیامت می‌اندازد به شرط این که هنگام تشییع نخندیم، صحبت نکنیم و یا هر کار دیگری که مانع توجه به مرگ و آخرت میشه و فقط در این اندیشه کنیم که ما هم روزی مثل صاحب این جنازه هستیم.در منابع اسلامی توصیه‌ی اکید به تشییع جنازه شده است مانند این چند حدیث:امام صادق علیه السلام فرموده‌اند:«أَوَّلُ‏ مَا يُتْحَفُ‏ بِهِ‏ الْمُؤْمِنُ‏ فِي‏ قَبْرِهِ‏ أَنْ يُغْفَرَ لِمَنْ تَبِعَ جِنَازَتَهُ»«اولین هدیه‌ای که به مؤمن در قبرش داده می‌شود این است که گناهان کسی که او را تشییع جنازه کرده بخشیده می‌شود.»و فرموده‌اند:«إِنَّ الْمُسْلِمَ أَخُو الْمُسْلِمِ لَا يَظْلِمُهُ ....... وَ يُشَيِّعُهُ إِذَا مَاتَ»«همانا مسلم برادر مسلم است. به او ظلم نمی‌کند و ......... هنگامی که او مرد، به تشییع جنازه‌اش می‌رود.»و فرموده‌اند:«مَنْ‏ شَيَّعَ‏ جَنَازَةَ مُؤْمِنٍ حَتَّى يُدْفَنَ فِي قَبْرِهِ وَكَّلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ سَبْعِينَ مَلَكاً مِنَ الْمُشَيِّعِينَ يُشَيِّعُونَهُ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لَهُ إِذَا خَرَجَ مِنْ قَبْرِهِ إِلَى الْمَوْقِفِ»«هر کس جنازه‌ی مؤمنی را تشییع کند تا این که در قبرش دفن شود، خداوند عز و جل هفتاد ملک را موکل می‌کند تا در تشییع جنازه‌اش حاضر شوند و آن گاه که از قبرش خارج شود، تا موقف برایش استغفار کنند.»و  فرموده‌اند:«مَنْ‏ شَيَّعَ‏ جَنَازَةً فَلَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَى مَنْزِلِهِ مِائَةُ أَلْفِ أَلْفِ حَسَنَةٍ وَ يُمْحَى عَنْهُ بِكُلِّ قَدَمٍ مِائَةُ أَلْفِ أَلْفِ سَيِّئَةٍ وَ يُرْفَعُ لَهُ مِائَةُ أَلْفِ أَلْفِ دَرَجَة»«هر کس جنازه‌ای را تشییع کند، پس برای اوست به ازای هر قدم تا آن هنگام که به منزلش برگردد، صد هزار هزار حسنه و محو می‌شود از او به ازای هر قدم صد هزار هزار سیئه و بالا برده می‌شود برایش صد هزار هزار درجه.»در روایات بسیاری هم توصیه شدیم به تشییع جنازه برویم چون نتیجه‌اش یادم مرگ است.رسول خدا صلی الله علیه و اله فرموده‌اند: «إِذَا دُعِيتُمْ إِلَى الْجَنَائِزِ فَأَسْرِعُوا فَإِنَّهُ يُذَكِّرُ الْآخِرَةَ»«هنگامي كه به تشييع جنازه خوانده شديد، عجله كنيد. زيرا آخرت را به ياد مي‏اندازد.»و فرموده‌اند: از امام باقر علیه السلام سؤال شد: مردی هم دعوت شده است به تشییع جنازه هم دعوت شده است به میهمانی به صرف غذا. کدام را جواب مثبت دهد؟ حضرت فرمودند:«يُجِيبُ‏ الْجِنَازَةَ فَإِنَّ حُضُورَ الْجِنَازَةِ يُذَكِّرُ الْمَوْتَ وَ الْآخِرَةَ وَ حُضُورَ الْوَلَائِمِ يُلْهِي عَنْ ذَلِكَ‏»«دعوت به تشییع جنازه را بپذیرد چرا که تشییع جنازه انسان را به یاد مرگ و آخرت می‌اندازد و حضور در مهمانی ولیمه او را از مرگ و آخرت غافل می‌نماید.»فردی به نام عجلان ابی صالح می‌گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمودند:«يَا أَبَا صَالِحٍ إِذَا أَنْتَ‏ حَمَلْتَ‏ جَنَازَةً فَكُنْ كَأَنَّكَ أَنْتَ الْمَحْمُولُ وَ كَأَنَّكَ سَأَلْتَ رَبَّكَ الرُّجُوعَ إِلَى الدُّنْيَا فَفَعَلَ فَانْظُرْ مَا ذَا تَسْتَأْنِفُ قَالَ ثُمَّ قَالَ عَجَبٌ لِقَوْمٍ حُبِسَ أَوَّلُهُمْ عَنْ آخِرِهِمْ‏ ثُمَ‏ نُودِيَ فِيهِمُ الرَّحِيلُ وَ هُمْ يَلْعَبُونَ»«ای ابا صالح! آن گاه که تو جنازه حمل می‌کنی، این گونه باش که گویا تو آن جنازه هستی و دیگران تو را حمل می‌کنند و گویا از پروردگارت می‌خواهی که تو را به دنیا برگرداند و خدا هم تو را برگردانده است. پس بنگر چگونه از نو آغاز می‌کنی. سپس فرمودند: در شگفتم از گروهی که می‌بینند که گذشتگانش دیگر بر نمی‌گردند و به آنها ندا داده می‌شود برای کوچ به سوی گذشتگان اما آنها در حال بازی هستند.»در وصیت لقمان به پسرش آمده است:«يَا بُنَيَّ …………. وَ لَا تَسْمَعِ‏ الْمَلَاهِيَ‏ فَإِنَّهَا تُنْسِيكَ الْآخِرَةَ وَ لَكِنِ احْضُرِ الْجَنَائِزَ وَ زُرِ الْمَقَابِرَ وَ تَذَكَّرِ الْمَوْتَ وَ مَا بَعْدَهُ مِنَ الْأَهْوَالِ فَتَأْخُذُ حِذْرَكَ»«ای پسر عزیزم! ...........  و به موسیقی و ترانه گوش نده که موجب نسیان تو نسبت به آخرت می‌شوند ولی به تشییع جنازه برو و قبور را زیارت و مرگ را و هول‌های بعد از آن را یاد کن تا دست و پای خودت را جمع کنی.» داستانی عبرت آموز   يکی از بزرگان نقل می‏‏کرد می‏‏گفت که خواب يک نفر آدم مقدسی را ديدم. خيلی مقدس بود. می‏‏گفت: ديدم که به صورت سگی است. به او گفتم که فلانی! تويی؟! سلام کرد و گفت: آری من همان رفيق تو هستم. گفتم: چرا صورت سگ داری؟... گفت: بيا برويم سر قبر من تا قبرم را نشانت بدهم. آمدم سر قبرش ديدم يک قبر کاه گلی دارد و يک سوراخی ته قبر دارد. به من گفت که فلانی! وقتی مرا در قبر گذاشتند و روی قبر را پوشاندند، قبرچنان فشاری به من داد که تمام روغن‌های بدنم گرفته شد و رفت در اين سوراخ. به او گفتم: چرا؟ گفت: آه از بداخلاقی در خانه، آه از بداخلاقی در خانه، آه از بداخلاقی در خانه.</description>
                <category>عبد الله عبدی</category>
                <author>عبد الله عبدی</author>
                <pubDate>Sat, 11 Oct 2025 16:37:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یاد مرگ و قیامت (57) یادآوری مرگ و قیامت باواسطه‌ی امر واقعی (4) دیدن مخروبه ها</title>
                <link>https://virgool.io/@m_37327417/%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AA-57-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%B7%D9%87-%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%B1-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-4-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%A7-yn8ox9yp0bpx</link>
                <description>شیطان و نفس خبیث‌تر از شیطان چنان بین ما و واقعیت حائل شده‌اند که گویا ما نسبت به حقیقت نابینا هستیم. برای همین باید دائم به نفس القاء کنیم و بفهمانیم حقیقت فلان است و چشمت را باز کن و وجود آن را انکار نکنی بلکه آن را تصدیق و به آن اذعان کن. یکی دیگر از ابزار یاد مرگ و نمایش حقیقت، دلائل قطعی بر مرگ انسانهای پیشین است. مثل مخروبه‌هایی که زمانی صاحب و ساکن داشتند اما از این دنیا رفتند. بله هر زمان مخروبه دیدی، خود را موعظه کن. دیدی طرف خانه ساخت و زن داشت و بچه داشت و ثروت داشت و الان اثری ازش نیست؟می‌خواهی به فکر مرگ باش می‌خواهی به فکرش نباش، مرگ قطعاً سراغت خواهد آمد مثل صاحب این خانه‌ی مخروبه. الآن کجاست؟ در برزخ یا عذاب کارهای بدش را می‌چشد یا از کارهای خوبش آنجا بهره‌مند می‌گردد.قبل از این که این خانه خراب بشود، صاحب و مالک و ساکنش خراب شده‌اند و مرده‌اند.این خانه‌ی خراب زمانی زندگی درش جریان داشت. پر سر و صدا بود. صداهای خنده و گریه و بازیهای کودکانه و .... الان همه‌ی آن صداها خاموش شده‌اند و هیچ کس از اهالی آن در دنیا نمانده است. ما هم یه زمانی ......راوی می‌گوید: از امام رضا علیه السلام پرسیدم: این که روایت داریم لحظه‌ای فکر کردن از عبادت یک سال بهتر است مثل چه؟حضرت فرمودند:«تَمُرُّ بِالْخَرِبَةِ وَ بِالدِّيَارِ الْقِفَارِ فَتَقُولُ أَيْنَ بَانِيكِ أَيْنَ سُكَّانُكِ مَا لَكِ لَا تَكَلَّمِينَ»«از کنار خرابه‌ها و شهرها و روستاهایی که یک زمانی آباد بودند ولی الآن آباد نیستند عبور کند و بگوید: آنها که تو را ساختند و بنا کردند کجا هستند؟ ساکنان تو کجا هستند؟ چرا حرف نمی‌زنید؟»حقیقت روشن است. قد تبین الرشد من الغی. تمام انسانها رفتنی هستند حتی آنها که در کاخ زندگی می‌کنند و ما آن به آن به زمان مرگ خویش نزدیک می‌شویم. الان خرابی‌ها مخصوص خونه نیست. گاهی آدم یه ماشین میبینه اسقاطی هست و مثلاً در بیابان افتاده. یک زمانی راننده داشت الان کجاست آن راننده؟ یا الان عتیقه های صدها سال پیش، هزاران سال پیش رو در موزه‌ها به نمایش میگذارند. وسایلی که در زمانهای دور مورد استفاده قرار گرفته. الان صاحبانش کجا هستند. حتی الان بنابر نقل آثار تخریب شده بر اثر عذاب الهی هنوز هستند. یا می‌دانیم اقوامی قبلاً بوده‌اند که الان منقرض شده‌اند. کجا هستند؟ چه شدند؟ بر سرشان چه آمده؟در قرآن بارها امر به سیر در زمین شده است تا در عاقبت انسان‌هایی که در گذشته‌ها زندگی میکردند و پشت به خدا کردند بیندیشیم. سرنوشتشان چه شد؟ تاریخ یعنی از گذشتگانی که همه شون از دنیا رفتند از سرنوشتشان درس عبرت بگیریم.«قُلْ سيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُجْرِمين»«بگو در زمین سیر کنید و بنگرید چگونه بود عاقبت اهل گناه.» نمل ــــ 69و انا بکم لاحقون   دیر یا زود ما هم به رفتگان ملحق می‌شویم.</description>
                <category>عبد الله عبدی</category>
                <author>عبد الله عبدی</author>
                <pubDate>Mon, 01 Sep 2025 17:51:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادآوری مرگ و قیامت باواسطه‌ی امر واقعی (3) عیادت مریض</title>
                <link>https://virgool.io/@m_37327417/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%B7%D9%87-%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%B1-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-3-%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D8%B6-w3goq6x9fjut</link>
                <description>عرض شد یاد مرگ یا بی واسطه است یا با واسطه و واسطه یا امر واقعی است یا مصنوعی. ما در حال بیان یاد مرگ با واسطه‌ی امر واقعی هستیم. یکی از عواملی که انسان را یاد مرگ می‌اندازد و به آن توصیه شده است، عیادت از بیماران است.رسول خدا صلی الله علیه و اله فرموده‌اند:«عُودُوا الْمَرْضَي وَ اتَّبِعُوا الْجَنَائِزَ يُذَكِّرُكُمُ الآخِرَةَ»«از بيماران عيادت كنيد و دنبال جنازه‌ها برويد تا شما را به ياد آخرت اندازند.»دو چیز موجب می‌شود انسان از شیطان و نفس فریب خورده و تصور کند که من در دنیا ماندنی هستم و مرگی در کار نیست. یکی سلامتی است و یکی جوانی. کسی سلامتی خود را حتی به طور موقت از دست بدهد، اگر اهل عبرت باشد، متوجه می‌شود که انسان بدنی ضعیف دارد. هزاران هزار بیماری انسانها را تهدید می‌کند و بسیاری از این بیماریها هم منجر به مرگ میشود. بسیاری از کسانی که می‌میرند، بعد از ابتلا به بیماری بوده است. بیماری پیام آور مرگ است.آن وقت می‌فرماید اگر مریض نیستی تا متوجه ضعف بدنی و حتی روانی خود شوی، به عیادت مریض برو که این حماقت &quot;من همیشه سالم و سر حال و جوان هستم&quot; را از ذهنت پاک کند.حالا اگر کسی به بیمارستانها و درمانگاهها مراجعه کند و خیلی عظیم بیماران را مشاهد نماید و حتی ببیند بسیاری از بیماران در بیمارستان فوت می‌کنند، می‌فهمد انسان قطعاً رفتنی است از بس ضعیف است. هر آن امکان دارد قلبت از ضربان بایستد. هر روز امکان دارد سکته مغزی کنی و بمیری. ممکن است کبد یا کلیه شما از کار بیفتد و منجر به مرگ شما شود. هر لحظه ممکن است بر اثر یک جراحت حتی ساده در برخورد با اشیاء خونریزی کنی بمیری. ممکن است در حوادث رانندگی از بین بروی. ممکن هم هست یک داروی اشتباه بخوری و کارت تمام شود. ممکن است دشمن داشته باشی و یه طوری تو را به قتل برساند، ممکن است گرفتار رعد و برق شوی و دار فانی را وداع گویی. ممکن است گرفتار زلزله یا سیل شوی و اسیر مرگ شوی. ......... هر روز هزاران بهانه برای مرگ هست. خیلیها صبح از خانه زدند بیرون که حتی فکرش را نمیکردند که دیگه بر نمی‌گردند و برنگشتند.آیة الله حق شناس رحمة الله علیه نقل می‌کرد:یک ورزشکار که برای صبحانه اش سفره‌ی مفصلی می‌انداخت تا اندامی قوی داشته باشد روزی رفت دکتر تا قلبش معاینه شود. دکتر قلب او را معاینه کرد و گفت: &quot;من تضمین می‌کنم قلب شما پنجاه سال دیگه بدون مشکل کار کند.&quot; ورزشکار خواست از مطب بیاید بیرون که همانجا قلبش ایستاد و مرد!!!!!!!!!قال الله تعالی:«قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِيكُمْ» (سوره جمعه آیه 8)«بگو آن مرگی که از آن فرار میکنید حتما به ملاقات شما خواهد آمد.»سوره نساء آیه 78 :«أَيْنَمَا تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ»«هر جا که باشید، مرگ شما را درمی‌یابد، هر چند در برج‌های استوار باشید.»</description>
                <category>عبد الله عبدی</category>
                <author>عبد الله عبدی</author>
                <pubDate>Sun, 18 May 2025 12:44:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یاد مرگ و قیامت (55) یادآوری مرگ و قیامت باواسطه‌ی امر واقعی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_37327417/%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AA-55-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%B7%D9%87-%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%B1-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-gdb2rhtq3hpa</link>
                <description>عرض شد یاد مرگ یا بی واسطه است یا با واسطه و واسطه یا امر واقعی است یا مصنوعی. ما در حال بیان یاد مرگ با واسطه‌ی امر واقعی هستیم و عرض شد که دیدن امواتی که در طول زندگی زیاد می‌بینیم یا خبرش به ما می‌رسد از اموری است که تفکر در آن و این که من استثناء نیستم می‌تواند واقعیت مرگ را به من تفهیم کند. یعنی باور کنم می‌میرم و مرا از فریب نجات دهد.ما از طریق حواس پنجگانه و اقالیم سبعه یعنی چشم، گوش، زبان، بویایی، چشایی، لامسه، شکم و قوای جنسی نیز می‌توانیم یادآور مرگ و قیامت و بهشت و جهنم شویم.رسول خدا صلی الله علیه و اله فرموده‌اند:«وَ اذْكُرُوا بِجُوعِكُمْ وَ عَطَشِكُمْ فِيهِ جُوعَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ عَطَشَهُ»«و با گرسنگي وتشنگيتان در ماه مبارك رمضان، گرسنگي و تشنگي روز قيامت را ياد كنيد.»در دعاي كميل آمده است:«وَ أَنْتَ‏ تَعْلَمُ‏ ضَعْفِي‏ عَنْ‏ قَلِيلٍ‏ مِنْ‏ بَلَاءِ الدُّنْيَا وَ عُقُوبَاتِهَا وَ مَا يَجْرِي فِيهَا مِنَ الْمَكَارِهِ عَلَى أَهْلِهَا عَلَى أَنَّ ذَلِكَ بَلَاءٌ وَ مَكْرُوهٌ قَلِيلٌ مَكْثُهُ يَسِيرٌ بَقَاؤُهُ قَصِيرٌ مُدَّتُهُ فَكَيْفَ احْتِمَالِي لِبَلَاءِ الْآخِرَةِ وَ جَلِيلِ وُقُوعِ الْمَكَارِهِ فِيهَا وَ هُوَ بَلَاءٌ تَطُولُ‏ مُدَّتُهُ وَ يَدُومُ مَقَامُهُ‏ وَ لَا يُخَفَّفُ عَنْ أَهْلِهِ لِأَنَّهُ لَا يَكُونُ إِلَّا عَنْ غَضَبِكَ وَ انْتِقَامِكَ وَ سَخَطِكَ وَ هَذَا مَا لَا تَقُومُ لَهُ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْض‏«و تو اي پروردگار من! ضعف مرا نسبت به بـلا و عقوبـات اندك دنيا و اموري كه براي اهل دنيا ناخوشايند است، مي‌داني. با اين كه بلا و ناخوشايندي دنيا ماندنش كم، دوامش ناچيز و زمانش كوتاه است. پس چگونه من متحمّل بلاي آخرت و گرفتاري‌هاي باعظمتش شوم. در حاليـ كه بلا و ناخوشايندي آخرت، زمـانش دراز و پابرجائيش بادوام است و به اهلش نسبت به آن تخفيف داده نمي‌شود. زيرا نمي‌باشد مگر از غضب و انتقام و سخط تو. و غضب و انتقام و سخط تو آن است كه آسمان‌ها و زمين هم نمي‌توانند در برابر آن مقاومت كنند.»یعنی از بلاهای دنیوی یاد بلاهای عظیم اخروی بیفت.و در باب حسّ بويايي، از بوهاي گند و مشمئز كننده‌ی دنيايي مي‌توان به ياد بوهاي گند و مشمئز كننده‏‏ و غير قابل تحمّل در قيامت و جهنّم افتاد.و در باب مسموعات، از صداهاي مهيب، مي‌توان صداهاي مهيب هنگام وقوع قيامت را ياد نمود. يا از صداي شيون و زاري عزيز از دست داده، ياد مرگ خويشتن كرد.و در باب ذائقه و چشايي، از طعم‌هاي تلخ و ناخوشايند، يادآور طعم‌هاي تلخ و زهرآگين طعام در جهنم شد.و بالاخره در باب مبصرات بعنوان مثال از ديدن مرگ ديگران، حتي از مرگ طبيعت، پايان كار خود را ياد كند. از ديدن ازدحام جمعيت، به ياد ازدحام صحراي محشر بيفتد. از ديـدن تـاريكي،  تاريكي قبر و قيامت را در نظر آورد. و از ديدن وحشت و ندامت و حسرت خود و ديگران، وحشت و ندامت و حسرت قيامت را مجسّم نمايد.یک نکته‌ی مهم:جهنم هفت درب متناسب با اعضای هفتگانه‌ی ما دارد:امام خمینی رحمة الله علیه فرموده‌اند:«از جهنم خبرى مى‏شنوى! عذاب جهنم فقط آتشش نيست. يك در هولناكى از آن به چشمت باز شود كه اگر در اين عالم باز شود، تمام اهل آن از وحشت هلاك شوند و همين طور يك در آن به گوشت باز شود و يكى به بينى‏ات باز شود كه هر يك از آنها اگر به اهل اين عالم باز شود، از شدت عذاب آن هلاك شوند.»این جمله نشان می‌دهد که یک درب جهنم مخصوص عذاب با صداهای مهیب و عذاب گوش است.یک درب دیگر جهنم مخصوص عذاب با خوراکی‌های جهنم است. عذاب چشایی و عذاب شکم است.یک درب جهنم مخصوص عذاب لمسی و آن آتش و حرارت عذاب است.یک درب دیگر جهنم مخصوص تصاویر هولناک و عذاب چشم است.یک درب جهنم هم به بینی باز می‌شود که عذاب بوهای گند است.و احتمالا یک درب هم مخصوص گناهان جنسی است.میدونید بزرگترین مشکل کجاست؟ خداترسی شهوی!!!ما گاهی از خدا می‌ترسیم چون خدا رو می‌شناسیم و می‌دونیم بهشت و جهنم دست خدا است و ما هم که گناه زیاد کردیم می‌ترسیم خدا ما رو نجات نده از گناهانمون و عذابهایی که به دنبال دارند.اما یه خداترسی داریم شهوی هست. یعنی طرف چون می‌خواد هیچ محدودیتی در کیف و لذت و شهوت نداشته باشه حتی اونجا که محدودیت توسط خدا رقم بخوره از خدا می‌ترسه، ازش فرار می‌کنه تا نکنه محدود بشه. اگر بگه من اعتقاد به خدا ندارم به خدا قسم دروغ می‌گه. چون اون اصلاً دوست نداره در این باره تحقیق کنه، فکر کنه، کتاب بخونه یا کلاس بره. هوسش و شهوتش بر او حکومت می‌کنه و عقل در اسارت شهوتشه. شهوتش بهش میگه سراغ خدا نرو محدودت می‌کنه. نمی‌گذاره درست و حسابی کیف کنی. شهوتش می‌گه نکنه به مرگ و قیامت فکر کنی و مطالب فلانی رو بخونی، تو دنیا همش باید غصه بخوری و از این همه کیف و لذت و شهوترانی محروم بشی. همش باید گریه کنی و مطالب دروغ دیگه.چیزی نمونده به مرگ. اون وقت می‌فهمه کیف محدود موقت بی‌جا که موجب کفر به خدا شده نتیجه‌اش چه دردها و عذابیه. وقتی میگه چرا عذاب؟ بهش می‌گن گناه کردی. می‌گه نمی‌دونستم می‌گن خب می‌رفتی یاد می‌گرفتی.انسان گرفتار هر بلایی بشه اما گرفتار حماقت نشه. بدترین حماقت در افتادن با خدا به خاطر شهوته. شهوت موجب می‌شه انسان جلوی خدا بایسته و با امام زمانش علیه السلام در بیفته. داره دیر میشه تا اندک فرصتی هست قیام کن بر علیه شهوت خودت و خودت رو نجات بده. با مطالعه یا با استاد، حق رو پیدا کن و لو بهش عمل نکنی. مهمترین قدم، قدم علم هست. نصف راه رو اقلا با علم برو تا امیدت به نجات دو برابر بشه. مرگ رسید نمی‌خوای بجنبی؟ داره دیر میشه نمی‌خوای بجنبی؟ می‌خوای همین جوری غرق در شهوت بمیری؟ کاش سر مویی عذاب جهنم رو می‌دیدی و با تمام وجودت باور داشتی به مرگ و قیامت و جهنم.</description>
                <category>عبد الله عبدی</category>
                <author>عبد الله عبدی</author>
                <pubDate>Wed, 23 Apr 2025 16:02:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یاد مرگ با واسطه امر خارجی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_37327417/%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D8%A7-%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%B7%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C-ieseyfasjwyq</link>
                <description>يادآوري با واسطه‌ی امر خارجي خود دو قسم است:1. واسطه امري واقعـي است.2. واسطه امري مصنوعي است.1. واسطه امري واقعـي است.به طور كلي:يك انسان اگر اهل عبرت باشد، می‌تواند با بسياري از محسوساتي كه با هر يك از حواس پنجگانه، يعني بينايي و شنوايي و چشايي و بويايي و لامسه درك مي‌شوند، متوجه مرگ و قيامت شود.اميرالمؤمنين علیه السلام فرموده‌ا‏ند:«في كل شي‏ء عبرة»«در هر چيزي عبـرتي است.»و فرموده‌ا‏ند:«مَا أَكْثَرَ الْعِبَرَ وَ أَقَلَّ الاِعْتِبَارَ»«آنچه مايه‌ی عبرت باشد، چقدر زياد است! ولي عبرت گرفتن چقدر كم است!»به نظر می‌رسد انسان بیشتر عبرت‌هایش از طریق چشم و نگاه کردن است:امام زين العابدين علیه السلام فرموده‌اند:«فَإِنَّ الْبَصَرَ بَابُ الاِعْتِبَارِ»«همانا چشم، درب عبرت گرفتن است.»اميرالمؤمنين علیه السلام فرموده‌اند:«نَظَرُهُ عِبْرَةٌ»«مؤمن با نگاه کردنش عبرت مي‌گيرد.»یکی از عوامل و موجباتی که انسان را به یاد مرگ و قیامت انداخته و موجب عبرت او می‌شود، دیدن مرگ اطرافیان و ارتحال همشهریان و هم روستاییان و هم وطنان است که به وفور اتفاق میفتد. شما می‌بینی که یکی یکی از این جماعت کم می‌شود، خودت خودت رو موعظه کن و به خودت بگو من استثناء نیستم. یک روز نوبت من هم می‌شود. مرگ شتری است که در خانه همه میخوابد.متأسفانه خیلی از ما از این امر واضح هم عبرت نمیگیریم.اوحدی از شاعران و عارفان قشنگ سروده است:گرگ اجل یکایک ازین گله می‌بردوین گله را ببین که چه آسوده می‌چرند!ضرب المثل قشنگی است که می‌گوید: مرغ همسایه غازهچقدر امام صادق علیه السلام قشنگ فرموده:«وَ لَمْ يَخْلُقِ اَللَّهُ يَقِيناً لاَ شَكَّ فِيهِ أَشْبَهَ بِشَكٍّ لاَ يَقِينَ فِيهِ مِنَ اَلْمَوْتِ»«خداوند در باره مرگ يقيني شك ناپذير كه شبيه تر باشد به شك يقين ناپذير نيافريده است.»یعنی خدا مرگ را آفرید که امری قطعی و یقینی است و هیچ احدی نسبت به آن شک ندارد و همه یقین دارند خواهند مرد اما همین مرگ در دل مردم شبیه ترین امر یقینی به شکی است که در آن ذره ای یقین راه ندارد.همه شک داریم آیا خواهیم مرد یا جاودانه و همیشه در دنیا هستیم!!!!!! حالا که هستیم پس فعلا هستیم پس حالا حالاها هستیم.منظورم این هست که شیطان ما را تعمیه می‌کند و القاء می‌کند که مرگ برای همسایه است و تو خیالت راحت باشد که فعلاً نمیمیری. اصلاً خیالت راحتتر، اصلاً نمیمیری. عجیبه گاهی یکی از اعضای خانواده از دنیا می‌رود و طرف خیلی خیلی بیتابی و گریه و زاری می‌کند ولی اصلاً قبول ندارد این شتر درب خانه‌ی او هم خواهد خوابید.از حضرت عزرائیل علیه السلام نقل شده است که فرموده‌اند:«وَ مَا مِنْ دَارٍ إِلَّا وَ أَنَا أَتَصَفَّحُهَا كُلَّ يَوْمٍ خَمْسَ مَرَّاتٍ وَ أَقُولُ إِذَا بَكَى أَهْلُ الْمَيِّتِ عَلَى مَيِّتِهِمْ لَا تَبْكُوا عَلَيْهِ- فَإِنَّ لِي فِيكُمْ عَوْدَةً وَ عَوْدَةً حَتَّى لَا يَبْقَى مِنْكُمْ أَحَدٌ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص كَفَى‏ بِالْمَوْتِ‏ طَامَّةً يَا جَبْرَئِيلُ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ إِنَّ مَا بَعْدَ الْمَوْتِ أَطَمُّ وَ أَطَمُّ مِنَ الْمَوْتِ»«و هیچ خانه ای نیست مگر این که من روزی پنج بار به آن خانه با دقت نگاه می‌کنم و وقتی خانواده‌ی میت بر میتشان گریه می‌کنند به آنها می‌گویم: برای او گریه نکنید چرا که باز نزد شما برای گرفتن جان یکی از شما برمی‌گردم و آن گاه باز برمی‌گردم و آن قدر بر می‌گردم تا این که احدی از شما باقی نماند. رسول خدا فرمودند: ای جبرئیل! از حیث بلا و حادثه‌ی عظیم، مرگ کافی است. جبرئیل گفت: سخت‌ترین بلاها بعد از مرگ است و بعد از مرگ از مرگ عظیم‌تر است.»قبلاً از امیر المؤمنین علیه السلام نقل کردیم که فرموده‌اند:«فَكَفَی وَاعِظاً بِمَوْتَی عَاینْتُمُوهُمْ»«كافی است برای موعظه‌ی شما مردگانی كه بالعیان آنها را دیده‌اید.»ما این همه در اطرافمون و فامیل دیدیم که مرده‌اند حتی در ختم آنها شرکت کردیم اما نمی‌خواهیم به این فکر کنیم نوبت ما هم می‌رسد. تفکر کن. از حقیقت فرار نکن. به خودت بگو این شتری است که درب خانه‌ی همه می‌خوابد. تو محکوم به مرگ هستی. بخشنامه ش صادر شده و خبرش رو خیلی زود بهت می‌دهند.بد نیست شعر اوحدی رو کاملش رو بخونیم:قومی که ره به عالم تحقیق می‌برند (یعنی دانایان)مشکل به ترهات جهان سر بر آورند (به حرفهای باطل و مزخرف توجه نمیکنند)چیزی که هیچ گونه وفایی نمی‌کند (چیزی که به هیچ وجه به ما وفادار نیست و ما را رها میکند)من در تعجبم که غم او چرا خورند؟ (تعجب میکنم چرا براش غصه میخورند.)این جامها چه فایده؟ چون بر کند اجل (این جامها چه فایده ای دارند وقتی در پی همه مرگ است.)وین پردها چه سود؟ که بر ما همی‌درند (این پرده ها هم سودی ندارند وقتی مرگ در راه است.)کمتر ز مار و مور شناس آن گروه را (آن گروه را بدتر از مار و مورچه بشمار)کز بهر مار و مور تن خود بپرورند (که به خاطر مار و مورچه ی قبر تن پروری میکنند)خواهی گذشت بی‌شک ازین آستانه تو (بدون شک از این دنیا میروی)و آنان که از پی تو بیایند بگذرند (آنها که بعد از تو هم به دنیا می آیند عاقبت از دنیا میروند)دست زمانه بر سر مردم کند به صبر (دست روزگار بالاخره خاک قبر بر سر مردمش میریزد)این خاک را که مردمش امروز برسرند (مردمی که امروز زیر پایشان خاک است)روزی امیر تخت نشین را نگه کنی (یه روز میاد میبینی که پادشاه)کز تخت برگرفته، به تابوت می‌برند (از تخت پادشاهی به تابوت منتقل میشود)ارباب ظلم را به ستم دست روزگار (اهل ظلم را دست روزگار)از بیخ بر کند، که درختان بی‌برند (ریشه کن میکند چون هیچ نفعی برای بشر ندارند)گرگ اجل یکایک ازین گله می‌برد (مرگ یکی یکی مردم را می رباید)وین گله را ببین که چه آسوده می‌چرند! (اما ببین بقیه چه آسوده هستند.)اکسیر صدق در دل آنها که کار کرد (اگر اکسیر صدق و راستی کسی را تربیت کرد)اندامشان به خاک نپوسد، که چون زرند (در قبر هم جسمش نمیپوسد چون مثل طلا هستند.)ای اوحدی، مرو پی‌مرغان دانه چین (دنبال حیواناتی که فقط به فکر شکم هستند نباش)گر در پی هوای عرش ببینی که می‌چرند (اگر میل عرش داشته باشی میبینی که مثل حیوان میچرند)هر کس که میمیرد، پیامش این است که از من عبرت بگیر. یک روز هم نوبت توست.</description>
                <category>عبد الله عبدی</category>
                <author>عبد الله عبدی</author>
                <pubDate>Fri, 21 Mar 2025 22:44:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>(53) داستان سخن گفتن مرده با جناب سلمان</title>
                <link>https://virgool.io/@m_37327417/53-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%AE%D9%86-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D9%86%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-tbc4vkwra4lb</link>
                <description>در روزهایی که سلمان در حال مرگ بود، اصبغ بن نباته به دیدارش رفت. سلمان رو به اصبغ کرد و گفت: &quot;رسول خدا صلی الله علیه و اله به من فرموده بود که وقتی مرگت نزدیک شود، هر مرده‌ای با تو صحبت خواهد کرد. اکنون دوست دارم بدانم، زمان مرگم رسیده است، یا نه. برو تختی بیاور، رویش آنچه برای مردگان می‌اندازند، بینداز و همراه چهار تن مرا به قبرستان ببر.&quot;اصبغ شتابان رفت به همراه چند نفر تختی آورد. آنها سلمان را روی آن گذاشته، به سوی قبرستان مدائن بردند. در آن لحظه سلمان با صدای بلند به مرده‌ها سلام کرد ولی پاسخی نشنید. او دوباره با الفاظ ویژه‌ای سلام کرد و سپس گفت: &quot;شما را به خداوند عزیز و پیامبریش سوگند می‌دهم که یک نفر پاسخ دهد. من سلمان فارسی، آزاد کرده رسول خدا (ص) هستم. ایشان به من فرمودند که وقت مردنت هر مرده‌ای با تو سخن می‌گوید. حال می‌خواهم بدانم وقت مرگم رسیده است یا نه&quot;.ناگهان از قبری صدایی برخاست که به سلمان سلام می‌کرد.سلمان پرسید: &quot;آیا با گذشت خداوند از اهل بهشت شده‌ای یا با عدل او از اهل دوزخ؟&quot;مرده پاسخ داد: &quot;ای سلمان! من از کسانی هستم که با رحمت خداوند به بهشت داخل شده‌ام.&quot;سلمان گفت: &quot;ای بنده خدا! مرگ را برای من توصیف کن&quot;.مرده گفت: &quot;به خدا سوگند، بریده شدن با قیچی و پاره شدن با ارّه برای من از سختی و شدتی که زمان مرگ به من وارد شد،آسانتر است. من از کسانی بودم که در دنیا کارهای خوب و واجبات الهی را انجام می‌دادم. قرآن را می‌خواندم. به پدر و مادرم بسیار نیکی و از کارهای حرام دوری می‌کردم. هرگز به کسی ظلم نمی‌کردم و شب و روز در طلب حلال بودم. یک باره برای چند روز ناخوش شدم تا آن که مهلتم در دنیا به پایان رسید. شخصی درشت هیکل و بد قیافه به کنارم آمد و چشم و گوش و زبانم را ناتوان کرد. به آن شخص گفتم: تو کیستی؟ پاسخ داد: من فرشته مرگ هستم. در همان حال دو نفر زیبا رو چپ و راست من نشستند و پس از سلام گفتند: ما همان دو فرشته‌ای هستیم که با تو در دنیا بودیم و اعمال خوب و بدت را می‌نوشتیم. این نامه عمل توست. از دیدن نامه خوبی‌ها شادمان شدم و با نگریستن به نامه بدی‌هایم گریستم. آنها مرا به خیر و نیکی بشارت دادند. سپس فرشته مرگ روح را از بدنم جداکرد. چه جذبه‌هایی که در شدت و سختی مانند این بود که در هر دفعه از آسمان به زمین افکنده می‌شوم. همین گونه ادامه داد تا آن که روح به سینه‌ام رسید. سپس به من اشاره‌ای کرد که اگر آن را به کوه‌های دنیا کرده بود، نابود می‌شدند. به این طریق روح را از بینیم خارج ساخت. در آن زمان ناله و فریاد اهل و عیال و دوستان بلند شد. وقتی فریاد و ناله آنان در مرگ من زیاد شد، فرشته مرگ با خشم رو به آنان کرد و گفت: ای مردم! گریه شما برای چیست؟ به خدا سوگند ما به او ظلم نکرده‌ایم تا شما از آن شکایت کنید و به او تعدی ننموده‌ایم که شما بر او گریه کنید. ما و شما بندگان خدای یگانه‌ایم. شما هم اگر چنین دستوری نسبت به ما داشتید،آن را انجام می‌دادید. ما جان او را نگرفتیم تا آن که روزی و مدت ماندنش در دنیا به پایان رسید و به سوی خداوند کریمی که نسبت به او هر چه بخواهد، حکم می‌کند، بازگشت نمود. او بر هر کاری قادر و تواناست. اگر صبر پیشه کنید، پاداش داده می‌شوید و اگر جزع کنید، دچار معصیت شده‌اید. سپس ملک الموت رفت و من هم با او بودم. فرشته‌ای آمد و من را از او گرفت، با لباسی از حریر پوشاند و در کمتر از چشم بر هم زدنی به محضر ربوبی برد. حضرت حق از نماز و روزه در ماه رمضان، حج بیت الله الحرام، قرائت قرآن، زکات و صدقات و سایر اوقات و ایام، اطاعت از والدین، قتل نفس محترمه به غیر حق و خوردن مال یتیم و مظالم بندگان و تهجّد (در وقت خواب مَردم) و امثال آن سؤال فرمود. بعد از آن، امر فرمود روح مرا به زمین باز گردانند. غسّال نزد من آمد و مرا غسل داد. روح من به او گفت: ای بنده خدا! این بدن ضعیف است. با آن مدارا کن. ولی او حرف‌هایم را نمی‌شنید به خدا قسم اگر غسّال ناله مرده را هنگام غسل می‌شنید، دیگر کسی را غسل نمی‌داد. پس از غسل، خانواده و همسایگان و دوستانم را صدا زد و گفت: بیایید با او وداع کنید. آنها پس از وداع، مرا بر تختی چوبین گذاشته، از روی زمین برداشتند. روحم به آنان گفت: ای اهل و عیال من! دنیا شما را فریب ندهد، چنان که مرا فریب داد. همت من مالی بود که از حلال و غیر حلال جمع کردم و آن را برای شما گذاشتم تا آن را به گوارایی و سلامت بخورید. پس بترسید و از من عبرت بگیرید. سرانجام جسدم را روی زمین گذاشتند و پس از خواندن نماز میت به سوی قبر بردند و در آن نهادند. ای سلمان! ای بنده خدا! بدان که در آن لحظه دیدم از آسمان به زمین در لحد خویش سقوط کردم. وقتی با خاک، گور را پوشاندند و همگی مرا تنها گذاشته، از قبرستان خارج شدند،گریستم و از سختی قبر و تنگی و فشارِ آن صدمه‌ها دیدم.گفتم: ای کاش به دنیا باز می‌گشتم و عمل صالحی برای امروز خود انجام می‌دادم. در آن حال، شنیدم از گوشه قبر کسی این گونه به من پاسخم داد: «…کلّا إنّها کلمة هو قائلها و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون» (سوره مؤمنون آیه100). «بازگشت تو به دنیا محال است و تمنّای مراجعت، کلمه‌ای است که تو گوینده آن هستی و از این پس عالم برزخ است تا روزی که مبعوث شوی. به او گفتم: ای کسی که با من سخن می‌گویی و صحبت می‌کنی، کیستی؟ گفت: من &quot;منبّه&quot; هستم. فرشته‌ای که خداوند عز و جل بر همه مخلوقاتش موکّل کرده تا آنان را بعد از مرگشان متنبه سازد که در حضور خداوند عز و جل کارهایشان را بنویسند. حال اعمالت را بنویس. گفتم: آنها را شمارش نکرده‌ام. پاسخ داد: مگر سخن پروردگارت را نشنیده‌ای که فرموده است:«…احصاه الله و نسوه…) «خداوند آنها را حساب کرده و مردم فراموش نموده‌اند.» (سوره مجادله آیه6) بنویس من بر تو املا می‌کنم. سپس آنچه را در دنیا انجام داده بودم، بر من املا کرد. هیچ عمل صغیره و کبیره‌ای باقی نماند، مگر این که آن را به من بازگفت. همچنان که خداوند متعال فرموده است:«…و یقولون یا ویلتنا مال هذا الکتاب لا یغادر صغیرة ولا کبیرة الا احصاها و وجدوا ما عملوا حاضراً و لا یظلم ربّک احدا» «مجرمان می‌گویند: ای وای بر ما این چه نامه‌ای است که هیچ کار کوچک و بزرگی را فرو نگذاشته، جز آن که همه را به شمارش در آورده است و آنچه را انجام داده‌اند، حاضر یابند و پروردگار تو به هیچ کس ظلم نمی‌کند. (سوره کهف آیه 49) بعد او نامه اعمالم را به گردنم انداخت. گویی تمامی کوه‌های دنیا را به گردنم انداخته بودند. پرسیدم: ای منبّه! چرا چنین کردی؟ پاسخ داد: مگر فرمایش پروردگارت را نشنیده‌ای:«وکلّ انسان الزمناه طائره فی عنقه و نخرج له یوم القیامة کتاباً یلقاه منشوراً إقرأ کتابک کفی بنفسک الیوم علیک حسیبا» «و کارنامه هر انسانی را به گردن او می‌اندازیم و روز قیامت برای او نامه‌ای را بیرون آوریم که آن را گشوده شده می‌بیند.[به او گفته می‌شود] نامه‌ات را بخوان. کافی است که امروز خود حسابرس خویش باشی.»(سوره إسرا آیه 13 و 14)وقتی منبّه رفت و تنها شدم، بر خود گریستم و حسرت خوردم که کاش در دنیا به نیکی رفتار کرده بودم تا در نامه اعمالم هیچ گناه و شری نوشته نمی‌شد. در همین افکار بودم که ناگهان دیدم، فرشته‌ای مهیب به نام &quot;منکر&quot; نزد من آمد و گفت: ای بنده خدا! به من بگو پروردگارت کیست؛ دینت چیست؛ پیامبرت چه کسی است؛ به چه پایبند بودی و در دار دنیا چه عقیده‌ای داشتی؟ از ترسی که از دیدن او و نحوه سؤالاتش به من دست داد، زبانم بند آمد. در کار خویش متحیر شدم و ندانستم چه بگویم. اما رحمتی از سوی حق مرا فرا گرفت که قلبم را از ضعف و سستی نگاه داشت و در پی آن زبانم گشوده شد. بنابر این پاسخ دادم: ای بنده خدا! چرا مرا می‌ترسانی حال آن که من پاسخ پرسشهایت را می‌دانم. گواهی می‌دهم که معبودی جز الله نیست و محمد فرستاده خدا و پیامبرم؛ اسلام دینم؛ قرآن کتابم؛ کعبه قبله‌ام و علی امامم می‌باشد و بعد از او فرزندانش پیشوایانم و مؤمنان برادران من هستند. مردن، سؤال، صراط، بهشت و جهنّم حق است و تردیدی نیست که قیامت برپا می‌شود و خداوند اجساد مردگان را در قبرها زنده و محشور می‌نماید. این قول و اعتقادم می‌باشد و با همان، پروردگارم را در معاد و روز قیامت ملاقات می‌کنم. منکر گفت: ای بنده خدا! به تو بشارت می‌دهم که به سلامتی از من نجات پیدا کردی. پس مثل عروسان بخواب. این را گفت و رفت و نکیر آمد. او هم همان سؤال‌ها را از من پرسید و من همان جواب‌ها را دادم. او، دری از بالای سرم به سوی بهشت و دری نیز از پایین پایم به سوی آتش گشود و گفت: ای بنده خدا! به بهشت و نعمت‌هایی که از آن به تو تعلق می‌گیرد بنگر و به آتش جهنّم که از آن رهایی یافتی نگاه کن. جهنم را طوری دیدم که نمی‌توان آن را توصیف کرد، مگر همان طور که توصیف شده است. پس به من گفت: اگر تو مؤمن نمی‌شدی و رحمت خداوند شامل حالت نمی‌شد، این جای تو بود. آنگاه دری را که از طرف پایم باز شده بود، بست و دری را که از بالای سرم به سوی بهشت باز شده بود، باز گذارد و نسیم و نعیم آن به سوی من آمد و لحدم را تا جایی که چشم کار می‌کرد، فراخ نمود و برای من چراغی که پر نورتر از خورشید بود، روشن کرد و رفت. آری! این احوال من است و به خدا که تلخی مرگ تا روز قیامت در کامم می‌باشد. پس ای سؤال کننده! آگاه باش و بترس از احوالی که نسبت به آنها با خبرت نمودم. آنچه باز گفتم، رفتاری بود که با مؤمن صالح نمودند. اما در مورد غیر صالح بسیار خطرناک و وحشتناک است&quot;…اصبغ می‌گوید: پس از سخنان مرده، ما به دستور سلمان او را روی زمین به جایی تکیه دادیم. سلمان سرش را به سوی آسمان گرفت، شهادتین گفت و از دنیا رفت.</description>
                <category>عبد الله عبدی</category>
                <author>عبد الله عبدی</author>
                <pubDate>Sun, 09 Mar 2025 15:18:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یاد مرگ و قیامت (52) اقسام یاد مرگ و قیامت</title>
                <link>https://virgool.io/@m_37327417/%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AA-52-%D8%A7%D9%82%D8%B3%D8%A7%D9%85-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AA-jyyu3hag5z13</link>
                <description>یاد مرگ و قیامت (52) اقسام یاد مرگ و قیامتگاهی انسان یاد مرگ و قیامت می‌کند بی واسطه و بدون این که بخواهد با توجه به چیزی یاد مرگ بیفتد. گاهی هم یاد مرگ با واسطه است:الف: ياد آوري بي‌واسطه‏‏ی امر خارجيدر هر زمان و در هر مكان كه انسان اراده نمايد، مي‌تواند بدون واسطه‏‏ی خارجي مرگ و آخرت را ياد نمايد. و اين از بهترين اقسام ياد مرگ است. چرا كه انسان به صرف خواست و اراده‏‏ی خود، مرگ را ياد مي‌نمايد. روز باشد يا شب، خانه باشد يا محل كار يا در خيابان، در سفر باشد يا در حضر، شاد باشد يا غمگين، مشغول كار باشد يا فارغ از آن، تنها باشد يا در جمع. عمده در اين باب حسّ احتياج است. اگر انسان دريافت كه تمام بيماري­هاي نفساني خود را  مي‌تواند با داروي تلخ ياد مرگ و اهوال بعد از آن درمان نمايد و بسياري از فضائل نفساني را به همين سبب مي‌تواند كسب كند، البته براي آن اهميت قائل شده و بدون اين­كه محتاج به امر خارجي باشد، در هر زمان و در هر مكان كه بخواهد مرگ را ياد مي‌نمايد. و بخصوص در خلوات و در تاريكي­هاي دل شب، با خود چنين مي‌انديشدكه:«اي انسان شقي كه سال­هاي دراز در پي شهوات عمر خود را صرف كردي، از مرگ راه گريزي نيست. اين پديده به پيشـاني تمامي انسان­ها، بلكه تمامي موجودات معقود است. تو نيز از اين قاعده مستثني نيستي. آيد آن روز، به يك چشم بهم زدن می‌آید، كما اين كه گذشته‌ی عمرت به يك چشم بهم زدن گذشت، تو نيز مانند انسانهاي ديگر بستر مرگ را براي يك بار و براي آخرين بار تجربه نمايي.زماني­كه سلطنت و حكومت خداوند را و عجز و هيچ­كاره بودن خود و هر كس ديگر را به خوبي درك مي‌نمايي.زماني­كه قدرت حركت اعضا را از دست داده‌اي، زبانت نيز آرام آرام به خاموشي مي‌گرايد.زماني­كه اطرافيان به دورت حلقه زده و بر تو شيون مي‌كنند. بعضي آشكارا و بعضي به دور از چشم تو.زماني­كه حسرت و ندامت از عمر به هدر رفته، خود عذاب مستقلي براي تو است.زماني­كه &quot;چه كردم&quot; و &quot;چه مي‌شود&quot; انسان را به خود مشغول نموده، عمق وجود او را مي‌سوزاند.آه و صد آه، و اي واي و صد واي از آن لحـظه‌اي كه عزرائيـل و اعـوان و انصارش، با چهره‌هاي دهشت‌آور و خشمگين نمايان شوند.آه از زماني­كه با سيخ­هاي آهنيـن و آتشيـن، جان انسـان را از حلقومش بيرون كشند.آه از زماني­كه عزيزترين عزيزان از انسان دست شسته و او را براي غسل و كفن و دفن آماده مي‌كنند.آه از زماني­كه جسم بي‌حركت انسان را غَسّـال، غسـل آب سدر و آب كافور و آب خالص مي‌دهد.آه از زماني­كه با سه پارچه، لنگ و پيراهن و سراسري، انسان را كفن نمايند.آه از زماني­كه در تابوت و بر دوش دوستان به قبرستان برده شود.آه از زماني­كه او را در قبر براي ابد جاي مي‌دهند.آه از زماني­كه سنگ­هاي لحد را يكي پس از ديگري كنار هم مي‌گذارند.آه از زماني­كه عزيزان و بهترين دوستـان، روي او خاك مي‌ريزند.آه از زماني­كه همه حتي پدر و مادر، همه حتي همسر و فرزند و همه حتي برادر و خواهر او را تنها مي‌گذارند.اي  واي  از  قبـر و  غريبي در آن.اي  واي  از  قبـر و  تاريـكي آن.اي  واي  از  قبـر و وحشت در آن.اي  واي  از  قبـر و  كرم­هـاي آن.اي واي از قبر و همنشين زشت چهره و هولناك در آن كه تجسّم اعمال زشت انسان است.واي از زماني­كه از قبر دربي بسوي جهنّم باز شود.و اي واي و اي واي از اهوال پس از قبر و اهوال و احوال انسان پس از آن.»بعيد نيست روايت ذيل مربوط به اين قسم از &quot;ياد مرگ&quot; باشد:امام صادق علیه السلام فرموده‌ اند:«پدرم از پدرش چنين براي من نقل نمود كه امام حسن علیه السلام  در زمان خود عابدترين مردم و زاهد‌ترين و فاضل‌ترين آن­ها بود و پياده حـج مي‌نمود و گاه با پاي برهنـه. و هنگامي كه ياد مـرگ مي‌كرد، مي‌گريست و آنگاه كه قبر را به ياد مي‌آورد، مي‌گريست و هنگامي كه برانگيخته شدن و زنده شدن پس از مرگ را به خاطر مي‏آورد، مي‌گريست و هنگامي كه عبور از پل صـراط را ياد مي‌نمود، مي‌گريست و هنگامي كه قـرار گرفتن در پيشگاه الـهي را ياد مي‌نمود، ناله‏‏ی شديد بلندي مي‌‌كشيد و بيهـوش مي‌شد و هنگامي كه در برابر خـداوند به نماز مي‌ايستاد، از شدت فـزع دو طرف سينه ‌اش مي‌لرزيد و هنگامي كه بهشت و جهنم را يـادآور مي‌شد، مانند مار گزيده به خود مي‌پيچيد و از خدا بهشت را درخواست نموده و از جهنم به او پناه مي‌برد.»در اتوبوس نشستی، در مترو هستی، در هواپیما، در تاکسی، در پارک و سرکار و در هنگام قدم زدن در کوچه و خیابان و در فروشگاه و در حمام و در تعمیرگاه و در ماشین شخصی و در مسجد و هر جای دیگر هستی به راحتی می‌توانی مرگ را یاد کنی حتی مختصر و از آن همه پاداش اخروی و دنیوی بهره مند شوی.موعظه ای از امام خمینی رحمه اللهشرح چهل حديث  94‏‏«پس از آنکه اراده حق تعلق گرفت که تو را از این دنیا ببرد، امر کند‏‎ ‎‏به جمیع قوایت که رو به ضعف گذارند و فرمان دهد به تمام‏‎ ‎‏ادراکاتت که از کار بایستند. کارخانه وجودت را مختل فرماید. ‎‏سمع و بصر و قوت و قدرتت را بگیرد و تو یک جمادی شوی که‏‎ ‎‏پس از چند روز از گند و تعفنت مشام مردم متأذی شود و از‏‎ ‎‏صورت هیأتت آدمها گریزان گردند و تمام اجزاء و اعضایت پس‏‎ ‎‏از مدتی از هم بگسلد و پاشیده گردد. اينها حال جسم تو. مال و منال و حشمت تو هم كه حالش معلوم است.امّا برزخ تو اگر اصلاح نشده خداى نخواسته بروى، خدا مى‏داند در چه صورتى و در چه حالتى هستى. ادراكات اهل اين عالم از ديدن و شنيدن و شم آن عاجز است. ظلمت و وحشت و فشار قبر را تو هر چه بشنوى به تاريكيها و وحشتها و فشارهاى اين عالم قياس مى‏كنى با آنكه قياس باطلى است. خداوند به فرياد ما برسد از آنچه براى خود به اختيار خود تهيه كرديم. عذاب قبر كه نمونه ‏اى از عذاب آخرت است، و از بعض روايات استفاده شود كه دست ما از دامن شفعا هم كوتاه است، خدا مى‏داند چه عذابى است؟ حال نشئۀ آخرت ما از همۀ حالات سابقه بدتر و وحشتناكتر است. روز بروز حقايق است. روز كشف سراير است. روز تجسم اعمال و اخلاق است. روز رسيدن به حساب است. روز ذلت در مواقف است. اين هم حال قيامت.و اما حال جهنم كه بعد از قيامت است، آن هم معلوم است. از جهنم خبرى مى‏شنوى! عذاب جهنم فقط آتشش نيست. يك در هولناكى از آن به چشمت باز شود كه اگر در اين عالم باز شود، تمام اهل آن از وحشت هلاك شوند و همين طور يك در آن به گوشت باز شود و يكى به بينى ‏ات باز شود كه هر يك از آنها اگر به اهل اين عالم باز شود، از شدت عذاب آن هلاك شوند»آن قصر که بهرام درو جام گرفتآهو بچه کرد و روبَه آرام گرفتبهرام که گور می‌گرفتی همه عمردیدی که چگونه گور بهرام گرفت؟خیامداستانی است از تکلم حضرت سلمان رضوان الله تعالی علیه با شخصی که از دنیا رفته بود و چگونگی مرگ خویش را وصف میکرد. خواستم آن را بیان کنم که دیدم طولانی است. ان شاء الله دفعه بعد شاید به طور مستقل آن را نقل کنم.</description>
                <category>عبد الله عبدی</category>
                <author>عبد الله عبدی</author>
                <pubDate>Mon, 03 Mar 2025 15:28:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اشتهای کاذب در شفاعت (2) هشدار! فقط افراد بالای 18 سال بخوانند</title>
                <link>https://virgool.io/@m_37327417/%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B0%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D9%81%D8%A7%D8%B9%D8%AA-2-%D9%87%D8%B4%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%81%D9%82%D8%B7-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7%DB%8C-18-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-crkotrqjou4n</link>
                <description>عرض شد کسی که مرگ و قیامت را بر خلاف خواست خدا و اهل بیت علیهم السلام فراموش کند، در قیامت یاری نمیشود. یکی از اقسام یاری در قیامت، شفاعت است و کسانی که این همه سفارش به یاد مرگ را در قرآن و روایات کثیر ندیده بگیرند، در قیامت شفاعت نمیشوند. باز از بیانات امام خمینی رحمة الله علیه این عالم بی نظیر در دوران غیبت استفاده کنیم.یکی از آثار غفلت از مرگ ابتلا به بیماریهای اخلاقی است. کسی که میدان جهاد با اخلاق شیطانی را رها کند، نسبت به شفاعت در قیامت حال بسیار بسیار بدی دارد. امام رحمة الله علیه می‏فرمایند:«بدان كه از براى نفس انسانى يك مملكت و مقام ديگر است كه آن مملكت باطن و نشئۀ ملكوت اوست كه جنود نفس در آنجا بيشتر و مهمتر از مملكت ظاهر است. و نزاع و جدال بين جنود رحمانى و شيطانى در آنجا عظيمتر و مغالبه در آن نشئه بيشتر و با اهميت‏تر است. بلكه هر چه در مملكت ظاهر است از آنجا تنزل كرده و ظهور در مُلك نموده و اگر هر يك از جنود رحمانى و شيطانى در آن مملكت غالب آيند، در اين مملكت نيز غالب شوند. و جهاد نفس در اين مقام پيش مشايخ عظام از اهل سلوك و اخلاق خيلى اهميت دارد. بلكه مى‏توان سرچشمۀ تمام سعادات و شقاوات و درجات و دركات را آن مقام دانست. انسان بايد خيلى ملتفت خود در اين جهاد باشد.ممكن است خداى نخواسته به واسطۀ مغلوبيت جنود رحمانى در آن مملكت‏ و خالى گذاشتن آن را براى غاصبين و نااهلها از جنود شيطان، هلاكت هميشگى از براى انسان پيدا شود كه قابل جبران نباشد و شفاعت شافعين شامل حال او نگردد و ارحم الراحمين نعوذ باللّه نيز به نظر سخط و غضب به او نگاه كند. بلكه شفعاء او خصماء او شوند. واى بر كسى كه شفيع او خصمش شود. خدا مى‏داند چه عذابهايى و ظلمتهايى و سختيهايى و بدبختيهايى دنبال اين غضب الهى و دشمنى اولياى حق است كه تمام آتش‏هاى جهنم و تمام زقّومها و مارها و عقربها پيش آن هيچ است. خدا نكند آنچه حكما و عرفا و اهل رياضت و سلوك خبر مى‏دهند راجع به اين عذابها به سر ما ضعفا و بيچارگان بيايد كه تمام عذابها كه تصور مى‏كنيد پيش آن سهل و آسان است و تمام جهنمها كه شنيديد پيش آن رحمت و بهشت است.»«هميشه آن ملعون امور آخرت را در نظر ما سهل و آسان جلوه دهد و ما را با وعدۀ &quot;رحمت خدا&quot; و &quot;شفاعت شافعين&quot; از ياد خدا و اطاعت او غافل كند. ولى افسوس كه اين اشتهاى كاذب است و از دامهاى مكر و حيلۀ آن ملعون است.رحمت خدا الآن به تو احاطه كرده. رحمت صحت و سلامت و حيات و امنيت و هدايت و عقل و فرصت و راهنمايى اصلاح نفس. در هزاران رحمت گوناگون حق تعالى غوطه‏ورى و استفاده از آنها نمى‏كنى و اطاعت شيطان مى‏كنى. اگر از اين رحمتها در اين عالم استفاده نكنى، بدان كه در آن عالم نيز بى‏بهره هستى از رحمتهاى بى‏تناهى حق و از شفاعت شفيعان نيز محروم مانى. جلوۀ شفاعت شافعان در اين عالم هدايت آنهاست و در آن عالم، باطن هدايت، شفاعت است. تو از هدايت اگر بى‏بهره شدى، از شفاعت بى‏بهره‏اى و به هر قدر هدايت شدى، شفاعت شوى. شفاعت رسول اكرم، صلّى اللّه عليه و آله، مثل رحمت حق مطلق است. محل قابل بايد از او استفاده كند. اگر خداى نخواسته شيطان با اين وسايل‏ ايمان را از چنگ تو ربود، ديگر قابليت رحمت و شفاعت نخواهى داشت.»عرض کردم که در قرآن و روایات و ادعیه و خطبه ها به وفور صحبت از مرگ و معاد و زندگی حقیقی را میبینیم. قرآن و اهل بیت علیهم السلام برای نجات ما از شر شیطان و شر جهنم این نسخه را داده اند. شما نگاه کن در همین دعای وضو چقدر این دعا آمیخته با یاد قیامت است:بعد از تطهیر از نجاست می‏گوییم:«اللَّهُمَّ حَصِّنْ فَرْجِي وَ أَعِفَّهُ وَ اسْتُرْ عَوْرَتِي وَ حَرِّمْنِي عَلَى النَّارِ»«خدایا! فرْج مرا حفظ کن و به آن عفت بده و عیوبم را بپوشان و آتش جهنم را بر من حرام کن.»دعای مضمضه کردن آب:«اللَّهُمَّ لَقِّنِّي حُجَّتِي يَوْمَ أَلْقَاكَ وَ ....»«خدایا! آن روز که تو را ملاقات میکنم، حجتم را به من تلقین کن و ....دعای هنگام استنشاق:«اللَّهُمَّ لَا تُحَرِّمْ عَلَيَّ رِيحَ الْجَنَّةِ وَ اجْعَلْنِي مِمَّنْ يَشَمُّ رِيحَهَا وَ رَوْحَهَا وَ رَيْحَانَهَا وَ طِيبَهَا»«خدایا! بوی بهشت را بر من حرام نکن و مرا از کسانی قرار بده که بوی بهشت و نسیم آن را و بوی خوش آن را و دلچسبی آن را حس کند.»در دعای شستن صورت آمده است:«اللَّهُمَّ بَيِّضْ وَجْهِي يَوْمَ تَسْوَدُّ فِيهِ الْوُجُوهُ وَ لَا تُسَوِّدْ وَجْهِي يَوْمَ تَبْيَضُّ فِيهِ الْوُجُوهُ»«خدایا! صورتم را سفید کن در آن روزی که صورتها در آن روز سیاه میشوند و صورتم را سیاه نکن در آن روز که صورتها سفید میشوند.»و در دعای شستن دست راست آمده است:«اللَّهُمَّ أَعْطِنِي كِتَابِي بِيَمِينِي وَ الْخُلْدَ فِي الْجِنَانِ بِيَسَارِي وَ حَاسِبْنِي‏ حِساباً يَسِيراً»«خدایا! نامه ی عملم را به دست راستم بده و حکم جاودانگی در باغهای بهشت را به دست چپم بده و از من حسابی آسان بکش.»و در دعا هنگام شستن دست چپ آمده است:«اللَّهُمَّ لَا تُعْطِنِي كِتَابِي بِشِمَالِي وَ لا مِنْ وَراءِ ظَهْری وَ لَا تَجْعَلْهَا مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِي وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ مُقَطَّعَاتِ النِّيرَانِ»«خدایا! نامه ی عملم را به دست چپم و از پشت به من نده و دستانم را به گردنم زنجیر نکن و به تو پناه میبرم از پاره های آتش جهنم»در دعای مسح پا آمده است:«اللَّهُمَّ ثَبِّتْنِي عَلَى الصِّرَاطِ يَوْمَ تَزِلُّ فِيهِ الْأَقْدَامُ وَ .....»خدایا! مرا روی پل صراط ثابت قدم بدار در آن روز که قدمها در آن میلیغزند و ....خدا و رسول صلی الله علیه و اله و اهل بیت آن حضرت علیهم السلام قطعاً و بدون شک برای من و تو بهشت میخوان. یعنی میخوان ما تا خدا خدایی میکنه در کیف و لذت و شادی باشیم. اما اونها میدونن راه این کیف و لذت و شادی ابدی از یاد مرگ و قیامت میگذره و لو کمی هم تلخ باشه. به اونها که صاحبان و مالکان و پادشاهان و خالقان هستی هستن اعتماد کن و به خودت بگو: &quot;ای خدا! ای امام زمان! هر چی شما بگین. چشم. با خیال راحت و قلبی مملو از اطمینان همون مسیری رو میرم که شما برام ترسیم کردید. راهی را که شما آن را ترسیم نکرده باشید، قطعاً به ذلت و نکبت ابدی ختم می‏شود.&quot;علی ای حال نکنه بر خلاف نظر خدا و قرآن و رسول و پیشوایان علیهم السلام و اهل برهان و اهل عرفان و کشف و شهود به بهانه تلخ کام شدن، یاد مرگ و قیامت را بگذاریم کنار که نتیجه اش بی یاوری است در روزی که یاوری جز خدا و رسول و اهل بیت علیهم السلام نیست.</description>
                <category>عبد الله عبدی</category>
                <author>عبد الله عبدی</author>
                <pubDate>Mon, 24 Feb 2025 16:34:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اشتهای کاذب نسبت به شفاعت</title>
                <link>https://virgool.io/@m_37327417/%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B0%D8%A8-%D9%86%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D9%81%D8%A7%D8%B9%D8%AA-jw4cth02atzc</link>
                <description>یاد مرگ و قیامت (50) ج: نسیان و غفلت از مرگ و آخرت (16) آثار زیانبار فراموشی مرگ و قیامت (11) آثار فراموشی مرگ و قیامت در بعد از مرگ (5)  ناسي آخرت براي نجات از عذاب، ياري نمي‌شود. (2) اشتهای کاذب شفاعت (1)بعضی از بعضی انتقاد میکنند که چرا مردم را از عذاب الهی و مرگ و معاد میترسانید؟ در حالی که هم شفاعت بسیار گسترده است و هم رحمت الهی به خصوص برای شیعیان. شیعیان گناه هم بکنند شفاعت می‏شوند و رحمت الهی چنان عجیب است در قیامت که حتی شیطان هم طمع میکند. در روایت معتبر داریم که وقتی در قیامت خداوند بسط بساط رحمت کند، این رحمت به قدری گسترده است که ابلیس نیز به کسب رحمت خداوندی طمع خواهد ورزید..... و از این دست حرفها که بسیار بسیار گسترده بیان می‏شود.این همان بینش غلط است که شاید &quot;اسلام رحمانی&quot; از پیامدهای آن باشد. خدا فقط مهربان است و به هیچ وجه به هیچ کس از مردم به خصوص شیعیان خشم نمیگیرد. فقط از بهشت سخن بگو نه از جهنم. با مردم فقط مهربان باشیم و نباید نسبت به هیچ کس سخت گیری کرد. امر به معروف و نهی از منکر تنش آفرین است و باید حذف شود و به جایش قربون صدقه اهل گناه رفت و امثال این صحبتها.....خب این بینش غلطه قطعاً گرچه بعضی از مردم این حرفها به مذاقشان شیرین بیاید.خب آقای محترم شما باید بسیاری از آیات قرآن را حذف کنی. قرآن چنان از جهنم سخن میگوید که حتی اگر کسی احتمال صحت هم بدهد خور و خوابش به هم میریزد. باید بسیاری از روایات و خطب نهج البلاغه و ادعیه مأثوره را هم حذف کنی چون از مصیبتهای هنگام مرگ و برزخ و قیامت و جهنم سخن میگویند و کام مردم را تلخ میکند. شما که اهل نهج البلاغه هم هستی چرا از بخشهایی نمیخوانی که از مرگ و قیامت بحث میکند؟ بعد باید بسیاری از مطالب گرانسنگ امام خمینی رحمة الله علیه رو هم از کتابهاشون به خصوص کتاب اربعین حذف کنی.نه شفاعت بی حساب و کتاب نیست. شفاعت بهانه خوبی برای گناه کردن نیست.امام خمینی رحمة الله علیه فرمایشی دارند:«اى عزيز! امروز روز مهلت و عمل است. انبياء آمدند و كتابها آوردند و دعوتها نمودند با اين همه تشريفات و اين همه تحمّل رنج و تعب كه ما را از خواب غفلت بيدار و از سكر طبيعت هوشيار كنند و ما را به عالم نور و نشئۀ بهجت و سرور رسانند و به حيات ابدى و نعمتهاى سرمدى و لذّتهاى جاويدانى رسانند و از هلاك و شقاوت و نار و ظلمت و حسرت و ندامت رهايى دهند. تمام اينها براى خود ما (است) بدون اين كه براى آنها نتيجه‏اى حاصل شود و آن ذوات مقدّسه احتياجى به ايمان و اعمال ما داشته باشند. با اين وصف در ما به هيچ وجه اثرى نكرد و شيطان مسامعِ قلب (گوشهای باطن) ما را چنان گرفته و سلطنت (تسلط) بر باطن و ظاهر ما همچو پيدا كرده كه هيچ يك از مواعظ آنها را در ما اثرى حاصل نشود. بلكه هيچ يك از آيات و اخبار به گوش قلب ما نرسد و از ظاهر گوش حيوانى تجاوز نكند.بالجمله؛ اى قارى محترم كه اين اوراق را مطالعه مى‏كنى، مثل نويسنده خالى از همه انوار و تهى دست از همۀ اعمال صالحه و گرفتار هواهاى نفسانيّه مباش. تو به حال خود رحمى كن و از عمر خود نتيجه ‏اى حاصل كن. دقت در حال انبياء و اولياء كمّل كن و اشتهاهاى كاذب و وعده‏هاى شيطان را پشت پا زن. مغرور گول شيطان مباش و فريب نفس امّاره مخور كه تدليس (عیب را پنهان کردن) اينها بسيار دقيق است و هر امر باطلى را به صورت حق به انسان تعميه مى‏كنند (انسان را نسبت به درک حقیقت کور میکنند) و انسان را فريب مى‏دهند. گاهى به اميد توبه در آخر عمر انسان را به شقاوت مى‏كشانند، با آن كه توبه در آخر عمر و تراكم ظلمات معاصى و بسيارى مظالم عباد و حقوق اللَّه امرى است بسيار صعب و مشكل. امروز كه اراده انسان قوّت دارد و قواى جوانى برقرار است و درخت معصيت برومند نيست و سلطنت شيطان در نفس مستحكم نشده و نفس جديد العهد به ملكوت و قريب الافق به فطرت اللَّه است و شرايط حصول و قبول توبه سهل است، نمى‏گذارند انسان قيام به توبه كند و اين درخت سست را ريشه كن و سلطنت غير مستقلّ را منقرض نمايد، وعده ايّام پيرى را مى‏دهند كه بعكس اين، اراده ضعيف و قوا ناتوان و درخت معاصى گوناگون كهن و برومند و سلطنت ابليس‏ در ظاهر و باطن مستقل و مستقرّ شده و الفت به طبيعت شديد و بُعد از ملكوت زياد و نور فطرت خاموش و منطفى گرديده و شرايط توبه سخت و ناگوار شده است. اين نيست جز غرور.و گاهى به وعده شفاعت شافعين عليهم السلام انسان را از ساحت قدس آنها دور و از شفاعت آنها مهجور مى‏نمايند. زيرا كه انغمار (فرو رفتن) در گناهان، كم كم قلب را سياه و منكوس (واژگون) كند و انسان را به سوء عاقبت منجرّ نمايد. و طمع شيطان از انسان دزديدن ايمان است. دخول در گناهان را مقدّمۀ آن قرار مى‏دهد تا به نتيجۀ مطلوبه برسد. انسان اگر طمع شفاعت دارد، بايد در اين عالم با سعى و كوشش رابطه بين خود و شفعاى خود را حفظ كند و قدرى تفكّر در حال شافعان محشر نمايد كه حال آنها در عبادت و رياضت به كجا رسيده بود. فرضاً كه شما با ايمان از دنيا برويد، ولى اگر بار گناهان و مظالم سنگين باشد، ممكن است در عذابهاى گوناگون برزخ و قبر از شما شفاعت نشود، چنانچه از حضرت صادق منقول است كه &quot;برزخ شما با خودتان است.&quot; و عذابهاى برزخ طرف قياس با عذابهاى اين جا نيست و طول مدّت برزخ را جز خدا كسى نداند. شايد ميليون ميليونها سال طول كشد. و ممكن است در قيامت نيز پس از مدّتهاى طولانى و عذابهاى گوناگون طاقت فرسا شفاعت نصيب ما شود، چنانچه در احاديث نيز اين معنى وارد است.پس، غرور شيطان انسان را از عمل صالح بازدارد و انسان را يا بى ‏ايمان يا با بارهاى سنگين از دنيا ببرد و به شقاوت و بدبختى گرفتار كند.»استاد ما میفرمود شفاعت برای این نیست که ما نسبت به ارتکاب گناه جری تر شویم.بنابر این روز قیامت شفاعت که یک نوع یاری کردن است شامل حال بعضی نمیشود. یک عمر طرف پشت به قرآن و پشت به اهل بیت علیهم السلام کرده و دین خدا را به سخریه گرفته و اهل الله را استهزاء کرده آیا چنین شخصی شفاعت می‏شود؟ان شاء الله باز در باره ی اشتهای کاذب نسبت به شفاعت بحث رو ادامه میدیم.هنگام گفتن &quot;لا اله الاّ الله&quot; زبانش بسته شدروايت شده که حضرت رسول صلی الله علیه و اله حاضر شد نزد جوانی در وقت وفات او. پس به او فرمود بگو: &quot;لا اله الاّ الله&quot;. پس بسته شد زبان آن جوان و نتوانست بگويد. پس حضرت فرمود به آن زنی که نزد سر آن جوان بود که آيا اين جوان مادر دارد؟ عرض کرد: بلی من مادر او می‏‏باشم. فرمود: آيا تو خشمناکی بر او؟ گفت: بلی و الآن شش سال است که با او تکلّم نکرده‏‏ ام. حضرت فرمود که راضی شود از او. آن زن گفت: رَضیِ اللهُ عَنهُ بِرِضاکَ يا رَسولَ الله[1]. و چون اين کلمه را که مُشعِر بر رضايت او بود[2] از پسرش گفت، زبان آن جوان باز شد. حضرت به او فرمود: بگو &quot;لا اله الاّ الله&quot; گفت: &quot;لا اله الاّ الله&quot; حضرت فرمود: چه می‏‏بينی؟ عرض کرد: می‏‏بينم مرد سياه قبيح المنظر با جامه ‏‏های چرک و بوی گنديده و بد که نزد من آمده و گلو و راه نفس مرا گرفته. حضرت فرمود: بگو «يا مَنْ يَقْبَلُ الْيًسيرَ وَ يَعْفُو عَنِ الْکَثيرِ اِقْبِلْ مِنِّی الْيًسيرَ وَ اعْفُ عَنِّي الْکَثيرَ اِنَّکَ اَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ»[3]آن جوان اين کلمات را گفت. آن وقت حضرت بـه او فرمود: نگاه کن چـه می‏‏بينی؟ گفت: می‏‏بينم مردی سفيد رنگ، نيکو صورت، خوشبـو با جـامه‏‏ های خوب نزد من آمده و آن سياه، پشت کرده و می‏‏خواهد برود. حضرت فرمود: اين کلمات را اعاده کن. اعاده کرد. حضرت فرمود: چه می‏‏بينی؟ عرض کرد: ديگر آن سياه را نمی‏‏بينم و آن شخص سفيد نزد من است. پس در آن حال آن جوان وفات کرد.[4]ای بس که نباشیم و جهان خواهد بودنی نام ز ما و نی نشان خواهد بودزین پیش نبودیم و نبد هیچ خللزین پس چو نباشیم، همان خواهد بوداز خیام1- خدا به رضايت تو از او خشنود و راضی باشد.2- اعلام رضايت او بود3- ای کسی که (عبادت و عملِ) کم را می‏‏پذيری و (معصيتِ) زياد را می‏‏بخشی؛ کم مرا بپذير و از زيادم درگذر. همانا تو آمرزنده و رحم­کننده‏‏ای.4- منازل الاخره</description>
                <category>عبد الله عبدی</category>
                <author>عبد الله عبدی</author>
                <pubDate>Sat, 15 Feb 2025 08:13:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ناسي قیامت در قيامت نسيان مي‌شود.</title>
                <link>https://virgool.io/@m_37327417/%D9%86%D8%A7%D8%B3%D9%8A-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D9%8A%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D9%86%D8%B3%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%8A-%D8%B4%D9%88%D8%AF-cigece2rsx53</link>
                <description>ابو علی سینا یه جمله ی قشنگ داره. میگه یک چیز رو نمیشه دو بار دید!!! بنازم به دانشمندان ایرانی. به به چه جمله ی حکیمانه ی قشنگی. تک تک سلولهای بدن ما آن به آن محتاج رحم و رحمت خداست. یعنی هر آن خدا اراده میکنه این سلول ثانیه بعد هم باشه یا نباشه. اگر رحمت خدا اقتضا میکنه این سلول الان باشه، برای ثانیه ی بعد باز باید خدا بهش رحم بکنه تا باشه. همچنین ما برای بقاء خودمون نیاز داریم نیازمندیهای ما در هر آن باشند و این خداست که تصمیم میگیره این نیازها و احتیاجها الان یا ثانیه بعد و ثانیه های بعد از آن باشند یا نباشند. ما و تک تک سلولهامون و تک تک مولکولهای آن چیزهایی که بهشون نیاز داریم همه در پنجه قدرت و رحمت خداییم. یه لحظه عنایت به یک سلول نباشه سرطان میگیریم یا گرفتار تومور مغزی میشیم یا ...... هزاران بیماری دیگه. اما در دنیا گاهی تخیل میکنیم خودمون میتونیم رو پای خودمون بایستیم و توجه به خدا نداریم. هنگام مرگ به بعد این خبرها نیست. خودمون هم با تمام وجود میبینیم تمام ذرات وجود تحت تصرف و تسلط خداوند است و اراده ما حتی اگر بخواهیم تحت اختیار ما نیست.سلطان قيامت كيست؟ كسي كه جز او سلطاني نيست. كسي كه هيچ حكم‌كننده‌اي جز او نيست.«لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْم؟ لله الْواحِدِ الْقَهَّار» غافر ـ 16«امروز پادشاهي از براي كيست؟ از براي خداي يكتاي بر همه غالب است.»پس يگانه پناه و يگانه منجي از هر سختي و عذابي در آن روز فقط اوست. واي به حال گرفتاري كه آن يگانه سلطان قیامت در آن روز او را رها ساخته و فراموشش كند.آن يگانه سلطان قيامت، ناسي قيامت كه در قيامت با دلي مملو‌ّ از هول و هراس و حسرت و ندامت، در چنگال عذاب­هاي غير قابل وصف اسير است را رها ساخته و فراموشش مي‌كند و هر چه فریاد بزند کسی نیست به فریادش برسد.«وَ قِيلَ الْيَوْمَ نَنْساكُمْ كَما نَسِيتُمْ لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا وَ مَأْواكُمُ النَّارُ» جاثیه ـــ 34«و گفته مي‌شود: امروز (روز قيامت) فراموش مي‌كنيم شما را، چنان­كه شما ديدن چنين روزي را براي خود فراموش نموديد و جايگاه شما جهنـّم است.»وقتی از کسی بپرسیم چی میخوری بگه تخیل میکنم کباب میخورمچی میپوشی؟ تخیل میکنم لباسی زیبا می‏پوشم.کجا زندگی میکنی؟ تخیل میکنم یه جای قشنگتو کدوم خونه؟ تخیل میکنم در یک کاخ زیباای بابا! این بابا همه ش در تخیلات زندگی میکنه. واقعی فکر نمیکنه. عقلش مشکل داره. کسی که با تخیلاتش از حقیقت و واقعیت فرار کنه، این عاقل نیست دیوانه است و محکوم به فنا و هلاکت.بزرگواران! کسی که نخواد به مرگ فکر کنه که از مهمترین حقایق زندگی همه ی ماست، خودش خواسته اینجا سراغ عقلش نره به مرگ فکر نکنه و تخیل کنه مرگی در کار نیست. کسی که تخیل کنه مرگی در کار نیست این عاقل نیست. یا بهتره بگیم عمداً عقلش رو تعطیل کرده و خودش رو زده به کوری. اون وقت روز قیامت یعنی از مرگ به بعد می‏فهمه عمداً مرگ رو فراموش کردن یعنی چی؟ گاهی آدمی که بی جا خودش رو میزنه به خواب، اتفاق جبران ناپذیری براش میفته که قابل جبران نیست. چقدر آه میکشه! تا به حال دیدید یه نفر از شدت غصه به جای فریاد زوزه بکشه؟ بعد از مرگ این جور افراد زیاد هستند. وقتی میبینند قطعاً اهل جهنم واقعی نه خیالاتی هستند و هیچ کدام از کسانی که اهل شفاعت و دستگیری در قیامت هستند محلش نمیگذارن. گاهی مرکز امید به آدم پشت میکنه.چرا نخواستی بهش فکر کنی؟ خب یه تحقیق میکردی اگر میدیدی دروغه میگفتی دروغه. اگر راسته خب دست و پامون رو جمع میکردیم. موقع مرگ حس و حالش اینه که این همه شنیدیم بعد مرگ خبراییه اما خودمون رو زدیم به کوری. الان چه عجایب دردناکی میبینیم! کااااااااااااااش.........بریم سراغ نهج البلاغة از عارفترین مردم نسبت به مرگ و معاد بخواهیم از حقایق مرگ برامون بگه:وَ قَدَّرَ لَكُمْ أَعْمَاراً سَتَرَهَا عَنْكُمْعمرهائى برايتان مقدر فرموده ولى مقدار آن از شما پنهان است.وَ خَلَّفَ لَكُمْ عِبَراً مِنْ آثَارِ اَلْمَاضِينَ قَبْلَكُمْو از آثار گذشتگان برايتان عبرتها ذخيره كردهمِنْ مُسْتَمْتَعِ خَلاَقِهِمْلذتهائى كه از دنيا بردندوَ مُسْتَفْسَحِ خِنَاقِهِمْو موهبتهائى كه قبل از گلو گير شدن به مرگ از آن بهره مند مى گرديدندأَرْهَقَتْهُمُ اَلْمَنَايَا دُونَ اَلْآمَالِسرانجام دست نيرومند مرگ گريبان آنها را گرفت و بين آنها و آمالشان جدائى افكندوَ شَذَّبَهُمْ عَنْهَا تَخَرُّمُ اَلْآجَالِو با فرا رسيدن اجل به سرعت آنها را از آرزوها بريدوَ لَمْ يَعْتَبِرُوا فِي أُنُفِ اَلْأَوَانِو در نخستين زمان زندگى عبرت نگرفتندفَهَلْ يَنْتَظِرُ أَهْلُ بَضَاضَةِ اَلشَّبَابِ إِلاَّ حَوَانِيَ اَلْهَرَمِآيا كسى كه جوان است جز پيرى انتظار دارد؟وَ أَهْلُ غَضَارَةِ اَلصِّحَّةِ إِلاَّ نَوَازِلَ اَلسَّقَمِو افرادى كه برخوردار از نعمت تندرستى هستند، جز حوادث بيمارى را چشم به راه مى باشند؟وَ أَهْلُ مُدَّةِ اَلْبَقَاءِ إِلاَّ آوِنَةَ اَلْفَنَاءِو آيا كسى كه باقى است جز فنا را منتظر است؟مَعَ قُرْبِ اَلزِّيَالِبا اين كه هنگام فراقوَ أُزُوفِ اَلاِنْتِقَالِو جدائىوَ عَلَزِ اَلْقَلَقِو لرزۀ اضطرابوَ أَلَمِ اَلْمَضَضِو ناراحتى مصيبت نزديك شدهوَ غُصَصِ اَلْجَرَضِكه حتى فرو بردن آب دهان براى او مشكل شودوَ تَلَفُّتِ اَلاِسْتِغَاثَةِ بِنُصْرَةِ اَلْحَفَدَةِ وَ اَلْأَقْرِبَاءِ وَ اَلْأَعِزَّةِ وَ اَلْقُرَنَاءِ... و از فرزندان و بستگان يارى جويدفَهَلْ دَفَعَتِ اَلْأَقَارِبُآيا آنها مى توانند مرگ را از او دفع كنند؟أَوْ نَفَعَتِ اَلنَّوَاحِبُو یا ناله هاى آنان و فريادشان براى او سودى دارد؟وَ قَدْ غُودِرَ فِي مَحَلَّةِ اَلْأَمْوَاتِ رَهِيناً(نه) او به سرزمين مردگان سپرده مى شود.وَ فِي ضِيقِ اَلْمَضْجَعِ وَحِيداًو در تنگناى قبر تنها مى ماند.قَدْ هَتَكَتِ اَلْهَوَامُّ جِلْدَتَهُحشرات پوستش را از هم مى شكافند.وَ أَبْلَتِ اَلنَّوَاهِكُ جِدَّتَهُو سختيهاى گور او را مى پوساند و از پاى در مى آورد.وَ عَفَتِ اَلْعَوَاصِفُ آثَارَهُتند بادهاى سخت آثار او را نابود مى كند.وَ مَحَا اَلْحَدَثَانُ مَعَالِمَهُو گذشت شب و روز نشانه هاى او را از ميان مى برد.وَ صَارَتِ اَلْأَجْسَادُ شَحِبَةً بَعْدَ بَضَّتِهَااجساد، پس از طراوت و تازگى تغيير مى پذيرند.وَ اَلْعِظَامُ نَخِرَةً بَعْدَ قُوَّتِهَاو استخوانها بعد از توانائى پوسيده مى گردند.وَ اَلْأَرْوَاحُ مُرْتَهَنَةً بِثِقَلِ أَعْبَائِهَاارواح، گروگان مسئوليت اعمال خويشند.مُوقِنَةً بِغَيْبِ أَنْبَائِهَا.و در آنجا به اسرار نهانى يقين حاصل مى كنندلاَ تُسْتَزَادُ مِنْ صَالِحِ عَمَلِهَانه بر اعمال صالحشان چيزى افزوده مى شود.وَ لاَ تُسْتَعْتَبُ مِنْ سَيِّئِ زَلَلِهَاو نه از اعمال زشتشان مى توانند توبه كنند.أَ وَ لَسْتُمْ أَبْنَاءَ اَلْقَوْمِ وَ اَلْآبَاءَ وَ إِخْوَانَهُمْ وَ اَلْأَقْرِبَاءَآيا شما فرزندان و پدران و برادران و بستگان همان مردم نيستيد؟تَحْتَذُونَ أَمْثِلَتَهُمْكه گام جاى گام آنها نهاديد؟وَ تَرْكَبُونَ قِدَّتَهُمْو در همان جاده اى قدم مى نهيد كه آنها نهادند؟وَ تَطَئُونَ جَادَّتَهُمْو روش آنان را دنبال مى كنيد؟فَالْقُلُوبُ قَاسِيَةٌ عَنْ حَظِّهَادلها از بهره گرفتن سخت شدهلاَهِيَةٌ عَنْ رُشْدِهَاو از رشد معنوى باز ماندهسَالِكَةٌ فِي غَيْرِ مِضْمَارِهَاو در غير طريق حق راه پيمائى مى كنندكَأَنَّ اَلْمَعْنِيَّ سِوَاهَاگويا آنها مقصود نيستندوَ كَأَنَّ اَلرُّشْدَ فِي إِحْرَازِ دُنْيَاهَاو گويا آنها نجات و رستگارى را در تحصيل دنيا مى دانندداستان واقعییکی از ارادتمندان آقا (آیة الله بهاء الدینی رحمة الله علیه) نقل می کند:«روزی به اتفاق آقا وارد قبرستانی شدیم. روش همیشگی ایشان این بود که در ابتدای قبرستان توقف می کردند و سوره فاتحه ای برای صاحبان قبور قرائت می فرمودند. اما آن روز دیدم چند قدمی طی کردند و در آن طرف گورستان بر سر قبری ایستادند. چند لحظه مکث کرده، فرمودند:همین جا می نشینیم.چندین دقیقه بر سر آن قبر نشستند، سپس با هم حرکت کردیم و از قبرستان خارج شدیم. پس از مدتی سؤال کردم که آیا علت خاصی وجود داشت که بر سر آن قبر نشستید؟ فرمودند:صاحب قبر در عذاب سختی بود، گفتم شاید تخفیفی برای او حاصل شود که البته بی تأثیر نبود!»نتیجه در یک کلام گفته شد: قیامت رو فراموش کنی در قیامت منجیان و شافعان فراموشت میکنند.</description>
                <category>عبد الله عبدی</category>
                <author>عبد الله عبدی</author>
                <pubDate>Fri, 31 Jan 2025 20:10:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یاد مرگ و قیامت (46) حالت خاص چشمان غافلين</title>
                <link>https://virgool.io/@m_37327417/%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AA-46-%D8%AD%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D8%AE%D8%A7%D8%B5-%DA%86%D8%B4%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84%D9%8A%D9%86-kvbo1bmzvbz3</link>
                <description>&quot;بصر حدید&quot;سرمون رو کردیم تو برف مثل کبک. نه؛ از مرگ و قیامت حرف نزن. من اصلاً نمیخوام فکر کنم به این که مرگ یک واقعیت هست یا نه. جهنم هست یا نه. جلوی خوشیهای من رو نگیرید.خب حالا عمداً خودت رو به خواب و کوری و غفلت زدی. حالا یعنی دیگه مرگ نیست؟! سراغت نمیاد؟ جهنم نیست؟ جهنم هم باشه مال تو نیست مال همسایه است؟ چشماهاتو باز کنی یا نکنی به سرعت داری به سمت مرگ میری. وقتی سراغت اومد چنان چشمت باز می‏شود که حتی پلک هم نمی زنی؟از هنگام مرگ به بعد پرده‌ ها و حجابها از جلوي ديدگانش كنار زده شده، منظره های هولناک را مي‌بيند. چشمي كه بي ‌پرده و بي‌ مانع حقايق را بنگرد، به آن چشم تیزبین و در اصطلاح قرآنی به آن &quot;بصر حديد&quot; میگویند. غافل در آخرت بصر حديد دارد.«لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ»»و هر آينه تو از قيامت غافل بودي. پس پرده ‏‏ی جلوي ديدگانت را كنار زديم. چشمان تو امروز تیز و حديد و بي ‌پرده و بي ‌مانع براي رؤيت حقايق و واقعيتهاست«.حقایقی که از فکر آن فرار میکردی حالا به آنها گرفتار شده ای و راه فرار نداری.حقایقی را میبیند که دیدنش خود نوعي عذاب است. رؤيت تجسـّم اعمال و اخلاق با آن صورتهاي بسيار كريه و زشت و دهشتناك و رؤيت صحنه ‌هاي بسيار هولناک قيامت، چنان چشمان او را گرد و خيره و مات ‌زده و بهت زده مي‌كند كه نشان از هول و هراس و تعجب و افسوس و حسرتي وصف ناشدني دارد.امام خمینی رحمة الله علیه فرموده اند:«در وقت خروج از بدن با هر ملکه‏ای از دنیا رفت با آن ملکه صورت آخرتی می‏گیرد و چشم ملکوتی برزخی او را می‏بیند و خود او هم وقت گشودن چشم برزخی، خود را به هر صورتی هست می‏بیند، اگر چشم داشته باشد.»«البته معجونى كه با دست ديو پليد و تصرّف نفس سركش فراهم آمد، جز خُلق شيطانى از آن زاييده نشود و چون قلب در هر حال از آنها تغذّى مى‏نمايد و آنها صورت باطنيّۀ نفس شوند. پس بعد از چندى مداومت، انسان يكى از وليده‏هاى شيطان شود كه با دستِ تربيت و در تحت تصرّف او نشو و نما نموده و چون چشم ملكى بسته شود و چشم ملكوتى بازگردد، خود را يكى از شياطين مى‏بيند و در آن حال جز خسران نتيجه‏اى نبرد و حسرتها و افسوسها به حالش سودى نبخشد.»&quot;بصر شاخص&quot;در بعضی از آیات و روایات تعبیر &quot;بصر شاخص&quot; آمده است. بصر شاخص به چشمی میگویند که خیره به جایی نگاه کرده و مات زده و بهت زده است و حتی پلک هم نمیزند از شدت ترس و وحشت.«وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ فَإِذا هِيَ شاخِصَةٌ أَبْصارُ الَّذِينَ كَفَرُوا يا وَيْلَنا قَدْ كُنَّا فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا بَلْ كُنَّا ظالِمِينَ » (97) انبیاء«و وعده‏‏ ی حق الهي (در باره ‏‏ی قيامت)، نزديك شد. پس ناگهان چشمان مردم كافر از شدت ترس و اضطراب، خيره مي‌ماند و فرو بسته نمي‌شود. مي‌گويند: اي واي بر ما كه به امور دنيا مشغول شديم و از اين روز غافل گشتيم و در باره‏‏ ی آن نينديشيديم. بلكه با معصيت خدا و پرستش غير خدا ظلم كرديم.»(وَ لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غافِلاً عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّما يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ‏ فيهِ الْأَبْصارُ * مُهْطِعِينَ مُقْنِعِي رُءُوسِهِمْ لا يَرْتَدُّ إِلَيهِمْ طرْفُهُمْ وَ أَفْئِدَتُهُمْ هَوَاءٌ) (43و42) ابراهیم«و حتماً حتماً گمان نکن که خدا غافل است از آن چه ستمکاران عمل میکنند. جز این نیست که خدا آنها را به تأخیر انداخته برای روزی که چشمها در آن روز خیره و مات زده و بهت زده میشوند.* گردنها را كشيده، سرها را به آسمان بلند كرده، حتّى پلك چشمهايشان از حركت بازمى‏ماند؛ زيرا به هر طرف نگاه كنند، آثار عذاب آشكار است و (در اين حال) دلهايشان از عقل و انديشه خالى مى‏گردد.»جالب است که در هر سه آیه صحبت از غفلت است. میشود انسانی اعتقاد به ثواب و عقاب و حوادث بعد از مرگ و وجود جهنم داشته باشد اما از آنها غفلت داشته باشد. عمداً نمیخواهد در باره اش فکر کند. ناگهان پرده کنار میرود و صحنه های هولناک و صداهای هولناک و بوهای هولناک .....امیر المؤمنین علیه السلام فرموده است:«اسْتَعِدُّوا لِيَوْمٍ‏ تَشْخَصُ‏ فِيهِ‏ الْأَبْصارُ وَ تَتَدَلَّهُ لِهَوْلِهِ الْعُقُولُ وَ تَتَبَلَّدُ الْبَصَائِرُ»«آماده شوید برای روزی که در آن چشمها مات و مبهوت و عقلها از ترس آن روز زائل و بصیرتها به حیرت می افتند.»در فرازی از زیارت امیر المؤمنین علیه السلام آمده است:ثُمَّ انْكَبَّ عَلَى الْقَبْرِ وَ أَنْتَ تَقُولُ:«يَا سَيِّدِي تَعَرَّضْتُ لِرَحْمَتِكَ بِلُزُومِي لِقَبْرِ أَخِي رَسُولِكَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ عَائِذاً، لِتُجِيرَنِي مِنْ نِقَمِكَ وَ سَخَطِكَ، وَ مِنْ زَلَازِلِ يَوْمٍ تَكْثُرُ فِيهِ الْعَثَرَاتُ، يَوْمٍ تُقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصَارُ، يَوْمٍ تَبْيَضُّ فِيهِ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ فِيهِ وُجُوهٌ، يَوْمِ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَناجِرِ كاظِمِينَ‏، يَوْمِ الْحَسْرَةِ وَ النَّدَامَةِ يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ‏، يَوْمٍ مِقْدَارُهُ خَمْسُونَ أَلْفَ سَنَةٍ، يَوْمٍ يَشِيبُ فِيهِ الْوَلِيدُ وَ تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ‏، يَوْمٍ‏ تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصارُ، وَ تُشْغَلُ كُلُّ نَفْسٍ بِمَا قَدَّمَتْ، وَ تُجَادِلُ كُلُّ نَفْسٍ عَنْ نَفْسِهَا، وَ يَطْلُبُ كُلُّ ذِي جُرْمٍ الْخَلَاصَ»«سپس بچسب به قبر در حالی که این چنین میگویی:ای خدایی که سید منی! من متعرض رحمت تو شدم با چسبیدنم به قبر برادر رسولت صلوات الله علیه در حالی که پناهنده ام تا مرا حفظ کنی از عذابت و خشمت و از لغزیدنها در روزی که لغزشها زیاد است، در روزی که دلها و چشمها دگرگون می‏شوند، در روزی که در آن چهره هایی سفید و چهره هایی سیاه میشوند، روزی که نزدیک است. زمانی که قلبها به حنجره ها رسیده و قدرت بروز غم و فریاد ندارد، در روزی که روز حسرت و پشیمانی است، در روزی که شخص از برادرش و مادرش و پدرش فرار می‏کند، در روزی که مقدار آن پنجاه هزار سال است، در روزی که فرزند در آن پیر می‏شود و هر شیردهی از آنچه شیر می‏دهد غفلت می‏کند، در روزی که در آن چشمها مات و مبهوت و بیحرکت میشوند و هر کس مشغول عملی است که با خود آورده و هر کس با خودش مجادله میکند و هر صاحب جرمی دنبال خلاصی است.»امام خمینی رحمة الله علیه فرموده ‏اند:«ای عزیز! امثال این حدیث شریف (که در باره جهنم است) بسیار است و وجود جهنم و عذاب الیم آن از ضروریات جمیع ادیان و واضحات برهان است و اصحاب مکاشفه و ارباب قلوب در همین عالم نمونه آن را دیده‏ اند. درست تصور و تدبر کن در مضمون این حدیث کمر شکن. آیا اگر احتمال صحت هم بدهی، نباید مثل دیوانه‏ ها سر به بیابان بگذاری؟ چه شده که ما این قدر در خواب غفلت و جهالتیم؟ آیا مَلَکی مثل رسول اللّه و جبرئیل بر ما نازل شده و ما را از عذاب خدا ایمن کرده؟ با اینکه رسول خدا و اولیاء او تا آخر عمر هم از خوف خدا قرار نداشتند و خواب و خوراک نداشتند. ولیّ کارخانه خدا از خوف غش می‏کرد. علی بن الحسین علیهما السلام امام معصوم، گریه‏ها و زاریهایش و مناجات و عجز و ناله‏هایش دل را پاره پاره می‏کند. ما را چه شده که هیچ حیا نکرده در محضر ربوبیت این قدر هتک حرمات و نوامیس الهی را می‏کنیم؟ ای وای بر ما و بر غفلت ما! ای وای بر ما و بر شدت سکرات موت ما! ای وای بر حال ما در برزخ و سختیهای آن و در قیامت و ظلمتهای آن! ای وای بر حال ما در جهنم و عذاب و عقاب آن»خرما نتوان خوردن ازين خار که کشتيمديبا نتوان کردن ازين پشم که رشتيمبر حرف معاصي خط عذري نکشيديمپهلوي کبائر حسناتي ننوشتيمما کشته ‌ي نفسيم و بس آوخ که برآيداز ما به قيامت که چرا نفس نکشتيمافسوس برين عمر گرانمايه که بگذشتما از سر تقصير و خطا درنگذشتيمدنيا که درو مرد خدا گل نسرشتستنامرد که ماييم چرا چرا دل بسرشتيمايشان چو ملخ در پس زانوي رياضتما مور ميان بسته دوان بر در و دشتيمپيري و جواني پي هم چون شب و روزندما شب شد و روز آمد و بيدار نگشتيمواماندگي اندر پس ديوار طبيعتحيفست دريغا که در صلح بهشتيمچون مرغ برين کنگره تا کي بتوان خوانديک روز نگه کن که برين کنگره خشتيماز سعدی</description>
                <category>عبد الله عبدی</category>
                <author>عبد الله عبدی</author>
                <pubDate>Sat, 25 Jan 2025 23:12:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یاد مرگ و قیامت (45) ج: نسیان و غفلت از مرگ و آخرت (11) آثار زیانبار فراموشی مرگ (6) آثار فراموشی مرگ در دنیا (6) كشيده شدن به وادي کفر و بقاء در آن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_37327417/%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AA-45-%D8%AC-%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%BA%D9%81%D9%84%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D8%A2%D8%AE%D8%B1%D8%AA-11-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D9%85%D8%B1%DA%AF-6-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-6-%D9%83%D8%B4%D9%8A%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%8A-%DA%A9%D9%81%D8%B1-%D9%88-%D8%A8%D9%82%D8%A7%D8%A1-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%86-mrapqnscluv8</link>
                <description>هيچ سقوطي به شدت كفر براي انسان نيست، كما اين­كه هيچ عذابي به شدت عذاب كافر نيست.غفلت از مرگ و آخرت، مي‌تواند موجب كفر يا بقاء در آن بشود.«وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ فَإِذا هِيَ شاخِصَةٌ أَبْصارُ الَّذِينَ كَفَرُوا يا وَيْلَنا قَدْ كُنَّا فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا بَلْ كُنَّا ظالِمِينَ» (انبیاء ـــ 97)«و وعده‏‏ی حق الهي (در باره‏‏ی قيامت)، نزديك شد. پس ناگهان چشمان مردم كافر از شدت ترس و اضطراب، خيره مي‌ماند و فرو بسته نمي‌شود. مي‌گويند: اي واي بر ما كه به امور دنيا مشغول شديم و از اين روز غافل گشتيم و در باره‏‏ی آن نينديشيديم. بلكه با معصيت خدا و پرستش غير خدا ظلم كرديم.»يعني: اي كاش از روز قيامت غافل نبوديم كه چنين به بدبختي­هاي ناشي از كفر دچار شويم.يعني: اگر از روز قيامت غافل نبوديم، كافر نمي‌شديم.این احتمال هست که کفر در این آیه کفر اعتقادی و اخلاقی و عملی هر سه باشد.این دین گریزیها و پشت کردنها به خدا و رسول و اهل بیت علیهم السلام که به وفور میبینیم و مسیحیان و یهودیان و دیگر مردمانی که کلمه ی کفر شاملشان میشود و اهل تسنن که ابا میکنند بگویند علی علیه السلام جانشین واقعی رسول خدا صلی الله علیه اله بوده و کسانی که حکومت اسلامی را برنمیتابند ریشه همه یا قریب به اتفاق این ها غفلت از مرگ هست و راه هدایت اینها هم یاد مرگ و قیامت هست. پشت میکنند به اخلاق الهی و ترجیح میدهند اخلاق شیطانی را بر اخلاق الهی و این کفر عملی که دوست دارد با گناه دل امام زمان علیه السلام را به درد آورد و خود با دست خود و با اختیار خود جهنم را و عبودیت شیطان را برگزیند اینها همه دستاورد فراموشی مرگ و معاد و ترجیح دنیا بر آخرت است.فرمود عزّ و جلّ:&quot;و الذین کفروا اولیاؤهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون&quot; &quot;و کسانی که کفر ورزیدند سرپرستانشان طاغوتها هستند. آنها را از نور خارج و به تاریکیها سوق میدهند. آنها اهل جهنم بوده و در آن جاودانند.&quot;میگویم شاید شامل حال کسانی بشود که با نور همراهی کردند اما ظلمات را بر نور برگزیدند. در مملکتی که نایب امام زمان علیه السلام و فقیه یعنی یک عالم بزرگ با مدیریت قوی مردم را به نور دعوت میکند این رو ببین که عامداً از نور به طرف ظلمت میرود. &quot;قد تبین الرشد من الغیّ&quot; راه درست که آشکار است. تو خودت رو به کوری زدی. یا با یاد مرگ بینا شو یا مرگ چشمهاتو باز میکنه.چقدر این ادعیه مأثوره بیدار کننده هستند و چقدر ما محتاجیم به خواندن آنها با حضور قلب و درک معانی!در مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی رحمة الله علیه میفرماید:&quot;دعای شریفی که در نماز وتر خوانده میشود. علامه مجلسی در بحار آن را از کتاب &quot;اختیار&quot; نقل نموده. فرموده: میکشی دست خود را به جانب آسمان و میگوئی:....&quot;من دعا را با ترجمه مینویسم شاید کسی بخواهد آن را جلوی دیدش نصب و گاه گاهی آن را بخواند.إِلَهِي كَيْفَ أَصْدُرُ عَنْ بَابِكَ بِخَيْبَةٍ مِنْكَای خدای من! چگونه از درب تو با ناامیدی از تو باز گردموَ قَدْ قَصَدْتُهُ عَلَى ثِقَةٍ بِكَدر حالی که با حال اعتماد به تو قصد تو را کردمإِلَهِي كَيْفَ تُؤْيِسُنِي مِنْ عَطَائِكَای خدای من! چگونه مرا از عطای خود مأیوس کنیوَ قَدْ أَمَرْتَنِي بِدُعَائِكَدر حالی که امر کردی مرا به صدا زدنتصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍدرود فرست بر محمد و آل محمدوَ ارْحَمْنِي إِذَا اشْتَدَّ الْأَنِينُو رحم کن به من آن هنگام که ناله ی جانسوز، شدید شود (ناله دیگران به خاطر رسیدن مرگ من)وَ حُظِرَ عَلَيَّ الْعَمَلُو عمل از من منع گردد (زمان مرگ وقت عمل و اطاعت از خدا به پایان میرسد.)وَ انْقَطَعَ مِنِّي الْأَمَلُو آرزو از من منقطع شود (عمری نمانده تا در آن آرزو داشته باشم.)وَ أُفْضِيتُ إِلَى الْمَنُونِو رسانده شدم به مرگوَ بَكَتْ عَلَيَّ الْعُيُونُو چشمها بر من گریه کردندوَ وَدَّعَنِي الْأَهْلُ وَ الْأَحْبَابُو خانواده و دوستان از من خداحافظی کردندوَ حُثِيَ عَلَيَّ التُّرَابُو بر من خاک پاشیده شدوَ نُسِيَ اسْمِيو اسمم فراموش شدوَ بَلِيَ جِسْمِيو جسمم پوسیدوَ انْطَمَسَ ذِكْرِيو یادم از یادها محو شدوَ هُجِرَ قَبْرِيو قبرم مهجور و دورافتاده شدفَلَمْ يَزُرْنِي زَائِرٌپس هیچ زائری مرا زیارت نکردوَ لَمْ يَذْكُرْنِي ذَاكِرٌو هیچ کس مرا یاد نکردوَ ظَهَرَتْ مِنِّي الْمَآثِمُو گناهانم آشکار شدندوَ اسْتَوْلَتْ عَلَيَّ الْمَظَالِمُو مظالم بر من چیره شدوَ طَالَتْ شِكَايَةُ الْخُصُومِو شکایت دشمنان طولانی شدوَ اتَّصَلَتْ دَعْوَةُ الْمَظْلُومِو دعای مظلوم بر علیه من پیوسته شد (یعنی در این مواقع به من رحم کن)اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍخدایا! بر محمد و آل محمد درود بفرستوَ أَرْضِ خُصُومِي عَنِّي بِفَضْلِكَ وَ إِحْسَانِكَو دشمنانم را از من راضی کن به فضلت و احسانتوَ جُدْ عَلَيَّ بِعَفْوِكَ وَ رِضْوَانِكَو بر من جود کن به سبب عفوت و رضوانتإِلَهِي ذَهَبَتْ أَيَّامُ لَذَّاتِيای خدای من! ایام کیفها و لذتهای من رفتوَ بَقِيَتْ مَآثِمِي وَ تَبِعَاتِيو باقی ماند گناهانم و تبعات گناهانموَ قَدْ أَتَيْتُكَ مُنِيباً تَائِباًو نزد تو آمدم در حالی که انابه کننده و توبه کننده هستمفَلَا تَرُدَّنِي مَحْرُوماً وَ لَا خَائِباًپس مرا در حالی که محروم و ناامید هستم رد نکناللَّهُمَّ آمِنْ رَوْعَتِيخداوندا! به ترسم و فزع و بی تابیم ایمنی بخشوَ اغْفِرْ زَلَّتِيو لغزشم را بیامرزوَ تُبْ عَلَيَّ إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُو بر من بازگشت کن. همانا تو بسیار بازگشت کننده و رحم کننده هستی.تازيانه‏‏ای از آتشروايتی از حضرت عيسی علیه السلام نقل شده است. در اين روايت می‏‏خوانيم: حضرت به اذن خدا جوان مرده ‏‏ای را که هنوز آب قبرش خشک نشده بود، زنده فرمود. جوان وقتی زنده شد، بسيار شکسته و بی‏‏نشاط و خسته می ‏‏نمود. گويي چندين سال است که سر به تيره‏‏ ی تراب نهاده است. حضرت عيسی علیه السلام از او پرسيد: چه مدت است که جان سپرده ‏‏ای؟گفت: چندين هزار سال. سپس پرسيد: پس از مرگ بر تو چه گذشت؟جوان گفت: وقتی مرا به خاک سپردند، نکير و منکر آمدند و از من سئوالاتی کردند. چون نتوانستم جواب دهم، مرا تازيانه ‏‏ای زدند که قبرم از آتش پر شد و تا حال مي ‏‏سوختم!حضرت دگر بار پيرمردی را که ساليان دراز از مرگش مي‏‏ گذشت و نشاني از قبرش به جای نمانده بود به اذن خدا زنده کرد. وقتی زنده شد، بسيار بانشاط، جوان و باجمال جلوه کرد. حضرت از او پرسيد: چند وقت است که چهره در نقاب خاک کشيده‏‏ ای؟پيرمرد گفت: هم اکنون. و تا مُردم مرا به خاک سپردند. نکير و منکر آمدند و از من سئو‏‏الا‏‏تی کردند. چون جواب دادم، باغی از باغ­ های بهشت بر من نمايا‏‏ن شد . . . . در همان جا بودم که مرا احضار فرموديد.</description>
                <category>عبد الله عبدی</category>
                <author>عبد الله عبدی</author>
                <pubDate>Sun, 19 Jan 2025 15:19:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یاد مرگ و قیامت (44) ج: نسیان و غفلت از مرگ و آخرت (10) آثار زیانبار فراموشی مرگ (5) آثار فراموشی مرگ در دنیا (5) كشيده شدن به وادي ضلالت</title>
                <link>https://virgool.io/@m_37327417/%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AA-44-%D8%AC-%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%BA%D9%81%D9%84%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D8%A2%D8%AE%D8%B1%D8%AA-10-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D9%85%D8%B1%DA%AF-5-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-5-%D9%83%D8%B4%D9%8A%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%8A-%D8%B6%D9%84%D8%A7%D9%84%D8%AA-yl3rtibwjvty</link>
                <description>شیطان قسم خورده ما رو گمراه کنه. گفته از هر شش جهت به ما حمله میکنه تا گمراهمون کنه. نفس هم که خبیثتر از شیطان. میخوان ما پشت به خدا بکنیم. پشت به امام زمان علیه السلام بکنیم. میخوان عشق به امام حسین علیه السلام رو از دل ما بیرون کنن. محبت حضرت زهرا سلام الله علیها رو از دل ما بیرون کنن. چی میشه بعضی از ما تسلیم میشیم و خودمون انتخاب میکنیم که به شیطان لبیک بگیم و خودمون انتخاب میکنیم که از قرآن و اهل بیت علیهم السلام زاویه بگیریم؟ چه مي‌شود كه بسياري از انسان­ها گمراهي را به جاي هدايت بر مي‌گزينند با اين­كه پايانش غضب خدا و عذاب شديد الهي است؟چرا با وجود این که روزی ده بار حد اقل میگوییم خدایا! ما رو به راه راست هدایت کن اما باز بسیاری گمراه میشن؟فراموش کردن مرگ و قیامت و روز حساب و کتاب. نسيان مرگ و آخرت، انسان را به وادي ضلالت و گمراهی مي‌كشاند و لو از وسط بزرگراه حق و حقیقت و معنویت و صراط الله قدم بزنند.ان الله تعالی یقول:«إِنَّ الَّذين يَضِلُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ بِما نَسُوا يَوْمَ الْحِسابِ» (ص ـــ 26)«همانا كساني كه از راه خدا گمراه شدند عذاب شديدي دارند. چون روز حساب را فراموش كردند.»این آیه میفرماید گمراهان که عذابشون شدیده، فراموشی روز قیامت گمراهشون کرد.به خدا قسم فراموش کردن مرگ و بعد از مرگ خطرناکه. بعضی با انتخاب خودشون در دنیا خواستند کور باشند و مرگ و قیامت رو نبینند. روز قیامت اینها کور محشور میشن. رب لم حشرتنی اعمی و قد کنت بصیرا. میگن ای پروردگار من! چرا مرا کور محشور کردی من که در دنیا کور نبودم؟ میفرماید چرا کور بودی. خودت رو به کوری زدی نخواستی چشم باز کنی ببینی آخرش مرگه. آخرش قیامته.دعایی است از امام زین العابدین علیه السلام به نام دعای حزین که بعد از نماز شب خوانده میشود ولی خواندن آن در هر مکان و زمان جایز است. دعا رو چاپ کنید با ترجمه ش گاهی ببینید. دعا این است:أُنَاجِيكَ يَا مَوْجُوداً فِي كُلِّ مَكَانٍبا تو نجوا میکنم ای که در هر مکانی هستی!لَعَلَّكَ تَسْمَعُ نِدَائِيشاید صدایم را بشنویفَقَدْ عَظُمَ جُرْمِي وَ قَلَّ حَيَائِيجرمم سنگین و حیائم کم شده است.مَوْلَايَ يَا مَوْلَايَمولای من! ای مولای من!أَيَّ الْأَهْوَالِ أَتَذَكَّرُ وَ أَيَّهَا أَنْسَىیادآور کدام هول و هراسها شوم و کدام یک را فراموش کنموَ لَوْ لَمْ يَكُنْ إِلَّا الْمَوْتُ لَكَفَىهی هیچ (حساب و کتاب و قیامتی) نبود مرگ، کفایت می‏کرد.كَيْفَ وَ مَا بَعْدَ الْمَوْتِ أَعْظَمُ وَ أَدْهَىچگونه در حالی که بعد از مرگ با عظمت تر و ناخوشایندتر استمَوْلَايَ يَا مَوْلَايَمولای من! ای مولای من!حَتَّى مَتَى وَ إِلَى مَتَى أَقُولُ لَكَ الْعُتْبَى مَرَّةً بَعْدَ أُخْرَى ثُمَّ لَا تَجِدُ عِنْدِي صِدْقاً وَ لَا وَفَاءًبه چه منظور و تا کی بگویم رضایتت را جلب میکنم باری بعد از باری بعد نیابی نزد من نه صدق را و نه وفا را.فَيَا غَوْثَاهْ ثُمَّ وَا غَوْثَاهْ بِكَ يَا اللَّهُپس ای خدا کمکم کن سپس ای خدا به فریادم برسمِنْ هَوًى قَدْ غَلَبَنِياز شر هوای نفس که بر من مسلط شده است.وَ مِنْ عَدُوٍّ قَدِ اسْتَكْلَبَ عَلَيَّو از شر دشمنی که مثل سگ به من حمله کرده استوَ مِنْ دُنْيَا قَدْ تَزَيَّنَتْ لِيو از شر دنیا که برای من زینت داده شده استوَ مِنْ نَفْسٍ أَمَّارَةٍ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّيو از شر نفسی که بسیار به بدی امر میکند مگر این که پروردگارم به من رحم کند‏ مَوْلَايَ يَا مَوْلَايَمولای من! ای مولای من!إِنْ كُنْتَ رَحِمْتَ مِثْلِي فَارْحَمْنِياگر به مانند من رحم میکنی پس به من رحم کنوَ إِنْ كُنْتَ قَبِلْتَ مِثْلِي فَاقْبَلْنِي‏و اگر مانند مرا قبول میکنی پس مرا قبول کنيَا قَابِلَ التَّوْبَةِ اقْبَلْنِيای قبول کننده توبه! مرا قبول کنيَا مَنْ لَمْ أَزَلْ أَتَعَرَّفُ مِنْهُ الْحُسْنَىای کسی که همیشه به بهترین بودن تو را میشناسميَا مَنْ يُغَذِّينِي بِالنِّعَمِ صَبَاحاً وَ مَسَاءًای کسی که با نعمتهایت صبح و شب مرا تغذیه میکنیارْحَمْنِي يَوْمَ آتِيكَ فَرْداًبه من رحم کن در آن روز که تنها نزدت می آیمشَاخِصاً إِلَيْكَ بَصَرِيچشمم مات و مبهوت و خیره و زل زده به توست از شدت ترسمُقَلِّداً عَمَلِيروزی که عملم طوق گردنم شده و از آن آویزان است.وَ قَدْ تَبَرَّأَ جَمِيعُ الْخَلْقِ مِنِّيروزی که همه خلق از من بیزاری میجویندنَعَمْ وَ أَبِي وَ أُمِّي وَ مَنْ كَانَ لَهُ كَدِّي وَ سَعْيِيآری و پدرم و مادرم و هر کس که برای اوست کوشش و تلاشمفَإِنْ لَمْ تَرْحَمْنِي فَمَنْ يَرْحَمُنِيپس اگر تو به من رحم نکنی چه کسی رحم کند؟وَ مَنْ يُؤْنِسُ فِي الْقَبْرِ وَحْشَتِيو چه کسی در قبر مونس هنگام وحشتم باشد؟وَ مَنْ يُنْطِقُ لِسَانِي إِذَا خَلَوْتُ بِعَمَلِيو چه کسی زبانم را گویا کند آن گاه که من هستم و عملم؟وَ سَأَلْتَنِي عَمَّا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّيو تو سؤال کنی از آنچه که تو نسبت به آن از من آگاهتریفَإِنْ قُلْتُ نَعَمْ فَأَيْنَ الْمَهْرَبُ مِنْ عَدْلِكَو من در جواب بگویم درست است (من این کارها را کرده ام) پس کجاست که از عدلت به آنجا فرار کنم؟وَ إِنْ قُلْتُ لَمْ أَفْعَلْ قُلْتَ أَ لَمْ أَكُنِ الشَّاهِدَ عَلَيْكَو اگر بگویم نه من این کارها را نکردم تو بگویی آیا من شاهدت کارهایت نبودم؟فَعَفْوَكَ عَفْوَكَ يَا مَوْلَايَپس عفو کن من را، عفو کن مرا ای مولای من!قَبْلَ أَنْ تُلْبَسَ الْأَبْدَانُ سَرَابِيلَ الْقَطِرَانِقبل از این که به بدنها لباسهایی از مس مذاب پوشانده شودعَفْوَكَ عَفْوَكَ يَا مَوْلَايَپس عفو کن من را، عفو کن مرا ای مولای من!قَبْلَ أَنْ تَغُلَّ الْأَيْدِي إِلَى الْأَعْنَاقِقبل از این که دستها با زنجیر به گردنها بسته شونديَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ وَ خَيْرَ الْغَافِرِينَای رحم کننده ترین رحم کنندگان و ای بهترین آمرزندگانداستاندر روایت آمده است کسی که میتواند حج برود اما نرود، یهودی میمیرد نه مسلمان.مرحوم حاج عبد العلی مشکسار نقل نمود که يک روز صبح در مسجد آقا احمد مرحوم عالم ربانی آقای حاج سيد عبدالباقی اَعلَي اللهُ مَقامَهُ پس از نماز جماعت به منبر رفت و من حاضر بودم. فرمود: امروز می‏‏خواهم چيزی را که خودم ديده‏‏ام برای موعظه‏‏ شما نقل کنم. رفيقی داشتم از مؤمنين و مريض شد. به عيادتش رفتم. چون او را در حال سکرات مرگ ديدم نزدش نشستم و سوره‏‏ &quot;يس&quot; و &quot;الصافات&quot; را تلاوت کردم. اهل او از حجره بيرون رفتند و من تنها نزدش نشستم. پس او را کلمه‏‏ توحيد و ولايت تلقين می‏‏کردم. آنچه اصرار کردم، نگفت. با اين ­که می‏‏توانست حرف بزند و با شعور بود. پس ناگاه با کمال غيظ، متوجه من شده و سه مرتبه گفت: يهودی، يهودی، يهودی! من بر سر خود زدم و طاقت توقف، ديگر نداشتم. از حجره بيـرون آمـدم و اهلش نزدش رفتند. درب خانه که رسيدم، صدای شيون و ناله بلند شد. معلوم شد مرده است و پس از تحقيق از حالش، معلوم شد که اين بدبخت چند سال بود که واجب الحج بود و به اين واجب مهم الهی اعتنايي ننموده تا اين­که يهودی از دنيا رفت.</description>
                <category>عبد الله عبدی</category>
                <author>عبد الله عبدی</author>
                <pubDate>Thu, 16 Jan 2025 15:03:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یاد مرگ و قیامت (43) ج: نسیان و غفلت از مرگ و آخرت (9) آثار زیانبار فراموشی مرگ (4) آثار فراموشی مرگ در دنیا (4) به سرگرمي و بازي گرفتن دين</title>
                <link>https://virgool.io/@m_37327417/%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AA-43-%D8%AC-%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%BA%D9%81%D9%84%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D8%A2%D8%AE%D8%B1%D8%AA-9-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D9%85%D8%B1%DA%AF-4-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-4-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D9%85%D9%8A-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%8A-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-%D8%AF%D9%8A%D9%86-dfxr36pyrhi7</link>
                <description>یک بخش مهم از معارف قرآنی و اسلامی ما معادشناسی و بخش مهمی از رفتارهای دینی که نقش ضمانت اجرایی دارند توجه به معاد و مرگ و قیامت است. یعنی اگر شما معرفت به معاد و آخرت نداشته باشی قطعاً دین شناس نیستی و اگر توجه به معاد و تذکر و تفکر نسبت به آن نداشته باشی قطعاً و قطعاً رفتارهایت هم دینی نیست بلکه عدم یاد و تفکر در قیامت موجب میشود به بقیه رفتارها آسیب وارد بشود و دين در چنين شخصي حقيقت پيدا نكرده و اعمال و رفتارهاي ديني او سرگرمي (لهو) و بازي (لعب) شده و به اشاره ‏‏ی نفس صورت مي‌گيرند، نه به حكم ايمان.)الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَهْواً وَ لَعِباً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا فَالْيَوْمَ نَنْساهُمْ كَما نَسُوا لِقاءَ يَوْمِهِمْ هذا([1]«كساني كه دين خود را به لهو و لعب گرفتند و زندگاني دنيا آن­ها را فريب داد، چون قيامتشان را فراموش كردند، ما نيز امروز (كه روز قيامت است) آن­ها را فراموش مي‌كنيم.»و البته كسي كه دينش لهو و لعب بشود، دست عنايت كسي كه جلوه‏‏ ی رحمت الهي است، از سرش برداشته مي‌شود.)وَ ذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِباً وَ لَهْواً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا([2]«و (اي پيامبر) رها كن آن­هايي را كه دينشان را به لهو و لعب گرفتند و زندگاني دنيا آن­ها را فريب داد.»آیه اول میفرماید: آنها دین داشتند دینی که برای آنها نجات بخش است اما چون قیامت را فراموش کردند گرفتار این شدند که دین را جدی نگیرند. برای تفریح و سرگرمی و بر اساس خواسته های نفسانی و تمایلاتشان با دین خدا ور می‏رفتند. اصلاً این را عرض کنم: کسی که یاد مرگ و قیامت نکند و از آن غافل باشد و آن را به فراموشی بسپارد، در چنین شخصی یک ستون از سه ستون اصلی دین شکل نمی‏گیرد و به تعبیر دیگر اصلاً دین نمیتواند در وجودش پابر جا باشد. پس این نماز و روزه و حج و .... چه می‏شود؟ جواب: این ها بر اساس امر الهی انجام نمی‏پذیرند بلکه بر اساس تمایلات نفس و برای سرگرمی و بازی اتیان می‏شوند.و هر جوری هم طرف بخواهد، آن را تغییر می‏دهد به نفع خودش. در سرگرمی و بازی این جور است که طرف برای این که بیشتر کیف کند، بازی را مطابق با میلش تغییر می‏دهد. اینجا هم همین است. برای این که از دین بیشتر به کیف و سرگرمی و بازی و لذت برسد، آن را مطابق با میلش تغییر میدهد.«الذین اتَّخَذوا دینَهم لَهْواً و لَعِباً و غَرَّتْهُم الَحیوةَ الدنیا فالیومَ نَنْساهُم كما نَسوا لقاءَ یومِهِم هذا و ما كانوا بایاتِنا یجْحَدونَ»«كسانی كه دینشان را به بازیچه و سرگرمی گرفته اند و زندگانی دنیا آنها را فریب داد، پس امروز فراموش میكنیم آنها را همانگونه كه آنها فراموش كردند این روز (قیامت) را.»یعنی چون روز قیامت را فراموش كردند و این موجب شد دین خود را به بازیچه و سرگرمی گرفته و دنیا آنها را بفریبد، ما نیز آن­ها را روز قیامت فراموش میكنیم.وقتی مرگ و قیامت را فراموش کنیم در قیامت که ذره ذره وجودمان در ترس و اضطراب است و به شدت به نگاه و توجه خدا نیاز داریم و به شدت به نگاه و توجه اهل بیت علیهم السلام نیاز داریم، ............ گویا هیچ کس ما را نمیبیند. فریاد بزن من اینجام گرفتارم یه نگاهی.............. نه، تو قیامت را در نتیجه خدا را و قرآن را و دین را در دنیا فراموش کردی اینجا فراموش شدی. اهل بیت علیهم السلام هی چی گفتند حواست به قیامت باشه تو شنیدی و خندیدی حالا قیامت شده توقع داری بهت نگاه کنند؟ شفاعت شامل خیلیها نمیشود.امام فقید رحمة الله علیه در کتاب اربعین آورده اند:رَوَی الصَّدُوقُ بِاِسْنادِهِ عَنْ مَولینَا الصّادِقِ علیه السلام قال:«بَيْنَا رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و اله ذَاتَ يَوْمٍ قَاعِداً إِذْ نَزَلَ جَبْرَئِيلُ علیه السلام‏ وَ هُوَ كَئِيبٌ‏ حَزِينٌ‏ مُتَغَيِّرُ اللَّوْنِ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و اله مَا لِي أَرَاكَ كَئِيباً حَزِيناً قَالَ يَا مُحَمَّدُ فَكَيْفَ لَا أَكُونُ كَذَلِكَ وَ إِنَّمَا وُضِعَتْ مَنَافِيخُ جَهَنَّمَ الْيَوْمَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و اله مَا مَنَافِيخُ جَهَنَّمَ يَا جَبْرَئِيلُ قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَمَرَ بِالنَّارِ فَأُوقِدَ عَلَيْهَا أَلْفَ عَامٍ حَتَّى احْمَرَّتْ ثُمَّ أَمَرَ بِهَا فَأُوقِدَ عَلَيْهَا أَلْفَ عَامٍ حَتَّى ابْيَضَّتْ ثُمَّ أَمَرَ فَأُوقِدَ عَلَيْهَا أَلْفَ عَامٍ حَتَّى اسْوَدَّتْ وَ هِيَ سَوْدَاءُ مُظْلِمَةٌ فَلَوْ أَنَّ حَلْقَةً مِنَ السِّلْسِلَةِ الَّتِي طُولُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعاً وُضِعَتْ عَلَى الدُّنْيَا لَذَابَتِ الدُّنْيَا مِنْ حَرِّهَا وَ لَوْ أَنَّ قَطْرَةً مِنَ الزَّقُّومِ وَ الضَّرِيعِ قَطَرَتْ فِي شَرَابِ أَهْلِ الدُّنْيَا مَاتَ أَهْلُ الدُّنْيَا مِنْ نَتْنِهَا قَالَ فَبَكَى رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و اله وَ بَكَى جَبْرَئِيلُ فَبَعَثَ اللَّهُ إِلَيْهِمَا مَلَكاً فَقَالَ إِنَّ رَبَّكُمَا يُقْرِئُكُمَا السَّلَامَ وَ يَقُولُ إِنِّي أَمِنْتُكُمَا مِنْ أَنْ تُذْنِبَا ذَنْباً أُعَذِّبُكُمَا عَلَيْهِ» انتهی.حاصل ترجمه حدیث شریف این است که:«در بین اینکه روزی رسول خدا صلی الله علیه و اله نشسته بود جبرئیل آمد در خدمتش در صورتی که افسرده و محزون بود و رنگش متغیر بود. پیغمبر فرمود: ای جبرئیل! چرا تو را افسرده و محزون می‏بینم؟ گفت: ای محمد! چرا چنین نباشم در صورتی که امروز گذاشته شد دمهای جهنم. پیغمبر خدا صلی الله علیه و اله گفت: چه چیز است دمهای جهنم؟ عرض کرد: همانا خدای تعالی امر فرمود به آتش، بر افروخته شد هزار سال تا سرخ شد. بعد از آن امر فرمود به آن افروخته شد هزار سال تا سفید شد. پس از آن امر فرمود به آن، افروخته شد هزار سال تا سیاه شد و آن سیاه و تاریک است. پس اگر یک حلقه از زنجیری که بلندی آن هفتاد ذراع است گذاشته شود بر دنیا، هر آینه آب می‏شود دنیا از حرارت آن. و اگر قطره‏یی از زقوم و ضریع آن بچکد در آب‏های اهل دنیا، همه می‏میرند از گند آن. پس گریه کرد رسول خدا صلی الله علیه و اله و جبرئیل گریان شد. پس خدای تعالی فرستاد به سوی آنها فرشته [ای‏]. عرض کرد: خدای شما سلام می‏رساند به شما و می‏فرماید من ایمن کردم شما دو تن را از اینکه گناهی کنید که عذاب کنم شما را به واسطه آن.»ای عزیز! امثال این حدیث شریف بسیار است و وجود جهنم و عذاب الیم آن از ضروریات جمیع ادیان و واضحات برهان است و اصحاب مکاشفه و ارباب قلوب در همین عالم نمونه آن را دیده‏اند. درست تصور و تدبر کن در مضمون این حدیث کمر شکن. آیا اگر احتمال صحت هم بدهی، نباید مثل دیوانه‏ها سر به بیابان بگذاری؟ چه شده که ما این قدر در خواب غفلت و جهالتیم؟ آیا مَلَکی مثل رسول اللّه و جبرئیل بر ما نازل شده و ما را از عذاب خدا ایمن کرده؟ با اینکه رسول خدا و اولیاء او تا آخر عمر هم از خوف خدا قرار نداشتند و خواب و خوراک نداشتند. ولیّ کارخانه خدا (امیر المؤمنین علیه السلام) از خوف غش می‏کرد. علی بن الحسین علیهما السلام امام معصوم، گریه‏ها و زاریهایش و مناجات و عجز و ناله‏هایش دل را پاره پاره می‏کند. ما را چه شده که هیچ حیا نکرده در محضر ربوبیت این قدر هتک حرمات و نوامیس الهی را می‏کنیم ؟ ای وای بر ما و بر غفلت ما! ای وای بر ما و بر شدت سکرات موت ما! ای وای بر حال ما در برزخ و سختیهای آن و در قیامت و ظلمتهای آن! ای وای بر حال ما در جهنم و عذاب و عقاب آن!بشنو از قرآن، چه نيكو دم زندزخمه بر ساز دل آدم زندتا كند بيدارش از خواب گراناز قيامت گويد و اهوال آنبا سكوتت نغمه قرآن شنوآنچه مي‌گويد به گوش جان شنواز مزمّل، از نبأ، از انفطارگوش كن غوغاي محشر، آشكارسوره‌ي زلزال و طور و قارعهيا كه تكوير و قيامت، واقعهچون‌كه هر يك وصف محشر را كندخود قيامت زان سخن برپا كنداين زمين در آن زمان پربلاناگهان چون: زُلْزِلَتْ زِلْزالُهااز درونش: أخْرَجَتْ أثْقالُهابا تعجب قالَ الإنسانْ ما لَها.مردگان خيزند بر پا كُلُّهُمْتا همه مردم: يُرَوْا أعْمالَهُمْهر كه دارد ذَرَّةً خَيْرًا يَرَهْيا كه آرد ذَرَّةً شَرًّا يَرَهْآن زمان خورشيدِ تابان، كُوِّرَتْكوه‌ هاي سخت و سنگين، سُيِّرَتْآب‌ها در كام دريا، سُجِّرَتْآتش دوزخ به شدّت، سُعِّرَتْپس در آن هنگام، جَنَّتْ أُزْلِفَتْخود بداند هر كسي، ما أحْضَرَتْنامه کردار و گفتار بشرخود بود روشنگر هر خیر و شرنامه ای با جان او آمیختهمی شود بر گردنش آویختهنامه یا نقش دقیق نفس اویا که از هر لحظه عمرش عکس اونامه رد یا قبول بندگییا سرافرازی و یا شرمندگیحکم عزّت یا عذاب هر کس استخود نمودار حساب هر کس استنامه اعمال اصحاب یمیناهل تقوی اهل ایمان و یقینروز محشر باشد اندر دست راستصاحب این نامه از غمها جداستاین جواز ره گشای جنّت استاو برات جاودانه رحمت استنامه اعمال اصحاب شمالآن تبهکاران بس افسرده حالباشد اندر دست چپ روز شماررمز محکومیّت اصحاب نارنامه شرمندگی و حسرت استحکم بدکاران دور از رحمت استبا چنین قرآن که باشد رهنموددیگر ای مردم&quot;فاین تذهبون&quot;تا (حسان) داری مجال و نیست دیردامن قرآن و عترت را بگیرمرحوم حبيب الله چايچيان (حسان)1- اعراف - 512- انعـام - 70</description>
                <category>عبد الله عبدی</category>
                <author>عبد الله عبدی</author>
                <pubDate>Sat, 11 Jan 2025 13:00:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یاد مرگ و قیامت (42)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_37327417/%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AA-42-dwm1twjogzt4</link>
                <description>یاد مرگ و قیامت (42) ج: نسیان و غفلت از مرگ و آخرت (8) آثار زیانبار فراموشی مرگ (3) آثار فراموشی مرگ در دنیا (3) مانع حرف حق میشهبسیاری از جاها حالا آدم یه دروغ میگه گرچه گناه کبیره است اما آثار تخریبی آن محدود هست. مثل کسی که پشت تلفن میگه من فلان جا هستم اما نیست. اما گاهی میشه آدم حقی رو لازم هست آشکار کنه و بگه و خدای نکرده نمیگه و کتمان میکنه و از این بالاتر ممکنه کارش برسه به جایی که نه تنها حق رو نمیگه بلکه ضد حق رو میگه یعنی دروغ میگه. مثل جریان غصب خلافت که اصحاب میدونستن حق با کیه اما پنهان کردن. خب تاریخ نورانی بشر رو به تاریخی سیاه و تاریک و ظلمانی تبدیل کردن. در تمام دوران امامت ائمه علیهم السلام این مطلب بوده که بسیاری از مردم و حتی حاکمان میدانستند حق با کیه اما به زبان نمی آوردند. صحبت در این هست که چی میشه حق رو میدونه اما این جسارت رو پیدا میکنه که کتمان میکنه؟ امیر المؤمنین علیه السلام میفرماید مشکل نسیان آخرت و در نتیجه خوف نداشتن از خدا و خوف نداشتن از جزای اعمال زشت دنیوی در آخرت است. ویلٌ لمن از خدا نمیترسه از قیامت و بازتاب اعمال و جهنمی که نفس عمل خودشه نمیترسه.قال الله الحکیم:«یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُم بِمَا كَانُوا یَعْمَلُونَ» (نور /24)«روز قیامت روزی است که زبانهایشان و دستانشان و پاهایشان بر علیه آنها شهادت میدهند به کارهایی که میکردند.»هر حرف بیجایی بزنی، هر سکوت بیجایی بکنی همین زبان روز قیامت بر علیه شما شهادت میده. شهادتی که پذیرفته میشه و خشم خدا را و خشم اولیاء و شافعین محشر را برانگیخته میکنه. شما رو جهنمی میکنه.«إِنَّ الَّذینَ یَکْتُمُونَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْکِتابِ وَ یَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلیلاً أُولئِکَ ما یَأْکُلُونَ فی‏ بُطُونِهِمْ إِلاَّ النَّارَ وَ لا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ لا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیم»  بقره، 174«کسانی که کتابى که خدا نازل کرده است را پنهان می‌دارند، تا بهاى اندکى بستانند، شکم‌‌‌هاى خود را جز از آتش انباشته نمی‌سازند. و خدا در روز قیامت با آنها سخن نمی‌گوید و پاکشان نسازد و بهره‌ی آنها عذابى دردآور است.»خب اگر کسی اوضاع زبان و شهادت زبان را در قیامت و آثار و تبعات بی جا حرف زدن و بی جا سکوت کردن رو فراموش کرد و یا نادیده گرفت، ابایی نداره حرف باطل بزنه یا سکوت حرام داشته باشه.امير المؤمنين علیه السلام فرموده ا‏ند:«انه ليمنعه عن قول الحق نسيان الاخرة»«به درستي كه فراموشي آخرت، او (عمرو عاص) را از گفتار حق باز مي‌دارد.»کسی که به تبعات قیامتی رفتارهای زبانی خودش فکر نکنه زبان رو به نفس و شیطانش میسپاره.یادتون هست داستان اون عالمی که به خانمش در دنیا با بی احترامی میگفت &quot;خانم سکو&quot; چه بلایی در برزخ سرش اومد؟یا در روایات متعدد آمده است کسی که معاشرت با مردم کند با دو زبان این شخص در قیامت با دو زبان از آتش محشور میشود.امام صادق علیه السلام فرموده اند:«مَنْ لَقِيَ الْمُسْلِمِينَ بِوَجْهَيْنِ وَ لِسَانَيْنِ‏ جَاءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ لَهُ لِسَانَانِ مِنْ نَارٍ»«هر کس با دو چهره و دو زبان مسلمانان را ملاقات کند، می آید روز قیامت در حالی که دو زبان از آتش دارد.»خب اگر این آدم حواسش جمع باشه و فراموش نکنه که با زبان نفاق، در قیامت چه جهنمی برای خودش درست میکنه از زبانش مراقبت میکنه و ناحق نمیگه.داستانی از تخلف زبان و تبعات قیامتی آندر زمان آیت الله بهبهانی  تاجری اصفهانی و تهرانی و شیرازی هر سه با هم به نیت مکه راهی عراق شدند و بعد از زیارت اماکن مقدس عراق قصد کعبه داشتند و مقداری پول داشتند و می خواستند به دست انسانی امین بسپارند نزد آیت الله بهبهانی رفتند.آن بزرگوار آدرس شیخ جعفر امین را به آنها دادند. سه تاجر ایرانی نزد شیخ جعفر امین رفتند و پول ها را به امانت سپردند.شیخ جعفر امین مردی بسیار مومن بود که معروف به شیخ جعفر امین شده بود. سه تاجر ایرانی بعد از تمام شدن زیارت مکه  به عراق رفتند وسراغ شیخ جعفر امین را گرفتند.فهمیدند که شیخ فوت کرده است. پسر شیخ دفتر پدرش را آورد و نام دوتن از تاجرها و مقدار پولشان و آدرس پولشان را دید ولی از تاجر سوم خبری نبود!  آن تاجر بی چاره پولش را می خواست  ولی پسرش خبری از پول او نداشت. مجبور شد تا پیش آیت الله بهبهانی برود .آیت الله بهبهانی  گفت باید امشب با چند تن از انسانهای درستکار سر قبر شیخ جعفر امین بروید و دعا کنید شاید فرجی شود.  شب اول خبری نشد تا شب سوم که سر قبر شیخ بودند و دعا می کردند صدایی از قبر شنیده شد و آدرس پول را شیخ گفت ولی شنیدند که شیخ آه و ناله می کند و می گوید هر چه می کشم از دست قصاب است. خبر به آقای بهبهانی رسید  و فکر چاره ای بودند. بعد از خانواده شیخ سوال کرد: شیخ با کدام قصاب داد و ستد داشته است؟ قصاب را یافت و به قصاب گفت چرا از دست شیخ جعفر امین ناراحتی؟ قصاب گفت خدا عذاب قبرش را زیادتر کند.از قصاب خواهش کرد تا علت ناراحتی اش را بگوید. قصاب  گفت من دختری داشتم  که دم بخت بود و مردی کوفی که چوپان بود و برای من گوسفند می آورد به من پیشنهاد کرد تا دخترم را برای پسرش بگیرد و قرار شد من به کوفه بروم و در مورد خانواده ی آنها تحقیق کنم و او نیز درباره ما تحقیق نماید. بعد که من تحقیق کردم فهمیدم خانواده ی خوبی هستند. به او گفتم از نظر من ازدواج اشکالی ندارد و مرد کوفی نزد شیخ جعفر امین رفته بود و سوال کرده بود قصاب وخانواده ی او چگونه هستند. شیخ که قصد داشته دختر قصاب را برای پسرش بگیرد فکر می کند میگوید چه بگویم که هم گناه نباشد و هم بتوانم دختر را برای پسر خودم بگیرم. شیخ فقط در یک کلمه به مرد کوفی می گوید: (من نمی دانم)مرد کوفی با خودش فکر می کند و می گوید حتما طوری هست  که شیخ این حرف را زد و مرد کوفی به یک نفر سفارش داد برو به قصاب بگو منتظر من نباش و دخترت را شوهر بده و آن مرد فراموش می کند و قصاب هم منتظر می ماند. ولی روزها می گذرد و سال ها ولی از مرد کوفی خبری نمی شود تا این که دختر قصاب سنش بالا می رود و دیگر خواستگاری نداشته و شیخ جعفر امین هم که به پسرش می گوید: دختر قصاب را می خواهم برایت خواستگاری کنم  قبول نمی کند. تا این که بعد از سالها مرد کوفی را می بیند و سراغ پسرش را از او می گیرد. مرد کوفی می گوید من که چند سال پیش برایت سفارش فرستادم و علت انصراف خودش را حرف شیخ جعفر امین مطرح می نماید. و از همان روز قصاب شروع به نفرین می کند.آیت الله بهبهانی به قصاب می گوید اگر من یک داماد خوب برای دخترت پیدا کنم.  آیا راضی می شوی؟ آیت الله بهبهانی  رو به یکی از شاگردانش می کند که تا کنون ازدواج نکرده بوده  و از او می خواهد با دختر قصاب ازدواج کند ازدواج صورت می گیرد و قصاب راضی می شود.و شیخ از عذاب قبر نجات می یابد.و موعظه ای از قرآن«وَ يَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبالَ وَ تَرَي الأَرْضَ بارِزَةً وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً * وَ عُرِضُوا عَلي رَبِّكَ صَفًّا لَقَدْ جِئْتُمُونا كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ بَلْ زَعَمْتُمْ أَلَّنْ نَجْعَلَ لَكُمْ مَوْعِداً* وَ وُضِعَ الْكِتابُ فَتَرَي الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَ يَقُولُونَ يا وَيْلَتَنا ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلاَّ أَحْصاها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً» (کهف - 47 و 48 و 49)«و روزي را به خاطر بياور كه كوه‏ها را به حركت درآوريم و زمين را آشكار (و مسطح) مي‏بيني و همه‏‏ی آنان (انسان­ها)را برمي‏انگيزانيم و احدي از ايشان را فروگذار نخواهيم كرد.* آن­ها همه در يك صف به (پيشگاه) پروردگارت عرضه مي‏شوند (و به آنان گفته مي‏شود:) همگي نزد ما آمديد، همانگونه كه نخستين بار شما را آفريديم. اما شما گمان مي‏كرديد ما هرگز وعده‏‏گاهی برايتان قرار نخواهيم داد.* و كتاب (نامه‏‏ی اعمال) در آن جا گذارده مي‏شود. پس گنهكاران را مي‏بيني كه از آنچه در آن است، ترسان و هراسانند و مي‏گويند: اي واي بر ما! اين چه كتابي است كه هيچ عمل كوچك و بزرگي را فرونگذاشته مگر اين­كه آن را به شمار آورده است؟! و (اين در حالي است كه) همه‏‏ی اعمال خود را حاضر مي‏بينند و پروردگارت به هيچ كس ستم نمي‏كند.»عزیزان! نسیان آخرت، چشم بستن از سعادت فردای ما است. این کار رو نکنید خطرناکه و الله.</description>
                <category>عبد الله عبدی</category>
                <author>عبد الله عبدی</author>
                <pubDate>Wed, 08 Jan 2025 18:59:40 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>