<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نیلوفر</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_38003116</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 10:54:19</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>نیلوفر</title>
            <link>https://virgool.io/@m_38003116</link>
        </image>

                    <item>
                <title>انواع مدل های ساختار سازمانی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38003116/%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D9%85%D8%AF%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-pejokxhmzpwx</link>
                <description>ساختار سازمانی الگوی عملیاتی است که نحوه برقراری ارتباط و انجام فعالیت‌های کارکنان را در یک سازمان تعریف می‌کند. این الگو، به کارکنان کمک می‌کند تا به اهداف سازمانی دست یابند.ساختار سازمانی، یک چارچوب بصریِ سلسله مراتبیِ درون سازمانی ایجاد می‌کند تا با نگاه کردن به آن بتوان به خوبی متوجه نقش‌ها و جایگاه‌ هر یک از افرادِ سازمان شد.چرا ساختار سازمانی برای کسب وکارها اهمیت دارد؟ساختار سازمانی به دلایل متعدد ضروری است. اولاً، به صاحبان کسب وکار، یک تفکیک بصری از سلسله مراتب مختلف در سازمان ارائه می‌دهد که این امر با استفاده از نمودار یا چارت سازمانی امکان پذیر است. همچنین نمودار سازمانی، نموداری است که ساختار سازمانی و روابط متقابل کارکنان در یک سازمان را نشان می‌دهد.انجام این کار می‌تواند به عنوان راهنمایی برای استخدام کارکنان آینده و مدیریت آنها باشد. وقتی کارکنان شما، ایده روشنی از نقش‌های خود و نقش‌های بالاتر از خود داشته باشند، می‌توانند انتظارات خود را مدیریت کنند و با انگیزه‌ی پیشرفت در سازمان و ارتقاء شغلی می‌توانند عملکرد بهتری از خود نشان دهند.همچنین ساختارهای سازمانی به بهبود فرآیند تصمیم گیری کمک می‌کنند. به عنوان مثال، در ساختارهای وظیفه‌ای (که در ادامه به آن خواهیم پرداخت)، کارکنان به بخش‌هایی تقسیم می‌شوند که هر بخش، مسئولیت وظایف و جنبه‌های اساسی سازمان را بر عهده دارد. این روش، امکان جمع‌آوری سریع‌تر داده‌ها را در هر کدام از واحدها فراهم کرده و با همکاری و به اشتراک گذاشتن اطلاعات ورودی، آنها می‌توانند تصمیم‌های بهتری برای سازمان بگیرند.بطور کلی می‌توان گفت مهم‌ترین مزیت استفاده از ساختار سازمانی، بهبود عملکرد کسب‌ و کار است. در واقع ساختارهای سازمانی به کسب و کارها کمک می‌کنند تا مطمئن شوند تمام وظایف لازم برای عملیات سودآور به افراد مناسب واگذار می‌شود. آنها همچنین همه افراد کسب‌ و کار (از کارکنان گرفته تا مدیران) را راهنمایی می‌کنند تا نقش خود را در سازمان درک کنند، بدانند به چه کسانی باید گزارش دهند و بر کار چه کسانی نظارت کنند. همه این مزایا، تنها بخشی از مزیت‌های استفاده از راهکاری است که می‌تواند تحولی بزرگ در سازمان‌ها ایجاد کند. راهکار تحول جامع سازمانی SSM بصورت عملیاتی می‌تواند کسب و کار شما را متحول کند و زیرساخت‌های لازم برای رشد سازمان‌ها را فراهم می‌کند.معرفی انواع ساختار سازمانی ساختارهای سازمانی تا دلتان بخواهد زیاد هستند ولی چند مدل اصلی و کلی بیشتر ندارند. درواقع اصول اولیه‌ی ساختارهای سازمانی چند تا بیشتر نیستند. ما در این مقاله چهار تا از مهم‌ترین ساختارهای سازمانی را بررسی می‌کنیم:1. ساختار وظیفه‌ای (Functional)2. ساختار بخشی (Divisionsl)3. ساختار ماتریسی (Matrix)4. ساختار وظیفه‌ای _ مسطح (Flatarchy)1. ساختار وظیفه‌ای؛ متداول‌ترین انواع ساختار سازمانیساختار وظیفه‌ای در بیشتر سازمان‌ها فرمانروایی می‌کند. در این ساختار کارمندها را براساس توانایی‌هایی که دارند و مهارت‌هایی که به‌دست آورده‌اند در گروه‌های گوناگون دسته‌بندی می‌کنند. هر کارمندی هم با تمام توان به حوزه‌ی تخصصی خودش می‌چسبد و کار می‌کند.هر کارمند باید به مدیران بالادستی خودش جواب پس بدهد و این سلسله مراتب تا سطح مدیران اصلی ادامه پیدا می‌کند.به‌علاوه در ساختار وظیفه‌ای، سازمان‌ها براساس حیطه‌ی فعالیت‌شان به بخش‌های کوچک‌تری مثل بخش مالی، منابع انسانی، بازاریابی و... تقسیم می‌شوند و در بیشتر مواقع با بخش‌های دیگر سروکاری ندارند. البته همین موضوع گاهی باعث به‌وجود آمدن مشکلاتی می‌شود و ممکن است باعث شود بخش‌های مختلف نتوانند به‌راحتی روی پروژه‌های مشترک کار کنند.2. ساختار بخشی؛ ساختاری که در سطح شرکت‌های خیلی بزرگ جواب می‌دهدبعضی شرکت‌ها آنقدر عریض و طویل هستند که در یک زمان چندین هدف هم‌سطح را دنبال می‌کنند و بیشتر مواقع این هدف‌ها ربط چندانی هم به‌هم ندارند. ازطرفی گاهی آنقدر دامنه‌ی فعالیت‌شان گسترده می‌شود که به شهرها و کشورهای دیگر کشیده می‌شود.شرکت جنرال الکتریک معروف دقیقا از همین شرکت‌ها است. این‌ها باید ساختارهای سازمانی ویژه‌ای داشته باشند. در این شرکت‌ها هر دپارتمان یا بخشی چنان گسترده است که مثل یک شرکت جدا اداره می‌شود و حتی بخش کنترل منابع، بودجه و... جداگانه‌ای هم دارد.در ساختار بخشی این شرکت‌ها، هر دپارتمان یک یا دو مدیر اصلی دارد که فقط همین یکی دو نفر با مدیران شرکت مادر در ارتباط هستند و در بقیه‌ی موارد همه‌ی تصمیم‌ها در سطح دپارتمان گرفته می‌شود و نیاز به تایید از راس شرکت نیست.در ساختار بخشی، ارتباط خاصی بین دپارتمان‌ها برقرار نمی‌شود و کارهای حسابداری و مالیاتی هم پیچیدگی‌های خاص خودشان را پیدا می‌کنند.3. ساختار سازمانی ماتریسی؛ یک ساختار ترکیبی پرکاربردساختار وظیفه‌ای که معرف حضورتان است؛ همان ساختار سازمانی سلسله مراتبی که از مدیران ارشد تا کارمندان معمولی را به‌ترتیب از بالا تا پایین دربر می‌گیرد. این ساختار زمانی که با ساختار پروژه‌ای ترکیب شود ما را به ساختار ماتریسی می‌رساند.شرکت مهندسی را در نظر بگیرید؛ در این شرکت هر کس پست و وظیفه‌ای دائمی دارد و تمام مهندس‌ها و کارمندان همیشه وظیفه‌ی ثابتی دارند و با مدیران بالادستی‌شان هماهنگ هستند.البته وظایف کارکنان به همین جا ختم نمی‌شود چون شرکت چند وقت یک‌بار با پروژه‌های موقت در بخش‌های دیگر و... همکاری می‌کند و اعضا باید به‌طور موازی در این پروژه‌ها هم فعالیت کنند و طبیعی است که قرار است به مدیران آن پروژه‌ها هم به‌طور موقت گزارش کار بدهند. درواقع کارکنان با ساختار سازمانی ماتریسی طرف هستند و دانش و مهارت‌شان را به‌طور همزمان دراختیار پروژه‌های مختلف می‌گذارند.ساختار سازمانی ماتریسی ساختاری چالش‌زا است و به هماهنگی و توانایی زیادی ازطرف کارکنان نیاز دارد ولی درعین‌حال می‌تواند به‌نفع پیشرفت شرکت و رشد مهارت‌ها و توانایی شخصی کارکنان باشد.4. ساختار سازمانی وظیفه‌ای _ مسطح؛ بهترین انتخاب برای استارتاپ‌هااین ساختار سازمانی میانه‌ی خوبی با پرورش خلاقیت و نوآوری در شرکت‌ها دارد. سطوح مدیریتی پیچیده در این ساختار سازمانی دیده نمی‌شود و قرار است اعضا در یک مرکز رشد و نوآوری در کنار هم کار کنند، ایده‌های جدید بدهند و از خلاقیت‌شان برای رشد و پیشرفت شرکت استفاده کنند.در ساختار وظیفه‌ای _ مسطح گروه‌های هم‌سطح کاری تشکیل می‌شوند و فضایی برای پیشبرد اهداف شرکت دنبال می‌کنند. این ساختار سازمانی درصورتی می‌تواند موفق باشد که اعضا روی روش‌های همکاری توافق داشته باشند وگرنه روابط کاری به‌سرعت گیج کننده و آسیب‌زا می‌شوند.ساختار سازمانی شرکت‌های بزرگی مثل لینکدین، گوگل و... این روزها از نوع وظیفه‌ای - مسطح است.بهترین ساختار سازمانی کدام است؟هیچ ساختار سازمانی واحدی نیست که برای همه مشاغل بهترین گزینه باشد. هنگام انتخاب یک مدل ساختار سازمانی به عنوان یک راهکار سازمانی مناسب برای شرکت خود، به این فکر کنید که چه میزان فضا برای نوآوری دارید، شرکت شما چقدر بزرگ است و چقدر تعامل بین کارمندان برای شما مهم است. پس از سنجیدن این عوامل، احتمالاً خواهید فهمید که کدام یک از انواع ساختار سازمانی برای شما بهترین است. اما نگران نباشید زیرا اگر اشتباه انتخاب کنید میتوانید ساختار سازمانی خود را تغییر دهید.فرآیند طراحی ساختار سازمانی چیست؟زمانی که شما به‌طور کامل بدانید کسب‌وکارتان چیست و در چه زمینه‌ای فعالیت می‌کنید، نیازمندید که به طراحی ساختارسازمانی آن بپردازید. برای این کار باید فرآیندی را طی کنید، که در اینجا به‌صورت مرحله‌به‌مرحله برای شما شرح داده شد:1. آینده را برنامه‌ریزی کنید.برای چند سال آینده شرکت تان برنامه‌ریزی کنید، از خودتان بپرسید که هدف شما چیست و دوست دارید در کسب‌وکار تا به کجا پیش بروید.2. گذشته را در نظر بگیرید.مشکلتان درگذشته را حل کنید، به دنبال اختلافات بگردید و سعی کنید این اختلافات را از بین ببرید و اجازه ندهید به آینده منتقل شوند.3. حالا ساختار خود را بسازید.آگاهانه تصمیم بگیرد که می‌خواهید چه سازمانی داشته باشد، انواع ساختار سازمانی را در نظر داشته باشید و بر اساس عملکرد، خدمات، مشتریان، کارآمدی و … یک نوع ساختار را انتخاب کنید.4. نیروی انسانی موردنیاز خود را انتخاب کنید.هر کارمند را متناسب با موقعیت موجود انتخاب کنید و از اینکه تناسب شغلی برقرار باشد حتماً اطمینان حاصل کنید. دقت کنید که سطح عملکرد مناسب، علاقه‌مندی به انجام کار و مهارت کافی حتماً در کارمندان وجود داشته باشد.5. بین اختیارات و مسئولیت‌ها تعادل برقرار کنید.اگر این تعادل برقرار نشود کارمندان به‌مرور زمان دچار ناامیدی می‌شوند و کم‌کم از کار می‌افتند.6. اطلاعات و داده‌های کارمندان را به‌طور کامل داشته باشید.معیارهای اصلی را در ساختار خود بگنجانید و اطلاعات کاملی از هر شخصی که می‌خواهید در هر پست قرار گیرد داشته باشید سپس این اطلاعات را با داده‌های جمع‌آوری‌شده از سمت کارمندان تطبیق دهید.7. عملکرد کارمندان خود را به‌طور مداوم بررسی و مدیریت کنید.در طول سال به‌طور منظم کارمندان را خود را مدیریت کنید تا تعداد دفعات به‌روز رسانی کارمندان و استخدام کارمندان جدید کاهش یابد.8. به‌ صورت سالانه ساختارسازمانی خود را مرور کنید.این عمل به برنامه‌ریزی برای دوازده ماه آینده شرکت کمک می‌کند. ساختارسازمانی شما هیچ‌وقت نباید ثابت باشد و باید جنبه تکاملی داشته باشد. با نتیجه‌گیری از موارد بالا متوجه می‌شویم که داشتن ساختار برای هر شرکت و مجموعه‌ای ضروری است. حتی می‌تواند به بهتر شدن و عملکرد بهتر کارمندان و بخش‌های مختلف نیز کمک کند. مدیران آینده</description>
                <category>نیلوفر</category>
                <author>نیلوفر</author>
                <pubDate>Mon, 25 Sep 2023 12:16:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شاخص کلیدی عملکرد (KPI) و مراحل و نحوه ایجاد آن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38003116/%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D8%B5-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF-kpi-%D9%88-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D9%84-%D9%88-%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D8%A2%D9%86-ibo4mptqck97</link>
                <description>شاخص کلیدی عملکرد یا KPI (Key Performance Indicator) کمیت قابل سنجشی است که کارآمدی شرکت در رسیدن به اهداف کلیدی کسب‌وکارش را نشان می‌دهد. برای درک بهتر شاخص کلیدی عملکرد بهتر است که به تعاریف مشابه دیگری که از سوی منابع مختلف ارائه شده نیز نگاهی داشته باشیم:تعریف واژه نامه آکسفورد از شاخص کلیدی عملکرد: یک مقیاس قابل سنجش که برای ارزیابی موفقیت یک سازمان، کارکنان و غیره در تحقق اهداف تعیین شده برای عملکرد به کار می‌رود؛تعریف اینوِستوپدیا: مجموعه‌ای از معیارهای قابل سنجشی که یک شرکت برای سنجش عملکرد خود در طول زمان به کار می‌برد؛تعریف واژه نامه مَک‌میلان: روشی برای سنجش کارآمدی یک سازمان و پیشرفت آن در راستای تحقق اهدافی که دارد.سازمان‌های مختلف در سطوح مختلفی از شاخص‌های کلیدی عملکرد برای ارزیابی موفقیتشان در رسیدن به اهداف مورد نظر استفاده می‌کنند. به عنوان نمونه، این شاخص‌ها در سطوح بالا می‌توانند بر عملکرد کلی کسب‌وکار تمرکز داشته باشند؛ اما تمرکز شاخص‌های کلیدی عملکرد در سطوح پایین‌تر بر فرآیندهای بخش‌های مختلف، مانند فروش، بازاریابی، منابع انسانی و پشتیبانی خواهد بود.چرا KPI مهم است؟در ادامه ۴ دلیل اصلی اهمیت شاخص کلیدی عملکرد را فهرست کرده‌ایم:هدایت افراد تیم در راستای هدف: به کمک شاخص کلیدی عملکرد، کارمندان در یک مسیر مشخص حرکت می‌کنند.ارائه دیدگاه در مورد سلامت سازمان: شاخص کلیدی عملکرد در مورد سلامت سازمان به شما نگاه واقع‌بینانه می‌دهد. این موارد از فاکتورهای ریسک گرفته تا شاخص‌های مالی را شامل می‌شوند.کمک به تعدیل فعالیت‌ها: به کمک شاخص کلیدی عملکرد، عوامل پیروزی و شکست را متوجه می‌شوید و این عوامل را در راستای بهبود، تقویت یا تضعیف می‌کنید.پاسخگو نگه داشتن کارمندان: استفاده از شاخص کلیدی عملکرد مشخص می‌کند کارمندان به چه میزان ارزش ایجاد می‌کنند. در ضمن این شاخص به مدیران در پیش‌برد کارها و به کارمندان در ارزیابی پیشرفت خود کمک می‌کند.شاخص کلیدی عملکرد خوب، چه اطلاعاتی را در اختیار شما قرار می دهد؟شواهد عینی از مسیر پیشرفت در جهت دستیابی به یک نتیجه مطلوب را فراهم می آورد.اقداماتی که باید انجام شوند تا به تصمیم گیری بهتر کمک کنند را شناسایی می کند.مقدار تغییر عملکرد را در طول زمان نمایش می دهد.میزان کارایی، اثربخشی، کیفیت، مدت زمان، رفتار، کارایی پروژه، کارایی فردی و بهره برداری از منابع را نمایش می دهد.بین شاخص های پیشرو و عقب مانده متعادل است.شاخص کلیدی عملکرد (KPI) انواع مختلفی دارد:ورودی ها: اطلاعاتی از مقدار، نوع و کیفیت منابع مصرف شده می دهد.فرآیند: بر روی کارایی، کیفیت فرآیند هایی که در تولید خروجی استفاده می شوند تمرکز دارد.خروجی ها: مقدار کاری که انجام شده و چیزی که تولید شده را نمایش می دهد.عواقب یا نتایج: بر روی دستاوردها یا تاثیرات آنها تمرکز دارد.پروژه: پاسخگو وضعیت تحویل پروژه و پیشرفت نقاط قوت پروژه است.مراحل و نحوه ایجاد شاخص کلیدی عملکرد (KPI)برای ایجاد شاخص‌های کلیدی عملکرد که بتوانیم به درستی از آنها استفاده کنیم باید مراحل و استانداردهایی را پشت سر بگذاریم که رعایت درست هر کدام از آنها اهمیت زیادی دارد. برای ایجاد یک KPI باید 5 مرحله را در نظر بگیرید و گام به گام پیش بروید.هدف‌گذاریبدون شک مرحله اول و مهمترین گام مربوط به هدف‌گذاری درست است. در این مرحله باید ببینیم با ایجاد شاخص کلیدی عملکرد (KPI) دنبال چه اهداف هستیم و به چه چیزی می‌خواهیم برسیم. به عنوان مثال شاید افزایش فروش، افزایش بازدید سایت، برگرداندن مشتریان ناراضی، برندسازی محصول جدید و… جزوی از اهداف ما باشند.برای هدف‌گذاری صحیح و تعیین شاخص‌های کلیدی عملکرد می‌توان از مدل‌هایی چون مدل SMART استفاده کرد.مشخص کردن عوامل موفقیتبرای رسیدن به نتایج دلخواه عواملی وجود دارند که با در نظر گرفتن آنها یا درست پیش می‌رویم یا تحقق اهداف تعریف شده تضمین شده حتمی خواهد بود. مرحله دوم در ایجاد شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI)، تعیین عوامل موفقیت است.اگر این عوامل به درستی انتخاب شوند با اجرای درست فرایندها، مدیریت صحیح، نظارت اصولی و تلاش دقیق می‌توانید برای رسیدن به نتایج مطلوب امیدوار باشید. عوامل موفقیت می‌تواند برای کسب و کارهای مختلف متفاوت باشد و طبیعتا این عوامل باید به‌صورت شخصی‌سازی شده و سفارشی تعیین شوند.ایجاد KPI براساس عوامل موفقیتمشخص کردن عوامل موفقیت بخشی از مراحل ایجاد یک KPI خوب است و قطعا هر عاملی نمی‌تواند یک شاخص کلیدی عملکرد باشد. در واقع KPIها به ما نشان می‌دهند که چقدر در تعیین عوامل موفقیت درست عمل کرده‌اید. ما در این مرحله باید براساس عوامل موفقیت، KPIهای خودمان را تعریف می‌کنیم ولی سنجش اصلی این شاخص‌های کلیدی عملکرد در مرحله پنجم رخ می‌دهد.گردآوری معیارهادر هر مرحله از فرایند بررسی شاخص‌های کلیدی عملکرد ممکن است معیارهایی چون تعداد بازدید از صفحات، تعداد بازدیدکنندگان، میزان فروش، تعداد نصب، تعداد کلیک، تعداد دانلود، تعداد تماس و… به دست آورید که حتی گاهی به تنهایی معنا و مفهومی ندارند، اما وقتی در کنار نتایج دیگر قرار می‌گیرند می‌توانند به خروجی‌های زیادی رسید.محاسبه شاخص‌های کلیدیدر مرحله آخر زمان آن رسیده که معیارهای سنجش خود را اندازه‌گیری کنیم. معمولا شاخص‌های ما به صورت نرخ، نسبت، درصد یا میانگین نشان داده می‌شوند. KPIهای را باید نوعی متریک بدانیم که قابلیت اندازه‌گیری دقیق دارند و به ما نشان می‌دهند چقدر در رسیدن به نتایج موفق بودیم و ارزیابی عملکرد ما چطور بوده است.ارزیابی و سنجش هر کدام از KPIها می‌تواند به صورت متناوب در بازه‌های زمانی هفتگی یا ماهیانه اندازه‌گیری شود.بهترین KPIها کدام‌اند؟شاخص کلیدی عملکرد (KPI) شما باید مستقیماً با اهداف و مأموریت سازمانی شما مرتبط باشد. با این معیارها شروع به ساخت داشبورد KPI خود کنید.بهترین KPIهای اجراییحاشیه سود خالص: حاشیه سود خالص، سود خالص را به عنوان درصدی از کل درآمد نشان می‌دهد.نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام: نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام نشان می‌دهد که سازمان شما چگونه بودجه رشد خود را تأمین می‌کند و چگونه به طور مؤثر از سرمایه گذاری سهام‌داران استفاده می‌کنید.نسبت ارزش طول عمر به هزینه اکتساب: به شما می‌گوید که آیا درآمد تئوری مادام‌العمری که از یک مشتری دریافت می‌کنید بیشتر یا کمتر از هزینه‌های فروش و بازاریابی مورد نیاز برای به دست آوردن این مشتری است یا نه.دوره بازگشت هزینه جذب مشتری: دوره بازگشت هزینه جذب مشتری مدت زمانی است که یک شرکت می‌تواند هزینه‌های جذب مشتری خود را بازگرداند.بهترین KPIهای بازاریابیهزینه جذب مشتری: هزینه جذب مشتری (CAC) هزینه‌ای است که یک کسب و کار برای به دست آوردن مشتری جدید متحمل می‌شود.نرخ تبدیل سرنخ فروش: نرخ تبدیل سرنخ فروش درصد بازدیدکنندگانی است که به وب سایت شما می‌آیند و به مشتری تبدیل می‌شوند.سرنخ‌های واجد شرایط بازاریابی: سرنخ واجد شرایط بازاریابی (MQL) یک معیار جهانی است که توسط تیم‌های بازاریابی برای اندازه‌گیری کیفیت سرنخ‌هایی (لیدهایی) که تولید می‌کنند و به فروش منجر می‌شوند، استفاده می‌شود.نرخ بازگشت سرمایه در بازاریابی: معیار نرخ بازگشت سرمایه در بازاریابی (ROMI) میزان درآمد یک کمپین بازاریابی را در مقایسه با هزینه اجرای این کمپین اندازه گیری می‌کند.بهترین KPIهای فروشسرنخ برنده شدن یا وین ریت: سر نخ برنده شدن درصدی از سرنخ‌هایی است که وارد قیف فروش شده‌اند و حالا مشتریان برنده شده هستند (وقتی یک عضو از تیم فروش، معامله را بسته باشد و یا فروش با یک لید یا مشتری تأیید شده باشد، می‌گویند برنده شده است)لید یا سرنخ: لید فردی است که به محصول یا خدمات شما علاقه نشان داده است.نرخ رشد MRR: نرخ رشد درآمد ماهانه تکرار شونده (MRR) سرعتی است که با آن MRR به کسب و کار اضافه می‌شود که به صورت درصد بیان می‌شود.میانگین قیمت فروش: میانگین قیمت فروش (ASP) میانگین قیمتی است که یک محصول معین بر اساس آن فروخته می‌شود.بهترین KPIهای مالیحاشیه ناخالص: حاشیه ناخالص یک نسبت سودآوری است که سود ناخالص را به عنوان درصدی از کل درآمد اندازه گیری می‌کند.نرخ سوختن سرمایه:  مبلغی است که یک شرکت به صورت ماهانه (از ذخایر نقدی خود) از دست می‌دهد.سود خالص: سود خالص مقداری است که پس از کسر تمام هزینه‌ها از کل درآمد شرکت باقی می‌ماند.درآمد: درآمد به عنوان درآمد حاصل از عملیات اولیه یک کسب و کار تعریف می‌شود.مزایای استفاده از شاخص کلیدی عملکرد (KPI)پاسخگو نگه داشتن کارکنانشاخص‌های کلیدی ارزیابی عملکرد می‎ توانند پیشرفت کار را تا سطح هر یک از کارکنان پیگیری کنند. مثلا یکی از KPIها در واحد فروش شما ممکن است تعداد فروش ماهانه به ازای هر کارشناس فروش باشد. این معیار مشخص می‎ کند که هر فرد چقدر در موفقیت سازمان مشارکت دارد.شناسایی و اصلاح مشکلاتاکنون که اعضای تیم پاسخگو هستند، می‎ توانید استراتژی خود را طوری تنظیم کنید که به هر چیزی که باعث می‎ شود به اهداف خود نرسید، توجه کنید. البته در مورد کارکنان، این لزوماً به معنای اخراج ضعیف‌ترین افراد نیست. این بدان معناست که مدیران می‌توانند از KPIها برای ارائه آموزش و راهنمایی بیشتر به کسانی که عملکرد مناسبی ندارند استفاده کنند.اطمینان از هماهنگی میان کارکنانافراد مختلف ممکن است نظرات متفاوتی در مورد معنای موفقیت داشته باشند. به عنوان مثال، اگر یکی از کارکنان واحد فناوری اطلاعات و یکی از کارکنان واحد مالی با هم روی یک پروژه کار کنند، ممکن است ایده‌های بسیار متفاوتی در مورد سنجش موفقیت داشته باشند. شاخص‌های کلیدی ارزیابی عملکرد اهداف مشترکی را برای همه کارکنان ایجاد می‌کند تا در جهت رسیدن به آن تلاش کنند.ارزیابی میزان سلامت سازمانشاخص های کلیدی عملکرد (KPI) راهی روشن در اختیار شما می‌گذارند تا ببینید سازمان شما چگونه عمل می‌‎کند. برای مثال می‎ توانید از شاخص‌های کلیدی ارزیابی عملکرد مالی برای نشان دادن میزان سودآوری کسب و کار خود استفاده کنید. یا می‌توانید شاخص‌های فروش و سایر KPIها را کنترل کنید تا ببینید آیا در طول زمان روند صعودی یا نزولی داشته‌اند.مدیران آینده</description>
                <category>نیلوفر</category>
                <author>نیلوفر</author>
                <pubDate>Wed, 13 Sep 2023 11:53:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هدف گذاری اسمارت (SMART)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38003116/%D9%87%D8%AF%D9%81-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%AA-smart-fnvqcdnqwisx</link>
                <description>اسمارت (SMART) مخفف چندین کلمه است که می‌توانید از آن برای سوق و شکل دادن به اهداف خود استفاده کنید.معیارهای آن معمولاً به “مفهوم مدیریت” به وسیله اهداف پیتر دراکر نسبت داده می‌شود. این روش برای اولین بار در نوامبر ۱۹۸۱ در Management Review توسط جورج تی دروان معرفی شد. پس از آن، پروفسور رابرت اس روبین (دانشگاه سنت لوئیس) در مورد روش SMART در مقاله‌ای برای انجمن روانشناسی صنعتی و سازمانی نوشت. وی اظهار داشت که روش SMART برای افراد مختلف معانی مختلفی دارد و این مفهوم را برای درک بیشتر به شکل زیر نمایش داد.او بیان کرد که برای اطمینان از اینکه اهداف شما روشن و قابل دستیابی هستند، هر کدام باید موارد زیر باشند:مشخص (ساده، معقول، قابل توجه).قابل اندازه گیری (معنی دار، برانگیزاننده).قابل دستیابی (تأیید شده، در دسترس).مناسب و مرتبط (منطقی، واقع بینانه و دارای منابع، مبتنی بر نتایج).زمان‌دار (مبتنی بر زمان، دارای محدودیت زمان، دارای محدودیت هزینه، به وقت، دارای حساسیت به زمان).پروفسور روبین همچنین یادآور می‌شود که تعریف اختصاری SMART برای اینکه اهمیت آن و همچنین کار آمد بودن آن را در طول زمان‌های مختلف نشان دهد، می‌تواند بسته به زمان‌های مختلف به روز شود. با این حال، برخی از نویسندگان تا به امروز مفهوم آن را گسترش دادند تا بتوانند مفاهیم گسترده‌تری را در این روش بگنجانند. به عنوان مثال برخی آن را به SMARTER نیز می‌شناسند، که مفاهیم ارزیابی و بررسی شده به آن اضافه شده است.اهداف اسمارت چه ویژگی‌هایی دارند؟هدف‌گذاری SMART یک استراتژی روشن را برای رسیدن به هر هدفی مشخص می‌کند. اهداف SMART، اهدافی منحصربه‌فرد، قابل اندازه‌گیری، قابل دستیابی، واقع‌بینانه و در یک چارچوب زمانی هستند. در ادامه مهم‌ترین ویژگی‌های هدف‌گذاری اسمارت را مرور می‌کنیم:مشخص‌بودنگفتن اینکه «می‌خواهید درآمد بیشتری کسب کنید» هدف خیلی مبهمی است؛ روش اسمارت در تصمیم‌گیری نیاز به انتخاب اهداف مشخص و واضح دارد. بهتر است عددی را برای میزان درآمدی که می‌خواهید به دست آورید، انتخاب کنید. آیا می‌خواهید سود کسب‌وکار خود را 20 درصد افزایش دهید؟ یک عدد واضح برای پیگیری پیشرفت خود تنظیم کنید. انتخاب یک هدف خاص از دو جهت مفید است. اول اینکه شما می‌توانید نتیجه خود را بهتر تجسم کنید، یعنی می‌توانید تمام آن صفرها را در حساب بانکی خود تصور کنید. دوم اینکه متوجه خواهید شد که چه زمانی به آن رسیده‌اید و احساس رضایت می‌کنید.قابل اندازه‌گیریهدف‌گذاری SMART به پیگیری پیشرفت شما هم تاکید دارد. اگر هدف شما قابل اندازه‌گیری نیست، نمی‌توانید به طور عینی بگویید که به آن رسیده‌اید یا نه. در مثال ما، هدف خاص از قبل قابل اندازه‌گیری است؛ می‌توانید با گذشت سال، اعداد را بررسی کنید تا ببینید آیا به درآمد موردنظر خود رسیده‌اید یا نه.قابل دستیابیتعیین یک هدف دست‌یافتنی به معنای انتخاب هدفی است که اگر از امکانات موجود استفاده و تمام تلاش خود را بکنید، منطقی و قابل دستیابی باشد. اگر هدفی را انتخاب کنید که می‌دانید با امکانات و شرایط شما هماهنگ نیست، به احتمال زیاد از هدف خود دلسرد می‌شوید. از هدف‌گذاری SMART استفاده کنید تا اطمینان حاصل کنید که می‌توانید به پیشرفت ملموس دست یابید و از قرارگرفتن در شرایط خود برای شکست با اهداف دور از دسترس اجتناب کنید.واقع‌بینانه بودنبرای تعیین هدف SMART  شما باید مطمئن شوید که هدف شما واقع‌بینانه است. اهداف واقع‌بینانه، اهدافی هستند که شما مایل و قادر به انجام آن هستید و می‌توانید با بهبود سبک زندگی فعلی خود به آن‌ها دست پیدا کنید.همان‌طور که جی آبراهام می‌گویید: شما باید بدانید که می‌خواهید چه کاری انجام دهید، چرا می‌خواهید این کار را انجام دهید و مجموعه مهارت‌های شما چیست. اگر اهداف شما در حال حاضر بر اساس توانایی‌ها و امکانات شما نباشد، هوشمند نیستند. چه در حال تعیین اهداف تجاری باشید و چه اهداف شخصی، سخنان آبراهام درست است.برای رسیدن به اهداف کاری خود چه کاری باید انجام دهید؟ اهداف کاری می‌تواند شامل فروش بیشتر، ارتقاء سطح مدیریت سازمان یا راهبری یک مشتری بزرگ باشد. هدف موردنظر شما هر چیزی که هست، مطمئن شوید که با زمان، انرژی و امکانات شما مطابقت دارد. درست است که شکست‌ها می‌توانند کاتالیزوری برای تغییر باشند و به شما انرژی دوباره دهند، اما اگر هدفتان واقع‌بینانه نباشد، بازگشت دوباره به مسیر موفقیت برایتان دشوار خواهد بود.دارای چارچوب زمانی معیناصل نهایی در تعریف اهداف  SMART تعیین یک چارچوب زمانی مشخص است که طی آن بتوانید به هدف خود برسید. به خودتان زمان معقولی برای رسیدن به هدفتان بدهید. آیا فکر می‌کنید می‌توانید در عرض شش ماه، یک سال یا دو سال به درآمد مورد‌نظر خود برسید؟ داشتن یک چارچوب زمانی مشخص برای بررسی میزان پیشرفت شما در مسیر رسیدن به هدف ضروری است.اگر در چارچوب زمانی مشخص‌شده به هدف خود نرسیدید، وقت آن است که مجدداً ارزیابی کنید، آیا هدف شما قابل‌دستیابی و واقع‌بینانه بود؟ بازه زمانی شما خیلی کوتاه بود؟ یا فقط از تمام توان خود استفاده نکردید؟ وقتی از اهداف SMART  برای رسیدن به آنچه می‌خواهید استفاده می‌کنید، هیچ اشکالی ندارد که اهداف خود را مجدداً تنظیم کنید تا بتوانید دلایل عدم دستیابی به اهداف مورد‌نظرتان را مشخص کنید.پس از ایجاد هدف SMART چه کاری باید انجام دهید؟۱. هدف SMART خود را با ذینفعان پروژه و اعضای تیم به اشتراک بگذارید.در شروع پروژه، مطمئن شوید که هدف SMART خود را به همه کسانی که در کار دخیل هستند، نشان داده‌اید. هدف اسمارت (SMART) باید کل تیم شما را در حین کار بر روی موارد قابل تحویل پروژه هدایت کند تا دقیقاً بدانید که آیا به اهداف پروژه خود رسیده‌اید یا نه.۲. به طور منظم پیشرفت را بررسی کنید.علاوه بر به اشتراک گذاشتن هدف SMART با تیم خود در ابتدای پروژه، مطمئن شوید که به طور دوره‌ای پیشرفتی را که به سمت هدف انجام داده‌اید، اندازه‌گیری می‌کنید. در غیر این صورت ممکن است، روی پروژه کار کنید و در پایان کار متوجه شوید که هدف خود را گم کرده‌اید.بهترین راه برای بررسی منظم هدف اسمارت (SMART) ارسال بروزرسانی‌های هفتگی وضعیت پروژه است. گزارش‌های وضعیت، راهی عالی برای برجسته کردن کارهای مهم تیمتان است و اینکه بررسی کنید آیا در مسیر درست هستید یا نه.۳. موفقیت خود را ارزیابی کنید.هدف SMART به فرآیند تعیین هدف شما شفافیت می‌بخشد، بنابراین می‌توانید دقیقاً ارزیابی کنید که آیا به اهداف پروژه خود رسیده‌اید یا نه. اگر این کار را کردید، وقت آن است که جشن بگیرید! ولی حتی اگر به هدف خود نرسیده‌اید، داشتن اهداف واضح و بررسی منظم اهدافتان، می‌تواند به شما کمک کند تا تشخیص دهید که چه چیزی اشتباه بوده و دفعه بعد کجا می‌توانید بهتر عمل کنید.به یاد داشته باشید، نرسیدن به اهدافتان به این معنی نیست که پروژه شما یک شکست کامل بوده است. مهم است که با آرامش ارزیابی کنید که چرا هدف خود را از دست داده‌اید. به این ترتیب، می‌توانید از اشتباهات خود درس بگیرید و دفعه بعد که هدف اسمارت (SMART) تعیین می‌کنید، از آن آموخته‌ها استفاده کنید.از تغییر دادن هدفتان نترسیدو در پایان فراموش نکنید که هدف SMART هم مانند هر چیز دیگری در دنیا تغییر می‌کند! پس هر چند وقت یکبار هدفتان را باز بینی کنید. هر چه به پیش می‌روید از تجربه‌های خودتان و از فیدبک دیگران یاد بگیرید و جاهایی که لازم است هدفتان را اصلاح کنید. هم خواسته‌های آدم و هم شرایط اطراف تغییر می‌کند. ممکن است چیزی که 2 سال پیش هدفتان بوده دیگر به کارتان نیاید. با این کار شما دو عمل ارزیابی و بازبینی را انجام می‌دهید که به SMART اضافه شده بود.مدیران آینده</description>
                <category>نیلوفر</category>
                <author>نیلوفر</author>
                <pubDate>Sat, 09 Sep 2023 11:18:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معماری سازمانی توگَف (TOGAF) چیست و ساختار آن چگونه است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38003116/%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AA%D9%88%DA%AF%D9%8E%D9%81-togaf-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%D9%86-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-vuowe3pj54f3</link>
                <description>چارچوب معماری گروه باز (TOGAF)، مجموعه‌ای از ابزارهای پشتیبانی برای برنامه ریزی، توسعه، حفظ و به دست آوردن ارزش از یک معماری سازمانی است. به بیان دیگر، این ابزار برای کمک به پذیرش، تولید، استفاده و نگهداری طرح‌های معماری سازمانی مورد استفاده قرار می‌گیرد. TOGAF، بر اساس یک مدل فرآیندی تکرار پذیر طراحی شده که به وسیله بهترین راهکارهای عملی و مجموعه‌ای از اجزای معماری با قابلیت استفاده مجدد، پشتیبانی می‌شود.از آنجا که چارچوب توگف، استانداردها، روش‌ها، راهکارها و ارتباطات یکسانی را در میان متخصصان معماری تضمین می‌کند، با استفاده از آن می‌توانید مطمئن باشید که کار معماری سازمانی خود را به بهترین شکل ممکن انجام داده‌اید.اولین نسخه چارچوب توگف، در سال 1995، بر اساس چارچوب معماری فنی وزارت دفاع آمریکا برای مدیریت اطلاعات (TAFIM) ایجاد شد. سپس انجمن معماری Open Group نسخه‌های کارآمد و موفقی از توگف را در دوره‌های زمانی معین ایجاد و در سایت خود منتشر کرد.تعریف معماری سازمانیمعماری در متن TOGAF چیست؟ “سازمان بنیادی یک سیستم، مجسم شده در اجزای آن، روابط آنها با یکدیگر و محیط و اصول حاکم بر طراحی و تکامل آن.”توگَف (TOGAF) این تعریف را پذیرفته و گسترش می دهد. در TOGAF، “معماری” بسته به متن دارای دو معنی است:توضیحات رسمی یک سیستم یا یک برنامه تفصیلی از سیستم در یک سطح جزء برای هدایت اجرای آن.ساختار مؤلفه ها، روابط متقابل آنها و اصول و دستورالعمل های حاکم بر طراحی و تکامل آنها در طول زمان.معماری سازمانی چیست؟معماری سازمانی (EA) یک روش خوب برای انجام تجزیه و تحلیل، طراحی، برنامه ریزی و اجرا با استفاده از یک رویکرد جامع در همه زمان‌ها برای پیشرفت و اجرای موفقیت‌آمیز استراتژی است. معماری سازمانی از اصول معمول و شیوه‌های معماری برای راهنمایی سازمان ها در طی مدیریت فرایند های کسب و کار، داده‌ها و اطلاعات و تغییرات فناوری لازم برای اجرای استراتژی‌های خود استفاده می کند. این شیوه‌ها از جنبه‌های مختلف یک سازمان برای شناسایی، ایجاد انگیزه و دستیابی به این تغییرات استفاده می کنند، که شامل تلاش برای درک هدف استراتژیک یک تجارت و سپس داشتن همه موارد از جمله فرآیندهای تجاری، پشتیبانی از فناوری، روابط شرکا، تا انواع و اقسام زیرساخت ها، استخدام و آموزش و هر کار مهم دیگری در راستای دستیابی به عملکرد بهتر در کسب و کار باشد.ساختار معماری سازمانی TOGAFمحتوای TOGAF به ۷ قسمت تقسیم می شود:1. مقدمه2. روش توسعه معماری دستورالعمل ها و تکنیک ها3. دستورالعمل ها و تکنیک های ADM4. چارچوب محتوا معماری5. زنجیره شرکت ها و ابزار6. مدلهای مرجع TOGAF7. چارچوب قابلیت معماریدر ادامه به بررسی موارد معرفی شده می‌پردازیم.1. مقدمهاین بخش، معرفی بالاترین سطح از مفاهیم کلیدی معماری سازمانی را بر اساس رویکرد توگف معرفی می‌کند. بخش مقدمه شامل تعاریف مربوط به عبارات به کار رفته در سراسر توگف و همچنین مطالبی است که تغییرات بین نسخه جدید و نسخه‌های قبلی را توصیف می‌کند.2. روش توسعه معماری (ADM)این بخش، هسته اصلی چارچوب توگف به حساب می‌آید و روش توسعه معماری آن را تشریح می‌کند. ADM، یک رویکرد گام به گام برای توسعه معماری سازمانی است.3. دستورالعمل‌ها و تکنیک‌های ADMبخش سوم شامل مجموعه‌ای از دستوالعمل‌ها و تکنیک‌های قابل دسترس برای استفاده بر روی ADM است.4. چارچوب محتوای معماریچارچوب محتوای توگف، توسط این بخش تشریح می‌شود که شامل یک فرا مدل ساختار یافته برای اشیای معماری، استفاده از بخش‌های سازنده قابل استفاده مجدد معماری (Architectural Building Blocks) و ارائه یک دیدگاه کلی از خروجی‌های معمول معماری است.5. زنجیره سازمانی و ابزارهابخش پنجم، طبقه بندی و ابزارهای مناسب برای دسته بندی و ذخیره خروجی‌های فعالیت معماری درون یک سازمان را بررسی و تشریح می‌کند.6. مدل‌های مرجع توگفاین بخش، 2 مدل مرجع معماری به نام‌های مدل مرجع فنی توگف (TRM) و مدل مرجع یکپارچه زیرساخت اطلاعات (III-RM) را ارائه می‌کند.مدل مرجع فنی (TRM): معماری بنیادی که به عنوان یک الگو و طبقه بندی خدمات پلتفرم عمومی عمل می کند.مدل زیرساخت اطلاعاتی یکپارچه (III-RM): مدلی برای کاربردهای تجاری و زیرساخت‌ها7. چارچوب توانمندی معماریاین بخش، سازمان، فرآیندها، مهارت‌ها، نقش‌ها و مسئولیت‌های لازم برای ایجاد و اجرای یک راهکار عملی معماری درون سازمان را ارائه و تشریح می‌کند.حوزه های مختلف معماری که توگف با آنها سر و کار دارد:1. معماری کسب و کار: راهبرد کسب و کار، کنترل، سازماندهی و فرآیندهای کلیدی کسب و کار 2. معماری داده ها: ساختار منطقی و فیزیکی داده ها و منابع مدیریت داده های سازمان3. معماری برنامه کاربردی: طرح اولیه ای برای سیستم های کاربردی اختصاصی که بایستی تولید شوند، تعاملات و ارتباطاتشان با فرآیندهای اصلی کسب و کار سازمان4. معماری فناوری: توانمندی های سخت افزاری و نرم افزاری که برای پشتیبانی توسعه کسب و کار، داده ها و خدمات برنامه های کاربردی مورد نیاز هستند. این توانمندی ها شامل زیرساخت فناوری اطلاعات، میان افزار، شبکه ها، ارتباطات، پردازش و استانداردها می باشند.چرا توگف برای چارچوب معماری سازمانی مناسب است؟ توگف به واسطه تالش های مشترک بیش از 300 شرکت عضو انجمن معماری و برخی از فروشندگان و مشتریان فناوری اطالعات دنیا ایجاد شده و بهترین راهکارهای عملی در توسعه معماری را ارائه می کند. استفاده از توگف به عنوان چارچوب معماری به معماری هایی اجازه توسعه می دهد که: سازگار هستند، نیازهای ذینفعان را منعکس می کنند، بهترین راهکارهای عملی را بکار می گیرند و توجه را هم به سمت نیازمندی های جاری و هم به نیازهای آتی کسب و کار می دهند. توسعه معماری سازمانی از لحاظ فنی یک فرآیند پیچیده است و به طور ویژه طراحی معماری های ناهمگن و چند عامله، کار پیچیده ای است. توگف نقش مهمی را در کمک به آشکار سازی و حذف ریسک فرآیند توسعه معماری بازی می کند. همچنین بستری را برای ارزش آفرینی فراهم می کند؛ و کاربران را در ساخت راه حل های مبتنی بر سیستم های باز در جهت رسیدن به اهداف و نیازهای کسب و کارشان توانمند می سازد.چگونه چارچوب توگف را با دیگر چارچوب‌ها به کار ببریم؟هر چارچوب معماری سازمانی 2 عنصر مهم و کلیدی دارد که عبارتند از:یک تعریف از خروجی‌های تولید شده توسط فعالیت‌های معماری سازمانییک توصیف از روش تولید خروجی‌هابسیاری از چارچوب‌های معماری سازمانی بر روی یکی از این موارد متمرکز هستند. از آنجا که استاندارد TOGAF یک چارچوب کلی بوده و قرار است در محیط‌های متنوع و گسترده‌ای مورد استفاده قرار گیرد، یک چارچوب انعطاف پذیر و قابل توسعه که از خروجی‌های معماری پشتیبانی می‌کند، ارائه می‌دهند.بنابراین ممکن است توگف با خروجی‌هایی که آنها را تشریح می‌کند مورد استفاده قرار گیرد و یا ممکن است خروجی‌ها با هر چارچوب دیگری که معمار مناسب تشخیص داد، جایگزین شده و توسعه داده شوند.در هر صورت باید سعی کنید فعالیت‌های خود را بر اساس چارچوب توگف و به منظور تعریف روشی مناسب که با فرآیندها و ساختارهای سازمان یکپارچه شده پیش ببرید. برای این بهینه سازی معماری، ممکن است مجبور شوید عناصری از دیگر چارچوب‌های معماری را بپذیرید یا شاید بخواهید روش‌های چارچوب توگف را با سایر چارچوب‌های استاندارد مانند CMMI ،COBIT ،PMBOK ،MSP و… ادغام کنید.گواهینامه های TOGAFقبل از شرکت در امتحانات TOGAF، مهم است که بدانید هر گواهینامه چیست و بعد از آموزش برای چه مواردی استفاده می شود. در اینجا گواهینامه های مختلف TOGAF آمده است:گواهینامه TOGAF 9 Foundation: گواهینامه  نشان می دهد که متخصص از اصطلاحات، مفاهیم، ساختارها و اصول اصلی معماری سازمانی و استاندارد TOGAF آگاهی دارد. این پایه‌ای‌ترین سطحی است که می‌توان به آن دست یافت، و هیچ پیش‌نیازی برای کسانی که به‌دنبال دریافت این گواهی هستند وجود ندارد و گواهی‌نامه Foundation مبنایی را برای سطح بعدی استاندارد TOGAF 9 Certified ،TOGAF فراهم می‌کند.گواهینامه TOGAF 9 Certified: مدرک TOGAF 9 Certified نشان می دهد که متخصص می تواند مفاهیم و دانش موجود در گواهینامه TOGAF 9 Foundation را نیز اعمال کند و آن را در سناریوهای عملی به کار گیرد. این مدرک، آموزش استاندارد TOGAF شما را به پایان می رساند، زیرا به این معنی است که شما هر دو بخش امتحان را تکمیل کرده اید.گواهینامه TOGAF 9 Business Architecture Level 1: مدرک TOGAF 9 Business Architecture Level 1 تأیید می کند که متخصص؛ مدل سازی کسب و کار، قابلیت ها، نقشه برداری اطلاعات و جریان های ارزش را درک می کند. این مدرک برای کسانی که بر پروژه و مدیریت کسب و کار نظارت دارند و می خواهند مهارت های خود را ارتقا دهند عالی است.مدیران آینده</description>
                <category>نیلوفر</category>
                <author>نیلوفر</author>
                <pubDate>Sun, 27 Aug 2023 11:01:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حاکمیت فناوری اطلاعات</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38003116/%D8%AD%D8%A7%DA%A9%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D9%81%D9%86%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA-rxouzffjrvsl</link>
                <description>حاکمیت فناوری اطلاعات به چارچوبی برای حق تصمیم‌گیری و پاسخگویی جهت تشویق رفتار شایسته در استفاده از فناوری اطلاعات اشاره دارد. بنابراین شامل دو بخش می‌شود: بخش اول ساختارهای تصمیم‌گیری است و بخش دوم مکانیسم‌های اجرای تصمیم است. ساختارهای تصمیم‌گیری مشخص می‌کند چه کسی حق تصمیم‌گیری در برنامه‌های کاربردی مختلف فناوری اطلاعات را در اختیار دارد.حاکمیت فناوری اطلاعات برگردان پارسی Information Technology Governance است. این مفهوم، ابزارها و چارچوب هایی ارائه می‌کند که پشتیبانی فناوری اطلاعات از اهداف کسب‌وکار را تضمین می‌نماید. همچنین کارایی سرمایه‌گذاری در فناوری اطلاعات را حداکثر می‌سازد. این حوزه یکی از زیرمجموعه‌های حاکمیت شرکتی است که بر فناوری اطلاعات، عملکرد سازمانی و مدیریت ریسک نظارت دارد.حاکمیت فناوری اطلاعات یک چارچوب رسمی است که ساختاری را برای سازمان‌ها فراهم می‌کند تا اطمینان حاصل شود که سرمایه‌گذاری‌های فناوری اطلاعات از اهداف تجاری پشتیبانی می‌کند. در عصر تحول دیجیتال که مفاهیمی مانند حکمرانی دیجیتال را به همراه دارد بحث فناوری جایگاه مهمی دارد.اهداف حاکمیت فناوری اطلاعاتاهداف کلیدی و مهم حاکمیت فناوری اطلاعات عبارتند از:همسویی استراتژی‌های فناوری اطلاعات با استراتژی‌های کسب‌وکاراحیای نقش فناوری اطلاعات به عنوان ماهیتی راهبردی در راستای ارزش‌آفرینی برای کسب‌وکارمدیریت ریسک‌ها و مخاطرات فناوری اطلاعاتمدیریت منابع فناوری اطلاعاتمدیریت عملکرد فناوری اطلاعاتتدوین خط‌مشی‌ها و رویه‌های اجرایی فناوری اطلاعاتدر راستای پیاده‌سازی حاکمیت فناوری اطلاعات در سازمان تبعیت از استانداردها و چارچوب‌های بین‌المللی مسیر را برای سازمان‌ها کوتاه‌تر خواهد کرد. در عصر حاضر مدیریت زمان به عنوان یک مزیت رقابتی مهم به شمار می‌رود. بنابراین استفاده از تجربیات موفق دیگران تحقق اهدف سازمان را تسریع می‌بخشد. چرا سازمان باید زمان خود را صرف ایجاد چارچوبی نماید که وجود دارد؟ به جای ایجاد چارچوب جدید، سازمان باید سعی کند تا از بهترین روش‌های موجود به بهترین نحو استفاده نماید. بهترین روش‌های موجود از سوی افراد برتر و خبره در این حوزه و پیرامون نتیجه تجارب شرکت‌های موفق و برتر جهان نگاشته شده‌اند و از سوی مراجع جهانی نگهداری و به‌روز می‌شوند.ضرورت حاکمیت فناوری اطلاعاتبه طور مستمر وابستگی سازمان‌ها به فناوری اطلاعات افزايش می يابد. با گذشت زمان شمار بيشتری از فرآيندهای کسب‌وکار با کمک کامپيوتر کنترل می شود و تمرکز آنها بر فناوری اطلاعات خواهد بود. تحقيقات ITGI نشان می دهد که 91% از سازمان‌ها در هر اندازه و فعاليتی بر اين باورند که فناوری اطلاعات نقش حياتی در موفقيت کسب‌وکاری که آنها ارائه می نمايد ايفا می کند.از سوی ديگر پيچيدگی فناوری اطلاعات روز به روز افزايش می يابد. در اين حال بسياری از سازمان‌ها خدمات فناوری اطلاعات خود را برون‌سپاری می کنند. در اين شرايط فشار مديران ارشد سازمان جهت کنترل هزينه‌ها و ريسک‌های فناوری اطلاعات بيش از پيش افزايش می يابد. به عبارت ديگر می توان گفت که از يک سو وابستگی سازمان‌ها نسبت به فناوری اطلاعات روز به روز بيشتر می شود و از سوی ديگر پيچيدگی ها و فشار پيرامون افزايش هزينه‌های فناوری اطلاعات رو به فزونی است. در اين ميان تنها يک راه‌حل وجود دارد: «فناوری اطلاعات بايد با تحت کنترل نمودن هزينه‌ها، ارزش بيشتری برای کسب‌وکار بيافريند». به عبارت ديگر بايد تعادلی بهينه ميان ميزان ارزش و ميزان هزينه‌ها و ريسک‌های فناوری اطلاعات وجود داشته باشد و هدف مديران نيز تحقق اين امر خواهد بود. تجربه نشان داده است که سازمان‌هایی که خدمات فناوری اطلاعات خود را برون‌سپاری کرده‌اند، در برخی موارد نتيجه مطلوبی حاصل نشده است و همچنين آن دسته از سازمان‌ها که پروژه‌های فناوری اطلاعات تعريف نموده‌اند، پروژه‌ها آن طور که بايد خروجی مطلوبی نداشته و اهداف خود را تحقق نبخشيده‌اند.با توجه به چالش‌های فوق مديران ارشد سازمان سعی در کنترل و حاکميت بيشتر پيرامون فناوری اطلاعات و عملکرد آن نمودند. حاکميت فناوری اطلاعات به عنوان فرايندی تلقی می گردد که سازمان را در تحقق استفاده اثربخش و کارآمد فناوری اطلاعات و نيز اهداف و راهبردهای IT هدايت می کند. حاکميت فناوری اطلاعات يکی از مسئوليت‌های مهم اعضای هيئت مديره و مديران ارشد می باشد و به واسطه آن عملکرد فناوری اطلاعات و ميزان انطباق آن با الزامات داخلی و خارجی را تحت کنترل قرار می دهند.استانداردهای مهمی که در حوزه حاکميت فناوری اطلاعات وجود دارند، عبارتند از: Cobit, ITIL, ISMS. بسياری از سازمان‌ها گمان می کنند که تنها چارچوب Cobit برای پياده‌سازی حاکميت فناوری اطلاعات وجود دارد، ولی اين چارچوب تنها به عنوان استانداردی برای ارزيابی ميزان حاکميت فناوری اطلاعات سازمان مورد استفاده قرار می گيرد و به شرح مجموعه‌ای از بايدها و نبايدها می پردازد و روش تحقق آنها را بيان نمی دارد. چارچوب ITIL روش تحقق مديريت اثربخش و کارآمد خدمات فناوری اطلاعات را شرح می دهد و ISMS روش تحقق مديريت امنيت فناوری اطلاعات را سازمان فراهم می آورد. پياده‌سازی اين مجموعه سه گانه تحقق حاکميت فناوری اطلاعات را در سازمان تضمين خواهد کرد. نتيجه تحقيقات BSMReview در سال 2008 نشان می دهد که 18% از سازمان‌ها در راستای نيل به اهداف مديريت حاکميت فناوری اطلاعات اقدام به پياده‌سازی اين سه چارچوب نموده‌اند و موفقيت آنها در پياده‌سازی اين چارچوب بيشتر از ساير سازمان‌هایی بوده است که تنها يک چارچوب را به طور منحصر پياده‌سازی می کنند.سه چارچوب فوق همپوشانی های فراوانی دارند، بنابراين پياده‌سازی آنها با رويکردی انسجامی دوباره‌کاری ها را کاهش خواهد داد و موفقيت پياده‌سازی مديريت و حاکميت فناوری اطلاعات را ارتقا می دهد. همچنين پياده‌سازی اين چارچوب‌ها زمانی بيشترين اثربخشی و کارایی را به ارمغان خواهد آورد که با رويکرد ابزار محور باشد و در محيط ابزار پياده‌سازی شوند. بنابراين داشتن ابزارهایی همسو با چارچوب‌های فوق که همزمان سه چارچوب را پوشش دهند، نه تنها کارایی و اثربخشی عملکرد حاکميت فناوری اطلاعات سازمان را افزايش می دهند، بلکه هزينه‌های سازمان را به شدت کاهش خواهد داد. ابزارهایی مانند Marval از اين دسته از ابزارها به شمار می روند.مولفه های حاکمیت فناوری اطلاعاتبرخی از اجزای اصلی مدیریت فناوری اطلاعات به شرح زیر است:ساختاریک چارچوب برای حاکمیت فناوری اطلاعات به منظور استانداردسازی فرآیندها و کاهش خطاها ضروری است. چارچوب اساس هر پروژه است و به شناسایی مراحل مختلفی که باید در فرآیند گنجانده شوند کمک می کند. تمام مسئولیت ها و وظایف باید در چارچوب گنجانده شود تا هر کسی که به آن نگاه می کند بتواند به سرعت فرآیند را شناسایی کند.مزایای کسب و کارمزایای زیادی در سازمان وجود دارد، چه از نظر سودآوری و چه مرتبط با رشد، اما درک آنها در زمینه رشد سازمان حیاتی است. زیرا این امر به سازمان در پایبندی به استانداردها کمک می کند و با کمک به کارکنان خود در تدوین قوانین، سطح خود را بالا می برد. مدیریت مدیریت سازمان برای رفتارهای استراتژیک یا اخلاقی آن در حکمرانی فناوری اطلاعات حیاتی است زیرا به سازمان اجازه می دهد تا با حفظ اخلاق خود به اهداف تجاری خود دست یابد. مدیریت پرتفوی (پرتفوی، به ترکیبی از دارایی‌ها گفته می‌شود که توسط یک سرمایه‌گذار برای سرمایه‌گذاری تشکیل می‌شود.) سازمان را قادر می سازد تا در محدوده خود گسترش یابد و به مشتریان جدید دست یابد. استراتژی و فناوری اطلاعات دو روی یک سکه هستند.بهینه‌سازی ریسک و منابع درک و تخصیص منابع سازمانی به گونه‌ای که بتوان از چندین ریسک اجتناب کرد، حیاتی است. درک بهتر تخصیص منابع می تواند به بهینه‌سازی منابع و کمک به توسعه و رشد پایدار کمک کند. استاندارد COBIT استاندارد COBIT که مخفف اهداف کنترلی در فناوری اطلاعات است، یک چارچوب مهم فناوری اطلاعات است که به کسب‌وکارها کمک می‌کند تا با چالش‌های تجاری در زمینه‌های مدیریت ریسک، همسویی استراتژی فناوری اطلاعات، انطباق با مقررات و برخی از سیاست‌ها برای عملکرد مؤثر اهداف سازمانی مقابله کنند. اصول حاکمیت فناوری اطلاعاتاصول برجسته مدیریت فناوری اطلاعات عبارتند از:حاکمیت را به طور فعال طراحی کنیداین مستلزم آن است که مدیران ارشد ابتکار عمل را بر عهده بگیرند و منابع، توجه و حمایت را به فرآیند تخصیص دهند. برای برخی از کسب و کارها، این اولین باری است که حاکمیت فناوری اطلاعات به صراحت طراحی می شود.اغلب، فرآیندهای حاکمیت تجاری بالغ می تواند به عنوان نقطه شروع استفاده شود. نه تنها حکمرانی کلی مستلزم طراحی فعال است، بلکه هر مکانیزم نیز باید به طور منظم بازنگری شود. روی داشتن کمترین مکانیسم مؤثر تا حد امکان تمرکز کنید.درک زمان طراحی مجدد بازنگری در کل ساختار حکومتی، افراد را ملزم به یادگیری نقش ها و روابط جدید می کند. یادگیری زمان می برد. در نتیجه، طراحی مجدد حاکمیت باید در کمترین موارد باشد. تحولات به غیر از فناوری اطلاعات شامل بسیاری از مسائل است و پیاده سازی آن ماه ها طول می کشد.تشخیص زمان طراحی مجددزمانی که کل ساختار حکمرانی دوباره طراحی می شود، افراد باید نقش ها و روابط جدید را بیاموزند. یادگیری زمان می برد. در نتیجه، سازماندهی مجدد حکومت باید غیر معمول باشد. تحولات شامل بسیاری از مسائل غیر از فناوری اطلاعات است و ممکن است ماه ها طول بکشد تا تکمیل شود.تصمیم گیری کنیدحکمرانی خوب، مانند استراتژی خوب، تصمیم گیری را ضروری می کند. حاکمیت فناوری اطلاعات نمی تواند و نباید به هر هدفی دست یابد، اما می تواند و باید اهداف رقابتی را برای بحث برجسته کند. با افزایش تعداد مبادلات، حکمرانی پیچیده‌تر می‌شود.  تضادهای هدف توسط مشاغل با عملکرد برتر با استفاده از چند اصل ساده تجاری مدیریت می شود. این اصول تجاری در اصول فناوری اطلاعات منعکس شده است.فرآیند رسیدگی به استثنائات را روشن کنیداستثناها نحوه یادگیری کسب و کارها هستند. استثنا در فناوری اطلاعات انحراف از هنجار است، به ویژه در معماری و زیرساخت فناوری اطلاعات. برخی از درخواست‌ها برای استثناها بی‌اهمیت هستند، اما اکثریت آنها به دلیل تمایل واقعی برای برآوردن نیازهای تجاری هستند. اگر استثناء پیشنهادی یک واحد تجاری ارزشمند باشد، تغییر در معماری فناوری اطلاعات می‌تواند به نفع کل شرکت باشد.حاکمیت طراحی در سطوح سازمانی چندگانهدر شرکت‌های بزرگ با واحدهای چندتجاری، حاکمیت فناوری اطلاعات باید در سطوح مختلف در نظر گرفته شود. نقطه شروع، حاکمیت فناوری اطلاعات در سطح سازمانی است که توسط چند استراتژی و اهداف کل سازمان هدایت می شود.  شرکت‌هایی با عملکردهای متمایز IT در بخش‌ها، واحدهای تجاری یا مناطق جغرافیایی نیاز به لایه‌ای متمایز اما به هم پیوسته از حاکمیت فناوری اطلاعات دارند. به طور معمول، تقاضا برای هم افزایی در سطوح پایین سازمان افزایش می یابد، در حالی که نیاز به استقلال بین واحدها در بالاترین حد است.مدیران آینده</description>
                <category>نیلوفر</category>
                <author>نیلوفر</author>
                <pubDate>Wed, 23 Aug 2023 12:21:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مصاحبه شایستگی محور (CBI)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38003116/%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1-cbi-vnvxvsfcdu4k</link>
                <description>مصاحبه مبتنی بر شایستگی مصاحبه ای است که در آن از سوالات برای تعیین نحوه انجام وظایف، چالش ها و سایر جنبه های شغل قبلی یا فعلی استفاده می شود. مصاحبه کنندگان از سوالات مبتنی بر شایستگی برای پرسیدن مثال های خاصی که در آن ها مهارت ها و رفتارهای مختلف را در حرفه خود نشان داده اید، استفاده خواهند کرد.این نوع مصاحبه ها به کارفرمایان بالقوه اجازه می دهد تا “شایستگی های کلیدی” یک کارمند بالقوه یا ویژگی های خاص مورد نیاز برای موفقیت در یک موقعیت را مشخص کنند. مصاحبه مبتنی بر شایستگی ممکن است به عنوان مصاحبه رفتاری یا مصاحبه مبتنی بر معیار نیز نامیده شود.شایستگی های کلیدی مشترک که ممکن است کارفرمایان به دنبال آن باشند عبارتند از:کار گروهیمهارت های تصمیم گیریمهارت های ارتباطیمهارت حل مسئلهقابلیت های رهبریمهارت های مدیریت زمانانعطاف پذیریخلاقیتتمامیتامانتاهمیت یادگیری مصاحبه شایستگی‌محور چیست؟یادگیری مصاحبه شایستگی‌محور برای کاندیدا به دو دلیل اصلی اهمیت دارد. کاندیدا می‌تواند با شناخت از شایستگی‌های مورد نیاز برای شغل و درک مواردی که باید در مصاحبه بیان شود، آمادگی خود را بهتر ارزیابی کند و به نحو بهتری به سوالات پاسخ دهد و از طرف دیگر، از آنجایی که مصاحبه شایستگی‌محور بر اساس تجربه‌های واقعی است؛ برای کارفرمایان به عنوان یکی از بهترین شیوه‌های ارزیابی عملکرد کاندیدا در شغل مورد نظر، می‌تواند باشد.سوالات مصاحبه شایستگی محوریکی از موضوعاتی که کارشناسان منابع انسانی به دنبال آن هستند، این است که بهترین سوالات مصاحبه شایستگی محور را جمع‌آوری کنند تا بتوانند بهترین مصاحبه مبتنی بر شایستگی را از کارجویان داشته باشند.مسئولیت پذیری1. درباره شرایط کاری بهم بگو که مشخص نبود چه شخصی مسئول انجام کار هست و تو وارد شدی و کار رو انجام دادی.2. زمانی رو توصیف کن که قولی که به کسی داده بودی برای انجام کاری رو فراموش کرده بودی. بعد از اینکه متوجه شدی، چه کاری انجام دادی؟عمل‌گرا بودن1. زمانی رو تعریف کن که از سخت کار کردن روی پروژه‌ای لذت بردی.2. ما همه می‌دانیم که در انجام بعضی امور توانایی خاصی داریم. زمانی رو تعریف کن که با استفاده از این تواناییت، تونستی پروژه‌ای رو به خوبی به سرانجام برسونی.توانایی کار در ابهام1. زمانی رو تعریف کن که مجبور بودی با اطلاعات ناقصی، پروژه‌ای رو شروع به کار کنی. چه کاری انجام دادی تا بتونی بهترین عملکرد رو داشته باشی؟2. زمانی رو تعریف کن که به دلیل اینکه اطلاعاتی که از پروژه داشتی ناقص بود، نتونستی در پروژه‌ای یا جلسه‌ای شرکت و صحبت کنی.مهارت‌های تحلیلی1. پیچیده‌ترین اطلاعاتی که مجبور به تحلیلش بودی رو برام تعریف کن.2. پروژه‌ای رو تعریف کن که به دلیل اینکه تحلیل درستی از اطلاعاتش داشتی، تونستی به خوبی انجام بدی.در دسترس بودن1. آخرین باری رو تعریف کن که کسی برای انجام کاری پیش شما اومد. چرا اون شخص خواست پیش شما بیاد؟2. یک مثال از حل کردن مشکل همکاری بزن که مجبور بود برای حل کردنش پیش شما بیاد.مدیریت بودجه1. زمانی رو تعریف کن که مدیریت هزینه‌هایی که داشتی در نهایت خیلی با چیزی اول برنامه‌ریزی کرده بودی متفاوت شد؛ چرا این اتفاق افتاد؟2. زمانی رو تعریف کن که یک برنامه کاهش هزینه/ افزایش درامد پیاده کردی و موثر واقع شد.توانایی فهمیدن احساس دیگران1. زمانی رو تعریف کن که دقتت به فرد مقابل در کار و فهمیدن حال روحی آن شخص، بهت کمک کرد که بهتر شرایط رو مدیریت کنی.2. زمانی رو تعریف کن که تونستی دیدگاه شخص دیگه‌ای رو، با وجود اینکه خیلی از مال تو متفاوت بود، درک کنی.توانایی درک بیزینس1. به من از تصمیمی که در واحد شما گرفته شد و تأثیر زیادی روی کل بیزینس داشت بگو.2. زمانی رو تعریف کن که قبل از اینکه مدیرعامل یا مدیر واحد، متوجه اشتباهی در سازمان شوند، شما متوجه شدید. چه کاری انجام دادید؟ چطور شما زودتر از آنان متوجه شدید؟علاقه به شغل1. از برنامه مسیر شغلیت بهم بگو و توضیح بده که تا الان چقدر از این برنامه رو پیش رفتی.2. به من مثالی رو بگو که چجوری تونستی کنترل مسیر شغلی خودت رو نگه داری و تمرکزت از بین نره.اهمیت به کارهای انجام شده1. زمانی رو تعریف کن که به خاطر کاری که کسی انجام داده بود، ازش تقدیر کردی.2. زمانی رو تعریف کن که فرصت اینکه از شخصی که کاری انجام داده بود تقدیر کنی، چرا این اتفاق افتاد؟ به جاش چه کاری انجام دادی؟مدیریت تغییر1. زمانی رو تعریف کن که مقاومت افراد سازمان رو در برابر تغییر احساس کردی. چه کاری براش انجام دادی؟2. زمانی رو تعریف کن که مجبور بودی خودت رو با شرایط نامناسب و سختی وقف بدی.تسلط در ارتباط با مراتب سازمانی بالاتر1. زمانی رو تعریف کن که از کاری که مدیر بالادستی برایتان انجام داده بود، تقدیر کردید.2. آخرین باری رو تعریف کنید که یک ارائه یا پرزنتیشن برای یک مدیر بالادستی داشتید. چه احساسی داشتید؟ارتباطات (شفاهی)1. سخت‌ترین ایده یا موقعیتی که مجبور بودی به کسی توضیح بدی چی بوده؟2. زمانی رو تعریف کن که با وجود اینکه اونا خیلی از تو خوششون نمیومد اما تونستی به خوبی با افراد به صورت شخصی ارتباط برقرار کنی.ارتباطات (مکتوب)1. یکی از مهم‌ترین گزارشات یا نامه‌ای که نوشتی چی بوده؟2. زمانی رو تعریف کن که کسی چیزی که براش نوشته بودی رو اشتباه متوجه شده بود. برای حل کردنش چه کاری انجام دادی؟همراهی (احساسی)1. زمانی رو برای تعریف کن که شخصی با یک مشخص شخصی پیشت اومد و باهات صحبت کرد.2. زمانی رو بگو که برای یکی از مدیران بالادستی، یک مسئله غیرکاری و شخصی یکی از کارمندان را بیان کردی و نگرانی خودت رو ابراز کردی.حفظ خونسردی1. زمانی رو تعریف کن که تو کاری رو براساس اطلاعات و احساس خودت انجام دادی تا اینکه تأثیر گرفته از هیجانات برخورد کرده باشی.2. آخرین باری رو تعریف کن که تو به خوبی تونستی کار کنی در شرایطی که فشار روانی بالایی داشت.مدیریت تعارض1. آخرین باری رو تعریف کن که با یکی از کارمندانت یا همکارانت چالش داشتی و تونستی به خوبی حلش کنی.2. زمانی رو تعریف کن که برای انجام پروژه یا کاری با مدیر بالادستی مخالفت کردی. راه حلت برای برطرف شدن اختلاف چی بود؟برخورد با مسائل1. در هر تیمی افرادی هستند که کار کردن باهاشون سخت هست. زمانی رو تعریف کن که با یکی از این افراد مجبور بودی کار کنی.2. زمانی رو تعریف کن که یکی از کارمندانت، به اهداف معین شده نرسیده بود. چه برخوردی انجام دادی؟رشد مداوم1. زمانی رو تعریف کن که پیشنهاد دادی تغییری انجام بشه تا شیوه انجام کارت بهتر بشه.2. یکی از بهبودهایی که در محیط کارت انجام دادی و هنوز هم در حال استفاده است رو بیان کن.همکاری1. گرفتن همکاری از دیگران کاری سخت و دشوار است. زمانی رو تعریف کن که برای اینکه پروژه‌ای رو انجام بدی، به همکاری تعداد زیادی از همکارانت نیاز داشتی. چطور این کارو انجام دادی؟2. بعضی اوقات مجبور هستیم با افراد سختی کار کنیم. زمانی رو تعریف کن که برای انجام کاری، مجبور بودی با سخت‌ترین فرد سازمان کار کنی. چطور تونستی اون کار رو انجام بدی؟شهامت1. شرایطی رو توصیف کن که مجبور بودی تصمیمی رو بگیری که می‌دونستی تصمیمی نیست که همه دوست داشته باشند.2. زمانی رو تعریف کن که در جلسه در مقابل تصمیمی که به نظرت اشتباه بود ایستادی. چه احساسی داشتی؟خلاقیت1. خیلی اوقات، ما برای حل مسائل از راه حل‌هایی که قبلاً استفاده شده‌اند و مطمئن هستیم استفاده می‌کنیم. زمانی رو تعریف کن که از برای حل مسئله‌ای با وجود اینکه راه حل تکراری وجود داشت، شما از راه جدیدی اون رو حل کردید.2. زمانی رو تعریف کن که شما با یک راه حل جدید، برای حل مشکلی که مدتی باهاش درگیر بودید، رسیدید.توجه به مشتری1. آخرین باری رو تعریف کن که هرکاری تونستی انجام دادی تا مشکل مشتری رو برطرف کنی.2. آخرین باری رو تعریف کن که با یک مشتری خیلی ناراضی روبه‌رو شدی. تونستی مشکلش رو حل کنی؟تصمیم‌گیری1. سخت‌ترین تصمیمی که مجبور بودی در طی سال گذشته بگیری چی بوده؟2. زمانی رو تعریف کن که مجبور بودی تصمیمی رو خیلی سریع با وجود اینکه اطلاعاتت ناقص بود، بگیری.توانایی تفویض کردن1. زمانی رو بگو که تصمیم‌گیری درباره موضوع مهمی رو به کارمندت واگذار کردی یا کار مهمی رو بهش‌ دادی.2. زمانی رو بگو که باید کاری به کسی واگذار می‌کردی، ولی این‌ کار رو انجام ندادی و باعث شد که در پروژه مشکل بخوری.توجه به جزئیات1. زمانی رو بگو که توجه‌ات به جزئیات باعث شد از یک اشتباه جلوگیری بشه.2. زمانی رو توصیف کن که باید به جزئیات، توجه بیشتری می‌کردی اما این کارو نکردی و باعث شد در پروژه مشکل پیش بیاد.واکنش به فیدبک منفی1. آخرین باری رو تعریف کن که یک نفر بهت فیدبک منفی داد. چه واکنشی نشون دادی؟2. آخرین باری رو تعریف کن که به فردی از اعضای گروهت گفتی که از کارش ناراضی هستی. چطور بیانش کردی؟راهنمایی کردن1. زمانی رو توضیح بده که نتونستی به درستی اعضای تیمت رو هدایت کنی و باعث شکست شد.2. از چه روشی برای هدف‌گذاری برای اعضای تیمت استفاده می‌کنی؟پذیرش تنوع افراد1. زمانی رو تعریف کن که مجبور بودی با شخصی که با شما تفاوت دیدگاهی فراوانی داشت، کار کنی.2. زمانی رو تعریف کن که گروهی از افراد مختلف رو باهم برای انجام پروژه همکار کردی و پیش بردی.هوش هیجانی1. زمانی رو بگو که تواناییت در فهمیدن حال روانی شخصی، باعث شد موضوع مهمی رو در کار متوجه شوید.2. آخرین باری رو بگو که بخاطر فهمیدن احساس اعضای تیمت و همدردی با او، باعث شد شرایط کاری بهتر پیش برود.قدرت بخشی1. زمانی رو بگو که به اعضای گروهت اختیار دادی که با روشی که دوست دارند، کار رو انجام بدهند؛ باوجود اینکه می‌دونستی روشی که کار در حال انجامه، اشتباه است.2. زمانی رو بگو که سکوت کردی و اجازه دادی اعضا تیم، خودشون مسئله رو حل کنند با وجود اینکه می‌تونستی مشکل رو خودت حل کنی.اخلاق‌گرایی1. آخرین باری رو تعریف کن که خودت رو کنترل کردی و مشکل بزرگی رو سرکار حل کردی؛ با وجود اینکه راه غیراخلاقی براش وجود داشت.2. زمانی رو بگو که قانونی رو سرکار رعایت کردی، با وجود اینکه به نظرت قانون غیرمنطقی و نادرست بوده است.عدالت1. زمانی رو تعریف کن که نتونستی با همه اعضای تیمت به صورت عادلانه برخورد کنی.2. زمانی رو تعریف کن که مجبور بودی با یکی از همکارانت با اینکه باهات خیلی دوست بود، طبق قانون برخورد کنی.انعطاف پذیری1. زمانی رو بگو که مجبور شدی کار کردن روی پروژه‌ای و کاری و نصفه رها کنی و کار کردن روی پروژه‌ای جدید رو شروع کنی.2. آخرین باری رو بگو که برنامه‌ریزی کرده بودی برای روزت و به دلیل اتفاقاتی که در طول روز افتاد، برنامه‌ت کاملاً عوض شد. چه احساسی داشتی؟پیگیری1. انجام کارها به پیگیری مداوم نیاز داره. زمانی رو برام تعریف کن که کاری رو که به کسی سپرده بودی و به دلیل اینکه پیگیری نکردی، به زمان مقرر نرسید.2. پروژه یا شرایطی رو تعریف کن که به دلیل پیگیری بالایی که داشتی، تونستی به نتیجه برسونیش.علاقه به رشد1. شرایطی رو تعریف کن که برای اینکه کار رو انجام بدی، مجبور بودی مهارت‌های جدیدی یاد بگیری.2. بهم بگو که چطور خودت رو در حیطه شغلیت به روز نگه می‌داری.هدف گذاری1. آخرین باری که برای خودت یا همکارت هدفی گذاشتی و تونستی یا تونستن که به هدف برسی (برسند) کی بود؟2. بهم بگو که برای سال و هر پروژه‌ای، چطور هدف گذاری می‌کنی و چطوری پیش می‌ری که به نتیجه برسی؟استخدام1. زمانی رو بگو که مسئول استخدام، آموزش و آنبردینگ پرسنلی جدید در مجموعه بودی. چه کاری کردی که کمکش کرده باشی؟2. بهترین یا بدترین استخدامی که تاکنون داشتی چی بوده؟ چرا اتفاق افتاد؟شوخ‌طبعی1. زمانی رو توصیف کن که با استفاده از حس شوخ‌طبعی، تونستی یک مسئله جدی رو حل کنی.2. شرایطی رو توصیف کن که فکر می‌کردی اگه از شوخ‌طبعیت استفاده می‌کردی، می‌تونستی شرایط رو بهتر پیش ببری.متقاعد سازی1. بهترین ایده یا راه‌حلی که تا الان به همکارت یا مدیرعامل پرزنت کردی و تونستی متقاعدشون کنی چی بوده؟ چرا به نظرت تونستی موفق بشی؟2. زمانی رو تعریف کن که تونستی کسی که با ایده‌ای موافق نبود رو همراه خودت کنی.جمع‌آوری اطلاعات1. زمانی رو تعریف کن که به دلیل اینکه اطلاعات کافی رو جمع‌آوری نکردی، در طول پروژه تصمیمت اشتباه شدی.2. زمانی رو تعریف کن که به دلیل اینکه زمان کافی رو گذاشتی تا اطلاعات کامل پروژه رو به دست بیاری، به نفع سازمان شد.اشتراک گذاری اطلاعات1. زمانی رو تعریف کن که به دلیل اینکه همکارت رو از کار مطلع نکردی، باعث شکست اون شخص توی پروژه شدی.2. حفظ محرمانگی اطلاعات در سازمان، از مهم‌ترین کارهایی هست که باید انجام شود. زمانی رو تعریف کن که شخصی ازت اطلاعات محرمانه‌ای از سازمان خواست و بهش ندادی.ابتکار عمل1. زمانی رو مثال بزن که در اجرای پروژه، روشی جدیدی به ذهنت اومد و روش اجرای اون از شروع تا پایان رو عوض کردی.2. آخرین باری که پروژه‌ای رو بدون اطلاعات کافی شروع کردی و تونستی به سرانجام برسونیش، کی بود؟ چطور پیش رفتی؟مهارت‌های بین فردی1. تاحالا شده که برای انجام پروژه یا کاری، با شخصی رابطه ایجاد و حفظ کنید؟2. زمانی رو تعریف کن که مجبور شدی با کسی گستاخ یا بی‌ادب بود کار کنی. چطور تونستی کارت رو به نتیجه برسونی؟مزایای مصاحبه‌های شایستگی محورمهمترین دلیل بکارگیری مصاحبه‌های مبتنی بر شایستگی را باید به اثربخشی این روش نسبت داد، البته رواج استفاده از مصاحبه در فرآیند استخدام به معنی سهولت روش و سادگی ابزار نیست، بلکه مصاحبه را باید از حساس‌ترین و پیچیده‌ترین روش‌های ارزیابی افراد تلقی کرد.بر اساس پژوهش‌های انجام شده توسط مدارس کسب و کار معروف سازمان‌های پیشرو برای پیدا کردن مناسب‌ترین فرد برای شغل مورد نظر، تکنیک مصاحبه شایستگی‌محور قابلیت پیش بینی بالاتر عملکرد آتی متقاضی شغل نسبت به مصاحبه‌های رایج داراست، و تاثیر قضاوت و انتخاب‌های سلیقه‌ای و مبتنی بر مدل ذهنی مدیران را تا حد زیادی کاهش می‌دهد.مدیران آینده</description>
                <category>نیلوفر</category>
                <author>نیلوفر</author>
                <pubDate>Mon, 21 Aug 2023 14:08:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادگیری ماشین (ML) و انواع تکنیک ها و کاربردهای آن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38003116/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%86-ml-%D9%88-%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%86-ljzz92juckpq</link>
                <description>یادگیری ماشین (ML)، مطالعه الگوریتم‌های رایانه است که به صورت خودکار با کسب تجربه، بهبود پیدا می‌کند. این فرایند به عنوان زیر مجموعه‌ای از هوش مصنوعی در نظر گرفته می‌شود.یادگیری ماشین یا Machine Learning، از زیرمجموعه‌های هوش مصنوعی است که این امکان را برای سیستم‌ها فراهم می‌کند تا به صورت خودکار یادگیری و پیشرفت داشته باشند. تمرکز اصلی یادگیری ماشین بر توسعه برنامه‌های رایانه‌ای است تا بتوانند به داده‌ها دسترسی پیدا کرده و از آن‌ها برای یادگیری خود استفاده کنند.فرایند یادگیری ماشین با مشاهدات یا داده‌ها مانند انواع مثال‌، تجارب مستقیم، دستورالعمل و… آغاز می‌شود تا به الگوی مورد نظر برسد و بر اساس مثال‌های ارائه شده، تصمیمات بهتری گرفته شود.اما هدف اصلی در یادگیری ماشین چیست؟ هدف این است که به کامپیوتر اجازه دهیم بدون کمک و دخالت انسان به شکل اتوماتیک، یادگیری داشته و همچنین قادر باشد اقدامات خود را مطابق با آن تنظیم کند. هدف اصلی الگوریتم های یادگیری ماشین، تعمیم یادگیری به فراتر از نمونه‌های آموزش داده شده است. به عبارتی یعنی تفسیر موفقیت آمیز داده‌ها.تمامی الگوریتم‌های یادگیری ماشینی مطابق الگوی زیر عمل می‌کنند:نمایش: مجموعه‌ای از اجزای طبقه بندی کننده یا زبانی که کامپیوتر آن را می‌فهمدارزشیابی: عملکرد هدف، سیستم نمره دهیبهینه سازی: سیستم طبقه بندی کننده‌ با بالاترین امتیازعلت اهمیت یادگیری ماشینداده ها مایه حیات همه کسب و کارها هستند. تصمیمات مبتنی بر داده به‌طور فزاینده‌ای بین همگام شدن با رقابت یا عقب ماندن بیشتر تفاوت ایجاد می‌کند. یادگیری ماشین می‌تواند کلید بازگشایی ارزش داده های شرکت و مشتری و اتخاذ تصمیماتی باشد که شرکت را از رقبا جلوتر نگه می‌دارد.یادگیری ماشین مهم است زیرا به شرکت ها دیدی از روند رفتار مشتری و الگوهای عملیاتی تجاری می‌دهد و همچنین از توسعه محصولات جدید پشتیبانی می‌کند. بسیاری از شرکت‌های پیشرو امروزی، مانند فیس‌بوک، گوگل و اوبر، یادگیری ماشین را به بخش مرکزی عملیات خود تبدیل می‌کنند. همچنین یادگیری ماشین به یک تمایز رقابتی مهم برای بسیاری از شرکت ها تبدیل‌شده است.انواع تکنیک‌های یادگیری ماشینیادگیری ماشین (Machine Learning) به دو حوزه‌ی اصلی یادگیری باناظر (Supervised Learning) و یادگیری بدون ناظر (Unsupervised Learning) تقسیم می‌شود. البته دو نوع دیگر نیز وجود دارد: یادگیری نیمه‌نظارتی (Semi-supervised Learning) و یادگیری تقویتی (Reinforcement Learning) که امروزه محل توجه است.هر یک از آن‌ها در ماشین لرنینگ هدف و وظایف خاصی دارند، نتایج خاصی را ارائه می‌کنند و از فرم‌های مختلف داده استفاده می‌کنند. تقریباً ۷۰ درصد یادگیری ماشین یادگیری باناظر (Supervised Learning) است، درحالی‌که یادگیری بدون ناظر (Unsupervised Learning) میان 10 تا 20 درصد است. در ادامه هر یک از آن‌ها را توضیح خواهیم داد.یادگیری باناظر (Supervised Learning)در یادگیری باناظر (Supervised Learning) ما از داده‌های شناخته‌شده یا دارای برچسب به‌عنوان داده‌های آموزشی استفاده می‌کنیم. از آنجا که داده‌ها شناخته شده‌اند؛ بنابراین می‌توان گفت نظارتی بر اجرای درست الگوریتم وجود دارد و به‌همین دلیل هم به آن یادگیری باناظر گفته می‌شود.این داده‌های ورودی از الگوریتم یادگیری ماشین عبور می‌کنند و برای آموزش مدل استفاده می‌شوند. پس از آموزش مدل براساس داده‌های شناخته‌شده، می‌توانیم از داده‌های ناشناخته در مدل استفاده کنیم و عملکرد مدل را بسنجیم.برخی از مشهورترین الگوریتم‌های باناظر که استفاده می‌شوند شامل موارد زیر است:رگرسیون چندجمله‌ای (Polynomial regression)جنگل تصادفی (Random forest)رگرسیون خطی (Linear regression)رگرسیون لجستیک (Logistic regression)درخت تصمیم (Decision tree)کی - نزدیک‌ترین همسایه (K-nearest neighbors)بیز ساده (Naive Bayes)یادگیری بدون ناظر (Unsupervised Learning)در یادگیری بدون ناظر (Unsupervised Learning) داده‌های آموزشی ناشناخته و بدون برچسب هستند؛ به‌این معنی که کسی قبلاً کاری روی آن‌ها انجام نداده است. بنابراین اینجا داده ورودی کمکی به هدایت الگوریتم نمی‌کند؛ زیرا ناشناخته است و برچسبی ندارد.می‌توان گفت دیگر در اینجا نظارتی وجود ندارد و به‌همین دلیل، به آن یادگیری بدون ناظر (Unsupervised Learning) گفته می‌شود. داده‌ها به الگوریتم یادگیری ماشین (Machine Learning) وارد می‌شوند و برای آموزش مدل استفاده می‌شوند. مدل آموزش دیده سعی می‌کند الگویی را در این داده‌ها به دست آورد و پاسخ مدنظر را ارائه کند.معروف‌ترین الگوریتم‌های بدون ناظر از این قرار است:حداقل مربعات جزیی (Partial least squares)خوشه‌بندی فازی / میانگین فازی (Fuzzy means)تجزیه مقادیر منفرد (Singular value decomposition)خوشه‌بندی k میانگین (K-means clustering)اپریوری (Apriori)خوشه‌بندی سلسله‌مراتبی (Hierarchical clustering)تحلیل مؤلفه‌ی اصلی (Principal Component Analysis / PCA)یادگیری نیمه‌نظارتی (Semi-supervised Leaning)این نوع یادگیری ماشین (Machine Learning) چیزی میان یادگیری باناظر (Supervised Learning) و بدون ناظر (Unsupervised Learning)  است. در حین آموزش مقدار کمی داده‌ی برچسب‌دار و مقداری داده‌ی بدون برچسب به الگوریتم وارد می‌شود. یادگیری نیمه‌نظارتی (Semi-supervised Learning) زمانی استفاده می‌شود که مقدار داده‌ی برچسب‌دار کافی در اختیار نداریم تا یک الگوریتم باناظر (Supervised Learning) را آموزش دهیم.یادگیری تقویتی (Reinforcement Learning)در اینجا الگوریتم داده‌ها را ازطریق فرایند آزمون‌ و خطا کشف می‌کند و سپس تصمیم می‌گیرد چه عملی به پاداش بالاتر می‌انجامد. عامل (agent)، محیط (environment) و عمل (actions) سه مؤلفه‌ی اصلی یادگیری تقویتی محسوب می‌شوند. عامل (agent) یادگیرنده یا تصمیم‌گیرنده است، محیط (environment) همه‌ی چیزهایی را دربرمی‌گیرد که عامل (agent) با آن‌ها تعامل دارد و اقدامات (actions) همان کاری است که عامل (agent) انجام می‌دهد.یادگیری تقویتی وقتی اتفاق می‌افتد که عامل (agent) اقداماتی را انتخاب کند که حداکثر پاداش مورد انتظار را برای یک زمان مشخص به حداکثر برساند. دست‌یابی به این موضوع زمانی محقق می‌شود که عامل (agent) در چارچوب یک سیاست مناسب کار کند.کاربردهای یادگیری ماشینشناسایی و پردازش تصاویریکی از کاربردهای رایج یادگیری ماشین شناسایی تصویر است. موقعیت‌های بسیاری برای دسته‌بندی اشیاء در تصاویر دیجیتالی وجود دارد و برای این کار می‌توان از یادگیری ماشین استفاده کرد. برای مثال در تصاویر سیاه و سفید هر پیکسل به عنوان یک واحد اندازه گیری استفاده می‌شود. در تصاویر رنگی نیز هر پیکسل یک واحد اندازه گیری برای شدت سه رنگ قرمز، سبز و آبی استفاده می‌شود.از یادگیری ماشین نیز می‌توان در شناسایی چهره در پردازش تصویر نیز استفاده کرد. در یک دیتابیس برای هر فرد یک دسته بندی جدا جود دارد و الگوریتم‌های یادگیری ماشین با توجه به این تصاویر به تشخیص هویت می‌پردازند. از یادگیری ماشین هم چنین در تشخیص دست خط در نوشته های معمولی یا نسخ خطی چاپ شده نیز استفاده می‌شود.شناسایی گفتاریکی دیگر از کاربردهای یادگیری ماشین تبدیل گفتار به متن می‌باشد. این مسئله به شناسایی گفتار کامپیوتری با شناسایی گفتار اتوماتیک نیز معروف است. به کمک شناسایی گفتار یک نرم افزار می‌تواند کلمات موجود در یک گفتار را تشخیص دهد و آن را به یک فایل متنی تبدیل کند. واحد اندازه گیری در اینجا می‌تواند زنجیره ای از اعداد باشد که نماد سیگنال‌های گفتار می‌باشند. همچنین می توانیم سیگنال گفتار را با شدت در باندهای مختلف فرکانس زمانی تقسیم کنیم. شناسایی گفتار می‌تواند در برنامه‌هایی کاربرد داشته باشد که رابط تعاملی صوتی دارند و یا قابلیت جستجی صوتی و… دارند.تشخیص بیماریاز یادگیری ماشین می‌توان در تکنیک‌ها و ابزارهایی که برای تشخیص بیماری‌ها کاربرد دارند استفاده کرد. از این تکنولوژی می‌توان برای تجزیه و تحلیل پارامترهای بالینی و ترکیب آن‌ها برای پیش‌بینی آگاهی از پیشرفت بیماری، استخراج اطلاعات پزشکی، تحقیقات برای رسیدن به نتیجه، برنامه ریزی درمانی و نظارت بر بیمار استفاده کرد. این موارد از کاربردهای موفق استفاده از متدهای یادگیری ماشین می‌باشد. استفاده از الگوریتم‌های یادگیری ماشین همچنین می‌تواند به ادغام سیستم‌های کامپیوتری و بخش‌های مراقبت بهداشتی نیز کمک کند.تحلیل آماریدر امور اقتصادی یکی از مسائل مهم بدست آوردن استراتژی‌های کوتاه مدت برای خرید و فروش اوراق بهادار می‌باشد. برای بدست آوردن این استراتژی‌ها کاربر از الگوریتم‌های معاملاتی برای خرید و فروش اوراق بهادار بر اساس عواملی مانند همبستگی های تاریخی و متغیرهای عمومی اقتصادی متمرکز استفاده می‌کند. یادگیری ماشین می‌تواند برای بدست آوردن این الگوریتم‌های استراتژی کوتاه مدت بسیار کاربردی باشد.انجمن‌های یادگیریمنظور از انجمن‌های یادگیری روند توسعه بینش بین محصولات مختلف می‌باشد. یعنی به عنوان مثال اینکه بفهمیم چگونه محصولات غیر مرتبط می‌توانند با یکدیگر مرتبط باشند. یکی از کاربردهای یادگیری ماشین، مطالعه ارتباط بین کالاهایی است که مردم خریداری می‌کنند. اگر شخصی محصولی را خریداری کند، به او محصولات مشابه نشان داده می‌شود زیرا بین این دو محصول رابطه وجود دارد. زمانی که محصول جدیدی در بازار عرضه می‌شود، برای افزایش فروش می‌تواند از این طریق با محصولات قدیمی همراه می شود.دسته بندیمنظور از دسته بندی قرار دادن هر فرد، شیء و… در دسته‌های مختلف تحت مطالعه می‌باشد. دسته بندی به تجزیه و تحلیل اندازه گیری‌های یک شی کمک می کند تا دسته ای را که به آن تعلق دارد را شناسایی کنیم. برای ایجاد یک رابطه کارآمد، تحلیلگران از داده‌ها استفاده می کنند. به عنوان مثال، قبل از اینکه یک بانک تصمیم به توزیع وام بگیرد، مشتریان دارای توانایی بازپرداخت وام را ارزیابی می‌کند. بانک در حقیقت با در نظر گرفتن عواملی مانند درآمد مشتری، پس انداز و سابقه مالی و… این کار را انجام می‌دهد. این اطلاعات از تجزیه و تحلیل و دسته بندی داده‌های گذشته در مورد وام بدست می‌آید.پیش بینییادگیری ماشین می‌تواند در سیستم‌های پیش‌بینی کاربرد داشته باشد. برای مثال با توجه به چیزی که در بالا برای ارائه وام در بانک گفته شد، برای محاسبه احتمال خطای سیستم نیاز به طبقه بندی داده‌های موجود در گروه‌های مختلف دارد. این مجموعه به کمک قوانین تعیین شده توسط تحلیلگران تعریف می‌شود. پس از طبقه بندی، می‌توان احتمال خطا را باز هم به کمک یادگیری ماشین محاسبه کرد. این محاسبات می‌تواند در همه بخش‌ها برای اهداف متنوع استفاده شود. پیش بینی یکی از بهترین کاربردهای یادگیری ماشین است.استخراجیکی از کاربردهای بسیار خوب یادگیری ماشین استخراج اطلاعات می‌باشد. در این جا یادگیری ماشین به فرآیند استخراج اطلاعات ساختاری از داده های بدون ساختار کمک می‌کند. به عنوان مثال یادگیری ماشین به استخراج اطلاعات مورد نظر در بین صفحات وب، مقالات، وبلاگ‌ها، گزارش های تجاری و ایمیل می‌پردازد. بانک اطلاعاتی یا همان دیتابیس رابطه‌ی خروجی تولید شده را با استخراج اطلاعات حفظ می‌کند. فرآیند استخراج توسط یادگیری ماشین مجموعه ای از اسناد را به عنوان ورودی می گیرد و داده‌های ساختارمند را از آن بیرون می‌کشد.رگرسیونمی‌توان از یادگیری ماشین هم چنین برای رگرسیون نیز استفاده کرد. در رگرسیون می توان از اصل یادگیری ماشین برای بهینه سازی پارامترها استفاده کرد. همچنین می‌توان برای کاهش خطای تقریبی و محاسبه نزدیک‌ترین نتیجه ممکن از یادگیری ماشین استفاده کرد. همچنین می‌توان برای بهینه سازی عملکرد نیز از یادگیری ماشین استفاده کنیم و می توان برای تغییر ورودی‌ها تا رسیدن به نزدیکترین نتیجه ممکن یادگیری ماشین را به کار گرفت.سرویس‌های مالییادگیری ماشین ظرفیت‌های زیادی برای به کارگیری در حوزه مالی و بانکی دارد. با استفاده از یادگیری ماشین و هوش مصنوعی می‌توان خدمات مالی محبوبی را ارائه داد. یادگیری ماشین می‌تواند به بانک‌ها و موسسات مالی کمک کند تا تصمیمات دقیق‌تری بگیرند، به ارائه خدمات مالی کمک کند تا بسته شدن یک حساب را قبل از وقوع تشخیص دهند، الگوی هزینه مشتریان را پیگیری کنند، تجزیه و تحلیل بازار را انجام دهند، ردیابی الگوهای هزینه را به ماشین‌های هوشمند آموزش دهند و در نهایت الگوریتم‌های یادگیری ماشین می توانند گرایش‌ها و ترندهای پیش رو را به راحتی شناسایی کنند و در زمان واقعی واکنش نشان دهند.نحوه‌ی انتخاب مدل یادگیری ماشینی مناسب چیست؟فرایند انتخاب مدل یادگیری ماشین مناسب برای حل یک مشکل، اگر به صورت استراتژیک انجام نشود، می‌تواند زمان‌بر باشد. در ادامه، مراحلی استراتژیک برای دستیابی به مدل مناسب ارائه شده است.گام اول: داده‌های بالقوه‌ی ورودی که باید برای راه حل مسئله‌ی مربوطه در نظر گرفته شوند، در ابتدا بررسی می‌شوند. این مرحله به کمک دانشمندان داده و کارشناسانی نیاز دارد که درک عمیقی از مسئله‌ی مذکور دارند؛گام دوم: داده‌ها در این مرحله جمع آوری می‌شوند، آن‌ها به فرمت مشخصی تبدیل شده و در صورت لزوم برچسب‌گذاری می‌شوند. هدایت این مرحله معمولا برعهده دانشمندان داده و با کمک افرادی است که دیتاها را آماده کرده‌اند؛گام سوم: الگوریتم یا الگوریتم‌های مورد استفاده انتخاب، و هر الگوریتم آزمایش می‌شود تا کارکرد آن‌ها روی داده‌های مورد نظر ارزیابی شود. دانشمندان داده معمولا افرادی هستند که این مرحله را انجام می‌دهند؛گام چهارم: خروجی‌ها به طور دقیق بررسی می‌شوند و این مرحله تا زمانی ادامه می‌یابد که خروجی الگوریتم به سطح قابل قبولی از دقت برسد. این مرحله معمولا توسط دانشمندان داده به همراه ارائه‌ی بازخورد از جانب کارشناسانی انجام می‌شود که درک عمیقی از مسئله‌ی مذکور دارند.مدیران آینده</description>
                <category>نیلوفر</category>
                <author>نیلوفر</author>
                <pubDate>Thu, 17 Aug 2023 11:02:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هوش مصنوعی (AI) چیست و چه کاربردهایی دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38003116/%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-v8rqhzxirdle</link>
                <description>در علوم کامپیوتر و داده، هوش مصنوعی (artificial intelligence) به نوع خاصی از هوشمندی و آگاهی گفته می‌شود که از ماشینی که انسان نیست به‌دست بیاید. در کتاب های تخصصی علوم کامپیوتر و هوش مصنوعی به عنوان  هر دستگاهی که توانایی درک محیط و فعالیت با حداکثر شانس موفقیت را داشته باشد معرفی می شود. مجموع اصطلاح هوش مصنوعی برای توصیف ماشین‌ها یا کامپیوترهایی به‌ کار می‌رود که فعالیت‌های شناختی وابسته به ذهن انسان را به‌خوبی خود انسان و یا با اختلاف کمی انجام می دهند. از میان فعالیت‌های مهم شناختی هوش مصنوعی، می توان به حل مسئله و یادگیری مفاهیم اشاره کرد. درست است که هوش مصنوعی هم اکنون هم در تمام جنبه‌های زندگی انسان‌ها وجود دارد و به کار گرفته می‌شود  اما همچنان بهترین سیستم‌های هوش مصنوعی امروزی نیز نمی‌توانند از برخی جهت‌ها با مغز انسان رقابت کنند. برای مثال، در سال 2016 برنامه کامپیوتری آلفاگو،  بازیکن حرفه‌ای و اسطوره‌ای بازی Go را شکست داد. اما اگر از همان کامپیوتر بخواهیم اتومبیلی را براند یا راه برود یا حتی مونوپولی بازی کند، قطعاً نخواهد توانست به تنهایی چنین کارهایی را انجام دهد و حتماً باید توسط انسان برای آن هدف خاص ساخته شود و آموزش ببیند.همانطور که میدانید کلمه مصنوعی یا Artificial به آنچه گفته می‌شود که به صورت طبیعی بوجود نیامده و در واقع توسط انسان‌ها ساخته شده است و کلمه هوش یا Intelligence نیز به توانایی تفکر و آموختن براساس تجربه گفته می‌شود. براساس چنین تعاریفی، وابستگی نسبی هوش مصنوعی به انسان کاملا منطقی است. بنابراین به زبان ساده، هوش مصنوعی به توانایی تفکر یا یادگیری کامپیوتر یا ماشین گفته می‌شود اما برای اینکه فردی هوشمند و دارای هوش تلقی شود، باید یادگیری اتفاق بیفتد و فرد آموزش ببیند. در واقع انسان‌ها هم از روز اولی که به دنیا می‌آیند هوشمند نیستند و برای تبدیل شدن به فردی هوشمند و باهوش باید تحت آموزش قرار بگیرند. وقتی که انسان‌ها یاد می‌گیرند، در واقع مواردی را به خاطر می‌سپارند و اطلاعاتی را در مغزشان ذخیره می‌کنند. سپس از این اطلاعات ذخیره شده در مغز برای تصمیم‌گیری هوشمندانه استفاده می‌شود. در خصوص ماشین‌ها و هوش مصنوعی هم شرایط یکسان است و درست مشابه انسان‌ها کامپیوترها هم باید ابتدا یاد بگیرند و نمی‌توانند تا زمانی که آموزش ندیده‌اند هوشمند شوند.انواع هوش مصنوعی۱. ماشین‌های واکنشی (Reactive Machines) که ساده‌ترین نوع هوش مصنوعی هستند و تنها می‌توانند به موقعیت‌های فعلی بدون استفاده از تجربیات گذشته پاسخ دهند؛ مثل موتورجستجوی گوگل.۲. ماشین‌های حافظه محدود (Limited Memory) که می‌توانند از برخی داده‌های گذشته برای بهبود تصمیم‌گیری استفاده کنند؛ مثل سیستم احراز هویت در وب‌سایت‌ها.۳. نظریه ذهن (Theory of Mind) که درحال‌حاضر نوع فرضی هوش مصنوعی است که می‌تواند به شکل بهتری احساسات، عواطف و اعتقادات انسان‌ها را درک و سپس از این اطلاعات برای تصمیم‌گیری خود استفاده کند.۴. هوش مصنوعی خودآگاه (Self-aware) که آن هم یکی دیگر از انواع فرضی هوش مصنوعی است که به خودآگاهی رسیده و می‌تواند از خودش احساسات و افکار شبیه انسان‌ها داشته باشد.اما کاربردی‌ترین دسته‌بندی هوش مصنوعی که کاری به فرضیه‌ها و نظریات ندارد و صرفا آنچه تاکنون به دست آمده را تشریح می‌کند، یادگیری ماشین (Machine learning) و یادگیری عمیق (Deep learning) است که نوعی از آن‌ها تقریبا در تمام سیستم‌های هوش مصنوعی امروزی به کار رفته است.یادگیری ماشین و یادگیری عمیق دو المان مهم هوش مصنوعیدو المان مهم مفهومی و تکنولوژیکی هوش مصنوعی یادگیری ماشین (Machine learning) و یادگیری عمیق (Deep Learning) هستند. درحالی‌که بسیاری آن‌ها را به‌جای یکدیگر به‌کار می‌برند؛ اما ماهیت و کارکرد آن‌ها متفاوت است. در این بخش، این دو المان را معرفی می‌کنیم.منظور از یادگیری ماشین در هوش مصنوعیمنظور از یادگیری ماشین در هوش مصنوعی چیست؟ یادگیری ماشین فرایندی است که طی آن، داده‌های یک الگوریتم توسط کامپیوتر و تکنیک‌های آماری تغذیه می‌شوند. هدف از این کار، کمک به یادگیری و بهبود تدریجی عملکرد الگوریتم است. این الگوریتم لزوما برای انجام یک کار خاص برنامه‌ریزی نشده است؛ اما به‌واسطه‌ی این سازوکار می‌تواند به تدریج، روند انجام آن را فرا بگیرد.به یک الگوریتم Machine Learning به‌اختصار ML گفته می‌شود. این الگوریتم از داده‌های قبلی و ساختاریافته به‌منظور پیش‌بینی مقادیر خروجی خود استفاده می‌کند. بر این اساس، یادگیری ماشین خود به دو نوع زیر تقسیم می‌شود:یادگیری نظارت‌شده یا supervised learning که در آن، نتایج بر اساس داده‌های ورودی برچسب‌گذاری‌شده یا ساختاریافته از قبل مشخص هستند.یادگیری غیرنظارت‌شده یا unsupervised learning که در آن از داده‌های بدون برچسب یا غیرساختاری استفاده می‌شود. نتایج این الگوریتم، غیرقابل‌پیش‌بینی هستند.منظور از یادگیری عمیق در هوش مصنوعیاما منظور از یادگیری عمیق (Deep Learning) در هوش مصنوعی چیست؟ این الگوریتم، نوعی الگوریتم یادگیری ماشین است که داده‌های ورودی خود را با الهام از مدل‌های شبکه‌ی عصبی موجودات زنده اجرا می‌کند. این مدل‌ها از علم بیولوژی کپی می‌شوند. در یک شبکه‌ی عصبی، لایه‌های متعدد (حداقل سه لایه) وجود دارند. هریک از این لایه‌ها می‌توانند ورودی یا خروجی باشند. وظیفه‌ی نهایی آن‌ها نیز این است که داده‌ها را در سطوح متفاوتی پردازش کنند. این مکانیسم به الگوریتم، امکان یادگیری عمیق‌تر الگوی موردنظر را می‌دهند.یک شرکت هوش مصنوعی عمیق تلاش می‌کند با کاربرد یادگیری عمیق در الگوریتم‌های خود، مداخلات انسانی و نیاز به نظارت او را کاهش دهد. این الگوریتم، ویژگی‌های خودکار بیشتری نسبت یادگیری ماشینی داشته و امکان پردازش داده‌های بزرگتر را فراهم می‌کند. به‌این‌ترتیب می‌توان این یادگیری عمیق را نوعی یادگیری ماشینی مقیاس‌پذیر دانست.یادگیری عمیق همچنین قدرت بالایی در پردازش داده‌های غیرساختاری خام مانند تصاویر و متون دارد. چنین سیستمی می‌تواند با استفاده از ویژگی‌های سلسله‌مراتبی که برایش تعریف شده، این نوع داده‌ها را به‌راحتی و با دقت و سرعت بیشتری طبقه‌بندی کند.کاربرد هوش مصنوعی در کسب و کارهای مختلفاز این علم می توان در کسب و کارهای مختلف استفاده کرد و در هر کسب و کاری منفعت های بسیاری را به همراه خواهد داشت. در ادامه به چند نمونه از این کاربردها در هر حوزه می پردازیم:هوش مصنوعی در حوزه سلامتمهم ترین نکته در این حوزه بهبود نتایج بیماران و در عین حال کاهش هزینه است. شرکت های فعال در حوزه سلامت می خواهند با استفاده از یادگیری ماشین، روند تشخیص و درمان را بهتر و سریعتر انجام دهند. یکی از شناخته شده ترین فناوری ها در این زمینه سیستم IBM Watson است. این سیستم زبان طبیعی را درک می کند و قادر به پاسخگویی به سوالاتی که از آن پرسیده می شود است. این سیستم تمام اطلاعات مربوط به بیمار از منابع موجود را استخراج می کند تا یک فرضیه ایجاد کند و پس از اطمینان آن را ارائه می دهد. سایر برنامه هایی که هوش مصنوعی دارند مانند چت بات ها، می توانند به بیماران برای برنامه ریزی قرار ملاقات، پاسخ به پرسش ها، صدور صورت حساب کمک کنند و یا به صورت یک دستیار سلامت مجازی به فرد بازخوردهای پزشکی ارائه دهد.هوش مصنوعی در حوزه کسب و کاربرای کارها و فرآیندهای بسیار تکراری که در هر کسب و کار توسط انسان ها انجام می شود، می توان از فرآیندهای اتوماسیون رباتیک استفاده کرد. الگوریتم های یادگیری ماشین می توانند با analytics و CRM ادغام شوند تا با کشف اطلاعات لازم، بهتر به مشتریان خدمت کنند. از چت بات ها نیز می توان برای ارائه خدمات فوری به مشتریان در وب سایت نیز استفاده کرد.هوش مصنوعی در حوزه آموزش و پرورشهوش مصنوعی در این حوزه می تواند به خودکار شدن نمره دهی و درجه بندی دانش آموزان کمک کند و به معلمان زمان بیشتری بدهد. هوش مصنوعی می تواند دانش آموزان را ارزیابی کند و با نیازهای آن ها سازگار باشد و با هر فرد متناسب با سرعت او کار کند. سیستم های مربی هوش مصنوعی می توانند پشتیبانی بیشتری به دانش آموزان ارائه دهند و اطمینان حاصل کنند که روند آموزش آن ها در راه درستی قرار دارد. Artificial intelligence می تواند نحوه یادگیری و مکان یادگیری دانش آموزان را تغییر دهد و حتی برخی از معلمان او را عوض کند.هوش مصنوعی در حوزه اقتصادسیستم های هوش مصنوعی در برنامه های مالی شخصی، مانند Mint یا Turbo Tax، می توانند اطلاعات مالی شخصی هر فرد را جمع آوری کنند و به آن ها مشاوره مالی دهند. از برنامه های دیگر مانند IBM Watson حتی در روند خرید خانه نیز می توان استفاده کرد. امروزه نرم افزارها در وال استریت بخش عظیمی از معاملات را انجام می دهند.هوش مصنوعی در حوزه قانون و قضاروند کشف اسناد و مدارک غالبا برای انسان ها بسیار سخت است. اتوماسیون و هوش مصنوعی می تواند به این فرآیند کمک کرده و کارآمدتر از زمان استفاده کند. استارتاپ ها در حال ساخت دستیارهای رایانه ای هستند که پرسش و پاسخ ها را غربال می کند و می توانند با بررسی و طبقه بندی و یک بانک اطلاعاتی، سؤالات برنامه ریزی شده در زمینه هستی شناسی را پاسخ دهد.هوش مصنوعی در حوزه تولیداین زمینه ای است که ربات ها هرچه تمام تر می توانند کار را به گردش دربیاورند. ربات های صنعتی می توانند تک تک وظایف محول شده را به طور کامل انجام دهند و جدا از کارکنان انسانی فعالیت کنند.هوش مصنوعی در برقراری امنیتاز هوش مصنوعی و تکنولوژی پردازش تصویر در برقراری امنیت، ردیابی مجرمان، پیدا کردن هویت خلافکاران و… استفاده می‌شود. این سیستم‌ها قادرند با استفاده از هوش مصنوعی چهره افراد مختلف، موجودیت اشیاء و … را تشخیص دهند و هنگام مشاهده انجام تخلفات یا عملی مجرمانه آن را تشخیص داده و به نهاد مربوطه هشدار دهد.هوش مصنوعی و تفسیر داده‌هاکلان داده یا بیگ دیتا (Big Data) عبارتی است که برای توصیف مقادیر بزرگی از داده (اعم از داده های ساختار یافته و بدون ساختار) استفاده می‌شود. از کلان داده ها می‌توان برای استخراج اطلاعات مورد نیاز برای تصمیم گیری‌های مهم و حیاتی استفاده کرد و حرکات استراتژیک و حساس را با دقت بیشتری اجرا نمود. یک دانشمند داده به کمک کلان داده‌ها نه تنها قادر به تجزیه و تحلیل نیازهای افراد می‌باشد بلکه از قوانین حاکم بر بازارها و روندهای مختلف نیز اطلاع می‌یابد. تحلیل مقادیر زیادی داده، بدون هیچ گونه سیستم هوشمند و تنها به وسیله انسان امکان پذیر نیست. زیرا هم حجم داده بسیار گسترده است و هم هر روز بر میزان این حجم افزوده می‌شود. بنابراین مشخص است که با استفاده از هوش مصنوعی در تفسیر کلان داده‌ها است که به بسیاری از مفاهیم جدید می‌رسیم که نتیجه‌اش قابلیت متحول کردن بخش عظیمی از جامعه و زندگی انسان‌ها را دارد.مدیران آینده</description>
                <category>نیلوفر</category>
                <author>نیلوفر</author>
                <pubDate>Mon, 14 Aug 2023 16:48:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حاکمیت داده (Data Governance) چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38003116/%D8%AD%D8%A7%DA%A9%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-data-governance-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-cuhvpxktkers</link>
                <description>حاکمیت داده (Data Governance) مشخص‌کردن حقوق تصمیم‌گیری و چهارچوب پاسخگویی افراد در مورد داده است و برای اطمینان از رفتار صحیح در زمینه ایجاد، مصرف، کنترل، تجزیه‌وتحلیل و ارزش‌گذاری داده داخل یک سازمان به کار می‌رود. حاکمیت داده مجموعه‌ای از قوانین و روش‌های برتر (Best Practic) است که کیفیت و امنیت داده را در طول چرخه حیات آن تضمین می‌کند (از زمان تولید داده تا آرشیو شدن) تمام شرکت‌ها داده (Data) و اطلاعات (information) تولید می‌کنند؛ اما ذخیره‌کردن داده بدون برنامه‌ای برای تأمین امنیت و روشی برای استفاده از آن کاری بی‌فایده است. حاکمیت داده به این موضوع می‌پردازد که شرکت‌ها، چگونه داده‌هایی که جمع‌آوری کرده‌اند را مدیریت می‌کنند. داده باید در تمام دپارتمان‌های یک سازمان گردش داشته باشد و مورداستفاده قرار بگیرد. حاکمیت داده نقش خود را همین‌جا بازی می‌کند. هر فردی که با دیتای شرکت شما سروکار دارد (ذینفع) باید تحت یک سیستم واحد از قوانین، فرایند‌ها، روش‌ها و حدود پاسخگویی قرار بگیرد. حاکمیت داده تعیین می‌کند که: افراد با چه داده‌ای می‌توانند کار کنند. چه کسی می‌تواند در مورد داده تصمیم‌گیری کند. داده کی و کجا جمع‌آوری و پردازش می‌شود. داده به چه شکلی مدیریت می‌شود.چرا حاکمیت داده‌ها مهم است؟بدون حاکمیت موثر داده‌ها، ناسازگاری داده‌ها در سیستم‌های مختلف در یک سازمان ممکن است حل نشود. به عنوان مثال، نام مشتری در سیستم‌های فروش، تدارکات و خدمات مشتری متفاوت ذکر شده است. این مسئله می‌تواند تلاش‌های یکپارچه‌سازی داده‌ها را پیچیده کرده و مسائلی را ایجاد کند که بر دقت هوش تجاری (BI)، گزارش سازمانی و برنامه‌های تجزیه‌وتحلیل تأثیر می‌گذارد. علاوه بر این، ممکن است خطاهای داده شناسایی و برطرف نشوند، که این امر بر دقت تجزیه‌وتحلیل اطلاعات تأثیر دارد.حاکمیت ضعیف داده‌ها همچنین می‌تواند ابتکارات مربوط به تنظیم مقررات را با مشکل روبرو کند، که این امر چالش‌هائی را برای شرکت‌هایی ایجاد می‌نماید که نیاز به رعایت قوانین جدید حریم خصوصی و حفاظت از اطلاعات را در پیش رو دارند، مانند GDPR اتحادیه اروپا و قانون حریم خصوصی مصرف کننده کالیفرنیا (CCPA).اهداف و مزایای حاکمیت داده‌هاهدف اصلی حاکمیت داده‌ها تجزیه سیلوهای داده در یک سازمان است. چنین سیلوهایی معمولا هنگامی تشکیل می‌شوند که واحدهای تجاری جداگانه، سیستم‌های پردازش معاملات جداگانه را بدون هماهنگی متمرکز یا ساختار داده‌های سازمانی مستقر کنند. در حاکمیت داده‌ها هدف آن است که داده‌ها، در آن سیستم‌ها، از طریق یک فرآیند همکاری، با مشارکت ذینفعان از واحدهای تجاری مختلف، هماهنگ شوند.هدف دیگر حاکمیت داده‌ها اطمینان از استفاده صحیح از داده‌ها است، هم برای جلوگیری از وارد کردن خطاهای داده در سیستم و هم برای جلوگیری از سوءاستفاده احتمالی از داده‌های شخصی در مورد مشتریان و سایر اطلاعات حساس که می‌تواند با ایجاد سیاست‌های یکنواخت در استفاده از داده‌ها، همراه با روش‌هایی برای نظارت بر استفاده و اجرای سیاست‌ها به طور مداوم، محقق شود. علاوه بر این، حاکمیت داده‌ها می‌تواند به ایجاد تعادل بین شیوه‌های جمع‌آوری داده‌ها و اختیارات حریم خصوصی کمک کند.علاوه بر تجزیه‌وتحلیل دقیق‌تر و انطباق بیشتر موارد نظارتی، مزایای حاکمیت داده‌ها شامل بهبود کیفیت داده‌ها نیز می‌شود. هزینه‌های کمتر مدیریت داده و افزایش دسترسی به داده‌های مورد نیاز دانشمندان داده، سایر تحلیلگران و کاربران تجاری، با توجه به این امر سهولت پیدا خواهد کرد. در نهایت، حاکمیت داده‌ها می‌تواند با دادن اطلاعات بهتر به مدیران، به بهبود تصمیم‌گیری در امور تجاری کمک کند. در حالت ایده‌آل، این امر منجر به مزیت‌های رقابتی و افزایش درآمد و سود می‌شود.عناصر تشکیل دهنده چهارچوب حاکمیت داده چیست؟برنامه حاکمیت داده از عناصر مختلفی تشکیل می‌شود؛ از جمله قوانین، سیاست‌ها، فرآیندها، ساختارهای سازمانی و فناوری‌. یکی دیگر از مولفه‌های حاکمیت داده ارائه بیانیه ماموریت، اهداف و ارزیابی میزان موفقیت یک برنامه است. در کنار این موارد، درباره مسئولیت‌ها و عملکرد قسمت‌های مختلف برنامه نیز تصمیم‌گیری خواهد شد.چهارچوب فعالیت حاکمیت داده باید با همه اعضای داخلی سازمان به اشتراک گذاشته شود. در این صورت همه از نحوه کارکرد آن مطلع خواهند شد و از قبل می‌دانند چه روندی قرار است انجام شود.فناوری نیز در این فرآیند نقش دارد. نرم‌افزارهای حاکمیت داده باعث می‌شوند برنامه مدیریت داده به‌صورت خودکار پیش رود. این ابزارها همیشه در چهارچوب حاکمیت داده استفاده نمی‌شوند، اما به پیشرفت این روند کمک بسیاری می‌کنند. برای مثال:از جریان و برنامه مدیریت داده پشتیبانی می‌کنند؛با عناصر دیگر همکاری و تعامل دارند؛سیاست‌های پیشرفته‌تری ارائه می‌دهند؛روند ارائه اسناد را بهبود می‌بخشند؛به ساخت کاتالوگ داده و سایر عملیات کمک می‌کنند.این ابزارها را می‌توان همراه با ابزارهای کیفیت داده، مدیریت فراداده و مستر داده (MDM) نیز استفاده کرد.لزوم پیاده‌سازی چارچوب حاکمیت داده در کسب‌وکارهابا پیاده‌سازی چارچوب، کسب‌وکار‌ها می‌توانند به طور مؤثر داده‌های خود را به عنوان یک سرمایه مدیریت کنند، از انطباق اطمینان حاصل کنند، تصمیم‌گیری را افزایش دهند و از پتانسیل کامل داده‌های خود برای اهداف استراتژیک و عملیاتی استفاده کنند. کسب و کار‌ها به چند دلیل به یک چارچوب حاکمیت داده نیاز دارند:مدیریت دادهچارچوب حاکمیت داده، رویکردی ساختاریافته برای مدیریت داده‌ها در سراسر سازمان ارائه می‌دهد. خط‌مشی‌ها، استاندارد‌ها و رویه‌هایی را برای جمع‌آوری، ذخیره‌سازی، استفاده، اشتراک‌گذاری و دفع داده‌ها تعیین می‌کند. این رویه تضمین می‌کند که داده‌ها به طور مداوم، کارآمد و ایمن در طول چرخه عمر خود مدیریت می‌شوند.کیفیت و ثبات داده‌هاچارچوب حاکمیت داده با تعریف قوانین و دستورالعمل‌هایی برای اعتبارسنجی، پاکسازی و استانداردسازی داده‌ها به حفظ کیفیت داده‌ها کمک می‌کند. این تضمین می‌کند که داده‌ها دقیق، کامل و سازگار هستند و تصمیم‌گیری بهتر و تجزیه و تحلیل قابل اعتماد را ممکن می‌سازد.انطباق با مقرراتکسب‌وکار‌ها در محیطی به طور فزاینده‌ای تحت نظارت، با الزاماتی مانند حفظ حریم خصوصی داده‌ها، امنیت، و مقررات خاص صنعت فعالیت می‌کنند. چارچوب حاکمیت داده تضمین می‌کند که رویه‌های داده با تعهدات قانونی و نظارتی همسو می‌شوند و خطر عدم انطباق، جریمه‌ها و آسیب به شهرت را کاهش می‌دهند.امنیت و حریم خصوصی داده‌هانقض داده‌ها و دسترسی غیرمجاز به اطلاعات حساس خطرات قابل توجهی برای مشاغل ایجاد می‌کند. چارچوب حاکمیت داده به ایجاد کنترل‌ها، خط‌مشی‌ها و رویه‌هایی برای محافظت از دارایی‌های داده و اطمینان از وجود اقدامات مناسب به داده‌ها، رمزگذاری، پوشاندن و حفظ حریم خصوصی داده کمک می‌کند.یکپارچه‌سازی داده‌ها و قابلیت همکاریبسیاری از سازمان‌ها نیاز به یکپارچه‌سازی داده‌ها از منابع و سیستم‌های مختلف دارند. یک چارچوب حاکمیت داده، دستورالعمل‌ها و استاندارد‌هایی را برای یکپارچه‌سازی داده‌ها، تضمین سازگاری، سازگاری و قابلیت همکاری بین مجموعه داده‌های مختلف ارائه می‌دهد. به اشتراک‌گذاری و همکاری مؤثر داده‌ها در بخش‌ها و سیستم‌ها را امکان‌پذیر می‌کند.تصمیم‌گیری و بینشداده‌های دقیق و قابل اعتماد برای تصمیم‌گیری آگاهانه کسب‌و‌کار حیاتی است. این چارچوب تضمین می‌کند که داده‌ها قابل اعتماد، سازگار و همسو با اهداف تجاری هستند. این تصمیم‌گیری مبتنی بر داده را تسهیل می‌کند، و کسب و کار‌ها را قادر می‌سازد تا بینش‌های معناداری را به دست آورند و مزیت رقابتی به دست آورند.اعتماد و اطمینان ذینفعانمشتریان، شرکا، سرمایه‌گذاران و قانونگذاران اهمیت فزاینده‌ای به شیوه‌های حاکمیت داده می‌دهند. داشتن یک چارچوب قوی نشان‌دهنده تعهد به یکپارچگی، حریم خصوصی و امنیت داده‌ها، ایجاد اعتماد و اطمینان در بین ذینفعان است.بهینه‌سازی هزینهشیوه‌های ناکارآمد مدیریت داده‌ها می‌تواند منجر به هدر رفتن منابع، تلاش‌های تکراری و افزایش هزینه‌های عملیاتی شود. چارچوب حاکمیت داده فرآیند‌های مرتبط با داده را ساده می‌کند، خطا‌ها و ناسازگاری‌های داده را کاهش می‌دهد و تخصیص منابع را بهینه می‌کند و در نتیجه باعث صرفه‌جویی در هزینه و بهبود کارایی می‌شود.فرهنگ داده و همکارییک چارچوب حاکمیت داده، فرهنگ مبتنی بر داده را در سازمان ترویج می‌کند، همکاری، مسئولیت‌پذیری و مالکیت داده‌ها را تقویت می‌کند. این فرآیند، همکاری را تشویق می‌کند، اصطلاحات مربوط به داده‌ها را استاندارد می‌کند و به اشتراک‌گذاری دانش و انتخاب بهترین شیوه‌ها را تسهیل می‌کند.آمادگی برای آیندهبا چشم انداز داده در حال تحول، کسب و کار‌ها باید سازگار و آماده آینده باشند. چارچوب حاکمیت داده، پایه‌ای برای مقیاس‌پذیری، انعطاف‌پذیری و چابکی در مدیریت منابع داده جدید، فناوری‌ها و چالش‌های نوظهور فراهم می‌کند.حاکمیت داده در مقابل مدیریت دادهاگرچه اصطلاحات حاکمیت داده و مدیریت داده اغلب به جای یکدیگر استفاده می‌شوند، تفاوت‌هایی بین این عبارت و مدیریت داده وجود دارد. حاکمیت داده به استراتژی کلی داده‌های سازمانی یک کسب‌وکار، ایجاد سیاست‌هایی برای استفاده مناسب، مدیریت و ذخیره‌سازی اطلاعات مربوط می‌شود. مدیران اجرایی، ذینفعان و متولیان داده مسئول ایجاد چشم انداز و چارچوب آن در سازمان هستند.مدیریت داده شامل تاکتیک‌هایی است که برای اجرای استراتژی حاکمیت داده استفاده می‌شود، و تضمین می‌کند که داده‌ها در طول چرخه عمر آن به‌ازای هر خط‌مشی مدیریت می‌شوند. مدیریت داده همچنین شامل کیفیت و امنیت داده‌ها، مدیریت اصلی داده‌ها و پایگاه داده می‌شود.مدیران آینده</description>
                <category>نیلوفر</category>
                <author>نیلوفر</author>
                <pubDate>Thu, 10 Aug 2023 14:00:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روش مصاحبه STAR و نحوه پاسخگویی به سوالات چگونه است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38003116/%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-star-%D9%88-%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D9%86%D9%87%D8%A7-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-omykbvbvfocs</link>
                <description>تکنیک STAR در مصاحبه شیوه‌ای سر راست را به کارجویان پیشنهاد می‌کند که می‌توانند برای پاسخگویی به سوال‌های رفتاری در مصاحبه و تکنیک های مصاحبه کننده از آن‌ها بهره بگیرند. سوال‌هایی که از شما می‌خواهد مثالی از زندگی واقعی و این که چگونه در گذشته موقعیتی خاص را در کار مدیریت کرده‌اید، ارائه دهید. نگران نباشید! شناخت اینگونه سوال‌ها ساده است. سوالات مصاحبه شایستگی محور اغلب این گونه آغاز می‌شوند:درباره زمانی بگو که…چه کار می‌کنی وقتی که…آیا تا به حال…به من مثالی درباره موضوع… بگویک … را توصیف کن…فکر کردن درباره مثال‌های خوبی که مناسب پاسخ شما باشد تنها آغاز راه است. بعد از آن شما نیاز دارید تا جزئیات را به شیوه‌ای قانع کننده و قابل فهم به راحتی ارائه کنید.مراحل تکنیک STAR در مصاحبه شغلیمتد STAR از چهار مرحله تشکیل می‌شود:موقعیت (S): صحنه را آماده کرده و جزئیات ضروری برای مثال خود را بیان کنید.وظیفه (T): وظیفه خود در آن موقعیت خاص را توضیح دهید.اقدام (A): اقداماتی که برای انجام آن کار صورت دادید را توضیح دهید.نتیجه (R): نتایجی که در نهایت به دست آورده‌اید را بیان کنید.نمونه سوالات مصاحبه STARدر اینجا چند نمونه از سوالات رفتاری رایجی که ممکن است در طول مصاحبه از شما پرسیده شود آورده شده است:از زمانی که در محل کار با مشکل سختی روبرو شده‌اید نمونه‌ای را به اشتراک بگذارید. چگونه این مشکل را حل کردید؟آیا تا به حال مجبور شده اید تصمیمی را که دوست نداشته‌‍ اید بگیرید؟ چگونه این موضوع را مدیریت کردید؟زمانی را توصیف کنید که در محل کار تحت فشار زیادی بودید. چه واکنشی نشان دادید؟از اشتباهی که مرتکب شده‌اید بگویید. چگونه آن را مدیریت کردید؟از زمانی که مجبور به گرفتن یک تصمیم دشوار بودید مثالی را به اشتراک بگذارید. چه کار کردید؟موقعیتی را توضیح دهید که از داده یا منطق برای ارائه یک توصیه استفاده کرده‌اید.از زمانی به من بگویید که با رئیس خود اختلاف نظر داشتید. چطور آن را حل کردید؟زمانی را توصیف کنید که مجبور شدید خبر بدی را ارائه دهید. چطور انجامش دادید؟درباره زمانی که برای تکمیل یک پروژه با بخش‌های دیگر کار کردید به من بگویید.مثالی از زمانی که شکست خوردید را به اشتراک بگذارید. چه چیزی از آن تجربه یاد گرفتید؟از زمانی به من بگویید که هدف خاصی را تعیین کرده‌اید و به آن رسیده‌اید.در مورد زمانی به من بگویید که مجبور شدید کسی را برای انجام کاری متقاعد کنید.زمانی را توصیف کنید که با همکار خود درگیری داشته‌اید. چگونه این را مدیریت کردید؟آیا تا به حال مجبور شده‌اید به دیگران انگیزه دهید؟ چطور انجامش دادید؟مراحل آماده‌سازی پاسخ مصاحبه STARدر این جا مراحلی را برای شما آوردیم که به کمک آن‌ها، می‌توانید پاسخ مصاحبه STAR را بدهید و در آمادگی برای مصاحبه شغلی به شما کمک زیادی می‌کنند.1. شرح شغل و مهارت های مورد نیاز را مرور کنید و در نظر بگیرید که چه نوع چالش‌هایی ممکن است پیش بیاید. چه موانعی ممکن است برای پیمایش در راستای این مسیر داشته باشید.2. سوالات و پرسش‌های معمول و متداول مصاحبه کاری را مطالعه کنید. در حالی که بیان این سوالات ممکن است از مصاحبه‌ای به مصاحبه دیگر متفاوت باشد، هدف کلی سوالات معمولا یکسان است، بنابراین آماده کردن پاسخ‌های خود با در نظر گرفتن این نمونه‌ها می‌تواند مفید باشد. برای مثال، مصاحبه‌کننده ممکن است درباره «زمانی که تحت فشار بوده‌اید» بپرسد، یا ممکن است درباره «چگونه استرس خود را مدیریت می‌کنید» بپرسد. در هر صورت، هدف آن‌ها درک نحوه برخورد شما با موقعیت‌های پرتنش است.3. موقعیت‌های مختلفی را که در تاریخچه حرفه‌ای خود با آن برخورد کرده‌اید، بنویسید؛ زیرا آن‌ها نشان‌دهنده نقاط قوتی هستند که برای موفقیت در این نقش به آن نیاز دارید و شامل برخی از رایج‌ترین سوالات مصاحبه می‌شوند. هر نمونه را با استفاده از چارچوب STAR آماده کنید.4. با صدای بلند پاسخ‌هایتان را تمرین کنید تا مطمئن شوید که هر داستان تا حد امکان مختصر و منسجم است. این کار به شما کمک می‌کند تا هنگام پاسخ‌ دادن در مصاحبه، اعتماد به نفس و رفتار طبیعی‌تری داشته باشید.اگر تازه وارد دنیای کار شده‌اید و سابقه حرفه‌ای طولانی ندارید، نمونه‌هایی از کارآموزی، کار داوطلبانه یا پروژه‌های گروهی را که برای مدرسه و دانشگاه انجام داده‌اید، در نظر بگیرید. در برخی موارد، کارفرمایان ممکن است از شما بخواهند که یک مثال غیر مرتبط با کار را به اشتراک بگذارید، بنابراین چالش‌ها یا موانعی را که در زندگی شخصی خود بر آن‌ها غلبه کرده‌اید، نیز در نظر بگیرید.مهم نیست که چه داستان‌هایی را به اشتراک بگذارید، مطمئن شوید که موقعیت، وظیفه، اقدام و نتیجه را تعریف کرده باشید و مهارت‌ها و توانایی‌های مرتبط با شغل خود را به نمایش بگذارید.نمونه‌هایی از پرسش‌ها و پاسخ‌های مصاحبه با استفاده از تکنیک STARنمونه سؤال ۱: موقعیتی را مثال بزنید که مجبور بودید وظیفه‌ای را در مهلت محدودی تکمیل کنید. شرایط را توصیف کنید و توضیح دهید که چگونه آن را مدیریت کردید.پاسخ: من معمولا ترجیح می‌دهم کارم را به صورت مرحله‌ای برنامه‌ریزی کنم و آن را بخش‌بندی کنم تا به پایان برسانم، اما با این حال می‌توانم در مهلت‌های زمانی محدود نیز به نتایج باکیفیت بالا برسم. یک بار در شرکت سابق، یک کارمند چند روز قبل از پایان مهلت، یکی از پروژه های خود را ترک کرد. از من خواسته شد که مسئولیت آن را به عهده بگیرم و تنها چند روز فرصت داشتم تا درمورد پروژه اطلاعات کسب کنم و آن را تکمیل کنم. پس یک کارگروه ایجاد کردم، وظایف را محول کردم و همه با یک روز فرصت کار را تکمیل کردیم. در واقع فکر کنم زمانی که تحت فشار مهلت‌های زمانی سفت‌ و سخت کار می‌کنم، حتی پیشرفت هم می‌کنم.نمونه سؤال ۲: وقتی یکی از اعضای تیم سهم خود را از کار انجام نمی‌دهد چه می‌کنید؟پاسخ: وقتی چالش‌ها یا مسائل تیمی وجود دارد، من همیشه تمام تلاشم را می‌کنم تا در صورت نیاز به عنوان رهبر تیم قدم بردارم. فکر می‌کنم مهارت‌های ارتباطی‌ام کمک می‌کند رهبر و نظم‌دهنده‌ای مؤثر باشم. به عنوان مثال یک بار زمانی که روی یک پروژه‌ی تیمی کار می‌کردم، دو نفر از اعضای تیم درگیر مشاجره‌ای شدند و هر دو از انجام تکالیفشان سرباز زدند. هر دوی آن‌ها از حجم کاری خود ناراضی بودند، بنابراین جلسه‌‌ای برای تیم ترتیب دادم که در آن همه‌ی تکالیف را دوباره بین اعضای تیم تقسیم کردیم. این امر همه را راضی‌تر کرد و پروژه‌ موفقیت‌آمیز بود.نمونه سؤال ۳: درباره‌ی زمانی که در کار ابتکار عمل به خرج دادید بگویید.پاسخ: زمستان گذشته، به عنوان مدیر امور مشتریان فعالیت می‌کردم و از مدیر اجرایی برای یکی از مشتریان اصلی در یک آژانس تبلیغاتی پشتیبانی می‌کردم. مدیر اجرایی  تصادف کرد و سه هفته قبل از یک کمپین تبلیغاتی بزرگ نتوانست در شرکت حاضر شود. داوطلب شدم تا با هماهنگی نظرات تیم‌های خلاقیت و رسانه، ارائه را تکمیل و هماهنگ کنم. جلسه‌ای تشکیل دادم و بحثی را در مورد سناریوهای تبلیغات، برنامه‌های رسانه‌ای و نقش اعضای مختلف تیم در رابطه با ارائه، ترتیب دادم. بنابراین توانستیم درمورد دو مفهوم تبلیغاتی و استراتژی‌های رسانه‌ای مرتبط به توافق برسیم. من یک برنامه‌ی دقیقه‌به‌دقیقه از نحوه‌ی ارائه‌ی تبلیغ فروشمان طرح‌ریزی کردم و این طرح با استقبال گرم تیم مواجه شد. مشتری طرح را دوست داشت و کمپین را پذیرفت و من شش ماه بعد به عنوان مدیر حسابداری ارتقاء یافتم.مدیران آینده</description>
                <category>نیلوفر</category>
                <author>نیلوفر</author>
                <pubDate>Sat, 05 Aug 2023 12:12:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هوش تجاری (BI) چیست؟ و فرایند پیاده سازی آن چگونه است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38003116/%D9%87%D9%88%D8%B4-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1%DB%8C-bi-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A2%D9%86-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-hk1n8zpm2iar</link>
                <description>هوش تجاری (Business Intelligence)، یا به اختصار BI یک فرآیند تکنولوژی محور برای تحلیل داده هاست. این فرآیند در نهایت به مدیران، صاحبان کسب و کار و تمام تصمیم گیرنده‌های اساسی یک کسب و کار، اطلاعاتی عملی می‌دهد. ابزارهای BI برای آنالیز و تحلیل داده‌ها به صورت‌های مختلفی ارائه می‌شود؛ مثلا گزارش، داشبورد، چارت، نقشه، گراف و تمام ابزارهایی که بتوانند اطلاعات و داده‌های خام را در قالب‌های بصری و قابل استفاده به نمایش درآورند.در حقیقت هوش تجاری به شما به عنوان یک مدیر کمک می‌کند، بفهمید که چه عواملی در موفقیت یا شکست پروژه‌هایتان موثر است. همین باعث می‌شود که بتوانید بفهمید چه عواملی سود بیشتر برای شما رقم می‌زنند و چه عواملی سود کمتری برای شما به همراه دارند.هوش تجاری (BI) طیف گسترده‌ای از ابزار، اپلیکیشن‌ و متدلوژی را شامل می‌شود که به یک سازمان کمک می‌کند که بتواند اطلاعات (Data) را از سیستم داخلی و منابع خارجی شرکت جمع‌آوری کند و آنها را برای تحلیل آماده کند. از مجموع این اطلاعات در نهایت یک گزارش تهیه می‌شود که به مدیر و تصمیم گیرنده نهایی سازمان تحویل داده می‌شود.کاربرد هوش تجاری در کسب و کار چیست؟«هوش اجتماعی» اصطلاحی جامع و کلی برای شرح فرآیندها و روش‌های جمع‌آوری، ذخیره‌سازی و تحلیل داده‌های عملیاتی کسب و کارها برای بهینه‌سازی عملکرد آن‌هاست. تمام این فرآیندها در کنار هم دیدگاهی جامع برای کسب و کارها ایجاد می‌کنند و این دیدگاه به افراد کمک می‌کند که تصمیم‌های بهتر و عملی‌تری بگیرند. در سال‌های گذشته، هوش تجاری گسترش پیدا کرده و شامل فرآیندها و فعالیت‌های بیشتری می‌شود تا عملکرد سازمان‌ها را بهبود ببخشد.برخی از این فرآیندها شامل موارد فهرست زیر می‌شوند:«داده‌کاوی» (Data Mining): استفاده از پایگاه‌داده، آمار و یادگیری ماشین برای شناسایی روندها در مجموعه‌داده‌های بزرگگزارش‌دهی: اشتراک‌گذاری نتیجه تحلیل داده‌ها با ذینفعان شرکت برای نتیجه‌گیری و کمک به تصمیم‌گیری بهترمعیارها و بنچمارک‌های عملکرد: مقایسه داده‌های عملکرد کنونی با داده‌های قدیمی برای رهگیری عملکرد بر اساس اهداف«تحلیل توصیفی» (Descriptive Analysis): استفاده از داده‌های اولیه برای پیش‌بینی وقایع آینده«پرس‌وجو» (Querying): جستجوی پرسش‌های خاص در داده‌ها با استفاده از هوش تجاری برای یافتن پاسخ آن‌ها در مجموعه‌داده‌های سازمان«تحلیل آماری» (Statistical Analysis): دریافت نتیجه تحلیل‌های آماری و کاوش در داده‌های آن‌ها با استفاده از علم آمار برای یافتن دلیل و چگونگی پیدایش روندها یا ترندهای مختلف«مصورسازی داده» (Data Visualization): تبدیل کردن نتیجه تحلیل داده‌ها به شکل‌های بصری مانند چارت، گراف، هیستوگرام و دیگر شکل‌های داده که درک آسان‌تری دارند«تحلیل بصری» (Visual Analysis): کاوش در داده‌ها با استفاده از داستان‌سرایی بصری برای انتقال بهتر نتیجه تحلیل‌ها و ماندن در جریان تحلیل‌ها«آماده‌سازی داده» (Data Preparation): ترکیب چندین منبع داده، شناسایی ابعاد و معیارها و آماده کردن داده‌ها برای تحلیلفرآیند کار هوش تجاری چگونه است؟معماری هوش تجاری شامل بیش از یک نرم‌افزار هوش تجاری است. هوش تجاری داده‌ها را به طور معمول در انبار داده‌‌ای که برای کل سازمان ساخته شده ذخیره می‌کند. علاوه بر این، داده‌ها بر اساس خوشه‌های هادوپ یا سایر سیستم‌های بیگ‌دیتا (به‌عنوان انبار داده یا Landing Pads برای داده‌های هوش تجاری و تجزیه و تحلیل؛ به ویژه برای فایل‌های لاگ، داده‌های سنسورها، متن و انواع داده‌های دیگر ساختار‌نیافته یا نیمه‌ساختاریافته) استفاده می‌شوند.داده‌های هوش تجاری می‌توانند شامل تاریخچه اطلاعات و داده‌های جمع‌آوری شده به لحظه از سیستم‌ها باشند که این موضوع ابزارهای هوش تجاری را قادر می‌سازد تا از فرآیندهای تصمیم‌گیری استراتژیک و همچنین تصمیم‌های تاکتیکی پشتیبانی کنند.قبل از استفاده در برنامه‌های هوش تجاری؛ داده‌های خام از منابع مختلفی که استفاده می‌شوند ادغام و مدیریت کیفیت داده‌ها تضمین می‌شود تا اطمینان حاصل شود که تیم‌‌های هوش تجاری و کاربران تجاری در حال تجزیه و تحلیل اطلاعات دقیق و سازگار هستند.مراحلی که فرآیند هوش تجاری را شامل می‌شود عبارتند از:آماده‌سازی داده‌ها؛ که در آن مجموعه داده‌ها برای تجزیه و تحلیل سازمان‌دهی و مدل می‌شوند.درخواست (پرس‌و‌جو یا کوئری) تحلیل از داده‌های تهیه شدهتوزیع شاخص‌های کلیدهای عملکردی (KPI) و سایر یافته‌ها برای کاربران تجاریاستفاده از اطلاعات برای کمک به تاثیرگذاری و پیش‌برد تصمیمات تجاریدر ابتدا ابزارهای هوش تجاری در درجه اول توسط متخصصان BI و IT که داشبورد و گزارش برای کاربران تجاری تولید می‌کردند؛ استفاده می‌شد. اما به لطف توسعه BI سلف سرویس و ابزارهای کشف داده؛ تحلیلگران و مدیران خودشان به طور فزاینده‌ای از سیستم‌های هوش تجاری استفاده می‌کنند؛ محیط‌های هوش تجاری سلف سرویس؛ کاربران تجاری را قادر می‌سازد تا داده‌ها را به تصویر بکشند و داشبوردها را طراحی کنند.برنامه‌های هوش تجاری اغلب فرم‌های تجزیه و تحلیل پیشرفته مانند داده کاوی، تجزیه و تحلیل پیش‌بینی؛ متن‌کاوی؛ تجزیه و تحلیل آماری و تجزیه و تحلیل کلان داده‌ها را شامل می‌شوند. یک مثال متداول، مدل‌سازی پیش‌بینی است که تجزیه و تحلیل را در سناریوهای مختلف امکان‌پذیر می‌کند. با این وجود در بیشتر موارد پروژه‌های پیشرفته تجزیه و تحلیل توسط تیم‌های جداگانه‌ای از دانشمندان داده؛ آمارشناسان؛ مدل‌سازان پیش‌بینی و سایر متخصصان ماهر تجزیه و تحلیل انجام می‌شوند؛ در حالی که تیم‌های BI روی کوئری و تجزیه و تحلیل ساده‌تر داده‌های تجاری نظارت می‌کنند. ابزارهای مورد استفاده در سامانه هوش تجاری چیست؟سیستم هوش تجاری شامل طیف وسیعی از برنامه‌هاست، از جمله تجزیه و تحلیل اطلاعات، ارائه گزارش‌های سازمانی، پردازش آنلاین و… است. این ابزارها بر پایه تکنولوژی (OLAP (On-Line Analytical Processing توسعه داده شده‌اند. از مزیت‌های این فناوری این است که می‌توان انواع داده‌ها را به سیستم وارد کرد. سپس تعیین کرد آن‌ها بر چه اساسی طبقه بندی شده و چگونه نمایش داده شوند.برای طراحی جداول و نمودارهای مختلف نیز، از ابزار تجسم داده‌ها استفاده می‌شود. همچنین سیستم هوش تجاری یا BI قادر است از فرم‌های پیشرفته مانند فرم‌های داده کاوی، پیش بینی، آمارگیری و… پشتیبانی کند.ابزار گزارش دهی سیستم هوش تجاری، می‌تواند شامل ابزار SAP Crystal Reports باشد، یا در بسته‌های پیچیده سیستم ERP مانند «SAP R / 3 و Oracle E-Business Suite»، ارائه گزارش انجام شود.چطور هوش تجاری را در کسب و کارمان پیاده کنیم؟1. از آنجایی که در نهایت اطلاعات باید برای تیم مدیریتی هر سازمان قابل فهم و تفسیر باشند، باید از همان تیم شروع شود. لازم است تیم مدیریتی مشخص کند، که گزارش ها از چه طریق و به چه صورتی در اختیار آنها قرار گیرند. مثلا در قالب متن باشد یا جدول و نمودار؟ اینکه گزارش باید چه مواردی را شامل شود، یا از چه چیزهایی در آن صرف نظر شود، مشخص کننده نوع داده هایی است که باید، سیستم BI به جمع آوری آنها بپردازد.2. پس از مشخص شدن انتظارات شرکت، باید تیم پیاده سازی BI اقدام به طراحی داشبوردهایی کند که قالب آن در مرحله پیش مشخص شده است. اینکه چطور مدیر مجموعه به گزارش ها دسترسی داشته باشد و … در این مرحله طراحی می شود.3. مرحله بعدی چگونگی جمع آوری داده ها را شامل می شود. از آنجایی که قرار است، هوش تجاری به پیش‌بینی بپردازد و همچنین ضعف ها را بررسی کند و در نهایت دلایل سود و زیان را بگوید، می بایست همه اطلاعات به درستی در اختیارش قرار گیرند. برای این کار نیاز است تا یک پایگاه یا انباره داده، در شرکت راه اندازی شود و همه بخش ها با آن مرتبط شوند. یعنی داده های همه قسمت ها در یک مکان مشخص و ایمن ذخیره شوند.در این پایگاه، داده های پیشین و فعلی شرکت به صورت پالایش شده و خام ذخیره می شوند. تا بعدا در اختیار تیم پیاده سازی هوش تجاری قرار گیرند.4. پس از آنکه داده ها پالایش و ذخیره سازی شد، نوبت به مرحله آزمایشی انجام طرح می رسد. متخصصان هوش تجاری سعی می کنند، تا دقیق ترین فرمول ها و برنامه ها را برای آنالیز اطلاعات استفاده کنند، تا نتیجه مورد انتظار به دست آید. امکان دارد این مرحله آزمایش و خطا چندین بار تکرار شود تا به نتیجه دلخواه و درست برسند.5. در آخرین مرحله این فرایند، نتایج بررسی ها به همان ترتیبی که در مرحله اول مشخص شده بود، به نمایش در می آیند. این چرخه همواره ادامه دارد و پیوسته اطلاعات به روز را نیز به دیگر داده ها می افزاید و به صورت آنلاین می توان اقدام به دیدن گزارش هوش تجاری کرد.هوش تجاری (BI) چه تفاوتی با تجزیه و تحلیل یا آنالیز تجاری (BA) دارد؟هوش تجاری را آنالیز یا تجزیه و تحلیل توصیفی نیز می‌نامند، به این دلیل که وضعیت گذشته یا وضعیت فعلی را توصیف می‌کند. مایکل فورمن گرمن، استاد مدیریت عملیات و تصمیم‌گیری در دانشگاه دیتون در اوهایو می‌گوید: «هوش تجاری به شما نمی‌گوید چه باید بکنید، بلکه به شما می‌گوید یک کسب و کار قبلا چگونه بوده است و در حال حاضر چگونه است.»این تعریف را با تعریف BI یا آنالیز تجاری مقایسه کنید. BI فرایندی است کمک گرفته از تکنولوژی که نرم‌افزار داده‌ها توسط آن مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد تا آنچه را اتفاق می‌افتد پیش‌بینی کند یا تجزیه و تحلیل تجربی در مورد آن انجام دهد. BA یا تجزیه و تحلیل تجاری در بعضی مواقع تجزیه و تحلیل پیشرفته نیز نامیده می‌شود.مزایای مهم هوش تجاری برای کسب و کار شماوجود BI در یک کسب‌وکار از اهمیت زیادی برخوردار است؛ چرا که می‌تواند رشد چشم‌گیری در شاخص‌های کلیدی آن سازمان ایجاد کند. مهم‌ترین مزایای هوش تجاری به‌صورت زیر است:مشخص شدن KPI های سازمان برمبنای اطلاعات به‌دست آمدهشناسایی و تعیین معیارهای سازمانشناسایی بازار و مشکلات موجود در آنکمک به تجسم داده‌ها و بالا بردن قدرت تصمیم‌گیری شرکتکمک به صرفه‌جویی در هزینه‌های جاری شرکتمدیران آینده</description>
                <category>نیلوفر</category>
                <author>نیلوفر</author>
                <pubDate>Thu, 03 Aug 2023 13:37:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحول دیجیتال در منابع انسانی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38003116/%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-jxmmyl1o81kz</link>
                <description>تحول دیجیتال (Digital Transformation) در منابع انسانی فرآیندی است که از ابزارها و فناوری های دیجیتالی برای بهبود عملکرد عملیاتی استفاده می کند.مهم‌ترین هدفی که این تحول در واحد HR به دنبال آن است، ارتقاء تجربه کارکنان و سازمان، استفاده از داده‌ها برای هدایت تمام حوزه‌های منابع انسانی، با چند هدف اصلی است:خودکارسازی فرآیندها، کاهش زمان صرف شده برای کارهای تکراری، تصمیم‌گیری مبتنی بر داده‌ها و آزاد کردن زمان برای استراتژی‌سازی. در نهایت، هدف این است تا بتوان مشارکت کارکنان را بهبود بخشید، موفقیت سازمان را بطور شفاف اندازه گیری کرد و با تغییر مستمر و چابک، به اهداف تعیین شده در واحد HRM دست پیدا کرد.مراحل تحول دیجیتال منابع انسانیامروزه با دیجیتالی شدن اقتصاد، سازمان‌ها به منظور بقا باید خود را با این روند همراه کنند. کسب‌وکارها طی 3 مرحله می‌توانند از سنتی بودن فرآیندها به سمت دیجیتالی کردن آنها حرکت کنند:1. تجربه دیجیتال در بدنه‌ کسب‌وکار: به این معنی که برای کارهای ساده و روزمره صنعت یا سازمان از تکنولوژی استفاده شود.2. دیجیتالی شدن هسته‌ کسب‌و‌کار: پس از مدتی که برای بدنه کار از تکنولوژی استفاده شد و منافع آن مشخص شد، سازمان به فکر ورود تکنولوژی به لایه‌های درونی‌تر خود می‌افتد یا بیان دیگر آمادگی پذیرش فناوری دیجیتال را برای لایه‌های درونی‌تر پیدا می‌کند.3. بازآفرینی ریشه کسب‌وکار یا همان تحول دیجیتال سازمان: صنعت یا سازمان برای باز تعریف فرآیندهای خود براساس تکنولوژی، احساس نیاز می‌کند و در این راستا گام برمی‌دارد.چگونگی استفاده از تحول دیجیتال در منابع انسانیتعریف هدفابتدا هدفی را که می‌خواهید با اجرای تحول دیجیتال منابع انسانی به‌دست آورید، مشخص کنید. هنگام تعریف هدف تحول دیجیتال می‌توانید سؤال‌های زیر را مدنظر داشته باشید:آیا تحول دیجیتال روند انجام کار را برای افراد آسان‌تر می‌کند؟ تحول دیجیتال منابع انسانی باید به‎ نفع همه افراد باشد؛ به این معنا که اگر بخش منابع انسانی بخواهد سیستم مدیریت خودکار را برای جمع‌آوری اطلاعات و تصمیم‌گیری در مورد حقوق افراد پیاده کند، مدیران و کارمندان هم باید به سیستم دسترسی داشته باشند و تغییرات را مشاهده کنند.چگونه تحول دیجیتال در دستیابی به هدف عمل می‌کند؟ مدیریت منابع انسانی می‌تواند با استفاده از هوش مصنوعی در جهت انتخاب و استخدام افراد مستعد اقدام کرده و مسئولیت افراد را بر اساس توانایی‌هایشان مشخص کند؛ به این ترتیب فرایند دستیابی به هدف با سرعت و سهولت بیشتری انجام می‌شود.آیا تحول دیجیتال در سوددهی سازمان تأثیر دارد؟ هدف تحول دیجیتال باید با هدف سازمان همسان باشد. میزان موفقیت اتوماسیون کردن کارها با میزان سوددهی سازمان سنجیده می‌شود. به‌عنوان مثال تحول دیجیتال منابع انسانی می‌تواند در کاهش هزینه‌های استخدام افراد و در نتیجه کاهش هزینه‌های کلی سازمان مؤثر باشد؛ همچنین تحول دیجیتال مدیریت منابع انسانی به مدیریت امکان می‌دهد که پرونده متقاضیان کار را به‎ راحتی مطالعه کرده و فرد مناسب را انتخاب کند، این امر از هدررفت انرژی و هزینه جلوگیری می‌کند.انتخاب سرپرستاز آنجایی که هرگونه تحول در بخش منابع انسانی روی عملکرد مدیران و کارکنان تأثیر می‌گذارد، مدیریت منابع انسانی باید در رأس امور مربوط به تحول دیجیتال بوده و مستقیما با کارمندان تعامل داشته باشد.استخدام نیروی متخصصبرای بهبود روند تحول دیجیتال منابع انسانی می‌توانید از نیروهای متخصص کمک بگیرید. برای مثال اگر نیروهای فعلی سازمان کار با ابزارهای هوش مصنوعی را نمی‌دانند، مدیریت منابع انسانی باید در جهت استخدام فرد متخصص اقدام کند؛ این فرد می‌تواند داده‌ها و اطلاعات را بررسی و ارزیابی کرده و مسیر دستیابی به هدف را هموار کند.برنامه‌ریزی و زمان‌بندیبا تحول دیجیتال منابع انسانی، می‌توانید برای هر فرایند یک بازه زمانی مشخص کنید.حذف کارهای اضافهتحول دیجیتال مدیریت منابع انسانی موجب می‌شود که به‌تدریج برخی از کارهایی که قبلا به‌صورت فیزیکی انجام می‌شدند و زمان‌بر بودند، حذف شوند. به‌عنوان مثال در چرخه استخدام نیروها دیگر لازم نیست با بررسی رزومه‌ها و آگهی‌ها به دنبال فرد مناسب بگردید؛ تحول دیجیتال منابع انسانی به شما کمک می‌کند که با نصب یک نرم‌افزار استخدام، فرد مورد نظر را انتخاب کنید. آماده‌سازی افراد گروهمدیر ارشد سازمان باید هرگونه تغییر و تحولی را از جمله تحول دیجیتال منابع انسانی، به کارمندان و مدیران دیگر اطلاع داده و آنها را آماده کند. مدیریت منابع انسانی باید ابتدا این تغییرات را در مقیاس کوچک اجرایی کرده و نتایج آن را بررسی کند؛ سپس با استفاده از تجربیات و نتایج، تحول دیجیتال را در مقیاس بزرگ و سازمانی برقرار سازد. برای این کار بهتر است مدیریت منابع انسانی، گروهی چند نفره ایجاد کرده و آنها را مسئول آموزش و بررسی نتایج این فرایند کند.فرهنگ‌سازیبرای موفقیت تحول دیجیتال منابع انسانی، باید نحوه استفاده از روش‌های دیجیتال را به کارکنان آموزش داد. مدیریت سازمان موظف است که کارمندان را به یادگیری و استفاده از فناوری جدید تشویق کند. استفاده از فناوری دیجیتال موجب صرفه‌جویی در زمان و کاهش هزینه‌ها می‌شود، بنابراین برای هر سازمانی لازم است که تحول دیجیتال را پذیرفته و آن را برای دستیابی به اهدافش به‌کار گیرد.نمونه هایی از تحول دیجیتال در منابع انسانیتحول دیجیتال منابع انسانی در عمل چگونه است؟ در اینجا هفت احتمال قدرتمند تحول در منابع انسانی برای کسب و کارها وجود دارد که آنها را ذکر می کنیم.1. ورود دیجیتالپس از همه گیری کووید 19 و دیجیتالی شدن فعالیت های کسب و کارها، هزاران کارمند بدون اینکه به دفتر شرکت ها مراجعه کنند استخدام شده اند. این یعنی استخدام و ورود دیجیتال به کسب و کارها که رواج فزاینده کار ترکیبی و از راه دور را نشان می دهد، این موضوع را به یک چالش مداوم تبدیل خواهد کرد.فرآیند استخدام که قبلا شامل چند روز اضطراب آور برای کارکنان جدید می شد تا افراد جدید با کارکنان و فرهنگ شغل جدیدشان آشنا شوند در برخی جاها با احساس دائمی عدم ارتباط با شرکت و فرهنگ کارفرمای خود تبدیل شده است. حتی در جایی که کار حضوری در شرکت ادامه دارد، فرآیند پذیرش کارمند همچنان زمان بر و فشرده است. استخدام و ورود دیجیتال به سازمان عالی و ساختارمند، استراتژیک است و تضمین می کند که کارکنان استخدام شده جدید برای انجام بهترین کار خود احساس استقبال و حمایت می کنند.2. پورتال های سلف سرویس کارکنانطبق یک مطالعه مک کینزی، کارمندان تقریبا یک روز کامل در هفته را صرف جستجوی اطلاعات شرکت، از جمله اطلاعات اولیه منابع انسانی می کنند. مواردی مانند:چقدر وقت تعطیلات دارم؟وقتی باید مریض شوم به چه کسی اطلاع بدهم؟هر سوال این چنینی می تواند کارمندی را به حاشیه بکشد و تمرکز تیم منابع انسانی شما را از استخدام یا فرهنگ سازی منحرف کند. به عنوان بخشی از تحول دیجیتال در منابع انسانی، هر سؤالی را می توان به وسیله یک پورتال اطلاعات سلف سرویس کارمند با دسترسی آسان حل کرد.فراتر از درخواست‌های اطلاعات روزانه، این نوع پورتال های سلف سرویس که گاهی سیستم های HCM نیز نامیده می‌شوند، می توانند کارمندان و مدیران شان را قادر به مشاهده اطلاعات مهم از جمله:امتیازات شاخص رضایت مشتری یا NPSاطلاعات مدیریت عملکرد مانند خود ارزیابی ها، اهداف، آموزش و پیشرفتاخبار شرکت و سیاست های محل کارفرصت های شغلینظرسنجی های سلامتیصورتجلسه و به روز رسانی پایگاه دانشفرصت های آموزشی در دسترس برای کارکنان با مهارت بالاهر چیزی که ممکن است به عنوان ایمیل، یادداشت یا مطلبی در یادداشت ارسالی ارسال کرده باشید، از طریق پورتال کارمندان سلف سرویس بهتر قابل دسترسی است.3. تجزیه و تحلیل کارکنانتجزیه و تحلیل کارکنان، کاربرد تصمیم گیری مبتنی بر داده در فرآیندهای منابع انسانی با هدف بهبود بهره وری، تعامل و عملکرد کارکنان است. سازمان ها از تجزیه و تحلیل کارکنان برای تصمیم گیری بهتر در مورد مدیریت استعداد، حفظ کارکنان، برنامه ریزی جانشینی و حتی استخدام استفاده می کنند.در حالی که کلمه «تحلیل» ممکن است جنبه های انسانیت و فرهنگ را به ذهن متبادر نکند، اما این دو عنصر، هنوز هم در مرکز این تحول دیجیتال منابع انسانی هستند. از داده هایی که جمع آوری می کنید برای کمک به موفقیت کارکنان و احساس رضایت بیشتر در کارشان استفاده خواهید کرد.داده های جمع آوری‌شده از تمرین های تیم سازی و سایر ابزارهای جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها می تواند بخشی از یک استراتژی تحقیق و توسعه مؤثر باشد که امکان ارتقاء مهارت و مهارت مجدد و هم چنین افزایش بهره وری و رضایت کارکنان را فراهم می کند.4. سیستم های ردیابی متقاضیان با هوش مصنوعیآگهی های لیست های شغلی به طور متوسط 250 درخواست استخدام برای شرکت ها ایجاد می کند. بررسی رزومه ها به تنهایی برای هر استخدام حدود 23 ساعت طول می کشد. پس جای تعجب نیست که بسیاری از شرکت های بزرگ تر سیستم های ردیابی متقاضیان مبتنی بر هوش مصنوعی (ATS) را پیاده سازی کرده اند. در یک بازار رقابتی، که در آن افراد زیادی در حال تغییر شغل هستند، هیچ کس نمی تواند یک متقاضی خوب را از دست بدهد.سیستم های ردیابی متقاضیان مجهز به هوش مصنوعی از فیلترهای از پیش برنامه ریزی شده بر اساس کلمات کلیدی، مهارت ها، سال ها تجربه، تحصیلات و غیره استفاده می کنند تا قبل از اینکه هر نیروی انسانی برنامه را ببیند، متقاضیان فاقد صلاحیت را از فرآیند حذف کنند.در حالی که سیستم های ردیابی متقاضیان مبتنی بر هوش مصنوعی، ممکن است ناخواسته برخی از داوطلبان واجد شرایط را حذف کنند، می تواند منبع ناامیدی برای برخی از جویندگان کار باشد. بسیاری از این سیستم های پیشرفته می توانند برای تجزیه و تحلیل داوطلبان پذیرفته شده آموزش ببینند و فیلترهای دقیق تری ارائه دهند.جدا از غربالگری متقاضیان فاقد صلاحیت، سیستم ردیابی متقاضیان با هوش مصنوعی یا ATS همچنین لیست های شغلی را در چندین پلتفرم ارسال می کند، غربالگری قبل از مصاحبه را اجرا می کند، مصاحبه ها را برنامه ریزی می کند، ارزیابی داوطلبان را از چند مصاحبه کننده تسهیل می کند و داده هایی را که برای ارزیابی موفقیت فرآیندهای استخدام خود نیاز دارید ارائه می دهد.علاوه بر این، در دنیایی که متخصصان منابع انسانی به شدت از تعصبات ناخودآگاه در استخدام آگاه هستند، ATS می تواند زمین بازی را برای برخی از متقاضیان متوازن کند زیرا متقاضیان کار واجد شرایط را بدون توجه به جنسیت، سن یا قومیت آنها استخدام می کند.5. چت ربات های منابع انسانیحتی خوش فکرترین فرآیند ورود کارمندان دیجیتالی و پورتال سلف سرویس کارمند، تمام سوالات یا نگرانی های احتمالی نیروی کار شما را پوشش نمی دهد. اما با چت ربات های منابع انسانی، HR می تواند پیام هایی با پاسخ خودکار ایجاد کند تا فورا به برخی از سؤالات و نگرانی های متداول تر پاسخ دهد. چت بات ها هم چنین می توانند به صورت جداگانه اطلاعات کارمندان را در صورت نیاز جمع آوری کنند.جدا از مزایای آشکاری مثل زمان، چت بات ها وسیله ای برای ارتباط هستند که کارکنان امروزی با آن راحت درگیر هستند و جایگزین مناسبی برای مراجعه به دفتر منابع انسانی برای پرسیدن یک سوال ساده هستند.6. استخدام با چت بات هابا سرعت سریع استخدام امروزی، صرفه جویی در زمان برای استخدام کنندگان و متقاضیان امری ضروری است. چت ربات‌های استخدام کننده امروزی از هوش مصنوعی برای تفسیر زبان محاوره ای ارسال شده توسط متقاضیان و ارسال پاسخ های مناسب استفاده می کنند و به طور موثر وظایف دستی قبلی مانند:برنامه ریزی مصاحبهجذب متقاضیان از طریق متنجمع آوری پاسخ های غربالگری خودکارارائه پاسخ به کسانی که از صفحات شغلی شما بازدید می کنند و در صورت لزوم آنها را به یک استخدام کننده هدایت می کنند.7. پلتفرم های پذیرش دیجیتالاستفاده از نرم افزار جدید می تواند برای کارمندان مانند یک مانع دیگر برای انجام کار احساس شود، اما بسیاری از این تردیدها و حتی تمایل به اتکا به روش های قدیمی زمانی برطرف می شود که کارمندان بدانند مجبور نیستند به تنهایی آن کارها را انجام دهند. پلتفرم های پذیرش دیجیتال، راه تعاملی را برای یادگیری در حین کار با روش های گام به گام برای ویژگی هایی که کارمندان شما بیشتر استفاده می کنند، ارائه می کنند. این پلتفرم ها راهی برای تجزیه و تحلیل استفاده، خودکارسازی فرآیندها و بهبود تجربه کاربر ارائه می دهند.مدیران آینده</description>
                <category>نیلوفر</category>
                <author>نیلوفر</author>
                <pubDate>Wed, 02 Aug 2023 13:22:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دواپس (DevOps) چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38003116/%D8%AF%D9%88%D8%A7%D9%BE%D8%B3-devops-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-sdgsovzzva4o</link>
                <description>کلمه DevOps از ترکیب دو واژه توسعه (Development) و عملیات (Operations) ایجاد شده است. قبل از مطرح شدن مفهوم دواپس، تیم‌های توسعه و عملیات به صورت مجزا در سازمان‌ها فعالیت می‌کردند.تیم عملیات وظیفه حفظ و نگهداری نرم‌افزار را به عهده داشت و تیم توسعه، به دنبال افزودن امکانات و ويژگی‌های جدید به محصول بود. با چنین رویکردی، مراحل اضافه شدن امکانات جدید به یک نرم‌افزار و تست عملکرد این امکانات، یک فرایند زمان‌بر محسوب می‌شد.دواپس (DevOps) تعامل میان این دو تیم را بیشتر و فاصله آن‌ها را کمتر می‌کند. به این ترتیب، فرایندهایی که ممکن بود چند هفته زمان ببرند، گاهی طی چند ساعت به نتیجه می‌رسند و امکانات با سرعت بسیار بیشتری در اختیار مشتریان قرار می‌گیرد. به زبان ساده، دواپس دو ارزش مهم در سازمان ایجاد می‌کند:توسعه سریع‌ترنگهداری ساده‌ترمراحل اولیه دواپس معمولا شامل یکپارچه‌سازی مداوم و تحویل مداوم (CI/CD)، نظارت بلادرنگ (real-time)، سیستم‌های پاسخ به حوادث (IRS) و ایجاد پلتفرم‌هایی برای همکاری میان تیم‌ها می‌شود.در این جا بر ارتباط میان تیم‌های توسعه و عملیات تاکید می‌کنیم، اما مفهوم دواپس در طول زمان گسترش یافته است و فرهنگی ایجاد کرده است که ارتباط میان تیم‌های دیگر را نیز در بر می‌گیرد.به زبان ساده می‌توان گفت دواپس یک پل ارتباطی میان تیم‌ها ایجاد می‌کند. با این تعریف، مشخص می‌شود که دواپس یک فناوری نیست بلکه فرهنگ، فرایندها و ابزارها را در بر می‌گیرد. به زبان ساده می‌توان گفت DevOps یک پل ارتباطی میان تیم‌ها ایجاد می‌کند. با این تعریف، مشخص می‌شود که DevOps یک فناوری نیست، بلکه فرهنگ، فرایندها و ابزارها را در بر می‌گیرد. DevOps متدهای مختلفی دارد و با استفاده از ابزارهای مختلف، به شما کمک می‌کند تا بهتر و سریع‌تر فرایندهای توسعه نرم‌افزار را پیاده‌سازی کنید. برای مثال متد GitOps یکی از متدهای توسعه نرم‌افزار در محیط ابری (Cloud) برای تیم‌های بزرگ است که فرایند توسعه و هماهنگی‌های لازم آن را به شدت ساده می‌کند.چرا از دواپس استفاده کنیم؟به‌طور کلی، روش‌ توسعه سنتی نرم‌افزار دشوار بود و اکثر فرآیندهای توسعه محصول به‌صورت دستی انجام می‌شدند. همین امر، باعث می‌شد خطاهای بسیاری در روند تولید نرم‌افزار اتفاق بیفتد. این موضوع منجر به فرسودگی کارکنان و ناپایداری چرخه انتشار نرم‌افزار می‌شد.همچنین، در دوران توسعه سنتی نرم‌افزار، توسعه‌دهندگان در پی ارائه سریع ویژگی‌های جدید به کاربران و رفع اشکال سریع نرم‌افزار بودند؛ در حالی که تیم‌های عملیاتی تمرکز خود را برروی ثبات محصول می‌گذاشتند و در پی این بودند تا مطمئن شوند که همه چیز به‌خوبی کار می‌کند.در طی توسعه سنتی محصول، هر یک از تیم‌ها در پی تحقق دو ویژگی چابکی و ثبات بودند. از آنجا که این دو ویژگی در تناقض با یکدیگر هستند، هیچکدام از گروه‌های توسعه‌دهندگان و واحد عملیات با چنین سازوکاری برای توسعه نرم‌افزار موافق نبودند.روش‌ ارائه شده توسط «دبویس» (Dubois) و «شیفر» (Schaefer) راه‌حلی بود که به رفع این تناقض در توسعه نرم‌افزار کمک کرد. فرآیندهای ارائه شده توسط این دو فرد به سازمان‌ها کمک می‌کنند تا با استفاده از ابزارها و روش‌هایی خاص و نوین، نیاز هر دو تیم را برطرف کنند.به بیان دقیق‌تر، دواپس بستری را برای توسعه‌دهندگان فراهم می‌کند تا محصولات را با سرعت بیشتری به مرحله آزمایش برسانند، انتشار چندگانه از محصول خود را در طی روز، هفته یا ماه محقق کنند و با اطمینان بیشتری محصولات نرم‌افزاری خود را به مشتریان تحویل دهند. در عین حال، این فرآیند نوین، به تیم عملیاتی کمک می‌کند تا در هر مرحله از روند تولید، با انجام آزمایش‌های خودکار و بازبینی دستی اشکالات را پیش از ارائه محصول به مشتری و استقرار آن شناسایی و رفع کنند.به عبارتی، در مقایسه با رویکردهای توسعه نر‌م‌افزار سنتی، دواپس بستری خودکار و تکرارشونده را فراهم می‌کند تا ویژگی‌های جدید محصولات نرم‌افزاری، در اسرع وقت به کاربران تحویل داده و در عرض چند ساعت مشکلات مشتریان رفع شوند.انواع DevOpsبرای دواپس دو مدل توسعه متفاوت وجود دارد: یکی مدل آبشار (Waterfall) و دیگری مدل چابک (Agile). درادامه، بیشتر درباره این مدل‌ها توضیح  می‌دهیم.1. مدل آبشار (Waterfall)مدل Waterfall اولین مدل معرفی‌شده در توسعه نرم‌افزار محسوب می‌شود که به‌صورت فرایندی متوالی با درک ساده است. در این مدل، روند توسعه نرم‌افزار به فازهای مختلف دسته‌بندی می‌شود؛ بدین‌ترتیب که خروجی یک فاز به ورودی فاز بعدی تبدیل می‌شود. به‌همین‌دلیل، به آن مدل آبشار گفته می‌شود؛ چراکه روند آن به‌طورمداوم در حال انجام است و به حالت قبل برگشت‌پذیر نیست.فازهای مختلف مدل آبشار (Waterfall) عبارت‌اند از:الزامات (Requirements)طراحی (Design)اجرا (Implementation)تأیید (Verification)نگه‌داری (Maintenance)معایب مدل آبشار (Waterfall)دشواری ایجاد هرگونه تغییرات در مراحل قبلینامناسب‌بودن برای استفاده در پروژه‌های بزرگاحتمال بروز باگ‌های متعدد به‌دلیل همکاری‌نکردن توسعه‌دهنده‌ها و تسترها باهمنامناسب‌بودن برای استفاده در پروژه‌های نیازمند تغییردر‌حالی‌که توسعه‌دهنده زمان زیادی را برای استقرار کدها صرف می‌کند، تیم عملیات در زمان تست متوجه می‌شوند که روند شناسایی باگ‌ها و ارائه بازخوردهای مفید با مشکلاتی همراه است.2. مدل چابک (Agile)در مدل Agile، روند توسعه نرم‌افزار در یک پروژه شامل چندین تکرار است. در این مدل، در پایان هر تکرار یک محصول یا همان نرم‌افزار تحویل داده می‌شود و حدوداً به یک تا سه هفته زمان لازم دارد. در هریک از این تکرارها، تیم‌های عملیاتی هم‌زمان در حوزه‌های زیر کار می‌کنند:الزامات (Requirement)طراحی (Design)توسعه (Development)انتشار (Release)زمانی‌که از این مدل برای توسعه نرم‌افزاری استفاده می‌کنید، ممکن است یک کد برای تیم توسعه کار کند؛ اما برای تیم عملیات چنین نباشد. پس برای حل این مسئله چه کاری باید انجام داد؟پاسخ این پرسش ساده است: دواپس این مشکل را حل می‌کند. DevOps همبستگی مداومی بین استقرار کد و تست آن ایجاد می‌کند؛ به‌طوری‌که نظارت تقریباً در لحظه انجام می‌شود و بازخوردهای فوری به تیم توسعه و عملیات کمک می‌کند تا بتوانند با‌هم کار کنند.نقش DevOps در چرخه تولید نرم‌افزار چیست؟بعد از اینکه کامل درباره اینکه دواپس چیست؟ آشنا شدیم، در این بخش مراحل تولید یک نرم‌افزار را به ترتیب بیان می‌کنیم و نقش دواپس در هر کدام را بررسی می‌کنیم:1. برنامه‌ریزی (Planning)2. توسعه (Development)3. آزمایش (Testing)4. استقرار/ انتشار (Deployment)5. نگهداری/ پشتیبانی (Maintenance)در بین این مراحل، بیشترین زمان مهندس دواپس در برنامه ریزی و نگهداری صرف می‌شود.برنامه‌ریزی (Planning)اولین مرحله از چرخه تولید نرم‌افزار، مرحله Planning یا برنامه ریزی است. در این بخش مدیران، اعضای تیم توسعه، اعضای عملیاتی (IT) و تمام کسانی که در تولید نرم‌افزار نقش دارند، چشم‌اندازها و اهداف پروژه را قبل از شروع تولید و توسعه نرم‌افزار تعیین می‌کنند.در این مرحله مهندس دواپس، به دنبال خودکارسازی مراحل است تا فشار وارد بر تیم را تا حد ممکن کم کند. برخی از سوالاتی که ممکن است مهندس دواپس به دنبال پاسخ آن‌ها باشد به شرح زیر است:1. دو سرویس مختلف چگونه می‌توانند با یکدیگر تعامل برقرار کنند؟2. برای ارتباط بین دو سرویس از چه پروتکلی باید استفاده شود؟3. سخت‌افزارهای موجود پاسخگوی نیاز ما خواهد بود؟4. برای آنکه در مرحله تولید به برنامه نویسان کمک کنیم باید از چه پارامترهایی استفاده کنیم؟5. چه چیزهایی را باید ایجاد و چه چیزهایی را باید خریداری کنیم؟6. چگونه می‌توانیم از نرم‌افزار تولید شده پشتیبانی کنیم؟7. و...توسعه (Development)بعد از اتمام مرحله برنامه ریزی، وارد مرحله توسعه نرم‌افزار می‌شویم. در این مرحله تمام اهدافی که در مرحله برنامه ریزی تعیین شده بود را توسعه‌دهندگان برنامه نویسی می‌کنند و ویژگی‌های از پیش مشخص شده را به برنامه اضافه می‌کنند. در این مرحله مهندس دواپس سعی می‌کند تمام ابزارهایی که توسعه‌دهندگان به آن نیاز دارند را در اختیارشان قرار دهند.از سایر وظایف مهندس DevOps این است که بخش‌های مختلف کدهایی که توسعه‌دهندگان نوشته‌اند را از آن‌ها دریافت کنند و آن‌ها را در کنار هم قرار داده و این مولفه‌ها را با محیط خروجی نرم‌افزار هماهنگ سازند.مهندس دواپس در ان مرحله به دنبال پاسخ برای سوالات زیر است:1. چگونه باید عملکرد توسعه‌دهندگان را بهبود ببخشم؟2. چگونه به توسعه‌دهندگان توضیح دهم که در حال برنامه نویسی برای چه محیطی هستند و خروجی محیط نهایی نرم‌افزار چه شکلی خواهد بود؟3. و...آزمایش (Testing)در این مرحله توسعه‌دهندگان، تست نویسان و کسانی که مسئول کنترل کیفیت محصول هستند، کدهای نوشته شده را تست و آزمایش می‌کنند و در صورت تایید با سورس کد اصلی ادغام می‌کنند. مهندس دواپس در این مرحله می‌تواند با ابزارهایی مانند Jenkins ،Bamboo یا Drone، این تست‌ها و آزمایش‌ها را خودکارسازی کند که در اصلاح به آن‌ها CI (Continuous Integration) گفته می‌شود.1. چگونه متوجه شویم که تست‌های انجام شده درست بوده‌اند؟2. بر مبنای چه راهکاری تاریخچه تست‌های انجام شده را بررسی و روندهای فعلی را ارزیابی کنیم؟3. چگونه می‌توانم بعد از آزمایش کدها، مشکلات آن را به توسعه‌دهندگان گزارش کنم؟4. و...استقرار/ انتشار (Deployment)در این مرحله کدهای نرم‌افزاری جهت اجرا بر روی سرورها قرار می‌گیرند که به آن عمل Deployment یا استقرار می‌گویند. مهندس دواپس در این مرحله نیز با ابزارهای CI سعی می‌کند عملیات دیپلویمنت را خودکارسازی کند. مهندس داوپس به دنبال پاسخ به برخی سوالاتی به شرح زیر است:1. در چه بازه زمانی باید یک نسخه آماده شده را در سرور مستقر کرد؟2. از چه روشی استفاده کنم تا کدهایی که مستقر کرده‌ام در کار سایر کدها خللی ایجاد نکند؟3. و...نگهداری/ پشتیبانی (Maintenance)در مرحله نهایی  که نگهداری و پشتیبانی نام دارد، ایرادات سیستم بعد از مرحله استقرار برطرف می‌شود و ویژگی‌های جدید نیز ممکن است به آن اضافه شود. مهندس دواپس در این مرحله به دنبال پاسخی برای سوالات زیر است:1. چگونه ایرادات و مشکلات سیستم یا محصول را شناسایی کنم؟2. چگونه ایرادات موجود را به توسعه‌دهندگان اعلام کنم؟3. با چه راهکارهایی ایرادات موجود در زیر ساخت‌ها را برطرف کنم؟4. با چه روش‌هایی از درست بودن سرویس اطمینان حاصل کنم؟5. و...مزایای دواپس برای کسب و کار چیست؟اگر چه DevOps یک قابلیت جادویی برای کسب و کار و تجارت نیست، اما بسیاری از مشکلات تجاری و عملیاتی با استفاده از آن قابل حل شدن است.این فناوری نوظهور روی تسریع فرآیندها، تعامل بهتر، خودکارسازی و چابکی کارها تمرکز خواهد کرد و مزایای زیادی را در اختیار تجارت شما قرار خواهد داد. بنابراین شما در زمان کمتری به اهداف خود خواهید رسید و خوشبختانه، کیفیت کارها نیز تا حدود زیادی بهبود خواهد یافت:تسریع در زمان عرضه‌ی محصولات به بازارتطبیق محصولات با شرایط بازار به صورت عالینظارت، افزایش کارایی و نگهداری بهتر سیستم‌هاافزایش نرخ بازگشت سرمایه (ROI) در سازمان‌هاافزایش رضایت مشتری و بهبود بازدهی عملیاتبهبود عالی در تعامل کارکنان و اعضای شرکتتسریع در خطایابی سیستم‌ها و رفع سریع آنمدیران آینده</description>
                <category>نیلوفر</category>
                <author>نیلوفر</author>
                <pubDate>Thu, 27 Jul 2023 10:55:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مهندس دواپس (DevOps) کیست و چه مهارت هایی دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38003116/%D9%85%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3-%D8%AF%D9%88%D8%A7%D9%BE%D8%B3-devops-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D9%87-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-bh4ocychgvfv</link>
                <description>مفهوم دواپساین مفهوم از ترکیب دو کلمه Development و Operations به دست می‌آید که در اصل روش ارتباطی بخش توسعه و آی‌تی با عملیات است. زمانی که یک شرکت تجاری شروع به استفاده از دواپس می‌کند، مطمئنا بسیاری از پیشرفت‌های بنیادی در انتظار آن خواهد بود و شما به وضوح، کیفیت عملیات، سرعت آن و تعامل بهتر را به چشم مشاهده خواهید کرد.نظر عموم فعالان حوزه فناوری اطلاعات در مورد DevOps این است که ما هدف خودکارسازی، پیاده‌سازی کدها و انتشار نرم افزار را با استفاده از این قابلیت دنبال می‌کنیم. اما، این قابلیت مزایای بسیار بیشتری را برای کسب و کار به ارمغان خواهد آورد و به صورت مستقیم می‌توان کیفیت کاری و بازگشت سرمایه را پس از به کارگیری این مفهوم در شرکت‌ها مشاهده کرد.مهندس دواپس (DevOps) کیست؟مهندس DevOps کسی است زیرساخت IT را طبق نیاز کد نرم افزار پشتیبانی شده که به یک محیط ترکیبی اختصاص یافته است، مدیریت کند. برای تهیه و بدست آوردن مدل استقرار مناسب و همچنین اعتبار سنجی و نظارت بر عملکرد، نیاز به داشتن برخی منابع است.وقتی نوبت به DevOps می‌رسد، نیاز به تغییرات مکرر و افزایشی در نسخه‌های کد است تا آزمایش و استقرار مکرر امکان پذیر باشد. ممکن است همیشه مهندسین DevOps نتوانند کدگذاری را از ابتدا انجام دهند، اما به هر حال باید در مورد تمام جوانب مورد نیاز آن اطلاعات داشته باشند.به دیگر سخن، یک سازمان به مهندسین DevOps برای اتصال عناصر مختلف کدگذاری به همراه کتابخانه‌ها و کیت‌های توسعه نرم افزار و ادغام اجزای مختلف مدیریت داده SQL یا ابزار پیام رسانی برای اجرای نرم افزار با سیستم عامل و زیر ساخت تولید نیاز دارد.مهندس دواپس چه کاری انجام می‌دهد؟وظائف مهندسان DevOps در سازمان‌های مختلف با همدیگر متفاوت است. ممکن است هر سازمان یا نهادی انتظارات تعریف شده‌ای از بخش دواپس خود داشته باشند و در این بین، متخصصان هستند که این انتظارات را برآورده خواهند کرد؛ در حالت کلی، وظایف زیر برای متخصصان این حوزه تعریف شده است:مدیریت پروژه‌هادر بعضی از بخش‌ها و شرایط، متخصصان باید روی مدیریت پروژه و نظارت آن نقش مهمی را ایفا کنند که شامل بسیاری از موارد مانند تاریخ شروع، تاریخ تحویل و نظارت بر نحوه عملکرد پروژه است.توسعه‌ی زیرساخت آی‌تیبخش زیر ساخت در سازمان‌ها و کسب و کارها می‌تواند نقش منفی را در توسعه و پیشرفت داشته باشد. یک مهندس دواپس روش‌های عملی و سریعی برای این مشکل ارائه خواهد داد و با تشخیص محل‌های اصلی مشکل، می‌تواند تعامل بهتر و تسریع فرآیندها را به وجود آورد.تست عملکرد و بنچ‌مارکینگارزیابی عملکردی و اطمینان از بهینه بودن بخش‌های نرم افزاری از جمله کارهای اصلی متخصصان این حوزه است. این کار در نهایت به قابلیت اتکای سیستم و کیفیت اجرایی نرم افزارها و ابزارهای فرعی کمک زیادی خواهد کرد.خودکارسازی عملیاتخودکارسازی بخش جدایی ناپذیر دواپس است و این کار زمان زیادی برای دست اندرکاران آی‌تی ذخیره خواهد کرد. با انجام ایده خودکارسازی، تمامی فعالان بخش عملیات و نرم افزاری می‌توانند به صورت بهینه و با خیال آسوده‌تر به کارهای مهم‌تر بپردازند.بهینه‌سازی سیکل انتشار نرم‌افزارروش‌های عملی و ارائه ایده‌های بهینه برای فرآیند انتشار نرم افزار و پیاده‌سازی آن از جمله مهم‌ترین وظائفی است که متخصصان باید آن را فراهم کنند و با این کار می‌توان به سرعت عمل بیشتری در فرآیندها دست پیدا کرد.مانیتور و گزارش‌گیریمانیتور کردن سیستم‌ها و تشخیص خطاهای نرم افزاری و سیستمی بخش مهم ماجرا است که مطمئنا باید با روش‌های بهینه دنبال شود. در واقع، متخصصان DevOps کمک می‌کنند تا خطاها و مشکلات نرم افزاری و سیستمی به صورت سریع تشخیص داده شده و در زمانی بسیار کوتاه رفع شوند.حفظ امنیت سیستم‌هاامنیت سیستم‌ها از جمله مهم‌ترین وظایف متخصصان است که شامل بسیاری از روش‌های بهینه و البته به روز خواهد بود. فعالان این حوزه تلاش می‌کنند تا با استفاده از روش‌های نوین به امنیت فرآیندها و زیر ساخت کمک کنند.مهارت های مهندس دواپس (DevOps) مهارت‌های فنی• مدیریت پروژه: یک مهندس DevOps به عنوان فردی که مسئول اطمینان از به روز بودن، ایمن بودن و عاری از اشکال بودن نرم‌افزار یک شرکت است، باید دائماً در حال جستجو و پیاده‌سازی هرگونه پیشرفت مرتبط باشد. یک مهندس دواپس خوب باید بر همه مراحل، از رفع اشکالات جزئی گرفته تا به‌روزرسانی‌های عظیم تسلط کامل داشته باشد.• کدنویسی: اگرچه برخی از مهندسان دواپس ممکن است همیشه کد ننویسند، اما همچنان باید اصول زبان برنامه‌نویسی مورد استفاده را درک کنند. در این‌میان Python و Go ازجمله زبان‌هایی است که مهندسان DevOps بهتر است با آن آشنایی داشته باشند. تسلط به Bash Script نیز یک الزام است. • مدیریت سرور: مهندسان دواپس شبکه‌ها و سرورهای یک شرکت را که در واقع نرم‌افزارها را میزبانی می‌کند، مدیریت می‌کنند. برای جلوگیری از انجام کارهای تکراری و اتوماتیک‌سازی فرایندها روی سرورها، مهندسان DevOps ممکن است از ابزارهای Configuration Management مانند Puppet ،Ansible ،Chef ،Saltstack و Terraform استفاده کنند.مهارت‌های محل کارمهندسان DevOps نیز از بازیکنان تیم هستند که در محیط کار با افرادی با پیشینه‌های حرفه‌ای مختلف کار می‌کنند. آن‌ها برای موفقیت در محل کار باید از مهارت‌های زیر برخوردار باشند:• ارتباطات: بخشی از حصول اطمینان از اینکه نرم‌افزار دائماً به‌روز و بدون اشکال است، شامل صحبت با پشتیبانی فنی، شنیدن بازخوردها و انتقال آن به تیم است. مهندسان دواپس باید بتوانند به‌طور موثر توضیح دهند که چه اتفاقی در حال رخ دادن است و چه کاری باید انجام شود.• کوچینگ: یک مهندس DevOps خوب باید همیشه به دنبال بهبود تیم و نرم‌افزار خود باشد. این به معنای شناسایی شکاف‌ها در مجموعه مهارت‌ها و ابداع راه‌هایی برای پر کردن آن‌ها است که می‌تواند شامل آموزش کارکنان فعلی یا استخدام کارکنان جدید باشد.• انعطاف‌پذیری: مشکلات نرم‌افزاری ممکن است در هر ساعت از شبانه‌روز رخ دهد. مهندسان DevOps اغلب ساعات کاری نامنظمی دارند و برای حل هر گونه مشکل در دسترس هستند.مسیر رشد شغلی دواپس کاراگر بخواهیم مسیر شغلی مهندس دواپس را ترسیم کنیم، تقریبا مشابه سایر فعالیت‌های شغلی است. به این معنی که در ابتدا باید مفاهیم، اصول و آموزه‌های پایه را یاد بگیرید و سپس به عنوان کارآموز مشغول شوید. بعد از اتمام دوره کارآموزی، فعالیت شما به عنوان یک مهندس دواپس تازه‌کار شروع می‌شود و اینجا تازه شروع مسیر شماست.دواپس مفهومی تازه و هنوز هم در حال رشد و گسترش است؛ بنابراین هر چقدر هم که در این زمینه ماهر باشید و اصول و فرهنگ را با جان و دل بلد باشید، باز هم راه برای یادگیری باز است و هر روز می‌توانید با نکات جدیدی روبرو شوید. پس توصیه من این است که سعی کنید از منابع روز دنیا در راستای رشد و توسعه خود استفاده کنید.ابزارهای مورد نیاز یک مهندس دواپس چیست؟ابزارهای یک مهندس DevOps بیشترین تاثیر را روی کیفیت کار و تسریع بخشیدن به فرآیندها خواهند داشت. این ابزارهای دواپس شامل پکیج‌های توسعه نرم افزاری، ورژن کنترل، نظارت و مدیریت سیستم و ابزارهای فضای ابری هستند؛ البته، بر اساس شرایط، استفاده از این ابزارها متغیر است و شاید در یک بخش به بعضی از آن‌ها نیاز نباشد. با این حال، در ادامه مطلب چند مورد از بهترین نمونه‌ها را معرفی می‌کنیم:کنترل ورژن و مدیریت سورس (GitHub, GitLab, Bitbucket)ابزارهای CI/CD و مدیریت پیکربندی (Ansible, Chef, Puppet, Jenkins)پلتفرم‌های کانتینر (Docker, Kubernetes)تعامل و ارتباط (Microsoft Teams, Slack, Trello, MeisterTask)ارتباطات تصویری و صوتی (Skype, Zoom)پلتفرم‌های فضای ابری (AWS, Azure, Google Cloud)ابزارهای مانیتورینگ (Splunk, Catchpoint, AppDynamics, VictorOps, Nagios)ابزار و راهکارهای اجرای تست (Selenium, Gremlin)مدیران آینده</description>
                <category>نیلوفر</category>
                <author>نیلوفر</author>
                <pubDate>Wed, 26 Jul 2023 11:19:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برنامه ریزی استراتژیک و ابزارهای آن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38003116/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C%DA%A9-%D9%88-%D8%A7%D8%A8%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%86-hwjntxhgr1vw</link>
                <description>تعریف برنامه ریزی استراتژیکبرنامه ریزی استراتژیک فرایندی است که اکثر شرکتهای موفق و صاحب نام دنیا از آن برای هدایت و پیشبرد برنامه ها و فعالیتهای خود با افق دید بلندمدت و در جهت دستیابی به اهداف و تحقق ماموریت سازمانی بهره می گیرند. این نوع برنامه ریزی که تاکنون اغلب مورد استفاده سازمان ها و شرکتهای بزرگ واقع شده است، اگر به درستی تدویـن شود، به انتخاب استراتژی هایی منجر می شود که درصورت اجرای صحیح و به موقع، تعالی و پیشتازی سازمان را به ارمغان می آورد و باعث خلق مزیت رقابتی در سازمان ها می شود.اهمیت برنامه ریزی استراتژیک هر کسب‌وکاری برای فعال بودن، نیازمند هدفی است که به سوی آن گام بردارد. برنامه ریزی استراتژیک نقشه راهی است که رسیدن به این اهداف را ممکن می‌کند. در واقع بدون یک برنامه راهبردی مشخص، نمی‌توان وضعیت کسب‌وکار در مسیر رسیدن به اهداف را ارزیابی کرد.برنامه ریزی استراتژیک چهار جنبه مهم دارد که به قرار زیر است:ماموریتاهدافانطباق با اهداف کوتاه‌مدتارزیابی و تجدیدنظرماموریتبرنامه ریزی استراتژیک ابتدا ماموریتی تعریف می‌کند که به سازمان هدف و مسیر را نشان دهد. بیانیه ماموریت هر سازمان نشانگر ماهیت مجموعه، نوع فعالیت و مقصد آن است. ماموریت‌ها معمولاً کلی اما قابل دستیابی هستند. مثلاً کسب‌وکاری که در حوزه آموزش فعالیت می‌کند، ممکن است ماموریت خود را «تبدیل شدن به رهبر بازار در ارائه خدمات آموزش مجازی» تعریف کند.اهدافانتخاب اهداف مناسب یکی از جنبه‌های مهم برنامه ریزی استراتژیک است. اهداف موردنظر باید طبق الگوی اسمارت (S.M.A.R.T) اختصاصی، قابل اندازه‌گیری، قابل دستیابی، واقع‌گرایانه و زمان‌بندی شده باشند. در این بین ویژگی قابل اندازه‌گیری بودن از اهمیت بالایی برخوردار است؛ چرا که به رهبران سازمان اجازه می‌دهد وضعیت کسب‌وکار در رسیدن به اهداف و در نهایت انجام ماموریت را به دقت بررسی کنند. برای مثال کسب‌وکار آموزشی، می‌توان اهدافی مانند توسعه پلتفرم آموزش مجازی طی دو سال، یا افزایش ۳۰ درصدی فروش یکی از ابزارهای موجود طی یک سال آتی را در نظر گرفت.انطباق با اهداف کوتاه‌مدتبرنامه ریزی استراتژیک ارتباط نزدیکی با برنامه‌ریزی کسب‌وکار در کوتاه مدت داشته و در تصمیم‌گیری‌های روزانه و انطباق آن‌ها با راهبرد کلی سازمان به رهبران کمک می‌کند. در مثال قبل، از آنجا که ماموریت اصلی تبدیل شدن به رهبر بازار در حوزه آموزش مجازی است، رهبران سازمان به جای سرمایه‌گذاری در تهیه فضای آموزشی فیزیکی، منابع خود را روی خریداری و توسعه فناوری‌های ارتباطی و تعاملی مانند کلاس درس مجازی متمرکز خواهند کرد.ارزیابی و تجدیدنظربرنامه ریزی استراتژیک به مدیران اجازه می‌دهد ضمن ارزیابی مستمر پیشرفت امور نسبت به برنامه موجود، در صورت نیاز اصلاحاتی را جهت پاسخگویی به تغییرات محیطی انجام دهند. مثلاً کسب و کاری می‌خواهد خدمات خود را به همه افراد در سراسر جهان عرضه کند؛ اما با توجه به برخی قوانین و محدودیت‌های جدید، ممکن است در بعضی مناطق دنیا ارائه خدمات مذکور ممکن نباشد. از همین رو رهبران سازمان با توجه به شرایط قانونی پیش آمده، تغیرات موردنیاز را در برنامه انجام می‌دهند تا انتظارات از خروجی سازمان نیز اصلاح و منطقی شوند.اصول اساسی برنامه ریزی استراتژیک شرکتپس از آشنایی با این که برنامه ریزی استراتژيک چیست به توضیح اصول آن خواهیم پرداخت، برنامه ریزی استراتژیک، استراتژی مدیریتی کسب‌و‌کار است که به کسب‌و‌کارها کمک می‌کند تا اهداف سازمانی و اقدامات و فعالیت‌های لازم را برای رسیدن به آن به اشتراک بگذارند. اصول اساسی برنامه ریزی استراتژیک شرکت شامل موارد زیر است:تمرکز مناسب بر نیروی انسانی و منابع؛تنظیم اولویت‌ها؛تغییر و تنظیم جهت سازمانی؛هماهنگ‌سازی اهداف سهام‌داران، مدیران و کارکنان؛همکاری در تمام سطوح سازمانی برای رسیدن به هدفی مشترک.برنامه ریزی استراتژیک، در صورت اجرای صحیح، می‌تواند وضعیت کنونی کسب‌و‌کار، برنامه آینده آن و روش‌هایی برای اندازه‌گیری موفقیت را تعیین ‌کند. از آنجا که صنایع مختلف تفاوت‌های چشمگیری دارند، روش واحدی برای توسعه استراتژی وجود ندارد. با توجه به نقش شما در کسب‌و‌کار یا تجربه‌ در شغلتان، شاید نیاز باشد که استراتژی‌های برنامه ریزی استراتژیک را با هدف تطبیق آن‌ها با اهداف بلند‌مدت و کوتاه‌مدت خود اصلاح کنید.کشف راه‌های مختلف برای تهیه، اجرا و پیگیری مراحل برنامه استراتژیک مزایای بسیاری برای همه سازمان‌ها با هر ابعادی دارد. در واقع، با استراتژی و برنامه ریزی، نقشه راهی را برای رسیدن به سوددهی، بازدهی و توسعه احتمالی تهیه می‌کنید.مزیت های برنامه ریزی استراتژیکاستفاده از استراتژیک پلن برای انجام فرآیندهای کسب و کار مزایای قابل توجهی را برای شما به همراه خواهد آورد، در ادامه برخی از آنها را مرور می کنیم:مزایای مالیشرکت هایی که برنامه ریزی راهبردی یا استراتژیک دارند، فروش خوب، هزینه های کمتر، EPS  بالا (درآمد به ازای هر سهم) و سود بالایی دارند. امروزه شرکت های بزرگ بسیاری دلیل اصلی موفقیت های مالی خود را مدیون برنامه ریزی استراتژیک هستند.راهنمایی برای فعالیت های سازمانیبرنامه استراتژیک اعضا یک سازمان را به سمت اهداف سازمانی راهنمایی می کند، این فعالیت ها و تلاش ها در جهت اهداف بلند مدت به صورت متحد پیش می روند و به کارمندان کمک می کند تا آنچه می خواهند را انجام دهند و به آنچه می خواهند دست یابند و با تمرکز روی اهداف خاص باعث می شود که تمامی اعضا مسیری را که باید به سمت آن حرکت کنند را بدانند.مزیت رقابتیدر دنیای رقابتی امروز، کسب و کارهایی که مزیت رقابتی دارند (ظرفیت مقابله با نیروهای رقابتی)، از فروش و عملکرد اقتصادی بهتری برخوردارند. این امر در صورت پیش بینی آینده امکان پذیر است.آینده را می توان از طریق استراتژیک پلن پیش بینی کرد و این امر مدیران را قادر می سازد تا پیش از بروز مشکلات، آنها را پیش بینی کرده و راه حل ارائه دهند.به حداقل رساندن ریسکبرنامه ریزی راهبردی اطلاعات زیادی برای ارزیابی میزان ریسک، به حداقل رساندن ریسک و در واقع سرمایه گذاری در فرصت های تجاری امن را فراهم می کند. بنابراین احتمال خطا و هدف گذاری اشتباه کاهش می یابد.ایجاد انگیزه و نوآوریآماده سازی برنامه استراتژیک معمولا در سطح مدیران عالی رتبه صورت می پذیرد و این مدیران چون خود طراح این برنامه ریزی هستند، نه تنها به اهداف و استراتژی ها متعهد هستند بلکه به ایده های جدید برای اجرای بهتر استراتژی ها فکر می کنند که باعث ایجاد انگیزه و نوآوری می شود.از طرف دیگر، وقتی افراد در سطوح پایین تر سازمانی احساس می کنند که تلاش های آنها در جهت رسیدن به اهداف سازمانی است، انگیزه و اشتیاق بیشتری در انجام وظایف خود به دست می آورند.احساس رضایت در نیروی کار می تواند برای سازمان قدرت محسوب شود چون باعث صرفه جویی در هزینه های کلان سازمانی می شود این هزینه ها مثل هزینه غیبت های کارکنان، ترک کار نیروها و استخدام افراد جدید و … . بنابراین داشتن انگیزه در کارمندان باعث مشارکت بیشتر آنان در انجام وظایف و در نتیجه موجب افزایش نظم و انضباط، تقویت نیروی انسانی و اثربخشی سازمانی می شود.استفاده بهینه از منابعدر هر کسب و کاری منابع محدود هستند، برنامه ریزی راهبردی کمک می کند که از این منابع به صورت بهینه در محل ها و زمان هایی که واقعا به آنها نیاز است جهت رسیدن به حداکثر بازدهی استفاده شود.ابزارهای برنامه ریزی استراتژیکورودی‌های برنامه ریزی استراتژیک به‌وسیلۀ ابزارهایی پردازش می‌شوند تا تصویری شفاف از موقعیت سازمان به دست آید. تمام ابزارهای برنامه ریزی با هدف روشن شدن مسیر استفاده می‌شوند.در این بخش از مقاله تصمیم داریم به تعدادی از این ابزارها اشاره کنیم و هریک را به‌طور مختصر معرفی کنیم.تحلیل SWOTدر تدوین برنامه استراتژیک براساس ماتریس Swot به تحلیل قوت‌ها (Strengths)، ضعف‌ها (Weaknesses)، فرصت‌ها(Opportunities) و تهدیدهای (Threats) سازمان می‌پردازیم.هدف از تحلیل Swot تحلیل محیط بیرونی و درونی کسب و کار است. روش swot در برنامه ریزی استراتژیک به تحلیل فرصت و تهدیدهای موجود در محیط بیرونی شرکت و همچنین نقاط قوت و ضعف در محیط داخلی سازمان می‌پردازد. با قرار گرفتن این چهار فاکتور در هر قسمت از این ماتریس استراتژی‌های لازم اتخاذ می‌شود.تحلیل EFEا‌ین ماتر‌یس ابزار‌ی‌ست که به استراتژ‌یست‌ها اجازه داده تا عوامل محیطی، اقتصاد‌ی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، حقوقی، تکنولوژی، وضعیت بازار و رقابت را در مقطع زمانی مدنظر ارزیابی کنند. تحلیل IFEماتریس ارزیابی عوامل داخلی (Internal Factor Evaluation) یکی از ابزارهای بررسی و تحلیل محیط داخلی سازمان است که عمدتا برای شناسایی ضعف یا قوت کلی سازمان به کار می‌رود.تحلیل CPMبه‌معنای مسیر بحرانی است که در کنترل پروژه به کار می‌رود. تحلیل CPM مسیری از فعالیت‌های پروژه است که دقیقاً بایستی مطابق برنامه زمانی پیش‌بینی‌شده اجرا شود. تأخیر در اجرای هرکدام از این فعالیت‌ها مجاز نیست و در صورت تخلف مدت اجرای پروژه به همان میزان اضافه خواهد شد.مدل پورتر در برنامه ریزی استراتژیک۵ نیروی رقابتی پورتر یکی دیگر از ابزارهایی است که در تدوین برنامه استراتژیک استفاده می‌شود.مایکل پورتر در مدل تحلیل ۵ نیروی رقابتی پورتر از پنج منظر یک کسب‌وکار را بررسی می‌کند. این ۵ مؤلفه عبارت‌اند از: قدرت خریداران قدرت تأمین‌کنندگانرقبای موجودمحصولات جایگزینرقبای تازه‌نفستحلیل SPACEتحلیل SPACE باعث می‌شود تصمیم‌گیری‌های استراتژیک و شناسایی استراتژی‌ها آسان شود؛ زیرا این ابزار تکنیکی جهت ارزیابی میزان دانش و ادراکات در یک برنامه استراتژی خاص بوده و همچنین ابزار توسعه و بازبینی استراتژی شرکت است.محیط بیرون و داخل سازمان‌ها نقش عمده‌ای در این تحلیل دارند. بخش‌های مختلف ماتریس SPACE عبارت‌اند از که هر بخش با موارد بیان شده قابل سنجش می باشد:قسمت بالای محور Y: قوت مالی (FS)؛قسمت پایین محور Y: ثبات محیطی (ES)؛قسمت چپ محور X: مزیت رقابتیقسمت راست محور X: جذابیت صنعت (IA)سازمان باتوجه‌به اینکه در کدام بخش ماتریس قرار می‌گیرد، می‌تواند رویکردی تهاجمی، محافظه‌کارانه، رقابتی یا تدافعی انتخاب کند. تحلیل SPACE  می‌تواند به ایده‌های خلاقانه و با استراتژی مناسب شرکت منجر شود.تحلیل گروه مشاوران بوستون (BCG)ماتریس گروه مشاوران بوستون (boston consulting group) یکی از ابزارهای معروف برای برنامه ریزی استراتژیک بوده و شامل ۴ بخش است. هریک از این بخش‌ها معنا و مفهوم خاص خودشان را دارند که بیانگر وضعیت محصول در بازار است:1. گاو شیرده: سهم بازار بالا، رشد کم بازار؛2. سگ: سهم بازار پایین، رشد کم بازار؛3. علامت سوال: سهم بازار پایین، رشد بالای بازار؛4. ستاره: سهم بازار بالا، رشد بازار بالا؛تحلیل GSMدر ماتریس GSM تحلیل جایگاه سازمان بر پایۀ ۲ معیار «موضع رقابتی» و «رشد بازار» صورت می‌گیرد. باتوجه‌به اینکه سازمان در کدام ناحیه از این جدول قرار گرفته است، ۴ استراتژی زیر  پیشنهاد می‌شود:تهاجمی؛محافظه‌کارانه؛رقابتی؛تدافعی.تحلیل QSPMماتریس برنامه ریزی استراتژیک کمی (QSPM) یکی از تکنیک‌هایی است که در جهت انتخاب و ارزیابی استراتژی‌های موجود استفاده می‌شود؛ به این معنا که میزان پیاده‌سازی استراتژی‌ها بررسی و در انتها اولویت‌بندی می‌شوند.مدیران آینده</description>
                <category>نیلوفر</category>
                <author>نیلوفر</author>
                <pubDate>Tue, 25 Jul 2023 14:00:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شریک تجاری منابع انسانی (HRBP) و وظایف و مسئولیت های آن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38003116/%D8%B4%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-hrbp-%D9%88-%D9%88%D8%B8%D8%A7%DB%8C%D9%81-%D9%88-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%86-otevx2xlhp6r</link>
                <description>تعریف شریک تجاری منابع انسانیشرکای تجاری متخصصان منابع انسانی هستند که برای توسعه استراتژی HR از اهداف کلی سازمان پشتیبانی می‌کنند و همکاری نزدیکی با رهبران ارشد سازمان دارند. این روند همسویی به عنوان مشارکت تجاری منابع انسانی شناخته می‌شود.با توجه به اینکه تصمیمات تاثیرگزاری توسط این افراد گرفته می‌شود، مسلط بودن به مهارت‌های ارتباطی الزامی است. علاوه‌ بر این رهبری و مدیریت کارکنان از دیگر توانمندی‌های مورد نیازشان برای انتقال ارزش مالی و آینده سیاست‌های کسب‌ و کار به شمار می‌رود. از سوی دیگر با تمرکز سازمان‌ها و مشاهده ترازبندی دستور کارها به سوی یک هدف مشترک، شراکت تجاری منابع انسانی محبوبیت بیشتری پیدا می‌کند. مفسران از “تجزیه سیلوهای سنتی” و همکاری بیشتر بین بخش‌ها، مانند منابع انسانی و بازاریابی صحبت می‌کنند.شرکای تجاری منابع انسانی به عنوان یک روش مترقی برای اتصال بخش منابع انسانی به سایر وظایف در این فرآیند مهم تلقی می‌شوند. از آنجا که معمولاً در سمت‌های ارشد تجربه دارند، برای برقراری ارتباط موثر با دیگر رهبران ارشد از موقعیت خوبی برخوردارند.شریک تجاری منابع انسانی کیست؟عملکرد منابع انسانی، تمرکز بر افراد را با جنبه تجاری کارها ادغام می‌نماید تا به سازمان کمک کند تا به اهداف تجاری خود برسد.از بین تمام متخصصان منابع انسانی، شریک تجاری منابع انسانی عمدتاً با مشتری روبرو است. این بدان معناست که HRBP مستقیماً با مدیران صفی (Line Manager) ارتباط دارد. یک HRBP خوب می‌تواند ارزشی را به سازمان برساند و فرآیندهای تصمیم‌گیری را هدایت کند. به خصوص در زمان‌های تغییر و اختلال، یک شریک تجاری منابع انسانی قوی می‌تواند تضمین کند که تمام فعالیت‌های منابع انسانی از نظر استراتژیک با اولویت‌های مدیر صفی همسو هستند.از بین همه افراد در کسب و کار، مدیران صفی بدون شک قوی‌ترین درک را از آن دارند. با مشارکت با این مدیران، منابع انسانی می‌تواند اولویت‌ها را تعیین و تأثیر کسب و کار ایجاد کند.از آنجایی که شریک تجاری نقش استراتژیکی دارد، بیشتر در کسب و کارهای بزرگ دیده می‌شود. یک شریک تجاری ممکن است مسئول بین دویست تا چند هزار کارمند باشد. به عنوان یک قاعده کلی، هرچه دامنه کنترل شریک تجاری منابع انسانی بزرگ‌تر باشد، نقش او استراتژیک‌تر است.نقش شریک تجاری منابع انسانی چیست؟شریک تجاری منابع انسانی عموما با مسائل اداری درون سازمان سروکار ندارد. آن‌ها به جای اینکه ارائه‌دهنده‌ی خدمات منابع انسانی به سازمان باشند، وظایف استراتژیک مثل برنامه‌ریزی یا استراتژی واحد منابع انسانی را بر عهده دارند. این اتفاق به آن‌ها اجازه می‌دهد تا سازمان را از درون به طور استراتژیک تحت تاثیر قرار دهند و به رشد برسانند.یک شریک تجاری منابع انسانی مشاوره‌های مدیریتی ارزشمند و قابل اعتمادی را ارائه می‌دهد. آن‌ها باید در تمام تصمیمات مدیریتی اصلی مشارکت داشته باشند.شرکای تجاری منابع انسانی با توضیحاتی که تاکنون درباره‌ی آن‌ها دادیم، به ایجاد ارزش‌های سازمان کمک می‌کنند، با مدیران در ارتباط هستند و اهداف بلند پروازانه سازمان را طراحی می‌کنند.وظایف و مسئولیت‌های شریک تجاری منابع انسانیمسئولیت‌های دقیق شریک تجاری منابع انسانی می‌تواند با توجه به صنعت، اندازه سازمان، اهداف استراتژیک، بلوغ سازمانی منابع انسانی و سایر عوامل تاثیرگذار متفاوت باشد. با این حال، وظایف عمومی تعریف شده برای تمامی شرکای تجاری منابع انسانی یکسان و شامل موارد زیر خواهد بود.۱. برنامه‌ریزی استراتژیکیک شریک تجاری منابع انسانی کارآمد، توانایی این را خواهد داشت تا با تمرکز بر نیروی کار موجود، به سازمان خود کمک کند تا برای آینده آماده شود. زمینه‌های فعالیت شرکای تجاری منابع انسانی در این مورد عبارتند از:تجدید و توسعه مهارت: نیازسنجی آموزشی و کمک به عملکرد یادگیری و توسعه در همسوسازی برنامه‌های آموزشی با اهداف تجاریبرنامه‌ریزی استراتژیک نیروی کار: حصول اطمینان از اندازه، شکل، هزینه و چابکی مناسب نیروی کار سازمان برای آیندهبرنامه‌ریزی جانشین پروری: انتخاب و پرورش استعدادهای کلیدی جهت اطمینان از وجود سرمایه انسانی متخصص برای پر کردن نقش‌های حیاتی۲. مربی‌گری، مشاوره و رهبری منابع انسانییک شریک تجاری منابع انسانی کارآمد باید درک روشنی از تاثیر چالش‌های فعلی و آینده بر افراد سازمان خود داشته باشد. به همین خاطر شرکای تجاری منابع انسانی می‌توانند مشاوره و مربی‌گری مثبت و کارآمدی را به ذینفعان کلیدی ارائه دهند.با این حال، شریک تجاری منابع انسانی تنها باید یک مشاور باشد، نه کسی که مراقب تمامی مسائل سازمان است. وظیفه اصلی او تقویت رهبری برای رسیدگی به امور افراد در سازمان است.در اینجا به برخی از مسئولیت‌هایی که ممکن است در شرح شغل شریک تجاری منابع انسانی با آنها روبرو شوید می‌پردازیم:جلسات هفتگی یا دو هفتگی با رهبران کسب و کار و در صورت نیاز ارائه مشاوره منابع انسانی به آن‌هابه روز رسانی دانش فردی در مورد قوانین و مقررات استخدامی و همچنین سایر الزامات قانونی در مورد مدیریت نیروی کار جهت راهنمایی و کمک بهینه به رهبران سازمان در این مواردارائه راهنمایی‌ها و پیشنهادات لازم جهت ایجاد و اجرای فرآیندها و سیاست‌های منابع انسانی ۳. ایجاد یک سازمان رقابتیشریک تجاری منابع انسانی به سازمان خود کمک می‌کند تا مشتریان را جذب کرده و ضمن پیدا کردن بهترین استعدادها، آنها را حفظ کند. بنابراین، برای کمک به سازمان خود برای ماندن در صدر بازار، کار آنها دو وجهی خواهد بود.شرکای تجاری منابع انسانی نقش مهمی در اطمینان از انطباق استراتژی‌ها و آموزش‌ها با مسیر توسعه محصول را ایفا می‌کنند. مسئولیت‌های موجود در شرح شغل شریک تجاری منابع انسانی در این مورد می‌تواند شامل موارد زیر باشد:رهنمودهای لازم جهت مدیریت عملکرد روزانه به مدیران و سرپرستان (به طور مثال مشاوره، برنامه ریزی شغلی، مربی‌گری و …. )کمک به مدیران صفی در برخورد با مسائل سازمان، کارکنان و اعمال تغییرات مرتبطبهینه سازی طراحی سازمانی جهت افزایش بهره وری و بهبود عملکرد کسب و کاراین متخصصان منابع انسانی همچنین در حصول اطمینان از اینکه سازمان پتانسیل جذب و حفظ بهترین استعدادها را دارد نیز بسیار مهم هستند. به همین ترتیب می‌توانند فعالیت‌های مرتبطی از قبیل موارد زیر را نیز عهده دار باشند:همکاری با سایر اعضای واحد منابع انسانی در اجرای استراتژی‌های استخدام نوآورانه و فراگیرتوسعه و یا کمک به توسعه استراتژی جبران خدمات و مزایا در آیندهاجرای مدل‌های پاداش و قدردانی جهت افزایش تعلق کارکنان ۴. پشتیبانی فرهنگ سازمانی و تجربه کارکنانکمک به ایجاد و حفظ یک فرهنگ سازمانی قوی، و همچنین بهبود مستمر تجربه کارکنان سازمان، یکی از اصلی‌ترین مسئولیت‌های یک شریک تجاری منابع انسانی آینده نگر است. شرکت‌ها اغلب از شریک تجاری منابع انسانی خود موارد زیر را انتظار دارند:ارائه مشاوره و پیشنهادات موثر جهت نوآوری‌های مرتبط با فرهنگ سازمانی، مانند تحول فرهنگی سازمانهمیاری مدیریت منابع انسانی در زمینه سلامت کارکنان، تنوع و شمولیت، و مدیریت استعدادهمکاری با مدیریت و کارکنان جهت حل تعارضات و کمک به تسهیل روابط مثبت کارکنان، حفظ محیط کاری سالم، ایجاد روحیه و کاهش جابجایی های ناخواستهچگونه یک شریک تجاری منابع انسانی شویم؟شریک تجاری منابع انسانی (HRBP) قهرمان کارکنان یک سازمان، عامل تغییر، متخصص مدیریت منابع انسانی و شریک راهبردی کسب و کار است. آن‌ها نقشی راهبردی در همسوسازی استراتژی افراد سازمان با استراتژی تجاری سازمان را ایفا می‌کنند.در حالی که شریک تجاری منابع انسانی معمولاً اشل کوچکی از بخش منابع انسانی است که با مدیران لاین و رهبران ارشد کسب و کار برای تعیین اولویت‌ها، هدایت ارزش‌ها و ارائه نتایج تجاری از نزدیک همکاری می‌کند. یک شریک تجاری منابع انسانی گاهی اوقات مسئولیت صدها نفر کارمند و گاهی اوقات هزاران نفر کارمند را بسته به اندازه سازمان عهده دار است.اگرچه نقش و مسئولیت‌های دقیق یک شریک تجاری منابع انسانی بسته به اندازه شرکت، صنعت و اهداف کسب و کار متفاوت خواهد بود، لیکن فعالیت های زیر در همه موارد ثابت هستند:برنامه ریزی راهبردیکوچینگ و مشاوره رهبری در مورد مسائل منابع انسانیایجاد مزیت رقابتی برای سازمانقهرمان فرهنگ سازمان و مدیریت تجربه کارکنانتوجه به این نکته مهم است که مسیر شغلی برای تبدیل شدن به یک شریک تجاری منابع انسانی اغلب به صورت خطی نیست. برخی از متخصصان، حرفه خود را به عنوان مدیر منابع انسانی یا دستیار آغاز می‌کنند. برخی دیگر به عنوان هماهنگ کننده در فعالیت های پشتیبانی مانند یادگیری، آموزش یا توسعه سازمانی، برخی به عنوان استخدام کنندگان و برخی دیگر حرفه خود را به عنوان مدیر ارشد منابع انسانی یا مشاوران شروع می‌کنند.پیام کلیدی این است که عناوین شغلی اهمیت کمتری نسبت به شایستگی‌ها و مهارت‌های شما دارند که هدف آن پیشرفت در موقعیت شغلی شریک تجاری منابع انسانی یا فراتر از آن است.طبق گزارشی از طرف Orion Partners، بهترین شریک تجاری منابع انسانی باید دارای خصوصیت زیر باشد:اعتقاد به خود و توانایی شخصی آنها برای ایجاد تغییر در تجارتاعتقاد به مقدار عملکرد منابع انسانیاعتماد به نفس داشتن، دیدگاه قوی و ابراز آن حتی اگر محبوبیتی نداشته باشددانش و تجربه تجارت و پیچیدگی‌های آن و توانایی برقراری ارتباط از نظر تجاریتوانایی ایجاد روابط طولانی مدت و قابل اعتماد با مشتریان و با همکاران منابع انسانیتمرکز بر ارائه نتایج کسب و کار از طریق استفاده بهینه از کل عملکرد منابع انسانی و عمل به عنوان یک الگوی قوی برای بقیه اعضای تیمسخن آخرشما باید شایستگی ها و مهارت های اصلی خود را به عنوان بلوک های سازنده در مسیر شغلی شریک تجاری منابع انسانی ببینید.دانستن این که برای توسعه حرفه خود به چه مهارت ها و شایستگی هایی نیاز دارید، به شما کمک می کند تا یک برنامه عملی مشخص برای کار در راستای آن ایجاد کنید.ارتقاء مهارت را از امروز شروع کنید تا بتوانید امروز و با توسعه چشم انداز منابع انسانی در آینده، دارایی ارزشمندی برای هر سازمانی باشید.مدیران آینده</description>
                <category>نیلوفر</category>
                <author>نیلوفر</author>
                <pubDate>Mon, 24 Jul 2023 10:17:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحول دیجیتال در صنعت بیمه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38003116/%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D9%87-mkigumosd5jw</link>
                <description>تحول دیجیتال برای شرکت های بیمه ای دنیا از یک مفهوم مبهم مربوط به آینده به یک اولویت اصلی تبدیل شده است. برنامه های تحول دیجیتال باید به طور گسترده در کل سازمان اعمال شده و شامل اصول اساسی ای چون مدیریت نوآوری، تأکید بر تجربه و مدل های جدید می شود. این اصول می تواند ارزش های ملموس و غیرملموسی را چون کاهش هزینه، بهبود تجربه مشتری و کارایی در صدور بیمه نامه در زنجیره تأمین شرکت های بیمه ایجاد می کند.خط سیر تحول دیجیتال در صنعت بیمه با تغییرات افسارگسیخته شروع می شود. تغییرات در فضای کسب وکار، در محیط فعالیت بیمه گران و نیز در انتظارات روز افزون مشتریان از یک طرف و رقبای تازه وارد، اینشورتک ها و دیگر تغییرات که تحت عنوان افسارگسیختگی تغییرات هستند؛ همگی باعث می شود که بیمه گران برای استفاده از فرصت ها و دفع تهدیدات ناشی از دنیای دیجیتال به تحول دیجیتال روی آورند.تحول دیجیتال به چه معناست؟تحول دیجیتال اصطلاحی است که مکررا در جاهای مختلفی استفاده می شود؛ ولی درک درست و واحدی از آن وجود ندارد. این اصطلاح را می توان سرمایه گذاری بر روی قدرت فناوری به منظور بازآفرینی مدل های کسب و کاری، کسب مشتریان از طریق کانالهای جدید و ایجاد تجربه کاربری خوشایند تعریف کرد.شرکتهای بیمه ای که به این طریق خود را اصلاح می کنند می توانند فرآیندهای پرخطا، کُند و پرهزینه را خودکار کرده و از این طریق دقت، سرعت و کارایی را بالا ببرند. این شرکت ها می توانند عملیات فعلی را ساده سازی کرده و از این طریق دستاوردهای سریع الوصولی بدست آورند. باید توجه کرد که برای بدست آوردن موفقیت های بلندمدت و چابکی بیشتر باید به طور پیوسته به کسب قابلیت های دیجیتال پرداخت. با این تعریف، استراتژی های تحول دیجیتال می تواند به طور گسترده در سطح سازمان اعمال شده و یک سری اصول مرتبط به هم را شامل می شود. مدیریت نوآوری: امروزه شرکت های بیمه ای برای حفظ ارتباط خود با مشتریان و شخصی سازی بیشتر محصولات برای آنها باید طیف وسیع تری از محصوالت را در سبد خود داشته باشند. در اینجا تکنیک های مدیریت سبد نوآورانه و توانایی طراحی سریعتر و نوآورانه تر محصوالت ضروری است. البته نوآوری تنها مربوط به محصوالت نیست. برنامه های تحول دیجیتال به نوآوری در فرآیندهای پشتیبانی (مانند فرآیندهای مدیریت خودکار درخواست خسارت) نیز نیاز دارد. با از میان برداشتن موانع تکنولوژیکی راه برای نوآوری های بیشتر فراهم می شود. برای مثال داده های یکپارچه تر از سنسورهای درون خودرو و ساختمان می تواند به ایجاد بیمه نامه های هوشمندانه تر کمک کرده و راه را برای ایجاد مدل های جدیدتری از محصولات مانند «بیمه نامه های متناسب با مصرف» فراهم می کند. همچنین بیمه های فرد به فرد با به وجود آمدن اجتماعات در رسانه های اجتماعی آسان تر شده است. تأکید بر تجربه: هدف بسیاری از برنامه های تحول دیجیتال بهبود تجربه مشتریان به واسطه ارتباط نزدیکتر و مستقیم تر با آنها است. بر اساس تحقیق ایوای، مشتریان بیمه در جهان ارزش فوق العاده زیادی برای کیفیت تجربه دیجیتال قائل هستند. نظرسنجی های این موسسه نشان میدهد که 40 درصد مشتریان بر مبنای تجربه ای که کسب کرده اند، در مورد ادامه روابط خود با یک شرکت بیمه ای تصمیم گیری می کنند. ارتقاء تجربه مشتری و تمایل روزافزون مشتریان به حرکت به سمت ارائه دهندگان خدمات جدیدتر، شرکتهای بیمه ای را بر آن داشته تا پاسخگویی، شفافیت و اثربخشی خود را افزایش دهند. تجربه خوب از طریق سهولت در تعاملات ایجاد می شود. برای داشتن این تجربه، سازمان باید قابلیت تشخیص مشتریان را در چند کانال مختلف داشته باشد و خدمات همگونی در این کانالها به آنها ارائه دهد. مشتریان انتظار دارند اطلاعات و چارچوب های نامتناقضی در تمام این کانالها دریافت کنند. سازمان باید صرف نظر از کانال ارتباطی تشخیص دهد که مشتری در کجای سفر خود قرار دارد و این سفر را به خوبی مدیریت کند. برای تحقق این امر، بیمه ها باید قادر باشند مدیریت خوبی برای فرآیندها، آموزش، حکمرانی و کنترل ایجاد کنند. مدل های جدید: با توجه به عقب افتادگی در مسیر تحول دیجیتال، بیشتر شرکتهای بیمه ای به دنبال گزینه های جدیدی برای بهبود قابلیت های دیجیتال خود هستند. این گزینه ها شامل شراکت یا تصاحب فین تک ها و اینشورتک ها، توسعه داخلی فین تک ها، ایجاد آزمایشگاههای نوآوری، و همکاری و شراکت با رهبران فناوری خارج از صنعت می شود. همچنین ایجاد یک اکوسیستم برای ارائه خدمات و محصولات در این صنعت پتانسیل بالایی برای خلق ارزش دارد. از آنجایی که تحول دیجیتال برای شرکتهای بیمه ای مختلف، متفاوت می باشد، تمام این استراتژی ها می تواند درست باشد.تحول دیجیتال در زنجیره تأمین بیمه؛ راهی به سمت بلوغ و خلقتحول دیجیتال ارزشهای ملموس و غیرملموسی را در شش حوزه در زنجیره تأمین شرکتهای بیمه ایجاد می کند: 1. کاهش هزینه 2. بهبود تجربه مشتری 3. افزایش سرعت ورود به بازار 4. بهره وری در فروش 5. کارایی در صدور بیمه نامه 6. کارایی در ادعای خسارت سرعت و چابکی به عنوان ویژگی های کلیدی شرکتهای بیمه ای دیجیتال محسوب می شود. حتی نوآورترین شرکتها نیز باید سرعت کافی را داشته باشند تا بتوانند از ارزشهای نوآوری خود استفاده کنند. در حقیقت هدف ایجاد سریع تر میکرو سرویس ها و به کارگیری سریعتر فناوری تا جای ممکن است. برای مثال با توسعه زیرساخت های ابری می توان بسیار سریع مقیاس و میزان فعالیت بخشی از کسب و کار را بدون نیاز به دگرگون کردن سایر بخش ها تغییر داد. لازم به یادآوری است که سیستم های قدیمی وابستگی و محدودیت زیادی دارند. شرکتهای بیمه ای که می توانند فرآیندهای نوآوری و ابزارهای جدید را با سیستم های فعلی خود یکپارچه کنند (با داشتن کارایی و بدون ایجاد ریسک های عملیاتی جدید) مزیت رقابتی پایدار و ملموسی را بدست خواهند آورد.نیروهای پیشران برای صنعت فناوری‌‌های بیمه‌‌ایجدال میان بازیگران سنتی و جدید صنعت بیمه موضوع خاص ایران نیست و این روندی است که شرکت‌های دیگر در جهان نیز به نوبه خود آن را پشت سر گذاشته‌‌اند. با این‌حال در چند سال اخیر هم بیمه‌‌گران قدیمی و سنتی به اهمیت تحول دیجیتال در الگوهای کسب ‌‌و کار خود پی برده‌‌اند و هم اینشورتک‌‌های نوپا به پیچیدگی‌‌ها و دشواری‌‌های صنعت بیمه واقف شده‌‌اند. این صنعت که خوش‌‌بینی پساکرونا و بادهای اقتصادی موافق، نیروهای پیش‌‌برنده آن شده است، توانسته سرمایه‌‌گذاری‌‌های تکنولوژیک بیشتری را تجربه کند. اما با اینکه سرمایه‌‌گذاری‌‌های کنونی کافی به نظر می‌‌رسد ولی بسیاری از سرمایه‌‌گذاران به دلیل شرایط سیاسی و اقتصادی کنونی جهان محتاطانه‌‌تر رفتار می‌کنند.چیزی که فرآیند تکامل صنعت اینشورتک را پیش می‌‌برد تغییر انتظارات مشتریان و تمایل آنها به دریافت خدمات یکپارچه در هر کجا و هر زمان است. در این راستا بیمه‌‌گران باید ضمن افزایش سودآوری و کاهش هزینه‌های عملیاتی، مشتریان خود را نیز راضی نگه دارند. اکنون این انتظارات و نیازها با افزایش دسترسی به کلان‌‌داده‌ها و ابزارهای مدیریت و استفاده از آن همزمان شده است.در سال‌های پیش رو، شرکت‌های بیمه برای سازگار شدن با پیامدهای همه‌‌گیری بیماری کرونا با مسائل و مشکلات متعددی مواجه خواهند بود. طی سال‌های آتی عواملی از قبیل دشواری‌های اقتصادی، احتمال تداوم تورم در اقتصاد جهان، تغییر ترجیحات خریداران و نگرانی‌‌های محیط زیستی، اجتماعی و حاکمیتی بخشی از مشکلاتی‌‌ هستند که در مسیر اینشورتک‌‌ها وجود خواهند داشت. شرکت‌های بیمه، به دلیل دیجیتال‌‌سازی می‌توانند فرآیند‌هایشان را ساده‌‌سازی کرده و ناکارآمدی‌‌هایشان را رفع کنند و به این ترتیب مشکلات را پشت سر بگذارند. با این حال، توسعه‌دهندگان فناوری‌‌های دیجیتال همچنان باید هزینه‌های عملیاتی خود را مهار کنند، هزینه‌های جذب مشتری را پایین آورند، ارزش طول عمر مشتری را افزایش بدهند، اقتصاد واحد را بهبود ببخشند و نسبت خسارت را کاهش بدهند.اینشورتک‌‌ها و زنجیره ارزش بیمهطی چند سال اخیر اینشورتک‌‌ها به ناکارآمدی‌‌های متعددی در زنجیره ارزش بیمه پی برده‌‌اند و به آنها اشاره کرده‌‌اند. از مزایای اصلاح زنجیره ارزش برای صنعت بیمه و مشتریان آنها می‌توان به افزایش سرعت تعامل با مشتری در فرآیندهایی مانند رسیدگی به خسارت، افزایش قیاس‌‌پذیری بیمه‌‌گران و بیمه‌‌نامه‌ها، بیمه‌‌نامه‌های شخصی‌‌سازی شده، کاهش تقلب، افزایش کارآیی و کاهش هزینه‌ها اشاره کرد.تحـولات حـوزه اینشـورتک بـه مدرن‌سـازی ضـروری در بـازار بیمـه سـرعت می‌‌بخشـد. بازیگـران قدیمـی بـه طـرق مختلـف از گســترش فعالیــت اینشــورتک‌ها ســود می‌‌برنــد. بدیهی‌‌تریــن فایــده توســعه فضــای اینشــورتک بــرای بیمه‌‌گــران قدیمـی ایـن اسـت کـه می‌تواننـد اینشـورتک‌‌های کوچکـی را بخرنـد کـه توانایـی برطرف کـردن شـکاف‌های ارزش پیشـنهادی آنهـا را داشـته باشـند. راه دیگـر ایـن اسـت کـه ببیننـد ایـن شـرکت‌های نوپـا و خـلاق چـه کارهایـی انجـام می‌دهند و تـلاش کننــد اســتراتژی‌های ایــن اســتارتاپ‌ها را در داخــل شــرکت خــود بــه کار بگیرنــد. بیــن ایــن دو روش، طیفــی از امکان‌هــای مختلــف وجــود دارد: همــکاری بــا اینشــورتک‌ها، ســرمایه‌گذاری خطرپذیــر شــرکتی بــرای مشــارکت آزمایشــگاه‌های دیجیتال، همــکاری بــا صندوق‌های ســرمایه‌گذاری خطرپذیــر، خریــد و اســتفاده از خدمــات اینشــورتک‌ها و ... .هــدف همــه اینشــورتک‌‌ها ایــن نیســت کــه کل زنجیــره ارزش بیمـه را زیـر و رو کننـد. در حقیقـت، تعـداد اندکـی از ایـن شـرکت‌ها چنیــن قصــدی دارنــد. بیشــتر اینشــورتک‌ها تــلاش می‌کنند راه‌‌حل‌هایــی بــرای بیمه‌‌گــران، بیمه‌‌گــران اتکایــی و کارگــزاران ارائه دهنـد، بـا همـکاری ایـن نهادهـا، کیفیـت تجربـه مشـتری را ارتقـا بدهنـد و در ایـن حـوزه دسـت بـه نـوآوری بزننـد. تعـداد زیـادی از اینشــورتک‌ها نیــز تــلاش می‌کنند واســطه‌ها را از بیــن ببرنــد کــه بـه معنـای ایجـاد کانال‌هـای توزیـع جدیـد بـرای بازیگـران موجـود اسـت. اگـر شـرکت‌های قدیمـی و ریشـه‌دار اسـتراتژی مناسـبی در پیــش بگیرنــد، می‌تواننــد از بســتر روبه رشــد اینشــورتک‌ها ســودقابل توجهـی کسـب کننـد. طبق گزارش اخیر مکس، اکنون تمرکز ۶۱ درصد شرکت‌های فعال این حوزه بر بهینه‌‌سازی زنجیره ارزش بیمه است، ۳۰ درصد به دنبال حذف واسطه‌ها هستند و تنها ۹ درصد در پی دگرگون‌‌سازی اساسی زنجیره ارزش این صنعت هستند.نتیجه گیرییکی از عوامل مهم توسعه صنعت بیمه، ایجاد رضایت مشتری و بهبود تجربه آنها است. افزایش سرعت پاسخگویی و در دسترس بودن خدمات بیمه ای، یکی از شاخص های افزایش کیفیت خدمات است که این عامل و بهبود فرایندهای سازمان، مطابق نیاز و رضایت مشتری با مدیریت بر گردش اطلاعات توسط ابزار فناوری در عصر دیجیتال میسر خواهد بود. استفاده ار فناوری، تحول گسترده‌ای در صنعت بیمه ایجاد خواهد کرد. مشتریان بیمه خدمات بهتری دریافت و هزینه‌های کمتری هم پرداخت خواهند کرد.به همین جهت شرکت های بیمه باید با فناوری در مدیریت و سیستمی شدن گردش اطلاعات، گامی موثر در مسیر دیجیتال سازی و تحول آن بردارند.مدیران آینده</description>
                <category>نیلوفر</category>
                <author>نیلوفر</author>
                <pubDate>Tue, 18 Jul 2023 16:40:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدل کسب و کار والمارت (Walmart)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38003116/%D9%85%D8%AF%D9%84-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%AA-walmart-qcoaseclrzmc</link>
                <description>فروشگاه زنجیره‌ای والمارت (Walmart) با درآمد خالص بیش از ۵۵۱ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۰ که ۳۴۱ میلیارد دلار آن فقط از ایالات متحده بود، قطعا یکی از بزرگ‌ترین خرده فروشان در سراسر جهان است.والمارت یک شرکت سوپرمارکت چندملیتی است که دفتر مرکزی آن در ایالات متحده آمریکا قرار دارد. این شرکت زنجیره‌ای از سوپرمارکت‌ها، خواربارفروشی‌ها و فروشگاه‌های تخفیف‌دار را اداره می‌کند و از نظر فروش، بزرگترین شرکت جهان است.مدل کسب و کار والمارت چیست؟مدل کسب‌ و کار والمارت، این فروشگاه خرده‌فروشی را به بزرگ‌ترین سوپرمارکت‌های زنجیره‌ای در ایالات متحده تبدیل کرده است. این شرکت دارای بیش از ۱۱۵۰۰ شعبه در ایالات متحده، از جمله هایپر مارکت‌ها، سوپرمارکت‌ها و فروشگاه‌های بزرگ بوده و تحت ۵۶ بنر در ۲۷ کشور فعالیت می‌کند. علاوه بر این، اداره وب‌سایت‌های تجارت الکترونیک در ده کشور را نیز بر عهده دارد.والمارت تقریباً دارای ۲/۲ میلیون کارمند در سراسر جهان، ۱/۵ میلیون نفر فقط در ایالات متحده است و به نزدیک به ۲۷۰ میلیون مشتری خدمات ارائه می‌دهد. والمارت همچنین با بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار سرمایه انباشته، بزرگ‌ترین شرکت جهان از نظر درآمد است.این برند، یک تجارت عمومی خانوادگی به رهبری والتونز بوده و یک زنجیره خرده فروشی را در بر می‌گیرد که اگرچه هنوز به شدت به مغازه‌های حضوری و فیزیکی متکی می‌باشد، به سرعت حضور آنلاین خود را گسترش داده است.رشد والمارت را می‌توان به شبکه فروشگاهی گسترده آن در آمریکای شمالی و تسلط بر سهم بازار پیشرو در بخش خرده فروشی نسبت داد. محبوبیت والمارت همچنین نتیجه تبلیغات هدفمند آن است.مشاور بازاریابی Crum، یکی از شرکت‌های متعددی است که با شرکت‌های جهانی مانند والمارت همکاری می‌کند تا اطمینان حاصل نماید که فروش آن‌ها سال به سال افزایش می‌یابد.با ۴۸۵ میلیارد دلار فروش در سال ۲۰۱۵، والمارت بزرگ‌ترین کسب و کار جهان (از نظر درآمد) است. در ۲۷ کشور، والمارت حدود ۱۱۰۰۰ فروشگاه دارد. وال مارت تقریباً ۲/۲ میلیون نفر را استخدام کرده است که آن را به یکی از بزرگ‌ترین کارفرمایان جهان تبدیل می‌کند.بوم مدل کسب و کار خرده فروشی والمارتبوم کسب و کار یکی از ابزارهای اولیه برای ارزیابی ایده‌ها و در نهایت راه‌اندازی کسب و کاری تازه است. پیش از آنکه بخواهید یک استارتاپ راه‌بیندازید، باید شناخت بسیار خوبی از قابلیت‌ها و توانمندی‌ها و تمامی اجزای کسب و کار خود داشته باشید.موسسین استارتاپ ها قبل از شروع کسب و کارها می بایست اقدام به طراحی و تکمیل فایل مستندات ایده خود نمایند که فایل Business Model Canvas یکی از مهم ترین فایل ها می باشد. در این فایل موسسین می بایست اقدام به تکمیل بخش های مشتریان، ارزش پیشنهادی، کانالهای ارتباط با مشتریان، جریان درآمدی، منابع کلیدی، فعالیت های کلیدی کسب و کار، شرکای کلیدی و ساختار هزینه ها نمایند. به طور خلاصه می توان گفت که فایل BMC همان چیزی است که هر کارآفرینی باید در کنار دست خود داشته باشد.بوم مدل کسب و کار یک ابزار مدیریت استراتژیک برای موسسین و هم بنیانگذاران است که به شما امکان می‌دهد ایده یا مفهوم کسب و کار خود را برای اعضا تیم خود تجسم و ارزیابی کنید.شما با استفاده از بوم مدل کسب و کار خرده فروشی والمارت می توانید تجزیه تحلیل کاملی از این فروشگاه را مشاهده نمایید و به اجزای نهان و آشکار اجرای آن دست یابید.استراتژی مدل کسب و کار والمارت چیست؟استراتژی مدل کسب‌ و کار والمارت بر چهار عامل استوار است: پیشروی در قیمت‌گذاری، تفاوت در دسترسی، رقابت مجموعه‌ای و ارائه تجربه عالی به مشتریان.والمارت با پیشی گرفتن از رقبا در قیمت و مجموعه، جایگاه رهبری خرده فروشی جهانی خود را حفظ کرد. استراتژی‌های نمادین EDLC (هزینه کم روزانه) و EDLP (قیمت‌های پایین روزانه) والمارت به رشد این شرکت برای تبدیل شدن به بزرگ‌ترین سوپرمارکت زنجیره‌ ای در جهان کمک کرد. مدل کسب و کار والمارت برای ترکیب دو اهرم استراتژیک جدید در پاسخ به تغییرات در بازار خرده‌فروشی و تغییر ترجیحات مشتریان ابداع شده است.والمارت چگونه درآمد ایجاد می کند؟با بررسی تاریخچه والمارت می فهمیم که  مدل درآمد والمارت با اصل خرید عمده به صورت یک جا در ارتباط است. در این سیستم، آن ها تخفیف زیادی از تولید کنندگان دریافت می کنند و در مقادیر کم با قیمت پایین به فروش می رسند. با کاهش قیمت آن ها حجم فروش بالایی دارند که از طریق آن درآمد بالایی به دست می آورند. والمارت با حذف واسطه و فروش مستقیم محصولشان به مشتریان و خدمات به تجارت درآمد خود را کسب می کند. دو منبع اصلی درآمد عبارتند از: درآمد محصول و درآمد خدمات.درآمد محصولوالمارت طیف گسترده ای از محصولات را در دسته های مختلف دارد:• در گروه مواد غذایی، آن ها محصولی مانند کالاهای مورد نیاز روزانه، لبنیات، غذاهای منجمد، نانوایی، محصولات کودک، کمک های زیبایی و بسیاری دیگر دارند.• گروه سلامتی و بهداشتی محصولاتی مانند محصولات داروخانه و خدمات بالینی را دارند.• گروه سرگرمی محصولاتی مانند محصولات الکترونیکی، اسباب بازی ها، دوربین ها، فیلم ها، موسیقی و کتاب ها را دارد.• رنگ و سخت افزار، خودرو، کالاهای ورزشی، صنایع دستی و کالاهای فصلی.• پوشاک شامل پوشاک برای مردان، زنان، پسران، دختران، کفش، جواهرات و لوازم جانبی است.• لوازم خانگی شامل سرویس های مبلمان منزل، دکوراسیون منزل، زندگی و باغبانی است.درآمد خدماتوالمارت همچنین برای درآمدزایی در زمینه های مختلف خدماتی را ارائه می دهد:• آن ها خدمات مالی مانند کارت های اعتباری، حواله، انتقال وجه، انتقال پول، پرداخت قبض و … را ارائه می دهند.• سرویس های پخش فیلم VUDU: این یک پلتفرم OTT مبتنی بر اشتراک برای خرید و اجاره فیلم، تماشای نمایش های تلویزیونی در صورت تقاضا است.• خدمات بالینی شامل مراقبت های بهداشتی اولیه، بررسی های جسمی و سلامتی، تست های آزمایشگاه بالینی است.• خدمات بیمه درمانیبا مطالعه تاریخچه والمارت به این نتیجه پی می برید که هر فروشگاهی برای موفقیت به استراتژی و اهداف و برنامه های خاصی نیاز دارد. بنابراین برای هر فروشگاه تازه تاسیس و نوپایی ضروری است تا به بررسی فروشگاه والمارت پرداخته و از آن درس بگیرد.ویژگی های والمارت• فروشگاه های والمارت با فلسفه و شعار «هر روز قیمت کمتر» (EVERY DAY LOW PRICE) شروع به کار کردند. فلسفه قیمت‌گذاری (PRICING) در والمارت آن است که با کاهش قیمت می توان فروش بیشتری داشت. در خرده فروشیهای ارزان‌فروش‌تر، درآمد بیشتر است. علاوه بر فلسفه «هر روز قیمت کمتر»، گاه در موارد و مناسبت ها نیز تخفیف بیشتری نیز صورت می‌گیرد (ROLLBACK) و گاه نیز فروشهای ویژه برقرار می شود (SPECIAL BUY). والمارت بر این اعتقاد است که همین فلسفه قیمت گذاری است که اعتماد مشتریان را جلب می کند و آنها اطمینان می یابند که قیمت ها تحت شرایط مختلف، تغییر شدید نخواهد داشت. والمارت با فراهم آوردن مجموعه ای از کالاها و خدمات تجاری خود در هر روز با پایین ترین قیمت، فضایی از تنوع، یکپارچگی و احترام متقابل را پدید می آورد.• از دیگر ویژگیهای والمارت قاعده ای است موسوم به «TEN FOOT» که توسط بنیانگذار شرکت سام والتون مطرح شده و به اجرا درآمده است. او دربازدیدهای مکرر خود از فروشگاهها، فروشندگان را تشویق می کرد که متعهد باشند با مشتریان چنین برخورد کنند: وقتی مشتری وارد می شود به چشم او نگاه کنید، به او سلام و خوشامد بگویید و از آنها بخواهید که چه کاری می‌توانید برای آنها انجام دهید. این نگرش از کودکی در سام والتون وجود داشت. او خود می گوید: «من از ابتدا یاد گرفته ام که یکی از رمز و رازهای رهبری، انجام یک کار بسیار ساده برای همه است. قبل از اینکه مشتری تازه وارد صحبت کند، شما سرصحبت را با او باز کنید. اگر او را می شناسید به اسم صدا کنید». امروزه همه کارکنان والمارت در سراسر جهان به این فلسفه عمل می‌کنند.• دیگر ویژگی وال مارت، قاعده ای است به نام «SUNDOWN» که اساسا به عنوان یک بخش حیاتی از فرهنگ شرکت محسوب می‌شود. محتوای این قاعده کار امروز را به فردا نینداختن است، بدین معنا که بیشترین تلاش برای پاسخ به خواسته های تلفنی یا حضوری باید صورت گیرد. به این دلیل است که فروشندگان والمارت به خاطر خدمت به مشتری شناخته شده اند زیرا کاری را که امروز می توانند برای مشتری انجام دهند به فردا موکول نمی کنند. آنها معتقدند در این دنیای شلوغ می توان از این راه به مشتریان نشان داد که به آنها فکر می کنیم و مراقب آنها هستیم. این حس اورژانسی نوعی احترام به وقت دیگران است.• فروشگاه های والمارت با شعار «هر روز قیمت کمتر» شروع به کار کردند.• فلسفه قیمت گذاری در «والمارت» آن است که با کاهش قیمت می توان فروش بیشتری داشت.مدیران آینده</description>
                <category>نیلوفر</category>
                <author>نیلوفر</author>
                <pubDate>Sun, 16 Jul 2023 14:19:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انضباط شخصی و اهمیت آن در موفقیت افراد</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38003116/%D8%A7%D9%86%D8%B6%D8%A8%D8%A7%D8%B7-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-jswpdq2aawkq</link>
                <description>به فرایند کنترل احساسات و عواطف درونی برای غلبه بر ضعف ها و ترس ها، انضباط شخصی می گویند.اینکه با احساسات منفی مقابله کنیم و خودمان را مجبور به انجام کاری کنیم که از شروعش ترس داریم، نشان دهنده انضباط شخصی است. انضباط شخصی اعتماد به نفس می آفریند و اعتماد به نفس، کلید موفقیت در هر کاری است. همین که باور داشته باشیم قادر به انجام کاری هستیم، به احتمال بسیار قوی در آن کار موفق خواهیم بود.انضباط شخصی به ما می آموزد که در چه زمانی کدام کار را انجام دهیم تا به هدفمان برسیم. با رسیدن به انضباط شخصی می توانید، بدون زحمت فراوان و آزمودن راه های مختلف به موفقیت برسید.اهمیت انضباط شخصی در موفقیت افراد1. اولویت بندی برنامه‌ هااز جمله مهمترین مزایای انضباط شخصی، قرارگیری مسائل مهم شما در اولویت انجام کارها است. چرا که مسائلی که منجر به حواس پرتی شما در این زمینه می‌ شوند کنار رفته و کارهای مهم به صورت برجسته تر نمایش داده می‌شوند.ثمره این اولویت بندی باعث موارد زیر می‌ شود:تمرکز شما در خصوص مسائل مختلف بالا می‌رود و انضباط فردی شکل مرتبی به خود می‌ گیرد.این اولویت بندی، ابهامات به وجود آمده در خصوص برنامه‌های شما را کاملا برطرف می‌ کند.شما دقیقا می‌دانید که قدم بعدیتان چیست و خیالتان از این امر راحت است.آموزش انضباط شخصی دیدگاه شما را نسبت به زندگیتان تغییر می‌دهد و همه چیز تحت کنترل قرار خواهد گرفت.2. کنترل و مدیریت برنامه های زندگینظم دهی به برنامه‌های زندگی و مهم شمردن انضباط شخصی باعث می‌شود که بر اهدافتان مسلط شوید، آن ها را اولویت بندی کنید، برای آن‌ها برنامه ریزی نمایید و در راستای اهدافتان قدم بردارید. به عبارت دیگر همه چیز حساب شده و تحت کنترل شما است.این امر منجر به موارد زیر می‌شود:انضباط فردی در این باره، باعث می‌شود شما به طور ناخود آگاه به سمت اهداف ارزشمند حرکت کنید.این کنترل اوضاع منجر به اهمیت دادن به عادت‌های خوب و کنار گذاشتن عادت‌های بد زندگی در خصوص انضباط فردی می‌شود.شما کمتر مستعد انجام عادت‌های بد گذشته قرار خواهید گرفت چرا که کنترل ذهن خود را در دست دارید و اوضاع را سر و سامان می‌بخشید.3. کاهش میزان استرس و حس کم کاریانجام ندادن کارها در زمان درست می‌تواند تاثیر بسیار مخربی در روان انسان‌ها بگذارد و به آن‌ها حس گناه، پوچی، بی ارزشی و حتی استرس دهد. بنابراین داشتن یک برنامه حساب شده می‌تواند منجر به بهبودی انضباط شخصی در افراد شود و این حس را تا حد زیادی پایین بیاورد.4. افزایش سطح توقعات شخصیهر چه انضباط فردی شما دقیق‌تر باشد، ارزش خود را بالاتر خواهید دید. در نتیجه توقع شما از خودتان بالاتر می‌رود و سعی می‌کنید به کم قانع نشوید در نتیجه همیشه پیشرفت خواهید داشت و همیشه به دنبال چیزی فراتر از آن‌چه هستید خواهید بود.5. احساس ارزشمند بودنشاید یکی از برترین مزایای انضباط شخصی، افزایش اعتماد به نفس در افراد و القای حس مفید بودن به آن‌ها است. به گونه‌ای که روحیه خودباوری را در آن‎ها تقویت می‌کند تا افراد باور کنند در جامعه نقش مهمی خواهند داشت.غلبه بر موانع اصلی برای رسیدن به موفقیتخوشبختانه انضباط شخصی باعث می‌شود که افراد بپذیرند گاهی در مسیر رسیدن به هدفشان ممکن است با چالش‌هایی مواجه شوند. اما این امر به معنای عدم موفقیت افراد نیست. در نتیجه افراد با کلیه مسائلی که مانع رسیدن به هدفشان می شود مقابله می‌کنند و خودشان را نمی‌بازند.6. رسیدن به درجه ای از خودکفاییاگرچه همه افراد در مسیر شغلی، تحصیلی، زندگی و … گاهی به کمک دیگران نیاز دارند اما انضباط شخصی باعث می‌شود افراد خودکفا شوند و بیشتر برنامه‌هایشان را به صورت مستقل جلو ببرند.بهبود روابط شخصی با دیگرانانضباط فردی از طرفی باعث افزایش اعتماد به نفس افراد شده و از طرفی باعث بهبود روابط فرد با دیگران می‌شود. این امر به دلیل این است که انضباط شخصی باعث می‌شود شما کنترل همه چیز را داشته باشید و بتوانید با خیال راحت به تعهداتتان پایبند باشید.صرفه جویی در وقتافرادی که به طور تخصصی آموزش انضباط شخصی دیده‌اند و آن را در برنامه‌های خود به کار می‌گیرند، می‌توانند کارهای خود را به موقع انجام دهند و از بروز بسیاری از مشکلات جلوگیری کنند. این گونه افراد هیچ موقع هراسی از به تعویق افتادن کارهایشان برای لحظه آخر ندارند چرا که از قبل همه را برنامه ریزی کرده اند.وقت کافی برای استراحتهر چه انضباط شخصی بیشتر در زندگی شما ظهور پیدا کند، برنامه ریزی‌های شما هم دقیق‌تر خواهد بود. در نتیجه افراد همه امور برنامه ریزی شده را به موقع انجام می‎دهند. بنابراین افراد هم وقت کافی برای انجام کارهایشان را دارند و هم می‌توانند به تفریحاتشان برسند و استراحت کنند.تمرینات انضباط شخصی چیست؟این سوال برای بسیاری از افراد پیش می‌آید که تمرین‌های انضباط شخصی چیست؟ تبدیل فعالیت‌های کوچک به عادت می‌تواند به شما کمک کند تا در محل کارتان انضباط شخصی بیش‌تری داشته‌باشید. اگرچه ممکن است تمریناتی که در ادامه ذکر می‌کنیم، به طور خاص با مسئولیت‌های کاری شما مرتبط نباشد، می‌توانند پشتیبان تلاش شما برای حفظ حالت ذهنی نظم‌یافته باشند. تمریناتی که می‌توانید آن‌ها در برنامه ریزی‌ روزانه‌ی خود بگنجانید، عبارت‌اند از:۱. هر روز ۱۰ دقیقه مدیتیشن (Meditation) کنید یا تمرین ذهن ‌آگاهی انجام دهیدمدیتیشن تمرین محبوبی برای انضباط شخصی است که گنجاندن آن در برنامه‌ی روزانه‌تان آسان است. مدیتیشن استرس را کاهش و تمرکز را نیز افزایش می‌دهد که هر دوی آن‌ها برای رسیدن به اهداف مهم کاری ضروری هستند و این دو در نهایت باعث افزایش انضباط فردی می‌شوند.۲. برای رسیدن به انضباط شخصی، تخت خود را مرتب کنیدوقتی در ابتدای روز و به عنوان اولین کار نظم شخصی، تخت خود را مرتب می‌کنید، در واقع روزتان را با تکمیل تکلیفی قبل از رفتن به سر کار شروع می‌کنید. احساس کسب دستاوردی کوچک قبل از شروع روز می‌تواند حالت ذهنی سازنده‌تر و منظم‌تری را برای رسیدن به انضباط فردی در شما رقم بزند.۳. عوامل حواس‌پرتی را حذف کنیدوقتی در محل کار هستید، سعی کنید از عوامل حواس‌پرتی‌‌ای که وقتتان را می‌گیرند و شما را از مسیر کار کردن برای رسیدن به هدفتان منحرف می‌کنند، دوری کنید؛ برای مثال، می‌توانید موبایلتان را در کشوی میز قرار دهید، از برنامه‌های نظارت یا مسدود‌کننده‌ی شبکه‌های اجتماعی استفاده کنید یا خیلی ساده، بازه‌ی زمانی خاصی را برای تمرکز روی کار معینی در تقویم مشخص کنید تمامی این کارها باعث بهبود انضباط فردی شما می‌شوند.همچنین، می‌توانید از طریق داشتن برنامه‌ی روزانه، تمیز نگه داشتن محل کار و خواب کافی در هر شب و داشتن نظم شخصی، از عوامل حواس پرتی در محیط کار دوری کنید. اضافه کردن عوامل حواس‌پرتی مثبت نیز می‌تواند سودمند باشد؛ برای مثال، گوش‌دادن به موسیقی زمینه‌ای برای نشنیدن صداهای نامطلوب در محل کار یا هر کار دیگری که بهترین نتیجه را برای ارتقای انضباط شخصی دارد.۴. قدردانی را تمرین کنیدزمانی را در روز برای قدردانی از پیروزی‌های کوچک یا لحظات خوش صرف کنید. این کار انگیزه‌ی شما را افزایش می‌دهد و بالا نگه می‌دارد. می‌توانید در پایان هر روز ۳ موردی را که برای آن‌ها قدردان هستید، یادداشت کنید. بعد از ۶ هفته، ببینید که انضباط شخصی و انگیزه‌ی شما چگونه تحت‌تأثیر قرار گرفته‌اند.۵. برای افزایش انضباط شخصی اهدافتان را جلوی چشمتان قرار دهیدنوشتن اهداف می‌تواند انگیزه‌ی شما را برای رسیدن به انضباط شخصی بیش‌تر افزایش دهد. اهداف خود را روی کاغذ بنویسید و آن را روی میز یا کامپیوترتان قرار دهید. برای جشن گرفتن پیروزی‌های کوچک یا رسیدن به اهداف کوتاه‌مدت وقت بگذارید.۶. به یاد داشته‌باشید که شکست لازمه‌ی رسیدن به موفقیت استانضباط شخصی نیازمند کمال گرایی نیست. اینکه به برخی از اهدافتان نرسید یا نتوانید تمرینات را به‌درستی انجام دهید، هیچ اشکالی ندارد. شکست بخشی طبیعی از موفقیت است. نکته‌ی مهم ادامه‌ی مسیر رو به جلو و نزدیک شدن به اهدافتان است. شکست‌ها را به رسمیت بشناسید، به پیروزی‌هایتان پاداش دهید و هرگز تسلیم نشوید.حال که متوجه شدید انضباط شخصی چیست، دریافتید که مهارت یافتن در انضباط شخصی چالش بزرگی است، اما اجرای تمرینات ساده، توسعه‌ی فعالیت‌های تکراری و نظم‌ یافتن در حوزه‌ای خاص می‌تواند به شما کمک کند تا به سمت چالش بعدی حرکت کنید و انضباط فردی خود را بهبود دهید. در ابتدا، با کارهای کوچک شروع کنید و به عادات روزانه‌ای اکتفا کنید که احساس خوبِ به پایان رساندن کاری را به شما القا می‌کنند.مدیران آینده</description>
                <category>نیلوفر</category>
                <author>نیلوفر</author>
                <pubDate>Thu, 06 Jul 2023 11:19:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فناوری مالی یا فین تک (FinTech) چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38003116/%D9%81%D9%86%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D9%81%DB%8C%D9%86-%D8%AA%DA%A9-fintech-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-mdgh3fomyv35</link>
                <description>فین تک خلاصه شده عبارت Financial Technology یا تکنولوژی مالی است و ظهور خدمات جدید مالی در قرن 21 ام را توصیف می کند. امروزه این اصطلاح همه تکنولوژی ها، نوآوری ها، آموزش ها و حتی سرمایه گذاری ها را در صنعت مالی در بر می گیرد.اصطلاح فین تک هر گونه نوآوری در زمینه معاملات مالی افراد را شامل می شود. با آغاز انقلاب اینترنت های پرسرعت و دیتاهای تلفن همراه، فین تک با رشدی انفجاری روبرو شد. فین تک تا پیش از این فقط مربوط به کامپیوتر های اداری یا شرکت های تجاری بود اما امروزه کاربرد بسیار گسترده ای دارد. یک سوم از مصرف کنندگان حداقل از 2 خدمت فین تکی استفاده می کنند و فین تک را بخشی از زندگی روزمره خود می دانند.چیزی که ما امروزه به عنوان فین تک می شناسیم جدید نیست. ارتباط تکنولوژی و خدمات مالی از زمان شکل گیری صنعت مالی وجود داشته است و مربوط به چند سده قبل است. برای مثال ATM ها نوعی از فین تک ها یا تکنولوژی های مالی هستند که مربوط به اواخر دهه 60 میلادی می باشند. نوآوری بسیار قدرتمندی که به ما این امکان را می دهد حتی زمانی که بانک ها در دسترس نیستند از خدمات بانکی استفاده کنیم و حتی این خدمات را با سرعت بیشتری فراهم می کنند.اهمیت ایجاد شرکت‌های فین تک (FinTech)امروزه بیش از 700 استارت آپ در بخش مالی ایالات متحده فعالیت ‌می‌کنند و تعداد آن ها همچنان در حال رشد است. چنین رشد سریعی، با تغییر کیفی نگرش سرمایه‌گذاران و کاربران نسبت به بخش Fintech همراه می‌باشد که تمایلی به پرداخت کارمزد برای خدمات مالی ندارند.در بازار روسیه‌‌، روندهای مشابهی را مشاهده ‌می‌کنیم. در میان مشتریانی که ‌می‌خواهند کیفیت خدمات خود را بهبود ببخشند‌‌، کمتر به شعب بانک‌‌ مراجعه ‌می‌کنند‌‌ و اغلب به دنبال بانک‌هایی با تأمین مالی یا ارائه خدمات در بخش Fintech هستند. اکثر مشتریان، بانکداری اینترنتی یا برنامه‌های کاربردی در تلفن‌های هوشمند خود را، برای مدیریت امور مالی شخصی انتخاب ‌می‌کنند. آن ها سرویس‌هایی را ترجیح ‌می‌دهند که نیازی به تماس مستقیم با بانک ندارند.با توجه به مطالب بیان شده، ‌می‌توان مشتری مداری یک سرویس یا خدمات را در کنار دسترسی به سرمایه‌گذاری و تبلیغات‌‌، یکی از مهمترین عوامل موفقیت هر استارتاپی نامید. علاوه بر این‌‌، مسئله مهم دیگر این است که چگونه فناوری ‌می‌تواند به مشتری کمک کند.کاربران فین تک چه کسانی هستند؟به‌طورکلی کاربران FinTech در چهار دسته قرار می‌گیرند: گرایش به سمت بانکداری تلفن همراه، افزایش اطلاعات، داده‌ها، تجزیه و تحلیل دقیق‌تر آن‌ها و همچنین غیرمتمرکزکردن دسترسی‌ها فرصت‌های بسیار خوبی را برای هر چهار گروه ایجاد می‌کند تا از طریق روش‌های بی‌سابقه‌ای با یکدیگر تعامل داشته باشند. این چهار گروه عبارت‌اند از:بانک‌ها: B2B (Business to Business)مشتریان تجاری آن‌هابرای مشاغل کوچک: B2C (Business to Consumer)مصرف‌کنندگانکاربردهای فین تک در صنایع مختلففین تک در حوزه‌های مختلفی به خدمات‌رسانی می‌پردازد اما به طور کلی آن را به ۹ دسته تقسیم می‌کنند. فناوری‌‌‌های قانون‌گذاری که به آن رگ‌تک می‌گویند، فناوری‌های سرمایه‌گذاری، کاربرد نوآوران در بیمه، خدمات پرداخت، فناوری‌‌های بانکداری، تکنولوژی‌های مربوط به وام‌دهی،‌ مدیریت امور مالی، ارزهای دیجیتال و بلاک‌چین، همچنین صنعت انتقال پول به خارج از کشور از مهم‌ترین حوزه‌های فین‌تک هستند.هر کدام از دسته‌بندی‌های فین‌تک می‌تواند به رشد اقتصاد جهان کمک کند. یکی از مهم‌ترین خدمات صنعت فین‌تک،‌ ارزهای دیجیتال هستند. ارزهای رمزنگاری شده مثل بیت‌کوین و رشد سیستم‌هایی که بر پایه بلاک‌چین به وجود آمده‌اند، آینده‌ی قدرتمندی را برای اقتصاد جهان متصور می‌کند. اقتصادی که دیگر به دولت‌ها وابسته نیست و ارزهایی که توسط دولتمردان تصویب نمی‌شوند.فین‌تک حوزه پرداخت را متحول کرده و مدل‌های درآمدی جدیدی را به وجود آورده است. ولث‌تک که کمتر از سایر حوزه‌های کاربردی فین تک از آن نام برده‌اند، با هدف رونق سرمایه‌گذاری و بورس به وجود آمده و می‌تواند تاثیر شگرفی در مدیریت مالی افراد داشته باشد. در ادامه به معرفی هر یک از حوزه‌‌های مختلف فین تک می‌پردازیم.اینشورتک (InsurTech)کمتر کسی به رابطه فین تک و بیمه فکر می‌کند،‌ اما در سال‌های اخیر صنعت فین‌تک به رشد صنعت بیمه کمک شایان توجهی کرده است. اینشورتک که به فناوری‌های بیمه معروف است،‌ خدمات گوناگونی را در صنعت بیمه انجام داده و زیرمجموعه‌ای از فین‌تک است. تفاوتی ندارد که شما به دنبال بیمه‌ی حوادث باشید یا شخص ثالث، اینشورتک به کمک شما می‌آید تا داده‌هایتان سریع‌تر ثبت و فرآیندهای پرداختی‌تان به سادگی انجام شود.رگ‌تک (RegTech)فناوری‌های قانون‌گذاری یا رگ‌تک یکی از بحث‌برانگیزترین حوزه‌های فین‌تک در سال‌های اخیر بوده است. هفت سال از زمان معرفی رگ‌تک می‌گذرد و نگرانی‌های مربوط به این حوزه همواره گلوی کسب‌وکارها را فشار می‌کند. رگ‌تک اما صنعت بدی نیست و اتفاقا به مدیریت ریسک کسب‌وکارها کمک می‌کند. در حقیقت، هوش‌مصنوعی و مجموعه‌ای از نرم‌افزارها فرآیندهای گزارش‌دهی را به صورت خودکار انجام می‌دهند و مدیران را نسبت به وضعیتی که شرکت در آن قرار گرفته آگاه می‌کنند.ایده‌ی رگ‌تک پس از بحران اقتصادی سال ۲۰۰۸ مطرح شد و همچنان در بسیاری از کشورها مورد بحث است.ولث‌تک (WealthTech)رشد نرم‌افزارهای سرمایه‌گذاری خرد و کلان در سال‌های اخیر با کمک صنعت فین‌تک انجام شده است. فناوری‌های سرمایه‌گذاری از طریق اینترنت به کسب‌وکارها کمک می‌کند مقداری از سرمایه خود را ذخیره کنند. این فناوری‌ها همچنین برای کاربرانی که نمی‌خواهند پول خود را راکد نگه‌دارند مفید است. ولث‌تک امکان سرمایه‌گذاری از راه دور را فراهم کرده و دیگر نیازی نیست برای دریافت وام به بانک مراجعه کنید.ابزارهای پشتیبانی از پروژه‌ها و کسب‌وکارهای کوچک موجب رشد اقتصاد می‌شود.بانک‌تک (BankTech)فناوری‌های بانکداری بخشی از صنعت فین‌تک است که به رشد بانکداری الکترونیک کمک می‌کند. پس از بحران کرونا،‌ جهان به سمت ثبت اطلاعات بانکی از راه دور و نئوبانک‌ها رفته است. این بانک‌ها به شما کمک می‌کند مسیر توسعه اقتصاد را سریع‌تر بپیمایید.ارزهای رمزنگاری‌شده (CryptoCurrency)شاید بتوان ارزهای رمزنگاری شده یا همان رمزارزها را معروف‌ترین کاربرد فین‌تک دانست. بلاک‌چین و ارزهای دیجیتال در سال‌های اخیر رشد زیادی داشته‌اند و فین‌تک عاملی برای این توسعه بوده است. در چند سال گذشته شاهد افزایش صرافی‌های ارز دیجیتال بوده‌ایم. این صرافی‌ها کارایی مشابهی با دیگر صرافی‌ها دارند، زیرا کارشان مبادله ارز است. با این همه، تفاوت عمده‌ی این صرافی‌ها با صرافی‌هایی که ما می‌شناسیم این است که خدمات خرید و فروش رمزارز را ارائه می‌کنند. همچنین، بلاک‌چین که یکی از زیرمجموعه‌های فین‌تک است، با ارائه سیستمی زنجیره‌وار و نگهداری داده‌های اصلی در بلوک‌ها، باعث کاهش کلاهبرداری و فیشینگ می‌شود. هرچند، خود ارزهای دیجیتال را گاهی به عنوان کلاهبرداری‌های اینترنتی می‌شناسند.پی‌تک (PayTech)صنعت پرداخت با فناوری‌های مالی روندی صعودی را در سال‌های اخیر طی کرده است. شاید بتوان صنعت پرداخت را ساده‌ترین راه شناخت فین‌تک دانست. پرداخت موبایلی، پرداخت از طریق اینترنت و دیگر روش‌های پرداخت غیرحضوری از ساده‌ترین نمونه‌های مواجهه ما با صنعت فین تک هستند.لندتک (LendTech)صنعت فین‌تک، وام‌دهی را دگرگون کرده و اکنون وب‌سایت‌هایی با ارایه وام‌های‌های همتا به همتا به کسب‌وکارها و کاربران وام می‌دهند.انتقال پول بین‌المللیفناوری‌های مالی به دانشجویان، کسب‌وکارها و هر کسی که قصد معامله با کشورهای دیگر را دارد،‌کمک می‌کند تا انتقال وجه بین‌المللی را به ساده‌ترین شکل ممکن انجام دهد. انتقال پول بین‌المللی و مواجهه با قوانین متفاوت بانکداری در جهان از نگرانی‌های صاحبان مشاغل برای همکاری‌های جهانی است. صنعت فین‌تک مشکل انتقال پول بین‌المللی را حل کرده است.مدیریت امور مالی شخصی (PFM)مشاوره‌های مالی و نرم‌افزارهای مدیریت امور مالی شخصی از دیگر خدمات فین‌تک هستند. مردم می‌توانند برنامه‌ی ماهانه، سالانه و روزانه‌ی خود را در زمینه‌های مالی مشخص کنند و هر چقدر دوست دارند، سرمایه جمع کنند.مدیریت امور مالی یک مهارت فردی و اجتماعی است که به کاربران کمک می‌کند آینده‌ی خود را تامین کنند. فین‌تک با ارائه مشاوره‌های رباتیک و خدمات نرم‌افزاری این امکان را فراهم کرده که افراد سرمایه‌ی خود را در آینده‌ی دور و نزدیک تخمین بزنند.فین تک چه اهدافی را دنبال می‌کند؟فین تک یا فناوری مالی از همان ابتدا نیز با رویکرد کمک به بهبود وضعیت خدمات مالی و کمتر کردن مشکلات هرروزه ما در حین انجام فعالیت‌های بانکی و سرمایه‌گذاری ایجاد شد. امروزه با تکامل هرچه بیشتر این حوزه می‌توان به وضوح شاهد بود که فین تک اهداف خاصی را از روند حرکت خود در جوامع طی می‌کند و طبق این اهداف به استارتاپ‌ها و شرکت‌های تجاری اجازه شروع فعالیت خود را می‌دهد.اهداف فین تک به صورت کلی به سه دسته تقسیم می‌شوند. اولین هدف فین تک بالا بردن میزان امنیت در انجام خدمات مالی و تشخیص و ارزیابی خطرها به همراه ریسک‌هایی است که ما را تهدید می‌کنند. در ادامه، کاهش هزینه‌های احتمالی در حین خدمات مالی به عنوان دومین هدف فین تک دنبال می‌شود و در نهایت تسهیل انجام خدمات مربوط به بانکداری و سرمایه‌گذاری به صورت بین‌المللی و برداشتن موانعی که از نظر سیاسی و جغرافیایی مانع فعالیت در بیرون از مرزهای کشورها می‌شود، سومین هدفی است که فین تک در دستور کار خود دارد. مزایای استفاده از فین تکاستفاده از این فین‌تک مزایای بسیاری به همراه دارد به صورتی‌که می‌توان ادعا داشت جایگزین اصلی برای ارائه خدامات مالی شده است.فین تک تراکنش‌های مالی را برای کسب‌وکارها و مشتری‌ها ساده تر می‌کند و این سادگی باعث در دسترس‌تر بودن و کاهش هزینه‌ها ‌می‌شود.یکی از مزایای فین تک بهره‌ وری در شرکت‌ها و کمپانی‌هایی  است که از هوش مصنوعی، مه داده و بلاک چین برای ایجاد تراکنش‌های امن استفاده ‌می‌کنند.از فین تک در ارزهای دیجیتال استفاده زیادی ‌می‌شود و ترکیب فین تک و ارزهای دیجیتال باعث راحتی خیلی بیشتر در تراکنش‌های مالی بین المللی برای سرمایه‌گذاران و تجار است.تکنولوژی‌های فین تک به‌راحتی می‌توانند خدمات خود را برای هر فردی شخصی‌سازی کنند به هر فرد با توجه به یک سری از فاکتورها خدمات خاص مالی ارائه دهند.مدیران آینده</description>
                <category>نیلوفر</category>
                <author>نیلوفر</author>
                <pubDate>Tue, 04 Jul 2023 16:52:04 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>