<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد علی پناه</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_38194694</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-30 23:08:41</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2579277/avatar/h0BaJW.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمد علی پناه</title>
            <link>https://virgool.io/@m_38194694</link>
        </image>

                    <item>
                <title>محمد  علی پناه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38194694/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D9%86%D8%A7%D9%87-xp7s72qvhh37</link>
                <description>....................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................</description>
                <category>محمد علی پناه</category>
                <author>محمد علی پناه</author>
                <pubDate>Thu, 21 Dec 2023 02:04:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هنر جنگ دانشگاه سوهانک</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38194694/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B3%D9%88%D9%87%D8%A7%D9%86%DA%A9-xnuasj8nrkjv</link>
                <description>آشنایی با دفاع مقدس/استاد حسنوند/دو شنبه 9:10 صبحموضوع تحقیق:تحلیل فیلم ماجرای نیمروز و رد خونگرد آورنده : محمد    علی پناه_«سازمان تروریستی مجاهدین خلق»بنیانگذاری:۱۵ شهریور ۱۳۴۴بنیانگذاران:محمد  حنیف نژادسعید  محسنعلی اصغر  بدیع زادگانمحمود  عسگری زادهرسول  مشکین فاماحمد  رضاییرهبران:مسعود  رجوی/مریم  رجوی ماجرای نیمروز و رد خون(ماجرای نیمروز۲)ماجرای نیمروز و رد خون(ماجرای نیمروز۲)کارگردان:محمد حسین   مهدویاننویسندگان:محمدحسین  مهدویان،ابراهیم امینی وحسین  تراب نژادبازیگران:مهرداد صدیقیاناحمد مهرانفرهادی حجازی‌فرمهدی زمین‌پردازمحیا دهقانیلیندا کیانیحسین مهریجواد عزتیمهدی پاکدلامیرحسین هاشمیبهنوش طباطباییمحسن کیاییهستی مهدویمهدی زمین‌پرداز_این فیلم مستقلا به فعالیت های فرقه تبهکار مجاهدین خلق(منافقین)،از تاریخ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ که ایران در حال جنگ با رژیم بعث استتا ۲۹ تیر ۱۳۶۶ که طبق قطع نامه ۵۹۸ ایران و عراقآتش بس می دهند و پس از آن در تاریخ ۳ مرداد ۱۳۶۷که مجاهدین از خاک عراق به مرز های ایران که ابتدا بهاسلام آباد حمله می کنند،می پردازد._مهدویان،در ماجرای نیمروز ابتدا به فعالیت های این گروه تروریستی،در داخل کشور و در سطح شهر اشاره می کندکه با قصاوت تمام،از مردم عادی کوچه و بازار گرفته تا رجل ارشد سیاسی مملکت را ترور می کنند وهدفشان این است که تا انتهای تابستان حکومت را بدست بیاورند.و در (رد خون) از فعالیتشان در جنگ علیه ایران و همکاری و همدستی با رژیم بعث گرفته تا جایی کهوقیحانه و نه برای عراق،بلکه اینبار در کله های پوک ومغز های نداشته شان،سودای آن را دارند کهتنها با اتکا به اعضا و نفرات سازمانشانمی توانند تهران را فتح کنند و بخاطر همین توهماتدست به جنایات فجیعی در غرب کشور می زنند رابیان می کند...در ماجرای نیمروز و در تیتراژ ابتداییبا این پیام مواجه می شویم:بعد از انتخابات ریاست جمهوری در بهمن ۱۳۵۸کشور در دام التهابات گوناگون سیاسی گرفتار شد.این التهابات با بروز درگیری میان ابوالحسن بنی صدر وطرفداران حذب جمهوری اسلامی به رهبری دکتر بهشتیدر کشور فراگیر شد.در پی تشدید این درگیری ها،مجلس شورای اسلامیدر ۲۶ خرداد ۱۳۶۰،طرح بررسی عدم کفایت بنی صدر راتصویب کرد،اما این پایان ماجرا نبود.سازمان مجاهدین خلق،بزرگترین گروه مسلح _حامی بنی صدر،مخالفت خود را با جمهوری اسلامیعلنی کرد و به این ترتیب،دوران بی سابقه ای ازخون و آتش،در تاریخ معاصر ایران آغاز شد.داستان این فیلم با الهام از ماجراهای واقعی شکل گرفتهاما به دلیل ملاحظات امنیتی،اسامی بعضی از شخصیت ها تغییر یافته است.همین چند سطر پیام،تکلیف مخاطب را روشن میکندکه قرار است با چه چیزی مواجه شود.نکات کلیدی که در فیلم دستگیر مخاطب می شود،به شرح ذیل می باشد:_ترور شهید  بهشتی_ترور شهید  رجایی_فرار مسعود رجوی و بنی صدر به پاریس_نفوذی بودن بعضی از مقام های سیاسی و امنیتی_تشکیل و تقویت تیم های عملیاتی و اطلاعاتی_کشته شدن موسی خیابانی(از رده بالا های سازمان مجاهدین)و...رد خون:در ابتدای فیلم همانند قسمت اولپیامی برای مخاطب ظاهر می شود که بخشی از آن تکراری استپیام به شرح ذیل می باشد:(قسمت غیر تکراری پیام)بعد از ممنوع شدن فعالیت مجاهدین در ایرانرهبری سازمان،تصمیم به خروج اعضا از کشور گرفت.مقصد نهایی آن ها عراق بود.کشوری که در برابر ایران میجنگید.    ۱۷ خرداد ۱۳۶۵ مسعود رجوی،رهبر سازمان،از پاریس به بغداد سفر کرد و با حمایت نظامی دولت وقت عراق،ارتش آزادیبخش ملی ایران رابرای جنگ با جمهوری اسلامی تاسیس کرد.در پی این تصمیم،بسیاری از اعضای سازمان،راضی یا ناراضی،در پادگانی به نام اشرف در حوالی بغدادساکن شدند.فیلم در معراج شهدا آغاز می شود،در حالی که صادق(جواد  عزتی)به دنبال کسی است که جسدش را به اشتباه در تابوت شهدا قرار داده اند...نکات کلیدی و مهم فیلم:_از وقتی مجاهدین به ارتش صدام پیوستند،پروسه جنگ به نفع عراق تغییر کرده._مجاهدین برایشان مهم نیست که مردم درباره اینکهآنها در کنار دشمن میجنگند چه میگویند، زیرا معتقدندمردم از کسی که پیروز ازست سوال نمیکنند._درگیر شدن کمال(هادی  حجازی فر) با شوهر زنیکه بخاطر جهل،از دکتر رفتن زنش جلو گیری می کرد._اشاره به اسرای جنگی که از روی ناچاریکه اسیر عراقی ها نباشند و جان خود را به نحوی نجات بدهند و عضو سازمان مجاهدین می شوند._اشاره به ازدواج های درون سازمانی و تشکیلاتیو قبول نداشتن ازدواج هایی که به قول خودشان در دستگاه های آخوندی بر قرار شدهکه با این تفاسیر اگر زنی شوهر هم داشتمجبورش میکردند که با کس دیگری ازدواج تشکیلاتی کند_اشاره به عملیات آفتاب و چلچراغ مجاهدین._پیدا شدن سیما(بهنوش  طباطبایی)خواهر کمالو همسر افشین(محسن  کیایی) که همه فکر میکردنددر جنگ شهید شده اما جزو اسرایی بود که به مجاهدین در پادگان اشرف پیوسته بود. _کمال،برادری که در طول فیلم مدام یا آرزوی مرگ خواهرش را می کند،یا در پی کشتنش استاما در لحظه آخر از کشتنش پشیمان می شود._پذیرفتن قطعنامه ۵۹۸_اشاره به جمله نوشیدن جام زهر توسط امام خمینی_نبودن برخی از شخصیت هایی که در قسمت اول حضور داشتند که در این قسمت با عکس شهادتشانمواجه می شویم._همایش بزرگ مسعود رجوی و ارتشش و سخنرانی اوقبل از حمله به ایران._حمله وحشیانه مجاهدین،کشتن افراد نظامی و غیر نظامی،به رگبار بستن اسرا و سوزاندن جنازه هایشان غیر نظامیبه رگبار بستن اسرا و سوزاندن جنازه هایشانستن اسرا و سوزاندن جنازه هایشانبرای ایجاد عب و وحشت._حضور شهید صیاد  شیرازی برای مقابله با مجاهدین_مجروهینی که از مجاهدین به جای ماندند و توان همراهی ارتششان را نداشتند،خود را با نارنجکمنفجر کردند و قبل از مرگ،نام مریم و مسعود رابلند فریاد می زدند.بازگشت سیما به ایران،دیدن فرزندش و دستگیر شدنش.و... نوشته های بالا خلاصه اطلاعاتی بود که میشد از این دو قسمت فیلم دریافت کرد.اصولا من فکر میکنم که ماجرای مجاهدیناظهر من الشمس است و احتیاج به تحلیل و تفسیر ندارداین افراد به قدری ملعون و پلید اند که جنایاتشانبا آب زمزم و کوثر هم پاک نمی شود.نقد منفی ای ندارم نسبت به این فیلم چون به عنوان مخاطب عام،مشکلی در آن ندیدم و اگر هم نقدی بر آن وارد باشد،سواد بنده به آن قد نمی دهد.(پایان)</description>
                <category>محمد علی پناه</category>
                <author>محمد علی پناه</author>
                <pubDate>Tue, 13 Jun 2023 04:37:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هنر جنگ دانشگاه سوهانک</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38194694/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86%D9%88%D9%86%D8%AF-eaylo8nbpbrw</link>
                <description>آشنایی با دفاع مقدس/استاد حسنوند/دو شنبه 9:10 صبحموضوع تحقیق:تحلیل فیلمی در رابطه با وداع و ایثارگرد آورنده : محمد    علی پناهوداع...فعلی که همواره تلخ است و فقط در شرایط متفاوت،میزان تلخی اش،کم و زیاد می شود.به راستی چگونه می توان با فرزند خود وداع کرد واو را راهی میدان جنگ نمود..‌.؟چگونه می توان کسی را قبل از رفتن در آغوش گرفت،که ممکن است هرگز باز نگردد...؟به راستی که شهدا و خانواده هایشان،حقی بزرگ به گردن ما دارند...چه پدرانی که با خبر شهید شدن فرزندشاندیگر هیچوقت کمر راست نکردند...چه مادرانی که در فراق فرزندشان،موی سپید کردند ودر حسرت دیداری دوباره،چشم از جهان فرو بستند...چه عشاقی که با هزار امید،به فکر آشیانه ای بودند کهدر آن زندگی کنند اما جنگ،آرزو هایشان را پرپر کرد...آندره مالرو در یکی از نوشته هایش می گوید:جنگ بدترین فکر بشر است … از بچگی فکر می‌کردم مگر آدم‌ها مجبورند با هم بجنگند؟ و حالا می‌بینم بله. گاهی مجبورند...چون آن‌ها که دستور جنگ را می‌دهند زیر باران نیستند...میان گل‌ولای نیستند و با فکر چشمان سبز ماریانمی‌میرند...آن‌ها در خانه‌های گرم‌شان نشسته‌اند. سیگار می‌کشند و دستور می‌دهند. کاش اسلحه‌ام را به سمت رییسانی می‌گرفتم که در خانه‌های گرم‌شان نشسته‌اند. بچه‌هایشان در استخر شنا می‌کنند و آنها با یک خودنویس گران، حکم مرگ هزاران همسر ماریاها را امضا می‌کنند. راحت‌تر از نوشتن یک سلام...«جنگ را شرورترین افراد برمی انگیزانندو شریفترین افراد اداره میکنند...»شیار ۱۴۳ :نویسنده و کارگردان:نرگس آبیارمادری که هر روز مسیری طولانی را طی می کندتا برای فرزندش که در معدن کار می کند،غذای گرم و خانگی ببرد.در اواخر فیلم متوجه می شویم که شیار ۱۴۳نام گودالی است در منطقه جنگی،که برای مین یابی ویافتن پیکر شهدای جنگ تحمیلی،مورد تفحص و کاوش قرار می گیرد.این فیلم بر اساس برداشتی از کتاب:«اختر و روز های تلواسه»که آن هم نوشته خانم آبیار است،ساخته شده است.به گفته منتقدین این فیلم در آن زمان، روایت متفاوتی از دفاع مقدس بوده است.آبیار،داستان مادر شهیدی به نام اُلفَت را به تصویر میکشدکه عاشقانه در انتظار بازگشت فرزندش است.این انتظار را در طول فیلم از زمانی که او(الفت)جوان است،تا ۱۵ سال بعد که قامتش خمیده می شود و غبار پیری بر چهره اش می نشیند،شاهد هستیم.بعد از ۱۵ سال،یونس(فرزند الفت)به خواب یکی ازافراد گروه تجسس می رود و به او می گوید:نمیخواهی به شیار ۱۴۳ بیایی و مرا پیدا کنی؟پسر خواب خود را برای دوستانش تعریف میکند اما به او می گویند که شام زیاد خورده و خواب آشفته دیدهبرای بار دوم همان خواب را می بیند و سراسیمه به چادر می آید تا آن را برای دوستانش تعریف کنددوباره به او بی محلی می کنند و می گویند که آن محدودهپر از مین است و باید پاکسازی شودمرد جوان ایندفعه کوتاه نمی آید و بدون اجازهبه شیار ۱۴۳ رفته و در داخل گودالپیکر شهید را پیدا می کند...آیا این ماجرا واقعیت دارد؟بلهطبق روایت شاهدان عینی،این یک ماجرای واقعی است.تحلیل من بعنوان تماشاچی:یکی از نقطه قوت های درخشان این فیلمبازی بی نظیر و ستودنی خانم  مریلا زارعی  استکه در آن استادانه ایفای نقش کردند.از شوخی ها و دلبری ها برای پسرش یونستا حزن و اندوه و چشم انتظاری اشبرای شنیدن نام فرزندش از رادیو عراق در میان اسرا.در تمام طول فیلم و در تمام اوج و فرود های داستاننمی توان از هنر نمایی اش چشم پوشی کرد._چطور بغلش کنم؟_هفت سال گذشته... _روم نمیشه...دیالوگی عجیب و قابل تامل،چگونه می شود مادری از روی شرم و حیا خجالت بکشد که فرزند خودش را بغل کند؟این پاکی و سادگی و نجابت این زن را نشان می دهدکه آبیار به بهترین شکل ممکن آن را نشان می دهد...آبیار به خوبی توانست الفت را همزمان زنی ساده و مهربان و عاشق واز آن طرف قوی و متکی به خود نشان دهد.یدالله شادمانی در نقش تلفن چی به شدت روی اعصاب بودو خب قطعا این یک نقطه قوت است چون اصولا کاری که باید انجام می داد همین بوده و به درستی توانسته آن را از آب در بیاورد.  در مورد فردوس(دختر الفت)هم باید بگویمانتظار پرداختن بیشتری به شخصیتش داشتم،به عنوان خواهر شهید و کسی که برادرش در جنگ مفقود شده،آن چنان در روند داستان تاثیرگذار نبود،حتی میتوانم بگویم که آن شدت از جنون مادر در انتظار پسرش و راحت بودن خواهر با این قضیهبرایم پارادوکس ایجاد کرد.در انتها و صحنه پایانی،موقعی که برای الفت بعد از ۱۵ سال جنازه فرزندش را می آوردند،جنازه که چه عرض کنم،چند تکه استخوان...موقعی که هرگز انتظار نداشتم آن پسری را که با قد و بالایی بلند در ذهن داشتم در قالب چند استخوان کفن پیچ شده ببینم...زارعی به بهترین شکل ممکن تمام آن سکانس را بازی کردو جزو آن قاب هایی در تاریخ سینمای ایران شدکه هر بار دیدنش مو به تن انسان سیخ می کند. از همینجا لازم میدانم قدر دانی و یاد کنم از تمامی شهدای وطن...تمامی کسانی که از چند هزار سال پیش تا کنون،از این مرز و بوم پاسداری نمودندو جان شیرینشان را فدای مام میهن کردند.«پایان»</description>
                <category>محمد علی پناه</category>
                <author>محمد علی پناه</author>
                <pubDate>Sat, 10 Jun 2023 01:49:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هنر جنگ دانشگاه سوهانک</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38194694/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86%D9%88%D9%86%D8%AF-udqybmrykldn</link>
                <description>آشنایی با دفاع مقدس/استاد حسنوند/دو شنبه 9:10 صبحموضوع تحقیق:«تحلیل فیلمی در رابطه با حمله شمیایی عراق»قبل از اینکه راجب فیلم صحبت کنم خواستم توضیح کوچکی از یک فاجعه بزرگ بدهم.حَلَبچِه...نامی آشنا و درد آور نه تنها برای کُرد ها بلکه برای هر کسی که ذره ای از انسانیت بو برده باشد و این فاجعه انسانی را بشنود،امکان ندارد که حتی برای دقایقی هم که شده غم دنیا به رویش آوار نشود...حلبچه شهری است در کردستان عراق که در فاصله۱۰ الی ۱۵ کیلومتری مرز ایران قرار دارد.حدودا ۳۵ سال پیش بود که بزرگترین و وحشتناک ترینحمله شیمیایی بشر در حلبچه اتفاق افتاد تا صدامبرگ دیگری از جنایات خود را اینبار نه در خاک ایران،بلکه در زادگاه خودش رقم بزند.اما چرا؟!بمباران شیمیایی حلبچه در شرایطی به دستور صدامبه وقوع پیوست،که پیروزی نیرو های ایرانیدر عملیات ولفجر در جبهه های کردستان عراق،آزاد سازی بسیاری از مناطق کُرد نشین از جمله حلبچه رابه همراه داشت.پس از ورود نیرو های ایرانی به این شهر، مردم شهر ها وروستاهای اطراف،به استقبال از آنها رفتند.همین موضوع تبدیل به بهانه ای برای رژیم بعث شدتا هدف حملات خود را به قصد انتقام گیری از این شکست،به سمت مردم خود نشانه برودو این منطقه را هدف بمب های شیمیایی قرار بدهد.در پی این حمله که به عنوان بخشی از عملیات«انفال»مشهور است،حدود ۵۰۰۰ نفر از مردم حلبچه که عموماغیر نظامی بودند،به طرز فجیعی و تنها ظرف چند دقیقهجان خود را از دست دادند.«ایدن مصطفی خطیب»خلبانی عراقی بود که از دستور صدام برای بمباران شیمیایی حلبچه سرپیچی کرد و توسط رژیم بعث،اعدام شد.اما این پایان جنایات در آن منطقه نبود و تنها بخشیاز یک عملیات گسترده تر بود.متاسفانه در عملیات «انفال» به گفته برخی منابع آگاهحدود ۱۸۰,۰۰۰ کُرد،زنده به گور شدند.«حکایت عاشقی»به کارگردانی و نویسندگی:احمد رمضان زادهطی یک ماجرای عاشقانه به این واقعه پرداخته است.عل(بهرام  رادان)جوانی ایرانی و عکاس است کهدر خط مقدم جبهه مشغول به عکاسی میباشد.یکی از رزمندگان ما با بیسیم با فردی دیگر ارتباط برقرار میکند و میگوید:_ما زیر آتیشیم چرا اونا دارن فرار میکنن؟!_معلوم نیست چیه نقشه شون...!در همین زمان و در سکانسی دیگر با دختری به نام چینار(شیلان  رحمانی) آشنا می شویم کهگویا نو عروس است و با همسر خود که یکی از پیش مرگان کُرد است در حال بحث است که به جنگ نرودیا اگر هم می رود او را باید با خودش ببرد.به همراه پسر سوار ماشین شده و باهم کم کم از روستا خارج می شوند.در مسیر پدر بزرگ دختر را می بینیم که به همراه چند کودک در حال قدم زدن هستند.پسر،دختر را قسم میدهد که اگر اورا دوست دارداز ماشین پیاده شود و همراه او نیاید.دختر راضی می شود و قبول میکند که به همراه پدر بزرگ و کودکان به روستا باز گردد.در مسیر بازگشت ناگهان دو جنگنده از بالای سرشانبا سرعت به سمت روستا میروند و در کسری از ثانیهتمام آن منطقه را بمباران شیمیایی میکنند.دختر،پدر بزرگ و کودکان،وحشت زده به سمت روستا می دوند. در همین لحظه و در میدان جنگ،رزمندگان ایران متوجهبمباران می شوند و علی،همان جوان عکاساز یک نفر ماشین میخواهد تا خود را به روستا برساندابتدا میگویند که خطرناک است و نباید بروی و به او ماشین نمیدهند اما او با پای پیاده راه می افتد و به سمت روستا می رود...«تحلیل من بعنوان مخاطب»:دیدن این فیلم برایم بسیار دردناک بودزیرا ماجرایی وحشتناک و واقعی را روایت می کرد.در طول فیلم،شاهد تصاویر و ویدیو هایی مستند از آن زمان بودم که به واسطه مستند بودنشانتلخی ماجرا را صد چندان میکرد.این فیلم،عاشقانه آن جوان عکاس و چینار،دختریکه از حمله شیمیایی جان سالم به در برده بود را روایت می کرد منتهی بنده به عنوان مخاطبنه آنچنان درگیر قسمت عاشقانه فیلم شدمنه تصویر و اطلاعات کافی از آن بمباران نصیبم شد.نمیدانم این فیلم دسخوش تغییر و سانسور شده یا خیراما خیلی جاها این حس که چرا این سکانس ناتمام ماندهذهنم را درگیر میکرد.که البته در سکانس پایانی و ترانه ای که قرار بود برای حلبچه اجرا شود و نشد،کاملا سانسور را حس میکنیم.مسئله دیگری که به آن پرداخته شد،بازگشت معشوق چینار بعد از ازدواجش با علی،در حالی که قبلا خبر مرگش را در روزنامه چاپ کرده بودند بود.منتها متوجه نشدم که چرا و چگونه دوباره به فیلم اضافه شدو بازگشتش به روند داستان برایم مبهم ماند.در انتها امیدوارم که این فاجعه برای هیچ قوم و ملتی،هرگز اتفاق نیفتد.«پایان»</description>
                <category>محمد علی پناه</category>
                <author>محمد علی پناه</author>
                <pubDate>Wed, 07 Jun 2023 00:28:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هنر جنگ دانشگاه سوهانک</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38194694/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86%D9%88%D9%86%D8%AF-kgrkztrf7tkq</link>
                <description>  «به نام ایزد یکتا»آشنایی با دفاع مقدس/استاد حسنوند/دو شنبه 9:10 صبح موضوع تحقیق:آشنایی با فرهنگ،تمدن و دانشمندان ایرانی پیش از اسلامگرد آورنده:محمد  علی پناه_در زمان اشکانیان و ساسانیان بر پایه روایات کهن،آثار حماسی بسیاری پدید آمده بود که بدبختانه جز یکی،بقیه آنها از دست رفته اند و حتی ترجمه مستقیم آنها به عربی و فارسی نیز برجای نمانده اند و تنها از بخشی                 از آنها،بازنویسی ها و باز پرداخت هایی به عربی و فارسی در دسترس است و از برخی دیگر تنها نامی.                                      تنها اثر «حماسی_دینی» که به زبان پهلوی در دسترس است، «یادگار زریران» است،                                                           که هنوز برخی از واژه ها و نام های آن،دلالت بر اصل پارتی دارند._ترکیبی از مطالب حماسی و تاریخی،کمی پیش از حمله اعراب در «خدای نامه» صورت گرفت و بازتاب مطالب آن                                در آثار ادبی و تاریخی دوران اسلامی،تا حدودی امکان بازسازی نسخه موجود در دربار ساسانی این حماسه را        ممکن می کند._در فهرست ابن ندیم در سال 377 قمری آمده:                                                                                                              تعدادی از ترجمه های عربی داستان های مربوط به دوران ساسانی در بغداد پیدا شده بودند،اما ناپدید شدند.منبع: کتاب:در آمدی بر تاریخ داستانی ایران پیش از اسلامنویسنده:ندا  اخوان اقدم                                                                          **********_شهر سوخته از سال های 3200 پیش از میلاد تا حدود 2100 یا 2000 پیش از میلاد،برای مدت یک هزار سال مرکز و پایتخت منطقه ای به شمار می رفته که از قندهار تا سواحل مکران راتحت اختیار خود داشته و در این مقام با سایر محوطه ها و شهر های باستانی هزاره سوم پیش از میلاددر شرق،غرب،شمال و جنوب، در ارتباط بوده و به عبارتی دیگر،پایتخت و مرکز حوزه فرهنگی هیرمندبه شمار می رفته است.منبع:کتاب:گزارش های شهر سوخته نویسنده:سید منصور  سجادی                                                                        ************_کلمه هخامنش به معنی فیلسوف است،پس بنیان گذاران ایران باستان تاریخ ایران را بر اساس فلسفه بن داده اند.این فلسفه بر خلاف آنچه بنگستون ها می پندارند،فلسفه تسخیر و به بندگی در آوردن ملل دیگر نبود بلکه فلسفه برقرار کردن بازتابی از نظم و ترتیب و صلح و صفائی بود که در عالم برین در میان ایزدان حاکم بوده،بازتابی بر عالم فرودین انسان ها و ملل مختلف. به عبارتی دیگر فلسفه ای بود که می کوشید از وجود وحدت علی رغم کثرت در عالم برین، مایه و نمونه بجوید و آن را در عالم گسیخته در خود انسان ها نیز امکان پذیر نماید._اسکندر پس از تسخیر ایران،کتب فراوانی در علوم مختلف برای معلم دیرینه اش ارسطو به یونان فرستاد که این خود دلیل بارزیست از رونق علوم در دوره هخامنشی._21 نَسک اوستا،در زمان هخامنشیان که 815 فصل و تقریبا سه برابر اوستای جمع آوری شده در زمان ساسانیان بوده است،به منزله دایرة المعارفی بوده که شامل اکثر علوم از قبیل:پزشکی،ستاره شناسی،حکمت،علم مبدا و معاد و تکوین و امور اجتماعی و حقوقی و علوم طبیعیه و فقهی و...می شده است.در همان کتاب که تاریخ آن را تا 3000 سال پیش تخمین زده اند،بسیاری از امراض از قبیل:تب های مختلف،مخملک،دمل،خارش،ضعف اعصاب،لرز،سنگ مثانه،زخم و انواع دیگری از ناخوشی ها، نام برده شده که دلالت بر وجود اطبای حاذقی می نماید که درد ها را تشخیص و معالجه می نمودند.(تعداد امراض شناخته شده در آن زمان بسیار بیشتر از آنچه بود که بنده ذکر کردم و بخاطر خلاصه نویسی به همین ها اکتفا نمودم)_داریوش بزرگ همانطور که برای پیشرفت علم پزشکی و حکمت و علوم طبیعی تشویق می نمودمتوجه پیشرفت علم هیئت و بررسی هایی نجومی نیز بود.نام دو نفر منجمین بزرگ و معروف کلدانی که به تشویق او و جانشینانش که در این راه مجاهدات بسیاری کرده اند:1_نبو ریمنو(Nabu Rimannu) که یونانی ها او را،نبو ریمنوس(Naburimanos) می نامیدند فرزند بالاتو(Balatu)در سال 419 قبل از میلاد.( در تاریخ ثبت شده است)2_کیدینو(Kiddinnus) که یونانی ها او را،کیدناس(Kidenas)مینامیدنددر سال 379 قبل از میلاد.( در تاریخ ثبت شده است)و یونانی ها به خوبی این دو منجم عالیقدر را میشناختند._نبور ریمنو با حساب های دقیقی که کرده بود،حرکات ماه و خورشید و زمان نسبی روز و هفته و ماه و سال وخسوف و کسوف و روز های سال شمسی را که 365 روز و 6 ساعت و 15 دقیقه و 41 ثانیه است را تعیین وجدول بندی کرده بود.حساب او به قدری جالب و مهم است که با حساب نجوم امروز پس از اختراع تلسکوپ وآلات و وسائل مجهز نجومی امروزی،تقریبا یکسان و فقط 26 دقیقه و 55 ثانیه تفاوت داشت.(این آمار مربوط به سال 1383 هجری شمسی و چاپ این کتاب می باشد)_حوزه های علمی و پژوهشی دوره هخامنشی که نامی از آنها بر جای مانده،به سان زیر است:1_حوضه پزشکی تهرتیا یا تهرتیه،حکیمی که در وندیداد بهی خواه نوعی بشر نامیده شده است وگویا این حکیم،نخستین پزشک ایرانی نیز به شمار می رود.2_حوزه پزشکی سئنا(Saena) که یکی از حکمای بنام ایران بوده است که گمان میرود شاید همین نام اوستائینام یکی از نیاکان ابن سینا نیز بوده باشد.3_حوزه پزشکی مزدیسنا در آذربایجان.4_مرکَز پزشکی تخت جمشید.5_مرکز پزشکی ری.6_دانشکده برسیپا (Borsippa).7_دانشکده پزشکی سائیس که در کنار پرستشگاه نیت با پول داریوش کبیر و به دست یکی ازپزشکان و دانشمندان معروف مصری دایر گردیده بود که در آن پزشک تربیت می شده وبه تمام حوزه های شاهنشاهی اعزام می گردید.8_دانشکده آرشوئی.9_دانشکده میلیتس(Milites)10_آموزشگاه مذهبی سائیس.11_فرهنگستان اردشیر در سارد._کتابخانه هایی که از آن ها تنها نام به جا مانده است عبارت اند از:1_کتابخانه «دژ نبشت یا گنج نپشت»(قلعه نوشته ها)،در تخت جمشید، که شامل 12000 پوست بودهکه اوستا بر آنها نگاشته آمده بود.2_کتابخانه «شیپیکان» یا «شیزیکان» در کنار آتشکده آذر گشب در آذربایجان.3_کتابخانه «آگره» در هگمتانه(همدان)که در آنجا اسناد و کتب و دفاتر شاهی محفوظ و مضبوط میگردید.4_کتابخانه دانشکده برسیپا.5_کتابخانه دانشکده سائیس.6_کتابخانه های پاسارگاد.7_کتابخانه های سیستان.منبع: کتاب:گرایشهای علمی و فرهنگی ایران از زمان هخامنشیان تا پایان صفویهنویسنده:پروفسور استفان پانوسیاستاد دانشگاه های:گیسن،ماربورگ،برلن،تهران،سالت لیک سیتی،گوتنبرگ،لانکاستر و ... راه در جهان یکی است و آن راستی است...                    «پایان»</description>
                <category>محمد علی پناه</category>
                <author>محمد علی پناه</author>
                <pubDate>Mon, 05 Jun 2023 18:41:51 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>