<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Ameneh</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@m_38655504</link>
        <description>خلوتی داریم حالی با خیال خویشتن...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 09:49:07</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>Ameneh</title>
            <link>https://virgool.io/@m_38655504</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آخرین تیر خلاص کارآموزی محتوا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38655504/%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AA%DB%8C%D8%B1-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-acfgigvep9p7</link>
                <description>دوره کارآموزی محتوا داشت کم کم به روزای آخر نزدیک می‌شد که chat gpt جان متولد شد. در همین راستا استادمون با صراحت تمام دستور فرمودند که طی سه روز، تاکید می‌کنم فقط سه روز، باید اکانتش رو بسازیم. البته ناگفته نمونه ایشون از واژه استاد خوششون نمی‌یاد و حتی تهدید کردند اگه با این لفظ صداشون کنم بلاک می‌شم.اما من تصمیم دارم توی این متن دور از چشم ایشون بارها از این واژه مبارک استفاده کنم. باشد که مورد قبول واقع شود (:بله داشتم می‌گفتم، به الان chat gpt نگاه نکنید که رام شده و منبع درآمد خیلی‌هاست، اوایل غولی بود برای خودش و باید هفت خان رستم رو طی می‌کردی تا بهش دسترسی پیدا کنی. دلیلشم واضح بود تحریم‌های همیشگی ایران.در واقع نمی‌تونستیم شماره ایران رو وارد کنیم و مجبور بودیم یه شماره مجازی تهیه کنیم و با فیلترشکن وارد بشیم. البته الانم همینه ولی مسیر هموارتره.از این‌رو ما برای برداشتن قدم اول، یه وبینار دو ساعته رو دیدیم و سعی کردیم مراحل ثبت نام رو طبق اون پیش ببریم. اما متاسفانه توی آخرین مرحله یعنی دریافت کد، گیر افتادیم. بماند که بارها تمرین کردیم تا به این مرحله رسیدیم.تازه، کار به جایی رسید که دیگه chat gpt بلاکمون کرد. با این حرکتش یه جورایی آب پاکی رو ریخت روی دست‌مون و گفت برید پی کارتون، دست از سر کچل من بردارید، چی می‌خواید از جون من؟شاید باورتون نشه ولی بارها نیمه‌های شب از خواب بیدار می‌شدم و سایت رو چندین بار تست می‌کردم تا بلکه بتونم اکانت رو بسازم. اما مگه چت جی پی تی در باغ سبز نشون می‌داد.این مدت دیگه جرات پرسه زدن توی گروه تلگرام رو نداشتیم و فقط گزارش کار می‌دادیم و در افق محو می‌شدیم. آخه این بار استاد خیلی جدی بود و داشت کم‌کم ترسناک می‌شد (: ولی هر زمان شرایط رو آروم می‌دیدیم شروع به گله‌گزاری می‌کردیم. آقا حق داشتیم دیگه، ما چوب شرایط رو می‌خوردیم نه ناآگاهی رو.اینجا بود که استرس با عبور از ما به دختر زهرا (یکی از بچه‌های دوره) که اون زمان جنینی بیش نبود، سرایت کرد. گر چه خوشبختانه بعد از ساخت اکانت شاهد پایکوبی‌هاش هم بودیم، ولی مسیرهای زیادی طی شد تا به مرحله پایکوبی و شادی رسیدیم.بله در نهایت با گذر از اون همه مشقت (: هر کدوم از ما با پیدا کردن یه راه‌حل اکانت‌مون رو ساختیم. در واقع چاره کار داشتن یه وی پی ان قوی بود و در صورتی که بیش از حد از یه جیمیل و دیوایس استفاده می‌کردیم (مشکل اصلی من) باید اون‌ها رو تغییر می‌دادیم. به همین سختی یه تجربه عالی بدست اومد و شدیم مشاور ساخت اکانت برای بقیه.نکته جالب قضیه، عکس‌العمل عجیب خودم بود. بعد از این موفقیت عظیم مثل یه مین خنثی عمل کردم و به جای اینکه توی گروه با بوق و کرنا گوش فلک رو کر کنم و یافتم یافتم راه بندازم. عین یه دانشمند که یه راه تازه برای کشفیات جدیدش پیدا شده باشه سعی کردم قدم رو فراتر بذارم و نحوه کار با این ابزار گوشت تلخ رو هم تا حدودی یاد بگیرم.نمی‌دونم شایدم دلیلش این بود که بیشتر احساس خلاصی داشتم تا خوشحالی. ولی هر چی بود خاطره شد. یادش بخیر?در انتها خطاب به استاد جان?: جز &quot;تو می‌تونی&quot; و &quot;خدا قوت پهلوان&quot; هیچ کلمه نامربوطی توی اون فاصله زمانی از ذهن و زبان من عبور نکرده و نخواهد کرد(: ولی همیشه می‌گم ممنونم ازتون که با فراهم کردن چنین چالشی ما رو به یه قدم جلوتر سوق دادید.پند اخلاقی این ماجراقطعا همه ما توی زندگی‌مون بارها شرایط سخت رو تجربه کردیم و بعد از عبور از اون شرایط به ترس‌ها و استرس‌هامون خندیدیم و تعجب کردیم که چرا اینقدر به خودمون سخت گرفتیم. دلیل این همه ترس و سختگیری مقاومت ذهن در برابر خارج شدن از حاشیه امنیه که داره.در واقع اگه بر ترسمون غلبه کنیم و از حاشیه امن‌مون خارج بشیم قطعا یادگیری و رشد برای ما رقم می‌خوره و حتی اگه با پشت سر گذاشتن بحران، به نتیجه مطلوب هم نرسیم، قطعا دستاوردهای دیگه‌ای برای ما خواهد داشت. پس بهتره همیشه نگاهی امیدوارکننده نسبت به مسائل داشته باشیم تا با آرامش بیشتری به حل اون‌ها بپردازیم.</description>
                <category>Ameneh</category>
                <author>Ameneh</author>
                <pubDate>Wed, 08 Nov 2023 15:56:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه من از دوره کارآموزی تولید محتوا</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38655504/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-m1fgvpvz6osz</link>
                <description>در متن «ماجرای فعالیت من در ویرگول» در مورد نحوه آشنایی و تاثیر دوره کارآموزی تولید محتوا بر روند نوشتنم توضیح مختصری دادم. اما در این متن قصد دارم این موضوع رو بیشتر بسط بدم و طبق تجربه‌ی اندکم در زمینه سایر فضاهای آموزش تولید محتوا، نکته‌هایی رو در مورد این دوره بگم و مواردی رو که دوست داشتم در کارآموزی وجود داشت رو مطرح کنم.ویژگی‌های دوره کارآموزیهمه ما می‌دونیم یه دوره آموزشی مفید باید برنامه مشخصی برای آموزش داشته باشه تا شرکت‌کننده‌ها طبق یه نقشه راه پیش برن و البته با انجام تکالیف مشخص یادگیری‌شون رو کامل کنند. اما نکته مهم‌تر اینه که، تکالیفی که انجام می‌دن توسط یه شخص کاربلد بررسی بشه. تا اشکالات کارشون رو بفهمند و از تکرارش جلوگیری کنند.این سه ویژگی در دوره آموزشی آقای اسماعیلی وجود داشت و ما با ورود به این دوره می‌دونستیم به عنوان تکلیف روزانه باید متنی با حداقل 500 کلمه بنویسیم و در کنارش متمم خوانی رو داشته باشیم. مهم‌تر اینکه آموزش قدم به قدم بود و با بررسی تکلیف نوشته شده به ایرادات‌مون پی می‌بردیم. هر زمان هم سوالی داشتیم می‌تونستیم بپرسیم و با روی گشاده پاسخ داده می‌شد. برخلاف هر دوره کارآموزی دیگه‌ای این فعالیت یه سر سود بود و ما هر آموزشی که می‌دیدم در راستای ارتقا دانش خودمون بود و سودی برای طرف مقابل نداشت.تجربه من از این دوره آموزشیمن این دوره آموزشی رو دوست دارم؛ چون با وجود رایگان بودنش وقت می‌ذارند و با صبر و حوصله برای یادگیری‌مون تلاش می‌کنند. واقعیت اینه که فکر نمی‌کردم دوره با این تعداد محدود ادامه پیدا کنه و تا اینجا پیش بره. دیدن پیشرفت بچه‌های گروه از نکات مثبتیه که حس خوبی رو به آدم انتقال می‌ده.موضوع بعدی درک شدن توسط آموزش‌دهنده‌هاست که انگیزه برای پایبند بودن به انجام تکالیف رو در ما افزایش می‌ده. در واقع ارتباط صمیمی ویژگی مهمیه که نمی‌شه از اون چشم پوشی کرد. چنین دوره‌هایی بخصوص برای کسانی که دور از پایتخت هستند فرصت طلایی محسوب می‌شه که نباید از آن غافل شد.دستاوردهای این دوره کارآموزیمهم‌ترین دستاورد این دوره برای من مدیریت زمان و برنامه‌ریزی برای انجام کارهای روزانه‌ام بود. همچنین افزایش سرعت نوشتن متن نیز توانایی بود که با این چالش تقویت شد و البته آشنایی با آدم‌های خوبی که می‌شه امیدوار بود که فضای مجازی می‌تونه جایی برای ارتباط‌های موثر و مفید نیز باشه.ورود به این دوره فرصتی فراهم کرد تا بتونم با تمرکز بر نقاط ضعفم اون‌ها رو برطرف کنم و زمان پرتم رو کاهش بدم. در این مدت آموختم که توانایی‌های ما فراتر از تصوراتمونه و اگر می‌خوایم پیشرفت کنیم باید با تلاش بیشتر و افزایش انگیزه بر ترس‌ها و ضعف‌هامون غلبه کنیم.جای خالی برخی موارد از نگاه منبنظر من انتقال تجربه برای آموزش همیشه بهتر از خووندن متن‌های خشک آموزشیه؛ چون هم مسیر آموزش و سرعت یادگیری کوتاه‌تر می‌شه و هم درک مطالب بواسطه نوع آموزش بهتر و ملموس‌تره. از این‌رو اگه در این دوره، جلسات آموزشی آنلاین بیشتری در راستای هدف اصلی کارآموزی برگزار می‌شد عالی بود.همچنین تنوع در نوع آموزش یکی دیگه از راه‌هایه که از کسل بودن و یکنواختی مسیر یادگیری کم می‌کنه. مثلاً اگه بعد از مدتی بجای اختیاری بودن موضوع روزانه نویسی، موضوع واحدی به اعضا پیشنهاد می‌شد فرصتی پیش می‌اومد تا با خووندن متن‌های همدیگه، یه موضوع رو از نگاه‌های مختلف بررسی کنیم.این روش شاید وسعت دید ما رو نسبت به یک موضوع گسترده‌تر می‌کرد و خودمونم هم می‌تونستیم با مقایسه متن‌ها به بخشی از اشکالاتمون پی ببریم و اینکه هدف اصلی دوره یعنی نوشتن متن‌های تجاری زودتر شروع می‌شد تا کارآموزی رو جدی‌تر و هدفمندتر ادامه می‌دادیم.هر چند اگه منصف باشم فکر می‌کنم بخش زیادی از این مواردی به خود ما بستگی داره و اگه زمان بیشتری برای دوره بذاریم احتمالاً به چنین مراحلی هم می‌رسیم.انتهای دوره از نظر منبحث تولید محتوا تا جایی که دانش من اجازه می‌ده بشدت به تلاش خود شخص بستگی داره و البته با کمک یه راهنمای کاربلد میشه این مسیر رو کوتاه‌تر کرد. از این‌رو پیش‌بینی انتهای دوره برای منی که قدری محتاط هستم مشکله؛ چون فکر می‌کنم فعلاً زوده در مورد این موضوع نظر بدم. اما با توجه به تلاش‌های آموزش‌دهنده‌ها اگر همه برنامه‌های مشخص شده رو درست پیش ببرم قطعاً می‌تونم موفق بشم.در آخر می‌خوام از همه‌ی اعضای این تیم برای آموزش‌هایی که در این مدت دریافت کردم تشکر کنم و امیدوارم در آینده‌ای نه چندان دور من هم بتونم با اقدامی مشابه این گروه قدمی هر چند کوچک اما مفید بردارم.خوشحال می‌شم پیشنهادتون رو در مورد آموزش تولید محتوا بشنوم.منبع عکس</description>
                <category>Ameneh</category>
                <author>Ameneh</author>
                <pubDate>Mon, 27 Mar 2023 17:18:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ده مهارت ضروری زندگی که باید آن ها را بشناسیم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38655504/%D8%AF%D9%87-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A2%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%85-k74ycmhynaui</link>
                <description>کیفیت زندگی هر شخصی وابستگی تنگاتنگی با کسب مهارت‌های زندگی او دارد. برای بهبود روابط بین فردی و کاهش آسیب‌های روانی و اجتماعی آموختن چنین مهارت‌هایی ضروری است و راه دستیابی به آن‌ها با آموزش و تمرین هموار می‌شود. در این متن شناخت خود را نسبت به این مهارت‌های دهگانه افزایش می‌دهیم.تعریف مهارت های زندگیمهارت‌های زندگی توانایی‌های روانی و اجتماعی هستند که در صورت برخورداری از آن‌ها فرد می‌تواند مسائل زندگی خود را موثرتر حل کند. این مهارت‌ها موروثی نیستند بلکه توانمندی‌هایی هستند که با تمرین مداوم بدست می‌آیند و فرد را آماده مبارزه با هر چالشی می‌کنند.انواع مهارت های زندگیمهارت‌های زندگی شامل ده مورد اصلی هستند که با هم مکمل‌اند. آموزش این مهارت‌ها که پایه و اساس سایر مهارت‌های دیگر تلقی می‌شوند به زمان بیشتری نیاز دارند. مهارت‌های زندگی براساس اولویت شامل موارد زیر هستند:خودآگاهی:در این مهارت فرد سعی می‌کند شناختی از خصوصیات و نقاط قوت و ضعف خود را پیدا کند و از ترس‌ها و انزجارهای خود آگاه شود. در واقع با این کار او به درک کاملی از موانع و عواملی که در پیشرفت او تاثیرگذار هستند می‌رسد.با خودآگاهی می‌توان نیازهای خود را به خوبی شناخت و برای برطرف کردن آن‌ها تلاش کرد. در این حالت فرد ضعف‌های خود را می‌پذیرد و در رفع آن‌ها تلاش می‌کند. کسب این مهارت با خودشناسی آغاز می‌شود و با مدیریت فردی پایان می‌یابدهمدلی:همدلی پایه و اساس رشد اخلاقی افراد به ویژه فرزند پروری است و زمینه‌ساز رشد اخلاقی اجتماعی نیز می‌شود. این مهارت رفتارهای حمایت گرایانه را تقویت می‌کند و درک و تأمل با دیگران را افزایش می‌دهد. با کسب این مهارت فرد به تدریج شروع به شناخت هیجانات خود می‌کند تا بتواند زمانی که هیجانات و احساسات مثبتی دارد قادر به درک هیجانات منفی دیگران نیز باشد.روابط بین فردی:منظور از روابط بین فردی روابط مثبت و دوستانه با دیگران است که بدون هیچ گونه سوءاستفاده‌ای باشد. در این نوع ارتباط فرد قادر است رفتاری موثر و خوب با دیگران داشته باشیم. چنین مهارتی سبب اعتماد بین افراد می‌شود و اعتماد بین جامعه را گسترش می‌دهد.ارتباط موثر:در این نوع مهارت فرد قادر است به صورت کلامی و غیرکلامی (با استفاده از زبان بدن) با توجه به موقعیت خود و فرهنگ جامعه نیازهای درونی‌اش را بیان کند و با حفظ حرمت خود و دیگران به آن‌ها دست یابد. در حقیقت فرد به نوعی، مهارت ابراز وجود را تمرین می‌کند و از دیگران راهنمایی می‌خواهد.مقابله با استرس:در این مهارت فرد علائم ، منابع و علت استرس را در خود پیدا می‌کند و با انواع، تعریف و شیوه مدیریت آن آشنا می‌شود. سپس با بروز استرس به بررسی رفتارهای خود می‌پردازد. تا راه کنترل آن را سریع‌تر بیابد. همچنین می‌تواند در این مرحله از دیگران کمک بخواهد. چنین اقداماتی باید قبل از غلبه استرس بر فرد انجام شود تا بتواند موفق عمل کند.مدیریت هیجان:با کسب این مهارت فرد هیجانات خود و دیگران را در شرایط حساس بهتر تشخیص دهد و می‌تواند در مدیریت هیجان خود موفق‌تر عمل کند. یا حتی به دیگران در کنترل هیجان‌شان یاری رساند. در صورتی که فرد قادر به کسب این مهارت نباشد در آینده به بیمارهای جسمی و روانی عمیقی مبتلا می‌شود.حل مسئله:در این مهارت فرد یاد می‌گیرد چگونه با گام‌هایی ساده و سریع مشکلات را ببیند. سپس آن‌ها را دسته‌بندی و به مسئله تبدیل کند. کسب این مهارت فرد را در مواجهه با مسئله و سنجش ابعاد آن یاری می‌رساند. تا بتواند طبق روش‌های حل مسئله و براساس اولویت‌بندی، آن‌ها را حل کند.تصمیم‌گیری:با کسب مهارت تصمیم‌گیری فرد به نقطه‌ای می‌رسد که با کمک تمام مهارت‌های قبلی قادر است به درک درستی از مسائل پیرامون خود برسد و بهترین تصمیم را بگیرد و در هر شرایطی موثرترین انتخاب را داشته باشد. در صورت چنین توانایی دیگران نیز در تصمیم‌گیری‌هایشان از او مشورت می‌گیرند.تفکر خلاق:نتیجه یادگیری این مهارت ایجاد راه‌حل‌های کارآمد و داشتن یک نگاه جدید به موضوعات است. تا فرد گزینه‌های بهتر و بیشتری را در اختیار داشته باشد. یعنی با کمترین هزینه به بهترین نتیجه دست پیدا کند. هدف چنین مهارتی این است که فرد فراتر از تجارب شخصی، به جایگاهی برسد که انعطاف‌پذیری بیشتری در حل مسائل داشته باشد.تفکر نقادانه:با این مهارت فرد منشأ اطلاعات و داده‌هایی را که در اختیار دارد می‌یابد و به نحوه تفسیر آن‌ها دست پیدا می‌کند. سپس با گذشت زمان خود او نیز توانایی تحلیل آن‌ها را بدست می‌آورد.با کسب این مهارت فرد به گونه‌ای توانمند می‌شود که در مواجهه با تمام فشارهای بیرونی موفق عمل می‌کند و می‌تواند آسیب‌های ناشی از آن‌ها را بشناسد و بدرستی در مقابل آن مقاومت کند. در واقع به درک عمیقی از مسائل و واقعیت‌ها می‌رسد.چگونگی درک میزان یادگیری مهارت های زندگی در خودفرد با دقیق شدن در احوال خود و بررسی نگاه دیگران نسبت به خود می‌تواند به این نتیجه برسد که چقدر در یادگیری مهارت‌های زندگی موفق بوده ‌است. همچنین با پرسیدن چند سوال از خود درک این موضوع راحت‌تر می‌شود. در صورتی که پاسخ هر یک از این سوالات منفی باشد نیاز به آموزش بیشتری از مهارت‌های زندگی دارد. این سوالات به شرح زیر است:آیا حال درونی من خوب است؟آیا از زندگی خود با تمام سختی‌ها و فراز و نشیب‌های آن راضی هستم؟آیا کارهایم طبق برنامه‌ریزی انجام شده پیش می‌رود؟آیا اطرافیان از رفتارهای من راضی هستند؟کلام آخریادگیری مهارت‌های زندگی سن خاصی ندارد و در هر موقعیت و سن و سالی می‌توان به یادگیری آن‌ها پرداخت. البته هر چه زودتر برای تقویت و آموزش آن‌ها اقدام شود، فرد زندگی موفق‌تر و شادتری خواهد داشت. اما اگر او نسبت به یادگیری آن‌ها بی‌تفاوت باشد. با مرور زمان به فردی آسیب‌پذیر تبدیل می‌شود که از زندگی خود هیچ گونه رضایتی ندارد.شما چقدر از وجود مهارت‌های زندگی در خود آگاه هستید؟منابع:منبع1، منبع2، منبع3، منبع4</description>
                <category>Ameneh</category>
                <author>Ameneh</author>
                <pubDate>Mon, 20 Mar 2023 17:18:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>امید و انگیزه؛ نیروی محرک موفقیت</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38655504/%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%B1%DA%A9-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-kxyp8dstjsfk</link>
                <description>بارها شنیده‌ایم آدمی با امید زنده‌است. در واقع همان طور که ما برای سلامت جسم به تغذیه مناسب نیاز داریم. برای سلامت روح و غلبه بر مشکلات به امید و انگیزه وابسته‌ایم.امید و انگیزه زمانی مفهوم پیدا می‌کنند که با تلاش همراه باشند. امیدواری به ما درس صبوری می‌دهد و انرژی لازم را برای موفقیت در ما ایجاد می‌کند. ما در این متن می‌خواهیم با تاثیر امید در زندگی خود بیشتر آشنا شویم.چرا به امید و انگیزه نیاز داریم؟نقش امید و انگیزه در کیفیت زندگی بر هیچ کس پوشیده نیست. در واقع ادامه زندگی بدون امید غیرممکن است؛ زیرا امید و انگیزه به زندگی ما جهت می‌دهد و ما را از روزمرگی دور می‌کند. ما برای رسیدن به اهدافمان به یک نیروی قوی نیاز داریم و این نیرو همان انگیزه و امید است. که ما را در مسیر موفقیت یاری می‌کند.افراد امیدوار چه ویژگی دارند؟افراد امیدوار سخت‌کوش‌اند و هیچ وقت دست از تلاش برنمی دارند. آن‌ها ذهن آرامی دارند و از نگرانی و تشویش به دور هستند. چنین آدم‌هایی از رویارویی با مشکلات ترسی ندارند و معتقدند برای هر مشکلی راه‌حلی وجود دارد؛ زیرا خلاقیت بخشی از وجود آن‌ها است.انسان‌های امیدوار خستگی‌ناپذیراند و به خودباوری رسیده‌اند. آن‌ها همیشه با اراده قوی اهدافی برای زندگی خود مشخص می‌کنند و برای رسیدن به آن‌ها دائماً در حال تلاش و کوشش هستند. این افراد در کارهای خود موفق می‌شوند و معمولاً در حال پیشرفت هستند.افراد ناامیدی چه خصوصیاتی دارند؟بارزترین ویژگی انسان‌های ناامید افسردگی و استرس است و معمولاً خود را شکست خورده می‌بینند. این افراد با کوچک‌ترین شکستی کار خود را ناتمام رها می‌کنند و احساس سرخوردگی در آن‌ها شدت می‌یابد.آن‌ها خود را ناتوان می‌بینند و احساس می‌کنند قادر به انجام هیچ کاری نیستند و کنترلی بر امور خود ندارند؛ بنابراین روحیه خود را از دست می‌دهند و تصور می‌کنند موفق شدن برای آن‌ها امری نشدنی است.چگونه می‌توانیم امیدوار باشیم؟امید را باید با تمرین در خود ایجاد کرد. ما برای غلبه بر مشکلات و مسائل زندگی نیاز به امید داریم؛ از این‌رو بهتر است ابتدا روی نقاط قوت خود کار کنیم و سپس به رفع نقاط ضعف خود بپردازیم. برای این کار باید اهداف منطقی را انتخاب کنیم و توانایی خود را در نظر بگیریم تا موفق شویم و انگیزه کافی برای کارهای بزرگتر را پیدا کنیم.تکنیک‌هایی برای امیدوار بودن وجود دارد که در صورت رعایت آن‌ها به مدت یک ماه حس امیدواری در ما نهادینه می‌شوند.نگاه مثبت داشتن به زندگی و منتظر اتفاقات خوب بودنمنتظر عوامل بیرونی نبودن و امید را در درون خود جستجو کردنتوکل داشتن به خداهدف‌گذارای کردن و تلاش برای رسیدن به آن‌هافعال بودن با کار و تلاشارتباط با افراد مثبت و باانگیزهقانع بودن با رسیدن به بخشی از اهدافتمرین شاد زیستنکلام آخرامید باعث شادی می‌شود و انسان‌های امیدوار سریع‌تر به اهداف خود می‌رسند؛ چون راه دستیابی به آن‌ها را پیدا می‌کنند. آن‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که هیچ چیز در مقابل اراده‌شان توان مقابله ندارد.از طرفی آن‌ها می‌دانند در پس این مشکلات خدایی است که با تکیه و طلب یاری از او هر مشکلی حل می‌شود. برای داشتن امید کافی است با نگاهی به اطراف خود از داشته‌هایی که خداوند به ما عطا کرده غافل نشویم.امام علی (ع) می‌فرمایند: &quot;آنچه بیش از مرگ انسان را می‌کشد ناامیدی است.&quot;چه چیزی‌هایی باعث امید در شما می‌شود؟منابع:منبع1، منبع2، منبع3،منبع4</description>
                <category>Ameneh</category>
                <author>Ameneh</author>
                <pubDate>Mon, 20 Mar 2023 02:15:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>7 دمنوش عالی برای درمان سرماخوردگی</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38655504/7-%D8%AF%D9%85%D9%86%D9%88%D8%B4-%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-wpg1qus8ived</link>
                <description>طب سنتی به عنوان روشی مکمل برای درمان برخی از بیماری‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این روش از گیاهانی که خاصیت درمانی دارند استفاده می‌شود. تا سرعت بهبودی افزایش یابد. در این متن می‌خواهیم مفیدترین دمنوش‌ها برای درمان سرماخوردگی را بشناسیم.دمنوش آویشن ضدسرفه و خلط آورآویشن گزینه مناسبی برای تقویت سیستم ایمنی بدن و کاهش علائم سرماخوردگی است. این دمنوش ضدویروس، التهاب را از بین می‌برد و سرعت بهبودی را افزایش می‌دهد. افرادی که دچار تنگی نفس می‌شوند یا سرفه‌های شدیدی دارند می‌توانند از این دمنوش استفاده کنند. سایر خواص آویشن به شرح زیر است:آرامش‌بخش و خواب‌آوربهبود آسم و برونشیتضدسردرد و سرگیجهبهبود سیاه سرفهچای نعنا کاهنده تب ناشی از سرماخوردگیاین دمنوش پرخاصیت را با لیمو و عسل تهیه می‌کنند تا اثربخشی آن بیشتر شود و علائم سرماخوردگی زودتر بهبود یابد. با این کار سیستم ایمنی تقویت می‌شود و بدن قدرت بیشتری برای مبارزه با ویروس‌ها و باکتری‌ها دارد. سایر خواص نعنا در زیر آمده است:خواب آرامکاهش درد و التهاب گلوضدالتهاببهبود حالت تهوعدمنوش زنجبیل بهبوددهنده حالت تهوع سرماخوردگیزنجبیل با وجود طبع گرمی که دارد گزینه مناسبی برای بهبود سرماخوردگی است. این دمنوش مقوی با دارا بودن خاصیت آنتی‌اکسیدان در تقویت سیستم ایمنی بدن نقش بسزایی دارد. سایر خواص زنجبیل به شرح زیر است:ضدویروس و ضدباکتریکاهنده التهاب گلودرمان سرفهبهبود تنفسچای دارچین درمانگر سرفه های خشکدارچین یک آنتی‌بیوتیک طبیعی است که در پیشگیری و درمان سرماخوردگی و آنفولانزا موثر عمل می‌کند. دمنوش آن با خاصیت ضدویروسی سبب تقویت سیستم ایمنی بدن می‌شود و در معالجه انواع عفونت‌ها کاربرد دارد. در زیر برخی از خواص دارچین بیان شده است:بهبود سردردکاهش التهابدرمان سرفه‌های مزمندمنوش بابونه تسکین دهنده سرماخوردگی شدیدخواص ضدالتهابی بابونه سبب بهبودی گلودرد می‌شود و با تقویت سیستم ایمنی از بدن در برابر باکتری‌ها و ویروس‌ها محافظت می‌کند. بابونه ضدحساسیت است و مشکلات ناشی از آلرژی سرماخوردگی را رفع می‌کند. در زیر سایر فواید این گیاه مطرح شده است:کاهنده سرفهمنبع آنتی‌اکسیدانخواب‌آورچای بادرنجبویه نابودگر علائم آزاددهنده سرماخوردگیبادرنجبویه سبب تعرق می‌شود و از این طریق در کاهش علائم سرماخوردگی بخصوص تب نقش مهمی دارد. دم کرده این گیاه التهاب گلو را از بین می‌برد و سبب کاهش سرفه می‌شود. مصرف این گیاه سیستم ایمنی بدن را تقویت می‌کند و به این صورت مبارزه با بیماری‌هایی مانند سرماخوردگی آسان‌تر می‌شود. در زیر به سایر خواص بادرنجبویه اشاره شده است:کاهش آبریزش بینیضدالتهاب و ضدباکتریاییدرمان سردردضدویروسدمنوش اسطوخودوس ضدعفونی کننده قویاسطوخودوس را معمولاً با برخی گیاهان مانند گل خطمی، آویشن و گل پنیرک ترکیب می‌کنند تا تاثیر آن چند برابر شود. برای باز شدن مجاری تنفسی از بخور روغن آن در آب جوش استفاده می‌شود. این گیاه خواص ضدعفونی دارد و سبب کاهش ترشحات بینی می‌شود. در زیر برخی دیگر از فواید اسطوخودوس آورده شده است:ضدالتهابتسکین‌دهنده دردضدویروسرفع‌کننده سرفه‌های خشککلام آخرتصور عموم این است که گیاهان دارویی عارضه‌ای ندارند و همه می‌توانند بدون هیچ گونه مشکلی از آن‌ها استفاده کنند. اما مصرف خودسرانه چنین گیاهانی ممکن است سبب آلرژی شود یا اینکه با بیماری زمینه‌ای فرد یا داروهای مصرفی او تداخل ایجاد کند. همچنین استفاده از این گیاهان در شرایطی مثل بارداری خطرناک است. از این‌رو توصیه می‌شود فرد قبل از هر اقدامی با پزشک مشورت کند.شما می‌توانند از طریق ویدئو زیر نحوه تهیه دمنوش آویشن و چای دارچین را آموزش ببینید. https://www.aparat.com/v/gYh4n شما در درمان سرماخوردگی از چه دمنوشی استفاده می‌کنید؟منابعمنبع1، منبع2، منبع3، منبع4</description>
                <category>Ameneh</category>
                <author>Ameneh</author>
                <pubDate>Sun, 19 Mar 2023 00:56:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در لحظه زندگی کن...</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38655504/%D8%AF%D8%B1-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%86-nttrw0alzcl5</link>
                <description>ای کاش فلان کار را انجام نمی‌دادم. ای کاش آن رفتار را نمی‌کردم. ای کاش زمان به عقب برمی‌گشت و من راه جبرانی داشتم. احتمالاً بارها پیش آمده که این حرف‌ها را با خود زمزمه کنیم. گفتن این حرف‌ها جز ناراحتی، دردی از ما دوا نمی‌کند. یا گاهی از ترس اینکه در آینده چه اتفاقی می‌افتد دچار استرس و اضطراب می‌شویم و قادر به انجام کاری نیستیم. اینجاست که هیچ لذتی از زندگی نمی‌بریم.ما تنها زمانی حق برگشت به عقب را داریم که هدفمان درس گرفتن از اشتباهات گذشته باشد. می‌دانیم که زمان رو به جلو حرکت می‌کند و اسیر شدن در دام اتفاقات گذشته ثمره‌ای جز افسردگی و حسرت ندارد. کسانی که در گذشته باقی می‌مانند هیچ پیشرفتی نمی‌کنند؛ زیرا زمان برای آن‌ها متوقف شده است.اگر قدری تامل کنیم به این نتیجه می‌رسیم که شرایط برای همه یکسان است و هیچ کس از فردای خود آگاه نیست. بنابراین دلیلی برای نگرانی وجود ندارد و نباید برای چیزی که اتفاق نیفتاده خود را تحت فشار قرار دهیم. ما قادر نیستیم کنترلی بر فردای خود داشته باشیم. اما می‌توانیم با حفظ آرامش و دوری از استرس فردای روشنی را برای خود رقم بزنیم.با چنین تفاسیری می‌توان گفت زندگی در لحظه تنها راه چاره است. اما زندگی در حال به معنای رها کردن آینده نیست بلکه لذت بردن از لحظه لحظه زندگی و امید به آینده روشن است. زندگی در حال نه تنها ما را به آرامش درونی می‌رساند بلکه باعث می‌شود اهداف خود را تقسیم‌بندی کنیم و تمرکز بیشتری روی آن‌ها داشته باشیم.ما برای موفقیت نیاز به آرامش و حس خوب داریم. چنین شرایطی تنها با رها کردن افکار مزاحم و آزاردهنده گذشته و اضطراب و استرس ناشی از آینده بدست می‌آید. هر لحظه از زندگی نعمتی است که خدا به ما ارزانی داشته پس ناسپاسی است اگر قدر آن را ندانیم و از آن استفاده نکنیم.فوایدی که در صورت زندگی کردن در زمان حال نصیب ما می‌شود شامل موارد زیر است:مهارت اجتماعی‌مان را تقویت می‌کندخلاقیت‌مان را افزایش می‌دهدقدردانی از زندگی را به ما می‌آموزدبه کاهش استرس‌مان کمک می‌کندروشنفکرانه به زندگی نگاه می‌کنیمشوخ‌طبع می‌شویمهمیشه راه‌های ساده‌ای وجود دارد که با انجام آن‌ها می‌توانیم از تمام لحظه‌های زندگی‌مان لذت ببرد. در زیر به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود:شکرگزاریپذیرفتن اشتباهات گذشته و عبور از آن‌هاعشق ورزیدن به انسان‌هاانجام کاری که از آن لذت می‌بریمسپری کردن اوقات خود با عزیزانماناگر ما قدر لحظات زندگی خود را بدانیم همه چیز برای ما مفهوم ارزشمندتری پیدا می‌کند. ما نه قادر به تغییر گذشته هستیم و نه می‌توانیم آینده را پیش‌بینی کنیم. بنابراین عاقلانه نیست که خود را گرفتار چیزی کنیم که از توان‌مان خارج است. اما تنها چیزی که در اختیار ما قرار دارد و می‌توانیم نهایت استفاده را از آن داشته باشیم همین زمان حال است. پس نباید از این فرصت طلایی غافل شویم.شما چقدر سعی می‌کنید در لحظه زندگی کنید؟منابع:منبع1، منبع2، منبع3</description>
                <category>Ameneh</category>
                <author>Ameneh</author>
                <pubDate>Thu, 16 Mar 2023 00:33:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>17 دروغ و یک حقیقت (دروغ 1)</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38655504/17-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D9%88-%DB%8C%DA%A9-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-1-g0iowoaq4cw3</link>
                <description>این کتاب در مورد دروغ‌هایی صحبت می‌کنه که ما به خودمون می‌گیم و نویسنده معتقده که آسیب این دروغ‌ها به مراتب بیشتر از دروغ‌هایی که به دیگران گفته می‌شه و مثل یه سد مانع پیشرفت و موفقیت ما می‌شن. چنین دروغ‌هایی ما رو قانع می‌کنن که ناتوانیم و هیچ کاری ازمون برنمی‌یاد.با این کار ما خودمون رو فریب می‌دیم و برای تلاش نکردن توجیهی مانند ناتوانی می‌سازیم. در واقع هر دروغ نشونه یه ترسه. ترس از اینکه در برابر دیگران احمقانه ظاهر نشیم. ترس از چیزهای جدید. ترس از مسیر طولانی پیش رو و خیلی از ترس‌هایی که ممکنه در ذهن ما ایجاد بشن.این دروغ‌ها شهامت رو از ما می‌گیرن تا مجبور به انتخاب ساده‌ترین راه بشیم. اما واقعیت اینه که ما موجود قدرتمندی هستم و توانایی در اختیار گرفتن زمام زندگی‌مون رو داریم. ما برای اینکه غیرممکن‌های زندگی‌مون رو ممکن بسازیم باید ذهن‌مون را گسترش بدیم و به قدرت فوق‌العاده خودمون ایمان داشته باشیم.دروغ اول: مهم اینه که چه کسانی رو می‌شناسیدنویسنده کتاب معتقده اینکه بگیم برای موفقیت در کارهامون نیاز به پارتی داریم، تفکری کاملاً اشتباه و یک دروغ بزرگ برای متوقف شدنه. در واقع آینده ما به اقدامی که خودمون انجام می‌دیم بستگی داره. برای موفقیت مهم نیست که چه کسی رو می‌شناسیم. مهم اینه که با کسی که می‌شناسیمش چه کارهایی می‌تونیم انجام بدیم.نویسنده تجربه نوشتن کتابش رو این گونه مطرح می‌کنه:هر بار خواستم کتابی بنویسم در سد «مهم این است که چه کسانی را می‌شناسید» متوقف شدم. چون کسی رو در دنیای نشر نمی‌شناختم تصورم این بود که شانسی برای چاپ کتابم ندارم. اما در ادامه توضیح می‌ده که چطوری یه اتفاق ساده به چاپ کتابش کمک می‌کنه.برای اینکه دخترم استفانی بتوانه مبلغی رو برای اردوی تابستانی‌ش پس‌انداز کنه. لیستی از 60 ناشر رو تهیه می‌کردم و از استفانی خواستم تا برای هر کدوم از اون‌ها نامه‌ای درباره کتابم بنویسه. دخترم با تلاش و انگیزه این کار رو تا پاسی از شب انجام می‌داد. به خودم می‌گفتم بیچاره استفانی که بیهوده این همه زحمت می‌کشد. اما بعد اتمام کار مردد بودم که نامه‌ها رو پست کنم یا نه. فکر می‌کردم این کار جز صرف وقت و هزینه ثمره‌ای نداره و از ارسال نامه‌ها منصرف شده بودم. ولی یادآوری تلاش‌های دخترم باعث ‌شد نامه‌ها رو پست کنم.در کمال ناباوری حدود سه هفته بعد از ارسال نامه‌ها، هفت ناشر با من تماس گرفتن و علاقمندیشون رو برای چاپ کتابم اعلام کردن. باور کردن این مسئله برایم سخت بود؛ زیرا این اتفاق خلاف باور من بود. اما وقتی با دخترم تماس گرفتم که این خبر خوب رو به او بدم. دخترم در جواب گفت: «فقط هفت ناشر؟»در واقع از نظر استفانی تماس این تعداد ناشر خیلی کم بود. اما از نظر من حتی تماس گرفتن یک ناشر هم کافی بود.نتیجه‌گیریتنها کسی که می‌تونه ما رو به موفقیت برسونه تلاش‌ها و ایمانی که به توانایی‌هامون داریم. اگه ما اراده کافی برای انجام کاری داشته باشیم قطعاً در اون کار موفق می‌شیم. اما در مقابل، بزرگ‌ترین مانع برای نرسیدن به اهداف‌مون افکار منفی و دروغ‌هاییه که ما در مورد توانایی‌هامون در ذهن‌مون ایجاد می‌کنیم.وابستگی به دیگران فقط ما رو از انجام کارها باز می‌داره و باعث می‌شه بهونه‌ای بشه برای انجام ندادن کارها. اگه به قدرت ذهن خودمون ایمان داشته باشیم، انگیزه در وجود رشد می‌کنه و هیچ وقت به امید دیگران دست از کار نمی‌کشیم.اگه این کتاب رو خوندید نظرتون رو بهم بگید؟کتاب</description>
                <category>Ameneh</category>
                <author>Ameneh</author>
                <pubDate>Mon, 13 Mar 2023 22:48:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فوبیای جلسه دفاع</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38655504/%D9%81%D9%88%D8%A8%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9-qvzixukpzxwv</link>
                <description>من همیشه عاشق درس خوندن بودم و با اشتیاق همه دوره‌های تحصیلم رو طی کردم. اما ترس از جلسه دفاع ارشد همیشه با من همراه بود. الان که بهش فکر می‌کنم برام عجیبه که چرا ازش تو ذهنم یه غول ساخته بودم. اما علاقه به ادامه تحصیل باعث شد به اون بخش از ترسم فکر نکنم و تصمیم بگیرم ارشدم رو بخونم.بعد از ورود به دانشگاه با اتمام هر ترم یه قدم به ترسم نزدیک‌تر می‌شدم. اما چاره‌ای نداشتم و مجبور بودم ادامه بدم. بنابراین قدم اول یعنی انتخاب استاد راهنما رو برداشتم و دقیقاً استادی رو انتخاب کردم که اهل نمره دادن الکی نبود و از دانشجو کار جدی می‌خواست.استاد سختگیر، اما باوجدانی بود و همین کافی بود که اگه دنبال ارائه یه کار باکیفیت باشی ایشون رو انتخاب کنی. مخصوصاً برای کسی که می‌خواست خودش پایان‌نامه‌شو بنویسه، گزینه مناسبی بود. درسته بیشتر وقت‌ها درست‌ترین راه، سخت‌ترین راهه. اما با رسیدن به نتیجه خوب قطعاً احساس رضایت بیشتری داریم.به استادم پیام دادم و ازشون خواستم که قبول کنه استاد راهنمام بشه. گفتن که باید کارت رو ببینم و بعداً نظر می‌دم. من هم موضوعم رو ترجمه کردم و براشون فرستادم تا بررسی کنن. استرس اینو داشتم که ردم کنه. هر چند بعداً که فهمید درخواست خیلی از بچه‌ها رو رد کردن به خودم امیدوار شدم.در طول ترم پایان‌نامه، از اونجایی که راهم دور بود فقط بصورت مجازی با استادم در ارتباط بودیم. سخت بود اما چاره‌ای نداشتم . هر فصل رو که تموم می‌کردم یه حس متناقض داشتم. حس خوشحالی از اینکه یه فصل تموم شده و استرس بخاطر نزدیک شدن به جلسه دفاع.فراز و فرودهای زیادی در طول نگارش پایان‌نامه داشتم. خیلی از بچه‌ها پایان‌نامه‌هاشون رو با پرداخت هزینه‌ای انجام دادن و دفاعشون تموم شد. من برای هر خط نگارش متنش خیلی زحمت کشیدم و تنها کسی که می‌تونستم ازش کمک بگیرم استاد راهنمام بود. البته گاهی به شکل مجازی از خواهر دوستم سوالاتی می‌پرسیدم و ایشون راهنماییم می‌کرد و همین باعث شد که بصورت مجازی یه دوست خوب هم پیدا کنم.بعد از کلی سختی نگارش پایان‌نامه با کمک استادم تموم شد و اون رو تحویل دانشگاه دادم و منتظر تعیین روز دفاع شدم. اما جالب اینجا بود که دیگه ترس و استرس قبل رو نداشتم. بماند که دانشگاهم اذیت‌های خودش رو داشت و چه استرس‌هایی که بهمون وارد نمی‌کرد.بالاخره باهام تماس گرفتن و تاریخ دفاع رو مشخص کردن. اما نکته مثبت قضیه این بود که با دوستم معصومه یه روز دفاع داشتیم و همین باعث شد با هم هماهنگ بشیم. با دانشگاه تماس گرفتم و خواهش کردم که ساعت دفاع ما رو پشت هم بذارن تا برای پذیرایی و همراهی مشکلی نداشته باشیم. مسئول تحصیلات تکمیلی برگشت بهم گفت: خانم مگه می‌خواید تدارک پذیرایی عروسی ببینید که اصرار دارید با هم باشید. اما خوشبختانه در نهایت قبول کردن.یه روز قبل از دفاع رفتیم خوابگاه و خرید پذیرایی رو انجام دادیم. در کمال تعجب شب از طرف دانشگاه تماس گرفتن که ساعت دفاع تغییر کرده. یعنی این همه نظم و برنامه‌ریزی و درک شرایط دانشجو از طرف دانشگاه واقعاً نوبر بود.روز دفاع  آژانس گرفتیم و کلی وسیله داشتیم که باید از خوابگاه به بیرون از محوطه انتقال می‌دادیم. تا ماشین رو دیدیم اون همه وسیله رو با عجله داخل ماشین گذاشتیم و بعد سوار شدیم. راننده مکثی کرد و مسیر رو پرسید. تازه متوجه شدیم اشتباهی سوار شدیم.تصور کنید اون همه وسیله رو دوباره پیدا کردیم و در حالی که استرس دیر رسیدن رو داشتیم. از خنده غش کرده بودیم و نمی‌دونستیم باید اون لحظه چیکار کنیم. با کمی انتظار آژانس رسید این بار محتاطانه عمل کردیم و بعد از اطمینان سوار شدیم.اون روز 7 تا جلسه دفاع برگزار شد. دفاع من قبل از دوستم بودم . چند سال استرس در چند ساعت دفاع خلاصه شد. دفاع من با بهترین شکل ممکن گذشت و با بازخوردی که از استادهام داشتم همون لحظه اول استرسم از بین رفت. از پایان‌نامم خیلی راضی بودن و قرار شد به عنوان یه پایان‌نامه الگو در اختیار ترم پایینی‌ها قرار بگیره.الان فکرش رو می‌کنم می‌بینم چقدر بیهوده استرس داشتم:))پند اخلاقی این تجربه برای من:گاهی ترس‌ها فقط یه نقطه عبورن و شاید لازم باشه چشم‌هامون رو ببندیم و نسبت به اون‌ها بی‌تفاوت باشیم. جنگیدن همیشه بد نیست مخصوصاً اگه مطمئن باشی که قراره یه پله رشد کنی. برای موفق شدن باید تو دل ترس‌ها زد و تلاش و توکل رو هرگز فراموش نکرد.خدا جوری پازل‌ها رو کنار هم می‌چینده که در بدترین شرایط بهترین خاطره‌ها برات رقم بخوره. معجزه خدا می‌تونه یه اتفاق ساده باشه که برای تو یه دستاورد بزرگ داشته باشه.فوبیای شما چی بوده که الان بهش می‌خندید؟منبع عکس</description>
                <category>Ameneh</category>
                <author>Ameneh</author>
                <pubDate>Wed, 08 Mar 2023 21:21:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بالاخره کتاب زن زیادی جلال آل احمد رو خوندم</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38655504/%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AE%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%86-%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A2%D9%84-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B1%D9%88-%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%85-garzclbf0zaf</link>
                <description>چند روز پیش بعد از مدت‌ها تونستم سری به کتابخونه بزنم و چند تا از کتاب‌های جلال آل‌احمد رو به امانت بگیرم. بین کتاب‌هاش زن زیادی خیلی نظرمو به خودش جلب کرده بود. لحظه شماری می‌کردم فرصتی پیدا کنم که بتونم بخونمش. بالاخره امروز بین کارهام، خودم رو مقید کردم که بیام و حداقل یکی از داستان‌های این مجموعه رو مطالعه کنم و اگه بشه در موردش بنویسم.کتاب رو که باز کردم اول یه سری به فهرست داستان‌هاش زدم و آخرین موردی که عنوانش هم با اسم کتاب یکی بود رو انتخاب کردم. البته اسم کتاب برام جدید نبود چون توی دوران دبیرستان یه چیزایی ازش می‌دونستم ولی هیچ وقت فرصت خوندش رو پیدا نکردم. شاید دلیل اشتیاقم برای مطالعه این کتاب به همون دوران دبیرستان برمی‌گرده.بعد خوندن داستان حس خوبی نداشتم. هر چند اسم کتاب گویای همه چیز بود و انتظار این رو داشتم که با یه مسئله ناراحت‌کننده مواجه بشم. ولی تصور نمی‌کردم بتونم اینقدر با شخصیت اصلی داستان همدردی کنم. واقعاً فکر کردن به زندگی در چنین شرایطی هم دردآوره.ماجرای داستان در مورد خانمی بود که توی سی‌و‌چهار سالگی ازدواج می‌کنه و بزرگ‌ترین دغدغه‌ش یعنی کچلی، زندگیش رو به نابودی می‌کشونه. با وجود اینکه همسرش هم در راه رفتن مشکل داشته؛ ولی در نهایت خونواده شوهر موفق می‌شن پسرشون رو راضی کنن که تنها بعد از چهل روز زندگی مشترک، عروسشون رو به جرم اینکه از کلاه‌گیس استفاده می‌کنه و اصطلاحاً کچله طلاق بده.با وجود اینکه خانم در مورد این موضوع کاملاً صادقانه رفتار کرده و این اصرار همسر بوده که خونواده‌ش از این مسئله خبردار نشن. اما بعد از کنجکاوی‌های بی‌مورد مادرشوهر و لو رفتن قضیه، مرد نادان به راحتی تن به طلاق زن بیچاره میده.گر چه زن بینوا به زندگی با این آقای نامحترم حتی در بدترین شرایط هم راضی بوده. اما هیچ وقت فرصت اظهارنظر پیدا نمی‌کنه و به اجبار به خونه پدری برمی‌گرده. از طرفی ترس از حرف مردم بیشتر از هر چیزی اون رو تحت فشار قرار می‌ده و با خودش میگه: ای کاش حداقل بعد از یکسال، کار به طلاق می‌کشید. تا مردم منو بخاطر چهل روز زندگی مشترک سرزنش نکنن.در آخر هم زن خودش رو مقصر می‌دونه که اولاً در مقابل اون‌ها سکوت کرده. دوماً با وجود اصرارهای برادرش قدمی برای یادگیری سواد برنداشته. یا مثل خیلی از دخترهای اطرافش تلاشی برای یاد گرفتن هنری نکرده. تا بتونه منبع درآمدی داشته باشه و در چنین شرایطی احساس سربار بودن نکنه.چیزی که بعد از مطالعه در ذهن من نقش بست:بعض وقتا ما آدم‌ها چقدر راحت می‌تونیم روی همدیگه تاثیر بذاریم. پس اگه ما نفوذ کلام خوبی داریم چرا در جهت مثبت ازش استفاده نکنیم. یا اینکه چرا بعضی‌ها اینقدر سرسری از تعهداتشون نسبت به دیگران می‌گذرن. در حالی که اگه قدری انصاف به خرج بدن و خودشون رو جای طرف مقابل بذارن شاید تصمیم خودخواهانه‌ای نگیرن.خود ما هم می‌تونیم نقش مهمی در نوع رفتاری که دیگران با ما دارن، داشته باشیم. مثلاً هر چقدر مشکلاتمون رو بزرگ و مهم نشون بدیم باعث میشه دیگران هم اون‌ها رو برجسته ببینن و به خودشون اجازه بدن ما رو بخاطر چنین مشکلی تحقیر کنن. البته ضعف نشون دادن و کوتاه اومدن هم می‌تونه دلیلی بشه تا دیگران از ما سوءاستفاده کنن. به قول جمال‌زاده از ماست که بر ماست.شما چه برداشتی بعد از مطالعه این داستان داشتید؟منابع:کتاب زن زیادی جلال‌آل‌احمدمنبع عکس</description>
                <category>Ameneh</category>
                <author>Ameneh</author>
                <pubDate>Wed, 08 Mar 2023 00:12:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماجرای فعالیت من در ویرگول</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38655504/%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-p2vazzqm2pd2</link>
                <description>تا همین یکی دو هفته پیش من شناخت زیادی از فعالیت در ویرگول نداشتم. در همین حد می‌دونستم که فضایی برای نوشتنه. داستان فعالیت من در ویرگول از اینجا شروع شد که یه آگهی دوره کارآموزی تولید محتوا باعث شد فرم پر کنم و رزومه بفرستم. اما با وجود اینکه روز جلسه معارفه مشخص شده بود هنوز مردد بودم که دوره رو شرکت کنم یا نه. با این حال اولین نکته مثبتی که باعث جلب توجه من شد. تعیین اختیاری روز معارفه بود. اما با توجه به شرایطم دو تا مشکل وجود داشت: یکی نوشتن متن حداقل 1000 کلمه‌ای و دوم 8 ساعت فعالیت در طول روز. خلاصه بعد از جلسه و آشنایی مختصر با مدیر و تسهیلگر، قرار شد قبل از عضویت در گروه کارآموزی حداقل 500 کلمه روزانه‌نویسی در طی ۵ روز در محیطی مثل ویرگول داشته باشیم.روز اول بعد نوشتن متن به تسهیلگر پیام دادم، نمی‌شه متن رو بصورت فایل بفرستم؟ ایشون گفتن ساختن اکانت در ویرگول رو باید در نهایت انجام بدید. پس چه بهتر از همین الان شروع کنید. البته قبلش یه سرچی انجام داده بودم و می‌دونستم چطوری میشه اکانت ساخت؛ اما دنبال یه راه بی‌دردسر بودم که نشد. در نهایت با یه توفیق اجباری وارد محیط ویرگول شدم.اما ماجرا به اینجا ختم نمی‌شه. تصور من این بود قراره 5 روز روزانه‌نویسی انجام بدم و بعد دوره کارآموزی با دریافت تیتر و مقاله‌نویسی و آموزش‌های دیگه ادامه پیدا کنه. اما بعد از 5 روز که وارد گروه شدم تازه فهمیدم برنامه روزانه‌نویسی سر جاشه و باید متمم خوانی رو هم بهش اضافه کنم.اوایل مدیریت زمان برام خیلی سخت بود. یا باید از کارهای خودم میزدم یا اینکه کارآموزی رو رها می‌کردم. ولی حس مثبتی که از آدمای این تیم گرفتم دوست داشتم ادامه بدم و از طرفی می‌خواستم خودم رو هم محک بزنم. ببینم می‌تونم یه تعادل بین برنامه‌هام ایجاد کنم. هفته اول سخت بود اما سعی کردم تقریباً به تعهداتم پایبند باشم.نکته جالب بعدی گروه، استفاده از واژه مرام‌نامه به جای کلمه خشک قوانین بود. مدیر گروه خودش رو مدیر نمی‌دید در حالی که مدیر بود و رفتار سازمانی رو خوب بلد بود. قدم به قدم به ما کمک می‌کرد که ایراداتمون رو رفع کنیم و اگه نکته مثبتی وجود داشت تشویق می‌شدیم. تسهیلگر مهربون گروه هم که با حوصله متن‌ها رو می‌خوند و اشکالات رو تدریجی در قالب نکته گوشزد می‌کرد و به سوالای ما جواب می‌داد.البته جدیت هم در کنار رفتار دوستانه وجود داشت. مثلاً اگه کسی فعالیت روزانه‌شو رو انجام نمی‌داد از گروه حذف می‌شد. چند نفر به همین دلیل از گروه حذف شدند و این کار باعث شد من احساس کنم زیر تیغ گیوتین قرار دارم و هر لحظه ممکنه طناب رها بشه و من از گروه حذف بشم. که خوشبختانه فعلاً هستم. البته امیدوارم که این گروه پا بر جا باشه و من و بقیه بتونیم چیزای بیشتری از این تیم یاد بگیریم.وارد شدن من به این گروه بهانه‌ای شد تا خودم رو به چالش بکشم و بتونم روی یکی از نمی‌تونم‌های ذهنم خط بکشم. تا قبل از این ماجرا مدیریت تعداد کلمات در روز برام سخت بود و همین دلیلی می‌شد که تصور کنم من توی نوشتن کُندم و از این بابت به خودم استرس وارد می‌کردم. البته چند وقتیه دارم تمرین می‌کنم افکار منفی رو از خودم دور کنم.در آخر می‌خوام بگم ما نباید به خودمون تلقین کنیم که توانایی انجام هر کاری رو نداریم. در حالی که ما قابلیت‌هایی داریم که شاید خودمونم از اونا غافلیم. این افکارمون هستند که ما رو به انجام کاری تشویق می‌کنن یا مانع انجام اون می‌شن. پس سعی کنیم همیشه مثبت فکر کنیم.حضرت علی (ع) می‌فرماید: هر گاه از کاری ترسیدی خود را در آن بینداز؛ زیرا ترس از آن کار، بزرگتر از خود آن کار است.منبع عکس</description>
                <category>Ameneh</category>
                <author>Ameneh</author>
                <pubDate>Mon, 06 Mar 2023 22:16:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه خاص باشیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38655504/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D8%B5-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-ojfoof7ur3ey</link>
                <description>گاهی تصور می‌کنیم برای خاص بودن باید کار عجیب و متفاوتی انجام بدیم. اما اگه قدری تامل کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که برای خاص بودن فقط باید خودت باشی. خداوند همه ما رو با ویژگی‌های اخلاقی و ظاهری متفاوتی آفریده. این یعنی هیچ کس شبیه تو نیست و تو یک آدم خاص و متفاوتی.اما برای خاص‌تر شدنت هم برنامه‌هایی چیده و راه‌هایی رو برات مشخص کرده. راهی که تو رو خاص‌تر و زیباتر از همیشه نشون بده و اون چیزی نیست جز اینکه از خوب بودنت فاصله نگیری. خوب بودن و خوب موندن کار سختیه. اما اگر قلقش رو پیدا کنی و بتونی ادامه بدی، اولین کسی که بیشترین رضایت و حال خوب رو داره، خود خودتی.راه بعدی خاص بودن استفاده از تمام قابلیت‌ها و توانایی‌هایه که خدا در وجود همه ما قرار داده. آدمایی که این راه رو درست پیش رفتن و به موفقیت رسیدن متفاوت بودنشون رو به خوبی به رخ دیگران کشیدن. چنین آدمایی اطراف ما کم نیستن. اگه اونا تونستن پس مام می‌تونیم.آدمایی که سعی می‌کنن کار عجیبی انجام بدن یا در اصطلاح تابوشکن باشن، توهم خاص بودن دارن. این آدما فقط دنبال جلب توجه‌ان. اونا با این کار می‌خوان به یه منفعت شخصی برسن. در حالی که خاص بودن یعنی مفید بودن برای دیگران.اگه به اطرافمون یه نگاه بندازیم قطعاً آدمای خاص زیادی رو می‌بینیم و اگه بیشتر فکر کنیم متوجه می‌شیم که داریم باهاشون زندگی می‌کنیم. بله درسته پدر و مادر. اونا برای ما خاص‌ترین و بهترین آدمای روی زمینن. کسایی که همیشه از خودشون گذشتن تا ما در رفاه و آرامش باشیم.در آخر می‌خوام بگم برای خاص بودن نیازی به انجام کار خارق‌العاده‌ای نیست. همین که سعی کنیم چیزی رو که خدا ازمون خواسته، باشیم یعنی خاصیم.تعریف شما از خاص بودن چیه؟منبع عکس</description>
                <category>Ameneh</category>
                <author>Ameneh</author>
                <pubDate>Mon, 06 Mar 2023 02:10:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خریددرمانی؛ روشی غیرعلمی اما موثر</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38655504/%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%85%D9%88%D8%AB%D8%B1-hvg0lxawa9db</link>
                <description>همه خانم‌ها خرید رو خیلی دوست دارند و اگه ازشون بخواین لیستی از علاقمندی­‌هاشون رو تهیه کنند قطعاً خرید در 5 مورد اول لیست قرار داره. این عمل نه چندان خوشایند البته از نظر آقایون، می‌تونه در استحکام بنای خانواده بسیار تاثیرگذار باشه. بنابراین به آقایون محترم توصیه میشه با تامل بیشتری به این مسئله نگاه کنن. در ادامه قدری این موضوع جذاب رو مورد بررسی قرار میدیم.دلیل علاقمندی خانم ها به خریدنوع نگاه خانم‌ها و آقایون دلیل خوبی برای علاقمندی یا تنفر اون‌ها به مقوله خریده. آقایون خرید رو کاری خسته‌کننده و بیهوده می‌بینند و عقیده دارن که خرید جز هدر دادن وقت و پول نتیجه دیگه‌ای نداره. در حالی که خانم‌ها نگاهی کاملاً متفاوت دارند و معتقدن خرید یکی از واجبات زندگیه و بدون اون زندگی لذت چندانی نداره.سن خانم ها و علاقمندی به خریدعلاقمندی به خرید در بین خانم‌ها به سن و سال ربطی نداره و همه اون‌ها بعد از 4 یا 5 سالگی میل و رغبت به خرید در وجودشون شکوفا میشه و همچنان ادامه خواهد داشت. فقط در یه صورت یه زن می‌تونه مانع از خرید بشه که در مقام والای مادری قرار داشته باشه و ترجیح بده دخترش پول‌هاشو پس‌انداز کنه. البته اینجام برنامه خرید سر جاشه فقط از خرید لباس به طلا تغییر رویه میده.تفاوت خرید آقایون با خانم هابیشتر آقایون بعد از وارد شدن به اولین مغازه خریدشون رو انجام میدن. طبق تحقیقات علمی کل زمان خرید آقایون 26 دقیقه اس. اما خانم‌ها باید کلی مغازه بگردن و سبک و سنگین کنند که مبادا خرید رو انجام بدن و در مسیر برگشت با مدلی مواجه بشن که بهتر از خریدشون باشه.از این‌رو ابتدا نقاط مشخص شده رو می‌گردن و بعد از این که به یقین کامل رسیدن، اولین موردی رو که در مغازه اول پسندیده بودن رو میخرن. تازه اگه شانس بیارن و به فروش نرسیده باشه. در غیر این صورت خرید به روز دیگه‌ای موکول میشه.نگاه فیسوفانه خانم‌ها به خریدخانم‌ها از لحظه تصمیم به خرید تا گشتن و پرو کردن و حتی هزینه کردن رو امری لذت‌بخش و جذاب می‌دونند. اون‌ها هیچ وقت از خرج کردن برای خرید ناراحت نمیشن. مگه اینکه از جنس خریداری شده رضایت نداشته باشن. که اون هم مقصر یا فروشنده اس، یا مشتری که بدموقع وارد مغازه شده و یا همراه خانمه که به احتمال زیاد آقام هست.بهترین همراه برای خرید کردنهمون طور که آقایون تمایل آنچنانی به همراهی خانم‌ها حین خرید ندارن. دقیقا خانم‌ها هم ترجیح میدن با همجنس خودشون بازارگردی کنن. چون ممکنه بعد از کلی گشتن در نهایت مجبور بشن چیزی رو بخرن که تحت فشار آقای همراه بوده و همین دلیلی بشه برای یه خرید مجدد در روزهای نه چندان دور.طبق تحقیقی که سال 2016 انجام شده، حدود پنجاه درصد زوج‌هایی که با هم به خرید میرن در نهایت کارشون به مشاجره می‌کشه. واقعاً اینقدر مسئله خرید پیچیده اس؟تاثیر دنیای دیجیتال بر علاقه شدید خانم ها به خریدقبل از اینکه فعالیت کسب و کارها در فضای مجازی اینقدر پررنگ بشه تنها راه جلوگیری از خرید خانم­ها رد نشدن از جلوی ویترین مغازه­‌ها بود. اما الان با پیشرفت دنیای دیجیتال هیچ راهی جز تسلیم شدن در برابر علایق اون­ها وجود نداره. مطمئناً آگاهید که یه خانم جوری سایت‌ها و پیچ‌های مورد علاقه‌ش رو رصد می‌کنه که هیچ سرمایه‌گذاری، به این شکل سرمایه‌شو دنبال نمی‌کنه.جمع بندیشاید عجیب باشه ولی روانشناسان معتقدن خرید کردن احساس شادی و آرامش رو در خانم‌ها افزایش میده. به همین دلیل فکر می‌کنم استفاده از عبارت خریددرمانی خیلی بی‌ربط نباشه. البته امتحان کردنش خیلی سخت نیست. کافیه به خانمی که حوصله هیچ کاری رو نداره پیشنهاد خرید بدین. مطمئن باشین با سرعت نور روحیه‌اش تغییر می‌کنه.آیا شما هم به خریددرمانی معتقدید؟منبع1، منبع2</description>
                <category>Ameneh</category>
                <author>Ameneh</author>
                <pubDate>Sat, 04 Mar 2023 21:16:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تکنیک ها و اصول پایه ای مهارت نوشتن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38655504/%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D9%86-ze1xmslj7anu</link>
                <description>عشق به نوشتن بخشی از وجود ماست. که در صورت پرورش آن به هنری ماندگار و دل‌چسپ تبدیل می‌شود. ما می‌توانیم با نوشتن متن‌های زیبا و مفید ارتباط‌ها را عمیق‌تر کنیم و دانسته‌های خود را با هم به اشتراک بگذاریم. کسب مهارت در نوشتن، اصول و قواعد خاصی دارد. که در این متن به آن‌ها اشاره می‌شود.مطالعه؛ اساسی ترین قدم در نوشتناولین و مهم‌ترین توصیه افراد حرفه‌ای برای تسلط در نوشتن، مطالعه زیاد است. البته تنها یکی از فواید مطالعه تقویت مهارت نوشتن است. خواندن کتاب‌های متنوع ما را به سطحی از آگاهی می‌رساند که بتوانیم آموخته‌های خود را با زبانی ساده به دیگران انتقال دهیم.مطالعه منظم علاوه بر افزایش اطلاعات عمومی به تقویت نوشتاری ما نیز کمک زیادی می‌کند. کتاب ما را با دنیای کلمات آشنا می‌سازد و نحوه استفاده از آن‌ها را به خوبی به ما می‌آموزد.تمرین؛ لازمه کسب مهارت در نویسندگیموفقیت در نوشتن با تمرین زیاد بدست می‌آید. کسانی می‌توانند این مهارت را به خوبی کسب کنند که هر روز زمانی را برای نوشتن در نظر بگیرند و چه بهتر که سعی کنند تعدادی کلمات تعیین شده را در زمانی مشخص بنویسند. چنین کاری علاوه بر تقویت نوشتن، سرعت ما را نیز افزایش می‌دهد و به یک عادت خوب همیشگی تبدیل می‌شود.توجه به مخاطب؛ راهکاری ضروری در بهبود نویسندگیقبل از شروع نوشتن بهتر است خود را جای مخاطب قرار دهیم و از نگاه او نوشته را ببینیم. در واقع یک متن خوب باید بتواند نیاز مخاطب را برطرف کند. به طوری که بعد از مطالعه نوشته حس خوبی به او منتقل شود و به این نتیجه برسد که وقت خود را بیهوده تلف نکرده است و چیزی به یافته‌های او اضافه شده است.تحلیل نوشته های دیگران؛ راهی برای بهبود نوشتنیکی دیگر از کارهای تاثیرگذار در نوشتن تجزیه و تحلیل نوشته‌های دیگران است. ما با بررسی نوشته‌های افراد حرفه‌ای می‌توانیم به ایرادات خود پی ببریم و از تکرار آن جلوگیری کنیم. یا نکته‌هایی را که از آن‌ها غافل بوده‌ایم در متن خود رعایت کنیم. حتی مطالعه متون افراد غیرحرفه‌ای نیز در صورتی که به سطحی از آگاهی رسیده باشیم در بهبود نوشته‌های ما بی‌تاثیر نیست.ویرایش نوشته های خود؛ حرکتی بااهمیت در مهارت نویسندگیهیچ گاه نباید از ویرایش نوشته‌های خود غافل شویم. همیشه بعد از اتمام متن بهتر است چند ساعتی آن را رها کنیم و مجدد به سراغش برویم و آن را با صدای بلند بخوانیم. قطعاً این کار سبب می‌شود ایرادهایی که در لحظه نوشتن از چشم ما دور بوده آشکار شود. همین کار ساده به زیبایی نوشته ما کمک زیادی می‌کند و مانع از تکرار این اشتباهات در آینده می‌شود.استفاده از جملات کوتاه و ساده؛ موثر و کاربردی در تقویت نوشتنما برای اینکه بتوانیم مخاطب را جذب کنیم باید قادر باشیم کوتاه و ساده بنویسیم. مخاطب حوصله خواندن متن طولانی یا توضیح اضافی را ندارد. جملات سخت و پیچیده مخاطب را از خواندن ادامه مطلب منصرف می‌کند؛ زیرا درک مفهوم جملات گنگ زمان زیادی را از او می‌گیرد. در واقع هر چقدر جملات ساده و روان باشند مخاطب ارتباط بهتری با متن برقرار می‌کند.نظرخواهی از دیگران؛ راه گشا در تقویت نوشتنیکی از راه‌هایی که می‌تواند به بهبود نوشتن ما کمک کند نظرخواهی از دیگران است. ما با اشتراک گذاشتن نوشته خود با دیگران سریع‌تر به ایرادات آن پی می‌بریم و با سلیقه مخاطب بیشتر آشنا می‌شویم. همچنین در میان نظرات آن‌ها به ایده‌های جدیدی دست پیدا می‌کنیم که قطعاً در تقویت نویسندگی ما موثر خواهد بود.یادگیری قواعد نگارشی؛ مکمل مهارت نویسندگیرعایت قواعد نگارشی بخش جدایی ناپذیر یک متن خوب است. اگر می‌خواهیم متن ما خوانا باشد باید از قواعد نگارشی بدرستی و بجا استفاده کنیم. این کار سبب می‌شود مخاطب با اشتیاق بیشتری متن را دنبال کند و به خوبی آن را بفهمد. ما می‌توانید ابتدا با قواعد ساده‌تر شروع کنیم سپس با مهارت بیشتر در نوشتن، اصول نگارشی بیشتری را بیاموزیم.نتیجه گیریما برای اینکه به مهارت قابل قبولی از نویسندگی دست پیدا کنیم باید پویا و پر تلاش باشیم و هیچ گاه خسته و ناامید نشویم. نوشتن راهی طولانی است که با استمرار در آن به نتیجه مطلوب می‌رسیم. بروز بودن یکی از ویژگی‌های نویسندگان موفق است که ما هم نباید از آن غافل شویم. انجام تکنیک‌های ذکر شده در این متن در عین سادگی بسیار کارآمد و موثر هستند.بنجامین فراکلین می‌گوید: «یا چیزی بنویس، که ارزش خواندن داشته باشد یا کاری انجام بده، که ارزش نوشتن داشته باشد.»شما چه تکنیک‌های دیگری برای تقویت مهارت نوشتن پیشنهاد می‌کنید؟منبع1، منبع2، منبع3، منبع4</description>
                <category>Ameneh</category>
                <author>Ameneh</author>
                <pubDate>Wed, 01 Mar 2023 23:56:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>8 فایده عجیب و ماندگار مطالعه</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38655504/8-%D9%81%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D9%88-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%87-nk7yuoeshjz5</link>
                <description>کتاب بخوانید تا بروز باشید . جمله‌ای که همه ما به آن یقین داریم. هر چند ممکن است گاهی کوتاهی کنیم. اما برای شروع هیچ وقت دیر نیست. مطالعه علاوه بر اینکه یک تفریح لذت‌بخش است، می‌تواند راهی موثر برای کسب دانش و تجربه باشد. ما در این متن با مهم‌ترین فواید مطالعه آشنا می‌شویم تا بیش از پیش به کتاب خواندن اهمیت دهیم.تقویت حافظهمطالعه نوعی ورزش مغز محسوب می‌شود و تداوم آن مغز را وادار می‌کند تا دائما در حال پردازش و ذخیره اطلاعات جدید باشد. هر چه زمان بیشتری را صرف خواندن کتاب کنیم فعالیت مغز ما نیز بیشتر می‌شود و حافظه فرصت زوال پیدا نمی‌کند. با این کار حافظه کوتاه‌مدت و بلندمدت همزمان تقویت می‌شود و از بروز بیماری مانند: آلزایمر جلوگیری می‌کند.بهبود کیفیت خوابهمه ما توصیه‌های زیادی را در مورد مطالعه قبل از خواب شنیده‌ایم و حتماً تجربه چرت زدن حین کتاب خواندن را داشته‌ایم. طبق تحقیقات انجام شده، مطالعه قبل از خواب، چشم را خسته می‌کند و زودتر می‌خوابیم. چنین عملی سبب آرامش ذهن و بهبود کیفیت خواب می‌شود. از طرفی خواب باکیفیت عملکرد ما در طول روز بهبود می‌یابد.افزایش عملکرد مغزکتاب خواندن نه تنها روند پیری مغز را کند می‌کند بلکه سبب تقویت و افزایش تمرکز می‌شود و به سلامت روان کمک می‌کند. مطالعه مستمر قدرت تحلیلی ما را افزایش می‌دهد و در موقعیت‌های حساس و تصمیم‌گیری‌های مهم یاری‌گر ماست. هر چقدر دامنه اطلاعات خود را گسترش دهیم عملکرد مغز را بیشتر می‌کنیم.کاهش استرسخصلت بارز مطالعه دعوت به آرامش است. سی دقیقه مطالعه در طول روز می‌تواند به اندازه انجام تمرینات یوگا برای ما آرامش بخش باشد. خواندن کتاب ما را از افکار منفی و استرس‌زایی که با آن مواجه هستیم را دور کند. ما می‌توانیم با اندک زمانی که برای مطالعه در نظر می‌گیریم به مدیریت استرس خود کمک بسیاری کنیم.فن بیانیکی از فواید مطالعه افزایش مهارت سخنوری است. ما با خواندن کتاب دانش کافی را در زمینه‌های مختلف کسب می‌کنیم و با تلفظ درست کلمات آشنا می‌شویم. کسب این مهارت‌ها اعتماد به نفس ما را برای صحبت کردن بالا می‌برد. علاوه بر این کتاب‌های که در این زمینه نوشته شده‌اند، این مهارت را بصورت تخصصی به ما آموزش می‌دهند.گسترش کسب دانش و آگاهیافرادی که اهل مطالعه هستند معمولاً به راحتی در مورد موضوعات مختلف اظهارنظر می‌کنند. اصطلاحاً گفته می‌شود اطلاعات عمومی خوبی دارند. در دنیایی که مدام در حال تغییر است همه ما نیاز داریم که اطلاعات خود را گسترش دهیم. تا از دیگران عقب نمانیم. چنین کاری تنها با مطالعه و خواندن کتاب شدنی است.افزایش قدرت تفکر و تعقلخواندن مطالب مختلف، قدرت نقد کردن را در ما افزایش می‌دهد و دامنه تفکر ما را گسترده‌تر می‌کند. ما با مطالعه ذهن خود را به چالش می‌کشد. تا بیشتر از قدرت تعقل خود استفاده کنیم و در تصمیمات خود عاقلانه‌تر رفتار کنیم. افرادی که اهل مطالعه هستند معمولا کمتر تحت تاثیر شرایط قرار می‌گیرند و از تصمیمات عجولانه و غیرمنطقی به دور هستند.مهارت نوشتنقدم نخست در نوشتن، استمرار در مطالعه است. این کار نوعی تمرین نویسندگی محسوب می‌شود. خواندن کتاب دایره واژگان ما را گسترش می‌دهد و مهارت نویسندگی را در ما تقویت می‌کند. ما با مطالعه کتاب‌های مختلف علاوه بر کسب دانش با انواع سبک نوشتاری آشنا می‌شویم و با ادامه آن یک سبک نوشتن خاص برای خود ایجاد می‌کنیم.نتیجه گیریمزیت‌های کتاب خوانی بر هیچ کس پوشیده نیست. مهم‌ترین فایده مطالعه کمک به سلامت جسم و روح است. مطالعه علاوه بر اینکه اوقات لذت‌بخشی را برای ما رقم می‌زند به آگاه‌تر شدن ما نیز کمک می‌کند و سبب تقویت بسیاری از مهارت‌های فردی ما می‌شود. خواندن کتاب آنقدر بر زندگی ما تاثیرگذار است که حتی می‌تواند مسیر زندگی ما را تغییر دهیم.شما چه فواید دیگری از مطالعه را پیشنهاد می‌دهید؟منابع:منبع1، منبع2، منبع3، منبع4</description>
                <category>Ameneh</category>
                <author>Ameneh</author>
                <pubDate>Tue, 28 Feb 2023 22:07:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه چاشنی شگفت انگیز یادگیری</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38655504/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%86%D8%A7%D8%B4%D9%86%DB%8C-%D8%B4%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-kornqbomwvhs</link>
                <description>تجربه بهترین معلم است. جمله‌ای که نقش حیاتی تجربه در یادگیری ما را به زیبایی بیان می‌کند. همه ما می‌دانیم کسب دانشی که آمیخته با تجربه باشد، بدون شک ماندگاری ابدی به همراه دارد. این تجربه‌های موفق و ناموفق مجموعه درس‌های ارزشمندی هستند که در طول عمر بدست می‌آوریم و آن را با دیگران به اشتراک می‌گذاریم. در ادامه با مفهوم تجربه بیشتر آشنا می‌شویم.راه های کسب تجربه کدام است؟ما می‌توانیم از دو راه به تجربه دست پیدا کنیم. اولین راه مجموع اقداماتی است که خود ما با آزمون و خطا انجام می‌دهیم و در نهایت به نتیجه می‌رسیم. این راه معمولاً به زمان بیشتری نیاز دارد و انرژی زیادی از ما می‌گیرد. اما رسیدن به موفقیت از این مسیر دل‌چسب‌تر خواهد بود و برای همیشه در ذهن ما ماندگار می‌ماند.راه دوم کسب تجربه کمک گرفتن از دیگران است. در واقع این روش، نوعی میانبر است و ما بدون آنکه مسیر طولانی طی کرده باشیم از دانش دیگران برای رسیدن به اهداف خود استفاده کرده‌ایم. مزیت این روش ذخیره انرژی و زمان جهت ادامه مسیر است.چگونه از تجربیات خود نهایت استفاده را ببریم؟کسب تجربه همیشه با آموزش و یادگیری همراه است. ما می‌توانیم تجربیات تلخ و شیرین خود را در کنار هم قرار دهیم و به نقاط ضعف و قوت خود برسیم. این کار ما را آگاه می‌کند تا تلاش هدفمندی داشته باشیم و راه‌هایی را انتخاب کنیم که احتمال موفقیت در آن‌ها بیشتر است. در واقع با کسب تجربه ما مهارت لازم برای حل مسئله را بدست می‌آوریم.آیا انتقال تجربه همیشه از سوی افراد مسن تر است؟شاید در گذشته انتقال تجربه بیشتر از سمت افراد میانسال به جوانان بوده است. اما امروزه با پیشرفت علم و تکنولوژی بخشی از این فرآیند بر عهده جوانان است. حتی کودکان در این زمینه نیز بی‌بهره نیستند و خیلی وقت‌ها شاهد انتقال آموزش از سوی کودکان به بزرگسالان بوده‌ایم. هر چند همه ما می‌دانیم که تجربه سن و سال نمی‌شناسد و هر انسان فعالی می‌تواند کوله باری از تجربه باشدآیا شکست نوعی تجربه است؟یقیناً همه ما جمله معروف شکست پلی برای موفقیت است را شنیده‌ایم. شکست قطعاً نوعی تجربه محسوب می‌شود. شاید تحمل شکست بعد از تلاش‌هایی که انجام داده‌ایم قدری سخت باشد. اما می‌تواند نقش مهمی در موفقیت‌های آینده ایفا کند. ما می‌توانیم از شکست‌های خود درس بگیریم و از آن‌ها به نفع خود استفاده کنیم.تجربه در زندگی ما چقدر اهمیت دارد؟ما در هر لحظه از زندگی در حال کسب تجربه هستیم و می‌دانیم بخش زیادی از آموزه‌های ما ریشه در این تجربیات دارد. انسان‌های پویا و پرتلاش دائماً در حال یادگیری هستند و برای پیشرفت و موفقیت نیاز به کسب تجربه دارند. البته گاهاً از تجربیات دیگران نیز استفاده می‌کنند تا درصد خطای کمتری داشته باشند و با اطمینان بیشتری به اهداف خود برسند.جمع بندیتجربه می‌تواند از ما یک انسان سرسخت و موفق بسازد. قطعاً تجربه از هر نوعی که باشد ارزشمند است. ما برای پیشرفت و کسب مهارت نیازمند آزمون و خطا هستیم و در برخی مواقع این مسیر با کمک دیگران هموارتر می‌شود. تعداد شکست‌های ما اهمیتی ندارد. مهم این است که ما از آن شکست‌ها درس بگیریم و آن‌ها را با دیگران به اشتراک بگذاریم.شما چقدر به استفاده از تجربیات خود یا دیگران اهمیت می‌دهید؟منابع:منبع1، منبع2، منبع3</description>
                <category>Ameneh</category>
                <author>Ameneh</author>
                <pubDate>Mon, 27 Feb 2023 15:49:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مؤثرترین راههای مدیریت استرس</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38655504/%D9%85%D8%A4%D8%AB%D8%B1%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3-x7muw5ngtf0q</link>
                <description>وجه تمایز ما با دیگران در شرایط استرس‌زا قدرت کنترل ماست. مهارت مدیریت استرس با کشف راه‌های آن امری دور از انتظار نیست. هر چقدر آگاهی خود را نسبت به آسیب‌های استرس بالا ببریم انگیزه بیشتری برای مدیریت آن داریم. در مقاله قبل اثرات مخرب استرس را بیان کردیم در این متن را‌ه‌های کنترل آن را می‌آموزیم.ورزش؛ راهکاری بالفعل در مدیریت استرسفعالیت بدنی یکی از کارهایی است که هنگام فشار روانی معجزه می‌کند. یک پیاده‌روی ساده و چند نفس عمیق حال و هوای ما را به سرعت تغییر می‌دهد و به کنترل استرس کمک زیادی می‌کند. ورزش‌های گروهی نیز گزینه خوبی برای بهبود شرایط روانی هستند. گاهی حضور در یک جمع دوستانه و انجام چند حرکت ورزشی از هر درمان دارویی موثرتر عمل می‌کند.مدیریت زمان ؛ اقدامی شگفت انگیز در کنترل استرسبخش عمده‌ای از استرس ما ناشی از نداشتن برنامه‌ریزی است. اگر برای فعالیت‌های روزانه خود بصورت مرتب برنامه‌ریزی کنیم، دیگر دغدغه کمبود زمان نداریم. از طرفی کارایی ما افزایش می‌یابد و انگیزه کافی برای بهبود فعالیت‌هایمان را بدست می‌آوریم. همه ما نیاز داریم تا برای کسب آرامش مهارت لازم در مدیریت زمان را کسب کنیم.رژیم غذایی مناسب؛ تاثیرگذاری خاموش در مدیریت اضطرابتوجه به نوع تغذیه از موارد مهمی است که می‌تواند از بروز یا تشدید استرس جلوگیری کند. برخی عادت‌های بد غذایی مانند: کافئین، الکل، قند و فست‌وفود سبب تضعیف سیستم ایمنی و عصبی می‌شود. اما در مقابل یک رژیم غذایی مناسب علاوه بر تأمین منابع مورد نیاز بدن، به ما در مقابله با عوامل استرس‌زا کمک می‌کند.مدیتیشن؛ عملی کارآمد در مدیریت استرسیکی از راه‌های موثر کاهش استرس انجام مدیتیشن است. مدیتیشن با تکیه بر تمرکز ذهن، افکار منفی را از ما دور می‌کند و سبب آرامش اعصاب می‌شود. این کار نه تنها در کوتاه‌مدت اثرگذار است بلکه در بلندمدت نیز استرس را از ما دور می‌کند. مراحل انجام مدیتیشن به شرح زیر است:انتخاب یک مکان مناسببستن چشم‌ها به آرامیرها کردن خود از افکار مزاحمتمرکز کردن بر افکار مثبت و ادامه دادن تا رسیدن به آرامششناسایی منبع استرس زا؛ نقطه عطف مدیریت اضطرابدر صورتی که عامل استرس‌ را بشناسیم سریع‌تر می‌توانیم فشار روانی را کنترل کنیم. اما اگر قادر به تغییر آن نبودیم بهتر است خود را با شرایط سازگار کنیم و راهی برای آرامش بیشتر بیابیم. قطعا نوع نگاه ما به زندگی، تحمل مشکلات و فشارهای روانی ناشی از آن را، راحت‌تر می‌کند. تمرین غلبه بر اضطراب از ما انسانی سرسخت و قوی می‌سازد.ارتباط با دیگران؛ امدادگری مفید در کنترل استرساکثر ما در شرایط استرس‌زا معمولاً دنبال یک گوش شنوا هستیم. صحبت کردن در مورد فشار روانی ما را به آرامش می‌رساند و اصطلاحاً احساس سبکی می‌کنیم. گاهی نیز با ارائه راهکار از سوی طرف مقابل به راه‌حل مؤثری می‌رسیم. اگر این مشاوره از سوی یک روانشناس یا شخص حرفه‌ای باشد قطعا تاثیر بیشتری خواهد داشت.جمع بندیهیچ کس با استرس بیگانه نیست. اما آنچه اهمیت دارد نوع رفتار ما در شرایط استرس‌زا است. ما باید یاد بگیریم که در چنین شرایطی خونسردی خود را حفظ کنیم و راهی برای رها شدن از آن وضعیت بیابیم. نکته مهم این است که همه ما توانایی مدیریت استرس را داریم فقط لازم است با راه‌های کنترل آن آشنا شویم. کسب این مهارت ما را به انسانی قوی و شکست‌ناپذیر تبدیل می‌کند.شما در شرایط استرس‌زا برای غلبه بر آن چه کارهایی انجام می‌دهید آن را با ما به اشتراک بگذارید.منابع:منبع1، منبع2، منبع3، منبع4</description>
                <category>Ameneh</category>
                <author>Ameneh</author>
                <pubDate>Sun, 26 Feb 2023 20:57:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>7 اثر مخرب و باورنکردنی استرس بر بدن</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38655504/7-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%85%D8%AE%D8%B1%D8%A8-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%86%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D8%AF%D9%86-vqmqrprs1ppy</link>
                <description>خودت را کنترل کن. بارها این جمله را در لحظات استرس‌زا و حساس زندگی شنیده‌ایم. یا با خود زمزمه کرده‌ایم. همه ما قطعاً تجربه استرس را با شدت و ضعف در شرایط مختلف داشته‌ایم و آن را بخش جدایی‌ناپذیر زندگی امروز می‌دانیم. در این متن می‌خواهیم اثرات مخرب استرس را بیشتر بشناسیم.تضعیف سیستم ایمنی بدنهمه ما می‌دانیم که سیستم ایمنی بدن نقش مهمی در مبارزه با عوامل بیماری‌‌زا دارد. تداوم استرس می‌تواند با کاهش تعداد گلبول‌های سفید خون سبب اختلال در عملکرد این سیستم دفاعی شود و خطر ابتلا به انواع بیماری‌های جسمی و روحی را افزایش دهد. البته گاهی این تاثیر غیرمستقیم است و راه‌حلی که ما برای مقابله با استرس انتخاب می‌کنیم سبب ضعف سیستم ایمنی بدن می‌شود.مشکلات گوارشیاحتمالا بیشتر ما تجربه دل درد یا سوزش معده و حتی حالت تهوع را در هنگام اضطراب داشته‌ایم. برخی مواقع حتی می‌توان علائم بیشتری مانند: یبوست یا اسهال را نیز مشاهد کرد. در واقع همه این علائم محصول یک فشار روانی است و تا زمانی که علت استرس درمان نشود چنین وضعیتی ادامه خواهد داشت.بیماری‌های قلبی و عروقیاسترس از طریق افزایش ضربان قلب، کلسترول و فشار خون می‌تواند سبب بروز مشکلات قلبی شود. افرادی که توانایی کنترل هیجان‌های ناشی از استرس را ندارند یا بیشتر از دیگران تحت فشار عصبی هستند معمولا همیشه در معرض سکته قلبی قرار دارند. البته برخی رفتارها برای غلبه بر اضطراب مانند: استعمال دخانیات این بیماری‌ها را تشدید می‌کند.اختلال در خوابتاثیر فشارهای روانی بر خواب بر هیچ کس پوشیده نیست. همه ما در موقعیت‌های استرس‌زا اصطلاحاً بدخواب شده‌ایم. این بی‌خوابی انرژی ما را کاهش می‌دهد و تمرکز کافی برای انجام کارها را از ما می‌گیرد. از طرفی همین کمبود خواب خود دلیلی برای افزایش استرس می‌شود. چنین وضعیتی اگر در بلند مدت ادامه یابد زمینه ساز بسیاری از بیمارها می‌شود.آسیب‌های پوست و مواضطراب می‌تواند بیماری‌های پوستی را تشدید کند و یا مشکلات پوستی جدیدی را بوجود آورد. بعضی از جوش‌ها، آکنه یا تبخال‌هایی که روی پوست دیده می‌شود محصول همین فشارهای روانی هستند. پیری زودرس پوست یکی دیگر از عوارض استرس است. شرایط استرس‌زا حتی می‌تواند بر رشد موها نیز تاثیر بگذارد یا سبب ریزش آن‌ها شود.تغییرات وزنعکس‌العمل افراد در مواجهه با استرس متفاوت است. برخی با هر گونه فشار عصبی، برای غلبه بر آن شروع به پرخوری می‌کنند. اما برخی دیگر اشتهای خود را از دست می‌دهند. از این رو براساس نوع واکنش دچار تغییر وزن می‌شوند. حتی بعضی معتقد هستند بدون آنکه پرخوری کرده باشند با کوچک‌ترین فشار عصبی دچار اضافه وزن می‌شوند.مشکلات مغز و اعصاباگر هیچ اقدام جدی برای کنترل استرس انجام نشود، یکی از پیامدهای خطرناک آن اختلال در سیستم مغز و اعصاب است. در چنین حالتی بازگشت به شرایط قبل سخت یا غیرممکن می‌شود. عمده آسیب‌های ناشی از استرس بر مغز شامل موارد زیر است:کوچک شدن مغزکاهش تولید سلول‌های جدیدسکته مغزیاختلالات روانی و افسردگیکاهش حافظهجمع بندیشاید قدری عجیب به نظر برسد اما این یک واقعیت است که استرس می‌تواند سبب اختلال در عملکرد طبیعی بدن شود و تمام قسمت‌های مختلف آن را تحت تاثیر قرار دهد. حتی بیماری‌هایی را ایجاد کند که تاکنون فرد به آن مبتلا نشده است. هر چند افراد در مواجعه با استرس واکنش یکسان ندارند. اما آنچه اهمیت دارد تلاش ما در عبور از این وضعیت است.منابع:منبع1، منبع2، منبع3، منبع4، منبع5، منبع6، منبع7</description>
                <category>Ameneh</category>
                <author>Ameneh</author>
                <pubDate>Sat, 25 Feb 2023 21:04:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اراده؛ زره پولادین افراد موفق</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38655504/%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B2%D8%B1%D9%87-%D9%BE%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-kwwhgyxbc2lc</link>
                <description>خواستن توانستن است. زیباترین توصیف از اراده را می‌توان در این جمله پیدا کرد. این ویژگی ضروری، هر غیرممکنی را ممکن می‌کند و راه‌های ناهموار مسیر پیشرفت و ترقی را هموار می‌سازد. ما با داشتن اراده قوی می‌توانیم قله‌های موفقیت را براحتی طی کنیم و از هیچ شکستی ترسی به دل راه ندهیم. این متن می‌خواهد اهمیت و جایگاه اراده را در زندگی ما یادآوری کند.اراده چیست؟اراده در واقع جدالی درونی برای رسیدن یا به تاخیر انداختن اهداف است و بشدت تحت تاثیر استرس، انرژی و طرز فکر ما قرار دارد. اراده قوی به معنای شکست‌ناپذیر بودن نیست، بلکه به معنای آموختن از شکست‌ها و شروع دوباره است. این ویژگی نقش مهمی در رسیدن ما به اهدافمان دارد. بنابراین هر چقدر انگیزه و اراده خود را تقویت کنیم به موفقیت نزدیک‌تر می‌شویم.اراده چه مزایایی دارد؟انسان با اراده در مقابل هر چالشی سربلند عمل می‌کند و از رویارویی با مشکلات هیچ گونه ترسی ندارند. برای داشتن اراده قوی باید نقاط ضعف خود را شناخت و در برطرف کردن آن‌ها کوشا بود. این ویژگی دارای مزایای زیر است:افزایش کاراییبرنامه داشتنتقویت اعتماد به نفسمستقل بودنکنترل احساساتراه های تقویت اراده چیست؟اراده انسان‌ها در همه‌ی کارها یکسان نیست و معمولا تحت تاثیر علایق آن‌ها قرار دارد. با این وجود داشتن اراده قوی امری شدنی است و می‌توان با تکنیک‌های خاصی آن را تقویت کرد. در زیر به برخی از راه‌های تقویت آن اشاره شده است:تمرین خودکنترلیبرنامه‌ریزی و نظم در کارهاافزایش خودآگاهیورزش و مدیتیشنتغذیه و استراحت مناسبانجام گام به گام کارهاحفظ آرامش در زندگیدوری از افراد منفی‌نگرتاخیر نداشتن در انجام کارهاتلقین مثبتویژگی افراد با اراده کدام است؟مهم‌ترین ویژگی افراد با اراده درس گرفتن از شکست‌ها و عدم تاخیر در انجام کارها است. آن‌ها هیچ گاه ناامید نمی‌شوند و پیوسته در حال تلاش و یادگیری هستند و بر روی نقاط قوت خود تمرکز می‌کنند. تا سریع‌تر به اهدافشان برسند. سایر ویژگی‌های این افراد شامل موارد زیر است:دارای اهداف مشخصقدرت تصمیم‌گیری و انتخاب درستدرک منطقی نسبت به شرایط خودمسئولیت‌پذیر بودنصبور و با انگیزهانتقاد پذیرندادامه تلاش در شرایط سختافراد با اراده ضعیف چه ویژگی دارند؟افراد بی‌اراده معمولا خیلی زود ناامید می‌شوند و خستگی بر آن‌ها غلبه می‌کند. آن‌ها با کوچک‌ترین مشکلی از ادامه کار منصرف می‌شوند و با هر بهانه‌ای دست از تلاش برمی‌دارند. عمده خصوصیات این افراد به شرح زیر است:تنبلی در انجام کارهاسردرگمی در انتخاب و شروع کارهاعجول بودننداشتن صبر و حوصلهمنفی باف بودنپیگر نبودن در انجام امورراحت طلب بودننتیجه گیریاراده و همت بالا انجام کارهای سخت را برای ما آسان می‌کند. انسان‌های سخت کوش به داشتن اراده قوی معروف هستند. این افراد همیشه مورد احترام و تحسین اطرافیان خود قرار دارند و انجام هیچ کاری برای آن‌ها غیرممکن نیست. آن‌ها با تقویت اراده به تمام خواسته‌های خود دست پیدا می‌کنند و از این طریق به حس رضایت و آرامش درونی می‌رسند.آیا شما هم در انجام کارهای خود اراده قوی دارید؟منابع:منبع 1                    منبع2                   منبع3                    منبع4                        منبع 5</description>
                <category>Ameneh</category>
                <author>Ameneh</author>
                <pubDate>Wed, 22 Feb 2023 17:18:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت زمان دغدغه ای انکارناپذیر</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38655504/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%BA%D8%AF%D8%BA%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1-dfabzitxqq20</link>
                <description>وقت طلاست. جمله‌ای که بارها شنیده‌ایم و تنها زمانی به درک عمیقی از آن رسیده‌ایم که نتیجه کار ما بشدت به زمان وابسته بوده است. در این حالت ارزش هر ثانیه را با تمام وجود احساس کرده‌ایم. در چنین شرایطی مدیریت زمان یکی از راهکارهای ارزشمندی است که در صورت دستیابی به آن، ما را به موفقیت‌های بزرگی می‌رساند. این متن قصد دارد  در درک اهمیت این مهارت کاربردی نقشی هر چند کوچک ایفا کند.مدیریت زمان چیست؟مدیریت زمان به معنای کار بیشتر نیست بلکه مفهوم آن استفاده بهینه از زمان است. یعنی نهایت بهره‌وری را از وقت خود داشته باشیم بدون آنکه تحت فشار قرار گیریم. در واقع ما با برنامه‌ریزی و اولویت‌بندی کارهای خود، از یک نظم خاص در انجام آنها پیروی می‌کنیم و همین امر سبب تعادل بین کار و زندگی می‌شود.مدیریت زمان چه مزایایی دارد؟مدیریت زمان یک تکنیک مهم است که سبب می‌شود تا گامهای موثرتری برای رسیدن به موفقیت طی کنیم.  این تکنیک سبب پویایی ما در زندگی می‌شود و حس قدرت و مفید بودن را در ما افزایش می‌دهد. فواید مدیریت زمان شامل موارد زیر است:نهایت استفاده از زمان و موقعیت خودپی بردن به اهمیت برنامه ریزیانجام به موقع کارهاانجام کارهای بیشتر با کیفیت بالاترکاهش استرس و افزایش رضایت از خودافزایش اعتماد به نفس و قدرت تصمیم‌گیریداشتن زمان بیشتر برای رشد خودهموارسازی مسیر پیشرفتافزایش انگیزهامکان دستیابی سریع‌تر به اهدافبی توجهی به مدیریت زمان چه عواقبی دارد؟در صورتی که مدیریت زمان نادیده گرفته شود ثمره‌ای جز سردرگمی و پشیمانی ندارد. حجم بالای کارهای انجام نشده احساس ضعف و ناامیدی را تشدید می‌کند و سبب نابودی انگیزه جهت ادامه کار می‌شود. سایر پیامدهای ناشی از بی‌توجهی به مدیریت زمان به شرح زیر است:کیفیت کار پایینناکامی در دستیابی به اهدافاحساس شکستاسترس و فشار روانیآشفتگی  و  تشویش در انجام کارچگونه مدیریت زمان داشته باشیم؟مهارتهای مدیریت زمان نیاز به آموزش دارد و این کار با مطالعه و مشاوره گرفتن از افراد موفق و کاردان قابل اجرا است. اما در نهایت باید خود فرد برنامه ریزی را انجام دهد؛ زیرا هیچ کس به اندازه او از شرایطش آگاه نیست. کارهای زیر را برای بهبود مدیریت زمان می توان انجام داد:اولویت بندی کارهاهدف گذاریپایبند بودن به برنامهتمرین افزایش تمرکزتکنیک های مدیریت زمان کدامند؟مدیریت زمان تکنیک‌های متنوعی دارد. که می‌توان با مطالعه و آگاهی از آن‌ها یک یا چند مورد را اجرا کرد. نکته قابل توجه جهت موفقیت در مدیریت زمان تمرین و تکرار پیوسته است. در  زیر به انواع این تکنیک‌ها اشاره شده است:1) تکنیک GTD در این روش جهت کاهش استرس تمام فعالیت‌ها بر روی کاغذ ثبت و دسته‌بندی می‌شود. تا دیگر نگرانی برای فراموشی آن‌ها وجود نداشته باشد. هدف اصلی این تکنیک تمرکز بیشتر و کاهش هواس پرتی است. تا کارها به نحوه احسنت انجام شود.2) پومودورودر این تکنیک پس از 25 دقیقه فعالیت مفید، 2 یا 5 دقیقه استراحت در نظر گرفته می‌شود و لازم است تمرکز بر روی یک فعالیت باشد. آنگاه بعد از گذشت 4 پومودورو ( 4 تا استراحت 2 یا 5 دقیقه‌ای) فرد می‌تواند مجدد به 15 دقیقه استراحت بپردازد.3) بلوکه کردن زماناین تکنیک اجازه می‌دهد تا فرد برای کارهایی که مهم هستند، زمان اختصاصی در نظر گیرد. به عنوان مثال هر روز زمان مشخصی را به یک فعالیت خاص اختصاص دهد.4) قانون پارتو یا 80/20این قانون معتقد است می‌توان با 20 درصد کار به 80 درصد نتیجه دست یافت و با این دید انرژی لازم را برای فعالیت‌ها دیگر ذخیره کرد.5) سیستم 4Dاین روش بر اولویت‌بندی فعالیت‌ها براساس درجه اهمیت آن‌ها تاکید دارد. با این کار فعالیت‌های مهم‌تر در دسته‌بندی‌های بالاتر قرار می‌گیرند.6) فهرست یا لیست نویسی (To Do List)در این تکنیک شخص موظف است هر روز لیست کارهای مربوط به روز بعد خود را یادداشت کند. سپس با اتمام فعالیت مقابل آن تیک بزند.7) یادآوری با کاغذهای یادآوردر این روش یک دفترچه برای 90 روز تهیه می‌شود. سپس فرد کارهایی را که قرار است در آینده انجام دهد، در صفحه مربوط به آن روز یادداشت می‌کند. با این کار، ذهن دیگر دغدغه فراموش کردن کارهای مهم آینده را ندارد.نتیجه گیریمدیریت زمان یک مهارت کاربردی است که انجام آن برای دستیابی به اهداف کوتاه مدت و بلندمدت ضرورت دارد. این کار نظم خاصی به برنامه‌های ما می‌دهد و از اتلاف وقت جلوگیری می‌کند. این تکنیک به معنای بی‌توجهی به خود و اولویت قرار دادن کارها نیست، بلکه هدف اصلی آن رسیدن به آرامش درونی و وقت گذاشتن برای خود است.پیشنهادات خود را درباره چگونگی مدیریت زمان با ما به اشتراک بگذارید.منابع:منبع 1 منبع 2 منبع 3  منبع 4  منبع 5 </description>
                <category>Ameneh</category>
                <author>Ameneh</author>
                <pubDate>Tue, 21 Feb 2023 15:54:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خصلتی حیاتی به نام اعتماد به نفس</title>
                <link>https://virgool.io/@m_38655504/%D8%AE%D8%B5%D9%84%D8%AA%DB%8C-%D8%AD%DB%8C%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3-aw9qwom2xdew</link>
                <description>خود را دست کم نگیرید. شاید این ساده‌ترین تعریف از اعتماد به نفس باشد. ویژگی عالی که در صورت برخورداری از آن مقابله با هر چالشی آسان می‌شود. این خصلت رابطه تنگاتنگی با مهارت‌های ما دارد. بنابراین هر چه مهارت‌های خود را گسترش دهیم، اعتماد به نفس خود را افزایش داده‌ایم. در ادامه این مطلب اطلاعات بیشتری در مورد این خصلت کسب می‌کنیم.ویژگی افراد با اعتماد به نفس بالاشاید بارزترین خصوصیت افراد با اعتماد به نفس بالا اقتدار کلامی آن‌ها باشد. که در نگاه اول شنونده را مجذوب خود می‌کند. اما این افراد ویژگی‌های دیگری دارند که در زیر به آن‌ها اشاره می‌شود:کنترل احساساتنداشتن ترس و حسادت از موفقیت دیگرانزودرنج نبودنتمرکز بر روی نقاط قوت خودتصمیم‌گیری قاطعانهپیش قدم در انجام کارهافروتن و گشاده‌رو بودنفعال و پویا در یادگیریویژگی‌های افراد با اعتماد به نفس پایینکمبود اعتماد به نفس براحتی در رفتار فرد قابل شناسایی است. زیرا در برخورد با دیگران یا قرار گرفتن در موقعیت‌های مختلف واکنش‌هایی از خود نشان می‌دهیم که می‌تواند گویای عدم وجود این خصلت در او باشد. به طور کلی افرادی که کمبود اعتماد به نفس دارند دارای این نشانه‌ها هستند:گریزان بودن از جمعبیهوده با دیگران موافقت کردنانتقادپذیر نبودنترس از ابراز عقیدهتغییر عقیده مداومواکنش نامناسب در برابر تحسین دیگرانزود تسلیم شدنمقایسه کردن خود با دیگرانتوجیه اشتباهات یا مقصر جلوه دادن دیگرانحالت تدافعی داشتنمنفی‌بافی کردنترس از تغییر و آیندهمنتظر تایید دیگران بودنکمال‌گرا بودنراه های افزایش اعتماد به نفساعتماد به نفس ویژگی است که با آموزش اصولی و تمرین بدست می‌آید. مراجعه به روانشناس راهکاری علمی و کاربردی است. با این حال روش‌هایی وجود دارد که با تقویت آن‌ها بتوان به افزایش اعتماد به نفس کمک کرد. برخی از راه‌های افزایش اعتماد به نفس شامل موارد زیر است:خودباوریبا اقتدار صحبت کردنتقویت زبان بدنپوشش مناسبدائما در حال یادگیری و آموزش بودنورزش کردندوری از آدمهای منفی‌نگرتمرین نه گفتنعدم سرزنش خوددلایل کمبود اعتماد به نفساطرافیان نقش مهمی در بهبود یا تضعیف اعتماد به نفس ما دارند و معمولا منشا ضعف این خصلت به دوران کودکی برمی‌گردد. از این‌رو روانشناسان جهت رفع این مشکلات به ارزیابی دوران کودکی شخص می‌پردازند. اما می‌توان گفت عمده دلایلی کمبود اعتماد به نفس به شرح زیر است:دریافت بازخورد منفیبی‌توجهی پدر و مادردعوای والدیننداشتن حامی یا حمایت بی‌جا از سوی اطرافیانضربه روحیمورد سوءاستفاده قرار گرفتننتیجه گیریبرای موفقیت و پیشرفت در زندگی کاری و خانوادگی وجود اعتماد به نفس ضروری است؛ زیرا این خصلت به ما کمک می‌کند تا بتوانیم استقلال خود را بدست آوریم و مسئولیت‌هایی را که به ما واگذار می‌شود، به نحو احسنت انجام دهیم. علاوه بر آن توانایی‌ها و قابلیت‌های خود را شکوفا سازیم. اما نکته امیدوارکننده این است که در صورت ضعف نیز می‌توان آن را بهبود بخشید.شما برای تقویت اعتماد به نفس چه راهکارهایی دارید؟منابع:https://mostafaee.com/portfolio/etemad-be-nafs/https://irselfmade.com/a-sign-of-confidence/https://www.chetor.com/45297-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D8%A6%D9%85-%DA%A9%D9%85%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3/https://www.chetor.com/42704-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7/https://pezeshkekhoob.com/blog/self-steem/https://www.chetor.com/29919-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%86/https://saednews.com/.post/jdidtrin-mtn-angizshi-baraye-afzaish-aetmad-be-nfs</description>
                <category>Ameneh</category>
                <author>Ameneh</author>
                <pubDate>Mon, 20 Feb 2023 20:49:42 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>